مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 103
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













با سلام خدمت استاد جان و خانم شایسته عزیز و تشکر برای تمام زحماتی که برای ما می کشند
و این آگاهی های ناب جهان هستی
خدارو شکر من یه تایم از زندگیم بخاطر شرایط بدی که داشتم داشتم تسلیم مشکلات می شدم می گفتم فلانی که به فلان موقعیت رسیده پدرش داشته یا رانت داشته یا ….ولی از یه جایی گفتم این که نمیشه چون پدر من این کاره بوده منم باید باشم نه قبول نمی کنم و شروع کردم و آرام آرام اتفاقات شروع به تغییر کرد راحت هم نبود چون باید بها پرداخت می شد و یاد می گرفتم و به تضاد ها می خوردم تا خودم و خدا رو و اون جنس صحبت کردن باهام رو می فهمیدم و هدایت می شدم و حالا که دارم به گذشته خودم فکر می کنم به این درکی که الان به جهان برسم هیچ راهی نداشت بغیر از کتاب های الکترونیک هیچ محصولی هم هنوز نتوانستم بخرم ولی داخل فایل های دانلودی راهم رو فهمیدم و بلد شدم شکر خدا و یه مثال هم بزنم وقتی می خوای کاری رو یاد بگیری مثلا در مکانیکی روز اول که شاگردی پیش یه استاد کار که کل ماشین رو بلد نیستی اصلا نحوه آچار دست گرفتن رو بلد نیستی باز می کنی پیچ اضاف میاری یا کم یا جای پیچ و مهرهارو اشتباه می بندی اینقدر به حرفای استاد باید گوش کنی و عمل کنی تا یاد بگیری قوانین زندگی هم همینه ما که از روز اول نمی دونستیم جهان قانون داره الان تازه داریم یاد می گیریم هر چقدر روی خودمون کار کنیم و عمل کنیم یاد می گیریم و عجله عجله عجله نکنیم و بذاریم تکاملمون طی بشه بخدا می رسیم به هر آنچه می خواهیم خودمون رو با هدفی که داریم هم جهت کنیم و بذاریم جهان کارش رو بکنه خدایی که ما داریم مالک کل کیهان هست اصلا خودشه حالا که همه چیه خودشه ما می خوایم از این انرژی چه چیزی رو برای خودمون برداشت کنیم و شکل بدیم به شکل ثروت رابطه عالی سلامتی و ….
پس اعتماد کنیم بهش و دس و پاش رو با افکار قدیمی خودمون نبندیم بذاریم کارش رو بکنه به هر آنچه که می خوایم می رسیم
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
تمرین برای دانشجویان پروژه “مهاجرت به مدار بالاتر”
تجربیاتی را به یاد بیاورید و در بخش نظرات این قسمت بنویسید که:
به جای تسلیم شدن در برابر هر شکلی از مسائل و مشکلات، تصمیم گرفتید روی هدایت های خداوند حساب کنید و با اینکه ایده ی کاملی از حل آن مسئله نداشتید، اولین قدم را با این جنس از توکل بر داشتید.
– سال پیش زمانی که قصد داشتیم از محیطی که افرادی با باور و فرکانس های نا مناسب و مخربی در آن ساکن بودند جدا شویم که هر بار برای ما مشکل و دردسر ایجاد می کردند و حتی هر گاه با آنها صحبت می کردیم رفتارشان با ما بدتر و نامناسب تر شده و به ما می گفتند: اگر خیلی ناراحتی می توانی بروی. ما هم به دلیل داشتن شرک ان جا را ترک نمی کردیم تا بالاخره یک شب تصمیم گرفتیم با توکل و ایمان به خداوند بدون فکر کردن به اینکه شرایط و موقعیت چگونه پیش خواهد رفت و در آینده چه اتفاقات نامناسبی برای ما ممکن است با توچه به نداشتن پول کافی پیش آید از ان جا نقل مکان کردیم که بعد از این اتفاق بزرگ و غیر قابل باور واقعا خداوند پشتیبان و هدایتگر ما بود و روز به روز نعمت ها و برکات زیادی را از هزاران طریق وارد زندگی ما کرد و می کند که حتی در برخی مواقع واقعا قادر به شمارش لطف و نعمت های بی حساب و کتابش نیستیم و معجزه ای بیش به نظر می رسد البته این جسارت و شجاعت از زمانی که به فایل های استاد خصوصا احساس ارزشمندی گوش دادیم در ما شکل گرفت سالها بود که قصد انجام چنین کاری را داشتیم اما ترس و شرک تسلیم نبودن در برابر خداوند و اعتماد نداشتن به او مانع انجام چنین کاری می شد البته هنگامی که چنین تصمیمی را به یک باره گرفتیم بسیار ترسیده و راه حلی به ذهنمان نمی رسید اما به داشتن بهترین مکان با بهترین امکانات ممکن هدایت شدیم
و حل این مسئله و حساب کردن تنها بر قدرت خداوند باعث شد که نتایج ما در سایر جنبه ها به صورت تصاعدی رشد کند و ایده های جدید برای کسب و کار به ذهنمان برسد به افراد بهتر هدایت شویم آزادی زمانی مکانی و مالی داشته باشیم از همه مهم تر آرامش و سکوتی بر فضا حکم فرما شد که بتوانیم به میل باطنی خود و به سبک شخصی خود عمل کرده و مجبور نباشیم افراد و شرایط نامناسب را تحمل و هر روز در انتظار رخ دادن معجزه ای بدون داشتن باور درست ایمان و توکل به خداوند اقدام و عمل کردن باشیم.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
گام دوازدهم از پروژه مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر – تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
به نام خداوندی که هر آنچه داریم از آن اوست.
سلام به استاد عزیز و مریم جان و دوستان همگام با این پروژه
خداروشکر میکنم که امروز هم با آگاهی های این فایل هم مدار بودم و تونستم از عمق جانم گوش بدم و به قدر فهمم مطالبش رو دریافت کنم.
این روزها یکی از خواسته های من در گفتگوهای روزانه م با خدای درونم این بود که بهم کمک کنه تسلیم تر و رها تر باشم.
و شنیدن آگاهی های این فایل رو پاسخی میبینم به درخواستم و قدردان و شکرگزار خداوندی هستم که هربار پاسخ میده و اجابت میکنه.
آنچه که درک کردم رو مینویسم و ردپایی میگذارم در مسیری که خدا میدونه رشد کردن و بزرگ شدن در اون تا کجا میتونه امتداد داشته باشه!
سوال اول-تفاوت تسلیم بودن در مقابل خداوند و تسلیم شدن در برابر مشکلات
————–
تسلیم بودن به این معناست که ما باور داشته باشیم یک نیروی بزرگتر از ما وجود داره که جهان رو خلق کرده و داره اون رو اداره میکنه.
یعنی باور داشته باشیم که اگه ازش درخواست کنیم اون ما رو به مسیرهای درست هدایت میکنه و آدمها ، شرایط و اتفاقات درست رو وارد زندگی ما میکنه.
تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که پاسخ درخواست های ما رو بده.
در مقابل اگر درخواستی داریم و حس هایی مثل نگرانی ترس غصه خوردن رو تجربه میکنیم یعنی در وجودمون نسبت به دریافت هدایت خداوند مقاومت داریم و تسلیم نیستیم.این یعنی داریم شرک می ورزیم.
تسلیم بودن مثل حس بچه ای میمونه که وقتی در آغوش پدر یا مادرشه خیالش راحته و گریه و بی قراری نمیکنه.
تسلیم بودن همواره با احساس خوب همراهه ، کسی که تسلیم باشه احساس خوبی رو تجربه میکنه چون به خداوند اعتماد داره و خودش رو در آغوش خداوند رها میکنه.
مثل خیلی از موضوعات دیگه در این مسیر هم باید حواسمون باشه که تسلیم بودن در مقابل خداوند هم صفر و یکی نیست و یک فرآیند تکاملی داره و ما باید قدم به قدم به بیشتر تسلیم خداوند بودن نزدیک بشیم و زمان های بیشتری در این وضعیت باقی بمونیم.
هرچقدر بیشتر تلاش کنیم که در این مسیر بمونیم ، کم کم برامون تسلیم بودن عادی تر میشه و راحت تر میتونیم تسلیم خداوند باشیم.
نباید انتظار داشته باشیم که یک روزه فضای شرک آلود ذهنمون تبدیل بشه به فضای توحیدی، این هم یک مسیره که باید قدم به قدم طی بشه و زمان لازم داره و استمرار.
هرچقدر بیشتر در این مسیر باشیم و بیشتر تمرینش کنیم برامون لذت بخش تر میشه و بیشتر در احساس خوب هستیم.
یکی از نشونه های تسلیم بودن تجربه کردن احساس خوب مثل احساس شادی، امید و توکل،احساس آرامش ، داشتن اطمینان قلبی و هرگونه احساسی که ما به عنوان احساس خوب میشناسیم .
در مسیر تمرین تسلیم بودن ، خوندن داستان های قرآنی از پیامبران هم میتونه یه منطق خیلی خوب و یه الگوی مناسب برای ذهن ما ایجاد کنه.
اما تسلیم نشدن در برابر مشکلات یعنی کم نیاوردن و ادامه دادن.
یعنی در فرآیند حل یک مشکل به شخص خاصی وابسته نبودن و به کسی باج ندادن و فقط از خداوند کمک خواستن.
یعنی تلاش برای تغییر زاویه ی نگاهمون که این مشکل چه درسی میتونه برای من داشته باشه و من بعد از حل کردنش چقدر رشد میکنم و ظرف وجودی م بزرگ تر میشه.
حالا هرچقدر هم بتونیم به موضوعاتمون یه نگاه معما گونه و بازی داشته باشیم میتونیم از روند حل کردن این مشکل لذت هم ببریم و قطعا به این شکل کارها برامون راحت تر پیش میره.
در مورد خودمون این کنجکاوی رو به وجود بیاریم که اصلا میخوام ببینم من میتونم از پس این مشکل بربیام و اون رو حل کنم یا نه.
باید بپذیریم که این مسائل به عنوان ناخواسته ها و تضادها ، در صورتیکه بتونیم از پسشون بر بیایم ، نقاط عطف زندگی ما خواهند بود و ما رو رشد میدن و ظرف وجودی مون رو بزرگ تر میکنن.
تصویری نهایی از حل اون مشکل داشته باشیم که چقدر بعد از گذر از اون موضوع ما اعتماد به نفس بیشتری خواهیم داشت چقدر قدرتمند تر هستیم و آماده ی دریافت مراحل و قدم های بعدی در مسیری که پیش رو داریم.
همچنین بعد از حل اون مشکل ما به ابزاری مجهز میشیم که در مسائل بعدی زندگی مون هم میتونیم ازش استفاده کنیم.
اگر بتونیم و تلاشمون رو بکنیم که به موضوعاتمون به این شکل نگاه کنیم ، یعنی تسلیمشون نشدیم و ازشون به عنوان یه نردبان برای رشدمون استفاده کردیم .
ممنون از توجهتون به کامنت من دوستان :)
در پناه الله یکتا باشیم همگی :)
(بسم الله الرحمن الرحیم)
سلام بهت ملیحه ی زیباااا
من از نتایج فوق العاده ت توی قانون سلامتی باهات آشنا شدم و دنبالت میکنم و کامنت هات رو میخونم
خواستم ازت تشکر کنم که انقدر تو مسیر درست استمرار داری و با طی کردن تکاملت داری پیشرفت میکنی و از مسیرت هم لذت میبری
کامنتت خلاصه ی کاملی از این فایل بود و از خوندنش لذت بردم
راستی وقتی از خدا خواستم بهم نشونه بده که واست بنویسم یا نه ، چشمم به مدت عضویتت افتاد دیدم کلا یه روز زودتر از من عضو شدی:)))
و اینو نشونه گرفتم که حتما واست پاسخ بنویسم
انشالله که در پناه خدای مهربونمون روز به روز مدار ها رو با عشق طی کنی و لذت ببری از این مسیر زیبا
خدایا شکرت و صد هزار مرتبه شکرت چگونه سپاسگزاری کنم از این مسیر زیبایی که مرا در آن قرار دادهای ,چگونه برای این همه نعمت مراتب قدردانی ،بندگی و عبودیت خودم را به درگاهت تقدیم کنم
خدایا شکرت هر بار درخواست وجواب سوالم را روشنتر و شفافتر از قبل آشکار میکنی.
در فهم معنی تسلیم سردرگم بودم.ترس، عدم شجاعت در برخورد با مشکلات،تنبلی، سخت بودن درخواست را با تسلیم بودن در برابر خدا قاطی کرده بودم.
پروردگار عزیزم مولای من نعمت واقعی را به آن بندهای عطا کرده ای که اهل تفکر باشد اهل تعمق باشد
بنده ای که مرزها را بشناسد مرز تسلیم نشدن در برابر سختی ها و تسلیم محض بودن در برابر خدا .
تشخیص این مرز یعنی همه چیز. نباید در برابر مشکلات تسلیم شد اما در برابر خدا باید تسلیم محض بود جمله ساده است اما فهمیدنش و درک کردنش از دست بندگان با ایمان و عمل صالح بر می آید.
همان مرزی است که بندگان تو آن را به اشتباه میگیرند در مسیر افراط و تفریط قرار میگیرند و بعد هم تقصیر را به گردن تو می اندازند که من تسلیم بودم اما خدا برایم نخواست
نه تو تسلیم نبودی تو تسلیم در برابر مشکلات بودی
تو سرخم فرود آوردی در برابر مشکلاتی که خدا در پیش پایت گذاشت برای آنکه قویتر شوی برای آنکه خواسته جدید در تو متولد شود برای آنکه مسیرت را اصلاح کنی تو باید بفهمی که تسلیم در برابر خدا و تسلیم در برابر سختیها و مشکلات دو مسیر متفاوتند
هر کدام مرزی دارند این مرز را باید تشخیص دهی اگر میخواهم نتیجه خوب بگیرم اگر میخواهم مزه لذت تسلیم در برابر پروردگار تمام وجوم را سرشار از طعم خوش ایمان کند
با آنکه سالهاست هر روز زمزمه میکنم که در برابر خدا تسلیمم اما اعتراف میکنم تشخیص ندادم و خیلی اوقات دربرابر سختیها و مشکلات تسلیم بودم نه در برابر خدا
مثلا وقتی که تصمیم گرفتم بدلیل عدم علاقه ، محیط کار خودم را عوض کنم خیلی با این مسئله درگیر بودم که چه باید بکنم من فقط خواسته ام را تقدیم درگاه الهی کنم ودیگرهیچ حرکتی نکنم یا آنکه درخواستم را به مقام بالاتر بگویم و از افرادی که نفوذ دارند تقاضا کنم
گاهی خودم را سرزنش میکردم که این خارج از مسیر تسلیم است تو داری در مقابل بندگان خدا دست و پا می زنی
اما حالا میبینم نه باید تلاش میکردم اما در تلاشم هیچ بندهای را صاحب قدرت ندانم و همواره به یاد داشته باشم که هر کاری به دست پر قدرت پروردگارم انجام میشود حتی آن کاری که علی الظاهر توسط بندگان خدا انجام شده است و تسلیم هم در اینجا معنی اش این بود که این پیگیریها را با آرامش با اطمینان قلبی با واگذاری نتیجه به خدا انجام دهم خودم را از نگرانی و از استرس و از شرک دور کنم و باور کنم که نتیجه هرچه باشد همان خواست خداست و صلاح من است.
آری باید مرزها را تشخیص داد باید از افتادن در دام اشتباه خودداری کرد نباید در برابر مشکلات کوتاه آمد اما در برابر خدا هرچه فروتن و خاشع باشی باز هم کم است
معیار تشخیص چیست چگونه بفهمم کجا باید تسلیم بود کجا نباید تسلیم بود ؟
معیار احساس من است وقتی در برابر مشکلات تسلیم نیستم و در پی حل آنها هستم و در حال پیگیری هستم در حال تلاش هستم اما احساسم خوب است نگران نیستم و توقع قلبی از دیگران ندارم و تلاش و پیگیریها را با آرامش انجام میدهم و نگران نتیجه نیستم و نتیجه را به خدا واگذار کرده ام یعنی من در مسیر درست هستم از امروز باید این آینه راه من باشد انفعال بی حرکتی تنبلی و نزدن به دل مشکلات و سختیها با صراط تسلیم بودن در برابر خدا خیلی فاصله دارد باید حواسم جمع باشد اشتباه نکنم و بعد هم تقصیر را به گردن خدا بیندازم
سلام به استاد عزیزم سلام به بانوی گرامیم و دوستان هم فرکانس
خدای مهربونم صد هزار مرتبه شکر یلی حالم حسم عالی و عالیه توی پارک زیبایی نشستم و بو نم چمنهای خیلی قشنگش
بر مشامم میخوره و عجب بوی قشنگ و نم و زیبایی چون که دیشب بارون خیلی قشنگی اومد خیابونا و چمنزارها و پارکها خیس و خیسن خدایا 100 هزار مرتبه شکر بابت این نعمت بینظیرت ه از آسمان بر سر ما نازل میکنی.
گام 22 در مورد تفاوت بین تسلیم بودن در مقابل خداوند و تسلیم شدن در مقابل برابر مشکلات رو میگه
موقع ما در برابر خداوند تسلیم هستیم و واقعاً تسلیم هستیم به این معنای که من ایمان دارم که یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان هست که جهان را خلق کرده و داره هدایت میکنه این جهان بینهایت رو اختیار کل و قدرت بینهایت در دستان خدای عزیزم هست و منو هدایتم میکنه به بهترین مسیرها به بهترین قشنگیها به بهترین راه درست خدایا صد هزار مرتبه شکر و اینکه وقتی من درخواستی رو میکنم خداوند همیشه حتی تو قرآنم گفته تو کتاب بینظیرش که من اجابت میکنم درخواست درخواست کنندهام رو وقتی که ایمان داره و توکل داره که به من ودرخواست میکنه و مطمئنه که به درخواستش پاسخ داده میشه این یعنی ایمان واقعی که خدایا من میگم میدونم از چه راهی یا از چه طریقی و خداوند عزیز از هزاران و هزاران دستی که داره یفرسته دستاشو و ما به درخواستمون میرسیم خدایا شکرت و وقتی که ما واقعاً با تمام وجودمون داریم میگیم خدایا خودت درستش کن و توکلم به توی یعنی اینکه دیگه خیالت راحت باشه دیگه کوچکترین ناراحت یا استرس یا ترس یا نگرانی دیگه نباشه این یعنی اون ایمان واقعی این یعنی مطمئنم و مطمئنم که خدا بهم میده وقتی من دارم نترل ذهن میکنم اعراض میکنم از آنچه که نمیخواهم باورهای خوبی برای خودم درست میکنم و میدونم و مطمئنم که خداوند شادی رو دوست داره خداوند ثروت و دوست داره خداوند آرامش دوست داره اصلا خداوند چرا منو خلق کرده ه این دلیل که به من افتخار کرده که منو خلق کرده به خودش افتخار کرده که چنین بینظیر ما رو آفریده و خیلی خدای عزیزم دوست داری من بهترین حال خوبو داشته باشم حس خوبو داشته باشم آرامش داشته باشم و شاد باشم ثروتمند باشم آزادی مالی داشته باشم چقدر میتونم با این ثروتی که تو خدا عزیزم به من میدی و منو به آزادی مالی رفاهی میرسونی و این ثروت من ه به من داده میشه از طرف تو برای اینکه من اینقدر به تو نزدیکم و اینقدر نزد تو خدای عزیزم محبوب هستم عزیز و دوست داشتنی هستم ارزشمند هستم که به تو نزدیکم و هر چقدر که عمتهایت رو دریافت کنم به تو نزدیکترم و عزیزترم خدای مهربونم خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم که تو یک مسیری منو قرار دادی مسیر بهشتی این مسیری که چشمام این همه قشنگی و زیباییهای لذت بخش دنیاتو داره میبینه خدایا شکرت شکرت شکرت خدای مهربونم کرت که گوشهایم داره این نواهای پرندگان زیبا که تو این پارک لذت بخش و خوشگل و بینظیر ارن چه چهه میکنن و عجب هنگی رو مینوازند و گوشهام داره این صداهای زیبا رو یشنوه هر قدر بگم سپاسگزارم کمه
خدای عزیزم همیشه این درخواستو ازت دارم که فقط و فقط روی خودت حساب باز کنم و فقط و فقط به خودت توکل و ایمان واقعی داشته باشم ای الله من کمکم کن که همیشه تو مسیر خودت باشم خدایا شکرت خدایا منو علی به ذکر الله و تطمئن القلوب کن
و منو همیشه تو مسیر خودت دلم رو آرام کن و شاد سپاسگزار تمام نعمتهایت باشم این زبانشو کردن رو به من عطا کن این هدیه زیبایت رو به من عطا کن این زبانشو کردنو بهم عطا کن که همیشه و همیشه سپاسگزار نعمتهایت باشم
ایول استاد دمت گرم استاد عجب درسهای قشنگی رو داری به ما میدی ای
اینکه توکل ایمان جسارت قط روی خدا حساب باز کنیم و از تمام اون چالشهایی که جلوی راهمون قرار میگیره و اون مسئلههایی که حلشون میکنیم و چقدر آدم اعتماد به نفسش عالی میشه خدای من خدای من شکرت
ایول استاد گل گفتی چقدر نکته کلیدی رو گفتی اینکه باج ندیم اینکه فقط به خود خدا توکل داشته باشیم و کلا تضاد و جلوی راهمان قرار دادی ای الله مهربان که ما درخواست انجام بشه که این تضادها که این تفاقهای به ظاهر بد باعث میشه که ما درخواست کنیم و انگیزه داشته باشیم و باورهای خیلی خیلی قوی و عالی رو بسازیم نتیجه جذابی هم میگیریم خدایا 100 هزار مرتبه شکر استاد عزیزم سپاسگزارم ازت بانوی عزیزم مریم خانم سپاسگزارم ازت بابت این مسیر قشنگی که با هم داریم گام به گام جلو میریم و چقدر آگاهی و چقدر دایتهای عالی این مسیر داره به ما میگه خدایا هزاران هزاران هزاران مرتبه شکر
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
تفاوت بین تسلیم شدن در مقابل خداوند و تسلیم شدن در برابر مشکلات را بیشتر توضیح دهید؟
تسلیم بودن در برابر خداوند به این معناست که:
-ایمان دارم نیرویی برتر که جهان را خلق و آن را هدایت و مدیریت می کند در صورت سپردن خود و تمام امور به او باور ایمان و درخواست کمک و توکل مرا به مسیر شرایط موقعیت و افرادی درست هدایت خواهد کرد
-به خداوند اجازه دهیم درخواست های ما را اجابت کند
بسیاری از ما علی رغم درخواست از خداوند:
-تسلیم او نیستیم
-به او شرک می ورزیم
-نگرانیم
-ناراحتیم
-می ترسیم
-غصه می خوریم
داشتن هر یک از این احساسات:
به این معناست که در مقابل خداوند تسلیم نیستیم
-خود را به خداوند سپردن مانند:
-کودکی است که خود را در آغوش پدر و مادر خود با خیال راحت رها می کند
-کودکی است که از بالای درخت خود را در آغوش پدر و مادر خود رها می کند
-فردی است که احساس خوب دارد
چرا؟
*چون به خداوند اعتماد دارد
*می داند زمانی که خود را رها می کند به آغوش خداوند بازمی گردد
-می تواند به این شیوه فکر و عمل کند
هیچ گاه نمی توانیم:
*به صورت مطلق تسلیم خداوند باشیم
تنها می توانیم:
*هر بار خود را به داشتن این ویژگی نزدیک کنیم
به میزانی که داشتن این مهارت را تمرین کنیم:
-تسلیم بودن در مقابل خداوند برای ما راحت تر و عادی تر خواهد شد
بنابراین:
-از خود انتظار نداشته باشیم یک شبه و یک دفعه از شرک به توحید دست یابیم
-باید در مسیر توحید استقامت ورزیده تمرین و تکرار کنیم
به میزانی که سعی کنیم تسلیم خداوند باشیم:
*از زندگی لذت بیشتری می بریم
تسلیم بودن:
بدون شک:
-با احساس خوب و آرامش همراه است*
-با اطمینان قلبی همراه است*
-الا بالذکر الله تطمئن القلوب*
تسلیم بودن در برابر مشکلات به این معناست که:
-هرگز در مقابل مشکلات مسائل و اتفاقات ناخوشایند تسلیم نشویم
هنگام مواجه شدن با مشکلات:
-آن را به چشم معمایی ببینیم که توانایی حل آن را داریم
-آن را به چشم بازی شطرنج در نظر بگیریم
-نسبت به حل مسائل خود کنجکاو باشیم
-با دید مثبت به مسائل خود نگاه کنیم
-به خداوند توکل و ایمان داشته باشیم و بدانیم او ما را به سمت راه حل مسائل هدایت می کند
بنابراین هنگام حل هر مسئله توجه به دو موضوع بسیار اساسی است:
*توکل به خداوند و داشتن نگاه توحیدی
*به مسائل به چشم چالشی برای بزرگ شدن ظرف وجودیمان نگاه کردن
با در نظر داشتن این دو نکته:
-چالش ها به رشد و پیشرفت بیشتر ما کمک می کنند
-حل هر مسئله اعتماد به نفس ما را برای حل سایر مسائل بالا می برد
-به ما کمک می کند با حل هر مسئله سایر مسائل را راحت تر و بهتر حل کنیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
بسم الله الرحمن الرحیم
این فایل پراز نکته بود
من اشک تو چشمم جمع شد از شنیدن این مثالی ک زدید
واقعا شرایط چالش برانگیزیه ک هرکسی براحتی ازش بیرون نمیات
واقعا شما دل بزرگی دارید استاد
ودل انجام کارهای بزرگ رو دارید
تحسینتون میکنم
وازشما دارم چیز یاد میگیرم هرروز
خدا میدونه چقدر برای من عزیز هست عزیزتراز یک برادر بزرگ
چون که تمام درسهای زندگی رو از شما دارم یاد میگیرم وهرروز مسعله ای رو حل میکنم
روزشما مبارک
امروز روز مرد هست ..
خدامیدونه من چقدر ترس از انتقاد شنیدن دارم
اونم ادمیکه همیشه ازم انتقاد میکنه خیلی خیلی برام سخته
یا افرادی بیان توی کسب وکارم ازم انتقاد کنن ایراد بگیرن وباعث دوباره کاری من بشن واقعا باید من با این ترس روبرو بشم
نباید اشغال بذارم زیر مبل
و چندروز پیش نوشتم میخام همونجوری ک من دوست دارم وراحتم باشم زندگی کنم
میخام ببینم چقد ازم انتقاد میشه میخام برم توی دل این ترس
این ایرادهایی ک ازشما گرفته شده دیگه انتقاد نبوده خیلی خیلی خنده دار بوده چون اصلا چیزهای مهمی نبوده واقعا رو مخه این ایرادها
اما بازهم شما
با توکل ب خدا حلش کردید
چون ب خدااعتماد کردید وتسلیم مشکلات نشدید
من ازشما یاد گرفتم باج ندم
الان مدتهاست ببینم یکی بخات ازم سواستفاده کنه اصلا هرکس ک باشه جدی باهاش رفتار میکنم و اصلا سمتش نمیرم
خودشم وقتی برخورد منو میبینه سریع میفهمه و چقدر رفتارش خوب میشه
چون متوجه میشه رفتنش برای من مهم نیست
وگرنه قبلا ازین افراد توی زندگیم زیاددبودن هربار ب یک شکلی بازیم میدادن وچقدر از من سواستفاده شد
طرف قهر میکرد هربار میخاست برم ب دست وپاش بیفتم
یا طرف میگف فلان کار برات میکنم ب شرطی ک این مدلی زندگی کنی
الان تعجب میکنم من چطور میپذیرفتم
خدایا منو ببخش،ک چقدر تو رو نادیده گرفتم وبرای تو شریکانی قاعل بودم
منم یاد میگیرم مساعلمو حل کنم
هر مسعله ای حتما راه حلی داره
من نباید کم بیارم
نباید تسلیم مساعل زندگی بشم
چون تضادها میان منو رشد بدن
خدایا کمکم کن هدایتم کن تا بتونم مساعل راحل کنم پاشنه های اشیلم را بهبود ببخشم وهرروز بیشتر رشد کنم
سپاسگذارم استاد جان بابت درس امروز
به نام رب تنها فرمانروای جهان
استاد استاد عزیز و خانم شایسته گرامی
خندم میگیره اون انسانها چطوری دربرابر شما مقاومت میکردند چقدر ناآگاه بودند آخه مگه میشه شما صحبت کنی و ادم لذت نبره مگه میشه شما صحبت کنی ادم اروم نشه مگه میشه شما صحبت کنی ادم نگه آخیییییییش
استاد جان چقدر این اخیییییش عالی بود
منم الان گفتم آخیییییش خدایا خودم رو سپردم به خودت من تسلیم تو هستم من هیچی بلد نیستم من فقط بندگی میکنم تو هدایتم کن هوامو داشته باش همونجوری که تا الان هوامو داشتی میدونم همیشه حواست بهم هست با دلیل و سند.
دوستت دارم خدای قشنگم خدای مهربونم خدایی که یه قدم برات برمیداریم تو صدقدم برامون بر میداری تو عشقی خود عشق.
من هروقت هرجا تو زندگیم تسلیم بود به معنای واقعی توکل داشتم اروم بودم معجزه شده دریا برام باز بشه مثل موسی، درها برام باز شده مثل یوسف
یادمه یه دفعه رفتم بودم شهر کتاب ماشبن رو پارک کردم و رفتم درحالی که حواسم نبود فلاشر ماشین روشن بود و چندساعت من رفتم و موقعی که برگشتم له دلیل مصرف برق فلاشر و اخرای باطری ماشین بود ماشبن رو هرچی استارت زدم روشن نشد اون لحظه عزیزدلم که الان همسرم هست خیلی مضطرب شد بهم ریخت وای چیکار کنیم
من بواسطه اموزش های که از استاد دیده بودم (تو دوره دوازده قدم بودم) اینقدر ارامش داشنم اینقدر به خدا ایمان داشتم اینقدر حالم خوب بود در یک کلام تسلیم خدا بودم فقط به عزیز دلم میگفتم اروم باش الان ردیف میشه خداشاهده الان که دارم تعریف میکنم مو به تنم سیخ میشه دقیقا به دقیقه نرسید یه ماشبن اومد کنارم گفت باطریت خوابیده گفتم اره سربع و تند اومد ماشینش رو یجوری گذاشت کنار ماشبنم بعد کابل باطری به باطری هم داشت چیزی که خیلی اتفاق نادری هست در عرض چند دقیقه ماشینم رو روشن کرد تمام این اتفاقات در عرض چند دقبقه پیش اومد
عزیز دلم فقط هنگ بود و دهنش باز مونده بود
من همیشه از این اتفاق به عنوان زمانی که به معنای واقعی تسلیم بودم یاد میکنم.
خدایا شکرررررت
استاد جان دوستت دارم.
به نام خدای هدایتگرم
تسلیم بودن در برابر خداوند یا تسلیم شدن در برابر مسائل
تسلیم بودن در برابر خداوند به این معناست که من ایمان دارم که یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان که جهان و خلق کرده و داره هدایتش میکنه
منو همواره هدایت میکنه خدایی که منو خلق کرده و اگه من توکل کنم بهش اگه خودمو بسپارم بهش اگه فقط ازش درخواست کنم و باورش داشته باشم اون منو هدایت میکنه به مسیر های درست و آدمهای درست و شرایط و موقعیت های درست و وارد زندگی من میکنه
تسلیم بودن یعنی اجازه بدم به خداوند که پاسخ در خواست های منو بده با شرک نورزیدن با نگران نبودن با ناراحت نبودن ونترسیدن و غصه نخوردن
تسلیم خدا شدن وقتیه که بگم خدایا شکرت راحت شدم که خودمو سپردم به خودت به کسی که قدرت فقط از آن اونه
و حالم خوبه آرومم چون اعتماد دارم به خدایی که همه کار میتونه برام بکنه پس با خیالی آسوده خودمو رها میکنم در دستان خداوند قادر و توانا
هر بار که سعی کنم بیشتر تسلیم خدا باشم بیشتر بهش توکل کنم و بسپارم بهش هر بار انجام این کار برام عادی تر وراحت تر میشه
تمرین کردن و تکرار کردن این کار باعث میشه بیشتر از زندگیم لذت ببرم چون زمانی که تسلیم خدا باشم احساسم خوبه،آرامش دارم،اطمینان قلبی دارم که همه چیز به نفع من میشه،احساس شادی و لذت و امیدواری
احساس توکل دارم
توی تضادها و چالش هاست که تسلیم خدا بودن و وابسته به خدا بودن باید بیشتر خودشو نشون بده توی این شرایطه که باید قدرت خداوند ببینیم و چالش ها رو مثل حل کردن یک معما یا یک بازی نگاه کنیم
چون حل کردن هر چالشی قطعا مارو بزرگ تر میکنه،اعتماد به نفس مون و بالا تر میبره و به ما کمک میکنه که با مسائل دیگه ای که ممکنه باهاش مواجه بشیم قویتر برخورد کنیم و براحتی حلشون کنیم
پس این تضادها و چالش ها جزیی از مسیر زندگیه برای بزرگ تر شدن ما واضح تر شدن خواسته های ما و رشد کردن و پیشرفت کردن ما هستش
و همیشه یادمون باشه که خداونده که منبع رزق و روزی ماست و همه ی آدم هایی که تو زندگی ما میان دستانی از خداوند هستن که اگه به هر دلیلی برن خداوند از بی نهایت دستانی که داره به ما کمک میکنه مهم اینه که ما وابسته ی دستان خدا نشیم و خدارو منبع خیر و نعمت و ثروت و خوشبختی بدونیم.
خدایا خودت کمک کن هر لحظه تسلیم درگاه تو باشم
خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می جویم هدایتم کن به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای و نه گمراهان الهی آمین.
در پناه رب العالمین همیشه شاد و سلامت و سعادتمند باشید.
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته عزیز
حدود یک سال قبل چند دقیقه اول فایلتون را جدا کرده بودم و بارها بارها گوش میدادم چرا که بهم بسیار تا بسیار احساس آرامش میداد، واقعا احساس پرواز میکردم
من خیلی علاقه به شناخت خداوند و درک معنی توکل داشتم ،بنابراین جلسات سخنرانی مذهبی را زیاد گوش میدادم آنجاها زیاد از خدا و توکل و تسلیم صحبت نمیشد اما چون دوست داشتم خدا را بیشتر بشناسم و بدونم دقیقا توکل یعنی چه ؟معمولا هر جلسه ای دستم میرسید گوش میدادم .اما باید بگم زیاد چیزی متوجه نشدم تا اینکه یک کتاب از نویسنده خارجی دستم رسید ،با مطالعه کتاب با بحث توکل و تسلیم بیشتر از قبل آگاه و آشنا شدم ،مدتی زیادی از این ماجرا گذشت تا اینکه با استاد آشنا شدم با فایلهای استاد واقعا آگاهی ام نسبت به قبل از خداوند و تسلیم شدن در برابر آن بیشتر شد اما هنوز نمیتونم همیشه در برابرش تسلیم باشم همیشه یک سوال برام است چرا من با وجود اینکه زیاد فایلهای توحیدی استاد را گوش میدم اما هنوز در برابر خداوند تسلیم نیستم و همیشه به یک جواب میرسم، من هنوزم که هنوزه خدا را نمیشناسم و نمیتونم تسلیم کسی باشم که اونو نمیشناسم ،از بس اطلاعات نادرست از بچگی در مورد خداوند توی ذهنم است که با این همه گوش دادن فایلهای توحیدی و تلاش برای عمل به آن آگاهی ها بارها و بارها شده که اشتباه میکنم و تسلیم خداوند نمیشوم با اینکه از تسلیم بودنم بارها نتایج عالی دیده ام ،اما حس میکنم این کار درستی نیست که همه چیو از خدا بخوام باید یک کارایی خودم انجام بدم و یا اینکه خدا هر کاری را نمیتونه انجام بده و یا نباید انجام بده و این افکار و باور هاست که مانع تسلیم شدنم میشود. شاید یک جاهایی بگم خدایا تسلیم هستم اما آن احساس نگرانی و ترس بهم میگه تو تسلیم نیستی چون جنس تسلیم شدن را بارها درک کردم ،یعنی آرامش مطلق داشتن،میدونم باید شناختم به خداوند و قدرتش بیشتر شود تا تسلیمش باشم چون هنوز یک سری افراد دست و پاشکسته با یک جیغ و داد و قلدری شون قدرتشون توی زندگی ام و ذهنم بیشتر از خداوند است .خدا یا تسلیم تو هستم هدایتم کن