این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نمیدونم از کجا شروع کنم ولی استاد من تمام فایل های رایگان شمارو گوش کردم و همه شونو دیدم ولی دریغ از اینکه حتی 1درصد ;حتی یه درصدم بهشون عمل نکردم و همین باعث شده ک اطلاعات زیاد تو ذهنم جمع بشه وباعث سردرگم شدنم بشه
استاد من تا به حدی گیج شدم ک اعتقاداتی ک قبلا هم داشتم رو از دس دادم به امید این ک یه روز بهترشو میسازم ولی وضعیت الانم طوری ک دیگه هیچیو نمیتونم تشخیص بدم
بد چیه خوب چیه مثه یه بچه شدم ک باید بش بگن اینو بکن اونو نکن
و من احساس پوچی میکنم چون احساس میکنم چیزای ک هویت یک انسانو میسازن ازم گرفته شدن
و زندگی من هر روز اینطوری ادامه داره و هیچ کاری نمیکنم ینی نمیتونم و نمیدونم چیکار باید بکنم چون هر روز و هروز سعی کردم چیزی جدیدی یاد بگیرم و یاد گرفتم وهمین باعث شده من گیج تر بشم و ندونم چیکار باید بکنم
من بکلی روبطمو از دس دادم هیچ رابطی نمیتونم برقرار کنم
هیچ احساس خوبی به خودم ندارم همش یه تصویر بد منفی از خودم تو ذهنم دارم
احساس میکنم هیچ کس با من خوب رفتار نمیکنه و همه دوس دارن ک من ازشون دور باشم
یا مثلا وقتی خدا رو عبادت میکنم دیگه هیچ لذت نمیبرم فقط میدونم ک یچیزای رو لبم زمزمه میکنم اونم رو عادت انگار ک دارم ورزش میکنم و با خودم حرف میزنم
استاد به همان خدای ابراهیم به همون خدای هدایت کننده مهربون زندگی تون; کمکم کنید تا خودمو خدای خودمو و مسیر درست زندگیمو پیدا کنم
دوست عزیزم من تجربه شما رو گذروندم . اول بهتون تبریک می گم همه اینا یعنی در حرکتید ادامه بدید و سعی کنید ٱگاهانه احساس خوبتون رو تقویت کنید مطمن باشید با ادامه دادن همه چیز براتون روشن میشه و ذهنتون به درستی برنامه ریزی میشه. و اینو بگم که مهمترین چیزی که تو این شرایط به من کمک کرد یاد ٱوری همه لحظه هایی بود که حضورک نیروی برتر رو در اموراتم تجربه کرده بودم. اون هست و به گسترشت کمک می کنه. موفق باشی عزیزم
درود بر استاد نازنینم…..وقتتون بخیر و پر از شادی و قدرت باشیید.
خیلی خوشحالم که این فرصت برای من و همفرکانسی های عزیزم پیش اومده که بتونیم سئوال های خودمون رو بپرسیم…..من الان خودم رو تصور میکنم که لب سواحل فلوریدا با اون شن هاس سفید و دریای زلال و فیروزه ای در هوایی خنک نشستیم روی دو تا صندلی سفید و یه سایه بون هم بالای سرمونه که تبلیغ یکی از برندهای نوشابه اس و دو تا آب پرتقال هم سفارش دادیم و شما هم یه لباس آبی فیروزه ای رنگ با یه شلوارک آبی پررنگ پوشیدید و من طی یه معجزه الهی که نمیدونم چگونه رخ داده با شما دیدار کردم و به من اجازه دادید که سوالاتمو طی یه مصاحبه خصوصی بپرسم و حالا میخوام که سئوالاتمو بپرسم و کلی هم ذوق دارم و لبخنداتونو که میبینم کلی حس خوب بهم دست میده و میگم باشه استاد هولم نکنید الان میپرسم…..
یه چیزی که هست من فقط سوالایی رو میپرسم که تا حالا از شما در موردش جوابی نگرفتم.
مثلا من الان سوالاتمو شروع کردم:
1- ببینید استاد، خیلی دلم میخواد که یه فایلی آماده میکردید که در اون وقتی دارید مطالعه میکنید، یا باورهای تاکیدی رو تکرار میکنید یا سپاسگزاری میکنید ( بدون اینکه ساختگی باشه و کاملا خودتون باشید ) رو ببینم .میدونید ؟ میدونم که دستور العملشو دادید بهمون ولی دلم میخواد در این حالتها ببینمتون….یه مثال میزنم براتون…من یه کاریکاتوریست هستم و همیشه از کودکی با ازمون و خطا یاد گرفتم و رنگ کردم و طراحی کردم تا به این درجه رسیدم ولی همیشه وقتی اون کارهایی رو که من میدونستم و انجام میدادم رو ، توسط استاد کاریکاتوریستی که داره اون کارو انجام میده میدیدم ، کلی درسهای جالبی میگرفتم که ممکنه خودم حالا حالاها بهش دست پیدا نمیکردم.مثلا نحوه بدست گرفتن قلم یا رنگ امیزی توی کامپیوتر و یا هر چیز دیگری و برام جذاب تر بود و میدونید یه جوری چون نمود تصویری و تجسمی داره خیلی بهتر به ما تلنگر میزنه….مثلا من صبحها وقتی دارم به محل کار میرم با خودم باورهای تاکیدی رو تکرار میکنم و میگم مثلا که پول و ثروت به صورت خیلی سریع به سمت من در جریانه…البته که نشانه هاشم میبینم و همون موقع تایید میکنم و سپاسگزاری …ولی چون یه خانواده هستیم، دیدن این کار توسط پایه گذار و پدر خانواده(شما) برامون بیشتر لذت بخش تر و گیرا تر و بصورتی است که در ذهن ثبت میشه و یه راهنمای تصویری و عملی است و خیالمون راحته که داریم مثل شما باورهارو تکرار میکنیم.
2- استاد من یه کامنتی از شما خوندم که یکی از اون رفتارهایی که هیچ وقت نتونستید دلیل قانع کننده ای براش پیدا کنید عزاداری برای ائمه اطهار بوده و با اینکه توی قم بزرگ شدید و قاری قران بودید و در مسجد موذن بودید ، نتونستید با عزاداری ارتباط برقرار کنید و حسی به شما میگفته که امام حسین هیچوقت چنین چیزی از پیروانش نمیخواسته و دوست داشته که مردم دنباله روی تفکر و رفتار ایشون باشند و قرار شد که توضیح بیشتر رو در قالب یه فایل تصویری برامون بگید ولی من در این خصوص چیزی در سایت ندیدم و یا ممکنه که شما پشیمون شدید از تهیه این فایل! ….چون من هم بر اساس قوانین با اینکه یه زمانی انسان مذهبی بودم ولی همون زمان هم که به هیئت میرفتم و عزاداری میکردم اصلا حس خوبی بهم دست نمیداد و بدتر وقتی بود که میدیدم که مردم بعد از عزاداری همانی هستند که بودند و هیچ تغییری نکردند و حتی بر سر غذا با هم به جدال میافتند.به نظر شما طبق قوانین کائنات ، آیا این عزاداری ها باعث نمیشه که غمو عزای بیشتر رو جذب کنیم و از این دست وقایع؟ و ایا عزاداری با قانون حس خوب اتفاقات خوب تضاد نداره؟ چون بالاخره عزاداری توجه به غم از دست دادن چیز یا شخصیست که هدیه و امانت خدا بوده و قوانین براش ثابت بوده.و نباید زیاد بهش توجه کرد و خود رو نارحت کرد و حس بد به خود گرفت چون نه تنها به ما کمک نمیکنه بلکه باعث اتفاقات بد و بدتر برای ما میشه و ما رو از هدف و خواسته هامون دور میکنه.( کاری که شما و اقای ایلان ماسک در رابطه با فرزند عزیزتون انجام دادید و سعی کردید که در حس نارحتی نمونید.)
3- آیا این قدرت هوشمند ( کائنات یا خدا یا انرژی منبع یا نور آسمانها یا هر چیزی ….) همانیست که آگاهی ها رو به حضرت محمد الهام کرده و همین کار رو با استرهیکس کرده؟ چون کتاب قرآن با توجه به آموزه های شما فرکانسی هستند و همانی رو میگوید که در کتاب استرهیکس است. و به نظر شما که قرآن رو عمیقا مورد بررسی قراردادید و قانون جذب و فرکانس رو در آن کاووش کردید و به یقین رسیدید که قرآن سراسر آیات فرکانسی و جذب دارد آیا بهشت رو ما در این جهان با توجه به اعمال و رفتار خود نمیسازیم؟ و آیا اصلا بهشت یا جهنم وجود دارد یا خیر؟ چون من معتقدم که ما خود به خود و بر اساس انرژی هوشمند کائنات خلق شدیم و در حال گسترشیم و به جهت شادی و لذت خلق شدیم یعنی قوانین کائنات مبنی بر شادی و لذت و قدرته و دور شدن از آن باعث میشه که جهنم رو برای خودمون خلق کنیم . ولی به اینکه بعد از این جهان جهانی باشه مثل بهشت یا جهنم هیچ اعتقادی ندارم و معتقدم که چند صباحی در این جهان به جهت گسترش جهان، خلق شده ایم و بعد از بین میریم و به عنوان ابزاری هستیم در جهت رسیدن به هدف و تکامل سیستم ( خدا ) . و جالب بود که به قرآن نیز اعتقادی نداشتم و بعد از اینکه شما آیات رو بر اساس قانون جذب بررسی کردید و داستان استرهیکس رو خوندم ، به نظرم واقعیت قرآن و محمد همان واقعیت استرهیکس و عالم هوشمنده که بر اساس آن به محمد آیات گفته و نوشته شد.خواستم نظرتون رو در این خصوص بدونم.
4-با احترام شما گفتید که کلمه صلات یا نماز در قرآن یعنی توجه کردن !! بر این اساس آیا شما نماز میخوانید و یا فقط به خدا ( که همان خوبی ها ،لذتها ، زیباییها، قدرت، شجاعت،فراوانی است) توجه میکنید تا ایمانتون قوی تر بشه و اتفاقات عالیتر رو به زندگی جذب کنید؟ و یا روزه ای که گرفتید همان روزه ی مذهبیون هست یا جنس و استدلال دیگری پشت آنست؟ چون بنظر من مردم ما عمق روزه رو نمیدونن و فقط بر اساس یه اجبار و ترس از کفاره های آن روزه میگیرند و در عمل زجر میکشند ولی چون بخدا ربطش میدهند میگن کار خوبیه و فلان ….و برای اون لطیفه هم میسازند و میگن خدایا این چه مهمانی است که هیچی نمیدی بخوریم و هیچی نباید بخوریم و امثالهم ….و در ماه رمضان اکثر کسانی که روزه میگیرن ، کمتر حس و حال و اعصاب دارن و بیشتر خوابن و بهره وری پایین و اسراف زیاد میشه و بعدشم پرخورتر میشن…..و به نظرتون این حس و حال باعث نمیشه که از اون شادی و لذت دور بشیم؟
5-استاد میخواستم ببینم در روز چه مقدار مطالعه میکنید و ایا هنوز هم تند خوانی در شما وجود داره؟یعنی زمانی که مهارت تندخوانی رو در خود ایجاد کردید همچنان در وجود شما تثبیت شده است یا قدرتش کمتر شده؟ و ایا شما تمرینات تند خوانی و گسترش حوزه دید رو همچنان انجام میدهید یا خیر؟
بینهایت سپاسگزارم از لطفتون….البته ممنون میشم اگه این سوالات من خلاف قوانین سایت بود و نخواستید به صورت عمومی بهش جواب بدید، با این حال تائیدش کنید تا بتونم از نظر سایر دوستان بهره مند بشم….
با سپاس فراوان از شما و از خدای خوبیها و مهربانی ها….
سلام علیکم خداقوت امیدوارم همیشه موفق باشید الان نزدیک سه ماه است که باسایت شماآشناشده ام وحدودیک هفته است که درسایت عضوشده ام نشانه های پیشرفت درزندگی ام رااحساس میکنم وخدای رحمان راسپاسگزارم که مراباشما وگروه تحقیقاتیتان آشناکرده است والان روزبه روز درحال تقویت کردن باورهایم هستم ویقین دارم که باتمارین بیشتروعمل به انها به تمام رویاهایم خواهم رسید وسعی میکنم هرماه یک محصول تهیه وقدم به قدم درکنارشماباشم وبتوانم نظرات مفیدی ارائه کنم ان شاءالله خیلی ممنون وتشکراززحمات شما وهمکاران محترمتان به امیددیدارهای بعدی
خیلی از افرادی که با شما آشنایی ندارند و یا تازه با این سیستم آشنا شدند این شبهه میاد تو ذهنشون که اساتید موفقیت در ایران از طریق دوره فروشی به ثروت و موفقیت رسیدند..
ازتون استدعا دارم ما رو تو این زمینه بیشتر راهنمایی کنین تا بتونیم جواب این نوع سوالات که اغلب پرسیده میشه رو با استدلال کامل بدیم..
سلام به استاد نازنین و پر انرژی سوالایی که داشتم به ترتیب زیر :
1ـ چه باورهایی باید داشته باشیم تا بتونیم عصبانیت خودمونو کنترل کنیم ؟
2- لطفا چند راه کار و چند باور ارایه بدین تا با استفاده از اونها بتونیم هنگام عصبانیت از فحاشی کردن و گفتن حرفهای آزار دهنده به دور باشیم.
3- ما چطور میتونیم الهاماتی رو که از طرف خدا به ما گفته میشه رو با فکرهایی که از ذهن خودمون میگذره را از هم متمایز کنیم؟ شاید یه ایده ای به ذهنمون برسه ولی نمیفهمیم که آیا باید واقعا بهش عمل کنیم یا صبر کنیم تا یه جور دیگه همون الهام دوباره بهمون بشه؟
منم سالهای طولانی هست که در زمینه موفقیت مطالعاتی داشته ام و تا کنون چندین ایده رو ساختم و اونها رو شروع کردم و نهایت جز ضرر برام چیزی نداشته و اکنون در مرحله ای هستم که هر روز به بچه و همسرم نگاه می کنم و شرمنده اونها می شم که بعد از گذشت این همه مدت (نزدیک 10 سال ) نتونستم برای اونها کاری انجام بدم و اکنون هم که می خوام کاری انجام بدم باز هر روزه وضعیت خونه نا به سامان پدری و وضعیت ظاهری ناراحت همسرم منو آزار میده البته در گذشته بارها و بارها به خودم امید می دادم و با شادی درونی به خودم می گفتم همه چی درست میشه و باعث خوشحالی همسرم و جبران خسارت ها خوهم شد ولی پس از سالها فقط احاساس شرمندگی برایم باقی مانده و اکنون دیگه تمرکز لازم رو برای ادامه کار ندارم .سوالم این هست در این شرایط چگونه برای خودمان باور بسازیم با وجود مسایلی که هر روز در پیش رویمان هست واقعا دیگه دل و دماغ کار و کارگری هم برایم نمانده و اگر شاید هرگز به کار آفرینی و موفقیت فکر مکی کردم الان احساس کمبود نسبت به زندگی اطرافیان نداشتم .درسته که خدا را هموراه شاکرم که علومی بهم آموخته ولی ما مردها هم وظایفی نسبت به خانواده و همسر داریم شما بارها گفتید از کسی قرض نگیریم خوب با این وضعیت زندگی که ما هر روزه به همسر خودمون بدهکار موندیم و در برخی شرایط زندگی اصلا نفقه زن رو هم نمی تونمی پرداخت کنیم و مقرض قرار می گیریم ! واقعا چیکار کنیم از خونه بزنیم بیرون و بریم جاییکه غضه های همسر رو نبینیم تا بتونیم باور های مثبت رو در خودمون ثابت کنیم و یا چیکار می تونیم در این شرایط سخت انجام بدیم . درسته همسرم بخاطر مهربانی هایی که دارم ازم راضی بوده ولی دیگه بریده و میگه هیچی جز پول دیگه نمی تونه کار ساز باشه .خوب در این شرایط چه باید کرد ؟ در شرایطی که کسی هم حاظر نیست یه قرضی بده تا کمی اوضاع اروم بشه ! واقعا باید چیکار کرد ؟ممنون از راهنمایی ها تون
اول اینکه شما چطور ایمانتون انقدر قوی هست به خدا؟ چه باوری راجب خداوند تو ذهنتون ایجاد کردید که خیلی مواقع تو تصمیماتتون به اون تکیه میکنید؟ چون من فکر میکنم ریشه اصلی ترین مسائل برمیگرده به توحید ..اینکه هر لحظه زندگی بتونی با اون قدرت پیش بری..و خیالت راحت باشه..من چند وقته دارم رو باورهای توحیدیم کار میکنم ولی بازم یه جاهایی درجا میزنم،یه جاهایی نجواهای شیطان میاد..حتی با وجودیکه فایلهای توحید عملی،و چگونه فکر خدا را بخوانیمو فایل رایگان فقط روی خدا حساب کن رو گوش میکنم ،ولی بعضی وقتا یه کارایی انجام میدم یا یه تصمیماتی میگیرم که خودم بعد که نگاه میکنم میبینم باز روی غیرخدا حساب کردم یا دچار شرک خفی شدم..ممنون میشم در این مورد یه توضیح بدید چون دیروز بخش دو قسمت پنجم جهان بینی توحیدی روکه دیدم ناخوداگاه با خودم گفتم ببین رسیدن به این خواسته ها و حتی بزرگترش که استاد بهش رسیده یه ایمان قوی میخواد..وقتی فایل به رویاهایت باور داشته باشو میبینم و با الانتون مقایسه میکنم به نظرم همه چیز تو ایمان و توحیدتون خلاصه میشه..حالا میخوام بدونم
چطور میتونم مثل شما با همین شیوه پیش برم؟
اون موقع که تو اون خونه تو بندرعباس بودین چه ایمانی چه نیرویی چه باوری باعث حرکتتون میشد که الان تونستید به بیشتر از رویاها و اون دریم بردتونم برسید ..
دوم : دلیل اصلی موفقیتتون نسبت به سایر اساتیدی که تو این حوزه فعالیت میکنن رو چه عاملی میدونید؟ ایمان؟ اراده؟ تلاش؟ باور خوب؟ یا همه اینها با هم؟
سوم: اگه قرار باشه یه جمله تاثیرگذار بهمون بگید که همه جا همراهمون باشه و یه جور آویزه گوشمون کنیم اون جمله چیه؟ (این سوالو از این مصاحبه های تو مجلات یاد گرفتم ?) منتظررر جوااابماااا استااااد
تو قسمت عقل کل سوالی پرسیده بودم وقتی داشتم جوابتو میخوندم از همون موقع حس خوبی بهت پیدا کردم. بعد نظراتتو تو قسمتهای دیگه هم خوندم. اتفاقا با جزئیات نوشتنت خیلی کمک میکنه و راهنماییهای خوبی داری مرجان شاد شجاع. راستیییییییییی منم کیک میخوام برام نگه دار. مثل خودت عااااشق کیکم. هنوز تو اتوبوستون نیستم اما یه صندلی خالی برام هست.
خیلی حس خوبی بهم دادی از کامنتت کلی انرژی مثبت گرفتم،یادمه همیشه تو قسمت عقل کل جوابها روکه مینوشتم همش از خدا میخواستم جوابی که مینویسم مفید باشه و الان چقدر خوشحال شدم که نظرتو نوشتی..و خوشحالتر از اینکه کامنتای دوره جهان بینی رو میخونی چون مطمنم خیلی خیلی کمک کنندست ،صندلی کنار من خالیه ?دیگه همین الان برات رزرو کردم زووود بیاااا من خودمم نزدیک بود از سفر جا بمونم دیگه یه جوری خودمو جا دادم ?
حتماااا برات از کیکای خوشمزه نگه میدارم،اصن یه طبقه اختصاصی ویژه خودت درست میکنم ?ممنون دوست عزیزم امیدوارم به زووودی زووود تو دوره جهانبینی ببینمت
سلام استاد
نمیدونم از کجا شروع کنم ولی استاد من تمام فایل های رایگان شمارو گوش کردم و همه شونو دیدم ولی دریغ از اینکه حتی 1درصد ;حتی یه درصدم بهشون عمل نکردم و همین باعث شده ک اطلاعات زیاد تو ذهنم جمع بشه وباعث سردرگم شدنم بشه
استاد من تا به حدی گیج شدم ک اعتقاداتی ک قبلا هم داشتم رو از دس دادم به امید این ک یه روز بهترشو میسازم ولی وضعیت الانم طوری ک دیگه هیچیو نمیتونم تشخیص بدم
بد چیه خوب چیه مثه یه بچه شدم ک باید بش بگن اینو بکن اونو نکن
و من احساس پوچی میکنم چون احساس میکنم چیزای ک هویت یک انسانو میسازن ازم گرفته شدن
و زندگی من هر روز اینطوری ادامه داره و هیچ کاری نمیکنم ینی نمیتونم و نمیدونم چیکار باید بکنم چون هر روز و هروز سعی کردم چیزی جدیدی یاد بگیرم و یاد گرفتم وهمین باعث شده من گیج تر بشم و ندونم چیکار باید بکنم
من بکلی روبطمو از دس دادم هیچ رابطی نمیتونم برقرار کنم
هیچ احساس خوبی به خودم ندارم همش یه تصویر بد منفی از خودم تو ذهنم دارم
احساس میکنم هیچ کس با من خوب رفتار نمیکنه و همه دوس دارن ک من ازشون دور باشم
یا مثلا وقتی خدا رو عبادت میکنم دیگه هیچ لذت نمیبرم فقط میدونم ک یچیزای رو لبم زمزمه میکنم اونم رو عادت انگار ک دارم ورزش میکنم و با خودم حرف میزنم
استاد به همان خدای ابراهیم به همون خدای هدایت کننده مهربون زندگی تون; کمکم کنید تا خودمو خدای خودمو و مسیر درست زندگیمو پیدا کنم
دوست عزیزم من تجربه شما رو گذروندم . اول بهتون تبریک می گم همه اینا یعنی در حرکتید ادامه بدید و سعی کنید ٱگاهانه احساس خوبتون رو تقویت کنید مطمن باشید با ادامه دادن همه چیز براتون روشن میشه و ذهنتون به درستی برنامه ریزی میشه. و اینو بگم که مهمترین چیزی که تو این شرایط به من کمک کرد یاد ٱوری همه لحظه هایی بود که حضورک نیروی برتر رو در اموراتم تجربه کرده بودم. اون هست و به گسترشت کمک می کنه. موفق باشی عزیزم
درود بر استاد نازنینم…..وقتتون بخیر و پر از شادی و قدرت باشیید.
خیلی خوشحالم که این فرصت برای من و همفرکانسی های عزیزم پیش اومده که بتونیم سئوال های خودمون رو بپرسیم…..من الان خودم رو تصور میکنم که لب سواحل فلوریدا با اون شن هاس سفید و دریای زلال و فیروزه ای در هوایی خنک نشستیم روی دو تا صندلی سفید و یه سایه بون هم بالای سرمونه که تبلیغ یکی از برندهای نوشابه اس و دو تا آب پرتقال هم سفارش دادیم و شما هم یه لباس آبی فیروزه ای رنگ با یه شلوارک آبی پررنگ پوشیدید و من طی یه معجزه الهی که نمیدونم چگونه رخ داده با شما دیدار کردم و به من اجازه دادید که سوالاتمو طی یه مصاحبه خصوصی بپرسم و حالا میخوام که سئوالاتمو بپرسم و کلی هم ذوق دارم و لبخنداتونو که میبینم کلی حس خوب بهم دست میده و میگم باشه استاد هولم نکنید الان میپرسم…..
یه چیزی که هست من فقط سوالایی رو میپرسم که تا حالا از شما در موردش جوابی نگرفتم.
مثلا من الان سوالاتمو شروع کردم:
1- ببینید استاد، خیلی دلم میخواد که یه فایلی آماده میکردید که در اون وقتی دارید مطالعه میکنید، یا باورهای تاکیدی رو تکرار میکنید یا سپاسگزاری میکنید ( بدون اینکه ساختگی باشه و کاملا خودتون باشید ) رو ببینم .میدونید ؟ میدونم که دستور العملشو دادید بهمون ولی دلم میخواد در این حالتها ببینمتون….یه مثال میزنم براتون…من یه کاریکاتوریست هستم و همیشه از کودکی با ازمون و خطا یاد گرفتم و رنگ کردم و طراحی کردم تا به این درجه رسیدم ولی همیشه وقتی اون کارهایی رو که من میدونستم و انجام میدادم رو ، توسط استاد کاریکاتوریستی که داره اون کارو انجام میده میدیدم ، کلی درسهای جالبی میگرفتم که ممکنه خودم حالا حالاها بهش دست پیدا نمیکردم.مثلا نحوه بدست گرفتن قلم یا رنگ امیزی توی کامپیوتر و یا هر چیز دیگری و برام جذاب تر بود و میدونید یه جوری چون نمود تصویری و تجسمی داره خیلی بهتر به ما تلنگر میزنه….مثلا من صبحها وقتی دارم به محل کار میرم با خودم باورهای تاکیدی رو تکرار میکنم و میگم مثلا که پول و ثروت به صورت خیلی سریع به سمت من در جریانه…البته که نشانه هاشم میبینم و همون موقع تایید میکنم و سپاسگزاری …ولی چون یه خانواده هستیم، دیدن این کار توسط پایه گذار و پدر خانواده(شما) برامون بیشتر لذت بخش تر و گیرا تر و بصورتی است که در ذهن ثبت میشه و یه راهنمای تصویری و عملی است و خیالمون راحته که داریم مثل شما باورهارو تکرار میکنیم.
2- استاد من یه کامنتی از شما خوندم که یکی از اون رفتارهایی که هیچ وقت نتونستید دلیل قانع کننده ای براش پیدا کنید عزاداری برای ائمه اطهار بوده و با اینکه توی قم بزرگ شدید و قاری قران بودید و در مسجد موذن بودید ، نتونستید با عزاداری ارتباط برقرار کنید و حسی به شما میگفته که امام حسین هیچوقت چنین چیزی از پیروانش نمیخواسته و دوست داشته که مردم دنباله روی تفکر و رفتار ایشون باشند و قرار شد که توضیح بیشتر رو در قالب یه فایل تصویری برامون بگید ولی من در این خصوص چیزی در سایت ندیدم و یا ممکنه که شما پشیمون شدید از تهیه این فایل! ….چون من هم بر اساس قوانین با اینکه یه زمانی انسان مذهبی بودم ولی همون زمان هم که به هیئت میرفتم و عزاداری میکردم اصلا حس خوبی بهم دست نمیداد و بدتر وقتی بود که میدیدم که مردم بعد از عزاداری همانی هستند که بودند و هیچ تغییری نکردند و حتی بر سر غذا با هم به جدال میافتند.به نظر شما طبق قوانین کائنات ، آیا این عزاداری ها باعث نمیشه که غمو عزای بیشتر رو جذب کنیم و از این دست وقایع؟ و ایا عزاداری با قانون حس خوب اتفاقات خوب تضاد نداره؟ چون بالاخره عزاداری توجه به غم از دست دادن چیز یا شخصیست که هدیه و امانت خدا بوده و قوانین براش ثابت بوده.و نباید زیاد بهش توجه کرد و خود رو نارحت کرد و حس بد به خود گرفت چون نه تنها به ما کمک نمیکنه بلکه باعث اتفاقات بد و بدتر برای ما میشه و ما رو از هدف و خواسته هامون دور میکنه.( کاری که شما و اقای ایلان ماسک در رابطه با فرزند عزیزتون انجام دادید و سعی کردید که در حس نارحتی نمونید.)
3- آیا این قدرت هوشمند ( کائنات یا خدا یا انرژی منبع یا نور آسمانها یا هر چیزی ….) همانیست که آگاهی ها رو به حضرت محمد الهام کرده و همین کار رو با استرهیکس کرده؟ چون کتاب قرآن با توجه به آموزه های شما فرکانسی هستند و همانی رو میگوید که در کتاب استرهیکس است. و به نظر شما که قرآن رو عمیقا مورد بررسی قراردادید و قانون جذب و فرکانس رو در آن کاووش کردید و به یقین رسیدید که قرآن سراسر آیات فرکانسی و جذب دارد آیا بهشت رو ما در این جهان با توجه به اعمال و رفتار خود نمیسازیم؟ و آیا اصلا بهشت یا جهنم وجود دارد یا خیر؟ چون من معتقدم که ما خود به خود و بر اساس انرژی هوشمند کائنات خلق شدیم و در حال گسترشیم و به جهت شادی و لذت خلق شدیم یعنی قوانین کائنات مبنی بر شادی و لذت و قدرته و دور شدن از آن باعث میشه که جهنم رو برای خودمون خلق کنیم . ولی به اینکه بعد از این جهان جهانی باشه مثل بهشت یا جهنم هیچ اعتقادی ندارم و معتقدم که چند صباحی در این جهان به جهت گسترش جهان، خلق شده ایم و بعد از بین میریم و به عنوان ابزاری هستیم در جهت رسیدن به هدف و تکامل سیستم ( خدا ) . و جالب بود که به قرآن نیز اعتقادی نداشتم و بعد از اینکه شما آیات رو بر اساس قانون جذب بررسی کردید و داستان استرهیکس رو خوندم ، به نظرم واقعیت قرآن و محمد همان واقعیت استرهیکس و عالم هوشمنده که بر اساس آن به محمد آیات گفته و نوشته شد.خواستم نظرتون رو در این خصوص بدونم.
4-با احترام شما گفتید که کلمه صلات یا نماز در قرآن یعنی توجه کردن !! بر این اساس آیا شما نماز میخوانید و یا فقط به خدا ( که همان خوبی ها ،لذتها ، زیباییها، قدرت، شجاعت،فراوانی است) توجه میکنید تا ایمانتون قوی تر بشه و اتفاقات عالیتر رو به زندگی جذب کنید؟ و یا روزه ای که گرفتید همان روزه ی مذهبیون هست یا جنس و استدلال دیگری پشت آنست؟ چون بنظر من مردم ما عمق روزه رو نمیدونن و فقط بر اساس یه اجبار و ترس از کفاره های آن روزه میگیرند و در عمل زجر میکشند ولی چون بخدا ربطش میدهند میگن کار خوبیه و فلان ….و برای اون لطیفه هم میسازند و میگن خدایا این چه مهمانی است که هیچی نمیدی بخوریم و هیچی نباید بخوریم و امثالهم ….و در ماه رمضان اکثر کسانی که روزه میگیرن ، کمتر حس و حال و اعصاب دارن و بیشتر خوابن و بهره وری پایین و اسراف زیاد میشه و بعدشم پرخورتر میشن…..و به نظرتون این حس و حال باعث نمیشه که از اون شادی و لذت دور بشیم؟
5-استاد میخواستم ببینم در روز چه مقدار مطالعه میکنید و ایا هنوز هم تند خوانی در شما وجود داره؟یعنی زمانی که مهارت تندخوانی رو در خود ایجاد کردید همچنان در وجود شما تثبیت شده است یا قدرتش کمتر شده؟ و ایا شما تمرینات تند خوانی و گسترش حوزه دید رو همچنان انجام میدهید یا خیر؟
بینهایت سپاسگزارم از لطفتون….البته ممنون میشم اگه این سوالات من خلاف قوانین سایت بود و نخواستید به صورت عمومی بهش جواب بدید، با این حال تائیدش کنید تا بتونم از نظر سایر دوستان بهره مند بشم….
با سپاس فراوان از شما و از خدای خوبیها و مهربانی ها….
شاد و پرانرژی باشید.
سلام علیکم خداقوت امیدوارم همیشه موفق باشید الان نزدیک سه ماه است که باسایت شماآشناشده ام وحدودیک هفته است که درسایت عضوشده ام نشانه های پیشرفت درزندگی ام رااحساس میکنم وخدای رحمان راسپاسگزارم که مراباشما وگروه تحقیقاتیتان آشناکرده است والان روزبه روز درحال تقویت کردن باورهایم هستم ویقین دارم که باتمارین بیشتروعمل به انها به تمام رویاهایم خواهم رسید وسعی میکنم هرماه یک محصول تهیه وقدم به قدم درکنارشماباشم وبتوانم نظرات مفیدی ارائه کنم ان شاءالله خیلی ممنون وتشکراززحمات شما وهمکاران محترمتان به امیددیدارهای بعدی
سلام بر استاد گرامی
خیلی از افرادی که با شما آشنایی ندارند و یا تازه با این سیستم آشنا شدند این شبهه میاد تو ذهنشون که اساتید موفقیت در ایران از طریق دوره فروشی به ثروت و موفقیت رسیدند..
ازتون استدعا دارم ما رو تو این زمینه بیشتر راهنمایی کنین تا بتونیم جواب این نوع سوالات که اغلب پرسیده میشه رو با استدلال کامل بدیم..
دوستتون دارم استاد
سلام به همه ی دوستان عزیزم و سلام مخصوص به خداوند
استاد شما تو یکی از فایلاتون گفتین که اگه کسی ازتون بپرستن دینتون چیه ، شما پاسخ میدید که یکتاپرست هستید.
خیلی دوست داشتم نطر شما رو در مورد دین اسلام و احکامی که تو مذهب اومده بدونم؟
اینکه آیا ما به این احکام و روش های عبادت (مثل چگونگی نماز خوندن،روزه و …) نیازی داریم یا همه چیز تو قرآن هست و فقط کافیه قرآن رو درک کنیم؟
و شما خودتون نظرتون در این مورد چیه و چطوری عمل می کنید؟
سلام به استاد نازنین و پر انرژی سوالایی که داشتم به ترتیب زیر :
1ـ چه باورهایی باید داشته باشیم تا بتونیم عصبانیت خودمونو کنترل کنیم ؟
2- لطفا چند راه کار و چند باور ارایه بدین تا با استفاده از اونها بتونیم هنگام عصبانیت از فحاشی کردن و گفتن حرفهای آزار دهنده به دور باشیم.
3- ما چطور میتونیم الهاماتی رو که از طرف خدا به ما گفته میشه رو با فکرهایی که از ذهن خودمون میگذره را از هم متمایز کنیم؟ شاید یه ایده ای به ذهنمون برسه ولی نمیفهمیم که آیا باید واقعا بهش عمل کنیم یا صبر کنیم تا یه جور دیگه همون الهام دوباره بهمون بشه؟
سلام استاد عزیز شما چطور با خدا ارتباط برقرار می کنید تا مورد اجابت قرار میگیرید
با سلام و عرض ادب
منم سالهای طولانی هست که در زمینه موفقیت مطالعاتی داشته ام و تا کنون چندین ایده رو ساختم و اونها رو شروع کردم و نهایت جز ضرر برام چیزی نداشته و اکنون در مرحله ای هستم که هر روز به بچه و همسرم نگاه می کنم و شرمنده اونها می شم که بعد از گذشت این همه مدت (نزدیک 10 سال ) نتونستم برای اونها کاری انجام بدم و اکنون هم که می خوام کاری انجام بدم باز هر روزه وضعیت خونه نا به سامان پدری و وضعیت ظاهری ناراحت همسرم منو آزار میده البته در گذشته بارها و بارها به خودم امید می دادم و با شادی درونی به خودم می گفتم همه چی درست میشه و باعث خوشحالی همسرم و جبران خسارت ها خوهم شد ولی پس از سالها فقط احاساس شرمندگی برایم باقی مانده و اکنون دیگه تمرکز لازم رو برای ادامه کار ندارم .سوالم این هست در این شرایط چگونه برای خودمان باور بسازیم با وجود مسایلی که هر روز در پیش رویمان هست واقعا دیگه دل و دماغ کار و کارگری هم برایم نمانده و اگر شاید هرگز به کار آفرینی و موفقیت فکر مکی کردم الان احساس کمبود نسبت به زندگی اطرافیان نداشتم .درسته که خدا را هموراه شاکرم که علومی بهم آموخته ولی ما مردها هم وظایفی نسبت به خانواده و همسر داریم شما بارها گفتید از کسی قرض نگیریم خوب با این وضعیت زندگی که ما هر روزه به همسر خودمون بدهکار موندیم و در برخی شرایط زندگی اصلا نفقه زن رو هم نمی تونمی پرداخت کنیم و مقرض قرار می گیریم ! واقعا چیکار کنیم از خونه بزنیم بیرون و بریم جاییکه غضه های همسر رو نبینیم تا بتونیم باور های مثبت رو در خودمون ثابت کنیم و یا چیکار می تونیم در این شرایط سخت انجام بدیم . درسته همسرم بخاطر مهربانی هایی که دارم ازم راضی بوده ولی دیگه بریده و میگه هیچی جز پول دیگه نمی تونه کار ساز باشه .خوب در این شرایط چه باید کرد ؟ در شرایطی که کسی هم حاظر نیست یه قرضی بده تا کمی اوضاع اروم بشه ! واقعا باید چیکار کرد ؟ممنون از راهنمایی ها تون
سلام استاااد عزیییزم
هنوز فایلو دانلود نکردم ولی چنتا سوال دارم
اول اینکه شما چطور ایمانتون انقدر قوی هست به خدا؟ چه باوری راجب خداوند تو ذهنتون ایجاد کردید که خیلی مواقع تو تصمیماتتون به اون تکیه میکنید؟ چون من فکر میکنم ریشه اصلی ترین مسائل برمیگرده به توحید ..اینکه هر لحظه زندگی بتونی با اون قدرت پیش بری..و خیالت راحت باشه..من چند وقته دارم رو باورهای توحیدیم کار میکنم ولی بازم یه جاهایی درجا میزنم،یه جاهایی نجواهای شیطان میاد..حتی با وجودیکه فایلهای توحید عملی،و چگونه فکر خدا را بخوانیمو فایل رایگان فقط روی خدا حساب کن رو گوش میکنم ،ولی بعضی وقتا یه کارایی انجام میدم یا یه تصمیماتی میگیرم که خودم بعد که نگاه میکنم میبینم باز روی غیرخدا حساب کردم یا دچار شرک خفی شدم..ممنون میشم در این مورد یه توضیح بدید چون دیروز بخش دو قسمت پنجم جهان بینی توحیدی روکه دیدم ناخوداگاه با خودم گفتم ببین رسیدن به این خواسته ها و حتی بزرگترش که استاد بهش رسیده یه ایمان قوی میخواد..وقتی فایل به رویاهایت باور داشته باشو میبینم و با الانتون مقایسه میکنم به نظرم همه چیز تو ایمان و توحیدتون خلاصه میشه..حالا میخوام بدونم
چطور میتونم مثل شما با همین شیوه پیش برم؟
اون موقع که تو اون خونه تو بندرعباس بودین چه ایمانی چه نیرویی چه باوری باعث حرکتتون میشد که الان تونستید به بیشتر از رویاها و اون دریم بردتونم برسید ..
دوم : دلیل اصلی موفقیتتون نسبت به سایر اساتیدی که تو این حوزه فعالیت میکنن رو چه عاملی میدونید؟ ایمان؟ اراده؟ تلاش؟ باور خوب؟ یا همه اینها با هم؟
سوم: اگه قرار باشه یه جمله تاثیرگذار بهمون بگید که همه جا همراهمون باشه و یه جور آویزه گوشمون کنیم اون جمله چیه؟ (این سوالو از این مصاحبه های تو مجلات یاد گرفتم ?) منتظررر جوااابماااا استااااد
ممنون
سلام مرجان عزیییزم
تو قسمت عقل کل سوالی پرسیده بودم وقتی داشتم جوابتو میخوندم از همون موقع حس خوبی بهت پیدا کردم. بعد نظراتتو تو قسمتهای دیگه هم خوندم. اتفاقا با جزئیات نوشتنت خیلی کمک میکنه و راهنماییهای خوبی داری مرجان شاد شجاع. راستیییییییییی منم کیک میخوام برام نگه دار. مثل خودت عااااشق کیکم. هنوز تو اتوبوستون نیستم اما یه صندلی خالی برام هست.
الانو مناسب دونستم برات کامنت بزارم
سلااام تینا جان دوست عزیییزم
خیلی حس خوبی بهم دادی از کامنتت کلی انرژی مثبت گرفتم،یادمه همیشه تو قسمت عقل کل جوابها روکه مینوشتم همش از خدا میخواستم جوابی که مینویسم مفید باشه و الان چقدر خوشحال شدم که نظرتو نوشتی..و خوشحالتر از اینکه کامنتای دوره جهان بینی رو میخونی چون مطمنم خیلی خیلی کمک کنندست ،صندلی کنار من خالیه ?دیگه همین الان برات رزرو کردم زووود بیاااا من خودمم نزدیک بود از سفر جا بمونم دیگه یه جوری خودمو جا دادم ?
حتماااا برات از کیکای خوشمزه نگه میدارم،اصن یه طبقه اختصاصی ویژه خودت درست میکنم ?ممنون دوست عزیزم امیدوارم به زووودی زووود تو دوره جهانبینی ببینمت
بازم ممنون از وقتی که گذاشتی ?
همیشه شاد و سالم و ثروتمند باشی
سلاااام. مرجان عزیییییز و مهربونم تولدت مباااااااااارررررررررک با یه روز تأخیر.
HAPPY BIRTHDAY TO YOU, HAPPY BIRTHDAY TO YOU, HAPPY BIRTHDAY TOOOO YOUUUUUUUUUUUUUUUUUUUU…
من کیک شکلاتی دوس دارم :)))) حتما خیلیم خوشمزه درست میکنی. به بببببببببببببببه
همیشه موفق باشی دختر مهربون
سلااااام تینااا جااان عزیییزم
وااااای خییییلیییی مرررسی دوست خوبم …ممنونم واقعا کلی خوشحال شدم ????آخییی کاش میشد واست درست کنم ،ولی ایشالا روزی که کافی شاپمو زدم دعوتت میکنم بیای جبران کنم ?یه کیک شکلاتی عاالی واست درست میکنم ?
ممنونم تینای عزیزم،چقدرم اسمتو دوس دااارم خیلی قشنگه..
برات آرزوی شادی،سلامتی،ثروت دااارم
مرررسی ندیده دووست دارررم ???منتظر حضورت تو دوره جهانبینی هستماااا
سلاااام مرجان عزیزم
به بهههههه دعوتم کنی معلومه که میام. چرا که نه؟ اتفاقا خیلی دوس دارم از نزدیک ببینمت. خیلی دوست دارم و از همون اول ندیده حس خوبی بهت داشتم دختر گل.
صندلیه کناریتو همچنان برام حفظ کن. پیش خودت میخوام بشینم :)
شاد و خوشبخت باشی عزیزم
باعرض سلام خدمت استادعزیز.برای سخنران انگیزشی شدن چه باوری وبایددرخودمان ایجادوتقویت کنیم؟وچه کتابهایی وبایدبخونیم وشماخودتون چه کتابهایی ومیخوندین؟خیلی ممنون میشم اگه راهنماییم کنید