مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 75 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه













سلام استاد؛ نیمه شب معطر. به وقت ایران اینجا نزدیک سه نیمه شبه. فقط می تونم بگم دارم عقلم رو از دست می دم! من کمتر از یک هفته است که به طور جدی تصمیم گرفتم به آمریکا مهاجرت کنم. اما توی این چند روز به قدری نشانه واضح در این مورد دیدم که دارم دیوانه می شم. خدایا شکرت. اصلاً این پروژه که دیگه هیچی. اومدم سر بزنم به سایت، این عنوان رو دیدم و نزدیک بود بیهوش بشم اصلاً… از فرصت هدیه هم صمیمانه ازتون سپاسگزارم.
من امشب خیلی گریه کردم. خیلی خیلی. ایران هستم؛ اما از خانواده و دوستانم دور…
می دونم این دوری سراسر خیر و برکت هست برای من. چون دارم روی یک پروژه عظیم کار می کنم و ناگفته نمونه خودم صاحب شرکت و کسب و کار شخصی هستم.
استاد مثل همیشه برای من و سایر دانشجوهای خودتون دعا کنید.
من عاشق ایرانم.
اینجا موفقم؛ اما یک ندای پرقدرت درونی داره بهم می گه اعظم الان دیگه وقتشه برای این مهاجرت بزرگ…
اینم بگم من سابقه مهاجرت دارم؛ اما مهاجرت به امریکا قدم خیلی مهمیه در رشد شخصی و شخصیتی من.
دوستون دارم و به خاطر راه اندازی این پروژه مبارک و پربرکت ازتون ممنونم.
سلام
من زمانی که پروژه خانه تکانی ذهن رو خانم شایسته عزیز شروع کردن بعد از چند روز باهاشون همراه شدم و در پایان پروژه دیدم که این روند که هر روز وقت میزاری و روی قانون کار میکنی و ورودی های مناسب به خودت میدی حالم رو روز به روز بهتر کرد و انرژی خوبی رو در وجودم احساس کردم و به یک مسافرت چهابهار هم هدایت شدم که این را هم از برکات پروژه خانه تکانی ذهن میدونم.
بعد از پایان پروژه خانه تکانی من پروژه روز شمار تحول زندگی رو استارت زدم و الان در روز بیست و یکم آن هستم چون میخواستم که کار کردن روی خودم رو با تمرکز و هر روز انجام بدم و دیگه نمیخوام که از مسیر خارج بشم و واقعاً ارزششو داره که ما هر روز روی خودمون و این آگاهی ها کار کنیم من که تعهد دادم که همیشه روی خودم کار کنم تا شخصیت و باورهام و در نهایت نتایج زندگیم واقعاً تغییر کنه و من هیچ ربطی به گذشته ام نداشته باشم و به قول استاد ما انسانها یک روند تکاملی داریم برای پیشرفت که این مسیر انتهایی هم نداره و چیزی هم به عنوان انسان کامل ، بینقص و پرفکت وجود نداره.
دیروز حالم گرفته بود و از خداوند هدایت خواستم و به صفحه من را به نشانه ام هدایت کن اومدم دیدم خانم شایسته یک فایل جدید برای پروژه مهاجرت به مدار بالاتر گذاشتن و من اینو یک نشانه دیدم که باید این پروژه رو هم شرکت کنم و دیروز تمام فایل هایی رو که خانم شایسته برای این پروژه گذاشته بودند رو دانلود کردم و در یک پوشه قرار دادم تا هر روز یک فایل رو گوش کنم و دیروز تا عنوان فایل گام 12 رو دیدم یهو بهم گفته شد که این نشانه امروز منه که در مورد تفاوت تسلیم بودن در برابر خدا با تسلیم بودن در برابر مسائل بود و من چندین بار گوشش دادم و حسم عالی شد و متوجه شدم که فقط من باید در مقابل خداوند تسلیم باشم .
امروز هم گام 1 رو گوش دادم و نت برداری کردم و خدا رو شکر که در این مسیر هستم و از خداوند میخوام که همیشه در این مسیر باشم و هر روز روی خودم و باور هام کار کنم و از خداوند میخوام که اصل و قانون رو درک کنم تا بتونم با استفاده از اون مسائلم رو حل کنم و مهم ترین اصل باورهای توحیدی هست و اگر من قدرت رو از همه آدمها بگیرم و به خداوندی که توی وجود من و وجود همه هست بدم و روی هیچ کسی جز خدا حساب نکنم میتونم خیلی سریع پیشرفت کنم و خیلی سریع به خواسته هام برسم و واقعاً این ویژگی توحیدی بودن میتونه سرعت موفقیت رو هزار برابر کنه .
بهترین حالت برای رسیدن به خواستمون اینه که تکاملشو طی کنیم و از مسیر لذت ببریم ، من هم از شهرستان به تهران مهاجرت کردم تا زمانی که در شهرستان بودم بیشتر مکان های تفریحی شو رفتیم و لذت بردیم و بعد جهان ما رو از اون جامعه جدا کرد چون واقعاً از لحاظ فرکانسی با مردم اونجا و حتی خانواده و فامیلمون دیگه هماهنگ نبودیم و از وقتی که به تهران اومدیم تمام سعیمو میکنم که روی نکات مثبت محل زندگیم توجه کنم تا جهان منو به جاهای بهتر و بهتر هدایت کنه و خدا رو شکر یک تنهایی خوبی برام فراهم شده تا بتونم بیشتر روی خودم کار کنم و از این تنهایی لذت میبرم .
سپاسگزارم استاد عزیز که در همه فایل ها قانون رو برامون توضیح میدین تا ما هر بار بیشتر و بهتر درک کنیم :
تکرار وروردی ها ، باورها رو ایجاد میکنه .
باورها افکار رو ایجاد میکنند.
افکار باعث ارسال فرکانس به جهان هستی میشه و اونوقت جهان شرایط ، موقعیت ها و افراد همسنگ و هماهنگ با فرکانس ما رو در مسیر ما قرار میده .
به همین دلیل باورها یک شبه بوجود نمیان بلکه زمان میبره .
برای اینکه مثل پادشاهان و استاد عزیزمون مهاجرت کنیم باید :
اولاً : از اونجایی که هستیم لذت ببریم
دوماً : خودمونو لایق جاهای خوب بدونیم
سومٱ : هیچ نگاه منفی ای به مهاجرت نداشته باشیم.
من اینو متوجه شدم که احساس لیاقت و خود ارزشمندی یکی از پاشنه های آشیل من هست و باید خیلی روش کار کنم .
من با اینکه گام هفت بودم، الان برگشتم دوباره این فایل رو گوش دادم و وای️ تازه متوجه شدم که من میگم فقط به خدا توکل دارم اما روی خیلی چیزا حساب میکنم
روی شوهرم حساب میکنم
روی شرکت حساب میکنم
روی کسی که براش کار میکنه حساب میکنم
روی خودم حساب میکنم
روی افراد حساب میکنم
و فهمیدم توکل من واقعی نیست
با حس خوب هست
اما تهش یه شک کوچیک میبینم
خدایا من اغراق میکنم تو تنها قدرت جهانی، قدرت رو از تماااام افراد و ارگان ها میگیرم و به تو میدم
خدایا شکرت خدایا ازت سپاس گزارم که منو به دیدن دوباره این فایل هدایت کردی
خدایا من هر لحظه به توجه و هدایت تو نیاز دارم. خدایا برای تک تک این هدایت ها ازت سپاس گزارم
من به وجودت، به حضورت، به قدرتت، با منبع آرامش و رزق و ثروت بودنت باور دارم ایمان دارم
خدایا سپاس برای این آگاهی جدید
خدایا با تمام وجودم این شرک رو در درونم میکشم و تمام عشق و ایمانم برای توست
سلام بر استاد گرانقدر و دوستان عزیز
امروز اولین پیام از سال 1404 رو ارسال میکنم
امیدوارم برای تمامی همسفران سرشار از آرامش و رسیدن به خواسته ها باشه
تجربه من از عمل به توحید در زندگی واقعا مملوس بود
حدودا یکسال هست که من با آموزه های استاد آشنا شدم و سعی در خودسازی داشتم
اما به واقع شاید گیج و سر درگم بودم
تا اینکه تصمیم گرفتم به طور مستمر و قاطع فایلهای توحیدی و اجرای آن در عمل رو جدیتر پیگیری کنم
به همان خدای یکتا چه آرامشی دارم و چقدر سبک و راحت هستم در زندگی
و چه الهاماتی در مواقع سختی دریافت کردم
و دقیقا تایید میکنم سخن استاد گرانقدر رو که همه چیز از توحید شروع میشه
با آرزوی سربلندی و سعادت برای تک تک عزیزان
«به نام خداوند بخشنده مهربان»
باور اصلی در طول دوره:
«من توانایی خلق خواستههای مدنظرم رو دارم.»
باورهای این فایل:
_ من کامل نیستم و فقط سعی میکنم هرروز خودم رو بهتر از دیروز بکنم.
مای گاد. آفکورس که من کامل نیستم. هیچ کسی نیست. کامل فقط خداست، فقط و فقط خداست. حتی اگه بخوام خودم رو با کمال خداوند بسنجم هم این تفاوت و فاصله بقدری فاحش هست که خندهدار و مضحک میشه.
من با کارکردن روی آگاهیها، با حضور توی سایت، با کنترل کردن ذهنم در طول روز، با توجه کردن به زیباییهای زندگیم، با بوسیدن و بوییدن و بغلکردن پسر نازم عماد، با تلاش برای یک زندگی بهتر و فرونرفتن توی نقش قربانی دارم تلاش میکنم تا خودم رو از دیروزم بهتر کنم. من در مسیر تکاملی خودم هستم و این مسیر تا ناموس ادامه داره :) تا ابد ادامه داره و تموم نمیشه، چون کامل فقط خداست و رسیدن به کمال یعنی خدا شدن. خدا مگه انتها داره؟! قطعا که نه. خدا اگه ته داشت، خواستهها و آرزوها و رشد منم ته داره.
من کامل نیستم فقط هر روز همه تلاشم رو میکنم تا از دیروزم بهتر باشم و رشد کنم.
هر روز سعی میکنم خودم رو بسنجم. هر روز از خودم سوال میکنم؛ حالا چه کاری میتونم انجام بدم تا این لحظه بهم خوش بگذره؟! الان چه فرکانسی دارم و چطور میتونم بهترش کنم؟! خدای من عاشقتم. عاشق تو و قوانین ساده و ثابتی که ایجاد کردی.
_ قدرت فقط از آن خداست.
خدای من، چی میشنوم؟! ان العزه للهِ جمیعا. قطعا تمام عزت و قدرت از آن خداوند است. سبحان الله. میدونی این یعنی چی؟! یعنی نرگس خانم، هیچ عامل دیگهای نمیتونه تو رو خوشبخت یا بدبخت کنه. هییییچ عاملی، هیچ چیزی، هیچ کسی.
یعنی فکر نکن اگه حالت خوب نیست بخاطر فلان کسِ. بخاطر اینه که گیر افتادی، بخاطر اینه که شغل همسرت رو دوست نداری، بخاطر اینه که رفیق صمیمیت مهاجرت کرده، بخاطر اینه که بدهی داری. نه ! اینا رو اگه باور کنی یعنی قدرت رو دادی دست اینا. یعنی قبول کردی که اینا بدبختت کرده. یعنی نرو تو نقش قربانی بودن. یعنی پاشو یکاری کن انقد مظلوم نمایی و تمارض نکن که بگن آی فلانی چه گناه داشت، حیف شد، استعداداش حروم شد.
قدرت از آن خداست یعنی بقیه هرررررکاری کنند نمیتونند تو رو زمین بزنند انقد نترس !
قدرت از آن خداست یعنی فقط از خدا بترس، یعنی دسترس بقیه به زندگی تو، قفلِ. یعنی لانچ نشده رو زندگی تو.
قدرت از آن خداست یعنی یه دنیاست، یه تو، یه خدا. تمام.
یعنی خدایا من بلد نیستم تو بلدی تو خدایی من نمیدونم. یعنی خدایا تو خلق کردی تو راه انداختی تو میدونی. یعنی خدایا هرچی تو بگی هر چی تو بخوای هرجا تو باشی هرجا تو بری، من نمیدونم من هیچی نیستم من فقط نرگسم. تو نباشی نرگس هم نیستم. هیچم. هیچ چیه؟ همونم نیستم.
خدایا، منو در پناه قدرت خودت حفظ کن.
_ از جایی که هستم لذت میبرم و جهان منو به سمت شرایط بهتر هدایت میکنه.
جایی که هستم؟! 26 سالمه. یه خانم زیبا، قدبلند با پوست سفید. تحصیلات دانشگاهی. ادب و تواضع و کمالات. متاهل، مادر. خدایا من مادر شدم؟! خدایا شکرتا، واسه این یکی یه میلیون بار شکرت. جایی که هستم؟! توی سایت. وسط یه دنیا آگاهی، کنار هزاران هزار آدم حسابی. خدایا شکرت. جایی که هستم؟! ایران زیبا، شهر قم. همسایه حضرت معصومه س، خدای قانون و آگاهی و فرکانس. جایی که هستم؟! ذهن اروم، شخصیت رو به رشد. تن سالم، مورد اعتماد و اطمینان، صادق و راستگو، روراست و صاف. خوش قلب و مهربون، متعهد و با پشتکار بالا، دارای کلییییی آرزو و رویا که حالا حالاها باید بهشون برسم و ذوق کنم هی. موهای خرمایی بلند و سالم. دستای خوشگل، خونه خوب و بزرگ، کوچه بنبست بدون تردد اضافی. همسایههای بافرهنگ و متمدن و خوب و متدین و کمکحال. جایی که هستم؟! تو اتاق پشت میز تحریر با کلی دفتر که مینویسم توش، شکرگزاری، آرزوهام، قوانین، تمرینها. دستخط زیبا و قشنگ. جایی که هستم؟! تو قلب خدا.
خدایا شکرت، خدایا من تو قلبتما، توام تو قلبمی. خدایا قلبم از وجود تو نورانی شده، نری از پیشم سیاه میشما.
خدایا عاشقتم راستی، گفته بودم تاحالا بهت؟!
_ هر فرصت و موقعیت جدید که تو زندگیم پیش میاد رو با ذوق و شوق ازش استقبال میکنم.
معلووووومه. اگه این نبود که من این نبودم. هررررر حرفه و مهارتی رو بگی یه انگشت زدم توش. چرا؟! چون استقبال کردم ازش. رفتم توش، یا کیفشو بردم یا فهمیدم مال من نیست و اومدم بیرون. کِی؟! والیبال رو تا ته رفتم که دیگه کمرم نای راست ایستادن نداشت، کاراته؟ من رفتم. بدنسازی؟ من رفتم. یوگا؟ من رفتم. ترید؟! من کردم. نتورک؟ من کردم؟ بازاریابی؟ من کردم. تحصیلات؟ من دارم. حفظ قران؟ من رفتم. ترتیل؟ من رفتم. مربیگری؟ من. اکسل؟ من. فتوشاپ؟ من. ازدواج؟ من. بچه؟! من. چادری بودن؟ من. مانتویی بودن؟ من. خیاطی؟ من. زبان؟ من. خب این یعنی چی؟!؟ :)))) یعنی استقبال از فرصتهای جدید دیگه.
تازه خیلیاشو نگفتم. اسب سواری مثلا :)))
••••••••••
خدایا شکرت امروز هم بهم فرصت دادی تا زندگیم رو اونطور که میخوام خلق کنم.
که تا ساعت دو کارهای مربوط به موسسه رو تموم کنم.
که شام رو زود آماده کنم بخوریم تا بتونم بیام تو سایت و این فایل خفن رو گوش بدم و این دیدگاه قلبی رو بذارم.
که پاشم آماده شم برم بیرون چیزی که دوماه بود میخواستم بخرم رو بالاخره بخرم.
که قبل خواب ظرفهای شام رو بشورم.
که زنگ بزنم به رفیق که ماهها ازش بیخبر بودم.
که دفتر رنگآمیزی رو بردارم و شروع کنم به رنگ زدن و جلا دادن روحم.
که بزنم شبکه پویا و با خیال راحت کارتون ببینم.
خدایا شکرت که هستی، که هستم.
خدایا عاشقتم راستی، یادت نره.
سلام نرگس شدم امیدوارم همیشه همیشه شاد باشی چقدر خوبه چقدر تحسینت میکنم که قدرتو به دیگران نمیدی برعکس این یک ذره پاشنه آشیل منه که باید درستش کنم
چقدر خوبه که تو هر لحظه از خودت میپرسی حالا چیکار کنم که لذت ببرم حالا چه فرکانسیو ارسال کنم
منم مثل شما همیشه میگم خدایا من نمیدونم خودت درست کن من نمیدونم این ماجرا رو خود راهنماییم کن و جالب اینجاست هر وقت اینو با صدای بلند و رسا میگم خداوند دستانش رو توی زندگی من میاره و شاید همون لحظه من نفهمم اما چند ساعت بعد چند روز بعد میفهمم که چه لطفی خداوند بهم کرده
چقدر خوبه که کودک درونت زنده است و شبکه پویا نگاه میکنی و رنگ آمیزی میکنی منم خیلی وقتها این کارو انجام میدم اما از وقتی استاد گفتن رسانه رو حذف کنی من حذف کردم اما شاید منظور استاد کارتون یا برنامه کودک نبوده نمیدونم اما به هر حال من فعلاً حذف کردم تا به راههای خوب هدایت بشم شایدم دوباره دیدم چقدر خوبه که شما همه کارها را امتحان کنید اعتماد به نفست بالاست و اگر از کاری لذت نمیبری توی اون کار میای بیرون و به حرفهای دیگران توجه نمیکنی که میگن چرا از این کار اومدی بیرون یا چقدر خوبه که شما به کسی نمیگی چه کارهایی انجام میدی چه تمریناتی انجام میدی واقعاً خیلی خوبه واقعاً تحسینتون میکنم واقعاً این کودک درونتونو واقعاً این ادی درونتون رو تحسین میکنم و خدا رو سپاسگزارم که دوستی مثل شما نرگس جان دارم و این باعث شد این کامنت شما باعث شد که کودک درون من بیشتر زنده بشه خوش به حال پسرت که مادری مثل تو داره که میتونه باهاش بچه بشه باهاش هم سن و سال بشه و باهاش بازی کنه و خاطرات خوبی رو باهاش بسازه و لذت ببره واقعاً تحسین برانگیزه
واقعا به خاطر تحصیلاتت به خاطر بازاریابیت به خاطر همه چیت تحسینت میکنم امیدوارم یک روز بتونم از نزدیک ببینمت و بغلت کنم دوست خوبم نرگس جان امیدوارم هر کجا هستی در کنار خانوادت شاد باشی
سلام نرگس شدم امیدوارم همیشه همیشه شاد باشی چقدر خوبه چقدر تحسینت میکنم که قدرتو به دیگران نمیدی برعکس این یک ذره پاشنه آشیل منه که باید درستش کنم
چقدر خوبه که تو هر لحظه از خودت میپرسی حالا چیکار کنم که لذت ببرم حالا چه فرکانسیو ارسال کنم
منم مثل شما همیشه میگم خدایا من نمیدونم خودت درست کن من نمیدونم این ماجرا رو خود راهنماییم کن و جالب اینجاست هر وقت اینو با صدای بلند و رسا میگم خداوند دستانش رو توی زندگی من میاره و شاید همون لحظه من نفهمم اما چند ساعت بعد چند روز بعد میفهمم که چه لطفی خداوند بهم کرده
چقدر خوبه که کودک درونت زنده است و شبکه پویا نگاه میکنی و رنگ آمیزی میکنی منم خیلی وقتها این کارو انجام میدم اما از وقتی استاد گفتن رسانه رو حذف کنی من حذف کردم اما شاید منظور استاد کارتون یا برنامه کودک نبوده نمیدونم اما به هر حال من فعلاً حذف کردم تا به راههای خوب هدایت بشم شایدم دوباره دیدم چقدر خوبه که شما همه کارها را امتحان کنید اعتماد به نفست بالاست و اگر از کاری لذت نمیبری توی اون کار میای بیرون و به حرفهای دیگران توجه نمیکنی که میگن چرا از این کار اومدی بیرون یا چقدر خوبه که شما به کسی نمیگی چه کارهایی انجام میدی چه تمریناتی انجام میدی واقعاً خیلی خوبه واقعاً تحسینتون میکنم واقعاً این کودک درونتونو واقعاً این ادی درونتون رو تحسین میکنم و خدا رو سپاسگزارم که دوستی مثل شما نرگس جان دارم و این باعث شد این کامنت شما باعث شد که کودک درون من بیشتر زنده بشه خوش به حال پسرت که مادری مثل تو داره که میتونه باهاش بچه بشه باهاش هم سن و سال بشه و باهاش بازی کنه و خاطرات خوبی رو باهاش بسازه و لذت ببره واقعاً تحسین برانگیزه
واقعا به خاطر تحصیلاتت به خاطر بازاریابیت به خاطر همه چیت تحسینت میکنم امیدوارم یک روز بتونم از نزدیک ببینمت و بغلت کنم دوست خوبم نرگس جان امیدوارم هر کجا هستی در کنار پسرت بخندی و بیشتر باهاش بازی و شادی کنی
سلام از دل
چند روزی ترس به خاطر موضوعی در من خونه کرده و ذهنم رو درگیر کرده . با خودم صحبت کردم ترس ، نجوای شیطانه و اگه به خدا ایمان داری آروم باش و تسلیم خدا باشم ،
و این جمله که آرومم میکنه :
«پروردگارم امروز مرا تبدیل کن از انسانی پر اضطراب ، به انسانی که میفهمد هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست .»
و گوش دادن به این فایل و خوندن کامنت ها ، شاید تازه الان فهمیدم که قدرت رو از دیگران بگیر . در مورد موضوعی که ذهنم رو درگیر کرده واقعا چرا از بنده خدا کمک بخوام وقتی خدای من هست .
و نکته برداری از کامنت دوستان :
خلاصه اصولی که استاد اشاره کردن:
– اصل توحید
– اصل لذت بردن از جایی که هستی (توجه به زیبایی ها)
– اصل احساس لیاقت
– اصل کنترل ورودی ها (کنترل ذهن)
به هر آن چه توجه میکنیم وارد زندگیمون میشه به زیبایی های مکان زندگی خودم (اونجایی هستم) توجه کنم هدایت میشم به زیبایی های بیشتر.
رد پای من نسبت به این فایل این بود که امروز سعی کردم از همین شرایطی که دارم راضی باشم در اصل بپذیرم و مقاومت نکنم،راجع به اهدافم حتی خیلی کوچک اجازه بدم قانون تکامل طی بشه حتی پختن غذا برای اینکه نتیجه پایدار بشه و وقتی قانون تکامل رو بپذیرم دیگه عجله نمیکنم،اگر کار اشتباهی کردم خودمو سرزنش نکنم و از اون اشتباه درسمو بگیرم.
️
فرکانسها چطور به وجود میاد با افکار ،
افکار چطور به وجود میاد با باورها ،
باورها چطور به وجود میاد با تکرار ورودی ها ،
دریافت و توجه شما راجع به یک موضوع خاص که هزاران بار تکرار میشه باور نسبت به اون موضوع ایجاد میشه.
البته در قانون آفرینش در مورد فرکانس استاد خیلی زیبا توضیح دادن .
موفقیت رسیدن به مقصد نیست بلکه لذت بردن از مسیر پیشرفت در حوزه ی مورد علاقه است که باید با هر بار پیشرفت های هر چند کوچک خودمان را تحسین کنیم و وابسته به نتیجه نباشیم.
وقتی کامنت ها رو میخوندم به خودم گفتم یادت رفته قانون تکامل رو ، یادت رفته لذت بردن از مسیرو و لذت بردن از جایی که هستی .
و این آیه زیبا :
« وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیل .
و گفتند خداوند ما را بس و چه نیکوکار ساز است.»
پرودگارم کمکم کن به بهترین نسخه خودم تبدیل شوم .
استاد عزیزم سپاسگزارم از شما و این همه آگاهی های زیباتون .
سپاسگزارم ، سپاسگزارم ،سپاسگزارم
سلام استاد عباس منش عزیز
زمانی که شما در مسیر حرکت به خواسته ها و هدف هایی خود بودید و فقط نشانه ها را دریاف می کردید و نتایج حاصل نمی شد . مثلا منتظر رسیدن به ثروت و درآمد ورد نظر بودید و می دیدید خبری نیست و فقط احساس خوب است .
تعریف می کردید زمان طولانی طول کشید به درامد برسید د روش های زیادی را آزمون و خطا کردید جواب نمی گرفتید چطور روحیه می گرفتید و ادامه می دادید؟
یا زمانی که به تهران امدید و شرایط سخت حتی جا نداشتید و اذیت شدید و نتایج هنوز حاصل نشده بود چطور باور خود را حفظ می کردید؟
چطور ادامه می دادید و باور می ساختید ؟
بنام خداوندیکتا
باسلام و احترام
ضمن تشکربابت فرصتی که دراختیارماقراردادید وهمه ی آموزش های بینظیر و گرانقدرشما,سؤال من درارتباط با نقش کتاب آسمانی قران در موفقیت های شماهست :
استاد!شمادرجاهای مختلف اشاره کرده اید که دانستن و کارکردن روی قران و کلام خداوند ,درپیداکردن راه وموفقیت های شمانقش داشته است سؤال اینست که شمابعنوان استادی که رسالت خود را دراشاعه توحید یافته اید و اصل و اساس همه ی آموزشهایتان هم برهمین پایه هست, چقدر دانستن کلام خداوند وآخرین کتاب آسمانی (قرآن) را برای ماشاگردان خود هم لازم می دانید ؟
ماهرکدام به اندازه همت و درک خود نقشه اصلی راه را ازشما استادعزیز آموخته ایم و ازشمایادگرفته ایم که بزرگ فکرکنیم و آرزوها وخواسته ها و اهداف بزرگ داشته باشیم, آیاباتوجه به داشتن الگوی راه شما, دانستن قران اثرقابل توجهی برای موفقیت های بزرگ ما دارد یا همان تکیه برتوحید و شریک قرار ندادن برای خداوند کافیست ونیازجدی نیست که باقی کلام را هم بدانیم ؟
شما شخصاروی قران هم وقت گذاشته و کارکرده اید آیا این ربطی به موفقیت های بینظیر و شگفت انگیزشما نداشته است ؟
چون قرآن کمی طولانیست و خواندن و درکش برای برخی مانند من پیچیده و سخت هست
ممنون میشم به این سؤال هم پاسخ بدید
به امید روزی که محصول قرانی شماکه جایی ازعلاقه به تولیدش گفته بودید, تولید ,و درسایت قرار بگیرد
محصولی که بی شک, مثل خیلی ازکارهای دیگرتان, بی نظیر و فوق العاده خواهد بود..
سلام دوست گرامی ، بی شک تمام موفقیت های استاد بخاطر این است که خداوند را فرمانروای مطلق بر زندگی خویش میداند و خداوند را ربّ خود میداند و موفقیتهایش را بی شک مرهون مطالعه و درک کامل از قران میداند و بر ما هم لازم است که قران را بخوانیم ولی من استاد رو الگوی موفقیتم قرار دادم و همونطور که شما اشاره کردید قران طولانی و سخت است ولی استاد که عاشق موفقیت بوده است چندین بار قران را خوانده است و منهم مثل شما امیدوارم استاد هر چه زودتر قولی که درباره تولید محصولی که قران را جامع و کامل توضیح بدهد هستم.امیدوارم توانسته باشم جواب شما دوست گرامی را داده باشم. با امید موفقیت روز افزون برای شما دوست گرامی
سلام
ممنونم دوست عزیز
درفرمایشات شماشکی نیست و خوشحالم که شماهم مشتاق اون دوره ی ذکرشده هستید?
اما خیلی دوست و نیازدارم نظرو توضیحات الهام بخش استاددرموردسؤال را اززبان ایشان بشنوم
نیازدارم مطمئن شوم برای به اوج رسیدن نیازی به تحمل سختی خواندن کلام خداوند درقرآن هست یاخیر!
خیلی هاباقانون جذب و … به موفقیت رسیده اند اما موفقیت های استاد ازجنس دیگریست !
ﺳﻼﻡ ﺧﺪﻣﺖ اﺳﺘﺎﺩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ و ﺗﻤﺎﻡ ﻫﻤﻜﺎﺭاﻥش و ﻫﻢ ﻓﺮﻛﺎﻧﺲ ﻫﺎﻳﻲ ﻋﺰﻳﺰﻡ…
ﺧﺪا ﺭا ﺷﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺑﺒﺎﺑﺖ اﻳﻨﻜﻪ اﺳﺘﺎﺩ ﻛﻴﻬﺎﻥ اﺳﺘﺎﺩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﻲ و اﺳﺘﺎﺩ ﻓﻮﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ اﻧﺮﮊﻱ ﺑﺨﺶ ﻣﺎﻥ ﺭا ﺩاﺭﻳﻢ .. ﺧﻮﺏ اﺳﺘﺎﺩ ﻣﻦ ﺯﻳﺎﺩ ﻫﺎﺷﻪ ﺭﻭﻱ ﻧﻤﻴﻜﻨﻢ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺳﻮاﻝ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻣﻂﺮﺡ ﻣﻴﻜﻨﻢ.
اﻳﻨﻜﻪ اﺳﺘﺎﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻭاﻗﻌﺎ ﺗﻮﺣﻴﺪﻱ و ﻫﻤﻪ ﺭا ﺭاﻫﻨﻤﺎﻱ و ﻫﺪاﻳﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﺣﻴﺪﻱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ (ﭼﻂﻮﺭ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎﺩﻩ اﺯ ﻭﻗﺖ و ﺛﺮﻭﺕ ﻓﺮاﻭاﻥ ﺗﺎ ﺑﺤﺎﻝ ﺑﻪ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺧﺪاﻱ ﺧﺪا ﺣﺞ و ﻛﺮﺑﻼ ﻣﻌﻼ ﻣﺸﺮﻑ ﻧﺸﺪﻳﺪ ? ) .. ﺩﻟﻴﻞ ﺩﺭ ﭼﻴﺴﺖ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻳﻲ ﺧﺪاﻱ ﺭﻭﻑ و ﻭﻫﺎﺏ ﺑﺎﺷﻴﺪ ..
سلام. دوست عزیز.. این خیلی روشن و واضحه ..
برای درک خداوند نیازی نیست خودتو به جایی برسونی که گفته میشه خداوند رو میتونی اونجا پیدا کنی.حمزه (ع) به پیامبر میگه .. من فقط میدونم وقتی میرم شکار خدایم رو توی خونه جا نمیزارم .. و همراهمه ..
همه ی جهان ایینه ای از جمال خداوند هستیه ..
سلام ٫٫٫ نمیدونم تجربه کردبید یا نه َ؟
زمانی ک ما شروع میکنیم به تغییر باور هامون ذهن ما شروع میکنه اتفاقاتی رو به یادمون میاره که در گذشته اشتباهاتی رو مرتکب شدیم و حسمون رو بد میکنه در این جور شرایط من همیشه خدارو شکر میکنم وبا خودم میگم داره گردو خاک ها از ذهن من بلند میشه تا همه چیز در ذهنم تمیز و مرتب بشه یه مثال میزنم
همین امروز بود که داشتم با خودم تکرار میکردم که قدرت رو فقط و فقط و فقط به رب بده اگه قدرت خداوند رو باور کنی و بدانی که هیچ کس دیگه ای تاثیری در زندگی تو نداره تو خالق تک تک لحاظات زندگیت میشی همینجا بود که ذهنم شروع کرد اتقاقاتی رو به یام بیاره ک باعث شده بود من به برای خداوند کسی رو شریک قرار بدم وحرف مردم برام خیلی زیاد اهمیت داشته ٫٫٫اینجا بود ک حتی نذاشتم یک دقیقه هم حس و حالم بد بشه با خودم گفتم این فکرا داره از ته انباری ذهنم بیرون میاد و داره گردو خاکا بلند میشه تا همه جا تمیز و مرتب بشه و بعد ازاون دیگ محکم تر از قبل شروع کردم این باور رو تکرار کردن ٫٫٫ در صورتی ک اگ قبلا بود خودم رو برای گذشتم سرزنش میکردم
دیشب هم یه اتفاقی افتاد مادرم خیلی بد با من حرف زد و یه چیزی گفت ک قلب من شکست اگ من باور های گذشته رو داشتم شروع میکردم با مامانم دعوا کردن و یک هفته شایدم بیشتر باهاش قهر میکردم ولی خودم باورم نمیشه که من فقط در جواب حرفش لبخند زدم و سکوت کردم و تو دلم گفتم ذهن های عالی همیشه با مخالفت های شدید ذهن های متوسط روبه رو میشوند و هر اتفاقی برای من میوفته علتی داره پس این اتفاق رو من خودم جذب کردم و مسولیتش رو میپزیرم
اگ کسی ناراحتتون کرد با خودتون بگید من به خاطره اشتباه کسی خودم رو ناراحت نمیکنم هدف اصلی من در لحظه احساس شور و اشتیاق داشتن وپر انرری بودن و لذت بردن از زندگیه همین وبس٫به قول مولانا همه چیز را در راه عشق رها کن ٫ من میخوام به جایی برسم در تک تک لحاظاتم فقط لدت و عشق رو احساس کنم و این باوری که داره جدیدا در من شکل میگیره اینکه من فقط در برابر خداوند متواضع هستم دیدگاه هیچ کسی برام مهم نیس و در هر شرایط و در هر موقعیتی مهربان و ارام هستم ٫٫زیرا تک تک لحظاتم را خودم خلق میکنم