این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سوال من اینه که چرا من در طی 4 سالی که رو خودم دارم کار میکنم وهمه فایل های رایگان وبعضی از محصولات رو هم خریدم وگوش کردم
خواسته های کوچکم خیلی زود و سریع بر اورده میشود (مثل هر چی که تو خونه تموم میشه فورا سرجاش میاد در صورتیکه قبلا این طوری نبود)ولی خواسته های بزرگتر من (مثل در خواست یک ماشین 40 میلیونی )هنوز بر آورده نشده اند ؟دلیلش چیست؟
در بیشتر فایل ها شما از تکامل صحبت میکنید آیا من هنوز تکاملم طی شده؟یا روی باورهام خوب کار نکردم ؟
مممنو از شما به خاطر این که وقت باارزشتون رو به من دادید.
همیشه در پناه خدای وهاب وغفور باشید استاد جوووووووووووونم.
سلام دوست گرامی توصیه میکنم فایل رایگان چگونه درآمد خود را در یکسال سه برابر کنیم هر سه قسمتش رو چندین بار گوش دهید و محصول دوره روانشناسی ثروت یک رو تهیه کنید و فایل چرا پول زیادی وارد زندگیم نمی شود از محصولات عقل کل هست را تهیه کنید.با امید موفقیت روز افزون برای شما دوست گرامی
من با اینکه خیلی وقته عضوم و خیلی حرفا واسه گفتن دارم و بی نهایت از استاد باورم آقای عباس منش تشکر میکنم که نماد عالی تحول و تغییر برایم هستن سریع میرم که سوالم رو بپرسم تا وقت استاد گرفته نشه:
خواهشا جواب بدین چون این سوال یک مانع ذهنی برای من و شاید سایر دوستان جهت ایجاد باور بهتر، می باشد.درسته که در فایل های رایگانتون به شکل های مختلف توضیح دادین ولی برای من هنوز روشن نیست
1-باتوجه به اینکه گفتین خداوند یک سیستم یا انرژی است که احساس ندارد در اینجا نقش دعا کردن سر نماز یا … چه میشود و اینکه تو روایات انقد توصیه شده دلیلش چیه، و همچنین بسیار توصیه شده در حق دیگران دعا بکنیم از اونجایی که ما خود خالق زندگیمان هستیم پس دعای دیگران چگونه میتواند روی زندگی ما تاثیر بگذارد.
اگر دعای ما بر روی زندگی دیگران تاثیر گذار است پس نمیتوانیم بگوییم ما مطلقا خالق زندگی خودمان هستیم (البته من خودم اینو قبول ندارم ولی همیشه سواله برام)
و اگر دعای ما تاثیرگذار نیست پس چرا این همه توصیه شده که در حق دیگران دعا بکنیم
2- گروه الف به خدا ایمان ندارد و گروه ب به خدا ایمان دارد.هر دو گروه به سیستم یا قوانین باور، ذهن ،فرکانس و … اعتقاد دارند و آگاهند. خوب در اینصورت نقش خدا هدایت و عنایت خدا برای گروه الف (بی خدایان) مانند گروه ب است یا اینکه خداوند به گروه ب توجه ویژه ایی دارد؟؟
بلاخره باید در حضور خدا یک تفاوتی بین این دو گروه وجود داشته باشد و گرنه این همه اشاره خاص خداوند در قرآن به مومنین،مخلصین و صالحین باید بی معنی باشد.و من دنبال آن تفاوت هستم
از استاد عزیزم خواهشمندم که به این دو سوال مهم جواب بدن تا من قوت قلب و ایمان بیشتری بتوانم از خداوند در مسیر ساخت باور و در نتیجه زندگی بهتر کمک بگیرم
سلام دوست گرامی استاد در جلسه هفتم دوره راهتمای عملی دستیابی به رویاها درباره دعا و نفرین توضیح دادن، دعا و نفرین وجود ندارد و اگه دعای خوب کنی چون خدا خیرمطلق است ابتدا ان دعا در حق تو به اجابت میرسد سپس در حق دیگری درباره نفرین هم باید بگویم اگه بد کسیو بخوای طبق قانون جذب دعای بد در حق تو به اجابت میرسد و نه در حق دیگری ، البته در حق دیگری اگر نفرین و دعا تو رو باور کند اتفاق می افتد و درباره سوال دوم شما باید بگویم خدا یک سیستم و انرژی است که احساس ندارد و ما با فرکانس هایمان به این انرژی شکل میدهیم برای درک بهتر به شما توصیه میکنم جلسه 9 و مخصوصا 10 راهنمای عملی دستیابی به رویاها رو بشنوید و این دوره را تهیه نمایید و باید به شما بگویم خدا رو هر طور ببینی همونطور برات عمل میکنه.با امید موفقیت روز افزون شما دوست گرامی
مدتیه که از محصولات شما استفاده می کنم و خیلی هم به روش ها و سخنان شما اعتقاد دارم ………
اما یه سوال مهم اینکه نظر شما در باره بعضی مسائل رو متوجه نشدم / اول اینکه بحث دین نیست ها ، کلا عرض می کنم / وقتی شما در باره قرآن و خدا صحبت میکنید بالاخره تو قرآن هم بهشت و جهنم مطرح شده / شما وقتی میگید همه خودتون رو ببخشید و…. الان بحث گناه و جهنم غیره کجا میره پس ؟ پس این جهنم برا کیه ؟اگه پاداش و جزا نباشه که نمیشه …….
تو کلیپ روابط جنسی فرمودید که خود ارضایی که یک امر طبیعی نباید خودمون رو ناراحت کنیم و …. مثلا من برم دزدی کنم بعد بگم مثله کاملا طبیعی نباید احساس گناه کنم خوب نمیشه که همیشه بگم فرکانس و باور و … بالاخره بحث جزا و پاداش هست بحث احساس گناهی که شما می فرمایید اگه منظورتون اینکه توبه کنیم و برگردیم و به فکرش نباشیم .. بله درسه ولی اگه کلا میگین هیچ وقت احساس گناه نداشته باشیم که بالاخره با قرآن و شب قدر و …. جور در نمیاد.
تو یکی از کلیپ هاتون فرمودید من یکتا پرست هستم / پس اونوقت بحث پرستش مگه فقط به فکر و قلب ختم میشه / اگه شما در باره دین اسلام تحقیق کردین باید به خیلی از مسائل قائل باشید مثل دین اسلام و نماز و …. وقتی شما میگین چندین بار قرآن رو کلمه به کلمه قرآن رو خوندین مگه تو قرآن نگفته کسانی که ایمنا آوردن نماز به پاداشتن و …..
سلام دوست عزیز ، استاد نمیدونم توی کدوم فایل گفته دنیا مزرعه اخرت است اگه توی این دنیا احساس خوب داشتی برات اتفاقات خوب میفته و مسلما در اخرت هم زندگیت خوبه و اینکه جهنم رو ما توی ذهنمون توی این دنیا با فقر و بیماری و جنگ و تهمت و حرص و جوش و افترا و غیبت و هر چیز منفی که مورد نکوهش خداست برای خودمان میسازیم بقول معروف از کاه کوه میسازیم.بهتره برای درک این موضوع دوره روانشناسی ثروت یک و مشکلات دلیل اصلی موفقیت رو تهیه کنید.در خصوص توبه و گناه هم باید بگم وقتیکه توبه میکنی تمام گناهانت بخشیده میشه و باید باور کنی که خدا تو رو بخشیده و عاشقته پس حستو خوب کن تا برات اتفاقات خوبی بیفته و جهنم برای کسایی هست که توی این دنیا در مدار و فرکانس و احساس بدن و در اخرت هم جهنم رو برای خودشون با فرکانس این دنیاشون میخرن و باید بگم مثال خودارضایی و دزدی ربطی به هم نداره ، خودارضایی یک نیازه و حتی استاد گفته اگه در مدار درست باشی نیازی به خودارضایی نیست و از راه درستش نیازت برطرف میشه یعنی یا ازدواج دایم میکنی یا موقت و منظور استاد اینکه به گناه زنا نمیفتی ولی دزدی دست خودته که انجامش بدی یا نه و در ضمن استاد درباره قران تحقیق کرده و استاد با اموزه های یکتاپرستیشون و با درک قرانی که دارن ، دارن اعضا سایت رو به موفقیتی که خودشون کسب کردن هدایت میکنن.با ارزوی موفقیت روز افزون شما
استاد عزیز سلام.امیدوارم هرکجا هستید در پناه خداوند یکتا باشید.با توجه به نزدیک شدن مسابقات جام جهانی و سایت های پیش بینی در مورد فوتبال که ازش به عنوان شرط بندی در ایران یاد میکنند و با توجه به اینکه این هم یک کار فکریست و دلی که حدس میزنی کی برنده میشه و یک مبلغی رو وسط میگذاری به صورت اینترنتی و اگر درست حدس بزنی با توجه به ضریب اون تیمی که تعیین شده مبلغی رو به صورت پاداش یا درست گفتن میبری این پول از نظر شما مشکل داره و حرام است یا اینکه این خود یه کار پول ساز و درست میباشد ممنون میشوم جواب این سوال رو بدهید چون بنده مردد به وارد شدن به این کار هستم از یک طرف یکنفر در درونم میگه برو و اشکالی نداره و از طرف دیگر کسی بهم میگوید این کار حرام و از مسیرت دور میشوی.ممنون میشم جواب بدهید چون برام خیلی مهمه .
استاد بینهایت سپاسگزارم که این فرصت رو در اختیار ما قراردادید.
اما سؤالات من (نکته: ):
1- اینکه ما قوانین رو بهصورت آگاهانه بدونیم آیا خود این دانستن آگاهانه یه سد برای موفقیت نمیشه نسبت به زمانی که ناآگاهانه قوانین رو میدانستیم و به اون عمل میکردیم؟
منظورم این هست که من قبل از اینکه با فیلم راز و با قوانین موفقیت آشنا بشم آدم خیلی موفقی بودم یعنی هر کاری رو اراده میکردم انجامش میدادم، هر هدفی رو میگذاشتم بیبروبرگرد بهش میرسیدم ولی از وقتیکه با قوانین موفقیت آشنا شدم حتی روندم کندتر شده چون فکر میکنم باید تمام قوانین رو موبهمو اجرا کنم که به موفقیت برسم؛ یعنی یه بخش عظیمی از تمرکز من به اینکه راه رو باید چطور رفت اختصاص پیدا کرده درصورتیکه قبلاً 100 درصد تمرکزم روی هدف بوده و به خودم مطمئنتر بودم که 100 درصد به هدفم میرسم؛ یعنی بهصورت ناآگاهانه از قوانین استفاده میکردم.
توضیح واضح منظورم هم در اشعار عطار دیده میشه:
بی ره رفتن، رموز می اندیشی/ برفی ست که در تموز می اندیشی
مردان جهان هزار عالم رفتند / تو بر دو قدم، هنوز میاندیشی
یا
گر مرد رهی میان خون باید رفت / وز پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت
یه مثال هم از خودتون بزنم: استاد شما اون زمانی که شغل کلوپ بازیهای کامپیوتری رو رها کردید اگه همه قوانین رو میدونستید و باورهاتون درست بود شاید اصلاً تغییر نمیکردید و با یک دیدگاه دیگه بهش نگاه میکردید. مثلاً وقتی میدیدید تعداد دست در شغلتون زیاد شده (تعداد افراد زیادی کلوپ بازیهای کامپیوتری دارند) به خودتون میگفتید من به فراوانی اعتقاد دارم و شاید استراتژی اقیانوس آبی (یعنی خلق بازار جدید) رو در پیش میگرفتید. یا وقتیکه روند 10 سال بعد شغل کلوپ بازیهای کامپیوتری را دیدید و به خودتون گفتید وقتی در آینده از فرزند من پرسیدند پدرت چیکاره هست پسرم ممکنه از شغل من خجالت بکشه که اگه دیدگاه توحیدی که الان دارید رو اون موقع داشتید احتمالا هیچ وقت این فکر از ذهنتون نمیگذشت. بنابراین شاید تغییری هم در کارنبود.
استاد حتی گاهی اوقات فکر میکنم یه دست پشت پردهای این کتابهای موفقیت رو نوشتن تا ما رو در یک حالت خلسه و رکود و توهم و اعتیاد به این قوانین نگهدارند تا دوپامین علکی از اینکه راه موفقیت رو بلدیم از مغزمون ترشح بشه و بهقولمعروف علکی خوش باشیم و دست از حرکت و تلاش بکشیم تا بیشتر برای اونها کارکنیم ولی وقتی میبینم بعضی از این مسائل تو قرآن هم وجود داره و شما هم خیلی زیاد بهش اشاره میکنید و خود هم خیلی دارم بهش مسلط میشم، باز به خودم میگم نه اشتباه میکنم … استاد من الان حدود 5 سال هست با شما آشنا شدم و ممکنه به خاطر چیزی که الآن گفتم از دستم دلخور بشید ولی به این دلیل گفتم که جواب سؤالم رو بگیرم و از طرفی به دوستانی که اول راه هستند نشون بدم که با یکی دو روز کار کردن روی ذهن نمیشه افسارش رو به دست گرفت و منی که حدود 4 سال با شما هستم هنوز مواقعی هست که به همهچیز شک میکنم. هرچند به قول خودتون این شک کردن خوبه و از طریق شک هست که میشه به یقین رسید.
2- سؤال بعدی که در پایه و اساس با سؤال قبلی مرتبط هست این هست که: اینکه ما از قانون سپاسگزاری به این نیت استفاده کنیم که در تمام جنبههای زندگی (مالی، روابط و ….) اوضامون بهتر بشه به نظرتون ریاکاری و دورویی نیست؟ سپاسگزاری خالصانه چگونه است؟
اینکه کتاب راندا برن رو بخونیم و 28 روز سپاسگزاری کنیم که نعمت بیشتری وارد زندگیمون بشه به نظرم اصلاً جالب نیست. اگه باخودمون خلوت کنیم میبینیم که داریم سر خدا رو نعوذبالله کلاه میذاریم که به خواسته هامون برسیم درحالیکه در اصل سر خودمون رو کلاه میذاریم و نتیجهاش این هست که داریم میبینم افراد زیادی دائم شکایت دارند که باوجود سپاسگزاری روزانه چیز زیادی وارد زندگیشون نمیشه.
استاد منظورم این هست که اگه به این نیت بریم شکر گذاری کنیم که نعمت بیشتری به دست بیاریم این کار ریا و دورویی نیست؟ دریکی از فایلهای قدیمی تون گفتید که داشتید در یه سمیناری در مورد قانون سپاسگزاری سخنرانی میکردید و گفتید بعد از جلسه خانم مسنی (که همسرش یکی از سرمایهدارترین آدمهای تهران بوده و تو کار بازار آهن بوده و گویا بهصورت مهمان و اتفاقی در اون جلسه حضور پیدا کرده بودند و حرفهای شما رو شنیده بودند) به شما مراجعه میکند و به شما میگه که ” من تازه فهمیدم که چرا همسرم اینقدر ثروتمنده چون یکی از ویژگیهای شخصیتیاش این هست که دائماً در حال سپاسگزاری هست”. استاد هدفم از گفتن این داستان واقعی این بود که بگم آیا ما قوانین رو بهصورت ناخودآگاه به کار ببریم بهتر از زمانی که آگاهانه به کار میبریم نیست؟
از بین تمام جوابهای احتمالی که ممکنه شما به این سؤال بدید من 2 جواب احتمالی رو در نظرم گرفتم که باز از دل همین جوابها هم میشه سؤال مطرح کرد.
حالت اول: شما پاسخ بدید همهی افراد از قانون سپاسگزاری (یا سایر قوانین) مطلع نیستند و باید آنها را مطلع کنیم. من این پاسخ شما رو قبول میکنم و در ادامه از شما سؤال میپرسم که: خب حالا چیکار کنیم که تو این قانون گیر نکنند و دچار اون نیت به دست آوردن بیشتر نشوند و نیتشان اصل سپاسگزاری برای نعمت باشد نه به دست آوردن نعمت بیشتر با استفاده از قانونی که تازه یاد گرفتهاند.
حالت دوم این هست ممکن است شما در پاسخ به سؤال من بگویید که “من هم با نظر شما موافقم که سپاسگزاری باید خالصانه باشد”؛ اما سؤالی که من دوباره از دل این جواب مطرح میکنم این هست که: “سپاس گذرای خالصانه تعریفش چیه و چطور سپاسگزاری کنیم که خالصانه باشد؟”
3- سؤال سوم در مورد قانون تکامل هست: مگه داخل فایل “بهترین باور در مورد خداوند” نگفتید که خدا همهچیز است، خدا من، خدا تو، خدا او، خدا آب، خدا باد و …
خب پس ما هم میتونیم مثل خدا باشیم و صفات خدا رو داشته باشیم و یکی از صفات خدا این هست که وقتی به یکچیز میگوید موجود باش موجود میشود؛ بنابراین ماهم میتونیم این صفت خدا رو داشته باشیم چون از روح خودش در ما دمیده و ما خلیفه و وارث اون هستیم و بیدرنگ به یک خواستهای بگوییم موجود باش و موجود شود.
خب حالا با این توصیفات چیزی به نام قانون تکامل این وسط یه خورده مسخره جلوه نمیکند؟ حرف من این هست وقتی کسی به قوانین مسلط بشه دیگه تکامل مفهومی پیدا نمیکند، کسی که با خدا هماهنگ باشه دیگه تکامل معنایی ندارد، درسته؟
استاد من با چیزی به نام قانون تکامل به این مفهوم که باید یکسری مراحل فیزیکی حتماً صورت بگیره اصلاً موافق نیستم بلکه در عوض با تکامل ازنظر ذهنی موافقم؛ و تکامل ازنظر ذهنی خیلی زودتر ماها رو به خواسته هامون میرسونه.
بهتره به قول قرآن دلیل هم بیارم که ادعای خودم رو ثابت کنم “قل هاتو برهانکم ان کنتم صادقین”. استاد خیلی از دوستان فکر میکنند مهاجرت شما از قم به بندرعباس- تهران – اروپا – آمریکا تکامل شما بوده درصورتیکه خود شما هم موافق هستید که وقتی شما ازنظر ذهنی تکامل پیدا کردید و باورهاتون تکامل پیدا کرد به بهترین مکانها رفتید؛ یعنی اگر ذهن و باورهای شما در همون قم تکامل پیدا میکرد مستقیم از قم به آمریکا میرفتید.
من در اطرافم افراد بسیار زیادی رو سراغ دارم که لیسانس و فوقلیسانس شون رو در دانشگاههای شهرستان (که رتبه جهانی بالای 5 هزار داشته) گذراندند ولی دوره دکتری رو در بهترین دانشگاههای جهان (که رتبه زیر 100 داشته) پذیرش گرفتند و حتی در آن دانشگاه استخدامشدهاند بدون اینکه حتی یک روز در تهران زندگی کرده باشند و شاید حتی رنگ تهران رو تا آخر عمرشان نبینند درحالیکه طبق چیزی که دوستان از قانون تکامل سراغ دارند انتظار داریم این افراد باید ابتدا در روستا، بعد شهرستان، بعد مرکز استان، بعد شهرهای بزرگ ایران، بعد تهران و بعد باید مهاجرت میکردند درصورتیکه میبینیم اصلاً چنین چیزی نیست.
نمونه دیگه افرادی که هرساله از دورافتادهترین روستاهای ایران رتبه 1 تا 10 کنکور را کسب میکنند و به بهترین دانشگاه تهران راه پیدا میکنند و جالب اینجاست که در دانشگاه هم رتبه اول هستند. یا دانشآموزانی که جهشی مراحل تحصیل را طی کردهاند. ازنظر من اینها کسانی داشتند که آنها را ازنظر ذهنی به تکامل رساندهاند و اعتمادبهنفس را در آنها تقویت کردهاند؛ یعنی از قوانینی که خودشان مطلع بودن یا از تجربههایشان در اختیار آنها قراردادند.
یک مثال هم از خودم بزنم. من چند سال قبل درسی را برای کنکور کارشناسی ارشد در 15 روز خواندم و چون تجربه پیداکرده بودم میدانستم که فقط باید سؤالهای کنکور قبل رو مرور کنم و طی 15 روز توانستم سؤالات 30 سال قبل رو مرور کنم و اون درس رو 84 درصد بزنم و این در حالی است که اگه قرار بود تکامل خودم رو طی کنم باید 3 تا کتاب 400 صفحهای رو در اون زمینه مطالعه کنم که حداقل 4 ماه زمان نیاز داشت. این استفاده از تجربه خودم بود که باعث شد من سریعتر روند رشد را طی کنم. شاید بگید همینکه از تجربه خودتون استفاده کردید یعنی قبلش یک سری آزمونوخطا کردید و تکامل خودتون رو کامل کردید؛ و جواب من این هست که اگه من این تجربه رو از یه نفر کسب دیگه کرده باشم اون وقت چطور؟ اگه این ایده به من الهام شده باشه چی؟
به نظر من بهتره بهجای طی کردن کامل مراحل تکامل از عبارت سرعت بخشیدن به تکامل استفاده کنیم. سرعت بخشیدن به تکامل با استفاده از تجربهی کسانی که به قوانین مسلط هستند و فهمیدهاند جزئی از خدا هستند و خداوند هم از اول کامل بوده است.
4- استاد شما بارها تو صحبتها تون اعتراف کردهاید که از سرما بدتون میاد. آیا تابهحال به این موضوع فکر کردید که چه باوری در شما وجود داره یا چه خاطرهای از دوران کودکی در ذهن شما وجود داره که اینقدر از سرما متنفرید؟ آیا سرمایی یا گرمایی بودن انسان میتونه نشون دهندهی این باشه که چقدر ثروتمند بشه یا چقدر فقیر بشه؟ یعنی میخوام بگم سرما مصادف با مصرف و صرفهجویی میتونه باشه درحالیکه گرما مصادف با تولید و ساختن و آزادی است. استاد آیا اینکه شما اینقدر گرما رو دوست دارید ارتباطی بااینکه شما اینقدر آزادی رو هم دوست دارید میتونه باشه؟
5- وقتیکه میخواهیم به هدفی برسیم یکی از اساسیترین سؤالات ذهن منطقی این هست که “با شرایط لحظهی کنونی چطور میخواهی به اون هدف برسی؟” حالا سؤالم این هست که بهترین پاسخ یا پاسخهایی که شما به ذهن منطقی میدهید که قانعش کنید و آن را خردکنید چیست؟ اگه ممکنه پاسخهایی که به ذهن منطقی میدهید را به ترتیب تأثیر پاسخهایتان بر ذهن منطقی بیان کنید.
6- شما بارها گفتید که وقتی کتابی رو میخونید به خودتان میگویید که این کتاب وحی منزل است و با ایمان کامل به اون کتاب عمل میکنید و نتیجه میگرید. استاد شما به چه دیدگاهی به این موضع نگاه کردید و چه باورهایی رو در خودتون ایجاد کردید که اینقدر سریع قبول میکنید. اصل سؤالم این هست چرا برخی از افراد اینقدر به سرعت این قوانین رو باور میکنند و چرا برخی از افراد خیر؟ راهکار چیست؟
7- شما در برخی از فایلهایتان گفتید که برخی از کتابهایی که خواندید خوب نبوده است و شمارا از مسیر درست دور کرده است و صرفاً توهمات نویسنده بوده که حتی توسط خودش به بوتهی آزمایش گذاشته نشده است. با این توضیحات میخوام از شما درخواست کنم که فهرستی از تمام کتابهای خوبی که خواندهاید و همچنین کتابهایی که شمارا از مسیر درست منحرف کرد را منتشر کنید. استاد میدونم که شما در برخی از محصولات گفتید که دوستانی که با شما هستند کلاً خواندن تمام کتابها را رها کنند و فقط با شما باشند ولی دوستان زیادی هم هستند که یا محصولات را تهیه نکردهاند یا اینکه عاشق مطالعه کتاب هستند.
8- از کجا تشخیص بدهیم که الهامی که به ما میشود از سوی خداوند بوده یا نجوای شیطان بوده یا اینکه شیطان نجواهاشو مخلوط الهامی که از طرف خدا شده نکرده؟ استاد میدونم باید به احساسمان توجه کنیم. ولی اصل سؤالم این هست چرا باوجوداینکه گاهی اوقات احساس خوبی از برخی الهامات و ایدهها بهمون دست میده ولی در اکثر موارد منجر به عمل نمیشه؟ یا وقتیکه منجر به عمل میشه ولی منجر به نتیجه نمیشه؟
9- چطور رسالت مون رو پیدا کنیم (به یاد بیاوریم)؟ استاد در برخی موارد سرعت رسیدن به برخی از خواستهها خیلی زیاد هست. مثلاً کمتر از 24 یا 48 ساعت. حالا سؤالی که تو ذهنم ایجادشده این هست که آیا میتونیم بگیم وقتی ما به خواستهای سریع میرسیم نشون دهنده این هست که اون خواسته در جهت رسالت مون یا پیشنیازهای سریع رسیدن به رسالتمون هست؟ آیا این مورد میتونه یکی از راههای پیدا کردن رسالتمون باشه؟
10- استاد گاهی اوقات از بین چند موضوع که احساس میکنیم (یا پی میبریم) رسالتمون هست چطور باید تشخیص بدیم که کدامیک موضوع اصلی هست؟ (با این فرض که در تمام اون موضوعات هم استعداد و هم علاقه و … رو داریم).
سلام دوست گرامی حتما دوره جهان بینی توحیدی یک رو تهیه نموده و جلسه پنجم آن رو گوش بدین در ضمن استاد بارها گفته به چگونگی و چطوری رسیدن به خواسته هاتون فکر نکنید و اینکه در مورد قانون تکامل ، خدا میگه موجود باش باید بگم خدا در قران گفته همه چیز رو از اب خلق کرده همین انسان سالها طول کشیده تا به این شکل رسیده و انسان نه ماه در شکم مادر میمونه تا تمام اعضای بدنش تکمیل میشه و باید بگویم سپاسگزاری نزدیکترین فرکانس به خداست و سپاسگزاری درست سپاسگزاری است که به تو احساس خوب همراه با ارامش میده نه احساس بد همراه با ریا ، در مورد اینکه استاد از سرما خوششون نمیاد ربطی به باور نداره هر انسانی با انسان دیگر متفاوت است و هر انسانی چیزی را می پسندد و در مورد اینکه کتاب رو وحی منزل میدونسته باید بگم چون تشنه موفقیت بوده مثل اینکه ادم تشنه ای در بیابان باشی و بدانی در فلان جا اب هست با وجود خستگی خودت رو به اون اب میرسونی و در مورد سوال هشت استاد گفته من به این نتیجه رسیدم که تمام کتابهای صوتی و پی دی اف رو که روی سایت هست رو بردارم حتی دوره تندخوانی رو برداشته و استاد توی این راه خودش هم به تکامل رسیده و همچنان در حال تکامل خودشه پس شما فقط روی محصولات و فایلهای رایگانی که الان روی سایته تمرکز کنید و بفکر کتابهای خوب دیگه نباشید و کاری که من میکنم اینکه تمام اساتید موفقیت بجز استاد عباس منش رو کنار گذاشتم چون فقط میخوام روی ایشون متمرکز باشم و به شما هم توصیه میکنم همین کارو هم بکنید و در مورد سوال 9 اگه اشتباه نکنم توی محصول راهنمای عملی دستیابی به رویاها استاد گفته یک چادر و کمی اب و غذا بردارین و به دل طبیعت برین و جایی باشه که از سرما تلف نشین و برین و از خدا بخواین که رسالتتونو بهتون بگه و تا نگفته برنگردین و وقتیکه که گفت و برگشتین حتما انجام بدین چون در خلوت خدا بهتون گفته ، مسلما هر خواسته ای تا به اجابت رسیدنش زمان میبره و طبق گفته استاد در جلسه اول دوره راهنمای عملی دستیابی به رویا ها بعد تعیین خواسته ات خواستتو رها کن و از زندگی لذت ببر با لذت بردن از زندگی و داشتن احساس خوب به خواسته هات میرسی و باید قبل رسیدن به خواسته هات حس لذت و خوبی داشته باشی و گرنه به خواست هات نمیرسی و در مورد جواب سوال ده باید بگم استاد توی محصول راهنمای عملی دستیابی به رویاها گفته اگر بین چندتا خواسته نمیدونی کدوم رسالت توست و به همشون هم علاقه داشتی ببین علاقه و کشش تو به کدوم خواسته بیشتره یعنی کدوم خواسته باعث میشه شب نخوابی یا دیرتر بخوابی و اون خواسته رو توی ذره ذره وجودت احساس میکنی.امیدوارم تونسته باشم جواب شما دوست گرامی رو داده باشم . با امید موفقیت روز افزون برای شما دوست گرامی
دوست گرامی من در ابتدای متنی که نوشتم، نوشتم” اما سؤالات من (نکته: )” و اون نکته ای که داخل پرانتز میخواستم بنویسم رو چون شوق زیادی داشتم که نظرم رو هرچه سریعتر رو سایت بذارم یادم رفت که بنویسم و اون نکته این بود: نکته: جواب تمام این سوالات رو میدونم و هدف از طرح این سوالات این است که استاد موارد مهمی که در محصولات اشاره کردند مجددا برای کسانی که محصولات رو تهیه نکردند درموردشان صحبت کنند و بحت رو بیشتر باز کنند.
دوست عزیز من به ترتیب مواردی که درموردش به من پاسخ دادید رو بررسی کردم و به شما پاسخ میدم.
من تمام دوره ها رو تهیه کردم و دارم و دروه جهان بینی توحیدی 1 رو هم تهیه کردم اما به خودم قول دادم که به این دوره عمل کنم و کمتر حرف برنم. هرچند در آخر دوره قصد دارم انشاا… تمام برداشت های خودم رو در صفحه ی محصول قرار بدم. بنابراین طرح سوال به مفهموم این نیست که من جواب رو نمیدونم یا به قوانین مسلط نیستم (حتی میتونم ادعا کنم هیچ کس تو این سایت به اندازه ی من به قوانین مسلط نیست و رو محصولات وقت نمیذاره، کسی که 4بار تو مسابقات استاد عباس منش برنده شده حتما میتونه به خودش اجازه بده که چنین ادعایی رو بکنه).
چیزی که درمورد تکامل و شکرگزاری گفتید احساس کردم متن من رو خوب نخوندید و باز هم همون چیزی که من گفتم “دوستان اشتباه برداشت میکنند” رو گفتید. در مورد تکامل من گفتم که از نظرذهنی تکامل رو قبول دارم مثلا در جلسه 6 جهان بینی توحیدی ببینید مکائیل چقدر از نظر ذهنی تکامل یافته بود، خب این انسان که در کنار کسی بوده که بسیار به قوانین مسلط بوده و به هرچیزی که بگویید موجود باش موجود میشود و لازم نیست از قم به بندرعباس –تهران- اروپا و امریکا سفر کنه. میکائیل الان سرعت رسیدن به خواسته هاش خیلی بیشتر از زمانی هست که استاد همسن ایشون بوده هست. اصلا یه لحظه میکائیل رو با همسن و سالهای خودش که از قوانین مطلع نیستند مقایسه کن بعد متوجه منطورم میشی.
درمود شکرگزاری هم باز متن من رو خوب نخوندید و منظور من رو درست متوجه نشدید.
درمورد سرمایی و گرمایی بودن استاد هم باید اشاره کنم که اگه استاد از سرما بدشون نمی اومد شاید در دوره ی جهان بینی توحیدی به واشنگتن دی سی یا نیویورک سفر میکرد و تجربه های جدید ی رو کشف میکرد و چیزهای زیادتری بهشون گفته میشد. منظورم این بود که این تنفر از سرما شاید باعث بشه چیزهای که باید بهشون گفته بشه که تکاملشون سریعتر بشه دیرتر اتفاق بیفته. یه کم به عمق سوالات توجه کنید دوست عزیز.
در مورد پاسخ به سوال هشت که خب اینایی که گفتید رو خودم هم درصورت سوال گفتم ولی بازهم ادامه سوال رو خوب نخونید و به عمق سوال دقت نکردید!!!
درمورد جوابی که به سوال 9 و 10 داید هم مشخصه مثل بقیه سوالات اون رو خوب نخوندی. دوست عزیز خواسته خیلی با رسالت فرق داره و اگه خوب سوال رو میخوندی میدیدید که داخل پرانتز گفتم “با این فرض که در تمام اون موضوعات هم استعداد و هم علاقه و … رو داریم”
وقتی شما که 5 سال هست با این قوانین آشنایی دارید چنین سوالاتی به ذهنتون رسیده که بعضی از اون ها مربوط به ریشه این قوانین هست ، من که 5 ماهه با قوانین آشنا هستم بیشتر دچار وسواس میشم ، فکر میکنم خیلی نباید نگاه با وسواس به قوانین داشته باشیم .
الان من خودم در مورد باورسازی دچار وسواس شدم که چه باوری ساخته بشه درسته و چه باوری ساختیم، اشتباهه که سوالم رو هم جلوتر کامل پرسیدم .
در مورد زمانی که استاد قم بودن نوشتین “زمانی که شغل کلوپ بازیهای کامپیوتری رو رها کردید اگه همه قوانین رو میدونستید و باورهاتون درست بود شاید اصلاً تغییر نمیکردید و با یک دیدگاه دیگه بهش نگاه میکردید.” اینجا هم برای بحث باورسازی که ذهن من درگیرش هست، این سوال برای من پیش میاد که استاد میتونستن اون موقع باور کنین که با همین کار میتونم به موفقیت برسم ؟یا ایده های جدیدی پیدا میکنم و باور دارم با ایده های جدید جریان ثروت وارد همین کسب و کارم میشه ؟
آیا ساختن باور زمانی درسته که مجموعه ای از عوامل و شرایط درست باشه ؟
آیا هر باوری رو نباید باور کرد ؟
ساخت باور اصول و پیش نیازهایی داره که باید رعایت کرد ؟
اون پیش نیاز ها و اصول قائده ها چیه ؟
من اینطور متوجه شده بودم هر آنچه رو ذهن انسان بتونه باور کنه ، میتونه به دستش بیاره، اینجا در مورد خود اصل باور دچار اشکال شدم شاید این درست نیست ، هر آنچه ذهن انسان بتونه باور کنه ولی با توجه به یکسری پیش نیاز و اصول و قاعده خاص خودش ، اون پیش نیاز ها و اصول قائده ها چیه ؟
اگر اون زمان استاد در قم باوری قدرتمند می ساختن که من میتونم توی همین شغل و در همین شهر ثروتمند بشم ، این باور اشتباه بود ؟
اگر اشتباه بود چرا اشتباه بود ؟
اگر اشتباه بود ، پس هر باوری رو نمیشه در ذهن پروش داد ، پس سوال اساسی اینه که چه پیش نیاز ها و اصولی رو باید قبل از ساخت باور باید رعایت کرد ؟
شاید باید اول عوامل بیرونی رو برسی کرد ، سایر قوانین رو برسی کرد و بعد براساس یکسری مجموعه عوامل باور ساخت نه که از ابتدای کار سراغ ساخت باور بیایم، این مجموعه عوامل پیش نیاز ساخت باور رو خوشحال میشم استاد توضیح بدین .
من الان به نقطه ای رسیدم که بین هر دو راهی باور سازی هم خودش رو میزاره و نمیدونم باور بسازم یا عوامل بیرونی رو در نظر بگیریم
از هر یک از دوستان عزیز هم که بتونن کمک کنن این نمونه از وسواس ها که ذهن ماها در مورد قوانین درگیرش میشه رو بتونن شفاف کنن.چون این درگیری ها شاید راه رسیدن به هدف رو برای ما طولانی تر کنه
به قول این دوست عزیز، وقتی آگاهی داریم از قوانین “بخش عظیمی از تمرکز من به اینکه راه رو باید چطور رفت اختصاص پیدا کرده درصورتیکه قبلاً 100 درصد تمرکزم روی هدف بوده ” ، الان من که توی مسیر رسیدن به هدف نیاز به این دارم که کلی تخصص های خودم رو ارتقا بدم و خیلی کم فرصت میشه بیام به قوانین بپردازم (البته هر روز تا اون جایی که بشه بهش می پردازم ولی برای تسلط کامل نیاز به این دارم که چند ماه درگیر هیچ کار دیگه ای نباشم ) آیا الان در مسیر هدف تمرکزم باید روی اون n تا تخصص باشه که باید کسب کنم یا روی قوانین ؟ یا ترکیبی از همه ؟
کیف کردم وقتی دیدیم که متنی که نوشتم رو اینقدر خوب خوندی و سوال اولم رو کاملترش کردی، آفرین
برخلاف دوست قبلی که سوالاتم رو سطحی خونده بود و قصد داشت اطلاعاتش رو به نمایش بذاره، اما شما خیلی خوب سوال رو خوندی و درک کردی که حرفم چیه.
میدونستی که ما چقدر خوشبختیم که با استاد آشنا شدیم! چون اگه قرار بود این همه راهی که این عزیز رفته رو بریم دیرتر به رسالتمون پی میبریدم و دیرتر از نظر ذهنی تکامل پیدا میکردیم.
سلام جناب ملک تشکر میکنم بابت سوال بسیار خوبی که از استادداشتید در واقع بخشی از سوال شما سوال من هم بود یعنی وقتی دفتر شکر گذاری مینوشتم با خودم فکر میکردم آیا این ریا نیست ویا نکنه فریب کاری باشه وهمون صحبتهای که شما نوشتید ، بازم ممنون امیداورم که سوال شما از اون دسته از سوالاتی باشه که استاد بهش پاسخ میده .موفق باشید
سلام.الان دقیقا ساعت 23:29 دقیقه است و من با اینکه ظهر نخوابیدم و خیلی از لحاظ فیزیکی خسته م ولی پر از انرژی هستم.با اینکه هنوز شام نخوردم و روزه هم بودم ولی اولویت با این پیام بود.استاد من به توصیه و پیشنهاداتتون در دوره قانون آفرینش گوش کردم و عمل کردم و دارم به درجه استادی در این قانون میرسم.هرچیزی و اتفاقی رو میتونم با قانون تحلیل کنم و دقیقا رد پای قانون رو میبینم.با اینکه تازه دو جلسه رو تهیه کردم.ولی هفته چهارم هست که دارم باز هم گوش میکنم و برداشت و درک جدیدی پیدا میکنم.دقیقا حس میکنم دارم به ثبات فرکانسی در فرکانس جدیدم میرسم.فرکانسی که بقکل خودتون ثروتِ کمی بیشتر،روابطِ کمی بهتر،آرامشِ کمی بیشتر و… دارم میرسم.استاد من یکی از بهترین شاگردهاتون هستم.من یکی از بهترین شاگرداتون هستم که تعهد دادم که با استادی در این قانون که تنها قانون هستی و تنها واقعیت هستی است، خوب زندگی کنم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنم.استاد همونجور که من عاشق شما هستم؛میدونم شما هم در ملاقاتی که باهم خواهیم داشت در آینده ای نزدیک عاشق من خواهی شد.عاشق همه بچه های این سایت هستم.در حقیقت هممون عاشق هم هستیم چون همه چیز یک چیز است.استاد چقدر شما سخاوتمند هستی و الحق که این باور فراوانی ای که شما دارید،با سرعت در من هم داره ریشه میدوونه. با دیدن فایل های رایگان و محصولات داره تو وجودم نهادینه میشه.استاد شما چقدر سخاوتمندی که نظریات دوستانی که محصولات شما رو تهیه میکنند و تجربیات و برداشت هاشون رو میزارن بدون هیچ سانسوری در اختیار همه بچه ها قرار میدید.من به داشتن استادی چون شما افتخار میکنم و بی نهایت سپاسگذار خداوندم هستم که منو با شما آشنا کرد.من روزی که از خداوند درخواست کردم که مرا هدایت کند هرگز فراموش نمیکنم.
باید اقرار کنم که از نظریات و درک بسیار بالای دوستان در قسمت نظرات محصولات بسیار بسیار استفاده کردم تا امروز به این جایگاه و درک بالا برسم.
مثلا یکیش رو که یادمه در همین محصول جهانبینی توحیدی یکی از دوستان که اسمش رو یادم نیست یه جمله از شما نوشته بود که استاد امروز به خودم گفتم بدون اینکه محصول رو بخری چه جمله ارزشمندی بدست اوردی که هرگز نمیتونی قیمت گذاری کنی اونو.
و اون جمله این بود که با رسیدن به خواسته ها نیست که به آرامش میرسیم،بلکه با رسیدن به آرامشه که به خواسته هامون میرسیم.پس از زندگی لذت ببر و سپاسگذار باش و آرامش داشته باش که این رمز موفقیت در هر زمینه ایست.
یا یکی از دوستان نوشته بود ببنید و تایید و تحسین کنید و سپاسگذاری کنید.چقدر این جمله ها امروز به من انرژی دادند و به درک و آگاهی من کمک کردند.و بسیاری دیگه از جمله ها و نکته برداری هایی که دوستانی که محصولات شما رو خریدند و سخاوتمندانه در اختیار دوستانشون قرار میدهند.من تو عمرم هیچ جا رو جز اینجا ندیدم اینجور باشه.معنای عشق رو اینجا فهمیدم.معنای یکی بودن رو اینجا فهمیدم.معنای سخاوتمندی رو اینجا فهمیدم.نمیدونم چطور باید ازتون سپاسگذاری کنم و خدای شما را چگونه شکرگزار باشم.فقط میدونم دوستتون دارم و عاشقتونم.امروز هم تونستم صدای خداوند رو بشنوم.بعد از یکسالی که یه جایی مشغول به کار بودم امروز متوجه شدم که ناخواسته هام همگی دارن باهم فریاد میزنند که مرتضی ما اومدیم خواسته هات رو مشخص کنیم.تا واضح تر ببیننی چی رو میخوای.قلبم با یقین گفت من رو داری و من برای تو کافی هستم.برخلاف گذشته با ایمانی راسخ به کارفرمام گفتم قصد دارم از اینجا برم و بسیار ازش قدردانی و سپاسگذاری کردم که تو این مدت خیلی چیزا و کارهارو بهم یاد داده.و همیشه بیادش خواهم بود.هرچند همون لحظه هم به خودم میگفتم اونم دستی از دستان تو بوده و در اصل از تو سپاسگذارم.امروز تو ذهنم خودمو تو کار جدیدم با ایده آل هایی که میخوام داشته باشه دیدم و یه حس یقین داشتم و دارم هنوز.هرچند ذهنم هرازگاهی زور میزنه که منو بترسونه.موقع اذان مغرب تو مسیر رفتنم به مسجد نجواها شروع شد که نکنه کار جدید گیرت نیاد.نکنه بیکار بشی و…. همون لحظه گفتم خدایا من سهم خودم رو که در حد و توانم بود انجام دادم و این گوی و میدون دست تو.چه احساس ارامشی بهم دست داد.همون موقع گفتم ببین باور ساختی.و قبلا فکر میکردی باور ساختن مثل یه برج ساختن تلاش فیزیکی و ذهنی میخواد.ببین چقد استاد میگه هر فکر و باوری که بهت قدرت نمیده رو عوض کن با فکر و باوری که بهت قدرت میده.اینقدر خوشحالم و انرژی دارم که حد و حساب نداره.هرکی منو میبینه میگه تو چقد تغییر کردی و پر انرژی هستی.استاد عاشقانه دوستت دارم.استاد از خدای تو بی نهایت سپاسگذارم.از شخص شما هم بی نهایت سپاسگذارم.دوستان از تک تک شما،چه اونایی که این پیام رو میخونن و چه اونایی که این پیام رو نمیخونن سپاسگذارم.در اخر یه چیزی رو بگم. دوروز پیش وقتی پیام برندگان بخش عقل کل اومد رو گوشیم گفتم ببین چی نوشته اینجا.و تو چه ابزار قوی ای داری برای تقویت باورهات و درک درست تر قوانین ولی ازش استفاده نمیکنی.و از اونروز تصمیم گرفتم که در بخش عقل کل برای کار کردن روی باورهام و تقویت باورهای قدرتمندکننده ام فعالیت کنم.حتی ناصادقی است که نگم گوشه چشمی هم به جایزه دارم.ولی جایزه اصلی رو خودم به خودم میدم.چون تازگیا اینو متوجه شدم که استاد اصل رو میگه و من همیشه دنبال فرع بودم.دنبال یه فرمول معجزه اسا یا یه امپول که استفاده کنم و همه چیزدون و چیز دار بشم.استاد دقیقا میفهمم چی میگی. هرجند مطمئنم هنوزم بهتر از این میتونم بفهمم چی میگی.دوست ندارم نوشتنم رو تموم کنم.در آخر فایلهاتون میگید خدا نگهدارتون باشه و من هم میگم خداوند متعال نگهدار شما هم باشه ای استاد مهربان و سخاوتمندم.
(راستی من رفتم وسطا نوشتنم شام خوردما.چون مادرم داشت صدا میزد و خواستم دلش نشکنه و بهش توجه کرده باشم.گفتم یه وقت دلتون برام نسوزه??)
بذارید یه اتفاق جالب و باور نکردنی رو برای شما بگم و اونم اینه که من داشتم کامنت وجیهه مرادی رو تو سایت میخوندم که اتفقا استاد گرامی دقیقا همون کامنت وجیهه عزیزو توی تلگرام گذاشت من واقعا هیجان زده شدم ازین کار توی این همه نظر دقیقا نظریو که من داشتم میخوندم استاد هم گذاشت توی تلگرام
و یه سوال هم دارم در مورد این که استاد توی یکی از فایلهای رایگان خود گفته بود وقتی شما قوانین جهان رو باور کنید یه سری اتفاقاتی براتون میفته و یه سری نشانه هایی رو میبینید از نشاهاش اینه که تو خیابون یه چیزی رو پیدا میکنید مثل پول سکه طلا و غیره و سوال من از استاد اینه که تو دین و مذهب ما به ما اینجوری گفته شده که اگه جنسی و پولی رو پیدا کردید اول اعلان کنید تا صاحبش پیدا بشه اگه نشد بدهید برای شخص دیگری .وبرای خود نگهندارید چون حرام است .بارها و بارها همیشه تا توی ذهنم این میاد که ایکاش من الان یه بسته پول پیدا کنم یا یک چیز با ارزشی سریعا این باور به فکرم میاد که چه فایده من که نمیتونم برای خودم نگهشدارم باید بدم برای شخصی دیگری .تشکر از همه ی شما تابد الله نگهدارتون…
سلام استاد ایام به شادی و به کام مثل همیشه و روز به روز عالی تر
مدتی است من و خانواده از برنامه های شما استفاده میکنیم و شاهد نتایج فوق تصور بوده ایم
سوالی که ما علاقه مند به دانستم آن هستیم
یک سری سوالات و باور های مذهبی است با توجه به اینکه ما کلیپی که در باره بهترین باور در مورد خدا را دیده ایم
:
دیدگاه شما نسبت به حجاب
نوشیدن شراب و غذاهایی که در قرآن حلرام شمرده شده
و آیا استاد شما به نماز روزه اعتقاد دارید؟ به خواندن مداوم آن ها؟آیا میتوانم بپرسم شخص شما نماز میخوانید؟
به شخصه من و خانواده ام که مدتی است روی باور هایمان کار میکنیم و تمرین های شما را انجام میدهیم احساس میکنیم هنوز بسیاری از باور های نادرست مذهبی پاشنه ی اشیل بسیاری از ما است
استاد این سوالات خیلی ساله ذهنه منو درگیر کرده و احساس میکنم پاشنه آشیله من شده تو پیشرفت و موفقیت و مطمئنم که اگه جوابه سوالاتمو بگیرم و باورمو درست کنم تو این ضمینه قطعا پیشرفته چشمگیری خواهم کرد…
البته من تو ایمیل ازتون پرسیده بودم که مطمئنا وقت پاسخگویی جدا به اونا نیست…
استاد صادقانه من خیلی وقته از این دینی که به اسمه اسلام برایه ما تعریف کردن خسته شدم..
من الآن متوجه نمیشم چرا باید اجباراً نمازیو بخونم که ازش لذت نمیبرم یا روزهای رو بگیرم که مایه عذابه…من از وقتی با شما آشنا شدم رابطم خیلی با خدا نزدیکتر شده و حسه شکرگزاریم به مراتب بیشتر و تو روز ساعت ها و به دفعات با خدا صحبت میکنم و لذت میبرم ولی از نماز نه…
و کلا این احکام مثله بعضی حلال و حرام ها یا محرم و نامحرفی ها واقعا برام قابل درک نیست…من حتی دیدم تو همین دوره جهان بینی توحیدی 1 شما با اون خانومه آتشنشان که کمکتون کرد دست دادین…
استاد خواهش میکنم یه کمکی کنید الآن میگن کسی که نماز نخونه یا مثلا روزه نگیره و یه سری احکامو کلا رعایت نکنه گناه کاره و خدا نمیبخشه و کلا بقیه اعمالشم قبول نیست…
ولی خدایی که شما واسه من تشریح کردین و من حسم خیلی باهاش خوبه یه جوره دیگه است…اصلا چرا نمیشه کسی که مسلمون زاده است دینشو عوض کنه یا به هر آیینی که خودش میخاد باشه و مرتد نباشه اگه از این دین رفت…
الآن من با این مسائل مشکل دارم و ناخودآگاه با درگیر شدن با اونا حسه شکرگذاری و حسه شاد بودنم کم رنگ میشه…
من بعداز سال ها تازه خدایی که شما گفتینو پیدا کردم و دارم ازش لذت میبرم و اونجوری که خودم دوست دارم عبادتش میکنم و باهاش راز و نیاز میکنم و حسه درونیم وقتی به روش خودم باهاش صحبت میکنم و میپرستمش خیلی خوبه…اونم باهام حرف میزنه…در درونم…البته گاهی…ولی اون خدایی که تو این 28 سال عمری که گرفتم و به من شناسوندن یه جوره دیگست…
خیلی هم از خدا خواستم کمکم کنه تا جوابمو بگیرم و اونم شمارو سره راهم گذاشته…
من مطمئنم شما بهترین جوابو بهم میگین چون با دلتون حرف میزنید و اونی که الهام میشه رو میگید…
بازم استاده مهربونم ازت ممنونم چون یه دریچه جدید تو زندگیم باز کردی و خدارو بابت شما که واقعا یک نعمته بزرگ هستین شکر میکنم…امیدوارم روز به روز سالمتر،موفق تر،شادتر،ثروتمندتر،تپل تر و سعادتمند تر در دنیا و آخرت باشین…
باسلام خدمت استاد عزیزم
سوال من اینه که چرا من در طی 4 سالی که رو خودم دارم کار میکنم وهمه فایل های رایگان وبعضی از محصولات رو هم خریدم وگوش کردم
خواسته های کوچکم خیلی زود و سریع بر اورده میشود (مثل هر چی که تو خونه تموم میشه فورا سرجاش میاد در صورتیکه قبلا این طوری نبود)ولی خواسته های بزرگتر من (مثل در خواست یک ماشین 40 میلیونی )هنوز بر آورده نشده اند ؟دلیلش چیست؟
در بیشتر فایل ها شما از تکامل صحبت میکنید آیا من هنوز تکاملم طی شده؟یا روی باورهام خوب کار نکردم ؟
مممنو از شما به خاطر این که وقت باارزشتون رو به من دادید.
همیشه در پناه خدای وهاب وغفور باشید استاد جوووووووووووونم.
موضوع کار کردنه نیست
و یا زیاد کار کردن
موضوع با خواست قلبی و تمرکز 100% کار کردنه
که در میزان شوق شما برای تغییر است برای هدایت شدن و هدایت خواستن
سلام دوست گرامی توصیه میکنم فایل رایگان چگونه درآمد خود را در یکسال سه برابر کنیم هر سه قسمتش رو چندین بار گوش دهید و محصول دوره روانشناسی ثروت یک رو تهیه کنید و فایل چرا پول زیادی وارد زندگیم نمی شود از محصولات عقل کل هست را تهیه کنید.با امید موفقیت روز افزون برای شما دوست گرامی
با سلام به دوستان و استاد عزیزم
من با اینکه خیلی وقته عضوم و خیلی حرفا واسه گفتن دارم و بی نهایت از استاد باورم آقای عباس منش تشکر میکنم که نماد عالی تحول و تغییر برایم هستن سریع میرم که سوالم رو بپرسم تا وقت استاد گرفته نشه:
خواهشا جواب بدین چون این سوال یک مانع ذهنی برای من و شاید سایر دوستان جهت ایجاد باور بهتر، می باشد.درسته که در فایل های رایگانتون به شکل های مختلف توضیح دادین ولی برای من هنوز روشن نیست
1-باتوجه به اینکه گفتین خداوند یک سیستم یا انرژی است که احساس ندارد در اینجا نقش دعا کردن سر نماز یا … چه میشود و اینکه تو روایات انقد توصیه شده دلیلش چیه، و همچنین بسیار توصیه شده در حق دیگران دعا بکنیم از اونجایی که ما خود خالق زندگیمان هستیم پس دعای دیگران چگونه میتواند روی زندگی ما تاثیر بگذارد.
اگر دعای ما بر روی زندگی دیگران تاثیر گذار است پس نمیتوانیم بگوییم ما مطلقا خالق زندگی خودمان هستیم (البته من خودم اینو قبول ندارم ولی همیشه سواله برام)
و اگر دعای ما تاثیرگذار نیست پس چرا این همه توصیه شده که در حق دیگران دعا بکنیم
2- گروه الف به خدا ایمان ندارد و گروه ب به خدا ایمان دارد.هر دو گروه به سیستم یا قوانین باور، ذهن ،فرکانس و … اعتقاد دارند و آگاهند. خوب در اینصورت نقش خدا هدایت و عنایت خدا برای گروه الف (بی خدایان) مانند گروه ب است یا اینکه خداوند به گروه ب توجه ویژه ایی دارد؟؟
بلاخره باید در حضور خدا یک تفاوتی بین این دو گروه وجود داشته باشد و گرنه این همه اشاره خاص خداوند در قرآن به مومنین،مخلصین و صالحین باید بی معنی باشد.و من دنبال آن تفاوت هستم
از استاد عزیزم خواهشمندم که به این دو سوال مهم جواب بدن تا من قوت قلب و ایمان بیشتری بتوانم از خداوند در مسیر ساخت باور و در نتیجه زندگی بهتر کمک بگیرم
سلام دوست گرامی استاد در جلسه هفتم دوره راهتمای عملی دستیابی به رویاها درباره دعا و نفرین توضیح دادن، دعا و نفرین وجود ندارد و اگه دعای خوب کنی چون خدا خیرمطلق است ابتدا ان دعا در حق تو به اجابت میرسد سپس در حق دیگری درباره نفرین هم باید بگویم اگه بد کسیو بخوای طبق قانون جذب دعای بد در حق تو به اجابت میرسد و نه در حق دیگری ، البته در حق دیگری اگر نفرین و دعا تو رو باور کند اتفاق می افتد و درباره سوال دوم شما باید بگویم خدا یک سیستم و انرژی است که احساس ندارد و ما با فرکانس هایمان به این انرژی شکل میدهیم برای درک بهتر به شما توصیه میکنم جلسه 9 و مخصوصا 10 راهنمای عملی دستیابی به رویاها رو بشنوید و این دوره را تهیه نمایید و باید به شما بگویم خدا رو هر طور ببینی همونطور برات عمل میکنه.با امید موفقیت روز افزون شما دوست گرامی
سلام استاد
مدتیه که از محصولات شما استفاده می کنم و خیلی هم به روش ها و سخنان شما اعتقاد دارم ………
اما یه سوال مهم اینکه نظر شما در باره بعضی مسائل رو متوجه نشدم / اول اینکه بحث دین نیست ها ، کلا عرض می کنم / وقتی شما در باره قرآن و خدا صحبت میکنید بالاخره تو قرآن هم بهشت و جهنم مطرح شده / شما وقتی میگید همه خودتون رو ببخشید و…. الان بحث گناه و جهنم غیره کجا میره پس ؟ پس این جهنم برا کیه ؟اگه پاداش و جزا نباشه که نمیشه …….
تو کلیپ روابط جنسی فرمودید که خود ارضایی که یک امر طبیعی نباید خودمون رو ناراحت کنیم و …. مثلا من برم دزدی کنم بعد بگم مثله کاملا طبیعی نباید احساس گناه کنم خوب نمیشه که همیشه بگم فرکانس و باور و … بالاخره بحث جزا و پاداش هست بحث احساس گناهی که شما می فرمایید اگه منظورتون اینکه توبه کنیم و برگردیم و به فکرش نباشیم .. بله درسه ولی اگه کلا میگین هیچ وقت احساس گناه نداشته باشیم که بالاخره با قرآن و شب قدر و …. جور در نمیاد.
تو یکی از کلیپ هاتون فرمودید من یکتا پرست هستم / پس اونوقت بحث پرستش مگه فقط به فکر و قلب ختم میشه / اگه شما در باره دین اسلام تحقیق کردین باید به خیلی از مسائل قائل باشید مثل دین اسلام و نماز و …. وقتی شما میگین چندین بار قرآن رو کلمه به کلمه قرآن رو خوندین مگه تو قرآن نگفته کسانی که ایمنا آوردن نماز به پاداشتن و …..
سلام دوست عزیزم
هرکسی مسیر شخصی خودشو داره اعتقادات خودشو داره
باور های استاد اینها هستن شما به دنبال باور هایی که یقین دارید درست است بروید
سلام دوست عزیز ، استاد نمیدونم توی کدوم فایل گفته دنیا مزرعه اخرت است اگه توی این دنیا احساس خوب داشتی برات اتفاقات خوب میفته و مسلما در اخرت هم زندگیت خوبه و اینکه جهنم رو ما توی ذهنمون توی این دنیا با فقر و بیماری و جنگ و تهمت و حرص و جوش و افترا و غیبت و هر چیز منفی که مورد نکوهش خداست برای خودمان میسازیم بقول معروف از کاه کوه میسازیم.بهتره برای درک این موضوع دوره روانشناسی ثروت یک و مشکلات دلیل اصلی موفقیت رو تهیه کنید.در خصوص توبه و گناه هم باید بگم وقتیکه توبه میکنی تمام گناهانت بخشیده میشه و باید باور کنی که خدا تو رو بخشیده و عاشقته پس حستو خوب کن تا برات اتفاقات خوبی بیفته و جهنم برای کسایی هست که توی این دنیا در مدار و فرکانس و احساس بدن و در اخرت هم جهنم رو برای خودشون با فرکانس این دنیاشون میخرن و باید بگم مثال خودارضایی و دزدی ربطی به هم نداره ، خودارضایی یک نیازه و حتی استاد گفته اگه در مدار درست باشی نیازی به خودارضایی نیست و از راه درستش نیازت برطرف میشه یعنی یا ازدواج دایم میکنی یا موقت و منظور استاد اینکه به گناه زنا نمیفتی ولی دزدی دست خودته که انجامش بدی یا نه و در ضمن استاد درباره قران تحقیق کرده و استاد با اموزه های یکتاپرستیشون و با درک قرانی که دارن ، دارن اعضا سایت رو به موفقیتی که خودشون کسب کردن هدایت میکنن.با ارزوی موفقیت روز افزون شما
استاد عزیز سلام.امیدوارم هرکجا هستید در پناه خداوند یکتا باشید.با توجه به نزدیک شدن مسابقات جام جهانی و سایت های پیش بینی در مورد فوتبال که ازش به عنوان شرط بندی در ایران یاد میکنند و با توجه به اینکه این هم یک کار فکریست و دلی که حدس میزنی کی برنده میشه و یک مبلغی رو وسط میگذاری به صورت اینترنتی و اگر درست حدس بزنی با توجه به ضریب اون تیمی که تعیین شده مبلغی رو به صورت پاداش یا درست گفتن میبری این پول از نظر شما مشکل داره و حرام است یا اینکه این خود یه کار پول ساز و درست میباشد ممنون میشوم جواب این سوال رو بدهید چون بنده مردد به وارد شدن به این کار هستم از یک طرف یکنفر در درونم میگه برو و اشکالی نداره و از طرف دیگر کسی بهم میگوید این کار حرام و از مسیرت دور میشوی.ممنون میشم جواب بدهید چون برام خیلی مهمه .
به نام خداوند رحمان
سلام استاد عباس منش عزیز
استاد بینهایت سپاسگزارم که این فرصت رو در اختیار ما قراردادید.
اما سؤالات من (نکته: ):
1- اینکه ما قوانین رو بهصورت آگاهانه بدونیم آیا خود این دانستن آگاهانه یه سد برای موفقیت نمیشه نسبت به زمانی که ناآگاهانه قوانین رو میدانستیم و به اون عمل میکردیم؟
منظورم این هست که من قبل از اینکه با فیلم راز و با قوانین موفقیت آشنا بشم آدم خیلی موفقی بودم یعنی هر کاری رو اراده میکردم انجامش میدادم، هر هدفی رو میگذاشتم بیبروبرگرد بهش میرسیدم ولی از وقتیکه با قوانین موفقیت آشنا شدم حتی روندم کندتر شده چون فکر میکنم باید تمام قوانین رو موبهمو اجرا کنم که به موفقیت برسم؛ یعنی یه بخش عظیمی از تمرکز من به اینکه راه رو باید چطور رفت اختصاص پیدا کرده درصورتیکه قبلاً 100 درصد تمرکزم روی هدف بوده و به خودم مطمئنتر بودم که 100 درصد به هدفم میرسم؛ یعنی بهصورت ناآگاهانه از قوانین استفاده میکردم.
توضیح واضح منظورم هم در اشعار عطار دیده میشه:
بی ره رفتن، رموز می اندیشی/ برفی ست که در تموز می اندیشی
مردان جهان هزار عالم رفتند / تو بر دو قدم، هنوز میاندیشی
یا
گر مرد رهی میان خون باید رفت / وز پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت
یه مثال هم از خودتون بزنم: استاد شما اون زمانی که شغل کلوپ بازیهای کامپیوتری رو رها کردید اگه همه قوانین رو میدونستید و باورهاتون درست بود شاید اصلاً تغییر نمیکردید و با یک دیدگاه دیگه بهش نگاه میکردید. مثلاً وقتی میدیدید تعداد دست در شغلتون زیاد شده (تعداد افراد زیادی کلوپ بازیهای کامپیوتری دارند) به خودتون میگفتید من به فراوانی اعتقاد دارم و شاید استراتژی اقیانوس آبی (یعنی خلق بازار جدید) رو در پیش میگرفتید. یا وقتیکه روند 10 سال بعد شغل کلوپ بازیهای کامپیوتری را دیدید و به خودتون گفتید وقتی در آینده از فرزند من پرسیدند پدرت چیکاره هست پسرم ممکنه از شغل من خجالت بکشه که اگه دیدگاه توحیدی که الان دارید رو اون موقع داشتید احتمالا هیچ وقت این فکر از ذهنتون نمیگذشت. بنابراین شاید تغییری هم در کارنبود.
استاد حتی گاهی اوقات فکر میکنم یه دست پشت پردهای این کتابهای موفقیت رو نوشتن تا ما رو در یک حالت خلسه و رکود و توهم و اعتیاد به این قوانین نگهدارند تا دوپامین علکی از اینکه راه موفقیت رو بلدیم از مغزمون ترشح بشه و بهقولمعروف علکی خوش باشیم و دست از حرکت و تلاش بکشیم تا بیشتر برای اونها کارکنیم ولی وقتی میبینم بعضی از این مسائل تو قرآن هم وجود داره و شما هم خیلی زیاد بهش اشاره میکنید و خود هم خیلی دارم بهش مسلط میشم، باز به خودم میگم نه اشتباه میکنم … استاد من الان حدود 5 سال هست با شما آشنا شدم و ممکنه به خاطر چیزی که الآن گفتم از دستم دلخور بشید ولی به این دلیل گفتم که جواب سؤالم رو بگیرم و از طرفی به دوستانی که اول راه هستند نشون بدم که با یکی دو روز کار کردن روی ذهن نمیشه افسارش رو به دست گرفت و منی که حدود 4 سال با شما هستم هنوز مواقعی هست که به همهچیز شک میکنم. هرچند به قول خودتون این شک کردن خوبه و از طریق شک هست که میشه به یقین رسید.
2- سؤال بعدی که در پایه و اساس با سؤال قبلی مرتبط هست این هست که: اینکه ما از قانون سپاسگزاری به این نیت استفاده کنیم که در تمام جنبههای زندگی (مالی، روابط و ….) اوضامون بهتر بشه به نظرتون ریاکاری و دورویی نیست؟ سپاسگزاری خالصانه چگونه است؟
اینکه کتاب راندا برن رو بخونیم و 28 روز سپاسگزاری کنیم که نعمت بیشتری وارد زندگیمون بشه به نظرم اصلاً جالب نیست. اگه باخودمون خلوت کنیم میبینیم که داریم سر خدا رو نعوذبالله کلاه میذاریم که به خواسته هامون برسیم درحالیکه در اصل سر خودمون رو کلاه میذاریم و نتیجهاش این هست که داریم میبینم افراد زیادی دائم شکایت دارند که باوجود سپاسگزاری روزانه چیز زیادی وارد زندگیشون نمیشه.
استاد منظورم این هست که اگه به این نیت بریم شکر گذاری کنیم که نعمت بیشتری به دست بیاریم این کار ریا و دورویی نیست؟ دریکی از فایلهای قدیمی تون گفتید که داشتید در یه سمیناری در مورد قانون سپاسگزاری سخنرانی میکردید و گفتید بعد از جلسه خانم مسنی (که همسرش یکی از سرمایهدارترین آدمهای تهران بوده و تو کار بازار آهن بوده و گویا بهصورت مهمان و اتفاقی در اون جلسه حضور پیدا کرده بودند و حرفهای شما رو شنیده بودند) به شما مراجعه میکند و به شما میگه که ” من تازه فهمیدم که چرا همسرم اینقدر ثروتمنده چون یکی از ویژگیهای شخصیتیاش این هست که دائماً در حال سپاسگزاری هست”. استاد هدفم از گفتن این داستان واقعی این بود که بگم آیا ما قوانین رو بهصورت ناخودآگاه به کار ببریم بهتر از زمانی که آگاهانه به کار میبریم نیست؟
از بین تمام جوابهای احتمالی که ممکنه شما به این سؤال بدید من 2 جواب احتمالی رو در نظرم گرفتم که باز از دل همین جوابها هم میشه سؤال مطرح کرد.
حالت اول: شما پاسخ بدید همهی افراد از قانون سپاسگزاری (یا سایر قوانین) مطلع نیستند و باید آنها را مطلع کنیم. من این پاسخ شما رو قبول میکنم و در ادامه از شما سؤال میپرسم که: خب حالا چیکار کنیم که تو این قانون گیر نکنند و دچار اون نیت به دست آوردن بیشتر نشوند و نیتشان اصل سپاسگزاری برای نعمت باشد نه به دست آوردن نعمت بیشتر با استفاده از قانونی که تازه یاد گرفتهاند.
حالت دوم این هست ممکن است شما در پاسخ به سؤال من بگویید که “من هم با نظر شما موافقم که سپاسگزاری باید خالصانه باشد”؛ اما سؤالی که من دوباره از دل این جواب مطرح میکنم این هست که: “سپاس گذرای خالصانه تعریفش چیه و چطور سپاسگزاری کنیم که خالصانه باشد؟”
3- سؤال سوم در مورد قانون تکامل هست: مگه داخل فایل “بهترین باور در مورد خداوند” نگفتید که خدا همهچیز است، خدا من، خدا تو، خدا او، خدا آب، خدا باد و …
خب پس ما هم میتونیم مثل خدا باشیم و صفات خدا رو داشته باشیم و یکی از صفات خدا این هست که وقتی به یکچیز میگوید موجود باش موجود میشود؛ بنابراین ماهم میتونیم این صفت خدا رو داشته باشیم چون از روح خودش در ما دمیده و ما خلیفه و وارث اون هستیم و بیدرنگ به یک خواستهای بگوییم موجود باش و موجود شود.
خب حالا با این توصیفات چیزی به نام قانون تکامل این وسط یه خورده مسخره جلوه نمیکند؟ حرف من این هست وقتی کسی به قوانین مسلط بشه دیگه تکامل مفهومی پیدا نمیکند، کسی که با خدا هماهنگ باشه دیگه تکامل معنایی ندارد، درسته؟
استاد من با چیزی به نام قانون تکامل به این مفهوم که باید یکسری مراحل فیزیکی حتماً صورت بگیره اصلاً موافق نیستم بلکه در عوض با تکامل ازنظر ذهنی موافقم؛ و تکامل ازنظر ذهنی خیلی زودتر ماها رو به خواسته هامون میرسونه.
بهتره به قول قرآن دلیل هم بیارم که ادعای خودم رو ثابت کنم “قل هاتو برهانکم ان کنتم صادقین”. استاد خیلی از دوستان فکر میکنند مهاجرت شما از قم به بندرعباس- تهران – اروپا – آمریکا تکامل شما بوده درصورتیکه خود شما هم موافق هستید که وقتی شما ازنظر ذهنی تکامل پیدا کردید و باورهاتون تکامل پیدا کرد به بهترین مکانها رفتید؛ یعنی اگر ذهن و باورهای شما در همون قم تکامل پیدا میکرد مستقیم از قم به آمریکا میرفتید.
من در اطرافم افراد بسیار زیادی رو سراغ دارم که لیسانس و فوقلیسانس شون رو در دانشگاههای شهرستان (که رتبه جهانی بالای 5 هزار داشته) گذراندند ولی دوره دکتری رو در بهترین دانشگاههای جهان (که رتبه زیر 100 داشته) پذیرش گرفتند و حتی در آن دانشگاه استخدامشدهاند بدون اینکه حتی یک روز در تهران زندگی کرده باشند و شاید حتی رنگ تهران رو تا آخر عمرشان نبینند درحالیکه طبق چیزی که دوستان از قانون تکامل سراغ دارند انتظار داریم این افراد باید ابتدا در روستا، بعد شهرستان، بعد مرکز استان، بعد شهرهای بزرگ ایران، بعد تهران و بعد باید مهاجرت میکردند درصورتیکه میبینیم اصلاً چنین چیزی نیست.
نمونه دیگه افرادی که هرساله از دورافتادهترین روستاهای ایران رتبه 1 تا 10 کنکور را کسب میکنند و به بهترین دانشگاه تهران راه پیدا میکنند و جالب اینجاست که در دانشگاه هم رتبه اول هستند. یا دانشآموزانی که جهشی مراحل تحصیل را طی کردهاند. ازنظر من اینها کسانی داشتند که آنها را ازنظر ذهنی به تکامل رساندهاند و اعتمادبهنفس را در آنها تقویت کردهاند؛ یعنی از قوانینی که خودشان مطلع بودن یا از تجربههایشان در اختیار آنها قراردادند.
یک مثال هم از خودم بزنم. من چند سال قبل درسی را برای کنکور کارشناسی ارشد در 15 روز خواندم و چون تجربه پیداکرده بودم میدانستم که فقط باید سؤالهای کنکور قبل رو مرور کنم و طی 15 روز توانستم سؤالات 30 سال قبل رو مرور کنم و اون درس رو 84 درصد بزنم و این در حالی است که اگه قرار بود تکامل خودم رو طی کنم باید 3 تا کتاب 400 صفحهای رو در اون زمینه مطالعه کنم که حداقل 4 ماه زمان نیاز داشت. این استفاده از تجربه خودم بود که باعث شد من سریعتر روند رشد را طی کنم. شاید بگید همینکه از تجربه خودتون استفاده کردید یعنی قبلش یک سری آزمونوخطا کردید و تکامل خودتون رو کامل کردید؛ و جواب من این هست که اگه من این تجربه رو از یه نفر کسب دیگه کرده باشم اون وقت چطور؟ اگه این ایده به من الهام شده باشه چی؟
به نظر من بهتره بهجای طی کردن کامل مراحل تکامل از عبارت سرعت بخشیدن به تکامل استفاده کنیم. سرعت بخشیدن به تکامل با استفاده از تجربهی کسانی که به قوانین مسلط هستند و فهمیدهاند جزئی از خدا هستند و خداوند هم از اول کامل بوده است.
4- استاد شما بارها تو صحبتها تون اعتراف کردهاید که از سرما بدتون میاد. آیا تابهحال به این موضوع فکر کردید که چه باوری در شما وجود داره یا چه خاطرهای از دوران کودکی در ذهن شما وجود داره که اینقدر از سرما متنفرید؟ آیا سرمایی یا گرمایی بودن انسان میتونه نشون دهندهی این باشه که چقدر ثروتمند بشه یا چقدر فقیر بشه؟ یعنی میخوام بگم سرما مصادف با مصرف و صرفهجویی میتونه باشه درحالیکه گرما مصادف با تولید و ساختن و آزادی است. استاد آیا اینکه شما اینقدر گرما رو دوست دارید ارتباطی بااینکه شما اینقدر آزادی رو هم دوست دارید میتونه باشه؟
5- وقتیکه میخواهیم به هدفی برسیم یکی از اساسیترین سؤالات ذهن منطقی این هست که “با شرایط لحظهی کنونی چطور میخواهی به اون هدف برسی؟” حالا سؤالم این هست که بهترین پاسخ یا پاسخهایی که شما به ذهن منطقی میدهید که قانعش کنید و آن را خردکنید چیست؟ اگه ممکنه پاسخهایی که به ذهن منطقی میدهید را به ترتیب تأثیر پاسخهایتان بر ذهن منطقی بیان کنید.
6- شما بارها گفتید که وقتی کتابی رو میخونید به خودتان میگویید که این کتاب وحی منزل است و با ایمان کامل به اون کتاب عمل میکنید و نتیجه میگرید. استاد شما به چه دیدگاهی به این موضع نگاه کردید و چه باورهایی رو در خودتون ایجاد کردید که اینقدر سریع قبول میکنید. اصل سؤالم این هست چرا برخی از افراد اینقدر به سرعت این قوانین رو باور میکنند و چرا برخی از افراد خیر؟ راهکار چیست؟
7- شما در برخی از فایلهایتان گفتید که برخی از کتابهایی که خواندید خوب نبوده است و شمارا از مسیر درست دور کرده است و صرفاً توهمات نویسنده بوده که حتی توسط خودش به بوتهی آزمایش گذاشته نشده است. با این توضیحات میخوام از شما درخواست کنم که فهرستی از تمام کتابهای خوبی که خواندهاید و همچنین کتابهایی که شمارا از مسیر درست منحرف کرد را منتشر کنید. استاد میدونم که شما در برخی از محصولات گفتید که دوستانی که با شما هستند کلاً خواندن تمام کتابها را رها کنند و فقط با شما باشند ولی دوستان زیادی هم هستند که یا محصولات را تهیه نکردهاند یا اینکه عاشق مطالعه کتاب هستند.
8- از کجا تشخیص بدهیم که الهامی که به ما میشود از سوی خداوند بوده یا نجوای شیطان بوده یا اینکه شیطان نجواهاشو مخلوط الهامی که از طرف خدا شده نکرده؟ استاد میدونم باید به احساسمان توجه کنیم. ولی اصل سؤالم این هست چرا باوجوداینکه گاهی اوقات احساس خوبی از برخی الهامات و ایدهها بهمون دست میده ولی در اکثر موارد منجر به عمل نمیشه؟ یا وقتیکه منجر به عمل میشه ولی منجر به نتیجه نمیشه؟
9- چطور رسالت مون رو پیدا کنیم (به یاد بیاوریم)؟ استاد در برخی موارد سرعت رسیدن به برخی از خواستهها خیلی زیاد هست. مثلاً کمتر از 24 یا 48 ساعت. حالا سؤالی که تو ذهنم ایجادشده این هست که آیا میتونیم بگیم وقتی ما به خواستهای سریع میرسیم نشون دهنده این هست که اون خواسته در جهت رسالت مون یا پیشنیازهای سریع رسیدن به رسالتمون هست؟ آیا این مورد میتونه یکی از راههای پیدا کردن رسالتمون باشه؟
10- استاد گاهی اوقات از بین چند موضوع که احساس میکنیم (یا پی میبریم) رسالتمون هست چطور باید تشخیص بدیم که کدامیک موضوع اصلی هست؟ (با این فرض که در تمام اون موضوعات هم استعداد و هم علاقه و … رو داریم).
ممنونم که وقت گذاشتید و مطاله کردید.
سلام دوست گرامی حتما دوره جهان بینی توحیدی یک رو تهیه نموده و جلسه پنجم آن رو گوش بدین در ضمن استاد بارها گفته به چگونگی و چطوری رسیدن به خواسته هاتون فکر نکنید و اینکه در مورد قانون تکامل ، خدا میگه موجود باش باید بگم خدا در قران گفته همه چیز رو از اب خلق کرده همین انسان سالها طول کشیده تا به این شکل رسیده و انسان نه ماه در شکم مادر میمونه تا تمام اعضای بدنش تکمیل میشه و باید بگویم سپاسگزاری نزدیکترین فرکانس به خداست و سپاسگزاری درست سپاسگزاری است که به تو احساس خوب همراه با ارامش میده نه احساس بد همراه با ریا ، در مورد اینکه استاد از سرما خوششون نمیاد ربطی به باور نداره هر انسانی با انسان دیگر متفاوت است و هر انسانی چیزی را می پسندد و در مورد اینکه کتاب رو وحی منزل میدونسته باید بگم چون تشنه موفقیت بوده مثل اینکه ادم تشنه ای در بیابان باشی و بدانی در فلان جا اب هست با وجود خستگی خودت رو به اون اب میرسونی و در مورد سوال هشت استاد گفته من به این نتیجه رسیدم که تمام کتابهای صوتی و پی دی اف رو که روی سایت هست رو بردارم حتی دوره تندخوانی رو برداشته و استاد توی این راه خودش هم به تکامل رسیده و همچنان در حال تکامل خودشه پس شما فقط روی محصولات و فایلهای رایگانی که الان روی سایته تمرکز کنید و بفکر کتابهای خوب دیگه نباشید و کاری که من میکنم اینکه تمام اساتید موفقیت بجز استاد عباس منش رو کنار گذاشتم چون فقط میخوام روی ایشون متمرکز باشم و به شما هم توصیه میکنم همین کارو هم بکنید و در مورد سوال 9 اگه اشتباه نکنم توی محصول راهنمای عملی دستیابی به رویاها استاد گفته یک چادر و کمی اب و غذا بردارین و به دل طبیعت برین و جایی باشه که از سرما تلف نشین و برین و از خدا بخواین که رسالتتونو بهتون بگه و تا نگفته برنگردین و وقتیکه که گفت و برگشتین حتما انجام بدین چون در خلوت خدا بهتون گفته ، مسلما هر خواسته ای تا به اجابت رسیدنش زمان میبره و طبق گفته استاد در جلسه اول دوره راهنمای عملی دستیابی به رویا ها بعد تعیین خواسته ات خواستتو رها کن و از زندگی لذت ببر با لذت بردن از زندگی و داشتن احساس خوب به خواسته هات میرسی و باید قبل رسیدن به خواسته هات حس لذت و خوبی داشته باشی و گرنه به خواست هات نمیرسی و در مورد جواب سوال ده باید بگم استاد توی محصول راهنمای عملی دستیابی به رویاها گفته اگر بین چندتا خواسته نمیدونی کدوم رسالت توست و به همشون هم علاقه داشتی ببین علاقه و کشش تو به کدوم خواسته بیشتره یعنی کدوم خواسته باعث میشه شب نخوابی یا دیرتر بخوابی و اون خواسته رو توی ذره ذره وجودت احساس میکنی.امیدوارم تونسته باشم جواب شما دوست گرامی رو داده باشم . با امید موفقیت روز افزون برای شما دوست گرامی
سلام دوست عزیز
ممنونم که وقت گداشتید و پاسخ دادید
دوست گرامی من در ابتدای متنی که نوشتم، نوشتم” اما سؤالات من (نکته: )” و اون نکته ای که داخل پرانتز میخواستم بنویسم رو چون شوق زیادی داشتم که نظرم رو هرچه سریعتر رو سایت بذارم یادم رفت که بنویسم و اون نکته این بود: نکته: جواب تمام این سوالات رو میدونم و هدف از طرح این سوالات این است که استاد موارد مهمی که در محصولات اشاره کردند مجددا برای کسانی که محصولات رو تهیه نکردند درموردشان صحبت کنند و بحت رو بیشتر باز کنند.
دوست عزیز من به ترتیب مواردی که درموردش به من پاسخ دادید رو بررسی کردم و به شما پاسخ میدم.
من تمام دوره ها رو تهیه کردم و دارم و دروه جهان بینی توحیدی 1 رو هم تهیه کردم اما به خودم قول دادم که به این دوره عمل کنم و کمتر حرف برنم. هرچند در آخر دوره قصد دارم انشاا… تمام برداشت های خودم رو در صفحه ی محصول قرار بدم. بنابراین طرح سوال به مفهموم این نیست که من جواب رو نمیدونم یا به قوانین مسلط نیستم (حتی میتونم ادعا کنم هیچ کس تو این سایت به اندازه ی من به قوانین مسلط نیست و رو محصولات وقت نمیذاره، کسی که 4بار تو مسابقات استاد عباس منش برنده شده حتما میتونه به خودش اجازه بده که چنین ادعایی رو بکنه).
چیزی که درمورد تکامل و شکرگزاری گفتید احساس کردم متن من رو خوب نخوندید و باز هم همون چیزی که من گفتم “دوستان اشتباه برداشت میکنند” رو گفتید. در مورد تکامل من گفتم که از نظرذهنی تکامل رو قبول دارم مثلا در جلسه 6 جهان بینی توحیدی ببینید مکائیل چقدر از نظر ذهنی تکامل یافته بود، خب این انسان که در کنار کسی بوده که بسیار به قوانین مسلط بوده و به هرچیزی که بگویید موجود باش موجود میشود و لازم نیست از قم به بندرعباس –تهران- اروپا و امریکا سفر کنه. میکائیل الان سرعت رسیدن به خواسته هاش خیلی بیشتر از زمانی هست که استاد همسن ایشون بوده هست. اصلا یه لحظه میکائیل رو با همسن و سالهای خودش که از قوانین مطلع نیستند مقایسه کن بعد متوجه منطورم میشی.
درمود شکرگزاری هم باز متن من رو خوب نخوندید و منظور من رو درست متوجه نشدید.
درمورد سرمایی و گرمایی بودن استاد هم باید اشاره کنم که اگه استاد از سرما بدشون نمی اومد شاید در دوره ی جهان بینی توحیدی به واشنگتن دی سی یا نیویورک سفر میکرد و تجربه های جدید ی رو کشف میکرد و چیزهای زیادتری بهشون گفته میشد. منظورم این بود که این تنفر از سرما شاید باعث بشه چیزهای که باید بهشون گفته بشه که تکاملشون سریعتر بشه دیرتر اتفاق بیفته. یه کم به عمق سوالات توجه کنید دوست عزیز.
در مورد پاسخ به سوال هشت که خب اینایی که گفتید رو خودم هم درصورت سوال گفتم ولی بازهم ادامه سوال رو خوب نخونید و به عمق سوال دقت نکردید!!!
درمورد جوابی که به سوال 9 و 10 داید هم مشخصه مثل بقیه سوالات اون رو خوب نخوندی. دوست عزیز خواسته خیلی با رسالت فرق داره و اگه خوب سوال رو میخوندی میدیدید که داخل پرانتز گفتم “با این فرض که در تمام اون موضوعات هم استعداد و هم علاقه و … رو داریم”
موفق باشید.
سلام خدمت شما دوست عزیز
وقتی شما که 5 سال هست با این قوانین آشنایی دارید چنین سوالاتی به ذهنتون رسیده که بعضی از اون ها مربوط به ریشه این قوانین هست ، من که 5 ماهه با قوانین آشنا هستم بیشتر دچار وسواس میشم ، فکر میکنم خیلی نباید نگاه با وسواس به قوانین داشته باشیم .
الان من خودم در مورد باورسازی دچار وسواس شدم که چه باوری ساخته بشه درسته و چه باوری ساختیم، اشتباهه که سوالم رو هم جلوتر کامل پرسیدم .
در مورد زمانی که استاد قم بودن نوشتین “زمانی که شغل کلوپ بازیهای کامپیوتری رو رها کردید اگه همه قوانین رو میدونستید و باورهاتون درست بود شاید اصلاً تغییر نمیکردید و با یک دیدگاه دیگه بهش نگاه میکردید.” اینجا هم برای بحث باورسازی که ذهن من درگیرش هست، این سوال برای من پیش میاد که استاد میتونستن اون موقع باور کنین که با همین کار میتونم به موفقیت برسم ؟یا ایده های جدیدی پیدا میکنم و باور دارم با ایده های جدید جریان ثروت وارد همین کسب و کارم میشه ؟
آیا ساختن باور زمانی درسته که مجموعه ای از عوامل و شرایط درست باشه ؟
آیا هر باوری رو نباید باور کرد ؟
ساخت باور اصول و پیش نیازهایی داره که باید رعایت کرد ؟
اون پیش نیاز ها و اصول قائده ها چیه ؟
من اینطور متوجه شده بودم هر آنچه رو ذهن انسان بتونه باور کنه ، میتونه به دستش بیاره، اینجا در مورد خود اصل باور دچار اشکال شدم شاید این درست نیست ، هر آنچه ذهن انسان بتونه باور کنه ولی با توجه به یکسری پیش نیاز و اصول و قاعده خاص خودش ، اون پیش نیاز ها و اصول قائده ها چیه ؟
اگر اون زمان استاد در قم باوری قدرتمند می ساختن که من میتونم توی همین شغل و در همین شهر ثروتمند بشم ، این باور اشتباه بود ؟
اگر اشتباه بود چرا اشتباه بود ؟
اگر اشتباه بود ، پس هر باوری رو نمیشه در ذهن پروش داد ، پس سوال اساسی اینه که چه پیش نیاز ها و اصولی رو باید قبل از ساخت باور باید رعایت کرد ؟
شاید باید اول عوامل بیرونی رو برسی کرد ، سایر قوانین رو برسی کرد و بعد براساس یکسری مجموعه عوامل باور ساخت نه که از ابتدای کار سراغ ساخت باور بیایم، این مجموعه عوامل پیش نیاز ساخت باور رو خوشحال میشم استاد توضیح بدین .
من الان به نقطه ای رسیدم که بین هر دو راهی باور سازی هم خودش رو میزاره و نمیدونم باور بسازم یا عوامل بیرونی رو در نظر بگیریم
از هر یک از دوستان عزیز هم که بتونن کمک کنن این نمونه از وسواس ها که ذهن ماها در مورد قوانین درگیرش میشه رو بتونن شفاف کنن.چون این درگیری ها شاید راه رسیدن به هدف رو برای ما طولانی تر کنه
به قول این دوست عزیز، وقتی آگاهی داریم از قوانین “بخش عظیمی از تمرکز من به اینکه راه رو باید چطور رفت اختصاص پیدا کرده درصورتیکه قبلاً 100 درصد تمرکزم روی هدف بوده ” ، الان من که توی مسیر رسیدن به هدف نیاز به این دارم که کلی تخصص های خودم رو ارتقا بدم و خیلی کم فرصت میشه بیام به قوانین بپردازم (البته هر روز تا اون جایی که بشه بهش می پردازم ولی برای تسلط کامل نیاز به این دارم که چند ماه درگیر هیچ کار دیگه ای نباشم ) آیا الان در مسیر هدف تمرکزم باید روی اون n تا تخصص باشه که باید کسب کنم یا روی قوانین ؟ یا ترکیبی از همه ؟
سلام دوست عزیز
کیف کردم وقتی دیدیم که متنی که نوشتم رو اینقدر خوب خوندی و سوال اولم رو کاملترش کردی، آفرین
برخلاف دوست قبلی که سوالاتم رو سطحی خونده بود و قصد داشت اطلاعاتش رو به نمایش بذاره، اما شما خیلی خوب سوال رو خوندی و درک کردی که حرفم چیه.
میدونستی که ما چقدر خوشبختیم که با استاد آشنا شدیم! چون اگه قرار بود این همه راهی که این عزیز رفته رو بریم دیرتر به رسالتمون پی میبریدم و دیرتر از نظر ذهنی تکامل پیدا میکردیم.
موفق باشی
سلام جناب ملک تشکر میکنم بابت سوال بسیار خوبی که از استادداشتید در واقع بخشی از سوال شما سوال من هم بود یعنی وقتی دفتر شکر گذاری مینوشتم با خودم فکر میکردم آیا این ریا نیست ویا نکنه فریب کاری باشه وهمون صحبتهای که شما نوشتید ، بازم ممنون امیداورم که سوال شما از اون دسته از سوالاتی باشه که استاد بهش پاسخ میده .موفق باشید
بنام خدا
سلام.الان دقیقا ساعت 23:29 دقیقه است و من با اینکه ظهر نخوابیدم و خیلی از لحاظ فیزیکی خسته م ولی پر از انرژی هستم.با اینکه هنوز شام نخوردم و روزه هم بودم ولی اولویت با این پیام بود.استاد من به توصیه و پیشنهاداتتون در دوره قانون آفرینش گوش کردم و عمل کردم و دارم به درجه استادی در این قانون میرسم.هرچیزی و اتفاقی رو میتونم با قانون تحلیل کنم و دقیقا رد پای قانون رو میبینم.با اینکه تازه دو جلسه رو تهیه کردم.ولی هفته چهارم هست که دارم باز هم گوش میکنم و برداشت و درک جدیدی پیدا میکنم.دقیقا حس میکنم دارم به ثبات فرکانسی در فرکانس جدیدم میرسم.فرکانسی که بقکل خودتون ثروتِ کمی بیشتر،روابطِ کمی بهتر،آرامشِ کمی بیشتر و… دارم میرسم.استاد من یکی از بهترین شاگردهاتون هستم.من یکی از بهترین شاگرداتون هستم که تعهد دادم که با استادی در این قانون که تنها قانون هستی و تنها واقعیت هستی است، خوب زندگی کنم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنم.استاد همونجور که من عاشق شما هستم؛میدونم شما هم در ملاقاتی که باهم خواهیم داشت در آینده ای نزدیک عاشق من خواهی شد.عاشق همه بچه های این سایت هستم.در حقیقت هممون عاشق هم هستیم چون همه چیز یک چیز است.استاد چقدر شما سخاوتمند هستی و الحق که این باور فراوانی ای که شما دارید،با سرعت در من هم داره ریشه میدوونه. با دیدن فایل های رایگان و محصولات داره تو وجودم نهادینه میشه.استاد شما چقدر سخاوتمندی که نظریات دوستانی که محصولات شما رو تهیه میکنند و تجربیات و برداشت هاشون رو میزارن بدون هیچ سانسوری در اختیار همه بچه ها قرار میدید.من به داشتن استادی چون شما افتخار میکنم و بی نهایت سپاسگذار خداوندم هستم که منو با شما آشنا کرد.من روزی که از خداوند درخواست کردم که مرا هدایت کند هرگز فراموش نمیکنم.
باید اقرار کنم که از نظریات و درک بسیار بالای دوستان در قسمت نظرات محصولات بسیار بسیار استفاده کردم تا امروز به این جایگاه و درک بالا برسم.
مثلا یکیش رو که یادمه در همین محصول جهانبینی توحیدی یکی از دوستان که اسمش رو یادم نیست یه جمله از شما نوشته بود که استاد امروز به خودم گفتم بدون اینکه محصول رو بخری چه جمله ارزشمندی بدست اوردی که هرگز نمیتونی قیمت گذاری کنی اونو.
و اون جمله این بود که با رسیدن به خواسته ها نیست که به آرامش میرسیم،بلکه با رسیدن به آرامشه که به خواسته هامون میرسیم.پس از زندگی لذت ببر و سپاسگذار باش و آرامش داشته باش که این رمز موفقیت در هر زمینه ایست.
یا یکی از دوستان نوشته بود ببنید و تایید و تحسین کنید و سپاسگذاری کنید.چقدر این جمله ها امروز به من انرژی دادند و به درک و آگاهی من کمک کردند.و بسیاری دیگه از جمله ها و نکته برداری هایی که دوستانی که محصولات شما رو خریدند و سخاوتمندانه در اختیار دوستانشون قرار میدهند.من تو عمرم هیچ جا رو جز اینجا ندیدم اینجور باشه.معنای عشق رو اینجا فهمیدم.معنای یکی بودن رو اینجا فهمیدم.معنای سخاوتمندی رو اینجا فهمیدم.نمیدونم چطور باید ازتون سپاسگذاری کنم و خدای شما را چگونه شکرگزار باشم.فقط میدونم دوستتون دارم و عاشقتونم.امروز هم تونستم صدای خداوند رو بشنوم.بعد از یکسالی که یه جایی مشغول به کار بودم امروز متوجه شدم که ناخواسته هام همگی دارن باهم فریاد میزنند که مرتضی ما اومدیم خواسته هات رو مشخص کنیم.تا واضح تر ببیننی چی رو میخوای.قلبم با یقین گفت من رو داری و من برای تو کافی هستم.برخلاف گذشته با ایمانی راسخ به کارفرمام گفتم قصد دارم از اینجا برم و بسیار ازش قدردانی و سپاسگذاری کردم که تو این مدت خیلی چیزا و کارهارو بهم یاد داده.و همیشه بیادش خواهم بود.هرچند همون لحظه هم به خودم میگفتم اونم دستی از دستان تو بوده و در اصل از تو سپاسگذارم.امروز تو ذهنم خودمو تو کار جدیدم با ایده آل هایی که میخوام داشته باشه دیدم و یه حس یقین داشتم و دارم هنوز.هرچند ذهنم هرازگاهی زور میزنه که منو بترسونه.موقع اذان مغرب تو مسیر رفتنم به مسجد نجواها شروع شد که نکنه کار جدید گیرت نیاد.نکنه بیکار بشی و…. همون لحظه گفتم خدایا من سهم خودم رو که در حد و توانم بود انجام دادم و این گوی و میدون دست تو.چه احساس ارامشی بهم دست داد.همون موقع گفتم ببین باور ساختی.و قبلا فکر میکردی باور ساختن مثل یه برج ساختن تلاش فیزیکی و ذهنی میخواد.ببین چقد استاد میگه هر فکر و باوری که بهت قدرت نمیده رو عوض کن با فکر و باوری که بهت قدرت میده.اینقدر خوشحالم و انرژی دارم که حد و حساب نداره.هرکی منو میبینه میگه تو چقد تغییر کردی و پر انرژی هستی.استاد عاشقانه دوستت دارم.استاد از خدای تو بی نهایت سپاسگذارم.از شخص شما هم بی نهایت سپاسگذارم.دوستان از تک تک شما،چه اونایی که این پیام رو میخونن و چه اونایی که این پیام رو نمیخونن سپاسگذارم.در اخر یه چیزی رو بگم. دوروز پیش وقتی پیام برندگان بخش عقل کل اومد رو گوشیم گفتم ببین چی نوشته اینجا.و تو چه ابزار قوی ای داری برای تقویت باورهات و درک درست تر قوانین ولی ازش استفاده نمیکنی.و از اونروز تصمیم گرفتم که در بخش عقل کل برای کار کردن روی باورهام و تقویت باورهای قدرتمندکننده ام فعالیت کنم.حتی ناصادقی است که نگم گوشه چشمی هم به جایزه دارم.ولی جایزه اصلی رو خودم به خودم میدم.چون تازگیا اینو متوجه شدم که استاد اصل رو میگه و من همیشه دنبال فرع بودم.دنبال یه فرمول معجزه اسا یا یه امپول که استفاده کنم و همه چیزدون و چیز دار بشم.استاد دقیقا میفهمم چی میگی. هرجند مطمئنم هنوزم بهتر از این میتونم بفهمم چی میگی.دوست ندارم نوشتنم رو تموم کنم.در آخر فایلهاتون میگید خدا نگهدارتون باشه و من هم میگم خداوند متعال نگهدار شما هم باشه ای استاد مهربان و سخاوتمندم.
(راستی من رفتم وسطا نوشتنم شام خوردما.چون مادرم داشت صدا میزد و خواستم دلش نشکنه و بهش توجه کرده باشم.گفتم یه وقت دلتون برام نسوزه??)
عاشق تک تکتونم
??????????????????????????????????
با سلام خدمت همه ی اعضای سایت و استاد گرامی .
بذارید یه اتفاق جالب و باور نکردنی رو برای شما بگم و اونم اینه که من داشتم کامنت وجیهه مرادی رو تو سایت میخوندم که اتفقا استاد گرامی دقیقا همون کامنت وجیهه عزیزو توی تلگرام گذاشت من واقعا هیجان زده شدم ازین کار توی این همه نظر دقیقا نظریو که من داشتم میخوندم استاد هم گذاشت توی تلگرام
و یه سوال هم دارم در مورد این که استاد توی یکی از فایلهای رایگان خود گفته بود وقتی شما قوانین جهان رو باور کنید یه سری اتفاقاتی براتون میفته و یه سری نشانه هایی رو میبینید از نشاهاش اینه که تو خیابون یه چیزی رو پیدا میکنید مثل پول سکه طلا و غیره و سوال من از استاد اینه که تو دین و مذهب ما به ما اینجوری گفته شده که اگه جنسی و پولی رو پیدا کردید اول اعلان کنید تا صاحبش پیدا بشه اگه نشد بدهید برای شخص دیگری .وبرای خود نگهندارید چون حرام است .بارها و بارها همیشه تا توی ذهنم این میاد که ایکاش من الان یه بسته پول پیدا کنم یا یک چیز با ارزشی سریعا این باور به فکرم میاد که چه فایده من که نمیتونم برای خودم نگهشدارم باید بدم برای شخصی دیگری .تشکر از همه ی شما تابد الله نگهدارتون…
درک صحیح
موضوع دیدن فراوانی است
سلام استاد عزیزم
ممنون و سپاسگزارم از وقتی که می گذارید و لذتی که ما از دیدن ویدئو های شما میبریم گویی در کنارتون هستیم.
استاد جان سوال من از شما اینه که یک روز خود را به طور کامل توضیح بدید
ممنونم از لطف سرشارتون و احساس آرامشی که دارید که باعث یادآوری و تذکر ما به خودمون میشه
سلام استاد ایام به شادی و به کام مثل همیشه و روز به روز عالی تر
مدتی است من و خانواده از برنامه های شما استفاده میکنیم و شاهد نتایج فوق تصور بوده ایم
سوالی که ما علاقه مند به دانستم آن هستیم
یک سری سوالات و باور های مذهبی است با توجه به اینکه ما کلیپی که در باره بهترین باور در مورد خدا را دیده ایم
:
دیدگاه شما نسبت به حجاب
نوشیدن شراب و غذاهایی که در قرآن حلرام شمرده شده
و آیا استاد شما به نماز روزه اعتقاد دارید؟ به خواندن مداوم آن ها؟آیا میتوانم بپرسم شخص شما نماز میخوانید؟
به شخصه من و خانواده ام که مدتی است روی باور هایمان کار میکنیم و تمرین های شما را انجام میدهیم احساس میکنیم هنوز بسیاری از باور های نادرست مذهبی پاشنه ی اشیل بسیاری از ما است
خیلی خوش حال میشویم به این سوالات پاسخ بدید
با سلام به استاده گلم و همه همراهانه خانواده…
زود میرم سره سوالاتم…
استاد این سوالات خیلی ساله ذهنه منو درگیر کرده و احساس میکنم پاشنه آشیله من شده تو پیشرفت و موفقیت و مطمئنم که اگه جوابه سوالاتمو بگیرم و باورمو درست کنم تو این ضمینه قطعا پیشرفته چشمگیری خواهم کرد…
البته من تو ایمیل ازتون پرسیده بودم که مطمئنا وقت پاسخگویی جدا به اونا نیست…
استاد صادقانه من خیلی وقته از این دینی که به اسمه اسلام برایه ما تعریف کردن خسته شدم..
من الآن متوجه نمیشم چرا باید اجباراً نمازیو بخونم که ازش لذت نمیبرم یا روزهای رو بگیرم که مایه عذابه…من از وقتی با شما آشنا شدم رابطم خیلی با خدا نزدیکتر شده و حسه شکرگزاریم به مراتب بیشتر و تو روز ساعت ها و به دفعات با خدا صحبت میکنم و لذت میبرم ولی از نماز نه…
و کلا این احکام مثله بعضی حلال و حرام ها یا محرم و نامحرفی ها واقعا برام قابل درک نیست…من حتی دیدم تو همین دوره جهان بینی توحیدی 1 شما با اون خانومه آتشنشان که کمکتون کرد دست دادین…
استاد خواهش میکنم یه کمکی کنید الآن میگن کسی که نماز نخونه یا مثلا روزه نگیره و یه سری احکامو کلا رعایت نکنه گناه کاره و خدا نمیبخشه و کلا بقیه اعمالشم قبول نیست…
ولی خدایی که شما واسه من تشریح کردین و من حسم خیلی باهاش خوبه یه جوره دیگه است…اصلا چرا نمیشه کسی که مسلمون زاده است دینشو عوض کنه یا به هر آیینی که خودش میخاد باشه و مرتد نباشه اگه از این دین رفت…
الآن من با این مسائل مشکل دارم و ناخودآگاه با درگیر شدن با اونا حسه شکرگذاری و حسه شاد بودنم کم رنگ میشه…
من بعداز سال ها تازه خدایی که شما گفتینو پیدا کردم و دارم ازش لذت میبرم و اونجوری که خودم دوست دارم عبادتش میکنم و باهاش راز و نیاز میکنم و حسه درونیم وقتی به روش خودم باهاش صحبت میکنم و میپرستمش خیلی خوبه…اونم باهام حرف میزنه…در درونم…البته گاهی…ولی اون خدایی که تو این 28 سال عمری که گرفتم و به من شناسوندن یه جوره دیگست…
خیلی هم از خدا خواستم کمکم کنه تا جوابمو بگیرم و اونم شمارو سره راهم گذاشته…
من مطمئنم شما بهترین جوابو بهم میگین چون با دلتون حرف میزنید و اونی که الهام میشه رو میگید…
بازم استاده مهربونم ازت ممنونم چون یه دریچه جدید تو زندگیم باز کردی و خدارو بابت شما که واقعا یک نعمته بزرگ هستین شکر میکنم…امیدوارم روز به روز سالمتر،موفق تر،شادتر،ثروتمندتر،تپل تر و سعادتمند تر در دنیا و آخرت باشین…
ممنون…دوستت دارم…