مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 99


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    هێژا مەهتابی گفته:
    مدت عضویت: 3455 روز

    درودی فراوان خمت استاد گلم استاد امروز ی اتفاق خیلی جالب افتاد که با این فایل شما در ارتباطه توباشگاهی که ورزش می کنم همه میرن ی بطری آب معدنی می خرند که هنگام ورزش ازش بخورند من یک شیکر دارم بعد چشم به کولر باشگاه افتاد که باد سردی هم داره یهو اون حرفای شما در رابطه با بزهاتون که چمن ها رو میخورند بهشون کود میدن و تازه گوشت طبیعی و عالی بهتون میدند و مالک قبلی اونجا که سالانه چندین هزار دلار هزینه میکرد که چمن ها رو هرس کنه منم این ایده به ذهنم رسید برم از شیر آب باشگاه آب پر کنم و جلو کولر بذارم بعد از نیم ساعت سرد و خنک میشه و میخورم اینو از حرفا شما توی این فایل یاد گرفتم شاد وپیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    Sajad گفته:
    مدت عضویت: 3129 روز

    با سلام به استاد گرامی

    واقعا خداوند را سپاس گزارم که همین الان این حس را بهم دست داد که بیام سوال اساسی که در ذهنم بود را بنویسم و به امید آنکه جوابش را خواهم یافت.

    من هفته پیش برای امتحان نهج البلاغه که داشتم رفتم و کتاب پیام امام جلد دوم را که در مورد تفسیر نهج البلاغه هست مطالعه کردم و در این حین یک تناقض عجیبی در ذهنم به وجود آمد

    در آن کتاب نوشته بود : از آرزو های دراز و بلند پروازانه بپرهیزید که یکی از دشمنان خطرناک سعادت انسان هست و از شگفتی های این آرزو این است که هر چه انسان پیشتر میرود جاذبه های کاذب آن بیشتر میشوند.

    و در یکی از جملات قصار نهج البلاغه آمده بود :‌ “من اطال الامل اساء العمل؛ آن کس که آرزوهای خود را طولانی کند، مرتکب اعمال بدی می‌شود” و سپس مردم را به زهد دعوت کرده و اشاره میکند که زهد در سه چیز تعریف میشود که یکی از ارکان آن کوتاهی آرزو هاست .

    همچنین میگوید که اجل انسان خیلی زود تر از آنکه به آرزو های خود برسد می آید و این چیزی است که باعث میشود انسان به آرزو های دور و دراز خود نرسد

    اما در آخر آن کتاب (کتاب تفسیر امام) آمده که :‌ “البته نباید فراموش کنیم که که اصل وجود آروز و امید به آینده برای انسانها انگیزه حرکت و تلاش و کوشش و فعالیت است . وجود امید و آرزو در انسان عیب نیست بلکه حسن است و بدون آن زندگی کردن بسیار مشکل است اما آنچه مایه بد بختی می شود آرزو های غیر منطقی و بیش از حد و دور و دارز است ”

    و سپس یک حدیث از پیامبر به عنوان یک اصل اساسی آورده که می فرماید : امید و آرزو مایه رحمت برای امت من است . اگر نور امید نبود هیچ مادری فرزندش را شیر نمی داد و هیچ باغبانی نهالی نمی کاشت .”

    حال با این توصیف من به رویا ها و آرزو های خود که فکر میکنم میبینم آیا با این وضعی که دارم (متوسط از لحاظ مالی ) آیا واقعا آرزو های طولانی شمرده میشوند ؟ آیا نباید به دنبال آرزو های خود بروم ؟ یا آرزو های خود را کوچکتر کنم ؟

    و سوال مهم تر اینکه آیا خود شما که در ده سال اخیرتان زنگدیتان تفاوت های شگفت انگیزی کرده و به بسیاری از رویا ها و آرزو های بزرگ خود رسیده اید آیا این ها مصداقی برای رسیدن به رویا ها و آرزو های بزرگ هستش یا اینکه آرزو های بزرگ در توصیف شما چیز های دیگری هستند ؟‌؟‌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    Sayed hosein گفته:
    مدت عضویت: 3397 روز

    سلام استاد عزیز و دوستان قدرتمندم

    استاد عزیز بنده با کمک آموزشهای ارزشمند جنابعالی یکی از باورهای مالی که شاید یکی از دلایل اصلی ضعف مالی بنده بوده و در این مدت من که شغلهای متفاوت داشتم ولی الان که بهش فکر می کنم می بینم که تضعیف کننده بوده مثلا من ماشین ایسوزو داشتم و می خواستم تریلی بگیرم که با خودم فکر می کردم کرایه ایسوزو کمتره همیشه طرف پول داره که کرایمو بده ولی اگر تریلی بگیرم صد در صد به جای پول نقد چک میده و حالا خدا می دونه اونم موجودی داره یا نه و همیشه به محض آمدن ایده ماشین بزرگتر نقطه مقابلش این باور بود .

    بعدا کلا شغلمو عوض کردم و مغازه پارچه باز کردم که دوباره شروع شد و با وجود اینکه پارچه های گران قیمت سود بهتر و بیشتری داشتن همیشه می گفتم که پارچه گران قیمت را یا باید نسیه بدی یا می مونه و حالا می فهم که من این باور را هنوز با خودم دارم که اگر جنس بفروشم یا کار کنم یا هر چی باشه اگر پولش زیاد باشه نمی تونم بگیرم یا اصلا پرداخت نمیشه

    حالا به نظر شما راه چاره برای این باور تضعیف کننده چیه ؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3321 روز

    به نظرم افرادی که بیشتر سعی کردند سوال بپرسند و سکوت کردند در مدار تکامل بالاتری نسبت به کسی که سوالات را پاسخ می دهند قرار دارند .

    امروز متوجه این نکته شدم.

    قبل از این سایت 5 یا 6 سال پیش با قوانین آشنا شدم جلساتی از استاد فرهنگ را گوش می دادم و همش برای این آن اظهار فضل می کردم حتی نزدیک ترین کسان به من خانواده مقاومت داشتند و نه تنها اصلاح نشدند بکه خودم هم پیشرفتی نداشتم .

    همان موقع فهمیدم برای خودم یاد می گیرم .

    استاد فرهنگ هم حرف جالبی می زد می گفت شما با پیچ گوشتی می توانیدپیچ را در بیاورید یا چشم یک نفر را در بیاورید یا این که او را کور کنید.

    وقتی ازمان سوال می شود یا کسی نظر می خواهد موردی ندارد نظر دهیم .اما اینجا بیشتر شبیه یک مصاحبه مطبوعاتی مثلا از رئیس جمهور بوده است و خبرنگاران دوست دارند بپرسند و دیگران مثلا به میان حرف نپرند نظم جلسه را بهم بزنند که من جواب می دهم . چون رفتار حرفه ای نیست .

    جاهیی خوب است مثلا کسی می پرسد یا مثلا بخش عقل کل اما متوجه این موضوع شدم هر چه آگاهی و تکامل فردی بالاتر برود کمتر سعی می کند چیزی به بقیه یاد بدهد حتی اگر تجربه اش کرده باشد . به همین خاطر متوجه شدم روند تکامل به چه صورت است . هر چه بالاتر برویم کمتر سعی می کنیم چیزی به کسی یاد بدهیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      زهـــرا گفته:
      مدت عضویت: 2980 روز

      و برنده مسابقه هم قرار بود کسی باشه که بهترین سوالها رو میپرسه نه بهترین جوابها رو میده… چه خوب بود که در کنار این دوستمون ؛ به دوستانیکه سوالهای خیلی قشنگی پرسیده بودن هم جایزه داده میشد… بگذریم که اعراض بهترین چیزه !!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فرید آهنگری گفته:
    مدت عضویت: 3143 روز

    سلام بچه ها با ستاره هاتون کمک کنید جواب این سوالو از استاد بشنویم ممنون:

    استاد تو جهان بینی توحیدی گفتن یه زمانی به من این ایده اومد که یه شهرک بسازم و توش هم شرکت و هم محل زندگی بسازم و یه شرکت بزرگ اپلکیشن تجاری بسازم و مدتی روش کار کردم تا اینکه این الهام سراغم اومد که اینارو ول کن و فقط تو زمینه ای که الان کار میکنی (موفقیت)کار کن و محصول تولید کن و آموزش بده

    حالا سوال

    ١.آیا اون ایده اول ایجاد شرکت یک الهام حساب میشه؟

    اگه الهام بود که به نظر من بود چون الان استاد با این سطح از آگاهی کاری رو شروع میکنن که بهشون احساس خوب بده و خودشون هم گفتن مدتی رو این نظر کار میکردم خب سوالم اینه که آیا الهامی که میشه میتونه موقتی باشه؟

    آیا میتونه وسط راه الهامی بیاد که اون الهام قبلی بطور کل کنار گزاشته بشه؟ که اگر اینطور باشه مگه نمیگیم ایده ها والهامات که از طرف یک دانای کل (خدا) میشه بی عیب ونقص و کامله و مارو به خواستمون میرسونه پس اگه اینجوره چرا خدا که به همه چیز آگاهه چرا از اول اون ایده دوم به استاد الهام نکرد؟

    آیا ما هر کاری رو با احساس خوب انجام بدیم نتیجش مثبته!؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    سید محمد مهاجر گفته:
    مدت عضویت: 3038 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم, آقا سید حسین عزیز و گل

    یه سوال تو ذهن من هست که فکر می کنم می تونه در ذهن خیلی از کسانی که با اساتید موفقیت روبرو می شوند وجود داشته باشه, خصوصا اون دسته از اساتید موفقیت که اساس کارشون قانون جذب هست و مکتب فکری و آموزه هاشون بر اساس این قانون بنیان گذاشته شده.

    در واقع در بین برخی از مردم این نوع نگاه وجود داره که این دسته از اساتید اگر موفقیتی هم دارند به خاطر تدریس این قانون هست و خوب بعید نیست که وقتی کسب و کارش بر اساس این قانون باشه, یه کم یا حتی بیشتر از یه کم در مورد اون قانون و گستره عملکردش اغراق بکنه.

    شاید برخی دیگر از دوستان حاضر در این خانواده صمیمی هم اذعان کنند که اگر بخوایم کمی به نجواهای شکاکانه ذهن مون گوش بدیم (خصوصا اون جماعتی از ما که مثل من ذهن شکاکی دارند), احتمالا ذهن مون داره تو گوشمون پچ پچ می کنه که: قانون جذب دیگه چه صیغه ایه بابا؟؟ حالا یکی دو بار هم یکی دو تا نشونه دیدی, به جاش صد تا نشونه برعکسش رو هم دیدی, این بنده خدا که اینقدر داره میگه من با این قانون موفق شدم, خوب به خاطر اینه که داره همین قانون رو درس می ده, کسب و کارش رو همین قانونه. معلومه که یه کم باید شلوغش کنه.

    فکر می کنم همه متوجه منظور من شدین, حالا سوال من از خود سید حسین عزیز که خیلی ازش چیز یاد گرفتم اینه که: حسین جان, خدا وکیلی, این تن بمیره :)), چقدر در مورد قانون جذب واقع بینانه صحبت می کنی و چقدر با اغراق؟ اون جاهایی که قانون جذب توی زندگی خود تو هم جواب نداده یا نمیده, چطوری به مسئله نگاه می کنی؟ آیا اون شرایط رو یک مثال نقض برای قانون به حساب میاری یا یک استثناء؟ با این ذهن شکاک نجواگر لجباز یه دنده چه باید کرد؟ خصوصا وقتی که کلید می کنه روی “منطق” و به اصطلاح خیلی مکانیکی و منطقی می خواد به همه چیز نگاه کنه؟ با یک قیافه حق به جانب وایمیسه جلوت, با یه نگاه عاقل اندر سفیه نگات می کنه, یه پوزخند می زنه می گه بفرما! اینم از قانون تون! تحویل بگیر! این یکی رو دیگه چی می گی؟ نکنه می خوای بگی اینم تو جذبش کردی؟ و…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    vanoushe گفته:
    مدت عضویت: 3219 روز

    سلام استاد یه سوالی

    داشتم قرعه کشی برنامه خندوانه رو گذری نگاه میکردم جایزشون ماشین های 200 میلیونی و 500 میلیونیه.

    افرادی که برنده این قرعه کشی ها میشدن اکثرا براشون غیرقابل باور بود و شغل های سطح پایین جامعه رو داشتند یکیش میگفت من کارگرم اصلا باورش نمیشد که برنده شده فکر میکرد سرکارش گذاشتن.

    طبق قانون ما وقتی به اون حجم از ثروت بالا ( از نظر خودمون) میرسیم که برامون قابل باور باشه و اون رقم برامون عادی باشه و در مدار ثروت قرار گرفته باشیم پس این افراد چطور برنده این قرعه کشی ها میشن . از نظر قانون اینو چطور میشه برداشت کرد؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    سید شهاب حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2906 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان خودم.عید هممون خیلی مبارک باشه.امیدوارم به لطف خدا ی مهربون همگی حالشون عاالی باشه.سوال من از استاد در مورد ایمان فعال یا همون تدارک دیدن برای خواسته ها و به عینیت درآمدن اونها است.چون من فک میکنم بهترین شکلی که میتونیم ایمان و باورمون رو به کائنات و جهان ثابت کنیم و به خواستمون برسیم همین روشه.از استاد میخوام بیشتر راهنمایی کنه لطفا.ممنون بابت این جمع صمیمانه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: