این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروز قسمت چهارم دست یابی به رویاها را گوش می کردم.
استاد عباس منش اشاره می کرد تمام مدت روی هدف تمرکز می کند بدون هیچ کار اضافی دیگر با تمرکز کامل .
برای من این سوال ایجاد شد آیا خسته نمی شود من یک ساعت روی یک موضوع کار کنم دلم را می زند شما چه می کنید که آن را با این همه اشتیاق انجام می دهید؟ و آیا این همه تمرکز روی یک هدف وابستگی ایجاد نمی کند ؟ بهتر نیست رهایش کنیم دنبال کارمان برویم یا ادامه دادنش ما را به نتایج سریع می رساند؟
در سوال قبلی از باور پرسیدم چون شده است من حدود یک ماهی جمله تاکیدی تکرار کردم اما جزو باورهایم نشده است در مورد باورهای بنیادی حرف می زنم که سخت تغییر می کنند چه کنم راحت تر و سریع تر نتیجه بگیرم ؟ چه کنیم تکرار جملات تاکیدی موثر باشند تا دلگرم شویم ؟
خیلی دوست دارم جواب این سوال را بگیرم چون از هر کی بپرسی می گوید بیشتر باید کار کنی و از این جور حرف ها و به نظر خودم کم تلاش هم نکردم . اما آدم وقتی مدتی طولانی جمله ای را تکرار کرد و نتیجه نگرفت حوصله اش سر می رود و من فکر می کنم اصل کار همین ساختن باور است . اگر راهش را درست یاد بگیریم احساس قدرت و تسلط به زندگی می کنیم .
سلام دوست عزیز انسان اگه هدفی رو واقعا بخواد هیچ وقت از تمرکز روی اون خسته نمیشه مثلاً من. ده میلیارد پول مخوام وهر روز روش تمرکز میکنم خرجش میکنم وساعتها میگذره متوجه نمیشم اما سوال دوم به جملات تاکیدی ایمان نداری والا همون بار اول حسش میکنی
به نام خدا و با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه همراهان…اینکه شما در جواب ایشون گفتین به جملات تاکیدی ایمان ندارین وگرنه حسش میکردین خوب به نظر من قرار نیست هم ایمان فورا شکل بگیره،ببینید ایمان یک فرآیند هست یک روند هست که به مرور زمان شکل میگیره،اصلا وقتی صحبت از فرآیند یا روند در مورد موضوعی میشه معنیش اینه که یکباره اتفاق نمیفته،ایشون شاید حق داشته باشن شک کنن،هر چند همین شک کردن خودش جزئی از روند ایمان آوری هست،به نظر من اصل همون چیزی هست که استاد بارها و بارها تو فایلهاشون گفتن و به نظر من همه چیزه و همون لذت بردن از لحظات و لذت بردن از داشته ها و کلا زندگی کردن در لحظه هست،نارضایتی از وضع موجود آفت احساس خوب هست،وقتی این اصل ذره ذره نهادینه بشه گفتن اون عبارت تاکیدی هم لذت بخش تر میشه چون هر تمرینی که احساس خوب در ما ایجاد نکنه هیچ فایده ای نداره چرا که اصلا زبان روح احساس هست نه کلامی،به نظر من حتی تو متنی این همراه گرامی نوشتن میشه یه اشکال اساسی رو پیدا کرد، اینکه زمان تعیین کردین و گفتین یکماه عبارت تاکیدی
گفتم، اصلا ما تعیین زمان نداریم تو تغییر باور و تغییر احساس این خودش یک فرکانس منفی هست،چون کلا تعیین زمان یک نوع زور زدن هست و معنیش اینه که کی از این شرایط درمیام،قانون جذب به درک من فقط یه معنی داره و بس،رسیدن به احساس خوب و نگه داشتن این احساس خوب تا رسیدن به هدف …با تشکر از استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه عزیزان
دوست من استاد رو اینکه بگردین و الگو پیدا ککنین خیلی تاکید کردن ………… مثلا بارین نقش پیدا کردن الگو رو براتون بگم …………
یه روز تو رفتار مدیرمون دقیق شدم و دیدم چه جالب اگه کسی راجبش اظهار نظر کنه که خوشش نیاد هیچی نمیگه و خیلی سریع . خیلی سریع خودشو به کار دیگه ای مشغول میکنه . یا حرفو عوض میکنه . جالب اینجاست که از اون فرد نه کینه ای به دل میگیره …. نه میخنده … نه ناراحت میشه ……….. خیلی برام جالب بود …. اصلا و اصلا و اصلا خودشو درگیر حاشیه نمیکنه ….. بعد من با خودم میگم ببین سمانه همین کارها رو کرده اون الان مدیره و تو پرسنلش هستی …. ببین بقیه ی مردا مثل خیلی از خانوم ها درگیر حاشیه میشن همش ….. ولی اون اصلا خودشو درگیر حاشیه نمیکنه …. همین تفاوت هاست که باعث میشه یکی مدیر باشه .. یکی کارمند …. یکی ثروتمند شه … یکی بی پول …. یکی موفق شه … یکی شکست خورده …. خلاصه از اون موقع سعی کردم مثل مدیرم باشم …. یعنی منم به اصل توجه کنم … میخوام بگم این که درگیر حاشیه نباشم رو اگه میخواستم با جملات تاکیدی به خودم بفهمونم باید کلی مینوشتم و کلی کار میکردم آخرشم یادم میرفت …………. ولی الان نه ….. هر وقت مدیرمو میبینم و رو رفتاراش دقت میکنم ….. البته اونم باورهای محدود کننده داره ….. ولی خیلی از رفتار ها و باورهاش درسته و طبق قانونه ………… من دارم ازش یاد میگیرم و میگم سمانه ببین اون مدیرته و حالا که اینجایی نه تنها کار رو ازش یاد بگیر بلکه سعی کن اخلاقای خوب هم ازش یاد بگیری …. این رفتارای خوب باعث شده اون نتایج بهتری بگیره ……………….
یا مثلا چند روز پیش داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم . اون یهو راجب خواهرش یه چیزی گفت که برام خیلی جالب بود و حرفش همش تو گوشم زنگ میزنه . بهم گفت : سمانه خواهر من با یه پسری دوست میشه اصلا اون پسره به چشمش نمیاد …. پسرهبا پورشه اومده دنبالش ولی خواهر من میگه دست بالای دست بسیار است ……منظورش این بود که خواهرش اگه پسر باهاش کات کنه اصلا و ابدا ناراحت نمیشه و میگه از این بالاتر هم هست که من باهاش دوست میشم و نگران نیست و وابسته نمیشه …. میگه با این دیدگاه به هیچ پسری وابسته نمیشه و همه ی پسرا هم دنبالشن …….. ولی میگه سمانه من برعکس خواهر هستم . من احساساتی ام و زود به پسر وابسته میشم و احساساتی میشم …. میگفت کاش منم مثل خواهر بودم ……..
بعد منی که اینها رو شنیدم با خودم گفتم وااااای ببین خواهر این دوستم چه باور فراوانی قوی ای داره ……. دست بالای دست بسیار است….. اصلا این جمله شده آویزه ی گوشم که بابا پسر خوب زیااااااده مردی که متعهد باشه مثل دونه های بارون زیاااااااده ….. این قدر از شنیدن این جمله به وجد اومده بودم که وقتی از دوستم جدا شدم همش تو ماشین با خودم میگفتم بابا دمت گرم چه دختر باحالی … دست بالای دست بسیار است ……..
این دوستم راجب خواهرش یه حرف دیگه هم زد …. میگفت سمانه این خواهرم از من یک سال و نیم کوچیک تره اما از من بیشتر میفهمه ….. میگفت وقتی مامان و بابام توخونه بینشون اختلافی پیش میاد … من به عنوان دختر بزرگتر خودمو قاطی میکنم و گاهی طرف مامانمو میگیرم وگاهی طرف بابامو میگیرم و خلاصه اون وسط سعی میکنم اوضاع رو آروم کنم …. اما خواهر میره تو اتاقش در رو هم میبنده …. اگر هم صدای بلند ازیتش کنه هندز فری میذاره که نشنوه و میره تو اتاق موزیک گوش میده ………. میگفت سمانه آخرشم وقتی مامان و بابام آورم میشن یا مامانم ازم ناراحته که چرا طرف باباتو گرفتی یا بابام ازم دلخوره که تو چرا احترام نمیذاری ……. ولی آخرش اون خواهر کوچیکم خوبه میشه چون میگن اون اصلا خودشو تو دعوای مامان و بابا دخالت نداده ……………. منم گفتم ایول خواهر کوچیکه اعراض کردن رو هم خوب بلده ………………
میخوام بگم آزی خانوووم . دوست من برای اینکه رو باورهات کار بکنی خیلی خوبه که تو دفترت مینویسی منم این کار رو بارها انجام دادم و هنوزم مشق مینویسم و این خیلی خوبه اما الگو پیدا کن …. یهو میبینی یه دختر بچه یه یه پسر کوچولو میتونه تو یه زمنیه یخاص الگوی خیلی خوبه باشه برات ……………
یکی از دوستام میرفت کلاس گیتار ….. اونجا یه پسر بچه که حدودا 14 سالش بود به همراه خواهر کوچیکترش که 6-7 سالش بود می اومد کلاس گیتار ….. دختره واسه اینکه از داداشش تو جلسات عقب نمونه …… خیلی تلاش میکرد …… به طور یکه بعد از تموم شدن کلاسشون هم استادشون راجبش میگفت این دختره خیلی زرنگه …………. میبینی یه دختر بچه این همه تلاش میکنه که از داداشش عقب نمونه ….. اون وقت من به خودم میگم سمانه تو نباید منتظر این باشی که دیگران هولت بدن ………. بادی خود جوش باشی و تلاش کنی ……………..
من آدمی رو که همه ی باورهاش درست باشه رو نمیشناسم ( دراین زمینه درست ترین فردی که میشناسم استاد عباس منش هست که خودش هم میگه هنوز باورهاش 100% کامل و درست نیست ) ولی به نظر من تو وجود هر آدم یحداقل یه باور درست و قشنگ وجود داره ….. همون یه باور رو الگو قرار بده ………….. تو زندگیت دنبال قانون بگرد و پیداش کن و بدون که قانون همیشه جریان داره
این به خود من خیلی کمک کرد امیدوارم تونسته باشم منظورمو درست بگم
خیلی از این دیدگاهت لذت بردم مخصوصا اون رفتار خواهر دوستت برام جالب بود .اصلا به این قضیه فکر نکرده بودم که همین رفتارهای به ظاهر ساده چقدر رو موفقیت تاثیر داره.
سلام دوست عزیز ، کار کردن روی باورها مثل تکالیف مدرسه نیست که ساعت خاصی داشته باشه و بعدش کلا کتاب ها بسته بشه و ذهن به امورات دیگر بپردازه بلکه نتیجه یک ساعت تمرین روی باورها باید در بیست و سه ساعت باقی مانده روز هم مشهود باشه یعنی تمرینات شما باید حال و احساس شما را در طول روز مثبت نگه داره ، در تمام روز باید سعی شما بر روی تمرکز بر نقاط مثبت باشه و روش زندگی شما به این ترتیب کلا تغییر میکنه و شما کم کم انسان دیگری میشوی با طرز تفکر و شخصیت جدید ، اگر فایل به رویاهای خود باور داشته باش را دیده باشید ، استاد در بدترین شرایط داره زندگی میکنه ، در فقر و نداری و بی پولی اما سرحال نشسته کنار خانواده عموش و با اونها میگه و می خنده ، درواقع در اون لحظه و کنار مهمان هاش تمرینی انجام نمیده اما آثار تمرین ها در رفتارش پیداست ، من تجربه خودم را میگم ، من هم مثل شما گاهی دچار خستگی و روزمرگی میشدم ، بهترین کار اینه که محیط خودتون را عوض کنید مثلا به فضای سبز ، پارک ، بازار و مراکز خرید ، دیدن یک دوست و…. بروید چرا که بمحض اینکه راکد بشید شیطان در ذهن شما نفوذ میکنه
آیا شما روزه میگیرید و شما که تو همه ی فایل هاتون میگید یکتا پرستید چجوری نماز میخونید یعنی نماز خودنتون با مسلمانان فرق میکنه؟تو همین فایلتون که دارید گوسفند رو برای کباب آماده میکنید دارید موز میخورید آیا شما روزه نمیگیرید یا اذان گفتن و شما روزتونو باز کردید؟
استاد عزیزم چجوری حس تنبلی و بی حوصلگی رو از بین ببریم و باورشو بسازیم؟
استاد دیریم بورد چی هست یکم بیشتر توضیح بدین؟مرسی
استاد چرا دوره ی تند خوانی رو برداشتید مگر این دور بدرد کتب درسی و آموزشی رشته های مختلف نمی خورد و مگه این دوره فقط مربوط به کتاب های عمومی بود که حذفش کردین؟
تشکر از شما استاد عزیزم که این فرصت رو به ما دادید.
سلام دوست عزیز برای رفع تنبلی باید از قانون اثر مرکب استفاده کنی مثلا اگه حوصله ندارید اطاق تمیزکنی هر وقت تصمیم گرفتی ازجات بلند شی مثلا بری دستشویی یک اشغال یا لباسی که افتاده رو بر میداریم به مرور زمان اطاق مرتب میشه
خدمت استاد گرانقدر و همه هم خانواده های ویژه و عالی
استاد عزیز من خیلی خلاصه سه تا سوال از خدمت شما دارم:
1- شما به هر دلیل ، هر چی که میخواد باشه نمیدونم سیل ، رانش زمین ، آتش فشان نمیدونم به هر دلیلی تمام ثروت و داراییهاتون رو کامل از دست بدین و به صفر یا حتی زیر صفر برسین ، چکار می کنین که به موقعیت امروز تون برسین؟
2- قویترین و عالیترین نوع رابطه ، رابطه با خداونده، این ارتباط رو چطوری برقرار میکنید؟ مثلا من خودم وقتی به زبان فارسی سپاسگزاری میکنم خیلی احساسم بهتره تا زمانی که به زبان عربی نماز میخوانم و در موقع نماز اصلا ارتباط با خدا ندارم ولی وقتی که در طبیعت هستم یا قدم میزنم انگار که خداوند با من قدم برمیداره و ارتباط کامل برقراره و با هم گقتگوی ذهنی داریم.
3- آخرین سوال یه مقدار شخصیه ، من دوست ندارم فرزندم مدرسه بره، ولی از یه طرفی هم میبینم که آموزش لازمه اما خودم میخوام به فرزندم آموزش بدم، در این مورد شما برای میکاییل چه تدبیری اندیشیده ای؟
می خواستم نظرتون در مورد چاه شیطان (تو گوگل سرچ کنید) که مثلا میگن این چاه بی انتهاست هر مرده ای توش بیافته زنده میشه و….چیه؟!! هر چند کاملا مشخصه که این ها همه علکی هست ولی می خواستم شفاف تر بشه.
خدمت تمام افرادی که دارن این متن رو میخونن سلام عرض میکنم
خب راستش من خیلی فکر کردم که چی بنویسم وچی سوال کنم ازهمون روز اولی که این فایل اومد بیرون راستش چندباری هم تو ذهنم ی طوماری شکل گرفت که بیام این جا مکتوبش کنم و در اخر به این نتیجه رسیدم با توجه به مدت زمان سه چهار ماه ای که دارم استاد رو دنبال میکنم و فایل های رایگان رو میبینم وکامنت ها رو میخونم من هدف اصلی که با این سایت اشنا شدم پول بود که الان دیگه بهش میگم ثروت و کلاخیلی دنبال این مورد بودم و تو کامنت هایی هم که میخوندم فهمیدم خیلی ها هم واسه روابط این جان کلا دو دسته اصلی پیدا کردم که تا این جا باتوجه به فرکانسم هردو دسته ی مشکل رو دارن و اونم گم کردن خداست به نظرم اومد به جای اینکه به دنبال ثروت ویا رابطه عالی باشم باید دنبال خدا باشم وقتی خداروپیداکنم بقیه چیزهابهم پاداش داده میشه اصلا انگار همش دنبال فرعیاتم نه چیزاصلی و تو پیداکردن خدا تو اطرافم به دو دسته ادم برخورد کردم ی عده که خیلی مذهبی و اصلا ی نفر رو بت کردن و رفتن دنبال فرعیات و یه عده هم که منکر این چیزا شدن و کلا همه چی رو ول کردن گروه های دیگه ای هم بودن ولی به نظرم جمعیت این دوتاگروه بیشتره حالا واسم این تضاد پیش اومده که چیجوری خدا رو پیدا کنم؟
چندین بار توفایلاتون دیدم که شما میگین من یکتاپرستم و دین مهم نیست و توی فایل که مربوط به غذای روح بودمیگین من مراقبم که این غذاها از نظرشرعی مشکل نداشته باشه
میخوام بدونم به نظرشما این نمازی که ما میخونیم و روزه ای که ما میگیریم درسته؟ واصلا اینا جز اصلی دینه یا فرعی
یا که این شکلی که ما انجام میدیم اشتباهه
مثلاراجع به مسئله حجاب به این نتیجه رسیدم که ی چیز درونی هست واصلا این پوشش ی چیزفرعیش هست که ما اینقدر بزرگش کردیم
دوستان عزیز هم اگر نظرپاسخ انتقاد راهنمایی پیشنهاد خلاصه هرچی دارن خوشحال میشم بیان کنند
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش عزیز و دوستان و اعضای خانواده موفقیت کوتاه و بسیار مختصر عرض میکنم:
1 )مهم ترین باوری که شما و ثروتمندان جهان از جمله یهودی ها در مورد خداوند دارند چیه چون طبق آموزه های شما و قوانین فزیک کوانتوم همه چیز حول یک محور اصلی میچرخه و بقیه چیزها به تبعیت از اون حرکت میکنن اون چه باوری که اولین و مهم ترین باور ایجاد ثروت های بزرگ در زندگی شما بوده؟
2) اگر شما به روز های اولیه شروع کارتون برگردید که درآمد کمی داشتید با توجه به دانش امروزتون چه کاری رو در اون روزها میکردید که اون کار رو انجام ندادید و امروز به روند موفق شدنتون و ایجاد بستر ثروت برای شما کمک بیشتری بکنه؟
با تشکر از شما برای وقت با ارزشی که در اختیار دوستان خودتون قرار میدید مالک و فرمانروای کل هستی پشت و پناه شما و همه ی دوستان عزیزم.
من خودم یه چیزایی رو از صحبت های استاد متوجه شدم …. یکی از اون چیزا اینه که استاد میگه لازم نیستدیگران رو با خودت همراه کنی و راجب قانون باهاشون صحبت کنی و بخوای اونا رو قانع کنی ….. فقط رو خودت کار کن …… و استاد میگه من اشتباه کردم . شوق و ذوق داشتم و همش راجب خواسته هام و قانون با دیگران صحبت کردم و خواستم شیرینی و لذت دونستن قوانین رو به اونها هم بچشونم که نتیجه ش چی شد؟ مسخرم کردن و گفتن بابا این دیوانه ست تو هپروته ….. و استاد میگه من این اشتباه و کردم شما انجام ندین و خدا رو شکر من انجام ندادم و باید بگم استاد خوبم چه قدر این نصیحتتون به جا بود…. چه قدر خوب شد که من فایلهای شما رو بدون اینگه به کسی بگم گوش کردم و هنوزم دارم گوش میکنم ….. من همیشه با هندز فری گوش میکنم و اصلا صداشو زیاد نمیکنم تا دیگران بشنون …… چون اونا اگه مقاومت کنن من هر چی رشتم پنبه میشه …… میگم صبر کن سمانه بذار تغییر کنی بذار پیشرفت کنی اون وقت خود اون آدما میان و ازت میپرسن که چی شد که این قدر ژیشرفت کردی . اون موقع براشون توضیح بده . اون موقع چون خودشون اومدن مشتاقن که بدونن و گوش میدن …… پس یکی اینه که نخواییم کسی رو قانع کنیم و فقط و فقط رو خودمون کار کنیم
یکی از چیزایی که من یاد گرفتم این بود که : استاد یه فایلی داره که تو بندرعباسه و تو خونشونه … یعنی همون یه اتاق …… به نظرم همه ی درسهایی که استاد میگه تو همون یکی دو دقیقه هست ….. بابا استاد اون موقع هیچی نداره ….. از نظر مالی صفره …. زیر صفره …….. هیچی نداره ……. هیچی ………..ببین چه قدر رو خودش کار کرده که تو اون شریط میتونه بخنده و مسخره بازی در میارن و میخندن …………… این خیلی حرفه هااااااااا ……. تو یه اتاق زندگی کنی و وضعیتت اون باشه و بازم ته دلت شاد باشه یعنی ببین چه قدر دلت به قول خدا قرصه …… یعنی مطمئنی که خدا میده ……. یعنی ایمان …. ایمان ….. ایمان …… از وقتی اون فایلو دیدم همش میگم بابا سمانه وضعیت الان تو از وضعیت اون موقع استاد بارها و بارها بهتره ……. پس جایی واسه شکایت و ناله نمیمونه …….. فقط باید سپاسگزاری کنی و داشته هات رو ببینی……. سپاسگزاری معجزه میکنه تو زندگی من که معجزه کرد …… استاد میگه روزای اول اونم نگران میشده اونم ناراحت میشده …… اما وقتی رو خودش کار کرده دیده مهمترین موضوع و بهترین فرکانس سپاسگزاریه …… پس دوست من از تجربیات استاد استفاده کن و سپاسگزاری کن ….. داشته هات رو ببین ….. حتی اگه کم و کوچیک به نظر بیاد…… من نمیدونم چه وضعیتی داری اما به نظرم 100 درصد وضعیت الان تو از وضعیت اون موقع استاد و بارها و بارها بهتره . پس جایی برای گله نمیمونه ….. وقتی استاد میتونه تو اون وضعیت شاد باشه ما هم میتونیم ……..
یهچیز دیگه که از استاد یاد گرفتم اینه کهقبلا استاد میخواسته زندگی همه ی مردمو تغییر بده و به همه کمک کنه و خودش میگه تا ساعت 2 صبح یا 4 صبح تو بندرعباس دیگران می اومدن دم در خونه و استاد باهاشون صحبت میکرده راجب قانون …… و این همه کلاس رایگان برگزار کرده و خواسته واقعا به دیگران کمک کنه ….. ولی وقتی میشه به یه نفر کمک کرد که خودش بخواد …… من الان فقط دارم رو خودم کار میکنم و واسه دیگران نمیشینم سخنرانی کنم و از قانون براشون بگم ……… تلویزیون نمیبینم ولی کاری با بقیه ندارم و اصلا نمیگم وااااااای تلویزیونو خاموش کنید و از این حرفا …………… من اخبار رو گوش نمیکنم و اینستاگرام ندارم …… صبحا کهمیرم سر کار همکارام راجب اخبار و خبرای اینستا حرف میزنن ولی من خودمو به یه کار دیگه مشغول میکنم ……. گاهی یه چیزای خنده داری هست ولی خودمو درگیر نمیکنم …….. راجب اخبار و گرونی و نرخ دلار نظر نمیدم …….. ولی به دیگران هم نمیگم وااااااااااااااای دیگه با من از اخبار حرف نزنید من تصمیم گرفتم دیگه به اخبار گوش نکنم ….. نه ……… من خیلی آروم و زیر پوستی خودمو میکشم کنار از این خبر های ناجور و تمرکزم میذارم رو یه چیز دیگه ………… از استاد یاد گرفتم واسه خودم ارزش قائل باشم و فقط رو خودم کار کنم و اصلا دلم الکی واسه دیگران نسوزه و با دیگران راجب این قوانین صحبت نکنم ……..
یه چیز دیگه که از استاد یاد گرفتم و خودش خیلی تاکید داره قدرت کلامه ………….. استاد میگه کلام تو هم میتونه تو رو به عرش ببره هم میتونه بدبختت کنه …….. استاد میگه پس حالا که کلام تو این همه قدرت داره از نیروی کلامت برای رسیدن به خواسته هات استفاده کن ……. مگیه بفهم و متوجه باش که داری راجب چی صحبت میکنی ….. چون تو راجب هررررررررررررر چی صحبت کنی داری همونو وارد زندگیت میکنیاااااااا خلاصه حواست به کلامت باشه ……….. میگه اگه چیزی ناراحتت میکنه یا دوسش نداری حداقل یه لطفی بکن در حق خودت و اونم اینه که راجبش با دیگران صحبت نکن ……. بابا خدا هم دلش نمیخواد شکایت ما رو بشنوه ….. چون شکایت فرکانسش بده … چون تو رو از خواسته هات دور میکنه ……….پس راجب چیزایی که نمیخوای حرف نزن …. هیس ….. هیییییسسسس……… راجب ناخواسته ها هیچی نگو …… فقط راجب خواسته هات بگو ….. و از نیروی کلامت در جهت خواسته هات استفاده کن
من خودم تو دفترم تا ماهها مینوشتم این جمله رو که : هرگز شکایت نکن . هرگز توضیح نده . هرگز غیبت نکن
الان که دفترهامو میبینم یه عالمه این جملات رو مثل مشق شب نوشتم و تکرار کردم ……
اینا نظر منه …………. اینا چیزاییه که به خود من خیلی کمک کرد …..
قبل از اینکه با استاد عباس منش آشنا بشم هر تصمیمی که میگرفتم به خودم قول میدادم به کسی چیزی نگم تا عملیش کنم وقتی به خواسته م میرسیدم به دیگران میگفتم که چون مطمئن و خوش بین بودم بهش رسیدم ولی اونا تو فرکانس من نبودن اصلا نمیفهمیدن من چی میگم
الان دارم میفهمم چطور به خواسته هام میرسیدم و چرا دیگران اصلا نمیفهمیدن حرفامو
توبهم یاد دادی که شکایت نکنم و در مورد خواسته هام صحبت کنم
سلام خدمت شما سمانه خانم گل…بسیار ممنونم از شما که این نظر بسیار با حالتون رو با ما به اشتراک گذاشتین…خیلی از مطالبتون استفاده کردم…..مخصوصا اینستاگرام که به شدت افتضاحه و از تلویزیون خیلی خیلی مخرب تره…..براتون آرزوی موفقیت و سلامتی و ثروت فراوان می کنم…موفق باشین
سلام استاد،مرسی بابت این ک این فرصتو دادین سوالامونو بپرسیم…..سوال اولم؛ استاد من در حال حاضر دوتا شغل دارم،میخواستم بپرسم من برای اینکه رو خودم کارکنم با استفاده از محصولات شما،،،ایا شغلمو ول کنم و شروع کنم از صب تا شب محصولات شمارو ک ب تازگی میخوام بخرم رو گوش کنم،ب نظر شما چیکارکنم؟؟؟اخه باداشتن دو تا شغل وقت کم میارم ک رو خودم کارکنم.
سوال دوم :بهتر نیست شغلمو ول کنم،ی مدت خونه نشین باشم،رو خودم کار کنم،،،بعد ک باورهام قوی شد،و فرکانسم بالاتر رفت اون وقت ی شغلی رو جذب کنم،،،،،،،، سوال سوم؛استاد من تا الان ک 27سالمه ،،،خواستگارای خیلی خوب داشتم ک هر دختری ارزوشه همچین خاستگارایی داشته باشه،،،،همه رو رد کردم،چون حس میکنم شاید اگ صبرکنم بهتر از ایناهم برام میاد،،،ب نظرتون حسم اشتباه؟؟؟اخه همش حس میکنم ک من لایق بهترینام و باید صب کنم ک شاید ی کسی بهتر میاد، ب نظرتون من اشتباه میکنم؟؟؟؟؟؟ گاهی هم حس میکنم ک شاید هنوز وقت ازدواجم نرسیده و ب این شکل خودمو دلداری میدم،،،،لطفاراهنماییم کنید،سپاس???????????
دوست من شما نوشتی : اخه باداشتن دو تا شغل وقت کم میارم ک رو خودم کارکنم.
خواسته ی شما اینه که وقت داشته باشی رو خودت کار کنی و محصولات رو گوش کنی ….. خب بیا از همین الان رو خودمون کار کنیم … استاد میگه وقتی خواسته ای داری باید به خواسته ات توجه کنی ……. به اینکه وقت لازم رو داشته باشی که رو خودت کار کنی توجه کن … اون وقت میبینی به طرز عجیبی مین طوری میشه ….. مثلا این ایده میاد تو ذهنت که میتونی تو مسیر رفت و برگشت فایلها رو گوش کنی …… وقتی داری کارتو انجام میدی هندز فری بذار تو گوش چپت و صداش رو خیلی خیلی خیلی کم کن طوری که اصلا نشنوی فقط یه صدای خیلی کم بیاد که اصلا متوجه کلاماتش هم نشی و همزمان با انجام اون کار فایل گوش کن …. همین هم تاثیر میذاره ….. قبل خواب هندز فری بذار و فایل گوش کن …… تلویزیون نگاه نکن …… باور فراوانیتو تقویت کن ….. بارون میاد بگو اندازه ی تمام قطرات بارون که بی نهایت هستن پول و ثروت و روابط عاشقانه هم زیاد و بیشماره ……… تو مسیر فت و برگشت ماشین مدل بالا میبینی تحسین کن . آفرین بگو … ببین …. به ماشینه دقت کن ….. ببین خیلی ها خیلی خوب دارن زندگی میکنن …… رابطه ی خوب میبینی یگو ایول اینا چه عاشقانهزندگی میکنن….. میخوام بگم خب اینا هم کار کردن روی باوره دیگه ………. حتما که نباید پشت میز بشینیم و پای لپ تاپ باشیم که رو باورهامون کار کنیم …. همیشه میشه رو خودمون کار کنیم…….تو حموم زیر دوش بلند بلند خواسته هاتو بگو ذوق کن ……واسه خودت گل بخر و بدون که انسان با ارزشی هستی و رو باروهات کار کن ….. به جون عزیز خودم وقت اضافه هم میاری خخخخخخخ دوست من اگه متعهد باشی که رو خودت کار کنی جهان موقعیت هایی رو پیش میاره که تو واقعا به خواسته ات میرسی ….. این خاصیت جهانه ….. همون کاری رو میکنه که تو روش تمرکز میکنی ….. جهان آیینه ست ….. خواسته ای تو رو بهت نشون میده و برات مهیا میکنه
دوست خوب من رو خودت کار کن….. اون وقت میبینی خواستگاری میاد یا تو با آدمی آشنا میشی که بهترینه و دیگه دو دل نیستی که آیا صبر کنم یا نه ….. اون قدر به دلت میشینه اون قدر همه چیز خوب پیش میره که میبین آره خودشه …… رو خودت کار کن و با خودت و جهان در صلح باش …. نگران نباش دیر نمیشه ….. چیزی که زیاده پسر متعهد ثروتمند سالم فهمیده خانواده داره …… بابا پسر خوب که خیلی باحال باشن و اهل تعهد باشن و ثروتمند باشن و بشه باهاشون عاشقانه زندگی کرد مثل ریگ بیابون زیاده ……….زیاد …………….. باور فراوانیتو تقویت کن …………… الان که دارم اینا رو مینویسم خندم میاد خخخخخخ الآن پسرای این گروه میگن این سمانه چه قدر پرروإ خخخخخخخ
خطاب به آقایون گروه : باشه بابا دختر خوبم واسه شماها مثل دونه های بارون زیاده دلتون نشکنه خخخخخخخخ
سمانه عزیز خیلی خوشحالم که شما نطراتتون رو می نویسید. همیشه یک شور و انرژی مثبت و شاد تو نوشته ها تون هست.
به دوست عزیزمان که خواستشون وقت زباد برای کار کردن رو باورهاشونه خواستم بگم که همینها که سمانه عزیز میگن واقعا راه کار هست. منم یک نمونه از کسایی که دقیقا همینطور روی باورهام کار کردم و نتیجه گرفتم و دارم ادامه میدم. در مورد مرد یا زن خوب هم باید بگم دقیقا همینطور هست که وقتی باهاش آشنا بشید آنقدر همه چیز خوبه که دیگه هیچ جایی برای شک و دودلی باقی نمی مونه.
سوال من اینه که شما که گفتید توی قرآن جهل به معنی غلبه احساسات بر عقل میباشد ولی میگید که ما باید با احساساتمان با احساس خوب یا بد بفهمیم که از مسیر خواسته ها دور شدیم یا نزدیک و همیشه سعی کنیم با احساساتمان تصمیم گیری کنیم
اینجا یه تناقضی ایجاد میشه
من قکر میکنم این دو موضوع جدا هستش ولی تفاوتشون میخوام بدونم و درکش کنم لطفا توضیحش بدین
به نظر من اگه آدم با خودش هماهنگ باشه اتفاقا غلبه احساس بر عقل خیلی هم خوبه و عااااالیه و اتفاقا این هدف ماست که به حس درونیمون اعتماد کنیم تا عقلمون
ولی
اگه موضوع اینجاست که : آدم با خودش و منبع هماهنگ نباشه اون وقت دیگه غلبه احساس بر عقل فاجعه ست ….. چون اون آدم اصلا با خودش هماهنگ نیست … و احساساتش اصلا نمیتونه درست راهنماییش کنه …. چون اون آدم از منبع اصلی دور شده ………
درستش اینه که ما رو خودمون کار کنیم و با نیروی الهی درونمون هماهنگ بشیم اون وقت اون نیرو درست هدایتمون میکنه و اون وقته که وظیفه ی ماست که به اون نیرو اعتماد کنیم و این خیییل یهم عالی و خوبه
فرق بین این دو حالت در اینه که ما به عنوان یک انسان رو خودمون کار کرده باشیم و باورهای درستی داشته باشیم … اون موقع احساسات ما بال پرواز ماست و ما با توجه و درک احساساتمون میتونیم به خواسته هامون برسیم
به نطر من احساسات رو باید طبقه بندی کرد برای تصمیم گیری باید باعقل تصمیم گرفت و اون لحظه احساسات را کنار گذاشت. البته وقتی روی خودت کار کرده باشی بهت الهام میشه. واین تصمیم عقلانی هست چون قبلا این باور رو ساختی که تو ارزش داری که بهت الهام بشه و وقتی بهت الهام میشه میتونی بفهمیش چطور؟؟؟؟ الهام و حس خوب و خدایی عجله نداره. مضطرب نمیکنه.شک تو دلت نمیاندازد و میگه آرام باش و انجامش بده
ودر کل به نظر من منظور اون جهل اینه که با اون احساسات که بر گرفته از نجواهای شیطانی است و حرف های دورو بریها که باور های محدود کننده رو تقویت میکنن هستش
جهل یعنی غلبه احساسات بر عقل احساساتی از جنس تکانشهای احساسی که غالبا درلحظه رخ میدن البته نه همیشه اما غالبا در لحظه رخ میدن و
((مهمترین ویژگیشون وابسته بودن به عوامل بیرونی، ادمها وشرایط هست))
…یک عامل بیرونی و واکنشگرایی …احساساتی از جنس دلسوزی به حال دیگران، جوگیرشدن و … شایدم منظور قران از جهل همون عدم وابستگی بوده 🤔
یعنی هرکجا قران گفته جاهل نباش منظورش این بوده که وابسته نباش🤔 واکنشگرا نباش به عوامل بیرونی خودت رو گره نزن 🤔 خویشتن دار باش، تقوارو بیادت بیار خود کنترلی داشته باش ….
اما راهنمای مسیر که احساسات هستن یعنی وقتی احساس بد دارم یعنی افکاری توی ذهنم میچرخه که احساسم رو بد کرده یعنی دارم واکنشگرا عمل میکنم ، ووقتی احساس خوبی دارم یعنی دارم مستقل عمل میکنم وخودم افکارم رو انتخاب میکنم وافکاری رو به ذهنم راه میدم که بهم آرامش میده وحالم رو بهتر میکنه، اززاویه ای نگاه میکنم که احساس بهتری رو تجربه کنم…
احساساتی که راهنمای مسیردرست هستن درونی هستن …فکرکنم والاترین احساس وراهنمای درون احساسِ مخالف جهل باشه یعنی احساسی در مقابل واکنشگرایی و وابستگی پس میشه احساسی از جنس بی نیازی، بی نیازی از غیر…همون قائم به ذات بودن ، خویشتن داری تقوا وکنترل ذهن هست، توکل هست،صبرهست، ایمان و اعتماد هست،در واقع همون توحید هست…
وقتی میخوام ببینم در مسیر درستم هستم یا نه،بسنجم خودم رو که این فاکتورها رو ببینم دارم یا نه… فائزه این فاکتورهاست که به ادم ارامش میده 🥺 یک ارامش عمیق قلبی … ادم میشه مصداق ایتها النفس المطمئنه ، میشه تطمئن القلوب ، قلب مطمئن … اون آرامشه خیلی بالاتر از احساس خوبه… خدایا من اون آرامش رو میییییییییییییییخوااااااااااااااااام❤
راهنمای درونی کلیدش آرامشی هست که از فاکتورهای درونی میاد از کنترل ذهن از عزت نفس از ایمان از اعتماد از توکل ازصبر از توحید از خدا از خدا از خدا❤
ولی فائزه تکامل تکامل تکامل یادت بمونه تو باید تکاملت رو طی کنی…امروز کمی بهتر باش فردا کمی بهترتر باش پس فردا بهترترتر باش تا اون بهترترین ورژنت رو بسازی😊
پس امروز که اتفاقاً به تضادهم برخوردی یکم احساست رو خوب کن ، فردا یکم دیگه احساست رو خوب کن پس فردا آرومی وآرامش داری🙂
میاد اون روزی که میبینی اون ارامش عمیقه رو در غالب اوقات با تمام وجودت داری تجربه ش میکنی 😃
امروز قسمت چهارم دست یابی به رویاها را گوش می کردم.
استاد عباس منش اشاره می کرد تمام مدت روی هدف تمرکز می کند بدون هیچ کار اضافی دیگر با تمرکز کامل .
برای من این سوال ایجاد شد آیا خسته نمی شود من یک ساعت روی یک موضوع کار کنم دلم را می زند شما چه می کنید که آن را با این همه اشتیاق انجام می دهید؟ و آیا این همه تمرکز روی یک هدف وابستگی ایجاد نمی کند ؟ بهتر نیست رهایش کنیم دنبال کارمان برویم یا ادامه دادنش ما را به نتایج سریع می رساند؟
در سوال قبلی از باور پرسیدم چون شده است من حدود یک ماهی جمله تاکیدی تکرار کردم اما جزو باورهایم نشده است در مورد باورهای بنیادی حرف می زنم که سخت تغییر می کنند چه کنم راحت تر و سریع تر نتیجه بگیرم ؟ چه کنیم تکرار جملات تاکیدی موثر باشند تا دلگرم شویم ؟
خیلی دوست دارم جواب این سوال را بگیرم چون از هر کی بپرسی می گوید بیشتر باید کار کنی و از این جور حرف ها و به نظر خودم کم تلاش هم نکردم . اما آدم وقتی مدتی طولانی جمله ای را تکرار کرد و نتیجه نگرفت حوصله اش سر می رود و من فکر می کنم اصل کار همین ساختن باور است . اگر راهش را درست یاد بگیریم احساس قدرت و تسلط به زندگی می کنیم .
سلام دوست عزیز انسان اگه هدفی رو واقعا بخواد هیچ وقت از تمرکز روی اون خسته نمیشه مثلاً من. ده میلیارد پول مخوام وهر روز روش تمرکز میکنم خرجش میکنم وساعتها میگذره متوجه نمیشم اما سوال دوم به جملات تاکیدی ایمان نداری والا همون بار اول حسش میکنی
به نام خدا و با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه همراهان…اینکه شما در جواب ایشون گفتین به جملات تاکیدی ایمان ندارین وگرنه حسش میکردین خوب به نظر من قرار نیست هم ایمان فورا شکل بگیره،ببینید ایمان یک فرآیند هست یک روند هست که به مرور زمان شکل میگیره،اصلا وقتی صحبت از فرآیند یا روند در مورد موضوعی میشه معنیش اینه که یکباره اتفاق نمیفته،ایشون شاید حق داشته باشن شک کنن،هر چند همین شک کردن خودش جزئی از روند ایمان آوری هست،به نظر من اصل همون چیزی هست که استاد بارها و بارها تو فایلهاشون گفتن و به نظر من همه چیزه و همون لذت بردن از لحظات و لذت بردن از داشته ها و کلا زندگی کردن در لحظه هست،نارضایتی از وضع موجود آفت احساس خوب هست،وقتی این اصل ذره ذره نهادینه بشه گفتن اون عبارت تاکیدی هم لذت بخش تر میشه چون هر تمرینی که احساس خوب در ما ایجاد نکنه هیچ فایده ای نداره چرا که اصلا زبان روح احساس هست نه کلامی،به نظر من حتی تو متنی این همراه گرامی نوشتن میشه یه اشکال اساسی رو پیدا کرد، اینکه زمان تعیین کردین و گفتین یکماه عبارت تاکیدی
گفتم، اصلا ما تعیین زمان نداریم تو تغییر باور و تغییر احساس این خودش یک فرکانس منفی هست،چون کلا تعیین زمان یک نوع زور زدن هست و معنیش اینه که کی از این شرایط درمیام،قانون جذب به درک من فقط یه معنی داره و بس،رسیدن به احساس خوب و نگه داشتن این احساس خوب تا رسیدن به هدف …با تشکر از استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه عزیزان
سلام آزی خانوم
دوست من استاد رو اینکه بگردین و الگو پیدا ککنین خیلی تاکید کردن ………… مثلا بارین نقش پیدا کردن الگو رو براتون بگم …………
یه روز تو رفتار مدیرمون دقیق شدم و دیدم چه جالب اگه کسی راجبش اظهار نظر کنه که خوشش نیاد هیچی نمیگه و خیلی سریع . خیلی سریع خودشو به کار دیگه ای مشغول میکنه . یا حرفو عوض میکنه . جالب اینجاست که از اون فرد نه کینه ای به دل میگیره …. نه میخنده … نه ناراحت میشه ……….. خیلی برام جالب بود …. اصلا و اصلا و اصلا خودشو درگیر حاشیه نمیکنه ….. بعد من با خودم میگم ببین سمانه همین کارها رو کرده اون الان مدیره و تو پرسنلش هستی …. ببین بقیه ی مردا مثل خیلی از خانوم ها درگیر حاشیه میشن همش ….. ولی اون اصلا خودشو درگیر حاشیه نمیکنه …. همین تفاوت هاست که باعث میشه یکی مدیر باشه .. یکی کارمند …. یکی ثروتمند شه … یکی بی پول …. یکی موفق شه … یکی شکست خورده …. خلاصه از اون موقع سعی کردم مثل مدیرم باشم …. یعنی منم به اصل توجه کنم … میخوام بگم این که درگیر حاشیه نباشم رو اگه میخواستم با جملات تاکیدی به خودم بفهمونم باید کلی مینوشتم و کلی کار میکردم آخرشم یادم میرفت …………. ولی الان نه ….. هر وقت مدیرمو میبینم و رو رفتاراش دقت میکنم ….. البته اونم باورهای محدود کننده داره ….. ولی خیلی از رفتار ها و باورهاش درسته و طبق قانونه ………… من دارم ازش یاد میگیرم و میگم سمانه ببین اون مدیرته و حالا که اینجایی نه تنها کار رو ازش یاد بگیر بلکه سعی کن اخلاقای خوب هم ازش یاد بگیری …. این رفتارای خوب باعث شده اون نتایج بهتری بگیره ……………….
یا مثلا چند روز پیش داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم . اون یهو راجب خواهرش یه چیزی گفت که برام خیلی جالب بود و حرفش همش تو گوشم زنگ میزنه . بهم گفت : سمانه خواهر من با یه پسری دوست میشه اصلا اون پسره به چشمش نمیاد …. پسرهبا پورشه اومده دنبالش ولی خواهر من میگه دست بالای دست بسیار است ……منظورش این بود که خواهرش اگه پسر باهاش کات کنه اصلا و ابدا ناراحت نمیشه و میگه از این بالاتر هم هست که من باهاش دوست میشم و نگران نیست و وابسته نمیشه …. میگه با این دیدگاه به هیچ پسری وابسته نمیشه و همه ی پسرا هم دنبالشن …….. ولی میگه سمانه من برعکس خواهر هستم . من احساساتی ام و زود به پسر وابسته میشم و احساساتی میشم …. میگفت کاش منم مثل خواهر بودم ……..
بعد منی که اینها رو شنیدم با خودم گفتم وااااای ببین خواهر این دوستم چه باور فراوانی قوی ای داره ……. دست بالای دست بسیار است….. اصلا این جمله شده آویزه ی گوشم که بابا پسر خوب زیااااااده مردی که متعهد باشه مثل دونه های بارون زیاااااااده ….. این قدر از شنیدن این جمله به وجد اومده بودم که وقتی از دوستم جدا شدم همش تو ماشین با خودم میگفتم بابا دمت گرم چه دختر باحالی … دست بالای دست بسیار است ……..
این دوستم راجب خواهرش یه حرف دیگه هم زد …. میگفت سمانه این خواهرم از من یک سال و نیم کوچیک تره اما از من بیشتر میفهمه ….. میگفت وقتی مامان و بابام توخونه بینشون اختلافی پیش میاد … من به عنوان دختر بزرگتر خودمو قاطی میکنم و گاهی طرف مامانمو میگیرم وگاهی طرف بابامو میگیرم و خلاصه اون وسط سعی میکنم اوضاع رو آروم کنم …. اما خواهر میره تو اتاقش در رو هم میبنده …. اگر هم صدای بلند ازیتش کنه هندز فری میذاره که نشنوه و میره تو اتاق موزیک گوش میده ………. میگفت سمانه آخرشم وقتی مامان و بابام آورم میشن یا مامانم ازم ناراحته که چرا طرف باباتو گرفتی یا بابام ازم دلخوره که تو چرا احترام نمیذاری ……. ولی آخرش اون خواهر کوچیکم خوبه میشه چون میگن اون اصلا خودشو تو دعوای مامان و بابا دخالت نداده ……………. منم گفتم ایول خواهر کوچیکه اعراض کردن رو هم خوب بلده ………………
میخوام بگم آزی خانوووم . دوست من برای اینکه رو باورهات کار بکنی خیلی خوبه که تو دفترت مینویسی منم این کار رو بارها انجام دادم و هنوزم مشق مینویسم و این خیلی خوبه اما الگو پیدا کن …. یهو میبینی یه دختر بچه یه یه پسر کوچولو میتونه تو یه زمنیه یخاص الگوی خیلی خوبه باشه برات ……………
یکی از دوستام میرفت کلاس گیتار ….. اونجا یه پسر بچه که حدودا 14 سالش بود به همراه خواهر کوچیکترش که 6-7 سالش بود می اومد کلاس گیتار ….. دختره واسه اینکه از داداشش تو جلسات عقب نمونه …… خیلی تلاش میکرد …… به طور یکه بعد از تموم شدن کلاسشون هم استادشون راجبش میگفت این دختره خیلی زرنگه …………. میبینی یه دختر بچه این همه تلاش میکنه که از داداشش عقب نمونه ….. اون وقت من به خودم میگم سمانه تو نباید منتظر این باشی که دیگران هولت بدن ………. بادی خود جوش باشی و تلاش کنی ……………..
من آدمی رو که همه ی باورهاش درست باشه رو نمیشناسم ( دراین زمینه درست ترین فردی که میشناسم استاد عباس منش هست که خودش هم میگه هنوز باورهاش 100% کامل و درست نیست ) ولی به نظر من تو وجود هر آدم یحداقل یه باور درست و قشنگ وجود داره ….. همون یه باور رو الگو قرار بده ………….. تو زندگیت دنبال قانون بگرد و پیداش کن و بدون که قانون همیشه جریان داره
این به خود من خیلی کمک کرد امیدوارم تونسته باشم منظورمو درست بگم
شاداب باشید دوست من
سلام سمانه عزیزم
خیلی از این دیدگاهت لذت بردم مخصوصا اون رفتار خواهر دوستت برام جالب بود .اصلا به این قضیه فکر نکرده بودم که همین رفتارهای به ظاهر ساده چقدر رو موفقیت تاثیر داره.
ممنون از اشاره شما
موفق باشید
سلام دوست عزیز ، کار کردن روی باورها مثل تکالیف مدرسه نیست که ساعت خاصی داشته باشه و بعدش کلا کتاب ها بسته بشه و ذهن به امورات دیگر بپردازه بلکه نتیجه یک ساعت تمرین روی باورها باید در بیست و سه ساعت باقی مانده روز هم مشهود باشه یعنی تمرینات شما باید حال و احساس شما را در طول روز مثبت نگه داره ، در تمام روز باید سعی شما بر روی تمرکز بر نقاط مثبت باشه و روش زندگی شما به این ترتیب کلا تغییر میکنه و شما کم کم انسان دیگری میشوی با طرز تفکر و شخصیت جدید ، اگر فایل به رویاهای خود باور داشته باش را دیده باشید ، استاد در بدترین شرایط داره زندگی میکنه ، در فقر و نداری و بی پولی اما سرحال نشسته کنار خانواده عموش و با اونها میگه و می خنده ، درواقع در اون لحظه و کنار مهمان هاش تمرینی انجام نمیده اما آثار تمرین ها در رفتارش پیداست ، من تجربه خودم را میگم ، من هم مثل شما گاهی دچار خستگی و روزمرگی میشدم ، بهترین کار اینه که محیط خودتون را عوض کنید مثلا به فضای سبز ، پارک ، بازار و مراکز خرید ، دیدن یک دوست و…. بروید چرا که بمحض اینکه راکد بشید شیطان در ذهن شما نفوذ میکنه
ماشالله ب سمانه عزیز
چ دیدگاه جالب و قابل استفاده و موثری
سپاس از استاد عزیز ک این دیدگاه عالی را ویژه برامون ب اشتراک گذاشتی
خدایا شکررت خدایا هزاران بار شکررت
بخاطر این دوستان و این سایت ک پر از نعمت است
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی
استاد سوال در مورد نماز و روزه و شب قدر داشتم؟
زکات و خمس…
آیا شما روزه میگیرید و شما که تو همه ی فایل هاتون میگید یکتا پرستید چجوری نماز میخونید یعنی نماز خودنتون با مسلمانان فرق میکنه؟تو همین فایلتون که دارید گوسفند رو برای کباب آماده میکنید دارید موز میخورید آیا شما روزه نمیگیرید یا اذان گفتن و شما روزتونو باز کردید؟
استاد عزیزم چجوری حس تنبلی و بی حوصلگی رو از بین ببریم و باورشو بسازیم؟
استاد دیریم بورد چی هست یکم بیشتر توضیح بدین؟مرسی
استاد چرا دوره ی تند خوانی رو برداشتید مگر این دور بدرد کتب درسی و آموزشی رشته های مختلف نمی خورد و مگه این دوره فقط مربوط به کتاب های عمومی بود که حذفش کردین؟
تشکر از شما استاد عزیزم که این فرصت رو به ما دادید.
سلام ب شما دوست عزیز
خیلی از دوستان دیگه و خود من هم خیللی دوست دارم بدونم باور استاد در مورد احکام شرعی و نماز و روزه چی هست و چگونه عمل میکنند
من قبلا در قسمت عقل کل سوال شرعی پرسیدم اما ظاهرا استاد به این سوالات پاسخ نمیدن
امیدوارم که این بار پاسخ بدن
ولی با توجه ب اینکه جواب همه اینها در قرآن هست
امیدوارتر هستم ک استاد بهمون یاد بدن چطور قرآن رو مطالعه کنیم ک به درک درست برسیم تا موجب هدایتمون بشه و جواب درست دریافت کنیم
پایدار باشید
سلام دوست عزیز برای رفع تنبلی باید از قانون اثر مرکب استفاده کنی مثلا اگه حوصله ندارید اطاق تمیزکنی هر وقت تصمیم گرفتی ازجات بلند شی مثلا بری دستشویی یک اشغال یا لباسی که افتاده رو بر میداریم به مرور زمان اطاق مرتب میشه
سلام
خدمت استاد گرانقدر و همه هم خانواده های ویژه و عالی
استاد عزیز من خیلی خلاصه سه تا سوال از خدمت شما دارم:
1- شما به هر دلیل ، هر چی که میخواد باشه نمیدونم سیل ، رانش زمین ، آتش فشان نمیدونم به هر دلیلی تمام ثروت و داراییهاتون رو کامل از دست بدین و به صفر یا حتی زیر صفر برسین ، چکار می کنین که به موقعیت امروز تون برسین؟
2- قویترین و عالیترین نوع رابطه ، رابطه با خداونده، این ارتباط رو چطوری برقرار میکنید؟ مثلا من خودم وقتی به زبان فارسی سپاسگزاری میکنم خیلی احساسم بهتره تا زمانی که به زبان عربی نماز میخوانم و در موقع نماز اصلا ارتباط با خدا ندارم ولی وقتی که در طبیعت هستم یا قدم میزنم انگار که خداوند با من قدم برمیداره و ارتباط کامل برقراره و با هم گقتگوی ذهنی داریم.
3- آخرین سوال یه مقدار شخصیه ، من دوست ندارم فرزندم مدرسه بره، ولی از یه طرفی هم میبینم که آموزش لازمه اما خودم میخوام به فرزندم آموزش بدم، در این مورد شما برای میکاییل چه تدبیری اندیشیده ای؟
با سپاس فراوان از لطف شما
سلام دوست عزیز چون به معنای واقعی کلمات نماز پی نبردین
ارتباط برقرار نمیکنیم تنها ترا میپرستم وتنها از تو یاری میجویم این یعنی توحید اگر کاملا معانی را درک کنید لذت میبرین
سلام آقای عباس منش
می خواستم نظرتون در مورد چاه شیطان (تو گوگل سرچ کنید) که مثلا میگن این چاه بی انتهاست هر مرده ای توش بیافته زنده میشه و….چیه؟!! هر چند کاملا مشخصه که این ها همه علکی هست ولی می خواستم شفاف تر بشه.
با تشکر
موفق باشید.
خدمت تمام افرادی که دارن این متن رو میخونن سلام عرض میکنم
خب راستش من خیلی فکر کردم که چی بنویسم وچی سوال کنم ازهمون روز اولی که این فایل اومد بیرون راستش چندباری هم تو ذهنم ی طوماری شکل گرفت که بیام این جا مکتوبش کنم و در اخر به این نتیجه رسیدم با توجه به مدت زمان سه چهار ماه ای که دارم استاد رو دنبال میکنم و فایل های رایگان رو میبینم وکامنت ها رو میخونم من هدف اصلی که با این سایت اشنا شدم پول بود که الان دیگه بهش میگم ثروت و کلاخیلی دنبال این مورد بودم و تو کامنت هایی هم که میخوندم فهمیدم خیلی ها هم واسه روابط این جان کلا دو دسته اصلی پیدا کردم که تا این جا باتوجه به فرکانسم هردو دسته ی مشکل رو دارن و اونم گم کردن خداست به نظرم اومد به جای اینکه به دنبال ثروت ویا رابطه عالی باشم باید دنبال خدا باشم وقتی خداروپیداکنم بقیه چیزهابهم پاداش داده میشه اصلا انگار همش دنبال فرعیاتم نه چیزاصلی و تو پیداکردن خدا تو اطرافم به دو دسته ادم برخورد کردم ی عده که خیلی مذهبی و اصلا ی نفر رو بت کردن و رفتن دنبال فرعیات و یه عده هم که منکر این چیزا شدن و کلا همه چی رو ول کردن گروه های دیگه ای هم بودن ولی به نظرم جمعیت این دوتاگروه بیشتره حالا واسم این تضاد پیش اومده که چیجوری خدا رو پیدا کنم؟
چندین بار توفایلاتون دیدم که شما میگین من یکتاپرستم و دین مهم نیست و توی فایل که مربوط به غذای روح بودمیگین من مراقبم که این غذاها از نظرشرعی مشکل نداشته باشه
میخوام بدونم به نظرشما این نمازی که ما میخونیم و روزه ای که ما میگیریم درسته؟ واصلا اینا جز اصلی دینه یا فرعی
یا که این شکلی که ما انجام میدیم اشتباهه
مثلاراجع به مسئله حجاب به این نتیجه رسیدم که ی چیز درونی هست واصلا این پوشش ی چیزفرعیش هست که ما اینقدر بزرگش کردیم
دوستان عزیز هم اگر نظرپاسخ انتقاد راهنمایی پیشنهاد خلاصه هرچی دارن خوشحال میشم بیان کنند
پایان
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش عزیز و دوستان و اعضای خانواده موفقیت کوتاه و بسیار مختصر عرض میکنم:
1 )مهم ترین باوری که شما و ثروتمندان جهان از جمله یهودی ها در مورد خداوند دارند چیه چون طبق آموزه های شما و قوانین فزیک کوانتوم همه چیز حول یک محور اصلی میچرخه و بقیه چیزها به تبعیت از اون حرکت میکنن اون چه باوری که اولین و مهم ترین باور ایجاد ثروت های بزرگ در زندگی شما بوده؟
2) اگر شما به روز های اولیه شروع کارتون برگردید که درآمد کمی داشتید با توجه به دانش امروزتون چه کاری رو در اون روزها میکردید که اون کار رو انجام ندادید و امروز به روند موفق شدنتون و ایجاد بستر ثروت برای شما کمک بیشتری بکنه؟
با تشکر از شما برای وقت با ارزشی که در اختیار دوستان خودتون قرار میدید مالک و فرمانروای کل هستی پشت و پناه شما و همه ی دوستان عزیزم.
سلام
با اجازه از استاد :
من خودم یه چیزایی رو از صحبت های استاد متوجه شدم …. یکی از اون چیزا اینه که استاد میگه لازم نیستدیگران رو با خودت همراه کنی و راجب قانون باهاشون صحبت کنی و بخوای اونا رو قانع کنی ….. فقط رو خودت کار کن …… و استاد میگه من اشتباه کردم . شوق و ذوق داشتم و همش راجب خواسته هام و قانون با دیگران صحبت کردم و خواستم شیرینی و لذت دونستن قوانین رو به اونها هم بچشونم که نتیجه ش چی شد؟ مسخرم کردن و گفتن بابا این دیوانه ست تو هپروته ….. و استاد میگه من این اشتباه و کردم شما انجام ندین و خدا رو شکر من انجام ندادم و باید بگم استاد خوبم چه قدر این نصیحتتون به جا بود…. چه قدر خوب شد که من فایلهای شما رو بدون اینگه به کسی بگم گوش کردم و هنوزم دارم گوش میکنم ….. من همیشه با هندز فری گوش میکنم و اصلا صداشو زیاد نمیکنم تا دیگران بشنون …… چون اونا اگه مقاومت کنن من هر چی رشتم پنبه میشه …… میگم صبر کن سمانه بذار تغییر کنی بذار پیشرفت کنی اون وقت خود اون آدما میان و ازت میپرسن که چی شد که این قدر ژیشرفت کردی . اون موقع براشون توضیح بده . اون موقع چون خودشون اومدن مشتاقن که بدونن و گوش میدن …… پس یکی اینه که نخواییم کسی رو قانع کنیم و فقط و فقط رو خودمون کار کنیم
یکی از چیزایی که من یاد گرفتم این بود که : استاد یه فایلی داره که تو بندرعباسه و تو خونشونه … یعنی همون یه اتاق …… به نظرم همه ی درسهایی که استاد میگه تو همون یکی دو دقیقه هست ….. بابا استاد اون موقع هیچی نداره ….. از نظر مالی صفره …. زیر صفره …….. هیچی نداره ……. هیچی ………..ببین چه قدر رو خودش کار کرده که تو اون شریط میتونه بخنده و مسخره بازی در میارن و میخندن …………… این خیلی حرفه هااااااااا ……. تو یه اتاق زندگی کنی و وضعیتت اون باشه و بازم ته دلت شاد باشه یعنی ببین چه قدر دلت به قول خدا قرصه …… یعنی مطمئنی که خدا میده ……. یعنی ایمان …. ایمان ….. ایمان …… از وقتی اون فایلو دیدم همش میگم بابا سمانه وضعیت الان تو از وضعیت اون موقع استاد بارها و بارها بهتره ……. پس جایی واسه شکایت و ناله نمیمونه …….. فقط باید سپاسگزاری کنی و داشته هات رو ببینی……. سپاسگزاری معجزه میکنه تو زندگی من که معجزه کرد …… استاد میگه روزای اول اونم نگران میشده اونم ناراحت میشده …… اما وقتی رو خودش کار کرده دیده مهمترین موضوع و بهترین فرکانس سپاسگزاریه …… پس دوست من از تجربیات استاد استفاده کن و سپاسگزاری کن ….. داشته هات رو ببین ….. حتی اگه کم و کوچیک به نظر بیاد…… من نمیدونم چه وضعیتی داری اما به نظرم 100 درصد وضعیت الان تو از وضعیت اون موقع استاد و بارها و بارها بهتره . پس جایی برای گله نمیمونه ….. وقتی استاد میتونه تو اون وضعیت شاد باشه ما هم میتونیم ……..
یهچیز دیگه که از استاد یاد گرفتم اینه کهقبلا استاد میخواسته زندگی همه ی مردمو تغییر بده و به همه کمک کنه و خودش میگه تا ساعت 2 صبح یا 4 صبح تو بندرعباس دیگران می اومدن دم در خونه و استاد باهاشون صحبت میکرده راجب قانون …… و این همه کلاس رایگان برگزار کرده و خواسته واقعا به دیگران کمک کنه ….. ولی وقتی میشه به یه نفر کمک کرد که خودش بخواد …… من الان فقط دارم رو خودم کار میکنم و واسه دیگران نمیشینم سخنرانی کنم و از قانون براشون بگم ……… تلویزیون نمیبینم ولی کاری با بقیه ندارم و اصلا نمیگم وااااااای تلویزیونو خاموش کنید و از این حرفا …………… من اخبار رو گوش نمیکنم و اینستاگرام ندارم …… صبحا کهمیرم سر کار همکارام راجب اخبار و خبرای اینستا حرف میزنن ولی من خودمو به یه کار دیگه مشغول میکنم ……. گاهی یه چیزای خنده داری هست ولی خودمو درگیر نمیکنم …….. راجب اخبار و گرونی و نرخ دلار نظر نمیدم …….. ولی به دیگران هم نمیگم وااااااااااااااای دیگه با من از اخبار حرف نزنید من تصمیم گرفتم دیگه به اخبار گوش نکنم ….. نه ……… من خیلی آروم و زیر پوستی خودمو میکشم کنار از این خبر های ناجور و تمرکزم میذارم رو یه چیز دیگه ………… از استاد یاد گرفتم واسه خودم ارزش قائل باشم و فقط رو خودم کار کنم و اصلا دلم الکی واسه دیگران نسوزه و با دیگران راجب این قوانین صحبت نکنم ……..
یه چیز دیگه که از استاد یاد گرفتم و خودش خیلی تاکید داره قدرت کلامه ………….. استاد میگه کلام تو هم میتونه تو رو به عرش ببره هم میتونه بدبختت کنه …….. استاد میگه پس حالا که کلام تو این همه قدرت داره از نیروی کلامت برای رسیدن به خواسته هات استفاده کن ……. مگیه بفهم و متوجه باش که داری راجب چی صحبت میکنی ….. چون تو راجب هررررررررررررر چی صحبت کنی داری همونو وارد زندگیت میکنیاااااااا خلاصه حواست به کلامت باشه ……….. میگه اگه چیزی ناراحتت میکنه یا دوسش نداری حداقل یه لطفی بکن در حق خودت و اونم اینه که راجبش با دیگران صحبت نکن ……. بابا خدا هم دلش نمیخواد شکایت ما رو بشنوه ….. چون شکایت فرکانسش بده … چون تو رو از خواسته هات دور میکنه ……….پس راجب چیزایی که نمیخوای حرف نزن …. هیس ….. هیییییسسسس……… راجب ناخواسته ها هیچی نگو …… فقط راجب خواسته هات بگو ….. و از نیروی کلامت در جهت خواسته هات استفاده کن
من خودم تو دفترم تا ماهها مینوشتم این جمله رو که : هرگز شکایت نکن . هرگز توضیح نده . هرگز غیبت نکن
الان که دفترهامو میبینم یه عالمه این جملات رو مثل مشق شب نوشتم و تکرار کردم ……
اینا نظر منه …………. اینا چیزاییه که به خود من خیلی کمک کرد …..
شاداب باشید
سمانه خانم کامنتتون بینظیربود سپاسگذارم سپاسگذارم
سلام عزیزم
منم قبلا خیلی برای دیگران توضیح میدادم
ولی اشتباه میکردم
قبل از اینکه با استاد عباس منش آشنا بشم هر تصمیمی که میگرفتم به خودم قول میدادم به کسی چیزی نگم تا عملیش کنم وقتی به خواسته م میرسیدم به دیگران میگفتم که چون مطمئن و خوش بین بودم بهش رسیدم ولی اونا تو فرکانس من نبودن اصلا نمیفهمیدن من چی میگم
الان دارم میفهمم چطور به خواسته هام میرسیدم و چرا دیگران اصلا نمیفهمیدن حرفامو
توبهم یاد دادی که شکایت نکنم و در مورد خواسته هام صحبت کنم
ممنونم ازت دوست خوبم
سلام سمانه خانم
خیلی زیبا نوشتید
سپاسگذارم از شما لذت بردم از کامنتتون
موفق باشید
سلام خدمت شما سمانه خانم گل…بسیار ممنونم از شما که این نظر بسیار با حالتون رو با ما به اشتراک گذاشتین…خیلی از مطالبتون استفاده کردم…..مخصوصا اینستاگرام که به شدت افتضاحه و از تلویزیون خیلی خیلی مخرب تره…..براتون آرزوی موفقیت و سلامتی و ثروت فراوان می کنم…موفق باشین
دوست عزیز نظر عالی بود و راهکارهایی که توضیح دادید بی شک برای همه مون مفیده
ممنونم
سلام استاد،مرسی بابت این ک این فرصتو دادین سوالامونو بپرسیم…..سوال اولم؛ استاد من در حال حاضر دوتا شغل دارم،میخواستم بپرسم من برای اینکه رو خودم کارکنم با استفاده از محصولات شما،،،ایا شغلمو ول کنم و شروع کنم از صب تا شب محصولات شمارو ک ب تازگی میخوام بخرم رو گوش کنم،ب نظر شما چیکارکنم؟؟؟اخه باداشتن دو تا شغل وقت کم میارم ک رو خودم کارکنم.
سوال دوم :بهتر نیست شغلمو ول کنم،ی مدت خونه نشین باشم،رو خودم کار کنم،،،بعد ک باورهام قوی شد،و فرکانسم بالاتر رفت اون وقت ی شغلی رو جذب کنم،،،،،،،، سوال سوم؛استاد من تا الان ک 27سالمه ،،،خواستگارای خیلی خوب داشتم ک هر دختری ارزوشه همچین خاستگارایی داشته باشه،،،،همه رو رد کردم،چون حس میکنم شاید اگ صبرکنم بهتر از ایناهم برام میاد،،،ب نظرتون حسم اشتباه؟؟؟اخه همش حس میکنم ک من لایق بهترینام و باید صب کنم ک شاید ی کسی بهتر میاد، ب نظرتون من اشتباه میکنم؟؟؟؟؟؟ گاهی هم حس میکنم ک شاید هنوز وقت ازدواجم نرسیده و ب این شکل خودمو دلداری میدم،،،،لطفاراهنماییم کنید،سپاس???????????
سلام
دوست من شما نوشتی : اخه باداشتن دو تا شغل وقت کم میارم ک رو خودم کارکنم.
خواسته ی شما اینه که وقت داشته باشی رو خودت کار کنی و محصولات رو گوش کنی ….. خب بیا از همین الان رو خودمون کار کنیم … استاد میگه وقتی خواسته ای داری باید به خواسته ات توجه کنی ……. به اینکه وقت لازم رو داشته باشی که رو خودت کار کنی توجه کن … اون وقت میبینی به طرز عجیبی مین طوری میشه ….. مثلا این ایده میاد تو ذهنت که میتونی تو مسیر رفت و برگشت فایلها رو گوش کنی …… وقتی داری کارتو انجام میدی هندز فری بذار تو گوش چپت و صداش رو خیلی خیلی خیلی کم کن طوری که اصلا نشنوی فقط یه صدای خیلی کم بیاد که اصلا متوجه کلاماتش هم نشی و همزمان با انجام اون کار فایل گوش کن …. همین هم تاثیر میذاره ….. قبل خواب هندز فری بذار و فایل گوش کن …… تلویزیون نگاه نکن …… باور فراوانیتو تقویت کن ….. بارون میاد بگو اندازه ی تمام قطرات بارون که بی نهایت هستن پول و ثروت و روابط عاشقانه هم زیاد و بیشماره ……… تو مسیر فت و برگشت ماشین مدل بالا میبینی تحسین کن . آفرین بگو … ببین …. به ماشینه دقت کن ….. ببین خیلی ها خیلی خوب دارن زندگی میکنن …… رابطه ی خوب میبینی یگو ایول اینا چه عاشقانهزندگی میکنن….. میخوام بگم خب اینا هم کار کردن روی باوره دیگه ………. حتما که نباید پشت میز بشینیم و پای لپ تاپ باشیم که رو باورهامون کار کنیم …. همیشه میشه رو خودمون کار کنیم…….تو حموم زیر دوش بلند بلند خواسته هاتو بگو ذوق کن ……واسه خودت گل بخر و بدون که انسان با ارزشی هستی و رو باروهات کار کن ….. به جون عزیز خودم وقت اضافه هم میاری خخخخخخخ دوست من اگه متعهد باشی که رو خودت کار کنی جهان موقعیت هایی رو پیش میاره که تو واقعا به خواسته ات میرسی ….. این خاصیت جهانه ….. همون کاری رو میکنه که تو روش تمرکز میکنی ….. جهان آیینه ست ….. خواسته ای تو رو بهت نشون میده و برات مهیا میکنه
دوست خوب من رو خودت کار کن….. اون وقت میبینی خواستگاری میاد یا تو با آدمی آشنا میشی که بهترینه و دیگه دو دل نیستی که آیا صبر کنم یا نه ….. اون قدر به دلت میشینه اون قدر همه چیز خوب پیش میره که میبین آره خودشه …… رو خودت کار کن و با خودت و جهان در صلح باش …. نگران نباش دیر نمیشه ….. چیزی که زیاده پسر متعهد ثروتمند سالم فهمیده خانواده داره …… بابا پسر خوب که خیلی باحال باشن و اهل تعهد باشن و ثروتمند باشن و بشه باهاشون عاشقانه زندگی کرد مثل ریگ بیابون زیاده ……….زیاد …………….. باور فراوانیتو تقویت کن …………… الان که دارم اینا رو مینویسم خندم میاد خخخخخخ الآن پسرای این گروه میگن این سمانه چه قدر پرروإ خخخخخخخ
خطاب به آقایون گروه : باشه بابا دختر خوبم واسه شماها مثل دونه های بارون زیاده دلتون نشکنه خخخخخخخخ
شادا باشید
سمانه عزیز خیلی خوشحالم که شما نطراتتون رو می نویسید. همیشه یک شور و انرژی مثبت و شاد تو نوشته ها تون هست.
به دوست عزیزمان که خواستشون وقت زباد برای کار کردن رو باورهاشونه خواستم بگم که همینها که سمانه عزیز میگن واقعا راه کار هست. منم یک نمونه از کسایی که دقیقا همینطور روی باورهام کار کردم و نتیجه گرفتم و دارم ادامه میدم. در مورد مرد یا زن خوب هم باید بگم دقیقا همینطور هست که وقتی باهاش آشنا بشید آنقدر همه چیز خوبه که دیگه هیچ جایی برای شک و دودلی باقی نمی مونه.
موفق شاد پیروز و ثروتمند باشید.
سلام استاد عزیزم
سوال من اینه که شما که گفتید توی قرآن جهل به معنی غلبه احساسات بر عقل میباشد ولی میگید که ما باید با احساساتمان با احساس خوب یا بد بفهمیم که از مسیر خواسته ها دور شدیم یا نزدیک و همیشه سعی کنیم با احساساتمان تصمیم گیری کنیم
اینجا یه تناقضی ایجاد میشه
من قکر میکنم این دو موضوع جدا هستش ولی تفاوتشون میخوام بدونم و درکش کنم لطفا توضیحش بدین
ممنون
عالی ?
سپاس از سوال خوبتون…
البته من فکر میکنم احساس با احساسات فرق میکنه، احساسات یه مقدار لحظه ایه اما احساس یه دید کلی تری داره…
و جهل میتونه به معنی غلبه احساسات بر عقل باشه.
ممنون از استاد اگه پاسخ این سوالو برامون شرح بدن…
سلام دوست
به نظر من اگه آدم با خودش هماهنگ باشه اتفاقا غلبه احساس بر عقل خیلی هم خوبه و عااااالیه و اتفاقا این هدف ماست که به حس درونیمون اعتماد کنیم تا عقلمون
ولی
اگه موضوع اینجاست که : آدم با خودش و منبع هماهنگ نباشه اون وقت دیگه غلبه احساس بر عقل فاجعه ست ….. چون اون آدم اصلا با خودش هماهنگ نیست … و احساساتش اصلا نمیتونه درست راهنماییش کنه …. چون اون آدم از منبع اصلی دور شده ………
درستش اینه که ما رو خودمون کار کنیم و با نیروی الهی درونمون هماهنگ بشیم اون وقت اون نیرو درست هدایتمون میکنه و اون وقته که وظیفه ی ماست که به اون نیرو اعتماد کنیم و این خیییل یهم عالی و خوبه
فرق بین این دو حالت در اینه که ما به عنوان یک انسان رو خودمون کار کرده باشیم و باورهای درستی داشته باشیم … اون موقع احساسات ما بال پرواز ماست و ما با توجه و درک احساساتمون میتونیم به خواسته هامون برسیم
شادا باشید
سلام بر شما دوست عزیز
خانم سمانه توضیح خوبی داد
به نطر من احساسات رو باید طبقه بندی کرد برای تصمیم گیری باید باعقل تصمیم گرفت و اون لحظه احساسات را کنار گذاشت. البته وقتی روی خودت کار کرده باشی بهت الهام میشه. واین تصمیم عقلانی هست چون قبلا این باور رو ساختی که تو ارزش داری که بهت الهام بشه و وقتی بهت الهام میشه میتونی بفهمیش چطور؟؟؟؟ الهام و حس خوب و خدایی عجله نداره. مضطرب نمیکنه.شک تو دلت نمیاندازد و میگه آرام باش و انجامش بده
ودر کل به نظر من منظور اون جهل اینه که با اون احساسات که بر گرفته از نجواهای شیطانی است و حرف های دورو بریها که باور های محدود کننده رو تقویت میکنن هستش
موفق باشید
سوال جالبی بود
مینویسم برای خودم تا یادم بمونه که فائزه
جهل یعنی غلبه احساسات بر عقل احساساتی از جنس تکانشهای احساسی که غالبا درلحظه رخ میدن البته نه همیشه اما غالبا در لحظه رخ میدن و
((مهمترین ویژگیشون وابسته بودن به عوامل بیرونی، ادمها وشرایط هست))
…یک عامل بیرونی و واکنشگرایی …احساساتی از جنس دلسوزی به حال دیگران، جوگیرشدن و … شایدم منظور قران از جهل همون عدم وابستگی بوده 🤔
یعنی هرکجا قران گفته جاهل نباش منظورش این بوده که وابسته نباش🤔 واکنشگرا نباش به عوامل بیرونی خودت رو گره نزن 🤔 خویشتن دار باش، تقوارو بیادت بیار خود کنترلی داشته باش ….
اما راهنمای مسیر که احساسات هستن یعنی وقتی احساس بد دارم یعنی افکاری توی ذهنم میچرخه که احساسم رو بد کرده یعنی دارم واکنشگرا عمل میکنم ، ووقتی احساس خوبی دارم یعنی دارم مستقل عمل میکنم وخودم افکارم رو انتخاب میکنم وافکاری رو به ذهنم راه میدم که بهم آرامش میده وحالم رو بهتر میکنه، اززاویه ای نگاه میکنم که احساس بهتری رو تجربه کنم…
احساساتی که راهنمای مسیردرست هستن درونی هستن …فکرکنم والاترین احساس وراهنمای درون احساسِ مخالف جهل باشه یعنی احساسی در مقابل واکنشگرایی و وابستگی پس میشه احساسی از جنس بی نیازی، بی نیازی از غیر…همون قائم به ذات بودن ، خویشتن داری تقوا وکنترل ذهن هست، توکل هست،صبرهست، ایمان و اعتماد هست،در واقع همون توحید هست…
وقتی میخوام ببینم در مسیر درستم هستم یا نه،بسنجم خودم رو که این فاکتورها رو ببینم دارم یا نه… فائزه این فاکتورهاست که به ادم ارامش میده 🥺 یک ارامش عمیق قلبی … ادم میشه مصداق ایتها النفس المطمئنه ، میشه تطمئن القلوب ، قلب مطمئن … اون آرامشه خیلی بالاتر از احساس خوبه… خدایا من اون آرامش رو میییییییییییییییخوااااااااااااااااام❤
راهنمای درونی کلیدش آرامشی هست که از فاکتورهای درونی میاد از کنترل ذهن از عزت نفس از ایمان از اعتماد از توکل ازصبر از توحید از خدا از خدا از خدا❤
ولی فائزه تکامل تکامل تکامل یادت بمونه تو باید تکاملت رو طی کنی…امروز کمی بهتر باش فردا کمی بهترتر باش پس فردا بهترترتر باش تا اون بهترترین ورژنت رو بسازی😊
پس امروز که اتفاقاً به تضادهم برخوردی یکم احساست رو خوب کن ، فردا یکم دیگه احساست رو خوب کن پس فردا آرومی وآرامش داری🙂
میاد اون روزی که میبینی اون ارامش عمیقه رو در غالب اوقات با تمام وجودت داری تجربه ش میکنی 😃
خدایا شکرت واسه اون روز🤩🤩🤩
سلام
ایا شما بیمه هستید؟
برای کنکور چه باور هایی بسازیم؟(<<<<——واجب)
در دوره عشق ومودت گفتید خودارضایی مشکلی نداره اما احادیثی داریم باسند معتبرکه میگن گناه کبیرست و حرامه چه کنیم؟
در دوره ی جهانبینی دیدم شما بایک زن دست دادید که گناهه موضوع چیه؟