مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 56


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3492 روز

    سلام استاد مهرباااااااااانم

    استاد بازم دست پر اومدم ،با کلی کشفیات جدید ????

    استاد برای چندمین بار نشستم کتاب روباهایی که رویاها نیستند رو خوندم.6ساعت فقط فصل 3و4 ش که 64صفحه در مورد احساسات بود زمان برد. استااااااااد چقدر من ازش نکااات جدیدی یاد گرفتم که اصن باور نمیشددددم چیز خاصی توش پیدا کنم. با توجه به اینکه نصف محصولات شمارو دارم !!!

    از پریشب تا الان من همش داشتم خودمو واکاوی میکردم و به یک سری از اشتباهات جدیدم پی بردم که جواب سوالاتی که تو این مسابقه ازتون پرسیدم رو گرفتم. که امروز با خوندن کتاب رویاهااااا پاسخهام کاملتر شد.

    من این پاسخهارو مینویسم برای دوستانی که دارن تکامل سایر دوستان رو دنبال میکنن.

    1٫ در مورد اولین چیزی که نوشته بود که من خیلی به قانون چسبیدمو باید رهاش کنم، اتفاقا مشکل من چسبیدن زیاد به قانون نبود.دوستان فکر نکنن زیاد دارم تمرینااات رو انجام میدم !!

    +مشکلم من اینه که حدود 500تا باور ساختم و داشتم زور میزدم همزمان روی همشون کار کنم و نمیشد. اما نمیرسیدم ! اما شما خودتون بارها و بارها گفتید حتی کار کردن روی باورهاتون بصورت تمرکزی باشهه. باید با تمام وجود روی پاشنه اشیلتون کار کنید بعدش برید سراغ بعدی.

    حالا شما فرض کن 500تا باور در مورد خودمو خدا و ادما و سلامتی و ثروت و ازدواج و… نوشتم که همشون باورهای اشتباهم بودن.البته دوستان نگران نشید لازم نیس اینهمه باور اشتباه پیدا کنید بعضی باورها رو با چندتا جمله مختلف نوشتم. ????

    +مشکل بعدیم این بود چون تمرکز نداشتم به تمرینات شکرگزاریو صحبت کردنو نوشتن و تجسم رو قاطی کرده بوده و به هیچ کدوم نمیرسیدم. یعنی واقعااا وقت نمیزااااااااااااااااااااشتم.

    +مشکل من این بود با تمرکز و حواس جمعی روی خودمو خواسته هام یا بحث ثروت کار نمیکردم. 80درصد توجه و انرژی من روی گذشته بود که حالا تو ادامه میگم به چه راه حلی رسیدم.

    +بخاطر همین مشکل من شوروشوقمو از دست داده بودم و احساسم خوب نبود در اکثر مواقع. نصفشو خشمگین بودم نصفشوو بی حوصله.

    +چون ی برنامه خیلی شلوغ پلوغ واسه خودم ریخته بودم که فلان موقع باید فلان کارو کنی،بخصوص در مورد بسته روان شناسی ثروت، اما همش میگفتم خب دیگه الان دیر شده نمیرسم که به همش. از فردا از فردا !!!

    بله دوستان عزیز باید اعتراف کنم که با اینهمه اگاهی هایی که دارم، من فقط تو توهم کار کردن روی خودم بودم و در تعجب که پس نتایج کوووو

    البته بگممممم من مدام دارم کار میکنم از صب تاشب. فایل میبینم. مینویسم. فکر میکنم. دارم رو خودم کار میکنم ولی اصل داستان که بالا در موردشون حرف زدمو انجام نمیدادم.

    ی مشکلمم اینه خیلی فک کنم سخت میگرم و ذهنم خیلی پیچیدست?

    2٫در مورد سوالی که پرسیدم تو جهان بینی توحیدی که گفتین رسیدن اگاهانه به احساس خوب بهتر از احساس خوب همینجوری هست، متوجه نکتش شدم. فکر میکنم نکتش در “تمرکز و توجه” هست. طبق قانون توجه و تمرکز که میگه بسته به شدت و نوع احساسی که بهمون دست میده، همون جنس رو به زندگیمون دعوت میکنیم، وقتی اگاهانه داریم احساسمون رو خوب میکنیم درواقع داریم روی خواسته هامون (منظور فقط اهداف نیستند. منظور چیزای خواستنی و دوس داشتنی هستند. چه اونایی که داریم و چه اونایی که دوس داریم داشته باشیم) توجه و تمرکز میکنیم و در نتیجه اتفاقاتی رو به زندگیمون دعوت میکنیم که باعث احساس خوب بیشتر در ما بشه.

    پس خیلی مهمه که اگاهانه احساسمون رو خوب کنیم.

    3٫ در مورد صلاح و مصحلت که پرسیده بودم تو همین کتاب رویاها جوابمو گرفتم. در مورد خواسته هایی که دوس داریم داشته باشیم یا وقتی میخواهیم اقدام و عملی برای کاری کنیم، اصلا نباید فکر کنیم که خدا میخواد نمیخواد به صلاح هست نیست. چون این باعث میشه اصلا حرکتی نکنیم. اما وقتی که با باورهای درست و ب ایمان و یقین کاریو انجام دادیم ولی به نتیجه مطلوب نرسیدیم اون وقت باید:

    +اول باید فکر کنیم ایا باور اشتباهی در من هست یا نه. اگر بود که بگیم خدراوشکر پیداش کردم درستش میکنم دفعه بعد نتیجه میگیرم.

    +اما اگر باور اشتباهی نداشتم یا نتونستیم پیداش کنیم، ازووووووونجایی که تنها وظیفه ما اینه که احساسمون رو خووووب نگهداریم و از زاویه ای به اون موضوع نگاه کنیم که بهمون حس خوبی بده. اون موقع میتوینم بگیم که : حتماا خیری بوده. قراره بهترش اتفاق بیفته. یعنی این خیر و حکمت داشتن فقططط موقعی که میخواهیم با نگاه و نگرشی متفاوت به موضوع نگاه کنیم که بهمون احساس خوبی بده کارایی داره. و به هیچ وجه قبل از شروع کاری یا در مورد خواسته ای که برامون ایجاد نشده نباید بکارش ببریم.چون ما خودمون خالق زندگیمون هستیم.

    نکته ای هم که در مورد نشانه ها گفتم که بعضی جاها مثال زدین که گفتم شاید نشونست که انجام ندم در واقع نوعی الهام و هدایت درونی هستند که اگر کسی به منبع وصل باشه میتونه تشخیصش بده.

    4٫ مورد بعدی که پرسیده بودم در مورد بخشش:

    داشتم فکر میکردم اگر اتفاقی میفته که دوست نداریم و هیچ جوره نمیتونیم هضمش کنیم چرااا باید خودمون رو بکشیم که بپذیریم؟ مگه داستان این نیست که ما واقعیتهارو خلق میکنیم؟ مگه داستان این نیست که جهان به باورهای من واکنش نشون میده؟مگه داستان این نیست که طوری بهش نگاه کنیم که بهمون احساس خوبی بده؟

    حالا که داستان اینه من میام اینجوری فکر میکنم: اون چیزی که من دیدم و تجربه کردم همه چیز نبود و چیزای دیگه ای هم بودن که من ندیدم و این باعث شد اشتباه کنم. اره. من این باورو میسازم. چون بهم حس خوبی میده. چون باورهامو نسبت ب ادما خراب نمیکنه. چون باعث میشه ارامش داشته باشم. حس خوب داشته باشم. حالا اگر جهان واکنشی هم نشون داد و باور منو تایید کرد که دیگه نور علی نور. که البته طبق اون چیزی که تو جهان هولوگرافیک خوندم که : جهان ی سوپ انرژی جاریه و هرجور نگاش کنی اونجوری شکل میگره، اصلا بعید هم نیست که اونچه که ما دیدیم و تو ذهنمون ساختیم طور دیگه ای بوده باشه.(گاهیم میریم به دیگران تعریف میکنیم و اوناهم هی باور مارو تایید میکنن و از روی نوع نگاه و تفکرشون که از روی تجربه شخصیشون صورت گرفته واس ما نسخه هم میپیچنن و حالمون رو بدتر میکنن!!!). بهترین کارش اینه که به هیچکی تعریف نکنیم که بقیه بخوان مارو قضاوت کنن. تو ذهنمون اونجوری بسازیم که دوست داریم بوده باشه. اینجوری رها میشیم و راحت زندگیمون رو میکنیم.

    من فکر میکردم برای اینکه بزرگ وقوی باشم باید بپذیرم و بگم عیبی نداره و ببخشم!!

    نه اقا جان. من خیلیم مهربون و بخشنده هستم اما میخوام تو این موضوع واقعیت چیز دیگه ای باشه و جهان متفاوت بهم واکنش نشون بده. اصلااا نمیخوام جهانم واکنش خاصی نشون بده. حتی اگر توهمههه دوس دارم تو این توهم باشم و حس و حال و لحظه های خودمو با منطقی فکر کردن خراب نکنم.

    ولی استاد دوس دارم در مورد شادی درونی و احساس خوب بازم بیشتر صحبت کنید. در مورد خودتون بگید. در مورد احساسات درونی خودتون. در مورد لحظات تنهایی خودتون .بخصوص بعداز جدایی از همسرتون که ایا اصلا فکرا و خاطره هاش میومد و چه میکردین؟تکامل توی ازدواج چطوری اتفاق میفته؟ ببعی های زیاد؟???

    در مورد ثروت

    +بزرگترین دلیلی که بعضیا دیرنتیجه میگیرن یا بعضیا زود نتیجه میگرن چیه؟

    در مورد خودم که به این نکته رسیدم که تمرکز و توجه و انرژی من روی پول وثروت کامل معطوف نبوده. اگر هم بوده بازم در جهت بودن و شدن نبوده در جهت نبودن بوده. حس میکنم توجه و تمرکز درونی من که زیادم ازش خبر نداشتم بخاطر ذهن شلوغم، روی این بوده که الان پول ندارم. الان بدهی دارم. الن کار ندارم.

    حس میکنم در مورد بقیه هم همینطوره که با اینکه فرمالیته دارن تمرنیاتو انجام میدن و حتی شاید احساسشو ن خوب باشه اما در درووووووون و در اعماق ذهنشون تمرکز روی نداشتن و نبودن پول و مشکلات هست. و انصافااا خیلی باید حواس جمع بود تا اینو تحت کنترل دربیاری.

    +استاد دوس دارم در مورد سایر بیزنسهاتون بگید. در مرود افرادی یگین که تو همین سایت هستن و به اندازه شما پیشرفت کردن. این دوستان زیاد فعال نیستن. میخوام برامون باور ساخته بشه که فقط شما نبودین کسای دیگه هم که از اموزشهای شما استفاده کردن حداقل به اندازه شما پیشرفت کردن.

    +از بیزنسهاتون لطفا بگین. حس میکنم این باور برای بعضی مث من ایجاد شده که استاد چون تواینکار بوده خیلی رشد کرده . البته میدونم خیلیا تواین حوزه هستن و انگشت کوچیکه شما هم نمیشن . ن از نظر سطح اموزشی ن اوضاع زندگی و مالیشون. میخوام این باور در ما تقویت شه که میشه از جاهای مختلف درامد داشته باشیم. گاهی ته ذهنم میگه این کار خاص بوده یا شما خاص بودین!

    استاد جونی ممنون میشم جواب این سوالاتم بدین. دوستون دارم ??

    من برم اشتباهاتمو برطرف کنم. پیشرفت مالی کنم. پول پولی بشم. ببعی دار بشم.

    بعد میام از نتایجم میگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4271 روز

      سلام

      وای من چه قدر خندیدم خخخخخخخ دمت گردم دختر جون

      +بخاطر همین مشکل من شوروشوقمو از دست داده بودم و احساسم خوب نبود در اکثر مواقع. نصفشو خشمگین بودم نصفشوو بی حوصله

      نصفشو خشمیگن بودی نصفشو بی حوصله خخخخخخخخخخخخ وااااااااااااای این کلمه ی خشمگین و خیلی خوب تو جمله گنجوندی لعنتی خخخخخخخخخخ دارم قهقهه میزنم

      حالا اینو ببین : من برم اشتباهاتمو برطرف کنم. پیشرفت مالی کنم. پول پولی بشم. ببعی دار بشم.

      بعد میام از نتایجم میگم خخخخخخخخ پول پولی بشم ….. ببعی دار بشم ………خخخخخخخخخخخ واااااااااااااای وااااااااااااااای چه قدر خندیدم …..

      ببین دریا خانوم یادته استاد یه فایلی داشت ضبط میکرد بعد آهویی اومد داشت انگشت پای استاد و میخورد خخخخخخخخخخخ واااااااااااااااای استاد یهو گفت شاید باورتون نشه ولی این آهویی داره انگشت پای منو میخوره خخخخخخ

      خیلی خوب بود …….

      شاداب باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        Aida گفته:
        مدت عضویت: 3492 روز

        سلام سمانه ای سمانه ای????????

        وای خدای من چه نشوووووووووونه بامزه ایییییییییییییییی. دیشب داشتم فکر میکردم بیام روی یکی از نظراتت نظر بزارم بهت بگم چقدر نظراتت باز مزست ???? حالا شما اومدی همینو واسم گذاشتی ???

        قانووووووووون جواااااااااااب میده.

        ی جوری جواب میده که امروز داشتم فکر میکردم چرا برای همسایه کناریمون مهمون نمیاااادش. 2ساعت بعدش بعداز مدتها واسشون مهمون اووووووووووومد. یعنی نه تنها قدرت خلق زندگی خودمو پیدا کردم، دارم برای بقیه هم می خَلقم????

        سمانه من خیلی دوست دارم ی بار تو دنیای بیرون ببینم و باهات دوست بشم?

        فکر کنم خیلی باهم دیگه بخندییییییییم. همش مسخره بازی دربیاریم . اونم با قانون ????

        چَکار کنیم؟؟ ???

        بعضی وقتا میام نظراتت رو میخونم و کلی انرژی میگیرم.

        ی عالمه بوس بوسیییییییییییییییییییییی???????

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مسعود آریا منش گفته:
    مدت عضویت: 2991 روز

    سلام استاد گرامی من‌ یک سوال دگه هم داشتم که خیلی منو درگیر کرده استاد در مسیر رسیدند به خواسته ها شما میگین مثلا من خواسته ای رو که داشتم بهش وابسته نبودم و اصلا هم بهم مهم نبود بهش برسم و از زندگیم لذت میبردم در واقعا شما میگفتین منکه خواسته ای داشتم میگفتم شد شد نشد هم نشد حالا سوال من‌اینه که وقتی ما باور می‌کنیم با ایمان صد در صد که به خواسته میرسیم پس چرا بگیم نشد هم نشد. آیا باید همینجور باشیم این قانون ثابت هست ؟یا نه اینکه ما واقعا از زندگی لذت ببریم و مطمئن باشیم این خواسته کنونی نشد ما منتظر چیز بهتری باشیم ؟خلاصه در یک‌کلام به اینگونه میتونیم به خواسته هامون برسیم و اگر با همین احساس خوب ایمان باشیم امکان داره نرسیم به خواستمون یا نه ؟و‌اگر نرسیم پس ما چجور بگیم همچی باوره یکم خواستم این موضوع رو برام باز تر کنید خیلی عاشقتونم من به این راه ایمان کامل دارم اما میخوام تماااام کمبودی هام آروم آروم پز بشن هر چند من از قانون باور خیلی نتیجه گرفتم خوب باید تکاملم رو طی کنم و روز به روز بهتر بشم استاد محترم دوست داشتنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4271 روز

      سلام …. بعضی اوقات من با خودم میگم کاش امروز دوست من خودش بگه سمانه آماده شو بیام بریم بیرون و برای اینکه بهش وابسته نشم میگم اگه نیومد و بیرون نرفتید چی ؟ میگم خب میتونم تو خونه باشم و یه چایی خرما …. یا شیر و بیسکوییت واسه خودم آماده کنم و برم بشینم پای لپ تاپ ….. یا میتونم برم خونه ی آبجیم …….. یا میتونم بگم دوستم بیاد خونمون . تازه داره میره کلاس گیتار ….. اون گیتار میزنه و منم میخونم وااااااااای کلی مسخره بازی …… قراه کنسرتم بذاریم .خخخخخخ منظورم اینه که اگه دوستم بگه کار داره من ناراحت نمیشم و میگم خب برم ببینم ابجی خونه ست که من برم خونه شون کلی میخندیم ….. یا میگم خب حالا که خونه ام میتونم روغن زیتون بزنم به موهام و برم بشینم پای لپ تاپم … جالبش اینه که بعد یکی دوساعت که بهم زنگ میزنه میبینه من اصلا از اینکه براش کار پیش اومده ناراحت نیستم و اتفاقا خیلی هم اوکی ام …..

      دقیقا همین دیروز قرار بود من بعد از سر کار برم خونه …. بعد اون بیاد دنبالم و افطاری بریم بیرون …… من گفتم برم دوش بگیرم یه کم بخوابم با زبون روزه بعدش بیدار میشم و آماده میشم و میریم افطاری بیرون ….. زنگ زد گفت نمیتونه بیاد و طفلک یه کم هم ناراحت بود که حالا این سمانه روزه ست و کاش میشد امشب ببرمش بیرون ولی وقتی زنگ زد من گفتم اوکیه …. یه کم خوابیدم و بعدش بیدار شدم و رفتم سراغ سایتو و اتفاقا کلی نظر تو سایت گذاشتم و اصلا متوجه گذشت زمان نشدم که یهو دیدم یه ربع دیگه اذانه ……

      بعدش شب بهم زنگ زد که مثلا من دلخور نشم که امروز قرار بوده بریم بیرون و منو نبرده …….. من اتفاقا خیلی هم بهم خوش گذشته بود ….. دوش گرفتم …. خوابیدم که با زبون روزه خواب شدیییییدا می چسبه ….. بعدشم کلی نظر گذاشتم تو سایت …… و بعدشم که اذان شد و واسه منی که شکمو هستم دیگه بعد اذان جشن خوراکی های خوشمزه به پا میشه خخخخخخخ

      یه مثال دیگه : من دوست داشتم به یه موقعیت شغلی برسم و این خواسته م بود که تو دفترم مینوشتمش ….. ولی از طرفی واسه اینکه به خواستم نچسبم میگفتم توهمین جایگاهی هم که هستم باید بهترین باشم ….. که واقعا هم هستم …. بهترینم

      همیشه وقتی خواسته ای داری به نظرم باید یه دلخوشی دیگه برای خودت جور کنی …….. مثلا یکی از دلخوشی های من واقعا نشستن پای لپ تاپم هست و فایل گوش دادن …… آبجیم میگه چه طوری میتونی ساعتها پای لپ تاپ بشینی ….. ولی اتفاقا اون لحظات جزو لذت بخش ترین لحظات زندگیمه …….

      به نظرم باید همیشه با خودمون بگیم خب من این خواسته رودوست دارم که بهش برسم ولی اگرم نشد میتونم فلان کار و انجام بدم که به حس خوب برسم …. بعد وقتی اون خواسته انجام نمیشه تو اصلا فرصتی برای ناراحتی نداری چون قبلا به مغزت فرمان دادی که اگه فلان چیز نشد من فلان کار رو میکنم …. بنابر این سریع براش یه جایگزین پیدا میکنی و از اون لذت میبری ….

      شاداب باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        مسعود آریا منش گفته:
        مدت عضویت: 2991 روز

        سلام خدمت ابجی دوست‌داشتنی خانم سمانه محترم یعنی واقعا اگه استاد هم جوابی به این سوال من میداد از این مسائل دور نبود من به عنوان شخص سوال کننده واقعا میگم ابجی خیلی عالیی حالا چطور شد من به جواب شما رسیدم خوب امشب همینجوری هدایت شدم که برم ببینم سوالاتی که دادم چند تا رای و ستاره گرفته که ببینم استاد بنا به رای‌‌ و ستاره ها جوابش رو میده یا نه هر چند قبلا هم از یک فایلی به این سوالم رسیده بودم اما واقعا اینقدر عالی توضیح دادین که من واقعا از قلب ممنون تون هستم ابجی سمانه ? امیدوارم همیشه در‌همین احساس شادی و‌لذت به سر ببرین

        و همچنین به تمااام خواسته هاتونم برسین .

        واقعا خوشحال شدم اینا همه لطف پروردگاره و مایه افتخارم هست بودن با شما دوستان خوبم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    جواد سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 2871 روز

    بنام خدای مهربان

    آیا استاد سید حسین عباس منش نماز می‌خواند؟ آیا روزه میگیرد؟

    خداوند را سپاسگذارم ، از اینکه این فرصت را در اختیار من قرار داد و همچنین از شما استاد گرامی

    سوالی را که پرسیده ام یقین دارم که سوال خیلی از دوستان و همراهان نیز هست.

    خود من وقتی نماز میخوانم (با لفظ عربی) به خداوندی خدا قسم هیچ چیزی از آن نمیفهمم. چون باور دارم خداوند فقط عربی بلد نیست. و اصلا اون حسی که من رو به خدا نزدیک کنه و به آرامش برسم رو ندارم. و از طرفی در باورهایم چیزی به من میگوید (بهتر است بگویم آزارم میدهد): تمام قوانین و حرفهای عباس منش درست؛ ولی نماز چی؟

    اجازه بدین دلیل این سوال رو که چرا پرسیدم و توضیح مختصری از خودم بدم: من مدت یکسال پیش به صورت کاملا اتفاقی با سایت عباس منش آشنا شدم و از فایلهای رایگان شما استفاده کردم ودر عرض مدت سه ماه به نتایج بسیار بالایی دست پیدا کردم. نمیخوام زیاد در این مورد صحبت کنم چون قطعا هممون میدونیم که با عمل به آموزه های استاد چه نتایجی حاصل میشه. و من هم از این قاعده مستثنا نبودم.من هنوز با توجه به شرایط اقتصادی فعلی ام دوره‌هایی که قیمت بالاتری دارند رو تهیه نکردم و شاید شما تو اون دوره ها جواب سؤال منو داده باشین ولی من هنوز بهش نرسیدم. و تا الان از دوره هایی که قیمت پایین تری دارن استفاده کردم و نتایج شگرفی در زندگی ام حاصل شده که به وضوح شاهد آن هستم.

    از آنجایی که تمام سخنان شمارا قبول دارم و به آنها نیز به یقین رسیده ام و هیچگونه شک و تردیدی در صحت گفته هایتان نمی‌یابم و از آنجایی که شما همواره ذکر خداوند را بر زبان دارید و همیشه شکر گزار آن هستید و به عنوان شخصی که مرا به مسیر درست هدایت نمود (بعد از خدا) و قرار است از این پس نیز نفر اول ذهنم در مسیر سعادت بیشتر باشد و به گفته های آن با تمام وجود و بیشتر از قبل عمل نمایم می خواهم بدانم که آیا شخص سید حسین عباس منش نماز میخواند؟ روزه میگیرد؟

    مگر نه این است که نماز ، هم عبادت خداوند است و هم نمونه بارز شکر گذاری . ودر جای جای قرآن نیز صریحا اعلام نموده « و أقیمو الصلاه و أتوا زکاه » ( نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید) منظور من از خواندن نماز این است که: شما همانند سایر مردم روزی سه بار بعد از اذان (حال به افق ایران یا فلوریدا خخخخ) وضو گرفته ، سجاده ای پهن کنید و شیئ از جنس خاک ( مُهر) را برگزینید و با تمام شرایطی که علمای فقه بیان کرده اند (زمین پاک ، لباس پاک ،زمین غصبی نباشد و غیره و غیره و غیره و….) و بالفظ کاااااملا عربی مشغول خواندن نماز شوید؟ و به همین مصداق روزه؟

    استاد عزیز ؛ جوابی محکم و قرص در خور این سوال می خواهم چونکه «من و تو» خوب میدانیم که در این سوال هم باورهای قدرتمند کننده وجود دارد و هم باورهای محدود کننده.

    و من آنقدر به جواب دادن شما به این سوال یقین دارم که به «in god we trust» رسیده ام.

    با تشکر جواد سلیمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  4. -
    ندا نصیریان گفته:
    مدت عضویت: 2984 روز

    سلام استاد عزیزوگرامی وقتی کامنت های جهان بینی توحیدی رو میخونم خیلی اشتیاق فراوان برای خریدش دارم درضمن یه تخفیف 30درصد هم برنده شدم مهلتش تا 20خرداده لطفا راهنمایی ام کنید چطوری جذبش کنم ودراین دوره همسفر شما باشم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سید محسن گفته:
    مدت عضویت: 3746 روز

    سلام استاد عزیز

    من هر بار که شما فایل میدید اون رو هدیه ای از طرف خداوند میدانم و چقدر حس و حال خوبی میدهد

    این فراوانی این نعمتها این برکتها این توکل واقعی واقعا تشکر ،و خداوند هزاران برابرش رو نصیبتون بکنه .

    استاد من هر چی فایل توحیدی گوش میکنم سیر نمیشم

    (((چه کاری انجام بدهیم که اون توکل به االله یکتا انقدر قوی بشود که در هر شرایطی که در هر شرایطی فقط و فقط روی خودش حساب باز کنیم؟؟)))

    با این که میدونم : فقط باید روی الله یکتا حساب باز کنم

    فقط باید از اون بخواهم هدایت ،نعمت،تغییر باورهاو…

    باید ارام باشم و شاد باشم وسپاس گزار داشته هام باشم

    امید داشته باشم و رها کنم رها کنم از روی ایمان با حال خوب

    واسطه ای بین من و خودش نیست

    ربوبیت رو پذیرفتم و دار ه هر روز قوی تر میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4271 روز

      سلام دوست خوبم

      (((چه کاری انجام بدهیم که اون توکل به االله یکتا انقدر قوی بشود که در هر شرایطی که در هر شرایطی فقط و فقط روی خودش حساب باز کنیم؟؟)))

      به نظرم با خدا حرف بزن … تو روزمره های زندگیت باهاش حرف بزن و نظرش رو بپرس … کم کم پیشرفت میکنی …. به جایی میرسی که دیگه دستشو میذاره رو شونهات و میگه بنده جان تو این مورد اینکار رو بکن …. اون قدر واضح بهت میگه که واقعا تو همون کار رو انجام میدی

      دوستان یه بار از یکی پرسیدم اگه خدا بهت میگفت مثل ابراهیم زن و بچه ی تازه به دنیا اومده ات رو تو بیابون بی آب و علف رها کن این کار و میکنی ؟ گفت اگه همون طوری که به ابراهیم گفته . اون قدر واضح و بی پرده به منم بگه آره این کار و میکنم …..

      منظورش این بود که خدا وقتی میخواد با ما حرف بزنه یه مدلی تو لفافه و پشت پرده و گنگ با ما حرف میزنه که ما هیچی نمیفهمیم ولی وقتی میخواد با ابراهیم یا بقیه پیامبرا حرف بزنه خیلی واضح جبرییل میاد میگه و میره … دقیقا یه جمله ی صریح و واضح رو میگه ….. تو لفافه نیست … با ابهام نیست ….. دیدم راست میگه ………. اگه منم باشم و بدونم این واقعا جبرییله یا اینکه این حرف واقعا

      حرف خداست خیلی راحت تر حرفشو میپذیرم تا اینکه یه ندای گنگ و مبهم تو درونم بگه فلان کار رو انجام بده

      اما حالا که با قانون بیشتر آشنا شدم و با خدا بیشتر دوست شدم میبینم الآنا خیلی واضح تر باهام حرف میزنه قبلا باید درباره ی حرفاش فکر میکردم ونمیفهمیدمش اما الان انگار خدا به من هم یه جمله میگه ….. انگار حاشیه ها کنار رفته و من به وضوح صدای ندای درونم رو میشنوم ….

      فقط باید تمرین کنی …. اولش سخته ….. ولی مثل هرررر کار دیگه ای باید تمرین کنی و تو این زمینه قوی شی ….. وقتی یه ندایی واضح و محکم بیاد بهت بگه قفس آهویی رو باز کن …. بله خیلی راحت بهش اعتماد میکنی …. وقتی رو خودت کار میکنی …. انگار خدا خیلی واضح تر باهات صحبت میکنه و دقیقا بهت میگه بنده جان فلان کار رو انجام بده ….. بنده ی من الان این کارو انجام بده ….. بنده جان یادت باشه تنها منبع نیرو و قدرت تو دستای منه هاااااا ………….. و همه چیز واضحه … وقتی تا این حد واضحه خیلی خیلی راحته که به حرفش گوش بدی

      خدا به همون وضوح که با پیامبر حرف میزده با ما هم حرف میزنه ….. خدا به زنبور عسل هم وحی میکنه ….. با همه حرف میزنه …. فرستنده همیشه هست …. ما باید رو دستگاه گیرنده مون کار کنیم تا قوی شه تا بدون خط و خش پیامهای خدا رو دریافت کنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        سید محسن گفته:
        مدت عضویت: 3746 روز

        ممنونم دوست خوبم

        انشالله به بهترینها برسی

        واقعا همه چیز یکتا پرستیه

        ادم بعضی چیزارو میدونه ولی دلش میخواد یکی دیگ بازهم بهش گوش زد کنه مثل سانتیاگو در کیمیاگر

        به نظرم توحید که شکل بگیره

        همه چیز شکل گرفته

        والله یکتا پله پله هدایتمون میکنه

        میدونی

        تکامل میخواهد

        یک شبه هیچ چیز رخ نمیدهد

        تمرین تمرین تمرین

        در پناه رحمه للعالمین

        در پناه امن ترین و شاد ترین و ثروتمندترین و وهابترین و …باشیم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    سيد علي خباز گفته:
    مدت عضویت: 3790 روز

    سلام استاد ممنون از اینکه این فرصت خوب رو در اختیارمون گذاشتید و هر بار که فایلی از شما می بینم کلی انرژی میگیرم

    سوالی که الان به ذهنم اومد اینه که من چطور باید جاهایی که لازمه اون ذهن منطقی رو خاموش کنم و بتونم به اون حسی که به شما گفته میشه برسم من ذهنم تو این قضیه خیلی مقاومت داره که مگه میشه آدم بخواد رو حسش بره جلو و از این حرفا… میخوام بدونم شما چطوری تونستید اوایل کار به این حس برسید؟

    و سوال بعدیم اینه که من خیلی فاصله بین فکر، تصمیم گیری، ایده ها با عملم زیاده و چیکار کنم که به اون عمل کردنه بتونم بهتر برسم؟و جسارتا نظر من اینه که اگه بعد از گفتن باورهای مناسب که به نظر من خیلی مهمه به این که چطور به اون عملکرد برسیم هم بپردازید خیلی کمک کننده است

    بی نهایت ممنونم ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4271 روز

      سلام به روی ماه همه

      سلام دوست خوبم

      به نظرم با خدا حرف بزن … تو روزمره های زندگیت باهاش حرف بزن و نظرش رو بپرس … کم کم پیشرفت میکنی …. به جایی میرسی که دیگه دستشو میذاره رو شونهات و میگه بنده جان تو این مورد اینکار رو بکن …. اون قدر واضح بهت میگه که واقعا تو همون کار رو انجام میدی

      دوستان یه بار از یکی پرسیدم اگه خدا بهت میگفت مثل ابراهیم زن و بچه ی تازه به دنیا اومده ات رو تو بیابون بی آب و علف رها کن این کار و میکنی ؟ گفت اگه همون طوری که به ابراهیم گفته . اون قدر واضح و بی پرده به منم بگه آره این کار و میکنم …..

      منظورش این بود که خدا وقتی میخواد با ما حرف بزنه یه مدلی تو لفافه و پشت پرده و گنگ با ما حرف میزنه که ما هیچی نمیفهمیم ولی وقتی میخواد با ابراهیم یا بقیه پیامبرا حرف بزنه خیلی واضح جبرییل میاد میگه و میره … دقیقا یه جمله ی صریح و واضح رو میگه ….. تو لفافه نیست … با ابهام نیست ….. دیدم راست میگه ………. اگه منم باشم و بدونم این واقعا جبرییله یا اینکه این حرف واقعا

      حرف خداست خیلی راحت تر حرفشو میپذیرم تا اینکه یه ندای گنگ و مبهم تو درونم بگه فلان کار رو انجام بده

      اما حالا که با قانون بیشتر آشنا شدم و با خدا بیشتر دوست شدم میبینم الآنا خیلی واضح تر باهام حرف میزنه قبلا باید درباره ی حرفاش فکر میکردم ونمیفهمیدمش اما الان انگار خدا به من هم یه جمله میگه ….. انگار حاشیه ها کنار رفته و من به وضوح صدای ندای درونم رو میشنوم ….

      فقط باید تمرین کنی …. اولش سخته ….. ولی مثل هرررر کار دیگه ای باید تمرین کنی و تو این زمینه قوی شی ….. وقتی یه ندایی واضح و محکم بیاد بهت بگه قفس آهویی رو باز کن …. بله خیلی راحت بهش اعتماد میکنی …. وقتی رو خودت کار میکنی …. انگار خدا خیلی واضح تر باهات صحبت میکنه و دقیقا بهت میگه بنده جان فلان کار رو انجام بده ….. بنده ی من الان این کارو انجام بده ….. بنده جان یادت باشه تنها منبع نیرو و قدرت تو دستای منه هاااااا ………….. و همه چیز واضحه … وقتی تا این حد واضحه خیلی خیلی راحته که به حرفش گوش بدی

      خدا به همون وضوح که با پیامبر حرف میزده با ما هم حرف میزنه ….. خدا به زنبور عسل هم وحی میکنه ….. با همه حرف میزنه …. فرستنده همیشه هست …. ما باید رو دستگاه گیرنده مون کار کنیم تا قوی شه تا بدون خط و خش پیامهای خدا رو دریافت کنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        سيد علي خباز گفته:
        مدت عضویت: 3790 روز

        سلام دوست عزیز

        ممنونم از اینکه توجه کردید و به سوال من جواب دادید قطعا از صحبت هایی که نوشتید نهایت استفاده رو میکنم و صد در صد مفید بوده

        باید سعی کنم تمرین کنم ولی خیلی مقاومت دارم و اصلا فرق بین اون الهام درست با الهامی که درست نیست رو نمیفهمم میدونم که الهام درست حس بهتری هم داره اما یه موقع هایی واقعا نمیشه تشخیصش داد و اینکه خیلی موقع ها این فکر میاد که اینا همون چیزایه که تو مغز خود منه و به الهام ربطی نداره چون یکم فکر کردم بهش رسیدم… و واقعا نمیدونم چی درسته

        نمیدونم الهام باید یک چیز جدید باشه یا باید همون چیزایی که خودم میدونم باشه و اصلا نمیتونم بفهممش

        و اگه بخوام صادقانه بگم نه اینکه بخوام موج منفی بدم اینه که من یه دو سه باری تست کردم که اعتماد کردم که تو اون لحظه بهم برسونه که باید چیکار کنم یا چی بگم اما اون لحظه هیچی نیومده

        نمیدونم شایدم روش من غلط بوده

        به هر حال ممنون از توجهتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    علی کریمی گفته:
    مدت عضویت: 3092 روز

    سلام و عرض احترام به همگی

    استاد من به تازگی به این خانواده ی پر از عشق پیوسته ام

    تو این چند روز تعطیلی اکثر فایلهای رایگان شما رو گوش دادم تا بدین جا به 2 تا تناقض رسیدم تو صحبتاتون که البته شاید زیاد از نظر بعضی ها مهم نباشه ولی از نظر خودم برام مهمه چون دارم باور ها مو عوض میکنم.

    اول اینکه در فایل اعتماد به نفس گفتید حق الناس در قرآن وجود نداره ؟؟؟

    با جستجو در اینترنت فهمیدم آیه هایی با این مضمون موجود هست مثل آیه 282 بقره. که خدا خیلی براش مهمه که موجب نگرانی دیگران نشویم و بهشون آسیبی نرسونیم لطفا بیشتر این مسئله رو توضیح بدین.

    دوم تو فایله خالقه زندگی گفتید مراجع تقلید زندگی سر شار از ثروتی داشتند و آقای بهجت رو مثال زدید که ایشان با تحقیقی که انجام دادم در تنگنا ی مالی زندگی میکردند و اکثر مراجعی که میشناسیم به همین شیوه زندگی میکردند که با توضیحاتی که شما در باره ثروت میدهید و زندگی این افراد به تناقض رسیدم

    ممنون میشم این مسائل رو برام روشن کنید . بسیار ممنونم از شما که زندگیتونو صرف آگاه شدن مردم میکنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    محمد ظهروند گفته:
    مدت عضویت: 3280 روز

    سلام استاد عزیز.بنده سالها پیش بعد از نماز خوندنهای سروقت و حرام خدارو حرام دونستن و حلال خدا رو حلال دونستن و روزه گرفتن و باور این رو داشتن که من میتونم به خدا نزدیک بشوم یه چند روزی حالی عجیب بهم دست داده بود و اون هم اینکه بعضی وقتا که میومدم بگم من مثلا اینکارو کردم میدیدم منی وجود نداره و خود اوست در خودم و تا میخوام بگم من نمیتونستم چون خودش بود و ظاهر میشد در ذهنم بگم در دلم بگم در جانم بگم انگار خود خدا بود خیلی حس و حال عجیبی بود حالا سوال من اینجاست آیا شما هم میگید ندایی درونتون میگه اینکارو کن و اون کارو نکن این حسست و حاله یا نه یا اینکه من راهو اشتباه رفتم و خدای شما چیز دیگریست یا چیز دیگری متوجه شدید.و دومین سوال من اینکه آیا شما نماز و روزه میخونید و میگیرید.ممنون میشم جواب بدید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      سعید کمره ای گفته:
      مدت عضویت: 4126 روز

      سلام دوست عزیز.

      اینکه شما به این دید رسیدید که در پس هر کار و چیزی خدا رو میبینید واقعا عالیه. وقتی پشتتون رو به خدا میسپارید دیگه هیچ نیازی به خلق خدا ندارید و آروم میشوید. دیگه شتاب زده و مضطرب از انجام کارها نیستید.

      ولی الهامات یه حس دیگه ای هست. سخته توضیح ش ولی یه مقدار شو برات میگم.

      وقتی با منبع اصلی ت همسو میشی. بستگی داره چقدر روی خودت کار کنی ولی بعضی وقتها یه دفعه یه فکری. حرفی. ایده ی. وارد ذهنت میشه. یا یه نوشته روی دیوار یا یه نوشته داخل یک کتاب یا خیلی چیزای دیگه اون چیزی که دنبالشی رو بهت نشون میده. خیلی سخت میشه توضیح داد ولی کامل تر تو بسته قانون آفرینش قسمت 10 هستش میتونی از اونجا استفاده کنی.

      موفق باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    علی غلامپور گفته:
    مدت عضویت: 3116 روز

    سلام خدمت استاد عزییییزززززم

    سوال من اینه که سریع ترین و راحت ترین و پر تاثیر ترین راه تغییر باور چیست؟

    و یه سوال دیگه باور های ما مهمتره یا احساسات ما در زندگی و اگه میشه در موردش توضیح بدین؟

    از خداوند سپاسگزارم که من رو با شما اشنا کرده

    موفق و پیروزتر از دیروزتان باشید …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      سعید کمره ای گفته:
      مدت عضویت: 4126 روز

      سلام دوست عزیز.

      سوال دوم تون. شما اگه بخواهید به خواسته هاتون برسید باید با خدای وجودتان همسو شوید. احساس شما زمانی که خوب است شما همسو با منبع اصلی وجود تون هستید و وقتی احساس شما بد است شما مخالف جهت در حرکت هستید. احساسات شما مثل یه راهنما همیشه در حال نشان دادن مسیر شما عمل می‌کند. و برای رسیدن به موفقیت هر دو از اهمیت بالایی برخوردار هستند.

      و اما باورها شما زمانی که به دنیا آمدید در هماهنگی کامل با منبع اصلی یعنی خدا بودید ولی در مورد زمان شما با باورهای پدر ومادر و اطرافیان تون باور تون شکل جدیدی گرفت و باورهای رو که میدانستیم رو فراموش کردیم. اگه شما همون باورها و آگاهی های قبل تولد رو باورسازی کنید به راحتی به تمام خواسته هاتون میرسید.

      موفق باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: