این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به محض اینکه وارد سایت شدم و دیدم پروژه مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر گفتم این پروژه رو باید شرکت کنم و ادامه بدم
به لطف خدا خوب هر روز اتفاقات خوب مالی و سلامتی و خبر های خوش و طبیعت عالی و انرژی فوقالعاده بالا رو دارم تجربه میکنم
و نشانه های خوبی خداوند داره به من میده
و این هم نشانه ای زیبا بود از ادامه نشانه های هدایت
خدایا شکرت
اما بحث توحید و اینکه سرعت موفقیت بیشتر بشه واقعا چاره سازه
اینکه من روی باورهای توحیدی کار کنم و نتایج خود بخود اتفاق میوفته واقعا توی زندگی من اجرا شده
یعنی صددرصد مهمترین عامل عامل توحید میتونه باشه توی بحث موفقیت در تمام جنبه ها
همین دیروز ی محصولی ازم توی انبار افتاده بود روی زمین و احساسم بهم گفت بیارش در مغازه
و به خودم گفتم این میتونه ی نشونه خوب باشه
خوب ذهنم داشت کلنجار میرفت که نمیشه این قیمتش بالاست ولی گوش کردم و آوردمش به نیم ساعت نشد ی مشتری اومد اونو خرید
یعنی موضوع برمیگرده به مسیر توحید و فهمیدن اینکه این نشانه و این جنس از گفت و گو از طرف خداست یا نه
یا ی نفر کارمند داشتم که بنا به باورهای محدود کننده شریکش کردم اقا بعد ی مدت این آدم ما هرچی بهش محبت میکردیم هرچی حسابشو روز به روز پرداخت میکردیم این عوض میشد و تا یروز کلا گذاشت رفت با فرداش اومد گفت که من نمیام دیگه یاد جمله استاد افتادم که میگفت اگه کسی فکر کنه که دلیل موفقیت من اونه بلافاصله اخراج میشه
بلافاصله گفتم خوش آمدی
با اینکه خیلی خوب کار میکرد و خیلی انسان شریف و پر تلاش و سخت کوش و صادق و آرامی بود و الان هم دوستیم
ولی امانش ندادم
خلاصه بعد اون موفقیت های من چشم گیری شد
تونستم ی مقدار قابل توجهی سهامم رو بیشتر کنم
تونستم خونم رو درست کنم
اصلا حجم خریدم بیشتر شد
حجم فروش بیشتر شد
حجم پس اندازم بیشتر شد
و اینها به نظرم برمیگرده به اون باورهای توحیدی که کم کم ایجاد کردم
مثلا ی مشتری میومد جنس بخره قبلاً نمیخرید ناراحت میشد بعد باورهای توحیدی میگفتم حتما باید بیشتر بفروشم حتما ی خیریتی توش هست
یا همین چند روز پیش ی مشتری ی جوری حرف زد که با اون باورهای توحیدی در تضاد بود بلافاصله باهاش قطع همکاری کردم و دیدم چند تا مشتری جدید خوب وارد بیزینسم شد
و این قدرت ندادن به عوامل بیرونی میتونه خیلی چاره ساز باشه
به نظرم یعنی هرچیزی رو از زاویه توحید دیدن
از زاویه خداوند دیدن
یعنی اون قدرت داره اون همه کار برای من میکنه
و این عامل باعث میشه کم کم روی توانایی های خودم حساب کنم یا بهتره بگم روی توانایی های که این سیستم داره و به راحتی افراد خوب و آرام و سلامت وارد کسب و کار من میشن
توحید باعث میشه حرف دیگران برام مهم نباشه
باعث میشه افرادی که با ویژگی خدا گونه هستن بیشتر و بیشتر وارد زندگی من بشن
استاد هر وقت فایلی از شما میشنوم از خدا سپاس گذاری میکنم که چه زیبا این آگاهی رو بر زبان شما جاری میکند وبه گوش من میرساند
استاد من این مدت رو که در سایت شما بودم به خاطر خصلت عجول بودنم از این فایل به اون فایل سر میزدم و می خواستم یک شبه ودر مدت کوتاهی به آنچه که در طول زندگی 30سالم نرسیدم برسم. میخواستم شخصیتم یک شبه مثل شما بشود و همین کد مخرب باعث شده بود دوباره احساس ناتوانی کنم و همین عادت بسیار بد باعث می شد که نام امید بشم. استاد هنوز هم با این که خدارو شکر بهتر از قبل هستم ولی هنوز بعضی وقت ها عجله دارم ولی دوباره به خودم یاد آوری میکنم که تکامل
یک اصله ومن باید رعایت کنم تا بتوانم به هر آنچه که میخوام برسم .
استاد من با شما یاد گرفتم وقتی میگین احساس خوب اتفاقات خوب یعنی چه اینکه تو حالت رو خوب کن و به خودش اعتماد کن یعنی چه.
استاد من هر روز درخواست هام رو از خداوند متعال
میکنم و نمیدانید چه معجزه هایی برام رخ میدهد
همون روز نه روز دیگه ومن شکر گذار این همه لطف و محبت خداوند هستم استاد اشک تو چشمام جمع میشود وقتی به لطف خدا در حق خودم وبندگانش فکر میکنم.
یک نکته دیگه که میگفتید باید زیبایی هارو ببینی و تحسین کنی من هر وقت به وسایل خانه و خانواده ام نگاه میکنم خدارو شکر میکنم که این همه به من لطف کرده هروقت کوه ها درخت ها ابرها زمین و…. رو میبینم خدارو شکر میکنم از این همه فراوانی
استاد من از این که توانستم این قوانین رو درک کنم وبه آنها عمل کنم از شما سپاس گذارم .
عرض سلام و ادب احترام محضر استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز،
خدای وهابم را سپاس و شکر می گویم که همواره همراه من است و تحت هیچ شرایطی ترکم نمی کند، ذاتیکه همواره درحال پخش و دهش نعمت است،
بی نهایت خوشحالم که با آغاز سال جدید دوره مهاجرت به مدارهای بالاتر هم روی سایت بارگذاری می شود،
فایل اول: مهاجرت به مداربالاتر
•هیچی انسانی کاملی نبوده است، بلکه انسانها می توانند به مسیر بهترشدن حرکت کنند.
•یکی ازاساسی ترین قوانین اصلی برای تغییر در زندگی، ای است که قدرت را از دیگران بگیریم و قدرت را فقط منوط کنیم به رب العالمین، دیگران شامل هرکس شده می تواند، افراد دارای هر مقام و جایگایکه دارند، شهر و یا کشوریکه درآن زندگی می کنیم، شغل یا کاریکه داریم، حتی نباید روی خودت هم حساب کنی. فقط باید به خداوند همان ذاتیکه همواره درحال پخش و دهش نعمت هست حساب کنی، همان ذاتیکه از همه ای امور آگاهی کامل دارد، همان ذاتیکه همه چیز را به جزئیات می داند، همان ذاتیکه بیشتر ازخودت می خواهد که تمام خواسته هایت را تک بزند، همان ذاتیکه خیر مطلقه.
• همه افراد موفق فارغ از هر دین و مذهب که داشته اند و به هر موفقیت که دست یافته اند، دیدگاه توحیدی شان مولفه اصلی بوده است، و می توان گفت که موحد بودن یا Monotheistic خصیصه ای همگانی بین افراد موفق و یا افرادیکه درجهان تاثیرگذار بودند است، باید یاد آورشد که این مولفه کمک کننده اصلی است برای رسیدن به هر خواسته و هر آروزیکه در رویایی خود داریم،
• طوریکه دراول فایل تاکید شد ما خواسته های خود را به ذات و نیروی می سپاریم که کل جهان را مدیریت می کند، بناء نیاید نگران چگونگی رسیدن به خواسته های خود باشیم، بل به دنبال راهی باشیم که مدارفعلی خودرا تغییر دهیم، یعنی اگر به خواسته و یا آرزویکه داریم نرسیدیم مشکل ما است نه مشکل سمت خداوند.
• نکته اصلی درتغییر باورهای توحیدی هم باید قانون تکامل را مدنظر داشت باشیم، قانون تکامل قانون اصلی است که در تغییر هرچیزی باید آن را مد نظر داشت، ای قسم نیست که چون باورتوحیدی است بتوان قانون تکامل را حذف کرد.
• قانون رهای که استاد درقدم هفتم جلسه سوم به واقعیت اش خیلی خوب توضیح اش دادن و اگر شخصی این جلسه توحیدی را بشنود فکر نکنم که برای فرد جای سوالی باقی بماند،
استاد فقط جای بهترتری را برای زندگی کردن می خواستند و نظر به برداشت های شان فکر می کردند که خصوصیات جا و مکان مورد نظر شان کانادا یا استرالیا است، و نظر به هدایت شدن شان توسط الله فهمیدن که مکان مدنظرشان امریکا، ایالت میامی و شهر فلوریدا هستش، نکته اصلی ای است که ما نباید به خواسته های بچسپیم، یا برای رسیدن به خواسته خود پیش شرط تعیین کنم، چون این کار باعثمی شود که ما قانون هدایت را مدنظر نگیریم و روی عقل و فکر ناقص خود توکل کنیم، درحقیقت این همان مورچه سیاه است، ویا هم گرفتن ترموز و ریز درعین زمان.
• نکته اصلی در رشد و پیشرفت استاد ای است که کافی است که فردی برای شان بگویید نمی توانی، البته که تشویق های مثبت هم درشخصیت شان تاثیر می گذارد. و یا افراد بگویند که نمی شود یا امکان پذیر نیست، استاد کوشش کردند که کار نشد را امکان پذیرکنند+ هدایت الله
• استاد دوست دارند که همواره درحال تغییر و تحول باشند، از احاظ مادی و معنوی، استاد دوست دارند که همواره مکان های جدید و موقعیت های جدید را تجربه کنند، و عقیده استاد ای است که هرشخص به هرمکان و یا شهریکه هست همان شهر برایش مدینه فاضله است، یعنی زمینه رشد و پیشرفت یک شخص همانقدریکه در امریکا است به همان اندازه این فرد می توانند درافغانستان هم رشد کند.
• هیچ ورد و جادوجنبلی برای رسیدن به آرزوها وجود ندارد، فرد باید خودرا مصمم کند به تغییر باور که ای دوره خودش شامل قانون تکامل می شود، یعنی ما یک شبه به خواسته های مان نمی رسیم بلکه باید یک روند و پروسه را طی کنیم که به خواسته مان برسیم ای روند و پروسه منوط به است ک ما چی اندازه روی مان کار می کنیم برای یک فردی می تواند این روند یک ماه و برای دیگری یک سال طول بکشد اینا بستگی به مقاومت های ذهنی دارد که فرد چیقدر زود می تواند در سیکل احساس خوب دائمی قرار بگیرد. بناء باید باور داشته باشیم که هیچ ورد و یا عبارت تاکیدی خاصی و دقیقی وجود ندارد که شخص را یک شبه به خواسته و رویایش را برساند.
• تولید کننده فرکانس چی است: تولید کننده اصلی فرکانس؛ باور و افکار( توجه) است یعنی ما باید آگاه باشیم که داریم به چه چیزی توجه می کنیم، و نشان دهنده ایکه داریم به چیزهای خوب و یا نازیبا توجه می کنیم احساس مان است، یعنی اگر احساس خوبی داریم؛ داریم به چیزهای خوب و زیبا و خواسته های خود توجه می کنیم، اگر احساس بدی داریم، به این معنی است که به چیزهای نازیبا توجه می کنیم، روند ساختتن باور هم که تکرار است، اگر من می خواهم یک باور جدید برای خود بسازم باید آنرا فقط تکرار کنم، مثلا بگویم که کن انسان خلاقی هستم، یا اگر می خواهم باورم را درخصوص ثروت تغییر دهم باید ثروت های زیادی را ببینم.
نکته 1 : سکوت چیزی که ما باید خیلی تمرین کنیم خیلی از آدم ها سوال هایی میپرسم نه برای اینکه واقعا براشون سواله یا کنجکاو هستن بلکه اونا میخوام نظرتو بدی بعدش بیان و ازت ایراد بگیرن و ثابت کنن که نه تو داری اشتباه میکنی حالا هرچقدرم تو دلایل منطقی بیاری بازم قبول نمیکنن اینجاست که کلی نشت انرژی پیدا میکنی پس بهترین راه اینه که سکوت کنی و راه خودتو بری ما برای هرچیزی که فقط خودمون میگیم مسؤل هستیم نه برای چیزی که بقیه میگن ما بیایم ثابت کنیم درسته یا نه
نکته 2 : انسان کامل وجود نداره من خودم ی وقتایی استاد رو کامل ترین آدم روی زمین میدیدم که تو همه چیز بی نقص عمل میکنه و عالی هست و منم همیشه منتظر روزی بودم که ی روز اینجوری باشم بعد تو چند تا فایل دیدم خودشون گفتن من هم کامل نیست من هم گاهی اشتباه میکنم عصبانی میشم پس الان بعد از هر اشتباه و تضاد سعی میکنم تو 1حال بد نمونم 2 بپذیرم من آدمم با کلی حس مختلف که باید بپذیرمشون و سعی در بهتر شدنشون بکنم
نکته 3 :اصل و از فرع تشخیص بده قانون اصل چی میگه : ما در جهانی زندگی میکنیم که مثل یک دستگاه فرستنده هستیم وفرکانس هایی به جهان میفرستیم و جهان هم از جنس اون فرکانس و باور شرایط و آدم ها اتفاقات وارد زندگی ما میکنه
حالا اینو بگیر برو تا تهش تو هر تضاد و مشکل بگرد ببین کجای باورهات مشکل داره و چجوری میتونی یک قدم برای بهتر شدنشون برداری
خب اولین قدم کنترل ورودی های ذهنمون چون تکرار این افکار که منشا ورودی هاست باور میسازه تا ورودی درست نباشه خروجی تغیر نمیکنه
نکته 4: توحید اصل هست روی کسی حساب نکن ارزش قدرت رو از آدم ها بگیر و به خداوند بده این به معنی بی ارزش کردن آدم ها نیست یعنی به آدم هایی که به ما کمک میکنن مثل دستی از هزاران دست خداوند نگاه کنیم و ارزش اونو به فرمانروای عالم بدیم
نکته 5 : تکامل :: از خواسته های بزرگت نترس وقتی خواسته ای در ذهنت شکل میگیره خداوند تو رو اجابت میکنه به شرطی که ایمان داشته باشی و بندگی کنی نه اینکه بشینی و بر بر بی عمل ، باور بسازی بلکه قدم اول برداری از تضاد ها نترس اونها بهترین انگیزه هارو بهتون میدن و اون چیزایی که خونتون به جوش میارن رگ غیرتت میزنه بیرون همونا باعث حرکتت میشه فقط فراموشنکنین قدم به قدم ،لقمه لقمه
نکته 6 :بگرد تو زندگیت ببین چی داری که تو شرایط الانت حالتو خوب میکنه از چی میتونی الان لذت ببری فکر نکن اگه به یک خواسته ای برسی اون موقع دیگه خوشبخت میشی نه اگه به فلان خونه فلان ماشین برسم بلکه از ماشین الانت خونه الانت روابط الانت لذت ببر تا خداوند تورو هدایت کنه به شرایط بهتر
نکته 7 :از نقطه امنت بیا بیرون از موقعیت جدید نترس اول بیا از شرایط کنونیت لذت ببر بعد باور درست با منطق بساز برای خواستت و قدم بردار ببین خدا چجوری هدایتت میکنه
درود براستاد عزیزم وخانم شایسته عزیزو دوستان هم فرکانسم…
بالای 9 ماهه باچنگ و دندون دارم تلاش میکنم توی این سایت بمونم تا بتونم ذهنم رو کنترل کنم…
17 سال پیش کتابی اتفاقی بدستم رسید و وقتی خوندمش با جملاتش حالم خوب میشد انگار اون کتاب جون داشت و نویسنده از زندگی خودش و تموم کسانی که باهاش درارتباط بودن مطالب زیادی نوشته و من تصمیم گرفتم اون کتاب و حرفای جدید رو باورکنم…
بیشتر اون سال رو شبا عبارت تاکیدی مینوشتم و روزا بکار بودم و حرفی نامربوط نمیزدم وهرکسی ام حرفی میزد درمورد اوضاع بداقتصادی و مسئولین کشور و سیاست و این داستانا که خداروشکر اطراف ما همه حرفه ای هستن بخودم میگفتم حسین اینا برا تو نیست و قبولش نکن…
اصلا نمیدونستم باور چیه فقط بخودم میگم قبولش نکن تو ذهنت نمونه انکارش کن…
وخداروشکر جواب گرفتم و اون زمان به چیزهایی که میخواستم الحق که رسیدم…
دلایلی که داشتم براخودم که نوشتن عبارت تاکیدی جواب میده این بود که اولا خداوند در قرآن گفته ن والقلم و مایسطرون که خداوند قسم خورده به قلم و چیزی که مینویسد و درکش کرده بودم که کلمات جون دارن و اتفاق میافتن و دوم اینکه وقتی عبارت تاکیدی مینوشتم و هم زمان با صدای بلند تکرارش مبکردم ذهنم کنترل میشد البته اینجا توی این سایت فهمیدم که این میشه کنترل ذهن اون زمان درک کرده بودم که با اینکار به ذهنم اجازه نمیدم به چیزی دیگه فکر کنه…
و بعدا متوجه شدم که اینجوری کلی باور جدید درست شده تو ذهنم و مثل بقیه نه فکر میکردم نه حرف میزدم…
من باتمام وجودم اینکارو انجام میدادم و استاد هزاران بار گفتن توسایت که تمرکز که یکجا باشه نتیجه میده….و من دارم سعی میکنم تمرین کنم تمرکز بذارم روی یک خواسته…
زمانی درک امروز رو ازخداوند نداشتم ولی اینو میدونستم فقط که اگه من بخدا بگم و ازش کمک بخوام بهم کمک میکنه…و همین باعث میشد هرچیزی رو که باور دارم میتونم بهش برسم ازش درخواست کنم وانجام میشد در طی زمان…
این تکاملی که استاد ازش صحبت میکنن رو من واقعا میتونم بگم درکش کردم واسه همین عجله ای ندارم به هر دری نمیزنم و میدونم هر کاری که من میخوام و انجام نمیشه از سمت من مشکل داره چون خداوند سمت خودش رو کاملا درست انجام داده و میده ..
.وقتی بخودم میگم من باید چه کاری انجام بدم تا نتیجه بگیرم یادم میاد که من بابد به چه کسی تبدیل بشم چه تغییراتی باید توخودم اعمال کنم تا به نتیجه ی دلخواه برسم ….
کارمو که دارم انجام میدم و هزاران نفر دارن کار منو اتجام میدن بعضیاشون خیلی نتایج بزرگی دارن و خیلیا رشدی ندارن…پس مشکل چه کاری نیست مشکل چه کسیه…چه نگرشیه چه فکر و توجهیه…
من خودم رو شناختم قبلاکه استاد کارهای نیمه تمام بودم وبراهمین اول سال 1403 تصمیم گرفتم تموم کارهای نیمه تمام رو تمومش کنم تا انرژی من یکجا متمرکزبشه وخداروشکر تونستم توی 5ماه تموم اون کارهای نیمه تمام رو تمامش کنم ولی وقتی دقت میکنم میبینم اونا تموم شده ولی درحین انجام اون کارا دوباره دست بکارای جدیدتری زدم که باز نیمه تموم موندن…
پس نتیجه اینه که من تغیرات اساسی اعمال نکردم دراصل کار انجام شده ولی شخصیت قبلی تغییر نکرده…
پس باید بیشتر رو این قسمت کار کنم که من باید تبدیل به کی بشم نه اینکه باید چه کاری انجام ب م؟؟؟
توی شلوغی کارام امروز خداروشکر استارت این پروژه رو زدم و تونستم کامنت اولو بنویسم…
سلام و درود به بزرگواران این سفر عزیز، استاد عزیز و خانم شایستهی مهربان
مدتیه دام اساسی روی باورهام،احساسم کار میکنم. چنان انگیزه ایی درمن رشد کرده که هرلحظه دارم احساس بهتر،احساسهای خیلی بهتر تجربه میکنم
حتی، حتی افکار بهتر و عالی تر خودش سراغم میایند که بشدت تعجب میکنم میگم ببین قبلا اینقدر فکرای قشنگ نیومد به ذهنم، الان فقط فکرای عالی ، شرایط عالی به ذهنم خطور میکنه.
روز آخر سال میلادی یه حسی بهم گفت برو یک کابلی پلو خوشمزه با کباب مرغ بپز، تو باید سال بعد در کشوری ک دوست داری کنار همسرت باشی و امسال سال آخری هست ک کنار خانوادت هستی!
باور کنید یه آن بلند شدم و لبیک گفتم و شروع کردم به غذا پختن، هرلحظه این حس بیشتر میشد ک نازی تو سال بعد جای قشنگی هستی پس حال ک هستی خاطره بساز ک سال بعد یادت کنن نازی چقدر خوشمزه غذا پخته بود یادش بخیر، ینی پدر و مادرم !
اینقدررر این سال نو میلادی برام یک حس های قشنگ داره ک هیچ عید و نوروزی برام اینقدر نوید اتفاقات قشنگ نداشت یا هیجان انگیز
مطمئنم امسال من به او اهدافی ک نوشتم میرسم.
متوجه فرکانسهام هستم و فقط در زبانم سعی میکنم جز خوبی هیچ بیرون نشود.
الهی تو کمک کن که این تعهدُ دوام دار ادامه بدم.
خدایا سپاسگزارم بابت حسهای خوبی ک بر دلم جاری میسازی و مرا امیدوارتر!
استاد بعد از پروژه ی گام به گام که هوز فرصت پیدا نکردم کار کنم روش کار کنم و عملیش کنم، حدودا دو یا سه روز پیش بود که فایل های صوتی داشتم گوش میدادم، فایل های رایگان شما، یک دفعه این ایده اومد توی ذهنم که بیام فایل های مصاحبه با استاد رو که داشتم فایل صوتیش رو گوش میدادم رو به سبک پروژه ی گام به گام انجام بدم. خلاصه در حد یه فکر اومد توی ذهنم و رفت. امروز اومدم یه فایل یه سر زدم دیدم به به، دقیقا همون ایده ای که خداوند مهربان بهم گفته بود برای کار کردن مسرانه تر و مستمرتر و محکم تر روی خودم، شروع شده. بدون اینکه هیچ کانکشن یا ایده ای بین ما رد و بدل شده باشه و این خداوند مهربانه که هر لحظه ایده ها رو میگه و هر کی که عملگرا تر باشه برای ایده ها، قطعا موفق تر و نتایج بیشتری خواهد گرفت.
خلاصه جونم براتون بگه، اجازه بدید بریم سراغ اصل مطلب و نکات ارزشمند و گرانبهای این اگاهی ها رو مکتوب کنیم و مدارمون رو بهبود بدیم که انشاالله خدا هدایتمون کنه به مدارها و ناعمات بالاتر. خدایا بهتنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم(ای کاش همیشه که اینو میگم نجواهای ذهنم آروم بشه، انشاالله کم کم).
1- دوری از حواشی و فرعیات و هر چیزی که باعث میشه از اصل موضوع دور بشیم و فقط بچسبیم به اصل مطلب و اصل موضوع رو کار کنیم. سوال ها و نسخه هایی که دیگران تجویز کردن رو خودشون بیان جواب بدن و این که انقدر باورهای مختلفی درون ما هست برای رسیدن به خواسته هامون و انقدر که نیاز به بررسی دارن، برای پیدا کردن جواب بعضی سوال ها بایستی دوره ش رو بگدرونیم نه صرفا با پرسیدن یه سوال بخوایم تهِ قضیه رو در بیاریم و همه چیز رو بفهمیم.
سوال اول:
استاد من خودم هر وقت وقتم ور، انرژیم رو و تمرکزم رو میزارم روی خودم و برای خودم، هر وقت فکرم رو از تمام اطرافم بردارم، تمرکزم رو از تمام اطرافم بردارم و فقط و فقط روی خودم و خدای درونم میزارم، اون موقه س که با تمام وجودم احساس خوب، سر زندگی و احساس جریان داشتن زندگیم رو احساس میکنم.
استاد من کلا شخصیتم از بچگی به شکلی بود که اکثر وقتم رو روی خودم میزاشتم و الان هم همین طوره.
یعنی یا درس میخوندم و اگه هم نمیخوندم، خیلی هم به خانواده م که باورهای اشتباهی داشتن توجی نمیکردم. چون با اصل درون من تناقض داشتن و چون خیلی کم باهاشون ارتباط داشتمف ارتباطم با خدای درونم و صدایی که در درونم همیشه من رو راهنمایی میکرد خوب بود و خیلی وقت ها به حرفش گوش میکردم و خیلی وقتا هم نتایجم متفاوت از بقیه بوده و هست.
و به وضوح میبینم وقتی که قاطی این زندگی میشم و اختیار ذهنم و تمرکزم رو از دست میدم، چه قدر مشغله ها، و انحراف های بی خودی که منی که اون شرایط رو تجربه کردم و هنوز یادم هست، بخوبی متوجهشون میشم، اینقدر این دغدغه های الکی ذهنم رو درگیر میکنه و نجواها و صداهای شیطانی تو ذهنم زیاد میشه که سریع مثل کسی که از یه چیزی داره فرار میکنه دوباره تمرکزم و حواسم رو از همه چیز برمیدارم و میزارم روی خودم، با خدوم خلوت میکنم، به آرامش میرسم و اون موقه س که به یه حالت بی ذهنی و مراقبه کردن میرسم و اتصالم رو تقویت میکنم و بازهم به اشتباه خودم پی میبرم و دوباره و چندباره تصمیم میگیرم که تمرکزم رو از بقیه و اطراف بردارم و بزارم روی خودم.
اون موقه س که به وضوح میفهمم اون صدایی که همیشه توی خلوتم بهم آرامش میده، حالم رو خوب میکنه، بهم وعده های خوشحال کننده زندگی زیبا، عشق فوق العاده و وعده نعمت و سلامتی بیشتر میده، همون خداییه که نبایستی به هیچ دلیلی حتی یه لحظه هم ازش غافل بشم. خیلی خیلی نیاز داره که حواسم جمع تر باشه، بیشتر در لحظه زندگی کنم و خیلی خیلی نیازه فقط و فقط روی خودم تمرکز کنم چون مسیر درست همینه و تنها مسیر درست همینه.
استاد درمورد هدایت شدن به جاهای بهتر نکته فوق طلایی که بایستی همیشه و همیشه توی ذهنم داشته باشم اینه که بااااااااید از همون جایی که هستم لذت ببرم، خوش بگذرونم و حالم خوب باشه با اونجا تا خداوند من رو به جاهای بهتر هدایت کنه. وگرنه این که بخوای از یه جایی فرار کنی و بری یه جای دیگه به امید این که اونجا جا بهتریه، اگه من تغییر نکنم و ذهنیتم همون ذهنیت و باورهام همون باورها باشن که اونجا هم میشه مثل جای قبلی و هیچ تفاوتی در نهایت برای من نخواهد داشت. در واقع فاصله من با جایی که میخوام باشم با احساس خوب پر میشه و آروم آروم و قدم به قدم خدا هدایتم میکنه. نخوام هی بزور و تصنعی حال خودم رو خوب کنم و هی دنبال نشانه ها باشم که عه!!! نشانه نیومد پس من که این همه زور زدم حالم خوب باشه چرا نشانه نیومد!!!!
به این شکل هم دقیقا عین همون زور زدنه و جهان سرش کلاه نمیره. چون فرکانس ها هستن که دارن کار میکنن نه چشم هایی که بخوان ببینن.
در مورد باورها:
باورها نتیجه تکرار و مرور یه فکر به دفعات زیاد و به اشکال مختلفه. وقتی بارها و بارها تکرار بشه توی ذهن به صورت جمله یا تصویر، کم کم تاثیر خودش رو میزاره و وقتی یه ذره تغییر کرد نتیجه به اندازه یه ذره میاد توی زندگی. و اون نتیجه رو هی مرور کنیم با خودمون و هی تکرار کنیم و هی احساسش رو با خودمون تکرار کنیم و کم کم یه نتیجه میشه دو تا. بعد دو تا رو هی تکرار میکنیم تا باورپذیرتر بشه و اون موقه س که خیلی خیلی سریع تر نتایج میان و هی تکرار میشن و هی تکرار میشن تا تثبیت بشه.
مثلا من یه باور قوی که از خیلی وقت پیش برای خودم توی بحث روابط ساختم احساس ارزشمندیم توی هر شرایط و هر موقعیتیه. و هی مدام این موضوع رو با خودم تکرار کردم و میکنم که:
1- کسی که فقط من رو ببینه از من خوشش میاد
2- کسی که با من فقط صحبت کنه من رو حتما دوست خواهد داشت
3- کسی که من رو بشناسه کاملا عاشق منه و من رو خیلی خیلی دوست داره.
چه آقا باشه و چه خانم.
برای موضوع داشتن شریک زندگی و رابطه عاطفی عاشقانه هم که باورهای تخصصی تر این موضوع رو دارم تمرین کردم و باید بیشتر تمرین کنم و نیاز به کار داره. که نتایجش رو دارم میبینم که توی هر شرایطی چه قدر قوی و چه قدر دقیق و چه قدر وحشتناک داره کار خودش رو میکنه این باور. حتی اگه توی کثیف ترین حالت از نطر ظاهری باشم، یا حتی ژولیده و مندرس پوشیده باشم هم بازهم بیشتر از انتظار خودم کار میکنه و همیشه در حال کار کردن هست.
یا مثلا توی موضوع ثروت این باور رو دوست دارم بسازم و دارم میسازم که تمام مردم شهرم پولدار و دارا هستن و همه شون حداقل چندین ملک و خونه و ماشین و کلی ثروت دارن. که این باید تقویت بشه.
یا تمام آدم هایی که الان اطرافم هستن و من باهاشون دارم زندگی میکنم، چه کاری و چه خانواده، انسان های فوق العاده عالیو بی نطیری هستن و چون من هم انسان بی نظیری و شایستگی داشتن روابط عالی رو با همه دارم، اصن فقط نمی میریم برای هم.
استاد باور خیلی خوبه، خیلی خیلی. چون وقتی ساخته شد دیگه تو اصلا نمیخواد هیچ کاری بکنی. توی هر موقعیتی، توی هر شرایطی و توی هر زمانی داره کار خودش رو انجام میده. بدون کوچک ترین زور و تقلا و تلاش فیزیکی که اذیت کننده باشه.
یکی دیگه از راه های باور سازی تحسین کردن افرادیه که ویژگی های مورد نظر من رو دارن. همه ش تو ذهنم، به دفعات زیاد، هم بهشون فکر میکنم و هم تحسین شون میکنم و هم گوشه ذهنم همیشه هستن. اینطورس کم کم به مسیر داشتن اون ویژگی مورد نظر هدایت میشم و وقتی که یه بار برام اتفاق افتاد میچسبم به اون یه دفعه و انقدر تکرارش میکنم و انقدر مرورش میکنم تا بشه دوبار و بعد بازهم تکرار و تکرار تا نهادینه بشه.
انشاالله خداوند مهربانم کمکم کنه هر لحظه و هر نفس بتونم با زندگی کردن در لحظه و کار کردن روی خودم به مسیر نعمت و ثروت بیتری هدایت بشم.
خدایا خودت کمکم کن.
استاد عزیزم خدا زیادتون کنه و عمر با عزت بهتون بده. خیلی خیلی دوستون دارم و خدا رو شکر برای این مسیر درست.
روی هیچکس حساب نکنیم ، تنها کسی که میشه روش حساب کرد خداست ، قدرت رو از همه ی انسانها باید بگیریم و تنها به خداوند تکیه کنیم چون تنها انرژی و تنها قدرت اوست و خوشبختانه اون رحمن و رحیمه اونه که اگه باورش کنی در چشم بهم زدنی همه کارهایی که برای ما محال به نظر میاد رو برامون انجام میده همونی که قادرِ در چشم بهم زدنی تخت بلقیس رو برای سلیمان بیاره همونی که در یک شب بنده ش رو از مسجد الحرام به مسجد الاقصی میبره ، همون خدایی که آتش رو به آسانی تبدیل به گلستان میکنه همونی به زکریا میگه برای من آسان است همون کسی که فقط کافیه بگه موجود باش و فورا موجود میشه همون پاک و منزه از هر چیز
اون که صاحب و مالک و فرمانروای عرش بزرگه و باز مهربانترینِ، بخشنده ترینِ، خیرخواه ترینِ برای بنده هاش
اون بی نیازی که هیچ نیازی به هیچکس نداره فقط کافیه باور کنیم و ایمان داشته باشیم اعتماد کنیم بهش بعد متوجه میشیم که قدرتشو در ما نهادینه کرده ثروتش رو نهادینه کرده و جهان رو به تسخیر ما درآورده و ما بودیم که با شک با ترس با نگرانی با غم خودمونو از دیدنش محروم کردیم
باید کار کنیم روی خودمون باید تلاش کنیم که درمان کنیم این نابینایی رو
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ایی هدایت کنم نه گمراهان
سلام به روی ماه استاد قشنگم و عزیز دل استادم و دوستان عزیزهای دلم که هم قدمهای منین
استادم منم لطیف…..
همون لطیفی ک داره با آموزشهات غوغا میکنه…..همون لطیفی که از روزی ک پیدات کرده دیگه آروم ننشسته و همش داره خلق میکنه……
مریم بانوی نازنینم بسیار سپاسگزارم که بازم یه پروژه ی گام به گام برامون گذاشتین….قطعا این سلیقه و درایت شما رو میرسونه…چون استاد جونم فقط گنجینه ی اطلاعات و تدبر و تفحص و اراده ی آهنینه…….
و شما استاد ظرافت و زیبایی و
چیدمان عالی حتی برای سایت…..
من ک دیدم بازم یه پروژه ی گام ب گام برامون گذاشتین.گفتم.مشخصه. این کار مریم بانوی قوق العادست….
گام خانه تکانی ذهن فوق العاده تاثیر گزاری بود برام….
امروز تا سایت رو دیدم و متوجه پروژه ی گام ب گام شدم دلم از خوشحالی غش رفت….
بسیار سپاسگزارم از شما دو استاد عزیزم.
که ینقدر دلسوزانه دارین برای رشد و پیشرفت ها تلاش میکنین …
خداروشکر میکنم که امروز میخوام آگاهانه تر کانون توجهم رو کنترل کنم.
خداروشکر میکنم که امروز آگاهانه میخوام به ذهنم غذای مناسب بدهم تا از سر عادت ونیاز سمت ورودیهای نامناسب کشیده نشود.
هر وقت بتونم این دوتا کارو در طی هرروز بهتر وبیشتر انجام بدم در مسیر مهاجرت به مدارهای بالاترم.
وقتی کامنت بچه های موفق سایت رو میخونم ویه بک میزنم به سالهای قبل اونها وکامنتهای قبل بچه هارومیخونم قشنگ وواضح میفهمم علت نتایج عالی دوستان طی چه مسیری بوده
مثلا این روزها دارم روی دوره ی ثروت 3 کار میکنم .
وقتی به جلسه 4و5 رسیدم تصمیم گرفتم برم واز اولین دیدگاه شروع کنم به خوندن …
4سال قبل اقای عمران نوری میان وپروژه میزارن برای دیدن آگاهانه ی فراوانی در جهان اطرافشون
تقریبا هر روز اینکارو انجام میدن وکامنت مینویسن..
هروز میرن بازار
هرروز میرن توی خیابون
هرروز میرن توی هایپرها
هرروز میرن سمت ویلاهای محل زندگیشون
وخلاصه به هرجایی که میرن ذره بین نگاهشون رو روی تایید فراوانی ثروت وفرصت وایده وموقعیت وحتی فراوانی مشتری وانسانهای خوب وخلاصه فراوانی در راحتی در پیشرفت امکانات ،تنظیم میکنند.
وهر روز کامنت مینویسند.
وتایید فراوانی میکنند.
این روند رو 3 سال ادامه دادند .
چون باورشون این بوده که من به هرچیزی توجه کنم به مدار دریافت اون هدایت میشم.
والان ایشون در سال 1403 دارند توی همون خواسته های که بیرون دیدند وتایید کردند زندگی میکنند.
وحتی وقتی من براشون پیام گذاشتم خودشون هم باورشون نمیشد که 3 سال قبل کجا بودند و روند رشدشون انقده راحت وطبیعی اتفاق افتاده که باورش برای هرکسی غیر از بچه های سایت واستاد ومریم جان سخته…
هیچ جون کندنی نبوده.
فقط دیدن وتایید کردن بوده وبس
وهدایت وهدایت وهدایت
چقدر من این کلمه رو دوست دارم.
البته جای یه نکته اینجا خالیه که بگم تایید فراوانی که به ادم حس سپاسگزاری میده تاییده نه اینکه با نگاه کردن به فراوانی در جهان حس حسرت وحسادت بیاد سراغت این دیگه باوره کمبوده که واسه همه هست واسه من نیست که دقیقا توی مسیر معکوس قرار میگیریم.
توی مسیر حرص وطمع وعجله که نتیجش مشخص ومعلومه…
هنوزم بعضی از ما فکر میکنیم ساختن باور اینه که یه فایل رو گوش کنیم ونکته برداری کنیم وبریم ته تهش چندتا جمله ی انگیزشی بنویسیم وتکرار کنیم خلاصه روز از نو روزی از نو ..
تازه خیلی از ماها علاوه بر ملا بنویس بودن چقدرم برای مردم میریم بالای منبر وسخنرانی میکنیم ومیگیم داریم باورهامون رو تکرار میکنیم تا در مدار خواسته ها قرار بگیریم.
بله درسته این کارا خیلی به ما کمک میکنه اما نتیجه رو تمرین در عمل ایجاد میکنه..
اینکه در بستر زندگی قوانین رو زندگی کنیم
..
اینکه به ذهنمون نشون بدیم وبراش فکت بیاریم بهش الگو نشون بدیم جلوش واقعیت بزاریم وذهنمون رو با منطق اروم وهمراه کنیم.
مثل خوردن قرص نیست که بندازیم بالا وبگیم اوکی…
ساختن باور استمرار میخواد ..
ساختن باور اقدام عملی میخواد..
ساختن باور تمرین در بستر زندگی میخواد .
پیدا کردن الگو وتایید کردن میخواد
تایید همراه تحسین وشکرگزاری میخواد.
احساس لیاقت میخواد.
توحید وتوحید که با شناخت وجستجو در قدرتهای رب رو میخواد .
اینکه بگردیم وقدرت بی انتهای خداوند رو در جای جای جهان به ذهنمون نشون بدیم ..
اینکه بگیم خداوند تنها قدرت جهانه درست ولی چقدر میتونم به ذهنم نشون بدم این قدرت وبزرگی رو ..
وچقدر مثالها وداستانهای قرآنی عالیه.
چقدر بریم خودمون ردپای این باور قدرت وبی انتهایی عشق وخیر خداوند رو در زندگی خودمون ودیگران بگردیم وببینیم.
امروز که دارم این کامنت رو مینویسم والبته هروز سعی کردم تا به امروز
هر صبح دوربین نگاهم رو روشن کنم ولنز دوربینم رو روی برکت وفراوانی در جهان و روی سلامتی وتندرستی غالب در جهان وروی ارامش وسعادت بیشتر در جهان وروی هرآنچه که به من احساس خوشبختی میده تنظیم کنم .
روی روابط عاشقانه.
به قول استاد شکارچیه نکات مثبت باشم
ببینم وتایید کنم
واز خداوند بخاطر تمام همراه بودنش در مسیری که شروع کردم وتا به اینجا اومدم سپاسگزارم.
وسپاسگزارم از استاد ومریم عزیزم که سفره ای از آگاهی رو پهن کردند که هرکدوم از ما به نسبت ظرفی که داریم ازش برداریم .
واین اگاهیها تمومی نداره..
هرچی بیشتر برداریم هی بیشتر وبیشتر میشه چون ظرفمون بزرگتر وبزرگتر میشه.
سلام لیلاجانم چقدر خوشحال شدم که کامنت گذاشتی باذوق وشوق بازش کردم که بخونم وچقدرعشق میکنم باخوندن کامنت هات وچقدرپرازاگاهی ونکته هست خیلی عالی توضیح میدی روندکارکردن روی خودت رو
ومن خیلی انگیزه میگیرم سپاسگزارم ازت
لیلاجانم یه سوال داشتم ازت میشه راهنمایی م کنی چون جنس حرفات خییییلی به دلم میشینه وتاثیرگذاره برام
من روی خودم کار میکنم میبینم ریزریز داره اتفاقهای خوب میفته برام یکدفعه میبینی بدون اینکه بخوام ناخوداگاه درگیر یه حاشیه میشم جوری که اصلا نمیدونم چه جوری وقتی به خودم میام میبینم ازمسیردورشدم
واین باعث شده خیلی درجابزنم باوجود اینکه خیلی وقته قانون رونیدونم ولی پیشرفتم ورشدم درحدچن اتفاق خیلی کوچیکه مثل زنگ زدن یه دوست،دیدن ابرهای زیبا….
دوست خوبم خوشحالم که نوشته های من به دلتون میشینه..
واما با اجازه ی استادان عزیزم دریافت خودم رو از قانون واز نحوه ی اجرای قانون در زندگی برای پاسخ به سوال شما مینویسم.
در مورد رفتنه ناخودآگاه شما به حاشیه بگم که همه ی ما فکر میکنم همینطور هستیم.
خودمن در روز شاید چندین بار به خودم بیام وببینم توسط افکاری که به من احساس نگرانی وغم وحتی حسادت وکمبودبده احاطه شدم وخلاصه که درگیر افکاری شدم که توی ناخودآگاهم داره اتفاق میافته که یدفه مثل کسی که برق گرفته به خودم میام و میگم صبرکن صبرکن چی داری میگی ؟این چرت وپرتا چیه واسه خودت داری میمیبافی؟ واینکه با خودم مهربون میشم میگم نه عزیز دلم اینجوری که تو فکر میکنی نیست موضوع چیز دیگه ای هست
اروم باش .
همه چی هسن خیالت راحت.
خدا خودش حواسش هست خیالت راحت ..
یا اینکه در مورد مسائل دیگران میگم لیلا جان رها باش اونم خدا داره ..
خدای اونم کریمه.
تو نمیخواد کاری کنی .
خدا خودش هدایتش میکنه ..
وخلاصه کوهستان عزیزم
هرروز ما پره از حاشیه ها
فقط باید تمرین کنی که به حس درونت توجه کنی ..
ببینی چه احساسی داری ..
اگه حس سنگینی قلبت رو داری به خودت بیا ..
چون نشون میده جای خدا تو قلبت تنگ شده ..
چون توی قلبت پرشده از نگرانی یا خشم یا غم یا حسرت یا حسادت یاغرور یا طمع یا عجله و….
وقتی قلبت پراز ارامشه یعنی همه جای قلبت پر شده از خدا…
وجنس خدا گشایش وسبکیه…
اما هر جا که سنگین شد ..
هرجا که گرفت بدون که از مسیر خدا زدی بیرون..
از فرکانس خدا دور شدی..
کوهستان عزیزم ..
یه مثال واقعی از یکی از دوستانم میزنم که منظورم رو بیشتر برسونم.
دوتا از دوستان من باهم به تضاد خورده بودند که یکی از اونها به پدر اون یکی بی احترامی کرده بود.
دوست من که به پدرشون بی احترامی شده بود هم خیلی عصبانی وخشمگین بود وهم خیلی ناراحت وغمگین ..
وکلا توی فکر تلافی بود
بامن مطرح کرد .
بهش گفتم عزیز دلم پیش تو جایگاه خدا بالاتره یا جایگاه پدرت؟
دوستم مکثی کرد واشک توی چشماش حلقه کرد وگفت خدااااا.
گفتم پس چرا بخاطر پدرت داری جای خدارو توی قلبت تنگ میکنی ؟
چرا قلب پر از خدا وارامشت رو داری پر میکنی از خشم وناراحتی وحس انتقام بخاطر پدرت…
ببخش بخاطر خدا..
بزار قلب خودت اروم بگیره..
اگه ما توی هر چالش وهر تضاد وهر مساله ای به وجودمون به درونمون به قلبمون برگردیم خیلی راحت میتونیم مچ ذهنمون رو بگیریم.
وقتی خدا توی قران میگه من از رگ گردن به شما نزدیکترم میخواد بگه من آرامش وجود شما هستم جایگاه من تمام وسعت قلب شماست حالا اگه میخواهید مسیر صراط مستقیم رو از مسیر گمراهی تشخیص بدید به حالت درونیه قلبتون رجوع کنید ..
ببینید سبکه یا سنگین.
ببینید گشودست یا گرفته وتنگ
ببینید آرومه یا آشوبه
ببینید خوشحاله یا غمگین.
از احساستون برای شما شاخص قرار دادم.
حاشیه ها همیشه هستند.
اما این ما هستیم که تمرین میکنیم اولا وارد حاشیه ها نشیم ودوما اگرم وارد شدیم زود بفهمیم وخارج بشیم.
بودن توی این سایت مقدسه که خیلی به ما برای دور بودن از حاشیه ها کمک میکنه.
اما در مورد سپاسگزاری هم بازهم باید به قلبت رجوع کنی .
سپاسگزاری به زبان وحتی به نوشتن هم نیست .
سپاسگزاری یک رفتار قلبی ودرونیست.
وقتی که تو از دیدن یک زیبایی ویا نعمت خوشحالی این میشه سپاسگزاری
سپاسگزاری از نظر من رضایت خداست .
حالا خدا کی راضیه ؟
زمانی که ببینه از چیزی که داریم با حس خوب وبدرستی استفاده میکنیم.
زمانی که ببینه بنده هاش برای دیدن هر زیبایی وهر نعمتی وهر برکتی وموهبتی خوشحال هستند خداهم راضی وخوشنود میشه.
من یه روشی داشتم برای اینکه به سپاسگزاری عمیقتری برسم ..
اونم این بود که به نبود یه چیزی یه لحظه فقط یه لحظه فکر میکردم ..
بعدش تصویری که پیش چشمم نقش میبست از نبود اون چیز یا شخص
انگار قدروارزش اون رو در نظرم هزاران بار بیشتر میکرد
مثلا هرروز صبح که توی دفتر ستاره ی قطبیم شکر گزاریهام رو مینویسم ..
میگم برای آب گوارا سپاسگزارم .
برای اینکه با عمق وجودم راضی وخوشنود بشم برای آب، میگم اگه آب نبود الان چطور بود!
تصور بی آبی با من کاری میکنه که لیوان آبم رو میبوسم واشکم میغلته ومیگم خدای من شکررررررت که آب زلال وگوارا وفراوان در اختیارم قرار دادی..
وقتی برای هوای پاک شکر میکنم یه لحظه به اینکه اگه هوای قابل نفس کشیدن نبود چیکار میکردم
یه لحظه حس خفگی باعث میشه که با اشکی که چشمه ی اون از قلبمه ،بگم خداجووووون شکررررررت برای هوای رایگان وفراوان وهمیشه در دسترسم.
کوهستان جان میتونم برات میلیونها مثال بیارم وتو ببینی که ما نامحدود نعمت وزیبایی توی زندگیه هروز مون هست که به ما عطا میشه که اگر نبود اوضاع رو سخت میکرد برامون..
مثلا شاید بگین شکر گزاری برای ابرهای سفید اسمون چطور شمارو راضی میکنه واز عمق وجودتون برای ابرهای سفید وزیبا شکر می کنید ..
وقتی لحظه ای رو تصور کنید که اسمون سقف سیاهی باشه وچیزی روشن توش نباشه، چقدر زیبایی ابرها وخورشید وماه وستاره ها ورنگ آبی زیبای اسمون به چشمت زیباتر میاد وچقدر سپاسگزارتر میشی عزیزم؟
امیدوارم تونسته باشم بهتون کمکی کرده باشم ..
فقط توی این مسیر که هستین بمونید وادامه بدید پاسخ تمام سوالات توی این بهشت توی این سایت الهی هست .
وبهش حتما میرسید.
آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم برای شما وبرای تمام دوستانم در سایت استاد عزیزم..
سلام به لیلای عزیزم خییییلی خوشحالم و سپاسگزارم ازت از اینکه به کامنتم جواب دادی اونم چه جوابی باخوندن هرخط ازکامنتت از خوشحالی وحس خوبی که بهم دادی گوشی رومیذاشتم زمین وباخودم میگفتم واااای خدای من اینه راست میگه آره اره
یعنی انقدرذوق میکردم ازخوندنشون
خیلی خوشحالم از اینکه ازاسمم خوشتون اومده،این اولین باری هست توی این سن 41سالگی یکی بهم گفته که اسمت قشنگه آخه من ازاسم خودم خوشم نمی اومدباورت نمیشه بااین جمله که کوهستان به آدم (احساس قدرت میده حس قوی بودن واستواربودن)برای اولین بارتوزندگیم بهش فکر کردم و گفتم آره لیلا جانم راست میگه چراتاالان خودم اصلا بهش فکر نکرده بودم وحس خییییلی خوبی گرفتم تا اینجای کامنتت
با خودم فکر کردم گفتم چه خوب میشه که بتونم قوی باشم واستوارتوی این راه بهشتی توی زندگیم،لیلاجانم نمیدونی چقدرررردوست دارم مثل شماوهیای از دوستان عزیز دیگه م که توی این سایت هستم منم رشدکنم ونتیجه های عالی بگیرم ازهمه لحاظ حتی تاقدم سوم روتهیه کردم یه مدت گوش کردم ولی حس کردم باید بیام اول رایگانهاروگوش کنم واینکارم کردم ولی خوب گفتم زیاددرگیرخانواده مادری م هستم چون پدرم به رحمت خدا رفتن الان ده ساله ومن همیشه تواین پنج برادروسه خواهری که هستیم همیشه نقش ناجی وحمایت گرمادرم روداشتم همیشه سعی کردم که دوروبرزن وبچه های برادرام باشم برای اینکه برادرام هوای مادرم رو داشته باشم حتی بارهاشده که زن و بچه های برادرام بهم بی محلی کردن بازم قبول کردم به خاطر مادرم چون مادرم یکی ازبرادرام روخیلی دوست داره اگه قهربکنه دیگه مادرم مریضه پیش اومده رفتم جلوی در خونه برادرم که دختردوساله شیرینی داره احوالشون روبپرسم بااینکه خونه بودن دروبازنکردن برام ولی بخاطر مادرم قبول کردم گفتم چیزی بگم الان قهرمیکنن خلاصه…
این جمله ت که نوشتی به دوستم گفتم (جایگاه خدابالاتره یا جایگاه پدرت) این رودیدم مثل کسب که آب یخ بریزن روش چند دقیقه هنگ کردم چقدرررراین حرفت به دل وروحم نشست
واقعا اگه بتونم این حرف لیلا جانم رودرزندگیم بکارببرم خیلی ازمشکلاتم حل میشه
چون بخاطر این حاشیه ها خیلی درگیرخشم وعصبانیت وکینه ونفرت هستم هررررکاری میکنم نمیتونم آدمای که ازشون رنجش ودلخوری وکینه ازشون دارم روببخشم میام به مثبت هاشون توجه کنم با خودم میگم ولشون کن من ازایناخوشم نمیادنمیخام تامیام به مثبتاشون فکرکنم درگیرخشم وناراحتی میشم ازشون (خونه مادرشوهرم اینا)
خلاصه اینکه این حرفت برام خیلی باارزشه سپاسگزارم ازت بخاطرکامنت های باررزشی که توی این سایت الهی میذاری ومن انقدرازشون حس عالی میگیرم وبهم انگیزه میدن
از روش سپاسگزاری کردنت که آنقدر قشنگ داری انجام میدی سپاسگزارم ومنم حتما بااین روش انجام میدم وخیییییلی ازکامنتت حس و حالم عالی شد
خیلی دوستت
دارم لیلاجانم وارزوی خوشبختی و سلامتی و سعادتمندی وثروت بی نهایت رودارم برات
با اینکه تصویری از خودتون نذاشتید ولی احساسم اینه که خیلی زیبا هستید.
من هم از دیدن اسم زیباتون یک حس عالی گرفتم .واقعا اسم زیبایی دارید.بهتون تبریک میگم.(کوهستان حس آرامش، نزدیکی به خدا ، قدرت و خیلی حس های زیبای دیگه در درونش داره و حتما شما هم همین خصوصیات زیبا را دارید).
از سوالتون از لیلا جان پرسیدید و ایشان هم جواب بینظیر دادند ممنونم.من خیلی خیلی استفاده کردم واقعا لیلا جان قوانین را خوب درک کردند و در حال اجرا و لذت بردن از زندگی هستند.به لیلا جان زیبا تبریک میگم و براشون آرزوی موفقیت روزافزون دارم.
در مورد روابطی که نوشته بودید اصلا نگران نباشید همشون درست میشه وقتی شما روی خودتون کارمیکنید.
ازتون میخوام قدمهای دیگه را تا قدم دوازدهم تهیه کنید چون درقدمهای بعدی استاد خیلی خیلی عالی در مورد همه چیز صحبت میکنند که با شنیدن اونها خودبخود در شما و روابطتون تاثیر میگذارند.هر جلسه را اگه تونستید حتیبارها و بارها هم شده گوش کنید و رهاش نکنید.من تاثیر آن را در زندگیم دیدم .
من همیشه تعریفم از 12 قدم این هست که تو قدم اول عین کسی هستیم که تازه میریم کلاس اول و هیچی بلد نیستیم و در قدمهای بعدی پله پله میریم بالاتر و قدم 12 دیگه وارد دانشگاه شدیم .
بعضی وقتها شده که باید پلی بک بزنی و برگردی و جلسات دوباره از اول گوش کنی تا جلسات جدید را درک کنی.من این را امتحان کردم و در برگشت مطالب جدید زیادی دیدم.حتی با دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دورآمریکا هم درک جدیدی داشتم.
براتون آرزوی موفقیت و لحظات شاد میکنم و امیدوارم بزودی بیایید و از حال عالیتون بنویسید و موفقیتهای پشت سرهم و متوالی داشته باشید.
خداروشکر برای این فضای مقدس که منو با شما انسان آگاه و متعهد آشنا کرد
خداروشکر که هدایت شدم به این کامنت و این جملتون عجیب به دلم نشست و منو تکون اساسی داد
برای خودم یادداشتش کردم تا یه جا جلوی چشمم بزارم تا یادم بمونه به خاطر کی و چی دارم خونه ی قلبم رو آلوده میکنم و جای خدا رو تنگ میکنم
این جمله رو زمانی خوندم که خیلی بهش نیاز داشتم و مثل نوری بود که دلم رو روشن کرد
واقعا ازت ممنونم که اینقدر خوب روی خودت کار کردی که هم خودت داری خوب زندگی میکنی هم چراغی هستی برای دیگران تا اونها هم راه رو پیدا کنن و قدم جای درستی بزارن
یک جمله دیگه ای رو هم توی یه کامنت دیگه ازت دیدم که بسیار بسیار قلبمو باز کرد و بهم حس قدرت داد ،همون موقع نوشتمش و زدم روی در تا همیشه جلوی چشمم باشه
{هیچ قدرتی بالاتر از تو نیست یا رب}
دارم خیلی چیزا ازت یاد میگیرم ، خداروشکر برای حضورت
سلام و عرض و ادب و احترام به استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و خانواده بزرگ و صمیمی عباس منش
سلام و عرض ادب خدمت خانم بشارتی گرامی
خانم بشارتی گرامی، انرژی و شور و شوق و انگیزه شما از تک تک کلماتتون به وجود آدم تزریق میشه. من با اجازتون داستان آشنایی تون و با سایت در صفحه تون خوندم و واقعا به این استمرار و پشتکار غبطه خوردم و بهتون تبریک میگم و چقدر انرژی و انگیزه گرفتم.
وقتی شروع به خوندن کامنت های شما میکنم ، بدون وقفه تا انتهاش میرم، و این به نظر من بخاطر قدرت بیان و قدرت شیرین نویسی شما و در اصل اون باوری که پشت کلمات شما وجود داره هست که اینقدر خوندن کامنت هاتون و جذاب و شیرین میکنه.
بی نهایت ازتون سپاسگزاری میکنم که اینقدر زمان و انرژی میذارید و دستاوردهاتون با ما به اشتراک میذارید تا کمکی بشه به رشد و ایجاد انگیزه در دوستان .
این حد از سخاوت و از خود گذشتگی واقعا ستودنیه.
که استوره این ویژگی ،استاد و خانم شایسته گرامی هستن، که شما با 5 ستاره کامل طلایی نشون دادید که دارید راهشون و ادامه میدید.
بهتون صمیمانه تبریک میگم برای رشد و پیشرفت در تمام جنبه های زندگی تون.
ظاهرا استارت شوکفایی شما از دوره دوازده قدم بوده،
جسارتا اگر زحمت بکشید که از تمرینات شخصی تون، در بحث مالی و اینکه چطور باور های ثروت ساز ایجاد کردید که به رشد مالی پایدار رسیدید، برامون بیشتر بگید بی نهایت از شما ممنون میشم، چون من هم رو دوره 12 قدم کار کردم و در تمام جنبه های زندگی نتایج عالی گرفتم ، روابط؛ چه در محیط کار و در منزل با همسر و دخترم . بحث معنویت، بحث سلامتی و…
ولی انتظار من در بحث مالی خیلی بیشتر و بزرگتر بوده که هنوز محقق نشده، یعنی اون درآمد پایدار که میخواستم هنوز اتفاق نیفته.
دوس داشتم از تجربه شما استفاده کنم ، شاید ترمزی در مسائل مالی دارم که به لطف خدا بتونم حلش کنم .
پیشاپیش ازتون سپاسگزارم.
خانم بشارتی گرامی عالی ترین ها رو برای خودتون و خانواده محترمتون آرزو دارم .
انشالله که همیشه 5 ستاره تون کامل طلایی باشه و همین طور پر انرژی در این مسیر الهی قدم بردارید.
همیشه از خوندن کامنتت و دیدن و شنیدن موفقیت هات بهم حس خوب میده ه یک زن تونسته موفق بشه پس من هم میشم
راستش می خوام بگم درست میگی خیلی از،ماها فقط شدیم ملابنویس و فقط،می نویسیم و در واقعیت هیچ تغییری نکردیم.
من هم همین طور بودم فقط می نوشتم ولی تو زندگی واقعا از قوانین استفاده نمی کردم
مثلا درآمدم کم بود حسم رو بدتر میکردم . و این باعث میشد در مومنتوم منفی برم و با همسزم به مشکل بخورم با پسرم دعوا کنم و همین طور ادامه داشت .ولی از،شروع لین دوره که با زحمت مریم بانو انجام گرفته دارم متعهدانه روی خودم کار می کنم و سعی میکنم حالم خوب کنم .منم الان مثل روزهای اولت کلی بدهی،دارم ولی سعی،میکنم از دید مثبت ببینم و تصویر سازی کنم که با کمک خداوند به راحتی این بدهی ها پرداخت شده و روزی میرسه که بدهی به کسی ندارم و همیشه حسابم پر پول هست
کامنت شما هدایت و نشانه ای بود از طرف خداوند برای من تا در این مسیر توجه و تمرکز بر فراوانی ها استمرار داشته باشم و این مسیر رو ادامه بدم و هر روز زره بین نگاهم رو بزارم روی پیدا کردن نشانه های فراوانی تقریبا یک ماه و نیم هست که دارم هر روز این کار رو انجام میدم و معجزه پشت معجزه و الان که کامنت شمارو که داستان دوست عزیزمون رو نوشته بودید که 3 سال هر روز این کار رو انجام دادن امید و باور من رو بسیار تقویت کرد و بینهایت از شما بابت این کامنت تاثیرگزارتون سپاسگزارم در پناه الله شاد و سالم و ثروتمند باشید
به نام خالق یکتا
سلام
به محض اینکه وارد سایت شدم و دیدم پروژه مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر گفتم این پروژه رو باید شرکت کنم و ادامه بدم
به لطف خدا خوب هر روز اتفاقات خوب مالی و سلامتی و خبر های خوش و طبیعت عالی و انرژی فوقالعاده بالا رو دارم تجربه میکنم
و نشانه های خوبی خداوند داره به من میده
و این هم نشانه ای زیبا بود از ادامه نشانه های هدایت
خدایا شکرت
اما بحث توحید و اینکه سرعت موفقیت بیشتر بشه واقعا چاره سازه
اینکه من روی باورهای توحیدی کار کنم و نتایج خود بخود اتفاق میوفته واقعا توی زندگی من اجرا شده
یعنی صددرصد مهمترین عامل عامل توحید میتونه باشه توی بحث موفقیت در تمام جنبه ها
همین دیروز ی محصولی ازم توی انبار افتاده بود روی زمین و احساسم بهم گفت بیارش در مغازه
و به خودم گفتم این میتونه ی نشونه خوب باشه
خوب ذهنم داشت کلنجار میرفت که نمیشه این قیمتش بالاست ولی گوش کردم و آوردمش به نیم ساعت نشد ی مشتری اومد اونو خرید
یعنی موضوع برمیگرده به مسیر توحید و فهمیدن اینکه این نشانه و این جنس از گفت و گو از طرف خداست یا نه
یا ی نفر کارمند داشتم که بنا به باورهای محدود کننده شریکش کردم اقا بعد ی مدت این آدم ما هرچی بهش محبت میکردیم هرچی حسابشو روز به روز پرداخت میکردیم این عوض میشد و تا یروز کلا گذاشت رفت با فرداش اومد گفت که من نمیام دیگه یاد جمله استاد افتادم که میگفت اگه کسی فکر کنه که دلیل موفقیت من اونه بلافاصله اخراج میشه
بلافاصله گفتم خوش آمدی
با اینکه خیلی خوب کار میکرد و خیلی انسان شریف و پر تلاش و سخت کوش و صادق و آرامی بود و الان هم دوستیم
ولی امانش ندادم
خلاصه بعد اون موفقیت های من چشم گیری شد
تونستم ی مقدار قابل توجهی سهامم رو بیشتر کنم
تونستم خونم رو درست کنم
اصلا حجم خریدم بیشتر شد
حجم فروش بیشتر شد
حجم پس اندازم بیشتر شد
و اینها به نظرم برمیگرده به اون باورهای توحیدی که کم کم ایجاد کردم
مثلا ی مشتری میومد جنس بخره قبلاً نمیخرید ناراحت میشد بعد باورهای توحیدی میگفتم حتما باید بیشتر بفروشم حتما ی خیریتی توش هست
یا همین چند روز پیش ی مشتری ی جوری حرف زد که با اون باورهای توحیدی در تضاد بود بلافاصله باهاش قطع همکاری کردم و دیدم چند تا مشتری جدید خوب وارد بیزینسم شد
و این قدرت ندادن به عوامل بیرونی میتونه خیلی چاره ساز باشه
به نظرم یعنی هرچیزی رو از زاویه توحید دیدن
از زاویه خداوند دیدن
یعنی اون قدرت داره اون همه کار برای من میکنه
و این عامل باعث میشه کم کم روی توانایی های خودم حساب کنم یا بهتره بگم روی توانایی های که این سیستم داره و به راحتی افراد خوب و آرام و سلامت وارد کسب و کار من میشن
توحید باعث میشه حرف دیگران برام مهم نباشه
باعث میشه افرادی که با ویژگی خدا گونه هستن بیشتر و بیشتر وارد زندگی من بشن
به نام خالق جهان هستی
سلام بر استاد عباس منش و خانم شایسته
وسلام بر خانواده بسیار صمیمی عباس منش
من نمیدانم از کجا باید آغاز کنم
استاد هر وقت فایلی از شما میشنوم از خدا سپاس گذاری میکنم که چه زیبا این آگاهی رو بر زبان شما جاری میکند وبه گوش من میرساند
استاد من این مدت رو که در سایت شما بودم به خاطر خصلت عجول بودنم از این فایل به اون فایل سر میزدم و می خواستم یک شبه ودر مدت کوتاهی به آنچه که در طول زندگی 30سالم نرسیدم برسم. میخواستم شخصیتم یک شبه مثل شما بشود و همین کد مخرب باعث شده بود دوباره احساس ناتوانی کنم و همین عادت بسیار بد باعث می شد که نام امید بشم. استاد هنوز هم با این که خدارو شکر بهتر از قبل هستم ولی هنوز بعضی وقت ها عجله دارم ولی دوباره به خودم یاد آوری میکنم که تکامل
یک اصله ومن باید رعایت کنم تا بتوانم به هر آنچه که میخوام برسم .
استاد من با شما یاد گرفتم وقتی میگین احساس خوب اتفاقات خوب یعنی چه اینکه تو حالت رو خوب کن و به خودش اعتماد کن یعنی چه.
استاد من هر روز درخواست هام رو از خداوند متعال
میکنم و نمیدانید چه معجزه هایی برام رخ میدهد
همون روز نه روز دیگه ومن شکر گذار این همه لطف و محبت خداوند هستم استاد اشک تو چشمام جمع میشود وقتی به لطف خدا در حق خودم وبندگانش فکر میکنم.
یک نکته دیگه که میگفتید باید زیبایی هارو ببینی و تحسین کنی من هر وقت به وسایل خانه و خانواده ام نگاه میکنم خدارو شکر میکنم که این همه به من لطف کرده هروقت کوه ها درخت ها ابرها زمین و…. رو میبینم خدارو شکر میکنم از این همه فراوانی
استاد من از این که توانستم این قوانین رو درک کنم وبه آنها عمل کنم از شما سپاس گذارم .
عرض سلام و ادب احترام محضر استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز،
خدای وهابم را سپاس و شکر می گویم که همواره همراه من است و تحت هیچ شرایطی ترکم نمی کند، ذاتیکه همواره درحال پخش و دهش نعمت است،
بی نهایت خوشحالم که با آغاز سال جدید دوره مهاجرت به مدارهای بالاتر هم روی سایت بارگذاری می شود،
فایل اول: مهاجرت به مداربالاتر
•هیچی انسانی کاملی نبوده است، بلکه انسانها می توانند به مسیر بهترشدن حرکت کنند.
•یکی ازاساسی ترین قوانین اصلی برای تغییر در زندگی، ای است که قدرت را از دیگران بگیریم و قدرت را فقط منوط کنیم به رب العالمین، دیگران شامل هرکس شده می تواند، افراد دارای هر مقام و جایگایکه دارند، شهر و یا کشوریکه درآن زندگی می کنیم، شغل یا کاریکه داریم، حتی نباید روی خودت هم حساب کنی. فقط باید به خداوند همان ذاتیکه همواره درحال پخش و دهش نعمت هست حساب کنی، همان ذاتیکه از همه ای امور آگاهی کامل دارد، همان ذاتیکه همه چیز را به جزئیات می داند، همان ذاتیکه بیشتر ازخودت می خواهد که تمام خواسته هایت را تک بزند، همان ذاتیکه خیر مطلقه.
• همه افراد موفق فارغ از هر دین و مذهب که داشته اند و به هر موفقیت که دست یافته اند، دیدگاه توحیدی شان مولفه اصلی بوده است، و می توان گفت که موحد بودن یا Monotheistic خصیصه ای همگانی بین افراد موفق و یا افرادیکه درجهان تاثیرگذار بودند است، باید یاد آورشد که این مولفه کمک کننده اصلی است برای رسیدن به هر خواسته و هر آروزیکه در رویایی خود داریم،
• طوریکه دراول فایل تاکید شد ما خواسته های خود را به ذات و نیروی می سپاریم که کل جهان را مدیریت می کند، بناء نیاید نگران چگونگی رسیدن به خواسته های خود باشیم، بل به دنبال راهی باشیم که مدارفعلی خودرا تغییر دهیم، یعنی اگر به خواسته و یا آرزویکه داریم نرسیدیم مشکل ما است نه مشکل سمت خداوند.
• نکته اصلی درتغییر باورهای توحیدی هم باید قانون تکامل را مدنظر داشت باشیم، قانون تکامل قانون اصلی است که در تغییر هرچیزی باید آن را مد نظر داشت، ای قسم نیست که چون باورتوحیدی است بتوان قانون تکامل را حذف کرد.
• قانون رهای که استاد درقدم هفتم جلسه سوم به واقعیت اش خیلی خوب توضیح اش دادن و اگر شخصی این جلسه توحیدی را بشنود فکر نکنم که برای فرد جای سوالی باقی بماند،
استاد فقط جای بهترتری را برای زندگی کردن می خواستند و نظر به برداشت های شان فکر می کردند که خصوصیات جا و مکان مورد نظر شان کانادا یا استرالیا است، و نظر به هدایت شدن شان توسط الله فهمیدن که مکان مدنظرشان امریکا، ایالت میامی و شهر فلوریدا هستش، نکته اصلی ای است که ما نباید به خواسته های بچسپیم، یا برای رسیدن به خواسته خود پیش شرط تعیین کنم، چون این کار باعثمی شود که ما قانون هدایت را مدنظر نگیریم و روی عقل و فکر ناقص خود توکل کنیم، درحقیقت این همان مورچه سیاه است، ویا هم گرفتن ترموز و ریز درعین زمان.
• نکته اصلی در رشد و پیشرفت استاد ای است که کافی است که فردی برای شان بگویید نمی توانی، البته که تشویق های مثبت هم درشخصیت شان تاثیر می گذارد. و یا افراد بگویند که نمی شود یا امکان پذیر نیست، استاد کوشش کردند که کار نشد را امکان پذیرکنند+ هدایت الله
• استاد دوست دارند که همواره درحال تغییر و تحول باشند، از احاظ مادی و معنوی، استاد دوست دارند که همواره مکان های جدید و موقعیت های جدید را تجربه کنند، و عقیده استاد ای است که هرشخص به هرمکان و یا شهریکه هست همان شهر برایش مدینه فاضله است، یعنی زمینه رشد و پیشرفت یک شخص همانقدریکه در امریکا است به همان اندازه این فرد می توانند درافغانستان هم رشد کند.
• هیچ ورد و جادوجنبلی برای رسیدن به آرزوها وجود ندارد، فرد باید خودرا مصمم کند به تغییر باور که ای دوره خودش شامل قانون تکامل می شود، یعنی ما یک شبه به خواسته های مان نمی رسیم بلکه باید یک روند و پروسه را طی کنیم که به خواسته مان برسیم ای روند و پروسه منوط به است ک ما چی اندازه روی مان کار می کنیم برای یک فردی می تواند این روند یک ماه و برای دیگری یک سال طول بکشد اینا بستگی به مقاومت های ذهنی دارد که فرد چیقدر زود می تواند در سیکل احساس خوب دائمی قرار بگیرد. بناء باید باور داشته باشیم که هیچ ورد و یا عبارت تاکیدی خاصی و دقیقی وجود ندارد که شخص را یک شبه به خواسته و رویایش را برساند.
• تولید کننده فرکانس چی است: تولید کننده اصلی فرکانس؛ باور و افکار( توجه) است یعنی ما باید آگاه باشیم که داریم به چه چیزی توجه می کنیم، و نشان دهنده ایکه داریم به چیزهای خوب و یا نازیبا توجه می کنیم احساس مان است، یعنی اگر احساس خوبی داریم؛ داریم به چیزهای خوب و زیبا و خواسته های خود توجه می کنیم، اگر احساس بدی داریم، به این معنی است که به چیزهای نازیبا توجه می کنیم، روند ساختتن باور هم که تکرار است، اگر من می خواهم یک باور جدید برای خود بسازم باید آنرا فقط تکرار کنم، مثلا بگویم که کن انسان خلاقی هستم، یا اگر می خواهم باورم را درخصوص ثروت تغییر دهم باید ثروت های زیادی را ببینم.
به نام فرمانروای عالم
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر روز اول
نکته 1 : سکوت چیزی که ما باید خیلی تمرین کنیم خیلی از آدم ها سوال هایی میپرسم نه برای اینکه واقعا براشون سواله یا کنجکاو هستن بلکه اونا میخوام نظرتو بدی بعدش بیان و ازت ایراد بگیرن و ثابت کنن که نه تو داری اشتباه میکنی حالا هرچقدرم تو دلایل منطقی بیاری بازم قبول نمیکنن اینجاست که کلی نشت انرژی پیدا میکنی پس بهترین راه اینه که سکوت کنی و راه خودتو بری ما برای هرچیزی که فقط خودمون میگیم مسؤل هستیم نه برای چیزی که بقیه میگن ما بیایم ثابت کنیم درسته یا نه
نکته 2 : انسان کامل وجود نداره من خودم ی وقتایی استاد رو کامل ترین آدم روی زمین میدیدم که تو همه چیز بی نقص عمل میکنه و عالی هست و منم همیشه منتظر روزی بودم که ی روز اینجوری باشم بعد تو چند تا فایل دیدم خودشون گفتن من هم کامل نیست من هم گاهی اشتباه میکنم عصبانی میشم پس الان بعد از هر اشتباه و تضاد سعی میکنم تو 1حال بد نمونم 2 بپذیرم من آدمم با کلی حس مختلف که باید بپذیرمشون و سعی در بهتر شدنشون بکنم
نکته 3 :اصل و از فرع تشخیص بده قانون اصل چی میگه : ما در جهانی زندگی میکنیم که مثل یک دستگاه فرستنده هستیم وفرکانس هایی به جهان میفرستیم و جهان هم از جنس اون فرکانس و باور شرایط و آدم ها اتفاقات وارد زندگی ما میکنه
حالا اینو بگیر برو تا تهش تو هر تضاد و مشکل بگرد ببین کجای باورهات مشکل داره و چجوری میتونی یک قدم برای بهتر شدنشون برداری
خب اولین قدم کنترل ورودی های ذهنمون چون تکرار این افکار که منشا ورودی هاست باور میسازه تا ورودی درست نباشه خروجی تغیر نمیکنه
نکته 4: توحید اصل هست روی کسی حساب نکن ارزش قدرت رو از آدم ها بگیر و به خداوند بده این به معنی بی ارزش کردن آدم ها نیست یعنی به آدم هایی که به ما کمک میکنن مثل دستی از هزاران دست خداوند نگاه کنیم و ارزش اونو به فرمانروای عالم بدیم
نکته 5 : تکامل :: از خواسته های بزرگت نترس وقتی خواسته ای در ذهنت شکل میگیره خداوند تو رو اجابت میکنه به شرطی که ایمان داشته باشی و بندگی کنی نه اینکه بشینی و بر بر بی عمل ، باور بسازی بلکه قدم اول برداری از تضاد ها نترس اونها بهترین انگیزه هارو بهتون میدن و اون چیزایی که خونتون به جوش میارن رگ غیرتت میزنه بیرون همونا باعث حرکتت میشه فقط فراموشنکنین قدم به قدم ،لقمه لقمه
نکته 6 :بگرد تو زندگیت ببین چی داری که تو شرایط الانت حالتو خوب میکنه از چی میتونی الان لذت ببری فکر نکن اگه به یک خواسته ای برسی اون موقع دیگه خوشبخت میشی نه اگه به فلان خونه فلان ماشین برسم بلکه از ماشین الانت خونه الانت روابط الانت لذت ببر تا خداوند تورو هدایت کنه به شرایط بهتر
نکته 7 :از نقطه امنت بیا بیرون از موقعیت جدید نترس اول بیا از شرایط کنونیت لذت ببر بعد باور درست با منطق بساز برای خواستت و قدم بردار ببین خدا چجوری هدایتت میکنه
درود براستاد عزیزم وخانم شایسته عزیزو دوستان هم فرکانسم…
بالای 9 ماهه باچنگ و دندون دارم تلاش میکنم توی این سایت بمونم تا بتونم ذهنم رو کنترل کنم…
17 سال پیش کتابی اتفاقی بدستم رسید و وقتی خوندمش با جملاتش حالم خوب میشد انگار اون کتاب جون داشت و نویسنده از زندگی خودش و تموم کسانی که باهاش درارتباط بودن مطالب زیادی نوشته و من تصمیم گرفتم اون کتاب و حرفای جدید رو باورکنم…
بیشتر اون سال رو شبا عبارت تاکیدی مینوشتم و روزا بکار بودم و حرفی نامربوط نمیزدم وهرکسی ام حرفی میزد درمورد اوضاع بداقتصادی و مسئولین کشور و سیاست و این داستانا که خداروشکر اطراف ما همه حرفه ای هستن بخودم میگفتم حسین اینا برا تو نیست و قبولش نکن…
اصلا نمیدونستم باور چیه فقط بخودم میگم قبولش نکن تو ذهنت نمونه انکارش کن…
وخداروشکر جواب گرفتم و اون زمان به چیزهایی که میخواستم الحق که رسیدم…
دلایلی که داشتم براخودم که نوشتن عبارت تاکیدی جواب میده این بود که اولا خداوند در قرآن گفته ن والقلم و مایسطرون که خداوند قسم خورده به قلم و چیزی که مینویسد و درکش کرده بودم که کلمات جون دارن و اتفاق میافتن و دوم اینکه وقتی عبارت تاکیدی مینوشتم و هم زمان با صدای بلند تکرارش مبکردم ذهنم کنترل میشد البته اینجا توی این سایت فهمیدم که این میشه کنترل ذهن اون زمان درک کرده بودم که با اینکار به ذهنم اجازه نمیدم به چیزی دیگه فکر کنه…
و بعدا متوجه شدم که اینجوری کلی باور جدید درست شده تو ذهنم و مثل بقیه نه فکر میکردم نه حرف میزدم…
من باتمام وجودم اینکارو انجام میدادم و استاد هزاران بار گفتن توسایت که تمرکز که یکجا باشه نتیجه میده….و من دارم سعی میکنم تمرین کنم تمرکز بذارم روی یک خواسته…
زمانی درک امروز رو ازخداوند نداشتم ولی اینو میدونستم فقط که اگه من بخدا بگم و ازش کمک بخوام بهم کمک میکنه…و همین باعث میشد هرچیزی رو که باور دارم میتونم بهش برسم ازش درخواست کنم وانجام میشد در طی زمان…
این تکاملی که استاد ازش صحبت میکنن رو من واقعا میتونم بگم درکش کردم واسه همین عجله ای ندارم به هر دری نمیزنم و میدونم هر کاری که من میخوام و انجام نمیشه از سمت من مشکل داره چون خداوند سمت خودش رو کاملا درست انجام داده و میده ..
.وقتی بخودم میگم من باید چه کاری انجام بدم تا نتیجه بگیرم یادم میاد که من بابد به چه کسی تبدیل بشم چه تغییراتی باید توخودم اعمال کنم تا به نتیجه ی دلخواه برسم ….
کارمو که دارم انجام میدم و هزاران نفر دارن کار منو اتجام میدن بعضیاشون خیلی نتایج بزرگی دارن و خیلیا رشدی ندارن…پس مشکل چه کاری نیست مشکل چه کسیه…چه نگرشیه چه فکر و توجهیه…
من خودم رو شناختم قبلاکه استاد کارهای نیمه تمام بودم وبراهمین اول سال 1403 تصمیم گرفتم تموم کارهای نیمه تمام رو تمومش کنم تا انرژی من یکجا متمرکزبشه وخداروشکر تونستم توی 5ماه تموم اون کارهای نیمه تمام رو تمامش کنم ولی وقتی دقت میکنم میبینم اونا تموم شده ولی درحین انجام اون کارا دوباره دست بکارای جدیدتری زدم که باز نیمه تموم موندن…
پس نتیجه اینه که من تغیرات اساسی اعمال نکردم دراصل کار انجام شده ولی شخصیت قبلی تغییر نکرده…
پس باید بیشتر رو این قسمت کار کنم که من باید تبدیل به کی بشم نه اینکه باید چه کاری انجام ب م؟؟؟
توی شلوغی کارام امروز خداروشکر استارت این پروژه رو زدم و تونستم کامنت اولو بنویسم…
خداروشکر…
عاشقتونم
اَلیَس الله بِکَافَ عبده
آیا خدا برای بندهاش کافی نیست؟
سلام و درود به بزرگواران این سفر عزیز، استاد عزیز و خانم شایستهی مهربان
مدتیه دام اساسی روی باورهام،احساسم کار میکنم. چنان انگیزه ایی درمن رشد کرده که هرلحظه دارم احساس بهتر،احساسهای خیلی بهتر تجربه میکنم
حتی، حتی افکار بهتر و عالی تر خودش سراغم میایند که بشدت تعجب میکنم میگم ببین قبلا اینقدر فکرای قشنگ نیومد به ذهنم، الان فقط فکرای عالی ، شرایط عالی به ذهنم خطور میکنه.
روز آخر سال میلادی یه حسی بهم گفت برو یک کابلی پلو خوشمزه با کباب مرغ بپز، تو باید سال بعد در کشوری ک دوست داری کنار همسرت باشی و امسال سال آخری هست ک کنار خانوادت هستی!
باور کنید یه آن بلند شدم و لبیک گفتم و شروع کردم به غذا پختن، هرلحظه این حس بیشتر میشد ک نازی تو سال بعد جای قشنگی هستی پس حال ک هستی خاطره بساز ک سال بعد یادت کنن نازی چقدر خوشمزه غذا پخته بود یادش بخیر، ینی پدر و مادرم !
اینقدررر این سال نو میلادی برام یک حس های قشنگ داره ک هیچ عید و نوروزی برام اینقدر نوید اتفاقات قشنگ نداشت یا هیجان انگیز
مطمئنم امسال من به او اهدافی ک نوشتم میرسم.
متوجه فرکانسهام هستم و فقط در زبانم سعی میکنم جز خوبی هیچ بیرون نشود.
الهی تو کمک کن که این تعهدُ دوام دار ادامه بدم.
خدایا سپاسگزارم بابت حسهای خوبی ک بر دلم جاری میسازی و مرا امیدوارتر!
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به اساتید عزیزم
استاد بعد از پروژه ی گام به گام که هوز فرصت پیدا نکردم کار کنم روش کار کنم و عملیش کنم، حدودا دو یا سه روز پیش بود که فایل های صوتی داشتم گوش میدادم، فایل های رایگان شما، یک دفعه این ایده اومد توی ذهنم که بیام فایل های مصاحبه با استاد رو که داشتم فایل صوتیش رو گوش میدادم رو به سبک پروژه ی گام به گام انجام بدم. خلاصه در حد یه فکر اومد توی ذهنم و رفت. امروز اومدم یه فایل یه سر زدم دیدم به به، دقیقا همون ایده ای که خداوند مهربان بهم گفته بود برای کار کردن مسرانه تر و مستمرتر و محکم تر روی خودم، شروع شده. بدون اینکه هیچ کانکشن یا ایده ای بین ما رد و بدل شده باشه و این خداوند مهربانه که هر لحظه ایده ها رو میگه و هر کی که عملگرا تر باشه برای ایده ها، قطعا موفق تر و نتایج بیشتری خواهد گرفت.
خلاصه جونم براتون بگه، اجازه بدید بریم سراغ اصل مطلب و نکات ارزشمند و گرانبهای این اگاهی ها رو مکتوب کنیم و مدارمون رو بهبود بدیم که انشاالله خدا هدایتمون کنه به مدارها و ناعمات بالاتر. خدایا بهتنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم(ای کاش همیشه که اینو میگم نجواهای ذهنم آروم بشه، انشاالله کم کم).
1- دوری از حواشی و فرعیات و هر چیزی که باعث میشه از اصل موضوع دور بشیم و فقط بچسبیم به اصل مطلب و اصل موضوع رو کار کنیم. سوال ها و نسخه هایی که دیگران تجویز کردن رو خودشون بیان جواب بدن و این که انقدر باورهای مختلفی درون ما هست برای رسیدن به خواسته هامون و انقدر که نیاز به بررسی دارن، برای پیدا کردن جواب بعضی سوال ها بایستی دوره ش رو بگدرونیم نه صرفا با پرسیدن یه سوال بخوایم تهِ قضیه رو در بیاریم و همه چیز رو بفهمیم.
سوال اول:
استاد من خودم هر وقت وقتم ور، انرژیم رو و تمرکزم رو میزارم روی خودم و برای خودم، هر وقت فکرم رو از تمام اطرافم بردارم، تمرکزم رو از تمام اطرافم بردارم و فقط و فقط روی خودم و خدای درونم میزارم، اون موقه س که با تمام وجودم احساس خوب، سر زندگی و احساس جریان داشتن زندگیم رو احساس میکنم.
استاد من کلا شخصیتم از بچگی به شکلی بود که اکثر وقتم رو روی خودم میزاشتم و الان هم همین طوره.
یعنی یا درس میخوندم و اگه هم نمیخوندم، خیلی هم به خانواده م که باورهای اشتباهی داشتن توجی نمیکردم. چون با اصل درون من تناقض داشتن و چون خیلی کم باهاشون ارتباط داشتمف ارتباطم با خدای درونم و صدایی که در درونم همیشه من رو راهنمایی میکرد خوب بود و خیلی وقت ها به حرفش گوش میکردم و خیلی وقتا هم نتایجم متفاوت از بقیه بوده و هست.
و به وضوح میبینم وقتی که قاطی این زندگی میشم و اختیار ذهنم و تمرکزم رو از دست میدم، چه قدر مشغله ها، و انحراف های بی خودی که منی که اون شرایط رو تجربه کردم و هنوز یادم هست، بخوبی متوجهشون میشم، اینقدر این دغدغه های الکی ذهنم رو درگیر میکنه و نجواها و صداهای شیطانی تو ذهنم زیاد میشه که سریع مثل کسی که از یه چیزی داره فرار میکنه دوباره تمرکزم و حواسم رو از همه چیز برمیدارم و میزارم روی خودم، با خدوم خلوت میکنم، به آرامش میرسم و اون موقه س که به یه حالت بی ذهنی و مراقبه کردن میرسم و اتصالم رو تقویت میکنم و بازهم به اشتباه خودم پی میبرم و دوباره و چندباره تصمیم میگیرم که تمرکزم رو از بقیه و اطراف بردارم و بزارم روی خودم.
اون موقه س که به وضوح میفهمم اون صدایی که همیشه توی خلوتم بهم آرامش میده، حالم رو خوب میکنه، بهم وعده های خوشحال کننده زندگی زیبا، عشق فوق العاده و وعده نعمت و سلامتی بیشتر میده، همون خداییه که نبایستی به هیچ دلیلی حتی یه لحظه هم ازش غافل بشم. خیلی خیلی نیاز داره که حواسم جمع تر باشه، بیشتر در لحظه زندگی کنم و خیلی خیلی نیازه فقط و فقط روی خودم تمرکز کنم چون مسیر درست همینه و تنها مسیر درست همینه.
استاد درمورد هدایت شدن به جاهای بهتر نکته فوق طلایی که بایستی همیشه و همیشه توی ذهنم داشته باشم اینه که بااااااااید از همون جایی که هستم لذت ببرم، خوش بگذرونم و حالم خوب باشه با اونجا تا خداوند من رو به جاهای بهتر هدایت کنه. وگرنه این که بخوای از یه جایی فرار کنی و بری یه جای دیگه به امید این که اونجا جا بهتریه، اگه من تغییر نکنم و ذهنیتم همون ذهنیت و باورهام همون باورها باشن که اونجا هم میشه مثل جای قبلی و هیچ تفاوتی در نهایت برای من نخواهد داشت. در واقع فاصله من با جایی که میخوام باشم با احساس خوب پر میشه و آروم آروم و قدم به قدم خدا هدایتم میکنه. نخوام هی بزور و تصنعی حال خودم رو خوب کنم و هی دنبال نشانه ها باشم که عه!!! نشانه نیومد پس من که این همه زور زدم حالم خوب باشه چرا نشانه نیومد!!!!
به این شکل هم دقیقا عین همون زور زدنه و جهان سرش کلاه نمیره. چون فرکانس ها هستن که دارن کار میکنن نه چشم هایی که بخوان ببینن.
در مورد باورها:
باورها نتیجه تکرار و مرور یه فکر به دفعات زیاد و به اشکال مختلفه. وقتی بارها و بارها تکرار بشه توی ذهن به صورت جمله یا تصویر، کم کم تاثیر خودش رو میزاره و وقتی یه ذره تغییر کرد نتیجه به اندازه یه ذره میاد توی زندگی. و اون نتیجه رو هی مرور کنیم با خودمون و هی تکرار کنیم و هی احساسش رو با خودمون تکرار کنیم و کم کم یه نتیجه میشه دو تا. بعد دو تا رو هی تکرار میکنیم تا باورپذیرتر بشه و اون موقه س که خیلی خیلی سریع تر نتایج میان و هی تکرار میشن و هی تکرار میشن تا تثبیت بشه.
مثلا من یه باور قوی که از خیلی وقت پیش برای خودم توی بحث روابط ساختم احساس ارزشمندیم توی هر شرایط و هر موقعیتیه. و هی مدام این موضوع رو با خودم تکرار کردم و میکنم که:
1- کسی که فقط من رو ببینه از من خوشش میاد
2- کسی که با من فقط صحبت کنه من رو حتما دوست خواهد داشت
3- کسی که من رو بشناسه کاملا عاشق منه و من رو خیلی خیلی دوست داره.
چه آقا باشه و چه خانم.
برای موضوع داشتن شریک زندگی و رابطه عاطفی عاشقانه هم که باورهای تخصصی تر این موضوع رو دارم تمرین کردم و باید بیشتر تمرین کنم و نیاز به کار داره. که نتایجش رو دارم میبینم که توی هر شرایطی چه قدر قوی و چه قدر دقیق و چه قدر وحشتناک داره کار خودش رو میکنه این باور. حتی اگه توی کثیف ترین حالت از نطر ظاهری باشم، یا حتی ژولیده و مندرس پوشیده باشم هم بازهم بیشتر از انتظار خودم کار میکنه و همیشه در حال کار کردن هست.
یا مثلا توی موضوع ثروت این باور رو دوست دارم بسازم و دارم میسازم که تمام مردم شهرم پولدار و دارا هستن و همه شون حداقل چندین ملک و خونه و ماشین و کلی ثروت دارن. که این باید تقویت بشه.
یا تمام آدم هایی که الان اطرافم هستن و من باهاشون دارم زندگی میکنم، چه کاری و چه خانواده، انسان های فوق العاده عالیو بی نطیری هستن و چون من هم انسان بی نظیری و شایستگی داشتن روابط عالی رو با همه دارم، اصن فقط نمی میریم برای هم.
استاد باور خیلی خوبه، خیلی خیلی. چون وقتی ساخته شد دیگه تو اصلا نمیخواد هیچ کاری بکنی. توی هر موقعیتی، توی هر شرایطی و توی هر زمانی داره کار خودش رو انجام میده. بدون کوچک ترین زور و تقلا و تلاش فیزیکی که اذیت کننده باشه.
یکی دیگه از راه های باور سازی تحسین کردن افرادیه که ویژگی های مورد نظر من رو دارن. همه ش تو ذهنم، به دفعات زیاد، هم بهشون فکر میکنم و هم تحسین شون میکنم و هم گوشه ذهنم همیشه هستن. اینطورس کم کم به مسیر داشتن اون ویژگی مورد نظر هدایت میشم و وقتی که یه بار برام اتفاق افتاد میچسبم به اون یه دفعه و انقدر تکرارش میکنم و انقدر مرورش میکنم تا بشه دوبار و بعد بازهم تکرار و تکرار تا نهادینه بشه.
انشاالله خداوند مهربانم کمکم کنه هر لحظه و هر نفس بتونم با زندگی کردن در لحظه و کار کردن روی خودم به مسیر نعمت و ثروت بیتری هدایت بشم.
خدایا خودت کمکم کن.
استاد عزیزم خدا زیادتون کنه و عمر با عزت بهتون بده. خیلی خیلی دوستون دارم و خدا رو شکر برای این مسیر درست.
سلام
روی هیچکس حساب نکنیم ، تنها کسی که میشه روش حساب کرد خداست ، قدرت رو از همه ی انسانها باید بگیریم و تنها به خداوند تکیه کنیم چون تنها انرژی و تنها قدرت اوست و خوشبختانه اون رحمن و رحیمه اونه که اگه باورش کنی در چشم بهم زدنی همه کارهایی که برای ما محال به نظر میاد رو برامون انجام میده همونی که قادرِ در چشم بهم زدنی تخت بلقیس رو برای سلیمان بیاره همونی که در یک شب بنده ش رو از مسجد الحرام به مسجد الاقصی میبره ، همون خدایی که آتش رو به آسانی تبدیل به گلستان میکنه همونی به زکریا میگه برای من آسان است همون کسی که فقط کافیه بگه موجود باش و فورا موجود میشه همون پاک و منزه از هر چیز
اون که صاحب و مالک و فرمانروای عرش بزرگه و باز مهربانترینِ، بخشنده ترینِ، خیرخواه ترینِ برای بنده هاش
اون بی نیازی که هیچ نیازی به هیچکس نداره فقط کافیه باور کنیم و ایمان داشته باشیم اعتماد کنیم بهش بعد متوجه میشیم که قدرتشو در ما نهادینه کرده ثروتش رو نهادینه کرده و جهان رو به تسخیر ما درآورده و ما بودیم که با شک با ترس با نگرانی با غم خودمونو از دیدنش محروم کردیم
باید کار کنیم روی خودمون باید تلاش کنیم که درمان کنیم این نابینایی رو
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ایی هدایت کنم نه گمراهان
آمین
سپاسگزارم خدای خوبم
سپاسگزارم استاد
سپاسگزارم خانم شایسته عزیز
سپاسگزارم دوستان خوبم
جان چو در جانان فرو شد جمله جانان ماند و بس
خود به جز جانان کسی را هیچ استقرار نیست
گام به گام مهاجرت به مدار بالاتر….
سلام به روی ماه استاد قشنگم و عزیز دل استادم و دوستان عزیزهای دلم که هم قدمهای منین
استادم منم لطیف…..
همون لطیفی ک داره با آموزشهات غوغا میکنه…..همون لطیفی که از روزی ک پیدات کرده دیگه آروم ننشسته و همش داره خلق میکنه……
مریم بانوی نازنینم بسیار سپاسگزارم که بازم یه پروژه ی گام به گام برامون گذاشتین….قطعا این سلیقه و درایت شما رو میرسونه…چون استاد جونم فقط گنجینه ی اطلاعات و تدبر و تفحص و اراده ی آهنینه…….
و شما استاد ظرافت و زیبایی و
چیدمان عالی حتی برای سایت…..
من ک دیدم بازم یه پروژه ی گام ب گام برامون گذاشتین.گفتم.مشخصه. این کار مریم بانوی قوق العادست….
گام خانه تکانی ذهن فوق العاده تاثیر گزاری بود برام….
امروز تا سایت رو دیدم و متوجه پروژه ی گام ب گام شدم دلم از خوشحالی غش رفت….
بسیار سپاسگزارم از شما دو استاد عزیزم.
که ینقدر دلسوزانه دارین برای رشد و پیشرفت ها تلاش میکنین …
به نام خدا
گام اول در اقدام به مهاجرت به مدارهای بالاتر
خداروشکر میکنم که امروز میخوام آگاهانه تر کانون توجهم رو کنترل کنم.
خداروشکر میکنم که امروز آگاهانه میخوام به ذهنم غذای مناسب بدهم تا از سر عادت ونیاز سمت ورودیهای نامناسب کشیده نشود.
هر وقت بتونم این دوتا کارو در طی هرروز بهتر وبیشتر انجام بدم در مسیر مهاجرت به مدارهای بالاترم.
وقتی کامنت بچه های موفق سایت رو میخونم ویه بک میزنم به سالهای قبل اونها وکامنتهای قبل بچه هارومیخونم قشنگ وواضح میفهمم علت نتایج عالی دوستان طی چه مسیری بوده
مثلا این روزها دارم روی دوره ی ثروت 3 کار میکنم .
وقتی به جلسه 4و5 رسیدم تصمیم گرفتم برم واز اولین دیدگاه شروع کنم به خوندن …
4سال قبل اقای عمران نوری میان وپروژه میزارن برای دیدن آگاهانه ی فراوانی در جهان اطرافشون
تقریبا هر روز اینکارو انجام میدن وکامنت مینویسن..
هروز میرن بازار
هرروز میرن توی خیابون
هرروز میرن توی هایپرها
هرروز میرن سمت ویلاهای محل زندگیشون
وخلاصه به هرجایی که میرن ذره بین نگاهشون رو روی تایید فراوانی ثروت وفرصت وایده وموقعیت وحتی فراوانی مشتری وانسانهای خوب وخلاصه فراوانی در راحتی در پیشرفت امکانات ،تنظیم میکنند.
وهر روز کامنت مینویسند.
وتایید فراوانی میکنند.
این روند رو 3 سال ادامه دادند .
چون باورشون این بوده که من به هرچیزی توجه کنم به مدار دریافت اون هدایت میشم.
والان ایشون در سال 1403 دارند توی همون خواسته های که بیرون دیدند وتایید کردند زندگی میکنند.
وحتی وقتی من براشون پیام گذاشتم خودشون هم باورشون نمیشد که 3 سال قبل کجا بودند و روند رشدشون انقده راحت وطبیعی اتفاق افتاده که باورش برای هرکسی غیر از بچه های سایت واستاد ومریم جان سخته…
هیچ جون کندنی نبوده.
فقط دیدن وتایید کردن بوده وبس
وهدایت وهدایت وهدایت
چقدر من این کلمه رو دوست دارم.
البته جای یه نکته اینجا خالیه که بگم تایید فراوانی که به ادم حس سپاسگزاری میده تاییده نه اینکه با نگاه کردن به فراوانی در جهان حس حسرت وحسادت بیاد سراغت این دیگه باوره کمبوده که واسه همه هست واسه من نیست که دقیقا توی مسیر معکوس قرار میگیریم.
توی مسیر حرص وطمع وعجله که نتیجش مشخص ومعلومه…
هنوزم بعضی از ما فکر میکنیم ساختن باور اینه که یه فایل رو گوش کنیم ونکته برداری کنیم وبریم ته تهش چندتا جمله ی انگیزشی بنویسیم وتکرار کنیم خلاصه روز از نو روزی از نو ..
تازه خیلی از ماها علاوه بر ملا بنویس بودن چقدرم برای مردم میریم بالای منبر وسخنرانی میکنیم ومیگیم داریم باورهامون رو تکرار میکنیم تا در مدار خواسته ها قرار بگیریم.
بله درسته این کارا خیلی به ما کمک میکنه اما نتیجه رو تمرین در عمل ایجاد میکنه..
اینکه در بستر زندگی قوانین رو زندگی کنیم
..
اینکه به ذهنمون نشون بدیم وبراش فکت بیاریم بهش الگو نشون بدیم جلوش واقعیت بزاریم وذهنمون رو با منطق اروم وهمراه کنیم.
مثل خوردن قرص نیست که بندازیم بالا وبگیم اوکی…
ساختن باور استمرار میخواد ..
ساختن باور اقدام عملی میخواد..
ساختن باور تمرین در بستر زندگی میخواد .
پیدا کردن الگو وتایید کردن میخواد
تایید همراه تحسین وشکرگزاری میخواد.
احساس لیاقت میخواد.
توحید وتوحید که با شناخت وجستجو در قدرتهای رب رو میخواد .
اینکه بگردیم وقدرت بی انتهای خداوند رو در جای جای جهان به ذهنمون نشون بدیم ..
اینکه بگیم خداوند تنها قدرت جهانه درست ولی چقدر میتونم به ذهنم نشون بدم این قدرت وبزرگی رو ..
وچقدر مثالها وداستانهای قرآنی عالیه.
چقدر بریم خودمون ردپای این باور قدرت وبی انتهایی عشق وخیر خداوند رو در زندگی خودمون ودیگران بگردیم وببینیم.
امروز که دارم این کامنت رو مینویسم والبته هروز سعی کردم تا به امروز
هر صبح دوربین نگاهم رو روشن کنم ولنز دوربینم رو روی برکت وفراوانی در جهان و روی سلامتی وتندرستی غالب در جهان وروی ارامش وسعادت بیشتر در جهان وروی هرآنچه که به من احساس خوشبختی میده تنظیم کنم .
روی روابط عاشقانه.
به قول استاد شکارچیه نکات مثبت باشم
ببینم وتایید کنم
واز خداوند بخاطر تمام همراه بودنش در مسیری که شروع کردم وتا به اینجا اومدم سپاسگزارم.
وسپاسگزارم از استاد ومریم عزیزم که سفره ای از آگاهی رو پهن کردند که هرکدوم از ما به نسبت ظرفی که داریم ازش برداریم .
واین اگاهیها تمومی نداره..
هرچی بیشتر برداریم هی بیشتر وبیشتر میشه چون ظرفمون بزرگتر وبزرگتر میشه.
مریم عزیزم واستاد نازنینم خیلی دوستتون دارم.
سلام لیلاجانم چقدر خوشحال شدم که کامنت گذاشتی باذوق وشوق بازش کردم که بخونم وچقدرعشق میکنم باخوندن کامنت هات وچقدرپرازاگاهی ونکته هست خیلی عالی توضیح میدی روندکارکردن روی خودت رو
ومن خیلی انگیزه میگیرم سپاسگزارم ازت
لیلاجانم یه سوال داشتم ازت میشه راهنمایی م کنی چون جنس حرفات خییییلی به دلم میشینه وتاثیرگذاره برام
من روی خودم کار میکنم میبینم ریزریز داره اتفاقهای خوب میفته برام یکدفعه میبینی بدون اینکه بخوام ناخوداگاه درگیر یه حاشیه میشم جوری که اصلا نمیدونم چه جوری وقتی به خودم میام میبینم ازمسیردورشدم
واین باعث شده خیلی درجابزنم باوجود اینکه خیلی وقته قانون رونیدونم ولی پیشرفتم ورشدم درحدچن اتفاق خیلی کوچیکه مثل زنگ زدن یه دوست،دیدن ابرهای زیبا….
خیلی خوشحال میشم راهنمایی م کنی
چه جوری سپاسگزاری کنم که ازته دلم باشه
سپاسگزارم ازت
به نام خدایی که بر نوشته هایم جاری میشود..
سلام به کوهستان عزیزم
دوست خوبم اول بخاطر اسم بسیار قشنگت تبریک میگم ..
کوهستان به ادم احساس قدرت میده ..
حس قوی بودن واستوار بودن..
کوهستان خیلی حسم از اسمت عالی شد..
دوست خوبم خوشحالم که نوشته های من به دلتون میشینه..
واما با اجازه ی استادان عزیزم دریافت خودم رو از قانون واز نحوه ی اجرای قانون در زندگی برای پاسخ به سوال شما مینویسم.
در مورد رفتنه ناخودآگاه شما به حاشیه بگم که همه ی ما فکر میکنم همینطور هستیم.
خودمن در روز شاید چندین بار به خودم بیام وببینم توسط افکاری که به من احساس نگرانی وغم وحتی حسادت وکمبودبده احاطه شدم وخلاصه که درگیر افکاری شدم که توی ناخودآگاهم داره اتفاق میافته که یدفه مثل کسی که برق گرفته به خودم میام و میگم صبرکن صبرکن چی داری میگی ؟این چرت وپرتا چیه واسه خودت داری میمیبافی؟ واینکه با خودم مهربون میشم میگم نه عزیز دلم اینجوری که تو فکر میکنی نیست موضوع چیز دیگه ای هست
اروم باش .
همه چی هسن خیالت راحت.
خدا خودش حواسش هست خیالت راحت ..
یا اینکه در مورد مسائل دیگران میگم لیلا جان رها باش اونم خدا داره ..
خدای اونم کریمه.
تو نمیخواد کاری کنی .
خدا خودش هدایتش میکنه ..
وخلاصه کوهستان عزیزم
هرروز ما پره از حاشیه ها
فقط باید تمرین کنی که به حس درونت توجه کنی ..
ببینی چه احساسی داری ..
اگه حس سنگینی قلبت رو داری به خودت بیا ..
چون نشون میده جای خدا تو قلبت تنگ شده ..
چون توی قلبت پرشده از نگرانی یا خشم یا غم یا حسرت یا حسادت یاغرور یا طمع یا عجله و….
وقتی قلبت پراز ارامشه یعنی همه جای قلبت پر شده از خدا…
وجنس خدا گشایش وسبکیه…
اما هر جا که سنگین شد ..
هرجا که گرفت بدون که از مسیر خدا زدی بیرون..
از فرکانس خدا دور شدی..
کوهستان عزیزم ..
یه مثال واقعی از یکی از دوستانم میزنم که منظورم رو بیشتر برسونم.
دوتا از دوستان من باهم به تضاد خورده بودند که یکی از اونها به پدر اون یکی بی احترامی کرده بود.
دوست من که به پدرشون بی احترامی شده بود هم خیلی عصبانی وخشمگین بود وهم خیلی ناراحت وغمگین ..
وکلا توی فکر تلافی بود
بامن مطرح کرد .
بهش گفتم عزیز دلم پیش تو جایگاه خدا بالاتره یا جایگاه پدرت؟
دوستم مکثی کرد واشک توی چشماش حلقه کرد وگفت خدااااا.
گفتم پس چرا بخاطر پدرت داری جای خدارو توی قلبت تنگ میکنی ؟
چرا قلب پر از خدا وارامشت رو داری پر میکنی از خشم وناراحتی وحس انتقام بخاطر پدرت…
ببخش بخاطر خدا..
بزار قلب خودت اروم بگیره..
اگه ما توی هر چالش وهر تضاد وهر مساله ای به وجودمون به درونمون به قلبمون برگردیم خیلی راحت میتونیم مچ ذهنمون رو بگیریم.
وقتی خدا توی قران میگه من از رگ گردن به شما نزدیکترم میخواد بگه من آرامش وجود شما هستم جایگاه من تمام وسعت قلب شماست حالا اگه میخواهید مسیر صراط مستقیم رو از مسیر گمراهی تشخیص بدید به حالت درونیه قلبتون رجوع کنید ..
ببینید سبکه یا سنگین.
ببینید گشودست یا گرفته وتنگ
ببینید آرومه یا آشوبه
ببینید خوشحاله یا غمگین.
از احساستون برای شما شاخص قرار دادم.
حاشیه ها همیشه هستند.
اما این ما هستیم که تمرین میکنیم اولا وارد حاشیه ها نشیم ودوما اگرم وارد شدیم زود بفهمیم وخارج بشیم.
بودن توی این سایت مقدسه که خیلی به ما برای دور بودن از حاشیه ها کمک میکنه.
اما در مورد سپاسگزاری هم بازهم باید به قلبت رجوع کنی .
سپاسگزاری به زبان وحتی به نوشتن هم نیست .
سپاسگزاری یک رفتار قلبی ودرونیست.
وقتی که تو از دیدن یک زیبایی ویا نعمت خوشحالی این میشه سپاسگزاری
سپاسگزاری از نظر من رضایت خداست .
حالا خدا کی راضیه ؟
زمانی که ببینه از چیزی که داریم با حس خوب وبدرستی استفاده میکنیم.
زمانی که ببینه بنده هاش برای دیدن هر زیبایی وهر نعمتی وهر برکتی وموهبتی خوشحال هستند خداهم راضی وخوشنود میشه.
من یه روشی داشتم برای اینکه به سپاسگزاری عمیقتری برسم ..
اونم این بود که به نبود یه چیزی یه لحظه فقط یه لحظه فکر میکردم ..
بعدش تصویری که پیش چشمم نقش میبست از نبود اون چیز یا شخص
انگار قدروارزش اون رو در نظرم هزاران بار بیشتر میکرد
مثلا هرروز صبح که توی دفتر ستاره ی قطبیم شکر گزاریهام رو مینویسم ..
میگم برای آب گوارا سپاسگزارم .
برای اینکه با عمق وجودم راضی وخوشنود بشم برای آب، میگم اگه آب نبود الان چطور بود!
تصور بی آبی با من کاری میکنه که لیوان آبم رو میبوسم واشکم میغلته ومیگم خدای من شکررررررت که آب زلال وگوارا وفراوان در اختیارم قرار دادی..
وقتی برای هوای پاک شکر میکنم یه لحظه به اینکه اگه هوای قابل نفس کشیدن نبود چیکار میکردم
یه لحظه حس خفگی باعث میشه که با اشکی که چشمه ی اون از قلبمه ،بگم خداجووووون شکررررررت برای هوای رایگان وفراوان وهمیشه در دسترسم.
کوهستان جان میتونم برات میلیونها مثال بیارم وتو ببینی که ما نامحدود نعمت وزیبایی توی زندگیه هروز مون هست که به ما عطا میشه که اگر نبود اوضاع رو سخت میکرد برامون..
مثلا شاید بگین شکر گزاری برای ابرهای سفید اسمون چطور شمارو راضی میکنه واز عمق وجودتون برای ابرهای سفید وزیبا شکر می کنید ..
وقتی لحظه ای رو تصور کنید که اسمون سقف سیاهی باشه وچیزی روشن توش نباشه، چقدر زیبایی ابرها وخورشید وماه وستاره ها ورنگ آبی زیبای اسمون به چشمت زیباتر میاد وچقدر سپاسگزارتر میشی عزیزم؟
امیدوارم تونسته باشم بهتون کمکی کرده باشم ..
فقط توی این مسیر که هستین بمونید وادامه بدید پاسخ تمام سوالات توی این بهشت توی این سایت الهی هست .
وبهش حتما میرسید.
آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم برای شما وبرای تمام دوستانم در سایت استاد عزیزم..
سلام به لیلای عزیزم خییییلی خوشحالم و سپاسگزارم ازت از اینکه به کامنتم جواب دادی اونم چه جوابی باخوندن هرخط ازکامنتت از خوشحالی وحس خوبی که بهم دادی گوشی رومیذاشتم زمین وباخودم میگفتم واااای خدای من اینه راست میگه آره اره
یعنی انقدرذوق میکردم ازخوندنشون
خیلی خوشحالم از اینکه ازاسمم خوشتون اومده،این اولین باری هست توی این سن 41سالگی یکی بهم گفته که اسمت قشنگه آخه من ازاسم خودم خوشم نمی اومدباورت نمیشه بااین جمله که کوهستان به آدم (احساس قدرت میده حس قوی بودن واستواربودن)برای اولین بارتوزندگیم بهش فکر کردم و گفتم آره لیلا جانم راست میگه چراتاالان خودم اصلا بهش فکر نکرده بودم وحس خییییلی خوبی گرفتم تا اینجای کامنتت
با خودم فکر کردم گفتم چه خوب میشه که بتونم قوی باشم واستوارتوی این راه بهشتی توی زندگیم،لیلاجانم نمیدونی چقدرررردوست دارم مثل شماوهیای از دوستان عزیز دیگه م که توی این سایت هستم منم رشدکنم ونتیجه های عالی بگیرم ازهمه لحاظ حتی تاقدم سوم روتهیه کردم یه مدت گوش کردم ولی حس کردم باید بیام اول رایگانهاروگوش کنم واینکارم کردم ولی خوب گفتم زیاددرگیرخانواده مادری م هستم چون پدرم به رحمت خدا رفتن الان ده ساله ومن همیشه تواین پنج برادروسه خواهری که هستیم همیشه نقش ناجی وحمایت گرمادرم روداشتم همیشه سعی کردم که دوروبرزن وبچه های برادرام باشم برای اینکه برادرام هوای مادرم رو داشته باشم حتی بارهاشده که زن و بچه های برادرام بهم بی محلی کردن بازم قبول کردم به خاطر مادرم چون مادرم یکی ازبرادرام روخیلی دوست داره اگه قهربکنه دیگه مادرم مریضه پیش اومده رفتم جلوی در خونه برادرم که دختردوساله شیرینی داره احوالشون روبپرسم بااینکه خونه بودن دروبازنکردن برام ولی بخاطر مادرم قبول کردم گفتم چیزی بگم الان قهرمیکنن خلاصه…
این جمله ت که نوشتی به دوستم گفتم (جایگاه خدابالاتره یا جایگاه پدرت) این رودیدم مثل کسب که آب یخ بریزن روش چند دقیقه هنگ کردم چقدرررراین حرفت به دل وروحم نشست
واقعا اگه بتونم این حرف لیلا جانم رودرزندگیم بکارببرم خیلی ازمشکلاتم حل میشه
چون بخاطر این حاشیه ها خیلی درگیرخشم وعصبانیت وکینه ونفرت هستم هررررکاری میکنم نمیتونم آدمای که ازشون رنجش ودلخوری وکینه ازشون دارم روببخشم میام به مثبت هاشون توجه کنم با خودم میگم ولشون کن من ازایناخوشم نمیادنمیخام تامیام به مثبتاشون فکرکنم درگیرخشم وناراحتی میشم ازشون (خونه مادرشوهرم اینا)
خلاصه اینکه این حرفت برام خیلی باارزشه سپاسگزارم ازت بخاطرکامنت های باررزشی که توی این سایت الهی میذاری ومن انقدرازشون حس عالی میگیرم وبهم انگیزه میدن
از روش سپاسگزاری کردنت که آنقدر قشنگ داری انجام میدی سپاسگزارم ومنم حتما بااین روش انجام میدم وخیییییلی ازکامنتت حس و حالم عالی شد
خیلی دوستت
دارم لیلاجانم وارزوی خوشبختی و سلامتی و سعادتمندی وثروت بی نهایت رودارم برات
ازاستادعزیزم وخانم شایسته عزیزم هم سپاسگزارم
سلام و درود به کوهستان زیبا
با اینکه تصویری از خودتون نذاشتید ولی احساسم اینه که خیلی زیبا هستید.
من هم از دیدن اسم زیباتون یک حس عالی گرفتم .واقعا اسم زیبایی دارید.بهتون تبریک میگم.(کوهستان حس آرامش، نزدیکی به خدا ، قدرت و خیلی حس های زیبای دیگه در درونش داره و حتما شما هم همین خصوصیات زیبا را دارید).
از سوالتون از لیلا جان پرسیدید و ایشان هم جواب بینظیر دادند ممنونم.من خیلی خیلی استفاده کردم واقعا لیلا جان قوانین را خوب درک کردند و در حال اجرا و لذت بردن از زندگی هستند.به لیلا جان زیبا تبریک میگم و براشون آرزوی موفقیت روزافزون دارم.
در مورد روابطی که نوشته بودید اصلا نگران نباشید همشون درست میشه وقتی شما روی خودتون کارمیکنید.
ازتون میخوام قدمهای دیگه را تا قدم دوازدهم تهیه کنید چون درقدمهای بعدی استاد خیلی خیلی عالی در مورد همه چیز صحبت میکنند که با شنیدن اونها خودبخود در شما و روابطتون تاثیر میگذارند.هر جلسه را اگه تونستید حتیبارها و بارها هم شده گوش کنید و رهاش نکنید.من تاثیر آن را در زندگیم دیدم .
من همیشه تعریفم از 12 قدم این هست که تو قدم اول عین کسی هستیم که تازه میریم کلاس اول و هیچی بلد نیستیم و در قدمهای بعدی پله پله میریم بالاتر و قدم 12 دیگه وارد دانشگاه شدیم .
بعضی وقتها شده که باید پلی بک بزنی و برگردی و جلسات دوباره از اول گوش کنی تا جلسات جدید را درک کنی.من این را امتحان کردم و در برگشت مطالب جدید زیادی دیدم.حتی با دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دورآمریکا هم درک جدیدی داشتم.
براتون آرزوی موفقیت و لحظات شاد میکنم و امیدوارم بزودی بیایید و از حال عالیتون بنویسید و موفقیتهای پشت سرهم و متوالی داشته باشید.
سلام ربابه جان خیلی خوشحالم از اینکه ازاسمم حس عالی گرفتین و سپاسگزارم برای توصیف زیباتون
یکی ازآرزوهام این هست که تاقدم دوازدهم راتهیه کنم وحتمااینکارومیکنم
منم برای شما آرزوی موفقیت و سلامتی وثروت و آرامش رودارم
سپاسگزارم ازکامنتتون
وسپاسگزارازاستادعزیزم ومریم جان
سلام به لیلا خانم بشارتی
خیلی خیلی لذت بردم از کامنت عالی که برای خانم کوهستان نوشتی
خیلی تحسین تون کردم که چقدر قشنگ قانون رو درک کردین و چقدر عالی عمل میکنین
میخوندم و تحسین میکردم و حیفم اومد که فقط به دادن پنج ستاره اکتفا کنم
گفتم در غالب یه کامنت ازتون تشکر کنم که اینقدر زیبا قانون رو عمل میکنی و اینقدر عالی توضیح میدی
خیلی ازت یاد میگیرم
فقط میتونم بگم:
عالی هستی عالی هستی عالی هستی
دمت گرم تو بهترررررینی
ب نام الله یکتا
سلاااام ب همگی
سلام ب استاد جان و مریم جان و همه بچه ها
سلام لیلا جان
دمت گرم خیلی بهت تبریک میگم عزیزدلم
مرسی ک با حوصله ب سوال کوهستان عزیز ( زن قوی و قدرتمند سایت ک اسمی زیبا و پر صلابت دارن)
چقدر این سوال همه ماهاست
خدایا شکرت این فایل نشانه چند روز پیشم بود و وقت نکردم کامنت زیادی ازش بخونم و امروز هدایت شدم ب کامنت شما
لیلا جان ، کامنت های شما فوق العاده ب دلم میشینه و ایمانمو قوی میکنه
ممنونم ک بازم نوشتین و دستی از دستان قدرتمند رب العالمین شدین برای هدایت ما
️️️
سلام به لیلای عزیزم
دوست بهشتی ام
خداروشکر برای این فضای مقدس که منو با شما انسان آگاه و متعهد آشنا کرد
خداروشکر که هدایت شدم به این کامنت و این جملتون عجیب به دلم نشست و منو تکون اساسی داد
برای خودم یادداشتش کردم تا یه جا جلوی چشمم بزارم تا یادم بمونه به خاطر کی و چی دارم خونه ی قلبم رو آلوده میکنم و جای خدا رو تنگ میکنم
این جمله رو زمانی خوندم که خیلی بهش نیاز داشتم و مثل نوری بود که دلم رو روشن کرد
واقعا ازت ممنونم که اینقدر خوب روی خودت کار کردی که هم خودت داری خوب زندگی میکنی هم چراغی هستی برای دیگران تا اونها هم راه رو پیدا کنن و قدم جای درستی بزارن
یک جمله دیگه ای رو هم توی یه کامنت دیگه ازت دیدم که بسیار بسیار قلبمو باز کرد و بهم حس قدرت داد ،همون موقع نوشتمش و زدم روی در تا همیشه جلوی چشمم باشه
{هیچ قدرتی بالاتر از تو نیست یا رب}
دارم خیلی چیزا ازت یاد میگیرم ، خداروشکر برای حضورت
دوست دارم دوست جانم
سلام و عرض و ادب و احترام به استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و خانواده بزرگ و صمیمی عباس منش
سلام و عرض ادب خدمت خانم بشارتی گرامی
خانم بشارتی گرامی، انرژی و شور و شوق و انگیزه شما از تک تک کلماتتون به وجود آدم تزریق میشه. من با اجازتون داستان آشنایی تون و با سایت در صفحه تون خوندم و واقعا به این استمرار و پشتکار غبطه خوردم و بهتون تبریک میگم و چقدر انرژی و انگیزه گرفتم.
وقتی شروع به خوندن کامنت های شما میکنم ، بدون وقفه تا انتهاش میرم، و این به نظر من بخاطر قدرت بیان و قدرت شیرین نویسی شما و در اصل اون باوری که پشت کلمات شما وجود داره هست که اینقدر خوندن کامنت هاتون و جذاب و شیرین میکنه.
بی نهایت ازتون سپاسگزاری میکنم که اینقدر زمان و انرژی میذارید و دستاوردهاتون با ما به اشتراک میذارید تا کمکی بشه به رشد و ایجاد انگیزه در دوستان .
این حد از سخاوت و از خود گذشتگی واقعا ستودنیه.
که استوره این ویژگی ،استاد و خانم شایسته گرامی هستن، که شما با 5 ستاره کامل طلایی نشون دادید که دارید راهشون و ادامه میدید.
بهتون صمیمانه تبریک میگم برای رشد و پیشرفت در تمام جنبه های زندگی تون.
ظاهرا استارت شوکفایی شما از دوره دوازده قدم بوده،
جسارتا اگر زحمت بکشید که از تمرینات شخصی تون، در بحث مالی و اینکه چطور باور های ثروت ساز ایجاد کردید که به رشد مالی پایدار رسیدید، برامون بیشتر بگید بی نهایت از شما ممنون میشم، چون من هم رو دوره 12 قدم کار کردم و در تمام جنبه های زندگی نتایج عالی گرفتم ، روابط؛ چه در محیط کار و در منزل با همسر و دخترم . بحث معنویت، بحث سلامتی و…
ولی انتظار من در بحث مالی خیلی بیشتر و بزرگتر بوده که هنوز محقق نشده، یعنی اون درآمد پایدار که میخواستم هنوز اتفاق نیفته.
دوس داشتم از تجربه شما استفاده کنم ، شاید ترمزی در مسائل مالی دارم که به لطف خدا بتونم حلش کنم .
پیشاپیش ازتون سپاسگزارم.
خانم بشارتی گرامی عالی ترین ها رو برای خودتون و خانواده محترمتون آرزو دارم .
انشالله که همیشه 5 ستاره تون کامل طلایی باشه و همین طور پر انرژی در این مسیر الهی قدم بردارید.
در پناه خدای رزاق و هدایت گر
سلام لیلا جان.
همیشه از خوندن کامنتت و دیدن و شنیدن موفقیت هات بهم حس خوب میده ه یک زن تونسته موفق بشه پس من هم میشم
راستش می خوام بگم درست میگی خیلی از،ماها فقط شدیم ملابنویس و فقط،می نویسیم و در واقعیت هیچ تغییری نکردیم.
من هم همین طور بودم فقط می نوشتم ولی تو زندگی واقعا از قوانین استفاده نمی کردم
مثلا درآمدم کم بود حسم رو بدتر میکردم . و این باعث میشد در مومنتوم منفی برم و با همسزم به مشکل بخورم با پسرم دعوا کنم و همین طور ادامه داشت .ولی از،شروع لین دوره که با زحمت مریم بانو انجام گرفته دارم متعهدانه روی خودم کار می کنم و سعی میکنم حالم خوب کنم .منم الان مثل روزهای اولت کلی بدهی،دارم ولی سعی،میکنم از دید مثبت ببینم و تصویر سازی کنم که با کمک خداوند به راحتی این بدهی ها پرداخت شده و روزی میرسه که بدهی به کسی ندارم و همیشه حسابم پر پول هست
سلام لیلا جان دوست عزیزم
کامنت شما هدایت و نشانه ای بود از طرف خداوند برای من تا در این مسیر توجه و تمرکز بر فراوانی ها استمرار داشته باشم و این مسیر رو ادامه بدم و هر روز زره بین نگاهم رو بزارم روی پیدا کردن نشانه های فراوانی تقریبا یک ماه و نیم هست که دارم هر روز این کار رو انجام میدم و معجزه پشت معجزه و الان که کامنت شمارو که داستان دوست عزیزمون رو نوشته بودید که 3 سال هر روز این کار رو انجام دادن امید و باور من رو بسیار تقویت کرد و بینهایت از شما بابت این کامنت تاثیرگزارتون سپاسگزارم در پناه الله شاد و سالم و ثروتمند باشید