مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 69
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایستهی عزیز
باز هم هدایت به موقع و زیبای پروردگار.
فایل دیروز سفرنامه توحید عملی ۶ رو گوش دادم، تو یکی از کامنتا دیدم که راجب فایل ۵ هم گفته بود.
تصمیم گرفتم دانلودش کنم و شب گوش بدم، حس میکردم این هدایتی از طرف پروردگاره و من باید بهش عمل کنم.
شب فایلو گوش دادم و وسطش یهو یه چیزی به ذهنم اومد که اصلا باورم نمیشد.
شرک مخفی در وجودم که هیچوقت به ذهنم خطور نکردهبود.
فهمیدم من زیادی نظر خانوادهام مخصوصا پدرم برام مهمه.
همین موضوع باعث شدهبود که همواره در پی راضی کردن اونا باشم و این استرس و فشار زیادی رو بهم وارد میکرد.
با اینکه بعضی وقتا کاملا مخالف میل اونا و طبق میل خودم بودم ولی همون هم با کلی عذاب وجدان و ناراحتی بود از اینکه اونا رو ناراحت کردم و یا اینکه از خودم ناامیدشون کردم.
دیروز فهمیدم که وابستگی تقریبا زیادی به پدرم دارم.
در حالی که کلا از بچگی آدم مستقلی بودم، مسائل و مشکلاتی که اعضای خانوادهم داشتند، آزارم نمیداد و هیچگاه حتی تلاش هم نمیکردم که در اونا دخالت کنم و گاهی حتی نمیپرسیدم و برام مهم نبود اینکه بدونم اونا چه مشکلی دارن، چون از من کاری برنمیاومد و به نظرم خودشون باید مشکلاتشون رو حل میکردن.
به هرحال نمیدونم اینا از روی ضعفم بود یا از روی استقلال و عدم وابستگی و توحید.
ولی اینو فهمیدم که من همیشه خودم رو مدیون پدرم میدونم، چون اون کلی برای ما تلاش میکنه، کلی پول خرجم کرده، همیشه دربرابر خواستههام کوتاه اومده، و همیشه حس میکنم بیشتر از بقیه بچههاش برای من تلاش کرده،برای همین همیشه سعی داشتم راضی نگهش دارم،
و این نشون دهندهی یه شرک مخفی هست که من تو وجودم دارم.
فایل امروز که دربارهی روابط بود بهم نشون داد که این یکی از بزرگترین ایرادات منه و باید خیلی جدی حلش کنم.
استاد شما همیشه میگفتین توحید همهچیز و اصله. و من فکر کنم تازه کمی مطلب رو فهمیدم و میخوام تمام تلاشم رو بکنم تا بتونم توحید رو در عمل اجرا بکنم.
خدایا شکرت برای هدایتت بینظیرت.❤
به نام خداوند بخشاینده و مهربان
روز 55ام از روزشمار تحولم
وابستگی مسئله ی بزرگیه که من دارم.یادمه از بچگی به وسایلم وابسته بودم.همه دوستام تو دوران بچگی کلی بهم هدیه میدادن ولی من اصلا قادر نبودم از وسایلم بگذرم و بهشون هدیه بدم. همش برای خودم سوال بود که چرا. الان هم به شدت به مادرم وابسته م .البته بعدِ از دست دادن پدرم اینقدر زیاد شد. فکر میکنم برای اینکه بتونم وابستگی هامو کنار بذارم باید از بخشیدن یا کنار گذاشتن وسایل شخصی ای که دوسشون دارم شروع کنم.
سپاس استاد و خانم شایسته ی عزیز🍀🍀🍀🌷🌷🌷🌷💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
سلام..
نقش قضاوت :
در روابط:
داشتم فکر میکردم اگر منم با یکی وارد رابطه شم بعد چند سال با طرف باسم و کلی خاطره و عشق و لذت باهاش داشته باسم بعد یهو طرف بگه من دگ نیستم!! من دگ رفتم !!! اون وقت چه واکنشی نشون میدم ؟؟؟ منی که الان وارد رابطه نشدم نمیتونم یه کسی رو مورد قضاوت قرار بدم که بعد چند سال رابطه ی عاطفی یهو طرف ولت کرده مثلا رفته با یکی دگ پس چرا اینقدرررز داغونی ؟؟!!!
خب این قضاوت کردنه …
اگر خودمم توی این شرایط بودم ایا غصه دار نمیشدم !!!
این مورد رو در هر چیزی بسنجید..
فرض کن یه کسب و کاری داری چندین سال زمان براش گذاشتی بعد شغلت رو به هر دلیلی اعم از اشتباه خودت وووو هر چیز دیگه ای از دست میدی ایا ناراحت نمیشی؟؟
پس وقتی میشه ادم ها رو قضاوت کرد که اول از همه خودت رو توی شرایط روحی و احساسی اون قرار بدی و بعد اون رو قضاوت کن !!!
تویی که تا حالا بچه نداشتی نمیتونی کسی دگ ای رو که بچش رو از دست داذه قضاوت کنی که چرا ناراحته !!!! و دنبال این نباش که بهش دلداری بدی !!!
توحید اینجاها خودش رو نشون میده…
توحید وقتی خودش رو نشون میده که رابطه ی چند سالت از هم میپاشه و بعد خیلی نگران نیستی !!! نه اینکه تا حالا رابطه نداشتی بعد بیای طرف رو قضاوت کنی !!!
استیو جابز از شرکت خودش اخراج شد بعد باز تونست رشد کنه !!!
توحید توی برخورد با تضاد ها و واکنش دادن به تضاد ها خودش رو نشون میده…
سلام..
وابستگی :
وابستگی همون فاکتوریه که انسان رو از خوشبختی دور میکنه.. وابستگی به هر چیزی انسان رو از بین میبره… خواه روابط.. خواه پول..خواه شهرت و مقام و قدرت..خواه مواد مخدر..خواه کسب و کار ووووووو….
وقتی که روی نیروی درونیت متکی نباشی و پایه های زندگیت رو روی چیزی غیر از نیروی درونت میچینی با نبود اون فاکتور بیرونی از بین میری…
این وابستگیه ذهنیه !!!
یعنی تو ذهنت خیلی داری بها میدی به اون فاکتور بیرونی…!!!
بحث بحث بی احترامی نیست..
بحث بحث چیدن سنگ بنای زندگیه !!!
روی چی زندگیت رو داری میچینی ؟؟؟
روی پوچ !!!
خب فرض کن به رابطتت به شدت وابسته شدی و همه چیزت رو روی اون چیدی اومدیم این رابطه به هر دلیلی اعم از طلاق یا مرگ یا جدایی تموم شد تو باید از هم بپاشی؟؟!!! خب این نشد یه رابطه ی دیگه !!!
اصن اولا این خلا هستس و اعتیاده به یک فرده و اسمش عشق در روابط نیست.. اسمش اعتیاده به انسانه !!! که وقتی اون ادمه دو روز کنارت نیست دهن گوشی موبایلت رو سرویس میکنی اینقدر که دلتنگی میکنی… این به نظر من خلا روحیه !!!
کسی که درونن پر باشه و متکی به خدای خودش باشه و با خودش حال میکنه اصلا به چیزی نمیچسبه و سعی میکنه همیشه رها باشه و سبک بال باشه.. مثل یه کودک !!!
کودکان چون باورهای خداگونه ای دارن اصلا دیدید که چقدر رها و بیخیالن !!! نه نگران ایندن.. نه نگران ترامپن.. نه نگران امریکان.. نه نگران دلارن… نه نگران خوراک و فلاننن ووووو چرا ؟؟؟
چرا نگران نیستن ؟؟؟ چون درونن وصلن به یک نیروی بالاتر.. چون درونن به خدای خودشون وصلن !!!
کسی که به اقیانوسی از اگاهی وصل باشه هرگز نمیره لب شیر اب چیکه چیکه گدایی اب کنه !!
چون ذهنش پر از باورهای قشنگ و خداییه.. به خاطر همین اینقدر بی خیال و ارومه !!!
ولی وقتی روی خودت کار نمیکنی از همه چی میترسی و روی همه چی حساب میکنی الی توانایی های خودت و خدای خودت… مثل خیلی از ادما !!! از همه چی میترسن… از بالا و پایین شدن دلار.. از گرونی… از تحریم.. از امریکا..وووووو
ولی وقتی یواش یواش گوشت رو میبندی به این حرفا و اجازه میدی باورهای خداگونه اروم اروم بشینه توی ذهنت .. اروم اروم به خودت نزدیکتر میشی و به خودت وصل میشی و رهاتر میشی و مقاومت هات کمتر میشه.. و به خودت میگی پسررررر چرا اینقدر مقاومت میکنم در برابر امر خداوند و تسلیم نیستم و خودم رو نمیندازم در اغوش خدا و از ترس ها و نگرانی هام رها نمیکنم خودم رو … و یهوووو داد بزنم بگممممم اخیششششش راحت شدم.. توی اون محیط مزخرف داشتم خفه میشدم !!!! مثل یه بچه ای که روی درخته و پدرش این پایین همش میگه نترس بپر تو بغلم و راحت کن خودت رو و بچه میپره و راحت میشه !!! این یعنی تسلیم بودن !!!
یعنی اقا خودت رو بسپر به جریان هدایت الهی و اجازه بده ببرتت هر جا دلش خواست !!! نذار عقده بشه برات روزای قشنگ زندگیت !!! حرف مردم باد هواس!!! خودن رو گول نزن !!! ازاد کن خودت رو !!! رها کن خودت رو !!! بذار بازم بزسی به اون خلوصی که داشتی !!! این جماعت هویت خودش رو فراموش کرده !!!
فکز کنم کم کم یه کوچولو دارم درک میکنم که فایل مقدمه استاد گفت عده ی کثیری از مزدم فقط میدوئن و برگی در بادن یعنی چی … یعنی هویت ندارن از خودشون !!! اینقدر باورهای نادرست دغرن توی ذهنشون که فقط میدوئن !!!
ادمای موفق نمیدوئن.. زجر نمیکشن… اونا از قدرت تفکرشون استفاده میکنن نه از زور بازوشون !!! ادمای موفق خودشون رو میسپرن به جریان هدایت الهی !!! خیلی خوب بلدن ذهنشون رو کنترل کنن که رای و نظر و نگاه مردم به اندازه ی پشیزی براشون مهم نباشه !!! اونا کسایین که به سبک خودشون زندگی میکنن و شجاعت و شهامت دارن که برای خودشون زندگی کنن و باری به هر جهت نباشن !!!!
ولی ادمای ضعیف فقط دنبال عامل بیرونین بزای زندگی.. برای زندگی نه …. برای زنده بودن !!!
پس اگر خیلی میچسبی به داشته هات بدون در مسیر نادرستی !!! بدون باورهات خیلی ایراد داره.. بدون از لحاظ ذهنی مشرکی !!! بدون وابسته ای!!!بدون ایمان نداری !!! کسی که باورش این باشه خداوند دستش رو میگیزه به چیزی نمیچسبه و خودش رو رها میکنه .. رها میکنه از ترس و نکرانی و اضطراب دائمی !!!
ولی وقتی گوشت رو به هر حرف لهو و چرتی باز میذاری مهم نیست چقدررر روی خودت کار میکنی باورهات تغییر نمیکنه و نمیتونی از ترس هات بگذری !!!
وقتی که توکل نداری تو مشرکی !!!
اولین نشانه ی توکل چیه ؟؟؟
احساس ارامش !!! احساس بیخیالی !!! احساس لذت !!! احساس عشق !!!
اون وقت باید ادامه بدی تا رها بشی … مقاومت در برابر تغییر رو کنار بذاری … و به دنبال نگه داشتن و چسبیدن به یک چیز خاص نباشی …
سلام خدای من ؛ از اینکه هدایتم کردی امروز هم کامنت های محبوب را بخوانم و هم بعضی از جواب های بچه ها به کامنت ها بینهایت سپاسگزارم . هر کس از کامنت ها چیزی برداشت کرد خصوصا کامنت بسیاز زیبای دوست عزیزم آقای محمد مروجی که در مورد شیوه ی شخصی خودش در صحبت با خدا بود که من ناخودآگاه بدون اینکه خودم بخوام به جواب های یک سری از بچه های گروه هدایت شدم اینجا بود که با تمام سلولهای بدنم متوجه شدم که آگاهیی که آقای مروجی بهش رسیده در مورد صحبت با خدا دقیقا مثل همون چیزی است که من بهش رسیدم ولی درک این شیوه تکامل می خواد و هر کسی حتی بچه های این سایت که دارند روی خودشون کار میکنند باید بهش برسند که خداوند خیلی خیلی راحت تر از اون چیزی که فکر می کنیم آمادس که باهاش حرف بزنیم و ارتباط برقرار کنیم و بعدش حرفش رو بشنویم قرآن معجزه است ولی بعد از ۱۴۰۰ سال توحیدش برای ماست ما که خدا رو به عنوان بالاترین قدرت می شناسیم در این زمان که آگاهی ها خیلی خیلی بیشتر از زمان پیامبر هست ( قابل مقایسه اصلا نیست)؛ برای زمانه ی ما توحید قران و قانون جذب اش که سراسر قرآن هست برای ماست و بقیه اش مختص اون زمان بوده یعنی مناسب افراد بت پرست اون زمان که باید وسیله ای بهشون به نام نماز معرفی می شد تا دست از بت پرستی که ساخته ی دست خودشان بود بردارند من که قبل از اینکه با این سایت آشنا بشم به این آگاهی رسیده بودم و خداوند برای شناخت بیشتر خودش و عمل کردن به قوانین بدون تغییرش منو به این سایت زیبا هدایت کرد من همواره در حال یادگیری هستم و همیشه شاگرد مکتب توحید باقی خواهم ماند به خدا قسم همه ی مواردی که گفتم همینطوری به دلم افتاد که باید اینجا بگم ولی مطمئنم کسانی که در مورد کامنت دوست عزیزم آقای مروجی جبهه گرفتند الان با گذشت ۳ سال و چند ماه مطمئنم خودشون متوجه شدند و الان همون دوستان این مطالب رو تایید می کنند خدایا بابت همه چیز سپاسگزارم
به نام الله 🌸🌸🌸
با سلام روز پنجاه و پنجم ،سفرنامه
همون طوری که خودت استاد گفتن ،از هیچ کس در زندگی مون بت نسازیم ،وهمینطور که گفتن چیزهای رو بپذیریم و وارد زندگی کنیم که به ثروت و رشد و موفقیت ما کمک کنه ،نظر بنده در مورد این فایل این که زندگی شخصی استاد ،از اسمش پیداست شخصی !!!!
در جامعه ما خیلی ها فقط درشناسنامه زن و شوهرن و عملا میبینیم ،طلاق عاطفی گرفتن و در کنار هم هیچ احساس خوشبختی ندارندو حتی به هم دیگه تعهد ندارند …
مهم این که دونفر که اینقدر با خودشون در صلحن ،در کنار هم در کمال ارامش مشغول زندگی و لذت بردن هستن .
و کاملا لذت بردم از اون قسمت که گفتن با تمام عشق و علاقه به فرزند عزیزشون ،حق انتخاب بهشون داده .
خوش به حالت استاد ،چه عزت نفسی داری ،اینقدر راحت میایی و حرف تو میزنی و اصلا حرف دیگران واسط مهم نیست .
👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
سلام به دوستای خوبم در روز ۵۵ سفر
خداروشکر که در این مسیری هستم که دارم متوجه میشم جز خدا روی هیچکس نباید حساب کرد و از هیچکس وهیچ چیزی نباید بت ساخت
و در بحث خونه مثال جالبی بود که من فهمیدم هنوز باید کار کنم روی خودم و چقدر این قسمت وظیفه داشتن یا نداشتن رو دوست داشتم من همیشه باورم همین بوده
و اون قسمتی که گفتین وقتی یکی میگه میخوایم تا آخر باهم زندگی کنیم یعنی روی اون رابطه خیلی حساب باز کردیم چقدر همه چیز رو شفاف گفتین
مچکرم از بابت آگاهی هایی که در اختیارمون میذارین
فهمیدم که خودم به خودم سخت بگیرم تا به نتیجه ای برسم که نظر وباور دیگران توش نفوذ نکنه
خداروشکر برای این مسیر وسفر زیبا
درود بر استاد عزیزم
اتفاقأ من از موضوع سبک شخصی شما و نظرات مخالف دوستان که به شما انتقاد تندی داشتن رو خوندم و درس بزرگی گرفتم
از اینکه نکته داستان اینجاست که کلی چیز اطراف ما هست چه خوب و چه بد که همیشه شما اشاره کردید به این مسئله ولی من دقت نداشتم تا الان که این موضوع شما و دوستان در این باب صدق میکنه
و اون این هست که اگه این مسئله خوشایند من نیست چرا اصلأ باید در ذهنم طرح موضوع کنم و اینقدر بهش فکر کنم گرچه قبلأ هم شما گفته بودید که من از اینجا دو نکته از دیدگاه من برداشت میشه؛
۱) الگو های که انتخاب میکنیم خالی از ایراد نیستند و باید اون قسمت صحیح رو الگو برداری میکنیم
۲) اینکه ما فقط و فقط باید به خودمون و رفتارمون توجه کنیم و دقیقأ این کلمه رو استفاده کردید و گفتید “نشید ملا غلط گیر دیگران”
به نام خداوند وهاب و رزاق
سلام به استاد و دوستان عزیز
ردپای ۵۵
خدایا بابت این آگاهی های ناب سپاسگذارم.
خدایا مارا از شرک خفی و شرک آشکار دور کن.
وقتی من فقط و فقط قدرت را از آن خداوند بدانم و حرف مردم برایم اهمیت نداشته باشه.
واینکه من باید احساسم رو از درون تقویت کنم و به عوامل بیرونی دلخوش و وابسته نباشیم.حالا چه همسر و فرزند باشد و چه پدر و مادرو رئیس و …... و فقط تابع قوانین بدون تغییر خداوند باشیم.تا در مشیت فراوانی و وفور نعمت خداوند در زندگیمان قرار بگیریم.
خدایا بابت موحد شدنم سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان هم فرکانسیم.الان که فکرمیکنم میبینم چطور میشه که آدم عاشق کسی باشه اما بهش وابسته نشه،یعنی من با این کارم هم داشتم به خداوند شرک می ورزیدم اما خبرنداشتم با وابستگی به کسانی که دوسشون دارم هم به خودم ظلم می کردم وهم به بقیه .بافراموش کردن اینکه اونیکه داره بهم عشق می ورزه در اصل خداونده ولی از طریق این شخص به شخص وابسته شدیمو با شدت هرچه تمام تر ضربه خوردیمو تحقیرشدیم وچه غصه ها خوردیم .چطورشرک در ذره ذره ی زندگیمون نفوذ کرده ومارو از خوشبختی حقیقی دور کرده ولی ما همونطور نا اگاهانه در جهل زندگی میکنیمو گله وشکایتشم به خدا میکنیم .حالا که میفهمم هرچیزی که دارم تجربه میکنم نتیجه ی فرکانسهای خودمه ومیدونم که یکی از نشانه های توحید وابسته نبودن به کسی حتی عزیزترین کسم هست پس میتونم خودمو به فرکانسهای بالاتر بکشونم وروابط زیباتر ونابتر رو در اون مدارتجربه کنم روابطی که توش رهایی باشه هم برای من و هم اطرافیانم .خدایا سپاسگزارم که هر روز یه درس از توحید رو یادمیگیرم و زندگیمو زیباترمیکنم.