مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 55 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه













باعرض سلام خدمت دوستان واستادخوش تیپ وتوانمندم.
سوال1اینکه برای ذبح گوسفندآموزش خاصی دیده اید؟
2.اگه امکانش هست ازخودسرچشمه که آبش روانه ی دریاچه میشه یه تصویری نشان دهید.
3.اگه امکانش هست ازویلای 60هکتاری یک فایل تصویری بزارید.
4.خیلی دوست دارم داخل خونه چوبی که کناردریاچه هست روهم ببینم.البته اگه امکانش هست
5.اینکه چگونه اجازه بدهیم به خداکه هدایتمون بکنه.کمکمون بکنه.درهارو به رویمون بازبکنه
ممنونم که به من یاددادی که درموردهمه چیز میشه به خدااعتمادکرد
ممنونم که به من یاددادی که بیشتردرطبیعت باشم.
وممنونم که به من یادآوری کردی درمورد فراوانی(این باردرموردبزهاوگوسفندهاوچندقلوزایی بودن وسوددرسودبودن آنها)
همیشه شادوسالم درپناه الله یکتاباشید.دوستتون دارم?????
با سلام خدمت دوستان و آقای عباسمنش
اگر یادتون باشه تو یکی از فایلهای قدیمیتون (اون موقع که تو ایران بودید)قول داده بودین یک برنامه یا پکیج جدید در مورد توضیح آیات قرانی تهیه کنید و گفته بودید بزودی یک خبر عالی در این مورد خواهید داشت. میخواستم بدونم این پکیج در چه مرحله ای است .آیا تولیدش می کنید یا کلا منتفی شده.
یا تشکر از شما و تیم عالیتون
سلام
من خلاصه سوال می فرستم تا راحتتر و سریعتر بخونید
استاد روزه کاملا مشخص شده در قرآن ذکات هم همین طور و مسائلی دیگر دقیق گفته شده
سوال
منظور از نماز مراقبه با رب در سکوت و گوش دادن به او هست یا این چیزی که بعد ها پیامبر برای ما تعیین کردند یعنی باید حتما به اون صورت خوانده بشود ؟
سلام استاد گرامی!من برای اولین باره که تو سایت نظر میذارم امیدوارم جواب بدید.
1:آیا شما توی بازار ارز دیجیتال هم سرمایه گذاری کردید مثلbitcoin و بقیه کویین های رایج و نظرتون در مورد سرمایه گذاری روی بیت کویین چیست .
2:من چند سالی هست که از فایلهای رایگانتون استفاده میکنم و باید بگم هیچ تعغیری تو زندگیم بوجود نیامده تازه خیلی خیلی بدتر هم شده الان تو بدترین شرایط هستم از لحاظ مالی چطور میتونم ازین وضع رهایی پیداکنم؟
3:آیا استاد عزیز شما روزه هم میگیرید وقتی در فلوریدا هستید تو خونتون هستید .تشکرهمه ی اعضای سایت و استاد گرامی.
ادامه 100 نکته پنجم پیام قبلی ?????
24- جلسه پنجم
بخش اول
موضوع جلسه: چه زمانی به خواسته ام می رسم؟
خیلی ها فکر می کنند، روش رسیدن به خواسته ها، یعنی دانستن یک روش خاص درباره تجسم، تکرار یک عبارت تاکیدی خاص یا انجام یک مراقبه خاص و… است
آنها فکر می کنند، اگر تکنیک های خاصی درباره تجسم بدانند یا آن عبارات تاکیدی خاص را بیابند یا آن روش خاص را در مراقبه فراگیرند، دیگر می توانند به خواسته شان برسند.
اما اگر قوانین جهان را درک کنیم، دیگر به دنبال تکنیک های خاص برای تجسم، مراقبه، نوشتن و … نیستیم بلکه تنها کارمان تلاش ذهنی زیاد برای هماهنگی با آن قوانین است. زیرا درک می کنیم که جهان به گونه ای طراحی شده که فقط بر اساس آن قوانین بدون تغییر عمل می کند.
درک این موضوع، نه تنها ما را به خواسته ها مان می رساند، بلکه کمک می کند که از بودن در مسیر خواسته هامان لذت ببریم.
پروسه شکل گیری خواسته ها و چگونگی تجربه آنها:
خواسته های ما در در اثر برخورد با ناخواسته هایی بوجود می آید که در مسیر تجارب زندگی با آنها مواجه می شویم. همیشه برخورد با تضادها، موجب شکل گرفتن خواسته های بسیاری می شود.
اما پروسه رسیدن به خواسته، کاملاً متفاوت از شکل گیری آنهاست. یعنی زمانی خواسته هایی که از طریق تضاد شکل گرفته اند، مسیرشان را به زندگی ما پیدا می کنند که، بتوانیم با ساختن باورهای قدرتمند کننده و هماهنگ با آن خواسته ها، به مدت طولانی تر در احساسِ بهتر، بمانیم.
ماموریت این جلسه، توضیح قوانین کیهانی درباره خواسته ها و نیز آموزش چگونگی ساختن باورهای هماهنگ با خواسته هاست. به نحویکه بتوانید وارد مسیر خواسته های تان شده و از این مسیر لذت ببرید.
زیرا به اندازه ای که مهارت رسیدن به احساس بهتر را می آموزید، موانع را از سر راه خواسته ها بر داشته و به آنها اجازه ورود می دهید.
به اندازه ای که می توانید خود را در احساس خوب پایدار نگاه دارید، خواسته هایی را تجربه می کنید که از طریق برخورد با ناخواسته ها ایجاد شده اند.
این قانونش است.
سرفصل های بخش اول- جلسه پنجم:
موضوعاتی که در این جلسه توضیح داده شده است:
فرمول نهایی رسیدن به خواسته ها
تفاوت تلاش آگاهانه برای ایجاد احساس خوب و احساس خوبِ ناآگاهانه
نقش باورهای قدرتمند کننده در رسیدن به احساس خوب
راه کارهایی برای رسیدن به احساس بهتر به مدت طولانی تر
مراحل ساختن باورهای هماهنگ با خواسته
نمونه هایی از باورهای مغایر با خواسته
نمونه هایی از باورهای هماهنگ با خواسته
عواملی که مانع رسیدن به خواسته ها می شود
چه اهداف و خواسته هایی باید به کلی کنار گذاشته شود؟
چگونه می توان سرعت رسیدن به خواسته ها را افزایش داد؟
آیا می توانیم دیگران را به خواسته های شان برسانیم؟
25- با رسیدن به خواسته هاتون به احساس بهتر نمیرسید ، با رسیدن به احساس خوب به خواسته هاتون میرسید
26- فقط یه نکته ای رو میخواستم یادآوری کنم که استاد تو فایل معرفی دوره گفتن، لینکشم براتون زیر میزارم…
https://abasmanesh.com/fa/introduction-of-the-monotheistic-worldview-course-1
اون نکته هم این بودش که فقط از آموزشهای استاد استفاده کنیم، من خودم هم قبلنا کتاب گفتگو با خدا رو خونده بودم، قبل از آشنایی با این سایت…
و کتابهایی که دوستان از اساتید بزرگ دیگه معرفی میکنن…
در این که کتابهای فوق العاده تاثیر گزار و مناسبی هستن و در فرکانس بالایی نوشته شدن حرفی نیست…
ولی هر نویسنده باورها و فرکانسهای خودش رو داره …
من خودم هر چی داشتم و نداشتم از کتابهای دیگه، گذاشتم کنار…
اون قسمتی رو که استاد میگن وقتی داری رو خودت کار میکنی، حتی اگر موضوعی قرار باشه بهت گفته بشه و من نگفته باشم، نگرانش نباش، بهش هدایت میشی…رو خیلی دوست دارم…
استاد تو فایل معرفی دوره تاکید داشتن که اگر میخواین از دوره های من نتیجه بگیرین، فقط باید از اون دوره ها استفاده کنیم، اگر میخواین بهتر نتیجه بگیرین، خیلی خوب و بهتر و سریعتر به خواسته هاتون برسین، میخواین زندگیتون در همه جنبه ها سرشار از نعمت باشه …. بهتون پیشنهاد میکنم … “فقط با من باشین” و از آموزشهای من استفاده کنین و نه هیچ کتابی نه ایرانی نه خارجی…
فایل معرفی دوره جهان بینی توحیدی رو خیلی دوست دارم…
خیلی خیلی خیلی نکته های مهمی رو توش گفتین…
فقط خواستم یادآوری کنم…
“” اون قسمتی رو که استاد میگن وقتی داری رو خودت کار میکنی، حتی اگر موضوعی قرار باشه بهت گفته بشه و من نگفته باشم، نگرانش نباش، بهش هدایت میشی…رو خیلی دوست دارم… “””
27- من و همسرم به شدت باور داریم که وقتی برای خریدی اقدام میکنیم خداوند درهای نعمتش رو به رومون باز میکنه و این باور خیلی کمکمون کرده و دیگه اینکه سعی میکنم برای هر خواسته ای پافشاری زیاد نکنم و من از خدا میخوام و بعد میگم خدایا خودت هرطور که میدونی راهش رو بهم نشون بده و منو برای رسیدن به خواسته ام هدایت کن و زیاد نمیشینم دو دوتا چارتا کنم و میگم دستای خدا زیاده برای اینکه منو به هدفم برسونه و خودش نعمت و ثروت رو وارد زندگیم میکنه. صد در صد همه چیز به باورهای ما بستگی داره من خیلی تلاش میکنم که وهابیت خدارو باور کنم البته وهابیت خدا یقیین مطلقه اما باورهای من محدوده و من برای اینکه مدام به خودم یادآوری کنم وهابیت خداوند رو تک تک نشونه ها رو دنبال میکنم مثلا یه مورچه که غذا روی دوششه و داره میبره برای انبار کردن برای من نماد بزرگی از وهابیت خداونده دخترم خیلی خورده بیسکوییت و مغزه بادوم و گردو خورد میکنه دور اتاق میریزه اگه دوروز جارو نزنم مورچه ها جمع میشن و برای انبار غذاشون اقدام میکنن و من با عشق نگاهشون میکنم و میگم ای جان دلم به وهابیت خدای موجودات که حتی رزق یه مورچه میتونه از دستای کوچولوی دختر من تامین بشه و دستای نازش میتونه دستی از دستای خدا بشه برای رزق این موجود کوچیک و به خودم میگم ما هم در برابر کائنات و کیهان مثل یه مورچه ایم که خدا از راههای زیادی رزق و روزی و ثروت رو وارد زندگیمون میکنه و فقط کافیه باورش کنیم و این طوری سعی میکنم باورهامو تقویت کنم.
28- همین لذت بردن رو گرو نگیریم برای رسیدن به خواسته ها…
29- استاد تک تک جملات این فایل رو باید با طلا نوشت میدونی استاد وقتی داشتم فایل و نگا میکردم حس کردم خدا کنارمونه و با لبخند و با چشماش اشاره میکنه میگه گوش کن ببین عباس منش چی میگه..یه حس تایید عمیق از حرفهای شما
چه روزهایی رو با استرس اینکه کتابمو نخوندم تجسسمم رو انجام ندادم عبارات تاکیدی مو نگفتم و اینکه گاهی از نوشتن خسته میشدم سپری کردم …و چه زیبا شما تیرو به هدف زدی استاد،دقیقا مثل همون راهنمایی که میدونه تو ذهن رهجوش چی میگذره…استاد انگار از بند رها شدم…میخوام باور بسازمو لذت ببرم…گرو کشی هم نکنم…لذت ببرم فقط برای لذت بردن و خوش بودن نه رسیدن به خواسته ها
استاد من چطور خدارو شکر کنم….چطور…
انقدر این فایل نکته داره که خودش به تنهایی یه محصوله…و ارزشس بی نهایته
30- استاد اون قسمت که گفتید خواسته ها بوووم بووم بوووم از درو دیوار وارد زندگیتون میشه رو خیلی دوست داشتم
واقعا استاد باید رها کردو لذت برد.یعنی عاشق این خدام که قانونش مجبورت میکنه لذت ببری….(منظورم از مجبور اون اجبار و زور نیست)معمولا قانون های دنیا یه حس اجبار دوست نداشتنی رو دارن حالا نه همشون ولی اکثرا….ولی قانون کیهانی خداوند مجبورت میکنه لذت ببری و جالبه اهرم انگیزه دهندش خواسته هامونه….یعنی خدایا هیچ جوره نمیشد ماهارو گوشمونو بپیچونی که لذت ببریم از زندگی
نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه
یعنی خدا میگه ببین بنده ی من….بایددددددد خوش و خرم و سرمست باشی….وسلام بقیه چیزا خودش میاد
31- با دیدن جلسه پنجم این دوره مفاهیم جدیدی رو شنیدم ، البته فقط شنیدم و حس خوبی نسبت به این آگاهی های جدید داشتم ، تا درک کردن کاملشون فاصله زیادی دارم ، باید بارها و بارها این فایل رو ببینم و بشنوم ، قبل تر ها گاهی با انجام تجسم یا دیدن فیلم آرزوهام شاید مواقعی احساس خوبی نداشتم و خودم هم اذیت بودم و خودم رو در چارچوب حصاری قرار داده بودم که فکر میکردم باید حتما حتما این کارها انجام بشه تا من به خواسته هام برسم ، خودم هم گاهی به خودم نهیب میزدم که بابا چرا انقدر خودتو متعهد میکنی به این تجسم ها و نوشتن آرزوها بصورت روزانه و … ، راستش خودم هم فکر میکردم اون اثر اساسی که باید بزاره رو نمی زاره ولی چون تعهد به انجامش داشتم حتی گاهی با احساس نه چندان خوب هم انجامش میدادم اما الان فهمیدم که راه رو داشتم اشتباه میرفتم
وقتی به سوابق دستیابی خودم به آرزوهام در گذشته می پرداختم میدیدم که من در مورد خیلی هاشون اصلا تجسمی نداشتم و شاید خواسته م با یک تضاد خیلی ساده و یک دفعه ای بوجود آمد و بعد هم دیگه زیاد به خواستم فکر نکرده بودم ولی در زمان مناسبش به راحتی به خواسته رسیده بودم یا مثلا چندوقت پیش داشتم ویدئویی رو میدیدم از ده نفر ثروتمند ایرانی در جهان و داشتم در موقع دیدن ویدئو به این فکر میکردم که یعنی همه اینها این مراحلی از تجسم رو که الان ما داریم انجام میدیم رو انجام دادن ؟ و قلبم میگفت نه !! اونها فقط خواسته هاشون با باورهاشون هم سو و همجهت بوده ، همین ! احتمالا خواسته هاشون با هزاربار نوشتن و تجسم کردن و درگیر کردن خودشون هم شکل نگرفته باشه و خیلی راحت از دل یک تضاد خواسته شون برای لحظه ای در ذهنشون شکل گرفته و تمام و بعد هم در مسیر خواسته هاشون قرار گرفتن و تکامل رو طی کردن و خواسته رو لمس کردن و بدست آوردن
به همین سادگی ،
و دستیابی به خواسته های من در آینده هم به همین سادگی هست ، کافیه باورهای مناسبی براشون بسازم و احساسم رو در لحظه به لحظه زندگی خوب و عالی نگه دارم و آگاهانه ذهنم رو کنترل کنم و نشانه ها رو جدی بگیرم و ادامه بدم و در عین حال رهای رها باشم ، همین ، ولی همین یک جمله درک و عمل کردنش یک دنیا مهارت میخواد ، مرز رسیدن به خواسته و نرسیدن به خواسته همین حفظ تعادل بین رها بودن و خواستن بدون رهایی هست ، مثل بادبادک هوا کردن هست ، اگر خیلی نخ رو رها کنیم ممکنه نخ لنگر بندازه و تسلط روی کنترل بادبادک از دست بره و اگر خیلی هم نخ رو سفت نگه داریم ممکنه با فشار باد ، بادبادک به فنا بره ، من این مرز رو اینطوری در ذهنم تعریف کردم
اخیرا خودم هم گاهی فکر میکردم این تجسم کردن و نوشتن اهداف روزانه م به این شدت داره برام چسبندگی به خواسته رو بوجود میاره که با دیدن این جلسه متوجه شدم درست فکر میکردم
خلاصه این فایل فوق العاده عالی بود و انگار بار سنگینی از روی ذهنم برداشته شد و حس رهایی رو بیشتر تجربه کردم و میکنم
باید بارها و بارها این فایل رو انقدر گوش کرد تا در لایه لایه های ذهنم رسوب کنه ، هرچی گوش کنم کمه
32- استاد جونم شما در دوره ی ثروت 3 تاکیید میکنید که از زندگی لذت ببریم و هر کاری که الان دم دست هست و فکر میکنیم که خوشمون میاد ازش بریم واردش بشیم و مطمعنا هدایت میشیم در طول مسیر و راه ها باز میشه و کم کم میریم در مسیری که عاشقش باشیم.
هم چنین در جای دیگه ای از ثروت سه شما فرمودید که کلا سخت نگیریم و به شغلمون مثل مرگ و زندگی فکر نکنیم بریم واردش بشیم و از دور نایستیم بهش نگاه کنیم و بریم و تجربه اش کنیم اگر دوست داشتیم ادامه بدیم و اگر دوست نداشتیم خیلی راحت میتونیم سوییچ کنیم.
33- جول اوستین:«شما دی ان ای خداوند بلند مرتبه را دارید
خون پادشاهی در رگ های شما جریان دارد»
قسمتی حرفهای داداش حسین در جلسه پنجم:
مهم لذت بردن از مسیر هست.سعی کنیم در هرلحظه از زندگیمون لذت ببریم فکر نکنیم رسیدن به خواسته ها باعث لذت بردن از زندگی میشه
تا وقتی نتونیم از زندگی لذت ببریم به خواسته هامون نمی رسیم حتی اگه به ظاهر به یه چیزایی برسیم اونا باعث خوشبختی و شادی و نعمت ما نخواهد شد باعث دردسر ما خواهد شد
چه خواسته هاتو یک بار تجسم کنی چه هزار بار تجسم کنی چه صد بار در طول روز بنویسی چه یکبار بنویسیشون
زمانی وارد زندگیت میشن :
که تو هماهنگ شده باشی با خودت
که باورهای مناسب رو در ذهنت تثبیت کرده باشی درباره اون خواسته ها
که در حال لذت بردن از هرآنچه که داری هستی
دنبال یه تکنیک و ورد و جادو و چیز جدیدی نباش
کی به خواسته ات میرسی؟
وقتی احساس خوبی داری
وقتی آرامش داری
وقتی حالت خوبه
وقتی در حال لذت بردن از زندگی ات هستی
وقتی شادی
وقتی امید داری
وقتی شور و شوق داری
وقتی ذوق داری
وقتی احساس سبک بالی می کنی
وقتی احساس می کنی مورد لطف و رحمت پروردگار هستی
وقتی خودت رو دوست داری
وقتی عاشق خودت هستی
اونوقت که در مسیر دریافت خواسته ات قرار می گیری
هرچی سعی کنی احساس خوبی داشته باشی خواسته هایی که با تضاد ها بهش برخوردی وارد زندگی ات میشن
نقش باورها در رسیدن به احساس خوب:
تنها راه اینکه همیشه حالت خوب باشه احساست خوب باشه اینه که باورهای مناسب داشته باشی چون افکار پشت سر هم تغییر می کنن خیلی زود ذهنتون به هم میریزه خیلی زود نجواهای شیطان شروع میشه راهش اینه که باورهای مناسب ایجاد کرده باشید و با تکرار اون باورها به احساس بهتر دائمی برسید.
وقتی روی باورهاتون کار می کنید در زمان های طولانی تری احساس بهتری دارید نسبت به زمانی که به کمک عامل بیرونی می خواهی به احساس بهتر برسی. البته کمک گرفتن از عامل بیرونی برای رسیدن به احساس بهتر خوب است اما موقتی است
فرق هست بین فردی که آگاهانه می خواد احساسش رو خوب کنه با فردی که علی بی غم و الکی خوش هست همیشه.
پیشرفت فردی که آگاهانه تلاش میکنه برای رسیدن به احساس بهتر بسیار بسیار سریع تر خواهد بود نسبت به فرد یکه همیشه حالش خوبه.
بایدآگاهانه از قوانین استفاده کنیم چون خیلی خیلی نتیجه بخش تر هست.
همه چی باوره همه چی باوره،برای رسیدن به احساس خوب پایدار که نتیجه احساس خوب رسیدن به خواسته هاست و دریافت نعمت هاست ««بهترین و سریع ترین و راحت ترین و قطعی ترین راه تغییر باورهاست»» و ایجاد باورهای قدرتمند کننده که با اون باورها سعی میکنیم نجواهای ذهنی رو کنترل کنیم و احساس بهتری داشته باشیم.
در مورد هر موضوعی با این دیدگاه نگاه کن که چه باوری بسازم که در مورد اون خواسته احساس بهتری بهم بدهد.و به خواسته ات نزدیک و نزدیک تر می شوی.
کار رو به جایی نرسون که برای ترین شدن و جلو زدن از رقبا استرس بگیری و آرزوی شکست رقیبت باشه نه موفقیتش اونجایی که نظر دیگران برات مهم هست و می خواهی ترین باشی همه اینها احساس بدی بهت می دهد.
اما وقتی می خواهی با خودت رقابت کنی نه با دیگران همه چی دست خودت هست.اونوقت که به احساس خوب میرسی.
نشانه کارکردن روی باورها حال خوب هست احساس بهتر هست چی می خوای؟ یه تجدید نظر تو خواسته ات داشته باش .
یادت باشه که به اندازه یه سر سوزن توانایی تغییر در زندگی دیگران رو ندارید.این رو بارها و بارها تکرار کن تا بره تو مغزت.
34- تجسم کردن ابزاری هست که به وسیله ی اون خواسته ات با جزییات در ذهنت نقش میبنده به گونه ای که فراموشش نکنی و تصویر ذهنی خواسته ات برات پر رنگ بمونه و خداوند با همون جزییاتی که ازش تصویر ساختی در ذهنت خواسته ی شما رو وارد زندگیت میکنه اما با تجسم کردن قانون شما هرگز نمیتونی به درک کاملی از قانون برسی تنها با عمل کردن بهش میتونی با نتایجی که میگیری درکت رو از قانون بالاتر ببری.
35- این که ما فلان هدف و فلان ماشین و فلان خونه رو برای چی میخوایم؟ برای آرامش دیگه، هر چیزی رو هم که به دست میاریم باز بهترشو میخوایم، باز بیشتر میخوایم، آدمیزاد که سیر نمیشه از نعمت
پس باید خوش باشیم، بقیش خودش جور میشه
36- ایده ها فروانند ، ایده ها و فرصتهایی که هر یک میتواند یک شغل ایجاد کند توسعه یابد و ثروت بسازد و در کنار هر شغل فرصتهای بیشتر و ایده های بیشتر و ثروتهای بیشتر
37- درخواستهای ما از قبل پاسخ داده شده وحتما نیاز نیست با کلی تکنیک درخواستهامون رو به جهان بفهمونیم ، جهان ما هوشمنده و هر وقت نیاز و یا تضادی در زندگی ما بوجود بیاد با توجهمون به چیزی که میخوایم و احساسی که داریم در مسیر دریافتش قرار میگیریم.
38- موضوع: درخواستهای ما، مربوط به جلسه پنجم (داستان اول)
من از نوشتن ساده ترین و دم دست ترین درخواستها شروع میکنم، درخواستهای ما از قبل پاسخ داده شده وحتما نیاز نیست با کلی تکنیک درخواستهامون رو به جهان بفهمونیم ، جهان ما هوشمنده و هر وقت نیاز و یا تضادی در زندگی ما بوجود بیاد با توجهمون به چیزی که میخوایم و احساسی که داریم در مسیر دریافتش قرار میگیریم.
پنجشنبه ای که گذشت ما جهت خرید وسیله ای برای خانه جدیدمان باید به مرکز شهر میرفتیم دقیقا ساعت 13 به محل رسیدیم و هر کسی که در تهران زندگی میکند میداند که مرکز شهر ( لاله زار) روز پنجشنبه ساعت 13 چه قدر شلوغ و پر ترافیک است . جای پارک در حکم طلاست . اما ، ما مدتهاست که سعی میکنیم به این باورهای جمعی، کمتر توجه کنیم، وارد محدوده مورد نظر شدیم و در خیابان اصلی یک دور زدیم و رسیدیم جلوی مغازه ای که جنس مورد نظر ما را داشت ، من برای خنده و داشتن احساس خوب بلند گفتم ، ای جهان سریع و بدون معطلی ،یک جای پارک عالی ، راحت ، همین نزدیکیها پیدا کن ، تازه خیلی خیلی هم سریع اینکارو انجام بده لطفا. و بعد من و همسرم هر دو به همین جمله ساده کلی خندیدیم ، چون ظاهر امر اینطور نشان میداد که واقعا خواسته نابجا و غیر ممکنی است . اما اصلا خیلی بهش گیر ندادیم و توی ذهنمون بود که بالاخره 4 تا خیابون اینورتر یا اونورتر پیدا میشه ما که وقتمون آزاده و همین جنب و جوش و شلوغی بازار رو دوست داریم ببینیم اصلا
موقعی که من این فرمان رو به جهان دادم خیابون قفل شده بود و ما ایستاده بودیم که مسیر باز بشه که حرکت کنیم برای همین این درخواست خیلی توی اون وضعیت مضحک تر بنظر میرسید.اما……….
فقط چند ثانیه بعد ، سرم رو که به سمت راست برگردوندم دیدم اصلا همونجایی که ایستادیم یک جای پارک خالیه !!!!!! خیلی از سایز ماشین ما بزرگتر بود و کاملا راحت و سریع میشد ماشین و اونجا پارک کرد فقط با دو فرمون ماشین پارک شد. ماشینهای جلوی ما همه با فلشر حرکت میکردن و دنبال جای پارک بودند و هر جای کج و ماوجی که میدند کلی تلاش میکردند که ماشینشونو بزنند و وقتی نمیشد دوباره راه میفتادند ، یعنی چجوری اینجا رو ندیده بودند ؟؟؟؟ جای به این بزرگی چطورمیتونه از چشمها پنهان بمونه ؟؟؟؟؟یعنی در حالت عادی باید فقط ساعت 6 صبح یعنی قبل از طرح ترافیک در اون محل باشی که بتونی همچین جای خوبی گیر بیاری . ولی شد دیگه ….
شاید بگید حالا داستان پارک کردن ماشین شما انقدر مهم بوده که بیای تو دوره جهان بینی بنویسی !!! بله درسی که برای بار چندم از این قضیه گرفتم مهمه و اون اینه که :
همه درخواستهای ریز و درشت ما ، چه اونهایی که برامون ممکن بنظر میاد و چه اونهایی که حتی خودمونم باورمون نمیشه و گاهی تو رویا هم قادر نیستیم اونها رو دست یافتنی بدونیم از قبل برای ما ، توسط کائنات پاسخ داده شده ، اگر ما اونها رو دریافت نمیکنیم و یا دیر دریافت میکنیم چون هنوز وارد مداری نشدیم که توانایی دیدن اونها رو داشته باشیم ، اونها هستند ، دقیقا جلوی چشمان ما هستند ، اما این مائیم که قادر به دیدن اونها و در نتیجه قادر به دریافت اونها نیستیم، و تنها کار ما اینه که باید بتونیم فرکانسهایی رو ارسال کنیم که در مدار اون خواستهِ خودمون قرار بگیریم تا برامون قابل روئت و قابل دسترس بشه. اون جای پارک دقیقا جلوی همون مغازه ، بدون تابلو بدون پل بدون مزاحم و در سایه درخت ، حکم یه تیکه طلا بود ، توی اون خیابون طویل و شلوغ یه چیز دور از انتظار بود، و با وجود اینکه من درخواست داده بودم اگر در مداری نبودم که اونو ببینم از کنارش به همین راحتی رد میشدیم ، در حالیکه حتی قبل از درخواست من اون جای خالی عالی اونجا بود حتی سریعتر از چیزی که من خواستم ، این من بودم که باید میتونستم دریافتش کنم و سرمو برگردونم و ببینمش.
پس درامدهای خوب ، تحصیلات خوب، ازدواج خوب،سفرهای خوب، همه و همه از قبل برای ما مهیاست ، و انگار جهان هر لحظه داره به ما میگه این گوی و این میدان ، بیا تو مدار و دریافتش کن ! و اگر ما موفق نشیم که رشد کنیم تا به مدارهای خوب برسیم اون خواسته ها تا ابد در همون مدار میچرخند و میچرخند و نصیب هزاران انسان دیگری میشوند که توانسته اند خودشان را رشد دهند و لایق دریافت آنها شوند
ثروتمند شاد باشید
39- امیدوارم منم مثل شما استاد خوبم بتونم این حس خوبو تثبیت کنم ،میدونم که میشه و راهش فقط همینه باورهای خوب ،لذت بردن از مسیر زندگیم..حس خوب و در یک کلام ایمان و توکل.
40- آموزه های استاد به من کلید ساختن و آموزش میده.کلیدی بسازم و درهای مسیرِ خودم و باز کنم.کلیدی که استاد باهاش در هایِ مسیرِ زندگیشو باز کرده مناسبِ زندگی و خواسته های خودشه.منم خواسته هایی دارم که نیاز به کلید داره و با این روشهایی که استاد میگه میتونم کلیدی مناسب با مسیرِ خودم بسازم و طی کنم این مسیر رو.با کلیدِ مناسبِ مسیرِ خودم هست که من لزت میبرم از مسیر.چون به راحتی درها رو باز میکنم.چون کلید,کلیدِ مناسبِ مسیرِ من و خواسته هایِ منه.وقتی کلید ساختن و یاد میگیرم دیگه نگرانیی ندارم که تو مسیر.چون بلدم چه جوری درها رو باز کنم و مسیر و طی کنم.خودِ کلید ساختن برایِ درهایِ مسیرم هم لذت داره هم اعتماد به نفسم و میبره بالا که این خودش خیلیییییییییی بیشتر از هر چیزی ارزش داره.
41- استاد در جلسه 5 روی باورها تاکید دارن
آرامش داشتن و خوب زندگی کردن بعلاوه ی باور های خوب
باور چجوری ایجاد میشه؟ با تکرار
پس بارها فایل ها رو گوش کنید، هم این دوره و هم بقیه دوره ها
تکرار تکرار تکرار
42- خواسته هایی که بهشون نرسیدم و خواسته هایی که بهشون رسیدم، خواسته هایی که با زجه و گریه زاری بهشون رسیدم و خواسته هایی که با آرامش بهشون رسیدم، نمیدونم چجوری میشه یه صحبت میتونه ادم رو این همه به فکر فرو ببره و دگرگون کنه، استاد از جلسه اول این دوره تو منو تکون دادی و محکم انگار به یه آدم سیلی زده باشن، که بلند شو بسه ایقده ادا دراوردن ایقده حرف زدن، اقدام کن، ایمانت نشون بده، نشستی فایل میبینی بعد پیش خودت فکر میکنی خیلی دیگه الان واردی و به هرکسی هم میرسی نطق میکنی و فتوا میدی که ای ملت از این راه باید برین که استادم میگه، اما تو جلسه اول فهمیدم باباجون شما یه تکونی به خودت بده! و اقدام کردم، اما تو دلم آشوب بود تو دلم پر بود از نجوواهایی که میگفتن اگه نرسی بهش چی؟ اگه مادرت مخالفت کنه چی؟ اگه پدرش مخالفت کنه چی؟ اگه رسیدی اما دیر رسیدی چی؟ یا اگه به ایده ات عمل کردی اما طول کشید اما سخت بود اما نتونستی اما اما اما و …. بعد جلسه دوم و سوم بهم یاد دادی نهههههههههه!!!!! کجا با این عجله کجا با این همه استرس و ترس و نگرانی؟؟؟؟؟؟ یواش آهسته قدم به قدم، استپ بای استپ تکاملت طی میکنی بهش میرسی، تکاملت طی میکنی میتونی کم کم یه برنامه کوچلو بنویسی بیشتر رو خودت کار میکنی میتونی به دستاوردهای بزرگتر برسی اما با آرامش با احساس خوب این عجله و استرس واسه چی اخه؟؟؟ و ارومم کردی و به راهم و به اقدام هایی که کرده بودم ادامه دادم. اما تو این جلسه دگرگونم کردی گفتی ببین… حواست هست خواسته هات چجوری بوجود میان؟ چجوری به خواسته هات میرسی؟ آیا میدونی نقش باورها که من همش تو همه دوره هام میگم باور باور باور چیه؟؟؟ میخوای به خواسته هات برسی بیا اینا فرمولشه! با این الگو با این روش بهشون میرسی! احساست خوب کن، باورهای مناسبت پیدا کن روشون کار کن و از زندگیت لذت ببر!!!!
43- «پس درامدهای خوب ، تحصیلات خوب، ازدواج خوب،سفرهای خوب، همه و همه از قبل برای ما مهیاست ، و انگار جهان هر لحظه داره به ما میگه این گوی و این میدان ، بیا تو مدار و دریافتش کن ! و اگر ما موفق نشیم که رشد کنیم تا به مدارهای خوب برسیم اون خواسته ها تا ابد در همون مدار میچرخند و میچرخند و نصیب هزاران انسان دیگری میشوند که توانسته اند خودشان را رشد دهند و لایق دریافت آنها شوند»
44- استی این که میگین خیلیا دنبال فرمول برای رسیدن به خواستشون هستند ، به خدا فرمول همینه ، رسیدن به احساس خوب آگاهانه با ثبات ، رها بودن از خواسته و اینکه برای رسیدن بهش استرس نداشته باشی و از نداشتنش عذاب نکشی و در حالی که داری باورهای درست برای رسیدن بهش رو می سازی تکاملتم طی می کنی ، اصلاً تکامل همین پیدا کردن تک تک باورهایی هست که مانع رسیدن ما به خواستمون میشه و هر کدوم رو که درست می کنی یه قدم به خواستت نزدیک میشی در عین حال که داری قوانین رو می فهمی و از این مسیر لذت می بری و در زمان مناسبش بهش میرسی و از داشتنش بیشتر لذت میبری.
45- یکی از تمارین مهم که از جلسه 5 استخراج کردم
استاد در این جلیه گفتن بهترین کسی که میتونه به ما تمرین های خیلی خاص بده خودمون هستیم
تمرین هایی که فکر میکنم در روند حال و احساس خوب خیلی بهم کمک میکنه و قبلا هم خیلی خیلی خیلی خیلیییییییییییییییییییی زیاد برای من جواد داده:
اول سپاسگزاریه، هر روز 10 مورد تو دفترم یادداشت کنم، اتفاقاتی که اون روز برام میوفته و بابتش سپاسگزارم، کوچیک و بزرگ، حتی آشامیدن 1 لیوان آب، هرچی که حس خوبی میده بهم و خوندن دوباره این لیست و سپاسگزاری از ته دلم جوری که از ذوق وجود خدا جیغ بزنم
دوم اینکه یک متنی رو بنویسم و بچسبونم روی لپ تاپم، یا هرجایی که جلو چشممه ، میگم لپ تاپ چون کارم با لپ تاپه و دائم جلوم بازه، و شاید خیلی از اعصاب خردیا جلو لپ تاپه . و متنی که میخوام بنویسم:
چجوری همین الان حسم رو بهتر کنم
به نظرم این 2 تمرین برای من خیلی خیلی خیلی زیاد جواب میده
مخصوصا سپاسگزاری که قبلا تجربشو داشتم و واقعا فقط میتونم اسمشو بزارم معجزه
این تمرین واقعااااااااااااااااااااااااا فوق العادست
46- امروز فایل جلسه پنج رو که گوش کردم یاد این خواسته ام افتادم گفتم ببین منم دقیقا یه کاج مطبق میخاستم اونی که تو ذهنم بود خیلی کوچیکتر از این بود ولی خدا الان یه بزرگ و قشنگشو بهم داد و من الان یادش افتادم خدا حتی کوچکترین خواسته ما رو هم اجابت میکنه حتی چیزی که یه لحظه از ذهنت گذشته و دوس داری داشته باشیش .. ،و اینم یه نشونه بود که قانون جواب میده،استاد یادم دادین نشونه ها رو تایید کنم با توجه به فرکانس الانم این یه نشونه و هدیه خوب از طرف خدا بود برام که بهم بازم ثابت کنه راهم درسته ..
47- ذهن ما هم همینه عین همین گلها،اگه بهش برسی و باورات خوبه و حالت خوب باشه رشد میکنی چون داری غذای مناسب بهش میدی ،و از وجود تو اون کساییم که همجوارتن تحت تاثیرت قرار میگیرن،البته اگه تو فرکانست باشن..اون گلدونایی که خشک میشدن چرا رشد نکردن ؟ چون اونقدری که باید بهشون رسیدگی نمیشد،بهشون توجهی نمیشد..حالا ما هم ممکنه غذای خوب به ذهنمون بدیم و با خودمون بگیم آره دیگه الان همه چی حله و بشینیم منتظر..ولی اون کسی که با ذوق و شوق رو خودش کار میکنه و مث یه گل از ذهنش مراثبت میکنه و ورودیهاشو کنترل میکنه و هر لحظه علاوه بر اون غذاهای خوبی که به ذهنش میده حس و حالش عاالیه مسلما اون بهتر و زودتر نتیجه میگیره..
48- دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینه وصف جمال
که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند
49- یک سوال درباره “زمان رسیدن به خواسته”
???????
سلام آقای عباس منش عزیز من میخوام آزمون وکالت قبول بشم چه کار کنم نتیجه بگیرم هر کاری که فکرشو کنید انجام دادم اما قبول نشدم.
حالا دیگه با وجود اینکه عاشق این حرفه ام خسته شدم و انگیزه خوندن ندارم. مشاورهای زیادی برام برنامه ریزی کردند اما نهایتا به قبولی نرسید و اونها هم فقط پولشون رو گرفتن و رفتن و آخرش هم گفتم وکالت رو نخون و …نا امیدم کردن
با گوش دادن به فایل های رایگان شما متوجه شدم که باید باور خودم رو عوض کنم. لطفا منو راهنمایی کنید که برای رسیدن به شغل وکالت چه کنم؟ چون این قبول برام حیاتی هست؟
پاسخ گروه تحقیقاتی عباس منش
???????
درباره موضوع اهداف و نحوه رسیدن به آنها، موضوع اصلا کارهایی که انجام می دهید نیست بلکه موضوع باورهای است که درباره آن هدف دارید.
زیرا جهان کاری به کلمات شما ندارد، حتی کاری به اهداف شما هم ندارد، جهان فقط باورهای شما را می شناسد و به آنها پاسخ می دهد
پس وقتی هدفی داری، تنها راه رسیدن به آن هدف، ساختن باورهای هماهنگ با آن هدف است.
به نظرم قبولی در امتحان، هیچوقت نمی تواند یک هدف باشد، بلکه یکی از راه هایی است که ممکن است ما را به هدف مان برساند.
و یک نکته مهمتر
وقتی به هدفت بچسبی، وقتی محتاج آن هدف باشی، یعنی در حال دور شدن از آن هدف هستی. یعنی راه های ورود آن خواسته به زندگی ات را بسته ای و نشانه اش هم احساس استرس، نگرانی، دلشوره و ترسی است که درباره اش داری.
این را می شود از کلمات تان در این نوشته فهمید. وقتی نوشته ای که داشتن این خواسته برایت حیاتی است، یعنی با محتاج شدن به این خواسته و چسبیدن به آن، راه ورود آن خواسته به زندگی ات را بسته ای.
به همین دلیل، استاد عباس منش همیشه تاکید دارد که هرگز به هدف ات نچسب. به آن محتاج و وابسته نشو.
ضمن اینکه درباره چگونگی رسیدن به آن هدف ، دستان خداوند را باز بگذار و خودت را محدود به یک روش خاص برای رسیدن به آن خواسته، نکن.
زیرا وقتی فکر می کنی تنها راه رسیدن به خواسته ات، فقط یک روش خاص است، یعنی راهی مثل قبولی در امتحان، آنوقت راه ورود دستان خداوند در قالب سایر شیوه ها، ایده ها و نعمت ها را به زندگی ات می بندی.
قوانین کیهانی درباره تجربه خواسته و نیز راه های ساختن باورهایی که موجب شود راه را برای تجربه خواسته ات باز نمایی را، استاد عباس منش در جلسه پنجم دوره جهان بینی توحیدی، مفصلا توضیح داده.
ماموریت این جلسه از دوره، آموختن چگونگی رسیدن به خواسته به کمک ساختن باورهای هماهنگ با آن خواسته است.
این این جلسه از دوره کمک بگیر تا نه تنها با ساختن باورهایت، درها را برای ورود خواسته هایت به زندگی ات بگشایی، بلکه از بودن در این مسیر و تجربه اش، لذت ببری.
زیرا وقتی در مسیر صحیح رسیدن به خواسته ات قرار بگیری، تنها چیزی که در این مسیر تجربه می کنی، آرامش، احساس خوب و لذت است. همین احساسات نشانه هایی است از اینکه شما در مسیر خواسته ات قرار داری.
???????
سرفصل های بخش اول- جلسه پنجم دوره جهان بینی توحیدی 1
فرمول نهایی رسیدن به خواسته ها
تفاوت تلاش آگاهانه برای ایجاد احساس خوب و احساس خوبِ ناآگاهانه
نقش باورهای قدرتمند کننده در رسیدن به احساس خوب
راه کارهایی برای رسیدن به احساس بهتر به مدت طولانی تر
مراحل ساختن باورهای هماهنگ با خواسته
نمونه هایی از باورهای مغایر با خواسته
نمونه هایی از باورهای هماهنگ با خواسته
عواملی که مانع رسیدن به خواسته ها می شود
چه اهداف و خواسته هایی باید به کلی کنار گذاشته شود؟
چگونه می توان سرعت رسیدن به خواسته ها را افزایش داد؟
آیا می توانیم دیگران را به خواسته های شان برسانیم؟
ادامه 100 نکته پنجم در پیام بعدی ?????
سلام دوباره
استاد شما گفته بودین که خیلی خیلی راحت به موفقیت رسیدین و میرسین ولی تو روانشناسی ثروت 3 گفتی که باید تلاش کرد و وقت گذاشت من میخوام ببینم منظورتون از راحتی و اینکه خیللیییییی راحت میشه به هرچی میخواین برسید دقیقا ینی چه وقتی میگید باید تلاش کرد؟؟؟
سلام استاد ممنون از اینکه این فرصت خوب رو در اختیارمون گذاشتید و هر بار که فایلی از شما می بینم کلی انرژی میگیرم
سوالی که الان به ذهنم اومد اینه که من چطور باید جاهایی که لازمه اون ذهن منطقی رو خاموش کنم و بتونم به اون حسی که به شما گفته میشه برسم من ذهنم تو این قضیه خیلی مقاومت داره که مگه میشه آدم بخواد رو حسش بره جلو و از این حرفا… میخوام بدونم شما چطوری تونستید اوایل کار به این حس برسید؟
و سوال بعدیم اینه که من خیلی فاصله بین فکر، تصمیم گیری، ایده ها با عملم زیاده و چیکار کنم که به اون عمل کردنه بتونم بهتر برسم؟و جسارتا نظر من اینه که اگه بعد از گفتن باورهای مناسب که به نظر من خیلی مهمه به این که چطور به اون عملکرد برسیم هم بپردازید خیلی کمک کننده است
بی نهایت ممنونم ازتون
سلام به روی ماه همه
سلام دوست خوبم
به نظرم با خدا حرف بزن … تو روزمره های زندگیت باهاش حرف بزن و نظرش رو بپرس … کم کم پیشرفت میکنی …. به جایی میرسی که دیگه دستشو میذاره رو شونهات و میگه بنده جان تو این مورد اینکار رو بکن …. اون قدر واضح بهت میگه که واقعا تو همون کار رو انجام میدی
دوستان یه بار از یکی پرسیدم اگه خدا بهت میگفت مثل ابراهیم زن و بچه ی تازه به دنیا اومده ات رو تو بیابون بی آب و علف رها کن این کار و میکنی ؟ گفت اگه همون طوری که به ابراهیم گفته . اون قدر واضح و بی پرده به منم بگه آره این کار و میکنم …..
منظورش این بود که خدا وقتی میخواد با ما حرف بزنه یه مدلی تو لفافه و پشت پرده و گنگ با ما حرف میزنه که ما هیچی نمیفهمیم ولی وقتی میخواد با ابراهیم یا بقیه پیامبرا حرف بزنه خیلی واضح جبرییل میاد میگه و میره … دقیقا یه جمله ی صریح و واضح رو میگه ….. تو لفافه نیست … با ابهام نیست ….. دیدم راست میگه ………. اگه منم باشم و بدونم این واقعا جبرییله یا اینکه این حرف واقعا
حرف خداست خیلی راحت تر حرفشو میپذیرم تا اینکه یه ندای گنگ و مبهم تو درونم بگه فلان کار رو انجام بده
اما حالا که با قانون بیشتر آشنا شدم و با خدا بیشتر دوست شدم میبینم الآنا خیلی واضح تر باهام حرف میزنه قبلا باید درباره ی حرفاش فکر میکردم ونمیفهمیدمش اما الان انگار خدا به من هم یه جمله میگه ….. انگار حاشیه ها کنار رفته و من به وضوح صدای ندای درونم رو میشنوم ….
فقط باید تمرین کنی …. اولش سخته ….. ولی مثل هرررر کار دیگه ای باید تمرین کنی و تو این زمینه قوی شی ….. وقتی یه ندایی واضح و محکم بیاد بهت بگه قفس آهویی رو باز کن …. بله خیلی راحت بهش اعتماد میکنی …. وقتی رو خودت کار میکنی …. انگار خدا خیلی واضح تر باهات صحبت میکنه و دقیقا بهت میگه بنده جان فلان کار رو انجام بده ….. بنده ی من الان این کارو انجام بده ….. بنده جان یادت باشه تنها منبع نیرو و قدرت تو دستای منه هاااااا ………….. و همه چیز واضحه … وقتی تا این حد واضحه خیلی خیلی راحته که به حرفش گوش بدی
خدا به همون وضوح که با پیامبر حرف میزده با ما هم حرف میزنه ….. خدا به زنبور عسل هم وحی میکنه ….. با همه حرف میزنه …. فرستنده همیشه هست …. ما باید رو دستگاه گیرنده مون کار کنیم تا قوی شه تا بدون خط و خش پیامهای خدا رو دریافت کنه
سلام دوست عزیز
ممنونم از اینکه توجه کردید و به سوال من جواب دادید قطعا از صحبت هایی که نوشتید نهایت استفاده رو میکنم و صد در صد مفید بوده
باید سعی کنم تمرین کنم ولی خیلی مقاومت دارم و اصلا فرق بین اون الهام درست با الهامی که درست نیست رو نمیفهمم میدونم که الهام درست حس بهتری هم داره اما یه موقع هایی واقعا نمیشه تشخیصش داد و اینکه خیلی موقع ها این فکر میاد که اینا همون چیزایه که تو مغز خود منه و به الهام ربطی نداره چون یکم فکر کردم بهش رسیدم… و واقعا نمیدونم چی درسته
نمیدونم الهام باید یک چیز جدید باشه یا باید همون چیزایی که خودم میدونم باشه و اصلا نمیتونم بفهممش
و اگه بخوام صادقانه بگم نه اینکه بخوام موج منفی بدم اینه که من یه دو سه باری تست کردم که اعتماد کردم که تو اون لحظه بهم برسونه که باید چیکار کنم یا چی بگم اما اون لحظه هیچی نیومده
نمیدونم شایدم روش من غلط بوده
به هر حال ممنون از توجهتون
سلام دوستان عزیز امیدوارم سرحال .شاد . و پیروز باشید ..
داشتم کتاب رویاهایی که رویا نیستند میخوندم به فصل ششم رسیدم باورتون نمیشه بخدا چند صفحه خوندم نتونستم ادامه بدم گفتم باید این احساسو بیان کنم بعد ادامه کتابو میخونم
دوستان واقعا باورم نمیشه همه ی چیزهایی که از بچگی خودم میدونستم بزرگترین مشکل من هست رو داره بیان میکنه دقیقا انگار فصل ششم برای من نوشته شده .بی ثباتیه شخصیتی ..باور کنید هر کسی رو میبینم میخوام مثل اون بشم .وزنه بردار . فوتبالیست .نویسنده …
تاز ه جالب تر از همه استاد نوشته تازه این افراد عجله هم میکنن که زود به چیزی که میخوان برسن و هیچوقت هم به سرانجام نمیرسونن کارشون رو
یادمه سال سوم راهنمایی بودم میخواستم کتابی چاپ و منتشر کنم باور کنید ی چیزای الکی نوشته بودم و سریع بردم واسه چاپ فقط و فقط بخاطر اینکه تا سن و سالم پایین هستش باید چاپش کنم چون بیشتر بهم افتخار میکنند و اگر طول بکشه احتمال داره کسی سن پایین تر از من به این جایگاه برسه دیگه برام جالب نیست . هیچی من موفق نشدم اون چیزی که نوشته بودم رو در سن پایین به چاپ برسانم فقط به همین دلیل هم بیخیالش شدم .با خودم میگفتم دیگه برا دیگران جذابیت نداره چون بزرگ شدم …یا خوانندگی همینطور خیلی دوست داشتم تا وقتی سنم پایین هستش خواننده بشم خدا وکیلی فقط و فقط بخاطر این که دیگران ازم تعریف کنند که تو سن بچگی یا نوجوانی خواننده شدم میخواستم این راهو ادامه بدم .اون هم اخرش ول شد … بعد میشنیدم مردم از یکی که واسه گروه سرود صداش خوبه تعریف میکنند منم وارد گروه سرود شدم و بعد مدتی ول شد …دوست داشتم اخوند بشم چون احترام داشتن تو مردم این کار هم کردم و ول شد ..دوست داشتم مغازه برای خودم داشته باشم اون هم زدم و ولش کردم …همه ی این کار ها و هزاران هزار کار دیگر فقط بخاطر مقایسه با دیگران . و بی ثباتی شخصیتی بود وگر نه هنوز هم نمیدونم هدف و علاقه ی قلبی خودم چیه .انقدر درگیر مقایسه کردن زندگیم با دیگران بودم هیچوقت نفهمیدم خودم چی میخوام هیچوقت
استاد عزیز سلام
سوالیی که دوست دارم شما بهش جواب بدین اینه که:
بحرانی ترین لحظه زندگیتون کجا بوده اونجایی که خدا رو با تمام وجود حس کردین, و مطمئن شدین تنها خداست که یاور شماست و تا آخر مسیر باشماست؟
واضح تر بپرسم چه اتفاقی افتاد که شما از همه ی بنده های خدا قطع امید کردین و فقط عاشق خدا شدین و با چه باورری این راه رو ادامه دادین؟
سلام خدمت استاد گرامی ایام بکام باشه:
استاد خدارو شکر شما اینقدر فایلهای خوب دارین از برنامه هاتون چه رایگان وچه غیر که براحتی اگه کسی قوانین رو درک کرده باشه میتونه پاسخ سوالهاشو پیداکنه اگه کسی فرمولها رو بلد باشه میتونه سوالشو توی فرمول بزاره وجوابشو پیدا کنه گذشته از اون کانال تلگرام (خانواده صمیمی عباسمنش)که فکر کنم سوالات توسط خانم شایسته عزیز جواب داده میشه دیگه حرفی رو واسه گفتن باقی نگذاشته است.
چیزی که به ذهنم میرسه یکی در مورد سوالات اعتقادی هست که بیشتر بچه ها هم سوال کردند درمورد ائمه معصومین وتوسل به اونها هست که تا چه حد تاثیر داره در زندگی انسان چون یکی از اصول دین همچون توحید که شما روش خیلی تاکید دارین امامت هستش.
ومورد بعدی بحث الهامات هست که به نظرم جای بحث بیشتری داره چه جوری میشه به این الهامات اعتماد کرد چون هر فکری ممکنه به ذهن انسان خطور کنه واز کجا معلوم اگه به اونها عمل کنیم ما رو به اشتباه نندازه.
در پایان از خداوند بزرگ به خاطر وجود شما سپاسگذارم خدایا شکرت به خاطر سید حسین عباسمنش که باعث میشه باور ما نسبت به خودت در وجود ما بیشتر بشه
خدایاشکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
دوست عزیزم سلام. در ارتباط با توسل به ائمه بهتون پیشنهاد میدم فایل رایگان نامه 31 حضرت علی به امام حسن رو از استاد دانلود کنید و بارها گوشش کنید و درمورد سوالتون واسه الهامات باید بهتون بگم که جنس الهامات فقط آرامشه آرامش مطلق و اما اگر ایده ای یا چیزی به ذهنتون خطور کرد که احساس اضطراب و نگرانی و… داشتید بدونید که نجواهای شیطانه و الهامات نیست. اون حسی که الهامات خداوند داره یک احساس کاملا مطمئنه یه جنسی از جنس ایمان و یقیین مطلقه و همراهش کلی شعف و شادمانی و لذت به همراه داره شما از جنس احساساتتون میتونید بفهمید که ایده ای که بهتون گفته شده نجوای ذهنه یا الهام پروردگارتونه.
سلام
من جسارت نمیکنم و فقط نظر خودم رو میگم و البته بازم باید خود استاد پاسخ بدن اما:
بنظرم همینطور که دوست خوبمون گفتن احساسات میتونه قطبنمای تشخیص در خوب یا بد بودن فکر باشه
سلام دوست عزیز….از احساسات میشه فهمید که الهامات درست هست یا خیر پیشنهاد میکنم از روانشناسی ثروت 3 استفاده کنید
ممنون آقا مهدی اگه میشه برام بیشتر توضیح بدهید .
سلام دوست گرامی در مورد سوال اول شما درمورد توسل و شفیع قراردادن ایمه اطهار طبق اموزه های استاد باید بگم صد در صد شرک هست و این یک شرک خفی است که به ما خوروندن و به گفته پیامبر شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل شب مخفی است و به شما توصیه میکنم دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها را تهیه نموده و فایل هفتم در مورد دعا و نفرین و شب قدر است رو گوش دهید و فایل رایگان ما بی انتها هستیم رو از سایت دانلود کنید و باید بگویم ایمه اطهار مثل ما هستند تنها فرقشان با ما در تقوایشان است همین و بس و در مورد سوال دوم در مورد بحث الهامات محصول قانون افرینش رو تهیه کنید ولی من در اینجا جواب شما رو میدم الهامی که از سوی خدا باشه ارامش بخش است و فکری که از سوی شیطان باشه باعث تالم خاطر و نگرانی و استرس است برای درک بهتر این موضوع دوره راوانشناسی ثروت سه رو تهیه نموده و بارها و بارها جلسه دوم ان که درباره هدایت و الهامات است را گوش بدین . با امید موفقیت روز افزون شما دوست گرامی