این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلااااااااااااام خدمت استاد مهربونم و دوستن هم فرکانسیم
برای اولین بار میخام تو مسابقه ای شرکت کنم و چقدر جالب متوجه این مسابقه شدم.امروز با خودم گفتم چندین وقته هیچ ایمیلی برام نمیاد بابت دوره های استاد و اومدم سایت و دیدم عه؟این فایل هست و چرا برای من نیومده؟حتی حواسم نبود به مبلغ و…گفتم همین که میتونم سوال بپرسم و اونم تو اخریم روز خیلی خوشحال شدم.خدایا شکرت
ازتون بینهایت ممنونم که به تک تک سوالاتم جواب میدین
1-سوال اولم در مورد خدای مهربونمه و چیزهایی که در قران گفته.نماز و روزه.من تو بخش عقل کل هم گفتم و دوستان خیلی محبت کردن جواب دادن ولی دوس دارم نظرش شما رو هم بدونم.من با شکرگزاری خییییییییلی حس عالی ای دارم که در نماز خوندن ندارم.درسته که نماز برای خودمون خوبه و یه جور شکرگزاری محسوب میشه ولی من با نوشتن و چشامو بستن و…حسم بهتر میشه.اینکه شما هم نماز میخونین؟
2-سوال بعدیم در حیطه ی روابط هست.خب من 26 سالمه و نمیدونم دقیقا روابط سطحی برقرار کردن یعنی چی؟تو ایران شدنیه ؟چون بشخصه من قصدم روابط سطحی هست و لی اون افراد به مرور هم حسشون به من تغییر میکنه و حسابی وابسته میشن که من ازشون فراری ام و بعضیشون هم پیشنهاد رابطه ی عمیق میدادن که کلا بلاک میشدن.خخخخخ.ولی ولی ولی استادم؟نمیدونم چیکار کنم تو این شرایط؟همشونو بلاک کنم و منتظر فردی باشم که ویژگیهاشو نوشتم؟نیازی نیس که روابط سطحی داشته باشم؟
3-سوال سومم در مورد شغل و درامد و کسب و کار خودمون هست.من با استفاده از فایل چگونه در عرض یک سال درامد خود را سه برابر کنیم تونستم درامدمو بیشتر از سه بربار کنم حتی.درامدم الان نزدیک یه تومنه .دلم میخاد بشه دو سه تومن.ارشد روان شناسی هم دارم.تو این حوزه هم فعالیتهای جزیی دارم و خب خییییلی هم علاقه دارم .میخام یه ولی بگم که خودمم جوابشو میدونما ولی میخام راهکار بگین.ولی دوره های روانشناسی که باید مدرکشو بگیرم هر کدوم از دو سه تومن تا 12 تومن هست که فعلا نمیتونم شرکت کنم.میخام در کنار روانشناسی کاری انجام بدم که درامدم به 3 تومن برسه تا شروع کنم به دوره ها رو گذروندن.حتی یه بار این ایده به ذهنم رسید که از طریق اموزه های شما مشاوره بدم به افراد .ولی نمیدونم قابل قبول هست عایا؟اینکه مراجع تو چه مداری باشه مهم نیس؟
تازه.هنوز درامد سه تومن تو ذهن من یکم بزرگه ولی شدنی.بنظرتون با این طرز فکر کارمو شروع کنم یا دنبال کاری باشم که این درامدا برام راحت بشه؟
به طور کلی ازتون میخام در حوزه اینکه مثلا یه روانشناس یا کسی که دانشجو پزشکی هست یا هر شغل دیگه ای چه باور هایی ایجاد کنه؟
دیشب این ایده اومد تو ذهنم که میتونین برای دوره های بعدی اینجوری عمل کنین که برای هر صنف یا رشته و…فایل هایی اماده کنین که باورهای قدرتمند درونش باشه و راه حل های جزیی بدین در مورد هر رشته و شغل.میدونم فرقی ندراه ها.در حد ایده اومد و بهم الهام شد.
4-استاد؟دیدن نشانه ها یعنییییییییییییی ما داریم بهش میرسیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یا اینکه ممکنه اگر خیالمون راحت بشه که خببببببببب نشانه ها رو دارم میبینم پسسسسسسسس بهش میرسم و رهاش کنم ممکنه بهش نرسم؟تا کی باید دیدن نشانه وجود داشته باشه؟دیدن نشانه ممکنه برر اساس توجه ما به موضوعی شکل بگیره خب.از کجا بفهمیم الهام و ایده و رسالت منه؟
ازتون بازززززززززز هم ممنون که پاسخگو هستین استاد مهربون و دوست داشتنی مااااااا
خدا رو شکر که در این فضا، این روزها و کنار شما هستم
خدا رو شکر بابت دوره ها و فایل ها و کامنت ها…چقدر زیاد و عالی
استاد عزیزم نوشتن برات چه حال خوبیه، وقتی میدونم می خونی… سوال ها رو دوستانم پرسیدن، سوال خاصی ندارم، فقط خواستم برات بنویسم که هستم.. توی تیمت هستم و گوش به حرف هات… حرف هایی که هر روز حالم رو بهتر میکنه.. آرامشم رو بیشتر میکنه.. خدا رو بهم نزدیک تر میکنه.. سپاس گزاریم رو بیشتر میکنه… نعمت های زندگی رو اضافه تر و چشم من رو به نعمت ها باز تر میکنه..
استاد عالی هستی. بی نظیر. روز به روز زندگی بیشتر به کامت باشه
متشکرم که نوشته من رو می خونی
از صمیم قلبم برات خوشبختی آرزو میکنم. در دنیا و آخرت
شماتوی صحبتاتون فرمودین که من سال 86شروع کردم به تغییر وسال 87اولین سمینارموبرگزارکردم دزصورتیکه نه مدرکی داشتم نه تجربه ای ،استادچطوری اینکاروانجام دادین؟چطوری خودتون روبه اون سطح ازاگاهی رسیدیدکه تونستیداموزش بدید من خودم به شخصه وقتی یه کتاب میخونم بعدمیخوام برایکی توضیح بدم نصفش یادم رفته،استادلطفا توی این موضوع راهنماییم کنیدچون من یکی از ویژن های بزرگم اینه ومیخوام ازشماکه بزرگترین الگوم دراین زمینه هستیدکمک بگیرم.استادلطفااگرمیشه برام توضیحزبدیدکه شماچه کارکردیدوافرادب مثل من که این هدفودارن چیکارکننن
سوال دیگه ای که دارم اینه شما بارهافرمودیدکه من کارهاموباالهاماتی که بهم میشه انجام میدم چطوری به این شهوددست پیداکردید وازکجانشانه هاروتشخیص میدادید(منظورم اوایل مسیره که مثل ماهاتازه واردبودید)
استادزمانیکه همه زندگیتونورهاکردیدرفتیدبندرعباس یازمانیکه اومدیدتهران وازصفرشروع کردیدچطورتونستیدخانوادتونوباخودتون همراه کنید،همسرتون مخالفت نمیکرد،مسخرتون نمیکردو…
من خودم الان همسرم باهام همراه نیست حتی مسخرمم میکنه
شما نوشتی استاد دم از روابط عاشقانه میزنه ولی از همسرش جا شده ؟ ! یعنی کسی که تو زندگیش به مریضی دچار شده و اون روزا رو پشت سر گذاشته نمیتونه دم از سلامتی و شادابی بزنه ؟
کسی که یه بار نمره بد گرفته تو امتحان مدرسه و حالا شاگرد اول کلاسه نمیتونه دم از خوب درس خوندن و نمره ی خوب گرفتن بزنه ؟
دوست خوبم نمیدونم کدوم یکی از محصولات استاد رو داری اما استاد خودش در مورد همسر سابقش میگه از وقتی رو خودش کار کرده تو تماااااام سالها به جز این سال آخر که از همسرش جدا شده روابط فوق العاده عالی رو تجربه کرده …… الانم که استاد امریکاست و سه تایی دارن عاااالی زندگی میکنن ……..
دوست من یه فایلی هست که استاد از اون موقع ها که تو بندر عباس بوده وخونش خیلی کوچیک بوده رو سایت گذاشته …… اونجا استاد و همسرش از نظر مالی هیچی ندارن هیچی …. ولی دلشون شاده …… راجب خونشون کلی میخندن و مسخره بازی در میارن خخخخخخخخخخخخ
حالا فرض کنیم که حق با شما باشه و استد که دم از این حرفا میزنه خودش یه بار جدا شده ……. حالا شما اینو به من بگید: کسی رو میشناسید که از همسرش هم جدا نشده باشه و یههمچین زندگی عااااااشقانه و عااااالی رو تجربه کرده باشه ؟ …………. خب استاد باشه یهبارم جدا شده ولی فعلا که از نظر روابط خیلی عالی و فوق العاده ست و ما تو اظرافم الگویی بهتر از استاد فعلا نداریم …… پس بهتره بهاین آدم که نتیجه تو دستشه اعتماد کنیم …..
دوست من شما نوشتی : من خودم الان همسرم باهام همراه نیست حتی مسخرمم میکنه
میخوام بگم این همه جاییه شما یک سال و خورده ای هست که به این جمع پیوستی ….. یه کم کامنت های دوستان رو بخونی متوجه میشی که بیشتر بچه ها با یه همچین قضیه ای دست و پنجه نرم کردن …….. اصلا طبیعیش همینه ……. که دیگران قبول نکن ….. اگه قرار بود همه قبول کنن که خب دیگه همه این قوانین و میدونستن و عمل میکردن و دنیا گلستان بود و من دیگه نمیخواست این همه تایپ کنم خخخخخ سرطان انگشت گرفتم خخخخخخ
اشککال نداره دوست من …. منم اون اوایل یه چند باری از استاد با خواهر کوچیکم حرف زدم …… بعد یه بار با هم دعوا کردیم من سرش داد زدم ….. ناراحت شد و شاکی شد و گفت : هان عباس منش گفته سر خواهر گوچیکت داد بزنی ؟! خخخخخخخخ
میخوام بگم بهترین راه اینه که سعی کنی این قوانین رو مثل یه راز تو دلت نگه داری ….. و رو خودت کار کنی و بهتر و بهتر شی ….. و نتیجه تو دستت باشه … اون موقع همون آدما میان میگین چی شد تغییر کردی برای ما هم توضیح بده …… مثل آبجی من که با اینکه کوچیکتره و از قانون اون طوری که من میدونم نمیدونه ولی به طرز عجیبی باخودش در صلحه و زندگیش خوب پیش میره و الانا که من بلاخره یه سری نتایج رو گرفتم اون به حرفم گو ش میده و من راحت راجب استاد و قوانین باهاش حرف میزنم …….
فقط رو خودت کار کن دوست من ….. همه چیز اوکی میشه …….. همه چیز …. همه چیز
سلام استاد عزیزم هزاران بار ممنون و متشکر بابت اینهمه کمک وراهنمایی که دارید به انسانها میکنید به نظر من کاری پیامبرگونه انجام میدید امیدوارم همیشه با ایمان قوی تر به جلو گام بردارید.
چندتا سوال ازتون دارم. شما توی فایل رایگانی که اخیرا منتشر کردید گفتید هنوز کسی رو در جهان ندیدم که این قانون رو اینقدر خالص درک و بیان کرده باشه 1) آیا خانم استر هیکس هم به این درجه از خلوص نرسیده؟2)چرا با خانم استر هیکس مصاحبه ای انجام نمیدید؟آیا امکانش رو ندارید؟یا دلیل دیگه ای داره؟؟
ممنون بابت اینهمه ایجاد ایمان قوی در مردم خیلی دوستتون دارم.
زبان قاصر است از بیان احساس درونی من و سایر عزیزانی که عمیقاً شما را درک کرده و به گفتههایتان ایمان آوردهاند.
مدت کوتاهی است با شما آشنا شدهام و در همین مدت کوتاه تمامی کلیپهای تصویری و صوتی شما را دانلود کردهام و حداقل یک یا دو بار به تماشا نشستهام.
هر بار که دیدم از خدا سخن میگویید و شکر خدا را بر زبان میرانید، بغض خفته در گلویتان را با تمام وجود حس میکنم.
با خود میاندیشم عمری است که ادعای مسلمانی دارم و سعی در ادای تکلیف نمودهام، لکن با دیدن شما به یکباره هوش از عقلم پریده و روح و روانم عاشقانه در پی یافتن حقیقت واقعی، دنبالهرو شما شده است.
پیش از این با افراد دیگری که در زمینههای موفقیت فعال بودهاند آشنا شدهام و از دورههای یکی از این اساتید استفاده میکنم.
اما خداوند مرا در مداری قرار داد که شما را ببینم، جنس حرفهای شما چیز دیگری است، در همین مدت کوتاه توانستم ارتباط خودم را با خودم، با خانوادهام، با خدا، انسانها و سایر کائنات بهتر کنم و امیدوارم که این روند همچنان صعودی ادامه پیدا کند.
سوالی در ذهنم هست که نتوانستم خوب آن را بفهمم:
بهرغم اینکه بارها تاکید فرمودهاید که برای ثروتمند شدن نیازی به هیچ کار سختی نیست و نیازی نیست که سختی فراوانی متحمل شویم؛ حتی در یکی از کلیپها (کدام مسیر بهتر است هموار یا ناهموار؟) اشاره فرمودید که با دیدن مصاحبهای از آقای سرریچارد برانسون مسیر کسب ثروت را در آسانی یافتید،
اما نکتهای که من را نگران و ذهنم را درگیر کرده این است که ظاهرا هر ثروتمندی قبل از ثروتمند شدن سختیهای فراوانی را تحمل کرده و بعد از آنکه به موفقیت مالی رسیده، روند آرامش و زندگی روان را تجربه کرده است؛
از جمله این افراد خود شما هستید؛ شمایی که با خانواده در آن شرایط سخت به بندرعباس میروید بدون داشتن هیچ شغلی؛ نداشتن خانه مناسبی برای اقامت خود و خانوادهتان،
رنجهایی که در مسافرکشی و چه و چه و چه …. متحمل میشوید،
چند سال بعد همه زندگیتان را وقف یک زوج جوان میکنید، به تهران میآیید،
حالا با دو بچه خردسال و نوزاد، شرایط سختتر میشود؛ در مسافرخانه زندگی میکنید،
سختیهای فراوانی را متحمل میشوید (همین الان که دارم اینها را مینویسم تنم به لرزه میافتد)؛
بعدها مبلغ زیادی (حدود 75 میلیون تومان) بدهی بالا میآورید و همه دوستان و کارمندانتان شما را ترک میکنند؛ (دستانم دارند میلرزند)
آیا لازمه موفقیت مالی برای من یا دیگر عزیزان هم باید اینطور رقم بخورد؟ یعنی باید رنجهایی را قبل از ثروتمند شدن تحمل کرد تا بعد به گنج ثروت و موفقیت مالی رسید!؟ (نابرده رنج گنج میسر نمیشود / مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد!!!!)
چون من سعی دارم روی باورهایم کار کنم و مرتبا دارم این کار را انجام میدهم اما هر موقع به فایلهایی که در آنها از سختیهایی که کشیدهاید میرسم، ناخودآگاه باوری در من شکل میگیرد که: «تو ثروتمند نخواهی شد چون زندگی آرامی داری، همسری داری که بسیار مهربان است، فرزندان سالم و زندگی آرامی داری! اما در چنین مشقتهایی گیر نیفتادهای تا آزمایش بشوی، و … »
خلاصه این که ته دلم یهو خالی میشود
دقت بفرمایید صحبت من فقط در زمینه مالی است؛
اگر مقدور بود اشارهای بفرمایید سپاسگزار خواهم بود.
عذرخواهم که اینقدر طولانی شد. اینجا هر کسی که وارد میشود، ناخودآگاه نویسنده میشود و درد دلش باز!
در پایان آرزوی سعادت روزافزونتان را از درگاه ایزد متعال خواستارم.
استاد خوشون هم تو دوره روانشناسی ثروت 3 گفتن که چون همه جا خونده بودن که موفقیت سخته و باید سختی کشید و باید پوستت کنده شه، این شرایط رو تجربه کردن. در واقع کسایی که موفقیت افراد رو تو کتاب ها و مستند ها تعریف می کنن دوست دارن اینطوری تعریف کنن تا جذاب تر باشه.
استاد اگر می گن که چه شرایطی رو داشتن به این دلیله که باور کنید که میشه شرایط هر کسی تغییر کنه حتی کسایی که تو شرایط شبیه شرایط قدیم استاد هستن یا حتی کسایی که شرایطشون خوبه.
اگه بتونید این دوره رو تهیه کنید بهتر متوجه می شدید.
از پاسخ ارزنده شما صمیمانه سپاسگزارم و از اینکه اینقدر دیر جواب شما را می دهم عذرخواهی می کنم چون با بخشهای مختلف سایت آشنایی نداشتم و نمی دانستم چه افراد نظرات مرا می بینند و پاسخ می دهند تا اینکه به تازگی از طریق پروفایل متوجه این موضوع شدم.
من به تازگی دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کردم اما قدرت خرید روانشناسی ثروت را ندارم، امیدوارم با راهنماییهای استاد عزیز در همین فایلهای رایگان و دوره ای که دارم و شما دوستان گرانقدر، مسیر پیشرفت و تعالی را طی کنم.
یه سوال خیلی اساسی و به نظر خودم کلیدی دارم و اون اینه که باید چی کار کرد که از فرکانس بی حالی و بی انگیزگی و کرخی و خواب آلودگی بیای بیرون و به فرکانس مقابلش دسترسی پیدا کنی؟ یعنی با چه افکار یا راه حلی میشه از بی حالی یا به عبارتی تنبلی در اومد؟
هیچی کار خاصی نمیخواد انجام بدی فقط حالتو یه کم خوب تر کن ……… فقطططط یه کم هاااااااا ……. همین
کار ساده ای هست دیگه مگنه دوست من
خب همین کارو انجام بده …… یه کم …… یه کم ……. یه کم ……. و بعد کم کم میبینی که که آروم آروم چه روند خوبی تو زندگیت ایجاد شده
دوست من خود استاد میگه وقتی ماشین روشن نمیشه اولش خیلی سخته و باید تلاش کنی و هولش بدی و …… اما بعد که تلاش کردی و انریی و وقت کذاشتی و ماشین روشن شد دیگه همه چیز رو غلطکه …… دوست من فقط اولش سخته ….. زندگی تو و زندگی ما ارزش اینو داره که رو خودمون کار کنیم و وقتو انرژی بذاریم….. به خدا ارزش داره …… ارزش داااااااره ………. داره ….. ارزششو داره
شاداب باشی دوست من
رو خودت کار کن و بیا از نتایجت برامون بنویس حتی اگه خیلی کوچیکه بنویس …… بنویس …….
ما مشتاقیم نتایج تو وبقیه دوستان رو بخونیم و دائم تو دلمون قانون رو تصدیق کنیم
یه سوال مدتهاست ذهن منو درگیر خودش کرده .من در حرفه خودم مشغول به کار هستم و تجربه زیادی هم دارم دو ساله که با شما اشنا شدم” قوانین جهان هستی”رو هم مو به مو اجرا میکنم تقریبا به ارامش روحی هم رسیدم باورای محدود کنندم رو هم شناسایی کردم روشون کار کردم احساسم رو هم سعی میکنم خوب نگه دارم هدف هم دارم ولی انگار نه انگار هیچ موفقیت مالی کسب نکردم بدتر هم شدم. بابا به زور که نمیشه ادم احساسشو خوب نگه داره از لحاظ مالی هم زیاد با گذشته فرقی نکردم ولی چند تا از همکارای خودم که کاملا برعکس کلا ادمای منفی گرای بی سواد و بی ایمان و ضد دین و اصلا فکرم نکنم از قوانین و کائنات و خدا وقانون جذب و فرکانس و…. سر در بیارن که هیچ مسخره هم بکنن هستن که خیلی سرشون شلوغه خیلی وضعشون از من بهتره روز به روزم بهتر میشه زندگیشون.از نظر کیفیت کاری هم با هم برابری میکنه کارامون.لطفا اینو واسه من توضیح بدین
چقدر زیبا و دلنشین .باور به خدا ،ایمان راستین به خدا و تبدیل شدن خدا به هر آنچه که می خواهیم و لذت بردن از زندگی و شکرگذار ی و شکرگذاری.
دغدغه ای که دارم راجع به بچه هاست و فرزند خودم بچه ای که چه بخواهم و چه نخواهم تحت تربیت من است طبق ذات وجودیش دسترسی به هر چیز برایش مبرهنه و تمایل داره که هر چیزی رو داشته باشه چطور می تونم مجابش کنم که نه باورهای فراوانیش رو تخریب کنم و هم اینکه از بچه گی با قوانین آشنا باشه و طبق این قوانین بزرگ بشه ؟
استاد سوالی که منو در گیر خودش کرده وحتی توی زندگی روزمره باهاش در گیرم شک و بدبینی ذهنی که نسبت به همه چیز در ذهن و فکرم به وجودمیاد هستش ایا شما در حین طی کردن مسیر های زندگیتون به این حالت رسیدید ؟چطور باهاش مقابله کردید یادمه توی یکی از دورهاتون میگفتید سخت ترین کار تغیر افکار هستش چگونه شما این سختی رو گذروندید ؟ من در هر کاری اولش خوب پیش میرم تا اینکه این شک بدبینی میاد سراغم باعث کم کاریم میشه حتی توی رابطه با دیگرانم اثر میذاره همیشه باعث میشه زیاد نتونم با کسی کنار بیام ومعاشرت کنم خیلی دوست دارم از این افکار دور باشم راه حلشو میخام بدونم ؟
ودیگه اینکه شما چطور ارتباط بین ذهن وروحتون قوی تر کردید ؟چطور خودتون صادقانه به خدا وصل کردید ؟
همیشه دوست داشتم نحوه توکل های راستین شما رو بدونم که در موقعیت های که توکل به خدا داشتید چه رفتارهای انجام میدادید ؟
استاد یه سوال خیلی مهم دارم میدونی یه وقتایی شروع میکنم چند تا عبارت رو گفتن و در کنارش مثلا کنترل ورودی ها رو و شکر گذاری رو بعد از چند روز شروع میکنم به نتیجه گرفتن ولی چون نمیدونم کدوم تمرین باعث این نتایج شده وچون دوست دارم موفقیتم بهتر و بیشتر بشه مثلا پیش خودم میگم این نتایج برای فلان عبارت بود که تکرارش میکردم زمانم رو میذارم برای همون عبارت و خوب به مراتب به باقی تمرینها نمیرسم یا کم میرسم و به سرعت همه چیز بد میشه و برمیگرده به حالت قبل …
لطفا راهنمایی کنین … زمانی که داریم نتیجه میگیریم و نتایج خوبن چه باید کرد برای بیشتر و بهتر شدن شرایط …
سلااااااااااااام خدمت استاد مهربونم و دوستن هم فرکانسیم
برای اولین بار میخام تو مسابقه ای شرکت کنم و چقدر جالب متوجه این مسابقه شدم.امروز با خودم گفتم چندین وقته هیچ ایمیلی برام نمیاد بابت دوره های استاد و اومدم سایت و دیدم عه؟این فایل هست و چرا برای من نیومده؟حتی حواسم نبود به مبلغ و…گفتم همین که میتونم سوال بپرسم و اونم تو اخریم روز خیلی خوشحال شدم.خدایا شکرت
ازتون بینهایت ممنونم که به تک تک سوالاتم جواب میدین
1-سوال اولم در مورد خدای مهربونمه و چیزهایی که در قران گفته.نماز و روزه.من تو بخش عقل کل هم گفتم و دوستان خیلی محبت کردن جواب دادن ولی دوس دارم نظرش شما رو هم بدونم.من با شکرگزاری خییییییییلی حس عالی ای دارم که در نماز خوندن ندارم.درسته که نماز برای خودمون خوبه و یه جور شکرگزاری محسوب میشه ولی من با نوشتن و چشامو بستن و…حسم بهتر میشه.اینکه شما هم نماز میخونین؟
2-سوال بعدیم در حیطه ی روابط هست.خب من 26 سالمه و نمیدونم دقیقا روابط سطحی برقرار کردن یعنی چی؟تو ایران شدنیه ؟چون بشخصه من قصدم روابط سطحی هست و لی اون افراد به مرور هم حسشون به من تغییر میکنه و حسابی وابسته میشن که من ازشون فراری ام و بعضیشون هم پیشنهاد رابطه ی عمیق میدادن که کلا بلاک میشدن.خخخخخ.ولی ولی ولی استادم؟نمیدونم چیکار کنم تو این شرایط؟همشونو بلاک کنم و منتظر فردی باشم که ویژگیهاشو نوشتم؟نیازی نیس که روابط سطحی داشته باشم؟
3-سوال سومم در مورد شغل و درامد و کسب و کار خودمون هست.من با استفاده از فایل چگونه در عرض یک سال درامد خود را سه برابر کنیم تونستم درامدمو بیشتر از سه بربار کنم حتی.درامدم الان نزدیک یه تومنه .دلم میخاد بشه دو سه تومن.ارشد روان شناسی هم دارم.تو این حوزه هم فعالیتهای جزیی دارم و خب خییییلی هم علاقه دارم .میخام یه ولی بگم که خودمم جوابشو میدونما ولی میخام راهکار بگین.ولی دوره های روانشناسی که باید مدرکشو بگیرم هر کدوم از دو سه تومن تا 12 تومن هست که فعلا نمیتونم شرکت کنم.میخام در کنار روانشناسی کاری انجام بدم که درامدم به 3 تومن برسه تا شروع کنم به دوره ها رو گذروندن.حتی یه بار این ایده به ذهنم رسید که از طریق اموزه های شما مشاوره بدم به افراد .ولی نمیدونم قابل قبول هست عایا؟اینکه مراجع تو چه مداری باشه مهم نیس؟
تازه.هنوز درامد سه تومن تو ذهن من یکم بزرگه ولی شدنی.بنظرتون با این طرز فکر کارمو شروع کنم یا دنبال کاری باشم که این درامدا برام راحت بشه؟
به طور کلی ازتون میخام در حوزه اینکه مثلا یه روانشناس یا کسی که دانشجو پزشکی هست یا هر شغل دیگه ای چه باور هایی ایجاد کنه؟
دیشب این ایده اومد تو ذهنم که میتونین برای دوره های بعدی اینجوری عمل کنین که برای هر صنف یا رشته و…فایل هایی اماده کنین که باورهای قدرتمند درونش باشه و راه حل های جزیی بدین در مورد هر رشته و شغل.میدونم فرقی ندراه ها.در حد ایده اومد و بهم الهام شد.
4-استاد؟دیدن نشانه ها یعنییییییییییییی ما داریم بهش میرسیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یا اینکه ممکنه اگر خیالمون راحت بشه که خببببببببب نشانه ها رو دارم میبینم پسسسسسسسس بهش میرسم و رهاش کنم ممکنه بهش نرسم؟تا کی باید دیدن نشانه وجود داشته باشه؟دیدن نشانه ممکنه برر اساس توجه ما به موضوعی شکل بگیره خب.از کجا بفهمیم الهام و ایده و رسالت منه؟
ازتون بازززززززززز هم ممنون که پاسخگو هستین استاد مهربون و دوست داشتنی مااااااا
دوستتون دارم
در پناه الله یکتااااااا
سلام استاد ارزشمندم
سلام دوستان عزیز م
خدا رو شکر که در این فضا، این روزها و کنار شما هستم
خدا رو شکر بابت دوره ها و فایل ها و کامنت ها…چقدر زیاد و عالی
استاد عزیزم نوشتن برات چه حال خوبیه، وقتی میدونم می خونی… سوال ها رو دوستانم پرسیدن، سوال خاصی ندارم، فقط خواستم برات بنویسم که هستم.. توی تیمت هستم و گوش به حرف هات… حرف هایی که هر روز حالم رو بهتر میکنه.. آرامشم رو بیشتر میکنه.. خدا رو بهم نزدیک تر میکنه.. سپاس گزاریم رو بیشتر میکنه… نعمت های زندگی رو اضافه تر و چشم من رو به نعمت ها باز تر میکنه..
استاد عالی هستی. بی نظیر. روز به روز زندگی بیشتر به کامت باشه
متشکرم که نوشته من رو می خونی
از صمیم قلبم برات خوشبختی آرزو میکنم. در دنیا و آخرت
استادعزیزوبزرگوارسلام
خیلی خوشخالم که میتونم سوالاموازاستادبزرگم بپرسم
استاد سوالی که داشتم اینه:
شماتوی صحبتاتون فرمودین که من سال 86شروع کردم به تغییر وسال 87اولین سمینارموبرگزارکردم دزصورتیکه نه مدرکی داشتم نه تجربه ای ،استادچطوری اینکاروانجام دادین؟چطوری خودتون روبه اون سطح ازاگاهی رسیدیدکه تونستیداموزش بدید من خودم به شخصه وقتی یه کتاب میخونم بعدمیخوام برایکی توضیح بدم نصفش یادم رفته،استادلطفا توی این موضوع راهنماییم کنیدچون من یکی از ویژن های بزرگم اینه ومیخوام ازشماکه بزرگترین الگوم دراین زمینه هستیدکمک بگیرم.استادلطفااگرمیشه برام توضیحزبدیدکه شماچه کارکردیدوافرادب مثل من که این هدفودارن چیکارکننن
سوال دیگه ای که دارم اینه شما بارهافرمودیدکه من کارهاموباالهاماتی که بهم میشه انجام میدم چطوری به این شهوددست پیداکردید وازکجانشانه هاروتشخیص میدادید(منظورم اوایل مسیره که مثل ماهاتازه واردبودید)
استادزمانیکه همه زندگیتونورهاکردیدرفتیدبندرعباس یازمانیکه اومدیدتهران وازصفرشروع کردیدچطورتونستیدخانوادتونوباخودتون همراه کنید،همسرتون مخالفت نمیکرد،مسخرتون نمیکردو…
من خودم الان همسرم باهام همراه نیست حتی مسخرمم میکنه
استادچطورازانرژی های منفی اطرافتون رهامیشدید،چطورتوی مسیربه خودتون انرژی میدادید
ماها یه الگویی داریم مثل شما
اماشماچطوری میرفتیدجلو ازکی الگومیگرفتید ازکجامیدونستید که جواب میده،ایاهیچوقت نشدبه خوذتون بگید ولش کن اگه اینجوری بودکه همه جواب میگرفتن،حالایه چیزی توکتاباگفته و….
من خودم بااین همه الگوگاهی وقتا به شک میوفتم یامیگم ولش کن باباجواب نمیده شماچیکارمیکردید
استادشماتودوره ی عشق ومودتون میگیدمن روابط خیلی عالی باپسرم دارم روابط خیلی عالی باهمسرم دارم وتاحالاعشق مثل عشق خودم ندیدم ولی شماکه ازهمسرتون جداشدید،استاداین سوالی که پرسیدم برااین نیست که توزندگی شخصیتون تجسس کنم امازمانیکه این موضوع روفهمیدم یکم دچارتضادشدم البته مایه گروه هستیم که باهم روی فایل های شماکارمیکنیم همه ی اون افرادهم وقتی من ازش پرسیدم همین حس روداشتن ومیگفتن استادکه اینقدر دم ازروابط عاشقانه میزنه که ازهمسرش جداشده
استادعذرخواعی میکنم ازسوال اخرم وخب ذهنمودرگیرکرده بودتوی بعضی مسائل که ازشماشنیدم باعث شدبه تضادبخورم
استادازلطف ومحبتی که بهمون دارید سپاسگزارم
امیدوارم به سوالام جواب بدیدمخصوصاسوال اولم
سلام
شما نوشتی استاد دم از روابط عاشقانه میزنه ولی از همسرش جا شده ؟ ! یعنی کسی که تو زندگیش به مریضی دچار شده و اون روزا رو پشت سر گذاشته نمیتونه دم از سلامتی و شادابی بزنه ؟
کسی که یه بار نمره بد گرفته تو امتحان مدرسه و حالا شاگرد اول کلاسه نمیتونه دم از خوب درس خوندن و نمره ی خوب گرفتن بزنه ؟
دوست خوبم نمیدونم کدوم یکی از محصولات استاد رو داری اما استاد خودش در مورد همسر سابقش میگه از وقتی رو خودش کار کرده تو تماااااام سالها به جز این سال آخر که از همسرش جدا شده روابط فوق العاده عالی رو تجربه کرده …… الانم که استاد امریکاست و سه تایی دارن عاااالی زندگی میکنن ……..
دوست من یه فایلی هست که استاد از اون موقع ها که تو بندر عباس بوده وخونش خیلی کوچیک بوده رو سایت گذاشته …… اونجا استاد و همسرش از نظر مالی هیچی ندارن هیچی …. ولی دلشون شاده …… راجب خونشون کلی میخندن و مسخره بازی در میارن خخخخخخخخخخخخ
حالا فرض کنیم که حق با شما باشه و استد که دم از این حرفا میزنه خودش یه بار جدا شده ……. حالا شما اینو به من بگید: کسی رو میشناسید که از همسرش هم جدا نشده باشه و یههمچین زندگی عااااااشقانه و عااااالی رو تجربه کرده باشه ؟ …………. خب استاد باشه یهبارم جدا شده ولی فعلا که از نظر روابط خیلی عالی و فوق العاده ست و ما تو اظرافم الگویی بهتر از استاد فعلا نداریم …… پس بهتره بهاین آدم که نتیجه تو دستشه اعتماد کنیم …..
دوست من شما نوشتی : من خودم الان همسرم باهام همراه نیست حتی مسخرمم میکنه
میخوام بگم این همه جاییه شما یک سال و خورده ای هست که به این جمع پیوستی ….. یه کم کامنت های دوستان رو بخونی متوجه میشی که بیشتر بچه ها با یه همچین قضیه ای دست و پنجه نرم کردن …….. اصلا طبیعیش همینه ……. که دیگران قبول نکن ….. اگه قرار بود همه قبول کنن که خب دیگه همه این قوانین و میدونستن و عمل میکردن و دنیا گلستان بود و من دیگه نمیخواست این همه تایپ کنم خخخخخ سرطان انگشت گرفتم خخخخخخ
اشککال نداره دوست من …. منم اون اوایل یه چند باری از استاد با خواهر کوچیکم حرف زدم …… بعد یه بار با هم دعوا کردیم من سرش داد زدم ….. ناراحت شد و شاکی شد و گفت : هان عباس منش گفته سر خواهر گوچیکت داد بزنی ؟! خخخخخخخخ
میخوام بگم بهترین راه اینه که سعی کنی این قوانین رو مثل یه راز تو دلت نگه داری ….. و رو خودت کار کنی و بهتر و بهتر شی ….. و نتیجه تو دستت باشه … اون موقع همون آدما میان میگین چی شد تغییر کردی برای ما هم توضیح بده …… مثل آبجی من که با اینکه کوچیکتره و از قانون اون طوری که من میدونم نمیدونه ولی به طرز عجیبی باخودش در صلحه و زندگیش خوب پیش میره و الانا که من بلاخره یه سری نتایج رو گرفتم اون به حرفم گو ش میده و من راحت راجب استاد و قوانین باهاش حرف میزنم …….
فقط رو خودت کار کن دوست من ….. همه چیز اوکی میشه …….. همه چیز …. همه چیز
شاداب باشید
سلام استاد عزیزم هزاران بار ممنون و متشکر بابت اینهمه کمک وراهنمایی که دارید به انسانها میکنید به نظر من کاری پیامبرگونه انجام میدید امیدوارم همیشه با ایمان قوی تر به جلو گام بردارید.
چندتا سوال ازتون دارم. شما توی فایل رایگانی که اخیرا منتشر کردید گفتید هنوز کسی رو در جهان ندیدم که این قانون رو اینقدر خالص درک و بیان کرده باشه 1) آیا خانم استر هیکس هم به این درجه از خلوص نرسیده؟2)چرا با خانم استر هیکس مصاحبه ای انجام نمیدید؟آیا امکانش رو ندارید؟یا دلیل دیگه ای داره؟؟
ممنون بابت اینهمه ایجاد ایمان قوی در مردم خیلی دوستتون دارم.
عرض سلام خدمت استاد عزیز
زبان قاصر است از بیان احساس درونی من و سایر عزیزانی که عمیقاً شما را درک کرده و به گفتههایتان ایمان آوردهاند.
مدت کوتاهی است با شما آشنا شدهام و در همین مدت کوتاه تمامی کلیپهای تصویری و صوتی شما را دانلود کردهام و حداقل یک یا دو بار به تماشا نشستهام.
هر بار که دیدم از خدا سخن میگویید و شکر خدا را بر زبان میرانید، بغض خفته در گلویتان را با تمام وجود حس میکنم.
با خود میاندیشم عمری است که ادعای مسلمانی دارم و سعی در ادای تکلیف نمودهام، لکن با دیدن شما به یکباره هوش از عقلم پریده و روح و روانم عاشقانه در پی یافتن حقیقت واقعی، دنبالهرو شما شده است.
پیش از این با افراد دیگری که در زمینههای موفقیت فعال بودهاند آشنا شدهام و از دورههای یکی از این اساتید استفاده میکنم.
اما خداوند مرا در مداری قرار داد که شما را ببینم، جنس حرفهای شما چیز دیگری است، در همین مدت کوتاه توانستم ارتباط خودم را با خودم، با خانوادهام، با خدا، انسانها و سایر کائنات بهتر کنم و امیدوارم که این روند همچنان صعودی ادامه پیدا کند.
سوالی در ذهنم هست که نتوانستم خوب آن را بفهمم:
بهرغم اینکه بارها تاکید فرمودهاید که برای ثروتمند شدن نیازی به هیچ کار سختی نیست و نیازی نیست که سختی فراوانی متحمل شویم؛ حتی در یکی از کلیپها (کدام مسیر بهتر است هموار یا ناهموار؟) اشاره فرمودید که با دیدن مصاحبهای از آقای سرریچارد برانسون مسیر کسب ثروت را در آسانی یافتید،
اما نکتهای که من را نگران و ذهنم را درگیر کرده این است که ظاهرا هر ثروتمندی قبل از ثروتمند شدن سختیهای فراوانی را تحمل کرده و بعد از آنکه به موفقیت مالی رسیده، روند آرامش و زندگی روان را تجربه کرده است؛
از جمله این افراد خود شما هستید؛ شمایی که با خانواده در آن شرایط سخت به بندرعباس میروید بدون داشتن هیچ شغلی؛ نداشتن خانه مناسبی برای اقامت خود و خانوادهتان،
رنجهایی که در مسافرکشی و چه و چه و چه …. متحمل میشوید،
چند سال بعد همه زندگیتان را وقف یک زوج جوان میکنید، به تهران میآیید،
حالا با دو بچه خردسال و نوزاد، شرایط سختتر میشود؛ در مسافرخانه زندگی میکنید،
سختیهای فراوانی را متحمل میشوید (همین الان که دارم اینها را مینویسم تنم به لرزه میافتد)؛
بعدها مبلغ زیادی (حدود 75 میلیون تومان) بدهی بالا میآورید و همه دوستان و کارمندانتان شما را ترک میکنند؛ (دستانم دارند میلرزند)
آیا لازمه موفقیت مالی برای من یا دیگر عزیزان هم باید اینطور رقم بخورد؟ یعنی باید رنجهایی را قبل از ثروتمند شدن تحمل کرد تا بعد به گنج ثروت و موفقیت مالی رسید!؟ (نابرده رنج گنج میسر نمیشود / مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد!!!!)
چون من سعی دارم روی باورهایم کار کنم و مرتبا دارم این کار را انجام میدهم اما هر موقع به فایلهایی که در آنها از سختیهایی که کشیدهاید میرسم، ناخودآگاه باوری در من شکل میگیرد که: «تو ثروتمند نخواهی شد چون زندگی آرامی داری، همسری داری که بسیار مهربان است، فرزندان سالم و زندگی آرامی داری! اما در چنین مشقتهایی گیر نیفتادهای تا آزمایش بشوی، و … »
خلاصه این که ته دلم یهو خالی میشود
دقت بفرمایید صحبت من فقط در زمینه مالی است؛
اگر مقدور بود اشارهای بفرمایید سپاسگزار خواهم بود.
عذرخواهم که اینقدر طولانی شد. اینجا هر کسی که وارد میشود، ناخودآگاه نویسنده میشود و درد دلش باز!
در پایان آرزوی سعادت روزافزونتان را از درگاه ایزد متعال خواستارم.
سلام دوست عزیز
استاد خوشون هم تو دوره روانشناسی ثروت 3 گفتن که چون همه جا خونده بودن که موفقیت سخته و باید سختی کشید و باید پوستت کنده شه، این شرایط رو تجربه کردن. در واقع کسایی که موفقیت افراد رو تو کتاب ها و مستند ها تعریف می کنن دوست دارن اینطوری تعریف کنن تا جذاب تر باشه.
استاد اگر می گن که چه شرایطی رو داشتن به این دلیله که باور کنید که میشه شرایط هر کسی تغییر کنه حتی کسایی که تو شرایط شبیه شرایط قدیم استاد هستن یا حتی کسایی که شرایطشون خوبه.
اگه بتونید این دوره رو تهیه کنید بهتر متوجه می شدید.
آقای حیدری عزیز
عرض سلام و احترام
از پاسخ ارزنده شما صمیمانه سپاسگزارم و از اینکه اینقدر دیر جواب شما را می دهم عذرخواهی می کنم چون با بخشهای مختلف سایت آشنایی نداشتم و نمی دانستم چه افراد نظرات مرا می بینند و پاسخ می دهند تا اینکه به تازگی از طریق پروفایل متوجه این موضوع شدم.
من به تازگی دوره کشف قوانین زندگی را تهیه کردم اما قدرت خرید روانشناسی ثروت را ندارم، امیدوارم با راهنماییهای استاد عزیز در همین فایلهای رایگان و دوره ای که دارم و شما دوستان گرانقدر، مسیر پیشرفت و تعالی را طی کنم.
باز هم از لطف شما سپاسگزارم.
با سلام خدمت اقای عباس منش عزیز
یه سوال خیلی اساسی و به نظر خودم کلیدی دارم و اون اینه که باید چی کار کرد که از فرکانس بی حالی و بی انگیزگی و کرخی و خواب آلودگی بیای بیرون و به فرکانس مقابلش دسترسی پیدا کنی؟ یعنی با چه افکار یا راه حلی میشه از بی حالی یا به عبارتی تنبلی در اومد؟
سلام
هیچی کار خاصی نمیخواد انجام بدی فقط حالتو یه کم خوب تر کن ……… فقطططط یه کم هاااااااا ……. همین
کار ساده ای هست دیگه مگنه دوست من
خب همین کارو انجام بده …… یه کم …… یه کم ……. یه کم ……. و بعد کم کم میبینی که که آروم آروم چه روند خوبی تو زندگیت ایجاد شده
دوست من خود استاد میگه وقتی ماشین روشن نمیشه اولش خیلی سخته و باید تلاش کنی و هولش بدی و …… اما بعد که تلاش کردی و انریی و وقت کذاشتی و ماشین روشن شد دیگه همه چیز رو غلطکه …… دوست من فقط اولش سخته ….. زندگی تو و زندگی ما ارزش اینو داره که رو خودمون کار کنیم و وقتو انرژی بذاریم….. به خدا ارزش داره …… ارزش داااااااره ………. داره ….. ارزششو داره
شاداب باشی دوست من
رو خودت کار کن و بیا از نتایجت برامون بنویس حتی اگه خیلی کوچیکه بنویس …… بنویس …….
ما مشتاقیم نتایج تو وبقیه دوستان رو بخونیم و دائم تو دلمون قانون رو تصدیق کنیم
سلام به استاد گرامی
یه سوال مدتهاست ذهن منو درگیر خودش کرده .من در حرفه خودم مشغول به کار هستم و تجربه زیادی هم دارم دو ساله که با شما اشنا شدم” قوانین جهان هستی”رو هم مو به مو اجرا میکنم تقریبا به ارامش روحی هم رسیدم باورای محدود کنندم رو هم شناسایی کردم روشون کار کردم احساسم رو هم سعی میکنم خوب نگه دارم هدف هم دارم ولی انگار نه انگار هیچ موفقیت مالی کسب نکردم بدتر هم شدم. بابا به زور که نمیشه ادم احساسشو خوب نگه داره از لحاظ مالی هم زیاد با گذشته فرقی نکردم ولی چند تا از همکارای خودم که کاملا برعکس کلا ادمای منفی گرای بی سواد و بی ایمان و ضد دین و اصلا فکرم نکنم از قوانین و کائنات و خدا وقانون جذب و فرکانس و…. سر در بیارن که هیچ مسخره هم بکنن هستن که خیلی سرشون شلوغه خیلی وضعشون از من بهتره روز به روزم بهتر میشه زندگیشون.از نظر کیفیت کاری هم با هم برابری میکنه کارامون.لطفا اینو واسه من توضیح بدین
با تشکر
سلام به استاد عزیز
چقدر زیبا و دلنشین .باور به خدا ،ایمان راستین به خدا و تبدیل شدن خدا به هر آنچه که می خواهیم و لذت بردن از زندگی و شکرگذار ی و شکرگذاری.
دغدغه ای که دارم راجع به بچه هاست و فرزند خودم بچه ای که چه بخواهم و چه نخواهم تحت تربیت من است طبق ذات وجودیش دسترسی به هر چیز برایش مبرهنه و تمایل داره که هر چیزی رو داشته باشه چطور می تونم مجابش کنم که نه باورهای فراوانیش رو تخریب کنم و هم اینکه از بچه گی با قوانین آشنا باشه و طبق این قوانین بزرگ بشه ؟
ممنون از شما
سلام
استاد سوالی که منو در گیر خودش کرده وحتی توی زندگی روزمره باهاش در گیرم شک و بدبینی ذهنی که نسبت به همه چیز در ذهن و فکرم به وجودمیاد هستش ایا شما در حین طی کردن مسیر های زندگیتون به این حالت رسیدید ؟چطور باهاش مقابله کردید یادمه توی یکی از دورهاتون میگفتید سخت ترین کار تغیر افکار هستش چگونه شما این سختی رو گذروندید ؟ من در هر کاری اولش خوب پیش میرم تا اینکه این شک بدبینی میاد سراغم باعث کم کاریم میشه حتی توی رابطه با دیگرانم اثر میذاره همیشه باعث میشه زیاد نتونم با کسی کنار بیام ومعاشرت کنم خیلی دوست دارم از این افکار دور باشم راه حلشو میخام بدونم ؟
ودیگه اینکه شما چطور ارتباط بین ذهن وروحتون قوی تر کردید ؟چطور خودتون صادقانه به خدا وصل کردید ؟
همیشه دوست داشتم نحوه توکل های راستین شما رو بدونم که در موقعیت های که توکل به خدا داشتید چه رفتارهای انجام میدادید ؟
سپاس از این ایده جالبتون
باعرض سلام و ادب
استاد گلم خیلی دوست دارم … خیلی ازت یاد گرفتم …
استاد یه سوال خیلی مهم دارم میدونی یه وقتایی شروع میکنم چند تا عبارت رو گفتن و در کنارش مثلا کنترل ورودی ها رو و شکر گذاری رو بعد از چند روز شروع میکنم به نتیجه گرفتن ولی چون نمیدونم کدوم تمرین باعث این نتایج شده وچون دوست دارم موفقیتم بهتر و بیشتر بشه مثلا پیش خودم میگم این نتایج برای فلان عبارت بود که تکرارش میکردم زمانم رو میذارم برای همون عبارت و خوب به مراتب به باقی تمرینها نمیرسم یا کم میرسم و به سرعت همه چیز بد میشه و برمیگرده به حالت قبل …
لطفا راهنمایی کنین … زمانی که داریم نتیجه میگیریم و نتایج خوبن چه باید کرد برای بیشتر و بهتر شدن شرایط …
؟؟
عاشقتم استاد گلم
موفقیت بیشتر و سلامتی رو براتون آرزو میکنم .