مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 30


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید گفته:
    مدت عضویت: 3114 روز

    سلام به همه

    استاد خیلی ممنونم از فایل ها و دوره هایی که آماده می کنید. تک تک حرف هاتون رو باید با طلا نوشت

    ما باید نسبت به الهامات تسلیم باشیم. هی وقتی می گه نگو بگیم چشم، یه وقتی می گه بگو بگیم چشم، یه وقتی می گه برو بگیم چشم، یه وقتی می گه نرو بگیم چشم؛ حتی اگه به ظاهر غیر منطقی باشه

    یادمه استاد یه جایی می گفت اون حس اولیه که همراه با آرامشه اون الهام از طرف خداونه. ممکنه بعد شیطان به شیوه های مختلف نگرانت کنه و حتی کاملا منطقی متقاعدت کنه که به اون عمل نکنیم. در واقع ممکنه حس اولیه با آرامش و حس بعدی با نگرانی و استرس باشه. ولی کسی پیروزه که تسلیم باشه و تو هر شرایطی پیام خداوند رو بفهمه و بگه چشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    فرح ساسان نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2847 روز

    استادمهربانودوست داشتنیم سلام سلام به همه هم فرکانسی های عزیزم استادخوبم من ازشتیدن مصاحبه های شما خیلی لذت میبرم امیدوارم که خدابهم کمک کنه ازش میخام که تواین مسیری که هستم کمکم کنه از امروز تصمیم گرفتم خودمورهااا کنم تواغوش پروردگارم میخام هرکاری که میکنم وباتوکل بخداانجام بدم حتی یه لیوان ابم که میخورم توکلم بخدایی که شمااونوبهم شناسوندین باشه استادخوبم خیلی دوستون دارم خیلی ازتون انرژی میگیرم خداحفظتووون کنه من عاشق شماوخانواده صمیمی شماووسایتتون هستم باعشق میام توسایت ودانلودمیکنم استادخوبم خیلی دلم میخادبسته روانشناسی ثروت یکوبخرم هنوزمحصولی نخریدم ولی این روزا خیلی دیوانه وار دستو پامیزدم که هرطوری شده این بسته روبخرم چون تخفیف خوبی خورده همش توفکرش بودم شباهم درست خوابم نمیبردهمش توفکره خریدش بودم اماامروزباشنیدن حرفهای قشنگ وتاثییرگذارشماگفتم استادم راست میگه بایدبسپارمش بخدام هرطوراون صلاح دیدهمون میشه ووومن تسلیمم خداروهزاران هزاااربارشکرمیکنم بخاطره خانواده صمیمی شماکه منم عضوخانوادتون هستم وسپاسگذاره پروردگاره مهربانم هستم بخاطره شمااا ممنون از اینکه هستین ممنون که اینقدروقت وانرژی میذارین تاما هدایت شیم انشاالله هرچی از خدا بخایین همون بشه براتون وهمیشه سالم وپایدارباشین عمرباعذت وطولانی داشته باشین تاانسانهای بیشتری روبتونین هدایت کنی بسمت مسیری که خودتون رفتین به امیدروزی که همی محصولاتتون رو خریده باشم ونتیجه گرفته باشم وبیام درموردش صحبت کنم خداپشت و پناهتون باشه ممنون از تمام فایلهای رایگانتووون خیلی عالین حرف ندارن خیلی ارام پخشوانگیزاننده هستند دوستون دارم ممنون ازوجودتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سعید گفته:
    مدت عضویت: 4070 روز

    سلام استاد و صد سلام ……

    این فوق العاده عالی و بی نظیر بود، وقتی داشتم فایل را تماشا می کردم گذر زمان را احساس نکردم تو سه سوت تموم شد .. بی نظیر بود …برابو استاد کارت بیسته

    این فایل تون من را یاد اولین روزهای انداخت که ثروت 1 را تهیه کرده بودم و مبهوت مونده بود که بالای 99 درصد باورهام در رابطه با ثروت فقیرانه بود

    و بعد فهمیدم که چرا هرچقدر بیشتر تلاش میکنم کمتر نتیجه میگرم

    چون باورهام همجهت با خواسته هام نبود

    چون یه پام رو ترمز بود و پای دیگه ام رو گاز و انتظار داشتم که ماشینم حرکت کنه

    الان بعد از گذشت 3 سال از تهیه ثروت یک من با قدرت اعلام میکنم که ثروت 1 بهترین و با ارزش ترین چیزی بوده که من تا این روز تهیه کرده بوده

    اما به نظر من قانون آفرینش پیش نیاز ثروت1 و پیش نیاز تمام دوره ها ی استاد هست

    و توصیه من به کل اعضای خانواده عباس منش اینه که اگر قانون آفرینش را تهیه نکردی، بدون که گنج بزرگی را از دست دادی

    من بعد از کار کردن روی قانون افرینش و قرآن جریانی از ثروت و درآمد غیرفعال وارد زندگیم شد که برای خیلی ها غیر قابل باوره

    و چون از محصولات استاد نتیجه گرفتم فردا میخوام ثروت 3 و عزت نفس را تهیه کنم. …

    به فضل خدا فردا پیام من را در دوره فوق العاده ثروت3 و عزت نفس خواهید دید…

    همه تون را دوست دارم

    به امید این که همه ما به استقلال مالی ، زمانی و مکانی برسم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    بهار اسدی گفته:
    مدت عضویت: 2960 روز

    سلام به استادعباسمنش عزیزوهمه دوستان .

    مصاحبه بیستم روکه شنیدم این سوال به ذهنم اومدکه اصلاتسلیم شدن یعنی چی؟وباخودم فکرمیکردم میگن که تسلیم باش ولی اصلا چیزی خوبی نیست ،یعنی درست درزمانی که آدم ازشرایطش راضی نیست وبخوادتسلیم هم باشه یه جورقبول خواری وذلت روبپذیره وتصمیم داشتم این سوال روتوی عقل کل یاکانال پاسخگویی بپرسم ؛که واقعاهیجان زده شدم وقتی متن دانلودی مصاحبه ۲۱روخوندم .

    واقعااستادازتون ممنونم به موقع جواب سوالم روگرفتم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3618 روز

    سلام و صد سلام به استاد باسخاوت و قوی و دوستان عزیزم

    never give up

    بی اندازه انتظار مصاحبه سه شنبه را داشتم خدایا شکرت

    استاد دلتان بسوزه مااستادی چون شما داریم و شما ندارید(خنده)

    مرسی از منظره قشنگی که انتخاب می کنید جای ما را هم خالی کنید

    چه امواج قشنگی روی دریاچه

    چه آسمان صاف و زیبا و خوش رنگی که پر از انرژیهای مثبتاست

    چه طراحی زیبا و خالقانه ای از کل منظره طبیعت و آسمان

    چه قشنگ است ابرها و جهت حرکت امواج چقدرت خالصانه و زیباست

    حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ” (آل عمران ایه 173)

    سایه درختان عالی است

    سایه درختان در آب نیز عالیست

    استاد عزیز ، دنبال موردهایی برای ثروت در اینترنت سرچ می کردم ، همه جا از فایلهای شما پر بود چقدر عالیست که شما با زبان شیوای خود و با زبان پر قدرت خود اولین باز از موضوع ثروت گفتیدو آن را برایمان باز کردید استادم تشکر میکنم هیچ کس حتی وقتی عین صحبتهای شما را کپی میکند جنس حرفهای شما را ندارد حرفهای شما چنان پر صلابت و مقتدر است که حدی از عمیق بودن آن نیست و چنان مقتدرانه صحبت می کنید و می گویید و می نویسید که هیچ کس نمی تواند چنان شما باشد به خود بالیدم که شاگردی همچون استادی چون شما هستم. وخوش به حالم

    استاد با حرفهای شما و چنان به موقع بود که حدی ندارد ، محکم تر شدم استوار تر شدم امیدوار تر شدم من عاشق زندگیم من عاشق خدایم هستم خدای من ، من اعتماد به تو دارم من تسلیم تو هستم ، خدای من تو بی قید و شرط عاشق من هستی من بنده تو هستم خدای من هم بی قید و شرط عاشق تو هستم.

    استاد منم از کار روتین خسته می شوم ولی اگر فایلهای شما را یک میلیون بار هم گوش کنم بازم دوست دارم همان موقع یک میلیون بار دیگر هم گوش کنم .

    زیبا دختریم نشسته در کنار نهرهای زیبا

    سایه درختی مرا در برگرفته است

    پاهایم را در نهر قرار داده و به سنگهای زیر آب می نگرم

    خدای من تو همان خدایی هستی که در آب هستی

    خدای من تو همان خدایی هستی که در آسمانهاهستی

    خدای من تو همان خدایی هستی که قاصدکی را در دامنم قرار دادی

    قاصدک را می بوسم می بویم و ترانه عشق را برایش سر دادم

    پیغای را به خدایم دادم که قاصدکم آن را به خدا برد

    خدای من دوستت دارم

    خدای من پیش بند سفیدم را پر از قاصدکهای خدایی کردم که هر روز برایت پیغام بفرستم.

    خدایم دوستت دارم

    این متن را خدا گفت و من نوشتم یک دفعه حسی عجیب مرا وادار کرد که اینها را از ته دلم بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      مهری حیدرزاده گفته:
      مدت عضویت: 2966 روز

      سلام به استادم و سلام به دوست عزیز آینا راداکبری

      من کارم شده خواندن کامنت های عالی بچه های ثروت یک .از جمله شما و بقیه.

      حس قشنگت که یه دفه شکفت و روان شد را تحسین می کنم . وقتی در لحظه حال هستیم خداوند در ما جاری است. در رویاهایی که رویا نیستند فصل سوم استاد گرانقدرم می گویند تمرین کن که فاصله فرکانسی بین ذهنت و روحت کم بشه .امروز هم در این فایل گفتند برای طی کردن این فاصله فرکانسی اولین کار تسلیم بودن است و به قول ایشان پریدن از درخت بدون شک و ترس. آینای عزیز همینطور که حس ات و می نویسی یعنی همون موقع تسلیم الهامی شدی که خدای یکتا برات فرستاده . دفه قبل به صورت ساختمان پزشکان برات فرستاد . امروز به صورت این قطعه قشنگ.آن چه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند.

      از استاد گرامی سپاسگزارم

      خدا همه چیز می شود همه کس را به شرط ایمان و خلوص درون

      است

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مهناز سروش گفته:
    مدت عضویت: 2878 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش و همه دوستان عزیزم به قول استاد ادم وقتی رو خودش کار میکنه خدارو بیشتر باور میکنه ایمانش بیشتر میشه اتفاقا همین دیروز من یه چیزی از خدا خواستم که پولش دو هم نداشتم بخرم و فقط هم تا اخر شب وقت داشتم اونو بخرم اما از خدا با تمام وجود خواستمش و سپردم به خودش دیگه اخر شب که دیدم نشده خیلی ناراحت شدم بغض کردم اما گفتم خدایا من راضیم به رضای تو اگه نشده حتما حکمتیه حتما خیری توشه چون فهمیدم که نباید تو حالت ناراحتی بمونم بعد داشتم ظرف میشستم یک ان به خودم گفتم بعضی کارا تو اخرین لحظه جور میشن همین که اینو گفتم معجزه اتفاق افتاد چیزی که میخواستم بهش رسیدم تا یه ربع داشتم ازخوشحالی اشک میریختم و فهمیدم هر کاری رو بسپاریم به خدا خودش درست میکنه همتونو به خداوند میسپارم و ارزوی موفقیت برای همتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    مجتبی حیدری گفته:
    مدت عضویت: 2787 روز

    با سلام خدمت شما استاد بزرگوار و همچنین گروه صمیمی عباسمنش، بنده ماههاست با شما آشنا شده ام و از همه محصولات رایگان استفاده نموده ام و خیلی خیلی در زندگی من هم از نظر مالی و هم از نظر معنوی تاثیر گذاشته است/ فقط من درست مفهوم تمرین و تکرار و تکرار را متوجه نشده ام، منظورم اینه خود استاد موقع شروع کارشان چگونه تمرین میکردن و روزی چند ساعت؟ مثلا من که حس میکنم عبارات تاکیدی تاثیر خوبی روی من دارد می باید باورهای قدرتمند کننده رو به صورت عبارت دربیاورم و یا ضبط کنم ودر روز بارها بارها آنرا تکرار کنم؟؟ یا خود استاد در یکی از صحبتها فرمودند که جاهایی از صحبتهای من که باورهای قدرتمند کننده دارد را بارها بارها تکرار کنید، آیا درست متوجه شدم؟؟لطفا راهنمایی ام کنید و بفرمائید حدودا چند ساعت در روز و تا چند روز تمرین میتوان یکی از باورهای مخرب را با باور خوب جایگزین کرد/ آیا استاد الان در روز تمرین دارند؟ واگر دارند به چه صورت؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سامان امینی گفته:
      مدت عضویت: 2981 روز

      سلام دوست عزیزم احساس کردم این لیاقت رو دارم بتونم این بحث تکرار رو براتون توضیح بدم من کسی بودم که چندین سال قبل چندین صفحه از یکی از دفتر هامو با جمله .. خدا کمکم کن … پر کرده بودم من در آن زمان به یه سری داروها اعتیاد شدید و طولانی پیدا کرده بودم و فقط این نبود زندگی و اعتبار کار و همه ثروتی رو که جمع کرده بودم داشتم به تدریج از دست میدادم و اینطورم شد البته این شروع ماجرا بود به جایی رسیدم که مرگ هم داشت بهم چشمک میزد و چیزهای غیر عادی میدیدم و غرور هم اجازه نمیداد از دیگران کمک بگیرم تنها امیدم یک خواب و یا یک الهام بود و هر چی بیشتر میرفتم پایین اون تنها امیدم بیشتر دیده میشد و بیشتر میدیدمش ولی باور نداشتم از جانب خدا باشه ..البته یه اصول کلی تو زندگیم داشتم و اونم این بوده هیچ وقت به خودم اجازه ندادم به خدا ایراد بگیرم با وجود اینکه دور و برم همیشه بود تا قبل تغییر و شروع هدایتم .. جهلی که داشتم و اینهمه راهمو دور و دراز کرد احساس کاذب یاد گرفتن بود احساس بلد بودن بودن احساس اینکه من میدانم ببینید تکرار کردن شروع درک ها و احساسات بهتر نسبت به یه موضوع ویا موضوع های مختلفی میباشد همونجوری که صفحه های زیادی از دفترمو با ..خدا کمکم کن پر کردم و خدا تو هر زمینه ای که خودم اجازه بدهم بلافاصله کمکم میکند و باوری که از این تکرار به من داد این بود که خدا کمکم میکنه و درست میشه و به جایی رسیدم تو بدترین شرایط ممکن تاکیید میکنم تو بد ترین شرایط ممکن ایمانمو به این کلمه که درست میشه و خدا کمکم میکنه نشون دادم و جواب گرفتم حتی فراتر انتظار… ببینید مثلا اوایل تو درکم بود که خدا کمک میکنه ولی باورم سطحی بود و میگفتم خوب که چی همه میدونیم خدا کمک میکنه ولی یه جورایی دور میدیدم و هرچه بیشتر و بیشتر و بیشتر تکرارش کردم و نوشتم و دارم مینویسم نتایج نزدیکتر و نزدیکتر و نزدیکتر میشه و به جایی میرسی که خدا در کار در زندگی در نحوه ارتباط در چگونه احساس آرامشتو حفظ کنی در اینکه کدوم حرف قانون ثابته و میتونی بپذیریش کدوم راه کدوم حرف به رشد بیشتر به تکامل بیشتر نیاز داره و یا اصلا اشتباهه و یا گمراهه کمکت میکنه ….

      اینکه اینجا هستیم و در کنار افراد این خانواده خیلی خیلی خیلی اتفاق بزرگیه و بهمون یاد آوری میکنه ما میتونیم کارهای بزرگ و دور از ذهن انجام بدهیم چون در مسیر هدایت الهی قرار داریم و هدف اصلی زندگی هم همینه …. براتون بهترینارو آرزومندم و منتظر خبرهای خوبتون میمونم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سمیه روزبه گفته:
      مدت عضویت: 2188 روز

      با سلام

      وقتی بخواهید در این راه هدایت و کامل شدن موفق باشید، تجربه و احساس من به من ثابت کرده است که روز و شب شما حتی حین کار باید به وویس ها گوش بدید بدون برنامه ریزی قبلی.

      یعنی از هر فرصتی استفاده کنید تا وجود شما همفرکانس با فکر و زندگی جدید شما باشد.من زمانی که چند ساعت مثلا 3 ساعت بگذردر و مطالعه نداشته باشم کلی سوال و اگر پیش میآید و باعث دودلی و اون آرامش رو از دست میدم ولی وقتی شبانه روز پای درسم هستم نه تنها خسته نمیشوم، هم به یادگیری و واقف بودنم اضافه شده و به اوج فرکانس و امید و باور میرسم که آن را با هیچ چیزی عوض نمیکنم.

      دائمی باشید زمان و مکان برایتان محدودیت ایجاد نکند.

      با آرزوی بهترین ها

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    ندا رنجبری گفته:
    مدت عضویت: 3624 روز

    سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز،استاد اونجایی که فرمودید تسلیم شدن یعنی بچه ای که بالای درخت گیر‌کرده پدرش میگه بپر باید بپره؛این جمله رو من دیروز به همسرم‌گفتم همسرم تو یه شرکت کار میکنه قرار بود شغلشو رها کنه و برای خودش کار کنه اما چندین ماه بود که دنبال فرصت مناسب میگشت دیروز من دقیقا این جملات رو بهش گفتم،گفتم اگر دنبال فرصت مناسب باشی هیچ وقت اون فرصته پیس نمیاد خودت باید اون فرصت رو ایجاد کنی بهش گفتم من احساس میکنم تو میترسی و تسلیم‌ نیستی تو الان مثل اون کوهنورده هستی که یه متری زمین گیر کرده،خدا میگه بپر من این پایینم گرفتمت اما گفت من جرات ندارم و اینقدر چسپید به کوه تا همونجا یخ زد،مبادا مثل اون کوهنورده باشی؟

    حرفای منو گوش کرد و امروز استعفاشو نوشت و داد به رییسشون و الان احساس خیلی خوبی داره با اینکه هنوز کار جدیدشو شروع نکرده و ایده ی خاصی ام نداره فقط قدم اول بهش گفته شده اما میگه احساس میکنم رو ابرا دارم پرواز میکنم‌کاش زودتر ابن‌کار‌و میکردم و اگر همسرم به حرف من گوش کرد به خاطر این بود که من رو اهل حرف ندید اهل عمل دید،من خودم سیزده سال توی شغل رسمی دولتی بودم شغلی که آرزوی اطرافیان من هست اما بهش علاقه نداشتم من پارسال انصراف دادم و در حالی این‌کارو کردم که یکی از نزدیکترین عزیزانم آرزوش داشتن این شغل بود و داشت میخوند برای آزمون استخدامیش من بعد از خارج شدن از اون شغل خیلی پیشرفت کردم و خیلی چیز یاد گرفتم یعنی در مدت این یک سالی که از شغلم خارج شدم بارها بیشتر از اون سیزده سالی که تو شغل قبلیم بودم چیز یاد گرفتم و تجربه کسب کردم و احساس میکنم بزرگتر شدم و اعتماد به نفسم بیشتر شده،اینا همش موهبت های تسلیم شدنم بود وقتی خداوند گفت بپر پریدم یادم هست زمانی که میخواستم از شغلم انصراف بدم یکی دو هفته ی قبلش میخواستم برم استعفامو تحویل اداره بدم خدا بهم‌گفت الان وقتش نیست و من صبر کردم دو هفته بعد یک روز صبح گفت الان وقتشه و من بی چون و چرا گفتم چشم اللن که به گذشته برمیگردم‌میبینم اون روز دقیقا روز درستش بود، یادم هست برای اینکه مطمئن بشم صدا صدای خداس رفتم قرآن رو باز کردم اما به نیت تفال این کارو نکردم چون به تفال اعتقادی ندارم و اصلا قصد نداشتم مسئولیت تصمیمی که گرفته بودم رو به خدا محول کنم فقط چون ترس داشتم میخواستم خدا آرومم کنه قبل از باز کردن قرآن گفتم خدایا چه حرف بزنی باهام چه نزنی چه بگی داری کار درستو داری انجام میدی یا کارت غلطه هر چی بگی من تصمیممو گرفتم و این‌کار‌و میخوام حتما الان انجام بدم و حتی حرفی که بهم میزنی یه ذره هم تو تصمیمم تفاوتی ایجاد نمیکنه اما میخوام با باز گردن قرآن و خوندن نظرت اون احساس حمایت رو بیشتر لمس اش کنم و جالبه اولین آیه نوشته بود اگر خداوند شری برات بخواد کسی نمیتونه دفعش کنه و اگر خیری ام بخواد کسی نمیتونه جلوش رو بگیره در ادامه نوشته بود تو به هر آنچه بهت وحی میشه عمل کن و صبر کن تا خداوند میان تو و مخالفانت حکم کنه و نمیدونید این جمله چقدر‌ به من امید و انرژی داد:و اتبع لما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله و هو خیر الحاکمین،نتایج عالیم رو به زودی باهاتون به اشتراک میزارم،خدایا شکرت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 73 رای: