این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
میخواستم از عباس جون بخاطر فضای مصاحبه تشکر کنم. چون تو فضای سایت مخصوصا نظرات زیر فایلهای آموزشی همه فقط به نکات مثبت و موفقیتهایی که بدست آوردند اشاره می کردند . و من نمیدونستم پس چرا من بعد از این همه گوش دادن به فایلهای رایگان و پولی ,موفقیت مالی آنچنانی بدست نیاوردم. ( البته بقول عباس جون نشانه هایی در دیگر ابعاد زندگیم دیدم) ولی الان که سوالهای دیگر دوستان را خواندم دیدم خیلی از دوستان همین مشکل من رو دارند . به نظر من اگر عباس جون جواب سوال های ما رو هم نده بهترین کمکی که کرده (با توجه به اینکه نمی تونیم باهم در یک جا حضور فیزیکی داشته باشیم )باعث شده اولا خودمون سوالهای بسیاری را جواب بدیم ثانیا بفهمیم این روند کند پیشرفت مالی که هدف 90 درصد افراد هست برای خیلی ها اتفاق می افتد و ما جزو نوادر نیستیم. البته خوشحال میشم اگر عباس جون و یا دوستانی که این مرحله را پاس کردند و به مدارج بالای موفقیت در ثروت رسیدند توضیحات تخصصی بیشتری بدهند
اول از همه تشکر میکنم بابت محصولات خوبتون و سال های زیادی که در کنار ما بودید و تجربه سالیان سال مطالعه و آزمون خطای باورهاتون رو در اختیار ما گشودید.شما بزرگترین قانون موفقیت در این زندگی مادی رو به ما نشون دادید.قانون آفرینش،یعنی همون قانون باور.قانون فکر،باور،و سپس واقعیت مادی.
شما در محصولاتتون تقریبا اغلب این سوالاتی که برای ما میتونه وجود داشته باشه رو دادید.من اعضای قدیمی سایت هستم و تقریبا خیلی از محصولات سایت و تقریبا همه فایل های رایگان از همون زمان که میشناختمتون تا به الان دیدم.
یک موردی که احساس ضعف کردم و میخوام بپرسم و ازتون خواهش میکنم که در این فایل که برای مصاحبه ضبط میکنید راجع بهش صحبت کنید و بهش اشاره کنید این هستش که من در مورد همون تمرکز که در مجموعه عزت نفس فرمودید بر روی یک کار تمرکز کنید ،حس کردم مشکل دارم و فهمیدم که وقتی میخوام روی یک کار تمرکز کنم به فکر انجام کار های دیگه در آینده هستم.یعنی ذهنم زیاد روی آینده بود تا زمان حال.و شاید به نوعی لذت بودن در لحظه حال رو نمیفهمیدم.همونطور که در جلسه اول دستیابی عملی کلی توضیح دادید که باید از لحظه حالتون لذت ببرید تا به بقیه خواسته هاتون در آینده برسید.
ببینید من می دونم که شما در آموزشاتون چرا سراغ باور رفتید و چرا در مورد موارد دیگه یا حاشیه ها هیچوقت صحبت نمی کنید.چون قانون باور کاملا عملی و practical هستش و زود نتیجه میده.و علت این که کتاب ها رو از سایت حذف کردید شاید همین باشه.که البته کتاب راهنمای درون هم گویای همین قانون بود.
اما یه چیزی که حس کردم که شما خودتون بهش رسیدید و در فایل ها شاید زیاد راجع بهش صحبت نمیکنید،(نمیدونم شاید هم من اشتباه میکنم)،از شما میخوام راجع بهش صحبت کنید در این فایل،این هست که شما خودتون چگونگی بودن در لحظه حال رو یاد گرفتید و لذت بردن از اون رو یادگرفتید.ولی این که چجوری بهش رسیدید رو خیلی توضیح ندادید.در مورد این که چجوری تسلیم لحظه حال باشیم ندیدم خیلی توضیحی بدید.یعنی یادمه در دوره پیشرفته قانون آفرینش یه اشاره ای کردید اما بازش نکردید.نمیدونم شما با روش های مراقبه و بی ذهنی یا فکر نکردن و مشاهده بدون قضاوت و این چیزا بهش رسیدید یا نه (که البته میدونم هیچوقت دوست نداشتید راجع به این بی ذهنی و ورای فکر و این چیزا صحبت کنید) اما من مدتی بود که که متوجه مشکلی در خودم شده بودم که حس میکردم کمتر بودن در لحظه حال رو تجربه میکنم و عمق حضورم در این لحظه کم شده،از لحظه حال کمتر استفاده و لذت میبرم و زمانی که باید در لحظه حال باشم به آینده و برنامه های آیندم فکر میکنم.باوجود این که من خیلی محدود و کم کتاب میخونم و سعی میکنم اگر کتابی میخونم یا خوتون قبلا معرفیش کرده باشید یا این که اون کتاب حرفای شما رو تایید کنه،حدود دو سال پیش با یه کتابی آشنا شدم که اسمش بود نیروی حال از اکهارت توله.(نمیدون.م این کتاب رو خوندید یا اسمش رو شنیدید؟)خب اون موقع من فکر کردم فقط یه کتاب روانشناسی موفقت سادست.اما چند وقت پیش که خیلی تو این فکر بودم که چجوری بتونم افسار افکارم رو در دست داشته باشم و به self control یا تقوای بیشتری برسم (چون خیلی اوقات احساسات و اعمالم هم از دستم خارج میشد.)،در یه اتفاق،دوباره به این کتاب برخوردم.اما این بار کاملا متفاوت بود.من مطمئن هستم که من اون کتاب رو جذبش کردم و اتفاقی نبود.چند صفحه از کتاب که خوندم متوجه شدم یه کتاب معمولی نیست، از دسته کتاب هایی نیست که حاصل تجزیه و تحلیل طرف باشه بلکه از یک سطح بالاتر به شخص الهام شده،مثل کتاب راهنمای درون یا گفتگو با خدا،یا کتاب رویا هایی که رویا نیستند .خب در این کتاب با یه قانون مواجه شدم که مسلما قانون باور و جذب رو نفی نمیکنه و قانون فکر و باور و احساسات زیر مجموعش میشه.و میشه گفت با اشعار مولوی و سهراب سپهری و این ها هم خیلی هماهنگی داره. خب احتمالا میدونید که در ارتباط با لحظه حال ،تسلیم لحظه حال بودن ،بی فکری و پذیرش لحظه حال بدون قضاوت و فکر و همچنین مشاهده اشیا و انسان ها بدون فکر و البته جابجایی بین فکر و بی فکری مداوم صحبت شده.این که انسان وقتی درگیر فکر و معتاد به فکر میشه اون ارتباطش با اون هوشیاری بی فرم و شکل که خدا باشه قطع میشه و نفس و ذهن مالک انسان میشه به جای این که انسان مالک اون ها باشه.یعنی در واقع ذهن و فکر و باور در این کتاب نیروی حال و سخنان مولانا نفی نمیشه،اما رفتن به ورای فکر و ورود به وادی بی فکری (حالا با هر روش و تمرینی میخواد مراقبه باشه،یا انجام کارهای روزمره با حضور ذهن یا ….) یک امر واحب برای بشر کنونی تلقی شده چون ورود به این وادی و تسلیم لحظه حال بودن و عشق بی چون چرا از نظر این نویسنده نتایج و خروجی هایی داره که اون خروجی ها این ها هستن:(البته یاد آور میشم که شما در محصولات متفاوت در مورد عشق بی قید و شرط و تسلیم بودن صحبت کردید.)
نتایجش خب این ها هستش که :1ـ کنترل بر نفست خواهی داشت و به تبع اون کنترل بر افکار و احساسات که خب طبق قانون باور ما رو به همون سرانجام باور و تاثیر باور ها در زندگی میرسونه 2ـ خلاقیت و فکر جدید در همین خلا و بی فکری به ذهن انسان ورود پیدا میکنه 3ـ عمق افکار و باورهات بیشتر میشه ،چون با فرکانس بیشتری در زمان فکر کردن در مورد یک خواسته میفرستی(به قول معروف تبرت رو تیز تر مینی) 4ـ در همه احوال احساس خوبی داری و احساست وابسته به شرایط نیست مثل خوتون که در زمانی که در بندر عباس بودید بازهم احساستون مثبت بود،البته در اینجا به خاطر این نیست که چون باور و ایمان داری به خواسته هات میرسی احساست مثبت باشه،اینجا در واقع به خاطر اتصال با اون بی ذهنی و هستی همیشگی و بی فرم و شکل شخص در هر حال تسلیم اون لحظه حال هستش و در عین حال برای رسیدن به خواسته هاش باید باور های جدید رو هم بسازه.5ـ و آخری این هست که در پس از رسیدن به این مرحله هدف از زندگی رو شخص میفهمه(که زندگی به دنبال هدفی نیست بلکه خودش هدفه،که البته خودتون هم قبلا اشاره کردید.)6ـ و در نهایت اون ارتباط با راهنمای درونت فعال میشه و ذکر شده در این کتاب که اگر انسان ها به این مرحله برسن به این جنگ و تخریب طبیعت و … که الان در کرده زمین هست دست نمیزدن.
خب یکی این که میخواستم نظرتون رو استاد راجع به این تمرین بی ذهنی و ورود به این وادی بدونم(البته میدونم که شما علاقه ای ندارین در مورد موضوعی خارج از قانون باور صحبت کنید،اما اگر این رو فکر میکنید که این لزوم وجود داره برای من و به من کمک میکنه ممنون میشم دربارش صحبت کنید)
دوم این که میخوام بدونم که در زمانی که شخص میخواد در لحظه باشه و کارش رو انجام بده که خب فکری نمیمونه.پس کی باید باور سازی کنه و کی باید تجسم کنه.
سوم این که خب شما برای این که افکار منفی به ذهن خطور نکنه ،میگید در مورد خواسته هات صحبت کن و حرف بزن یا حواست رو به چیز نامربوط منحرف کن.در این جا و زمانی که ما داریم یه کار خاص انجام میدیم که خب روی همون کار میخوایم تمرکز کنیم (مثلا کتاب خوندن )،نه به افکار مثبت،نه منفی و نه باور ها و هر فکر و احساس دیگری نمیخوایم توجه کنیم،در این جا چه نظری دارید و چجوری این موضوع رو تفسیرش میکنید استاد(شما خودتون موقعی که دارید در طبیعت قدم میزنید یا یه کار معمولی میکنید مثل ظرف شستن یا خرید یا هر چیز دیگری،آیا توجه به همون کار میکنید و به هیچ چیزی فکر نمی کنید؟یا این که روی نکات مثبت و باور ها و تایید باور هاتون فکر میکنید؟
کلا زمانی که میخوای بی فکر باشی،چطور (یا چه زمانی)روی تجسم خواسته ها فکر کنیم؟(باور و خلا فکری چجوری با هم جمع میشه)
و در پایان آیا خودتون هیچوقت برای بودن در لحظه حال تمرین خاصی انجام دادید؟
از این که این متن رو خوندید و وقت گذاشتید سپاس گزارم ،امیدوارم نظرتون رو بگید.ممنون.
من کتاب های اکهارت تله رو خوندم. اجازه میخوام نظرم رو اینجا بنویسم در مورد صحبتهای شما. ممکنه برداشت من درست نباشه اما شایدهم باشه
یا ممکنه نظر استاد چیز دیگه ای باشه
اما من فکر میکنم ما اونقدر دچار افکار محدود کننده و باورهای اشتباه هستیم که نمی تونیم به راحتی به اون “سکونی” که تله در کتابهاش میگه برسیم
ساختن باورهای درست، زندگی کردن براساس اونها و ملکه شدن اونها در ذهن ما رو به مدارهای بالاتری می رسونه که رهایی بیشتری حس میکنیم و با گذشت زمان و رها کردن افکار محدود کنندهء بیشتر، در مدار بالاتر و رها شدگی بیشتر قرار میگیریم و یواش یواش می رسیم به جایی که در لحظه بهمون الهام میشه که چه باید کرد
در لحظه با شهودمون قدم بعدی رو بر میداریم و در لحظه حال حاضر میشیم ممکنه قبل از اینکه به این مرحله برسیم و تمام مدت بتونیم در این لحظه حاضر باشیم آروم آروم در روز از تایم های کوتاه تا به مرور در زمان های بیشتری بتونیم خودمون رو در لحظه حفظ کنیم
برای رسیدن به این مرحله از زندگی لازم هست که قبلش باورهای محدود کننده رو از بین ببریم و اصلاحش کنیم لازم هست تصویر سازی و رویاپردازی کنیم برای اینکه سطح انرژیمون رو بالاتر ببریم
خب رسیدن به اون مرحله ای که تله در کتابهاش ذکر میکنه کار امروز و فردا نیست روند رو به تکاملش بسته به وابستگیهامون به افکار و باورهامون طولانی می تونه باشه
تمرینهایی که استاد میدن برای گذر از مراحل پایینی و رها شدن بیش از پیش هست تا بریم بالاتر و برسیم به جایی که تله میگه باید رسید . من فکر میکنم هرکدوم ما برسیم به اون مرحله که بتونیم در لحظه حال زندگی کنیم و با شهود و الهامات درونیمون زندگیمون رو سپری کنیم استاد بهمون میگه خیلی خب دیگه بلند شو برو دنبال زندگیت تو از آموزشهای من به سلامتی و با موفقیت گذر کردی
نمی دونم در مورد زندگینامه تله می دونید یا نه
ایشون به آخر خط رسید در زندگی و خودکشی کرد یعنی مرحله ای که تونست تمام ارتباطهاش با دنیای مادی رو ندید بگیره تمام وابستگیهاش رو قع کنه و چشمش رو رو همه چی ببنده
بعد که زنده موند رهای رها شده بود و تونست به درکی از لحظه حال برسه که حالا داره در موردش کتاب مینویسه
حالا لازم نیست ما به اون مرحله قطع ارتباط با پیرامونمون برسیم از همین راهی که استاد داره پله پله نشونمون میده هم میشه به اونجا رسید
سلام استاد عزیزو دوست داشتنی از دیدن موفقیت هاتون بسیار خوشحالم واقعا نمی تونم برای فایلهاتون قیمتی بزارم انقدر که امید انگیز واشتیاق رو در ما ایجاد می کنه امیدوارم سالها زنده وسلامت وموفق باشید وبرای ما ازقوانین کیهانی صحبت کنید
1-شما در جلسه 7 آرزوها گفتید که من عبارت تقدیر من اینه که خیلی ثروتمند بشم رو شاید میلیون بار گفتم وهمیشه قدم اول برای ساخت باورهای جدید رو عبارت تاکیدی می دونید یعنی شما از صبح تا شب تو دلتون فقط جملات مثبت می گیدیا گوش می کنید؟
من عبارت تاکیدی خودم همیشه گوش می کنم نمی تونم بگم تاثیر نداره ولی تاثیرش کمه واحساس زیادی در من به وجود نمیاره.فقط وقتی با صدای بلند تکرار می کنم وبا حرکات بدنم با دستام با ذوق احساسم رو نشون می دم احساسم تغییر می کنه.من توی خونه یا تو محیط کارم نمی تونم هی بلند بلند حرف می زنم یا هیجانم رو نشون بدم اینکه فکر می کنم تو گوشم باشه تاثیر کمی داره به نظر شما درسته؟یا در طول زمان تاثیر خودش رو می زاره؟
استاد بنده این سئوال رو دارم که من فایل های توحید عملی شما رو دیدم و البته بیشتر فایلهای رایگان رو ولی با اینکه میدونم الله یکتاست و تمام قدرت از اوست و اینکه قوانین رو او مشخص کرده با این حال چرا نمی تونم اونجور که دوست دارم به خدا نزدیک بشم ، ارتباطم عمیق تر بشه و از این ارتباط و عشق به او لذت ببرم ؟
لطفا جواب این سوال رو بدید استاد خیلی برام مهم هست تا بتونم به این ارتباط برسم
واقعا آشنایی من با شما مثل یک معجزه بود من اوایل سال 96 اولین باری که وارد این مدار شدم و در واقع استارت آشنایی ام با بحث اندیشیدن و ارسال انرژی و مدار موفقیت بود با کتاب فوق العاده بیاندیشید و ثروت مند شوید ناپلئون هیل بود و خیلی جالب بود که همون موقع بعد از خوندن اون کتاب من شرایطی برام پیش اومد و ماشینمو عوض کردم و ماشین مورد علاقم رو ثبت نام کردم. بعد از اون جالبه بدونید خیلی از تجربیاتم دقیقا مثل تجربیات شما بود مثلا خیلی به قرآن و دین به صورتی که در جامعه ما رواج داره به دید تردید وشک نگاه کردم بعد رفتم سریال مورگان فریمن که به تازگی به نام the strory of god هستش رو نگاه کردم و بعد کتاب زرتشت و مطالعه کردم و خلاصه خدا فهمید به نظرم که من دنبال حقیقتم و آشنایی با شما رو نصیبم کرد . واقعا اینقدر این موضوع جالبه که خودم هر وقت بهش فکر میکنم از ته دل لبخند میزنم و میگم با خودم تو واقعا هدایت شده ای . من برای اینکه اون ماشینی که ثبت نام کردمو تحویل بگیرم 2 -3 ماه علاف شدم و بالاخره از نمایندگی اون خودرو در یکی از شهرهای نزدیک به شهر خودم با معرفی یکی از دوستان موفق شدم خودرو رو تحویل بگیرم و برای اینکه ماشین رو بیارم باید جرثقیل میگرفتم چون ماشین پلاک نداشت . خلاصه توی راه با راننده اون جرثقیل سر صحبت راجع به خدا و دین و اینجور مسائل باز شد و یهو گفت ببین من به نظرم صحبت های این تستاد عباس منش و دیدش راجع به خداوند خیلی درست میاد بزار یکم از صحبتاشو بزارم گوش کنی و توی پخش اون کامیون شروع کرد یکی از جلسات شما رو پخش کردن و من انگار اون لحظه دوباره متولد شدم و حرف های شما اینقدر بهم احساس آرامش داد که وصف این لحظات فوق العاده ای که پس از اون روز توی زندگیم به وجود امده از کلام خارجه، و از اون روز به بعد که من ابتدا دوره افرینش شما رو خریداری کردم تا الان درآمدم نزدیک به 4برابر شده و سلامت روحی و جسمیم با اون زمان قابل مقایسه نیست و ایمانم به خداوند متعال هزاران هزار برابر بهتر جوری که احساس میکنم خیلی ساده با هم گفتگو میکنیم و بعضی وقتا از خودم میپرسم تو قبل اینکه با استاد آشنا شی اصلا چجوری زندگی میکردی … استاد خیلی دوست داشتم باهاتون صحبت کنم و انشالله یک روزی بتونم در یکی از دوره های حضوریتون هر جای دنیا که بود حضور پیدا کنم و از نزدیک ببینمتون. اگر کامنتم رو خوندید لطفا نظرتون رو بهم بگید ممنون از شما
استاد من فکر میکنم که شماهمه چیز روبارها وبارهاتکرارکردین اما امروز به شکل بسیاراتفاقی وبه قولی یهویی این سوال به ذهنم رسید که شماکه به همه خواسته هاتون وبه بیش ازخواسته هاتو ن رسیدین وفرمول رسیدن به خواسته هاروهم کاملا یادگرفتین وارتباط بسیارنزدیک وصمیمانه ای هم با خدایمان برقرارکرده اید لزوم اینکه مهمترین تمرین خودتون رو تمرین فراوانی می دونیدچیه؟البته که این تمرین برای ما که درابتدای راه هستیم بسیارارزشمند وضروری است اماسوال من اینست که شماکه به هرآنچه که تاکنون خواسته ایدرسیده اید وهمچنین ازآنهاگذشته اید ورهاشده اید که صدالبته رسیدن به خواسته ها بزرگترین تمرین برای کسب ایمان است که شما به ایمانی قوی هم رسیده اید به چه دلیل همچنان درحال تمرین فراوانی هستید .نمیدونم چرااین سوال به ذهنم رسید تابه حال هیچوقت این موضوع برایم سوال نشده بود اما فکر میکنم می تواند پاسخ ظریف و متفکرانه ای داشته باشد .
سوال دیگه ای که بعضی وقتا بهش فکر میکنم اینه که شما باداشتن فرزندمدرسه ای چطوراینقدرمسافرت میرین یادر ویلای دریاچه مدتی ساکن میشید .برای این کارچه باوری ساختین ؟
استادعزیزم ازشماممنونم بابت فضایی که برای پاسخگویی به سوالات فراهم کردید .
از اینکه این فرصت در اختیارم است تا بتوانم با شما مصاحبه داشته باشم بسیار سپاسگزارم.
من چند سالی است که فایلهای شما را گوش میدم و تقریبا بیش از یک سال است که عضو این سایت شده ام و چند تا از محصولات را نیز استفاده میکنم . در ابتدا من تفاوت زیادی در کارهای شما و بقیه اساتیدی که در این زمینه کار میکردند نمیدیدم. حتی گاهی بعضی از صحبتهای شما را نمیتونستم تحمل کنم البته این موضوع مربوط به 4 سال پیش میشه و الان نمیدونم که آن حرفها چی بود. باید اعتراف کنم مواقعی که شما در مورد قرآن حرف میزنید، با خودم میگفتم که چه ربطی داره قانون جذب و قران، چه مسخره ! احساسم این بود که این حرفها برای این گفته میشه که بیشتر دل مذهبی ها را بدست بیارید و یا اینکه یه مجوزی باشه که شما راحت تو ایران کار کنید.
همینطور که زمان میگذشت من تفاوت صحبتهای شما را با بقیه بیشتر درک میکردم. برای اینکه بتوانم فایلهای بیشتری از شما داشته باشم مجبور شدم که عضو سایت شوم. تا اینکه من فایل مربوط به “فقط خدا” را گوش کردم. با گوش کردن این فایل تا مدتی من حیران و منقلب بودم. همچنین بعد از گوش دادن به فایلهایی که در آنها ایات قران اشاره شده من از نگاه خاص شما به قران بسیار شگفت زده میشدم و واقعا لذت میبردم بالاخره ترغیب شدم خودم قران را بخوانم. انگارهیچوقت قران را نخوانده بودم. (من قبل از آن هر موقع قران را میخواندم ان را قدیمی میپنداشتم که مربوط به گذشته است و همیشه خدا عصبانی است و میخواهد کسانی را که ایات او را نپذیرفتند را عذاب کند. من نمیتوانستم این را بپذیرم از نظر من منصفانه نبود و با عدالتی که من در ذهنم بود سنخیتی نداشت.) اما با نگاهی که شما به قران داشتید دیگر قران برای من اینگونه نبود بلکه یک کتاب مرجع بود که میتوانست به خیلی از مسایل من جواب بدهد. من با خواندن قران و راهنمایی گرفتن از خدا متوجه شدم چقدر قبلا در اشتباه بودم. اینکه همواره تلاشم این است که از خدا راهنمای بخواهم، انصافا آرامش باورنکردنی به زندگی ام داده است.
سعی میکنم هر روز چه در مورد موضوعی خاص و یا به صورت اتفاقی قران را بخوانم. اما باید اعتراف کنم بعضی از مباحث آن را نمیتوانم درک کنم و گاهی در دل من ایجاد شک و تردید میکند که این موضوعی است که میخواهم از شما بپرسم که رویکرد شما با این آیات چگونه است، همچنین از شما میخواهم جلو دوربین قران را باز کنید و هر صفحه ای امد را بخوانید و آن را معنی کنید و ارتباط آن را به قوانین کیهانی توضیح دهید.
دوست دارم سوالاتی در مورد چگومگی تغییر باور خصوصا در مورد مسائل مالی بپرسم
یکی از سوالاتم اینه:
الگوی موفقیت مالی استاد بسیار بسیار متفاوت از بقیه افراد هست با توجه به اینکه افرادی که ما به عنوان الگو اطرافمون میبینیم معمولا یه شکل دارن و باور متفاوت داشتن خیلی سخته می خواستم بدونم استاد چطور تونستن باورهای اینقدر متفاوت رو ایجاد کنن با توجه به اینکه الگوی مناسبی هم اطرافشون نداشتن چطور شما تونستین اینقدر متفاوت باور کنید؟
سوال دیگه: استاد ایمان خیلی خیلی عالی دارن و به نظرم دلیل موفقیت ایشون هست می خوام بدونم چطور این ایمان رو در خودشون ایجاد کردن و تونستن اینقدر عالی قانون رو باور کنن؟ و یا ایمانی که به خداوند دارن چطور به این احساس و باور رسیدن؟ معمولا وقتی افراد با این قانون اشنا میشن مدتی صرف میشه تا قانون رو باور کنن شما چطور اینقدر عالی قانون رو باور کردید
با تشکر از شما که این فرصت رو در اختیار ما قرار دادید
استاد از اینکه خودتون هستین و هر چیزی که قبلتون رو میگه رو میایید فیلم میگیرد و بیان میکنید واقعا حسی خوبی به من میده واقعا عباسمنشی ? اورجینال اصله اصل . ما با صدای قشنگتون هر روز داریم زندگی میکنیم. امیدوارم که همیشه این رسالت بی نظیرتون رو ادامه بدین
من یه سری درخواست دارم
درخواست یک :میشه داستان وار یه روز از زندگی قشنگتون رو از صبح بیدار شدنتون تا آخر شب که میخوابین رو برامون تعریف کنین ، خیلی دوست دارم که جزییات کارهایی که انجام میدین رو بدونم .
درخواست دوم اینه که 10 تا از باورهایی که خیلی بهتون انرژی و انگیزه میده ، اون باورهایی که هر روز تکرار میکنین رو با اون حالتی که تو خلوت با خودتون تکرار میکنین رو جلوی دوربین بگین .
درخواست سوم : وسایل سرگمی و بازی که استفاده میکنین تو خونتون چیه ، اواقت فراغتتون رو چه جوری پر میکنین
درخواست چهارم : میخوام بدونم کارمند های شما تو شرکتتون چه جوری کار میکنند ، تایمشون ، حقوقشون و چه جوری شما باهاشون در ارتباط هستین ، از کارشون به چه شکل فید بک میگیرین و اگه امکان داره فیلمی از شرکتتون تو ایران رو هم بزارید ببینینم
درخواست پنجم : تو این سالهایی که تغییر کردین تا حالا شده کسی یا چیزی حالتون رو خراب کنه ؟ تا حالا وسوسه یا ترغیب شدین که کاری نادرست انجام بدین ؟ اگه اینطوره ممنون میشم بگید ?
درخواست ششم : استاد مهربونم شما که قومیت لر هستین ، چرا نباید با لباس لری قشنگ یه بار بیاید جلوی دوربین و از خودتون فیلم بگیرید و لری هم صحبت کنید ، من دوست دارم که لباس لری رو در تن شما ببینم ?
درخواست هفتم : چرا خودتون یه ترجمه با تفسیر از قرآن نمیسازین ، البته مثل همین دوره ها به فروش بره و ما هم خیلی استقبال میکنیم. الان مرجع خوب و کامل و مورد اعتمادی برای قرآن کریم نیست و من خیلی دوست دارم که قرآنی که شما درک کردین رو مطالعه کنم !!
درخواست هشتم : در این مدتی که آمریکا هستین پیش اومده که از چیزی بترسین ، اصلا ترسی تو شما هست جز ترس از الله یکتا .!؟
یه پیشنهاد دارم برای بخش عقل کل ، میتونین کاری کنین که خود کسی که سئوال میکنه بتونه به پاسخ دهندگان امتیاز بده نه هر کسی که متن رو میخونه ، به نظرم بخش عقل کل باید یه بازنگری بشه ، تعداد پاسخ ها مهم نیست مهم کیفیت پاسخ هاست ، و میزان مفید بودن برای پرسش کننده و دوستانی که میان پرسش رو میخونن .
البته اینو بگم این سئوالات همین الان به ذهنم نرسیده ، تو این چند سالی که با شما آشنایی دارم به ذهنم خطور کرده بودن و الان فرصتی شد که ازتون بپرسم . و میدونم که چند سئوال بنده رو حتما تو ویدیو پاسخ میدین
با سلام خدمت عباس جون و همه دوستان هم فرکانسی
میخواستم از عباس جون بخاطر فضای مصاحبه تشکر کنم. چون تو فضای سایت مخصوصا نظرات زیر فایلهای آموزشی همه فقط به نکات مثبت و موفقیتهایی که بدست آوردند اشاره می کردند . و من نمیدونستم پس چرا من بعد از این همه گوش دادن به فایلهای رایگان و پولی ,موفقیت مالی آنچنانی بدست نیاوردم. ( البته بقول عباس جون نشانه هایی در دیگر ابعاد زندگیم دیدم) ولی الان که سوالهای دیگر دوستان را خواندم دیدم خیلی از دوستان همین مشکل من رو دارند . به نظر من اگر عباس جون جواب سوال های ما رو هم نده بهترین کمکی که کرده (با توجه به اینکه نمی تونیم باهم در یک جا حضور فیزیکی داشته باشیم )باعث شده اولا خودمون سوالهای بسیاری را جواب بدیم ثانیا بفهمیم این روند کند پیشرفت مالی که هدف 90 درصد افراد هست برای خیلی ها اتفاق می افتد و ما جزو نوادر نیستیم. البته خوشحال میشم اگر عباس جون و یا دوستانی که این مرحله را پاس کردند و به مدارج بالای موفقیت در ثروت رسیدند توضیحات تخصصی بیشتری بدهند
با تشکر
باسلام خدمت استاد عباس منش عزیز
سپاس گزارم که نظر من رو می خونید استاد…
اول از همه تشکر میکنم بابت محصولات خوبتون و سال های زیادی که در کنار ما بودید و تجربه سالیان سال مطالعه و آزمون خطای باورهاتون رو در اختیار ما گشودید.شما بزرگترین قانون موفقیت در این زندگی مادی رو به ما نشون دادید.قانون آفرینش،یعنی همون قانون باور.قانون فکر،باور،و سپس واقعیت مادی.
شما در محصولاتتون تقریبا اغلب این سوالاتی که برای ما میتونه وجود داشته باشه رو دادید.من اعضای قدیمی سایت هستم و تقریبا خیلی از محصولات سایت و تقریبا همه فایل های رایگان از همون زمان که میشناختمتون تا به الان دیدم.
یک موردی که احساس ضعف کردم و میخوام بپرسم و ازتون خواهش میکنم که در این فایل که برای مصاحبه ضبط میکنید راجع بهش صحبت کنید و بهش اشاره کنید این هستش که من در مورد همون تمرکز که در مجموعه عزت نفس فرمودید بر روی یک کار تمرکز کنید ،حس کردم مشکل دارم و فهمیدم که وقتی میخوام روی یک کار تمرکز کنم به فکر انجام کار های دیگه در آینده هستم.یعنی ذهنم زیاد روی آینده بود تا زمان حال.و شاید به نوعی لذت بودن در لحظه حال رو نمیفهمیدم.همونطور که در جلسه اول دستیابی عملی کلی توضیح دادید که باید از لحظه حالتون لذت ببرید تا به بقیه خواسته هاتون در آینده برسید.
ببینید من می دونم که شما در آموزشاتون چرا سراغ باور رفتید و چرا در مورد موارد دیگه یا حاشیه ها هیچوقت صحبت نمی کنید.چون قانون باور کاملا عملی و practical هستش و زود نتیجه میده.و علت این که کتاب ها رو از سایت حذف کردید شاید همین باشه.که البته کتاب راهنمای درون هم گویای همین قانون بود.
اما یه چیزی که حس کردم که شما خودتون بهش رسیدید و در فایل ها شاید زیاد راجع بهش صحبت نمیکنید،(نمیدونم شاید هم من اشتباه میکنم)،از شما میخوام راجع بهش صحبت کنید در این فایل،این هست که شما خودتون چگونگی بودن در لحظه حال رو یاد گرفتید و لذت بردن از اون رو یادگرفتید.ولی این که چجوری بهش رسیدید رو خیلی توضیح ندادید.در مورد این که چجوری تسلیم لحظه حال باشیم ندیدم خیلی توضیحی بدید.یعنی یادمه در دوره پیشرفته قانون آفرینش یه اشاره ای کردید اما بازش نکردید.نمیدونم شما با روش های مراقبه و بی ذهنی یا فکر نکردن و مشاهده بدون قضاوت و این چیزا بهش رسیدید یا نه (که البته میدونم هیچوقت دوست نداشتید راجع به این بی ذهنی و ورای فکر و این چیزا صحبت کنید) اما من مدتی بود که که متوجه مشکلی در خودم شده بودم که حس میکردم کمتر بودن در لحظه حال رو تجربه میکنم و عمق حضورم در این لحظه کم شده،از لحظه حال کمتر استفاده و لذت میبرم و زمانی که باید در لحظه حال باشم به آینده و برنامه های آیندم فکر میکنم.باوجود این که من خیلی محدود و کم کتاب میخونم و سعی میکنم اگر کتابی میخونم یا خوتون قبلا معرفیش کرده باشید یا این که اون کتاب حرفای شما رو تایید کنه،حدود دو سال پیش با یه کتابی آشنا شدم که اسمش بود نیروی حال از اکهارت توله.(نمیدون.م این کتاب رو خوندید یا اسمش رو شنیدید؟)خب اون موقع من فکر کردم فقط یه کتاب روانشناسی موفقت سادست.اما چند وقت پیش که خیلی تو این فکر بودم که چجوری بتونم افسار افکارم رو در دست داشته باشم و به self control یا تقوای بیشتری برسم (چون خیلی اوقات احساسات و اعمالم هم از دستم خارج میشد.)،در یه اتفاق،دوباره به این کتاب برخوردم.اما این بار کاملا متفاوت بود.من مطمئن هستم که من اون کتاب رو جذبش کردم و اتفاقی نبود.چند صفحه از کتاب که خوندم متوجه شدم یه کتاب معمولی نیست، از دسته کتاب هایی نیست که حاصل تجزیه و تحلیل طرف باشه بلکه از یک سطح بالاتر به شخص الهام شده،مثل کتاب راهنمای درون یا گفتگو با خدا،یا کتاب رویا هایی که رویا نیستند .خب در این کتاب با یه قانون مواجه شدم که مسلما قانون باور و جذب رو نفی نمیکنه و قانون فکر و باور و احساسات زیر مجموعش میشه.و میشه گفت با اشعار مولوی و سهراب سپهری و این ها هم خیلی هماهنگی داره. خب احتمالا میدونید که در ارتباط با لحظه حال ،تسلیم لحظه حال بودن ،بی فکری و پذیرش لحظه حال بدون قضاوت و فکر و همچنین مشاهده اشیا و انسان ها بدون فکر و البته جابجایی بین فکر و بی فکری مداوم صحبت شده.این که انسان وقتی درگیر فکر و معتاد به فکر میشه اون ارتباطش با اون هوشیاری بی فرم و شکل که خدا باشه قطع میشه و نفس و ذهن مالک انسان میشه به جای این که انسان مالک اون ها باشه.یعنی در واقع ذهن و فکر و باور در این کتاب نیروی حال و سخنان مولانا نفی نمیشه،اما رفتن به ورای فکر و ورود به وادی بی فکری (حالا با هر روش و تمرینی میخواد مراقبه باشه،یا انجام کارهای روزمره با حضور ذهن یا ….) یک امر واحب برای بشر کنونی تلقی شده چون ورود به این وادی و تسلیم لحظه حال بودن و عشق بی چون چرا از نظر این نویسنده نتایج و خروجی هایی داره که اون خروجی ها این ها هستن:(البته یاد آور میشم که شما در محصولات متفاوت در مورد عشق بی قید و شرط و تسلیم بودن صحبت کردید.)
نتایجش خب این ها هستش که :1ـ کنترل بر نفست خواهی داشت و به تبع اون کنترل بر افکار و احساسات که خب طبق قانون باور ما رو به همون سرانجام باور و تاثیر باور ها در زندگی میرسونه 2ـ خلاقیت و فکر جدید در همین خلا و بی فکری به ذهن انسان ورود پیدا میکنه 3ـ عمق افکار و باورهات بیشتر میشه ،چون با فرکانس بیشتری در زمان فکر کردن در مورد یک خواسته میفرستی(به قول معروف تبرت رو تیز تر مینی) 4ـ در همه احوال احساس خوبی داری و احساست وابسته به شرایط نیست مثل خوتون که در زمانی که در بندر عباس بودید بازهم احساستون مثبت بود،البته در اینجا به خاطر این نیست که چون باور و ایمان داری به خواسته هات میرسی احساست مثبت باشه،اینجا در واقع به خاطر اتصال با اون بی ذهنی و هستی همیشگی و بی فرم و شکل شخص در هر حال تسلیم اون لحظه حال هستش و در عین حال برای رسیدن به خواسته هاش باید باور های جدید رو هم بسازه.5ـ و آخری این هست که در پس از رسیدن به این مرحله هدف از زندگی رو شخص میفهمه(که زندگی به دنبال هدفی نیست بلکه خودش هدفه،که البته خودتون هم قبلا اشاره کردید.)6ـ و در نهایت اون ارتباط با راهنمای درونت فعال میشه و ذکر شده در این کتاب که اگر انسان ها به این مرحله برسن به این جنگ و تخریب طبیعت و … که الان در کرده زمین هست دست نمیزدن.
خب یکی این که میخواستم نظرتون رو استاد راجع به این تمرین بی ذهنی و ورود به این وادی بدونم(البته میدونم که شما علاقه ای ندارین در مورد موضوعی خارج از قانون باور صحبت کنید،اما اگر این رو فکر میکنید که این لزوم وجود داره برای من و به من کمک میکنه ممنون میشم دربارش صحبت کنید)
دوم این که میخوام بدونم که در زمانی که شخص میخواد در لحظه باشه و کارش رو انجام بده که خب فکری نمیمونه.پس کی باید باور سازی کنه و کی باید تجسم کنه.
سوم این که خب شما برای این که افکار منفی به ذهن خطور نکنه ،میگید در مورد خواسته هات صحبت کن و حرف بزن یا حواست رو به چیز نامربوط منحرف کن.در این جا و زمانی که ما داریم یه کار خاص انجام میدیم که خب روی همون کار میخوایم تمرکز کنیم (مثلا کتاب خوندن )،نه به افکار مثبت،نه منفی و نه باور ها و هر فکر و احساس دیگری نمیخوایم توجه کنیم،در این جا چه نظری دارید و چجوری این موضوع رو تفسیرش میکنید استاد(شما خودتون موقعی که دارید در طبیعت قدم میزنید یا یه کار معمولی میکنید مثل ظرف شستن یا خرید یا هر چیز دیگری،آیا توجه به همون کار میکنید و به هیچ چیزی فکر نمی کنید؟یا این که روی نکات مثبت و باور ها و تایید باور هاتون فکر میکنید؟
کلا زمانی که میخوای بی فکر باشی،چطور (یا چه زمانی)روی تجسم خواسته ها فکر کنیم؟(باور و خلا فکری چجوری با هم جمع میشه)
و در پایان آیا خودتون هیچوقت برای بودن در لحظه حال تمرین خاصی انجام دادید؟
از این که این متن رو خوندید و وقت گذاشتید سپاس گزارم ،امیدوارم نظرتون رو بگید.ممنون.
سلام آقای کیان
من کتاب های اکهارت تله رو خوندم. اجازه میخوام نظرم رو اینجا بنویسم در مورد صحبتهای شما. ممکنه برداشت من درست نباشه اما شایدهم باشه
یا ممکنه نظر استاد چیز دیگه ای باشه
اما من فکر میکنم ما اونقدر دچار افکار محدود کننده و باورهای اشتباه هستیم که نمی تونیم به راحتی به اون “سکونی” که تله در کتابهاش میگه برسیم
ساختن باورهای درست، زندگی کردن براساس اونها و ملکه شدن اونها در ذهن ما رو به مدارهای بالاتری می رسونه که رهایی بیشتری حس میکنیم و با گذشت زمان و رها کردن افکار محدود کنندهء بیشتر، در مدار بالاتر و رها شدگی بیشتر قرار میگیریم و یواش یواش می رسیم به جایی که در لحظه بهمون الهام میشه که چه باید کرد
در لحظه با شهودمون قدم بعدی رو بر میداریم و در لحظه حال حاضر میشیم ممکنه قبل از اینکه به این مرحله برسیم و تمام مدت بتونیم در این لحظه حاضر باشیم آروم آروم در روز از تایم های کوتاه تا به مرور در زمان های بیشتری بتونیم خودمون رو در لحظه حفظ کنیم
برای رسیدن به این مرحله از زندگی لازم هست که قبلش باورهای محدود کننده رو از بین ببریم و اصلاحش کنیم لازم هست تصویر سازی و رویاپردازی کنیم برای اینکه سطح انرژیمون رو بالاتر ببریم
خب رسیدن به اون مرحله ای که تله در کتابهاش ذکر میکنه کار امروز و فردا نیست روند رو به تکاملش بسته به وابستگیهامون به افکار و باورهامون طولانی می تونه باشه
تمرینهایی که استاد میدن برای گذر از مراحل پایینی و رها شدن بیش از پیش هست تا بریم بالاتر و برسیم به جایی که تله میگه باید رسید . من فکر میکنم هرکدوم ما برسیم به اون مرحله که بتونیم در لحظه حال زندگی کنیم و با شهود و الهامات درونیمون زندگیمون رو سپری کنیم استاد بهمون میگه خیلی خب دیگه بلند شو برو دنبال زندگیت تو از آموزشهای من به سلامتی و با موفقیت گذر کردی
نمی دونم در مورد زندگینامه تله می دونید یا نه
ایشون به آخر خط رسید در زندگی و خودکشی کرد یعنی مرحله ای که تونست تمام ارتباطهاش با دنیای مادی رو ندید بگیره تمام وابستگیهاش رو قع کنه و چشمش رو رو همه چی ببنده
بعد که زنده موند رهای رها شده بود و تونست به درکی از لحظه حال برسه که حالا داره در موردش کتاب مینویسه
حالا لازم نیست ما به اون مرحله قطع ارتباط با پیرامونمون برسیم از همین راهی که استاد داره پله پله نشونمون میده هم میشه به اونجا رسید
به امید رسیدن به حضور قلبی کامل در لحظه
و خوش به حالتون که اکثر محصولات استاد رو دارین :)
از این که زمان گذاشتید،خوندید و پاسخ نظر من رو دادید صمیمانه از شما سپاس گزارم خانم نورافکن???
سلام استاد عزیزو دوست داشتنی از دیدن موفقیت هاتون بسیار خوشحالم واقعا نمی تونم برای فایلهاتون قیمتی بزارم انقدر که امید انگیز واشتیاق رو در ما ایجاد می کنه امیدوارم سالها زنده وسلامت وموفق باشید وبرای ما ازقوانین کیهانی صحبت کنید
1-شما در جلسه 7 آرزوها گفتید که من عبارت تقدیر من اینه که خیلی ثروتمند بشم رو شاید میلیون بار گفتم وهمیشه قدم اول برای ساخت باورهای جدید رو عبارت تاکیدی می دونید یعنی شما از صبح تا شب تو دلتون فقط جملات مثبت می گیدیا گوش می کنید؟
من عبارت تاکیدی خودم همیشه گوش می کنم نمی تونم بگم تاثیر نداره ولی تاثیرش کمه واحساس زیادی در من به وجود نمیاره.فقط وقتی با صدای بلند تکرار می کنم وبا حرکات بدنم با دستام با ذوق احساسم رو نشون می دم احساسم تغییر می کنه.من توی خونه یا تو محیط کارم نمی تونم هی بلند بلند حرف می زنم یا هیجانم رو نشون بدم اینکه فکر می کنم تو گوشم باشه تاثیر کمی داره به نظر شما درسته؟یا در طول زمان تاثیر خودش رو می زاره؟
سلام به استاد گرامی و تمامی دوستان و همراهان عزیز
استاد بنده این سئوال رو دارم که من فایل های توحید عملی شما رو دیدم و البته بیشتر فایلهای رایگان رو ولی با اینکه میدونم الله یکتاست و تمام قدرت از اوست و اینکه قوانین رو او مشخص کرده با این حال چرا نمی تونم اونجور که دوست دارم به خدا نزدیک بشم ، ارتباطم عمیق تر بشه و از این ارتباط و عشق به او لذت ببرم ؟
لطفا جواب این سوال رو بدید استاد خیلی برام مهم هست تا بتونم به این ارتباط برسم
سلام استاد عزیز
واقعا آشنایی من با شما مثل یک معجزه بود من اوایل سال 96 اولین باری که وارد این مدار شدم و در واقع استارت آشنایی ام با بحث اندیشیدن و ارسال انرژی و مدار موفقیت بود با کتاب فوق العاده بیاندیشید و ثروت مند شوید ناپلئون هیل بود و خیلی جالب بود که همون موقع بعد از خوندن اون کتاب من شرایطی برام پیش اومد و ماشینمو عوض کردم و ماشین مورد علاقم رو ثبت نام کردم. بعد از اون جالبه بدونید خیلی از تجربیاتم دقیقا مثل تجربیات شما بود مثلا خیلی به قرآن و دین به صورتی که در جامعه ما رواج داره به دید تردید وشک نگاه کردم بعد رفتم سریال مورگان فریمن که به تازگی به نام the strory of god هستش رو نگاه کردم و بعد کتاب زرتشت و مطالعه کردم و خلاصه خدا فهمید به نظرم که من دنبال حقیقتم و آشنایی با شما رو نصیبم کرد . واقعا اینقدر این موضوع جالبه که خودم هر وقت بهش فکر میکنم از ته دل لبخند میزنم و میگم با خودم تو واقعا هدایت شده ای . من برای اینکه اون ماشینی که ثبت نام کردمو تحویل بگیرم 2 -3 ماه علاف شدم و بالاخره از نمایندگی اون خودرو در یکی از شهرهای نزدیک به شهر خودم با معرفی یکی از دوستان موفق شدم خودرو رو تحویل بگیرم و برای اینکه ماشین رو بیارم باید جرثقیل میگرفتم چون ماشین پلاک نداشت . خلاصه توی راه با راننده اون جرثقیل سر صحبت راجع به خدا و دین و اینجور مسائل باز شد و یهو گفت ببین من به نظرم صحبت های این تستاد عباس منش و دیدش راجع به خداوند خیلی درست میاد بزار یکم از صحبتاشو بزارم گوش کنی و توی پخش اون کامیون شروع کرد یکی از جلسات شما رو پخش کردن و من انگار اون لحظه دوباره متولد شدم و حرف های شما اینقدر بهم احساس آرامش داد که وصف این لحظات فوق العاده ای که پس از اون روز توی زندگیم به وجود امده از کلام خارجه، و از اون روز به بعد که من ابتدا دوره افرینش شما رو خریداری کردم تا الان درآمدم نزدیک به 4برابر شده و سلامت روحی و جسمیم با اون زمان قابل مقایسه نیست و ایمانم به خداوند متعال هزاران هزار برابر بهتر جوری که احساس میکنم خیلی ساده با هم گفتگو میکنیم و بعضی وقتا از خودم میپرسم تو قبل اینکه با استاد آشنا شی اصلا چجوری زندگی میکردی … استاد خیلی دوست داشتم باهاتون صحبت کنم و انشالله یک روزی بتونم در یکی از دوره های حضوریتون هر جای دنیا که بود حضور پیدا کنم و از نزدیک ببینمتون. اگر کامنتم رو خوندید لطفا نظرتون رو بهم بگید ممنون از شما
سلام بر استاد قلبها
سعی میکنم سوالمو خیلی کوتاه و مختصر بپریم.
ایا تکرار مکرر خواسته ها درست است یا غلط نظر خودتون در این مورد بیان کنید لطفا
من خودم این نظریه دارم که باید مدام خواسته هارو تکرار کرد تا بشه یک باور برامون یعنی باورش کنیم. این دیدگاه من درسته یا غلط
سلام خدمت استادعزیز وهمه دوستان
استاد من فکر میکنم که شماهمه چیز روبارها وبارهاتکرارکردین اما امروز به شکل بسیاراتفاقی وبه قولی یهویی این سوال به ذهنم رسید که شماکه به همه خواسته هاتون وبه بیش ازخواسته هاتو ن رسیدین وفرمول رسیدن به خواسته هاروهم کاملا یادگرفتین وارتباط بسیارنزدیک وصمیمانه ای هم با خدایمان برقرارکرده اید لزوم اینکه مهمترین تمرین خودتون رو تمرین فراوانی می دونیدچیه؟البته که این تمرین برای ما که درابتدای راه هستیم بسیارارزشمند وضروری است اماسوال من اینست که شماکه به هرآنچه که تاکنون خواسته ایدرسیده اید وهمچنین ازآنهاگذشته اید ورهاشده اید که صدالبته رسیدن به خواسته ها بزرگترین تمرین برای کسب ایمان است که شما به ایمانی قوی هم رسیده اید به چه دلیل همچنان درحال تمرین فراوانی هستید .نمیدونم چرااین سوال به ذهنم رسید تابه حال هیچوقت این موضوع برایم سوال نشده بود اما فکر میکنم می تواند پاسخ ظریف و متفکرانه ای داشته باشد .
سوال دیگه ای که بعضی وقتا بهش فکر میکنم اینه که شما باداشتن فرزندمدرسه ای چطوراینقدرمسافرت میرین یادر ویلای دریاچه مدتی ساکن میشید .برای این کارچه باوری ساختین ؟
استادعزیزم ازشماممنونم بابت فضایی که برای پاسخگویی به سوالات فراهم کردید .
سلام خدمت استاد گرانقدر
از اینکه این فرصت در اختیارم است تا بتوانم با شما مصاحبه داشته باشم بسیار سپاسگزارم.
من چند سالی است که فایلهای شما را گوش میدم و تقریبا بیش از یک سال است که عضو این سایت شده ام و چند تا از محصولات را نیز استفاده میکنم . در ابتدا من تفاوت زیادی در کارهای شما و بقیه اساتیدی که در این زمینه کار میکردند نمیدیدم. حتی گاهی بعضی از صحبتهای شما را نمیتونستم تحمل کنم البته این موضوع مربوط به 4 سال پیش میشه و الان نمیدونم که آن حرفها چی بود. باید اعتراف کنم مواقعی که شما در مورد قرآن حرف میزنید، با خودم میگفتم که چه ربطی داره قانون جذب و قران، چه مسخره ! احساسم این بود که این حرفها برای این گفته میشه که بیشتر دل مذهبی ها را بدست بیارید و یا اینکه یه مجوزی باشه که شما راحت تو ایران کار کنید.
همینطور که زمان میگذشت من تفاوت صحبتهای شما را با بقیه بیشتر درک میکردم. برای اینکه بتوانم فایلهای بیشتری از شما داشته باشم مجبور شدم که عضو سایت شوم. تا اینکه من فایل مربوط به “فقط خدا” را گوش کردم. با گوش کردن این فایل تا مدتی من حیران و منقلب بودم. همچنین بعد از گوش دادن به فایلهایی که در آنها ایات قران اشاره شده من از نگاه خاص شما به قران بسیار شگفت زده میشدم و واقعا لذت میبردم بالاخره ترغیب شدم خودم قران را بخوانم. انگارهیچوقت قران را نخوانده بودم. (من قبل از آن هر موقع قران را میخواندم ان را قدیمی میپنداشتم که مربوط به گذشته است و همیشه خدا عصبانی است و میخواهد کسانی را که ایات او را نپذیرفتند را عذاب کند. من نمیتوانستم این را بپذیرم از نظر من منصفانه نبود و با عدالتی که من در ذهنم بود سنخیتی نداشت.) اما با نگاهی که شما به قران داشتید دیگر قران برای من اینگونه نبود بلکه یک کتاب مرجع بود که میتوانست به خیلی از مسایل من جواب بدهد. من با خواندن قران و راهنمایی گرفتن از خدا متوجه شدم چقدر قبلا در اشتباه بودم. اینکه همواره تلاشم این است که از خدا راهنمای بخواهم، انصافا آرامش باورنکردنی به زندگی ام داده است.
سعی میکنم هر روز چه در مورد موضوعی خاص و یا به صورت اتفاقی قران را بخوانم. اما باید اعتراف کنم بعضی از مباحث آن را نمیتوانم درک کنم و گاهی در دل من ایجاد شک و تردید میکند که این موضوعی است که میخواهم از شما بپرسم که رویکرد شما با این آیات چگونه است، همچنین از شما میخواهم جلو دوربین قران را باز کنید و هر صفحه ای امد را بخوانید و آن را معنی کنید و ارتباط آن را به قوانین کیهانی توضیح دهید.
بسیار سپاسگزارم. شاد و موفق و پیروز باشید.
سلام
چقد عالی که این فرصت فراهم شد
دوست دارم سوالاتی در مورد چگومگی تغییر باور خصوصا در مورد مسائل مالی بپرسم
یکی از سوالاتم اینه:
الگوی موفقیت مالی استاد بسیار بسیار متفاوت از بقیه افراد هست با توجه به اینکه افرادی که ما به عنوان الگو اطرافمون میبینیم معمولا یه شکل دارن و باور متفاوت داشتن خیلی سخته می خواستم بدونم استاد چطور تونستن باورهای اینقدر متفاوت رو ایجاد کنن با توجه به اینکه الگوی مناسبی هم اطرافشون نداشتن چطور شما تونستین اینقدر متفاوت باور کنید؟
سوال دیگه: استاد ایمان خیلی خیلی عالی دارن و به نظرم دلیل موفقیت ایشون هست می خوام بدونم چطور این ایمان رو در خودشون ایجاد کردن و تونستن اینقدر عالی قانون رو باور کنن؟ و یا ایمانی که به خداوند دارن چطور به این احساس و باور رسیدن؟ معمولا وقتی افراد با این قانون اشنا میشن مدتی صرف میشه تا قانون رو باور کنن شما چطور اینقدر عالی قانون رو باور کردید
با تشکر از شما که این فرصت رو در اختیار ما قرار دادید
سلام بر استاد عزیز ، بزرگوار و مهربوووووووووون
استاد از اینکه خودتون هستین و هر چیزی که قبلتون رو میگه رو میایید فیلم میگیرد و بیان میکنید واقعا حسی خوبی به من میده واقعا عباسمنشی ? اورجینال اصله اصل . ما با صدای قشنگتون هر روز داریم زندگی میکنیم. امیدوارم که همیشه این رسالت بی نظیرتون رو ادامه بدین
من یه سری درخواست دارم
درخواست یک :میشه داستان وار یه روز از زندگی قشنگتون رو از صبح بیدار شدنتون تا آخر شب که میخوابین رو برامون تعریف کنین ، خیلی دوست دارم که جزییات کارهایی که انجام میدین رو بدونم .
درخواست دوم اینه که 10 تا از باورهایی که خیلی بهتون انرژی و انگیزه میده ، اون باورهایی که هر روز تکرار میکنین رو با اون حالتی که تو خلوت با خودتون تکرار میکنین رو جلوی دوربین بگین .
درخواست سوم : وسایل سرگمی و بازی که استفاده میکنین تو خونتون چیه ، اواقت فراغتتون رو چه جوری پر میکنین
درخواست چهارم : میخوام بدونم کارمند های شما تو شرکتتون چه جوری کار میکنند ، تایمشون ، حقوقشون و چه جوری شما باهاشون در ارتباط هستین ، از کارشون به چه شکل فید بک میگیرین و اگه امکان داره فیلمی از شرکتتون تو ایران رو هم بزارید ببینینم
درخواست پنجم : تو این سالهایی که تغییر کردین تا حالا شده کسی یا چیزی حالتون رو خراب کنه ؟ تا حالا وسوسه یا ترغیب شدین که کاری نادرست انجام بدین ؟ اگه اینطوره ممنون میشم بگید ?
درخواست ششم : استاد مهربونم شما که قومیت لر هستین ، چرا نباید با لباس لری قشنگ یه بار بیاید جلوی دوربین و از خودتون فیلم بگیرید و لری هم صحبت کنید ، من دوست دارم که لباس لری رو در تن شما ببینم ?
درخواست هفتم : چرا خودتون یه ترجمه با تفسیر از قرآن نمیسازین ، البته مثل همین دوره ها به فروش بره و ما هم خیلی استقبال میکنیم. الان مرجع خوب و کامل و مورد اعتمادی برای قرآن کریم نیست و من خیلی دوست دارم که قرآنی که شما درک کردین رو مطالعه کنم !!
درخواست هشتم : در این مدتی که آمریکا هستین پیش اومده که از چیزی بترسین ، اصلا ترسی تو شما هست جز ترس از الله یکتا .!؟
یه پیشنهاد دارم برای بخش عقل کل ، میتونین کاری کنین که خود کسی که سئوال میکنه بتونه به پاسخ دهندگان امتیاز بده نه هر کسی که متن رو میخونه ، به نظرم بخش عقل کل باید یه بازنگری بشه ، تعداد پاسخ ها مهم نیست مهم کیفیت پاسخ هاست ، و میزان مفید بودن برای پرسش کننده و دوستانی که میان پرسش رو میخونن .
البته اینو بگم این سئوالات همین الان به ذهنم نرسیده ، تو این چند سالی که با شما آشنایی دارم به ذهنم خطور کرده بودن و الان فرصتی شد که ازتون بپرسم . و میدونم که چند سئوال بنده رو حتما تو ویدیو پاسخ میدین