مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه













سلام استاد عزیز.طاعات و عبادات قبول…
استاد یادم میاد چند سال پیش اون موقع که تازه با سایت شما اشنا شده بودم وقتی کلیپاتونو نگاه میکردم احساس فوقالعاده ای داشتم وضربان قلبم خیلی تند میشد،جوری که همه رو دعوت میکردم تا صحبتاتونو گوش بدن و بنا به باورهای غلطی که داشتم تغییر رو عقب مینداختم وخیلی کم رو خودم کار میکردم(با تمام وجود کار نمیکردم)با اینکه نتایج کوچیکی میگرفتم…
استاد الان یه ساله که صحبتاتون شارژم نمیکنه(احساس شورو اشتیاق نمیکنم) و اون احساس همیشگی رو ندارم(احساس تغییرو تحول).
با اینکه میدونم قانون جواب میده؛ الان دیگه انگیزه پول دار شدنو ندارم انگیزه تغییرو تحول رو ندارم .تا جایی که میتونم دونه دونه نعمتای خدارو میشمارم به خاطرش سه بار سپاسگذاری میکنم ولی احساسم عالی نمیشه….
محصول نحوه دستیابی به ارزوهارو گرفتم ولی توهمون قسمت اولش موندم چون نتونستم احساسمو عالی کنم واز زندگی لذت ببرم(احساسم جریحه دار نمیشه….)
چی کار باید بکنم؟
سلام . منم وقتی تازه با این قوانین آشنا شده بودم هیجان زده میشدم از شنیدن صحبتهای استاد ….. و به وجد می اومدم .. اما الان بیشتر به فکر عمیق فرو میرم .. اتفاقا به نظر من این بهتره …….به نظرم استاد و حرفاش نباید ما رو شارژ کنه … وظیفه ی خودمونه که خودمون رو شارژ کنیم ….. حتما هم لازم نیست که همون اول به احساس عااالی و وجد و شور و شوق بی نهایت برسیم ……. ما کافیه یه پله حالمون رو بهتر کنیم … فقط یه پله . نکته اینجاست که ما فکر میکنیم باید فایل و بذاریم و دیگه پر از انرژی بشیم و احساس بینهایت شور و شوق بکنیم و …… نه اشتباهه ….. ما فقط باید یه کم حالمون بهتر شه و دوباره یه کم دیگه و باز یه کم دیگه و پله پله باید به حال عاااالی و سپاسگزاری برسیم ….. یعنی باید تو به دست آوردن حال خوب و شور و اشتیاق هم تکاملمون رو طی کنیم
سلام خدمت استاد عزیز و همه اعضای دوست داشتنی سایت
وای خدایا شکرت که میتونم سوالم رو از استاد بپرسم ??
من یک سوال خیلی مهم از شما دارم که همیشه بزرگترین آرزوم بوده که این سوال رو ازتون بپرسم. چون اعتقاد دارم تنها کسی که میتونه درست ترین جواب رو به من بده شمایید.
من به تازگی شروع به تحقیقات در مورد پیدا کردن یک ایده بهتر و راحتتر برای آموزش مکالمه و لغات زبان انگلیسی کردم. یک ایده که با توجه به ذهن و باورها و قدرت ذهن بشه زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری رو راحت یاد گرفت . اینکه چه ترفندهای ذهنی میتونه وجود داشته باشه تا آموزش زبان رو راحتتر کنه. چه باورهایی به این کار کمک میکنه.
مثلا آقای رضا عطار روشن که عضوی ارزشمند از خانواده بزرگ عباسمنش هستند از طریق باورها و به کارگیری قدرت ذهن تونستن ایدههایی رو برای تناسب اندام ارائه کنند که افراد بسیاری با استفاده از محصول ایشون موفق شدند به تناسب اندام برسند. علاوه بر تناسب اندازم زندگی بهتری هم از لحاظ روحی و روانی داشته باشند و باورهای خوبی در اونا شکل گرفته.
من هم دوست دارم همچین کاری رو برای آموزش زبان انجام بدهم. ولی نمیدونم چطوری. استاد لطفا لطفا لطفا به این سوال من پاسخ بدید. چون اگر از صحبتهای شما ایده بگیرم و چیزی به من الهام بشه در تحقیقاتم به نتایج خوبی خواهم رسید و مسیر تازهای رو برای آموزش زبان پیدا میکنم. میخوام بدونم که آیا راهی هست که برای آموزش زبان تلاش فیزیکی رو کمتر کنه. یا راهی هست که با تغییر اون باور تلاش فیزیکی لذتبخشتر بشه برای یک زبانآموز . (مطمئنم که راهی هست اما چطوری میشه این کار روکرد؟)
دوستان عزیزم خواهش میکنم تا میتونید به سوالم امتیاز بدید تا استاد به سوالم پاسخ بدن. واقعا میخوام تحولی در آموزش زبان ایجاد کنم. تا به حال به نتایج جالبی هم رسیدم و خودم دارم تستش میکنم ولی حسم میگه یک راه خیلی بهتری وجود داره که یادگیری زبان رو خیلی خیلی راحتتر میکنه و مقاومت ذهنی ما رو برای یادگیری اون کاهش میده.
از همه عزیزانم سپاسگزارم. از استاد خوبم که به سوالم پاسخ میدن پیشاپیش سپاسگزارم
با سلام به دوست عزیز
دوست عزیز شما می تونید از یوتیوب استفاده کنید برای اموزش زبان انگلیسی من یک مدت از یوتیوب استفاده کردم – اما بعد ولش کردم
دوست عزیز مشکل بچه های ما و مردم ایران و مردم دنیا روشهای زبان انگلیسی و یا دنبال یک روش خاصی باشیم که اموزش زبان بدیم نیست – متاسفانه کسانی که زبان انگلیسی یاد نمیگرند که من هم جزشون بودم به دلیل عدم عزت نفس است – من عاشق زبان انگلیسی هستم و قبلا شب تا صبح داشتم تلاشم میکردم اما به دلیلی اینکه عزت نفس نداشتم من بدو اهو بدو هر چقدر تلاش میکردم داشتم از زبان انگلیسی دورتر و دوتر میشدم – وقتی از محصولات استاد عباس منش استفاده کردم هم بیماریم خوب شد همش زیر عمل جراحی بودم نجات پیدا کردم به شکر الله – اعصابم خورد بود – الان هم دوره عزت نفس تهیه کردم خیلی ارام هستم و باور کردم که میتونم زبان انگلیسی رو یاد بگیرم – اون موقعه باور نداشتم که می تونم زبان انگلیسی رو یاد بگیرم – از موقعه بسته عزت نفس رو تهیه کردم باور کردم که می تونم یاد بگیرم چند روز دیگه هم میخوام تمرکز بزارم زبان انگلیسی رو شروع کنم و از یوتیوب استفاده کنم – ( دلیل اینکه افراد زبان انگلیسی یاد نمیگرند به دلیل کمبود عزت نفس است خودشون و توانایی هاشون باور ندارند من به خیلی از ادم ها برخورد کردم که 5 سال کلاس زبان انگلیسی می اومد 5 سال بعد بهش می گفتم در چه مرحله ای هستی متاسفانه جواب نمی داد و سرش پایین بود – اما تیم دونر هست که انقدر عزت نفسش بالاست 20 تا 23 زبان دنیا رو یاد گرفته به دلیل عزت نفس بالا بوده همش برای من سئوال بود که خدایا چطوری من موفق نمیشم اونا میان 20 تا زبان دنیا رو یاد میگیرند – به قول استاد عباس منش میگه موفقیت موفقیت میاره – شکست شکست میاره – من خیلی روشهای زبان انگلیسی رو تست کردم تحقیق کردم دیدم که اصلا من عزت نفس ندارم من باید روی باورهام کار کنم تا بتونم زبان انگلیسی رو یاد بگیرم من خیلی روشها تست کردم مصاحبه افراد که 5 تا تا 20 زبان دنیا رو یاد گرفتند وانا عزت نفس خیلی بالایی داشتند اونا توانایی هاشون رو باور داشتند نه از روشهای خاصی استفاده کردند – امید وارم به شما کمک کرده باشم – خدا نگهدار دوست عزیز من از تجربه خودم گفتم که کلی مصاحبه دیدم – کلی روش تست کردم – امید وارم شما این اشتباه نکنید – و امید وارم برید تحقیق کنید چرا افراد زبان انگلیسی یاد نمیگرند اون موقعه میفهمید که من چی میگم ( کمبود عزت نفس )
سلام دقیقا همینطوره، وقتی من خودم رو نگاه میکنم میبینم خیلی از راههایی رو نصفه رفتم بخاطر عدم اعتماد به نفس و عدم خودباوری و ترس بوده
امیدوارم همه ما به اعتماد به نفس و خودباوری کامل برسیم
سلام دوست عزیز
واقعا ممنونم از شما که وقت گذاشتید و تجربه با ارزشتون رو برام نوشتین. من دارم تحقیق میکنم و عوامل زیادی رو برای سرعت بخشیدن به آموزش زبان پیدا کردم. اشتباهات زبان آموزان رو پیدا کردم و میخوام روشی پیدا کنم که هم بهشون انگیزه بده و این انگیزه رو میخوام از طریق دادن باور بهشون بدم. یعنی باور اینکه میتونن انجامش بدن. ولی راستش هنوز به مورد عزت نفس نرسیده بودم که شما بهش اشاره کردید و همونطور که شما گفتین واقعا عامل مهمی هست و باید با زبان آموزان در مورد تقویت عزت نفسشون بیشتر صحبت کرد.
بسیار سپاسگزارم.
سلام زهرا خانم عزیزی ، چقدر حرف دلمو زدین آخه من رشتم مترجمی زبانه و همش به این قضیه ای که شما مطرح کردین فکر می کردم ولی بعدش بی خیال می شدم ، خدارو شکر که شما مطرحش کردین ممنونم امیدوارم استاد جواب بدن ، البته این استادی که من می شناسم، چنان جواب های جامع وکاملی تو چنته دارن که همه دوستان جواب سوالاشونو می گیرن
شادوثروتمند باشید
سلام به لیدا خانم عزیز
ممنون دوست من. حتما همینطوره مطمئنم استاد جواب میدن.
سلام به شما دوست عزیز
واقعا خیلی خوبه ک به یک نتیجه عالی برسید.
من آموزش زبان رو تازه شروع کردم راستش نمیدونم چ جوری باید یاد بگیرم یعنی روش صحیح چی هست تا بهتر و سریعتر یاد بگیرم.
قسمت دوم آپدیت
مصاحبه با استاد عباسمنش
باسلام خدمت دو استادان عزیزم جناب عباسمنش عزیز و خانم شایسته جانم 💐🙋♀️🤩
و سلام به دوستان همیشگی این سایت
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم است
در خود بطلب که هر آنچه خواهی تویی
💐💐🙋♀️
بنام خداوند مهربانم که امروز هم یک فرصت طلایی دیگری به من هدیه داده تا بتونم در این قسمت خودم رو دوباره بروزرسانی کنم و با تکرار مجدد این آگاهی ها به باورهای درست و مناسب بهتر و بیشتری هدایت شوم خدارو بی نهایت شاکرم
بعد از اینکه پیش نویس های خانم شایسته رو مطالعه کردم و نوشتم و به نتایج فوق العاده عالی رسیدم آگاهی هایی است که با باورهای قدرتمند کننده برای رشد و پیشرفت در هر جنبه ای از زندگیمان با تکرار و تکرار آن موجب تغذیه باورهای قدرتمند کننده می شود..
امروز بلطف خدا بیش از چندین بار این قسمت رو دیدم و در دفتر مخصوص خودم نوشتم و واقعا استاد را بارها و بارها تحسین کردم برای این فن بیان فوق العاده ساده و روانی که منو مصمم تر از همیشه کرد که در این مسیر ثابت قدم تر و استوار تر روی افکارم کار کنم..
خدارو شکر که از استادم یاد گرفتم که اول از همه باورهای اساسی و موثر در موفقیت را از مسایل غیر مهم تشخیص دهم
یعنی با توجه به قوانین کیهانی و آگاه بودن به نقش باورها هایمان در تجربه های زندگی مان است
یکی از نکته های خیلی مهمی که استاد در این قسمت برام جالب بود و چند وقت پیش برام اتفاق افتاد همین مبحث انگیزه است..
استاد گفتند بعضی وقت ها با تشویق و هورا هورا کشیدن برای ما و اینکه تو می توانی .. انگیزه می گیریم ولی گاهی این انگیزها بصورت منفی است که به ما می گویند تو نمی توانی یا اینکه اصلا امکان پذیر نیست و یا اینکه می گویند اصلا فکرشو نکن و اینکه این چیزها برای از ما بهترونه 🙄🤔🤔
واقعا استاد جان دقیقا برای منم همچنین صحبت هایی شده که باعث شده بیشتر انگیزه پیدا کنم و در درونم بخودم گفتم حتما می شود .. و با درک قوانین جهان هستی و تمرکز بر روی خواسته ام ارتعاش و فرکانس رو با احساس خوب بیشتر فرستادم و مطمعن هستم که خیلی زود به خواسته ام خواهم رسید چون قدرت رو فقط بخدا دادم و با عوامل بیرونی هیچ کاری ندارم و طبق صحبت های شما قدرت رو از آنها گرفتم و فقط با توکل و اعتماد به قوانین جهان هستی این باور قدرتمند کننده رو بیشتر از همیشه تقویت میکنم
در این قسمت استاد چقدر زیبا قوانین خلق خواسته ها و اهدافمون رو توضیح دادند و من با تکرار و تکرار این باورها می تونم به خواسته هایم برسم
اینکه.. باورها یک سری گفتگوهای ذهنی تکرار شونده هستند و ما هم در حال فرستادن فرکانس هایی هستیم که این فرکانس ها بازخوردشون نتایج و اتفاقات و شرایط زندگی ما هست..👏👏👏
فرکانس چطوری بوجود میاد ؟؟؟ با افکار بوجود میاد
افکار چطوری بوجود میاد؟؟؟؟
با باورها بوجود میاد
باورها چطوری بوجود میاد ؟؟؟
با تکرار ورودی ها و دریافت ها و توجه ی ما که هزاران هزار بار تکرار کنیم تا باور ایجاد شود
پس قانون ۶۰ ثانیه در اینجا صدق نمی کنه
یک سری قوانین در جهان هست که بدون شک در حال اجراست که یکی از آنها هم قانون تکامل هستش
و همچنین قوانین بدون تغییر خداوند وجود داره که تغییری در آن نیست مانند قانون جاذبه
نتیجه گیری این مبحث…
تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا بخاطر افکار ماست
و افکار ما هم نتیجه ی باورهای ماست
و امکان نداره که اتفاقی وارد زندگی ما بشود که شرایط ما را جوری رقم بخوره که رربطی به باورهای ما نداشته باشد
برای تغییر باورهامون اول از همه باید در احساس خوب باشیم تا اتفاقات خوب رو تجربه کنیم و اول از همه از آنجایی که هستیم و یا در وضعیتی که هستیم لذت ببریم و شکرگذاری کنیم
دومااااا خودمان رو لایق جاهای خوب و شرایط خوب و چیزهای خوب بدانیم و احساس ارزشمندی و لیاقت رو داشته باشیم (عزت نفس )
سوماااااا هیچ نگاه منفی نسبت به خواسته و هدف و یا تغییر مکان و مهاجرت نداشته باشیم. ( توجه به نکات مثبت )
پس اول باید تغییر باورها ی درست و مناسب رو ایجاد کنیم و بعدش آن باورهای درست ومناسب.. نتایج شون رو نشونمون میدهد و بعدش آرام آرام خواسته مون شکل میگیره و جهان هم بخاطر این باورها شرایط و اوضاع و افراد مناسب تر و بهتر و بهتر رو در زندگی مون ایجاد می کند
خدارو شکرت که امروز هم در مسیر باورهای درست و مناسب کنار استاد عزیزم بودم و بخودم تعهد دادم که در روند این مسیر بلطف خداوند قدم های محکم تر و مصصم تر را بردارم
خدااایاااا شکرت
ممنون استاد عزیزم که هستی
ممنونم استاد قشنگم که رسالت خودتون رو تا بحال دنبال کردید
ممنونم استاد عزیزترینم که ما بروبچه های سایت رو در سفره و خان نعمت تون شریک کردید
ممنونم خانم شایسته جان که در کنار استاد و سایت و همه ی ما بروبچه های نوپا هستید
براتون سلامتی روز افزون وتندرستی کامل رو آرزومندم 💐💐💐🙋♀️🙋♀️🙋♀️😪😪
ممنونم دوستان مهربانم در مسیر توحیدی ثابت قدم هستید
ممنونم که کامنت منو خواندید و من هم با خواندن کامنت های زیبا و پر محتواتون به درک و آگاهی های بیشتری هدایت میشم
بهترینع بهترین مسیرهای توحیدی با باورهای درست و مناسب رو برای همون آرزومندم
شاد و خوشحال و سلامت و تندرستی ررو همراه با آرامش و آسایش و پول و ثروت و سعادتمندی رو آرزو دارم
خدایااااا سپاس سپاس سپاس
💐💐💐💐🙋♀️👏👏👏😘🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
سلام خدمت دوستان همراه.
باور توحیدی یعنی اینکه خدایی که درون من هست و درون همهی انسانها هست با تکیه به اون میتونیم به هر خواستهای که میخواهیم برسیم فارغ از اینکه چه قانونی هست و چه قانونی نیست، فارغ از اینکه پدر و مادرمون کی هست، فارغ از اینکه محیط زندگیمون چی هست، فارغ از اینکه چه کسی داره حکومت میکنه، فارغ از اینکه چه افرادی در زندگیمون هستن یا نیستن، فارغ از اینکه چه جنسیتی داریم، فارغ از اینکه در کدوم شهر یا استان یا ایالت یا کشور زندگی میکنیم، فارغ از اینکه امکانات زندگیمون چی هست، فارغ از هیچ عامل بیرونیای من میتونم با خدای درونم به هر خواستهای که میخوام برسم و این باور پیشرفت زندگی رو هزاران برابر میکنه. البته زمان میبره تا این باور شکل بگیره و هنوزم جای کار داره برای من.
من یک تجربه در این خصوص دارم، به خاطر دارم من یک مشکل شخصیتی و خصوصیای داشتم که خیلی اذیتم میکرد و پیش خودم فکر میکردم که این مشکل من خاص هست و من هیچ راه حلی برای درمانش ندارم. بعد که با فایلهای استاد آشنا شدم و استاد گفت که هر خواستهای رو میشه بهش رسید اگر به خدا توکل کنی و فقط روی خدا حساب کنی و فقط از خدا بخوای که البته طول کشید که این باور در من شکل بگیره و ایمانم تقویت بشه، یک زمانی رسید که من نتیجههای کوچکی از توکل به خدا تو زندگیم دیدم از رفتارهایی که با من بهبود پیدا کرده بود تا عزت و احترامی که دریافت میکردم و قبلا در زندگیم نبود و وقتی دیدم این دیدگاه داره جواب میده، گفتم بگذار در مورد این مشکلم هم که خیلی برام پیچیده و عجیب و غیرممکن هست از خدا درخواست کنم حالا که باید بزرگ فکر کنم که خدا حلش کنه برام. و این درخواست رو از خدا کردم و گفتم خدایا این مشکل رو حل کن حالا که تو حلال تمام مشکلات هستی. من این درخواست رو از خدا کردم و قدمها برای درمان این موضوع شروع شد بدون اینکه خودم در جریان باشم. خودمم نمیدونستم که این اتفاقاتی که تو زندگیم میافته دقیقا چرا داره رخ میده اما بعدا که بهش فکر کردم دیدم به دلیل تحقق این خواستهام داره رخ میده. مثلا یکیش این بود که در همون زمانهایی که من دچار اون مشکل شخصیتی بودم تبلتم افتاد تو آب و دیگه روشن نشد. بعد گفتم خدایا من دارم روی خودم کار میکنم و به نظرم در فرکانس درستی هستم چرا این اتفاق باید برام بیافته؟ حتما خیر هست. بعد یاد اون داستان افتادم که استاد گفت هرچند وقت یکبار ممکنه یکبار یک اتفاق ناخواسته براتون رخ بده زیاد بهش گیر ندید و بگذرید و ازش درس بگیرید و توجهتون مثبت باشه، منم همین روش رو در پیش گرفتم. بعد از یک مدت بردمش تعمیرگاه و درست شد که داستان این خودش خیلی معجزه آسا هست که چقدر جالب درست شد. هنوز انتظار این رو داشتم از خدا که مشکل شخصیتم رو حل کنه و میگفتم توکل به خودت که حل میکنی، و جالب هست بعد از یک مدتی بخش شارژ تبلت خراب شد و من گفتم عجب چرا این اتفاق داره میافته.. مشکل دوباره تکرار شد. بعد این قسمت تبلت رو درست کردم و در ادامه مسیر زندگی تبلتم افتاد و صفحهاش شکست ولی میشد ازش استفاده کرد و یک اتفاق تکراری داشت به شکلهای مختلف میافتاد و گفتم خدایا چرا این اتفاق داره برای من میافته؟ و بعد از یک مدت هم کلا تبلت از کار افتاد. بعد که مشکل شخصیتم خیلی بهبود پیدا کرد و نشستم به این موضوع فکر کردم که چرا اون اتفاقات داشت برام میافتاد و تبلت هی آسیب میدید دیدم که کاملا در راستا خواسته من از خدا بوده، درسته من دلیلش رو نمیفهمیدم ولی خدا به اون مشکل من آگاه بوده و دلیلش رو میدونسته و داشته کاری میکرده که مسئلهی من حل بشه. من ورودیهایی رو از طریق تبلتی که دارم به خودم مرتب میدادم که این مشکل شخصیتی من رو در من تقویت میکرد و باید اون روند ورودیها قطع میشد تا من درمان بشم. از اونجایی که من خودم به اندازهای قوی نبودم که بتونم آگاهانه از اون ورودیهای نامناسب بگذرم و کنارش بگذارم خدا دستگاه رو دچار مشکل میکرد که مسئله من حل بشه. الان به لطف خدا من قویتر از گذشتهام شدم و مشکل شخصیتم حل شده و این به نظرم کاملا غیر ممکن بود ولی خدا انجامش داد. میخواستم اینو بگم که حتی اگر مشکلی داری که شخصی هست و فقط خودت میدونی یا خیلی برات پیچیده هست و یا فکر میکنی مشکلت خیلی خاص هست فقط اینو بهت بگم که ما خدایی رو داریم که عالم به تمام علوم جهانه و آگاه به تمام مشکلاته و هیچ چیزی نیست که اون نتونه انجامش بده یا حلش کنه. اگر بتونی بهش توکل کنی و از خدا بخوای که مسئله رو برات حل کنه یک شبه نه ولی در مسیری قرارت میده که قدم به قدم اون مسائل حل میشه همانطور که برای من شد. مسئلهای که من داشتم از بچگی فکر میکردم که راه حلی نداره و خیلی سخت و پیچیده هست و خودم رو کاملا ناتوان در حلش میدیدم اما وقتی از خدا خواستم در مسیر حلش قرار گرفتم و اتفاقات زندگی به صورتی رقم خورد که در نهایت حل شد. دست خدا بالاتر از همهی دست هاست واقعا.
سلامت و موفق و پیروز باشید.
به نام رب آسمان ها و زمین
سلام به همه عزیزان
◀درود به استاد عزیزم و همینطور خانم شایسته گرامی که این گام های فرکانسی رو تهیه کردن و من مطمئنم که اتفات خوب از همین امروز شروع میشه و در پایان گام ها به مدارهای بالاتر صعود میکنیم
برای من توحید و خودباوری بهم گره خوردن و از یک چشمه سرچشمه میگیرن . من هیچ گاه نمیتونم بهمم که افراد چه افکاری دارن اما رفتار و زندگی افراد میشه باورهاشون رو شناخت
ابتدا باید درک کنم هرکسی همجون من در این دنیا در حال رشد روح خودش است و این یک مسیر لایتناهی است . بنابراین این منو قانع میکنه که خودم رو بپذیرم و از خودم انتظار فراتر از حدم نداشته باشم
با درک قوانین جهان هستی و درک توانمندی ها و نقاط مثبت و ضعف خود میتوانیم برای خود برنامه بچینیم و برای رشد خود تلاش کنیم
وقتی خود را بشناسیم میدانیم که چه قابلیت هایی داریم بنابراین سعی در بزور بدست اوردن خواسته ای نمیکنیم چون میفهمیم این کار مانند تزریق هورمن به بدن برای بالا امدن جسم است در حالا که در حافظه سلولی امادگی تغییری به این بزرگی وجود ندارد بنابراین یهو نمیتواند ذهن و سلول ها یهو تغییر کنند و حتا اگر تغییر به وجود اید نمیتواند ان را نگه دارد چون ظرفیتش را ندارد و چون با تغییر باورها حرکت انرژی در بدن و حافظه سلولی تغییر میکند.
سالها پیش از اشنایی با استاد که خواستم لاغر کنم به دوو میدانی و فعالیت سریع روی اوردم و یکی از مربیان پایه ورزش قبل شروع کارم گفت که راه صحیح اینه که ارام ارام و این روند باید یکسال تا دوسال طول بکشد اما من قبول نداشتم و میخواستم برنامه خودم که ناشی از درک قانون تکامل بود رو اجرا کنم و بنابراین سخت دویدم و در نهایت لاغر شدم اما افتادگی پوست دچار شدم چرا که سلول ها امادگی این تغییر یهویی را نداشت.
نکته که وجود داره که جهان هستی از قوانین خاص خود تبعیت دارد و هماهنگ شدن با این قانون راه را اسان و لذت بخش میکند همانند قوانین راهنمایی و رانندگی که با تمرین و تکرار به تسلط و درک میرسیم و از وسیله خود لذت میبریم این قوانین هم همینطور هستند
جهان همیشه اماده بخشیدن نعمت ها است اما ما باید ظرف خود را بسازیم انهم با کارکردن رو باورها و رفتن به دل ترس ها و شکستن مقاومت ذهنی قدم به قدم خود چرا که هرکس خودش تعین کننده ظرفش است .
چندین نفر رو دیدم که پولی بزرگ به ارث بردن یا در شرط بندی پول بردن اما باعث دردسر و تباهی کشیدن انها شده یا اینکه پول رو به بی ارزشی از دست داده اند.
نکته ای که استاد گفتن در مورد یاداوری رسالت و اتفاق بندر عباس و قبلا شنیده بودم اما درکش نکیردم و الان با توجه به درکم میگم که وقتی من شروع میکنم به یاداوری نعمت هایی زندگیم و همینطور کارهایی که خداوند برام انجام داده و توانایی هایی که زندگیم نشان دادم باعث میشه که خدای درونم روشن باشه و یه اعتماد به نفس بگیرم و اون کار به اصطلاح نشد ذهنی رو که قبلا مقاومت داشتم را انجام بدم و در صورتی که موقعی که به خودم یاداوری نمیکردم به این دیدگاه میرسیدم من که توانایی ندارم و نه خدا یه جایی ولم میکنه.
خداروشکر
🟨🟧🟥
ای ک مرا خواندهای،راه نشانم بده
درود ب استاد عزیزم و بانو شایسته
من یه سوال دارم از عزیزانی ک میخوام دور بزنن تکامل رو و بلافاصله برسن ب پله های بالاتر .
عزیزان مغز انسان گوشی مگه ک ریست بشه دیگه کلا پاکه پاک بشه؟
چرا ما انقدر دنیال حل کردن یه شبه ی همه چی هستیم؟چرا انقدر عجله داریم؟!البته دروغ چرا من خودمم ب دلیل سختی های ک کشیدم همش دوست داشتم یه روش سریع رو برم جلو ک بالا فاصله جواب باشه برام.و این باور من از کمبود میومد و مدم فکر میکردم من ک دیگه 30سالو رد کردمو بهار عمرم داره تو بی پولیو نداری میگذره اما دوستان من اینو بارها تجربه کردم وقتی ک یه چیزی رو نداشتم و خیلی تلاش برای ب دست آوردنش کردم ب وقتی ب دستش آوردم کمتر از یه هفته بعد از ب دست آوردنش فکر کردم ک من اینو از اول داشتم و اصلا یادم نمیومده چقدر خودمو براش ب درو دیوار میکوبیدم و مغز خیلی زود گول میخوره و سختیا رو یادش میره و دیگه بعد زمان معنی نداره و فکر میکنی از اول اینطوری بوده پس وقتیم اینطوری فکر میکنی خب این مدلیم فکر میکنی از اول توی رفاه بودی و پس نگران نباش ک الان نداریش و الان تو سختی هستی براش چون ب نظر من مهم اون خوشیه نیست مهم خاطره لی ک ازش میمونه و چون خاصیت مغزم فراموشیه ب راحتی اون همه سختی رو فراموش میکنه و ب خودش تلقین میکنه ک اصلا تو خواسته ای راحب این نداشتی چون از اول اینطوری بوده.
بعدشم میخوای بری ببینی تهش چیه آخه؟
جاده ی شمال از خود شمال قشنگ تر رفیق پس از میسر رسیدن لذت ببر چون اون خیلی قشنگتر از خود نقطه ی موفقیته از دون ب دونه پارادایمهات لذت ببر از این ک تا دیروز فلان موضوع رو نمیدونستی الان فهمیدیش و تونستی یه باور رو عوض کنی عشق کن.
از این ک تا دیروز بلد نبودی چ طور روابطتتو بهبود بدی ولی امروز یادش گرفتی لذت ببر چرا همیشه دنبال جواب نهایی باشیم؟جواب نهایی وجود نداره هر بار جواب بهتری کشف میکنی و جواب ها انتهایی براش وجود نداره و هر بار بهتر میشه
یه موضوع دیگه برای تغییر باور اینم ک هیچ جادویی در کار نیست من همیشه ب مشتری های ک توقع دارن ک من یه چیزی بدم ک خیلی سریع چروکهای صورتشون باز بشه میگم ک شما مثلا چند ساله این چروکها رو داری،مثلا میگه 15سال منم میگم خب چطور توقع میکنی ک این سرم و با این کرم یه هفته ای زورش ب این چروک کنه برسه؟همون طور ک ب تدریج پوستت پیر شده تکاملی و تدریجیم خوب میشه.توی تغییر باورم همینه دیگه.اولش باید یه چیزی رو بارهای بار شاید اون بارهایی ک میگم رقمش ب 500بار برسه تا تو یه چیزی رو بشنوی و هی هر بار ردش کنی چون مقایره ب اطلاعات ناخودآگاهتو بعد از اون تازه ناخوداگاه در خودش باز میکنه و میگه بزار ببینم این چی میگه چون همش داره یه چیزی رو تکرار میکنه اخه قبلام من با تکرار زیاد اطلاعاتمو جمع کردم چون زیاد دیده بودم یا شنیده بودم باورش کردم اینم داره زیاد تکرار میکنه نکنه داره درست میگه و بعد تازه ک نا خوداگاه اطلاعات جدیدی ک یا تکرار زیاد ب داخل خودش راه میده شروع میکنه ب پردازش و اونجا یه کوچولو باور میکنه و اگه شما این تکرار رو ادامه بدی هر بار 25صدم درست باورت بهتر میشه و قرارم نیست یهو باور کنه چون یک پوسته دور اطلاعاتش کشیده و ب راحتی اجازه ی دسترسی و دست کاری رو نمیده.چون سر اطلاعاتش غیرت داره و مقاومت میکنه در برابر دیتاهای جدید.
من خودم الان ب شدت دارم روی باورهام کار میکنم و اولش راحت قبول نکردم درسته نسبت ب خیلیا آدم انعطاف پذیریم و بازم مقاومت داره ذهنم خیلی جاها و یه روزایی انرژیم ب شدت بالاست و هوای دلم آفتابیه یه روزاییم کلا یادم میره ک چیارو داشتم ب عنوان باور جدید ب خورد مغزم میدادم و هوای دلم ابری و کلا بهم میریزم.اما باید تعهد داد و زمان گذاشت و دنبال جادو نباشیم دنیال یک شبه حل کردن نباشیم.
مادر شوهر من زانوشو عمل کرده الان خیلی بهتر شده ولی بازم هی میگه درد دارم منم میگم بله مادر من معلومه ک درد داری چون بدن همیشه با چیزای جدید مقاومت داره و دردش میگیره نمیتونه تغییر رو بپذیره الانم شما یه پروتز ب جای کشکک زانونت گذاشتی ک برای بدنت جدیده و باید بهش زمان بدی تا بتونه ب عنوان عضو جدید بپذیره اونو.مام باید همواره رو باورهامون کار کنیم و ب ناخوداگاه زمان بدیم تا بالاخره قبول کنه
و من با این روش تکاملی واقعا دارم آرام آرام نتایج رو احساس میکنم توی زندگیم.
دوستان من اینو فهمیدم ک ناخودآگاه شعور تشخصیه درستو غلطو نداره فقط معیارش تکرار هست پس ب قول استاد با روش خودش خلا سلاحش کنیم ک روش خودشم تکراره تکراره و تکرار
به نام خدای هدایتگرم
گام اول/مهاجرت به مدار بالاتر
نکات مهم این فایل
اگر من فقط قدرت و به خداوند بدم و از همه ی آدمها قدرتو بگیرم و بدم به خداوندی که توی وجود منه و تو وجود همه ی ماهست و به من این توانایی رو داده که هر آنچه که بخواهم خلق کنم و روی کسی حساب نکنم میتونم خیلی سریع پیشرفت بکنم میتونم خیلی سریع به خواسته هام برسم خیلی سریع از همه لحاظ موفقیت هایی کسب کنم پس مهمترین اصل در زندگی ما توحیده
و باید روی باورای توحیدی واقعا کار بشه چون در ابتدای مسیر ممکنه ذهن مقاومت های زیادی بکنه و خیلی سریع تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار میگیره
خیلی خوبه اگه مثل استاد از همون حرفایی که آدما برای ناامید کردنش میزنن ایشون کلی انگیزه میگرفتن برای رسیدن به خواسته هاشون منم این رفتار و باور و در خودم بسازم که اگه کسی بهم بگه تو نمیتونی به فلان موفقیت برسی یا فلان کارو انجام بدی کلی انگیزه برای انجام اون کار بگیرم و با اشتیاق فراوان مسیر مو ادامه بدم یعنی نه تنها ناامید نشم و کم نیارم بلکه این انگیزه رو بگیرم و با جدیت بیشتر خواسته هامو دنبال کنم
ما اگه خواسته ای داریم باید مراحلشو تکاملی طی کنیم طی کردن تکامل یعنی پرهیز از عجله و لذت بردن از مسیر رسیدن به خواسته
برای رسیدن به خواسته اول باید باورها درست بشه و نتایج اون باورها در زندگی ما ایجاد بشه
نتایج خودشو نشون بده اونوقته اگه مکان فعلی ما مناسب نبود جهان مارو به جای بهتر هدایت میکنه
برای رسیدن به هر خواسته ای اول باید از همون جایی که هستیم لذت ببریم دوم باید خودمون لایق رسیدن به خواسته هامون بدونیم سوم باورهای درست در خودمون ایجاد کنیم
همه ی اتفاقات زندگی ما بدون استثنا نتیجه بازخورد جهان به افکار و باورهای ماست
افکار ما توسط ورودی های ما بوجود میاد
اگه این افکار زیاد تکرار بشن باورهای ما رو تشکیل میدن
پس مهمترین وظیفه ی من کنترل ورودی ها و ایجاد باورهای درست و هم جهت با خواسته هامه
اگه بخوام یه جمع بندی کلی انجام بدم،نکات کلیدی این فایل میشه
توحیدی زندگی کردن(توحید و سر لوحه ی زندگی خود قرار دادن)
رعایت قانون تکامل
کنترل ورودی ها و ایجاد آگاهانه باورهای درست و هم جهت با خواسته
در پناه رب العالمین خدای یکتای بی همتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
به نام خداوند بخشنده مهربان که هر انچه دارم از ان اوست
سلام به استاد گرامی و تمام دوستان عباس منشی گل گلاب
استاد من احساس میکنم بهترین تجربه من در این که هم باور توحیدی داشته باشم هم تکامل طی کنم و هم در مسیر درست باشم با احساس خوب همین الان من هست همین مسیری که توش هستم بهترین تجربه من هست
چرا که من اکنون تنها 18سال سن دارم ولی وقتی میبینم یه فردی که دهها و دهها سال از من سن بیشتر دارد و تنها به قول استاد بخاطر چندرغاز پول و خرده نون سرخم میکنه جلو یه فردی و روی فرد دیگری حساب باز میکنه تا یه وام چندصدمیلیون تومانی بگیره و اخر خب نتیجش واقعا معلومه من به خودن افتخار میکنم که مسیرم درسته و شرک نمیورزم و رو هیچکس جز خداوند متعال حساب باز نمیکنم
در رابطه با مسیر تکاملی واقعا همین الان دارم طی میکنم
من خیلی دوست دارم کسب و کار شخصی خودم بزنم و احساس میکنم با هدایت خداوند به کسب و کارهایی که من هم آنجا کارکنم تا خلق ثروت کنم و هم تجربه کسب کنم دارم مسیر تکاملی خودم را طی میکنم دارم درس های لازم را یادمیگیرم دارم بازار را میشناسم
من دارم آماده میشم تا پرواز کنم و کارهای بزرگ کنم چون از اعماق وجودم این را میخواهم
استاد در رابطه با مسیر درست و ماندن در احساس خوب بگم
من اصلا خودم قبل این سایت به یاد ندارم و نمیخواهم به یاد بیارم بلکه تنها میخواهم رو به جلو حرکت کنم و پیشرفت کنم مرزها بشکونم
من وقتی احساسم خوب میشه واقعا میفهمم انگار یه شعف درونی یه شور و شوق ویژه ای درون من فعال میشه انگار یه چیزی از درونم توربو میزنه
ولی من این احساس رها شدگی خیلی دوست دارم به من خیلی احساس خوبی میده
این که من خودم سپردم به خداوند تنها فرمانروای جهان هستی و او من هدایت میکند و به من الهام میکند و من تنها عمل میکنم عشق و حال میکنم و سپاسگزاری میکنم نگران هیچی نیستم و نه ترسی دارم و نه غمی
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده مهربان که هرانچه دارم از ان اوست
سلام به تمام دوستان گرامی و استاد عباس منش گل گلاب
استاد من این پروژه قبلا شروع کرده بودم با هدایت الله ولی بدون تعهد بدون استمرار ولی بعد از اتفاقاتی که درون ایران افتاد انگار فرصتی شد برای من تا این پروژه از گام اول دوباره و با تعهد شروع کنم
چندروزه که خیلی نشانه میبینم که باید این پروژه از اول شروع کنم و از امروز تصمیم گرفتم که از اول ادامه بدم
من بگم که به خودم خیلی افتخار میکنم حتی به دوماه پیش خودم خیلی افتخار میکنم دقیقا اونجا که گفتم میخوام کسب و کار شخصی خودم بزنم ولی الان دارم یه سری درس ها میگیرم و دارم با بازار اشنا میشم دقیقا همینه هر روزی که میگذره کلی دارم بزرگ تر میشم پخته تر میشم درس های بزرگ تری میگیرم و به قول معروف دارم اماده پرواز کردن میشم
من یه خواسته ای چندوقتی است که درونم شکل گرفته و این هست که مستقل زندگی کنم با این که حتی به استقلال مالی نرسیدم ولی هدف بعدی خودم انتخاب کردم و حتی دارم در مسیرش قدم برمیدارم
حتی حاضرم برم مسافرخونه زندگی کنم ولی مستقل باشم و این به من از درون یه احساس قدرتی میده ولی قشنگ معلومه که خداوند داره من اماده میکنه من داره بزرگ تر میکنه پخته تر میکنه و از همه مهمتر خواسته هامو بهم از طریق تضاد ها بهم معرفی میکنه
درباره باورهای توحیدی این بگم که استاد من هروقت که منتظر مشتری بودم مشتری نیومده کنسل کرده یا بنا به هردلیلی نتونسته یا نخواسته بیاد ولی هروقت رها بودم و روزی خودم سپردم به خدا واقعا به راحتی مشتری اومده و خرید کرده و واقعا چرخ زندگیم روان تر شده و من از این بابت از خدا سپاس گزارم
از تمام دوستان گرامی و استاد عباس منش عزیزدل نیز بابت شناساندن من به خدای واقعی و نه خدای دروغین و ساخته شده ذهن بدون فکر سپاس گزارم
خدایا شکرت
با سلام خدمت استاد گرامی
میخوام بدونم دین خودتون رو شرح بدین.کدوم فرائض دین رو انجام میدید و به چه شکل.
نماز و روزه شما چطوره؟
شب قدر شما چطوریه؟قران به سر میکنید؟
نحوه حجاب باید چطور باشه در واقع حجاب همسرتون به چه صورت هست؟
گفتید دین خودتون رو شرح بدین
از نماز و روزه و حجاب همسر استاد پرسیدید ….
منم یه چیزی به سوالتون اضافه کنم ….. استاد ایمانتون به خدا چه طوریه ؟ آیا تو همه ی لحظات زندگیتون وجود خدا رو حس میکنید …. استاد چقدر سپاسگزاری میکنید ؟ ….. شمایی که تو هر فایلی که برای ما میذارید تمام کلمات و جملاتتون پر از خدا پرستی و سپاسگزاریه
استاد خوبم سوالم اینه که دین شما چیه ؟ آیا دینی بالاتر از خدا پرستی و یکتا پرستی وجود داره ؟
به نظرم باید ذهنمون رو پاک کنیم ….. به نظرم باید از ریشه خودمون رو بکوبیم و دوباره خودمون رو بسازیم …. به نظرم باید یه تجدید نظر اساسی داشته باشیم …..
شب قدر ……
گفتم اگه تو شب قدر تقدیر یکسال من مشخص میشه … قبوله …. نشستم نوشتم رو کاغذ و به خدا گفتم تا سال بعد اینا رو میخوام ….. هر چی دوست داشتم نوشتم تا مقدر شه برام …… نوشتم و به جهان گفتم انجام شو …… گفتم تو منو آفریدی … منم میخوام بگم موجود باش و موجود بشه …… گفتم به سلیمان دادی …… طبق قانون وقتی یه نفر میتونه ایییییییییییین همه ثروت و دارایی داشته باشه پس هر کس دیگه ای هم میتونه فقط کافیه مثل اون باور کنه و مثل اون عمل کنه خخخخخخخ تو شب قدر داشتم قانونو با خدا مرور میکردم ………قدر من پر بود از حس سپاسگزاری و تواضع ……. این روزا اشک میریزم اما نه از سر ناله و زاری ….. به خاطر حس خوب شکرگزاری … اون قدر پر میشم از خدا که ناخودآگاه اشک میریزم ….. یعنی وقتی در مقابل این همه لطف خدا قرار میگیرم بی اختیار اشک میریزم ……..
این روزا احسس میکنم با ایمان تر شدم …. ایمانی که باعث میشه خدا رو تو لحظات بیشتری از زندگیم حس کنم … ایمانی که یادم میمونه قدرت فقط و فقط اط آن خداست ……… ایمانی که باعث میشه خیلی راحت با خدا حرف بزنم و مشورت کنم باهاش ……. ایمانی که وجود داره … که هست ….. که بهم حس شادی و آرامش میده …. ایمانی که بهم قدرت داده ….. که همه میگن بی خیالی سمانه ….. و من تو دلم میگم ایمان دارم به خدا …… که مراقبمه ….. که برام فقط خوبی میخواد ….. خدایی که سراسر خوب یو رحمت و مهربونیه ….. و بهشتش رو برای اون دنیای من آماده کرده …………خدایی که میگه بنده ی من . سمانه جان . کارهای زندگیت رو بذار رو شونه های من و خودت برو دنبال عشق و حال ……. ایمانی که که تو لحظه های عاشقانه ی زندگیم تو دلم میگم خدایا اگه آدم های زمینی بهم عشق میورزن چون تو خواستی ….. چون تو مهر منو انداختی تو دل این مردم ………….چشماتو باز میکنی و میبینی خدا تو همه زندگیت هست ……
شاداب باشید
سلام استاد خوبم بهترین راهنمای من در زندگی،سلام دوستان خوبه هم فرکانسی عزیزم،استاد شما که داشتین درمورد آهویی حرف میزدین،من یاد حیوون خونگی خودم افتادم یه خرگوش کوچولو🐰 نازه سفید رنگه اسمش پنه لپه،ما یه بار همراه خانواده داشتیم میرفتیم مسافرت بعد حداقل ۵روز تو اون جزیره اقامت داشتیم ،اصلا این جریانی که میخوام براتون تعریف کنم قبل از اینکه من باشما و قوانین کیهانی آشنا شده باشم،من خب بنابر دلایلی نمیتونستم حیوون خونگیم با خودم ببرم مسافرت و باید میدادمش حالا به دوستی یا آشنایی که ازش مراقبت کنه ولی خب چون اطرافیانم همه باورشون این بود که خرگوش حیوون کث..یا مثلا نحسه و..هیچ کدوم قبول نکردن چند روزی پیششون بمونه پنه ازش مراقبت کنن بعد مادرم هم کلا مخالف بود با اینکه پنه با ما زندگی کنه البته خودش علاقه داشت به پرنده و سه تا پرنده داشت نگهداری میکرد ازشون،مادرم پرنده ها رو سپرد به بستگانمون که زمانی که ما نیستیم یه سر بزنن به این پرنده ها و خلاصه یه آب و دونی بهشون بدن،من هم مسخره میکرد میگفت انشالله خرگوشت فلان بشه حالا که کسیم نیست ازش نگهداری کنه😄من هم گفتم خدایا چیکارکنم کسی هم قبول نکرد پنه لپه، یهو به ذهنم رسید که برو غذا چند روزش بریز تو حموم آب هم در حد اینکه چند قطره ای بیاد که حیوون تشنه نمون باز بزار من هم همینکارو انجام دادم و گفتم خدایه من این کوچولو ناز به تو میسپارم خودت مراقبش باش ودیگه نگرانش نبودم بعد تو این ۵روز مادرم زنگ میزد به کسایی که پرنده هاش بهشون سپرده بود میگفت بهشون غذا و آب بدین یادتون نره و میگفت خب منکه خیالم راحت سپردمشون به فلانیا ولی تو خرگوشت مرده و..😄بعد من به خودم گفتم نه من خیالم راحت دست خدا سپردمش هیچیش نمیشه ،ما از مسافرت برگشتیم من رفتم سرزدم به پنه لپ دیدم سالم و سلامت تازه همه غذاهاش خورده گرسنه هم شده دوباره رفته پلاستیک یونجش پاره کرده غذا خورده و مادرم هم به پرنده هاش سرزد دید که مردن هر سه تاشون و واقعا این تفاوته کسی که به خدا توکل میکنه نه به بنده هاش و کلا بستگان ما با اینکه مادرم بهشون یاد آوری میکرد یادشون رفته بود که به این پرنده ها سر بزنن.این بود تجربه زیبایه من که خواستم با شما و دوستانم به اشتراک بزارم.خدا بهترین کسی هست که میتونیم همچی رو بهش بسپاریم و خیالمون راحت راحت باشه خدایا شکرت.شاد و سلامت و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت.😊🥰🥰🥰