مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













سلام به استاد قشنگم و خانواده مون
چند وقت پیش بود که مدام مدم اینترنتمون یکسر قطع میشد و من کاری که در عمل میکردم اعصابم خورد میشد دستمو میزاشتم رو سرم و مدام غر میزدم و سر موضوعی به این کوچیکی اعصاب خودمو خورد میکردم …یک روز عصر که با اینترنت داشتم کار میکردم قطع شد اما اینبار خودم رو اذیت نکردم یک لحظه یاد تصویر خیره کننده ای از کهکشان راه شیری افتادم و با خودم گفتم خدایی که به این شکل این کهکشان و کائنات رو مدیریت میکنه همه کاری میتونه و بعد این باور به یادم اومد که خداوند به درخواست ها پاسخ میده و بعد من از ته دلم از خدا خواستم گفتم خدایا این مدم رو درست کن دیگه… و اتصال دوباره سیم هارو در ذهنم تصور کردم و حدس میزنید چی شد … به ده ثانیه نکشید بلافاصله مدم درست شد فرداش به مامانم گفتم مامان مدم درست شد ها اونم یکم فکر کرد و در جواب گفت آره دیروز داشتم جارو میکردم خورد به این سیم میما مدم 😱😱😆😁و تا دو هفته یکسر بدون قطعی مدم کار کرد تا عموم اومد و کلا از بیخ مشکلشو درست کرد و الان دو ماهه سالم سالمه😅🤗……با خودم فکر میکنم چرا واسه هرکاری از خدا نمیخوایم که انجام بده منظورم این نیست که بشینیم و هیچ کاری انجام ندیم… بنظرم اگر به قدرت خداوند و وجودش و اینکه همیشه به درخواست ها پاسخ میده باور داشته باشیم ما تنها از او میخوایم و بعد تصور میکنیم که انجام شده و در آخر نتیجه میگیریم.
عاشق تک تک شما هام
به نام الله
سلام به همه عزیزان
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم که میتونم باز از فایل های زیبای شما استفاده کنم و درک کنم و بپذیرم میشود جوری دیگر به مساله ها نگاه کرد و جوری دیگر از پس مساله ها بر امد و قوی تر شد
یادمه اوایلی که با اینجا اشنا شده بودم ی سری خواسته های کوچک البته اون موقع خیلی بزرگ بود برام رو روی کاغذی کوچک برای یک ماه مینوشتم و البته الان هم این کار رو میکنم
خوب اون موقع و الان اصلا برای ذهنم و برای شرایطی که درش بودم قابل قبول نبود که میشه به این ها رسید میشه این بدهی رو داد میشه این مقدار خرید رو کرد و از این قبیل موضوعات ولی میگفتم من نمیدونم قانون اینه خداوند همه چیز رو درست میکنه و کم کم اون مساله ها که حل میشد به خودم میگفتم خدایا شکرت دیدی شد
باید باز فایل ببینم باید روی خودم کار کنم باید تمرکز بزارم باید بیشتر انفاق کنم باید ایمانم رو نشون بدم و انجام میدادم ویادمه اونقدر روی بحث توحید کار میکردم و کار کرده بودم که اولا
خودم رو بزرگتر از مساله ها میدیدم
دوما اون ایمان و اون احساس اتصال قوی به نیروی برتر که بهم میگفت من انجامش میدم
منم صاحب قدرت منم صاحب اختیار منم صاحب فضل باعث میشد که خود به خود به راحتی اونا حل بشن
یادمه توی بیمارستان بچم میخواست به دنیا بیاد و گفتن که این بچه مشکل داره و باید بره فلان بیمارستان بستری بشه
اولا هزینه اون بیمارستان کلی برام سنگین بود و بعدش اون احساسم بهم میگفت الانه باید خودتو نشون بدی الان باید ایمانتو نشون بدی یاد داستان ابراهیم افتادم اونجا که بچشو رها کرد و گفت خدایا خودت نگهدارشون باش
خیلی اطرافیان باور داشتن به اینکه پرستارا درست میگن بنا به باور های خودشون و منو میخواستن تحت تاثیر قرار بدن
اما اون شاکله ذهنی اون ایمانه داشت میگفت الان باید خودتو ثابت کنی
ی لحظه برگشتم گفتم اقا اون برگه رضایت نامه رو بدید من امضا کنم هر اتفاقی افتاد خوش افتاد
و ارام شدم و همینو گفتم دیدم ی نگاهی بهم کرد و ادامه ماجرا که همه چیز به نفع ما تموم شد و خدارو شکر هیچ مساله ای هم نداشت
حالا نمیخواستم وارد این مساله بشم اما نمیودی از اعتماد و ایمان بود برام این مساله و چطور درها باز میشن بعد این که میسپاری همه چیز رو به خداوند
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به همگی
نشانه امروز من ، من رو هدایت کرد به این فایل بی نظیر
که مهم ترین درس و یاد آوری ممکن رو برای من داشت ” توحید ”
جدا از بحث روابط که بصورت کامل با صحبت های استاد موافق هستم
همیشه هم سعی کردم بی نیاز از حضور هر آدمی زندگیم رو پیش ببرم و هر کسم حتی اگر فکر اینکه نباشه به ذهنش رسیده و بیان کرده من هم به صورت کامل کمکش کردم به خواستش برسه
یک مبحث بزرگ تر و کاربردی تر از باور در ذهنم حک شد ” در هر لحظه خودمون ، اتفاقاتمون ، روز مرگیمون ، انسان های اطرافمون رو بسپارم به خدا
خدا خودش به جامع ترین شکل ممکن بلده چی رو کجا و چطوری بچینه
خدای من شکرت
خدا جونم من رو هر لحظه از هر بنده ای بی نیاز و فقط بسمت خودت هدایتمکن
خدای من شکرت
این برای من یه تیک بزرگ ذهنی بود که قوی تر از قبل خورد و در ذهنم صدا کرد و از استاد بابت این موضوع تشکر میکنم که امروز دستی از دستان خدا برای من بود
همگی در پناه الله مهربان شاد ، سلامت و ثروتمند باشید.
سلام استاد عزیزم.
چه دیدگاه مناسب، خوب و مورد تایید جهان.
اینی که تو این شرایط شما اومدی خودت و توانایی هات را به چالش بکشی و اینجوری رشد کنی. واقعا دیدگاه جالب و عالی ای بود.
چقدر توی کسب و کار میتونه با ما کمک کنه این دیدگاه.
و چقدر عالیییییییی بعد از اون هدایت شدید به کاری که نتیجه اش شد آزادی بیشتر. آزادی مکانی، زمانی، مالی.
چقدر داشتن یه سایت میتونه هزینه های یک دفتر جداگانه را کاهش بدهد.
واقعا پر از درس بود.
استاد واقعا چقدر عالی هست این موضوع استفاده از فرصت تضادها. خداروشکر.
عاشقتونم استاد. امیدوارم من به عنوان شاگردتون بتونم این دیدگاه را در خودم نهادینه کنم و اینقدر قدرتمند باشم که بتونم اینطور رشد کنم.
نه اینکه بخواهم به چنین تضادی برخورد کنم ولی میخواهم در مواجهه به تضاد ها خیلی عالی رشد کنم.
عاشقتونم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
به نام الله هدایتگر
سلام دوستان
زندگی به سبکی که خودمون دوست دادیم نه به سبک دیگران
این که استادمیگه من روبت نکنیدالان دارم بهترمتوجه میشم ودرک میکنم حرفشوچون قبلاهرکاری که استادمیکرددوست داشتم منم انجام بدم مثلااگه استادتیشرت وشلوارک میپوشه منم بابدانجام بدم ولی شایدازته دل نخوام انجام بدم وبایدبه اصلی که استادمیگه توجه کنیم نه فرعیات
استادهم مثل مایک انسانه وهیچ کس کامل نیست بااین که ایشون بهترین استادهستندوقبولشون دارم ولی شایدبعضی کارهاشون رومانخوایم انجام بدیم این میشه زندگی به سبک شخصی
مهمترین رابطه مارابطه باخداونده وهماهنگی ذهن وروح وبه هیچ رابطه دیگه ای باادم هانبایدوابسطه باشیم که اگه اون اززندگی من رفت یکی دیگه میادوناراحت نشیم چون همه چی بینهایته
فقق وفقط بایدروی خدای خودم حساب کنم نه دیگران
هروقت به کسی وابسطه شدم وحساب کردم چکولقدهاروخوردم واسیب دیدم ودیدم چقدراین شرک داشتن توزندگی مانابودکنندس
هرچقدرمدادمابالاتربره حرف های استادروبهتردرک میکنیم ومتوجه میشم من اگه دوساله دیگه این فایل روگوش بدم چیزهای جدیدتری میشونم که الان درکش نکردم چون قانون قانون مدارهاست وماهمیشه به مدارهای بالاترهدایت میشیم
هیچ رابطه ای مثل رابطه استادباخانم شایسته رومن تاحالاندیدم رابطه ای بدون وابستگی وهمراه باارامش وصلح ودوستی وشادی ویک رابطه کاملاالهی وخداگونه
خدایاازت میخوام که فقط روی توحساب کنم وفقط ازتوبخوام که اجابت کنی
خدایاشرک راازوجودمن پاک کن
شادوموفق باشید
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته عزیز
حدود یک سال قبل چند دقیقه اول فایلتون را جدا کرده بودم و بارها بارها گوش میدادم چرا که بهم بسیار تا بسیار احساس آرامش میداد، واقعا احساس پرواز میکردم
من خیلی علاقه به شناخت خداوند و درک معنی توکل داشتم ،بنابراین جلسات سخنرانی مذهبی را زیاد گوش میدادم آنجاها زیاد از خدا و توکل و تسلیم صحبت نمیشد اما چون دوست داشتم خدا را بیشتر بشناسم و بدونم دقیقا توکل یعنی چه ؟معمولا هر جلسه ای دستم میرسید گوش میدادم .اما باید بگم زیاد چیزی متوجه نشدم تا اینکه یک کتاب از نویسنده خارجی دستم رسید ،با مطالعه کتاب با بحث توکل و تسلیم بیشتر از قبل آگاه و آشنا شدم ،مدتی زیادی از این ماجرا گذشت تا اینکه با استاد آشنا شدم با فایلهای استاد واقعا آگاهی ام نسبت به قبل از خداوند و تسلیم شدن در برابر آن بیشتر شد اما هنوز نمیتونم همیشه در برابرش تسلیم باشم همیشه یک سوال برام است چرا من با وجود اینکه زیاد فایلهای توحیدی استاد را گوش میدم اما هنوز در برابر خداوند تسلیم نیستم و همیشه به یک جواب میرسم، من هنوزم که هنوزه خدا را نمیشناسم و نمیتونم تسلیم کسی باشم که اونو نمیشناسم ،از بس اطلاعات نادرست از بچگی در مورد خداوند توی ذهنم است که با این همه گوش دادن فایلهای توحیدی و تلاش برای عمل به آن آگاهی ها بارها و بارها شده که اشتباه میکنم و تسلیم خداوند نمیشوم با اینکه از تسلیم بودنم بارها نتایج عالی دیده ام ،اما حس میکنم این کار درستی نیست که همه چیو از خدا بخوام باید یک کارایی خودم انجام بدم و یا اینکه خدا هر کاری را نمیتونه انجام بده و یا نباید انجام بده و این افکار و باور هاست که مانع تسلیم شدنم میشود. شاید یک جاهایی بگم خدایا تسلیم هستم اما آن احساس نگرانی و ترس بهم میگه تو تسلیم نیستی چون جنس تسلیم شدن را بارها درک کردم ،یعنی آرامش مطلق داشتن،میدونم باید شناختم به خداوند و قدرتش بیشتر شود تا تسلیمش باشم چون هنوز یک سری افراد دست و پاشکسته با یک جیغ و داد و قلدری شون قدرتشون توی زندگی ام و ذهنم بیشتر از خداوند است .خدا یا تسلیم تو هستم هدایتم کن
به نام رب تنها فرمانروای جهان
استاد استاد عزیز و خانم شایسته گرامی
خندم میگیره اون انسانها چطوری دربرابر شما مقاومت میکردند چقدر ناآگاه بودند آخه مگه میشه شما صحبت کنی و ادم لذت نبره مگه میشه شما صحبت کنی ادم اروم نشه مگه میشه شما صحبت کنی ادم نگه آخیییییییش
استاد جان چقدر این اخیییییش عالی بود
منم الان گفتم آخیییییش خدایا خودم رو سپردم به خودت من تسلیم تو هستم من هیچی بلد نیستم من فقط بندگی میکنم تو هدایتم کن هوامو داشته باش همونجوری که تا الان هوامو داشتی میدونم همیشه حواست بهم هست با دلیل و سند.
دوستت دارم خدای قشنگم خدای مهربونم خدایی که یه قدم برات برمیداریم تو صدقدم برامون بر میداری تو عشقی خود عشق.
من هروقت هرجا تو زندگیم تسلیم بود به معنای واقعی توکل داشتم اروم بودم معجزه شده دریا برام باز بشه مثل موسی، درها برام باز شده مثل یوسف
یادمه یه دفعه رفتم بودم شهر کتاب ماشبن رو پارک کردم و رفتم درحالی که حواسم نبود فلاشر ماشین روشن بود و چندساعت من رفتم و موقعی که برگشتم له دلیل مصرف برق فلاشر و اخرای باطری ماشین بود ماشبن رو هرچی استارت زدم روشن نشد اون لحظه عزیزدلم که الان همسرم هست خیلی مضطرب شد بهم ریخت وای چیکار کنیم
من بواسطه اموزش های که از استاد دیده بودم (تو دوره دوازده قدم بودم) اینقدر ارامش داشنم اینقدر به خدا ایمان داشتم اینقدر حالم خوب بود در یک کلام تسلیم خدا بودم فقط به عزیز دلم میگفتم اروم باش الان ردیف میشه خداشاهده الان که دارم تعریف میکنم مو به تنم سیخ میشه دقیقا به دقیقه نرسید یه ماشبن اومد کنارم گفت باطریت خوابیده گفتم اره سربع و تند اومد ماشینش رو یجوری گذاشت کنار ماشبنم بعد کابل باطری به باطری هم داشت چیزی که خیلی اتفاق نادری هست در عرض چند دقیقه ماشینم رو روشن کرد تمام این اتفاقات در عرض چند دقبقه پیش اومد
عزیز دلم فقط هنگ بود و دهنش باز مونده بود
من همیشه از این اتفاق به عنوان زمانی که به معنای واقعی تسلیم بودم یاد میکنم.
خدایا شکرررررت
استاد جان دوستت دارم.
سلام و وقت بخیر خدمت شما
آقای عباسمنش لذت بردم از این روش راه حل. شاید در وهله اول همه بگن بزاریم برن مشتری ها. ما به فراوانی اعتقاد داریم پس کار ما خوب باشه مشتری میاد وابسته نیسیتم. این درسته ولی ما اینطوری بخوایم به هر موضوع بربخوریم و موضوع رو حل نکنیم و ازش رد بشیم. باید ریشه مسائل رو پیدا کنیم و حلشون کنیم. من واقعا از این طرز فکر لذت بردم و الگو شد برای خودم. من هم خودم با چنین مسائلی تو حوزه مدرسه فوتبال با خانواده ها، مربیها و مدیریت باشگاه ها در ارتباط هستم. چرا یه سری از لحاظ فنی قوی تر هستند ولی مشتری لازم رو ندارند و در همون باشگاه مربی که از لحاظ فنی پایین تر هست ولی مشتری بیشتری دارد. این هاست که باید بررسی کرد این موضوع رو و به فکر فرو رفت و مسائل رو ریشهای حل کرد نه اینکه با گفتن یه باور از مسائل عبور کنیم و آنها را حل نکنیم.
مرسی از شما استاد عزیز
به نام خدا
هرلحظه که تسلیمم درکارگه تقدیر
آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هرلحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر ،
خدایا شکرت ،
تسلیم این نیست که بشینیم و حرکتی نکنیم ،
قدمی برداریم و بسپریم به خودش ،
خیلی جاها این به کارم اومد و سربلند بودم، ولی شاید اون تسلیم بودن ناقص باعث شده هنوز بزرگ تر نشم ،
شاید اون نجواها یا اینکه فکر کردن راجع به کارگه تقدیر یا فکر کردن راجع به موانع یا شرک یا نمیدونم فلان موضوع یا اصلا همون وابستگی باعث شده بزرگ تر و ثروتمند نشم ،
اما مطمئنم کم کم ، آرام آرام با درک بهتر تسلیم بودن ،
با درک بهتر قوانین ، با کنترل ذهن … و با ایمان و توکل به خداوند بزرگ تر می شوم و به ثروت بی حساب خداوند می رسم … ان شاالله .
آرزوی سلامتی و شادی و ثروت برا همتون دارم.
خدایا بی نهایت شکر
سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز
وهمه دوستان نازنینم
باران:
تسلیم بودن در برابر خداوند :
استاد من چقدر از این تسلیم بودن در برابر خداوند نتیجه گرفتم ،هرجا با عقل خودم رفتم نه تنها حلش نمیکردم بدترم میشدم دقیقا من چند روز پیش به یه تضادی برخوردم میخواستم با عقل خودم پیش برم بی قرار بودم ،همش با فکر خودم میخواستم حلش کنم خدا وشکر زمان زیادی نبرد به خودم اومدم، گفتم خدایا من تسلیمم همه چیو میسپارم به خودت از این ثانیه به بعد یه لحظه هم بهش فکر نمیکنم ،چنان ارامشی گرفتم نشونه ها اومد ،بیخیال شدم،رها کردم و میدونم خدا حلش میکنه ،من رفتم رو دوش خدا شک ندارم خودش حلش میکنه وهرچی اتفاق بیوفته خیره .
وقتی ایمانت قوی باشه ،وقتی به خدا اعتماد کنی ،دلتو به خدای مهربان قرص کنی ،نگران نتیجه نباشی ،بهترین اتفاق برات میوفته ،من وقتی به تضادی برمیخورم اولش یکم بهم میریزم ولی خییلی زود کنترل ذهن میکنم میسپارم به خدا وچنان ارامشی میگیرم انگار هییچ اتفاقی برام نیوفتاده ومیگم این تضاد میخواد منو قوی کنه ،منو به خواسته م برسونه واین حرفای مثبت به خودم میگم میسپارم بخدا ،خداروشکر تا الان همش خیر بوده برام ،چیزایی که فکر میکردم بد بود بعد مدتی فهمیدم بهترین اتفاق بوده برام ،خلاصه تسلیم بودن در برابر خداوند همون لحظه نشونه هاشو میبینی من اینجور بودم ،وایمانم خیییلی قوی تر شده وانشالله بتونم قوی ترم بشم .
خداروشکر براین گام زبیا و پر از نکات آموزنده .
ممنونم استاد عزیزم خیلی بی نظیر بود و ممنونم از مریم جون عزیزم دمتون گرم.
خدانگهدار تا گام بعدی