مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 110


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1336 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد جان سلام خوبان سلام خوش قلبها

    تسلیم بودن در برابر خدا

    من ایمان دارم یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان که جهان را خلق کرده و دارد هدایتش می کند

    رب العالمین

    اون من را هدایت می کند ، اون منو خلق کرده و

    اگر بهش توکل کنم

    اگر باورش داشته باشم

    اگر ازش درخواست کنم‌

    اگر خودم را بسپارم

    اگر ایمان بهش داشته باشم

    اون منو هدایت می کند به مسیرهای درست به آدم های درست به شرایط درست. موقعیت های درست .

    همه را تو مسیر زندگیم قرار می‌دهد.

    تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خدا که به درخواست های ما پاسخ بده!

    خدا همیشه می خواهد پاسخ بده من نمیگذارم با عقلم جور در نمی آید

    کلا آدمی هستم که خیلی رو عقل و منطق خودم حساب می کنم و این کار را برام سخت می کند باید زور بزنم تا به قول استاد شایسته دکمه ذهن را خاموش کنم تا دکمه هدایت روشن بشود .

    خیلی وقت ها نمی توانم تفاوت بگذارم این که حرف زد ذهن بود یا قلب ؟

    اما استاد راه کار دادن

    اگر نگرانم ، می ترسم شرک می‌ورزم، غصه می خورم ناراحتم یا هر احساس بد دیگری یعنی تسلیم نیستم یعنی فایل های ذهن دست بکار شدن ، یعنی ذهن رفته رو حالت اوتو پایلت و باید خودم کنترل را دست بگیرم.

    اگر نفس راحت می کشم می‌گویم آخییییش. حالم خوبه اگر احساس اطمینان قلبی دارم احساس شادی لذت توکل رها شدن یا هرچی احساس خوب میشناسم یعنی اعتماد کردم سپردم رها شدم .

    استاد گفتن هر چقدر سعی کنم این کار را بیشتر انجام بدهم به خدا نزدیکتر می‌شوم و البته که نباید انتظار داشته باشم این فضای شرک آلود اتوپایلت ذهن یکهو بشود فضای توحیدی .

    اما در برابر مسائل و مشکلات هرگز نباید تسلیم بشیم.

    خدایا میدونم ما را متفاوت خلق کردی میدونم که عاقل و موفق اونی است که زود دست تسلیمش بالا برود برای تو ، می دونم خیلی مورد ها دیر دست تسلیمم را بالا بردم و اذیت شدم ، میدونم که تو جز خیر و خوبی برای ما چیزی نمی خواهی . میدونم خیلی ابتدایی و کم روت حساب کردم اما خودت از فضل و کرمت بهم بخشیدی و هدایتم کرد ی ، لطفا خودت بهم یاد بده چطور تسلیمت باشم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    رضا بهزادی گفته:
    مدت عضویت: 3549 روز

    Update..

    در ادامه کامنت قبلم یادم رفت یه تجربه و نکته دیگه رو هم در مورد همون شغل بگم، وقتی که من تازه وارد شرکت شده بودم و اون کسایی که تو واحد IT مشغول کار بودند و خب داشتند میرفتند از شرکت یعنی هم بخاطر تعدیل نیرو و هم بعضیا خودشون داشتن میرفتن، اون کسی نفر اصلی بود و باید کارو تحویل من میداد کامل با جزییات و گزارش کامل، اذیت میکرد و کارو تحویل نمیداد درست و اطلاعاتی رو که حیاتی بود و باید به من منتقل میکرد، نمیکرد این کارو و با رئیس شرکت هم به مشکل خورده بود و داشت اذیت میکرد، و من توی مدت بسیار کوتاه چند روزه فقط با کمک و یاری این نیروی هدایتگر درونی و البته جسارت و ایمان، و عشق و مهارتی که توی وجودم قرار داده بود الله مهربان، تونستم خیلی زود خودم متوجه کلی نکات کلیدی بشم و به قولی کارو ازش بدزدم، و خب واقعا هم سطح اطلاعات و مهارت هاش از من خیلی کمتر بود ولی من هیچوقت جوری رفتار نمیکردم که بخوام حس بدی بهش بدم یا فخر بفروشم و خودشم میدونست اینو که کلاس و سطح اطلاعات و دانش و تخصص من ازش بالاتره بهمم میگفت اینو، کارو ازش بدزدم که کار خاصی نباید میکرد فقط وظیفه شو که انتقال اطلاعات سیستم ها و سرور و تنظیماتشون بود رو باید بهم میداد چون کسی غیر از اون نداشت همچین اطلاعاتی رو ولی از لحاظ فنی و تخصصی چیز جدیدی برای گفتن به من نداشت و من با تمرکز و مداومت و پشتکار تونستم خیلی زود کامل مدیریت کنم اون شرایط رو و تمام سیستم های شرکت و سرور رو، و چند روز هنوز نگذشته بود از مستقر شدن من تو اون شرکت، که این مسئول IT گرامی به همراه یکی دو نفر از اعضای به اصطلاح زرنگ شرکت که برنامه داشتند برای اون رئیس شرکت و کلا اون شرکت که میخواستن زمینش بزنند و زرنگ بازی در بیارن به اصطلاح، و در نبود من یه شیطنت هایی کرده بودند که یه ویروس خیلی بدی رو توی سرور پخش کرده بودند که تمام سیستمهای شرکت و سرور رو مختل کرده بود و علنا کار شرکت خوابیده بود و تمام کارمندا و مدیرا و همه دم و دستگاه ها مختل شده بود، و کارایی و عملکرد کلی شرکت واقعا افت شدیدی کرده بود، اونجا بود که باز هم به لطف خدای مهربان و هدایت شدنم، خیلی زود متوجه قضیه شدم و با اینکه هم خود اون طرف نمیدونست چیکار باید بکنه و حتی زنگ زده بودند از شرکت های IT و از تهران حتی بصورت ریموت کمک بگیرند نتونسته بودند مشکل رو شناسایی و رفع کنند، اونجا بود که باز هم متوجه خیلی چیزها شدم و بارها و بارها خدارو شکر کردم بخاطر هم لطفش به من و هدایت هاش و هم سطح اطلاعات و آگاهی خودم و استعدادهام که تماما کردیتش بر میگرده به خدای عالم، خیلی زود از روند تخریب و پیشرفت اون ویروس جلوگیری کردم و تونستم در عرض چند ساعت تمام سیستم رو پاکسازی و ترمیم کنم و مشکل رفع شد و دوباره کل سیستم ها رو به علاوه سرور رو بارگذاری مجدد کنم و خب خیلی اذیت شدم بخاطر اینکه یکی دو روز کامل رو اختصاص داده بودم برای این کار و این بهترین و سریعترین حالتی بود که میشد از خودم مایه بذارم، یعنی من تا شب حتی یک روزش رو کامل ایستادم شرکت و کارو به انجام رسوندم که شرکت متضرر نشه و بخاطر اون تعهد و احساس مسئولیتی که میکردم و از روز اول مصاحبه به رئیس شرکت تعهد داده بودم، به شدت پایبند بودم به حرفم و مسئولیتم و صداقت در رفتار و گفتارم. بخاطر همین ویژگی ها و رفتارمم بود که از خود اول همه کارا برام جور میشد و کارا عالی پیش میرفت واسم و رئیس شرکت از چشماش بیشتر بهم اطمینان داشت. و تمام این اتفاقات و نتایج وقتی بود که من تسلیم این نیروی هدایتگر بودم و اجازه میدادم کمکم کنه و منو هدایت کنه، و جا نمیزدم و مسئولیت پذیر بودم توی مثال هایی که زدم، اگر میخواستم جا بزنم یا تسلیم نجواها و مشکلات و شرک بشم که هیچی دیگه، کاری از پیش نمیبردم و اصلا اقدامی نمیکردم اصلا نمیرفتم تو دل مسائل و همچین مسئولیت هایی رو قبول کنم، من از خود روز اول از همون مصاحبه با رئیس شرکت بهش بصورت کاملا چشم تو چشم و قوی و با عزت نفس بالا گفتم که آقای مهندس فلانی من کمکتون میکنم توی کارتون موفق بشید و پیشرفت کنید، کلی ایده دارم واستون و بخاطر همین بود که از اول چیزی در من دیده بود، غیر از اینکه اصلا خودِ این نیرو کارارو درست میکنه و هدایت میکنه و اصلا به دل طرف میندازه که اون حرفها رو زد در موردم و تاییدم کرد از اول، خود اینکه منم چه حرفهایی رو بهش بزنم و اطمینان قلبی هم در خودم هم به اون منتقل کنم، اینا همش تسلیم امر پرورگار بودن و جسارت داشتنه هست.

    این مورد رو چون فراموش کرده بودم توی توضیحات بنویسم دیشب، امروز پای فایلای شما استاد عزیزم، یادم اومد و گفتم بیام بنویسم..

    البته شاید کلی از مثال های دیگه هم بعدها نوشتم باز ولی فعلا در همین حد فکر میکنم مناسبه.

    استاد من پریروز یه چالشی واسم پیش اومد به یه تضادی خورده بودم که اولش یکم بهم ریختم، ولی واقعا خودمو تحسین کردم و خدارو بینهایت شکر کردم که چقدر تغییر کردم من، واقعا مثل گذشتم عمل نکردم و نمیکنم، و این بخاطر این تمرینات فوق العاده و دوره های بینظرتونه مخصوصا من با دوره احساس لیاقت به اینهمه نتایج و تغییرات اساسی در شخصیت و وجودم پی بردم و قطعا لطف و هدایت پروردگار عزیزم فرمانروای بینهایت عالم که معبودی جز او نیست و حمد و ستایش مخصوص اوست. من نسبت به همین یه مدت پیش خیلی تغییر کردم و ذهنم رو خیلی خوب کنترل میکنم به لطف خدا و آموزش های شما استاد جان، و چقدر از این نتایج و حال خوبم راضی و خوشحالم. بینهایت سپاسگزارم و سپاسگزار تر شدم تو این مدت. و همیشه استاد اون مثال نهال میاد تو ذهنم و به خودم میگم ببین رضا اون نهال وجودت رو باید مواظبش باشی تا رشد کنه قدرت بگیره و نزنی لهش کنی.

    سپاس از توجهتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مبینا حیدری گفته:
    مدت عضویت: 2457 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام

    من هر وقت اومدم و روی خودم حساب کردم روی توانایی‌های خودم و منم منم کردم دچار تقلا شدم درگیر بدو بدو دیر شد ها شدم،و نتیجه ای جز ترس و تقلا و استرس بیشتر نداشت ،نتیجه ای جز مقایسه خودم با دیگران و احساس ناکافی بودن احساس بی ارزشی احساس اینکه من که چیزی نیستم برام نداشت

    اما وقتی اومدم تسلیم شدم،رها شدم ،به آرامش رسیدم و خودم رو درگیر روزمرگی و افتادن در دام بدو دیر شد نکردم ،اون وقت زندگی روی خوشش رو بهم نشون داد

    مهمترین نکته اش احساس آرامش هست،احساس امید،احساس نگران نبودن از آینده و این احساس خوب همه چیزه

    منم یادم میره که احساس خوب داشتن همه چیزها

    وقتی با مخ میخورم زمین وقتی حس بدی پیدا میکنم به خودم میگم مبینا دیدی احساس خوب همه چیزه،دیدی دست بردی تو آتیش و سوختی ؟

    به تازگی مسوؤل بخش مون عوض شده و من که معاون بخش هستم درگیر یه سری چالش ها و اعصاب خوردی هوایی شدم که وقتی برمی‌گردم و نگاه میکنم میبینم واقعا دلیلی نداشت من اینقدر درگیر این ماجرا بشم

    اما به خودم گفتم این از احساس مسئولیت بالای منه که همیشه می خوام محیط کارم امن و آرام باشه

    وقتی خودم و کارم رو سپردم به خدا،وقتی حتی روی خودم حساب نکردم و فقط روی قدرت خدا حساب کردم،وقتی قدرت خلق زندگی و احساس خوبم رو از دست رییس گرفتم و به خودم و خدای خودم دادم،به آرامش رسیدم

    وقتی منم این تغییر شرایط رو واسه خودم یه چالش دیدم و به خودم گفتم مبینا ببینم چیکار می‌کنی آیا میتونی با برخورد به این چالش خودت رو رشد بدی؟…اون وقت دست از مقاومت و تقلا برداشتم و به خودم بازگشتم و نگاهم به درونم برگشت و به آرامش رسیدم و همین آرامش مرا بس

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    یاسمن ایزانلو گفته:
    مدت عضویت: 1586 روز

    کامنت سی و هشتم

    25 دی 1403

    تعهد اول:

    امروز با پدر و همسر و دخترم رفتیم بیرون.

    از طرفی مهمون هم داشتیم و من فکر نمیکردم به کارم برسم.

    اما چون تعهد دادم، گفتم باید هرطور شده کارم رو انجام بدم.

    خدای مهربون هم همیشه درها رو باز میکنه.

    امشب هم مسیرم هموار شد و همه چیز دست به دست هم داد تا من بتونم به راحتی کارم رو پیش ببرم.

    کلیپ رو ساختم، ادیت کردم و توی تلگرامم گذاشتم. خدایا شکرت.

    تعهد دوم:

    گزارش کارم رو توی کامنت های سایت نوشتم.

    تعهد سوم:

    خداوندا شکرت به خاطر صبحی که با لبخندهای دخترم گذشت. خدایا به خاطر حضورش در زندگیم ازت سپاسگزارم. برام حفظش من. سپاسگزارم.

    خدایا شکرت که همسرم امروز که تعطیل بود خونه موند.

    سپاسگزارم که امروز با پدرم وهمسرم و دخترم رفتیم نقش جهان و گشتیم و از فضای زیبای میدون لذت بردیم.

    خدایا شکرت به خاطر مردمی که دیدیم و لبخندهایی که دریافت کردیم. سپاسگزارم.

    خداوندا شکرت که ماشین بهم دادی و ما به راحتی میتونیم هر جا دلمون میخواد بریم و لذت ببریم. سپاسگزارم.

    خدایا شکرت به خاطر پدرم که سالم و سلامته.

    خدایا شکرت که امشب مهمون های خوب و با صفایی اومده بودن خونمون: پدر همسرم، برادرشون و خونوادش. خدایا شکرت که این انسان ها انقدر عزیز و دوست داشتنی هستن. سپاسگزارم به خاطر حضورشون در زندگیم.

    خدایا شکرت به خاطر شیری که همسرم خرید.

    سپاسگزارم به خاطر غذای خوشمزه ای که پختم و همه کلی کیف کرده بودن.

    خدایا شکرت به خاطر هر نعمتی که امشب توی سُفرَمون گذاشتی. سپاسگزارم.

    خدایا شکرت به خاطر همه چیز. سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مریم شریعت گفته:
    مدت عضویت: 1141 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام استاد جانم

    کانال 4k تی وی آخر شبها برنامه های خیلی فوق العاده ای نشون میده و من گاهی میشینم نگاه میکنم و اکثر برنامه هاش درمورد طبیعت هستش و من خیلی شگفتیهای طبیعت رو دوست دارم هم ببینم هم درک کنم

    مثلا دو نفر با دوربین میرن قعر دریا و از شگفتیهای اونجا فیلم میگیرند

    یا مثلا دو نفر میرن توی جنگل و از شگفتیهای اونجا فیلم میگیرند

    باور کنید استاد من حتی از تصور این صحنه ها وحشت دارم چه برسه بخام به اونها فکر کنم و بگم خب اونها تونستند پس منم میتونم

    نه نه من نمیتونم حتی فکر کنم

    همیشه میگم خدای من اینها خیلی شجاع هستند خیلی میگم خدا جونم اینا چه ایمانی دارند خدایا اینا به کجا وصلن که اینقدر با ایمان و شجاعانه جلو میرن

    بعد من ، منِ ترسو دم از ایمان و شجاعت میزنم من حتی نمیتونم تو کوچکترین مسئله به خدا اعتماد کنم من کجا تسلیم بودن کجا

    وقتی به افراد شجاع فکر میکنم تازه میفهمم من کلا دارم ادا درمیارم اشکها نمیزارند بنویسم

    من کجا شجاعت کجا ، من کجا تسلیم بودن کجا من حتی به اندازه اون بچه ای که به آغوش امن پدرش ایمان داره به خدا ایمان ندارم در حالی که همون پدر امنیتش به کس دیگری گره خورده

    آره الان میفهمم ایمان بدون عمل حرف چرته من کدوم عملم نشات گرفته از ایمانمه من چه کاری کردم چه قدمی برداشتم که نشون دهنده ایمانم باشه من که حتی از فکر کردن به کارهایی که افراد شجاع میکنند میترسم

    به خودم گفتم کجای کاری باید حرکت کنی من که یاد گرفته بودم همینکه مسلمانم و شیعه هستم و واجبات دینی رو انجام میدم پس مومن هستم و جام توی بهشته و کلا که غیر شیعه ها بهشت رو نخواهند دید اما الان

    فهمیدم که اونی که به خدا وصله و تسلیم هست اون جاش توی بهشته و مسلمان و غیر مسلمان نداره

    کسی که تسلیم باشه دیگه ترسی نداره و شجاع هستش و ایمان داره و خداوند پاداش شجاعان رو میدهد

    باید بدونم که ترس مقابل ایمانه و تا زمانی که میترسم خبری از ایمان نیست و نمیتوانم تسلیم باشم

    خدایا ایمانم رو قوی کن تا بتوانم تسلیم باشم

    خدایاطعم شیرین تسلیم بودن را به ما بچشان آمین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    شیدا و مهرک گفته:
    مدت عضویت: 1996 روز

    سلام به استاد عزیزم خانم شایسته عزیز

    گام 12

    و نتایج فوق العاده ای که تو این مدت اتفاق افتاده

    سپاسگذار خدا هستم که هدایت شدم وارد این گام ها بشم و وارد این مدار

    تمرین جلسه

    تقریبا یک ماهی هست که استاد سری فایل هایی رو روی سایت قرار میدن و از جایی شروع شد که من با یک تضاد خیلی بزرگ از نظر خودم روبه رو شدم

    تقریبا 3 ماهی بود با یک شخصی کار میکردم و درامد خوبی داشتم و تو ماه های اخر برای اینکه درامدم رو افزایش بدم تیم هم تشکیل دادم و همه چیز خوب بود تا اینکه یک شب پیامی تو گروه کاری اومد به فلان دلیل همکاری با کارفرمای آمریکاییمون قطع شده و معلوم نیست ما بتونیم پولتون رو بدیم یا نه…

    من و مهرک برای چند دقیقه تو شک بودیم و اصلا باهم حرف نزدیم

    و تقریبا چند روز بود داشتیم فایل ها رو با تمرکز گوش میدادیم و عمل میکردیم

    خب هم روی اون پول حساب کرده بودیم و هم به هر شخص از اعضای تیم باید 40 ملیون 30 میلیون و این ارقام پول میدادی وهمه این افکار واسه چند دقیقه تو ذهن چرخید

    و سکوت با این جمله شکسته شد خدایا هر اتفاقی که میوفته خیره من به تو توکل میکنم و سعی میکنم احساسم رو کنترل کنم

    و واقعا سعی کردم

    ما همچنان فایل ها رو گوش میدادیم تمرین ستاره قطبی رو انجام میدادیم مینوشتیم و حرف میزدیم

    تقریبا 2هفته بعدش کارفرما یه مبلغی واریز کرد خیلی در مقابل مبلغ کل کم بود ولی تقسیم کردیم بین اعضای تیم و خودمون و نتیجهههههههههه

    از اون روز 2هفته میگذره که پول واریز شد به حسابمون روز 10 دی ماه بود و امروز 26 دی ماهه یعنی 16 روز ما کلی خرید کردیم برای خونه برای خودمون از لباس و وسایلی که واجب بود و …این وسط تولدم بود که یه جشن کوچک گرفتیم و کلی هزینه کردیم و رفتم موجودی حساب رو نگاه کردم دیدم تو همین مدت هرچی که خرج کردیم برگشته به حسابمون از سایتی که محصولاتمون روی برای فروش گذاشته بودیم فروخته بودیم و من باورم نمیشد که موجودی تکون نخورده

    این برکتی که تو این پول هست نتیجه تسلیم بودن در برابر خداست

    چند روز قبل تو یکی از گام ها تمرین این بود که تصمیمی گرفته بشه که ما تصمیم گرفتیم قران رو از اول ترجمه اش رو بخونیم

    و رسیدم به آیه ای که خداوند فرمودند اگر تصمیمی گرفتی به من توکل کن و نگران نباش و انجام بده

    و من فکری که یه مدت تو ذهنم بود رو عملی کردم در راستای کارم ایده داده شد که از لحظه ای که انجامش دادم نعمت و ثروت خداوند همینطور مثل باران رحمت داره وارد زندگیم میشه مشتری هایی دارم که اینقدر با شخصیتن و با اخلاق بدون اینکه ما رو ببینند چون ما دورکاری کار میکنیم پول واریز میکنند و اعتماد دارن

    و واقعا وعده ی خداوند حق است

    دوست داشتم هم تمرینم رو انجام بدم هم نتایجم رو باهاتون در میون بزارم

    البته که نتایج خیلی بیشتر از این حرفاس از حال خوب سلامتی آرامش انسان های خوب حس قشنگ رهایی و لذت بردن از لحظه به لحظه

    دوستتون دارم

    شیدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1776 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام

    امروز به مناسبت تولد حضرت علی( ع) روز پدر نامگذاری شده رو به استاد عزیزم و همه پدران عزیز این سایت الهی تبریک میگم و از خداوند بهترین بهترین ها رو در دنیا و آخرت براتون خواهانم

    امروز من و همسرم هم از این فرصت استفاده کردیم و رفتیم تو جاده و دل طبیعت کنار یه رودخونه پیاده شدیم فقط ما بودیم و خدا و طبیعت و یه زوج دیگه خیلی دورتر از ما و

    بساط چایی رو بردیم و دقیقا جایی نشستیم که سه سال پیش رفته بودیم صدای آب رودخونه اونقدر معنوی بود که منو برد تو حال و هوای سه سال پیش تمام اون لحظات رو به خاطر آوردم وقتی پریدم بغل خدا و تو گوشش دعا کردم دعاهایی که کنار آب جا گذاشتم و برگشتم خونه امروز آینده ی اون لحظات بود منقلب شدم اشکم جاری شد گفتم قربونت برم خدای عزیزم که تمام خواسته هامو اجابت کردی دغدغه هامو کامل برطرف کردی اصلا یادم دادی که دیگه دغدغه ای نداشته باشم نگرانی نداشته باشم یادم دادی کل زندگیمو به تو بسپارم خودمو بچه هامو و آیندمون رو یادم دادی جان و مال و آبرویم رو به تو بسپارم

    خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم

    استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام ازتون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    معصومه مقدس گفته:
    مدت عضویت: 1965 روز

    بنام خالق هستی که همه چیزم هستی

    با سلام خمت استاد عزیزم و همه همراهان گرامی

    گام 12: تفاوت تسلیم شدن در برابر خداوند با تسلیم شدن در برابر مشکلات

    1- تسلیم بودن به خداوند به این معنی هست که ایمان دارم به نیروی برتری که جهان خلق کرده و مدیریت میکنه اگربهش اعتماد کنم اون من در شرایط خوب قرار میده

    در نگرانی ترس غصه خوردن یعنی تسلیم نیستیم

    الان من دقیقا تسلیم نیستم

    وقتی تسلیم باشم خیالم راحت میشه که خودم به خداوند سپردم

    الان من دارم مقاومت ایجاد میکنم

    چرا؟

    چون عجله دارم و به زمان بندی خداوند اعتماد نمیکنم و میخوام با زمان بندی خودم برسم و این ممکن نیست

    2- اینکه استاد میگن خودشون حتی یک ساعت هم تسلیم محض نبودن ، این بهم حسی میده که خیلی هم دور نیستم و اینکه خیلی هم بد عمل نکردم چون همش میگفتم استاد خیلی تسلیم خداوند هستن و خیلی تحسین شون میکردم البته تحسین کردن که واقعا لایقش هستن و لی اینکه اینکه من هم خیلی زمان ها ارامش دارم یعنی تسلیم خداوند هستم

    که اره بیشتر زمان ها من در این ارامش هستم و به خودم خیلی سخت نگیرم و در مسیر درستی هستم و حواسم باشه

    استقامت میخواد باور میخواد تمرین میخواد تسلیم بودن ادامه دادن نیاز داره

    3- در بیشتر زمان ها احساس امید و توکل دارم پس یعنی تسلیم خداوند هستم و این بهم حس خوبی میده

    فقط گاهی باید یاداوری کنم به خودم مرور کنم اون نشونه هایی که بهم داده خداوند و الان احساس میکنم بسیار نیازه که این کار انجام بدم و برای خودم مرور کنم و یاداوری کنم تمام اون نشونه ها رو و سپاسگذاری کنم برای اون هدایت ها و نشونه ها

    4- باج ندادن به هیچکس در هیچ شرایطی و سپردن امور به خداوند هم یکی دیگه از اون مواردی هست که ما باید خیلی در زندگی مون رعایت کنیم که نترسیم و شرک نورزیم و قدرت به خدای درون خودمون بدیم

    5- چالشی که در زندگی داریم به شکل یک معما بهش نگاه کنیم

    و الان من در یک شرایطی هستم که در مورد هر کسی و هر چیزی نتیجه گرفتم در این قانون ولی در مورد این ادم جوابی نگرفتم و الان به این به شکل یک معما نگاه کنم و از خداوند هدایت بخوام برای حل این موضوع چون با منطق خودم نتونستم تغییر خیلی زیادی ایجاد کنم بجز زمان هایی که اعراض کردم ولی هر زمان تفکرات مثبت داشتم ولی برعکس بهم جواب میداد و الان میخوام با کمک خداوند به این به شکل معما نگاه کنم و حل کنیم

    استاد چه به موقع بود این فایل واقعا دقیقا امروز نیاز داشتم دوباره این فایل بشنفم و برام یاداوری بشه و درهای جدیدی باز بشه برای من

    خانم شایسته از شما هم بی نهایت سپاسگذارم

    خدا منبع رزق و روزی ما هست

    و این چالش ها برای بزرگتر شدن ما هست و اومدن ما بیشتر از توانایی هامون اگاه بشیم

    خدایا شکرت

    خیلی دوستتون دارم استاد عزیزم

    خدای من تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی

    خدای من ، من اسان کن برای اسانی ها

    در پناه خدای همیشه هدایتگر که وعده هاش حق باشیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    مهسا آبسری گفته:
    مدت عضویت: 1137 روز

    بنام خداوند هدایتگرم

    سلام استاد جونم

    سلام مریم عزیزم

    سلام دوستای هم فرکانسی و فعال تو این سایت الهی

    خداروشکر هزاربار شکر بخاطر دوازدهمین گامی که دارم برمیدارم به سمت مدار بالاتر

    استاد امروز متاسفانه یه جایی رفته بودم که انرژی منفیش خیلی زیاد بود و ذهنم پریشون شده بود و همش میگفتم خدایا من امروز ساعت 5 صبح بیدار شدم مدام روی خودم کار کردم و حسمو خوب کردم چرا من هدایت شدم به این پریشونی و بعد خودمو آروم کردم و گفتم مهسا بازم داری کمالگرا میشی بازم دو روز رو‌خودت کار کردی فک میکنی باورهات باید زیر و رو بشه و کم کم تونستم خودمو آروم کنم اگه قبلا بود باز میگفتم تو که باز ول کردی بازم نتونستی کنترل ذهن کنی و سرزنش می‌کردم خودمو ولی امروز به خودم حق دادم و گفتم مهسا نگران نباش تو باید باورای درستتو ادامه بدی و استمرار یادت نره باورات که یه شبه به وجود نیومده که یه شبه از بین بره کنترل ذهن نیاز به تکامل داره و تو با تمرین کردن یاد میگیری عجله نکن و خلاصه خودمو آروم کردم و الان که دارم این کامنتو مینویسم نمیگم صددرصد حالم خوبه ولی من از خودم راضیم که تونستم خودمو جمع کنم و بیام سمت سایت و ادامه بدم و قدمهامو بردارم و تسلیم نشم

    که دیدم این فایل درباره تسلیم بودن در برابر خداونده خیییلی خوشحال شدم گفتم خدایا شکرت که منو آروم میکنی و باهام حرف می‌زنی و داری هدایتم میکنی خدایا شکرت بخاطر هدایت لحظه به لحظت من الان دقیقا همین حرفا رو لازم داشتم همین حرفا بهم آرامش میده و الان حالم خیلی بهتره خدایا شکرت میدونم که داره بهتر و بهترم میشه

    چه تجربیاتی رو به یاد داری که تسلیم شدی و کارها انجام شد:

    استاد خوب صددرصد خیلی موضوع ها بوده که ما تسلیم شدیم و نتیجه عالی شده چیزی که الان یادم میاد مساله بچه دار شدنم بود که من خیلی تلاش کردم 9 ماه دارو مصرف کردم و دکترم میگفت بزار برات ای یو ای کنم و خلاصه دیگه کلافه شدم و گفتم خدایا من اصلا دیگه نمیخوام برم دکتر اینهمه دارو درمان شدم نمیشه و رها کردم و واقعا رها کردم و گفتم آخیش راحت شدم از دست آمپولایی که میزدم و سوزن سوزن شدن منو شوهرم هر دو به این نتیجه رسیدیم و از قضا این بیماری پندمیکم شروع شد که دیگه مزید بر علت شد که ما دیگه واقعا رها کنیم ‌و در کمال ناباوری شاید یکماه یا شایدم کمتر از اون تصمیم و رها شدن من متوجه شدم که باردارم و چقددددر من اون لحظه خوشحال بودم و خداروشکر می‌کردم و ایمانم بیشتر شد

    و در مورد ازدواجمون همینطور بود که کلی تلاش میکردیم و دست و پا میزدیم و گریه می‌کردیم و چسبیده بودیم به این خواسته که به محض رها کردنش و اتفاقات عالی پشت هم میفتاد و ما بهم رسیدیم و الان خداروشکر خیلیم راضی و خوشبختیم من همیشه میگم خدا چه ‌پازلایی رو واسه ما میچید چقدددر دل‌ها رو برامون نرم کرد

    خداروهزاااار بار شکر بخاطر این فایل بی نظیر و آگاهی‌های قشنگش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1768 روز

    به نام خدای مهربانم .

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته تحسین و همه دوستان هم فرکانسیم در این سایت نامبروان کیهان .

    الهی شکرت که بهم فرصت دادی یک روز زیبای دیگه باشم در این سایت بهشتی بنویسم از قوانین جهانت

    مثل همیشه فایلهای استاد عزیزمون پر از آگاهی است مخصوصا فایلهایی که از توحید یکتا پرستی حرفی میشه

    که کل فایل را دگرگون میکنه الهی شکرت

    تسلیم بودن در مقابل خداوند با تسلیم نشدن در مقابل مشکلات که همه جا در موردش صحبت میشه کاملا

    متفاوت هست تسلیم شدن در مقابل نیروی حاکم بر کیهان اگر من این نیرو را اولا باور داشته باشم میتونم در

    مقابلش تسلیم باشم و بسپرم بهش و خیالم راحت باشه که میزان این سپردن و راحت شدن نسبت به سپردن

    برای هر کدام از ماها کاملا متفاوت هست که این جاش از همه مهمتره که اصلا من به چنین نیرویی باور دارم که

    هست و میتونه بهم کمک کنه مثل همین مثالی که استاد عزیزم زدن که بچه میخاد بپره اولش میترسه کلا این

    ترس اگر ما خدا را هم میدیدیم هم بوده چون ترس در وجودمون هست و طبیعی است ولی باید در مواقعی بتونیم

    کنترلش کنیم مثلا میخایم از جایی بپریم میدونی پدرت میتونه تو رو بگیره بازم میترسی چشمتو میبندی میپری

    میدونی که پدرت میگیرتت بهش ایمان داری به میزان ایمانی که نسبت به خداوند داریم میتونیم بسپریم و رها باشیم

    بگیم خوب این کار هم دیگه خدا برام انجامش میده خیالم راحت میشه اتفاقا در همین چند روز زندگی خودم

    چالش هایی به وجود اومده بود که من سپردم به خدا خدا خودش شاهده که چقدر دقیق انجام شد و کار صورت

    گرفت الهی شکرت که میتونم رو نیروی قدرتمند تو حساب کنم باید در این مواقع که میخایم به خدا بسپریم

    حتما منطق بیاریم به همون شکلی که برای فلان کار برام انجامش دادی اینجوری اوکی شد و اونجور بهمان شد

    فکت دادن منطق دادن به ذهن میشه ذهن را خلع صلاح کردو این ایمان را تقویتش کرد و قدرتش را بالا برد

    برای همه پیامبران به همین شکل اتفاق افتاده در داستانهای قرانی دیدیم که از معجزات کوچک ارام ارام

    به میزان درکشون به معجزات باورشون به انها ایمانشون به بالاترین حد تصور ما رسید که اگر ما هم بتوانیم از این

    روش که تنها راهش همینه هیچ راهی جز این نیست که از طریق منطق دادن به ذهن بتونیم افسار ذهن را به دست

    بگیریم و بهمون سواری خوبی هم میده ذهن و ایمانمون را سوختش را از قبلی پر کنیم استاد عزیزمون هم به

    همین شکل تونسته ایمانش را همیشه زنده نگه داره در مورد معجزات زندگیش ساده نگذشت و انارو تکرار

    کرد با خودش با عزیز دلش ساعتها به یادشون میارن و همینطور شده این زندگی در بهشتی که میبینیم که هنوز هم

    دارن این کار را انجام میدن چون انتهایی ندارد بالا رفتن ایمان فقط دست خودمون هست که بتونیم آگاهانه

    خودمون بالا نگه داریم ایمانمان را تا رشدش بدیم ولی اکثریت ادمها دارن برعکسش را انجام میدن در مورد

    اتفاقات بد زندگشون حرف میزنن و مرورش میکنن و نتایج هم دیگه مشخص هست

    به امید روزی که بتونم من و همه دوستان تسلیم خداوند باشیم نه تسلیم ذهن کنترل ذهن همه چی همینه

    الهی شکرت برای این زندگی زیبایی که بهم دادی استادانم دوستون دارم همه شما را به خدای بزرگم میسپرم

    خدا نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: