مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 83 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد حکیمی گفته:
    مدت عضویت: 3247 روز

    سلام استاد عزیز . من دوره ی قانون آفرینش شما رو تهییه کردم و توی جلسه ی پنجم این محصول قدرت سوال رو ب من یاد دادی و واقعا بهترین سوالاتی هست که ی شخص میتونه توی طول روز از خودش بپرسه و جواب بده .

    یکی از سوالات این بود که از چه راههای درستی میتوانم پول بیشتری بسازم ؟؟؟؟

    خب من وقتی ب این سوال جواب میدم ایدهای خیلی زیادی ب ذهنم میاد که میتونم از این طریق ها درامد بیشتری برای خودم ایجاد کنم ولی مسئله اینکه من باید وقتم رو بزارم‌ روی اینکار ها تا بتونم عملیشون کنم تا درآمدم بالاتر بره ولی منو از اون مسیری که میخوام در آینده اون شغل رو داشته باشم یکم دور میکنه و تمرکز رو از من میگیره و منو حتی شاید خسته کنه .

    سوالی که میخوام شما توی دوره ی آنلاین بعد جواب بدین اینکه : آیا باید برم دنبال مهارت های دیگم و اونا رو هم قوی تر کنم و ازشون درآمدزایی کنم یا تمام توجه خودم رو بزارم روی کاری که‌ میخوام توی آینده داشته باشم ؟؟؟ (خب درسته الان ازش درآمدی ندارم ولی 100 درصد مطمئنم که در آینده خیلی نزدیک کلی ازش درآمد خواهم داشت . )

    شما الان خودتون چند تا شغل دارید ؟ تمام توجهتون رو روی همین کار گذاشتید ؟

    چیکار باید بکنم استاد لطفا اگه میشه جواب بدید

    امیدوارم بتونم دوره جهان بینی توحیدی 1 رو بخرم و تبریک میگم ب همه ی کسایی که با شما در سفر همراه هستن . ???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    Morteza گفته:
    مدت عضویت: 3067 روز

    سلام.

    استاد لطفا فرمول و شیوه تغییر باورها رو توضیح بدید.مثلا کسی که مثل من در اعماق ناخودآگاهش این باور وجود داشته باشه که مردم فلان شهر یا کشور ادم های خوبی نیستند.یا هرچی صادق تر باشی بیشتر تورو ابله فرض میکنند و ازت سواستفاده میکنند رو چطور تغییر بدم و به باور قدرتمند کننده تبدیل کنم؟؟؟

    همین یکساعت پیش متوجه یکی از باورهام شدم. برای nامین بار از کارفرمام خواستم که بهم پول بده.هرچی میخوام یه جوری کارکنم که سرماه به ماه حقوقم رو بهم بده نمیشه اخرش.حتی چندبار علنا بهش گفتم.ولی نمیشه.همین چندساعت پیش ازش خواستم 500تومن بهم پول بده.با اینکه از ماه قبل 250 تومن ازش طلب دارم و نیمی از این ماه گذشته ولی باز هم گفت باشه ببینم چی میشه ولی نفرستاد.منم خیلی بهم ریختم و خواستم بهش پیام بدم که فکر یه شاگرد کن و من میرم جای دیگه سرکار.ولی بعد یاد حرف شما افتادم که وقتی تو فرکانس بد باشی همه برخوردهات با ادمها و شرایط همینجوریه.و باید باورهامو عوض کنم.من همیشه اینو شنیده بودم و پذیرفتم که با کارفرماها نباید صادق باشی وگرنه ازت سواستفاده میکنند. و دیده بودم که هرچی شاگرد به کارفرماشون بدی میکنن و از کار میذردن ؛کارفرما بیشتر هواشونو داره.چجوری این باور رو باید عوض کرد و به احساس خوب رسید.

    اینقد گیج شدم که اصلا خودمم نمیدونم چی مینویسم.اگر کسی از دوستان هم جواب منو بده ممنون میشم.

    خیلی خوشحال شدم وقتی ریشه این باور محدود کننده ام رو پیدا کردم ولی نمیدونم چجوری باور قدرتمند کننده بسازم بجاش.

    سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4306 روز

      سلام دوست خوبم

      با اجازه ی استاد میخوام جواب این دوستمون رو از دید خودم عرض کنم

      دوست خوبم تمرکز شما روی این موضوعه که کسی قدر زحمات شما رو نمیدونه …… میدونم هر بار که کافرما باهات بد حرف میزنه یا یه چیزی میگه که ناراحت میشی با خودت میگی این آدم لیاقت منو نداره ….. من زیادی باهاش صادقم …… اگه منم از کار میزدم قدر منو بیشتر میدونستی و ……

      استاد میگه وقتی واسه بقیه داری کار میکنی جوری کار کن که انگار اون کار مال خودته …… 10 دقیقه زودتر سر کارت باش … تمرکزت رو بذار رو بهتر انجام دادن کارت …. و به این فکر کن که من خودم کار فرما هستم و الان این کسب و کار مال خودمه …. چه طوری باید رفتار کنم ….. و اگه این کسب و کار مال من بود دوست داشتم چه جور شاگردی داشته باشم ؟ چند تا از خصوصیات شاگردی رو که دوست داشتی میداشتی بنویس و سعی کن خودت همون طوری رفتار کنی ….. اگه وقتی شاگردی خوب کار کنی و عالی باشی اون موقع اگر کسب و کار خودت رو بزنی هممیتونی بهترین باشی …..

      دوست من حست نسبت به کارفرمات خوب نیست به نظرم و به چشم یه آدم که داره ازت سو استفاده میکنه بهش نگاه میکنی …. اون با سخت گیری هاش تو رو مقاوم تر بار آورده ….. شاید سخت گیری هاش به خاطر اینه که ازت بیشتر توقع داره ….. شاید پولتو درست ودرمون و کامل بهت نمیده چون فکر میکنه اگه ازش طلبی نداشته باشی تعهد به موندن نداشته باشی ….. شاید شاگرد خیلی خوبی هستی و اون میخواد تو رو با این طرفند که پولتو بهت کامل نمیده یا به موقع نمیده … میخواد شما رو پیش خودش نگه داره ….. فقط باورهاش ضعیفه و طفلک نمیدونه باید چه طوری رفتار کنه …..

      میبینی وقتی حستو خوب میکنه حداقل یه ذره همه چیز بهتر میشه

      فردا میز کارتو تمیز کن یا جایی که خودت کار میکنی رو تمیز کن ….. یه گلدون بذار تو محل کارت …. یا که لیوان قشنگ بگیر و برای خودت بذار رو ی میزت ….. اگه لباس کار داری بشورش و تمیزش کن ….. نمیدونم یه کاری بکن …. محیط کار آدم جایی هست که آدم ساعتها از روز رو در اون محیز میگذرونه ….. شما خودت ارزشت اینه که یه جای خوب و ایده آل کار کنی …. شروع کن از یه تغییر کوچیک که بهت حس خوب میده شروع کن ……..

      دوست خوب من بذار یه خاطره از خودم برات بگم …. من هم به نظر خودم و هم به گفته یی مدیرم بهترین پرسنل جایی هستم که دارم توش کار میکنم ….. یه بار وقتی خطایی ازم سر زد چنان منو دعوا کرد که با اینکه مغرورم ولی اشک از چشمام سرازیر شد … وسط دعوا کردنش بهم گفت هرررر کسی این خطا رو بکنه ….. تو نباید خطا کنی ….. تو سمانه ای ….. من ازت توقع بیشتری دارم ….. بچه ها یهو متوجه این نکته خوب شدم که اشکالی نداره داره منو دعوا میکنه ….. ازم توقع داره …. چون سمانه ام … چون بهترینم ازم توقع بیشتری داره ….. و اصلا فکرشم نمیکنه من خطا کنم ….. حتی همکارام میگفتن سمانه از همه بیشتر تو رو عوا مکینه هاااااا تو خیلی طاقتت زیاده دختر ….. باورتون نمیشه من میخندیدم و خودمو لوس میکردم و میگفتم میبینی …… من خیلی دختر مظلومی ام.. ….. ولی تو دلم میگفتم من لحظه به لحظه دارم کاربلد تر و قوی تر میشم …… من نگاهمو عوض کردم ….. دیگه از دعوا کردن مدیرم نترسیدم ….. و گفتم بهتر و بهتر میشم …… تو یه دفتر اشتباهمو مینوشتم تا دیگه تکراراش نکنم ….. من روز به روز قوی تر شدم و الان از بقیه خیلی بهترم و فروشم هم از بقیه بیشتره و همون طوری که گفتم از دید خودم و از دید مدیرم بهترین پرسنل هستم….. دوست خوبم میتونم به جرات بگم از اون به بعد سعی کردم بهتر و بهتر شم ….. و این طوری هم شد …. در نهایت هم به یه موقعیت شغلی رسیدم که دلم میخواست برسم …..

      گاهی آخر ماه که میشه و موقع حقوق گرفتن میشه ….. حقوقو من در اکثر 99 درصد موارد از بقیه بیشتره چون فروشم بیشتره …چون با خودم میگم من فقط پرسنل نیستم …. من مدیرم و این کسب و کار مال خودمه …… بیزینس خودمه …….. دارم ریزه کاری هایی رو یاد میگیرم که وقتی کسب و کار خودم رو شروع کنم دونستن این ریزه کاریها خیلی به دردم میخوره …..من فقط نگاهمو تغییر دادم ……. فقط اگه مدیرم دعوام کرد گفتم اشکالی نداره منم بودم شاید پرسنلمو دعوا میکردم …. من اون موقع به خودم حس خوب دادم و حالا با سواد ترینشون منم ….. بیتشرین حقوق رو میگیرم …. و بهترینم ….. و بود ونبودم رو روند کارها خیلی تاثیر میذاره …….

      در واقع اون تضاد ها فقط منو قوی تر کرد ….. چون من به چشم تضاد بهش نگاه کردم وتوجهم رو گذاشتم روی حس بهتر داشتن ….

      شاداب باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      غزل بانو گفته:
      مدت عضویت: 3388 روز

      سلام دوست عزیز

      خیلی خوبه که باور مخربت پیدا کردی تبریک میگم

      خیلی قضیه رو برای خودت پیچیده نکن اصلا موضوع انقدر سخت نیس و خیلی راحت میتونی باورت عوض کنی

      بجای اینکه تمرکزتو بزاری روی اینکه باید از رییسم پولمو بگیرم تمرکزت بزار روی تغییر این باورت تا تو فرکانسش قرار بگیری و اون وقت خیلی راحت بدون اینکه براش تقلا کنی ب خواستت میرسی

      شما الان با گرفتن این پول درگیر شدی میخوای هرجوری شده بهش برسی واسه همین بهم ریختی

      با تجسم سازی، عبارات تاکیدی، پیدا کردن الگوهای خوب و سالم از روابط رییس و کارمندی، شکرگزاری و… باورت عوض کن و احساست خوب نگه دار ک به هدفت نزدیک تر بشی

      ب این موضوع به چشم تضادی نگاه کن که میخواد خواستت رو برات واضح تر کنه و تورو رشد بده

      حالا ببین خواستت چیه اینکه کارفرمای بهتری داشته باشی یا اینکه با احترام و صداقت و وفاداری بیشتری باهات برخورد کنه یا اینکه کسب و کار خودت راه بندازی و….

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      Ramin گفته:
      مدت عضویت: 3594 روز

      با سلام

      دوست عزیز من فکر می کنم شما خودت با باورهایی که از قبل داشتی این برخورد کارفرما رو با خودت ایجاد کردی .در واقع باید همیشه به این اصل در زندگی توجه داشته باشی که ما به واسته طرز نگاهمون به زندگی است که آینده خود را می سازیم و ایجادش می کنیم. اگر شما با باور خودت کار کنی به این معنی که کارفرما هم یک آدمی هست مثل من فقط فرقش اینه که باید مسئولیت و مدیریت کل پروژه که تولید یک محصول و فروشش است را عهده دار باشه . چون اون که اولا پول شما رو که نخورده فقط شاید دیرتر میده و اونم شاید بخاطر این باشه که میخواهد مطمعن باشه شما پات بخاطر پولی که طلب داری گیره و اونو ترک نمی کنی دوما وقتی شما به این پول وابسته ای عملا خودت رو روی فرکانس فقر و توجهت رو روی فقر نگاه داشتی در حالی که باید به این مساله توجه داشته باشی که تو اینقدر توانمندی که شغلی با درآمد بیشتر و یا کسب و کاری با درآمد بیشتر برای خودت ایجاد کردی. در واقع کار فرما که خدا نیست که روزی ما را برسونه. ما باید به اون (خدا ) به عنوان انرژی کل و روزی رسون ما توجه کنیم و به خودمون بگیم که خدا دستان زیادی دارد پس میتونه از جاهای دیگر به ما برسونه. خلاصش این میشه که هر چی بیشتر حست بد باشه و عصبانی باشی بدتر میشه و هر چی حست رو بهتر کنی و به چیزهایی که حست رو بد میکنه فکر نکنی ,حوادث بهتری برات اتفاق می افته

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    الهام گفته:
    مدت عضویت: 2908 روز

    درود بر استاد عزیز و همه دوستان سوالم اینه که کسی که تازه با سایت شما آشنا شده و فایل های رایگان شما رو هم دیده برای تغییر باورهای مخرب کار کردن روی کدام حوزه از زندگی انسان در اولویت قرار داره و مهم تر و اصلی تر هست به طوری که با تغییر دادن اون باورها تمام جنبه های زندگی انسان تحت تاثیر قرار می گیرد و رو به بهبود می گذارد مثلا آیا تغییر باورها در حوزه سلامتی در اولویت اول قرار داره یا تغییر باورها در حوزه عشق و روابط و یا ثروت یا اینکه روی تغییر باورهایمان در همه جنبه های زندگی به طور همزمان و یکسان کار کنیم؟ سوال دیگرم اینه که چی کار کنیم که باورهای مخربی که در ضمیر ناخوداگاهمان هست را شناسایی کنیم و چگونه این تغییر باورها را نهادینه کنیم و آن را نگهداری کنیم که به ثبات برسد و دیگه تحت هیچ شرایطی تغییر نکند سوال سوم ام اینه که اگر اختلاف زناشویی بوجود بیاد و یکی از زوجین در مدار مثبت قرار نداره و دیگری سعی می کنه که همش خودشو توی فاز مثبت بیاره و همش به خودش انگیزه بده توی این اختلاف و جدایی مقصر اصلی کدام یک از زوجین بوده اند و این اختلاف و جدایی چه پیام و درسی می تونه برای هر کدام از طرفین داشته باشه و چگونه می تونه از تکرار اون جلوگیری کرد؟

    با تشکر فراوان از استاد عزیز و همگی دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4306 روز

      سلام با اجازه استاد من جواب سوالتون رو میدم

      سوال سوم ام اینه که اگر اختلاف زناشویی بوجود بیاد و یکی از زوجین در مدار مثبت قرار نداره و دیگری سعی می کنه که همش خودشو توی فاز مثبت بیاره و همش به خودش انگیزه بده توی این اختلاف و جدایی مقصر اصلی کدام یک از زوجین بوده اند و این اختلاف و جدایی چه پیام و درسی می تونه برای هر کدام از طرفین داشته باشه و چگونه می تونه از تکرار اون جلوگیری کرد؟

      سلام منم به این سوال فکر کردم …. بله وقتی مدارت عوض میشه انگار طرف مقابل متوجه میشه که تو دیگه همون آدم قبلی نیستی …. گاهی شاید حتی بخواد رو به روت یا مقابلت قرار بگیره …. من خودم بار ها و بارها به این قضیه فکر کردم …ولی دیدم وظیفه ی من سمانه فقط و فقط اینه که روی خودم کار کنم … وظیفه ی من سمانه فقط و فقط اینه که باور های خودم رو تغییر بدم و روی خودم کار کنم …. اگر هم نظر منو بخوایید اصلا لازم نیست به دیگران توضیح بدین دارین چی کار میکنید … اصلا لازم نیست طرفتون رو قانع کنید … اصلا لازم نیست حتی ازش بخواین که با شما همراه بشه ….. به نظرم فقط 2 تا کار رو همزمان انجام بدین 1- رو خودتون کار کنید 2- هر اتفاقی افتاد بگید خیره و خوبه ….. میدونید تو مسیری که داری رو خودت کار میکنی گاهی پیش میاد که یکی میخواد از پیش شما بره … یا شما رو ترک کنه …. به نظرم نباید جلوشو بگیرید …. به نظرم نباید وایسید جلوش و ازش بخواین که بمونه . به نظرم فقط باید در کمال آرامش قبول کنید و تو دلتون بگید ایشالله که خیره …. همین خوبه …. همینی که الان داره اتفاق میفته خوبه و به نفع منه . . .

      اینکه اول رو کدوم باورت باید کار کنی یا در چه زمینه ای … …. بذار راجب خودم بگم … من دوره ی عشق و مودت رو تموم کردم و بعد از اینکه اون دوره رو تموم کردم و بارها و بارها فایلش رو گوش دادم و بعد به خودم گفتم انگار روابط برام خیلی مهم شده . دلم میخواد برم سراغ قانون آفرینش و رفتم فایل ها یقانون آفرینش رو به ترتیب گوش دادم . جالب اینه که تا وقتی فوکوس کرده بودم رو دوره ی عشق و مودت و دائم اونو گوش میدادم انگار نتایج کمتری میگرفتم …. ولی همین که دوره ی عشق و مودت رو گذاشتم کنار و رفتم سراغ قانون آفرنیش انگار رهایی ایجاد شده بود …… خیلی از این اتفاق خوشحال بودم … من خودم ناخودآگاه اون دوره ی عشق و مودت رو گذاشتم کنار ولی دیدم چه خوب شد …. دوره ی قانون آفرینش تموم میشه میرم سراغ دوره ی بعدی …. جالبش اینه که وقتی یه دوره تموم میشه و میرم دوره های بعدی رو مرور میکنم … اتفاقی که میفته اینه که وقتی بعد از گذشت چند ماه دوباره به دوره ی عشق و مودت سر میزنم و فایل ها رو گوش میدم انگار خیلی ا صحبتهای استاد برام تازگی داره و جالب اینه که چون چند ماه گذشته و من دائم تو این چند ماه رو خودم کار کدم انگار مدارم تغییر کرده و حرفهای استاد رو یه مدل دیگه .. یه جور دیگه …. از یه نگاه دیگه میبینم ……. و این چه قدر برام جالبه ….. کافیه یه دوره رو شروع کنی و فایلهاش رو گوش کنی بعد میبینی که دوست داری اونو ادامه بدی یا نه ….. فقط میتونم بگم شروع کن یه دوره رو شروع کن….. بعد مثلا داری روانشناسی ثروت رو میبینی که توی اون فایل استاد داره راجب روابط و تاثیر روابط خوب در ثروتمند شدن حرف میزنه ….. گاه یبه این نتیجه میرسی که بری و دوره ی عزت نفس رو گوش بدی و رو خودت کار کنی ……

      میدونی ا

      لبته نمیخوام بگم جسته و گریخته کار کنی ولی فقط اینو میدونم که با دست دست کردن و دل دل کردن هیچی درست نمیشه و باید شروع کنی …. همه چیز از شروع ؛ شروع میشه … همه چیز تو همون نقطه ی شروع هست . اصلا به نظرم تو شروع کردن …. تو قدم اول ر و برداشتن رازی هست که بهت اجازه میده نترسی و بقیه ی مسیر رو بری و ادامه بدی .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    سمیه لطفی گفته:
    مدت عضویت: 3398 روز

    به نام الله

    سلام به برترین و خالصترین استاد دنیا و برترین دوستانم

    استاد برای باور ها هم نیاز به طی کردن تکامل هست؟مثلا ابتدای شروع باور سازی بگیم به خودمون که

    من خیلی خیلی انسان شریفی هستم

    بعدها ارتقا بدهیم به

    من انسان فوق العاده شریفی هستم

    این در حالی هست که همون ابتدا احساس می کنی با باور فوق العاده حس بهتری داری تا با باور خیلی خیلی خوب

    سپاسگزارم اونم بی نهایت ??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    حسين محمدي گفته:
    مدت عضویت: 3501 روز

    سلام و درود بر شما استاد گرامی

    درود فراوان بر همه هم فرکانسیهای عزیز

    سپاسگذار تمام نعمتهایی هستم که خداوند از فضل خود به ما داده

    سپاسگذار استادی هستم که ما هم فرکانسیها را در این مکان مقدس گرد هم آورده

    تا زیبا زندگی کنیم و جهان را جای زیباتری برای زندگی کردن کنیم.خود ایشان الگوی مناسبی

    در این راستا هست؛ زیبا زندگی میکند و به ماهم یاد میدهد ما زیبا زندگی کنیم

    سوال

    ا:چگونه قبول کنیم که همه چیز باور هست؛شما چگونه به آن رسیدید؛آن موقعی که تازه شروع کردید

    چه ایمانی به شما گفت که باورهایتان را عوض کنید

    2:لطفآ اگر امکان دارد از کسانی که از دوره های شما استفاده کرده و نتایج خیلی عالی گرفته اند

    (منظورم از نتایج پول هست در رده های مثل شما)

    مصاحبه؛آدرس؛فایل تصویری؛برندهایی که ایجاد کرده اند بگذارید

    هرچه از نظرات دوستان مطالعه میکنم به احساس خوب رسیده اند

    ولی ثروتی مثل شما داشته باشند ندیدم

    میشه از این الگوها برایمان بذارید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مهتاب خادمی گفته:
    مدت عضویت: 3018 روز

    با سلام وعشق فراوان به استادعباسمنش باحال و باعشق که لیدرمون در این سفر زیبای زندگیه و به همسفرای عزیزم که وجود تک تکشون بی شک کلیدی برای گشودن درهای باورهای جدیداست.استاد خوبم خیلی خوشحالم که وقتتون رو به من دادید و قبول کردید که این مصاحبه شکل بگیره.استاد یه سوالی که دارم که شاید سوال خیلیا باشه اینکه اول مسیر تغییر باورهامون بیشتر شرایط و امور بر وفق مرادمون نیست یعنی رابطه عاطفیمون عالی نیست شرایط مالی که قوربونش برم عالی نیست و خیلی مساعل دیگمون و ابتدای راه با یه حجمی از ناخواسته ها تصمیم به تغییر میگیریم از کدوم موضوع شروع کنیم یعنی مالی ،عاطفی یا…میخوام بدونم چطور شروع کنم و از این شاخه به اون شاخه نپرم و بتونم به موقع و عالی در هر زمینه پیش برم و اینکه چه کاری کردید که در ابتدا باعث موندگاری در مسیرتون شد و نجوای شیطانی درون رو سرکوب کردین و به بیانی از کدام موضوع تعغییرات شروع شد و در هر مرحله به بیان واضحتر سوخت جتتون چی بود و چه باوری نقش سوخت جت رو بازی میکرد و میکنه واستون‌.دوستتون دارم استاد ممنون که جوابهای کامل واضح و دقیق میدین همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    محبوبه سادات مهربان گفته:
    مدت عضویت: 2919 روز

    سلام استاد عزیز من سوالی داشتم درمورد بحث امامان وظهور حضرت حجت علیه سلام استاد توسل کردن و واسطه قرار دادند وچیزی رو طلب کردن از اهل بیت وانتظار برای فرج واینکه وقتی گره ایی در کارمون ایجاد میشه نذر امامان میکنیم از نظر شماا ین درسته من از وقتی که با شما آشنا شدم در این مباحث دچار گیجی وسر در گمی شدم واینکه مثلا شخصی امام رضا رو در خواب میبینه یا بیماری رو شفا میدهند واینکه وقتی همه چیز باور من میتونم باتغییر باورم در ظهور امام زمان نقشی داشته باشم یا مثلا وقتی امام حسین به دنیا امدند پیغمبر میدانستند که چه اتفاقاتی قرار برای امام حسین در صحرای کربلا بیافته مگه خود آدم تایین کننده اتفاق های زندگیش نیست با باور وفرکانس های خودش پس چرا همه ی واقعه کربلا را پیغمبر وحضرت زهرا وامام علی میدانستند استاد من شما ودیدگاهتون رو خیلی قبول دارم ولی واقعا ازتون میخوام برام این موضوعات رو روشن کنید سپاس گذار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    امید محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3006 روز

    سلام دوست عزیز جناب آقای عباس منش

    متن من کمی طولانی هست .از دوستان عزیز تشکر میکنم که وقت میگذارید و مطالعه میکنید

    من وقتی که به گذشته برمیگردم میتوانم یک روز و یک اتفاق خاص را به عنوان شروع تغییر به یاد بیاورم

    روزی که در جایی قرار ملاقات کاری داشتم وقتی به محل رسیدم کمی انطرفتر پیرمردی را دیدم که ماشینش جلوی خانه ای بود و مضطرب به اطراف نگاه میکرد

    از انجایی که دیرم شده بود به محل قرارم رفتم اما طرفم نیامده بود و گفته هر چقدر سعی کرده نتونسته با من تماس بگیرد .ناراحت به سمت ماشیم برگشتم که دوباره ان پیرمرد نظرم را جلب کرد اینبار امد جلو و بابت خرابی ماشینش از من درخواست کمک کرد و اینکه چشمش خوب نمیبیند و هسرش هم الان در بیمارستان منتظر هست به هر حال کارش را انجام دادم و با خوشحالی از من جدا شد و رفت

    در مسیر برگشت خیلی حسم خوب بود .بار اولی نبود که به کسی کمک میکردم ولی این فرق داشت . انگار من آن مسیر را آمده بودم تا فقط به آن پیرمرد کمک کنم

    و بعد برگردم به منزل

    واز فردای انروز سیر تغییرات شروع شد. شرایطی پیش آمد که صبح 2 ساعت وقت اضافه قبل از رفتن به سر کار در ماشین داشتم . شروع به گردش در اینترنت کردم وتبلیغات یکی از سایتهای موفقیت در یک کانال کاملا نامربوط به این قضیه ، توجهم را جلب و کلی فایل دانلود کردم و بهشان گوش دادم. منی که تا 24 ساعت قبل اصلا اینها را قبول نداشتم وادامه ماجرا

    و سوال آیا شما هم میتوانید به یک نقطه شروع دقیق اشاره کنید ؟

    یک اتفاق خاص که شما بعنوان یکی از دستان خداوند وارد عمل شده باشید و مسیری را برای کسی هموار کرده باشید و بعد از ان متوجه تغییری در خودتان شده باشید بدون اینکه خودتان اون لحظه خواسته باشید

    (عذر میخواهم لفظ استاد به کار نبردم . من فکر میکنم ما در مسیر شناخت خود و شناخت خداوند تا آخر عمر شاگرد خواهیم بود و حتی اگر خیلی هم پیشرفت کرده باشیم باز خداوند چیزهایی برای ما رو میکند که به ما این قضیه را یادآوری کند که اگر دست از بال زدن برداریم سقوط خواهیم کرد )

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ربنا القدوس گفته:
    مدت عضویت: 3186 روز

    سلام استاد گرانقدر و دوستان عزیز

    داشتم یکی از فایلهارو گوش میدادم در این فایل شما میگویید که داریم یه سری فایل زیر نویس دار برای ناشنوایان آماده می کنیم

    ویا در فایلی دیگر میگویید که فایلی را در مورد مفهوم قلب در قران آماده می کنید

    و اینکه از استادی صحبت می کنید که دارد برای شما فایلهای آموزش ریاضی ضبط می کند

    و یا در فایلی قول میدید که هر فصل یک فایل هدیه داشته باشید

    اگه در این موردها هم صحبت کنید خوشحال میشم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: