مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه













سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز
خلاصه میگم، به نظر من دوره های شما و البته سایر اساتید به کسانیکه همین الان هم ثروتمند هستند کمک میکنه تا خیلی بیشتر ثروتمند تر و موفق تر بشوند.
من تازه با شما آشنا شدم ولی تو همین مدت کم حس خوبی بهتون و راه کاراتون و آموزشاتون پیدا کردم که نمیدونم دلیلش چیه، ولی هرچی که هست باعث شده ارتباط خیلی خوبی باهاتون برقرار کنم که تاحالا نتونسته بودم با اساتید دیگه برقرار کنم.
سوال من از شما:
همیشه برام سوال بوده که کسانیکه توان مالی کافی ندارند، اگه بخوان از دوره های شما بهره مند بشن باید چیکار کنن؟
100 درصد موارد این چنینی زیادی داشتید و راهکارتون میتونه خیلی جالب باشه، چون خیلیها وقتی بحث هزینه کردن برای دوره یا سمیناری چیزی میشه به این فکر میکنن که قبلنا که همچین اساتیدی نبودن که بشه ازشون بهره مند شد، ولی شما بزرگواران تونستید برسید به این جایگاه که میخواستید.. پس احتمالا هنوز هم باید بشود.
ولی خب مشلک کمبود وقته و عمری که اجازه نمیده که آدم همه راه هارو بره و تجربه کنه..
خیلی برام جالبه بدونم چون آدمای زیادیو میشناسم که خیلی دوس دارن زندگیشونو متحول کنن و همه کار کردن و در آخر به این باور رسیدن که باید حتما سرمایه داشته باشن که برای خودشون و آموزششون هزینه کنن تا بتونن خودشونو ارتقا بدن.
این موضوعیه که هیچ استادی درموردش نظری نداده و همه، همه ی راهکارها و دوره هاشون را بیشتر برای ثروتمندان برنامه ریزی میکنن. و سمینارهای رایگان صرفا برای تبلیغات دوره هاست.
ممنون که تونستید انقدر رابطه صمیمی با مخاطبینتون برقرار کنید،واقعا خوشحالم که میتونم ویدیوهاتونو ببینم و ازتون خیلی چیزها یاد بگیرم..
موفق و پایدار باشید.??
سلام دوست خوبم
خود استاد میگه تو همون فایلهای رایگان یه عاااااااااااااااالمه نکته هست . بینهایت نکته هست…. شما اگه فقط و فقط فایلهای رایگان استاد رو دانلود کنید میتونید به رابطه ی ایده ال برسید …. میتونید به ثروت برسید …میتونید به سلامتی و آرامش برسید ….. تو فایلهای رایگان یه عااااالمه نکته هست فقط چون رایگانه شاید ماها جدی نمیگیریمش ……. یه بار دیگه فایلهای رایگان ساتاد رو با دقت ببین و گوش کن …….. اونا خیلی مهم هستن دوست من
شاداب باشید
سلام
ممنون
همیشه میبینم همین انرژی مثبت و امیدیم که الان دارم از همیناس و برای همیناهم همیشه قدردانشون هستم.
ولی شاید چیزی که من دنبالشم فراتر از ایناس و یجورایی سردرگم شدم.
چیزی که نمیتونم باهاش کنار بیام اینکه اینهمه آدم خواستن و رسیدن ، منم میخوام و میرسم 100٪ ولی مشخص نیست کی..
ممنونم که نظر دادین?
کتابهای استاد
کتابهای استاد
کتابهای استاد
ببینید من بعضی فایلها و دوره های استاد رو خریده ام
بهتون میگم بهترین اینها کتابهای استاده. نوشته شده. واضح. سریع. بینهایت جذاب و شیوا و ارزان. کلش با تخفیف 15 درصد چهل و خورده ای میشه. البته شاید به این دلیله که من خودم بیشتر دیداری هستم تا شنیداری و با مطالعه بیشتر تمرکز میکنم. کاش کاش استاد به قولش عمل می کرد و این کتابها رو به فصل نهمشون می رسوند. تا شش فصل اومده جلو
سلام
خیلی ممنونم بابت راهنماییتون.
اپیدوارم روز بروز موفق تر باشید در زندگیتون
بنام خدا
سلام.استاد آیا شما هنوز سناریو های روزانه مینویسید؟چونکه خودتون بارها فرمودید که به همه تمریناتی که به ماها میدید عمل میکردید یا هنوزم عمل میکنید.
اگر مینویسید چطور مینویسید؟من ندیدم جایی بصورت واضح توضیح داده باشید.لطفا سناریو از یک روزتون رو برامون بخونید.
استاد امکانش هست بگید دقیقا به چه تمارینی که به ما میدید عمل می کنید؟
با سلام به استاد عزیزم….و پیام آور خدای بی نهایت بزرگ….استاد عزیزم من تقریبا بیشتر محصولات رو تهیه کردم و چند ساله قدم به قدم دارم با شما پیش میرم…..این فرصتی که شما در اختیارمون گذاشتید باعث شد یه سوالی که مدتهاست دارم رو ازتون بپرسم….شما هم در دوره دستیابی به رویاها و هم در روابط این صحبت رو داشتید که قرآن به شما یاد داد چطور عاشق خودتون و خدای خودتون بشید و چطور خدا عاشقتون شد ولی واضح نگفتید چطور..؟در روابط هم از هماهنگی با خودمون و خدای درون صحبت کردید ولی راهشو واضح نگفتید …حالا سوال من اینه ساده ترین و راحتترین راه برای اینکه عاشق خودمون بشیم و با خدا هماهنگ بشیم چیه؟لطفا واضح توضیح بدید….
ادامه 100 نکته پنجم پیام قبلی ?????
76- جلسه پنج
ادامه خلاصه (قسمت اول)
هر وقت به هر موضوعی میخواید برسید یا به خواسته ای برسید به این فکر کنید که من چه باوری باید بسازم که احساس بهتری بهم بده؟ مثلا اگه خواستت مهاجرته ببین اصلا باورهای مناسبی راجب مهاجرت داری؟ و اگه نداری بشین اول باورهای مناسب بساز…
پس در برخورد با تضاد خواسته به وجود اومده..اما یه عالمه باورهای مخربی وجود داره درونت که باعث شده تو به خواستت نرسی.یعنی مثلا خواستت مهاجرته اما انقدر باورهای نادرستی داری که اصلا خواسته محقق نمیشه..پس باید باورهای مناسب رو برای خواسته ایجاد کنی ،که نیاز به زمان داره،و وقتی که با دلیل و مدرک این باورهارو میسازی خیلی قویتر باورتو میسازی و احساست بهتر میشه و تو به خواستت نزدیک و نزدیکتر میشی..
پس باید در هر مورد قانون رو درک کنید ،باور مناسب ایجاد کنیم و روش ایجاد اون باور رو هم پیدا کنیم و روش کار کنیم..موضوع ایجاد خواسته ها نیست چون در برخورد با تضادها خواسته ها شکل میگیره، موضوع ساختن باورهای مناسب برای ایجاد احساس بهتره که با اون احساس بهتر به خواسته هامون برسیم..
باور های خوب:
(من میخوام خودم با خودم رقابت کنیم
من میخوام بهترین خودم باشم
همه چیز دست خودمه..
من هر روز ورژن بهتری از خودم ارائه میدم…
من میخوام از زندگیم لذت ببرم،
من میخوام در حدی باشم که هر چی که اراده کردم تهیه کنم و با آرامش ازش لذت ببرم)
قانون حاکم بر جهان اینه که وقتی شما به احساس بهتری میرسید در مسیر دریافت خواسته هایی هستید که در برخورد با تضادها براتون شکل گرفتن..
چه باورهایی باید ایجاد کنم که به خواسته هام برسم؟
تا زمانیکه به نگاه کردن تابلو آرزوهات لذت میبری ،یا از تجسم و عبارات تاکیدی استفاده میکنی و اینکار بهت لذت میده این کارو انجام بده ،
اون خواسته ها یه گوشه ای منتظرن که به وقوع بپیوندن ولی تویی که با باورهای محدود کنندت مانع ورود اونها به زندگیت شدی،و خواسته هات مثل شی ای میمونن که میخوان از یه در وارد بشن ولی تو درو محدود کردی،حالا با تغییر باورها کم کم اون درو بیشتر باز میکنی و این تغییر باورها هم روند تکاملی داره ،و باید تمرین کنی و باورهای مناسب بسازی و نشونه باورهای مناسب اینه که حالت بهتر میشه .آرامش ببشتره ..و این احساس خوب درو باز میکنه و کم کم باز میشه و بعد به اندازه که خواسته بتونه وارد بشه خواسته ات وارد زندگیت میشه
هدفهاتون رو یک بار بنویسید ،،یعنی تعهد خودت رو برای رسیدن بهش نشون بدی..اگه حاضر نیستی بنویسی یعنی ایمان هم نداری که تحقق پیدا میکنه..پارپوینت بساز،و تا زمانیکه بهت احساس خوب میده ببینش..وباورخوب بساز و روند تکاملیت رو طی کن با احساس خوب و باور خوب به خواستت میرسی..و تو این مسیر ممکنه اتفاقها و ایده هایی باشه که بهت الهام میشه ،و یه کارایی انجام میدی که به خواسته هات میرسی،یا آدمهایی سر راهت قرار میگیرن که تو رو به خواستت میرسونن..یعنی از بینهایت طریق به خواستت میرسی اما زمانیکه احساست خوب باشه..
هر بار که به خواستت برسی سرعت رسیدن به خواسته های دیگت هم بیشتر میشه چون قانون رو درک کردی و باورهای مناسب ساختی..در واقع با هر بار رسیدن به خواسته هاتون سرعت رسیدن به خواسته های دیگه بیشتر میشه،اعتماد بنفست بیشتر میشه و تکاملت زودتر طی میشه..
خیلی وقتا به خواستت میرسی و بعد میفهمی که نه اصلا این خواسته رو نمیخوای یا قبل رسیدن به خواسته میفهمی که نمیخوایش،و این یه امر طبیعیه و اون مسیری که رفتی برای رسیدن به خواسته و میفهمی که نمیخوایش خیلی زودتر به خواسته بعدی میرسی..
من دقیقا چی رو میخوام؟ اونو مینویسی و باورهای مناسب میسازی و چون قبلا به خواسته ای رسیدی و نخواستیش الان راحتتر به خواسته جدیدت میرسی..
رها باش،زندگی کن،از زندگی لذت ببر و رو باورهات کار کن،تکاملت رو طی کن، به خواستت میررررسیییی..از نعمتهات لذت ببر و سپاسگزار باش،..
اگر به خواستت برسی ولی ذهن منفی نگر داشته باشی از اون خواستت نمیتونی هیچ لذتی ببری ..شما از زندگیت لذت ببر،شاد باش،به نکات مثبت اطرافت توجه کن،سعی کن از اونچه که داری سپاسگزاری کنی،بعد قدم به قدم به نسبت احساس خوبی که داری ،به نسبتی که شکرگزاری ،به نسبتی که باور خوب داری به اهدافت میرسی..
فرمول
با رسیدن به خواسته هاتون به احساس بهتر نمیرسید با رسیدن به احساس بهتره که به خواسته هاتون میرسید
تا زمانیکه احساس دین،احساس عذاب وجدان داری به خواسته هات نمیرسی..اما وقتی که سعی میکنی که باورهاتو در مورد خودت درست کنی،و احساست به خودت خوب میشه هست که به خواستت میرسی..
احساس بد باعث میشه که ما از مدار رسیدن به خواسته هامون دور میشیم..پس وقتی با توجه کردن به نعمتهای اطرافمون،شکرگزاری،میتونیم به احساس خوب برسیم چرا اینکارو نکنیم؟چون این تنها مسیر رسیدن به خواسته هاست..تنها راه رسیدن به خواسته ها احساس خوبه و زمانیکه به خواسته هات میرسی به لذت بیشتری میرسی.بنابراین زمانی به خواسته هات میرسی که در طول مسیر لذت ببری ازش…پس اگر خواستت روابط یا امور مالی یا هر چیز دیگه ای هست باورهاتو درست کن ،از زندگیت لذت ببر،حالتو خوب کن،،تا به هدفی که داری برسی..پس هر خواسته ای داری ببین باورهای مناسبی راجب خواستت داری؟؟ اگر باورهای مناسب ایجاد کنی نشونش اینه که احساست خوب هست و وقتی احساست خوبه یعنی که خواسته نزدیکه..و قبل اینکه بهش برسی احساس میکنی داریش این یعنی که خواستت خیلی نزدیکه..
پس
ببین چی میخوای؟ (بنویسش)
احساستو خوب کن (با تمرکز بر داشته هات)
از مسیر لذت ببر و رها باش
باورهای مناسب بساز(با هر تمرین یا کاری که میدونی بهت حس خوب میده)
این خلاصه قسمت اول جلسه پنج…البته خیلی سعی کردم خلاصه کنم ولی انقدر نکته داشت که یه جوری خلاصش میشد همون قسمت پنج..و اینها فقط جزیی از جلسه پنجه که من درکش کردمو نوشتم ..
77- کلی افراد به این ایمان و یقین میرسن که رسیدن به خواسته ها به راحتی امکان پذیره و در عین حال اینقدری لازم نیس که خودمون رو به آب و آتیش بزنیم که اونا برسیم چون بعد از رسیدن رها میشیم از خواسته هامون
78- چجوری تکاملت سریعتر طی میشه؟ وقتی که ایمان داشته باشی و قدم هات رو سریعتر شروع کنی و سریعتر پا در راه بذاری
79- چقدر عالی توضیح دادین که با تمام وجودم درک کردم( که با رسیدن به داشته ها به احساس بهتر نمیشه رسید بلکه با احساس بهتر میشه به خواسته ها رسید ).تنها وظیفه ای که باید درست انجام بدم اینکه برای هر خواسته ام باورهایی بسازم که بهم احساس بهتری بده و بعد یکی پس از دیگری نمودار میشه خواسته هام
80- استاد جلسه پنجم واقعا شگفت انگیز بود و واقعا حق مطلب را ادا کردید با یک بار گوش کردن فهمیدم که باید پشتوانه احساس خوبی که باعث رسیدن به خواسته ها میشه باید باور باشه یعنی با باورسازی میشه به احساس خوب رسید،
فهمیدم افرادی که آگاهانه و هدفمند روی ذهنشان برای رسیدن به احساس خوب کار میکنند سرعتشان برای رسیدن به خواسته ها و همچنین کیفیت نتایجی که کسب میکنند خیلی بیشتر از افرادی که الکی خوش و ناآگاهانه حال خوبی دارند
فهمیدم نباید احساس خوبمون را مشروط کنیم به زمانی که به خواسته هامون رسیدیم به عبارت دیگر ما باید از داشته هامون لذت ببریم خواسته ها خود به خود و به مرور به وجود میاد، خواسته ها لذتی خیلی فراتر از آنچه داشته های فعلی مون به ما میدهند را برای ما به ارمغان نمیاره
فهمیدم تا از نعمتها و موهبت های دنیا اشباع نشیم و به خواسته هامون نرسیم نمیتونیم ازشون گذر کنیم و ترک دنیا کردن حقه و شعاری بیش نیست
استاد عزیزم از اینکه یک جلسه را به شناخت خدا و درک مفهوم انرژی اختصاص میدهید از شما سپاسگزارم
81- استاد واقعا درست میگه، هیچکسی نمیتونه بهمون تمرین بده جز خودمون، من خودم عیب هامو میدونم
82- تو همین آدمای اطراف خودم احترام خوبی دارم. میدونید چرا؟ من سبک زندگی شخصی خودم رو دارم
اول بنا رو بر این میزارم که همه خوبن، به همه محبت میکنم اما بدون انتظار پاسخ، تاکید میکنید بدون انتظار پاسخخخخ
یعنی شما خوب باش، اگر کسی قدر دونست خوبتر باش چون این خوبی به خودت کمک میکنه.
83- این روزا وقتی میشینیم پشت فرمون میگم خدایا راه و خیابون و فرمون و ماشین و …. همه چیز دست تو باشه …. من تو رانندگی ادعایی ندارم و همیشه سعی میکنم با احتیط برونم و اهل لایی بازی نیستم …. ولی فک کنم از وقتی فرمونو دادم دست خدا … هم رانندگیم بهتر شده … هم اعتماد به نفسم تو رانندگی و هم اینکه فک کنم خدا دلش میخواد گاهی لایی کشی کنی خخخخخخخخخ
84- وقتی ب الهامات درونت گوش میدی صددرصد ب نفعت تموم میشه فقط کافیه گوش ب فرمانش باشی دقیقا مثل حرف استاد ک گفت وقتی خودم فایل هامو گوش میکنم تعجب میکنم و میفهمم اینا فقط حرفهای خداست و من درکش کردم
85- سلام
قبل از اینکه این جلسه رو گوش کنم فکرم خیلی مشغول بود در مورد همسرم آخه همسر من به هیچ عنوان این چیزها رو باور نداره و من قبلا ک تازه با استاد آشنا شدم خیلی سعی میکردم تغییرش بدم خیلی اذیت میشدم با کلی بحث آخر ب نتیجه نمیرسیدم فقط احساس خودمو بد میکردم تا اینکه درکم بهتر شد ب قانون و فهمیدم اصلا من نمیتونم کسی رو تغییر بدم من فقط میتونم خودمو تغییر بدم و دیگه کاری ب کارش نداشتم و اصلا هم در مورد آموزشها هیچ صحبتی نمیکردم خدا رو شکر خیلی خوب شده ارتباطمان خیلی خیلی عالی شده هر چند هنوز هم باور نداره این چیزها رو ولی از هر نظر ک بگید بهترین همسر روی زمین شده برای من از یکسال و نیم پیش تا العان زمین تا آسمون تغییر کردی همون فردی شده ک من طی این چند سال زندگی از تو تضادها فهمیده بودم میخوام العان خود ب خود همون جوری ک همیشه دوست داشتم شده و من اصلا کاری نکردم همه این کارها رو فقط قانون بدون تغییر جهان هستی کرد طبق آموزشهای استاد عزیزم میگه شما فقط روی خودتون کار کنید اطرافیانتون خود ب خود تغییر میکنند واقعا همسر من العان همون جوری شده ک همیشه آرزوشو داشتم بعد تو این فکر بودم چرا همسر من ب قانون ک اصلا باور نداره ولی همیشه شاد تو هر وضعیتی فقط می خنده همه چیرو راحت میگیره پس چرا طبق قانون ک احساس خوب مساوی با اتفاقهای خوب ب خواسته هاش نمیرسه خیلی برام سوال بود ک توی این جلسه استاد کاملا توضیح داد ک باید اگاهانه از قانون استفاده کنید خیلی خوشحال شدم جواب چند روز پیش خودمو توی این جلسه خدا بهم داد خدایا شکرت
86- در مورد جلسه پنجم اونجایی که استاد گفتن که بعضیا فکر میکنن یه عبارت تاکیدی خاص،یه جادوی خاصی هست که ما رو به هدف میرسونه یاد یکی از آشناهام افتادم که چند وقت پیش بهم پیام داد..
این خانوم خیلی به جادو و جمبل اعتقاد داره و همیشه واسه روابطش میره سراغ فالگیر.. وقتی این حرفارو میگفت برام عجیب بود و تو دلم فقط خدارو شکر میکردم که راه درستو بهم نشون داد.ولی خب بعد اون جواب پیامشو ندادم در این مورد. این خانوم 800 تومن که سهله حاضره میلیونها پول بده برای اینکه یه نفر با یه دعا بیاد خوشبختش کنه..و کاری کنه که رابطش به سرانجام برسه..عین همون عبارت تاکیدی که استاد گفت اگه بذارم تو یه فایل و قیمتشو ملیونها تومن تعیین کنم خیلیا حاضرن بخاطرش پول پرداخت کنند و تهیه اش کنن ..چون فکر میکنن یه شیوه خاصی وجود داره که میتونن به خواستشون برسن،ولی در واقع هیچ کدوم از اینها ما رو به مقصد نمیرسونه ..خیلی از ماها هم ممکنه این مدلی باشیم یعنی فکر کنیمکه یه کار خاصی رو باید انجام بدیم یا یه تمرین خاصی رو یه نفر باید بهمون بگه،در حالیکه واقعا تنها راه رسیدن به خواسته هامون همین که استاد تو جلسه پنج گفتن ،غیر این باشه حتی ممکنه دچار شرک بشیم ..حتی ممکنه از مسیر توحیدی زندگیمون خارج بشیم ،حتی ممکنه گاهی قدرتو از خدا بگیریمو به بنده اش بدیم..پس یادمون باشه هیچکس هیچ کنترلی بر زندگی ما نداره و این ما هستیم که باید با شناسایی خواسته هامون در مسیرش قدم بذاریم و حرکت کنیم،حس و حالمونو همیشه خوب نگه داریم و لذت ببریم از هر لحظمون تا بتونیم در مدار رسیدن به خواستمون باشیم و هماهنگ بشیم با اون خواسته..پس راه خاص،تمرین خاص،یا شیوه خاصی نیست ،هر چند بعضی تمرینات مثل عبارات تاکیدی،مثل تجسم مثل شکرگزاری واقعا به تقویت باورهامون کمک میکنند ولی اینها فقط مقدمه رسیدن به خواسته هامون هستن و به قول استاد بعد از تثبیت باورها موضوعیتشونو از دست میدن…
87- .استاد هر جلسه ای که ازتون میبینم برام مثل اینکه که در صدها میلیون پول و 10 ها سال زمان دارم صرفه جویی میکنم و اگه شما نبودین خدا می دونه برای هر کدام از این جملات که درک یا تجربه بخوام کنم چقدر باید هزینه و زمان صرف بشه
88- نمیدونی استاد عزیز که چقدر باورهام در مورد اینکه هر آنچه که توی ویژن بردم ددارم بهش میرسم بیشتر شد . خیلیییی برام جالب بود که دقیقا همون مدل اتوبوس همون مدل خونه ای که میخواستی الان داری و بقیه چیزا رو خیلییی بهترو بزرگترشو . این باور رو هم در مورد الله و قوانینش و قدرت خلق کردن آرزوها رو برای من قوی تر کرد .من فکر نمیکردم که ویژن بردت اینجوری باشه و بعد از دیدن عکسا خیلییییی خیلیییی ذوق کردم برای هر آنچه که دوست دارم داشته باشم تا در ویژن بردم قرار بدم و هیچ محدودیتی برای داشته ها و خواسته ها نیست .من هر چی رو بخوام داشته باشم با احساس خوب به من داده میشه و هیچ محدودیتی توی تعداد و وسعت وجود نداره .
89- سلام بچه ها
یه یوتوبر معروف هست خیلی ها می شناسنش تو کل دنیا کلیپهاشو میبینند شوخی میکنه بیشتر برنامه هاش تم دوربین مخفی یو شوخی شامپو داره خیلی وقت پیش من کلیپهاشو میدیدم تو آمریکا زندگی میکنه خیلی جالبه امروز دخترم یه مصاحبه نشون داد گفت مامان ببین این یوتوبر ایرانیه مصاحبه و دیدم خیلی نشونه خوبی بود کلا از قانون استفاده کرده و انقدر قشنگ تکاملشو طی کرده و خیلی خیلی معروف شده میگفت من از بچگی خیلی شوخی میکردم دوست داشتم همه رو بخندونم همیشه هم می گفتم بزرگ بشم کلیپ و فیلم میگیرم برعکس همه ک می گفتن میخوایم دکتر مهندس بشیم میگفت من میخوام فقط از خودم فیلم بگیرم و دیگران و شاد کنم بعد گفت من از 2014 شروع کردم چند تا شوخی با دوستام کردم گذاشتم تو یوتوب تا زمانی ک سابسکراب رفت بالا یک سال و نیم طول کشید ولی من برای عشقی ک به این کار داشتم ادامه دادم مامانم و بابام همیشه ناراحت بودن می گفتن درس مشق و ول کردی این چ کاری هست ن پول توش ن هیچی همه فکر میکردن دیونه شدم ولی من با عشقی ک از بچگی ب این کار داشتم ادامه دادم تا این که موفق شدم و معروف خونه خریدم ماشین خریدم کلی درآمد کسب کردم بعد از اون دیگه خانواده راضی شدن ولی من هنوز هم برای پول این کار و نکردم برای عشقی ک ب این کار دارم و دیگران و میخندونم این کارو کردم جالبه بعد گفت از تلوزیون آمریکا و کلی جاهای دیگه بهم پیشنهاد های خیلی بزرگ دادن ولی گفتن اسم تو عوض کن و یه اسم خارجی بزار ولی من قبول نکردم گفتم ب ایرانی بودن خودم افتخار میکنم و خودم همین کاری ک دارم انجام میدم و ادامه میدم و قبول نکردم خیلی من خوشم اومد واقعا باورهای قوی داشت ب خودش خیلی اطمینان داشت و باور داشت ک خودش توانایی هر کاری رو داره به جای اینکه ب دیگران متکی بشه و بخواد برای پول خودشو بفروشه و خیلی عالی روند تکاملشو و طی کرده بود دنبال کاری ک عاشقش بود رفته بود با وجودی ک همه ناراضی بودن ولی ادامه داده بود تا زمانی ک خیلی موفق میشه و چقدر از روی کارهاش الگو گرفته بودن خیلی مصاحبه خوبی بود گفتم با شما هم ب اشتراک بزارم
دنبال کاری ک عاشقش هستی برو جهان خودش همه چی بهت میده خیلی راحت و ب آسونی با چند تا شوخی واقعا توی هر کاری بینهایت ثروت هست باور فراوانی همه جا دیده میشه فقط باید تو مدارش قرار بگیری و ببینی این همه کلیپ های این آقا رو ما می دیدم با اینکه اسم ایرانی هم داشت ولی یک درصد هم فکر نمی کردیم ایرانی باشه ولی وقتی مدارا عوض میشه خیلی چیزهایی ک قبلا از کنارش راحت رد میشدم و نمیدیم ولی العان واضح خدا خودش داره باورهام و قوی میکنه خدایا شکرت اینها همه نشونه های خوب ک تو مدار درست هستم و خدا خودش برای من کافیه کافی هست
با رسیدن به خواسته هاتون به احساس بهتر نمیرسید ، با رسیدن به احساس خوب به خواسته هاتون میرسید….
90- مدتها بود که از لحاظ عاطفی وابستگی شدید به همسرم پیدا کرده بودم و کوچکترین رفتارش حال منو بد میکرد و دیگه خسته شده بودم از این وضعیت و بعدها که روی خودم کار کردم مدام به خودم یادآور این موضوع میشدم که من خالق مطلق زندگی خودمم هستم من خالق آفرینش احساس خوب و روابط عالی برای خودم هستم و به خاطر همین تمام انتظاراتی که از همسرم و از دیگران داشتم که خلاء های عاطفی من رو پر کنند رو خودم برای خودم برآورده میکردم ساعتها جلوی آینه قربون صدقه ی خودم میرفتم و همیشه به خودم احترام میذارم به قدری برای خودم ارزش قائلم که اگه از چیزی ناراحت بشم همون لحظه میگم ارزش من و احساس خوب داشتن من خیلی بالاست و هیچکس نمیتونه من و به هم بریزه و من خودم میدونم که چه انسان ارزشمندی هستم و این ارزش رو واقعا از درون احساسش میکنم و اگر هم کسی رفتار توهین آمیز با تحقیر آمیزی باهام داشته باشه میذارم پای کمبودهایی که توی وجودش هست و از صمیم قلب میبخشمش و میگم خدایا خودت هدایتش کن و اینطوریه که هم از درون شخصیتمو رشد میدم و هم به آرامش میرسم
91- زندگی فراتر از اونیه که به یه دختر خاص…
ماشین خاص… و یا چیز خاصی بچسپی…
و فکر کنی…
زندگی رو باید زندگی کنید…
فرصت کمی در این دنیا هستیم…
و فقط باید خودمونو تجربه کنیم…
زندگی رو از دید بالاتر ببینید…
92- سلام به بهترین استاد دنیا و همه دوستان عزیزم
موضوع: خلاصه اول از جلسه پنجم
نکته مهم لذت بردن از مسیریه که در اون هستیم شاید در برهه ای از زندگی خیلی علاقه داشته باشید که زود به خواسته هاتون برسید و همه چیز رو دور بزنید و همین باعث اشتباهات میشه پس بهتره در حال حرکت توی همین مسیر پیشرفت ازش لذت ببرید
فکر نکنید با رسیدن به خواسته هاست که به شادی و لذت و خوشبختی میرسید چون اصلا تا وقتی که نتونید از زندگیتون لذت ببرید به خواسته هاتون نمیرسید حتی اگر ظاهرا به اونها دست پیدا کنید اونها بجای شادی باعث آزار شما میشن
تنها زمانی به خواسته هات میرسی که با خودت هماهنگ شده باشی
تنها زمانی به خواسته هات میرسی که باورهای مناسبشون رو در ذهنت تثبیت کرده باشی
تنها زمانی وارد زندگیت میشن که در حال لذت بردن از هر آنچه الان داری باشی
هیچ تکنیک خاص، تجسم خاص،عبارت تاکیدی خاص، دعا و ورد خاص، عبادت خاص، مراقبه خاص، جادوی خاص و روش سریع و منحصربفرد خاصی برای رسیدن به خواسته ها وجود نداره ، ( یعنی اینکه یک دعای که همه افراد بتونن با گفتن اون ذکر به خواسته اشون برسند یا یک مراقبه خاص که همه افراد بتونن با انجام اون یک نوع مراقبه به خواسته شون برسن) یعنی اینها هیچ کدوم به تنهایی عامل اصلی رسیدن به خواسته ها نیست بلکه همه اینها جزئی از روند تکامل شما برای رسیدن به خواسته هاست و در طولِ طی کردنِ تکامل، هر شخصی باید بتونه برای خودش عبادت ، مراقبه ، تجسم ، دعا و تمرینِ منحصر بخودش رو بسازه
اگر بتونید بفهمید که جهان چطور عمل میکنه هیچ وقت دنبالِ یه روشِ خاص، بتنهایی برای رسیدن به خواسته هاتون نخواهید بود ، چون اگر قرار بود که این روشها و تکنیکها عامل اصلی باشند که باید هر آدمی در جهان که اونها رو انجام میده نتیجه گرفته باشه اما میدونید که همه نتیجه نگرفتند
پس راهش چیه ؟
خواسته ها در برخورد با یه سری تضادها در زندگی برای ما متولد میشن چه تضادهایی که خودمان با انها برخورد میکنیم چه تضادهایی که دیگران به انها برمیخورند زیرا میتوانند در ما هم ایجاد خواسته کنند ، ما فقط با نوشتن و تجسم و… آن خواسته ها را بیشتر در ذهنمان تثبیت و نهادینه میکنیم، نه اینکه انها را اینگونه بوجود می اوریم
اما پروسه رسیدن به انها و دریافت انها کاملا متفاوت است
حالا چه زمانی به خواسته ها دست پیدا میکنیم؟ “”وقتی حالمون خوبه””
وقتی احساس شادی و خوشبختی و آرامش داریم ، امید داریم ، شور داریم شوق داریم ذوق داریم سبکبالیم، در کل یعنی حس خوبی داریم یعنی مرحله دریافت خواسته ها داره شروع میشه
در نتیجه باید چیزهایی را ببینید کارهایی را بکنید چیزهایی رو بگید که دقیقا دست بزاره رو اون قسمت از ذهنتون که حالتونو خوب میکنه ، حالا هر چقدر موندن تو این احساسِ خوب طولانی تر باشه و بتونید بیشتر تو این فضا بمونید خواسته های بیشتری یکی یکی وارد زندگیتون میشن
مثلا شاید صدها بار سپاسگذاری کنی تجسم کنی بنویسیشون عبارت تاکیدی بگی اما بدون داشتن حس و حال خوب ، بعد میبینی که به خواسته ات نمیرسی اما یه موقع هست اصلا این کارها رو هم انجام نمیدی هیچ کودومو انجام نمیدی اما حالت خیلی خوبه بعد یک خواسته که از قبل در تو شکل گرفته بود اجازه ورود به زندگیتو پیدا میکنه حالا هر چقدر حستو بیشتر خوب نگهداری خواسته های بیشتری رو پشت هم دریافت میکنی
حالا نقش باورها این وسط چیه؟
تنها راه رسیدن به حس و حالِ خوبِ همیشگی ، داشتن باورهای خوب و مناسب در مورد اون چیزهاییه که میخوای ، چون افکار ما دائما دارن تغییر میکنن و نجواها زود شروع میشن تنها راهش اینه که باورهایی رو برای خودت بسازی که با تکرااااااار اونها به احساسِ بهترِ دائمی برسی . چون با باورهای جدیدِ مناسب تا زمانهای طولانی تری احساسِ بهتری دارید تا اینکه بخواهید مثلا با یک عامل بیرونی مثل بازی و ورزش و … احساسِ خوب در خودتون ایجاد کنید زیرا اینها برای شروع خیلی خوبند کاربردی هستند اما حسِ خوبِ موقت ایجاد میکنند نه دائمی
اما باورهایی مثل رزاق بودن خدا ، وهاب بودن خدا و اینکه قدرت کنترلِ زندگی من در دستان خودِ منه، من به هر چیزی که بخوام براحتی میتونم دست پیدا کنم،… در ما احساسِ خوبِ دائمی ایجاد میکنند و این باورها قدرتِ این رو دارند که نجواهای شیطان رو ساکت کنند
یا شما آگاهانه سعی میکنید احساستان را خوب کنید یا کلا اتوماتیک علی بی غم هستید
تفاوت عظیمی بین این دو هست و البته که آگاهانه تغییر دادنِ احساس از بد به خوب پیشرفتِ بیشتری رو در پی داره، آگاهانه استفاده کردن از قوانین نتیجه بخشتره
پس به این خوب فکر کنید
هر وقت میخواهید به خواسته ای برسید بگید من چه باوری رو در خودم بسازم راجع به این موضوع که احساسِ بهتری رو بهم بده؟
چون باورها و خواسته ها باید همسو باشند نه در تضاد با هم
اگر خواسته ای داری حتما ببین که نکنه باورهای تو متضاد با اون نباشن، بیا باورهای مناسب رو بساز و تکرااااارشون کن و نه یک شبه بلکه به مرور در ذهنت نهادینه میشن
سلام به بهترین استاد دنیا و همه دوستان عزیزم
موضوع: خلاصه دوم از جلسه پنجم
در مورد” ترین” شدن ، وقتی شما در فضای رقابتی قرار میگیرد از پیشرفت رقیب احساس بدی میکنید ، یعنی احساس شما متصل میشه به یه عامل بیرونی که روی اون کنترلی ندارید از طرفی وقتی بخوای “ترین” باشی یعنی اینکه از نظر دیگران باید تائید بشی و از نظر اشخاص دیگه ای “ترین” باشی و چون روی نظر دیگران نمیتونی کنترل داشته باشی براحتی با تغییر نظر اونها احساست بد میشه
تو فقط باید با دیروز خودت مسابقه بدی چون اینجوری هیچوقت احساست بد نمیشه و خودتو در مقایسه با دیگران قرار نمیدی
اصلا در هیچ زمینه ای یک “ترینِ مطلق” وجود نداره حتی اگه توسط یه مجله یه سازمان یا گروه خاصی شخصی بعنوان بهترین آهنگساز بهترین کارگردان بهترین فوتبالیست … انتخاب بشه همیشه یک عده دیگه ای هستند که مخالفند و نظر اونها کاملا متفاوته، پس حتی از نظر مردم هم “ترین ها” فرق میکنند. یعنی “ترین” بودنِ شما در هر زمینه ای گره میخوره به نظر 8 میلیارد آدم دیگه که حتی اگر 1 درصد اونها هم شما رو در اون زمینه خاص “ترین” ندونند شما “ترین” نمیشید و باز احساستون بد میشه
تو فقط میتونی اینو هدفت قرار بدی که مثلا در بحث مالی ، به جایی برسی که هر زمان هر چیزی رو که اراده کردی براحتی بتونی داشته باشی و با ارامش ازش استفاده کنی و لذت ببری ، همه خواسته های شما از قبل موجوده ، همه اونهایی که در ذهنت داری یا در پاورپوینتت میذاری از قبل آماده ورود به زندگی تو هستند . ورود اونها بستگی به تو داره که بتونی بهشون اجازه بدی بیان تو زندگیت و اینکارو باید با احساس خوب و ایجاد باورهای خوب و مناسب انجام بدی . باورهای اشتباه شما موانع و سدهای ورود اونها هستند و شما صرفا با نگاه کردن روزی 5 ساعت به دریم بورد بدون باور مناسب نمیتونی ارزوهاتو دریافت کنی ، باید کار کنی تمرین کنی تکرار کنی و نشونه انجام درستش اینه که حالت بهتر میشه، دقت کنید ، بهتر میشه ، بعد باز بهتر میشه ، بهتر میشه ، همینجوووووری تا اون احساس خوب تثبیت میشه و بعد ارامش میاد، شادی میاد ، لذت میاد و خواسته ها یکی یکی از راه میرسند
اینو هم بدونید که از بینهایت طریق میتونید به خواسته تون برسید و اگر وقتی بدستش اوردید دوستش نداشتید براحتی کنارش میذارید یا عوضش میکنید
فقط حواستون باشه خواسته های واقعی با تضادها بوجود میان نه از روی کمبود و عدم اعتماد بنفس
93- ما با رسیدن ب خواسته هامون ب احساس بهتر نمی رسیم بلکه با رسیدن ب احساس خوب و لذت بردن از مسیر ب خواسته هامون می رسیم و این باور در من خیلی قوی شد
ما باید سعی کنیم ک از هر لحظه از زندگی مون لذت ببریم فکر نکنیم رسیدن ب خواسته ها باعث لذت بردن ما از زندگی میشه اصلا تا وقتی ک نتونیم از زندگی مون لذت ببریم ب خواسته هامون نمی رسیم حتی اگر ب ظاهر هم ب خواسته هامون برسیم اونا باعث خوشبختی و نعمت و شادی ما نخواهد شد باعث دردسر ما خواهد شد
خواسته های ما زمانی وارد زندگی مون میشه ک ما با خودمون هماهنگ باشیم باورهای مناسب در مورد اون خواسته رو تثبیت کرده باشیم تو ذهن مون و خواسته ها زمانی وارد زندگی ما میشن ک ما در حالسلام
باورهای قسمت 5
رسیدن ب خواسته ها هیچ گونه عبارت تاکیدی خاص نداره هیچ گونه هزار بار نوشتن و دعا کردن و زجه زدن و التماس کردن صبح تا شب نماز خوندن روزه گرفتن مناجات کردن نماز شب خوندن مراقبه کردن و هیچ کدوم از اینا رو نمیخواد اگر شما بدونید جهان چطور عمل میکنه اصلا دنبال این روشها نیستید این همه آدم ها دنبال این روشها بودن و جواب نگرفتن دیگه .خواسته های شما بر اثر برخورد با تضاد های زندگی بوجود میاد
تجربه خودم : قانون تضاد خیلی مهمه من توی دورهای دیگه استاد صدها بار تصاد و گوش کردم ولی درک نمی کردم ولی توی این دوره خیلی قشنگ درک کردن قشنگ نشست توی وجودم و فهمیدم واقعا نیاز نیست هیچ کار خاصی بکنی مثلا من بعد از ازدواجم پنج سال مستاجر بودیم و بخاطر شرایط مالی ک داشتیم هیچ وقت فکر نمی کردم ک خونه از خودمون داشته باشیم اصلا نمی تونستم فکر شو کنم چه برسه بخوام درخواست کنم ولی بر اثر برخورد با اون تضادهای توی مستجری خود ب خود بعد از پنج سال خونه دار شدم واقعا قانون چقدر دقیق عمل میکنه اصلا احتیاجی نیست ب زبون بیاری یا کار خاصی کنی جهان خود ب خود تو رو به خواسته هات میرسونه حالا اون موقع من ناآگاهانه ب خواستم رسیدم ک انقدر زمان بردن ولی اگر اگاهانه از قانون استفاده کنی خیلی زودتر ب خواسته هات میرسی
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم لذت بردن از همون چیزی ک داریم باشیم
سلام عزیزان
کی شما ب خواستتون می رسید ?
وقتی ک احساس خوبی داشته باشید وقتی حالتون خوب باشه احساس خوب یعنی آرامش واقعی وقتی در حال لذت بردن از زندگیت هستی وقتی شادی وقتی امید داری وقتی شور و شوق داری احساس خوب یعنی شور و شوق داشتن ذوق داشتن وقتی ک احساس سبک بالی میکنی وقتی ک احساس اینو داری ک مورد لطف و رحمت پروردگار هستی وقتی خودتو دوست داری وقتی ک بجای سرزنش کردن خودت عاشق خودت هستی وقتی این احساس خوب و داری تو در مسیر دریافت خواسته هات هستی یعنی ب محض اینکه شما ب احساس خوب می رسید خواسته های شما شروع میکنند به دریافت
هر چقدر شما سعی میکنید در طول روز در طول هفته و ماه و سال احساس بهتری داشته باشید همین جوری خواسته هایی ک با تضاد بهش برخوردید وارد زندگی تون میشه این کل پروسه ش هست
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
سلام ب بهترین دوستان روی زمین
کی شما ب احساس خوب می رسید ?
تنها راهش اینه ک باورهای متناسب داشته باشید چون افکار پشت سر هم تغییر میکنند یعنی شما خیلی زود ذهنتون بهم می ریزه خیلی زود نجواهای شیطان شروع میکنند ب حرف زدن راهش اینه ک شما یک سریع باورهایی برای خودتون ایجاد کرده باشید و با تکرار و تکرار اون باورها ب احساس بهتر دائمی برسید و در زمان های طولانی تر ی احساس بهتری دارید وقتی شما روی باورت کار میکنی ب فرض یک باور ایمان می سازی یعنی نجواها شروع میکنه ب گفتن و شما این باور رو در جواب نجواهای میگی : نه خداوند من بینهایت رزاقه فرصت ها هر روز بیشتر و بیشتر میشن نعمت ها هر روز بیشتر و بیشتر میشن این همه جهان داره گسترده میشه من خودم هستم ک زندگی خودمو خلق میکنم هیچ کس دیگه ای هیچ قدرتی در خلق زندگی من نداره و … (باورهایی ک در روانشناسی ثروت یک گفته شده ) وقتی اینا رو میای کار میکنی از همون اول این نجواهای رو ساکت میکنه ب اندازه ای ک باورهای شما قوی تر بشوند توانایی شون در ساکت کردن نجواهای ذهنی بیشتره هر چقدر بتونید بهتر این کار و انجام بدید ب همون نسبت می تونید احساس بهتری در خود ایجاد کنید در زمان طولانی تر
همه چی باور ه بخاطر اینکه برای رسیدن ب احساس خوب پایدار ک نتیجه احساس خوب رسیدن ب خواسته هاست دریافت نعمت هاست برای رسیدن ب اینها بهترین و سریع ترین و راحت ترین و قطعی ترین راه تغییر باورها ست و ایجاد باورهای مناسبی ک با اون باورها ما سعی میکنیم نجواهای ذهنی رو کنترل کنیم و احساس بهتری داشته باشیم این کل داستان هر وقت ب هر موضوعی ک میخواید فکر کنید ب هر خواسته ای ک براتون بوجود میاد ب این فکر کنید ک من چه باوری بسازم توی ذهن خودم در مورد کلییت زندگیم یا در مورد رسیدن ب اون خواسته ک احساس بهتری ب من بده
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
نکته های قسمت 5
وقتی شما روی باورهات کار میکنی وقتی احساس بهتری دارید وقتی این روند تکاملی رو طی میکنید توی مسیر ایدهایی ب شما الهام میشه راهکارهایی رو پیدا میکنید افرادی وارد زندگی تون میشن شرایطی براتون بوجود میاد یه اتفاقاتی می افته ک شما اون کارها رو انجام میدید و در مسیرش قرار می گیرید آدم های دیگه بهتون کمک میکنند یه عالمه اتفاق ممکنه بی افته و بینهایت اتفاق و احتمال وجود داره ک شما ب خواستتون برسید یک قسمتش ممکنه ایده هایی ب شما الهام میشه و شما یک سریع کارها رو انجام میدید ک شما رو ب خواسته ها تون میرسونه یک قسمتش هست ک آدمها براتون انجام میدن یک قسمتش هست ک یه اتفاق هایی می افته ک خود ب خود وارد زندگی تون خواهد شد بدون شک وقتی ک احساس بهتر طولانی مدت تری دارید ک فقط با تغییر باورها میتونید ب این جایگاه برسید
فقط در جریان باشید وقتی شما با برخورد با تضادها خواسته ها تون رو می شناسید وقتی باورهای مناسبی در مورد اون خواسته ها ایجاد میکنید ک نتایجش احساس خوب بدون شک خواسته های شما وارد زندگی تون میشن حالا خواسته ها میتونه روابط باشه ثروت باشه سلامتی باشه میتونه هر چیز دیگه ای باشه اینو فقط بدونید بدون شک از بینهایت طریق ک یک سریش میتونه ب اقدامات و ایده های شما ربط داشته باشه یک سریش هم اتفاقاتی ک جهان برای شما بوجود میاره و صددرصد خواسته های شما ب بینهایت طریق وارد زندگی شما خواهد شد
نظر خودم : من همیشه فکر میکردم روی باورهام کار میکنم حتما باید ایده ب من گفته بشه ب غیر از ایده هیچ راه دیگه ای نداره و خیلی وقتها احساسم بد میشد چرا ایده ش گفته نمیشه ک من انجام بدم ولی العان فهمیدم از بینهایت طریق خواسته ها میتونه وارد زندگی م بشه
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
سلام به بهترین انسانهای روی زمین
نکته قسمت 5
هر چقدر خواسته هات بیشتر بوجود میاد سرعت رسیدن ب خواسته های بعدی ت هم بیشتر میشه چرا چون قانون و بهتر درک کردی چون باورهات بهتر شده وقتی تو ب یه سری از خواسته هات میرسی یعنی یه عالمه باورهات و درست کردی ک به این خواسته ها رسیدی بنابراین برای خواسته های بعدی خیلی کار راحت تری داری چون یه عالمه کار قبلا انجام شده است یعنی شما با هر بار رسیدن ب خواسته ها تون باورهاتون قوی تر شده ایمانتون بیشتر میشه مسیرها رو بهتر درک میکنید تکامل تون و طی میکنید ب همین دلیل ب خواسته های بعدی راحت تر ب وجود میاد
وقتی شما ب خواسته ای می رسید وقتی فهمیدی ک نمی خوایش خیلی خونسرد و راحت بگو افرین فهمیدم اون خواسته دقیقا اون چیزی نیست ک من میخوام من چیرو میخوام می نویسی ک من دقیقا چیرو میخوام حالا چه باورهایی رو باید براش ایجاد کنم و با قدرت و سرعت بیشتر ی ب خواستت میرسی چرا چون قبلا کلی از مسیر و رفتی
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم
94- استاد خوبم فایل پنجم عالیه …. شما میگی به خاطر رسیدن به خواسته هات روی کسی حساب باز نکردی . چون میگفتی خدا بهت میده دیگه . و وقتی هم که به خواسته هات رسیدی خیلی برات عادی بوده . خدا گفته و خدا داده … خدا که قولش و بهت داده بود ….. شما فقط وظیفه ات اینه که یادت باشه شما هم یه قولی به خدا دادی … که فقط بنده ی خدا باشی … ایاک نعبد و ایاک نستعین …. فقط و فقط از خدا بخوای …. فقط خدا رو به عنوان تنها منبع رزق و قدرت بدونی و خدا هم به عنوان تنها منبع قدرت هر چیزی رو که میخوا بهتون بده …..
چه قدر این جملات زیباست …… چه ایمان محکمی باید پشت این صحبتها باشه ….
وقتی میبینم شما این طوری فکر میکنید و وجود خدا ایییییییین همه تو زندگیتون جریان داره . حس میکنم طبیعیش همینه دیگه … درستش اینه ….. منطقیش همینه …… ایمان داشتن طبیعیه ….اییییین همه رو خدا حساب باز کردن طبیعیه …..
95- سید حسین عباس منش:
“می شه به خدا اعتماد کرد، حتی در مورد این چیزا، در مورد همه چی می شه به خدا اعتماد کرد، همه ی کارا رو می تونه برامون خیلی آسون تر از اون چیزی که شما فکرشو می کنید، انجام بده، اگر که اجازه بدید که،(نفس عمیق و نشانه اطمینان قبلی و درونی به این گفته ها) اجازه بدید، اگر که اجازه بدید که، هدایتتون کنه، اگر که اجازه بدید که کمکتون کنه، اگر که اجازه بدید که درها رو برای شما باز کنه، چون شما؛ باید این اجازه رو بهش بدید…”
96- هر وابستگی ما حتی کوچیک ترین وابستگی ها مثل وابسته بودن به یک انگشتر بین ما وخداوند حجاب ایجاد میکنه و با رها کردن وابستگی ها هر بار یک قدم به خداوند نزدیک میشیم.به قول استاد که وابستگی به هر چیزی در هر جنبه ای ما رو ازموفقیت دورمیکنه
97- سلام به همگی امیدوارم حال همگی خوب باشه … اصلاً مگه میشه کسی حالش خوب نباشه با دیدن جلسه 5 …
هر بار که میبینمش کلی نکته جدید پیدا می کنم و میگم دفعه قبل هم این چمله رو شنیدم ولی این چیزی که الان متوجه شدم نبود … خلاصه که استاد مرسیییییی
یه تجربه ای داشتم 2 روز پیش گفتم با همه شما به اشتراکش بذارم .
2 روز پیش با دوستم رفته بودیم دفتر اسناد برای یک معامله ملکی ، خریدار ملک پسر یکی از افراد خیلی معروف تو ایران بود که تو کار فرش هستن و از معروف ترین برندهای فرش ایران هستن که حالا اسمشون رو نمیگم. یه مشکلی توی معامله به وجود اومد که پدر دوستم که فروشنده بودن یکم عصبانی شدن که البته حق هم با ایشون بود ولی طرز برخورد این خریدار خیلی برام جالب بود و گفتن که عصبانی شدن خیلی راحته مهم اینه که آدم به احساساتش غلبه کنه و یه راه منطقی پیدا کنه و گفت تو معامله نه نداریم و هر معامله ای رو اگه بلد باشی میتونی به نتیجه برسونی . بعد ایشون یه ماجرایی تعریف کردن که من الان چند روزه همش تو فکر این ماجرا هستم و می گم برا همین شدن یکی از موفق ترین های بیزنس خودشون.
ایشون تعریف کردن که چند سال پیش برای نمایشگاه فرش تهران به جای اجاره غرفه یک سالن رو اجاره کردیم و کلی تبلیغات و تیزر تلویزیونی پخش کردیم که هزینش چند میلیارد شد. روز اول نمایشگاه یک آقایی اومد و گفت اگه امکانش هست حساب کنید که ارزش فرش های شما چقدره و منم حساب کردم و گفتم 2 میلیون 300 هزار دلار . بعد ایشون گفتن که من الان 200 هزار دلار پرداخت میکنم و یک معامله ای دارم که تا آخر هفته اکی میشه و اونموقع با شما تسویه حساب می کنم و منم قبول کردم. بعد از اون هر کی میخواست از ما خرید کنه هر فرشی رو که میپرسیدن می گفتم فروخته شده و اون یک هفته ما همش نشستیم و کاری نکردیم. آخر هفته ایشون اومدن و از من کلی معذرت خواهی کردن که شرمنده او معامله جور نشد و من قادر به پرداخت مبلغ فرش ها نیستم ولی اون 200 هزار دلار رو به عنوان ضرر و زیان معامله از من قبول کنین و کلی معذرت خواهی کرد ، منم گفتم اشکالی نداره و این اتفاق هم بخشی تجارت هست ولی من به دنبال همچین پول هایی نیستم و اون 200 هزار تا رو هم دادم به خودشون. بعد اینکه ایشون رفت بابام کلی عصبانی شد و گفت تو هیچی از تجارت حالیت نیست و این چه کاری بود کردی و کاملاً لز کوره در رفت و باهام قهر کرد. 2 هفته بعد از این ماجرا نشسته بودم توی گالری که دیدم یک خانم با 3 تا بادی گارد اومدن داخل و ایشون به من گفت که من همسر فلانی هستم و سلام رسوندن و گفتن که اون معامله انجام شد بلاخره و ازتون خواستن همون فرش ها به اضافه 20 تخته فرش دیگه رو از شما بگیرم و این 50 هزار دلار هم به عنوان هدیه براتون فرستادن چون خیلی از رفتار حرفه ای شما خوششون اومده و منم همینجور خشکم زده بود. بعد ما با چهار ماشین فرشها رو فرستادیم براشون و تمام مبلغ رو دریافت کردیم و از اون موقع به بعد این آقا و خانم مشتری های دائمی ما شدن و هر سال یک چنین خرید زیادی از ما می کنند .
بعد ایشون گفت عصبانی شدن تو همچین شرایطی کار سختی نیست و همه این کار رو میکنند ولی مهم اینه که تو شرایط سخت رفتار درست داشته باشی و همین باعث موفقیت می شه.
دوستان الان چند روزه دارم فکر می کنم و میگم چه باورهای عالی داشتن ایشون که این رفتار در سایه این باورهاست که مهمترینش باور فراوانیه به نظر من که با وجود چنین اتفاقی و ضرر چند میلیاردی کاملاً خونسرد برخورد کردن و حتی اون مبلغ رو هم به خریدار عودت دادن . دقیقاً حرف های استاد تو جلسه 5 هم همینه که شما احساس خوب داشته باشید که نتیجه باورهای درست هست و از زندگی لذت ببرید و نذارید هیچ چیزی این احساس خوب رو خراب کنه ، بعد از جایی که فکرش رو نمی کنید به چیزی بیشتر از خواستتون می رسید و به خاطر این هست که تعداد افراد موفق کمتر از بقیه آدماست چون کنترل احساس تو چنین شرایطی واقعاً سخته و من هنوزم نمی تونم خودم رو جای ایشون بذارم و چنین رفتاری رو از خودم متصور بشم.
در پناه حق
98- شما برای رهایی از وابستگی به اون خانم محترم میتونید تا قبل از اینکه اقدام کنید برای ازدواجتون وارد رابطه ی دیگری بشید و کلا برای ایجاد رابطه دستتون رو بازتر بگذارید. اگه دنبال برقرار کردن ارتباط باشید قطعا افراد زیادی رو جذب میکنید که هم فرکانس باشما باشند و اینطوری میتونید به وضوح بیشتری در مورد روابط برسید و اینکه واقعا چی میخواین و خواهان چه فردی با چه خصوصیاتی هستید. من فکر میکنم تنها راه رهایی از وابستگی های عاطفی ایجاد ارتباطات جدیده و با فهمی که الان شما از قوانین پیدا کردید و نزدیکی که با خداوند احساس میکنید قطعا زیر بنای روابط جدیدتان اون وابستگی قبلی نخواهد بود چون اول از همه خودتون رو به خدای خودتون وابسته میدونید. اینطوری میتونید هم تجربیات بهتری داشته باشید هم تکاملتون رو توی روابط طی کنید تا زمانی که به مرحله ازدواج میرسید به شناخت بیشتری در مورد جنس زن و روحیاتش میرسید و این میتونه خیلی بهتون کمک کنه تا در آینده ازدواج موفق تری رو تجربه کنید. در پناه الله یکتا سعادتمند باشید دوست عزیزم.
99- راستی دیشب یه باور قشنگ در مورد پول به ذهنم رسید که دوست دارم اینجا بنویسمش و دوستان هم استفاده کنن. اونهم اینه که با خودم گفتم همونطور که اگه تو دنیا خوبی ای بکنی نتیجه ش بصورت چند برابر به خودت برمیگرده، و اگه در هر کاری که هستی خدمت باکیفیت تری ارائه بدی بازم سود بیشتری عاید خودت میشه، درست به همین شکل هر مقدار پول که خرج میکنی پول بیشتری (چندین برابرش) به سمت خودت برمیگرده. این فکر قشنگ باعث شد از امروز هر جا پولی خرج کردم با احساس بهتری خرج کنم.
100- استیو جایز میگه : باید برای آن چیزی که حس درونی و قلبتان به شما میگوید ارزش قائل شوید. حس درونی شما قبل از عقلتان میداند که شما چه میخواهید و باید چه کار کنید. گوشکردن به صدای درونتان باید اولویت اول شما باشد و بقیه چیزها بعد از آن قرار میگیرند.
سلام خدمت آقای نظیف. کامنتتون رو خوندم واقعا زیبا بود من که نفهمیدم زمان چه جوری گذشت جواب چند تا از سوالهایم را که گرفتم خیلی زیبا بود امیدوارم که موفق باشید خیلی عالی بود. من خیلی لذت بردم .حالم خیلی خوب شد.
هر کجا هستین موفق باشیدوثروتمند وسعادتمند.:)
سلام به دوست خوبم آقا محمد رضا احمدی
ممنونم از انرژی و انگیزه و احساس خوبتون
شما هم هرکجا هستید شااااااد و سلاااامت و سعاتمننند و ثروتمننننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خدا باشید
دوست عزیزم خیلی خیلی سپاس گزارم از شما
گویا در نوشته های شما خدا داشت با من حرف میزد
لطفا حتما این کار مقدر و زیبا رو ادامه بدید دنبال کننده شما هستیم
سلام به دوست خوبم آقا حسن زهانی
خیلی ممنونم از سپاسگزاریتون
و
خوشحالم که حس خوبی دارید و با خدا یکی هستید
حتما این کار انجام میدم و اینقدر از دوستان و شما انگیزه گرفتم که این مسیر ادامه داره
در ضمن 100 نکته های قبلی یعنی چهارم و سوم و دوم و اول قبلا توی نظرات فایل رایگان قبلی ” میخواهی ثروتمندترین شوی ” قرار دادم
میتونید تا آماده شدن 100 نکته ششم مطالعه کنید و لذت ببرید و پیشرفت کنید
همیشههههه شااااد و خندااان و سلاممت و سعادتمنند و ثرتمنننننند همراه با احساس خوب پایدار در آرامش خدا باشید
استادم سلام دوباره،
یه دنیا ممنون از ایده عالی برای پرسیدن سؤالات.
مستقیم میرم سر سؤالم؛ شما گفتید نشونه اینکه روی باورهاتون دارید کار می کنید، اینه که حالتون بهتره و احساس بهتری دارید. خب من از لحظه ای که شروع به کار روی یه باور می کنم و یه باور قدرتمندکننده رو جایگزین یه باور محدودکننده می کنم و به روش های مختلف اون باورو برای خودم تکرار می کنم، حالم بهتر میشه، یعنی تکرار اون باور واقعا حس و حالم رو خوب می کنه. من از کجا باید بدونم که اون باور جدید تا حدی تو ذهنم تثبیت شده تا برم سراغ باورهای محدودکننده بعدی که در مورد من الی ماشاءالله هستند؟ (البته می دونم که کار روی باورها تمومی نداره و باورهایی که قبلا هم روشون کار کردیم، همیشه باید بیشتر و بیشتر تقویت بشن)؛ می خوام بدونم مثلا شما خودتون وقتی دارید روی یه باور کار می کنید، از کجا می فهمید که ذهنتون دیگه تا حدی این باور جدید رو پذیرفته تا بتونید برید سراغ باور بعدی؟
متاسفانه من فرصت نکردم سؤالات دوستان رو بخونم و نمی دونم آیا این سؤال فرد دیگه ای هم بوده یا خیر، پس ازتون خواهش می کنم حتی اگر این سؤال ستاره نیاورد، حتما یه پاسخ هر چند کوتاه بهش بدید. بی نهایت ممنون میشم?
سلام وقتی می فهمید که دیگه ذهنتون مقاومتی نداره و بطور اتوماتیک خودتون متوجه مسیر درست میشید درست مثل رانندگی که اولش باید خیلی دقت کنیم تا اشتباه نکنیم ولی بعد از مدتی بدون فکر زیاد انجامش میدیم
سلام دوست گرامی استاد قبلا جواب این سوال رو داده ولی من الان هم بهتون میگم وقتیکه به طور ناخوداگاه باور قدرتمند و درست رو انجام میدیم یعنی اون باور قدرتمند و درست جزء بدیهی از زندگیمون میشه . با امید موفقیت روز افزون برای شما دوست گرامی
اى نام تو بهترین سرآغاز
با درود و احترام به استاد عباسمنش عزیز و یکایک دوستان بزرگوار که دوست دارم با دقت متن را بخوانند
قبل از هرچیز از شما جناب عباسمنش عزیز بنده ى مخلص و تسلیم پروردگار متشکرم که با تشکیل این گروه مسیرى به این زیبایى را در جهان به جریان انداخته اید و امیدوارم که به حق این وقت عزیز خالق بر حق جهانیان،شما و همه ما را به هرچه بهترینهاست هدایت کند.
در مورد مصاحبه اى که با شما میخواهم انجام دهم،با توجه به تجربه اى که تا الان از آشنایى با گروه تحقیقاتى و اعضاى این سایت دارم، خدا را شکر تا بحال هر سؤالى داشته ام به پاسخ آن هم هدایت شده ام و خواهم شد…
?اکنون با مطالعه تعداد خیلى خیلى زیادى از دوستان عزیز که چندین شبانه روز و ساعتها وقت را به آنها اختصاص دادم به این نتیجه رسیدم که با توجه به تنوع و تعداد بسیار زیاد سؤالات،قطعا فضاى پاسخگویى به تک تک سؤالات وجود ندارد؛ ولى با توجه به تعداد سؤالاتى که مکرر پرسیده شده است،برایم مشخص شده که اکثریت سؤالات در حوزه و زمینه “معنویت” و “ثروتِ” شما استاد محترم و عزیزمان و همچنین ارتباط این دو حوزه پرسیده شده است.
? استاد عزیز از شما درخواست دارم در ارتباط با “معنویت” و “دریافت الهامات و نداهاى درونى خود” و “آنچه به شما وحى میشود” خیلى بیشتر و دقیقتر و روشن تر توضیح دهید(هرچند که به اعتقاد شما هرچه بیشتر خدا را درک کنى توضیح آن به دیگران سخت تر است) اما بطورى که براى ما و همگان مقدارى بیشتر قابل درک و فهم شود توضیح دهید و با این کار خیر رسالت ارزشمندتان را بیشتر بانگ زنید. بعنوان پیشنهاد میتوانید داستان زندگى خود و تجربه خود از درک الهامات و نداهاى درون را توضیح دهید که چطور و از کجا شروع شد
? در ارتباط با “باورسازى و ثروت” هم میخواهم تک تک باورهاى فعلى شما در زمینه “ثروت و یکتاپرستى” نام ببرید و مؤثرترین و به روزترین راهِ فعلىِ ایجاد آن باورها را خلاصه بیان بفرمایید.
? خواسته هاى بلندمدت و کوتاه مدت حال حاضر شما چیست
? طبق گفته خودتون (داستان این گروه) که شما در یک آن چون آتش فشان تصمیم به تغییر و آزادسازى خود از گذشته گرفتید، میخواستم بدانم که دقیقاً چه اتفاقى و یا تلنگرى باعث شد که در آن روز و آن لحظه و تاریخ شما را به این تصمیم و تغییر مهم وادارد
? ما اعضاى سایت دقیقاً تا کى و تا چه زمانى عضو این سایت خواهیم بود؟ آیا از نظر شما تا یک مدت زمان خاصى براى هر فرد است و یا براى همه تا همیشه است
? سؤال آخر که بیشتر براى خودم زیاد سؤال و مقاومت پیش آمده است در مورد موضوع “انفاق” است که در شروع قرآن و بارها هم به تکرار در قرآن گفته شده است که تا میتوانید از مال خود به دیگران انفاق کنید و … جسارتاً چرا شما نظرتان این است که هرکسى فقط به خودش کمک کند و نباید به دیگران کمک کنیمبه این دلیل که هرکسى به یک اندازه به خدا متصل است. لطفاً این تناقض را با توضیحات کاملتر برطرف نمایید چون من ذاتاً از کمک به دیگران و گرفتن دست دیگران لذت میبرم.
……
تشکر ویژه و خاص و ناب من از شما دوست و مخاطب عزیز که براى خواندن نظرم حوصله و وقت گذاشتید
بهترینها را برایتان آرزومندم?????
سلام
راجب انفاق میخوام بگم که استاد که میگن حتما باید 10 درصد از ورودیتو ببخشی …….
یعنی هرررر پول و درآمدی که داری همون اول باید حق خودتو برداری یعنی همون پس اندازت . بعدشم باید 10 درصدش رو برای بخشش بذاری کنار … مهم نیست ورودی چه قدر باشه مهم اینه که 10 درصد از اون پول مال تو نیست مال خداست یعنی باید ببخشی به دیگران .. البته این بدین معنا نیست که تو می میبخشی که به دیگران کمک کنی بلکه میبخشی که به خودت کمک کنی . که راه رو برای اومدن پولهای بیشتر باز کنی .
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش عزیز و دوستان و اعضای خانواده موفقیت کوتاه و بسیار مختصر عرض میکنم:
1 )مهم ترین باوری که شما و ثروتمندان جهان از جمله یهودی ها در مورد خداوند دارند چیه چون طبق آموزه های شما و قوانین فزیک کوانتوم همه چیز حول یک محور اصلی میچرخه و بقیه چیزها به تبعیت از اون حرکت میکنن اون چه باوری که اولین و مهم ترین باور ایجاد ثروت های بزرگ در زندگی شما بوده؟
2) اگر شما به روز های اولیه شروع کارتون برگردید که درآمد کمی داشتید با توجه به دانش امروزتون چه کاری رو در اون روزها میکردید که اون کار رو انجام ندادید و امروز به روند موفق شدنتون و ایجاد بستر ثروت برای شما کمک بیشتری بکنه؟
با تشکر از شما برای وقت با ارزشی که در اختیار دوستان خودتون قرار میدید مالک و فرمانروای کل هستی پشت و پناه شما و همه ی دوستان عزیزم.
سلام
با اجازه از استاد :
من خودم یه چیزایی رو از صحبت های استاد متوجه شدم …. یکی از اون چیزا اینه که استاد میگه لازم نیستدیگران رو با خودت همراه کنی و راجب قانون باهاشون صحبت کنی و بخوای اونا رو قانع کنی ….. فقط رو خودت کار کن …… و استاد میگه من اشتباه کردم . شوق و ذوق داشتم و همش راجب خواسته هام و قانون با دیگران صحبت کردم و خواستم شیرینی و لذت دونستن قوانین رو به اونها هم بچشونم که نتیجه ش چی شد؟ مسخرم کردن و گفتن بابا این دیوانه ست تو هپروته ….. و استاد میگه من این اشتباه و کردم شما انجام ندین و خدا رو شکر من انجام ندادم و باید بگم استاد خوبم چه قدر این نصیحتتون به جا بود…. چه قدر خوب شد که من فایلهای شما رو بدون اینگه به کسی بگم گوش کردم و هنوزم دارم گوش میکنم ….. من همیشه با هندز فری گوش میکنم و اصلا صداشو زیاد نمیکنم تا دیگران بشنون …… چون اونا اگه مقاومت کنن من هر چی رشتم پنبه میشه …… میگم صبر کن سمانه بذار تغییر کنی بذار پیشرفت کنی اون وقت خود اون آدما میان و ازت میپرسن که چی شد که این قدر ژیشرفت کردی . اون موقع براشون توضیح بده . اون موقع چون خودشون اومدن مشتاقن که بدونن و گوش میدن …… پس یکی اینه که نخواییم کسی رو قانع کنیم و فقط و فقط رو خودمون کار کنیم
یکی از چیزایی که من یاد گرفتم این بود که : استاد یه فایلی داره که تو بندرعباسه و تو خونشونه … یعنی همون یه اتاق …… به نظرم همه ی درسهایی که استاد میگه تو همون یکی دو دقیقه هست ….. بابا استاد اون موقع هیچی نداره ….. از نظر مالی صفره …. زیر صفره …….. هیچی نداره ……. هیچی ………..ببین چه قدر رو خودش کار کرده که تو اون شریط میتونه بخنده و مسخره بازی در میارن و میخندن …………… این خیلی حرفه هااااااااا ……. تو یه اتاق زندگی کنی و وضعیتت اون باشه و بازم ته دلت شاد باشه یعنی ببین چه قدر دلت به قول خدا قرصه …… یعنی مطمئنی که خدا میده ……. یعنی ایمان …. ایمان ….. ایمان …… از وقتی اون فایلو دیدم همش میگم بابا سمانه وضعیت الان تو از وضعیت اون موقع استاد بارها و بارها بهتره ……. پس جایی واسه شکایت و ناله نمیمونه …….. فقط باید سپاسگزاری کنی و داشته هات رو ببینی……. سپاسگزاری معجزه میکنه تو زندگی من که معجزه کرد …… استاد میگه روزای اول اونم نگران میشده اونم ناراحت میشده …… اما وقتی رو خودش کار کرده دیده مهمترین موضوع و بهترین فرکانس سپاسگزاریه …… پس دوست من از تجربیات استاد استفاده کن و سپاسگزاری کن ….. داشته هات رو ببین ….. حتی اگه کم و کوچیک به نظر بیاد…… من نمیدونم چه وضعیتی داری اما به نظرم 100 درصد وضعیت الان تو از وضعیت اون موقع استاد و بارها و بارها بهتره . پس جایی برای گله نمیمونه ….. وقتی استاد میتونه تو اون وضعیت شاد باشه ما هم میتونیم ……..
یهچیز دیگه که از استاد یاد گرفتم اینه کهقبلا استاد میخواسته زندگی همه ی مردمو تغییر بده و به همه کمک کنه و خودش میگه تا ساعت 2 صبح یا 4 صبح تو بندرعباس دیگران می اومدن دم در خونه و استاد باهاشون صحبت میکرده راجب قانون …… و این همه کلاس رایگان برگزار کرده و خواسته واقعا به دیگران کمک کنه ….. ولی وقتی میشه به یه نفر کمک کرد که خودش بخواد …… من الان فقط دارم رو خودم کار میکنم و واسه دیگران نمیشینم سخنرانی کنم و از قانون براشون بگم ……… تلویزیون نمیبینم ولی کاری با بقیه ندارم و اصلا نمیگم وااااااای تلویزیونو خاموش کنید و از این حرفا …………… من اخبار رو گوش نمیکنم و اینستاگرام ندارم …… صبحا کهمیرم سر کار همکارام راجب اخبار و خبرای اینستا حرف میزنن ولی من خودمو به یه کار دیگه مشغول میکنم ……. گاهی یه چیزای خنده داری هست ولی خودمو درگیر نمیکنم …….. راجب اخبار و گرونی و نرخ دلار نظر نمیدم …….. ولی به دیگران هم نمیگم وااااااااااااااای دیگه با من از اخبار حرف نزنید من تصمیم گرفتم دیگه به اخبار گوش نکنم ….. نه ……… من خیلی آروم و زیر پوستی خودمو میکشم کنار از این خبر های ناجور و تمرکزم میذارم رو یه چیز دیگه ………… از استاد یاد گرفتم واسه خودم ارزش قائل باشم و فقط رو خودم کار کنم و اصلا دلم الکی واسه دیگران نسوزه و با دیگران راجب این قوانین صحبت نکنم ……..
یه چیز دیگه که از استاد یاد گرفتم و خودش خیلی تاکید داره قدرت کلامه ………….. استاد میگه کلام تو هم میتونه تو رو به عرش ببره هم میتونه بدبختت کنه …….. استاد میگه پس حالا که کلام تو این همه قدرت داره از نیروی کلامت برای رسیدن به خواسته هات استفاده کن ……. مگیه بفهم و متوجه باش که داری راجب چی صحبت میکنی ….. چون تو راجب هررررررررررررر چی صحبت کنی داری همونو وارد زندگیت میکنیاااااااا خلاصه حواست به کلامت باشه ……….. میگه اگه چیزی ناراحتت میکنه یا دوسش نداری حداقل یه لطفی بکن در حق خودت و اونم اینه که راجبش با دیگران صحبت نکن ……. بابا خدا هم دلش نمیخواد شکایت ما رو بشنوه ….. چون شکایت فرکانسش بده … چون تو رو از خواسته هات دور میکنه ……….پس راجب چیزایی که نمیخوای حرف نزن …. هیس ….. هیییییسسسس……… راجب ناخواسته ها هیچی نگو …… فقط راجب خواسته هات بگو ….. و از نیروی کلامت در جهت خواسته هات استفاده کن
من خودم تو دفترم تا ماهها مینوشتم این جمله رو که : هرگز شکایت نکن . هرگز توضیح نده . هرگز غیبت نکن
الان که دفترهامو میبینم یه عالمه این جملات رو مثل مشق شب نوشتم و تکرار کردم ……
اینا نظر منه …………. اینا چیزاییه که به خود من خیلی کمک کرد …..
شاداب باشید
دوست عزیز نظر عالی بود و راهکارهایی که توضیح دادید بی شک برای همه مون مفیده
ممنونم
سلام خدمت شما سمانه خانم گل…بسیار ممنونم از شما که این نظر بسیار با حالتون رو با ما به اشتراک گذاشتین…خیلی از مطالبتون استفاده کردم…..مخصوصا اینستاگرام که به شدت افتضاحه و از تلویزیون خیلی خیلی مخرب تره…..براتون آرزوی موفقیت و سلامتی و ثروت فراوان می کنم…موفق باشین
سلام سمانه خانم
خیلی زیبا نوشتید
سپاسگذارم از شما لذت بردم از کامنتتون
موفق باشید
سلام عزیزم
منم قبلا خیلی برای دیگران توضیح میدادم
ولی اشتباه میکردم
قبل از اینکه با استاد عباس منش آشنا بشم هر تصمیمی که میگرفتم به خودم قول میدادم به کسی چیزی نگم تا عملیش کنم وقتی به خواسته م میرسیدم به دیگران میگفتم که چون مطمئن و خوش بین بودم بهش رسیدم ولی اونا تو فرکانس من نبودن اصلا نمیفهمیدن من چی میگم
الان دارم میفهمم چطور به خواسته هام میرسیدم و چرا دیگران اصلا نمیفهمیدن حرفامو
توبهم یاد دادی که شکایت نکنم و در مورد خواسته هام صحبت کنم
ممنونم ازت دوست خوبم
سمانه خانم کامنتتون بینظیربود سپاسگذارم سپاسگذارم
سلام
خدمت استاد گرانقدر و همه هم خانواده های ویژه و عالی
استاد عزیز من خیلی خلاصه سه تا سوال از خدمت شما دارم:
1- شما به هر دلیل ، هر چی که میخواد باشه نمیدونم سیل ، رانش زمین ، آتش فشان نمیدونم به هر دلیلی تمام ثروت و داراییهاتون رو کامل از دست بدین و به صفر یا حتی زیر صفر برسین ، چکار می کنین که به موقعیت امروز تون برسین؟
2- قویترین و عالیترین نوع رابطه ، رابطه با خداونده، این ارتباط رو چطوری برقرار میکنید؟ مثلا من خودم وقتی به زبان فارسی سپاسگزاری میکنم خیلی احساسم بهتره تا زمانی که به زبان عربی نماز میخوانم و در موقع نماز اصلا ارتباط با خدا ندارم ولی وقتی که در طبیعت هستم یا قدم میزنم انگار که خداوند با من قدم برمیداره و ارتباط کامل برقراره و با هم گقتگوی ذهنی داریم.
3- آخرین سوال یه مقدار شخصیه ، من دوست ندارم فرزندم مدرسه بره، ولی از یه طرفی هم میبینم که آموزش لازمه اما خودم میخوام به فرزندم آموزش بدم، در این مورد شما برای میکاییل چه تدبیری اندیشیده ای؟
با سپاس فراوان از لطف شما
سلام دوست عزیز چون به معنای واقعی کلمات نماز پی نبردین
ارتباط برقرار نمیکنیم تنها ترا میپرستم وتنها از تو یاری میجویم این یعنی توحید اگر کاملا معانی را درک کنید لذت میبرین
با سلام…
احساس خیلی خوبی دارم که دارم این کامنت رو مینویسم آخه یه حسی بهم گفت برو کامنت بنویس منم مث آقای عباسمنش که حسه خوبی داشته باشه میره جلوی دوربین منم حسی خوب داشتم برای کامنت نوشتن
من توی زندگیم همیشه از خدا میخواستم یه راهی بهم نشون بده و منو هدایت کن و این
بیت شعر رو تکرار میکردم
“” ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده “”
تا اینکه با آقای عباسمنش آشنا شدم و تصمیم گرفتم راهی که اون رفته منم برم
به همین دلیل وارد بخش از کجا شروع کنم شدم و دارم مصاحبه های آقای عباسمنش رو دنبال میکنم و به خوبی پیش میرم و یه حسی بهم میگه مهدی, اگه میخوای زندگیت تغییر کنه عباسمنشو بچسب که نونت تو روغنه و واقعا من یه باور درست کردم که ورودم به این سایت
و آشناییم با آقای عباسمنش بخاطر درخواست هایی بود که از خدا داشتم و مطمئنم با دنبال کردن ایشون به همه ی خواسته هام میرسم و قرار کلی چیز یاد بگیرم………….
اگر توجه کنید مدت عضویت من رو نشوت ۳۷۵ روز ولی وقتی من عضو سایت ایشون شدم از طرف سایت برام ایمیل میومد و من خیلی بیخیال حذفش میکردم و توی دلم میگفتم این کیه چی میگه چه اشتباهی کردم رفتم توی سایتش و ثبت نام کردم و من ایمیل های عباسمنش رو بلاک کردم که دیگه برام ایمیل نیاد.
و از اون روز به بعد یادم رفت که همچین آدمی وجود داره ….. از اون موضوع نزدیک یکسال میگذره و من وقتی خواستم عضو سایت شم
از همون ایمیل برای ثبت نام استفاده کردم که سایت گفت این ایمیل قبلا ثبت شده و این واقعا عجیب بود که مگه میشه همچین چیزی
و من از طریق بخش فراموشی رمز عبور درخواست رمز جدید کردم و وارد حسابم شدم
یعنی من تصمیم گرفتم در ۳ اسفند ۱۳۹۹ با دانش و سایت عباسمنش زندگیمو تغییر بدم ولی در حالی که من یکسال پیش با ایشون آشنا شده بودم و وقتی اولین کامنت رو نوشتم دیدم مدت عضویت نوشته ۳۷۵ روز گفتم مگه میشه من از ۳ اسفند شروع کردم
و یادم اومد که یکسال پیش من با این دنیا آشنا شده بودم ولی واردش نشدم و ادامش ندادم
که دلیلش این بود که مهدی یکسال پیش واقعا نباید وارد میشد و به همین علت با گذشت یک سال مهدی فهمیده که کل مسیر زندگیش از این سایت میگذره و در واقعا یکسال پیش من آمادگیش رو نداشتم……
این برام خیلی عجیب و جالب بود………………..
خدایا هزاران مرتبه شکرت اینم از اولین کامنتم توی سایت….
سلام استاد ، من از سال 91با شما و سایتتون اشنا شدم ، اون موقع داشتم برای کنکور می خوندم و بعد از برگشتن از خدمت بود ، و من هفت سال پشت سر هم کنکور دادم و قبول نشدم ، و هفتمین سال شروع کردم به عوض کردن خودم و کتاب های مختلفی می خوندم تا با شما اشنا شدم ، و با عوض کردن نگاهم الان دارم تو رشته دندون پزشکی خارج از کشور درس می خونم ، و تونستم تا این حد پیشرفت کنم به لطف خدا و اموزش های شما ، اما یک مشکلی دارم ، همیشه وقتی یک روش یا ایده ای رو می بینم ، می خونم یا یاد میگیرم حدودا چند ماه فقط برام اثر داره ، و برای این مدت پیشرفت خوبی می کنم اما دیگه کم کم رهاش می کنم ، نمی تونم به طور مداوم انجامش بدم، جوری شده که وقتی یک حقیقتی رو می فهمم تا یک مدت برام مفیده بعد از اینکه دورش رو طی می کنه ، روشی که کمکی بود برام انگار شده یک اسلحه ای که داره نابودم می کنه ، مثلا تا وقتی که نمی دونستم دنیام رو دارم با فرکانس هام می سازم ، خب یک زندگی عادی داشتم ، و وقتی که اینو فهمیدم شروع کردم به جد بهش عمل کردن و مدتی بهم کمک کرد اما بعد از مدتی ، اینکه می دونم فرکانس بد دنیام رو خراب می کنه وقتی یک فکر اشتباه میاد تو ذهنم ، دونستن این حقیقت تاثیرش رو چندین برابر بیشتر می کنه اگه مثلا قبلا فقط مثل یک سوزن بود می رفت تو پام الان مثل یک سرنیزه می ره تو بدنم ، چیکار کنم ؟
سلام دوست عزیز.
چون باورها خیلی جای کار دارن، خیلی بیشتر از این مقداری که من و شما روشون کار کردیم.
ما برون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را
فقط ادامه بده دوست من