مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 33


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عادله ملکی گفته:
    مدت عضویت: 4042 روز

    سلام استاد عزیز و مهربونم

    من مدت هاست دارم با فایل های شما زندگی میکنم و زندگی ام از هر لحاظ تغییرات عالی داشته از جمله سلامتی، روابط، کار، مالی ، موفقیت و … البته همه ی اینا نسبت به قبل خیلی تغییر کرده ولی هنوز خیلی کار داره تا به نتیجه ی عالی تر رسیدن ولی مهم اینکه در مسیر تکامل هستم. استاد از وقتی که از ظهر این فایل شمارو دیدم دارم از روش پرسش های کوانتومی استفاده میکنم تا سوال مناسب پیدا کنم و از این فرصت استفاده کنم و از شما بپرسم و هرسوالی که به ذهنم میرسه جوابش هم با صدای شما به گوشم میرسه و شاید باورتون نشه من الان 3 ساعته که پای لپ تاپم و دارم هی سوال مینوسم و هی به جواب میرسم و پیاممو پاک میکنم :)

    استاد این اولین تجربه ی من بود از شرکت در ارسال دیدگاه و همیشه فقط خواننده بودم و امروز فهمیدم نه تنها خوندنشون خیلی مفید بوده و هست بلکه شرکت در این قسمت خودش بزرگترین چالشیه که خودمونو میکشونیم و به جوابای فوق العاده و کشفیات خوبی از خودمون میرسیم . من تو این مدت تجربیات خوبی رسیدم که البته چون از مبحث این قسمت خارجه فعلا مطرحش نمیکنم و حتما یه روزی باجزئیات همشو میگم برای شما و دوستان گلم ، چون همونطوری که من از قسمت نظرات کلی تجربه و باور خوب به دست آوردم این رسالت به گردن منم هست که حق اون نظرات رو با گذاشتن نتایج خودم ادا کنم .

    استاد عزیزم خیلی خیلی سپاسگزارم از آموزش های خالصانه شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    حسین امیدی گفته:
    مدت عضویت: 4154 روز

    باعرض سلام و أدب و احترام خدمت استاد عزیزتر از جان و خانواده صمیمی گروه تحقیقاتی عباس منش….استاد توی یکی از فایلهای رایگانتون گفتین که من توی آمریکا هم چندین بیزنس دارم یکبارم در مورد ی خلاقیت توی یکی از بیزنس هاتون صحبت کردین ولی قرار شد مفصل راجع بهش صحبت کنید ولی متاسفانه فکر کنم یادتون رفت من خیلی مشتاقم بدونم شخصی مثل شما که به درجه استادی توی این مسیر رسیده به چه مسیرهایی هدایت میشه و چه موقعیت هایی براش پیش میاد؟؟؟وضمنا خیلی دوست دارم بدونم شما از درآمدتون أوایل شروع کارتون چقدر بوده و حالا با کار کردن روی باورهاتون به چه درآمدهایی تونستین برسین؟؟؟استاد خیلی خیلی از شما سپاسگزارم که به شاگرداتون اجازه میدید در مورد مسائل مختلف از شما سوال بپرسند و من این صداقت شما رو واقعا ستایش میکنم و خودم رو همیشه شاگرد شما میدونم و به این موضوع افتخار میکنم…با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    تینا موفق گفته:
    مدت عضویت: 3071 روز

    سوال دیگم اینه که با تضاد/ها چه جوری باید برخورد کنیم. اگه تو یه خواسته برامون تضادی پیش بیاد آیا از یه دید دیگه به اون تضاد نگاه کنم و اون خواسته رو هم داشته باشم؟ یا کلا اون تضاد رو اینجور در نظر بگیرم که به خواستم پی ببرم و اونو واضح تر کنم؟

    امیدوارم سوالم براتون واضح باشه :)))

    مرسییییییییییی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سحر بلانیان گفته:
    مدت عضویت: 3356 روز

    سلام استاد

    1٫ استاد آیا امام حسینو بقیه امام ها هم اتفاقایی که براشون افتاده فرکانسه فکریه خودشون بود؟

    2٫بهترین ترجمه و تفسیر قران از نظر شما که مطالعه کردین ماله چه کسی هست؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    الف ب پ ت گفته:
    مدت عضویت: 2947 روز

    فرزاد:

    سلام استاد عزیزم. خدا رو شاکرم که شما اینقدر به فکر ما هستین و این اجازه رو به من دادین تا با شما مصاحبه کنم .شما خیلی از قوانین رو قبلا برای ما توضیح دادین ولی من میخوام راجع به احساستون بدونم که چطور باهاش کنار اومدین. مشخصا شما به خانوادتون خیلی علاقه دارین. ولی خب میخوام بدونم در طی مسیری که طی کردین از یه جایی به بعد اگر متوجه می شدین خانوادتون در بعضی موارد ،باورهاشون ایراداتی داشته چه طور باهاش کنار می اومدین و اگر حرف های شما رو قبول نمیکردن چه طور با توجه به علاقه ی زیادی که بهشون داشتین دیگه رهاش میکردین چون به یاد دارم گفته بودین که کسی که نخواد تغییر کنه هر کسی هم هر کاری بکنه نمیتونه عوضش کنه. خب مثلا پدر و مادر یا خاله و یا مادربزرگ آدم. من شخصا وابستگی عاطفی زیادی بهشون دارم و میخوام بدونم شما هم این طور بودین؟اگه بودین چه طور باهاش کنار اومدین .البته همه اینا فرض هستن من با توجه به شرایط خودم پرسیدم. بعدش راجع به کمک به دیگران و اصراف. توی باورهای ما که بخشیش از فرهنگ و بخشیش که از آموزه های دینی که از اول ابتدایی به ما گفته شده،میگن که اصراف نکنید .من در رابطه با این که میگن اگر چند تا لباس نو داشته باشی و از هر کدوم خیلی استفاده نکنی اصرافه یا مثلا اگر چند تا ماشین داشته باشی میگن که این اصرافه و این طور به نظر میاد که این موضوع در تضاد با باور فراوانی قرار میگیره. میخواستم ببینم که شما به عنوان یک الگوی موفق چه طوری این اصراف و باور فراوانی رو از هم تشخیص میدین و کلا نظرتون راجع بهش چیه!؟

    سوال بعدیم راجع به کمک به دیگرانه. به یاد دارم همیشه گفتین که ما نمیتونیم به دیگران کمک کنیم و هیچ فایده ای برای اون ها نداره. اما مثلا در کار هایی مثل آزادکردن زندانی هایی که به خاطر پول توی زندان ها هستن یا ساختن مدرسه و مسجد و… کمک ما به دیگران واقعا کمک‌ میکنه؟شما در این طور پروژه هایی شرکت میکنین؟

    نمیدونم پرسیدن این سوال جایزه یا نه ولی شما گفتین هرچیزی که دل تنگتون میخواد بپرسین و من واقعا دوست دارم نظر شما رو به عنوان الگوی خودم بدونم. از اون جایی که شما قرآن رو بارها بیشتر از من مطالعه کردین میخوام نظرتون رو راجع به حجاب بدونم. واقعا برای من سواله که در قرآن نحوه ی پوشش چطوره چون من هر جایی که مطالعه کردم فقط تفاسیر از قرآن بوده. در خود قرآن گفته شده که قسمت جنابین(گردن و پایین تر از آن) و لباسی بلند. ممنون میشم به این مورد پاسخ بدین.

    سوال بعدیم اینه که شما در طی مسیر از مشاورهایی که وجود داره کمک گرفتین یا خودتون مشاور خودتون بودین و کار ها رو با روش خودتون انجام دادین چه در ابتدای مسیرتون و چه حالا؟

    و در آخر مصاحبه میخواستم بدونم اگر یک روز فرصت پیش اومد که من به جایی که شما بودین سفر کنم نمیدونم مهاجرت یا هر چیز دیگه آیا شما قبول میکنین من بیام ببینمتون ؟اجازه ی ملاقات رو به من میدین؟

    شاکرم که خدا من رو به این مسیر راهنمای کرد وسپاس از صبر و حوصله ی شما .شما و خانوادتون رو به خدا میسپارم.?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      سلما مصدق گفته:
      مدت عضویت: 3040 روز

      سلام دوست عزیزم بهنیا مهدیان. وای خدا خیرت بده مرسی که این سوالا رو پرسیدی. اینا دقیفا سوالات منم هست گرچه فکر میکنم سوالات اصلی و اساسی نیست و فرعیاته اما خیلی فکرمو درگیر کرده . من بخش عقل کل رو هم مطالعه کردم اما دوست دارم دقیقا نظر شخصی استاد رو بدونم

      استادجون لطفا درمورد تضاد بین اصراف و باور فراوانی توضیح بدین.

      همچنین درمورد حجاب، نماز، روزه.

      بینهاین سپاس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    صادق گفته:
    مدت عضویت: 3794 روز

    سلام استاد خوبم

    میدونم که این پیام رو میخونید بنابراین حرفی از ته دلم بهتون میزنم:

    سید حسین خیلی دوست دارم

    استاد عزیزم سوالی که ی مدته که ذهنمو مشغول کرده اینه :شما که دائم درحال لذت بردن و تفریح هستید و گاهی فایل و محصول تولید میکنید و حرفی از اهدافتان نمیزنید من احساس میکنم شما الان هدف خاصی ندارید و کمکم از مسیر اصلی دارید منحرف میشید دوستدارم بدونم درحال حاضر هدف شما چیه؟دوستدارید چه کار بزرگی رو انجام بدین؟ آیا زندگی شما فقط به این لذت بردن و تولید محصولات در سایت ختم میشود ؟ یا بیزینس های دیگری هم دارید؟اگر دارید اونها چی هستن؟

    درسته که ما باید از زندگی لذت ببرم اما این لذت را باید در مسیر رسیدن به اهدافمان ببریم شما فقط از لذت هایتان صحبت میکنید من دوستدارم بدونم هدفتون چیه؟که در مسیرش دارید لذت میبرید؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    سمیه * گفته:
    مدت عضویت: 4101 روز

    استاد من یک سوال دیگه هم داشتم….

    من زیاد از قانون نتیجه گرفتم میدونم خودم خالق شرایط و واقعیتهای زندگی خودم هستم هر روز این رو با خودم تکرار می کنم به شیوه های مختلف تا اینکه به یک باور قوی برام تبدیل بشه در همه ی حوزه های زندگیم .ولی چرا بعضی اوقات این نجواها زورش از ما بیشتر میشه من میدونم الان توجه و افکار و کلامم واقعیتم رو میسازه که برای من در برخی مسایل سرعت تبدیل شدن افکارم به واقعیت خیلی زیادتر شده چرا بعضی اوقات ذهن من چموشی میکنه و اجازه کنترل شدن رو نمیده در صورتی که این واقعیت مسلم رو میدونه که الان نتیجه این افکار به صورت یک شرایط بد به سراغش میاد همینطور که قبلا بارها لذت تجربه خلق شرایط خوب رو داشته چطور لذت تجربه ها رو برای خودمون اونقدر زیاد کنیم که بتونیم کنترل بیشتر نجواها رو در اختیار داشته باشه؟

    استاد عزیزم سپاسگزارم از پاسخگویی شما.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      داریوش صالحی گفته:
      مدت عضویت: 3171 روز

      سلام دوستان

      به نظرم باید بر روی ایمانمون نسبت به خداوند خیلی بیشتر از افکارم کار کنیم وقتی با تمام وجود خداوند رو قبول داشته باشیم خود بخود در مدار مثبت قرار میگیریم.وقتی با این همه کار کردن روی فکرمون با کوچکترین مسئله ای بهم میریزیم این نشان دهنده کم ایمانی ما نسبت به خداوند است.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    محمدرضا مشایخی گفته:
    مدت عضویت: 4130 روز

    سلام استاد عزیزم

    استاد واقعا خسته نباشی و دستت درد نکنه

    ایشالله همیشه همینطور پراز انرٍژی باشید و ما هم بتونیم از آموزه های شما بهره ببریم

    استاد من تقریبا از سال 93 از آموزه های شما استفاده کردم و توی کار و تجارتم خداروشکر خیلی موفقم و هر روز بهتر از دیروز بوده کارم

    کارم آزاده و تو محیط کار با همکارام اصلا مشکلی ندارم و همه از من به خوبی صحبت میکنند و روابط دوستانه خوبی دارم

    استاد من مشکلم در روابطمه من یکبار 9 سال پیش جدا شدم و دوباره پارسال ازدواج کردم ولی باز متاسفانه یکسال و خورده ای که گذشته دقیقا همون آدمی تو زندگیم اومده که خیلی بدتر از آدم قبله و واقعا اذیتم میکنه الانم که بارداره و نمیدونم چاره کار واقعا چیه چون هر 15 روز ما درگیریم و من اصلا تحمل رفتارها و گیردادنها و حرفهای پوچ رو ندارم واقعا نمیدونم باید چیکار کنم هرچی بی توجهی میکنم یا توجهم رو به جای دیگه میدم بی فایدس .یشرایطی ایجاد میکنه که من اعصابم بهم میریزه و کار به درگیری و ناسزا گفتن و خونه ترک کردن میرسه

    قانون آفرینش جلسه 8 و 9 و 10 رو بارها گوش دادم ولی شرایط بدتر شده و استرس و اعصاب خوردکنی همچنان ادامه داره و تازگی تهدید شدم به اینکه مهریم رو اجرا میزارم و هزاران حرف دیگه

    بنظر شما مشکل کجاس من چیکار باید انجام بدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      تعهد تغییر گفته:
      مدت عضویت: 3166 روز

      سلام دوست من با اجازه استاد

      مشخصه چرا ایراد دارید دوست من

      از جمله “زورش از ما بیشتر میشه ” شما دارید دعوا میکنید با شیطان

      و قانون اصلی قرآن که اعراض رو عملی نمیکنید آرزو و خواسته قلبی شیطان اینه که ما باهاش دعوا کنیم قانون رو خوب میدونه سلاح قدرتمندی رو به شیطان دادیم

      اصلا به دعوا مرافعه اوضاع بهتر نمیشه که هیچ بدتر ام میشه همش میخوایم با شیطان رقابت کنید تمرکز منو از خوبی ها برمیداری پدرتو در میارم/

      راه حل چیه پس؟

      در این طور موارد که شیطان میکه این کار رو بکن درونت و اگاهیات میگه این کار رو نکن مثلا یکی فحش میده بهت بعد شیطان بهتون میگه بهش فحش بده قانون میگه اعراض کن

      اگر فحش بدی به قانون عمل نکری و به ناخواسته توجه کردی

      اگر اعراض کنی همش یه چیزی از درون میگه باید پدرشو در میاوردم و حالت بده

      و نتیجه هر دو اتفاق بد است

      اما راه حل اینه که قبول کنیم ناتوانیم نمیتونم کاری بکنم

      بعد هدایت بخوای بخوای که رشد کنی بخوای که تغییر کنی بخوای که بهتر بشی

      جالبه خدا سریع هدایتت میکنه و اگر اعراض بکنی با قلبت اعراض کردی و حالت خوب میمونه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        محمدرضا مشایخی گفته:
        مدت عضویت: 4130 روز

        سلام دوست عزیز

        ممنون از راهنماییتون

        من‌ چندین بار این کار رو انجام دادم روی برگردوندم و توجه نکردم و خواستم که اعراض کنم اما با این کلمه ها مواجه شدم که سرت جای دیگه گرمه زیر سرت بلند شده و هزاران حرف و ناسزای دیگه

        تو این مواقع انقدر حالم بد بوده و عصبی شدم فکذم و مغزم انقدر بهم ریخته بوده که نتونستم تمرکز کنم و فقط گفتم خدایا کمکم کن ولی نتونستم تمرکز درستی کنم و هدایت درستی رو بخوام

        ایشالله که اندفعه و دفعات بعد بتونم با این باور به خودم کمک کنم

        بازم ممنون از نظرتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سمیه * گفته:
    مدت عضویت: 4101 روز

    سلام به استاد عزیزم

    من الان نسبت به قبل احساس فوق العاده ای دارم همیشه سعی می کنم توجهم به نکات مثبت زندگیم باشه نیم ساعت پیش بابت یک تصمیمی که باید میگرفتم یک سری گفت و گوهای ذهنی نا امید کننده به سراغم اومد، سعی بر کنترل کردن او نها داشتم تا حدودی تونستم ولی احساسم بد شد مرتب با گوش دادن فایلهای شما سعی میکردم حال خودم رو خوب کنم بهتر شدم ولی نه کامل یک حسی بهم گفت به سایت شما سر بزنم و خبر این فایل جدید رو دیدم الان سوالم این هست در مواقعی که به همچین مسایلی برخورد می کردید چه چیزی بیشترین انگیزه رو برای حرکت به سمت جلو می داد؟ راه هر چه سریعتر رسیدن به احساس خوب اولیه چی هست؟ چون شرایط احساسی ما به گونه ای است که بدون حساس خوب نمیتونیم زندگی کنیم و بودن در احساس بد برامون سخت هست مثل خوردن یک قارچ سمی میمونه که دوست داری هرچه سریعتر یک پادزهر برای اون پیدا کنی که تو رو التیام ببخشه و به جای اولت یا حتی بهتر ازاون برگردونه.

    یک دنیا استاد سپاسگزارم….آرزوی بهترینها رو براتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    رضا شورچه گفته:
    مدت عضویت: 4011 روز

    سلام بر همه دوست داران تغییر

    استاد من چند ساله شمارو میشناسم و شمارو دنبال میکنم و خیلی هارو با شما آشنا کردم و بعضی ها هم پیشرفت کردن….

    سال 94 بود که من تصمیم گرفتم از روستامون بیام تهران برای کار کردن که موفق شدم یه کار پیدا کنم 8ماه اونجا کار کردم ولی اصلا فضاشو دوست نداشتم و هم زمان در طول این مدت من فایلهای شمارو هر روز گوش میدادم که تصمیم گرفته بودم درامد خودمو سه برار کنم من از سرکارم امدم بیرون همه بهم میگفتن تو از این جا امدی بیرون دیگه کسی مث این حقوق بهت نمیده یا حقوقتو دیرتر واریز میکنه… امدم نشتم خونه از خودم پرسیدم من چیو دوس دارم دوس دارم یه شغل مرتبظ با کامپیوتر اینترنت داشته باشم همینجوری داشتم فک میکردم به این نتیجه رسیدم که برنامه نویسی اندروید شروع کنم من استارت برنامه نویسی رو زدم داشتم توی خونه اموزشاشو دنبال میکردم و همزمان تو فکر درامد هم بودم اما نگرانش نبودم کمتر از یک ما از طریق یه پیامک امد که پیشنهاد یه شغل اینترنتی شده گفتم برم ببینم چی میشه (من سالهای قبل به خاطر علاقم به اینترنت سایتهای مخلفی ثبت نام کرده بودم که این یکی از اون سایتا بود) من رفتم مصاحبه قبول شدم و شروع به کار کردم توی 5ما کار کردنم درامد من 3برابر شد به هدفم رسیده بودم و 4نفر دیگه هم اوردم توی این کار و کار رو بهشون یاد دادم….. ولی من سال 95رفتم خدمت سربازی خیلی قبل تر از کارم من دفترچه سربازی رو پست کرده بودم و حالا بعد از دوسال 97/3/1 خدمتم تموم شد من توی خدمت بودم میگفتم خدمتم تموم شه فلان میکنم بهمان میکنم…اما الان خدمتم تموم شده اصلا انگیزه برای حرکت ندارم یکی از مشکلاتی که خودم میدونم دارم اینه که وقتی یه چیزی رو میخوام و مدت زمان رسیدن بهش هی کش میاد انگیزم کلا نابود میشه

    من الان 15روزه خدمتم تموم شده اصلا انگیزه ندارم برای حرکت کردن

    از صبح تا شب توی خونه انقد انگیزم کمه که غذا هم بعضی وقتا نمیخورم

    نمیدونم چطوری این انگیزه رو ایجاد کنم که استارتی بشه برای من من چطوری انگیزه پیدا کنم برای حرکت؟

    خیلی خیلی ممنون از پاسخ دادن سوالات این خانواده

    به امید پیشرفت روز افزون

    یا علی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: