مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 42 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 4209 روز

    سلام به استاد عزیزم

    و خانواده خوب و دوست داشتنی ام

    راستش من سوالات زیادی حین گوش کردن فایلها برام پیش میاد

    1٫ اولین و مهمترین سوالم اینه ک شما چطور قرآن رو مطالعه و درک کردید، تو بعضی از فایلها اشاره کردید اما توضیح کامل ندادید، قطعا برای ما ک محقق نیستیم و نمیدونیم روش صحیح به چ صورت هست این کار کمی دشواره من مدتهاست میخوام این کارو انجام بدم ولی روش دقیق رو نمیدونم

    2٫ من هر تقریبا هر روز فایلهای شما رو گوش میدم ، همه فایلهای رایگان شما رو چندین بار گوش دادم اما هنوز تغییرات عمده در زندگیم شکل نگرفته هم از لحاظ ثروت، هم روابط و…. طوری ک اطرافیان ب من میگن تو اینهمه این فایلها رو گوش میدی پس چرا هیچی نشدی هنوز هر چند ک ب حرفشون اهمیت زیادی نمیدم ،

    واقعا شما ک در ابتدای کار بودید چ کردید، چطور برای خودتون وقت خالی ایجاد میکردید تا ب تغییر باورها برسید، چطور برای خودتون ارزش قایل میشدید، چطور اولویت اول خودتون بودید،چطور ب نقاط مثبت دیگران توجه کردید بدون وابستگی،

    چرا دوره تغییر در ما اینهمه طولانی شده ،

    3٫ شما همیشه از کلیات زندگیتون برای تغییر باورها گفتید و از جزئیات کم گفتید لطفا از جزئیات آنچه ک انجام دادید هم بگید مخصوصا زمانی که در ابتدای راه بودید،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4297 روز

      سلام دوست خوبم . با اجازه ی استاد میخوام به این سوالتون پاسخ بدم … 3٫ شما همیشه از کلیات زندگیتون برای تغییر باورها گفتید و از جزئیات کم گفتید لطفا از جزئیات آنچه ک انجام دادید هم بگید مخصوصا زمانی که در ابتدای راه بودید،

      به نظر من استاد خیلی وقتا دست ما رو گرفته و با خودش برده در جزئی ترین لحظات زندگیش … خوندم که نوشته بودید خیلی از فایلهای رایگان رو دارید . نمیدونم آیا محصولی هم خریداری کردید یا نه …. ولی خب به هر حال خیلی از تیکه های زندگی استاد توی محصولات هست و بچه هایی که اونا روخریداری کردن شاید بیشتر در جریان زندگی ایشون هستن و اینکه چه طوری تو تک تک لحظات زندگی استاد داره روی خودش و باورهاش کار میکنه….. یه فیلمی بود در حد دو سه دقیقه از استاد وقتی که توی بندرعباس زندگی میکرده و تمام خونه و زندگیش تو یه اتاق و فقط یه اتاق خلاصه میشده ….. اونو دیدید؟ خود اون فیلم خیلی از رفتار های جزئی استاد رو بهمون نشون میده …. اینکه وقتی شرایطش از نظر مالی خیلی بد بوده و حتی معمولی هم نبوده … ولی باز حس خوب داشته …. … خود استاد میگه یه کتونی برنده شده تو یه مسابقه و همش با اون کتونی راه میرفته و تجسم میکرده ….. کف کتونی سائیده میشه و حتی کف پای استاد زمین رو حس میکنه هاااااا اما باز هم دست از تجسم برنمیداره و لحظات خوب و ثروت و نعمت رو تجسم میکنه ….. یه جایی تو یه فایلی استاد داره فایل ضبط میکنه که یه خروسه همش سرو صدا میکنه خخخخخخ اگه ما بودیم شاکی میشدیم و میگفتیم ای بابا این حیوون نفهمو ببین هی داره صدا میکنه ….. ولی استاد میخنده ومیگه این خروسه هیچ وقت این قدر سرو صدا نمیکردااااا خخخخخخخخخ

      ببین دوست من نمیدونم اونفایل رو دیدی یا نه ولی خروسه انگار تست خوانندگی داشته باشه همش سرو صدا میکرد خخخخخخخخخ وای من خودم اون قدرررررر خندیدیم خخخخخخ

      یا مثلا وسط حرف استاد وقتی داره فایل ضبط میکنه همسایه شون میاد وبهش سلام میکنه . بازم استاد نه شاکی میشه و نه هیچی …. میخنده و میره باهوش حرف میزنه و بعد میاد دوباره فایلش رو ضبظ میکنه …… میبینی دوست من همه چیزو ساده میگیره ….. میبینی دوست من خب اینا همون لحظات زندگی استاد هست دیگه ….. اینا اتفاقا جزئی ترین لحظات زندگی یه فرد میتونه باشه ….. و کلی لحظه ی دیگه ……

      دوست من تمرین کنیم با هم دیگه که تو ریزترین لحظات زندگیمون شاد باشیم و به نکات مثبت توجه کنیم ….. همین لحظات کوچیک وقتی کنار هم قرار بگیرن کلیت زندگی ما رو میسازن ….. یهو چشم باز میکنیم و میبینیم واااااای چه قدر زمانهایی که داره به شادی میگذره زیاده و این طبیعیه … همیشه شاد بود طبیعیه .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    ابوالفضل حمامی گفته:
    مدت عضویت: 3728 روز

    سلام

    سوالی که داشتم این هست که چگونه وقتی یه هدفی رو انتخاب کردیم و شروع کردیم به حرکت؛ اون انگیزه ابتدایی رو داشته باشیم و انگیزمون کم نشه و هر روز پر انرژی تر از روز قبل باشیم.

    چگونه اهرم رنج و لذت رو در خود قوی کنیم؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    ملیحه گفته:
    مدت عضویت: 2956 روز

    سلام به همه همراهان همیشگی واستاد گرامی

    سوال من این هست که فسلفه دعا کردن چیه ؟ چرا ماباید دعا کنیم برای رسیدن خواسته هامون؟اصلا باید دعا کنیم یا ارزو کنیم یا فقط بخواهیم و تصمیم به داشتنش بگیریم؟؟؟

    و سوال دوم من درباره این ضرب المثل که میگه

    با هردست بدی باهمون دست پس میگیری

    من میخواهم بدونم شما استاد بزرگوار به این ضرب المثل اعتقاد دارید ؟ چرا از قدیم همه به ما میگن نتیجه تمام کارهامون رو تو همین دنیا میبینیم و البته خیلی جاها تو زندگی اطرافیانمون نتیجه کارهای گذشته شون رو دیدیمو بهمون این ضرب المثل اثبات شده

    سوال سوم

    چطوری باید فرق بین چیزهایی که به ما الهام میشه در طول روز با مسال عادی روزانه که دائما تکرار میشه رو بفهمیم و بدونیم که این واقعا یک الهام بوده و باید بهش عمل کنیم؟؟

    باتشکر از شما و گروه خوبتون موفق باشید همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سید محسن گفته:
    مدت عضویت: 3772 روز

    سلام استاد عزیز

    من هر بار که شما فایل میدید اون رو هدیه ای از طرف خداوند میدانم و چقدر حس و حال خوبی میدهد

    این فراوانی این نعمتها این برکتها این توکل واقعی واقعا تشکر ،و خداوند هزاران برابرش رو نصیبتون بکنه .

    استاد من هر چی فایل توحیدی گوش میکنم سیر نمیشم

    (((چه کاری انجام بدهیم که اون توکل به االله یکتا انقدر قوی بشود که در هر شرایطی که در هر شرایطی فقط و فقط روی خودش حساب باز کنیم؟؟)))

    با این که میدونم : فقط باید روی الله یکتا حساب باز کنم

    فقط باید از اون بخواهم هدایت ،نعمت،تغییر باورهاو…

    باید ارام باشم و شاد باشم وسپاس گزار داشته هام باشم

    امید داشته باشم و رها کنم رها کنم از روی ایمان با حال خوب

    واسطه ای بین من و خودش نیست

    ربوبیت رو پذیرفتم و دار ه هر روز قوی تر میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سمانه ام گفته:
      مدت عضویت: 4297 روز

      سلام دوست خوبم

      (((چه کاری انجام بدهیم که اون توکل به االله یکتا انقدر قوی بشود که در هر شرایطی که در هر شرایطی فقط و فقط روی خودش حساب باز کنیم؟؟)))

      به نظرم با خدا حرف بزن … تو روزمره های زندگیت باهاش حرف بزن و نظرش رو بپرس … کم کم پیشرفت میکنی …. به جایی میرسی که دیگه دستشو میذاره رو شونهات و میگه بنده جان تو این مورد اینکار رو بکن …. اون قدر واضح بهت میگه که واقعا تو همون کار رو انجام میدی

      دوستان یه بار از یکی پرسیدم اگه خدا بهت میگفت مثل ابراهیم زن و بچه ی تازه به دنیا اومده ات رو تو بیابون بی آب و علف رها کن این کار و میکنی ؟ گفت اگه همون طوری که به ابراهیم گفته . اون قدر واضح و بی پرده به منم بگه آره این کار و میکنم …..

      منظورش این بود که خدا وقتی میخواد با ما حرف بزنه یه مدلی تو لفافه و پشت پرده و گنگ با ما حرف میزنه که ما هیچی نمیفهمیم ولی وقتی میخواد با ابراهیم یا بقیه پیامبرا حرف بزنه خیلی واضح جبرییل میاد میگه و میره … دقیقا یه جمله ی صریح و واضح رو میگه ….. تو لفافه نیست … با ابهام نیست ….. دیدم راست میگه ………. اگه منم باشم و بدونم این واقعا جبرییله یا اینکه این حرف واقعا

      حرف خداست خیلی راحت تر حرفشو میپذیرم تا اینکه یه ندای گنگ و مبهم تو درونم بگه فلان کار رو انجام بده

      اما حالا که با قانون بیشتر آشنا شدم و با خدا بیشتر دوست شدم میبینم الآنا خیلی واضح تر باهام حرف میزنه قبلا باید درباره ی حرفاش فکر میکردم ونمیفهمیدمش اما الان انگار خدا به من هم یه جمله میگه ….. انگار حاشیه ها کنار رفته و من به وضوح صدای ندای درونم رو میشنوم ….

      فقط باید تمرین کنی …. اولش سخته ….. ولی مثل هرررر کار دیگه ای باید تمرین کنی و تو این زمینه قوی شی ….. وقتی یه ندایی واضح و محکم بیاد بهت بگه قفس آهویی رو باز کن …. بله خیلی راحت بهش اعتماد میکنی …. وقتی رو خودت کار میکنی …. انگار خدا خیلی واضح تر باهات صحبت میکنه و دقیقا بهت میگه بنده جان فلان کار رو انجام بده ….. بنده ی من الان این کارو انجام بده ….. بنده جان یادت باشه تنها منبع نیرو و قدرت تو دستای منه هاااااا ………….. و همه چیز واضحه … وقتی تا این حد واضحه خیلی خیلی راحته که به حرفش گوش بدی

      خدا به همون وضوح که با پیامبر حرف میزده با ما هم حرف میزنه ….. خدا به زنبور عسل هم وحی میکنه ….. با همه حرف میزنه …. فرستنده همیشه هست …. ما باید رو دستگاه گیرنده مون کار کنیم تا قوی شه تا بدون خط و خش پیامهای خدا رو دریافت کنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        سید محسن گفته:
        مدت عضویت: 3772 روز

        ممنونم دوست خوبم

        انشالله به بهترینها برسی

        واقعا همه چیز یکتا پرستیه

        ادم بعضی چیزارو میدونه ولی دلش میخواد یکی دیگ بازهم بهش گوش زد کنه مثل سانتیاگو در کیمیاگر

        به نظرم توحید که شکل بگیره

        همه چیز شکل گرفته

        والله یکتا پله پله هدایتمون میکنه

        میدونی

        تکامل میخواهد

        یک شبه هیچ چیز رخ نمیدهد

        تمرین تمرین تمرین

        در پناه رحمه للعالمین

        در پناه امن ترین و شاد ترین و ثروتمندترین و وهابترین و …باشیم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    بهزاد بهزاد گفته:
    مدت عضویت: 4250 روز

    سلام

    استاد اگر الان بخواهین از صفر صفر شروع کنید

    جه کاری انجام میدهید؟

    چه باورهایی رو انتخاب میکنید؟

    چه مسیر هایی رو میروید؟

    و آیا دوباره به همین عباسمنشی که الان هست میرسید یا ممکنه یه عباسمنش دیگه با یه خصوصیات دیگه بشوید؟

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    سیدسجاد موسوی گفته:
    مدت عضویت: 4094 روز

    سلام براستاد عزیز

    من تنها یه سوال از شما دارم وان این است که بیزینس کسب و کار و راه های درامد زایی شما البته غیر از درامد زایی از سایت و خرید ملک دیگر از چه راه هایی است؟

    ببخشید که این قدر واضح و صریح سوال پرسیدم چون واقعا سوال و مسئله ذهنیم بود چون این این فکر در ذهنم شکل گرفته که تنها یا شغل ها وکارهای خاصی میشود ثروتمند شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      مجتبی ایروانی گفته:
      مدت عضویت: 3845 روز

      با سلام

      نمیدونم چرا دوست داشتم به این سوال جواب بدم ولی نمیدونم چرا خیلیا دوست دارن بدونن استاد چه بیزینسی انجام میده ولی این و میدونم که استاد همیشه اول دوره ها و … میگه که مهم نیست چه شغلی داری یا مشغول چه کاری هستی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    حسین حاجی چرمهینی گفته:
    مدت عضویت: 4258 روز

    سلام.

    روزتون بخیر .. چقدر همه چی قشنگه .. ویلای قشنگتو .. چه هوای خوبی .. چه چشمه ی آب زلالی و چه نسیم دلنوازی ..

    واقعا خیلی حسش زیباتره .. خوشحالم که تونستم برای مصاحبه اینجا و توی ویلای خودتون خدمتتون برسم.

    از راههایی که اومدم تا به اینجابرسم .. واقعا همش پر از نقش های ریز و طریف خدا بود و همراهیم کرد تا بتونم بیام ویلای شما و شمارو از نزدیک در نقطه ای از جهان ببینم که تجلی تصورات زیباتون بوده و به باورهای زیباتون از زمین و زندگی گره خورده..

    واقعا وقتی اینجارسیدم .. همه چی فراموشم شد .. که چرا اینجام.. چیشد که الان پیش شمام و چقدر حس خوبی داشتم که اینجارسیدم..

    اولا ما نه فقط اندازه ی این چند ساعت که شما لطف کردین و پذیرای بنده بودین و اجازه دادین استراحتی هم بکنم و با خونگرمی تون احساس همیشگی خونه رو بهم دادین ، وبلکه تمام روزهایی که با سایت شما اشنا شدم .. پای حرفهای شما در محصولات و نوشته هاتون نشستم .. همیشه این احساس نزدیک رو داشته ام و اینجا باوجود هزاران کیلومتری که مسافرت کردم ، احساس بودن در خونه رو برام داره..

    همون ارزو ها ، همون احساس نزدیک و محبتی که همیشه داشتین و از پشت دوربین احساسش میکردم.. وبلکه خیلی بیشتر از این حس رو تو تمام روزهایی که حرفهای شما زمزمه ی دلم بوده داشتم.. میخوام بگم که ما چندساله رسما برادریم و خواهریم .. و جزئ خانواده ی صمیمی که واقعا در سختترین لحظات زندگی و تا زیباترین اون لحظات باهم بوده ایم.و عجیب نیست که اینجا احساس بودن در خونه رو دارم.

    بعلاوه من احساس میکنم آشنایی ما به بیش از اینها هم برمیگرده .. به روزهایی که حتی متولد نشده بودیم.. و در دنیایی بودیم که همه چی داشتیم و اونجا هم کنار هم بوده ایم.. و قبل من که اینو میگه .. و میگه اون لبخند های قشنگ شما رو وقتی که درباره ی خداوند صحبت میکردید در هرکدوم از فایلهاتون .. قبلا هم دیده بوده ام.

    من دوست داشتم قبل از حتی صحبت کردن باهم کمی در این فضا قدم بزنم و لذت ببرم از دیدن زیبایی های اینجا .. برم و اون آهویی مشهور رو ببینم ، کنار دریاچه قدم بزنم و بارها به خودم بگم که اینجا همون احساس ایمانی هست که دوست دارم به خدا داشته باشم.

    درحقیقت شما همه ی حرفهای عالی رو با عشق در فایلها بهمون زدین.ولی دوست داشتم باز هم از همصحبتی باهم و حرف زدن درباره خداوند و ایمان لذت ببرم.

    وبه این خاطر سوال میپرسم.

    چند سوالی که به ذهنم رسیده

    1- میدونم که حقیقت دار که جایی که من متولد شدم..خانواده ای که من درش بدنیا اومدم و حتی زمانی که من دراون زندگی میکنم ، درحقیقت بهترین نقطه از همه لحاظ برای رشد من بوده .. اماباز از زبان شما دوست دارم بدونم که تفاوت هایی که در زمان ورودمون به دنیا .. مکان و خانواده ای که در اون متولد شدیم .. از دیدگاه قوانین جهان هستی و توحیدی چطور توضیح داده میشه.. چه اینکه شاید بارها به علتهای مختلف ارزو میکردیم درزمان و یا مکان دیگه ای بدنیا میومدیم.البته این همیشه نوعی ناسپاسی بوده ..و اگه با دقت میدیدیم و دقت به داشته هامون میکردیم هرگز ارزو نمیکردیم ما درزمان دیگه یا جای دیگه ای بدنیا میومدیم.ولی دوست داشتم توضیحی از دید شما درباره اش بشنوم.

    2-دوست داشتم ازتون بپرسم که بهترین باور در مورد معاد و زندگی پس از مرگ چی هستش؟ چه باوری به ما انگیزه ی بیشتری میده تا ایمان مون به مسیری که در اون هستیم بیشتر میشه و درک شما از زندگی پس از مرگ چی هستش .. دوست داشتم اونرو بدونم .. وبدونم از بین همه ی حرفهایی که درباره زندگی پس از مرگ میشه کدوم یکی بهمون احساس ارامش بیشتری میده؟

    بعضی وقتا احساس میکنم کاش به من اینقدر وقت داده بشود که در مسیر توحید اینقدر تکامل پیدا کنم که هرگز نمیتونستم تصورش رو بکنم.. دوست دارم توی این فرصت زندگی در همین دنیا توحیدی تر بشم.. خیلی زیاد .. و اون لذت آزادی مطلق وقتی فقط خدا توی زندگیت هست رو بچشم.. وایا این مسیر بعد از مرگ هم ادامه داره .. یا فرصتی که باعث شده ما در این جهان قدرت انتخاب داشته باشیم باعث رشد و تکاملمون شده؟ و شاید مهم ترین چیزی که دلم میخواد بهش برسم تکامل بیشتر و بیشتر در توحید هستش برام.ایا در جهان دیگه تکامل برام ممکن نیست؟ و فرصت من برای اینکه ظرفم رو بزرگتر کنم تا خدارو بیشتر درک کنم در همین جهان خلاصه میشه؟ میدونم که ما نمیمیریم .. اما ایا دیگه کاملتر هم نمیشیم؟ و من دوست دارم باوری داشته باشم که هرگز این تکاملم تموم نشه حتی بعد از رفتن از این دنیا .. من اون به معراج توحید رفتن رو برای همه ی طول هستی ام میخوام .. چطور اروم بشم؟

    3-الان قوانین پروردگار رو میدونم و باهاشون بیشتر اشنا شدم.. البته هرروز بیشتر رشد میکنم .. اما در این لحظه و همه ی لحظات چطور ازخدا بخوام که الهاماتی به من بکنه .. ویا اینکه چطور لحظات تغییر رو بفهمم و ایا باید از خدا بخوام که بهم الهام کنه؟ ایا باید از خدا بخوام که بهم الهام کنه ؟ مثلا نکنه زیادتر از اونی که باید توی محل زندگی ام موندم.. شاید باید هجرت کنم و به جاهای دیگه برم.. شاید باید زودتر تصمیمات خوب و توحیدی ام رو بگیرم .. این زمان مناسب رو چطور از دست ندهم؟ ایا از خدا باید بخواهم که به من الهام بشه؟ و چطور اون الهام رو احساس کنم جوری که بهش عمل کنم.

    شما یعالمه تصمیم توی مسیر گرفتین برای تغییر خودتون .. برای حرکت کردن و عمل کردن هاتون .. چطور زمان دقیقش رو احساس کردین؟

    حس میکنم نکنه از تصمیمی که باید بگیرم غافل شده باشم .. یا به الهامی که بهم شده توجه نکرده باشم؟

    چه باوری رو بسازم که به بهترین وجه ممکن تکاملم رو طی کنم؟الهامات رو دریافت کنم و دیگه هرگز نگران دیر عمل کردن یا.. نباشم.. از خدا بخوام به من چه قدرتی رو بده که بتونم بهتر از همیشه در مسیرش حرکت کنم و از کاری که باید در هر لحظه بکنم دور نمونم؟

    4-دوست داشتم توی کارم و حرفه ام .. زودتر اشنا بشم با قانون میتوز .. و به اینکه چطور در کارم از این قانون طبیعی جهان استفاده کنم تا پیشرفت کنم.. این اتفاق رو چطوری خیلی زود در کارم پیدا کنم؟و نکته دیگه اینکه برای قانون میتوز یه محدودیتی هست..واونم اینه که وقتی مثلا باکتری رشد میکنه و هربار هرکدوم دوتا میشن و یباره رشدش نمایی میشه .. از یه حدی به بعد دیگه منابعی برای رشد خودش تو اون محیط پیدا نمیکنه و محدود میشه.. دارم تصور میکنم که اگه سرعت رشد من در کاری که باعشق انجامش میدم به اون حالت برسه چه باوری داشته باشم که هرروز رشدم ادامه پیدا کنه و هرگز با محدودیتی مواجه نشه در مراحل رشد خودش..

    دوست دارم این باور رو الان داشته باشم که همیشه جای رشد اونم وقتی از سودمرکب استفاده میکنیم هست .. بعضی مواقع احساس میکنم در اون رشد کل جهان درگیر میشه و باسرعت بیشتری گسترش پیدا میکنه خیلی بیشتر از هر زمانی .. ودوست دارم این باور رو بسازم .

    خیلی بیششتر درمورد باور مربوط به پیداکردن سود مرکب و استفاده از اون برامون بگین.

    همینطور دوست داشتم ارتباط این قانون رو با توحید بشناسم.

    همونطور که شنیدم معراج پیامبر ساعتها طول نکشیده .. و به زمانی که مادرکش میکردیم شاید چند لحظه بوده اما پیامبر همه ی اون مدارج کمال و معراج رو طی کردن در همون زمان ؛ چقدر امکان داره که ما بتونیم در کمال خودمون از این قانون طبیعی سود مرکب ویا قانون میتوز استفاده کنیم..هرچند احساس میکنم جوابم خیر هستش .. و کمال همونطور که از اسمش مشخصه لازمه ی گذشت زمان هستش..و تجربه کردن و انتخابو ساختن باورهای مناسب و عمل کردن.

    5-خیلی ساده دوست داشتم بپرسم چه باوری بسازیم وچطور اونرو بسازیم که ملکی مثل ملک سلیمان بهمون داده بشه .. از خدابخوایم که ایمانمون رو اینقدر بیشتر بکنه که بتونیم چنین خواسته ای رو برای خودمون خلق کنیم.. چطور اینکارو انجام بدیم؟ شما اینکارو چطور برای خودتون انجام میدین؟ وحالا نه حتی ملکی شبیه به ملک سلیمان.. میخوام جوری باشه که در توحید خیلی بیشتر از اینها تکامل پیدا کنم.

    7-مفهوم زمان رو از نگاه قوانین یکم بیشتر برامون بررسی کنین.. مثلا ما برای انجام کارهامون .. برای پیشرفتمون و تکامل و حتی لذت بردن .. به زمان نیاز داریم.. بعضی وقتا شنیدیم که میگن خدا به زندگیت برکت بده .. به عمرت برکت بده .. یعنی تو زمانی که داریم بهترین استفاده رو ببریم.. چه احساسی به زمان دارین شما که ایمان دارین بهترین استفاده رو ازش میبرین؟ ما چه باوری درباره زمان داشته باشیم که بهترین و پربارترین اصتفاده رو از زمانمون ببریم .. تا در طول عمری که در این دنیا داریم به کمال بیشتری برسیم .. و ایا اصلا باید به زمان فکر کنیم؟ واین زمان چه نقشی داره توزندگی ما ازنظر توحیدی و تکامل و ایمان و مهم تر از همه ازنظر قوانین جهان هستی.

    7-ایا اصلا این حرفهایی که میزنم از نظر شما منطقیه؟ بعضی وقتها ما حرفهایی مزینیم و خواسته هایی میخوایم که چون باقوانین اشنا نیستیم میگیم.. و در حقیقت ممکنه راه به جایی نبره.. ازونجا که مثلا من در زندگی مالی ام در ابتدای رشدم هستم شاید دارم یه خواسته های ایده ال یا دور از دسترس و بزرگ برای خودم میسازم که نتونم بهشون برسم و مایوس بشم.. یا بخاطر باورها یا عدم درک صحیحم اینجور خواسته ها رو دارم؟

    خواهش میکنم بهم بگین اول چه خواسته ای داشته باشم؟ بگین برای مثال حسین .. سعی کن اول تو مساله مالی پیشرفت کنی و توی روابط و سلامتی و خیلی چیزای دیگه .. ماشین بخری.. اونی که میخوای.. پیشرفت کنی و کسب و کارت رو کم کم بزرگ کنی .. بعد خودت متوجه میشی که کدوم یکی از خواسته هات واقعی بوده کدومشون یجور رویاسازی ..

    بهم بگین اولویت ها مو چطور مشخص کنم ..

    استاد مهربانم .. ممنونم که به حرفهای من توجه کردی.. ممنونم که همون لبخند ها و تایید ها و سرتکان دادن ها رو هنگام سوال پرسیدن بهم نشون دادی .. که احساسم عالی باشه.و اشتیاق پرسیدنم ادامه پیدا کنه. ممنون از اینکه ازم پذیرایی کردین .. و کنار شما و فرزند دوست داشتنی تون ساعتهای فوق العاده ای رو داشتم که برگ های قشنگی میشه در دفتر سپاسگزاری هایم از خدا :)

    دوست دارم این ملاقاتم بیکران ادامه پیدا میکرد .. و همون حس بودن در خونه رو داشته باشم.. اما میدونم که این احساس احساسیه که بخاطر بودن خداوند بوجود میاد .. و با خداحافظی از شما همگی در پناه خداوندیم و تنها و دور از منبع عشق و محبت و ارامش هستی نیستیم..

    پس برای شما همه ی اون ارزوهای خوبی رو که در انتهای همه فایلهاتون با لبخند برای ما داشتین رو از خدا دارم و به خدای بزرگ میسپارم تون ..

    قبلش کلی موتورها و ماشینها تون رو البته باید ببینم و کیف کنم و بعد میرم.. البته بدون نوازش کردن آهویی هم ازینجا نمیرم.. :)

    ممنونم ازتون بی اندازه :)

    :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      حسین حاجی چرمهینی گفته:
      مدت عضویت: 4258 روز

      سلام. یسوال دیگه فقظ میخواستم اضافه کنم..توی ویرایش ها بود ظاهرا حذف شد.

      استاد شما همیشه گفتین که خیلی راحت به همه چی رسیدین.این همیشه راحت رسیدن رو اغلب توضیحش ندادین برای ما .. مثلا توی فایل خالق زندگی گفتین خیلی اسون و راحت هدایت شدین تا اون ویلاتون رو توی آمریکا پیدا کنید.. ولی توضیحش ندادین.. و همیشه گفتین که دوست دارم با قدرت بگم که خیلی راحت به همه چی رسیدم.. این خیلی برای ما باارزشه و اگه هربار داستان رسیدن به خواسته هاتون رو همونطوری که میگین .. و الهاماتی که بهتون شد و همینطور هدایت های پروردگار و شرایطی که جهان هستی براتون فراهم کرد تا به خواسته هاتون برسین رو برای ما بازگو کنین..وقتی میشنویم که داستان رسیدن به خواسته های شما چقدر اسون و پر از حمایت خدا و کارها و شرایط و همراهی های جهان هستی بوده و شما خیلی اسون به خواسته های بزرگتون رسیدین .. ایمان ما هم بیشتر میشه..

      خیلی خوشحال میشم ازین دست قصه های قشنگی که خداوند و جهان هستی شما رو آسون به خواسته هاتون رسوندن برای ما بگین بازبان شیوای خودتون .. متشکرم :)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    علیرضا میرابی گفته:
    مدت عضویت: 3426 روز

    سلام

    ایا شما بیمه هستید؟

    برای کنکور چه باور هایی بسازیم؟(<<<<——واجب)

    در دوره عشق ومودت گفتید خودارضایی مشکلی نداره اما احادیثی داریم باسند معتبرکه میگن گناه کبیرست و حرامه چه کنیم؟

    در دوره ی جهانبینی دیدم شما بایک زن دست دادید که گناهه موضوع چیه؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سید محمد مهاجر گفته:
    مدت عضویت: 3060 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم, آقا سید حسین عزیز و گل

    یه سوال تو ذهن من هست که فکر می کنم می تونه در ذهن خیلی از کسانی که با اساتید موفقیت روبرو می شوند وجود داشته باشه, خصوصا اون دسته از اساتید موفقیت که اساس کارشون قانون جذب هست و مکتب فکری و آموزه هاشون بر اساس این قانون بنیان گذاشته شده.

    در واقع در بین برخی از مردم این نوع نگاه وجود داره که این دسته از اساتید اگر موفقیتی هم دارند به خاطر تدریس این قانون هست و خوب بعید نیست که وقتی کسب و کارش بر اساس این قانون باشه, یه کم یا حتی بیشتر از یه کم در مورد اون قانون و گستره عملکردش اغراق بکنه.

    شاید برخی دیگر از دوستان حاضر در این خانواده صمیمی هم اذعان کنند که اگر بخوایم کمی به نجواهای شکاکانه ذهن مون گوش بدیم (خصوصا اون جماعتی از ما که مثل من ذهن شکاکی دارند), احتمالا ذهن مون داره تو گوشمون پچ پچ می کنه که: قانون جذب دیگه چه صیغه ایه بابا؟؟ حالا یکی دو بار هم یکی دو تا نشونه دیدی, به جاش صد تا نشونه برعکسش رو هم دیدی, این بنده خدا که اینقدر داره میگه من با این قانون موفق شدم, خوب به خاطر اینه که داره همین قانون رو درس می ده, کسب و کارش رو همین قانونه. معلومه که یه کم باید شلوغش کنه.

    فکر می کنم همه متوجه منظور من شدین, حالا سوال من از خود سید حسین عزیز که خیلی ازش چیز یاد گرفتم اینه که: حسین جان, خدا وکیلی, این تن بمیره :)), چقدر در مورد قانون جذب واقع بینانه صحبت می کنی و چقدر با اغراق؟ اون جاهایی که قانون جذب توی زندگی خود تو هم جواب نداده یا نمیده, چطوری به مسئله نگاه می کنی؟ آیا اون شرایط رو یک مثال نقض برای قانون به حساب میاری یا یک استثناء؟ با این ذهن شکاک نجواگر لجباز یه دنده چه باید کرد؟ خصوصا وقتی که کلید می کنه روی “منطق” و به اصطلاح خیلی مکانیکی و منطقی می خواد به همه چیز نگاه کنه؟ با یک قیافه حق به جانب وایمیسه جلوت, با یه نگاه عاقل اندر سفیه نگات می کنه, یه پوزخند می زنه می گه بفرما! اینم از قانون تون! تحویل بگیر! این یکی رو دیگه چی می گی؟ نکنه می خوای بگی اینم تو جذبش کردی؟ و…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    رستا گفته:
    مدت عضویت: 1841 روز

    سلام به استاد عزیزم میخوام اولش بگم عاااااشقتم استاد جونم😍😍😍 و سلامی هم بکنم به مریم جان شایسته که کاملا شایسته ی این زندگی فوق العاده هستن 💓🥰 و سلامی هم به خانواده ی قشنگ عباسمنشی ها 💗.

    این اولین کامنت من توی سایت هست . خییلی مقاومت داشتم کامنت بذارم😁.

    چند روز پیش که گفتگو با دوستان رو میدیدم مخصوصا قسمت ۴۰ که زهرا جان صحبت کردن بسیار درس گرفتم و تصمیم گرفتم متعهدانه سایت رو شخم بزنم و کامنت هم بذارم . البته چی بگم از این ذهن که هر بار ولش کنی میره باز سر خونه اولش و منفی میشه و ول میکنه همه چیو ☹️ منم این چند روز باز هی یادم میرفت ک چه قولی بخودم دادم . اما الان گفتم با گذاشتن کامنت تعهدمو شروع میکنم .

    چند ماهیه که تو سایت ثبت نام کردم ولی جسته و گریخته به فایلها گوش دادم قبلش ک تو سایت هم ثبتنام نکرده بودم و از کانالهای تلگرامی صدای استاد جااان رو شنیده بودم حرفاش همیشه به جااانم می نشست و حالمو خوب میکرد .

    عمل تو کارم نبود فقط گوش میدادم و حرفای قشنگ میزدم برای همین زندگیم عوض نمیشد تازه شاکیم بودم(چه توقعاتی داشتما😂) خیلی داشتم ناامید میشدم از همه چی ؛ چون چندسال بود ک قانون جذبو میشناختم و بخاطر اینکه هیچ تعهدی نداشتم هیچ موقع پیشرفت زیادی نمیکردم و سریع متوقف میشدم .

    ی روز از خدا خواستم که هدایتم کنه چیکار کنم اوضاع زندگیم اصلا خوب نبود و ناامیدیم بدترین چیزه تا اینکه خدا گفت چیکار به استادای دیگه و هزار حرفو کتاب دیگه داری بیا اینجا سایتو شخم بزن ( با حرفای زهرا جان که اونشب ی نشونه ی دیگه بود )خدا رو شکر که بالاخره تعهد دادم که سایت رو شخم بزنم بلطف الله 🥰 .

    خیلی نشونه دیدم از این که دوره دوازده قدمو بخرم و اوایل پاییز با پولی که دستم میاد قدم اول این دوره رو میخرم انشاالله . ( تا بحال دوره ای از سایت نخریدم و هیچوقت پول کافی هم نداشتم برای خرید ) اینم دومین قدمم برای تعهده .

    خب بریم برای آگاهیایی که از این فایل دریافت کردم ؛

    ⚜️اولین نکته ای که چند روز پیشم برام جلب توجه کرد تو حرفای استاد اینکه ؛ اول صحبتش همیشه میگه سپاسگزار خداوندم که به من فرصت داد یکبار دیگه در خدمت شما عزیزانم باشم 🥰. خدا رو صدهزار مرتبه شکر 💓 ؛؛ اینکه تک تک لحظه هاش رو فرصتی از طرف خداوند میدونه و باز هم هر دفعه با ذوق و شوق سپاسگزاری میکنه با اینکه هر روز میاد جلوی دوربین ولی سپاسگزاری از این بابت رو فراموش نمیکنه .

    ⚜️ دومین نکته مثبت اینکه استاد وقتی ذوق میکنه و خیلی هیجان داره و سپاسگزاره این حالشو میخواد با همه به اشتراک بذاره و همین کار فرکانس خیلی قویتری به جهان ارسال میکنه و باز نعمت بیشتری دریافت میکنه .

    (ما هم خیلی کیف میکنیم درواقع 🥰)

    ⚜️ سومین نکته آب بی نظیر این دریاچه س که چقدر تمیز و شفافه و بی نهایت ماهی ای که داره و هیچوقت تمومی نداره ؛ نه این آب پاک نه ماهیا : این نشوندهنده ی فراوانیه و ما باید مد نظر داشته باشیم که همه چیز بی نهایت دورو بر ما و در جهان هست .

    ⚜️ نکته ی مثبت بعدی اون ببعی ها بودن که همیشه باعث برکت بودن و استاد هروقت اراده میکردن براحتی گوشتشون رو بر بدن میزدن . بقول خودشون گوشت حرفه ایا ؛ گوشتی که خیلی خالص و طبیعیه چون ببعیا از چمن تغذیه میکردن نه از خوراک دام شیمیایی ؛ این برکت ها براحتی با تغییر باورها میاد تو زندگیمون😌

    ⚜️ نکته ی مثبت بعدی اینکه ببعیا چقدر قشنگ و حرفه ای چمنا رم هرس میکردن بدون هیچ هزینه ای ؛ درصورتی که صاحب قبلی ملک هرسال کلی بابت هرس کردن چمنا پول میداده .

    تازه کودم میدن چمنا رو 😅

    و همه ی اینا فراوانیهایی هست که میتونه تو زندگی هممون باشه وقتی که نگاهمون عوض بشه و باورامون عوض بشه 🥰✔️.

    ⚜️ نکته ی بعدی اینکه استاد میگن با اومدن تو طبیعت خیلی به خودم نزدیک میشم به خدای خودم نزدیکتر میشم . تو طبیعت ی عالمه احساس خوب با هم حس میشه ؛ این زیبایی ، تنوع ، جنگل و درخت و ماهیا و گوشت تازه و… . منم تو منطقه ای زندگی میکنم که طبیعت خوبی داره ، حیاط بزرگی داریم که شبیه باغه و واقعا وقتی پا به حیاط میذارم روحیه م عوض میشه و یادم میره چقدر از خانواده م دورم و تنهاییمو مشکلاتمو کمتر بخاطر میارم ؛ طبیعت واقعا انرژی مثبتی داره 💯💓.

    ⚜️ نکته ی بعدی اینکه وقتی استاد نیستن ببعیا رو میسپردن به خدا ؛ وقتی برای انجام کارها به خدا اعتماد کنیم ، خدا خودش همه چیزو درست میکنه.

    من چند وقته از استاد یاد گرفتم بخدا اعتماد کنم من دو تا پسر ۸ و ۱۱ ساله دارم و هیچوقت برای خرید نمی فرستادمشون بیرون و تو خیابون . چون میترسیدم . خونه ی ما خیلی فاصله داره با مغازه ها و نونوایی و … . اما الآن اکثر خریدها رو میرن انجام میدن اونم تنها با ی دوچرخه ای که زیادم سالمو درست و حسابی نیست و من با خیال راحت میسپارمشون دست خدا و میگم خدایا شکرت که سالم میرن و برمیگردن و دیگه نگران نیستم ♥️😉.

    ⚜️ نکته ی بعدی ایده ی ساخت دریاچه توسط صاحب قبلی اینجا که چشمه ای بالاتر از اونجا وجود داره و اون آقا کاری کرده که آب اون چشمه هدایت بشه به سمت اینجا و اینجا دریاچه ای تشکیل بشه و ی قسمتی هم تعبیه کرده که سرریز آب چشمه از اونجا خارج بشه و بره تو جنگلای پشت و اطراف .بنابراین آب همیشه تازه س 😍. چقدر خوبه که از نعمتهای اطراف محیط زندگیمون بهترین استفاده رو بکنیم . حالا منم ی مثال دارم البته ربطی به ساخت چیز جدید نداره ولی شاید جالب باشه براتون که یادش افتادم ؛ دور وبر خونه ی ما ی عالمه زمین هست از پدرشوهرم و میشه توشون کشاورزی کرد ولی ما ده سال اینجا بودیمو هیچ استفاده ای نمیکردیم تا اینکه پارسال به شوهرم گفتم چرا این زمینا رو زیر کشت نبریم ( قبلا کسی ازشون استفاده ای نکرده بود و بایر بود) پارسال اینکارو کردیم و امسال هم همینطور ؛ بجز سود خوبی که کردیم همسایه ها و هرکسی از نزدیک خونمون رد میشد میگفت وای چقدر خوب شد اینکارو کردین چقدر سرسبزی و نشاط و قشنگی اومد اینجا ما که رد میشیم ذوق میکنیم چقدر سرسبز شده 🥰 .

    اگه از نعمتهای خدا خوب استفاده کنیم برکت میاد تو زندگیمون بهمین راحتی 😛.

    ⚜️ ببعیا هم از این آب تازه و چمن تازه و طبیعی استفاده میکنن تازه کود هم میدن چمنا رم کات میکنن و خدا همه جوره هواشونو داره و مدیریتشون میکنه . چندوقت یکبار براحتی میشه از گوشتشونم استفاده کرد .

    کافیه که یکم بیشتر به خداوند اعتماد کنیم اون همه چیو مدیریت میکنه .

    من اینجا تصمیم گرفتم چنتا ببعی بخرم و بزرگشون کنم ؛ تا حالا اینو تجربه نکردم . بچه م که بودیم هیچوقت ببعی نداشتیم ولی خب استادم نداشته ولی یاد گرفته پس منم میتونم یاد بگیرم و از این همه نعمت و برکت هم استفاده کنم ( مام کلی چمن داریم که هردفعه بلند میشه باید کاتشون کنیم 🥺 رژیممونم فعلا اصلاح نکردیم 😅)

    ⚜️ تازه این بزا و گوسفندا خودشونم تولید مثل میکنن و اکثرشون ۴ تا سینه دارن و این بخاطر اینه که اکثرشون ۴ قلوزا هستند. ✔️✔️

    ⚜️ وقتی برای اولین بار بز و گوسفندا رو گرفتین تو اون زمین ۶۰ هکتاری بودن و مجبور بودید آب و غذاشونو تأمین کنید و همش بخدا میگفتید خدایا من دوس دارم خودت یجوری اینا رو هدایت کنی و مراقبشون باشی . بعد وقتی دیگه میخواستین بیارینشون اینجا فقط یدونه شون مونده بوده آهویی معروف 💓 که وقتی اونو آوردین باز تو قفس نگهش میداشتین و بهش آب و غذا میدادین تا اینکه ی حسی که همیشه بهتون میگفت اینو آزادش کن هی میومد سراغتون و بخاطر حرفای منطقی ای ک میومد به ذهنتون که اگه این بزا رو جای در بسته نگه نداری فرار میکننو میرن تو جنگل اینکارو نمیکردین.

    دیگه ی روز گفتین نه من باید ب این حسم گوش بدم این همش داره میگه در قفسو باز کن پس اینکارو میکنم و بمحض باز کردن در قفس دیدیدن که آهویی کم کم اومد پیشتون و هیچ اتفاقیم نیفتاد 🥺 یعنی از قبل خدا جواب خواسته تونو داده بود. واااای خییییلی جالب بود این تیکه🥺🥺🤩🤩🤩 خدااااااای من چقدر تو خوبی چقدر هدایتگری 😭😘😘😘و ما اگه هدایتشو بپذیریم ما رو براحتی به خواسته هامون میرسونه .✔️💯

    ⚜️ پس نکته ی بعدی اینکه خدا براحتی درخواست هامونو جواب میده .

    ⚜️ میشه به خدا اعتماد کرد در مورد این چیزا حتی و در مورد همه چی .

    خدا میتونه همه ی کارها رو خیلی راحت تر از اون چیزی که فکرشو میکنیم برامون انجام بده اگر که اجازه بدیم که هدایتمون کنه ، اگر اجازه بدیم که کمکمون کنه ، اگر اجازه بدیم که درها رو برامون باز کنه ؛ چون ما باید این اجازه رو بهش بدیم .👌👌👌💯✔️

    ✨ استاد جووووونم سپاسگزارم بخاطر اینهمه آگاهی و بخاطر اینکه زیبایی های زندگیتون رو با ما به اشتراک میذارید . 😘😘😘😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: