مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 25


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حانیه و امیر گفته:
    مدت عضویت: 4132 روز

    استاد عباس منش عزیز سلام‌???

    راسیتش در قسمت 5فایل مصاحبه یک مقدار مبهوت و سردرگم شده بودم و با خودم گفتم من توی روابط دیگه اصلا از استاد عباس منش پیروی نمیکنم و کاری بهش ندارم وفقط در مسائل دیگر به حرفش گوش میدم و یکم هم ناراحت شده بودم که چرا عباس منش این حرفارو زده !!!?????

    ولی در این فایل داستان کاملا برام روشن شد.

    اولا ممنونم که استاد گفتی هیچ کس رو برای خودتون در زندگی بت نکنید که اگه یه موقع باورهای متضاد با شما داشت به هم نریزید .

    دوم چقدر توضیحات نابت به دلم نشست استاد ،چقدر قشنگ توحید در روابط رو توضیح دادی و چقدر قشنگ فقط روی خدا حساب باز میکنی .

    و در آخر اینکه استاد من خراب یکسری ادا دراوردن هایی که در مورد اشخاص درمیاری هستم ???????یعنی خیلی خوب بازی میکنی و من با خانومم کلی خندیدیم و شاد شدیم مخصوصا اونجایی که گفتی (من این زندگی به این خوبی برات درست کردم بعد تو یه غذا درست نکردی ضعیفه )?????????????????

    خدارو شکر میکنم و از شما هم ممنونم استاد به خاطر توضیحات .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    اسماعیل محمدی گفته:
    مدت عضویت: 3252 روز

    با تشکر خدمت استاد بزرگ آقای عباسمنش که واقعا با

    حرف های زیبای که میزنین امید آرامش رو به زندگی من آوردین ان شاءالله که همیشه تنتون سالم و لبتون

    خندون باشه و از خدا هر چیه که میخواهین براتون بده سپاس??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    Morteza Azimi گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    سلام دوستان خسته نباشین

    این دیدگاهی که شما دارین رو من شخصا تجربه کردم

    با بهترین فردی که فکر میکنم خدا میخواست یه رفاقت ساختیم

    اسمش هم گذاشتیم رفاقت و رفیق همو به همین اسم صدا میزنیم

    1 سال باهم دوست بودیم یه رفاقت عالی رو تجربه کردیم و بعد با اینکه سن پایینی داشتم 21 سالم بود و هیچی نداشتم

    هیچیه هیچی

    قشنگ یادمه شب قبل خاستگاری میگفتم خدا اوکی میکنه اگه بخواد :)

    دلیل اینکه رفتم خاستگاری هم اینه که یه خاستگار پولدار و بد پیله اومده بود

    منم تصمیم گرفتم که این رابطمون و آزادانه تر ادامه بدیم

    الان بهترین رفیقمه

    خیلی باهم شوخی میکنیم

    میگیم

    میخندیم

    همه دوستامون مارو میبینن کیف میکنن و میگن خوشبحالشون

    باهم یواشکی مسافرت هم رفتیم

    همیشه آرزوهامون و واسه هم میگیم و شک نداریم بهشون میرسیم

    الان با این فایل فهمیدم همین کارایی که باعث موفقیت تو این رابطه شده همون میتونه باعث موفقیت مالی من بشه

    و زمانی فایل قبلی شمارو دیدم واسه رفیقم تعریف کردم و جفتمون گفتیم چ دیدگاه جالبی !!!!

    اینجوری همو محدود نمیکنیم و تو بند اسارت هم نیستیم

    و برداشتمون این بود این نگاه باعث عشق بیشتر میشه نه چیز دیگه ای

    اتفاقا دست پخت رفیق منم عالیه حرف نداره بخدا

    دیشب یه قیمه بادمجون درست کرد با دنیا عوضش نمیکردم اون قیمه بادمجونو

    این فایل خیلی بهم کمک کرد

    خیلی !

    یه شرک مخفی رو امشب تو خودم دیدم

    که داشت باعث فشار روحیم تو کار میشد

    و دیدم باید بگم همون خدایی خاستگاری منو اوکی کرد (که خودمو رفیقم باورمون نمیشه) همون بقیشم اوکی میکنه :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 4164 روز

    سلام.

    امیدوارم عالی باشی استاد.

    راستش تو فایل جلسه قبل که در مورد روابطتون گفتید یه حسی تو قلبم گفت که پسر این بهترین حالت تو یه رابطس و تصمیم گرفتم که این تیپ رابطه رو داشته باشم و شخص رو آزاد بزارم که هر وقت دوست داشت رابطه رو ترک کنه.

    تو این فایل هم توضیحات رو کامل کردید.

    واقعا ممنون.

    از اونجایی که تو فایلهای رایگان خیلی فایل برای روابط نیست فایل قبلی و این فایل برای من خیلی خوب بود و خیلی چیزا رو برام روشن کرد.

    استاد دستت درد نکنه.

    من یه سوال دیگه هم داشتم که نتونستم تو قسمت اول بپرسم.

    این سوال رو اینجا با اجازتون میپرسم و البته تو قسمت اول هم میزارمش.

    سوال اینه ( شما چطوری شروع کردی به مطالعه قرآن؟ خب قرآن زبانش عربیه و خیلی از معانی و تفاسیرش درست نیست. حالا بهتره زبان عربیو یاد بگیریم و بعد قرآنو بخونیم و خودمون درک خودمونو برداشت کنیم یا از کتابهای تفسیر قرآن کمک بگیریم. شما بارها راجع به ریشه کلمات صحبت کردید تو قرآن حالا میخواستم کلا برای منی که میخوام قرآنو خودم بخونم از کجا شروع کنم و چطوری و چه منابعی رو بخونم؟)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    اقای پاشا گفته:
    مدت عضویت: 3280 روز

    استاد واقعا هرچه جلو تر میره بیشتر حرفاتون رو درک میکنم و مغز همه حرفاتون چون تا حدودی متوجه شده بودم با اینکه دوره روابط نگرفتم هنوز ولی باشنیدش حرفاتو متعجب نبودم.

    وقتی شما گفتین که اهدافتون رو توحیدی انتخاب کنید نخواین در مقایسه با دیگران بهترین باشید با اینکه گوشه ای از دوره ی جهان بینی توحیدی رو گفتین ولی دنیای جدیدی برام باز کرد و اهدافم رو دوباره بررسی دیگه عجله نداشتم برای انیکه به ثروت برسم دیگه نمیخواستم ظرف فلان مدت حتما جز بهترین ها باشم خیلی حالا با خیال راحت خیلی با احساس خوب و عالی بدون استرس کارم رو جلو میبرم البته من از شدت و وقت کاریم کم نکردم همونه ولی چون استرس ندارم وای حالا دارم وقتم تمومه میشه حالا احساسم خیلی خوبه و احسا سپاسگزاریم احساس ازادی احساس لذتی که ازم خودم گرفته بودم برگشته و به صورت باورنکردنی همه چی داره خود به خود روبه راه و هرروز این احساس لذت و شکرگزاریم بیشتر و بیشتر میشه . و میدونم که چه ازدواج چه کار چه روابط موضوع همین احساس خوب داشتن و لذت بردن از زندگی هست اینکه به چیزی نچسبیم اینکه طوری زندگی کنیم که از همین چیزایی که داریم نهایت لذت رو ببریم . در واقع من درکم از همه چیزهایی که گفتین و این همه مدتی که فعالیت داشتم این هست که »

    رها باشیم از وابستگی به هرچیزی دراین دنیا و لذت ببریم از چیزهایی که داریم حتی اگر به نظر خیلی کم باشن و خداوند مارو به سمت خوشی های بیشتر و ازادی های بیشتر هدایت خواهد کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مژگان زارع گفته:
    مدت عضویت: 3114 روز

    سلام وااااای استااااااد خیلی خوشحالم خیلی تحسینتون میکنم خیلی فایلهاتون بهم انگیزه میده خداروشکررررر که در مسیر درستم و درست در زمانی که نیاز داشتم این حرفارو بشنوم این فایلو دیدم استاد امشب یه مراسم خواستگاریو پشت سر گذاشتم که خیلی روش حساب باز کرده بودم از زمانی که بهم گفته شده بود یه همچین کسی با چنین مشخصاتی میخواد بیاد خواستگاریم از خوشحالی داشتم بال درمیاوردم اولین خواستگار پزشک من بودن منی که تا الان تمام خواستگارام دیپلمه بودن ایشون اولین خواستگار پزشک بودن با شرایط مالی ایده آل که هر دختری آرزوشه منم که به خاطر باورهای نادرستی که داشتم و یکی از ملاک های ازدواجم تحصیلات عالیه داشتن بود تا حالا تمام خواستگارای دیپلمه رو رد کرده بودم و امشب قبل از خواستگاری به خودم گفتم مژگان این آقا پزشکه یعنی کسی که سالها منتظرش بودی فکر کرده بودم دیگه همسر ایده آلمو پیدا کردم ولی ورق برگشت زمانی که نشستیم صحبت کردیم از نوع طرز فکر و خصوصیات اخلاقیشون متوجه شدم خیلی با من متفاوت هستن و یه حس بد به سراغم اومد که دوست داشتم هر چه سریعتر این جلسه تموم بشه جالب اینجاست که ایشون برخلاف تحصیلات بالایی که داشتن نوع تفکرشون به ازدواج سنتی بود و تنها ملاک و معیار ازدواج رو شاغل نبودن زن و خانه دار بودن و دستپخت خوب داشتن میدونستن و گفتن انقدر این موضوع براشون مهمه که جلسه اول مطرح کردن خب یجورایی تو ذوقم خورد من شاغلم و از شغلم لذت میبرم کارم بهم احساس خوبی میده در محیط کارم و با همکارام بهم خوش میگذره از درآمدم راضیم و دارم تلاش میکنم با حس خوبم افزایشش بدم کلی برنامه و هدف دارم برای پیشرفت بیشترم اون وقت ایشون بیاد با زبون بی زبونی بگه من زنی میخوام که کار نکنه و خانه دار باشه راستش اولش اومدم از اهدافم براش گفتم و توضیح دادم که شاغل بودن من لطمه ای به مسئولیت های خانه داریم نمیزنه و توضیح دادم که خودمم مایلم ساعات کاریمو بعد از ازدواج کم کنم تا بتونم به خوبی نقش یه زن متاهل رو اجرا کنم ولی یهو به خودم اومدم گفتم داری چی میگی مژگان این کارت شرکه داری تقلا میکنی طوری خودتو نشون بدی که ایشون خوشش بیاد هر چند که جزء برنامه های آیندم واقعا همینه که بعد از ازدواج ساعات کاریمو کمتر کنم و خودم اینو دوست دارم ولی نباید چون ایشون رو این موضوع داره حساسیت نشون میده منم خودمو طوری نشون بدم که مطابق میل ایشون باشه به همین خاطر خیلی راحت دلمو سپردم به خدا و حرفمو زدم گفتم من شاغلم و شغلمو خیلی دوست دارم دختری نیستم که خونه بشینم و سنتی زندگی کنم ولی خودمم علاقمند به آشپزی و انجام امور خانه داری هستم و به همین خاطر تصمیم گرفتم بعد از ازدواج ساعات کمتری بیرون از خونه باشم و تاکید کردم که من اگه قراره آشپزی کنم قطعا با عشق اینکارو انجام میدم نه به اجبار یا حس بد و اینطور که از قیافشون پیدا بود ایشون نپسندیدن این طرز فکرمو و رفتن بعدش دوباره نجواهای شیطانی اومد تو ذهنم و حسم بد شد که مژگان اشتباه کردی جلسه اول نباید انقدر رک حرف میزدی و …از طرفی سرزنش های خانواده هم که سی سالت شده دیگه از این بهتر برات نمیاد ایرادات بنی اسرایلی میگیری لیاقت شوهر دکتر نداری و…که حسمو هر لحظه بدتر کرد تو این فاصله فایل توضیحات قسمت پنجم استاد رو دانلود کردم ولی به خاطر حس بدی که داشتم ننمیتونستم بازش کنم انگار نا امید بودم که اینهمه آدم رو خودش کار کنه آخرش اینطوری بشه ولی یه حسی از درون بهم فشار میاورد که این فایلو ببینم بلاخره دیدم و طبق معمول استاد عزیزم با صدای آرامشبخشش و دیدگاه توحیدیش در عرض چند ثانیه تمام اون احساسات منفی رو ازم دور کرد و جالبترش اونجایی بود که استاد داشت در مورد طرز فکر سنتی در رابطه صحبت میکرد و میگفت اگه همسرم غذا میپزه چون خودش دوست داره اینکارو میکنه و با وجود اینکه دستپختش از هر رستوران و هر کسی خوشمزه تره استاد هیچ وقت بهشون اجبار نکرده که تو زنی و وظیفت آشپزیه اینجا خیللللی بهم چسبید و خداروشکر کردم که عهههه چیزی که امشب برام پیش اومده و حسمو بد کرده استاد داره همینو میگه استاد عزیزم الان که دارم اینارو مینویسم یه حسی بهم گفت مژگان برو تجربتو بنویس من الان خیلی حالم خوبه این آقا با ورودش چندین و چند درس داشت برام اول اینکه تو تمام مدتی که منتظر ورود ایشون بودم از ایشون یه بت ساخته بودم که همونیه که من میخوام و در واقع داشتم شرک میورزیدم دوم اینکه فهمیدم تو تمام این سالها به قول استاد واسه خودم یه کویر ساخته بودم به نام تحصیلات عالیه و اون موقعیت های ایده الو فقط به خاطر دیپلمه بودن از دست داده بودم و فقط فکر میکردم اگر قراره من با کسی خوشبخت بشم اون نفر باید تحصیلاتش بالا باشه سوم اینکه تونستم حسمو خوب کنم و به خودم گفتم این آقا دستی بود از دستان خدا تا به من این تلنگرو بزنه و منو به مسیر درست برگردونه و خدایی که این شرایط رو برام فرستاد قطعا بعد از این شرایط ایده التری رو میفرسته چیزی از زندگی من کم نشده خدا همون خداست مخصوصا الان که بیشتر در مسیر قرار گرفتم و امشب نشونه ای بود که بهم ثابت کنه تا رسیدن به همسر ایده الم فاصله کمی دارم استاد تو این فایل گفتین خیلیا به شما گفتن مثل پیامبر زمانشونید اتفاقا منم از وقتی با شما آشنا شدم همین حسو داشتم به جرات میتونم بگم بهترین الگوی من در زندگیم شمایید خب بارها شده بود خیلیا بهم انتقاد میکردن که مژگان تو نماز میخونی روزه میگیری به خدا اعتقاد داری پس چرا برای خودت مرجع تقلید انتخاب نمیکنی ولی من هیچ وقت نتونستم اینکارو بکنم و از کسی تقلید کنم اما الان واقعا از شما دارم درس یاد میگیرم و شمارو الگوی خودم قرار دادم از اون الگوهایی که فقط الگو باشید نه بت . و واقعا تحسینتون میکنم از خدا میخوام باورهای توحیدی شما رو بیشتر پرورش بده تا دستی از دستانش باشید برای پرورش باورهای توحیدی من و همه دوستانی که میخوان در این مسیر باشن.پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3619 روز

    سلام استاد گلم

    از وقتی این فایل را گوش کردم اصلا خواب وخوراک درست و حسابی ندارم چون باور توحیدی را درک کردم راستش در همین چند ساعتی که آن را گوش کردم و فهمیدم درهایی از یاری خدا به رویم گشوده شده است مثلا از خدا خواسته بودم که کسی که بعدا تعریف می کنم خودش بخواهدکه بره و خودش این را بخواد و به طوری عجیب امروز این حرف را به من گفت.

    استادمررررررررررررررررررررررررررررررررسی چه بی تاثیر باشه چه نباشه بازم تشکککککککککککککککککککککککککککککککککر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سعيده نيك بخت گفته:
    مدت عضویت: 3302 روز

    سلام

    واقعا برام باورکردنی نیست امروز به دلیل یه موضوعی از صبح حالم خوب نبود وفکرم درگیر بود

    الان که اومدم سرکار یه حسی بهم گفت سایت رابازکنم وفایله جدیدو دیدم و به طرز باورنکردنی جواب سوالمو استاد دادن

    خدارا شاکرم که این گونه حواسش بهم هست و دوستم داره خداراشاکرم که با استاد عزیز آشنا شدم خدارا شاکرم که زندگی اینقدر زیباس واینقدر راه درست بهم نشون داده میشه

    براتون بهترینها را آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    کورش Kourosh گفته:
    مدت عضویت: 2888 روز

    استاد، من همیشه از کودکی راجع به زندگی افراد موفق مورد علاقه ام (برخی از هنرپیشه ها، ورزشکاران، و خوانندگان) تحقیق می کردم. اخیراً یکی از خواسته های من، دونستن مسائل مربوط به زندگی شخصی شما بوده که خوشبختانه شما در فایل های اخیر صادقانه و صمیمانه بیان کردید. اینکه اصیلت تون چیه، در کجا بزرگ شده اید، روابط تون با پدر تون چگونه بوده، در بندر عباس چگونه با همسر سابق تون زندگی می کردید و بعد چگونه از ایشون طلاق گرفتید (که البته فکر می کنم، ایشون زمانیکه شما با برادرشون سر بدهی هفتاد و پنج میلیون تومانی به مشکل خورده بودید، ایشون ایمان شون رو، نسبت به خدای درون شما از دست دادند و تصمیم به جدایی گرفتن) … بهرحال من همیشه کوشش و پشتکار و جدّیت شما رو ستوده ام و خیلی خوشحالم که الان هزار برابر در رابطه عاطفی تان با پارتنر تون، شاد تر و شاداب تر هستید. از اینکه به من این فرصت رو، دادید که بیشتر شما رو، بشناسم و با دیدگاه فکری تون و شیوهٔ تفکر و نگرش تون نسبت به جهان هستی، شیوه شاد زیستن و شاکر بودن در زندگی، و ارتباط نزدیک تون با خالق یگانه، بیشتر آشنا بشم، بینهایت سپاسگزارم ?? الان بیشتر از پیش شما رو، صمیمانه دوست دارم و شخصیت باحالی دارید. ضمناً ساعت ها به حرف آخر تون می خندیدم ??? اینکه به منتقدین که نسبت به نحوهٔ رابطه شخصی تون با پارتنر تون، اعتراض کرده بودن، گفتید: «نظرات شما برام به اندازهٔ یک ارزن هم، نمی ارزه» ????????? این تیکه تون، عالی بود استاد، عالی ????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    بهزاد کوثری گفته:
    مدت عضویت: 4141 روز

    سلام به استاد گلم

    من خیلی وقته نظری نمینویسم و فایل هاتونو دانلود و تمرین و عمل میکنم و خدارو شکر تا الان هم از لحاظ مالی بسیار بسیار پیشرفت کردم هم …..

    راستش این سری یه حسی بهم گفت نظرتو بفرست…اخه من دقیقا تو موقعیتی هستم که شما راجبش صحبت کردین (رابطه با همسر)

    من حدود 1 سال پیش به همسرم گفتم که تا هرروز باهم اوکی بودیم ادامه میدیم و هروز ازم خسته شدی بگو که خیلی راحت جدا بشیم..واقعیتش گفتنش خیلی برام راحت بود ولی تا دو هفته پیش که به دلیل یه سری مسائل باهم مشکل خورده بودیم تصمیم گرفتیم که من حق طلاقو به طرف مقابلم بدم..روزی عجیبی بود از این ور یه حسی بهم میگفت اینکارو نکن به بعدش فکر کن و یه حسی میگفت این کارو بکن و منتظر نتیجه خوبش باش..بلاخره ترسمو کنار گذاشتم و اینکارو انجام دادم

    از اون روز همسرم میگفت بریم مشاوره و من گفتم من نیازی نمیبینم ولی گفتم اگه خودت دوست داری برو..ایشون جلساه های مشاوررو دارن طی میکنن و جالبه بهشون گفتن که به جای اینکه بخوای طرف مقابلتو تغییر بدی اول باید خودتو بشناسی (دقیقا حرفایی که قبلا استاد گفته بود و قبلا ایشون سعی در عوض کردن من داشتن و..)

    خلاصه الان حس خیلی خوبی دارم و رابطمون بهتر شده اگه قرار باشه جدا شیم بدون هیچ محدودیتی میشیم و بنظرم این روش یعنی زندگی لذت بخش.زندگی بدون محدودیت.زندگی بدون گیر دادن.این خود خود ارامشه..ممنونم ازت استاد بخاطر حرف های ارزشمندتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: