این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام.استاد من یه سوالی دارم که از دوستان هم خواهشمندم اگر میتونن جوابمو بدن.
استاد شما بارها در فایل هایی گفته بودید که انجمن na بسیار به درکتون و این نوع دیدگاهتون کمک کرده و حتی پیشنهاد دادید که با جلسات و قدم ها و سنت های دوازده گانه شون آشنا بشیم.استاد یه سوال که برام پیش اومده اینه که در انجمن na و قدم های دوازده گانه؛ قدمی هست که قدم 8 است.و مربوط به جبران خسارت است.خسارت هایی که گذشته به دیگران زدیم رو باید جبران کنیم.حالا یا بصورت مستقیم یا غیرمستقیم که بسته به شرایطش دارد.
حالا سوال من اینه که باتوجه به دیدگاهی که شما و ما داریم نسبت به موضوعی که ما فقط در حق خودمون خوبی و بدی میکنیم؛و اینکه کسی نمیتونه به من خسارتی بزنه مگر اینکه من باور کنم و با باورم قدرت رو به او بدم حالا سوالم اینه:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ایا باید بخاطر خسارت هایی که در گذشته و بخاطر درک ناقص و ناهوشیاریمون باعث دل ازاری کسی شدیم رو جبران کنیم یا رها کنیم؟؟؟؟؟؟
من از مدتها قبل دلم میخواست که یه روز تو رو ببینم آقای عباس منش و سوالم رو ازت بپرسم دوست داشتم بهت بگم به تمام چیزهایی که میگی با همه قلبم ایمان و باور دارم. یقین کامل دارم که تو قوانین جهان رو درست فهمیدی و داری تو بهترین مسیری که می تونی باشی میری و به بقیه کمک میکنی
من خیلی کتاب خوندم و میخونم از تمام کتابهای راندا برن و جری و استر هیکس بگیر تا همه کتابهای مارک فیشر و مشابه اینها
هرچی میگی رو بدون ذره ای شک باور میکنم قوانین رو همونطور فهمیدم که تو فهمیدی
رسیدن به دولتمندی رو از مسیر عرفانی و معنوی بیشتر از هر مسیر دیگه ای قبول و دوست دارم
کلی زحمت کشیدم تا باورها و افکار محدود کننده رو در ذهنم از بین ببرم
کلی کار کردم تا شرایط زندگیم به بهترین درجه از آرامش برسه و رسیده
اما
یه مساله دارم که نمی تونم حلش کنم
و اون هم ایجاد شور در خودم هست
تو زمانی متحول شدی که دوستان عزیزت رو در تنها روزی که نرفتی سر کار از دست دادی. قلبت زیر رو رو شد و خدا رو لمس کرد. اونجا بود که تونستی به خاطر بودنت و به خاطر زندگیت عمیقا شکر گزار خدا بشی. تونستی با همه وجودت سجده کنی و خدا رو درون خودت پیدا کنی
من میدونم که با ایجاد ذهن ثروتمند می تونم به هرچی که از نظر مادی میخوام برسم. میدونم که دارم تکاملم رو در این راه طی میکنم و به زودی درهای ثروت به روی من گشوده میشه تو مسیر درستش قرار دارم
ولی من اون شور رو میخوام
شور به زندگی
لمس خداوند در وجودم
اونو چطوری می تونم در خودم به وجود بیارم
می دونم یکی از بهترین راهها مراقبه و خلوت کردن با خود با ذهن خالی هست
و اینم میدونم که قلب من به خاطر خشونتی که در کودکی تحمل کردم سخت شده و باید صیقل بخوره اما نمی دونم چطوری؟
تو میتونی کمک کنی تا من اون شور به زندگی رو در خودم به وجود بیارم؟
من می خوام بتونم از لحظاتم، از داشته هام، از زندگیم لذت عمیق ببرم.مثل وقتی تو داری در مورد داشته هات حرف میزنی و غرق لذت و شکرگزاری میشی
تا الآن نشده ؟ دوست خوبم چرا فکر میکنی تا الان نشده ….همین الان شما داری میگی میخوای از زندگیت دائم لذت ببری و همیشه شکرگزاری کنی ….. شما میخوای این کار ها رو انجام بدی ….. یعنی تصمیم گرفتی … یعنی متوجه این نکته تو زندگیت شدی که باید همیشه شکرگزاری کرد …. یعنی میدونی که کلید موفقیت شادی و لذت دائمی هست …… همینا خیلی اتفاقات بزرگیه هااااااا …..
شما نوشتی : و اینم میدونم که قلب من به خاطر خشونتی که در کودکی تحمل کردم سخت شده و باید صیقل بخوره اما نمی دونم چطوری؟
دوست خوبم به قول استاد گذشته اسمش روشه یعنی گذشته ….. اگه گذشته هنوز روی تو و روی زندگیت تاثیر میذاره به خاطر اینه که تو بهش قدرت میدی…….. هرررر چی بوده سعی کن ببخشی و ولش کنی و تمومش کنی ….. گذشته رو با خودت نکش …. با خودت نیار …… گذشته رو نیار تو امروزت ……… گدشته رو با خودت به آینده نبر………… گذشته رو از اتفاقاتش درس بگیر و باقیش رو ول کن ………..
ول کن …… رهاش کن ………. تا خودت رها شی ……..
امروز یه روز جدیده یه بوم رنگ سفید سفید که از اول شروع میکنی و روش نقاشی میکشی ……
ممنونم که وقت گذاشتی و برام جواب نوشتی مهربونیت رو از پشت کامنتت حس کردم واقعا ازت ممنونم
اما من در گذشته گیر نکردم عامل خشونتی که بهم شده بود رو بخشیدم و رها کردم سالها طول کشید اما تونستم ازش بگذرم و دقیقا بعد از بخشیدن ایشون بود که آرامش به زندگی من برگشت و من تونستم یه ذهن خیلی آروم الان داشته باشم.اما اون زخمی که توی قلبم در سنین خیلی پایین کودکی ایجاد شد که طی سالها اعمال خشونت بر من ایجاد شد جاش و آثارش هنوز با من هست. مساله من شخص نیست دوران نیست اون زخمه هست. من تونستم درصد خوبی از ذهنم رو مدیریت کنم و می تونم خیلی مواقع تمرکزم رو رو نکات مثبت نگه دارم و تاثیر شگفت انگیزش رو هم توی زندگیم ببینم اما کنترل و مدیریت قلب و دل برای من سخت تره
من الان شرایطی رو در زندگیم ایجاد کردم که باعث غبطه خیلیهاست اما اونجور که باید و لازمه نمی تونم ازش لذت ببرم میخوام و نمیشه
دنبال یک راه هستم برای کنترل قلبم. برای ترمیم و بازسازی و شفافیت و زلالیت قلبم
برای حس کردن عشق، برای لمس کردن پروردگار. درک نور و خیر مطلقش
من الان اگر ثروتمندترین آدم روی زمین هم باشم اگر نتونم لذت ببرم بی فایده است آدم با ذهنش و کار کردن رو ذهنش میتونه ثروتمند بشه اما با قلبش باید از ثروتش لذت ببره.
اون بهجت. اون حظ معنوی
اونو میخوام.
سوالم از استاد اینه که میشه خود آدم برای به دست آوردنش تلاش کنه؟ راهی هست؟ یا اینو باید خواست و توکل کرد؟
من چندتا سوال که توی ذهنم بود میپرسم که من توی نظرات عقل کل فک کنم خوندم که شما گفتید توی یکی از دوره ها برای اینکه به تضادها گرفتار نشیم باید هدف های جدید رو قبل از این که بشون برسیم هدفایی بعدیشونو انتخاب کنیم. چه جوری با توجه به این که هنوز به اون هدف اولیمون نرسیدیم بقیه رو مشخص کنیم و خودتون چه جوری این کارو انجام میدین؟
دومین سوالم این هستش که شما قبل از این که به امریکا مهاجرت کنید یعنی زمانی که توی ایران تازه شروع به کار کردین این هدفو داشتین که یه روزی مهاجرت کنید و یا نه به مرور زمان این هدف براتون مشخص شد
سوال بعدی اطرافیان چه نقشی در موفقیت شما داشتند آیا این سوال که دوستان یه نفر تاثیر زیادی در موفق شدن اون دارن یا ندارن برای شما بوده یا نه مثلا دوستانی داتشین که در رسیدن به این موفقیت با شما باشن یا همیشه خودتون بودین و خدای خودتون ؟
سوال اخرم اینکه من یه سوال توی عقل کل پرسیده بودم راجب بحث رهایی از افراد، و پاسخی که یکی از دوستان به من داد این بود که شما به هیچ کس توی خانواده و یا اطرافیانتون وابستگی عاطفی خواستی ندارین میخواستم توضیح بدین چه جوری و با چه باورایی به این درجه از عدم وابستگی عاطفی به اطرافتون رسیدین
سپاسگزارم که وقت گذاشتین خیلی دوستون دارم شما بهترین الگوی من توی زندگیم هستین و اصلا نمیتونم زندگیمو و موفقیاتمو قبل از اینکه باهاتون و با قانون اشنا بشم و الان مقایسه کنم اینقدر زندگیم عالی شده. ممنونم همیشه سالم و خوشحال باشین
این صحبت شماست : سوال بعدی اطرافیان چه نقشی در موفقیت شما داشتند آیا این سوال که دوستان یه نفر تاثیر زیادی در موفق شدن اون دارن یا ندارن برای شما بوده یا نه مثلا دوستانی داتشین که در رسیدن به این موفقیت با شما باشن یا همیشه خودتون بودین و خدای خودتون ؟
به نظر من استاد خیلی از دوستاشون صحبت میکنن ….
+++ یه جایی میگن تو بچگی یه دوست داشتن به اسم محمد که با پدرش رابطه ی خوبی داشته …. به پدرش میگفته داش تقی ….. اونم به پسرش میگفته داش ممد ….
+++ یه جای دیگه میگه یکی دیگه از دوستاش بهش گفته عباس منش من هیچ وقت بی پول نشدم … استادم میگه خب رازش چیه ….. میگه فک کنم چون همیشه واسه پول ارزش قادلم . پولمو تا نمیزنم و درست و مرتب توی کیف پول میذارمش
+++یه جایی میگه یک یاز دوستاش بوده که صبحا میرفته به یه باشگاه خاص یا به پارک خاص برای دویدن …. استاد میگه خب چرا این همه راه رو میکوبی میری بالا شهر که فقطططط بدویی . خب همین جا تو همین پارک محله تون بدو …. اونم گفته عباس منش تو اگه با پولدارها بدوی هم ثروتمند میشی
از این مثالها زیاده ………. به نظرم هر کدوم از این جمله ها رو اگه بهش فکر کنی کلی حرف توشه …….. هر کدوم از این حرفا میتونهه یه الگو باشه ………. کافیه تو فقط ببینی یکی رابطه اش با پدرش خیلی خوب و عالیه ….. تو به این فکر میکنی که eeeeee منم دلم میخواد رابطه ی خوب بداشته باشم …… و به این توجه میکنی و با پسرت بهتر رفتار میکنی و باهاش دوستانه تر رفتار میکنی و اون باتو بهتر رفتار میکنه و و و ……….. میخوام بگم گاهی یه جمله میتونه الگوی یک عمر زندگی باشه …..
اینا تاثیر دوستانه البته دوستان خوب ……… واسه همین استاد همیشه تاکید میکنه که حواستون باشه با کی دوست میشید …. و گاهی میگه اگه تنها باشی بهتر از اینه که با هررر آدم ناجوری دوست بشی ……
اما به هر حال هر چه قدر هم که ادم الگو داشته باشه …. چیزی که همیشیه و همیشه با آدم میمونه خودش و خدا هست …..
خیلی خوشحالم که این فرصت ایجاد شده و میتونم سوالمو بپرسم چون دقیقا سال گذشته همین روزا این سوالی که دارم برام پیش اومد و گفتم فایلای استادو گوش میدم و به جواب میرسم ولی خب فعلا جوابی که ذهنم اروم بگیره و بتونم در موردش باور بسازمو بهش نرسیدم.من در مورد باورهای توحیدی به شدت مشکل دارم و مطمئنم اگر این باور ایجاد بشه من راهو خیلی سریع تر پیش میرم.دقیقا سوالی که یکساله توی ذهنمه رو شما اخر صحبتاتون به صورت واضح گفتین”و سوال اینه چطور باید اجازه بدیم که خدا ما رو هدایت کنه ؟چطور اجازه بدیم کمکمون کنه؟ چون گفتین ما این اجازه رو باید بدیم همین که درخواست میکنیم یا به عبارتی دعا مگر مصداق اجازه دادن نیست؟ازتون عاجرانه میخوام سوال منو بخونین و جواب بدین
در ادامه اینم بگم من از سال 94که با شما اشنا شدم خیلی اگاه تر شدم نسبت به قبل و خیلی با تضاد برخوردم در مورد خداوند و به شدت استرس داشتم که چرا من فکرم در مورد خدا تغییر کرد به جای بهتر شدن چرا گاهی منفی در موردش میاد به ذهنم مثلا این افکار(اگر خودمون خالق زندگی خودمون هستیم و با فرکانسای خودمون زندگیمونو تغییر میدیم پس چرا باید از خدا درخواست کنیم؟تنها پل ارتباطی بین ما و خدا فقط نماز و دعا؟نماز واقعا جز واجباته؟ و میخوام قران بخونم معنی ایه ها برام منفی جلوه میکنه جهنمو عذابو…نمیتونم نکات مثبتی که شما میگینو پیدا کنم)و با فکر که اینا تضادن که من به خدا نزدیک بشم خودمو اروم میکنم
واقعا تو این مورد از خدا شب قدر خواستم که به واسطه شما سید عریز من جواب سوالمو بگیرم و حتی خواستم برنده هم بشم که بتونم دوره جهان بینی توحیدی رو بگیرم چون پیام کد تخفیفم برام اومد)))
فروغ جان چرا این قدر در مورد خدا استرس داری عزیزم ؟! ولش کن …. هر چی فکر تو سرت داری رو ول کن …. آورم باش ….. نفس بکش …… نفس عمیق بکش …… صدای تاپ تاپ قلبت رو بشنو ….. خدا همون جاست تو ضربان قلب تو ….. تو جریان زندگی تو ….. تو هر نفس کشیدنت ……. برای اینکه باهاش ارتباط برقرار کنی اصلا لازم نیست مقدمه بچینی ….. همینجاست …… همونجاست …. همه جاست …… دنبال پل ارتباط میگردی دختر جون ؟ پل واسه وقتی هست که بین دو تا چیز فاصله باشه و بخوای با یه پل اونا رو بهم وصل کنی …… برای حرف زدن با خدا …. براس لمس خدا احتیاجی به پل نیست ….. همونجاست ….. پیشته ….. پیش همه ست ….. خودش ما رو آفریده …… و در ما دمیده و به ما روح داده ……. برو جلوی آیینه و به خودت نگاه کن …… خودش تو رو درست کرده …… قشنگ نیست ؟ اینکه خود خدا شخصا تو رو و همه ی ما رو آفریده …………. اول متوجه باش که خیلی بهت نزدیکه …. بعد باور کن بیشتر از اون چیزی که فکر شو بکنی مهربونه …… کم کم باهاش حرف بزنی و به فکرش باشی خدا هم به فکرته …. کم کم رابطه ات با خدا بیشتر و عمیق تر میشه …….. کم کم …… آروم آروم …… تکامل طی میشه ……. فقط آروم باش و شکر گزار باش ……. چون سپاسگزاری بهترین فرکانس رو داره و تو زندگیت معجزه میکنه ………. تو زندگی من که معجزه کرد
دیدگاهت خیلی حالمو خوب کرد. انشالله همیشه حال دلت خوب باشه. هر کلمه از خدا ، هر الهامی از خدا ، هر پیامی از خدا حال خوب و آرامش ایجاد میکنه ما رو به طرف شادی ابدی ، خوشحالی و خوشبختی واقعی صدا میزنه. سپاس فراوان
سلام استاد.ممنون ازفایل های خوبی که در سایت قرار دادید.در یکی از فایل ها گفتید که در یک برهه ای از زندگیتون بدهکار بودید. و الان سوال من اینه که کار کردن روی کدوم باورتون باعث شد که بتونید این مساله رو حل کنید و اینکه کدوم باور محدود کننده، باعث میشه یک شخص به سمت وام و قرض و .. بره و بدهکارتر بشه.
من بسته ی ثروت یک رو تهیه کردم اما در این باره به جوابم نرسیدم.
به نظرم باور فراوانی مهم ترین باوره و استاد بارها تو خیلی از فایلهاشون بر این باور تاکید دارن …..
به نظرم باور فراوانی خیلی بنیادی و کلیدی هست ……….. وقتی به فراوانی ایمان بیاری ….. یعنی پول فراوونه که تو بتونی باهاش بدهی هات رو بدی ………. یعنی ثروت زیاده و احتیاجی نیست وام و قرض بگیری …… میتونی پول بسازی ………. فراوانی یعنی موقعیت زیاده واسه ثروتمند شدن ……….. فراوانی یعنی هست …. یعنی زیاده ……و اعتقاد به فراوانی یعنی دیگه از حرص و طمع خبری نیست …. فراوانی یعنی فراوووووووونه
لطفا بفرمایید که برای شخصی که نمیدونه به چی علاقه داره و چند تا ایده ی خوب توی ذهنش هست ، چطور باید بفهمه که رسالتش کدومه؟
و اینکه اگر چند ایده باهم انجام بشه آیا همش به موفقیت میرسه یا مصداقی برای ضرب المثل هرکی همه کار به هیچ کار میشه؟ آیا شما این ضرب المثل رو قبول دارید؟
این جمله ی شماست : طفا بفرمایید که برای شخصی که نمیدونه به چی علاقه داره و چند تا ایده ی خوب توی ذهنش هست ، چطور باید بفهمه که رسالتش کدومه؟
به نظرم شما نباید منتظر این باشی که بدونی رسالتت کدومه ………… یکی از ایده ها رو انتخاب کن …. شروع کن …. اقدام کن ….. تو شروع کردن و اقدام کردن متوجه میشی که چه کاری رو دوست داری ………. اقدااااااااااااااااااام کن …………….. منتظر نباش یکی بیاد بگه کدوم ایده بهتره ………… هر کدومو که بهش حس بهتری داری شروووووووووووووع کن
استاد یه سوالی هست که چند وقتیه ذهن من رو خیلی مشغول کرده
استاد ببخشید قیمت اون ملک 60 هکتاری چنده ؟ فقط میخوام بدونم شما چقدر سرمایه اون جا گذاشتید که فقط برای تفریح و برای دل خودتون اون زمین رو خریدید و فقط میرید اونجا عشق و صفا میکنید
و اینکه گفته بودید از قایق تفریحی شخصی تون فیلم میگیرید ما منتظر اون فیلمه هستیم
و استاد لطفا از دست آورد هاتون بیشتر و بیشتر و بگید خواهشا تا باور های ما بهتر و بهتر بشه
سوال اولتون سوال منم هست خیلی دوست دارم قیمت اون ملک رو بدوونم که اعداد در ذهنم راحتر بشه….سوال دومتون استاد در دوره ی جهان بینی توحیدی گفتم که قایق تفریحی رو پس دادن و دلایلش روهم گفتن …
سلام مجدد
مهم ترین سوال و سرنوشت ساز ترین سوال
استاد شما گفتین زمانی که تو بندرعباس بودین یک محیط ایزوله برای کار کردن روی باورهاتون ایجاد کردین
چگونه منم مثل شما این محیط ایزوله را برای خودم ایجاد کنم ؟؟؟؟؟
چون من خودمو میکشم روزی 6 ساعت رو باورام کار میکنم اما وقتی در محیط سمی خانواده و …. قرار میگیرم حرف هایی می شنوم که برخلاف خواسته ام هست
و تمام زحمت های من به باد میره ؟؟؟
چه طور میتونم یک محیط ایزوله برای خودم ایجاد کنم با توجه به اینکه در حال حاضر شرایط مهاجرت کردن را ندارم ؟؟؟؟؟؟؟؟/
چه طور یک محیط ایزوله برای کار کردن روی باورهام برای خودم ایجاد کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟// خیلی دوست دارم مهاجرت کنم اما فعلا شرایطش را ندارم
چه طور یک محیط ایزوله برای کار کردن روی باورهام ایجاد کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست عزیز بنظرم وسواس بخرج ندهید وعجله نکنید…چرخه باید تکاملش را طی کند….تمرکزتان را هدفمندانه تر جهت بدید.
بنام خدا.
سلام.استاد من یه سوالی دارم که از دوستان هم خواهشمندم اگر میتونن جوابمو بدن.
استاد شما بارها در فایل هایی گفته بودید که انجمن na بسیار به درکتون و این نوع دیدگاهتون کمک کرده و حتی پیشنهاد دادید که با جلسات و قدم ها و سنت های دوازده گانه شون آشنا بشیم.استاد یه سوال که برام پیش اومده اینه که در انجمن na و قدم های دوازده گانه؛ قدمی هست که قدم 8 است.و مربوط به جبران خسارت است.خسارت هایی که گذشته به دیگران زدیم رو باید جبران کنیم.حالا یا بصورت مستقیم یا غیرمستقیم که بسته به شرایطش دارد.
حالا سوال من اینه که باتوجه به دیدگاهی که شما و ما داریم نسبت به موضوعی که ما فقط در حق خودمون خوبی و بدی میکنیم؛و اینکه کسی نمیتونه به من خسارتی بزنه مگر اینکه من باور کنم و با باورم قدرت رو به او بدم حالا سوالم اینه:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ایا باید بخاطر خسارت هایی که در گذشته و بخاطر درک ناقص و ناهوشیاریمون باعث دل ازاری کسی شدیم رو جبران کنیم یا رها کنیم؟؟؟؟؟؟
استاد در ثروت 1 گفتند اگر فکر میکنید میتوانید به کسی اسیب زده باشید جبرانش کنید
در حقیقت برای از بین بردن احساس گناه است
اگر ایمان دارید که کسی نمیتواند به کسی آسیب بزند پس طبیعتا نباید احساس گناهی هم باشد
سپاسگذارم دوست عزیز از اینکه به این نکته خیلی مهم اشاره کردی.
خدارو بی نهایت شاکرم بخاطر حضورم در این فرکانس و داشتن دوستان واقعی ای همچون شما
دقیقا این فقط به این دلیل که احساس گناه در تو از بین بره .
سلام دوستان
سلام استاد
من از مدتها قبل دلم میخواست که یه روز تو رو ببینم آقای عباس منش و سوالم رو ازت بپرسم دوست داشتم بهت بگم به تمام چیزهایی که میگی با همه قلبم ایمان و باور دارم. یقین کامل دارم که تو قوانین جهان رو درست فهمیدی و داری تو بهترین مسیری که می تونی باشی میری و به بقیه کمک میکنی
من خیلی کتاب خوندم و میخونم از تمام کتابهای راندا برن و جری و استر هیکس بگیر تا همه کتابهای مارک فیشر و مشابه اینها
هرچی میگی رو بدون ذره ای شک باور میکنم قوانین رو همونطور فهمیدم که تو فهمیدی
رسیدن به دولتمندی رو از مسیر عرفانی و معنوی بیشتر از هر مسیر دیگه ای قبول و دوست دارم
کلی زحمت کشیدم تا باورها و افکار محدود کننده رو در ذهنم از بین ببرم
کلی کار کردم تا شرایط زندگیم به بهترین درجه از آرامش برسه و رسیده
اما
یه مساله دارم که نمی تونم حلش کنم
و اون هم ایجاد شور در خودم هست
تو زمانی متحول شدی که دوستان عزیزت رو در تنها روزی که نرفتی سر کار از دست دادی. قلبت زیر رو رو شد و خدا رو لمس کرد. اونجا بود که تونستی به خاطر بودنت و به خاطر زندگیت عمیقا شکر گزار خدا بشی. تونستی با همه وجودت سجده کنی و خدا رو درون خودت پیدا کنی
من میدونم که با ایجاد ذهن ثروتمند می تونم به هرچی که از نظر مادی میخوام برسم. میدونم که دارم تکاملم رو در این راه طی میکنم و به زودی درهای ثروت به روی من گشوده میشه تو مسیر درستش قرار دارم
ولی من اون شور رو میخوام
شور به زندگی
لمس خداوند در وجودم
اونو چطوری می تونم در خودم به وجود بیارم
می دونم یکی از بهترین راهها مراقبه و خلوت کردن با خود با ذهن خالی هست
و اینم میدونم که قلب من به خاطر خشونتی که در کودکی تحمل کردم سخت شده و باید صیقل بخوره اما نمی دونم چطوری؟
تو میتونی کمک کنی تا من اون شور به زندگی رو در خودم به وجود بیارم؟
من می خوام بتونم از لحظاتم، از داشته هام، از زندگیم لذت عمیق ببرم.مثل وقتی تو داری در مورد داشته هات حرف میزنی و غرق لذت و شکرگزاری میشی
چطوری این کار رو بکنم؟
خیلی تمرین میکنم برای زندگی کردن در لحظه
دیدن زیبایی ها
مراسم شکرگزاری دائمی
پرداختن به رویاها و جملات تاکیدی
اما نشده. تا الان نشده
سلام
تا الآن نشده ؟ دوست خوبم چرا فکر میکنی تا الان نشده ….همین الان شما داری میگی میخوای از زندگیت دائم لذت ببری و همیشه شکرگزاری کنی ….. شما میخوای این کار ها رو انجام بدی ….. یعنی تصمیم گرفتی … یعنی متوجه این نکته تو زندگیت شدی که باید همیشه شکرگزاری کرد …. یعنی میدونی که کلید موفقیت شادی و لذت دائمی هست …… همینا خیلی اتفاقات بزرگیه هااااااا …..
شما نوشتی : و اینم میدونم که قلب من به خاطر خشونتی که در کودکی تحمل کردم سخت شده و باید صیقل بخوره اما نمی دونم چطوری؟
دوست خوبم به قول استاد گذشته اسمش روشه یعنی گذشته ….. اگه گذشته هنوز روی تو و روی زندگیت تاثیر میذاره به خاطر اینه که تو بهش قدرت میدی…….. هرررر چی بوده سعی کن ببخشی و ولش کنی و تمومش کنی ….. گذشته رو با خودت نکش …. با خودت نیار …… گذشته رو نیار تو امروزت ……… گدشته رو با خودت به آینده نبر………… گذشته رو از اتفاقاتش درس بگیر و باقیش رو ول کن ………..
ول کن …… رهاش کن ………. تا خودت رها شی ……..
امروز یه روز جدیده یه بوم رنگ سفید سفید که از اول شروع میکنی و روش نقاشی میکشی ……
شاداب باشی
سلام دوست خوبم
ممنونم که وقت گذاشتی و برام جواب نوشتی مهربونیت رو از پشت کامنتت حس کردم واقعا ازت ممنونم
اما من در گذشته گیر نکردم عامل خشونتی که بهم شده بود رو بخشیدم و رها کردم سالها طول کشید اما تونستم ازش بگذرم و دقیقا بعد از بخشیدن ایشون بود که آرامش به زندگی من برگشت و من تونستم یه ذهن خیلی آروم الان داشته باشم.اما اون زخمی که توی قلبم در سنین خیلی پایین کودکی ایجاد شد که طی سالها اعمال خشونت بر من ایجاد شد جاش و آثارش هنوز با من هست. مساله من شخص نیست دوران نیست اون زخمه هست. من تونستم درصد خوبی از ذهنم رو مدیریت کنم و می تونم خیلی مواقع تمرکزم رو رو نکات مثبت نگه دارم و تاثیر شگفت انگیزش رو هم توی زندگیم ببینم اما کنترل و مدیریت قلب و دل برای من سخت تره
من الان شرایطی رو در زندگیم ایجاد کردم که باعث غبطه خیلیهاست اما اونجور که باید و لازمه نمی تونم ازش لذت ببرم میخوام و نمیشه
دنبال یک راه هستم برای کنترل قلبم. برای ترمیم و بازسازی و شفافیت و زلالیت قلبم
برای حس کردن عشق، برای لمس کردن پروردگار. درک نور و خیر مطلقش
من الان اگر ثروتمندترین آدم روی زمین هم باشم اگر نتونم لذت ببرم بی فایده است آدم با ذهنش و کار کردن رو ذهنش میتونه ثروتمند بشه اما با قلبش باید از ثروتش لذت ببره.
اون بهجت. اون حظ معنوی
اونو میخوام.
سوالم از استاد اینه که میشه خود آدم برای به دست آوردنش تلاش کنه؟ راهی هست؟ یا اینو باید خواست و توکل کرد؟
به نام خدای مهربان
سلام و درود به استاد خوبم و همه دوستای گلم
من چندتا سوال که توی ذهنم بود میپرسم که من توی نظرات عقل کل فک کنم خوندم که شما گفتید توی یکی از دوره ها برای اینکه به تضادها گرفتار نشیم باید هدف های جدید رو قبل از این که بشون برسیم هدفایی بعدیشونو انتخاب کنیم. چه جوری با توجه به این که هنوز به اون هدف اولیمون نرسیدیم بقیه رو مشخص کنیم و خودتون چه جوری این کارو انجام میدین؟
دومین سوالم این هستش که شما قبل از این که به امریکا مهاجرت کنید یعنی زمانی که توی ایران تازه شروع به کار کردین این هدفو داشتین که یه روزی مهاجرت کنید و یا نه به مرور زمان این هدف براتون مشخص شد
سوال بعدی اطرافیان چه نقشی در موفقیت شما داشتند آیا این سوال که دوستان یه نفر تاثیر زیادی در موفق شدن اون دارن یا ندارن برای شما بوده یا نه مثلا دوستانی داتشین که در رسیدن به این موفقیت با شما باشن یا همیشه خودتون بودین و خدای خودتون ؟
سوال اخرم اینکه من یه سوال توی عقل کل پرسیده بودم راجب بحث رهایی از افراد، و پاسخی که یکی از دوستان به من داد این بود که شما به هیچ کس توی خانواده و یا اطرافیانتون وابستگی عاطفی خواستی ندارین میخواستم توضیح بدین چه جوری و با چه باورایی به این درجه از عدم وابستگی عاطفی به اطرافتون رسیدین
سپاسگزارم که وقت گذاشتین خیلی دوستون دارم شما بهترین الگوی من توی زندگیم هستین و اصلا نمیتونم زندگیمو و موفقیاتمو قبل از اینکه باهاتون و با قانون اشنا بشم و الان مقایسه کنم اینقدر زندگیم عالی شده. ممنونم همیشه سالم و خوشحال باشین
سلام
این صحبت شماست : سوال بعدی اطرافیان چه نقشی در موفقیت شما داشتند آیا این سوال که دوستان یه نفر تاثیر زیادی در موفق شدن اون دارن یا ندارن برای شما بوده یا نه مثلا دوستانی داتشین که در رسیدن به این موفقیت با شما باشن یا همیشه خودتون بودین و خدای خودتون ؟
به نظر من استاد خیلی از دوستاشون صحبت میکنن ….
+++ یه جایی میگن تو بچگی یه دوست داشتن به اسم محمد که با پدرش رابطه ی خوبی داشته …. به پدرش میگفته داش تقی ….. اونم به پسرش میگفته داش ممد ….
+++ یه جای دیگه میگه یکی دیگه از دوستاش بهش گفته عباس منش من هیچ وقت بی پول نشدم … استادم میگه خب رازش چیه ….. میگه فک کنم چون همیشه واسه پول ارزش قادلم . پولمو تا نمیزنم و درست و مرتب توی کیف پول میذارمش
+++یه جایی میگه یک یاز دوستاش بوده که صبحا میرفته به یه باشگاه خاص یا به پارک خاص برای دویدن …. استاد میگه خب چرا این همه راه رو میکوبی میری بالا شهر که فقطططط بدویی . خب همین جا تو همین پارک محله تون بدو …. اونم گفته عباس منش تو اگه با پولدارها بدوی هم ثروتمند میشی
از این مثالها زیاده ………. به نظرم هر کدوم از این جمله ها رو اگه بهش فکر کنی کلی حرف توشه …….. هر کدوم از این حرفا میتونهه یه الگو باشه ………. کافیه تو فقط ببینی یکی رابطه اش با پدرش خیلی خوب و عالیه ….. تو به این فکر میکنی که eeeeee منم دلم میخواد رابطه ی خوب بداشته باشم …… و به این توجه میکنی و با پسرت بهتر رفتار میکنی و باهاش دوستانه تر رفتار میکنی و اون باتو بهتر رفتار میکنه و و و ……….. میخوام بگم گاهی یه جمله میتونه الگوی یک عمر زندگی باشه …..
اینا تاثیر دوستانه البته دوستان خوب ……… واسه همین استاد همیشه تاکید میکنه که حواستون باشه با کی دوست میشید …. و گاهی میگه اگه تنها باشی بهتر از اینه که با هررر آدم ناجوری دوست بشی ……
اما به هر حال هر چه قدر هم که ادم الگو داشته باشه …. چیزی که همیشیه و همیشه با آدم میمونه خودش و خدا هست …..
با سلام خىمت استاد بزرگوارم
خیلی خوشحالم که این فرصت ایجاد شده و میتونم سوالمو بپرسم چون دقیقا سال گذشته همین روزا این سوالی که دارم برام پیش اومد و گفتم فایلای استادو گوش میدم و به جواب میرسم ولی خب فعلا جوابی که ذهنم اروم بگیره و بتونم در موردش باور بسازمو بهش نرسیدم.من در مورد باورهای توحیدی به شدت مشکل دارم و مطمئنم اگر این باور ایجاد بشه من راهو خیلی سریع تر پیش میرم.دقیقا سوالی که یکساله توی ذهنمه رو شما اخر صحبتاتون به صورت واضح گفتین”و سوال اینه چطور باید اجازه بدیم که خدا ما رو هدایت کنه ؟چطور اجازه بدیم کمکمون کنه؟ چون گفتین ما این اجازه رو باید بدیم همین که درخواست میکنیم یا به عبارتی دعا مگر مصداق اجازه دادن نیست؟ازتون عاجرانه میخوام سوال منو بخونین و جواب بدین
در ادامه اینم بگم من از سال 94که با شما اشنا شدم خیلی اگاه تر شدم نسبت به قبل و خیلی با تضاد برخوردم در مورد خداوند و به شدت استرس داشتم که چرا من فکرم در مورد خدا تغییر کرد به جای بهتر شدن چرا گاهی منفی در موردش میاد به ذهنم مثلا این افکار(اگر خودمون خالق زندگی خودمون هستیم و با فرکانسای خودمون زندگیمونو تغییر میدیم پس چرا باید از خدا درخواست کنیم؟تنها پل ارتباطی بین ما و خدا فقط نماز و دعا؟نماز واقعا جز واجباته؟ و میخوام قران بخونم معنی ایه ها برام منفی جلوه میکنه جهنمو عذابو…نمیتونم نکات مثبتی که شما میگینو پیدا کنم)و با فکر که اینا تضادن که من به خدا نزدیک بشم خودمو اروم میکنم
واقعا تو این مورد از خدا شب قدر خواستم که به واسطه شما سید عریز من جواب سوالمو بگیرم و حتی خواستم برنده هم بشم که بتونم دوره جهان بینی توحیدی رو بگیرم چون پیام کد تخفیفم برام اومد)))
ارزوی بهترینا رو براتون دارم
سلام
فروغ جان چرا این قدر در مورد خدا استرس داری عزیزم ؟! ولش کن …. هر چی فکر تو سرت داری رو ول کن …. آورم باش ….. نفس بکش …… نفس عمیق بکش …… صدای تاپ تاپ قلبت رو بشنو ….. خدا همون جاست تو ضربان قلب تو ….. تو جریان زندگی تو ….. تو هر نفس کشیدنت ……. برای اینکه باهاش ارتباط برقرار کنی اصلا لازم نیست مقدمه بچینی ….. همینجاست …… همونجاست …. همه جاست …… دنبال پل ارتباط میگردی دختر جون ؟ پل واسه وقتی هست که بین دو تا چیز فاصله باشه و بخوای با یه پل اونا رو بهم وصل کنی …… برای حرف زدن با خدا …. براس لمس خدا احتیاجی به پل نیست ….. همونجاست ….. پیشته ….. پیش همه ست ….. خودش ما رو آفریده …… و در ما دمیده و به ما روح داده ……. برو جلوی آیینه و به خودت نگاه کن …… خودش تو رو درست کرده …… قشنگ نیست ؟ اینکه خود خدا شخصا تو رو و همه ی ما رو آفریده …………. اول متوجه باش که خیلی بهت نزدیکه …. بعد باور کن بیشتر از اون چیزی که فکر شو بکنی مهربونه …… کم کم باهاش حرف بزنی و به فکرش باشی خدا هم به فکرته …. کم کم رابطه ات با خدا بیشتر و عمیق تر میشه …….. کم کم …… آروم آروم …… تکامل طی میشه ……. فقط آروم باش و شکر گزار باش ……. چون سپاسگزاری بهترین فرکانس رو داره و تو زندگیت معجزه میکنه ………. تو زندگی من که معجزه کرد
شاداب باشی دوست من
سلام سمانه عزیزم ?
عاشقتم چقدر قشنگ و با احساس به دوستان عزیزمون پاسخ میدی من همیشه از خواندن دیدگاهای شمادر سایت لذت میبرم .
انشالله همیشه موفق باشی دوست خوبم ???
بهتون تبریک میگم برنده شدنتون رو واقعا لایقش بودید …???
دیدگاهت خیلی حالمو خوب کرد. انشالله همیشه حال دلت خوب باشه. هر کلمه از خدا ، هر الهامی از خدا ، هر پیامی از خدا حال خوب و آرامش ایجاد میکنه ما رو به طرف شادی ابدی ، خوشحالی و خوشبختی واقعی صدا میزنه. سپاس فراوان
مرسی سمانه عزیز خیلی حرفات به دلم نشست
سلام خدمت استاد عزیزم
ازتون ممنونم که این فرصت رو بهمون دادید تا سوالاتمون رو بپرسیم
در اون فایلی که به اسم رسالت من آماده کرده بودید فرمودید دارید محصولی اماده میکنید که در مورد تفسیر قران بود و از سوره نوح فرمودید بررسی کردید
چی شد که اون محصول رو ارائه ندادید؟
آیا هنوزم قصد دارید این محصول رو ارائه کنید؟
ما همچنان مشتقانه در انتظار این محصول هستیم
ممنون از مهربونیهاتون
سلام استاد.ممنون ازفایل های خوبی که در سایت قرار دادید.در یکی از فایل ها گفتید که در یک برهه ای از زندگیتون بدهکار بودید. و الان سوال من اینه که کار کردن روی کدوم باورتون باعث شد که بتونید این مساله رو حل کنید و اینکه کدوم باور محدود کننده، باعث میشه یک شخص به سمت وام و قرض و .. بره و بدهکارتر بشه.
من بسته ی ثروت یک رو تهیه کردم اما در این باره به جوابم نرسیدم.
سپاس فراوان استاد.
سلام
به نظرم باور فراوانی مهم ترین باوره و استاد بارها تو خیلی از فایلهاشون بر این باور تاکید دارن …..
به نظرم باور فراوانی خیلی بنیادی و کلیدی هست ……….. وقتی به فراوانی ایمان بیاری ….. یعنی پول فراوونه که تو بتونی باهاش بدهی هات رو بدی ………. یعنی ثروت زیاده و احتیاجی نیست وام و قرض بگیری …… میتونی پول بسازی ………. فراوانی یعنی موقعیت زیاده واسه ثروتمند شدن ……….. فراوانی یعنی هست …. یعنی زیاده ……و اعتقاد به فراوانی یعنی دیگه از حرص و طمع خبری نیست …. فراوانی یعنی فراوووووووونه
سلام استاد گرانقدر
متشکرم بابت ترتیب دادن این مصاحبه
لطفا بفرمایید که برای شخصی که نمیدونه به چی علاقه داره و چند تا ایده ی خوب توی ذهنش هست ، چطور باید بفهمه که رسالتش کدومه؟
و اینکه اگر چند ایده باهم انجام بشه آیا همش به موفقیت میرسه یا مصداقی برای ضرب المثل هرکی همه کار به هیچ کار میشه؟ آیا شما این ضرب المثل رو قبول دارید؟
سلام دوست عزیزم
مهم باور استاد نسبت به ضرب المثل نیست
مهم باور خودتون
سلام
این جمله ی شماست : طفا بفرمایید که برای شخصی که نمیدونه به چی علاقه داره و چند تا ایده ی خوب توی ذهنش هست ، چطور باید بفهمه که رسالتش کدومه؟
به نظرم شما نباید منتظر این باشی که بدونی رسالتت کدومه ………… یکی از ایده ها رو انتخاب کن …. شروع کن …. اقدام کن ….. تو شروع کردن و اقدام کردن متوجه میشی که چه کاری رو دوست داری ………. اقدااااااااااااااااااام کن …………….. منتظر نباش یکی بیاد بگه کدوم ایده بهتره ………… هر کدومو که بهش حس بهتری داری شروووووووووووووع کن
به نظر من رسالتت شروع کردنه ……
من بعد از چند ماه الان کامنت شما رو خوندم
اصلا یادم نیست که استاد درباره ی این موضوع صحبت کرد یا نه!
ولی کامنت شما برای من تاثیرگزار بود
بازم خداروشکر بین چندین گزینه من به دوتا گزینه رسیدم
و الان یکیش رو در حال انجام دادن هستم و اقدام کردم
یکی دیگش فقط مونده که اونم انجام بدم و ببینم احساسم به کدوم بهتره
ممنونم بابت پاسختون
سلام جناب عباس منش
یه سوال خصوصی!
شما هیچوقت از همسر و دخترتون اسم نمیبرید.
اونا هم فرکانس با شما هستند؟
راست میگه
سلام استاد عزیز
استاد یه سوالی هست که چند وقتیه ذهن من رو خیلی مشغول کرده
استاد ببخشید قیمت اون ملک 60 هکتاری چنده ؟ فقط میخوام بدونم شما چقدر سرمایه اون جا گذاشتید که فقط برای تفریح و برای دل خودتون اون زمین رو خریدید و فقط میرید اونجا عشق و صفا میکنید
و اینکه گفته بودید از قایق تفریحی شخصی تون فیلم میگیرید ما منتظر اون فیلمه هستیم
و استاد لطفا از دست آورد هاتون بیشتر و بیشتر و بگید خواهشا تا باور های ما بهتر و بهتر بشه
با تشکر فراوان
سلام
سوال اولتون سوال منم هست خیلی دوست دارم قیمت اون ملک رو بدوونم که اعداد در ذهنم راحتر بشه….سوال دومتون استاد در دوره ی جهان بینی توحیدی گفتم که قایق تفریحی رو پس دادن و دلایلش روهم گفتن …