مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 70 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه














سلام استاد من یه سوالی برام بوجود اومد.
چرا در قرآن بارها اومده که پیامبران برای دعوت مردم به توحید و یکتاپرستی مزدی از مردم نمیخواهند و مزدشان بر عهده خداوند است ؟ و اکثر مردم هم در زمان پیامبران، پیامبران را تکذیب میکردند و توجهی به حرفهای پیامبران نمیکردند چون براشون فرقی نمیکرد و بهایی نداده بودند.
مگر اینطور نیست که رسیدن به موفقیت بها دارد ( حالا این بها فقط مالی نیست )و کسی که بهای موفق شدن را بدهد به آن عمل میکند و در مسیر قرار میگیرد؟
سوال دیگه اینکه شما که میگید رسالتتون دعوت به یکتا پرستیه چرا این کار را رایگان انجام نمیدهید و محصولاتتون پولیه؟
من قصد جسارت به شما و محصولات شما رو ندارم و میدونم که برای محصولات تون خیلی زحمت میکشید و ارزش بالایی دارن. فقط این سوالی بود که برام پیش اومد ممنونم به خاطر زحمات شما.
سلام استاد عزیز و گرامی
من میخوام بدونم که چطور ایمانم رو قوی کنم ؟
چطور بیشتر هر لحظه به خدا توکل کنم ؟
چطور بیشتر دستانش رو تو زندگیم ببینم؟
چه طور بیشتر درکش کنم؟
چطور بیشتر عاشقانه با خدا باشم تا هر کاری برام انجام بده
سلام من را بپذیرید
استاد اینکه انسان توسط خداوند مورد امتحان وبلا واقع میشه ودر قرآن نقص در اموال هم جزو امتحانات الهی شمرده شده وحتی خداوند پیامبرانش را مورد این امتحانات قرار میده مثل حضرت ایوب
حالا چطور میشه فهمید این بی پولی امروز من وامسال من زائیده باورهای اشتباه مابوده یا اینکه امتحان خدا بوده؟؟؟؟؟؟و نکته بعدی اینکه دنیا طلبی همیشه در قران نهی شده آیا دنبال خواسته های مادی رفتن واونها را تکرار کردن ودائم توجه به اونها توجه به دنیایی که در قران مضموم وبد شناخته شده نیست؟
الشورى
مَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَهِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَن کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِن نَّصِیبٍ
ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺯﺭﺍﻋﺖ ﺁﺧﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ، ﺑﺮ ﺯﺭﺍﻋﺘﺶ ﻣﻰ ﺍﻓﺰﺍﻳﻴﻢ ﻭ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺯﺭﺍﻋﺖ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ، ﺍﻧﺪﻛﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﻰ ﺩﻫﻴﻢ ، ﻭﻟﻲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺕ ﻫﻴﭻ ﺑﻬﺮﻩ ﻭ ﻧﺼﻴﺒﻲ ﻧﻴﺴﺖ .
ممنون میشم اگه جوابم را بدید
سلام به استاد خوبم????????
?????
خیلی از این همه آزادی ثروت و احساس خوبتون لذت میبرم و خداروشکر میکنم اولین استادی که باهاش آشنا شدم شما بودین یادمه چند کلیپ از دوره تندخوانی دیدم و خیلی خوشم اومد و ادامه دادم تا الان
چند سوال دارم از حضورتون امیدوارم سوال دوستان هم باشه
1- من چندین سال تو یک حوضه پیش رفتم و توش استادم و کارم تمیزه ، و بخاطر باورهای نادرست نداشتن جا امکانات و پول و. … ولش کردم حتی ازش متنفر شدم و چند ساله که بیکارم
واقعا نمیدونم به چه کاری علاقه دارم یا چیکار کنم ، نمیدونم رسالتی که براش به این دنیا اومدم چیه واقعا خسته شدم ، چندین جواب شنیدم که به بچگیات فکر کن رو ارزشهات پیداش کن و. … ولی واقعا نتونستم کاری که دوستش دارم حسمو خوب میکنه رو پیدا کنم
ممنون میشم برای من و امثال من که تو این سردرگمی بد هستن جواب بدین که راهو پیدا کنیم ، ممنونم????
2- سوال دومم در مورد اعتماد به نفسه که مهمترین باورهای اعتماد به نفس که یک انسان داشته باشه چی هستن و اگر در موردشون توضیح بدین عالیه???
3- سوال سومم اینکه چیکار کنیم با ربمون اربابمون پروردگارمون رفیق باشم الهاماتشو دریافت کنیم همه جا اون رو ببینیم حالمون خوب باشه که خدای بزرگی دارم و بهش توکل کنیم از اون بخوایم و دریافت کنیم ؟
?????????
4- سوال آخرم در مورد پول هست که تو زندگی خیلی مهمه ، کسی که سطلش کوچیکه ماهانه 100 تومن جذب میکنه واقعا چیکار کنه مدارش بره بالا بهترین راهکار چی هست ، سپاسگذارم ????
بازم منتظر فایلهای زیباتون هستم خیلی دوستتون دارم ?????????????????????
? سلام بر همگی و سلام بر استاد عباس منش و آرزوی موفقیت و سلامتی و نعمت و فراوانی و ثروت و برکت برای همه عزیزان و خوانندگان این کامنت
سوالم این هست که چرا برخی از پروژه های بزرگ و سود آور از دستم می ره و نمی تونم اون پروژه ها را بگیرم؟ در صورتی که حتی خیلی از این پروژه ها را نیازش را خودم در طرف مقابل ایجاد کردم.
حدود یکسال پیش که با استاد آشنا شدم و فایلهای رایگان را گوش دادم کارمند بودم و حدود 7 ماه به صورت پاره وقت بر روی کار خودم وقت گذاشتم و کارمندی را ادامه می دادم تا اینکه کار خودم به سود دهی بیش از حقوق کارمندی رسید و دیگه تمام وقت بر روی کار خودم وقت گذاشتم
در طول این یکسال در مقاطع مختلف چندین پروژه سود آور را در پیگیری کردم که هر کدوم با اتفاقات مختلفی به من واگذار نشد!!!
1️⃣اولین پروژه ام که نسبتا به توافقاتی هم رسیده بودیم و خیلی مشتاق هم بودند یکدفعه بدون اینکه به من اعلام کنن به فرد دیگری واگذار شد
2️⃣3️⃣ دو پروژه بعدی که رفتم و گفتم من با این توانایی ها به این روش می تونم نیاز شما را رفع کنم به شدت پذیرا بودند و هر دو گفتند که دقیقا این همان چیزی ست که ما نیاز داریم و دنبال کسی می گشتیم که این کار را انجام بده و با حسرت می گفتند ای کاش یک هفته زودتر اومده بودید!!!! این پروژه را به شرکتی دیگه واگذار کردیم، می گفتند دقیقا همان چیزی هست که دنبالش بودم و یک ماه می گشتیم تا کسی را پیدا کنیم که با همین روش شما این پروژه را برام انجام بده، حیف شد، یک هفته پیش کجا بودی؟
4️⃣ یا پروژه ای بود که هنگام پرزنت، مدیریت حضور نداشت و جانشینش بود که برای او توضیح دادم و چند دفعه بعد که پیگیری کردم جهت جلسه با مدیریت متاسفانه حضور نداشتند تا اینکه موفق شدم با مدیریت وقت بگیرم و صحبت کنم که این شخص هم گفت کجا بودی تا الان؟؟!!؟؟؟ 10 روز پیش به یه شرکت دیگه واگذار کردیم!!! شما تنها کسی هستید که می تونستید نیاز ما را به طور کامل برطرف کنید چرا زودتر نیومدید؟ گفتم قبلا اومدم شما نبودید با آقای فلانی جلسه داشتم و کامل توضیح دادم، بعد همون شخص را فرا خواند و گفت مگر در جلسه واگذاری پروژه حضور نداشتید پس چرا نگفتید که چنین شخصی جهت رفع نیاز ما وجود داره؟ که اون شخص گفت یادم رفت؟؟؟!!!؟؟؟!!!
5️⃣ یا آخرین پروژه که بزرگترین پروژه ام بود که حدود 5 برابر درآمد یکسالم برام سودآوری داشت و به توافقات اولیه هم رسیده بودیم اما یکدفعه ای یه شرکت دیگه با قیمت بالاتر و کیفیت پایینتر که اصلا کارشون قابل مقایسه با کار من نیست پروژه را گرفت؟
? سودآوری این پروژه ها از مجموع درآمد یکسال تا 5 سالم بود که می تونست در حدود 2 ماه یا کمتر برام اتفاق بیافته؛ که این سود آوری جدای از روال اصلی کارم و سودآوری که به طور معمول داره داشت.
? ممنون میشم که راهنمایی بفرمایید که چگونه این اتفاقات می افته و جهت رفع این امور چیکار باید کرد و راهکار چیست؟
اگر جوابتون تکامل هست روشش چیست؟ من مطالعه و تحقیق زیاد انجام دادم و در کارم پیشرفت های فوق العاده ای داشتم و از نظر شخصیتی و کاری هیچ شباهتی با 1 سال پیش ندارم و این تغییرات کامل قابل مشاهده هست
اینها را برای اولین بار هست که دارم برای کسی می گم و اینجا هم بیان کردم فقط به خاطر رسیدن به نتیجه
و سعی کردم که ذهنم را درگیر این مسائل نکنم و حسرت از دست رفتنشون را نخورم چون خدا را صدهزار مرتبه شکر بزینسم داره پیش می ره و سودآوری خودش را داره و روبه رشد هم هست
ممنون از پاسخگویی شما
موفق و پیروز و سربلند باشید
سلام
با اجازه از استاد
دوست خوبم یادتونه بچه بودیم معلم ها میگفتن نیمی از جواب تو خود سوال هست …. یادتونه ؟
بیایین سوال شما رو بررسی کنیم :سوالم این هست که چرا برخی از پروژه های بزرگ و سود آور از دستم می ره و نمی تونم اون پروژه ها را بگیرم؟ در صورتی که حتی خیلی از این پروژه ها را نیازش را خودم در طرف مقابل ایجاد کردم.
شما نوشتی پروژه های بزرگ و سود آور ….. به نظرم در نظر شما اون پروژه ها بزرگ هستن و سود آور … و در اعماق وجودیتون هنوز یه کم شک دارید که بتونید چنین پروژه های بزرگی رو انجام بدید ……
اینکه همیشه سر بزنگاه درست موقع عقد قرارداد یا امضای نهایی پروژه از دستتون میره یعنی شما احساس لیاقت این که اون پروژه ها مال شما باشن رو ندارید …. شما لایق این هستید که خوب با طرف مقابلتون صحبت کنید … شما لایق این هستید کهخیلی خوب بتونید نکات خوب طرح رو بگید و این نیاز رو در طرف مقابل ایجاد کنید که به کالا یا خدمات شما نیاز داره اما هنوز احساس لیاقت اینکه طرف بیاد امضا کنه و به طور واقعی اون پروژه مال شما باشه رو ندارید …… البته اگه میگید تا همین مراحل پیش میره یعنی خییییییلی خوب دارید رو خودتون و باورهاتون کار میکنید که تا همین مراحل پیش میرید چون تا همین جا هم اصلا کار کوچیکی نیست و خیلی خوبه
به نظرم تجسم کنید که اون پروژه مال شماست و لحظات بعدیش رو تجسم کنید مثلا کیک خریدین و رفتید خونه و دارید به همه راجب موفقیتتون توضیح میدین …. یا وقتی که میایین و تو دفترتون مینویسید که خدایا امروز خیلی کار داشتم و خیلی هم خسته ام اما اون قدر خوشحالم که دلم میخواد قبل از خواب چند خط برای دل خودم بنویسم و باهات حرف بزنم و ازت سپاسگزاری کنم ….. وقتی به لحظات بعد از عقد قرارداد فکر میکنید ……. با اینکه هنوز اونو ندارید اما انگار دارید …. انگار اون پروژه رو واقعا دارید و ازش رد شدید …… خودتون رو ببرید به یه روز یا دو سه روز بعد از عقد قرارداد …. حستون چه مدلیه …. حالا انگار از اون نیاز از اون خواسته رد میشید ….. انگار داریدش ….. در عین حال که خواسته رو میخوایین اما بهش هم نچسبیدید….. احتمالا با خودتون میگید کار سختی هم نبوداااااا فقط باید تمرکز میکردم و حسم و خوب نگه میداشتم ….. احتمالا با خودتون میگید به هدفم رسیدم ولی حالا که رسیدم میفهمم همه چیز مثل قبله … چه قبل از پروژه و چه حالا چیزی که مهمه حس خوب منه … لذت بردن از زندگیه ….. شما باید تکاملتون رو طی کنید … تا اینجا خوب پیش رفتید . مراحل اولیه رو میتونید خیلی خوب از پسش بر بیایین . خوب توضیح میدین و طرفتون رومتقاعد میکنید… یه کم دیگه شما کامل تر میشی و دیگه قرارداد نهایی رو میبندین …
من خودم کار فروش انجام میدم … شده خریداری دارم که خیلی مطمئنم ازم خرید میکنه و سود خییییلی خوبی هم داره ….. اما به هر دلیلی نمیشه ….. قبلا این طوری نبودم اما الآنا میگیم خیره ….. گاهی بعد چند روز زنگ میزنه و ازم خرید میکنه … گاهی اصلا دیگه زنگ نمیزنه و واسه من فرقی نمیکنه چون میگم بابا چیزی که زیاده مشتریه … گاهی هم متوجه میشم از یه آدم دیگه ای خرید کرده…. باورتون نمیشه خیلی راحت و از ته دلم بهش میگم ایشالله خیره …. یا میگم اشالله هر چی به صلاحه اتفاق بیفته ….. چه ازم خرید کنه چه نکنه برام قابل احترامه ….. چون چه بخره ازم چه نخره ازم خدا روزی رسونه …. خیلی از مشتریهام شدیدا بهم علاقه مندند و مثل یه خواهر کوچیکتر بهم نگاه میکنن و برام خیلی احترام قائلن …… خدا رو شکر هر چی بیشتر به خدا می چسبم و از مردم توقعی ندارم وضعیتم هم بهتر میشه حتی از لحاظ فروش …….
بابا خدا اون بالا نشسته که من و شما به خواسته هامون برسیم….شدنیه …. فقط یه روز این طرف یا اون طرف …. همین و بس
شاداب باشید
بنام خدا
سلام.استاد یه سوال دارم که انصافا تو این مدتی که با شما و دیدگاهتون آشنا شدم نتونستم به جوابی برسم.
شما در کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم خیلی صریح قانون جهان و سیستمی بودن جهان رو توضیح دادید.و قسمتی از کتاب رو درمورد عذاب های الهی صحبت کردید و گفتید که عذاب های الهی از برای همه عذاب نیستند بلکه اتفاقات طبیعی ای هستند که در جهان پیش میاد و جزئی از قوانین طبیعت هستند ولی با توجه به فرکانس هرکس یا بهش خسارت میزنه یا موجب ارامش و ثروت بیشترش میشه.که در قران هم توضیح داده و شما هم الحق که بخوبی تونستید درکش کنید.حالا سوال من اینه که:تکلیف کسانیکه در زلزله و سیل یا سونامی از دنیا میرن چیه؟چون در قران توضیح داده و خودتون هم توضیح دادید که تر و خشک با هم نمیسوزن.ولی بعضا ما دیدیدم که در یک شهر کلی ادم میمیره.ایا میشه با یقین گفت همه کسانی که در اون حادثه بودند در فرکانس بد و یا همون اتفاق بودند؟؟؟؟
نمیدونم تونستم سوالم رو درست بپرسم یا نه.ولی امیدوارن متوجه منظورم شده باشید.
اینم بگم که فایل ما بی انتها هستیم رو هم دیدم و منم اعتقادم همینه که بله ما ابدی هستیم.ولی تکلیف این دنیا چی میشه.اگر نگاه خاصی به این موضوع دارید ممون میشم.شاید به یکی از دیگر از سوالات بی جوابم پاسخ داده شد.
سپاسگذارم
سلام دوست خوبم … من فقط یه خاطره از خودمون برات میگم
تهران حدود 6-7-8 ماه پیش زلزله اومد به طوری که مردم شب رو تا صبح بیرون از منزل تو سرما و تو ماشین و تو پارک خوابیدن …..
اون شب زلزله اومد ….درسته برای چند ثانیه همه اون زلزله رو حس کردن اما جالب وقتیه که ما فردا رفتیم سر کار
وقتی رفتم سر کار دیدم خیلی ها تو خیابون خوابیدن و خیلی ها تو سرما بودن و دیشب چون از ترس نتونسته بودن بخوابن صبح اصلا نتونسته بودن برن سر کار و اونایی هم که سر کار بودن چرت کیزدن و از آوارگی و زلزله ی دیشب میگفتن و خلاصه فهمیدم خیلی ها همون دیشب سینه پهلو کردن و سرماخوردگی و خلاصه ……
حالا ببینید منو خواهرم شب رو چه جوری گذرونده بودیم …. بعد از اون 10-20 ثانیه که زلزله شد و زمیی تکون خورد ….. من که تو خواب و بیداری بودم از خواب بیدا رشدم و دیدم مامان و بابا و آبجیم یه کم ترسیدن … منم تو دلم آیت الکرسی خوندم و به همه فوت کردم و گفتم هیچی نمیشه به جای این حرفا حالا که همه بیدارن یه چایی دم کنیم دور همی ساعت 12٫30 دقیقه شب چایی بخوریم ….. رفتم چایی دم کردم و نشستیم چایی خوردیم و حتی مامانم که تلویزیون روشن کرد تا اخبار زلزله رو بشنوه ….. من خیلی آروم و زیر پوستی حواسشون رو پرت کردم و دیگه نشستیم حرف زدن و خندیدن …. آبجیم متنهای خنده دار بعد از زلزله رو تو تلگرام خوند و میخندیدیم …. اینکه خدایا ما رو میلرزونی … خودت که جای حق نشستی و تکون نمیخوری …..زمین لغزنده ست ما رو نلرزون خخخخخخخخخخخخخ و از این حرفا ….. یه یک ساعتی بیدار بودیم و بعدش به همه گفتم من که بیرون نمیرم و میخوام تو خونه تو گرما بخوابم …… تنها کاری که کردیم این بود که لباس پوشیدیم تا در صورت لزوم بلاخره لباس مناسب دم دستمون باشه …… من اون شب آیت الکرسی خوندم و اتفاقا داشتم خدا رو شکر میکردم که خدایا این همه تو این دنیا زندگی کردم در آرامش ….. به خاطر تک تک لحظاتش شکرت ….. ببین یه زلزله چه قدر استرس داره ….. به خاطر تمام لحظاتی که بدون استرس و خیلی راحت خوابیدم متشکرم و شروع کردم به سپاسگزاری ….. انگار خدا میخواست یادم بندازه که سمانه به خاطر امنیتی که داری باید سپاسگزاری کنی
و خودم و مامان و بابا و خانواده ام رو سپردم به یگانه نیروی قدرت در جهان
دوست من صبح که رفتم سر کار میدیدم که من دیشب خیلی راحت خوابیدم و اتفاقا ما دیشب دور همی چایی خوردیم خیلی خوشحال بودم و همش تو دلم میگفتم یک اتفاق یکسان واسه همه ی مردم افتاد … خدا رو شکر که باعث خنده و چایی خوردن و حرف زدن ما شد ……. و من همش داشتم قانون رو تصدیق میکردم که قانون درسته …. قانون درسته …… قانون درسته ….. اون جماعت میخوان همه چیز و با عقل خودشون پیش ببرن ….. بابا یه خدایی هست که همه چیز و میدونه تازه خودشم مشتاقه که کاراری ما رو انجام بده ….. اگه کارا رو به دستش نسپری کوتاهی از خودته …….. همش میگفتم خدایا حالا بیا به این جماعت حالی کن که بابا به خدا اعتماد کن ….. هیچی نمیشه …… هییییس ….. آروم باش …… فقط آورم باش و باور کن اگه تو مدار خوبی و خوشی و لذت باشی هررررر اتفاقی طوری میفته که “تو” لذت ببری و بخندی
شاداب باشی
سمانه جان عالی بود
سلام استادد عزیزم ….
استاد به دنبال اون سوالاتی که پرسیدم امروز یادم اومد ازتون یه سوال دیگه هم بپرسم .. استاد شما وقتی میخواهید یه چیز بخرید چه چیزی براتون تو خرید اولویت داره ؟ منظورم اینه مثلا شما به یه چیز نیاز ندارید ولی دوست دارید داشته باشیدش … ایا در این صورت اون وسیله رو می خرید ؟
کلا می خواهم بدونم اسراف یعنی چی و در چه صورتی ما اسراف می کنیم ؟ …. و منظور خدا از اسراف کردن چیه …
مرسی مرسی مرسی استاد عزیزم ….
سلام استاد عزیز
واقعا آشنایی من با شما مثل یک معجزه بود من اوایل سال 96 اولین باری که وارد این مدار شدم و در واقع استارت آشنایی ام با بحث اندیشیدن و ارسال انرژی و مدار موفقیت بود با کتاب فوق العاده بیاندیشید و ثروت مند شوید ناپلئون هیل بود و خیلی جالب بود که همون موقع بعد از خوندن اون کتاب من شرایطی برام پیش اومد و ماشینمو عوض کردم و ماشین مورد علاقم رو ثبت نام کردم. بعد از اون جالبه بدونید خیلی از تجربیاتم دقیقا مثل تجربیات شما بود مثلا خیلی به قرآن و دین به صورتی که در جامعه ما رواج داره به دید تردید وشک نگاه کردم بعد رفتم سریال مورگان فریمن که به تازگی به نام the strory of god هستش رو نگاه کردم و بعد کتاب زرتشت و مطالعه کردم و خلاصه خدا فهمید به نظرم که من دنبال حقیقتم و آشنایی با شما رو نصیبم کرد . واقعا اینقدر این موضوع جالبه که خودم هر وقت بهش فکر میکنم از ته دل لبخند میزنم و میگم با خودم تو واقعا هدایت شده ای . من برای اینکه اون ماشینی که ثبت نام کردمو تحویل بگیرم 2 -3 ماه علاف شدم و بالاخره از نمایندگی اون خودرو در یکی از شهرهای نزدیک به شهر خودم با معرفی یکی از دوستان موفق شدم خودرو رو تحویل بگیرم و برای اینکه ماشین رو بیارم باید جرثقیل میگرفتم چون ماشین پلاک نداشت . خلاصه توی راه با راننده اون جرثقیل سر صحبت راجع به خدا و دین و اینجور مسائل باز شد و یهو گفت ببین من به نظرم صحبت های این تستاد عباس منش و دیدش راجع به خداوند خیلی درست میاد بزار یکم از صحبتاشو بزارم گوش کنی و توی پخش اون کامیون شروع کرد یکی از جلسات شما رو پخش کردن و من انگار اون لحظه دوباره متولد شدم و حرف های شما اینقدر بهم احساس آرامش داد که وصف این لحظات فوق العاده ای که پس از اون روز توی زندگیم به وجود امده از کلام خارجه، و از اون روز به بعد که من ابتدا دوره افرینش شما رو خریداری کردم تا الان درآمدم نزدیک به 4برابر شده و سلامت روحی و جسمیم با اون زمان قابل مقایسه نیست و ایمانم به خداوند متعال هزاران هزار برابر بهتر جوری که احساس میکنم خیلی ساده با هم گفتگو میکنیم و بعضی وقتا از خودم میپرسم تو قبل اینکه با استاد آشنا شی اصلا چجوری زندگی میکردی … استاد خیلی دوست داشتم باهاتون صحبت کنم و انشالله یک روزی بتونم در یکی از دوره های حضوریتون هر جای دنیا که بود حضور پیدا کنم و از نزدیک ببینمتون. اگر کامنتم رو خوندید لطفا نظرتون رو بهم بگید ممنون از شما
سلام استاد عزیز،خدا قوت…
استاد سوالی که ازتون داشتم این بود که گاهی وقت ها تو از خدا میخواهی که ی ایده ی خوب بهت بده و اون ایده بهت داده میشه، از اون راه میشه خوب پول درآورد ولی علاقت نیست ،در این صورت نباید اون کارو انجام داد؟حتی اگه تو بتونی وقت کمی براش بذاری و ی نقش نظارتی داشته باشی ؟همه بیزینس های شما بیزینس هایی بوده که عاشقش بودید؟و ممنون میشم که بفرمایید به غیر از تدریس شما چه بیزینس های دیگه ای انجام دادید و عاشق همشون بودید یا شده به صرف درآمد خوب واردش بشید؟
استاد تا حالا شده ی هدف برای خودتون تعیین کنید که اول خیلی دوست داشتید رسیدن به اون هدفو ولی بعد ی مدت دیگه حس کنید علاقه ای ندارید و به فکر، ی هدف دیگه بیفتید؟اگه این اتفاق براتون افتاده بعدش چه کاری انجام میدادید؟اون هدفو پیگیری میکردید؟
ممنون از مطالب عالیتون..همیشه شاد و سرزنده باشید…
با سلام خدمت استاد بزرگوار، عزیز و مهربان و همه دوستان خوب و پر انرژی خودم در این سایت????
استاد عزیز من مشکل من با ساخت باورهای جدید هست ، وقتی شما در مورد باور های قدرتمند صحبت میکنید من اکثر اون باورها رو تقریبا بدون مقاومت ذهنی می پذیرم. ولی وقتی در زندگی با موارد جدید روبرو میشم که تا به حال باوری راجب اون از شما نشنیدم ، و خودم یک باور قدرتمند ایجاد میکنم، نمیتونم تشخیص بدم که باور صحیحی استفاده کردم یا نه ،اون باور من رو به مسیر موفقیت میرسونه یا نه؟
جزئیات بیشتری شرح میدم که چطور شد به این سوال رسیدم و بعد میرسم به سوال مصاحبه:
من خیلی وقت پیش بنا به شرایطی که داشتم تصمیم گرفتم 2 تا بیزنس رو با هم همزمان پیش ببرم، بعد از آشنایی با قوانین ، باور قدرتمندی برای خودم ایجاد کردم که “من باور دارم توانایی این رو دارم که هر دو تا کسب و کارم را به موفقیت بزرگ مالی برسونم” ، با اینکه هر دو هنوز به درامدزایی نرسیدن و باید مسیر تکاملی خود رو طی کنند، من تصمیم گرفتم سختی ها رو تحمل کنم و باور جدیدی که ساختم این بود که “من میتونم از راه های ساده و آسان و بدون درگیری با پیچیدگی در هر دو کار به موفقیت برسم”
ولی بعد از مدتی به یک تناقض برخورد کردم که باعث شد هر جا قراره باور جدیدی ایجاد کنم نگران بشم، تناقضی که برخورد کردم این بود : اینکه احتمالا تمرکز روی دو تا کسب و کاری که هر دو هم نیاز به انرژی فکری زیاد دارند، از اساس از دید قوانین کسب و کاری باور اشتباهی باشه و یک فرد وقتی موفق میشه که یکی یکی کارها رو به نتیجه برسونه .
حالا اینجا قوانین کسب و کار درسته یا باورهای ساخته شده ؟ کدام درسته کدام اشتباه ؟
اگر باورهایی که ساختم درسته ، پس این تضاد و تناقض که بهش برخورد کردم چی میگه ؟ اگر باوری که ساختن درسته چطور تقویتش کنم و از این تناقض عبور کنم ؟
اگر باوری که ساختم اشتباهه چه باوری میتونم جایگزین کنم ؟ و به چه دلیل اشتباهه ؟ و اصلا چطور میشه فهمید یک باوری اشتباهه؟
شما در دوره جهان بینی توحیدی توضیح دادید برخورد با ناخواسته ها (همون تضادها) باعث میشه برای ما خواسته های جدید شکل بگیره ، حالا مشکل من اینه که من با برخورد با موارد ناشناخته و جدید و متناقض با باورهای قدرتمندم نمیدونم چه رفتاری داشته باشم.
این توضیحی بود که دادم اما سوالی که به عنوان سوال مصاحبه بخوام از استاد عزیز بپرسم:
1- شما هم در چنین شرایطی قرار گرفتین که همزمان چندتا بیزنس رو به صورت موازی رشد بدید و همزمان انرژی صرف کنید در حالی که هنوز به درامد نرسیدن ؟ (نه زمانی که اصل کسب و کار به نتیجه رسیده و فقط نیاز به مدیریت داره، بلکه زمانی که هنوز باید انرژی زیادی برای پا گرفتن کسب و کار ها صرف بشه )
2-اساسا انجام چند کسب و کار با هم رو توصیه می کنید ؟
با توجه به جواب شما سوالات زیرا برایم پیش میاد:
اگر رشد موازی کسب و کارها رو توصیه نمیکنید :
3- پس چطور می توان تشخیص داد که روی موضوعی به درستی باورسازی انجام میدهیم یا خیر ؟(چون من باوری ساختم که شدنی است پس اگر توصیه نمیکنید ، این باوری که ساختم اشتباه است )
4- اصلا ساخت باور برای هر مساله و هر موضوعی که با آن روبرو هستیم صحیح هست یا نه ؟ (مثل مساله ای که من با آن روبرو هستم و باوری که ساختم )
3-در مورد انجام کارهای موازی قوانین چی میگن ؟ چه باوری در این مورد صحیحه ؟
4- آیا هر باوری به دلمان الهام شد و پذیرفتیم و با آن احساس خوبی داشتیم، باور درستیه ؟
5-راه تشخیص باور درست از باور اشتباه چیه ؟
در برخورد با با موضوعات و مسائل جدید روش ساخت باورهای قدرتمند و عالی چیه ؟
به خاطر این تناقضی که برای من در کسب و کارهام پیش اومد ، یکسری تناقضات دیگر بین باور و علوم کسب و کار ، اقتصاد ، بازار، فروش و … هم به ذهن من هجوم آوردن و مرتب به تنقضات بیشتری برخورد میکنم، و باعث میشه با مساله باورسازی بیشتر دچار مشکل بشم ، که در ادامه توضیح میدم :
6- استاد قطعا شما هم با مباحث کسب و کارهای نوپا و استارتاپ ها آشنایی دارید، نمیدونم چقدر به قوائدی که برای رشد یک کسب و کار نوپا در کتاب هایی که در ارتباط با این مباحث هست، نوشته میشه، آشنایی دارید، اما یکسری از مباحث این علوم برای من باور مخرب ایجاد میکنه، باورهایی که با آموزش های که از فایل ها یاد گرفتم متضاده و برای من تضاد ذهنی ایجاد میکنه(که یک نمونه از آنها ، مورد تمرکز روی فقط و فقط یک کسب و کار بود که در بالا توضیح دادم) آیا من باید با علم این قوانین و خواندن این کتاب ها یک کارافرین بشم یا علم رو دریافت کنم ولی هرجا در این علوم به تضادی با باورها و قوانین کیهانی برخورد کردم، الویت ذهنی و اون چیزی که چهارچوب مسیر حرکت من به سمت موفقیت رو مشخص کنه الویت عمل به قوانین کیهانی باشه ؟
مثلا در بعضی از این کتاب ها توصیه میشه کسب و کار من برای اینکه به ثروت زیاد برسه ، باید راه حلی پیدا کنم که رقبا کنار زده بشن، درحالی که شما درجلسه 4 فایل جهان بینی توحیدی مثال های زیادی از کسب و کارهای نوپا در آمریکا زدید که ایده های تقریبا مشابه چه خوب در کنار هم کار میکنند و به ثروت میرسند.
یا مورد مخرب دیگر در مباحث کسب و کارهای نوپا حتما تیم ها رو سوق میدن به سمت جذب سرمایه گذار ، به تیم ها این باور رو القا میکنن که اگر سرمایه جذب نکنید به موفقیت چشم گیر نمیرسید ، که این هم با باورهایی که ما ساختیم متناقضه، چون ما باور فراوانی داریم ولی اون ها این باور رو دارند که بدون جذب سرمایه گذار به موفقیت بزرگ نمیرسید
استاد با این تضادها بین علوم مختلف و قوانین کیهانی چطور باید برخورد کنم ؟
7-با این توضیح به عنوان سوال مصاحبه دوست داشتم از زبان شما بشنوم برای یک کارآفرین موفق شدن به غیر از کار کردن روی خودمون و باورهامون با این تناقض هایی که در دل کار بین مباحث تخصصی و قوانین کیهانی روبرو میشیم چطور برخورد کنیم ؟
(برای کارافرین شدن باید به علوم کارآفرینی ، بازار ، فروش ، علم اقتصاد و سایر علوم تخصصی مسلط بود) هرجا نیاز به تصمیم گیری داشتیم و دیدیم اون علم داره مبحثی رو مطرح میکنه که در تضاد با باورهای قدرتمند کننده ما هست به قوانین و الهامات درونی و باورهای قدرتمند توجه کنیم ؟ یا به راه هایی که اون علوم دارن توصیه میکنن ؟ در این شرایط دچار نگرانی میشم که باور من نکنه اشتباهه
در یکی از فایل های رایگان اشاره داشتید که چطور بازدید سایت شما بالا رفت درحالی که مربی که بهتون آموزش سئو داده بود اصلا باور نداشته که به این سرعت میشه آمار بازدید رو بالا برد ولی شما با عمل به قوانین کیهانی نتیجه گرفتین این یک نمونه از تناقض های بین قوانین و علوم تخصصی بود که شما بهش برخورد کردید، ولی دوست داشتم این مورد رو شفاف تر به عنوان سوال مصاحبه از شما بپرسم، احتمالا مثل این مورد سئو شما هم با تضادهای زیادی بین علوم تخصصی مختلف و قوانین برخورد داشتین ، اگر بتونیید با مثال های بیشتر بیان کنید که چطور از اون ها عبور کردید؟چون من در حوزه تخصصی خودم خیلی به این موارد برخورد میکنم.
8-شما در یکی از فایل ها گفتین ، بخواهید از راه های ساده ، با همین دانشی که دارید ، همین تخصصی که دارید ، همین افرادی که در اختیار دارید ،راه ها بهتون نشون داده بشه و به ثروت برسید. آیا اگر در یکسری از حوزه های تخصصی ضعیف بودیم مانعی برای کسب ثروت ما وجود نداره ؟
9- دوست دارم زمانی آزاد داشته باشم که روی قوانین کار کنم ولی این زمان آزاد برای من سختی به دست میاد، به عنوان سوال مصاحبه میخوام بپرسم شما چطور زمان تون رو مدیریت میکنید که به همه کارها به خوبی برسید ؟ چه تمرینات ذهنی برای این مورد انجام میدید ؟
10- استاد برای متفاوت بودن، متفاوت فکر کردن و متفاوت نتیجه گرفتن ، اگر همکاران هم فکر و هم فرکانس ما نباشن آزار میبینیم و سد راهمون میشن ، آیا بهتره روی خصوصیات خوب افراد تمرکز کنیم تا زمانی که افراد هم فکر و هم فرکانس با ما در مسیرمون قرار بگیرن ؟ یا باید این افراد رو رها کنیم و حذف کنیم و دنبال افراد جدید باشیم ؟
سوال مصاحبه اینکه اگر هم تیمی های شما با شما هم فرکانس نبودند سریع آنها رو عوض میکردید ؟ یا فرصت میدادید و روی نقاط مثبتون تمرکز میکردید ؟ من به این مورد برخورد کردم و نمیدونم بهترین تصمیمی که باید گرفت چیه
ممنونم که زمان صرف کردید برای خوندن سوالاتم و از شما استاد عزیز و همه دوستان خوبم عذرخواهی می کنم که متن من طولانی شد ، چون استاد فرمودند با جزئیات توضیح بدید ، سعی کردم توضیح بدم که مشخص بشه چه جواب هایی نیازه دریافت کنم.
از شما و همه دوستان عزیزم که این متن رو خوندن بی نهایت سپاسگزارم و ممنونم که این فرصت رو در اختیار ما قرار دادید ????
هر یک از دوستان عزیز هم که بتونن به سوالاتم جواب بدن خوشحال میشم ولی دوست دارم نظرات استاد عزیزم رو هم حتما بدونم ????
با تشکر و خسته نباشی از دوست عزیز
سوالات خیلی عالی و متفکرانه بود ، امیدوارم استاد جوابشون را بده چون جزو سوالهای من هم هست. من 5 ستارش کردم
متشکرم از شما، انشالله استاد حتما لطف میکنند و پاسخی میدن که برام شفاف بشه .
در کامنت زیر یکی از دوستان سوالی مطرح کردن که برای من سوالاتی که داشتم شدت بیشتری گرفت لینک اون دیدگاه و جوابی که اون جا ارسال کردم رو اینجا هم قرار میدم:
https://abasmanesh.com/fa/your-interview-with-master-abbasmanesh/comment-page-70/#comment-306234
جواب من در اون دیدگاه که ارتباط به همین پست خودم داره :
سلام خدمت شما دوست عزیز
وقتی شما که 5 سال هست با این قوانین آشنایی دارید چنین سوالاتی به ذهنتون رسیده که بعضی از اون ها مربوط به ریشه این قوانین هست ، من که 5 ماهه با قوانین آشنا هستم بیشتر دچار وسواس میشم ، فکر میکنم خیلی نباید نگاه با وسواس به قوانین داشته باشیم .
الان من خودم در مورد باورسازی دچار وسواس شدم که چه باوری ساخته بشه درسته و چه باوری ساختیم، اشتباهه که سوالم رو هم جلوتر کامل پرسیدم .
در مورد زمانی که استاد قم بودن نوشتین “زمانی که شغل کلوپ بازیهای کامپیوتری رو رها کردید اگه همه قوانین رو میدونستید و باورهاتون درست بود شاید اصلاً تغییر نمیکردید و با یک دیدگاه دیگه بهش نگاه میکردید.” اینجا هم برای بحث باورسازی که ذهن من درگیرش هست، این سوال برای من پیش میاد که استاد میتونستن اون موقع باور کنین که با همین کار میتونم به موفقیت برسم ؟یا ایده های جدیدی پیدا میکنم و باور دارم با ایده های جدید جریان ثروت وارد همین کسب و کارم میشه ؟
آیا ساختن باور زمانی درسته که مجموعه ای از عوامل و شرایط درست باشه ؟
آیا هر باوری رو نباید باور کرد ؟
ساخت باور اصول و پیش نیازهایی داره که باید رعایت کرد ؟
اون پیش نیاز ها و اصول قائده ها چیه ؟
من اینطور متوجه شده بودم هر آنچه رو ذهن انسان بتونه باور کنه ، میتونه به دستش بیاره، اینجا در مورد خود اصل باور دچار اشکال شدم شاید این درست نیست ، هر آنچه ذهن انسان بتونه باور کنه ولی با توجه به یکسری پیش نیاز و اصول و قاعده خاص خودش ، اون پیش نیاز ها و اصول قائده ها چیه ؟
اگر اون زمان استاد در قم باوری قدرتمند می ساختن که من میتونم توی همین شغل و در همین شهر ثروتمند بشم ، این باور اشتباه بود ؟
اگر اشتباه بود چرا اشتباه بود ؟
اگر اشتباه بود ، پس هر باوری رو نمیشه در ذهن پروش داد ، پس سوال اساسی اینه که چه پیش نیاز ها و اصولی رو باید قبل از ساخت باور باید رعایت کرد ؟
شاید باید اول عوامل بیرونی رو برسی کرد ، سایر قوانین رو برسی کرد و بعد براساس یکسری مجموعه عوامل باور ساخت نه که از ابتدای کار سراغ ساخت باور بیایم، این مجموعه عوامل پیش نیاز ساخت باور رو خوشحال میشم استاد توضیح بدین .
من الان به نقطه ای رسیدم که بین هر دو راهی باور سازی هم خودش رو میزاره و نمیدونم باور بسازم یا عوامل بیرونی رو در نظر بگیریم
از هر یک از دوستان عزیز هم که بتونن کمک کنن این نمونه از وسواس ها که ذهن ماها در مورد قوانین درگیرش میشه رو بتونن شفاف کنن.چون این درگیری ها شاید راه رسیدن به هدف رو برای ما طولانی تر کنه
به قول این دوست عزیز، وقتی آگاهی داریم از قوانین “بخش عظیمی از تمرکز من به اینکه راه رو باید چطور رفت اختصاص پیدا کرده درصورتیکه قبلاً 100 درصد تمرکزم روی هدف بوده ” ، الان من که توی مسیر رسیدن به هدف نیاز به این دارم که کلی تخصص های خودم رو ارتقا بدم و خیلی کم فرصت میشه بیام به قوانین بپردازم (البته هر روز تا اون جایی که بشه بهش می پردازم ولی برای تسلط کامل نیاز به این دارم که چند ماه درگیر هیچ کار دیگه ای نباشم ) آیا الان در مسیر هدف تمرکزم باید روی اون n تا تخصص باشه که باید کسب کنم یا روی قوانین ؟ یا ترکیبی از همه ؟