مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 113
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّهً مُسْلِمَهً لَکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿128﴾ بقره
پروردگارا، دل ما را تسلیم فرمان خود گردان و فرزندان ما را نیز امتی تسلیم و رضای خود بدار، و راه پرستش و طاعت را به ما بنما و بر ما (وظیفه بندگی را) سهل و آسانگیر، که تویی توبهپذیر و مهربان.
سلام مریم جان،عزیز دلم،سلام استاد جاان ، دست هر دوی شمارو به گرمی میفشارم و از صمیم قلبم براتون آرزوی سلامتی و خوشبختی و سعادت همیشگی رو دارم عااااشقتونم
سلام به هم قدمی های عزیزم تو ایم مسیر مهاجرت ، مهاجرت از یک مدار به مدار بالاتر که هرچقدر بالا میریم به والا بودن خداوند پی میبریم و میفهمیم که خداوند برایمان به شدت کافی است
مدار دوازدهم
تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل
مریم جاان ،مریم بانوی عشق، خیلی کار خوبی کردی که این موضوع رو تنها به یک فایل اختصاص دادی چون واقعا یکی از که مهمترین ویژگی که ما باید در خودمون ایجاد کنیم و تا میتونیم تلاش کنیم تسلیم خدا باشیم نه تسلیم مشکلات ، البته که ما تسلیم محض نداریم چون واقعا ما انسانیم و گاهی وقت ها به حرف شیطان هم گوش میکنیم ،ولی در کل باید ما همیشه روی این موضوع کار کنیم
خوب تفاوتی که بین این دو تسلیم هست تفاوت بین آسمان و زمینه، چون هر دوی این رو من تجربه کردم مادامی که با کله ی خودم رفتم ،مادامی که خودم تقلا زدم نتیجه که نگرفتم هیچی بلکه به مشکلات هم اضافه شده ولی مادامی که به خدا توکل کردم تسلیم خدا کردم بهش گفتم خدایای من نمیدونم من تسلیم توام تو بگو چیکار کنم ، کارام به آسانی انجام شده
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر * آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر * رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
این شعر رو من درک کردم که بع معنای واقعی میگه هر وقت تقلا میزنی ، هر وقت حرص میخوری و میخوای خودت برای مشکلاتت راه کار پیدا کنی به معنای واقعی وقتی میخوای در دگاه خداوند قدعلم کنی و بگی ((من)) من بلدم ،زنجیر از پی زنجیر،مشکل از پس مشکل برات میاد ،ولی وقتی سرتو در پیشگاه میاری پایین ،دیگه اون (( منیت)) و میزاری کنار و دستات میبری بالا میگی تسلیم ، زنجیرها شروع میکنن به باز شدن ، راه کارها خودشون گفته میشن و خداوند جوری سرت در مقابل دیگران بالا میبره که نمیتونی تصورش کنی .واقعا حس تسلیم بودن قشنگه
یه حس رهایی
یه حس آزادی
یه حس نابی که هرکس خوش تجربه میکنه
من این فایل خیلی گوش کردم یعنی تو دسته بندی فایل های توحیدی که هر روز گوشش میدم و خیلی کیف میکنم اون لحظه ای که استاد میگه تسلیم ،اونی که میپره بغل بابا ، تسلیم اونی که بدون ترس میپره ، تسلیم اونی که میپره و میگه آخیییییییش
منم هر وقت تسلیم شدم خودمو تو بغل خدا پیدا کردم ، هر وقت تسلیم شدم دیدم چجوری خدا همه ی جهان رو مسخر من کرده .
از ماشین خریدنمون بخوام بگم که من و عشق دلم سال 99 تسلیم خدا شدیم خدا درعرض 5 روز کل جهان رو مسخر ما کرد ما صد میلیون پول ماشین رو جور کردیم
وقتی که تسلیم خدا شدیم خدا اسم عشق دلم تو قرعه کشی ایران خودرو بین 3200 نفره برنده نفر اول شد و ما یک هفته ای ماشین پژو پارس سال رو تحویل گرفتیم
اون موقعی رو یادم میاد که با عشق دلم تسلیم خدا شدیم و در عرض 6 ماه 150 میلیون تومان سال 98 دررامد داشتیم و تمام جهیزمون خریدیم
اونجایی یادم میاد که سال 98 برای یه عروس دامادی یه آپارتمانی میخواستم بخرم و نشست گداشتم مادر عروس از سرجلسه بلند شد وگفت بریم یبار دیگه ببینیم و رفتیم و برگشت گفت حالا تا فردا خبرمیدیم و
من اون لحظه فقط گفتم خدایا تو عالم مطلقی
،خدایا تو آگاه بر هر چیزی هستی
و بعد فردا صبحش خود مالک تماس گرفت گفت خانم مصطفوی این بنده خداها دیشب اومدن خونمون و میخواستن برن یه املاک دیگه ومن بهشون گفتم فقط املاک خانم مصطفوی این روزی مال ایشون ، و من فقط داشتم اشک میریختم که خدایا تو چقدر بزرگی و خداوند یکاری کرد اومدن تو املاک ما نوشتن و من حتی به روی مشتری هم نیاوردم فقط به سجده افتادم خدارو شکر کرردم
آخ که چقدر مزه تسلیم شدن رو چشیدم وچقدر شیرین و لذت بخشه ، از اون موقع به بعد این باور در من شگل کرفت که
خدای من قدرتمند تر از هر جنبده ای در جهان
این باور برایم شکل گرفت که خداوند بشدت برایم کافیست،ا
و اما تسلیم شدن در برابر مشکلات رو هم دیدم ، من و عشق دلم بخاطر یک سری مسایل به صفر رسیدیم و تا همین یکماه پیش دقیقا تسلیم مشکلات بودیم ، نه انگیزه ای برای کار داشتیم ،نه حس و حالی برای کار کردن روی خودمون ، شاید فایل هایی هم گوش میکردیم ولی بدون هیچ حس خوبی، نه درآمدی داشتیم، به شدت اعتماد به نفسمون اومده بود پایین، احساس لیاقتمون از بین رفته بود یکجورایی داشتیم به فنا میرفتیم که خداوند به دادمون رسید،ودوباره یلدمون افتاد که باید سرمون رو در برابر خداوند بیاریم پایین و بگیم تسلیم، ما هیچی نمیدونیم و خداوند دوباره دستمون رو گرفت و الان یکماهی که فقط داریم با هدایت های خداوند میریم جلو و هر روز با خودمون میگیم
خدایا من هیچی نمیدونم تو بگو چیکار کنم
خدیا هر آنچه از جانب تو به من برسه من فقیر توام
من روی چیه عقل خودم حساب کنم
رو چیه عثل دیگران حساب کنم
خودت بگو ما تسلیم تو هستیمم
و الان داریم میبینیم که چقدر چرخ زندگی روون تر شده ، جقدر حالمون خوب شده،چقدر دیگه آروم شدیم ، حرص نمیخوریم ،تقلا نمیزنیم و واقعا حالمون به معنای واقعی خوب شده ، در ضمن کنترل ذهنمون هم خیلی عاالی شده چقدر مشتریا زیاد شدن و انشا.. همین روزها از ورودی ثروت هم براتون مینویسم
مریم جاان ممنونم عزیزم که با گذاشتن این فایل در این گام باعث شدی با دقت بالایی بهش گوش بدم وبرای خودم اتفاقت یادآوری کنم که چقدر تسلیم بودن برام خوب بوده در گذشته و الانم میتونم مثل گذشته عمل کنم حتی بهتر
مریم جاان و استاد عزیزم عااااشقتونم
خدیااااااااا من نوکرتم
پیش به سوی مدار بعدی
سلام استاد عزیزم.
باید تلاش کنم با توکل به الله و امید و ایمان مساله ام رو حل کنم
برای حل مساله ام باید نخست راه های که فعلا به نظرم درسته رو برم و عملی کنم تا هدایت بشم به راه حل
یادم رو از مساله های که قبلا داشتم و حل شده تو زندگیم بیارم تا به این شکل انگیزه ام بیشتر بشه
ما با توانایی حل مساله اومدیم به این دنیا پس می تونیم مسایل مون رو حل کنیم
در مورد حل مساله مون رها باشیم و گیر ندیم، به موقع هدایت میشیم به راه حل
وقتی ما با صبر ادامه بدیم خدا حتما پاسخ میده
خدایا تو همون خدایی هستی که استاد عباس منش ، عباس منش کردی و اینهمه بهش عزت و ابرو و تاثر گذاری دادی
تو همون خدای عاطفه کبیری هستی
تو همون خدا مهدیه عباسی هستی
تو همون خدا پرده استوری
تو همون خدا تک استاری
تو همون خدایی هستی که اینها رو چنان اثر گذار کردی که تمامی احترام و عزت های دنیا رو بهشون دادی دمت گرم
خدایا این مسیر تاثیر گذاری این مسیر خدا شدن این مسیر بو و رنگ خدا دادن مسیرش از کجاست برای من ؟
چطوری منم رنگ تو رو بگیرم ؟
خدایا این ماه منو به عددی که ازت خواستم رسوندی برای ماه بعدی ام 2.5 برابر گذاشتم ولی من ازت یه چیز باارزش تر از عدد مالی میخوام
میخوام بهم تاثیر گذاری بدی
میخوام همون کاری که با اون بنده هات کردی و نمی دونم چطوری بهش رسیدن رو به منم بگی
بگو چطوری رنگ و بو تو رو بگیرم ؟
چجوری یک انسانی باشم که واقعا در این حوزه که هستم در زندگی آدم ها تاثیر فوق العاده ای بزارم
چجوری بشم دستی از دستان تو ؟
با چه ایده ای ؟
درود درود درود
به به، چه فایلی، چقدر لذت بخشه. تعدد مخاطب، چقدر باور فراوانی رو میتونه تقویت کنه، اینا همه روند تکامل اند. چالش مقاومت افراد نسبت بهمون، اینکه همه تصمیم بگیرن بگن من خوب نیستم یا مهارتم کافی نیست. بعد بیام اینو مثل یه بازی ببینم، و بفهمم چطور میتونم با کنترل ذهن و ایمان به خدا مسئله رو حل کنم. آنهم در شرایطی که کوهی از بدهکاری وجود داره و باید جوابگو باشم. تسلیم نشدن در برابر مسائل زندگی یعنی این. حالا من الان چه مثالی میتونم بگم برای خودم در همین شرایطی که دارم؟
اونجایی که کلاس قصه گویی ام برگزار میشه همزمان کلاس کناری مان سرود دارن و آلات موسیقی و پر از صدا. بنابراین تمرکز بچهها به راحتی از بین میره. دیشب بهشون گفتم کلاسی بهم بدهند که در مجاورت آنجا نباشد. بعد فکر کردم دیدم جای دیگری ندارند. جز زیرزمین که شاید تجهیز کردنش در شرایط فعلی سخت باشه. وقتی فایل رو دیدم به این نتیجه رسیدم که بگم کارگاه قصه نباشه بلکه بازی باشه. اینطوری مجبور میشم بازیهای بیشتری بسازم و پیدا کنم و به بچهها هم بیشتر خوش بگذره. یا حتی یادم آمد سر و صدای آنها زمان مشخصی داره میتونم قصه را داشته باشم ولی بعد از زمان سر و صدای آنها.
استاد خیلی خیییییلی ممنونم. خانم شایسته یه عالمه تشکر.
سلام به نام خالق هستی
تسلیم بودن در برابر. خداوند
من در شرایط و ایدههایی قرار گرفتم که نمیدانستم چطور باید آنها را انجام دهم و همیشه خودم را رها و آزاد کردم تا خداوند منو هدایت کند
خداوند بهم ایده بدهد برای حرکت کردن
من در شرایط کارگری بودم و دوست داشتم صاحب کسب و کار خودم باشم
و فقط ایده ای که بهم رسیده بود این بود که از زندگی لذت ببرم و از همان چیزهایی که دارم سپاس گذارتر باشم
و اینکه همان مسیر لذت بخش باعث ایده ای شد که یک شرکت کوچک را راه اندازی کنم و حالا شرکت موفق با بیشترین سرمایهها و بهترین درآمدها
و همه این مسیر فقط تسلیم بودن در برابر خداوند بوده که من به خواسته هایم رسیدم وحالا اگر این طور ساده داره مسیر پیش میرود چرا خودم را تسلیم شرایط قرار دهم تسلیم بودن در برابر خداوند بخش زیادی زندگی من بوده
چه نگاه قشنگی به حل مسائل
درود به شما استادان عزیزم.
خداروشکر میکنم با شما استاد عزیزم در این مسیر همسو و هم مدار هستم.
البته تا جایی که عمل کنم.
با اینکه چند وقتیه سر کار هستم ولی چون یک ساعت از تایمم را ،با اینکه تعهد دادم میرم تو شبکه های اجتماعی، حس میکنم کاری نکردم.
امشب به خودم گفتم ببین شبکه اجتماعی تو سایت استاده.
برو تو این شبکه و بخون. توییت های دوستان هم فرکانسی ات را.
تا رشد کنی.
استاد وقتی نگاه شما در مورد حل مسئله و این تعهد عظیم ایستادگی در برابر مشکلات را شنیدم، یاد چند ماه پیش خودم افتادم که بر عکس، من تسلیم شدم.
و نتیجه شد:
1. ضرر مالی.
2. رشد شخصیتی و برداشت میوه ها
یه چیزی بگم استاد.
خداروشکر. قبلا نمیفهمیدم شما چی میگی.
منطقی نبود واسم.
هرچی گذشت به صورت تکاملی تر بیشتر درک کردم
تازه بعد این همه سال به این موضوع رسیدم که شما میگفتید هرچی میگذره درکتون بیشتر میشه.
تازه رسیدم و چقدر بیشتر شکر میگم بخاطر اینکه بهتر میفهمم.
بینهایت از شما سپاسگزارم استاد عزیزم.
بینهایت از مریم خانم عزیزم سپاسگزارم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
بنام خدای بخشنده و مهربان
سلام
چقدر این قسمت فایل مصاحبه را دوست دارم همه اش توحید است . چقدر درون ما با این آگاهی ها هم صدا است .
دیدن تصاویری از پارادایس هم زیبایی این فایل را چند برابر میکند.
فقط یک شخصیت توحیدی می تواند از مسایل استقبال کند و آن را به چشم یک فرصت برای رشد ببیند.
این نگاه توحیدی است . نگاهی که تقوی دارد . نگاهی که تسلیم خداست . نگاهی که ایمان دارد.
فایلهای توحید عملی استاد خیلی به من کمک کرده تا بتونم کمی روی ایمانم کار کنم . هر چقدر من بتوانم روی توحید و شخصیت توحیدی ام کار کنم به همان اندازه می توانم تقوی داشته باشم و احساس بهتری داشته باشم وتسلیم خداوند باشم
توحید اصل است . اصلی که باید همیشه در همه چیز اولویت من باشد . هر روز دارم در این مسیر رشد می کنم و پیش میروم . به هر میزانی که بتوانم توحیدی باور کنم و توحیدی عمل کنم به همان میزان دارم خداگونه تفکر میکنم . خداگونه عمل میکنم و بیشتر به آگاهی های روح ام نزدیکتر می شوم . احساس بهتری دارم . در لحظه زندگی می کنم و به همان میزان هم به خواسته های بیشتری میرسم .
استاد از شما بابت این آگاهی ها سپاسگزارم .
《به نام خداوند بخشنده مهربان》
خدایا من هرچی دارم از آن تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم، خدایا هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو بگو چیکار کنم..
سلام سلام به استاد و بانوی عزیز، سلام به همه دوستان، امیدوارم که حال دلتون عالی باشه و در پناه خداوند باشید..
چقدر این روزا دارم سعی میکنم که مفهوم تسلیم شدن در برابر خداوند یکتا رو درک کنم.. وقتی فکر میکنم میبینم که یک اپسیلون هم نتونستم تسلیم بودنم رو در برابر خداوند ثابت نگه دارم و خیلیییییییییییییی از مواقع اصلا نتونستم تسلیم باشم یه نگاه که به همین یکی دو ماه قبلم میندازم متوجه میشم اصلا درکی از این موضوع نداشتم و با کله خودم میرفتم جلو و چوبش هم خوردم تسلیم بودن ینی ابراهیم (ع) که خانواده اش رو توی بیابون میذاره و میره و فقط به خدا میگه خدایا مردم رو دور خانواده ام جمع کن… تسلیم بودن ینی ابراهیم (ع) که بی قید و شرط میاد سر بچه خودش رو ببره و قربانی که در راه خدا.. تسلیم شدن ینی ابراهیم (ع) که وارد آتش میشه و براش همانند گلستان میشه… والا اینا تسلیم شدن نه برای من اصلا فکر هم درموردش میکنم مغزم سوت میکشه این حد از تسلیم شدن مگه داریم مگه میشه چقدر باید ایمان داشته باشم که اینجوری تسلیم بشم خدایا کمک کن که هر لحظه تسلیم تو باشم…
خداروشکر از زمانی که تصمیم به جهاد اکبر گرفتم تا به امروز خداروشکر میکنم فراوانی مشتری رو درک کردم و خیلی بازدید میرم ولی امروز یه روز متفاوتی بود بعد از یه جمله به ظاهر نامناسب الان متوجه میشم که یه تسلیم بودنم هم داریم چطور اینجوری بود که با مشتریم رفتم بازدید و بعد از 5 تا بازدید وقتی مشتری با سازنده اوکی شدن حین بازدید و متوجه شدن خود سازنده دفتر فروش داره… آخرین بازدید رو که انجام دادیم مشتری گفت که آقای فلانی من شمارتون رو دارم و حتما با شما هماهنگ میکنم!!!! اولش خیلی بهم برخورد دقیقا یه چند ثانیه ای دگرگون شدم و سازنده خودش متوجه شد ولی مشتری نه متوجه نشد و منم یکم آرامش خودم رو حفظ کردم و شرایط رو برای مشتری توضیح دادم که آقا شما بواسطه من با ایشون و ملکهای ایشون آشنا شدی و خیلی حرفی که زدید فول بودش ولی متاسفانه ایشون اصلا متوجه نبود و یا نخواست متوجه قضیه بشه و منم دیدم اینجوریه رفتم تو ماشین نشستم و تو دلم گفتم تو که سهلی گنده تر از تو رو دارم بچه!!! تا وقتی خدا هست سلطان محمود خر کیه گفتم خدا ساربون خودش میدونه شتر رو کجا بخوابونه گفتم این خدایی که تو رو برای ما فرستاده همون خدا هم تورو توی دفتر ما میشونه پای قرارداد….. اینجوری گفتم و اون آقا هم داشت با سازنده همونجوری بیرون صحبت میکرد و منم سپردم به خدا….. الان متوجه شدم این کارم همون تسلیم بودن در برابر خداس حتما نباید خیلی کار بزرگی انجام بدم که نشون بده تسلیم خدا هستم از کوچک کوچک شروع میشه بعد میرسه به کارهای بزرگ….
من تسلیم بودنم رو اونجایی نشون دادم که وقتی داشتم روی یه ملکی که به قیمت بود کار میکردم و خیلی هم براش مشتری بردم خیلی زحمت کشیدم، مشتریم پسند کرد ولی فرداش که زنگ زدم و مالک گفت توی یه املاکی دیگه ای فروختم و من اصلان ناراحت نشدم و به کار کردنم ادامه دادم گفتم الخیر و فی ما وقع حتما خدا میخواد بزرگترش رو بهم بده
من تسلیم بودنم رو اونجایی نشون دادم که دیروز یه مشتری رو بردم بازدید هر دو طرف فامیل از آب در اومدند خریدار پسردایی فروشنده بود و من گفتم خدایا تو آگاه به همه چی هستی من به تو سپردم و بی اذن تو برگی از درخت برزمین نمی افتد و چند ساعت بعد فروشنده زنگ میزنه میگه آقای شاطری ما فامیل هستیم باهم ولی شما باید این کار رو انجام بدی (تازه خود فروشنده املاک دار هستش) ایشون بواسطه تو اومده…. من اینجا درک کردم که بارکج هیچگاه به منزل نمیرسه من اینجا درک کردم تسلیم بودن ینی چی…
من تسلیم بودن رو اینجایی درک کردم که هزار تومن پول نداشتم تو جیبم که یه دونه نون بخرم و حتی به هم کسی زنگ نزدم که قرض کنم یا دنبال وام نرفتم برای اینکه سفره خونمو پر کنم اما خدا برام نون تو سفرم شد…
من تسلیم شدن رو زمانی متوجه شدم که بدون آگهی مشتری جذب کردم برای اجاره و فروش…
تسلیم شدن رو زمانی درک کردم که مسیرم رو خدا برام هموار کرد و من هیچ قدرتی برای اینکار نداشتم…
تسلیم بودن دربرابر خدای ینی اینکه سرت جلوی خدا پایین باشه و فقط قدرت رو بدی به خدا
تسلیم شدن ینی مطیع امر خدا باشی
خدایا بما قدرت تسلیم بودن دربرابر خودت رو به ما بده
خدایا به ما قدرت سپاسگزاری بیشتری بده
خدایا من انسانی فراموشکارم هر لحطه بمن یادآوری کن وظیفه ام چیه
خدایا مارا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن
خدایا ما را آسان کن برای آسانی ها
خدایا هرگز ما را به حال خودمون رها مکن
خدایا آنگونه با ما رفتار کن که تورا سِزَد
خدایا تو رحمان و رحیمی تو وهابی تو رب و پروردگار این جهانی من درمقابل تو انسانی ضعیف،نحیف، ناتوان، ذلیل و خاروخاکسارم
استاد و مریم بانو خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس
خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن
خدایا شکرت
ایاک نعبد و ایاک
سلام خدمت دوستان عزیزم.
تسلیم بودن در برابر خداوند به این معنا هست که یک نیرویی ماورا و قدرتمند تر از نیروهای جهان وجود داره که اگه باورش کنیم و بهش ایمان داشته باشیم ما رو به مسیرهای درست هدایت میکنه. به سمت آدمهای درست هدایت میکنه، به سمت اتفاقات و موقعیتهای درست هدایت میکنه.
نشانهی تسلیم بودن داشتن احساس خوبه، داشتن احساساتی مانند شرک ورزیدن، ترسیدن، نگران بودن، عصبانی بودن، غصه خوردن و .. نشانههایی هست که میگه ما تسلیم خداوند نیستیم. نشانه تسلیم خداوند بودن احساس آرامش هست. اگه به این احساس برسیم یعنی تونستیم در اون لحظه تسلیم باشیم
تسلیم بودن در برابر خداوند بزرگ نکنیم برای خودمون و اینطور فکر نکنیم که ما باید در همهی لحظات زندگیمون تسلیم خداوند باشیم چون خیلی سخته و حتی نمیشه ادعا کرد که یک ساعت توانستیم تسلیم محض خداوند باشیم و اینطوری نیست باید تلاش کنیم و سعی کنیم که تسلیم باشیم و به میزانی که سعی میکنیم هی هر بار بهتر و بهتر میشه.
در مورد مثالی از تسلیم بودن در برابر خداوند که من دارم و نتیجهاش رو گرفتم میتونم زمانی رو به یاد بیارم که با توحید آشنا شدم و اینکه فقط باید روی خدا حساب باز کنم، پس از گرفتن نتایج کوچک و بزرگ از آگاهی فایلهای استاد که بارها و بارها گوششون میکردم و دیدگاه توحیدی در من قوی و قویتر میشد، من مسائل مختلفی در زندگیم داشتم و یکی از اون مسائل یک ایراد شخصیتی بود که داشتم (البته هنوز باید روش کار کنم که به قبل برنگردم و پاشنه آشیل هست) و یادم هست که در اون دوران از خدا خواستم که خدایا من واقعا ناتوان هستم ولی از تو میخوام که این مسئلهی شخصیتی من رو حل کنی. مگه تو نگفتی قدرت همه چیز در دست من هست و هر خواستهای که بخوایم رو برام انجام میدی اگر فقط روی تو حساب کنیم؟ خب من روی تو حساب میکنم و این مسئلهی شخصیتی من رو حل کن. چون مسئلهای که من داشتم یک شبه بوجود نیومده بود که یک شبه هم از بین بره خداوند کار درمان من رو شروع کرد و من رو خود به خود هدایتم کرد به سمت شرایط و اتفاقات و آدمهایی که وارد زندگیم شد که ابتدا نمیفهمیدم چرا این اتفاقات برام میافته ولی بعدا فهمیدم دقیقا همهی این اتفاقات و آدم ها و شرایط بر اساس درخواست من از خدا بوده که وارد زندگیم شده و اومدن که این مشکل حل بشه. یادم هست حتی آماده سازی دورهی شگفت انگیز سفر به دور آمریکا هم بنا به خواستهای که من داشتم از خدا برای حل مسئلهی شخصیتم اومد توی زندگیم و خانم شایسته بهشون الهام شد که اون برنامه رو آماده کنن و من اونجا بود که فهمیدم چقدر تمرکزم و کانون توجه ام روی این مشکل هست و حس بد دارم و باید روی نکات مثبت تمرکز کنم و انقدر روی این مشکل تمرکز نکنم و حتی الگوهایی که در اون سفرنامه به من داده شد و من بهشون توجه کردم و تحسینشون کردم که باعث شد این جنس از توجه باعث قدرتمند تر شدن حل مسئلهی شخصی من بشه که خانم شایسته مطمئنم روحشم از مشکل من باخبر نبوده ولی خدا بهشون الهام کرد و در زمان و مکان مناسب قرارشون داد که به من الگو برای حل اون مسئله بدن و من قبلش عمده توجهام روی مشکل بود و روی این که این مسئله حل نشدنی هست چون بارها ازش شکست خورده بودم ولی داشتم ادامه میدادم. خلاصه در یک پروسه تکاملی چند ساله مشکل شخصیتی من به شدت بهبود پیدا کرد و آموزشهایی سر راهم قرار داده شد – به قول استاد میگه شما روی هدف خودت تمرکز کن اگه آگاهی ای نباشه در فایل های ما که تو بهش نیاز داری خداوند از بی نهایت طریق اون آگاهی رو به تو میرسونه – و این اتفاق هم افتاد و من به سمت آموزشهایی هدایت شدم که اون مسئلهی من رو حل میکنه. الان واقعا بهتر شدم ولی هنوز ایراداتی دارم و باید برای درمان این مشکل شخصیتی هنوز تلاش بکنم که به عقب برنگردم و همیشه در مسیر درست بمونم و 2 تا منبعی که واقعا بهم کمک کرده سفر به دور آمریکا و همچنین آموزشهایی هست که بهش هدایت شدم. این اتفاق در زندگی من چطور ایجاد شد؟ با تسلیم بودن در برابر خداوند. که خداوند دستانش رو میفرسته و خداوند از وعدهی خودش تخلف نمیکنه. اینکه فقط از اون نیرو بخوای که کمکت کنه و ایمان داشته باشی بهش که اون نیرو هر کاری رو و هر مسئلهای رو میتونه حل کنه و همچنین رها هم باشی و هی نگی چی شد چی شد تا خداوند کارش رو انجام بده و به درخواست تو پاسخ داده بشه. البته برای من چند سال حل این مسئله زمان برد چون ایرادات خیلی زیادی در من بود و هنوزم هست و باید روش کار کرد همیشه و همیشه. پاشنه آشیل هیچ موقع خوب نمیشه همیشه باید روش کار کرد.
در مورد تسلیم نشدن در برابر مشکلات اول از همه باید این رو بدونیم که مسائل و مشکلاتی که برای ما بوجود میان اومدن که ما رو رشد بدن و قویترمون کنن و اگر حلشون کنیم بزرگ میشیم و به بسیاری از خواستههامون میرسیم مثل استاد که با حل مسئله تکرار دورههای حوصله سر بر حضوری هدایت شد به سی دی و دی وی دی بعد هم سایت اینترنتی و کلا مسئلهی اون همه پول و انرژی و زمان و .. ای که صرف میشد حل شد و در ضمن باعث شد یک عالمه مهارت یادبگیره که به پیشرفت کاری و زندگی اش کمک فراوان کرد مثل نحوهی برخورد با مشتریان ناراضی در بحث فروش. دوم هم اینکه باید به مسائل مثل یک بازی کامپیوتری نگاه کنیم و به شکل یک معما لذت بخش که آیا ما اصلا میتونیم این مسئله ای که در زندگیمون بوجود اومده رو حل کنیم؟ مثل مراحلی که در انجام یک بازی طی میکنیم و مثلا در یک بازی سودوکو میتونیم اعداد رو درست تشخیص بدیم در مدت زمان مشخص؟ اگه راهی براش پیدا کنیم میریم مرحله بعدی و لول آپ میشیم. در مورد مسائل زندگی هم باید اینطور فکر کنم که این مثل یک بازی کامپیوتری و یک معما هست. اگه حلش کنم و راهی براش پیدا کنم صعود میکنم به یک پله بالاتر و رشد میکنم و آماده میشم برای بهتر حل کردن مسائل بعدی زندگی.
دوستتون دارم. امیدوارم شاد و پیروز سلامت و پر از انرژیهای خوب الهی باشید.
واقعاً عالی بود من فکر میکنم همه آدما همچین تجربه ای رو داشتن و دارند و قطعا همونطور که استاد عزیز در تمام فایل ها تقریبا این جمله را گوشزد میکنند که نیاز به کار ذهنی و دائم داره اگه بخواهیم از زندگی لذت ببریم باید توان مدیریت چالش ها را ابتدا در ذهن خود داشته باشیم و کانون توجه ما نباشند نا خواسته ها و نا زیبایی ها بخصوص زمانی که افرادی تلاش میکنند توجه شما رو ب سمت مشکلاتی که خودشان نیز در ان غرق شده اند ببرند یا اعمال تلافی جویانه دست میزنند . واقعاً آدم لذت میبره از نحوه برخورد استاد وقتی که در مسیر چالش ها قرار میگیره و انقدر زیبا توضیح میدهند و به ما یادآور میشوند که زمانی مشابه همین چالش ها و افراد و اتفاقات برای ما پیش آمده و تسلیم بودن در اون لحظه چقدر اوضاع رو تغییر داده و نشانه های الهی را به وضوح دیده ایم در بی نهایت لحظات بحرانی زندگی، به نظر من قدرت ذهنی کنترل ورودی ها را باید هر ثانیه تمرین کنیم، درس بگیریم از اتفاقات و یاد بگیریم تسلیم بودن در تمام شرایط رو زمانی که نجواهای شیطان در کمین افکار ما نشسته.خدایا شکرت از وجود استاد عزیز ️که به ما راه حق رو نشون میده ،تکرار میکنه نکات کلیدی رو که باعث شد تا من آنقدر تغییر مثبت داشته باشم در رفتارم که باعث تعجب اطرافیان شد و یکی دیگر از هزاران مزایای صحبت های استاد این هست که به محض لغزش کردن و از مسیر منحرف شدن ما متوجه گمراهی خودمون میشویم و به ما کمک میکنه تا هر چه زودتر به مدار دلخواه خودمون برگردیم و ادامه بدیم ️