این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد عزیزم اگر بخواهم درباره قانون تکامل در زندگیم بگویم باید به قانون سلامتی اشاره
استاد من واقعا دوست داشتم قانون سلامتی را داشته باشم چون خیلی دوست داشتم سالم باشم
دوست داشتم مسیری را بدانم که کمتر عذا بخورم بیشتر انرژی داشته باسم و خواب کمتری داشته باشم
برای این امر من یکی دوماه قبل از قانون سلامتی شروع کردم به حذف قند ویک وعده غذا روزانه ام
عادت ناخونک زدم که خیلی زیاد در من بود با گرفتن روزهای متمادی کمتر کردم
سعی کردم تا 40 ساعت غذا نخورم سعی کردم دیگر دخترم را به خاطر غذا خوردنش سرزنش نکم
تعهد دادم وقتی وارد دوره قانون سلامتی شدم درباره این دوره با کسی صحبت نکنم
استاد واقعا سعی کردم کلی مورد را در خودم اصلاح کنم
والان که در دوره قانون سلامتی هستم پذیرش حرف های شما و عمل کردن به آن برای من آسان شده
ودرباره نتایج پایداری که به خاطر قانون تکامل در زندگیم به ثبات رسیده است واقعا باید بگویم اوضاع خیلی بهتر شده اما هنوز به ثبات خیلی زیادی نرسیده است مثلا کاملا تکاملی با دخترم روابطم بهتر شده اما هنوز من دراین زمینه ثابت نشده ام
سلام خدمت استاد عزیز اولین تمرین نه گفتن من به یک جمع فامیلی بود که اصلا حس خوبی بهش نداشتم وبا اکراه شرکت میکردم ولی فکر میکردم اگر نه بگم فاجعه میشه بازخوردها زیاد بود ومن اولویت به احساس خودم دادم والان رضایت درونی خودم رو ترجیح دادم حالم خوبه در صورتی که وقتی تسلیم دیگران میشدم گفتگوی درونیم زیاد میشد وحسم بد میشد من از سال 95 آموزش های استاد رو دتبال میکنم نتایج زیادی گرفتم وهنوز جای رشد هست دلم میخواد مهاجرت کنم ولی باید وابستگی هام رو رها کنم که یکیش همین فامیل هست که فکر میکردم نمیشه ازشون دور بشم مادرپدر خواهر برادر همسروفرزندان کسب وکارمذهب وکلی زنجیر های نامریی که باعث شده که نتونم به مهاجرت فکر کنم برای من نه گفتن به همه اینها خیلی سخته از خداوند میخوام که هدایتم کنه استاد عزیز سپاسگذارم
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز که با شکیبایی و پیوستگی مثالزدنی، این فایلهای بسیار سودمند را برای خودشان و ما آماده کردهاند و یکایک دستاندرکاران سایت الهی عباسمنش و همهی عزیزان همراه و همفرکانسم
در آغاز به مسئلهی بسیار خوبی اشاره کردید که، ما مسئول پاسخگویی به کاری که دیگران انجام دادهاند و یا سخنی که دیگران گفتهاند نیستیم و چهاندازه من پیش از اینها انرژی خودم را صرف این مسئله میکردم و اینجوری بود که کمتر و کمتر روی خودم متمرکز بودم.
سپاس از اینکه با حرفاتون به ما یادآوری میکنید که حتا وقتی به اندازهی شما به مدارهای بالا و بالاتر رسیدیم، باز هم مدارهای بالاتری هست که باید پیوسته بهسوی آنها حرکت کنیم و اگر بایستیم و فکر کنیم که دیگه کار تمومه و من تونستم به حد اعلای رشد برسم، درواقع دارم رو یه پایین و سقوط و بازگشت حرکت میکنم. از خودم میپرسیدم( البته نه حالاها! پیش از اینها) چرا استاد بزرگوارم این اندازه فایل تولید میکنه؟ حالا میفهمم که چرا! چون:
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
درسته! اعتراف میکنم که پیش از اینها فکر میکردم که همهی این کارهای شما برای خلق ثروت بیشتره. ولی حالا میدونم که؛
از کوزه همان برون تراود که در اوست
اگر درون شما این مسائل و موضوعات نجوشه، که بیرون نمیریزه! اون وقت شما هم میشوید مانند خیلیهای دیگه که فقط شو اجرا میکنند و برنامههای شما و محصولات شما از درون پوچ میشن! و این در حالیست که هر روز که میگذره، محصولات سایت الهی عباسمنش داره بهتر و بهتر میشه و ما هم باهاشون بیشتر و بیشتر رشد میکنیم و البته که اینها همه بر شالودهی ترش توحیدی شماست که به شکلهای گوناگون خلق میشن!
و چه نکتهی بسیار جالبی را برای بار چندم تکرار کردید که؛ این دیدگاه من است که مرا در این جایگاه که هستم گذاشته و نه هیچ چیز دیگری و نه هیچ عامل بیرونی! خدایا پروردگارا سپاس که هر چه که این نکته را بشنویم و با خود تکرار کنیم کم است!
شما در این مورد گفتید که اگر مسئلهای را درک کرده باشیم میتوانیم در هر وضعیتی و هر شکلی که پیش آید، آنرا حل کنیم. زیرا که وقتی تی یک مسئله را حفظ میکنیم یعنی به عبارتی آنرا سطحی یاد میگیریم، یا کمی پیچیدهتر شدن آن و یا تغییر شرایط و موقعیت، از حل آن عاجز میشویم. به عبارت دیگر، باید آن مسئله برای ما به شکل درونی حل شده باشد! باید نکات آن به لایههای زیرین ذهن ما و به ضمیر ناخودآگاه رفته باشد تا همیشه بهطور خودکار و گشت کر کردن آنرا انجام دهیم. یادم میاد از اون فایلی که توی احساس خود ارزشمندی گفته بودید و اینکه؛ داشتید با دوستتان و با دستگاه پلیاستیشن فوتبال میکردید و سه هیچ عقب افتاده بودید و در همان حال خطاب به بازیکنان مجازی تیمتان گفتید: نگران نباشید، خدا ما را هدایت میکنه و جبران میکنیم! و همین هم شد و شما بازی را چهار سه بردید. خدایا، منم این روزا دارم همین کار را آگاهانه انجام میدهم ولی باید اونقدر روی خودم کار کنم که این کارها را به شکل ناخودآگاه انجام بدم و هر چه که بیشتر روی خودم کار کنم، اینها درونیتر و درونیتر میشن و با این پل معروف میشه همون که گفتند:
با شیر اندرون شد و با جان به در رود
استاد بزرگوارم، هنوز هم در این مسئله که باید روی مسائل توحیدی کار کنم تا بتونم به خواستههایم برسم مقاومت دارم! از بس که باورهای محدود کنندهی من محکم شدن ولی با مار پیوسته و یاری خداوند، به زودی و آرام آرام کم رنگتر و کم رنگتر میشن تا اینکه دیگه روزی اثری از آثارشان نماند. در دورهی قانون آفرینش شما دارید به ما آموزش میدین که باید و باید از خدا چیزهای بیشتر و بیشتری را بخواهیم زیرا که ما همه ابزارهای گسترش جهان هستیم در دستان خداوند یگانه!
دقیقا درسته استاد بزرگوارم و اینکه همه این نیست که من کجا باشم، مهم اینه که آزاد و رها باشم، مهم اینه که آزادی مالی، زمانی و مکانی روزافزون داشته باشم تا اونجوری که دلم میخواد زندگی کنم! حالا اونجا ممکنه ایران باشه، ممکنه آمریکا باشه. به نظرم همین دید خوب شما که براتون مهم نبود که کجا برید و تنها براتون مهم بود که اونجا آزاد باشید، شما را به بهترین جاها هدایت کرد.
من عاشق این روحیهی شما هستم که میخواهید کارهای نو انجام دهید، تو یک موقعیت نمیمونید و دوست دارید که همیشه یه چالشی باشه تا حلش کنید و اینه که شما را رشد میده و من هم بهعنوان دانشجوی شما این را سرلوحهی زندگیم قرار میدهم تا رشد کنم و مثل یک چشمهی جوشان و پرآب همیشه از درونم ایدههای نوآورانه بجوشه و کارهای نو انجام بدم و ثروتهای روزافزون و نو خلق کنم!
و دقیقا درسته که باید مراحل تکاملی را طی کنم و گول وسوسههای شیطان و نفس عجول را نخورم و بدونم که اگه پارو نزنم و وا بدم، خودش من را به بهترین جاها میبره! و اینکه، اگر هم مهاجرتی در برنامهی زندگی من باشه، باید از همین جا و اول از درونم مهاجرت کنم و باید همینجا به یه آدم توانا تبدیل شده باشم تا هرجای دیگری هم که برم در خوشبختی زندگی کنم! وگرنه اونجا ممکنه بسیار بسیار بدتر از اینجا باشه!
قانون آفرینش یک قانون تکاملی است افکار با باورها و باورها با تکرار پیوستهی ورودیها و توجه و تمرکز بر روی خواستهها در هر شرایطی است که ایجاد میشه! پس:
کارها آسان شود اما به صبر
باید روی خودم کار کنم کار کنم و کار کنم تا پایان عمر تا اینکه پیوسته به مدارهای بالاتر و بالاتر بروم!
استاد بزرگوارم من الان شصت سالمه و تصمیم گرفتهام که تا پایان عمر با دورههای آموزشی شما باشم چون تغییر در زندگیم و رویدادهای زندگیم را دارم میبینم و خواهم دید!
به نام خداوند بخشنده و مهربان. به نام رب العالمین و بنام الله هدایتگرم.
سلام استاد عزیز و خانوم شایسته و همگی.
بریم سراغ این جلسه:در اول فایل استاد گفتند باید هر روز روی خودمون کار کنیم تا بتونیم هر روز ورژن مناسب تری از خودمون را ارائه بدیم. و چیزی به اسم انسان کامل وجود نداره میشه بهتر و بهتر شد ولی کامل نه و اینکه اگر توی زندگی قانون و اصل را درک کرده باشیم میتونیم هر موضوع و هر مسئله ای را حل کنیم و سربلند و پیروز باشیم.
پاسخ1,اگر قدرت را فقط به خدایی که تو وجود ما هست بدهیم خیلی سریع میتونیم پیشرفت کنیم و موفق بشیم در تمام جنبه ها.تمام افراد موفق این اصل را رعایت کرده اند و به کسی باج نداده اند. البته ناگفته نماند که یک شبه نمیتوان باورهای توحیدی را در خود ایجاد کرد اما هر چه کار کنیم بهتر و بهتر میشویم و نتایج بهتری را نصیب خود میکنیم.
2,سفر به آمریکای عباس منش=توحیدی بودن او و قدرت ندادن به غیر. اصولا کسانی به ادم انگیزه میدن که میگن تو نمیتونی فلان کار را انجام بدی داستان مهاجرت استادم اینگونه بود. یادمون باشه همه چیز امکان پذیر هست. خواسته که وجود داشته باشه ادم به سمت رسیدن بهش هدایت میشه.برای مهاجرت=رعایت قانون تکامل+درست کردن باورهای مناسب باعث میشود مثل یک شاه مهاجرت کنی. یادمون باشه خوشبختی و لذت را باید در هرجایی که هستیم احساس کنیم تا به مکانهای بهتر هدایت شویم اگه الان احساس خوشبختی نداریم جای دیگر هم خوشبخت نمیشویم.
3،هیچ عبارت تاکیدی خاص و هیچ جادو و جنبلی وجود ندارد که بشود یک شبه موفق شد. باورها یک شبه به وجود نیومده که یک شبه بخواد عوض بشه. قوانین جهان را نمیتوان دور زد و قانون تکامل هم یک قانون هست و نمیشود ان را دور زد.(چقدر یادآوری این جمله باعث شد بهتر و بهتر قانون تکامل را درک کنم،قانون را نمیشود دور زد) باورها مجموعه ای از گفتگوهای ذهنی تکرا شونده هست که فرکانس ارسال میکند و نتایج بوجود می آید. فرکانسها با فکر و فکر با باور و باور هم حاصل ورودی های ذهنی هست. وقتی ورودی ها و فکر خیلی تکرار شود باور را بوجود می آورد. اگر اتفاقی بیوفته و یک شبه باعث بشه ما تغییر و تحولی در خود ایجاد کنیم اما اگر روش کار نکنیم از بین میرود و دوباره به حالت قبل برمیگردیم.
تمام اتفاقات ما بدون استثنا حاصل افکار ماست و افکار نتایج باورهاست.
چند نکته:از جایی که هستیم لذت ببریم.خودمون را لایق جاهای خوب بدونیم. افکار منفی درمورد مهاجرت نداشته باشیم.
باورهای نامناسب نداشته باشیم. بعد به فرصت های جدید و موقعیتهای جدید ذوق و شوق نشون بدیم و تجربش کنیم.انعطاف پذیر باشیم.
خب میتونیم درمورد کشوری که دوست داریم از خوبی هاش بخونیم از فرهنگ های خوبی که دارند بخونیم. باورهای خوب بسازیم و…. توحید و تکامل و لیاقت و لذت بردن از زندگی.
من که اوایل وارد سایت شده بودم و دنبال شناخت بهتر استاد بودم این فایل ها رو گوش کردم و یادمه اون موقع رشد خیلی خوبی تو زمینه مالی پیدا کردم..طبیعی ثروت وارد زندگیم میشد
چند وقته پیش داشتم فکر میکردم دوباره باز این مصاحبه ها رو گوش کنم ..چون دارم رو دوره دوازده قدم کار میکنم نشد شروع کنم
اما الان که خانم شایسته این پروژه رپ ران کردن ما هم هم قدم میشیم با تمام دوستانی که تو مدار تغییر و بهبود های کوچک امااااا مستمر هستند
زمانی که خانم شایسته توضیحات پروژه رو قرار دادن یه قسمتش اینطور گفتند که وقتی که دوستان کامنت میزارند من کامنت میخونم و هم مرور اون فایل میشه هم جاهای که ازقلم افتاده رو درک میکنم…
واقعا هم همینطوره نصف از فایل متوجه میشیم نصفش از کامنت بچه ها و درک اونها
چه حس خوبی گرفتم که همه همینطور هستند یه خرده احساسم تو این زمینه بد بود که چطور کن اینو درک نکردم اما این دوستمون داره بهش اشاره میکنه..چرا اینطور درکش نکردم…وقتی خانم شایسته اینطور گفتن حس خوبی گرفتم کی هیییچ عجله ای نیست به اندازه مداری درک میکنی به هوش و ذهن ربطی نداره…
نکات مهم این فایل
در مورد مهاجرت
خوشحالم استادی دارم که تو همه زمینه ها الگو هست
و میگه من مثل پادشاها مهاجرت کردم…پس میشه اینطور هم نتیجهگرفت
بهآسانی به زیبایی عزتمندانه
در مورد توحید و باورهای توحیدی
دقیقا همه ما اگه این اصل رو بپذیریم رشد های کوانتومی میکنیم چون هم خودمون میشناسیم هم خدای خودمون بعد رهاتر هستیم عجله نداریم
میگیم خدای که این جهان رو با این همه دقت آفریده و هدایت من به عهده اش هست منو رها نکرده و کارهای منو هم هندل میکنه نگران نیستیم و نتیجه میاد به راحتی
در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت
و خانم شایسته عزیز که این دوره عالی رو برای ما به وجود آوردن تا بتونیم تو مسیر آگاهی باشیم و خودمون رو به مدار بالاتر برسونیم.
الان که در حال نوشتن این کامنت هستم وارد یکی از بزرگ ترین چالش های زندگیم شدم،دیروز با پیامی که داخل کانال تلگرام گذاشته بودین وارد دوره شدم و استارت دوره رو زدم
اولین درسی که در شروع دوره گرفتم تقویت باور توحیدی بود. این کلاس مجددا به من یادآور شدم که قدرت مطلق زندگی من خداوند بزرگ است و خداوند همیشه بهترین هارو برای من در نظر دارد
هرچی که الان دارم و به دست آوردم فقط به خاطر خدای متعال هست.
پس زمانی که قدرت زندگی من دست خدا باشد همه چی درست و به موقع اتفاق میافتد.
یادآوری این موضوع که من باید قدرت همه چی رو تو زندگیم به خدا بدم باعث آرامش خیلی زیاد من شد و دیگه اون چالش برام چیز بزرگی به نظر نمیاد چون میدونم هر اتفاقی که برای من بیوفته در جهت رشد منه
خداجونم شکرت که دارمت
تویی که هم مادرمی هم پدرمی هم عشقمی هم خواهرمی هم برادرمی
خدایا اول از همه ازت سپاسگذارم که هدایتم کردی به این مسیر پربار و ارزشمند
مریم جان شایسته، امروز که گام اول رو به لطف خدا شروع کردم اولین نه جادوییم رو گفتم که بهترین نه ممکن هست برای شرایط زندگی من
اون نه جادویی نه به خواب تایم سحر و زیاد خوابیدن هست…
دیروز با تمرکز نشستم فایل مقدمه رو نکته برداری کردم تو دفترم تجزیه تحلیل کردم، باورهای مناسب ازش درآوردم، بارها و بارها فایل رو گوش دادم و هربار درک بهتری از صحبتاتون داشتم، کامنت خوندم و کامنت نوشتم و خلاصه یه شروع پر قدرت داشتم و عجله هم نکردم و دیروز رو کاملا به فایل دستورالعمل پروژه اختصاص دادم و کاملا از نتیجه راضیم چون با فکر کردن اون نه گفتن اصلی و جادویی رو برای شرایط خودم کشفش کردم و از خداوند خواستم که کمکم کنه و بیدارم کنه تا از تایم سحر که اکثر آدما خواب هستن استفاده کنم
و چه شروع جذابی برای امروزم داشتم ساعت چهار صبح خدای عزیزم خیلی مهربون بیدارم کرد و بعد از نوشتن شکرگذاری صبحم نشستم پای فایل گام اول و با اینکه قبلا فایل قسمت یک مصاحبه رو دیده بودم اما با عشق دوباره با وجود نجواهای ذهنم بهش گوش دادم و 15 صفحه نکته برداری کردم که خیلی خیلی خوشحالم
تکنیک جدید من برای نکته برداری که هدایت و الهام خداوند بود که سه روزه بهش رسیدم اینه که هر نکته ای که استاد میگه و تو ذهنم بولد میشه رو مینویسم بعد میام هر برداشت و تجزیه تحلیلی که به ذهنم میرسه رو هم در ادامش می نویسم درباره باورهام مینویسم درباره باورهای درستش مینویسم براش مثال میارم و طبق شرایط زندگیم اون نکته استاد رو شخصی سازی میکنم
اینطوری همزمان که فایل گوش میدم روی باورهام و منطقی کردن باورهای درست هم کار میکنم
این رو تعریف کردم که شاید به بقیه دوستان هم کمک کنه
خلاصه که خواستم بگم اون نه گفتن اول کار واقعا برام جادویی عمل کرد و از ساعت چهار تا هشت صبح یکسره فرکانس عالی فرستادم و کلی نکته جدید یاد گرفتم و از سکوت سر صبح نهایت استفاده رو کردم
به قول استاد در اول این فایل من تصمیم گرفتم هر روز و در هر گام از این پروژه نسخه بهتری از خودم باشم و کاری ندارم که فردا چه اتفاقی قراره بیفته من با امروز خودم کار دارم و هیچ آپشن و ارفاقی درمورد کار کردن روی این پروژه برای خودم قائل نشدم و همه درهای اهمال کاری و تنبلی رو برای خودم بستم و امروز میخوام که بهتر از دیروزم عمل کنم و شروع روزم که اینطور بوده انشالله که ادامه میدم و در پایان روز از عملکردم راضی خواهم بود به لطف خدا…
من در این جلسه یاد گرفتم
اصل من هستم باورهای من و فرکانس ها و ارتعاشات هر لحضه من خالق شرایط زندگی من هستند و لا غیر
اصل توحیده، کمک خواستن و اعتماد کردن به ربی که از خودم مشتاق تره تا من رو به راه راست هدایت کنه و خواسته هام رو اجابت کنه
اصل رعایت قوانین جهان مثل قانون تکامله که داره بهم صبور بودن و رها و آرام بودن رو یاد میده، داره میگه حواست باشه که اصل لذت بردن از مسیره مقصدم قشنگه اما حال و هوای مسیر رسیدن یه چیز دیگه ست…
و باز هم الهام خداوند به قلبم و مثالی که به یادم آورد برای درک این موضوع مهم…
مثال عید و حال و هوای قبل عید میتونه بهترین مثال باشه، برای من که اینطوریه من عاشق خونه تکونی و خرید های عید و حال و هوای شهر و بازارهای شلوغ قبل عید هستم، به نظرم قشنگی عید به همین روزهای قبل از عیده به همین تمیز کاری و رسیدن به خودمون و خونمون و نو کردن وسایل و زندگیمون… این کارهای قبل عید همون مسیر لذت بخش رسیدن به هدفه و عید همون هدفه که قشنگه لذت بخشه اما از اون لذت بخش تر گذروندن روزهای قبل عید با حال خوبه با شادی و خنده و رقص و خوشحالیه که باعث میشه خود هدف یعنی عید هم بهمون بچسبه…
خدایا برای هممون روزهای قشنگ و پر بار و لذت بخش هرروزه رو در این پروژه و باقی روز ها ازت خواستارم و مثل همیشه هممون رو هدایت، حمایت، حفاظت و اجابت کن… آمین
من خیلیییییییی هدایتی به کامنت شما برخوردم، از بین سه تا فایلی که تا الان از این پروژه آماده شده، یه حسی بهم گفت بیا روی این فایل کلیک کن
حتی این فایل رو من خودم هنوز ندیدم و مثل آیه ( ما رمیت اذ رمیت لکن الله رمی ) که میگه خدا تو جنگ تیرو انداخت نه انسان ها، الانم خدا رسما منو آورد پایین صفحه که فقط کامنت شما که تازه ترین کامنت هم بود رو ببینم و باید می دیدم این کامنت رو
ممنونم ازتون بابت کامنت فوق العاده ای که گذاشتین
نکته های خیلی عالی ای رو مطرح کردین
اولین ( نَه ) تون اصلی ترین معضل من هم توی این روزهاس که بتونم صبح زود بلند شم و به کارام برسم
چون طی تضادی که چند روز پیش بهش برخوردم، متوجه شدم اگه شروع به تغییر نکنم، جهان زیر پاش منو لهم میکنه و باید برای رسیدن به استقلال مالی بتونم یه بهای درخور رو بدم
که باتوجه به اینکه کارم تولید محتواس اون بها، آماده کردن روزی یک ویدیو هستش که برای انجام اینکار باید من هم سحر بلند شم و بعد از نوشتن سپاسگزاری روزانه ام و گوش دادن یک فایل از استاد، پرقدرت روزمو شروع کنم و کارهای آماده سازی ویدیوی اون روزمو شروع کنم تا عصر که تموم بشه
و من چون دوره روانشناسی ثروت یک رو هم نزدیک دو ساله دارم ولی متاسفانه تا الان جوری که باید ازش استفاده نکردم
میخوام اون رو هم تمرکزی شروع کنم و نکاتی که راجب تحلیل و تجزیه و نکته برداری و کامنت خوندن و کامنت نوشتن گفتین فوق العاده بود
من تا الان کلا با کامنت نوشتن و حتی کامنت خوندن توی این سایت میونه خوبی نداشتم و آموزش های استاد رو فقط میدیدم و تجزیه و تحلیلی روش نمیکردم
ولی الان که میخوام این دوره رو تمرکزی شروع کنم به کار کردن، با توجه به مدلی که شما گفتین واقعا ده برابر رشد سریعتر اتفاق میفته به واسطه اون حد از تمرکز لیزری که رو آگاهی های فایل ها میزاریم
و این هم کمک میکنه کانون توجه امون در طول روز تماما عاری از هرچیز نامناسبی باشه
باز هم ممنونم از کامنت عالی تون
ایشالا تو مسیری که شروع کردین به امید خدا ثابت قدم باشین و هر روز و هر روز موفقیتای بیشتری رو کسب بکنین
این بهبود دائمی خانوم شایسته هم واقعااااا تحسین برانگیزه که در طول امسال که یکی از کم فعالیت ترین سالهای این سایت بوده از بابت میزان آپلود ویدیوی جدید روی سایت، ایشون اومدن و با پروژه روزشمار و خانه تکانی ذهن و الان هم این پروژه مهاجرت به مدار بالاتر، همواااااره سعی در بهبود کیفیت این سایت و صد البته بهبود کیفیت زندگی خودشون دارن
بی دلیل نیس که این سایت، بهترین سایت موفقیت فردی تو جهانه
از استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز واقعا سپاسگزارم که این فضا رو برای افراد آماده کردن که ازش برای بهبود کیفیت زندگیشون استفاده کنن
خداروشکر میکنم که کامنتم تونسته به شما انرژی برای شروع پر قدرت رو بده
میدونید همه ما جز اینکه تو این مسیر پرقدرت ادامه بدیم چاره دیگه ای نداریم یعنی من اینبار که این پروژه رو شروع کردم بارها به خودم گفتم تو چاره ی دیگه ای نداری جز اینکه تلاش کنی برای تغییر زندگیت
نه هیچ کس دیگه ای به فکر ماست نه کاری از کسی برمیاد که انجام بده
این فقط خودمون هستیم که باید از خدا هدایت بخوایم و هر روزمون رو با تعهد سپری کنیم
فقط خودمون هستیم که باید هوای زندگیمون رو داشته باشیم اگر بیخیال این راه بشیم جهان بدون ذره ای دلسوزی به قول شما لهمون میکنه چون ضعیفیم حذفمون میکنه
این جهان هدفش گسترشه و جای ضعفا و فقرا نیست
یا قوی میشی و نجات پیدا میکنی یا ضعیف میمونی و زیر چک و لگد های جهان از بین میری
اینهارو بارها با خودم تکرار میکنم یا ادامه میدی و رشد میکنی یا…
طی کردن(یعنی مسیر طولانیه!!!!) اونم برای منی که میخواستم همیشه از کوتاهترین وراحترین ونزدیکترین مسیر به خواسته هام برسم، حالا هر طور که شده، مهم نبود این وسط چه آسیبی به خودم ویا دیگران وارد میشه!!!
قانون( همیشه ازش فراری بودم) یعنی چی که همه چیز باید قانون داشته باشه؟؟ من همیشه قانون های خودم رو داشتم، حالا درست یا غلط، هر چی من میخواستم باید اتفاق میفتاد، فقط خودم وخواسته ام مهم بود!!!
تکامل( یعنی من ناقصم؟ یعنی تکمیل نیستم؟ یعنی بلد نیستم؟ یعنی نمیدونم؟ یا نمی فهمم؟ نه، این یکی که دیگه اصلا توی دایرهٔ المعارف، کتاب عقل ومنطق من جایگاهی نداشت!
وقتی با شما استاد قشنگ وعزیز دلم آشنا شدم هربار باید این جمله رو میشندیم، و پذیرش ودرکش برام سخت بود!
برای منه عجول، منه بی صبر،منه لجباز، منه بی تحمل…..
یعنی که چی باید صبر کنم تا رشد کنم؟
تا پخته بشم؟.تا وقتش برسه؟ تا …..
هنوز درک وپذیرش این جمله که من مسئول تمام اتغاقات زندگیم هستم، برام جا نیفتاده بود که با جمله ی طی کردن قانون تکامل روبرو شدم….
من دیگه صبرم سر اومده بود، من از این جمله ها ودرک مفاهیمش خسته بودم!!
اصلا من اومده بودم یه نسخه بگیرم که فقط با همون نسخه خوب بشم!!!
حالا می دیدم تو اون نسخه کلی دارو درمون نوشته شده که باید تهیه ومصرفش کنم و دوره درمانم رو هم کامل کنم…
ولی خب چاره نداشتم!!!
اونکه نسخه نوشت برام (سید حسین عباسمنش) خودش سالم بود و هر کی هم از نسخه و دارو درمونش استفاده کرده بود(دانشجوهاش) می دیدم همگی خوب شدند…
دیگه وقتش بود دست از خود درمانی هام بر دارم، برا همین موندم….
وسعی کردم درمونم رو شروع کنم(تغییر باورها)
وسعی کردم داروهام رو سر موقعه استفاده کنم(عمل به اونچه که اینجا می آموختم)
از راحترینهاش، ساده ترینهاش ودر دسترس ترین هاش شروع کردم…
دیدن زیبایی ها و تحسینشون…
خب سخت بود برام!! هر چی نگاه میکردم درد بود ورنج..
نشسته بودم رو خرابه های زندگیم، داشتم خود له و لورده شده ام رو تماشا میکردم…
چیز زیبایی وجود نداشت انموقعه برام….
امااااا، شروع کردم…
از همون اتاق همون خونه، فقط وفقط با دیدن سریال سفر به دور امریکا سریال زندگی در بهشت…
اوایل نگاه بود با حسرت وغبطه..
بعد شد فقط غبطه و حس سرزنش که چرا خودم با اونهمه امکانات هیچوقت نتونسته بودم اژ زندگیم لذت ببرم…
بعد از اون فرکانس در اومدم و رسید به جایی که ذوق میکردم از دیدن دوتا آدمی که تونستند با توجه به زیبایی ها اونهمه زیبایی رو جذب کنند…
بعد یه حسی مثل تقلید اومد سراغم، وشروع کردم مثل استاد و مریم جان تمرکز کنم رو زیبایی های طبیعت و سپاسگزاری بابتشون، چون هنوز زیبایی در خودم واطرافیانم و زندگیم نمی دیدم…
بعد کم کم هدایت شدم به جاهای زیبا، ادمهایی با باطن زیبا، بعد یه مدت دیدم نه بابا خوب داره جواب میده این سبک زندگی….
دیدم چقدر استرس هام کم شده، دیدم چقدر آرزوها می تونند دست یافتنی ونزدیک باشند…
خیلی قدرت گرفته بودم اصلا یه وضعی…
میخواستم هر طور شده شخصیتم رو تغییر بدم..
خدایی خیلی سخت هم بود هنوزم سخته….
که بخوای از یه آدم منفی باف، آدم قضاوت گر، آدم سررزنش گر، آدم عجول و بی منطق و خود سر وخود رای، از یه آدم بی فکرو کله خراب، از یه آدم پر از منیت وغرور که انگشت اتهامش همش سمت دیگران بود…
بشی یه آدمیکه روزی صدها بار به خودت بگی، ( خودم کردم، خودم درستش میکنم)
بگی من می تونم همونطور که خرابش کردم دوباره بسازمش….
من الگو میخواستم، هی وحاضر بود….
یه دفعه چشم باز کردم دیدم، چقدر گوشهام بازتر شده، جقدر چشمهام بازتر شده برای شنیدن ودیدن زیبایی ها ، نه مثل گذشته برای شنیدن ودیدن زشتی ها…
چون من داشتم یاد میگرفتم فکر خدارو بخونم، داشتم یاد میگرفتم از قوانین جهان هستی سر دربیارم…
وکسی که داشت اینهارو بهم یاد میداد داشت بهش عمل میکرد و من هر روز داشتم از تو خونه ی خودم مستند زندگی کسی رو می دیدم که میدونستم تا چند سال قبلش زندگیش واخلاق ورفتارش چیزی شبیه من بوده!!!!
####دوستای گلم، تاثیر دیدن این سریالهای سفر به دور امریکا ودیدن زندگی در بهشت و سریال تمرکز بر نکات مثبت رو به صورت هر روز و روتین، اصلا دست کم نگیرید####
قرار نبود که یک شبه تغییر کنم، من گفتم 37 سال اونطوری گذشت بیام 6 ماه تا 1 سال به روش عباسمنش بگذرونم….
حالا بعد 4 سال می بینم، اندازه 37 سال رشد کردم شکر خدا، الحمدالله رب العالمین…
واقعا چی میخواستم از خدا واز زندگی؟
که خس خوشبختی و ارامش داشته باشم دیگه، مگه غیره اینه؟؟؟
که شکر خدا تا حدود زیادی دارمش…
موضوع اصلا داشتن شرایط مالی عالی نیست..
موضوع اینه احساس ارزشمندی کنی…
انسان مفیدی باشی…
موضوع اینه نسبت به خودت احساس رضایت داشته باشی وحس کنی خدا هم ازت راضیه…
موضوع اینه شبا راحت بخوابی، خنده هات واشکهات از سر شوق باشند و هر کی باهات هم صحبت شد و هر کی ازت شنید بگه، فلانی چقدر عطر وبوی خدارو داره…
تمرین فقط برای یک روز، فقط برای امروز، فقط برای چندساعت حتی یک ساعت، سعی می کنم دیدم رو نسبت به جهان وجهانیان مثبت نگهدارم و از دید خوب ومثبت همه چیز رو ببینم خیلی خیلب خیلی می تونه توی طی کردن مسیر تکامل بهمون کمک کنه….
حمد وسپاس الله مهربان رو که کمکم کرد از مسیر جهل ونادانی که سالها درش بودم برگردم به مسیر اگاهی وعمل به قوانین زیبا وبدون تغییرش، که همه ی مسیر خیر هست وپر برکت….
مریم عزیزم بی نهایت ازت سپاسگزارم که باعشق هر انچه از استادت آموختی رو به شیوه های مختلف در اختیار ما قرار میدی تا ما همواره تمرمزمون روی مسیر تغییر شخصیتمون باشه ، واین مسیر برامون تکراری نشه وازش دور نشیم…
استاد قشنگم در کنار مریم جان، هر لحظه وهمیشه در پناه امن خداوند باشید، به امید دیدار
خداروهزاران بار سپاس بابت فرصت گوش دادن این آگاهی ها و ان شالله فرصته عمل به این آگاهی ها
به میزانی که روی باور ها و آگاهی ها تمرین میکنم و باورشون میکنم به همون اندازه اتفاقات و نعمات و موقعیت هاو… به سمتم روانه میشن
خدارو شاکرم که تا کمی از مسیر دور میشم ب زودی و سریعا برمیگردم و اون کتک خور بودنم کمتر شده و خیلی زود ب خودم میام و این نشونه اینه که کمی مدارم بهتر شده ولی باید خیلی خیلی بیشتر تمرین کنم و باور هامو مخصوصا باور های توحیدیمو تقویت کنم و روشون کار کنم
من چند روزی بود که کمی دور شده بودم از مسیرو چقدررر نتایج داشت مشخص میشد و به محض اینکه اون اهرم رنج و لذتی که محدثه تو داری برمیگردی ب اون روزایی که از حال بد حتی نای حرف زدن با کسی نداشتی سریعا برگشتم و همین مسیر
(صراط مستقیم )رو شروع کردم که خداوند شاهد هست که من همون شبی که شروع کردم به سپاسگزاری و دوباره فایل هارو گوش دادم همینطور نعمات و اتفاقات خوب فراوان فراوان تو زندگیم داره میاد طوری که امشب همینطور اشک میریختم از اینهمه اتفاق قشنگ و اینکه من انقدر لایق هستم و قلب پاکی دارم که اجازه هدایت میدم و خداوندهم همه ی شرایط رو برای من فراهم کرده و تا زمانی که در این مسیر باشم شرایطه راه و مسیر درست فراهم خواهد بود
اول اینو بگم که مدتهاست من کامنت ننوشتم و الان خیلی برام تازگی و حس خوبی داره و همه اینها به لطف قدم جدیده که خانم شایسته عزیزمون برداشتن و ما رو به این مهمانی فوق العاده دعوت کردن و البته عملگرایی همسر عزیزم که چند وقته با عشق کامنت مینویسه و این حس رو در من هم بر انگیخته میکنه تا منم بیام و در این سایت الهی ادراک و نتایجم رو بنویسم .
دوست دارم بنویسم که چقدر فرق هست بین این که
رفتارهای یک نفر رو ببینیم و به زعم خودمون بیشتر از اون فرد میفهمیم و شروع کنیم به نصیحت اون فرد که راه این است و چاه این است و …. و اینکه اگر فکر میکنیم چه مسیری درست است خودمون به اون شیوه عمل کنیم . به جای تغییر دادن دیگران با کلام مون ، بیایم با عملکرد هامون خودمون رو تغییر بدیم و بعد دیگرانی که آماده باشند با دیدن ما اونها هم تغییر میکنند .
وای که استاد شما چقدر این مسئله رو فریاد میزنین و من الان بهتر درک میکنم کسی به این صحبت شما گوش میکنه و عمل میکنه که در مدارش باشه . تا میبینم یکی مشکل داره فوری میخوام کمکش کنم . اصلا این پاشنه آشیل منه . فکر میکنم من خدا هستم . فکر میکنم من مسئول هدایت دیگری هستم و چقدر این باور سمی من رو از مسیر درست و احساس خوب خارج میکنه
و الان که رفتار همسرم رو دیدم بهتر درک کردم ایشون با عملکردنش به من کمک کرد نه با نصیحت کردن . آفرین الهه جانم. و الان خوشحالم که منم دارم کامنت مینویسم . خدایا شکرت
استاد توی فایل گفتین من انسان کاملی نیستم . چقدر این باور خوبیه . یک وقتهایی من از گذشته خودم کفری میشم و میگم آخه چرا سعید ؟ چرا اون سالها اونجوری بودی و …. . الان میگم مطمئن باش چند سال دیگه که مدارت بالاتر بره باز میگی چرا سال 1403 اینجوری بودم . من میپذیرم که ما انسان هستیم و در حال تکامل و هر چقدر درکمون بیشتر میشه و باورهامون بهتر میشه، طبیعیه که رفتار هامون هم بهتر میشه . من خودم رو به همین شکلی که هستم میپذیرم و با خودِ الآنم در صلح هستم و خودمو دوست دارم و البته سعی میکنم هر روز ورژن بهتری از خودمو بسازم .
استاد در مورد باورهای توحیدی گفتین . وای که چقدر من این صحبت ها رو دوست دارم . میدونید استاد ، هر وقت به باورهای توحیدی و یکی بودن فرمانروای عالم فکر میکنم آرامش میگیرم . توی این شرایطی که بیشتر انسانها نتیجه زندگیشونو مستقیم به عوامل بیرونی مثل قیمت دلار گره میزنن منم تحت تاثیر قرار میگیرم ولی باز همونجا سعی میکنم به خودم یادآوری کنم نتیجه زندگی من در دستان خودم و باورهای من و خدایی است که فرمانروای عالمیان است .
اینکه سعی میکنم مسئولیت صددرصدی زندگیمو بپذیرم و همیشه این موضوع رو به خودم یادآوری کنم، منو از همه بی توقع میکنه و از خودم متوقع . و این آرامشبخشه چون افسار زندگی رو در دستان خودم قرار میده نه اینکه دیگرانی باشند که مسیر زندگی منو در دستانشون قرار بدن . خدایا شکرت
استاد در مورد مهاجرتتون به آمریکا گفتین
چقدر روحیه شما رو دوست دارم که هر کی بگه اون که اصلا نمیشه شما میگین حالا که اینجوریه من دقیقا همون رو میخوام . نمیشه رو نمیذیرید . این روحیه و باور شما ستودنیه . این روحیه توی وجود منم هست ولی گاهی روشنایی چراغ این باور توی وجودم کم نور میشه گاهی هم پر نور . و عاشق اینم که همیشه مثل شیر در مقابل جاهایی که میگن نمیشه من بتونم اونو عملی کنم . الآنم دارم به این باور عمل میکنم . سالهاست که شنیدم یک عده ای هستن نمیذارن مهندسین عمران در آزمون محاسبات قبول شن . خیییییییلی سخت میگیرن و ….
منم گفتم اوکی اونا نمیذارن ! حالا ببینین من چجوری قبول میشم و دو ماهی هست کتاب های این آزمون رو خریدم و نیت کردم قبول شم تا هم باور خودم قوی تر شه که وقتی من میخوام و باور اونو میسازم حتما میشه و هم باور دوستانم عوض میشه . و دوست دارم این نگاه رو هر روز بیشتر تقویت کنم
استاد راجع به تکامل گفتین
من خودم به شخصه معمولا تکامل رو رعایت میکنم
مثلاً اینکه وام نمیگیرم ، پول قرضی نمیگیرم برای رسیدن به خواسته هام صبوری میکنم . سالهاست که همه خریدهامون رو نقدی اوکی میکنیم . فروشنده میگه قسطی یا نقدی فرقی نداره ، من میگم فقط نقد ، بعضی دوستان میگن توی ایران که تورم داریم وام خیلی میتونه سود داشته باشه و خیلی هم این موضوع وسوسه برانگیزه و البته به چشم دیدم که افراد وام گرفتن و خرید کردن و چون در شرایط تورمی هستیم سود هم کردن . اما من به خودم یادآوری میکنم که اولا من دوست دارم در ابعاد خیلی بزرگی ثروتمند بشم به قول استاد نه در حد یک ماشین و خونه بلکه خیلی فراتر از اینها . پس باید مسیر درست رو صبورانه و با ایمان طی کنم .
البته اینم بگم گاها ممکنه به بهانه تکامل ، ضعیف عمل کردنها و متعهد نبودن ها و بالطبع نتایج پایدار نداشتن ها رو ناخودآگاه به پای تکامل بنویسم که این موضوع میتونه یک چاله باشه و درک صحیح از تکامل این بدفهمی رو از بین میبره که ما هر روز متعهدانه و مصمم و با ایمان رو خودمون کار میکنیم در مسیر لذت ببریم و سپاسگزار باشیم و هر روز سعی کنیم یک پله به جلو حرکت کنیم و در این مسیر پایداری کنیم قطعا هدایت ها مسیر تکامل رو برامون آسان و لذت بخش و پر سرعت خواهد کرد و خیلی زود و راحت به همه خواسته هامون میرسیم .
استاد چقدر خوب کلید واژه های رسیدن به خواسته ها رو گفتین : 1- لذت بردن از موقعیت و شرایطی که داریم 2- داشتن احساس لیاقت برای اون خواسته 3- نداشتن نگاه منفی یا همون ترمز در رسیدن به اون خواسته
و بعد بوم بوم …. به خواسته ها میرسیم
و در آخر استاد چه باور قشنگی گفتین :
من نه تنها هیچ ترمزی برای موقعیت و فرصت جدید ندارم که با ذوق و شوق از اون موقعیت جدید استقبال میکنم . این عالیه . این نگاه از یک اعتماد به نفس بالا میاد . این نگاه از باور به خدا و قدرت خدا و هدایت های خدا و احساس پشتیبانی همه جوره و همیشگی خدا نشئت میگیره و واقعا توحیدیه .
من شما استاد عزیزم رو تحسین میکنم و منم هر روز سعی میکنم با الگو قرار دادن شما و عمل کردن های کوچک کوچک و مستمر باور های خودمو شبیه باورهای شما کنم و به قول خانم شایسته عزیزمون به مدارهای بالاتر مهاجرت کنم
سلام استاد مهربانم مربم بانوی شایسته من
استاد عزیزم اگر بخواهم درباره قانون تکامل در زندگیم بگویم باید به قانون سلامتی اشاره
استاد من واقعا دوست داشتم قانون سلامتی را داشته باشم چون خیلی دوست داشتم سالم باشم
دوست داشتم مسیری را بدانم که کمتر عذا بخورم بیشتر انرژی داشته باسم و خواب کمتری داشته باشم
برای این امر من یکی دوماه قبل از قانون سلامتی شروع کردم به حذف قند ویک وعده غذا روزانه ام
عادت ناخونک زدم که خیلی زیاد در من بود با گرفتن روزهای متمادی کمتر کردم
سعی کردم تا 40 ساعت غذا نخورم سعی کردم دیگر دخترم را به خاطر غذا خوردنش سرزنش نکم
تعهد دادم وقتی وارد دوره قانون سلامتی شدم درباره این دوره با کسی صحبت نکنم
استاد واقعا سعی کردم کلی مورد را در خودم اصلاح کنم
والان که در دوره قانون سلامتی هستم پذیرش حرف های شما و عمل کردن به آن برای من آسان شده
ودرباره نتایج پایداری که به خاطر قانون تکامل در زندگیم به ثبات رسیده است واقعا باید بگویم اوضاع خیلی بهتر شده اما هنوز به ثبات خیلی زیادی نرسیده است مثلا کاملا تکاملی با دخترم روابطم بهتر شده اما هنوز من دراین زمینه ثابت نشده ام
خدایا شکرت که همه چیز را برای من آسان کرده ای
خدایا شکرت
سلام خدمت استاد عزیز اولین تمرین نه گفتن من به یک جمع فامیلی بود که اصلا حس خوبی بهش نداشتم وبا اکراه شرکت میکردم ولی فکر میکردم اگر نه بگم فاجعه میشه بازخوردها زیاد بود ومن اولویت به احساس خودم دادم والان رضایت درونی خودم رو ترجیح دادم حالم خوبه در صورتی که وقتی تسلیم دیگران میشدم گفتگوی درونیم زیاد میشد وحسم بد میشد من از سال 95 آموزش های استاد رو دتبال میکنم نتایج زیادی گرفتم وهنوز جای رشد هست دلم میخواد مهاجرت کنم ولی باید وابستگی هام رو رها کنم که یکیش همین فامیل هست که فکر میکردم نمیشه ازشون دور بشم مادرپدر خواهر برادر همسروفرزندان کسب وکارمذهب وکلی زنجیر های نامریی که باعث شده که نتونم به مهاجرت فکر کنم برای من نه گفتن به همه اینها خیلی سخته از خداوند میخوام که هدایتم کنه استاد عزیز سپاسگذارم
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز که با شکیبایی و پیوستگی مثالزدنی، این فایلهای بسیار سودمند را برای خودشان و ما آماده کردهاند و یکایک دستاندرکاران سایت الهی عباسمنش و همهی عزیزان همراه و همفرکانسم
در آغاز به مسئلهی بسیار خوبی اشاره کردید که، ما مسئول پاسخگویی به کاری که دیگران انجام دادهاند و یا سخنی که دیگران گفتهاند نیستیم و چهاندازه من پیش از اینها انرژی خودم را صرف این مسئله میکردم و اینجوری بود که کمتر و کمتر روی خودم متمرکز بودم.
سپاس از اینکه با حرفاتون به ما یادآوری میکنید که حتا وقتی به اندازهی شما به مدارهای بالا و بالاتر رسیدیم، باز هم مدارهای بالاتری هست که باید پیوسته بهسوی آنها حرکت کنیم و اگر بایستیم و فکر کنیم که دیگه کار تمومه و من تونستم به حد اعلای رشد برسم، درواقع دارم رو یه پایین و سقوط و بازگشت حرکت میکنم. از خودم میپرسیدم( البته نه حالاها! پیش از اینها) چرا استاد بزرگوارم این اندازه فایل تولید میکنه؟ حالا میفهمم که چرا! چون:
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
درسته! اعتراف میکنم که پیش از اینها فکر میکردم که همهی این کارهای شما برای خلق ثروت بیشتره. ولی حالا میدونم که؛
از کوزه همان برون تراود که در اوست
اگر درون شما این مسائل و موضوعات نجوشه، که بیرون نمیریزه! اون وقت شما هم میشوید مانند خیلیهای دیگه که فقط شو اجرا میکنند و برنامههای شما و محصولات شما از درون پوچ میشن! و این در حالیست که هر روز که میگذره، محصولات سایت الهی عباسمنش داره بهتر و بهتر میشه و ما هم باهاشون بیشتر و بیشتر رشد میکنیم و البته که اینها همه بر شالودهی ترش توحیدی شماست که به شکلهای گوناگون خلق میشن!
و چه نکتهی بسیار جالبی را برای بار چندم تکرار کردید که؛ این دیدگاه من است که مرا در این جایگاه که هستم گذاشته و نه هیچ چیز دیگری و نه هیچ عامل بیرونی! خدایا پروردگارا سپاس که هر چه که این نکته را بشنویم و با خود تکرار کنیم کم است!
شما در این مورد گفتید که اگر مسئلهای را درک کرده باشیم میتوانیم در هر وضعیتی و هر شکلی که پیش آید، آنرا حل کنیم. زیرا که وقتی تی یک مسئله را حفظ میکنیم یعنی به عبارتی آنرا سطحی یاد میگیریم، یا کمی پیچیدهتر شدن آن و یا تغییر شرایط و موقعیت، از حل آن عاجز میشویم. به عبارت دیگر، باید آن مسئله برای ما به شکل درونی حل شده باشد! باید نکات آن به لایههای زیرین ذهن ما و به ضمیر ناخودآگاه رفته باشد تا همیشه بهطور خودکار و گشت کر کردن آنرا انجام دهیم. یادم میاد از اون فایلی که توی احساس خود ارزشمندی گفته بودید و اینکه؛ داشتید با دوستتان و با دستگاه پلیاستیشن فوتبال میکردید و سه هیچ عقب افتاده بودید و در همان حال خطاب به بازیکنان مجازی تیمتان گفتید: نگران نباشید، خدا ما را هدایت میکنه و جبران میکنیم! و همین هم شد و شما بازی را چهار سه بردید. خدایا، منم این روزا دارم همین کار را آگاهانه انجام میدهم ولی باید اونقدر روی خودم کار کنم که این کارها را به شکل ناخودآگاه انجام بدم و هر چه که بیشتر روی خودم کار کنم، اینها درونیتر و درونیتر میشن و با این پل معروف میشه همون که گفتند:
با شیر اندرون شد و با جان به در رود
استاد بزرگوارم، هنوز هم در این مسئله که باید روی مسائل توحیدی کار کنم تا بتونم به خواستههایم برسم مقاومت دارم! از بس که باورهای محدود کنندهی من محکم شدن ولی با مار پیوسته و یاری خداوند، به زودی و آرام آرام کم رنگتر و کم رنگتر میشن تا اینکه دیگه روزی اثری از آثارشان نماند. در دورهی قانون آفرینش شما دارید به ما آموزش میدین که باید و باید از خدا چیزهای بیشتر و بیشتری را بخواهیم زیرا که ما همه ابزارهای گسترش جهان هستیم در دستان خداوند یگانه!
دقیقا درسته استاد بزرگوارم و اینکه همه این نیست که من کجا باشم، مهم اینه که آزاد و رها باشم، مهم اینه که آزادی مالی، زمانی و مکانی روزافزون داشته باشم تا اونجوری که دلم میخواد زندگی کنم! حالا اونجا ممکنه ایران باشه، ممکنه آمریکا باشه. به نظرم همین دید خوب شما که براتون مهم نبود که کجا برید و تنها براتون مهم بود که اونجا آزاد باشید، شما را به بهترین جاها هدایت کرد.
من عاشق این روحیهی شما هستم که میخواهید کارهای نو انجام دهید، تو یک موقعیت نمیمونید و دوست دارید که همیشه یه چالشی باشه تا حلش کنید و اینه که شما را رشد میده و من هم بهعنوان دانشجوی شما این را سرلوحهی زندگیم قرار میدهم تا رشد کنم و مثل یک چشمهی جوشان و پرآب همیشه از درونم ایدههای نوآورانه بجوشه و کارهای نو انجام بدم و ثروتهای روزافزون و نو خلق کنم!
و دقیقا درسته که باید مراحل تکاملی را طی کنم و گول وسوسههای شیطان و نفس عجول را نخورم و بدونم که اگه پارو نزنم و وا بدم، خودش من را به بهترین جاها میبره! و اینکه، اگر هم مهاجرتی در برنامهی زندگی من باشه، باید از همین جا و اول از درونم مهاجرت کنم و باید همینجا به یه آدم توانا تبدیل شده باشم تا هرجای دیگری هم که برم در خوشبختی زندگی کنم! وگرنه اونجا ممکنه بسیار بسیار بدتر از اینجا باشه!
قانون آفرینش یک قانون تکاملی است افکار با باورها و باورها با تکرار پیوستهی ورودیها و توجه و تمرکز بر روی خواستهها در هر شرایطی است که ایجاد میشه! پس:
کارها آسان شود اما به صبر
باید روی خودم کار کنم کار کنم و کار کنم تا پایان عمر تا اینکه پیوسته به مدارهای بالاتر و بالاتر بروم!
استاد بزرگوارم من الان شصت سالمه و تصمیم گرفتهام که تا پایان عمر با دورههای آموزشی شما باشم چون تغییر در زندگیم و رویدادهای زندگیم را دارم میبینم و خواهم دید!
ارادتمند شما
به نام خداوند بخشنده و مهربان. به نام رب العالمین و بنام الله هدایتگرم.
سلام استاد عزیز و خانوم شایسته و همگی.
بریم سراغ این جلسه:در اول فایل استاد گفتند باید هر روز روی خودمون کار کنیم تا بتونیم هر روز ورژن مناسب تری از خودمون را ارائه بدیم. و چیزی به اسم انسان کامل وجود نداره میشه بهتر و بهتر شد ولی کامل نه و اینکه اگر توی زندگی قانون و اصل را درک کرده باشیم میتونیم هر موضوع و هر مسئله ای را حل کنیم و سربلند و پیروز باشیم.
پاسخ1,اگر قدرت را فقط به خدایی که تو وجود ما هست بدهیم خیلی سریع میتونیم پیشرفت کنیم و موفق بشیم در تمام جنبه ها.تمام افراد موفق این اصل را رعایت کرده اند و به کسی باج نداده اند. البته ناگفته نماند که یک شبه نمیتوان باورهای توحیدی را در خود ایجاد کرد اما هر چه کار کنیم بهتر و بهتر میشویم و نتایج بهتری را نصیب خود میکنیم.
2,سفر به آمریکای عباس منش=توحیدی بودن او و قدرت ندادن به غیر. اصولا کسانی به ادم انگیزه میدن که میگن تو نمیتونی فلان کار را انجام بدی داستان مهاجرت استادم اینگونه بود. یادمون باشه همه چیز امکان پذیر هست. خواسته که وجود داشته باشه ادم به سمت رسیدن بهش هدایت میشه.برای مهاجرت=رعایت قانون تکامل+درست کردن باورهای مناسب باعث میشود مثل یک شاه مهاجرت کنی. یادمون باشه خوشبختی و لذت را باید در هرجایی که هستیم احساس کنیم تا به مکانهای بهتر هدایت شویم اگه الان احساس خوشبختی نداریم جای دیگر هم خوشبخت نمیشویم.
3،هیچ عبارت تاکیدی خاص و هیچ جادو و جنبلی وجود ندارد که بشود یک شبه موفق شد. باورها یک شبه به وجود نیومده که یک شبه بخواد عوض بشه. قوانین جهان را نمیتوان دور زد و قانون تکامل هم یک قانون هست و نمیشود ان را دور زد.(چقدر یادآوری این جمله باعث شد بهتر و بهتر قانون تکامل را درک کنم،قانون را نمیشود دور زد) باورها مجموعه ای از گفتگوهای ذهنی تکرا شونده هست که فرکانس ارسال میکند و نتایج بوجود می آید. فرکانسها با فکر و فکر با باور و باور هم حاصل ورودی های ذهنی هست. وقتی ورودی ها و فکر خیلی تکرار شود باور را بوجود می آورد. اگر اتفاقی بیوفته و یک شبه باعث بشه ما تغییر و تحولی در خود ایجاد کنیم اما اگر روش کار نکنیم از بین میرود و دوباره به حالت قبل برمیگردیم.
تمام اتفاقات ما بدون استثنا حاصل افکار ماست و افکار نتایج باورهاست.
چند نکته:از جایی که هستیم لذت ببریم.خودمون را لایق جاهای خوب بدونیم. افکار منفی درمورد مهاجرت نداشته باشیم.
باورهای نامناسب نداشته باشیم. بعد به فرصت های جدید و موقعیتهای جدید ذوق و شوق نشون بدیم و تجربش کنیم.انعطاف پذیر باشیم.
خب میتونیم درمورد کشوری که دوست داریم از خوبی هاش بخونیم از فرهنگ های خوبی که دارند بخونیم. باورهای خوب بسازیم و…. توحید و تکامل و لیاقت و لذت بردن از زندگی.
خدا یار و نگهدار همتون.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به همگی وقتتون بخیر
باز یه پروژه دیگه باز یه تغییر مدار دیگه ..
خدایا سپاسگزارم
من که اوایل وارد سایت شده بودم و دنبال شناخت بهتر استاد بودم این فایل ها رو گوش کردم و یادمه اون موقع رشد خیلی خوبی تو زمینه مالی پیدا کردم..طبیعی ثروت وارد زندگیم میشد
چند وقته پیش داشتم فکر میکردم دوباره باز این مصاحبه ها رو گوش کنم ..چون دارم رو دوره دوازده قدم کار میکنم نشد شروع کنم
اما الان که خانم شایسته این پروژه رپ ران کردن ما هم هم قدم میشیم با تمام دوستانی که تو مدار تغییر و بهبود های کوچک امااااا مستمر هستند
زمانی که خانم شایسته توضیحات پروژه رو قرار دادن یه قسمتش اینطور گفتند که وقتی که دوستان کامنت میزارند من کامنت میخونم و هم مرور اون فایل میشه هم جاهای که ازقلم افتاده رو درک میکنم…
واقعا هم همینطوره نصف از فایل متوجه میشیم نصفش از کامنت بچه ها و درک اونها
چه حس خوبی گرفتم که همه همینطور هستند یه خرده احساسم تو این زمینه بد بود که چطور کن اینو درک نکردم اما این دوستمون داره بهش اشاره میکنه..چرا اینطور درکش نکردم…وقتی خانم شایسته اینطور گفتن حس خوبی گرفتم کی هیییچ عجله ای نیست به اندازه مداری درک میکنی به هوش و ذهن ربطی نداره…
نکات مهم این فایل
در مورد مهاجرت
خوشحالم استادی دارم که تو همه زمینه ها الگو هست
و میگه من مثل پادشاها مهاجرت کردم…پس میشه اینطور هم نتیجهگرفت
بهآسانی به زیبایی عزتمندانه
در مورد توحید و باورهای توحیدی
دقیقا همه ما اگه این اصل رو بپذیریم رشد های کوانتومی میکنیم چون هم خودمون میشناسیم هم خدای خودمون بعد رهاتر هستیم عجله نداریم
میگیم خدای که این جهان رو با این همه دقت آفریده و هدایت من به عهده اش هست منو رها نکرده و کارهای منو هم هندل میکنه نگران نیستیم و نتیجه میاد به راحتی
در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و درود خدمت استاد عزیز
و خانم شایسته عزیز که این دوره عالی رو برای ما به وجود آوردن تا بتونیم تو مسیر آگاهی باشیم و خودمون رو به مدار بالاتر برسونیم.
الان که در حال نوشتن این کامنت هستم وارد یکی از بزرگ ترین چالش های زندگیم شدم،دیروز با پیامی که داخل کانال تلگرام گذاشته بودین وارد دوره شدم و استارت دوره رو زدم
اولین درسی که در شروع دوره گرفتم تقویت باور توحیدی بود. این کلاس مجددا به من یادآور شدم که قدرت مطلق زندگی من خداوند بزرگ است و خداوند همیشه بهترین هارو برای من در نظر دارد
هرچی که الان دارم و به دست آوردم فقط به خاطر خدای متعال هست.
پس زمانی که قدرت زندگی من دست خدا باشد همه چی درست و به موقع اتفاق میافتد.
یادآوری این موضوع که من باید قدرت همه چی رو تو زندگیم به خدا بدم باعث آرامش خیلی زیاد من شد و دیگه اون چالش برام چیز بزرگی به نظر نمیاد چون میدونم هر اتفاقی که برای من بیوفته در جهت رشد منه
خداجونم شکرت که دارمت
تویی که هم مادرمی هم پدرمی هم عشقمی هم خواهرمی هم برادرمی
تویی که همه کس و همه چیز زندگی منی
به نام خدای هدایتگر و مهربان
گام اول
خدایا اول از همه ازت سپاسگذارم که هدایتم کردی به این مسیر پربار و ارزشمند
مریم جان شایسته، امروز که گام اول رو به لطف خدا شروع کردم اولین نه جادوییم رو گفتم که بهترین نه ممکن هست برای شرایط زندگی من
اون نه جادویی نه به خواب تایم سحر و زیاد خوابیدن هست…
دیروز با تمرکز نشستم فایل مقدمه رو نکته برداری کردم تو دفترم تجزیه تحلیل کردم، باورهای مناسب ازش درآوردم، بارها و بارها فایل رو گوش دادم و هربار درک بهتری از صحبتاتون داشتم، کامنت خوندم و کامنت نوشتم و خلاصه یه شروع پر قدرت داشتم و عجله هم نکردم و دیروز رو کاملا به فایل دستورالعمل پروژه اختصاص دادم و کاملا از نتیجه راضیم چون با فکر کردن اون نه گفتن اصلی و جادویی رو برای شرایط خودم کشفش کردم و از خداوند خواستم که کمکم کنه و بیدارم کنه تا از تایم سحر که اکثر آدما خواب هستن استفاده کنم
و چه شروع جذابی برای امروزم داشتم ساعت چهار صبح خدای عزیزم خیلی مهربون بیدارم کرد و بعد از نوشتن شکرگذاری صبحم نشستم پای فایل گام اول و با اینکه قبلا فایل قسمت یک مصاحبه رو دیده بودم اما با عشق دوباره با وجود نجواهای ذهنم بهش گوش دادم و 15 صفحه نکته برداری کردم که خیلی خیلی خوشحالم
تکنیک جدید من برای نکته برداری که هدایت و الهام خداوند بود که سه روزه بهش رسیدم اینه که هر نکته ای که استاد میگه و تو ذهنم بولد میشه رو مینویسم بعد میام هر برداشت و تجزیه تحلیلی که به ذهنم میرسه رو هم در ادامش می نویسم درباره باورهام مینویسم درباره باورهای درستش مینویسم براش مثال میارم و طبق شرایط زندگیم اون نکته استاد رو شخصی سازی میکنم
اینطوری همزمان که فایل گوش میدم روی باورهام و منطقی کردن باورهای درست هم کار میکنم
این رو تعریف کردم که شاید به بقیه دوستان هم کمک کنه
خلاصه که خواستم بگم اون نه گفتن اول کار واقعا برام جادویی عمل کرد و از ساعت چهار تا هشت صبح یکسره فرکانس عالی فرستادم و کلی نکته جدید یاد گرفتم و از سکوت سر صبح نهایت استفاده رو کردم
به قول استاد در اول این فایل من تصمیم گرفتم هر روز و در هر گام از این پروژه نسخه بهتری از خودم باشم و کاری ندارم که فردا چه اتفاقی قراره بیفته من با امروز خودم کار دارم و هیچ آپشن و ارفاقی درمورد کار کردن روی این پروژه برای خودم قائل نشدم و همه درهای اهمال کاری و تنبلی رو برای خودم بستم و امروز میخوام که بهتر از دیروزم عمل کنم و شروع روزم که اینطور بوده انشالله که ادامه میدم و در پایان روز از عملکردم راضی خواهم بود به لطف خدا…
من در این جلسه یاد گرفتم
اصل من هستم باورهای من و فرکانس ها و ارتعاشات هر لحضه من خالق شرایط زندگی من هستند و لا غیر
اصل توحیده، کمک خواستن و اعتماد کردن به ربی که از خودم مشتاق تره تا من رو به راه راست هدایت کنه و خواسته هام رو اجابت کنه
اصل رعایت قوانین جهان مثل قانون تکامله که داره بهم صبور بودن و رها و آرام بودن رو یاد میده، داره میگه حواست باشه که اصل لذت بردن از مسیره مقصدم قشنگه اما حال و هوای مسیر رسیدن یه چیز دیگه ست…
و باز هم الهام خداوند به قلبم و مثالی که به یادم آورد برای درک این موضوع مهم…
مثال عید و حال و هوای قبل عید میتونه بهترین مثال باشه، برای من که اینطوریه من عاشق خونه تکونی و خرید های عید و حال و هوای شهر و بازارهای شلوغ قبل عید هستم، به نظرم قشنگی عید به همین روزهای قبل از عیده به همین تمیز کاری و رسیدن به خودمون و خونمون و نو کردن وسایل و زندگیمون… این کارهای قبل عید همون مسیر لذت بخش رسیدن به هدفه و عید همون هدفه که قشنگه لذت بخشه اما از اون لذت بخش تر گذروندن روزهای قبل عید با حال خوبه با شادی و خنده و رقص و خوشحالیه که باعث میشه خود هدف یعنی عید هم بهمون بچسبه…
خدایا برای هممون روزهای قشنگ و پر بار و لذت بخش هرروزه رو در این پروژه و باقی روز ها ازت خواستارم و مثل همیشه هممون رو هدایت، حمایت، حفاظت و اجابت کن… آمین
به نام خدایی که هرلحظه داره هدایتمون میکنه
سلام و عرض ادب دوست عزیزم
من خیلیییییییی هدایتی به کامنت شما برخوردم، از بین سه تا فایلی که تا الان از این پروژه آماده شده، یه حسی بهم گفت بیا روی این فایل کلیک کن
حتی این فایل رو من خودم هنوز ندیدم و مثل آیه ( ما رمیت اذ رمیت لکن الله رمی ) که میگه خدا تو جنگ تیرو انداخت نه انسان ها، الانم خدا رسما منو آورد پایین صفحه که فقط کامنت شما که تازه ترین کامنت هم بود رو ببینم و باید می دیدم این کامنت رو
ممنونم ازتون بابت کامنت فوق العاده ای که گذاشتین
نکته های خیلی عالی ای رو مطرح کردین
اولین ( نَه ) تون اصلی ترین معضل من هم توی این روزهاس که بتونم صبح زود بلند شم و به کارام برسم
چون طی تضادی که چند روز پیش بهش برخوردم، متوجه شدم اگه شروع به تغییر نکنم، جهان زیر پاش منو لهم میکنه و باید برای رسیدن به استقلال مالی بتونم یه بهای درخور رو بدم
که باتوجه به اینکه کارم تولید محتواس اون بها، آماده کردن روزی یک ویدیو هستش که برای انجام اینکار باید من هم سحر بلند شم و بعد از نوشتن سپاسگزاری روزانه ام و گوش دادن یک فایل از استاد، پرقدرت روزمو شروع کنم و کارهای آماده سازی ویدیوی اون روزمو شروع کنم تا عصر که تموم بشه
و من چون دوره روانشناسی ثروت یک رو هم نزدیک دو ساله دارم ولی متاسفانه تا الان جوری که باید ازش استفاده نکردم
میخوام اون رو هم تمرکزی شروع کنم و نکاتی که راجب تحلیل و تجزیه و نکته برداری و کامنت خوندن و کامنت نوشتن گفتین فوق العاده بود
من تا الان کلا با کامنت نوشتن و حتی کامنت خوندن توی این سایت میونه خوبی نداشتم و آموزش های استاد رو فقط میدیدم و تجزیه و تحلیلی روش نمیکردم
ولی الان که میخوام این دوره رو تمرکزی شروع کنم به کار کردن، با توجه به مدلی که شما گفتین واقعا ده برابر رشد سریعتر اتفاق میفته به واسطه اون حد از تمرکز لیزری که رو آگاهی های فایل ها میزاریم
و این هم کمک میکنه کانون توجه امون در طول روز تماما عاری از هرچیز نامناسبی باشه
باز هم ممنونم از کامنت عالی تون
ایشالا تو مسیری که شروع کردین به امید خدا ثابت قدم باشین و هر روز و هر روز موفقیتای بیشتری رو کسب بکنین
این بهبود دائمی خانوم شایسته هم واقعااااا تحسین برانگیزه که در طول امسال که یکی از کم فعالیت ترین سالهای این سایت بوده از بابت میزان آپلود ویدیوی جدید روی سایت، ایشون اومدن و با پروژه روزشمار و خانه تکانی ذهن و الان هم این پروژه مهاجرت به مدار بالاتر، همواااااره سعی در بهبود کیفیت این سایت و صد البته بهبود کیفیت زندگی خودشون دارن
بی دلیل نیس که این سایت، بهترین سایت موفقیت فردی تو جهانه
از استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز واقعا سپاسگزارم که این فضا رو برای افراد آماده کردن که ازش برای بهبود کیفیت زندگیشون استفاده کنن
سلام آقای گلزاری عزیز
خداروشکر میکنم که کامنتم تونسته به شما انرژی برای شروع پر قدرت رو بده
میدونید همه ما جز اینکه تو این مسیر پرقدرت ادامه بدیم چاره دیگه ای نداریم یعنی من اینبار که این پروژه رو شروع کردم بارها به خودم گفتم تو چاره ی دیگه ای نداری جز اینکه تلاش کنی برای تغییر زندگیت
نه هیچ کس دیگه ای به فکر ماست نه کاری از کسی برمیاد که انجام بده
این فقط خودمون هستیم که باید از خدا هدایت بخوایم و هر روزمون رو با تعهد سپری کنیم
فقط خودمون هستیم که باید هوای زندگیمون رو داشته باشیم اگر بیخیال این راه بشیم جهان بدون ذره ای دلسوزی به قول شما لهمون میکنه چون ضعیفیم حذفمون میکنه
این جهان هدفش گسترشه و جای ضعفا و فقرا نیست
یا قوی میشی و نجات پیدا میکنی یا ضعیف میمونی و زیر چک و لگد های جهان از بین میری
اینهارو بارها با خودم تکرار میکنم یا ادامه میدی و رشد میکنی یا…
خدا هدایتگر هممون باشه…
سلام دوست عزیز
در دوره قانون سلامتی من کامنت شمارا خوندم فرمودید در اسلامشهر زندگی میکنید
اونجا براتون کامنت گذاشتم و پاسخ دریافت نکردم
اگر لطف کنید بفرمایید آزمایشی که استاد فرمودن چه پزشکی براتون ثبت کردن ؟
من سه پزشک مراجعه کردم انجام ندادن و ویزیتمو برگردوندن
آزمایشگاه کوثر زرافشان انجام میدن ولی پزشک ندارن برای اینکه ثبت کنن
ممنون میشم اگر بفرمایید
سپاسگزارم
سلام زهره جان
عزیزم من جواب کامنتتون رو دادم اما هنوز تایید نشده تا منتشر بشه
من یه دکتر عمومی ساده رفتم گفتم چکاپ کامل بنویسن
ازمایشم رو هم همون کوثر دادم و همون جا تو ازمایشگاه جداگونه به درخواست شخصی گفتم برام تست انسولین بنویسه قبول میکنن
امیدوارم تونسته باشم کمک کنم البته تو کامنت دوره کامل بهتون جواب دادم
امیدوارم موفق باشین تو این مسیر…
سلام دوست عزیزم
سپاسگزارم از لطفتون خانم شجاعی عزیز
بله پاسختون را دریافت کردم
ممنونم از اینکه وقت با ارزشتون را گذاشتید و پاسخ کامنتمو دادین
خیلی خوشحال شدم از آشناییتون …
موفق باشید دوست عزیز و
در پناه الله یکتا باشید …
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
طی کردن قانون تکامل!!!!
اصلا شنیدن یه جمله برام زجر آور بود!!!
طی کردن(یعنی مسیر طولانیه!!!!) اونم برای منی که میخواستم همیشه از کوتاهترین وراحترین ونزدیکترین مسیر به خواسته هام برسم، حالا هر طور که شده، مهم نبود این وسط چه آسیبی به خودم ویا دیگران وارد میشه!!!
قانون( همیشه ازش فراری بودم) یعنی چی که همه چیز باید قانون داشته باشه؟؟ من همیشه قانون های خودم رو داشتم، حالا درست یا غلط، هر چی من میخواستم باید اتفاق میفتاد، فقط خودم وخواسته ام مهم بود!!!
تکامل( یعنی من ناقصم؟ یعنی تکمیل نیستم؟ یعنی بلد نیستم؟ یعنی نمیدونم؟ یا نمی فهمم؟ نه، این یکی که دیگه اصلا توی دایرهٔ المعارف، کتاب عقل ومنطق من جایگاهی نداشت!
وقتی با شما استاد قشنگ وعزیز دلم آشنا شدم هربار باید این جمله رو میشندیم، و پذیرش ودرکش برام سخت بود!
برای منه عجول، منه بی صبر،منه لجباز، منه بی تحمل…..
یعنی که چی باید صبر کنم تا رشد کنم؟
تا پخته بشم؟.تا وقتش برسه؟ تا …..
هنوز درک وپذیرش این جمله که من مسئول تمام اتغاقات زندگیم هستم، برام جا نیفتاده بود که با جمله ی طی کردن قانون تکامل روبرو شدم….
من دیگه صبرم سر اومده بود، من از این جمله ها ودرک مفاهیمش خسته بودم!!
اصلا من اومده بودم یه نسخه بگیرم که فقط با همون نسخه خوب بشم!!!
حالا می دیدم تو اون نسخه کلی دارو درمون نوشته شده که باید تهیه ومصرفش کنم و دوره درمانم رو هم کامل کنم…
ولی خب چاره نداشتم!!!
اونکه نسخه نوشت برام (سید حسین عباسمنش) خودش سالم بود و هر کی هم از نسخه و دارو درمونش استفاده کرده بود(دانشجوهاش) می دیدم همگی خوب شدند…
دیگه وقتش بود دست از خود درمانی هام بر دارم، برا همین موندم….
وسعی کردم درمونم رو شروع کنم(تغییر باورها)
وسعی کردم داروهام رو سر موقعه استفاده کنم(عمل به اونچه که اینجا می آموختم)
از راحترینهاش، ساده ترینهاش ودر دسترس ترین هاش شروع کردم…
دیدن زیبایی ها و تحسینشون…
خب سخت بود برام!! هر چی نگاه میکردم درد بود ورنج..
نشسته بودم رو خرابه های زندگیم، داشتم خود له و لورده شده ام رو تماشا میکردم…
چیز زیبایی وجود نداشت انموقعه برام….
امااااا، شروع کردم…
از همون اتاق همون خونه، فقط وفقط با دیدن سریال سفر به دور امریکا سریال زندگی در بهشت…
اوایل نگاه بود با حسرت وغبطه..
بعد شد فقط غبطه و حس سرزنش که چرا خودم با اونهمه امکانات هیچوقت نتونسته بودم اژ زندگیم لذت ببرم…
بعد از اون فرکانس در اومدم و رسید به جایی که ذوق میکردم از دیدن دوتا آدمی که تونستند با توجه به زیبایی ها اونهمه زیبایی رو جذب کنند…
بعد یه حسی مثل تقلید اومد سراغم، وشروع کردم مثل استاد و مریم جان تمرکز کنم رو زیبایی های طبیعت و سپاسگزاری بابتشون، چون هنوز زیبایی در خودم واطرافیانم و زندگیم نمی دیدم…
بعد کم کم هدایت شدم به جاهای زیبا، ادمهایی با باطن زیبا، بعد یه مدت دیدم نه بابا خوب داره جواب میده این سبک زندگی….
دیدم چقدر استرس هام کم شده، دیدم چقدر آرزوها می تونند دست یافتنی ونزدیک باشند…
خیلی قدرت گرفته بودم اصلا یه وضعی…
میخواستم هر طور شده شخصیتم رو تغییر بدم..
خدایی خیلی سخت هم بود هنوزم سخته….
که بخوای از یه آدم منفی باف، آدم قضاوت گر، آدم سررزنش گر، آدم عجول و بی منطق و خود سر وخود رای، از یه آدم بی فکرو کله خراب، از یه آدم پر از منیت وغرور که انگشت اتهامش همش سمت دیگران بود…
بشی یه آدمیکه روزی صدها بار به خودت بگی، ( خودم کردم، خودم درستش میکنم)
بگی من می تونم همونطور که خرابش کردم دوباره بسازمش….
من الگو میخواستم، هی وحاضر بود….
یه دفعه چشم باز کردم دیدم، چقدر گوشهام بازتر شده، جقدر چشمهام بازتر شده برای شنیدن ودیدن زیبایی ها ، نه مثل گذشته برای شنیدن ودیدن زشتی ها…
چون من داشتم یاد میگرفتم فکر خدارو بخونم، داشتم یاد میگرفتم از قوانین جهان هستی سر دربیارم…
وکسی که داشت اینهارو بهم یاد میداد داشت بهش عمل میکرد و من هر روز داشتم از تو خونه ی خودم مستند زندگی کسی رو می دیدم که میدونستم تا چند سال قبلش زندگیش واخلاق ورفتارش چیزی شبیه من بوده!!!!
####دوستای گلم، تاثیر دیدن این سریالهای سفر به دور امریکا ودیدن زندگی در بهشت و سریال تمرکز بر نکات مثبت رو به صورت هر روز و روتین، اصلا دست کم نگیرید####
قرار نبود که یک شبه تغییر کنم، من گفتم 37 سال اونطوری گذشت بیام 6 ماه تا 1 سال به روش عباسمنش بگذرونم….
حالا بعد 4 سال می بینم، اندازه 37 سال رشد کردم شکر خدا، الحمدالله رب العالمین…
واقعا چی میخواستم از خدا واز زندگی؟
که خس خوشبختی و ارامش داشته باشم دیگه، مگه غیره اینه؟؟؟
که شکر خدا تا حدود زیادی دارمش…
موضوع اصلا داشتن شرایط مالی عالی نیست..
موضوع اینه احساس ارزشمندی کنی…
انسان مفیدی باشی…
موضوع اینه نسبت به خودت احساس رضایت داشته باشی وحس کنی خدا هم ازت راضیه…
موضوع اینه شبا راحت بخوابی، خنده هات واشکهات از سر شوق باشند و هر کی باهات هم صحبت شد و هر کی ازت شنید بگه، فلانی چقدر عطر وبوی خدارو داره…
تمرین فقط برای یک روز، فقط برای امروز، فقط برای چندساعت حتی یک ساعت، سعی می کنم دیدم رو نسبت به جهان وجهانیان مثبت نگهدارم و از دید خوب ومثبت همه چیز رو ببینم خیلی خیلب خیلی می تونه توی طی کردن مسیر تکامل بهمون کمک کنه….
حمد وسپاس الله مهربان رو که کمکم کرد از مسیر جهل ونادانی که سالها درش بودم برگردم به مسیر اگاهی وعمل به قوانین زیبا وبدون تغییرش، که همه ی مسیر خیر هست وپر برکت….
مریم عزیزم بی نهایت ازت سپاسگزارم که باعشق هر انچه از استادت آموختی رو به شیوه های مختلف در اختیار ما قرار میدی تا ما همواره تمرمزمون روی مسیر تغییر شخصیتمون باشه ، واین مسیر برامون تکراری نشه وازش دور نشیم…
استاد قشنگم در کنار مریم جان، هر لحظه وهمیشه در پناه امن خداوند باشید، به امید دیدار
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم
و مریم جان عزیزو دوستان قشنگم
خداروهزاران بار سپاس بابت فرصت گوش دادن این آگاهی ها و ان شالله فرصته عمل به این آگاهی ها
به میزانی که روی باور ها و آگاهی ها تمرین میکنم و باورشون میکنم به همون اندازه اتفاقات و نعمات و موقعیت هاو… به سمتم روانه میشن
خدارو شاکرم که تا کمی از مسیر دور میشم ب زودی و سریعا برمیگردم و اون کتک خور بودنم کمتر شده و خیلی زود ب خودم میام و این نشونه اینه که کمی مدارم بهتر شده ولی باید خیلی خیلی بیشتر تمرین کنم و باور هامو مخصوصا باور های توحیدیمو تقویت کنم و روشون کار کنم
من چند روزی بود که کمی دور شده بودم از مسیرو چقدررر نتایج داشت مشخص میشد و به محض اینکه اون اهرم رنج و لذتی که محدثه تو داری برمیگردی ب اون روزایی که از حال بد حتی نای حرف زدن با کسی نداشتی سریعا برگشتم و همین مسیر
(صراط مستقیم )رو شروع کردم که خداوند شاهد هست که من همون شبی که شروع کردم به سپاسگزاری و دوباره فایل هارو گوش دادم همینطور نعمات و اتفاقات خوب فراوان فراوان تو زندگیم داره میاد طوری که امشب همینطور اشک میریختم از اینهمه اتفاق قشنگ و اینکه من انقدر لایق هستم و قلب پاکی دارم که اجازه هدایت میدم و خداوندهم همه ی شرایط رو برای من فراهم کرده و تا زمانی که در این مسیر باشم شرایطه راه و مسیر درست فراهم خواهد بود
خداوندا سپاسگزارم برای هرلحظه ام
(ایاک نعبدو ایاک نستعین )
درپناه خداوند جهان درکنارهم درمسیر درست باشیم
سلام به استاد عملگرای من
و سلام به خانوم شایسته همراه و بینظیر
اول اینو بگم که مدتهاست من کامنت ننوشتم و الان خیلی برام تازگی و حس خوبی داره و همه اینها به لطف قدم جدیده که خانم شایسته عزیزمون برداشتن و ما رو به این مهمانی فوق العاده دعوت کردن و البته عملگرایی همسر عزیزم که چند وقته با عشق کامنت مینویسه و این حس رو در من هم بر انگیخته میکنه تا منم بیام و در این سایت الهی ادراک و نتایجم رو بنویسم .
دوست دارم بنویسم که چقدر فرق هست بین این که
رفتارهای یک نفر رو ببینیم و به زعم خودمون بیشتر از اون فرد میفهمیم و شروع کنیم به نصیحت اون فرد که راه این است و چاه این است و …. و اینکه اگر فکر میکنیم چه مسیری درست است خودمون به اون شیوه عمل کنیم . به جای تغییر دادن دیگران با کلام مون ، بیایم با عملکرد هامون خودمون رو تغییر بدیم و بعد دیگرانی که آماده باشند با دیدن ما اونها هم تغییر میکنند .
وای که استاد شما چقدر این مسئله رو فریاد میزنین و من الان بهتر درک میکنم کسی به این صحبت شما گوش میکنه و عمل میکنه که در مدارش باشه . تا میبینم یکی مشکل داره فوری میخوام کمکش کنم . اصلا این پاشنه آشیل منه . فکر میکنم من خدا هستم . فکر میکنم من مسئول هدایت دیگری هستم و چقدر این باور سمی من رو از مسیر درست و احساس خوب خارج میکنه
و الان که رفتار همسرم رو دیدم بهتر درک کردم ایشون با عملکردنش به من کمک کرد نه با نصیحت کردن . آفرین الهه جانم. و الان خوشحالم که منم دارم کامنت مینویسم . خدایا شکرت
استاد توی فایل گفتین من انسان کاملی نیستم . چقدر این باور خوبیه . یک وقتهایی من از گذشته خودم کفری میشم و میگم آخه چرا سعید ؟ چرا اون سالها اونجوری بودی و …. . الان میگم مطمئن باش چند سال دیگه که مدارت بالاتر بره باز میگی چرا سال 1403 اینجوری بودم . من میپذیرم که ما انسان هستیم و در حال تکامل و هر چقدر درکمون بیشتر میشه و باورهامون بهتر میشه، طبیعیه که رفتار هامون هم بهتر میشه . من خودم رو به همین شکلی که هستم میپذیرم و با خودِ الآنم در صلح هستم و خودمو دوست دارم و البته سعی میکنم هر روز ورژن بهتری از خودمو بسازم .
استاد در مورد باورهای توحیدی گفتین . وای که چقدر من این صحبت ها رو دوست دارم . میدونید استاد ، هر وقت به باورهای توحیدی و یکی بودن فرمانروای عالم فکر میکنم آرامش میگیرم . توی این شرایطی که بیشتر انسانها نتیجه زندگیشونو مستقیم به عوامل بیرونی مثل قیمت دلار گره میزنن منم تحت تاثیر قرار میگیرم ولی باز همونجا سعی میکنم به خودم یادآوری کنم نتیجه زندگی من در دستان خودم و باورهای من و خدایی است که فرمانروای عالمیان است .
اینکه سعی میکنم مسئولیت صددرصدی زندگیمو بپذیرم و همیشه این موضوع رو به خودم یادآوری کنم، منو از همه بی توقع میکنه و از خودم متوقع . و این آرامشبخشه چون افسار زندگی رو در دستان خودم قرار میده نه اینکه دیگرانی باشند که مسیر زندگی منو در دستانشون قرار بدن . خدایا شکرت
استاد در مورد مهاجرتتون به آمریکا گفتین
چقدر روحیه شما رو دوست دارم که هر کی بگه اون که اصلا نمیشه شما میگین حالا که اینجوریه من دقیقا همون رو میخوام . نمیشه رو نمیذیرید . این روحیه و باور شما ستودنیه . این روحیه توی وجود منم هست ولی گاهی روشنایی چراغ این باور توی وجودم کم نور میشه گاهی هم پر نور . و عاشق اینم که همیشه مثل شیر در مقابل جاهایی که میگن نمیشه من بتونم اونو عملی کنم . الآنم دارم به این باور عمل میکنم . سالهاست که شنیدم یک عده ای هستن نمیذارن مهندسین عمران در آزمون محاسبات قبول شن . خیییییییلی سخت میگیرن و ….
منم گفتم اوکی اونا نمیذارن ! حالا ببینین من چجوری قبول میشم و دو ماهی هست کتاب های این آزمون رو خریدم و نیت کردم قبول شم تا هم باور خودم قوی تر شه که وقتی من میخوام و باور اونو میسازم حتما میشه و هم باور دوستانم عوض میشه . و دوست دارم این نگاه رو هر روز بیشتر تقویت کنم
استاد راجع به تکامل گفتین
من خودم به شخصه معمولا تکامل رو رعایت میکنم
مثلاً اینکه وام نمیگیرم ، پول قرضی نمیگیرم برای رسیدن به خواسته هام صبوری میکنم . سالهاست که همه خریدهامون رو نقدی اوکی میکنیم . فروشنده میگه قسطی یا نقدی فرقی نداره ، من میگم فقط نقد ، بعضی دوستان میگن توی ایران که تورم داریم وام خیلی میتونه سود داشته باشه و خیلی هم این موضوع وسوسه برانگیزه و البته به چشم دیدم که افراد وام گرفتن و خرید کردن و چون در شرایط تورمی هستیم سود هم کردن . اما من به خودم یادآوری میکنم که اولا من دوست دارم در ابعاد خیلی بزرگی ثروتمند بشم به قول استاد نه در حد یک ماشین و خونه بلکه خیلی فراتر از اینها . پس باید مسیر درست رو صبورانه و با ایمان طی کنم .
البته اینم بگم گاها ممکنه به بهانه تکامل ، ضعیف عمل کردنها و متعهد نبودن ها و بالطبع نتایج پایدار نداشتن ها رو ناخودآگاه به پای تکامل بنویسم که این موضوع میتونه یک چاله باشه و درک صحیح از تکامل این بدفهمی رو از بین میبره که ما هر روز متعهدانه و مصمم و با ایمان رو خودمون کار میکنیم در مسیر لذت ببریم و سپاسگزار باشیم و هر روز سعی کنیم یک پله به جلو حرکت کنیم و در این مسیر پایداری کنیم قطعا هدایت ها مسیر تکامل رو برامون آسان و لذت بخش و پر سرعت خواهد کرد و خیلی زود و راحت به همه خواسته هامون میرسیم .
استاد چقدر خوب کلید واژه های رسیدن به خواسته ها رو گفتین : 1- لذت بردن از موقعیت و شرایطی که داریم 2- داشتن احساس لیاقت برای اون خواسته 3- نداشتن نگاه منفی یا همون ترمز در رسیدن به اون خواسته
و بعد بوم بوم …. به خواسته ها میرسیم
و در آخر استاد چه باور قشنگی گفتین :
من نه تنها هیچ ترمزی برای موقعیت و فرصت جدید ندارم که با ذوق و شوق از اون موقعیت جدید استقبال میکنم . این عالیه . این نگاه از یک اعتماد به نفس بالا میاد . این نگاه از باور به خدا و قدرت خدا و هدایت های خدا و احساس پشتیبانی همه جوره و همیشگی خدا نشئت میگیره و واقعا توحیدیه .
من شما استاد عزیزم رو تحسین میکنم و منم هر روز سعی میکنم با الگو قرار دادن شما و عمل کردن های کوچک کوچک و مستمر باور های خودمو شبیه باورهای شما کنم و به قول خانم شایسته عزیزمون به مدارهای بالاتر مهاجرت کنم
بینهایت سپاسگزارم