این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به هرکسی که داره این کامنت رو میخونه و سلام به استاد عزیز و خانم شایستهی عزیزم
یادم میاد اوایلی که وارد سایت شده بودم، حدود 3 یا 4 سال پیش، 16 سالم بود و دقیق خاطرم نیست بعد از گوش دادن فایل خوش آمد گویی هدایت شدم به سلسله فایل های مصاحبه با استاد و گوش دادن اونها، البته نه به این نیت که گوش بدم تا نتیجه بگیرم، میخواستم گوش بدم تا ببینم طرز فکر استاد چطوریه، چطوری رسیده به این مرحله از زندگیش، یه جورایی از سر کنجکاوی.
اما الان که فایل راهنمای پروژه رو گوش دادم فهمیدم که برای منی که دوره ها و فایل های مختلف و یا حتی تغییراتی رو شروع میکنم ولی بخاطر نداشتن استمرار ول میکنم و از مسیر خارج میشم
بهترین تمرین همین گزینه است که هرروز صبح بیام و یه قدم از پروژه ارو گوش بدم قبل از انجام دادن هرکاری از صبحم و یه ردپا هم بذارم
کامنت گذاشتن و اینکه با اینکه بیشتر کارهام صبح هست، برام سخته و احساس کردم این همون کاریه که باید انجام بشه.
پس با ایمان قدم اول رو برمیدارم
برای یاد دادن دیسیپلین و استمرار در زمینه کار کردن روی ذهن برای خودم.
و همه چیز رو ساده میگیرم
میخوام از این لحظه لذت ببرم
کارهام رو با حس خوب انجام بدم و نتایج خودش خود به خود ظاهر بشود.
چیزی که خیلی مهمه اینه که بدون کمالگرایی این قدم ها باید برداشته بشن و برای این کار باید به اندازه درکی که کردیم و برداشتی که داشتیم به همون اندازه عمل کنیم
چیزی که توی این قسمت میخوام بهش عمل کنم
تعریفی بود از اتفاقاتی که خودمون برای خودمون رقم میزنیم
که همشون بخاطر فرکانس هایی که ارسال میکنم که اون فرکانس ها از افکار و اون افکار از باور های ما میاد.
پس کاری که میخوام اینجا انجام بدم اینه که برای چندمین بار بازهم این قضیه ارو یادآوری کنم و بپذیرم شرایط الان در حال حاضرم رو
و بخاطرش غر نزنم چون خودم با دستای خودم چه آگاهانه و چه ناآگاهانه خلقش کردم. پس وقتی خودم این شرایط رو به همراه آوردم میتونم تغییر کنم و شرایط بهتری رو برای خودم خلق کنم.
هرچند که نگه داشتن تغییرات و تو مسیر موندن خیلی چالش برانگیز تر از شروع تغییراته.
چون انسان یادش میره و فراموش میکنه.
پس میخوام بپذیرم تمام چیزی که الان هست رو
میپذیرم تمام نوساناتم رو
میپذیرم تمام رشد نکردن ها و رشد کردن هام رو
میپذیرم احساس خوب و احساس بدم را
میپذیرم روابط الان درحال حاظر با خودم و با اطرافیان را
میپذیرم وضعیت مالی الانم را
میپذیرم خودم را.
اوکیه..همه چی سر جای درست خودش قرار داره.
و واقعا کار ساده ایه، در قدم دوم میخوام مراقب ورودی های ذهنم هم باشم
در حد توانم.چون مسیر همینه.چون قانون همینه.چه باورش داشته باشم چه نداشته باشم.
من میپذیرم تمام اتفاقاتی که افتاده و تمام اتفاقاتی که نیوفتاده ارو
برای رسیدن به صلح درونی با خود.
تلاش کردن همیشه جوابه. پس بدون جنگ با خود اینکارو انجام میدم. بریم که انجامش بدیم.
در مورد سوال اولی که تو این فایل پرسیده شد؛ شاید منم مثه استاد سالها بعد یادم بره از کی و چه زمانی فهمیدم که کار کردن روی باورهای توحیدی، می تواند سرعت موفقیت را بیش از هر عامل دیگر افزایش دهد اما مطمئنم هیچ وقت یادم نمیره که من وقتی فهمیدم اگه لطف و حمایت و هدایت خدا همراهم نباشه، هررررر جور تلاش،، هرجور مدرک و تخصص، هر شکلی از آشنایی یا پارتی و… در یک کلام هر عاملی که محوریتش حساب کردن روی خودم یا حالت بدتر حساب کردن رو دیگران باشه ،، نه تنها منو به خواسته ها و موفقیت نمیرسونه بلکه درگیر انجام کارهایی میکنه که بجز زحمت و تقلا ها و تلاش الکی هیچ عایدی نداره یا در حالت دیگه آدمو در برزخی از بلاتکلیفی ها و ناکامی نگه میداره.
این مطلبو من با گوشت و پوست و استخونم درک کردمو جدیدا به هر پیشنهادی که بخاد با تقلا و حساب کردن روی خودم باعث بشه احتمال باز شدن راهی یا بدست اوردن موهبتی بشه در اینده بشه بیخیال میشم.
ته دلم میگم من سمت خودم انجام میدم و امیدم به لطف خداست و لطف و حمایت اون باشه میشه من به هدف یا خواستم برسم.
مثه حالتی که استاد عباسمنش موقع گرفتن ویزا به افسر گفت مدارک بانکی و… ترجمه کردم میخاین بدم؟ افسره گفته نه لازم نیست فقط بگو وضعیت پایان خدمتت چیه.
چیزی که استاد حتی بهش فکر هم نمیکرد….
چه حس آرامشی یاداوری این داستان تو وجودم تزریق کرد. چقدر دلم میخاد همچین لحظه ای رو زندگی کنم، همچین رویدادهایی تو زندگیم جاری باشه…
ربنا با تمام وجودم ازت تقاضا میکنم هدایتم کنی تا تنها رو تو حساب کنم و تنها تورو لازم بدونم برای پیشبرد کارها و زندگیم.
هدایتم کن به راه راست، راهی که خیلی شیرین و راحت به نعمت ها و خواسته هام برسم
نه راه کسانی که رو خودشون یا دیگران حساب میکنن.
نه راه کسانی که حتی فکر میکنن هیچ راهی نیست برای رسیدن به نعمت ها و خواسته ها.
الهی آمین .
.
در پاسخ به سوال دوم؛ به مرور که با آموزه های این سایت پیشرفتم ذوق تغییر کردن و تجربه های جدید و حرکت کردن تو وجودم شکل گرفت شاید دلیلش بخاطر همین دیالوگیه که استاد تو این فایل گفت، منم دوس دارم برم محیط های جدید، برم خارج از ایران اما نه بخاطر اینکه فکر کنم اونجا خبری هست که اینجا نیست!
صرفا جهت تجربه های جدید و لذت بیشتر. وگرنه انصافا یادم نمیاد گفته باشم من باید برم جای دیگه، یا برم خارج از ایران تا زندگی و شرایطم خوب بشه.
خداروشکر همچین نگاه و باوری ندارم .
با این وجود مشتاق و اماده هستم در کوتاه ترین زمان محیطی که توش هستم را به قصد رفتن به محیط جدید ترک کنم.
با تمام وجودم از خدا میخام تو مسیر رشد و پیشرفت حمایت و هدایتم کنه تا متوقف نشم، سیر ، ناامید، وابسته یا محتاج حاشیه امن یا شرایط گل وبلبل نشم و همیشه یادم باشه ازین بهتر وجود داره و میشه بهش رسید.
.
در مورد سوال سوم؛
قبل هدایت شدنم به این مسیر من هرررررگونه سحر،جادو، دعانویسی و جن و زار گیری و… که وجود داشتو برای تغییر زندگیم یا رسیدن به حاجاتم! انجام دادم.
خدا میدونه که پدر خودمو تو این مسیر درآوردم و هیچ وقت هیچ نتیجه پایدار یا قابل قبولی ازین شیوه نگرفتم بلکه ضرر و زیان های بسیار هم داشتم.
با این وجود بازم ذهنم گاهی وسوسه میشه که شاید یه روشی وجود داشته باشه که اجی مجی لاتجری…
اعتراف میکنم همچین موضوع مسخره ای پاشنه اشیل منه و از خدا با تمام وجودم راجبش تقاضای هدایت و حمایت دارم.
واقعا دلم میخاد به مرحله ای برسم که با یقین صد درصد بگم که هیچ تکنیک و راز و سحر و جادویی وجود نداره که بشه یه هویی به اهداف یا خواسته ها رسید ، هر چی هست توسط افکار خودم و طی یه روند تکاملی رخ میده…
همین پریروز بود که در بخش چهارم، دوره قانون آفرینش، جلسه 6و7و8 راجب طراحی و چگونگی تکرار عبارت های تاکیدی و استفاده از بیشتر قانون، اگاهی های نابی واسم یادواری شد
خب برای دومین بار چنتا عبارت برای ساختن باورهای کلی و
چنتا عبارت ویژه رسیدن به هدفم نوشتم، با صدای خودم ضبط کردم وطبق تمرینی که استاد گفت میخام 21 تا 30 روز گوشش کنم اما میدونم این حرکت طبق همون الگوریتم کلی کائنات صورت میگیره و کلا مهم نیست چه جوری انجام میشه؛ ینی اگه من باور داشته باشم زندگیم به واسطه باورها و فرکانس های خودم داره ساخته میشه »»»و باورهام به وسیله تکرار یک فکر به نمود های مختلف مثه :
تکرار اگاهانه – دیدن الگو ها یا تجارب گذشته خودم یا دیگران و خلاصه تکرار حالتی که اون موضوع واسه ذهنم امکان پذیر و قابل اتفاق باشه .
»»» باعث میشه من در مدار افراد و شرایط و… قرار بگیرم که اون بذری که تو ذهنم کاشتم مرحله مرحله واسم اتفاق بیوفته »»» فارغ ازینکه الان کجام یا چه شرایطی دارم.
همه چیز توسط من به وسیله قوانینی که خدا از فضل و رحمتش تو طبیعت به منظور رسیدن به خواسته ها و نیاز ها قرار داده…
خدایا کمکم کن به چیزی که نوشتم مسلط تر و در زندگیم استفاده کنمو به مدار بالاتری مهاجرت کنم.
سلام و صد سلام به استاد جان، مریم بانو جان و تمام دوستان هم دوره ای در این پروژه…
من در اکثر مواقع فایل را که گوش میکنم، نت برداری هم میکنم و بعد کامنت مینویسم… اما یه نکته اخیرا از یکی از کامنت های اقا ابراهیم خسروی یاد گرفته بودم که وقتی که کامنت هم نوشتی و کامنت ها رو خواندی، از همون موقع به بعد، تلاش و حواس جمعی به اجرای اون اگاهی کسب شده در اون فایل، در زندگی ات داشته باش که بتونی قانون رو در زندگی ات عملی کنی … و اون موقع است که یواش یواش کلی رشد میکنی ….و نتایج عالی تر کسب میکنی ….
حالا من هم اولین گام را میخوام اینطوری پیش برم … و از اونجاییکه این دوره برای من همزمان با کار کردن روی دوره احساس لیاقت است، چه معجونی شود در آخر…
استاد در این فایل به اصل و اساس زندگی که توحیدی بودن است اشاره دارند که توحیدی بودن یعنی قدرت مطلق رو به خدا دادن ….. یعنی اصلا نگرانی به خودت راه ندادن …. یعنی توکل کامل به خدا ….. یعنی خدا رو وکیل دانستن در هر کاری .. یعنی در آغوش خدا بودن ….. یعنی رو شانه های خدا حرکت کردن ….
پس خدا رو باور کن و حالشو ببر از زندگی …..
قانون: آن چیزی که اتفاق های زندگی ما رو رقم میزنه، فرکانس ها هستند و فرکانس ها از افکار، افکار از باورها و باورها از ورودی های مکرر و ادامه دار در مدت زمان طولانی، بدست میایند ….. پس در ابتدا ورودی هایت را به طور جدی کنترل کن که بتونی باورهای درست ایجاد کنی و اونوقت افکار و فرکانس هایت در راستای اون باورها درست خواهند بود….. و در اخر نتایج زندگی ات هم در راستای اون افکار و فرکانس ها و در یک کلام، در راستای باورهایت خواهند بود. چقدر ابن باورها مهم است.
من که همیشه در روابط زناشویی دچار خلا و ضعف هایی بوده ام و هستم…. نشان از باورهام در این رابطه داره …. بعضی اوقات به جای اینکه بشینم تلاش به ایجاد باورهای مناسب کنم، غصه این رو میخورم که ای بابا … کاش شیما، باورهات در این رابطه درست و حسابی بود و اینقدر اذیت نمیشد …. اما این غصه خوردن ها اصلا کاری پیش نمیبره و حال دلم رو بدتر از دیروز میکنه … پس بانو شیما جان جانان، پاشو و ورودی هایت را کنترل کن و در نتیجه باورهات و سپس افکار و فرکانس هات را اصلاح کن و نتایج عالی در این رابطه کسب کن ….خودم که خبر دارم که چکار دارم میکنم …. من که خودم با خودم تعارف ندارم….. خودم که مطمین هستم که ورودی های خوبی در این رابطه ندارم …. خودم که بیشتر میدونم که علاقه مند بودن به حس قربانی بودن به دلیل کمبود عزت نفس، در من وجود داره ….خودم که میدونم باید از سخنان لغو و بیهوده جلوگیری کنم….. خودم که میدونم که باید این ها رو تکاملی درست کنم و پیش برم …..اون وقت خودش همه چیز درست میشه … اصلا نه ورد و نه هیچ روش پیچیده ای نیست …..
پس شیما بانو، همینطوری با دلی خوش و سوت زنان کنترل ذهن و بیان و ورودی بکن و پیش برو …. ببین چه غوغایی به پا خواهد شد ….
همان کسی که از آسمان آبی فرستاد بمقدار معیّن، و بوسیله آن سرزمین مرده را حیات بخشیدیم؛ همین گونه (در قیامت از قبرها) شما را خارج میسازند!
زخرف_11
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
سلام و نور به قلب پاک و سلیم شما استادان و دوستان عزیزم….
ورود به این پروژه عظیم رو به همگی تبریک میگم و امیدوارم اونقدر مدارمون بره بالا و موفق بشیم که روز آخری از موفقیتهامون چندین صفحه بنویسم و به عنوان نشانه بگذاریم سایت و
به جایی برسیم که استاد ،خانم شایسته و خودمون نوشتمونو بخونیم و اشک بریزم به ایمانمون استمرار مون موفقیت هامون
رد پای توحید در بین همه اینها
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
با گوش دادن به فایل یه چیزی واضح بهم گفت بیا تو این مدت کاملا آگاهانه رو شخصیتت کار کن و تمام تلاشتو بکن که شخصیت توحیدی خودتو ارتقا بدی …
پس هدفم شد کار کردن رو شخصیتم
استاد یه نکته عالی و بکر هم از مقاله مریم جان و هم صحبتهای شما دستگیرم شد اونم اینکه :برای ارتقا شخصیتم باید توحید رو مبنای همه چیزم قرار بدم اینکه (فقط روی خدا حساب کنم و قدرت رو به اون بدم و تمام)
یک آگاهی ناببببب دو روز پیش در مورد خداوند نیروی برتر و کامل جهان بهم داده شد خیلی مقاومت داشت ذهنم که فکر کنه خدا انسان نیست احساس نداره اینکه من دارم خلق میکنم زندگیمو اینکه من 100 درصد مسول زندگیه خودمم، اینکه فکر کنم خدا هم خوبیه هم بدیه و در قمر بودم اما همین که ازش خواستم هدایتم کنه و راه رو برام روشن کنه ،فی الفور قشنگ بهم تو این مدار فهموند که چی به چیه :
آرزو خوب دقت کن خوبه خوبه خوب
خداوند بهم گفت من یه انرژی ام در قلب تو در همه جا من همه چیم همه چی خب من میتونم هم بدی باشم هم خوبی
اما نیروی حاکم بر جهان خیر اینو داشته باش ،تو هر احساسی که داشته باشی
چه خوب چه بد دقیقا مترادف با همون احساس اتفاقات رو جذب میکنی
پس من آرزو عین یه آهن ربام چطور ؟
اگر حسم رو خوب نگه دارم و ایمان داشته باشم به خداوند ، این اتفاق میفته که جهان لاجرم اتفاقات خوب رو برام رقم میزنه و جذب من میکنه، اونجایی هم که احساسم رو بد میکنم لاجرم اتفاقات بد میفته چرا؟به خاطر قوانین تغییر ناپذیر هستی من نمیتونم قانون رو دور بزنم اما اما هم طبق تجربه ام هم طبق فرمایشات استاد فهمیدم که نیروی حاکم بر جهان خیره یعنی من اگه فقط تصمیم به تغییر در جهت توحیدی و مثبت بگیرم جهان لاجرم فوری نشونه ها رو بهم میده و منو شاد میکنه(خیلی دیدم)
پس من کاملا به این نتیجه رسیدم که من خالق زندگی خودمم و من مسول صددرصد اتفاقات زندگی خودم هستم
نکته ای که از این فایل گرفتم برای ارتقا شخصیتم اینه که
توحید اولین و اساسیترین اصلی باشه
که من با تموم وجود بهش تکیه کنم
اینکه قدرت رو فقط به ربالعالمین بدم، از همه آدمها قدرت رو بگیرم و بدم به خداوندی که توی وجودمه تو وجود همه هست و روی کسی حساب نکنم(میتونم از انسانها درخواست بکنم و در قلبم ایمان داشته باشم که خدای این افراد به من کمک میکنه اما از افراد هم تشکر کنم ) و دراین صورت ایمان دارم که سریع پیشرفت خواهم کرد سریع به خواسته هام خواهم رسید…
خدایا شکررررت که دارمت
شکررررت که خودتو بهم میفهمونی میدی
تو همیشه خداییتو خوب انجام دادی هدایتم کن منم بندگیمو خوب انجام بدم
خدایا من به هر خیری که ازتو برسه فقیرترینم من تسلیم محض درگاهتم
من در برابر تو ضعیفم خاشعم
من هر لحظه هر جا به هدایت و حمایتهای تو سختتتتت محتاجم
به نام خدای هدایتگر و مهربانم اولین گام پروژه رو برمیدارم تا به سمت مدار بالاتر حرکت کنم :-)
جالبه که این پروژه همزمان شد با تمیز شدن خونه بعد از یه خانه تکانی اساسی ک دیروز کلا مشغول انجام دادنش بودم به لطف خدا و چقدر انرژی خونه و اتاقم مثبت و تازه و مهیا شد برای ورود به این پروژه ی عالی . خدایا شکرت :-*
جملهی کلیدی:« من انسان کاملی نیستم ، من انسانی هستم که سعی میکنم هرروز نسخهی بهتری از خودم رو ارائه بدم» «من مطمئنا اشتباهات زیادی داشتم در رفتارهام و تلاشم بر این هست که این اشتباهات رو کمتر و کمتر کنم. »چقدر این دیدگاه به انسان آرامش میده و به من در پذیرش بهتر خودم به عنوان انسان کمک میکنه . خدا رو شکر . چون من امروز دقیقا در همین مورد اشتباه نکردن خواسته ای در ستاره قطبی من داشتم .، تصمیم گرفتم این عبارت رو روی کاغذ یادداشت بنویسم و روی بند زیبایی ک دیشب در اتاق نصب کردم آویزون کنم تا هرروز ببینمش و بهتر درکش کنم . احساس میکنم کاملا مناسب من بود .
درک قانون و اصل جهان باعث میشه تا من خودم به این مهارت و توانمندی برسم ک مسائل خودم رو خودم حل کنم و تصمیمهای بهتری بگیرم .
یک اصل مهم : اصل توحید : اگر من قدرت رو از آدمها بگیرم و به خداوند بدم ، به خداوندی که در وجودم هست و روی کسی حساب نکنم میتونم خیلی سریع پیشرفت کنم و به خواستههام برسم و موفقیتهای زیادی کسب کنم . توحیدی بودن : قدرت رو به عوامل بیرونی ندادن عامل موفقیت تمام افراد موفق جهان هست .
اصل بعدی اینه که از همین جایی که هستم لذت ببرم و دیدگاه بهتری داشته باشم تا جهان من رو به جای بهتری هدایت کنه .
اصل بعدی اینکه خودم رو لایق جای خوب بدونم .
اصل بعدی : تغییر باورها یکشبه نیست . باورها یکشبه ایجاد نشده که یکشبه تغییر کنه . باورها گفتگوهای ذهنی تکرارشونده هستند که فرکانسها رو تولید میکنند و بازخورد این فرکانسها اتفاقات رو در زندگی من رقم میزنه.
اگر نتایجی رخ بده اما تو مسیر رسیدن به اون نتیجه رو ادامه ندی و تکرار نکنی دوباره به عقب برمی گردی و این نشوندهندهی عملکرد باورهاست .
اصل بعدی اینکه من باورهای محدودکننده ام درمورد خواستههایم را باید تغییر دهم تا برای رسیدن به خواسته هایم آماده شوم .
من هم استاد از فرصتهای جدید استقبال میکنم و عاشق تغییر و رشد هستم . و همینطور برنامه مهاجرت دارم و در حال زبان آموزی هستم و به امید خدا روزی محقق شدن این خواسته رو هم در دیدگاه هایم خواهم گفت .
دیشب آتیش بازی و جشن و پایکوبی شروع سال جدید میلادی رو از تلویزیون دیدم و کلی ذوق کردم و به امید خدا پایان این پروژه هم با کلی ذوق و شوق پاداش ورود به مدار بالاتر و بزرگتر شدن ظرف وجودم رو جشن خواهم گرفت:-)
خدایا سالی که اولش با مهاجرت به مدار بالاتر شروع بشه معلومه که به چه اتفاقات فوق العاده ای ختم میشه.
فکر کنین من صبح سال جدید میلادی رو با دیدن خبر این دوره فوق العاده شروع کردم، بعد رفتم ویدیوی آتیش بازی های شهرای مختلف رو تو یوتیوب دیدم، بعد اومدم این دوره رو شروع کردم و در همین بین، یه رزقی هم وارد زندگیمون شد.
اینا واقعا نوید یه سال عالی رو نمیده؟ به خدا که میده.
همین دیشب داشتم فایل کلید اجابت دعاها رو گوش میکردم و اونجا باز هم وعده خداوند رو به ذهنم یادآوری کردم که خداوند قول داده که منو راضی میکنه. خدا درهایی رو برام باز میکنه که من نمیدونم، به قول استاد اصلا فکر نمیکنم که در باشن اما برام باز میشن.
خلاصه سالی که نکوست از بهارش پیداست….
بریم سراغ قدم اول از این دوره بینظیر
فایل اول، اولین موضوع با توحید شروع میشه. توحید که اصل و اساسه. توحید که انگیزه راهه. توحیده که میگه برو من هستم. توحیده که میگی باش و میشود. توحیده که سوخت جته. توحیده که قدرت رو از هر چیزی در بیرون میگیره و ما رو به جلو هل میده. این فکر الان به ذهنم رسید. عوامل بیرونی مثل وزنه هایی هستن که پای ما رو بستن و این توحیده که این وزنه ها رو یکی یکی باز میکنه و ما میتونیم رو به جلو. حرکت کنیم.
داستان رزقی که الان وارد زندگیمون شد خیلی جالبه. میگم که رد پایی باشه برای خودم و شاید هم به دوستانم کمک کنه.
همسرم با تشویق من وارد کار املاک شد (نه به این دلیل که بگم پول تو کار املاکه. به این دلیل که بسیار برای این کار مناسبه). با صداقتی که داره افراد رو به خودش جذب میکنه. اما به نتیجه نمیرسید. بارها تا پای معامله میرفت اما معامله انجام نمیشد.
و ما هر بار ناامید میشدیم. و همسرم هر روز میگفت من حتی پول بنزینم رو هم نتونستم در بیارم و خب سختش بود اما ادامه میداد. امروز یکی از مشتری هاش که از جای دیگه خونه خریده باهاش تماس گرفت که همسرم رو ببینه و همسرم هم رفت. ایشون یه خانم بسیار خوب و محترم بودن و گفتن برای تشکر از زحمات و صداقت همسرم بهشون 50 دلار همراه با یه جعبه شیرینی دادن و این مبلغ برای ما به اندازه 500 هزار دلار ارزش داشت. چون اولا پیامی واضح بود از سمت خداوند که مسیر درسته اما باید تکامل طی بشه تا این اعداد چندین و چند برابر بشه. دوما این باور رو در من تقویت کرد که خداوند از راهی که فکرش رو نمیکنیم به ما رزق میده.
استاد چه نکته خوبی رو در مورد تکامل گفتید. با تکامل ما از مسیر لذت میبریم.
اگر ما تکه ای از وجود خداوند هستیم، پس ما قدرت خلق کنندگی داریم. یعنی میگیم باش و میشود. اما این باش و میشود این نیست که بگیم الان یه بنز میباخ میخوام و همون لحظه بیفته از آسمون پایین.
من همون لحظه که میگم باش، به جهان خواسته ام رو ارسال کردم و جهان هم دریافتش کرده و بهش پاسخ میده. اما داستان اینه که وقتی میگیم باش و زمانی طول میکشه تا بشود، ما داریم ظرف وجودیمون رو به انداره اون خواسته بزرگ میکنیم. از چه طریقی؟ از طریق لذت بردن و تایید و سپاسگزاری و در فرکانس خداوند بودن تا پله پله مدارمون بالا بره و هم مدار بشیم با خواسته مون.
تا مثل یه بادکنکی نباشیم که انقدر باد بشه تا بترکه.
مثل خیلی از آدمهایی که به خواسته شون زود رسیدن و زندگی براشون بی معنا شده چون اون خواسته نیست که لذت بخشه، اون مسیر رسیدن به خواسته است که لذت بخشه.
دیدین آدمهایی که موفق و خودساخته هستن چقدر رفتار و منششون با بچه هاشون متفاوته؟ بچه های آدمهای موفق اکثرا بی هدف و بی انگیزه میشن چون بدون طی کردن مسیر به خواسته هاشون رسیدن و اکثرا زندگی بی هدف و به اصطلاح انگل گونه دارن اگه برای خودشون اهدافی رو ایجاد نکنن.
پس اون خواسته نیست که هدفه، اون مسیر رسیدن به خواسته است که لذت بخشه و وقتی به هدف میرسیم میبینیم واقعا چیز خاصی نبوده و اگه از مسیر لذت نمیبردم چقدر حیف میشد که پدرم رو در میاوردم که فقط به این نقطه برسم. دقیقا مثل از کوه بالا رفتن میمونه. هدف رسیدن به قله هست، اما قله واقعا چیز خاصی نیست، اصل مسیر رسیدن به اون قله است، مهارتهاییه که ما تو مسیر به دست میاریم، خودباوری که در خودمون ایجاد میکنیم تا مسیر رو ادامه بدیم، ایمان و امید و توکلیه که تقویت میکنیم در خودمون تا بهمون نیرو بده و در نهایت شخصیت متفاوتیه که به قله میرسه.
وای خدایا این دوره بینظیره. نمیدونم قراره چه اتفاقاتی بیفته اما من امروز راضی ام. مطمئنم که هر روز بهتر از روز قبل میشه.
مرسی استاد و خانم شایسته عزیز که قلبتون به اندازه یه اقیانوس وسیعه و چنین گنجینه هایی رو به رایگان در سایت قرار میدید. من الان وسط کار کردن رو 3 دوره روانشناسی ثروت 1، راهنمای عملی دستیابی به رویاها و عشق و مودت هستم اما تا این دوره اومد رو سایت گفتم این هم به اندازه محصولات تاثیرگذاره و حتما باید به اندازه محصولات روش وقت بذارم.
خدایا عاشقتم سپاس گزارتم بابت این فرصت طلایی بابت انرژی فوق العاده ای که دارم و میخام خرج خودم کنم خدایا شکرت
من یاد گرفتم هر روز صبح بعد نوشتن شکرگزاریم قانون را به خودم یادآوری کنم و تمام روزم را با حال خوب سپری کنم از هر چی که دارم هر کجا هستم عشق میکنم لذت میبرم و در کنار همسرم بهترین ها رو تجربه میکنم خونه زندگیم رو سرشار از حس خوب دارم و همسرم پر قدرت به سمت اهدافش حرکت میکنه و نتایج روز به روز عالی میشه یاد گرفتم آروم آروم همه چی رقم بخوره یاد گرفتم خدا را منشا قدرت بدونم فقط خداست که به من نعمت میده نگران نیستم عجول نیستم مطمئن هستم از هر لحاظ به مدار بالاتر میرسم و بهترین ها رو تجربه میکنم جهان بهترین پاداش رو به من میده همینجوری که تا به الان داده و به خودم یادآوری میکنم اوضاع همیشه در حال بهتر شدنه و من لایق لذت بردن هستم
آسون میگیرم و رها هستم من یه خانوم خونه دار هستم و همیشه برای خودم و همسرم پر انرژی و سرحال هستم برای خودم وقت میگذارم سه روز در هفته والیبال میرم با بهترین مربی و دوستان خوب
و جدیدن دو تا دوست عباسمنشی پیدا کردم حدود شش ماه هست که سالن جدید میرم و احساس میکردم این دو نفر با بقیه فرق دارن و تصادفی یک روز متوجه شدیم که عباسمنشی هستیم و همدیگه را به آغوش کشیدیم و ذوق کردیم قانون همینه دیگه کبوتر با کبوتر…
من مشتاق رشد شخصیتی هستم بیشتر اوقاتم در منزل تنها هستم و نهایت استفاده را میکنم از این اوقات همه میپرسن حوصله ات سر نمیره آخه چیکار میکنی و…؟؟؟
ولی من راضی هستم کیف میکنم و نمیتونم چجوری براشون توضیح بدم فقط میگم وقت هم کم میارم
و این حال خوب را خودم به لطف خدا کسب کردم و ازش مراقبت میکنم
استادجانم هر کجا هستین خداوند حامی شما باشد
خانوم شایسته جانم خداوند هدایتگرتون باشه
لیلا جانم عاشقتم دختر زیبا همیشه با قدرت ادامه بده
سلام به استاد عزیز مریم بانوی زیبا و دوستان هم پروژه ایی
خانم شایسته عزیز ازتون ممنونم که یه اصل خیلییییی مهم رو بهم یاد دادین :
تمرکز کردن
من وقتی دقت کردم دیدم علت اصلی موفق نشدنم در پروژه های چند روزه و دلسردیم همین عدم تمرکزه چون ب قول استاد وقتی تمرکزت نصف میشه نتیجه نصف نمیشه بلکه صفر میشه و این اگاهی کاملااا برای من درک شدس
وقتایی که ب خاطر کمال گراییم میخواستم چندتا هدف رو تیک بزنم و هیشکدوم نمیشد و بعد دلسرد تر میشدم برای شروع های بعدی
واین عدم تمرکز مدام مثل دومینو تکرار میشدم ومن متوجهش نبودم ممنونم ازتون
امروز شروع کردم با اینکه دیروز اولین گام رو گوش داده بودم دوباره گام اول رو گوش دادم نکته برداری کردم و نکات مهمش رو تو قالب چند تا برگه زدم روی یخچالم که هرر روز ببنمشون و برام تکرار بشه و اینکه یادم باشه که باید روزهای بعدم بنویسم مهم تر از همه برگه ها و نت های قبلی رو گذاشنم کنار تا فقط روی این پروژه تمرکز لیزری داشته باشم.
امروز از هفت صبح که همسرم رفت سرکار. نخوابیدم و پسر کوچیکمو و خستگیا بی خوابی دیشبمو بهونه نکردم و شروع کردم ب نوشتن فایل و نکته برداری وچقدر لذت بخش بود این انرژی اول صبح
منی که معمولا صبحانه نمیخوردم یه صبحانه عالی برای خودم درست کردم و با عشق به خودم تقدیمش کردم
اینها همه نتایج روز دوم کارکردن رو خودم بود خانم شایسته عزیز
ممنونم که مارو هر روز به پیشرفت هرچند کوچیک اما با نتایج فوق العاده دعوت کردین برای من این پروژه تو بهترین زمان اتفاق افتاد و بی نهایت از خداوندم سپاس گزارم که تو این مسیر کنار شماهستم.
به لطف خدای مهربانم بر اساس خواسته ای که دادم از قبل که کاری کن تو مسیر متعهدانه کار کنم و سلسله مراتب و به طور تکاملی دوره دستیابی به رویا ها و همچنین فایل های اخیر برام فرستاد تا دست از هرکار دیگه ای بردارم و تمام توجه ام رو تو سایت بزارم مثل رفتن کلاس زبان ،والیبال،بدنسازی و …
و قبل تر از اون حذف یک سری آدم ها و مهمونی ها رو .
و آیت تکامل ادامه داره که از مهر تا الان دوره خانه تکانی ذهن الانم مهاجرت به مدار بالاتر.
راستش منم یقین دارم به روند تکاملی ،تازگی سوالی تو ذهنم بود که خدایا من میخوام یک پله بالاتر برم میخوام بیشتر باور کنم اونم بخاطر فایل های قبل بوده که از خدا بخواین تا اجابت بشین از خدا بیشتر بخوای خدا بیشتر میده
منم تو دلم خواستم که میخوام بیشتر باورت کنم مثل استاد،مثل حصرت ابراهیم مثل زکریا،مثل مریم مثل محمدو…
و میدونم این دوره هم براساس اون خواسته ام بوده یقین دارم که معجزه بزرگی تو راهه.
حتی دیروز آیه ای که روزانه برام میاد گفته کسانی که ایمان پیدا کردند و ایمان و عمل صالح انجام دادن مطمئن باشن معجزه بزرگی در راه هست.
چی از این قشنگ تر و قابل باورتر که خدا داره باهام حرف میزنه وبه لطف خودش منم باور دارم.
دیروز این فایل گوش دادم ولی امروز متعهد شدم دریافت کردم.
اومدم یه تعهد نوشتم و از خدا خواستم تو این یک ماه تمام عوامل و هدایت ها و آدم ها و شرایط برام فراهم کنه و مسیر برام راحت کنه تا من وارد مدار بالاتر که سلامتی عشق و ثروت و آرامش برسم میخوام تو همه جوانب باش نه صرفا یکی ،من از خدا بزرگ میخوام چون باور دارم که خدا همزمان میتونه منو به همه چی برسونه .
خلاصه اومدم امروز فایل شروع کردم وسطش باورهای خودم نوشتم
اول از همه صحبت از قانون شده اینکه هیچ انسانی بدون نقص نیست کامل نیست و نخواهد شد چون این یک قانون اگه یک انسان کامل بشه یعنی راکد میمونه و این برخلاف قانون جهان.
حتی پیامبران هم تکامل طی کردن هر دفع سوال میکردن از خدا درخواست داشتم
اومدم یکبار دیگه قانون برای خودم مرور کردم که قانون یعنی
من باید تکاملی طی کنم،کنترل ذهن،دیدن زیبایی و توجه به فراوانی،نگه داشتن حال خوب بخصوص در شرایط به ظاهر بد،تو تضاد دنبال منفعت بودن با این آیه الخیر فی ما وقع،همه چی به نفع منه،من مسئول زندگی خودم هستم و میتونم خودم تغییر بدم و هیچ کنترلی روی زندگی حتی فرزندم ندارم.یعنی تو هر شرایط حالت خوب نگه داری،احساس خوب مساوی اتفاق خوب،سکوت کردن و ایمان داشتن به غیب،عاشق خودم بودن و دنبال خودشناسی باشم پذیرش آن چیزی که الان هست و دارم و تغییر خودم یعنی لذت بردن از شرایط و زندگی الان و شکر گزارش بودنتان به شرایط بهتر از الان برسم،هر چقدر سپاسگزار تر باشم خدا ظرفم بزرگتر میکنه یعنی خدا آنقدر بهم نعمت میده تا ظرفم برای شکرگزاری بزرگتر بشه دنبال الگوی مناسب خواسته خودم بودن،اگر خواسته ای دارم یعنی میتونم بهش برسم،مسیر من و یکی دیگه ممکن مختلف باش ولی نتیجه اش احساس عالی و شکر گزاری همه ما تکه ای از خدا هستیم یعنی من هر لحظه تحت هدایت و حمایت خدا بودم و هستم و خواهم بود یعنی خدا از قبل همه چیز برام فراهم کرده تا من لذت ببرم اونم به اسانی،قانون هیچ وقت برای کسی تغییر نمیکنه قانون یعنی ثروت آرامش عشق سلامتی همواره بوده هست خواهد بود من باید فقط بخوام.
سوال اول:
چهار سال تو مسیرم ولی وقتی فکر میکنم به زندگیم زمانی که فقط روی خدا حساب کردم خدا همه کار ها رو برام آسان کرد .
مثل پسر کوچیکم دو الی سه بار تو بغل همسرم ،بعد گریه کردن نفسش قطع شد الان مو به تنم سیخ میشه اشکم در میاد همسرم تنفس دهنی بهش داد کلی تلاش میکرد من هیچ کاری نتونستم بکنم فقط جیغ میزدم خدایا تو بزرگتر از این معجزه کردی بچه ام بهم برگردون خدای من شاهد بچه مرده منو زنده کرد چون من نگفتم به شوهرم فلان کار بکن فقط از خدا خواستم
گفتم میخوام بیشتر با هدیه ات باشم .
وقتی به اون روز فک میکنم قلبم آروم میگیره.
وقتی بچه بودم همه به عنوان دختر بودنم میگفتم تو ضعیفی،آخه باباش پسر نداره،من شدم پسر بابام و برادر 5 خواهر،
هر کاری که گفتن نمیتونی خدا بهم قدرتش داد از خوا خواستم اون موقع درکی نداشتم ولی خودمم میگفتم چطور،من بچه 7 ساله تو دل تاریکی میرفتم تمام وسایل نقلیه رانندگی میکردم،تمام کار کشاورزی و دامداری یاد گرفتم،پول در میآوردم اصلا اصلا نظر دیگران مهم نبود،همکار بابام بودم کلی شغل یاد گرفتم درسم به راحتی یاد میگرفتم همه اینا از قدرت خدام بود و توحیدی بودنم که فقط روی خودش حساب کروم.
منی که پام به کارهای اداری باز نشده بود کلی کارها با ترس انجام دادم قبلش فایل توحیدی گوش میدادم و لرزان میرفتم الان برام عادی شد و مثال های دیگ …
سوال دوم:
راستش من تو مازندران شهر بهار نارنج عزیزم هستم آنقدر اینجا زیبایی داره کوه جنگل دریا سرسبزی هوای عالی،کشت هر میوه و سبزی و برنج ،واقعا عاشق اینجام دوست دارم فقط از خانواده کمی دورتر بشم مثل مهاجرت به شهر دیگه چون میدونم بزرگتر میشم این همون جواب سوال سوم
باور اینکه من توحیدی تر میشم بیشتر روی خدا حساب باز میکنم
با آدم های بیشتری ارتباط میگیرم وارد چالش های جدید میشم
جمله تاکیدی من موندن تو این مسیر و گوش دادن هر روزه فایل ها و خوندن کامنت و الگو دیدن ،تا به طور ناخودآگاه باورم تغییر کنه اونوقت به خواسته هام میرسم نه با تقلا بلکه با لذت و راحتی.
وقتی این فایل ها رو میبینم و گوش میدم به صورت ناخودآگاه تو مهمونی تو کوچه و خیابون تو زندگی روزمره ذهنم دنبال تایید اون حرف های استاد این یعنی مسیرم درسته یعنی باورام داره تغییر میکنه و جهان هم بهم نشون میده.
باید اتفاق های که تو این 4 سال به وجود اومد مثل حذف یک سری آدم ها و مهمونی ها تا فضا برام باز بشه ،مثل به وزن ایده آل رسیدنم،مثل عاشق خودم شدن،مثل کسب درآمد با شغل مورد علاقه ام ،مثل ارتباط بهتری که با خانواده ام نسبت به قبل دارم،مثل اومدن افرادی به زندگیم که تجربه های عالی کسب کردم،مثل خرید دوچرخه،ماشین،طلا و پس انداز های که دارم،مثل نتیجه عالی در دل تضاد هام،مثل درک و فهم قران،مثل عشق و علاقه به این مسیر،مثل مدتی که از مسیر دورتر شدم شرایط داشت به قبل برمیگشت،مثل زندگی دوستانی که تو کامنت میخونم،
همه اینارو مرور کنم.
باور درست اینه که من لایق ثروت،سلامتی،ارامش و عشق هستم اونم به راحتی ،چون که من تکه ای از خدام،چونکه خدا از قبل همه چی برام فراهم کرد که باید ندزادی خودم به یاد بیارم که هیچ کاری نمیکردم همه عاشقم بودن و به راحتی به خواسته هام میرسیدم،چونکه خدا منو تحت هدایت و حمایت خودش قرار داده چونکه خدا کلید اجابت دعا دستم داده تا من بخوام و خودش گفته بهت نزدیکم و اجابت میکنم،چونکه من اشرف مخلوقاتم و اختیار زندگیم در دست خودم،
من از شرایط فعلی لذت میبرم از جای که بدنیا اومدم که همه نوع امکانات داره،از این خونه نقلی و چوبی و دوبلکس که از بچگی جز خواسته هام بود ،از گل و درخت و حیاط جلو و خلوت که حز خواسته هام بود از حیووناتی که کنار خونه ام دارم آنقدر به راحتی بزرگ میشن و من لذت میبرم از اینکه نزدیک خونه ام کلی دشت و سرسبزی،از اینکه کاری به کار کسی ندارم از اینکه مدرسه و امکانات لازم داره.
به نام خدای مهربان
سلام به هرکسی که داره این کامنت رو میخونه و سلام به استاد عزیز و خانم شایستهی عزیزم
یادم میاد اوایلی که وارد سایت شده بودم، حدود 3 یا 4 سال پیش، 16 سالم بود و دقیق خاطرم نیست بعد از گوش دادن فایل خوش آمد گویی هدایت شدم به سلسله فایل های مصاحبه با استاد و گوش دادن اونها، البته نه به این نیت که گوش بدم تا نتیجه بگیرم، میخواستم گوش بدم تا ببینم طرز فکر استاد چطوریه، چطوری رسیده به این مرحله از زندگیش، یه جورایی از سر کنجکاوی.
اما الان که فایل راهنمای پروژه رو گوش دادم فهمیدم که برای منی که دوره ها و فایل های مختلف و یا حتی تغییراتی رو شروع میکنم ولی بخاطر نداشتن استمرار ول میکنم و از مسیر خارج میشم
بهترین تمرین همین گزینه است که هرروز صبح بیام و یه قدم از پروژه ارو گوش بدم قبل از انجام دادن هرکاری از صبحم و یه ردپا هم بذارم
کامنت گذاشتن و اینکه با اینکه بیشتر کارهام صبح هست، برام سخته و احساس کردم این همون کاریه که باید انجام بشه.
پس با ایمان قدم اول رو برمیدارم
برای یاد دادن دیسیپلین و استمرار در زمینه کار کردن روی ذهن برای خودم.
و همه چیز رو ساده میگیرم
میخوام از این لحظه لذت ببرم
کارهام رو با حس خوب انجام بدم و نتایج خودش خود به خود ظاهر بشود.
چیزی که خیلی مهمه اینه که بدون کمالگرایی این قدم ها باید برداشته بشن و برای این کار باید به اندازه درکی که کردیم و برداشتی که داشتیم به همون اندازه عمل کنیم
چیزی که توی این قسمت میخوام بهش عمل کنم
تعریفی بود از اتفاقاتی که خودمون برای خودمون رقم میزنیم
که همشون بخاطر فرکانس هایی که ارسال میکنم که اون فرکانس ها از افکار و اون افکار از باور های ما میاد.
پس کاری که میخوام اینجا انجام بدم اینه که برای چندمین بار بازهم این قضیه ارو یادآوری کنم و بپذیرم شرایط الان در حال حاضرم رو
و بخاطرش غر نزنم چون خودم با دستای خودم چه آگاهانه و چه ناآگاهانه خلقش کردم. پس وقتی خودم این شرایط رو به همراه آوردم میتونم تغییر کنم و شرایط بهتری رو برای خودم خلق کنم.
هرچند که نگه داشتن تغییرات و تو مسیر موندن خیلی چالش برانگیز تر از شروع تغییراته.
چون انسان یادش میره و فراموش میکنه.
پس میخوام بپذیرم تمام چیزی که الان هست رو
میپذیرم تمام نوساناتم رو
میپذیرم تمام رشد نکردن ها و رشد کردن هام رو
میپذیرم احساس خوب و احساس بدم را
میپذیرم روابط الان درحال حاظر با خودم و با اطرافیان را
میپذیرم وضعیت مالی الانم را
میپذیرم خودم را.
اوکیه..همه چی سر جای درست خودش قرار داره.
و واقعا کار ساده ایه، در قدم دوم میخوام مراقب ورودی های ذهنم هم باشم
در حد توانم.چون مسیر همینه.چون قانون همینه.چه باورش داشته باشم چه نداشته باشم.
من میپذیرم تمام اتفاقاتی که افتاده و تمام اتفاقاتی که نیوفتاده ارو
برای رسیدن به صلح درونی با خود.
تلاش کردن همیشه جوابه. پس بدون جنگ با خود اینکارو انجام میدم. بریم که انجامش بدیم.
گام اول – پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
سلام
در مورد سوال اولی که تو این فایل پرسیده شد؛ شاید منم مثه استاد سالها بعد یادم بره از کی و چه زمانی فهمیدم که کار کردن روی باورهای توحیدی، می تواند سرعت موفقیت را بیش از هر عامل دیگر افزایش دهد اما مطمئنم هیچ وقت یادم نمیره که من وقتی فهمیدم اگه لطف و حمایت و هدایت خدا همراهم نباشه، هررررر جور تلاش،، هرجور مدرک و تخصص، هر شکلی از آشنایی یا پارتی و… در یک کلام هر عاملی که محوریتش حساب کردن روی خودم یا حالت بدتر حساب کردن رو دیگران باشه ،، نه تنها منو به خواسته ها و موفقیت نمیرسونه بلکه درگیر انجام کارهایی میکنه که بجز زحمت و تقلا ها و تلاش الکی هیچ عایدی نداره یا در حالت دیگه آدمو در برزخی از بلاتکلیفی ها و ناکامی نگه میداره.
این مطلبو من با گوشت و پوست و استخونم درک کردمو جدیدا به هر پیشنهادی که بخاد با تقلا و حساب کردن روی خودم باعث بشه احتمال باز شدن راهی یا بدست اوردن موهبتی بشه در اینده بشه بیخیال میشم.
ته دلم میگم من سمت خودم انجام میدم و امیدم به لطف خداست و لطف و حمایت اون باشه میشه من به هدف یا خواستم برسم.
مثه حالتی که استاد عباسمنش موقع گرفتن ویزا به افسر گفت مدارک بانکی و… ترجمه کردم میخاین بدم؟ افسره گفته نه لازم نیست فقط بگو وضعیت پایان خدمتت چیه.
چیزی که استاد حتی بهش فکر هم نمیکرد….
چه حس آرامشی یاداوری این داستان تو وجودم تزریق کرد. چقدر دلم میخاد همچین لحظه ای رو زندگی کنم، همچین رویدادهایی تو زندگیم جاری باشه…
ربنا با تمام وجودم ازت تقاضا میکنم هدایتم کنی تا تنها رو تو حساب کنم و تنها تورو لازم بدونم برای پیشبرد کارها و زندگیم.
هدایتم کن به راه راست، راهی که خیلی شیرین و راحت به نعمت ها و خواسته هام برسم
نه راه کسانی که رو خودشون یا دیگران حساب میکنن.
نه راه کسانی که حتی فکر میکنن هیچ راهی نیست برای رسیدن به نعمت ها و خواسته ها.
الهی آمین .
.
در پاسخ به سوال دوم؛ به مرور که با آموزه های این سایت پیشرفتم ذوق تغییر کردن و تجربه های جدید و حرکت کردن تو وجودم شکل گرفت شاید دلیلش بخاطر همین دیالوگیه که استاد تو این فایل گفت، منم دوس دارم برم محیط های جدید، برم خارج از ایران اما نه بخاطر اینکه فکر کنم اونجا خبری هست که اینجا نیست!
صرفا جهت تجربه های جدید و لذت بیشتر. وگرنه انصافا یادم نمیاد گفته باشم من باید برم جای دیگه، یا برم خارج از ایران تا زندگی و شرایطم خوب بشه.
خداروشکر همچین نگاه و باوری ندارم .
با این وجود مشتاق و اماده هستم در کوتاه ترین زمان محیطی که توش هستم را به قصد رفتن به محیط جدید ترک کنم.
با تمام وجودم از خدا میخام تو مسیر رشد و پیشرفت حمایت و هدایتم کنه تا متوقف نشم، سیر ، ناامید، وابسته یا محتاج حاشیه امن یا شرایط گل وبلبل نشم و همیشه یادم باشه ازین بهتر وجود داره و میشه بهش رسید.
.
در مورد سوال سوم؛
قبل هدایت شدنم به این مسیر من هرررررگونه سحر،جادو، دعانویسی و جن و زار گیری و… که وجود داشتو برای تغییر زندگیم یا رسیدن به حاجاتم! انجام دادم.
خدا میدونه که پدر خودمو تو این مسیر درآوردم و هیچ وقت هیچ نتیجه پایدار یا قابل قبولی ازین شیوه نگرفتم بلکه ضرر و زیان های بسیار هم داشتم.
با این وجود بازم ذهنم گاهی وسوسه میشه که شاید یه روشی وجود داشته باشه که اجی مجی لاتجری…
اعتراف میکنم همچین موضوع مسخره ای پاشنه اشیل منه و از خدا با تمام وجودم راجبش تقاضای هدایت و حمایت دارم.
واقعا دلم میخاد به مرحله ای برسم که با یقین صد درصد بگم که هیچ تکنیک و راز و سحر و جادویی وجود نداره که بشه یه هویی به اهداف یا خواسته ها رسید ، هر چی هست توسط افکار خودم و طی یه روند تکاملی رخ میده…
همین پریروز بود که در بخش چهارم، دوره قانون آفرینش، جلسه 6و7و8 راجب طراحی و چگونگی تکرار عبارت های تاکیدی و استفاده از بیشتر قانون، اگاهی های نابی واسم یادواری شد
خب برای دومین بار چنتا عبارت برای ساختن باورهای کلی و
چنتا عبارت ویژه رسیدن به هدفم نوشتم، با صدای خودم ضبط کردم وطبق تمرینی که استاد گفت میخام 21 تا 30 روز گوشش کنم اما میدونم این حرکت طبق همون الگوریتم کلی کائنات صورت میگیره و کلا مهم نیست چه جوری انجام میشه؛ ینی اگه من باور داشته باشم زندگیم به واسطه باورها و فرکانس های خودم داره ساخته میشه »»»و باورهام به وسیله تکرار یک فکر به نمود های مختلف مثه :
تکرار اگاهانه – دیدن الگو ها یا تجارب گذشته خودم یا دیگران و خلاصه تکرار حالتی که اون موضوع واسه ذهنم امکان پذیر و قابل اتفاق باشه .
»»» باعث میشه من در مدار افراد و شرایط و… قرار بگیرم که اون بذری که تو ذهنم کاشتم مرحله مرحله واسم اتفاق بیوفته »»» فارغ ازینکه الان کجام یا چه شرایطی دارم.
همه چیز توسط من به وسیله قوانینی که خدا از فضل و رحمتش تو طبیعت به منظور رسیدن به خواسته ها و نیاز ها قرار داده…
خدایا کمکم کن به چیزی که نوشتم مسلط تر و در زندگیم استفاده کنمو به مدار بالاتری مهاجرت کنم.
آمین
+1721
به نام خداوند جان و خرد
کز این برتر اندیشه نگذرد
پروژه گام به گام مهاجرت به مدار بالاتر:
گام اول:
سلام و صد سلام به استاد جان، مریم بانو جان و تمام دوستان هم دوره ای در این پروژه…
من در اکثر مواقع فایل را که گوش میکنم، نت برداری هم میکنم و بعد کامنت مینویسم… اما یه نکته اخیرا از یکی از کامنت های اقا ابراهیم خسروی یاد گرفته بودم که وقتی که کامنت هم نوشتی و کامنت ها رو خواندی، از همون موقع به بعد، تلاش و حواس جمعی به اجرای اون اگاهی کسب شده در اون فایل، در زندگی ات داشته باش که بتونی قانون رو در زندگی ات عملی کنی … و اون موقع است که یواش یواش کلی رشد میکنی ….و نتایج عالی تر کسب میکنی ….
حالا من هم اولین گام را میخوام اینطوری پیش برم … و از اونجاییکه این دوره برای من همزمان با کار کردن روی دوره احساس لیاقت است، چه معجونی شود در آخر…
استاد در این فایل به اصل و اساس زندگی که توحیدی بودن است اشاره دارند که توحیدی بودن یعنی قدرت مطلق رو به خدا دادن ….. یعنی اصلا نگرانی به خودت راه ندادن …. یعنی توکل کامل به خدا ….. یعنی خدا رو وکیل دانستن در هر کاری .. یعنی در آغوش خدا بودن ….. یعنی رو شانه های خدا حرکت کردن ….
پس خدا رو باور کن و حالشو ببر از زندگی …..
قانون: آن چیزی که اتفاق های زندگی ما رو رقم میزنه، فرکانس ها هستند و فرکانس ها از افکار، افکار از باورها و باورها از ورودی های مکرر و ادامه دار در مدت زمان طولانی، بدست میایند ….. پس در ابتدا ورودی هایت را به طور جدی کنترل کن که بتونی باورهای درست ایجاد کنی و اونوقت افکار و فرکانس هایت در راستای اون باورها درست خواهند بود….. و در اخر نتایج زندگی ات هم در راستای اون افکار و فرکانس ها و در یک کلام، در راستای باورهایت خواهند بود. چقدر ابن باورها مهم است.
من که همیشه در روابط زناشویی دچار خلا و ضعف هایی بوده ام و هستم…. نشان از باورهام در این رابطه داره …. بعضی اوقات به جای اینکه بشینم تلاش به ایجاد باورهای مناسب کنم، غصه این رو میخورم که ای بابا … کاش شیما، باورهات در این رابطه درست و حسابی بود و اینقدر اذیت نمیشد …. اما این غصه خوردن ها اصلا کاری پیش نمیبره و حال دلم رو بدتر از دیروز میکنه … پس بانو شیما جان جانان، پاشو و ورودی هایت را کنترل کن و در نتیجه باورهات و سپس افکار و فرکانس هات را اصلاح کن و نتایج عالی در این رابطه کسب کن ….خودم که خبر دارم که چکار دارم میکنم …. من که خودم با خودم تعارف ندارم….. خودم که مطمین هستم که ورودی های خوبی در این رابطه ندارم …. خودم که بیشتر میدونم که علاقه مند بودن به حس قربانی بودن به دلیل کمبود عزت نفس، در من وجود داره ….خودم که میدونم باید از سخنان لغو و بیهوده جلوگیری کنم….. خودم که میدونم که باید این ها رو تکاملی درست کنم و پیش برم …..اون وقت خودش همه چیز درست میشه … اصلا نه ورد و نه هیچ روش پیچیده ای نیست …..
پس شیما بانو، همینطوری با دلی خوش و سوت زنان کنترل ذهن و بیان و ورودی بکن و پیش برو …. ببین چه غوغایی به پا خواهد شد ….
در پناه حق تعالی
شیما بانو
بسم الله الرحمن الرحیم
وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِهِ بَلْدَهً مَیْتًا کَذَلِکَ تُخْرَجُونَ
همان کسی که از آسمان آبی فرستاد بمقدار معیّن، و بوسیله آن سرزمین مرده را حیات بخشیدیم؛ همین گونه (در قیامت از قبرها) شما را خارج میسازند!
زخرف_11
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
سلام و نور به قلب پاک و سلیم شما استادان و دوستان عزیزم….
ورود به این پروژه عظیم رو به همگی تبریک میگم و امیدوارم اونقدر مدارمون بره بالا و موفق بشیم که روز آخری از موفقیتهامون چندین صفحه بنویسم و به عنوان نشانه بگذاریم سایت و
به جایی برسیم که استاد ،خانم شایسته و خودمون نوشتمونو بخونیم و اشک بریزم به ایمانمون استمرار مون موفقیت هامون
رد پای توحید در بین همه اینها
●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●
با گوش دادن به فایل یه چیزی واضح بهم گفت بیا تو این مدت کاملا آگاهانه رو شخصیتت کار کن و تمام تلاشتو بکن که شخصیت توحیدی خودتو ارتقا بدی …
پس هدفم شد کار کردن رو شخصیتم
استاد یه نکته عالی و بکر هم از مقاله مریم جان و هم صحبتهای شما دستگیرم شد اونم اینکه :برای ارتقا شخصیتم باید توحید رو مبنای همه چیزم قرار بدم اینکه (فقط روی خدا حساب کنم و قدرت رو به اون بدم و تمام)
یک آگاهی ناببببب دو روز پیش در مورد خداوند نیروی برتر و کامل جهان بهم داده شد خیلی مقاومت داشت ذهنم که فکر کنه خدا انسان نیست احساس نداره اینکه من دارم خلق میکنم زندگیمو اینکه من 100 درصد مسول زندگیه خودمم، اینکه فکر کنم خدا هم خوبیه هم بدیه و در قمر بودم اما همین که ازش خواستم هدایتم کنه و راه رو برام روشن کنه ،فی الفور قشنگ بهم تو این مدار فهموند که چی به چیه :
آرزو خوب دقت کن خوبه خوبه خوب
خداوند بهم گفت من یه انرژی ام در قلب تو در همه جا من همه چیم همه چی خب من میتونم هم بدی باشم هم خوبی
اما نیروی حاکم بر جهان خیر اینو داشته باش ،تو هر احساسی که داشته باشی
چه خوب چه بد دقیقا مترادف با همون احساس اتفاقات رو جذب میکنی
پس من آرزو عین یه آهن ربام چطور ؟
اگر حسم رو خوب نگه دارم و ایمان داشته باشم به خداوند ، این اتفاق میفته که جهان لاجرم اتفاقات خوب رو برام رقم میزنه و جذب من میکنه، اونجایی هم که احساسم رو بد میکنم لاجرم اتفاقات بد میفته چرا؟به خاطر قوانین تغییر ناپذیر هستی من نمیتونم قانون رو دور بزنم اما اما هم طبق تجربه ام هم طبق فرمایشات استاد فهمیدم که نیروی حاکم بر جهان خیره یعنی من اگه فقط تصمیم به تغییر در جهت توحیدی و مثبت بگیرم جهان لاجرم فوری نشونه ها رو بهم میده و منو شاد میکنه(خیلی دیدم)
پس من کاملا به این نتیجه رسیدم که من خالق زندگی خودمم و من مسول صددرصد اتفاقات زندگی خودم هستم
نکته ای که از این فایل گرفتم برای ارتقا شخصیتم اینه که
توحید اولین و اساسیترین اصلی باشه
که من با تموم وجود بهش تکیه کنم
اینکه قدرت رو فقط به ربالعالمین بدم، از همه آدمها قدرت رو بگیرم و بدم به خداوندی که توی وجودمه تو وجود همه هست و روی کسی حساب نکنم(میتونم از انسانها درخواست بکنم و در قلبم ایمان داشته باشم که خدای این افراد به من کمک میکنه اما از افراد هم تشکر کنم ) و دراین صورت ایمان دارم که سریع پیشرفت خواهم کرد سریع به خواسته هام خواهم رسید…
خدایا شکررررت که دارمت
شکررررت که خودتو بهم میفهمونی میدی
تو همیشه خداییتو خوب انجام دادی هدایتم کن منم بندگیمو خوب انجام بدم
خدایا من به هر خیری که ازتو برسه فقیرترینم من تسلیم محض درگاهتم
من در برابر تو ضعیفم خاشعم
من هر لحظه هر جا به هدایت و حمایتهای تو سختتتتت محتاجم
عاشقتم خداجونمممم
«مهاجرت به مدار بالاتر»
گام اول پروژه:
به نام خدای هدایتگر و مهربانم اولین گام پروژه رو برمیدارم تا به سمت مدار بالاتر حرکت کنم :-)
جالبه که این پروژه همزمان شد با تمیز شدن خونه بعد از یه خانه تکانی اساسی ک دیروز کلا مشغول انجام دادنش بودم به لطف خدا و چقدر انرژی خونه و اتاقم مثبت و تازه و مهیا شد برای ورود به این پروژه ی عالی . خدایا شکرت :-*
جملهی کلیدی:« من انسان کاملی نیستم ، من انسانی هستم که سعی میکنم هرروز نسخهی بهتری از خودم رو ارائه بدم» «من مطمئنا اشتباهات زیادی داشتم در رفتارهام و تلاشم بر این هست که این اشتباهات رو کمتر و کمتر کنم. »چقدر این دیدگاه به انسان آرامش میده و به من در پذیرش بهتر خودم به عنوان انسان کمک میکنه . خدا رو شکر . چون من امروز دقیقا در همین مورد اشتباه نکردن خواسته ای در ستاره قطبی من داشتم .، تصمیم گرفتم این عبارت رو روی کاغذ یادداشت بنویسم و روی بند زیبایی ک دیشب در اتاق نصب کردم آویزون کنم تا هرروز ببینمش و بهتر درکش کنم . احساس میکنم کاملا مناسب من بود .
درک قانون و اصل جهان باعث میشه تا من خودم به این مهارت و توانمندی برسم ک مسائل خودم رو خودم حل کنم و تصمیمهای بهتری بگیرم .
یک اصل مهم : اصل توحید : اگر من قدرت رو از آدمها بگیرم و به خداوند بدم ، به خداوندی که در وجودم هست و روی کسی حساب نکنم میتونم خیلی سریع پیشرفت کنم و به خواستههام برسم و موفقیتهای زیادی کسب کنم . توحیدی بودن : قدرت رو به عوامل بیرونی ندادن عامل موفقیت تمام افراد موفق جهان هست .
اصل بعدی اینه که از همین جایی که هستم لذت ببرم و دیدگاه بهتری داشته باشم تا جهان من رو به جای بهتری هدایت کنه .
اصل بعدی اینکه خودم رو لایق جای خوب بدونم .
اصل بعدی : تغییر باورها یکشبه نیست . باورها یکشبه ایجاد نشده که یکشبه تغییر کنه . باورها گفتگوهای ذهنی تکرارشونده هستند که فرکانسها رو تولید میکنند و بازخورد این فرکانسها اتفاقات رو در زندگی من رقم میزنه.
اگر نتایجی رخ بده اما تو مسیر رسیدن به اون نتیجه رو ادامه ندی و تکرار نکنی دوباره به عقب برمی گردی و این نشوندهندهی عملکرد باورهاست .
اصل بعدی اینکه من باورهای محدودکننده ام درمورد خواستههایم را باید تغییر دهم تا برای رسیدن به خواسته هایم آماده شوم .
من هم استاد از فرصتهای جدید استقبال میکنم و عاشق تغییر و رشد هستم . و همینطور برنامه مهاجرت دارم و در حال زبان آموزی هستم و به امید خدا روزی محقق شدن این خواسته رو هم در دیدگاه هایم خواهم گفت .
دیشب آتیش بازی و جشن و پایکوبی شروع سال جدید میلادی رو از تلویزیون دیدم و کلی ذوق کردم و به امید خدا پایان این پروژه هم با کلی ذوق و شوق پاداش ورود به مدار بالاتر و بزرگتر شدن ظرف وجودم رو جشن خواهم گرفت:-)
سلام به دوستان و اساتید عزیزم این فایل خیلی نکات مهم و اساسی داشت
یکی اینکه درهمه کارها قدرت رو به خدا بدیم
بله استاد من خودم چندین تجربه داشتم در این
مورد.اول تو بحث روابط بعد دو سال درگیری و
تلاشهای انسانی و زور زدنهای الکی زمانی که
قدرت رو دادم به دستان خداوند و خودم به
احساس اطمینان، احساس خوب رسیدم کارها به
راحت ترین شکل،تمام شد کاری که من انجام دادم
تکرار باور درست که خداوند قدرت مطلقه،هیچ
کسی پشیزی در زندگی من قدرت نداره
وباشنیدن این حرفها از زبان شما مدام مدام ومدام
باعث احساس خوب و اطمینان در من شد واین
احساس خوب واطمینان به خداوندوقانونش منجر به نتیجه خوب شد
زمانی که میخواستم گواهینامه بگیرم وباز تلاشهای
انسانی پراز استرس بودم اما زمانی که کار رو دادم
دست خدا اونقدر راحت کارانجام شد حتی افسره
خودش من رو راهنمایی کرد خخخخ
نکته خیلی مهم دیگه،اگه بخوای به خواسته برسی
باید از همون چیزی که الان داری لذت ببری
من مدتی بود که مثلآ روی خودم کار میکردم
وتعجب میکردم چرا اتفاقات خوب رخ نمیده چرا
شرایطم تغییر نمیکنه یعنی همه اینا الکیه؟
اما یه روزی وقتی توجه کردم دیدم بابا احساس
من هیچ تغییری نکرده وفقط فکر میکنم که آره من
دارم فایل گوش میکنم و بهش فکر میکنم،مینویسم
در صورتی که نکته اساسی در این موضوع احساسه
که باید تغییر کنه تا اتفاقات بیفته تا شرایط بیرونی
تغییر کنه
احساس خوب از کنترل ذهنه که اون هم از کنترل
ورودی ها وگفتگوهای ذهنی هست وتکرار
باورهای درست و آرامش خاطر بابت اطمینان به
خدا واین مدام فراموش میشه با کوچک ترین اتفاق.
بله استاد ما باید مدام تکرار کنیم ومثال بیاریم از
معجزات خداوند و به نظر من مثالهای زندگی
خودمون بهترین نمونه است چون میدونیم اون
معجزات یا اتفاقات ناخواسته به خاطر چه افکار یا
با چه احساسی بوده وقتی که تصمیمی میگیرم یا
دستگاهی رو میخرم با احساس ترس و عجله است
وموجب تصمیم نادرست و ضرر و زیان میشه این
یک تجربه در زندگی منه که احساس ترس وعجله
نداشته باشم
فرمول استاد درمورد مهاجرت
اول از همون جایی که هستی لذت ببر
دوم خودت رو لایق جاهای خوب بدون
سوم هیج نگاه منفی به مهاجرت نداشته باش
این فرمول حالا درمورد روابط
اول از همون چیزی که هستی وتنهاییت لذت ببر
دوم خودت رو لایق رابطه با بهترین آدمها بدون
سوم هیچ نگاه منفی نسبت به دیگران یا روابط نداشته باش
ممنون از استادومریم جان که با دسته بندی این فایلها کمک میکنن که این فایلها مرور بشن
با نام و یاد خدا
خدایا سالی که اولش با مهاجرت به مدار بالاتر شروع بشه معلومه که به چه اتفاقات فوق العاده ای ختم میشه.
فکر کنین من صبح سال جدید میلادی رو با دیدن خبر این دوره فوق العاده شروع کردم، بعد رفتم ویدیوی آتیش بازی های شهرای مختلف رو تو یوتیوب دیدم، بعد اومدم این دوره رو شروع کردم و در همین بین، یه رزقی هم وارد زندگیمون شد.
اینا واقعا نوید یه سال عالی رو نمیده؟ به خدا که میده.
همین دیشب داشتم فایل کلید اجابت دعاها رو گوش میکردم و اونجا باز هم وعده خداوند رو به ذهنم یادآوری کردم که خداوند قول داده که منو راضی میکنه. خدا درهایی رو برام باز میکنه که من نمیدونم، به قول استاد اصلا فکر نمیکنم که در باشن اما برام باز میشن.
خلاصه سالی که نکوست از بهارش پیداست….
بریم سراغ قدم اول از این دوره بینظیر
فایل اول، اولین موضوع با توحید شروع میشه. توحید که اصل و اساسه. توحید که انگیزه راهه. توحیده که میگه برو من هستم. توحیده که میگی باش و میشود. توحیده که سوخت جته. توحیده که قدرت رو از هر چیزی در بیرون میگیره و ما رو به جلو هل میده. این فکر الان به ذهنم رسید. عوامل بیرونی مثل وزنه هایی هستن که پای ما رو بستن و این توحیده که این وزنه ها رو یکی یکی باز میکنه و ما میتونیم رو به جلو. حرکت کنیم.
داستان رزقی که الان وارد زندگیمون شد خیلی جالبه. میگم که رد پایی باشه برای خودم و شاید هم به دوستانم کمک کنه.
همسرم با تشویق من وارد کار املاک شد (نه به این دلیل که بگم پول تو کار املاکه. به این دلیل که بسیار برای این کار مناسبه). با صداقتی که داره افراد رو به خودش جذب میکنه. اما به نتیجه نمیرسید. بارها تا پای معامله میرفت اما معامله انجام نمیشد.
و ما هر بار ناامید میشدیم. و همسرم هر روز میگفت من حتی پول بنزینم رو هم نتونستم در بیارم و خب سختش بود اما ادامه میداد. امروز یکی از مشتری هاش که از جای دیگه خونه خریده باهاش تماس گرفت که همسرم رو ببینه و همسرم هم رفت. ایشون یه خانم بسیار خوب و محترم بودن و گفتن برای تشکر از زحمات و صداقت همسرم بهشون 50 دلار همراه با یه جعبه شیرینی دادن و این مبلغ برای ما به اندازه 500 هزار دلار ارزش داشت. چون اولا پیامی واضح بود از سمت خداوند که مسیر درسته اما باید تکامل طی بشه تا این اعداد چندین و چند برابر بشه. دوما این باور رو در من تقویت کرد که خداوند از راهی که فکرش رو نمیکنیم به ما رزق میده.
استاد چه نکته خوبی رو در مورد تکامل گفتید. با تکامل ما از مسیر لذت میبریم.
اگر ما تکه ای از وجود خداوند هستیم، پس ما قدرت خلق کنندگی داریم. یعنی میگیم باش و میشود. اما این باش و میشود این نیست که بگیم الان یه بنز میباخ میخوام و همون لحظه بیفته از آسمون پایین.
من همون لحظه که میگم باش، به جهان خواسته ام رو ارسال کردم و جهان هم دریافتش کرده و بهش پاسخ میده. اما داستان اینه که وقتی میگیم باش و زمانی طول میکشه تا بشود، ما داریم ظرف وجودیمون رو به انداره اون خواسته بزرگ میکنیم. از چه طریقی؟ از طریق لذت بردن و تایید و سپاسگزاری و در فرکانس خداوند بودن تا پله پله مدارمون بالا بره و هم مدار بشیم با خواسته مون.
تا مثل یه بادکنکی نباشیم که انقدر باد بشه تا بترکه.
مثل خیلی از آدمهایی که به خواسته شون زود رسیدن و زندگی براشون بی معنا شده چون اون خواسته نیست که لذت بخشه، اون مسیر رسیدن به خواسته است که لذت بخشه.
دیدین آدمهایی که موفق و خودساخته هستن چقدر رفتار و منششون با بچه هاشون متفاوته؟ بچه های آدمهای موفق اکثرا بی هدف و بی انگیزه میشن چون بدون طی کردن مسیر به خواسته هاشون رسیدن و اکثرا زندگی بی هدف و به اصطلاح انگل گونه دارن اگه برای خودشون اهدافی رو ایجاد نکنن.
پس اون خواسته نیست که هدفه، اون مسیر رسیدن به خواسته است که لذت بخشه و وقتی به هدف میرسیم میبینیم واقعا چیز خاصی نبوده و اگه از مسیر لذت نمیبردم چقدر حیف میشد که پدرم رو در میاوردم که فقط به این نقطه برسم. دقیقا مثل از کوه بالا رفتن میمونه. هدف رسیدن به قله هست، اما قله واقعا چیز خاصی نیست، اصل مسیر رسیدن به اون قله است، مهارتهاییه که ما تو مسیر به دست میاریم، خودباوری که در خودمون ایجاد میکنیم تا مسیر رو ادامه بدیم، ایمان و امید و توکلیه که تقویت میکنیم در خودمون تا بهمون نیرو بده و در نهایت شخصیت متفاوتیه که به قله میرسه.
وای خدایا این دوره بینظیره. نمیدونم قراره چه اتفاقاتی بیفته اما من امروز راضی ام. مطمئنم که هر روز بهتر از روز قبل میشه.
مرسی استاد و خانم شایسته عزیز که قلبتون به اندازه یه اقیانوس وسیعه و چنین گنجینه هایی رو به رایگان در سایت قرار میدید. من الان وسط کار کردن رو 3 دوره روانشناسی ثروت 1، راهنمای عملی دستیابی به رویاها و عشق و مودت هستم اما تا این دوره اومد رو سایت گفتم این هم به اندازه محصولات تاثیرگذاره و حتما باید به اندازه محصولات روش وقت بذارم.
در پناه الله یکتا باشید.
به نام خدای مهربانم
خدایا عاشقتم سپاس گزارتم بابت این فرصت طلایی بابت انرژی فوق العاده ای که دارم و میخام خرج خودم کنم خدایا شکرت
من یاد گرفتم هر روز صبح بعد نوشتن شکرگزاریم قانون را به خودم یادآوری کنم و تمام روزم را با حال خوب سپری کنم از هر چی که دارم هر کجا هستم عشق میکنم لذت میبرم و در کنار همسرم بهترین ها رو تجربه میکنم خونه زندگیم رو سرشار از حس خوب دارم و همسرم پر قدرت به سمت اهدافش حرکت میکنه و نتایج روز به روز عالی میشه یاد گرفتم آروم آروم همه چی رقم بخوره یاد گرفتم خدا را منشا قدرت بدونم فقط خداست که به من نعمت میده نگران نیستم عجول نیستم مطمئن هستم از هر لحاظ به مدار بالاتر میرسم و بهترین ها رو تجربه میکنم جهان بهترین پاداش رو به من میده همینجوری که تا به الان داده و به خودم یادآوری میکنم اوضاع همیشه در حال بهتر شدنه و من لایق لذت بردن هستم
آسون میگیرم و رها هستم من یه خانوم خونه دار هستم و همیشه برای خودم و همسرم پر انرژی و سرحال هستم برای خودم وقت میگذارم سه روز در هفته والیبال میرم با بهترین مربی و دوستان خوب
و جدیدن دو تا دوست عباسمنشی پیدا کردم حدود شش ماه هست که سالن جدید میرم و احساس میکردم این دو نفر با بقیه فرق دارن و تصادفی یک روز متوجه شدیم که عباسمنشی هستیم و همدیگه را به آغوش کشیدیم و ذوق کردیم قانون همینه دیگه کبوتر با کبوتر…
من مشتاق رشد شخصیتی هستم بیشتر اوقاتم در منزل تنها هستم و نهایت استفاده را میکنم از این اوقات همه میپرسن حوصله ات سر نمیره آخه چیکار میکنی و…؟؟؟
ولی من راضی هستم کیف میکنم و نمیتونم چجوری براشون توضیح بدم فقط میگم وقت هم کم میارم
و این حال خوب را خودم به لطف خدا کسب کردم و ازش مراقبت میکنم
استادجانم هر کجا هستین خداوند حامی شما باشد
خانوم شایسته جانم خداوند هدایتگرتون باشه
لیلا جانم عاشقتم دختر زیبا همیشه با قدرت ادامه بده
سلام به استاد عزیز مریم بانوی زیبا و دوستان هم پروژه ایی
خانم شایسته عزیز ازتون ممنونم که یه اصل خیلییییی مهم رو بهم یاد دادین :
تمرکز کردن
من وقتی دقت کردم دیدم علت اصلی موفق نشدنم در پروژه های چند روزه و دلسردیم همین عدم تمرکزه چون ب قول استاد وقتی تمرکزت نصف میشه نتیجه نصف نمیشه بلکه صفر میشه و این اگاهی کاملااا برای من درک شدس
وقتایی که ب خاطر کمال گراییم میخواستم چندتا هدف رو تیک بزنم و هیشکدوم نمیشد و بعد دلسرد تر میشدم برای شروع های بعدی
واین عدم تمرکز مدام مثل دومینو تکرار میشدم ومن متوجهش نبودم ممنونم ازتون
امروز شروع کردم با اینکه دیروز اولین گام رو گوش داده بودم دوباره گام اول رو گوش دادم نکته برداری کردم و نکات مهمش رو تو قالب چند تا برگه زدم روی یخچالم که هرر روز ببنمشون و برام تکرار بشه و اینکه یادم باشه که باید روزهای بعدم بنویسم مهم تر از همه برگه ها و نت های قبلی رو گذاشنم کنار تا فقط روی این پروژه تمرکز لیزری داشته باشم.
امروز از هفت صبح که همسرم رفت سرکار. نخوابیدم و پسر کوچیکمو و خستگیا بی خوابی دیشبمو بهونه نکردم و شروع کردم ب نوشتن فایل و نکته برداری وچقدر لذت بخش بود این انرژی اول صبح
منی که معمولا صبحانه نمیخوردم یه صبحانه عالی برای خودم درست کردم و با عشق به خودم تقدیمش کردم
اینها همه نتایج روز دوم کارکردن رو خودم بود خانم شایسته عزیز
ممنونم که مارو هر روز به پیشرفت هرچند کوچیک اما با نتایج فوق العاده دعوت کردین برای من این پروژه تو بهترین زمان اتفاق افتاد و بی نهایت از خداوندم سپاس گزارم که تو این مسیر کنار شماهستم.
با امید وتوکل پیش ب سوی مهاجرت ب مدار بالاتر
بنام یگانه خالق هستی من
سلام استادان عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام.
به لطف خدای مهربانم بر اساس خواسته ای که دادم از قبل که کاری کن تو مسیر متعهدانه کار کنم و سلسله مراتب و به طور تکاملی دوره دستیابی به رویا ها و همچنین فایل های اخیر برام فرستاد تا دست از هرکار دیگه ای بردارم و تمام توجه ام رو تو سایت بزارم مثل رفتن کلاس زبان ،والیبال،بدنسازی و …
و قبل تر از اون حذف یک سری آدم ها و مهمونی ها رو .
و آیت تکامل ادامه داره که از مهر تا الان دوره خانه تکانی ذهن الانم مهاجرت به مدار بالاتر.
راستش منم یقین دارم به روند تکاملی ،تازگی سوالی تو ذهنم بود که خدایا من میخوام یک پله بالاتر برم میخوام بیشتر باور کنم اونم بخاطر فایل های قبل بوده که از خدا بخواین تا اجابت بشین از خدا بیشتر بخوای خدا بیشتر میده
منم تو دلم خواستم که میخوام بیشتر باورت کنم مثل استاد،مثل حصرت ابراهیم مثل زکریا،مثل مریم مثل محمدو…
و میدونم این دوره هم براساس اون خواسته ام بوده یقین دارم که معجزه بزرگی تو راهه.
حتی دیروز آیه ای که روزانه برام میاد گفته کسانی که ایمان پیدا کردند و ایمان و عمل صالح انجام دادن مطمئن باشن معجزه بزرگی در راه هست.
چی از این قشنگ تر و قابل باورتر که خدا داره باهام حرف میزنه وبه لطف خودش منم باور دارم.
دیروز این فایل گوش دادم ولی امروز متعهد شدم دریافت کردم.
اومدم یه تعهد نوشتم و از خدا خواستم تو این یک ماه تمام عوامل و هدایت ها و آدم ها و شرایط برام فراهم کنه و مسیر برام راحت کنه تا من وارد مدار بالاتر که سلامتی عشق و ثروت و آرامش برسم میخوام تو همه جوانب باش نه صرفا یکی ،من از خدا بزرگ میخوام چون باور دارم که خدا همزمان میتونه منو به همه چی برسونه .
خلاصه اومدم امروز فایل شروع کردم وسطش باورهای خودم نوشتم
اول از همه صحبت از قانون شده اینکه هیچ انسانی بدون نقص نیست کامل نیست و نخواهد شد چون این یک قانون اگه یک انسان کامل بشه یعنی راکد میمونه و این برخلاف قانون جهان.
حتی پیامبران هم تکامل طی کردن هر دفع سوال میکردن از خدا درخواست داشتم
اومدم یکبار دیگه قانون برای خودم مرور کردم که قانون یعنی
من باید تکاملی طی کنم،کنترل ذهن،دیدن زیبایی و توجه به فراوانی،نگه داشتن حال خوب بخصوص در شرایط به ظاهر بد،تو تضاد دنبال منفعت بودن با این آیه الخیر فی ما وقع،همه چی به نفع منه،من مسئول زندگی خودم هستم و میتونم خودم تغییر بدم و هیچ کنترلی روی زندگی حتی فرزندم ندارم.یعنی تو هر شرایط حالت خوب نگه داری،احساس خوب مساوی اتفاق خوب،سکوت کردن و ایمان داشتن به غیب،عاشق خودم بودن و دنبال خودشناسی باشم پذیرش آن چیزی که الان هست و دارم و تغییر خودم یعنی لذت بردن از شرایط و زندگی الان و شکر گزارش بودنتان به شرایط بهتر از الان برسم،هر چقدر سپاسگزار تر باشم خدا ظرفم بزرگتر میکنه یعنی خدا آنقدر بهم نعمت میده تا ظرفم برای شکرگزاری بزرگتر بشه دنبال الگوی مناسب خواسته خودم بودن،اگر خواسته ای دارم یعنی میتونم بهش برسم،مسیر من و یکی دیگه ممکن مختلف باش ولی نتیجه اش احساس عالی و شکر گزاری همه ما تکه ای از خدا هستیم یعنی من هر لحظه تحت هدایت و حمایت خدا بودم و هستم و خواهم بود یعنی خدا از قبل همه چیز برام فراهم کرده تا من لذت ببرم اونم به اسانی،قانون هیچ وقت برای کسی تغییر نمیکنه قانون یعنی ثروت آرامش عشق سلامتی همواره بوده هست خواهد بود من باید فقط بخوام.
سوال اول:
چهار سال تو مسیرم ولی وقتی فکر میکنم به زندگیم زمانی که فقط روی خدا حساب کردم خدا همه کار ها رو برام آسان کرد .
مثل پسر کوچیکم دو الی سه بار تو بغل همسرم ،بعد گریه کردن نفسش قطع شد الان مو به تنم سیخ میشه اشکم در میاد همسرم تنفس دهنی بهش داد کلی تلاش میکرد من هیچ کاری نتونستم بکنم فقط جیغ میزدم خدایا تو بزرگتر از این معجزه کردی بچه ام بهم برگردون خدای من شاهد بچه مرده منو زنده کرد چون من نگفتم به شوهرم فلان کار بکن فقط از خدا خواستم
گفتم میخوام بیشتر با هدیه ات باشم .
وقتی به اون روز فک میکنم قلبم آروم میگیره.
وقتی بچه بودم همه به عنوان دختر بودنم میگفتم تو ضعیفی،آخه باباش پسر نداره،من شدم پسر بابام و برادر 5 خواهر،
هر کاری که گفتن نمیتونی خدا بهم قدرتش داد از خوا خواستم اون موقع درکی نداشتم ولی خودمم میگفتم چطور،من بچه 7 ساله تو دل تاریکی میرفتم تمام وسایل نقلیه رانندگی میکردم،تمام کار کشاورزی و دامداری یاد گرفتم،پول در میآوردم اصلا اصلا نظر دیگران مهم نبود،همکار بابام بودم کلی شغل یاد گرفتم درسم به راحتی یاد میگرفتم همه اینا از قدرت خدام بود و توحیدی بودنم که فقط روی خودش حساب کروم.
منی که پام به کارهای اداری باز نشده بود کلی کارها با ترس انجام دادم قبلش فایل توحیدی گوش میدادم و لرزان میرفتم الان برام عادی شد و مثال های دیگ …
سوال دوم:
راستش من تو مازندران شهر بهار نارنج عزیزم هستم آنقدر اینجا زیبایی داره کوه جنگل دریا سرسبزی هوای عالی،کشت هر میوه و سبزی و برنج ،واقعا عاشق اینجام دوست دارم فقط از خانواده کمی دورتر بشم مثل مهاجرت به شهر دیگه چون میدونم بزرگتر میشم این همون جواب سوال سوم
باور اینکه من توحیدی تر میشم بیشتر روی خدا حساب باز میکنم
با آدم های بیشتری ارتباط میگیرم وارد چالش های جدید میشم
جمله تاکیدی من موندن تو این مسیر و گوش دادن هر روزه فایل ها و خوندن کامنت و الگو دیدن ،تا به طور ناخودآگاه باورم تغییر کنه اونوقت به خواسته هام میرسم نه با تقلا بلکه با لذت و راحتی.
وقتی این فایل ها رو میبینم و گوش میدم به صورت ناخودآگاه تو مهمونی تو کوچه و خیابون تو زندگی روزمره ذهنم دنبال تایید اون حرف های استاد این یعنی مسیرم درسته یعنی باورام داره تغییر میکنه و جهان هم بهم نشون میده.
باید اتفاق های که تو این 4 سال به وجود اومد مثل حذف یک سری آدم ها و مهمونی ها تا فضا برام باز بشه ،مثل به وزن ایده آل رسیدنم،مثل عاشق خودم شدن،مثل کسب درآمد با شغل مورد علاقه ام ،مثل ارتباط بهتری که با خانواده ام نسبت به قبل دارم،مثل اومدن افرادی به زندگیم که تجربه های عالی کسب کردم،مثل خرید دوچرخه،ماشین،طلا و پس انداز های که دارم،مثل نتیجه عالی در دل تضاد هام،مثل درک و فهم قران،مثل عشق و علاقه به این مسیر،مثل مدتی که از مسیر دورتر شدم شرایط داشت به قبل برمیگشت،مثل زندگی دوستانی که تو کامنت میخونم،
همه اینارو مرور کنم.
باور درست اینه که من لایق ثروت،سلامتی،ارامش و عشق هستم اونم به راحتی ،چون که من تکه ای از خدام،چونکه خدا از قبل همه چی برام فراهم کرد که باید ندزادی خودم به یاد بیارم که هیچ کاری نمیکردم همه عاشقم بودن و به راحتی به خواسته هام میرسیدم،چونکه خدا منو تحت هدایت و حمایت خودش قرار داده چونکه خدا کلید اجابت دعا دستم داده تا من بخوام و خودش گفته بهت نزدیکم و اجابت میکنم،چونکه من اشرف مخلوقاتم و اختیار زندگیم در دست خودم،
من از شرایط فعلی لذت میبرم از جای که بدنیا اومدم که همه نوع امکانات داره،از این خونه نقلی و چوبی و دوبلکس که از بچگی جز خواسته هام بود ،از گل و درخت و حیاط جلو و خلوت که حز خواسته هام بود از حیووناتی که کنار خونه ام دارم آنقدر به راحتی بزرگ میشن و من لذت میبرم از اینکه نزدیک خونه ام کلی دشت و سرسبزی،از اینکه کاری به کار کسی ندارم از اینکه مدرسه و امکانات لازم داره.
کامنتم طولانی شده ولی باید به تعهدم عمل میکردم.
دوستون دارم