مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 64


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1838 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همه عزیزانم

    ردپای روز پنجاه و پنجم سفرنامه

    باز یک فایل عالی و پاسخ به سوالاتی در ذهنم که به دنبال جواشون بودم و چند روزی دنبال جواب بودم در همون توضیحات اولیه فایل به جوابهایی رسیدم

    خدایا شکرت بابت پاسخهایی که به من ارامش میده

    خدایا کمکم کن فقط میخوام روی خودت حساب کنم و یک ادم توحیدی باشم پس کمکم کن تا نشونها و الهاماتت را درک کنم خدای مهربون سعی میکنم دیگه اصلا بهش فکر نکنم و کار خودمو انجام بدم بقیه رو میسپارم به خودت که میدونم بهترینها رو برای من میخوای و بهترین راهها رو برای من روشن میکنی و این اولین قدم که برداشتم و کلی تردید داشتم اما الان تمام تلاشمو میکنم دیگه بهش فکر نکنم و با ایمان و توکل بهت با دل قرص و قدمهای محکمتر حرکت کنم با باور اینکه حتما حتما حتما خودت بهترینها رو برای من رقم میزنی

    خدایا شکرت مهربان خدای من

    روی هیچ کس و هیچ چیز غیر خدا حساب نکنم (این باید توی ذهنم حک بشه و مدام با خودم تکرار کنم تا در اعماق وجودم بمونه و هر لحظه که فکر میکنم روی چیزی و یا کس دیگه ای غیر خدا حساب کردم ازش دور شم تا این اصل در وجودم ریشه کنه و نا خوداگاه خودم دیگه روی کسی حساب نکنم)

    باید این باور که روی خدا حساب کنم اینقدر در وجودم ریشه کنه که حتی دوست داشتن فرزندانم که جونمو براشون میدم بیشتر باشه

    استاد شما واقعا قابل تحسین هستین که توحیدی بودنتون بیشتر از عشق به فرزندتون هست که به نظر من در دنیا هیچ عشقی قویتر از عشق به فرزند نیست شما خیلی خوب خدارو شناختین

    من خداروشکر میکنم که قبل از خوردن چک و لقد هدایت میشم به مسیر درست خدای مهربون شکرت

    («خدای من میتونه برای من همه کار بکنه»)

    من وقتی با ایمان حرکت کنم خدا همه چی رو خوب و عالی انجام میده

    وقتی با ایمان حرکت کنم من هدایت میشم

    خدای مهربونم کمکم کن بتونم یک زندگی در ارامش با ایمان و توکل به خودت داشته باشم

    خدای مهربونم کمکم کن بتونم درک کنم و بشناسم شرکهایی که در درونم هست و هنوز نفهمیدم

    خدای مهربونم ممنونم به خاطر هدایتها و نشانه ها و پاسخهای به موقع ای که باعث ارامشم میشه

    خدای مهربونم شکرت

    استاد ممنون بابت تلنگرهایی که به من زدید

    بسیار ممنونم

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    Aliparishani گفته:
    مدت عضویت: 1712 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت اعضای سایت روز ۵۵ از سفر

    خدایا شکرت که دارم روی باورهای توحیدیم کارمیکنم و هرروز توحیدم در عمل بیشتر میشه و کمتر روی دیگران حساب میکنم کمتر به عوامل بیرونی قدرت میدهم کمتر برای حرف دیگران ارزش قائلم و روی من تاثیر کمتری داره کمتر از دست اطرافیانم ناراحت میشم کمتر به اطرافیانم وابسته ام و ارامش و حس اطمینان خیلی در من زیاد شده و فقط وفقط سعی میکنم که همه ی قدرت را در دستان خدا ببینم و خداوند را منبع ثروت سلامتی روابط عشق شادی ببینم خدایا ازت میخوام که تو این مسیر کمکم کنی که با تعهد کامل جلو برم و ناامید نشم و از خودت میخوام که بهم انرژی بدی و به بهترین مسیرها هدایتم کنی و راه ها را برام باز کنی.خداجونم عاشقتم فقط و فقط عاشق تو ام .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    حسن گرامی گفته:
    مدت عضویت: 1613 روز

    سلام و درود

    واقعاً این نگاه توحیدی اگر توی خودم تقویت کنم و بگم که فقط خداست باید بهش وابسته بشم فقط خداست که تا ابد باهامه ، چقدر زندگی برام راحت تر میشه

    اینکه حالا فلانی چی میگه و من باید چجوری رفتار کنم اون خوشش بیاد ، نه کاملاً اشتباه ست ، چون من خودم اینجوری بودم کلاً شرک سرتاپای وجودمو به شکل های مختلف در برگرفته بود که حالا خداروشکر فرکانس خودمو با تمام شب بیدار شدن ها و حرف زدن با خدا عوض کردم ولی باید خیلی محکم تر از این بشه چون احساس میکنم که هنوز اون الهاماتی که اینقدر واضح میگید از درونتون دریافت می‌کنید رو ، من دریافت نکردم

    شاید شرکی که توی درونم هستش بیشتر از ایمان به خدا باشه ولی نباید اینجوری باشه

    خدایا ازت میخوام تو خودت کاری کنی تا من این قضیه رو برای همیشه تمومش کنم و بشم یک انسانی که سرتاپای وجودش رو فقط ایمان به خدا و یکتاپرستی در برگرفته کاری هم به ادیان مختلف و مذاهب و اینا ندارم ، من فقط با خودت کار دارم خداجونم

    مرسی استاد عزیز❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سام افضلی گفته:
    مدت عضویت: 1633 روز

    بنام خدای عزیزتر از جانم

    سلام استاد عزیز ،استاد عشق،شما معرکه ای یکی از دلایلی که من شمارو الگو خودم قرار دادم این طرز نگاه متفاوت شماست نسبت به مسائل زندگی خدارو شاکرم که شمارو سر راه من قرار داده الان که دارم این متنو می‌نویسم ساعت ۲شب و من خسته نمیشم از نگاه کردن به فایل های بسیار بسیار با ارزش شما ،استاد عزیزم من آدمی بودم که نونم به نون نمی رسید هرچی می دوییدم از قبل بدهکارتر و بی پولتر میشدم الان خدارو صدهزار میلیارد مرتبه شکر مدیر عامل شرکتی که خودم تاسیس کردم در بهترین منطقه استان هستم با بهترین امکانات و قراره فردا ۲۰۷ بخرم هرچند ماشین ۲۰۶هم داشتم که امشب فروختمش نمیدونی که از سرشب چقد خوشحالم چقد خدارو تو تک تک لحظات زندگیم حس میکنم و چقد دارم بهش ایمان میارم بخدا ایمان به خدا همه چیزه توکل بخدا همه چیزو برا آدم میاره وقتی میگم همه چیز یعنی به معنای واقعی کلمه استاد

    کلی کارمند دارم زندگیم از هرلحاظ عالی شده و کلی آرامش دارم تو زندگیم و اینو مدیون خدایی هستم که شمارو سرراه من بعنوان دست پر مهر خودش قرار داده .

    راستی استاد منم تا چندسال پیش مثل شما مسافرکش بودم و کاملا و از ته قلبم حرفهای شمارو درک میکنم و قضیه رو میگیرم ممنونم همیشه برامون بمونید

    بچه ها عمل کنید و نتیجه بگیرید و ایمان بخدارو هدف اصلی زندگیتون قرار بدید نتایج بصورت کاملا طبیعی قول میدم وارد زندگیتون میشه ،همه چیز خداست همه چیز قربونش بشم (خدا)

    دوستتون دارم خدارو فراموش نکنید که همه عالم از اوست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    🌻باسلام به استاد عزیز وخانم شایسته مهربونم🌻

    🎀مصاحبه با استاد قسمت۲۱🎀

    🛑❓تفاوت بین تسلیم شدن در مقابل خداوند و تسلیم شدن در برابر مشکلات رو توضیح بدید❓🛑

    تسلیم بودن در برابر خداوند به این معناست که من ایمان دارم یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان، که جهان رو خلق کرده و داره هدایتش میکنه،🎀

    اون من رو هدایت میکنه، من رو خلق کرده، واگه توکل کنم بهش، اگه خودم رو بسپارم بهش، اگه ازش درخواست کمک کنم، اگه باورش داشته باشم اگه ایمان بهش داشته باشم، اون من رو هدایت میکنه، 🥰💐🥳

    اون منو به مسیرهای درست هدایت میکنه، آدم های درست، شرایط درست، موقعیت‌های درست رو وارد در زندگی من میکنه، در مسیر زندگی من قرار میده🤗🌺🥰

    تسلیم بودن، یعنی اجازه دادن به خداوند که پاسخ بده به درخواست های شما،🥳🦋🌺

    چون خیلی موقع ها، ما یه چیزهایی از خداوند میخواهیم، اما تسلیم نیستیم، شرک میورزیم نگرانیم، ناراحتیم، میترسیم، غصه میخوریم،🥴

    هر کدوم از این احساس های شرک ورزیدن، غصه خوردن، نگران بودن، ترسیدن، همه اینها به معنای اینه که ما تسلیم نیستیم🤔😲🤨

    تسلیم کسیِ که بگه خدایا شکرت، راحت شدم خودم رو سپردم به تو💖🦋🌹

    تسلیم بچه ای که وقتی خودش رو میسپاره بغل پدرش یا مادرش، خیالش راحته، تسلیم بچه ای که وقتی بالای درختیه، نمیتونه بیاد پایین، هی نگاه میکنه، هی داد میزنه، جیغ میزنه،🤨

    بعد باباش میاد میگه پسرم بپر بغل من، تسلیم پسری یا دختری که میپره🤗💐🥰

    بعضی ها اون موقع هم میگن نه، میترسم بیفتم. نه،نه🥴

    اونی که تسلیمه، میپره، خودش رو پرت میکنه توی بغل باباش از اون بالا🥰

    تسلیم کسی که حالش خوبه، چرا حالش خوبه؟؟

    چون اعتماد داره به خداوند، چون میدونه وقتی خودش رو رها میکنه، میپره بغل خدا🥳💃💃🥀🎀

    تسلیم کسی که میتونه اینجوری فکر کنه، هر چند که ما هیچ کدام صفر و یکی نباید به قضیه نگاه کنیم 🦋

    من خودم نمیتونم ادعا کنم که من تسلیم محض بودم، من اصلا نمیتونم ادعا کنم که حتی یک روزی از روز های زندگیم، حتی یک ساعت تسلیم محض خداوند بودم🥀

    بنابراین ما اگه سعی کنیم به این نقطه نزدیک بشیم، کار بزرگی داریم انجام میدیم و هر چقدر که این کار رو بیشتر انجام بدیم، عادی تر میشه برامون. راحتتر میشه تسلیم خداوند بود🎀🌻

    خیلی این چیزها رو برای خودتون گنده نکنید خیلی از خودتون انتظار نداشته باشید که یک روزه فضای شرک آلود ذهنتون، تبدیل بشه به فضای توحیدی. اینها زمان میبره، اینها استقامت میخواد اینها باور میخواد، اینها تکرار میخواد، اینها تمرین میخواد👌👏👏💐

    ولی هرچقدر که بیشتر سعی کنیم، خوب بیشتر لذت می بریم، تسلیم بودن بدون شک، احساس خوب و احساس آرامشه

    الا به ذکرالله تطمئن القلوب، احساس اطمینان قلبی میاره.🥰🤗

    نشونش احساس آرامش، احساس خوب، احساس شادی، احساس لذت، احساس امید، احساس توکل،🌻🎀👌

    هرچی احساس خوب می‌شناسید، موقعی اتفاق میفته که ما تسلیم خداوندیم🌻

    که این کار تمرین میخواد، شنیدن یک سری داستان ها رو میخواد. داستان های قرآنی خیلی به من کمک کرد برای اینکه بهتر بتونم تسلیم بشم

    اتفاقاتی که برای پیامبر ما افتاد🤗🌺

    اما تسلیم بودن در برابر مشکلات، که خیلی هم جاهای مختلف مینویسیم هرگز تسلیم نشید منظورشون هرگز در مورد مشکلات و مسائل و اتفاقاتی که ناخوشاینده تسلیم نشید 👌🌻

    توکل این جاها خودشو نشون میده که شماها میپذیرید که نه، ما به کسی وابسته نیستیم، ما به خدا وابسته ایم🌹

    اگر هر کسی بره، هر اتفاقی بیفته، خدای ما که جایی نرفته، کار رو انجام میده،🎀🥰

    زمانی که برام مشکلی پیش اومده بود،برای دوره های تند خوانی، اتفاقی که افتاد این بود که من این چالش رو به عنوان یک درس، به عنوان یک تسلیم نشدن در برابر مشکلات دیدم و گفتم اصلاً من دوست دارم ببینم چه جوری میتونم این مسئله رو حل کنم👏👏👏👌🤗

    گفتم الان علاقه مندی من به اینه که آیا من توانایی حل این مسئله رو دارم یا نه. یعنی خیلی موقع ها، مسائلی که برامون به وجود میاد میتونیم با نگاه بازی بهش، با نگاه حل یک معما با نگاه یک بازی شطرنج بهش نگاه کنیم🥀

    ببینیم اصلا من میتونم این مسئله رو حل کنم اصلاً دوست دارم، خیلی کنجکاوم که ببینم میتونم این مسئله رو حل کنم🥰

    توکل به خداوند و توحید اینه که باج ندی به کسی، فکر نکنی اگه کسی بره، زندگیت داغون و نابود میشه و هیچ کار دیگه ای نمیشه کرد🥴

    نه، خدا منبع رزق و روزی ماست. هرکسی اومد و رفت توی زندگی ما، در واقع دستی از دستان خداست، اگه رفت یه دست دیگه ای هست که بیاد🤗

    یه دست که چه عرض کنم، بی نهایت دست هست. به مسائل به شکلی نگاه کنیم که این مسائل دارن ما رو به چالش میکشن برای اینکه ما بزرگ بشیم، برای اینکه ما پیشرفت کنیم🥳

    اگه من بتونم این چالش رو حل کنم، خیلی قوی تر از قبل میشم، خیلی اعتماد به نفسم میره بالا خیلی خیلی راه های ارتباط با افراد مقاوم رو پیدا میکنم، چون تا اون روز من به افرادی بر نخورده بودم که اینقدر ذهنیت منفی نسبت به من داشته باشن، و الان میخواستم با این چالش روبرو بشم و حلش کنم🥰🪴

    این تضادهایی که شما بهش برمیخورین، چالش‌هایی که شما بهش بر میخورین، اینها چیزهای بدی نیست، اینها مسائلی هستن که اگه حل کنید بزرگ میشید، ثروتمند میشید، رشد میکنید. اگه حل نکنید کوچولو میمونید

    نه به ثروت میرسید،نه به اعتماد به نفس میرسید نه به قدرت میرسید ونه به ایمان میرسید

    اگه یه مسئله‌ای به وجود میاد،بگو چطور اینو حلش کنیم، و چه موهبت هایی پشتش هست

    برای من وقتی مسئله‌ام حل شد، اون همه موفقیت بعدش ایجاد شد و تا ابد ادامه داره

    این مسائلی که حل میکنید و راه حلش رو پیدا میکنید تا ابد می تونید ازش استفاده کنید برای مسائل بعدی🎀👌

    اینه که من میگم به عنوان بازی نگاه کنید مسائل زندگی رو، به عنوان یک معما، یک پازل، نگاه کنید بهش و اینجوریه که میتونیم از این مسیر به سلامت عبور کنیم🥳🎀🦋

    تسلیم خدا بودن یعنی همون نیرویی که این جهان رو خلق کرده و در حال هدایت این جهانه

    همون نیرویی که برگی بدون اذن اون به زمین نمیفته و خالق منه،پس هادی و حامی منم هست

    اما به اندازه ایمانت به این نیرو و هماهنگ شدن با قوانینش میتونی هدایت و حمایتش رو دریافت کنی🤗👌🥳

    به اندازه‌ای که میتونی قوانین این نیرو رو در زندگی اجرا کنی، حمایت و هدایتش رو دریافت میکنی🤗

    تسلیم خدا بودن، یعنی اگه فرمان زندگیت رو به دست اون سپردی، نشونش اینه که بی چون و چرا، قوانینش رو میپذیری و اجرا میکنی🌹

    چون ایمان داری که تنها راه رسیدن به خوشبختی در تموم جنبه های زندگیت، فقط همینه 🌻🌺

    اون وقت حتی در شرایط به ظاهر نا دلخواه، میتونی هدایت این نیرو رو در قالب فرصت ها، ایده ها و راهکارهای ببینی که اومدن تا تو رو رشد بدن🥳🤗🌻

    اون وقت همه نگرانی‌هات از بین میره و تموم وجودت پر از آرامش و اطمینان میشه🦋

    تسلیم خدا بودن، یعنی اجازه ندادن به نجواهای ذهن برای نگران کردن و ناامید کردنت🦋

    تسلیم خدا بودن، یعنی اجازه دادن به قلبت برای دریافت الهامات، هدایت ها و ایده‌ها برای حل مسائلت🥰

    آدم‌های کمی میتونن تسلیم باشن، آدم‌های کمی قادرن در هر اوضاع و شرایطی، تمرکز خودشون رو بر نعمت های اطرافشون بذارن و سپاسگزار باشن💖🦋

    فقط آدم هایی که در برابر این نیرو و قوانینش تسلیم هستن، میتونن از عهده اجرای قانون احساس خوب= اتفاق های خوب

    احساس بد= اتفاق های بد

    بر بیان🪴🎀

    و به خاطر این ایمان و تسلیم بودن در برابر قوانین خداونده که میتونن اوضاع و شرایط رو به جای آن چه که هست، طوری ببینن که میخوان باشه

    به همین دلیل هم سکان کشتی زندگیشون، در دست الهامات قلبی شونه نه نجواهای ذهنشون

    و به خاطر همین هم این طور پر نشاط و امیدوارن، آرامش دارن و میتونن بدون نگرانی از آینده، از مسیر زندگی لذت ببرن🥰🦋🪴

    پس هر لحظه مراقب ورودی های ذهنشون هستن و به هر مسئله ای طوری نگاه میکنن که به احساس خوب برسن🥳🤗🥀💖🎀

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند در دنیا وآخرت باشید🦋💐🥳

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز وخانم شایسته مهربون💖🎀🦋💐

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  6. -
    زهره نبی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2270 روز

    بنام خدای هدایتگرم

    سلام استاد عزیزم و مریم خانم شایسته عزیز 🌹 سلام به همه عزیزان گل 🌹 این سایت بینظیر

    استاد عزیزم دوستت دارم ❤️ و از تون بسیار سپاسگزارم به خاطر اینهمه عشقی که در این فایل دریافت کردم به خاطر این همه خلوص نیت به خاطر اینهمه در صلح بودن با خودتون تحسینتون میکنم

    امروز این فایل رو به عنوان‌ هدایت از خداوند پذیرفتم چون باورها مخربی را در درونم کشف کردم که باید اصلاح کنم و تازه فهمیدم که ایمانم از کجاها اینقدر شکننده است و چرا ضعیفه!!!

    فهمیدم کجای تعهدم به خودم ایراد داره و چطوری باید اصل رو از فرع تشخیص بدهم

    انشاءالله 🙏 میام از باورهای درستی که ساخته ام و فهمیدم و عمل کردم 😊اینجا مینویسم شما توحیدی ترین انسانی بودین که به چشم دیدم و هر روز از اموزهایتون استفاده کردم و میکنم و از خداوند منان میخوام که منم همین گونه رها و ازاد و عمل کننده به قوانین و ایجاد سبک شخصی درست خودم باشم و با اون بهترین زندگی که خدای عزیزم هدیه کرده رو زندگی کنم و لذت ببرم و نقش درست خودم رو بر تار و پود این جهان هستی بزنم و نمونه ای درست از ایمان به خدای خودم باشم. 😊 و همیشه برایم بهترین الگو هستید سپاسگزارم. 🙏

    همیشه در پناه الله مهربان شاد و سلامت و خوشبخت و پیروز باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2085 روز

    سلام به بهشتی های سایت و استادان عزیزم

    فایل های مصاحبه تون و اینقدر دوست دارم که به نظرم هزار جلد کتابه و از نکته به نکته ش میشه درس گرفت

    چقدر هدایت های مریم جون در درست ترین زمان اتفاق میفته بعد فایل توحید عملی 6 مطالب تو این فایل بیشتر برام جا افتاد و توحید بیشتر برام معنا پیدا کرد هنوز کامل توحیدی نشدی وقتی یجاهایی رد پای شرک و میبینی و نشانش جایزش (جایزه توکل) سریع برات پیدا میشه بلافاصله خودش و نشون میده و تو مبهوت قوانین بدون تغییر خداوند میشی

    ثانیه به ثانیه نکته تو فایل بود نمیدونم کدوم و اول بگم

    نکاتی که به ذهن من رسید و تو فایل دیدم:

    وقتی این آدم حرف از وابسته نبودن میزنه وقتی از یگانه رابطه جدانشدنی ش با خدا میگه میدونی که کلامش حقه میدونی راست میگه نه بخاطر اینکه بخواد به ما بگه سخن وارانه بلکه من عمل به حرفش و دیدم کجا؟ الان میگم، استاد حرف از گذشته میزد حرف ازینکه با وجود علاقه شدید به پسرش بازم حق انتخاب بودن در کنار هم و به پسر بچه کوچیکش داده با اینکه میتونسته بگه من میبرمش حق منه چون پدرشم چیزی که من تو اطرافیانم دیدم به وضوح دیدم و به پسرشم وعده های قشنگ بده اما منطقی باهاش صحبت کرده و حق انتخاب و به خودش داده چقدر زیبااا چقدر رهااا چقدر قوییی خدای من، همیشه فکر میکردم شاید چون من بچه ندارم واقعا نمیتونم درک کنم اینکه میگن بچت همه چیزت مادر نشدی بفهمی پدر نشدی بفهمی فکر میکردم شاید حق با اوناست من ک این تجربه رو نداشتم اما با شنیدن حرفهای مردی که هموطنم بود تو فرهنگ وابستگی به خانواده در کشور من بزرگ شده بود و نه وقتی مهاجرت کرد همون موقعی که ایران بود با وجود علاقه شدید نخواست همه فکر و ذکرش بشه یه انسان دیگه که چه بسا اون انسان بچه شه بقولی تیکه ای از وجودشه همون موقع شرک نداشته چقدر خوشگل نگاه توحیدی رو بهمون نشون دادی عباسمنش الگوی یکتاپرستی زمان ما چقدر فهمیدم حتی اگه کل دنیا هم یه مسیر و میرن شاید درست نباشه و مسیری که تورو زودتر توحیدی میکنه بهترین مسیره باور این آدم باور من و شست و شو داد….

    حالا من آینده این آدم و به چشم دیدم با گوش شنیدم تو سریال زندگی در بهشت یه قسمت از استاد پرسیدن پسرت کجاست :

    ((پسرم و فرستادم ایران تا یاد بگیره روی پای خودش وایسته قدر داشته هاش و بدونه)) من سکووت من تفکر، حالا ته ذهنم اینه که استاد خواسته با فرستادن پسرش عدم وابستگی و شرک و پروردگارش نشون بده احسنت هم که لایق نعمت ها و جوایز خداوند هست نوش جونت ایمانت نوش جونت جوایز پشت سرهم نسبت به عملکردت مرد

    * اون قسمت که گفتن تفاوت نبودن آدم با مرگش در چیه اصلا من فروپاشی کردم واقعا همینه خیلی هامون حتی خود من برام افت داشت مثلا طرف منو ترک کنه اما اگه خودم ترکش میکردم سرم بالا بود نه بخاطر اینکه من شرک نداشتم بخاطر اینکه مثلا شخصیتم زیر سوال نره بقیه نگن ولش کرده رفته همیشه شروع کننده پایان رابطه من بودم گاهی بدون هیچ دلیل خاصی …

    * اینکه اینقدر راحت با اعتماد به نفس کامل و بدون هیچ ترسی و تردیدی گفتین میخوان منو دنبال کنین میخواین نکنین خخخ کلی خندیدم و کلی ستایش کردم این پایبندی به دیدگاه توحیدی شما رو

    *مثال بامزه راجع به جوک پیرمرده عالی بوود واقعا هرکسی تو هر مداری حرف ها رو جور دیگه برداشت میکنه

    و اینکه گفتین من الان این حرفها رو به شما میزنم غلط نیست اما ممکنه بعدا کامل تر یا جور دیگه بهتون بگم واقعا عالی هستین

    کلی نکات ریز ریز دیگه بود اما این چند مورد خیلی به چشم من اومد

    هرکجا هستید در پناه الله یکتا شاد باشید

    ثروتمند، سعادتمند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 2590 روز

    سلام استاد جان

    می‌خوام به عنوان تمرین برای عزت نفسم، مسائلی که بهشون برخورد کردم و یه زمانی به چشمم خیلی بزرگ میومدن و تونستم سلامت ولی سربلند ازشون بیرون بیام رو اینجا بنویسم:

    ۱. یادمه موقع کنکور، به یه درجه ای رسیده بودم که دروس تخصصی مو دوست نداشتم و خیلی سنگین بود برام، ولی باید کنکور میدادم و رشته ی خوبی هم میخواستم، اونم دولتی. منم نشستم فوکوسم رو گذاشتم روی عمومی هام، گفتم حالا که به تخصصی ها نمیرسم، منی که عمومیام عالیه و خودمم دوستشون دارم، سعی میکنم توی اونا قویتر بشم. دو سه ماه آخر تموم سعیم این بود که عمومیامو بهتر کنم، و دروسی که سختمه رو حذف کردم. نتیجه این شد که درصد دروس عمومیم عالی شد توی کنکور و بقیه ضعف هارو جبران کرد. من الان رشته ی مهندسی کامپیوتر که پر طرفدارترین رشته ی کنکور ریاضی فیزیک هست رو در دانشگاه دولتی قم‌ (روزانه) میخونم😍💪 نتیجه ای که حتی مشاور مدرسمونم براش غیر قابل تصور بود😉

    ۲. پارسال میخواستم گواهینامه بگیرم، و یه روز بعد از ظهر رفتم امتحان آیین نامه ثبت نام کنم، بهم گفتن نزدیکترین تاریخش پس فردا صبح اول وقته. تاریخ های دیگه خیلی خیلی دور بودن خطر ویروس. حالا من محض رضای خدا یه نگاهم به این کتاب ننداخته بودم، و شنیده بودم همه کلی میخونن و بار دوم سوم قبول میشن. منم این رو برای خودم مثل بردن یه بازی دیدم. گفتم همونجور که خواندن این کتاب برای اولین بار ظاهراً سخت و غیر ممکنه(چون خود مسئول اونجا هم چند بار بهم گفت نکن اینکارو و آخرشم با پوزخند و زهی خیال باطل اسممو نوشت) گفتم بدست آوردن یه ماشین خفن میلیاردی هم سخته!! من اگه تونستم این امتحان رو قبول بشم، اون ماشینه رو هم بدست میارم. اینو برای خودم اهرم کردم و یه شبانه روز عااالی کتاب رو خوندم، و همون دفعه ی اول خیلی راحت قبول شدم 😍💪 با هر بار یادآوریش به خودم میگم تو فوق العاده ای مریم و هر مسئله ای هم پیش بیاد میتونی حلش کنی.

    ۳. امسال توی روابطم به یه تضادی خوردم، و یه نفر انگار با تموم وجودش میخواست که منو عوض کنه و کاری کنه مثل خودش فکر و عمل کنم. یاد آموزش های شما افتادم استاد و گفتم مریم اگه واقعا می‌خوای نشون بدی که عمل میکنی به آموزشها، اینجا میدون بازیه، برو ببینم چه می‌کنی.

    استاد هر بار ویژگی های مثبت اون آدم رو می‌نوشتم، و از ناخواسته ها اعراض میکردم، و صد البته با عزت نفس دیدگاه خودم رو بیان میکردم و در اون ثابت قدم بودم و نگران ناراحت شدن اون آدم نبودم. هر بار که دیدگاهم رو میگفتم بقیشو میسپردم به خدا و قلباً احساس رضایت و آرامش میکردم. نتیجه این شد که خود اون آدم دقیقا صد و هشتاد درجه عوض شد، و تازه اون دنباله روی دیدگاه من شد.

    الان هر موقع بخاطر ناراحت شدن دیگران وسوسه میشم از باور هام کوتاه بیام، یاد این تجربه میفتم و قوی تر میشم و به مسیرم ادامه میدم و می‌دونم خدا منو به بهترین راه ها هدایت می‌کنه.😍💪

    ۴. استاد من یه مدت میخواستم کیفیت انسانهای اطرافم رو بهتر کنم، می‌تونستم فرار کنم ازشون و با راه های فیزیکی ازشون دوری کنم، و می‌تونستم بزارم فرکانس های من، عمیق تر شرایط اطراف و زندگیمو پاکسازی کنن. شما توی دوره ی آفرینش گفتین هیچوقت نمیشه با تلاش فیزیکی آدمهارو از زندگیت بیرون کنی، یا آدمی رو وارد زندگیت کنی، خودت تغییر کن، جهان بقیه کارهارو انجام میده. استاد منم شروع کردم روی خودم کار کردن، و ناخودآگاه شرایط به طوری پیش رفت که آدمایی که من هرروز باهاشون در ارتباط بودم الان هفته ای یه بار هم نمیبینم، بلکه هم ماهی یه بار. و هر موقعم باهم هستیم در فرکانس خوب و عشق و مثبتی هستیم و تجربه های خوبی داریم.😍💪 و چون همه چیز بنیادی عوض شده و فیزیکی نبوده، نیازی نیست برای دوام شرایط هم من تلاش فیزیکی بکنم و خودمو به دردسر و ناراحتی بندازم، همه چیز خودش اتفاق میفته😍💪 من فقط به این راه دل بستم و ادامش میدم.

    مثل وقتی که یه گل میکاری، اگر هر لکه ای، ایرادی، توی گلی که در میاد ببینی، نمیگی مشکل از گیاهیه که کاشتم، میگی برای این نتیجه ای که من میخواستم، یه رفتار دیگه، یه کود دیگه، یه روش آبیاری و نگهداری دیگه لازم بوده، اونو تغییر میدی، و نتیجه خودش بصورت پایدار عوض میشه😍💪

    خوشحالم استاد جونم..آرومم…🙂

    اینا چیزایی بود که بعد از این ویدیو میخواستم توی دفترم برای خودم بنویسم ولی قلبم منو نوشتن یه کامنت هدایت کرد.

    امیدوارم همیشه از لحظه هاتون لذت ببرین❤️🌈

    عاشقتونم❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    اشرف افضلی گفته:
    مدت عضویت: 1788 روز

    🌹خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت 🌹سلام به استادعزیزوگرامی ومریم خانم عزیزم ودوستان خانواده عباس منش .من خلاصه ای ازطول زندگیم که وابسته خیلی آدما بودم وچوبشم خوردمو واستون بازگو میکنم که به نظرخودم الان این آگاهیهارو ازاستادعزیزم گرفتم خیلی آدم شرک آلودی بودم استاد من سالهاپیش به دلیل ازدواجم ازشهرکوچکم به شهربزرگتری رفتم وزندگی مشترکم راشروع کردم طی بیست سال که همیشه احساس غریبی میکردم وابسته خانواده ام شده بودم خیلی خیلی زیاد به طوری که خودمو شوهروبچهامو یه جورایی فدای یا بهتربگویم قربانی خانوادم کرده بودم درعوض روی آنهاحساب بازمیکردم به نظرشما چه حسابی !میگفتم من اینقدرازبچهام میگیرم میدم به بچه هاشون از زندگیم مایه میزارم واسشون یعنی توهرکاری فکرشو بکنید به قول خودشون من مشکل گشاشون بودم درصورتی که خودموهمسروفرزندان عزیزمو بی نهایت بخاطر این رفتارهام اذیت میکردم چون میخواستم اگه یه روزی توغریبی مریضی شدم یاگرفتاری پیدا کردم و… بهم سربزنند ویادم کنند وتنهام نزارند بعدازبیست وخورده ای سال استادجان نمیدونید چطورکائنات وخداوند سرمو به سنگ زدنند تاآخرعمرم یادم نمیره .خلاصه استاد ماکه یه روزی مشکل گشاشون بودیم مریض شدیم ناراحتی اعصاب ویه جورایی نیازمندحتی یه لقمه نون شدیم به هرکدوم روانداختیم کسی مارو نمیشناخت حتی وضع مالی وحالمون یه جوری شده بود که مهاجرت کردیم توهمون شهرکوچک خودمون خونه ای اجاره کردیم وتقریبأ سه سالی موندیم هیچکس نه مارو میدیدنه مارو میشناخت هرچی التماس میکردیم پولی به ماقرض بدهند اشک میریختم کسی صدامونو نمیشنید خلاصه استاد جان به ذلت وخواری افتادیم تااینکه دیگه خسته شدم بریدم نصف شب توحیاط خونمون زیرآسمان خدا وقتی همه خواب بودنددستامو روبه آسمون بردم اشک ریختم گفتم خداااااااااا….ناامید همه شدم اومدم پیش خودت دستمو بگیر همه امیدم خودتی …همدمم تویی… بزرگم تویی… طبیبم تویی… مونسم تویی…منوببخش که به بنده هات دل بسته بودم خدا حلالم کن … الله اکبر استادعزیزم استاد صادق ومهربانم که به من اجازه دادید دیدگاهم رو بنویسم وبگم استادبزرگ تمام کلمه به کلمه ای که از زبان شما خارج میشه باید طلاگرفت وبه دیوار زد ازهمون روز بعدازنمازصبحم حال عجیبی پیدا کرده بودم شادبودم خودبخود انرژی گرفته بودم دیگه نمیخواستم توخونه ای که هیچی نبود بجز غم وغصه وبی پولی بیکاری ونق زدن وایسم انگاریکیو پیدا کرده بودم خیلی آقاست خیلی مرده خیلی مهربونه خیلی ثروتمنده بهم آرامش میدادتوقلبم میگفت عزیزم همه چیزدرست میشه دیگه تنها نبودم نا امید نبودم میفهمم استادعزیزم وقتی میگفتید هیچی نداشتید توخیابون راه میرفتیید وشادبودید وبه همه چیز عشق میورزیدید به خدا استاد به جان دوتا عزیزم منم همینطور بودم ازصبح میرفتم بیرون پیاده اشک میریختم وتودلم باخدا حرف میزدم وبه همه نگاه میکردم باخودم میگفتم رفتم واسه همیشه ازاین شهر واین آدما فقط روخدا حساب بازمیکنم کم کم گذشتو بادرآمد واعتبارمون زندگی بهترشدو با ارثی که به شوهرم رسید به یاری خدا دوباره با عزت برگشتیم وباخانواده ام که رفت وآمدخیلی سردوکمی که داشتیم خداحافظی کردیم والان یکساله که خانوادمو ندیدم هرچی زنگ میزنن والتماس میکنن برم پیششون منو ببینند هنوز غرق عشق

    بازی با خدای مهربانم هستم ووابسته الله یکتا شدم همونی که به من عزت داد میخوام بگم خانوادم تاوقتی منو میخواستن وخیلی واسشون عزیزبودم که وابستشون نشده بودم ببخشیداستادگلم اصلی کاریش مونده خلاصه امشب به این فایل زیبا وآموزنده هدایت شدم گرفتم استاد سخنان گران بهاتونو سریع رفتم سراغ کشو کمدم قولنامه زمینی که باجروبحث و به زور ازشوهرم خواسته بودم بنامم بزنه همین امشب جلوشوهرم قولنامه رو پاره کردمو توسطل آشغال ریختم گفت این چه کاریه گفتم عزیزم این بهترین کاره به قول استادعزیز وبزرگوارم به هیچ کسی وهیچ چیزی نه وابسته بشید نه حساب بازکنید فقط الله مهربون خدایا شکرت خدایاشکرت خدایا شکرت که استادعزیزم دیدگاه منو میخونن 🌹🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    زینب اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2030 روز

    🎀پنجاه و پنجمین برگ از سفرنامه من

    به نام خداوند بخشنده مهربان؛

    کلید:: زندگی به سبک شخصی

    از وقتی شروع به گام برداشتن در این مسیر کردم، فهمیدم که زندگی به سبک شخصی نیازمند یک سطح بالایی از اعتماد به نفس و صد البته که عزت نفس بالاست. زندگی به سبک شخصی نیازمند یک سطح بالایی از در صلح بودن با خودمان و مهم نبودن و توجه نکردن به حرف های دیگران هست و واقعا کسی که بتونه زیربنا رو با اصول درستی که خودش به اونها رسیده بچینه، هیچ باد و طوفان یا عامل بیرونیی نمیتونه ساختمان زندگی فرد رو حتی به لرزه در بیاره! چیزی که من از این فایل فهمیدم این بود که، هرکس باید اصول درستی که در زندگی بهش رسیده باتوجه به قوانین ثابت و بدون تغییر جهان در زندگیش قرار بده و سبک زندگی شخصی خودش رو شکل بده. و بعد از اون هم اهمیت نده بقیه چه اظهار نظری در این مورد دارند!

    چون وقتی نتیجه‌ درست و رضایت‌بخش هست، امکان نداره مسیر غلط بوده باشه. در جهان و زندگی هرکدام از ما بی نهایت مسیر وجود داره مثل راه های متنوعی که برای حل کردن یک مسئله ریاضی وجود داره، هر مسیری که به جواب آخر برسه درسته و مهم نیست که ظاهرش از قبلی چقدر متفاوته.. این دقیقا در زندگی ما هم صدق میکنه. اگر دیدیم کسی مسیرش متفاوته دلیل بر اشتباه بودنش نیست! زمانی که به نتیجه دلخواه رسیده.

    یاد گرفتم باورهای توحیدی رو به عنوان خشت های اولیه زیربنای ساختمان زندگیم قرار بدم مخصوصا اینکه هرگز روی کسی حساب باز نکنم بلکه بجای آن تنها به خداوند وابسته و متصل باشم. این باورهای توحیدی همان اصولی هستند که اگر در هر معادله‌ای در زندگی قرار بگیرند، قطعاا جواب معادله درست در خواهد آمد و من رو به نتیجه دلخواه و رضایت بخش میرسونه. استاد، من وقتی ثابت قدمی شما در به کار گیری این باورهای توحیدی در بخش های مختلف زندگی تون می‌بینم خیلییی کِیف میکنم و تحسین میکنم شما رو! واقعا توحید در عمل رو عمقی در زندگی به کار می‌گیرد حتی اگه دیگران درک نکنند. به هرحال همه در یک فرکانس نیستند و زمان نیاز هست برای درک یکسری چیزها نه تنها برای فهمیدن اصول زندگی بقیه یا فهمیدن چرایی استفاده از اون اصول و درستی آنها، بلکه برای رسیدن به یکسری اصول ثابت و مطمئن در زندگی خود!

    باید شجاعت این رو داشته باشیم برای زندگی خودمون تصمیم بگیریم تا قبل از اینکه دیگران اظهار نظری داشته باشند در این باره… این حرکت و تصمیم گیری نیاز به رسیدن به یک سطح از توحیدی عمل کردن داره. و کسی که با اطمینان اصولش رو با باورهای توحیدی میچینه، یک درصد هم به مسیر شک نمیکنه اما میدونه که می‌تواند از این هم بهتر شود. چون پایه ریزی اولیه جدای از وابستگی ها، و با اعتماد و تکیه بر نیرویی چیده شده که همواره مانا و هدایت کننده او به زیبایی ها و خوشبختی های بیشتر است. وقتی ما بتونیم از دید بزرگتری به ماجرا نگاه کنیم، خیلی چیزها به جزئیات تبدیل می‌شوند اما کسی همواره موفق و از زندگیش در تمام جهات راضی هست که روی اصل تمرکز کنه و به اونها بپردازه..

    آها راستی استااد، کل این مصاحبه بی‌نظیر و توحیدی یک سمت و اون جمله دوستتون دارم آخر فایل هم یک سمتت خیلیی حال و احساس خوبی به من یکی که داد😍😍 عاااشقتونم🦋✨

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: