این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد میگن که گوسفندان رو رها کردن و نگران نیستن و به خدا سپردن و نکته جالب اینه تا حالا هیچکدوم از گوسفندان گم نشدن و گوسفند چمن ها رو کوتاه میکنن و دیگه لازم نیست 2500 هزار دلار به شرکت اصلاح چمن بدن و قبلش گفتن که از خداوند هدایت خواستن و خدا هدایتشون کرده پرادایس
سوال من اینه استاد چه باوری در خودتون ایجاد کردین که تونستین اون موقع در ایران هر سهمی بخرین سود های خیلی عالی 10 برابر بکنین
گوسفندان و بره ها اگه گوشتشون خوردنی نبود و نباید کشته میشدن صد در صد خداوند اینکارو نمیکرد خداوند کلی قانون گزاشته که اگه بهشون پی ببریم خواهیم فهمید و درکشون راحت میشه مثلا اگه شخصی گیاه خوار باشه و بگه نباید گوشت گوسفند و مرق …بخوریم اینا همش داره نشون میده که شخص داره کفر ورزی میکنه به وجود خداوند انگار خدا بی هیچ نظم و عدالتی و بدون هیچ برنامه ای این جهان رو افریده
انسان خلی ارزشمنده چون کوه و خورشید و اب حیوانات همه وهمه …فقط ب خاتر انسان ها ب وجود اومده که ازشون استفاده کنند
من یک باوری هم که دارم اینه که هر وقت گوشتی میخورم یا هر چیزی با خودم میگم این گوشت حیوان داره انسان هارو ستایش میکنه بابت این که انسان ها ازش استفاده میکنند
حالا نه فقط حیوانات تمام اشیایی که ازش استفاده میکنیم همین طوره
چون ما جانشین خداوند بر روی زمین هستیم 🌸💓🙏😊
پس اگه حیوانات قابل خوردن یا کشتن نبودند خداوند اینکار را نمیکرد.
ساختن باورهای توحیدی و اصل گرایی و دوری از فرعیات و حاشیه ها:
دادن قدرت به دیگران و عوامل بیرونی نشتی های فرکانسی هستند و هرچقدر جلوی این نشتی ها رو بگیری قدرت و انرژی به درون خودت برمیگرده.
هرچقدر قدرت رو از عوامل بیرونی بگیری به خودت و خدای خودت پس اش بدی، یعنی داری منبع انرژی رو سرجای درست خودش خرج میکنی، پس این منبع اصلی قدرت چند برابری میگیره و سرعت رشد ات هم چندین برابر میشه.
در ابعاد کوچیک تر هم هرچقدر تمرکزت رو از روی پیدا کردن روش های جدید، تکنیک های جدید، اطلاعات جدید و راه های میانبر برداری و به نجواهای ذهنت که دنبال میانبر میگرده بها ندی و به حرف دلت گوش بدی، وقتی بهت میگه که اصل همین قوانین جهان هستی هستند، قطعا با سیستم جهان به هماهنگی بیشتری میرسی.
استاد میگن ایده های ساخته ی ذهن زرق و برق دارند اما معمولا پیچیده اند، نتیجه ی دلخواه رو هم نمیدن، چون ذهن چیزی نیست جز تجربیات محدود ما انسان ها.
ولی دل و روح ها که خدایی هست، به منبع متصل هست و اصول قوانین رو قبول داره و ایده هاش ساده و انجام شدنی است و نتیجه میده.
پس دنبال ذهنت و ایده های پیچیده اش، مثل گشتن دنبال رمز و راز و سحر و جادو و تکنیک های پیچیده نباش و به حرف دلت گوش بده که میگه هرچی هست همین اصول ساده است.
و تمرکزت رو بذار روی اصل و روی قوانین کار کن.
هرچقدر روی اصل تمرکز کنی نتیجه میگیری و ایمانت قوی تر میشه و اون ایده های پیچیده هم در نظرت کمرنگ تر میشن و معنا شون رو از دست میدن.
این ویژگی شخصیتیِ تمایل داشتن به تجربه ی ناشناخته ها به خودی خود میتونه خیلی از ترمزهای ذهنی و باورهای محدودکننده رو رد کنه و آدم رو جلو بندازه.
ذهنی که برنامه ریزی شده برای اینکه از تجربه های جدید استقبال کنه، میتونه فرصت های جدید رو ببینه و تشخیص شون بده و وارد شون بشه.
این ذهنیتی هست که برای خودشناسی لازمه.
چون آدم در موقعیت های جدید هست که میتونه ابعاد جدیدی از شخصیت خودش رو بشناسه و بسازه.
ذهنی که از ناشناخته ها استقبال میکنه خیلی از ورودی های منفی رو رد میکنه.
برای همین هم این سوال که چقدر توانایی ورود به ناشناخته هارو داری، در جلسه ی اول دوره ی عزت نفس اومده.
به خاطر تاثیر زیاد تجربه کردن در خودشناسی.
برعکسش، ویژگی شخصیتیِ تمایل داشتن به امنیت و چسبیدن به منطقه ی امن هست.
ذهنی که برنامه ریزی شده تا محیط امنی برای خودش بسازه و برای موندن توی اون محیط فکری و فیزیکی، تلاش زیادی میکنه، به طبع منطق های زیادی میسازه برای موندن.
همون منطق ها میشن باورهای محدودکننده و ترمزها، و آدم توانایی تشخیص فرصت ها رو از دست میده.
فرصت هایی که به خودشناسی میرسه و فرصت هایی که خواسته هارو با خودشون میارن.
هیچ چیز جدیدی توی منطقه ی امن نیست.
برای موندن و حرکت نکردن ذهن امنیت طلب، هزارتا منطق می سازه، و کلی تلاش و نشتی فرکانسی لازمه.
ولی برای شروع و حرکت و تغییر و رشد ساختن یک ویژگی شخصیتی لازمه.
اونم ویژگی ای که استاد گفتند: من از تجربه های جدید و ناشناخته ها با ذوق و شوق استقبال میکنم و مقاومتی ندارم.
اون مقاومت نشتی فرکانسی هست.
به نظرم رسید که من هم چقدر میتونم با ساختن این ویژگی در خودم جلو بیفتم، و وقتی اون نسخه ای از خودم رو که وارد ناشناخته ها میشه رو تصور میکنم چقدر احساس عزت نفس و قدرتمندی بهم دست میده.
باید روی ساختن این ویژگی کار کنم و به تعهدات ام اضافه اش کنم و اهمیت اش رو روی عزت نفس امروز درک کردم.
من هم مثل استاد حس میکنم توی طبیعت خیلی به خدا نزدیک تر هستم.
احساس میکنم همه چیز خیلی راحت اتفاق میافته.
ایجاد حس خوب تلاش کمتری میخواد، مثلا برای ایجاد حس سپاسگزاری من توی طبیعت یا نزدیک ترین حالت آدم به طبیعت، مثلا توی شمال حتی وقتی توی خونه و حیاط هستم، خیلی راحت تره.
چون موارد زیادی هست برای شکرگزاری و وقتی به قصد تمرکز به نکات مثبت و شکرگزاری میرم کنار پنجره یا توی حیاط، شروع به تمرکز که میکنم کم کم، انقدر زیبایی ها و موارد زیادی برای شکرگزاری به ذهنم میرسه که حتی وقت نمیکنم بنویسم شون.
اولین مورد شکرگزاری ام هم این هست که من از لحاظ فکری در جایگاهی باشم که ایجاد حس خوب برام راحت شده باشه. و از لحاظ فیزیکی هم جایی باشم که پر از فراوانی و نعمت و زیبایی هست.
قبلا هم از لحاظ فیزیکی به این زیبایی ها دسترسی داشتم ولی نمیتونستم ببینم شون و بین من و زیبایی ها فاصله فرکانسی زیادی بود ولی الان این فاصله دیگه نیست.
و فکر کردن به این نکته باعث میشه احساس امیدواری زیادی کنم و ذوق کنم و از خودم بپرسم دیگه چه زیبایی هایی روبروم بوده و تازه باید پیداشون کنم و ببینم شون؟
وقتی به قصد خودشناسی توی طبیعت هستم واقعا فکرکردن برام راحت میشه و عوامل مزاحم زیادی حذف و کمرنگ میشن.
و نظم رو میشه دید توی طبیعت.
قبلا فکر میکردم سازه های انسانی میتونن به آدم احساس بهتری بدن، و طبیعت حوصله سر بره!
بعدا فهمیدم این طرز فکر من دلیل اش در صلح نبودن من با خودم بوده.
وقتی با خودم در حد مناسبی به صلح رسیدم فهمیدم چقدر طبیعت زیباست و چقدر تنوع و فراوانی درش هست.
به خصوص نگاه کردن به آسمون رو خیلی دوست دارم چون هر لحظه در حال تغییره و میتونم ساعت ها آسمون رو تماشا کنم و فکر کنم بدون اینکه حوصله ام سر بره.
کلی هم عکس میندازم همیشه از آسمون و ابرها.
این که در طبیعت همه چیز سرجای خودش هست، و قانون و نظم وجود داره خیلی حس فوق العاده ای بهم میده و حس میکنم من هم در لحظه سرجای درست خودم هستم و خیلی چیزها محو میشن.
همه چیز به وضوح خیلی زنده هست و در همه چیز خدا هست.
خالص ترین لحظات روزهام زمانی هست که با طرز فکر درست در طبیعت هستم.🙏🏻
سلام و درود استاد عباس منش و همسر عزیزتون..تقریبا میتونم بگم با اختلاف خیلی زیاد از تمام اساتید موفقیت که حدود یک سال و نیمه دنبالشون کردم بالاترید استاد، خیلى حرفهاتون به دل میشینه چون بسیار خالص و صادقانه است فقط خیلى خلاصه میگم مساله اى که مدام ذهنم رو درگیر کرده. اینکه راحت یک بره رو که خودتون میگید باهاتون انس گرفته کشتید و خوردید برام قابل هضم نیست… لطفا من رو از این تضاد بیرون بیارید. خیلى دست انداز بدی شده برای ادامه دادن و پیگیری مباحثتون. من حتی ماهیگیری رو هم نمیتونم تحمل کنم.
چقدر لذت میبرم وقتی فایل های شما رو میبینم خداروشکر که خداوند عزیزم منو هدایت کرد با سایت شما آشنا شدم من خیلی از حرفهای استاتید دیگر روشنیدم ولی حرفهای شما خیلی رساست خیلی آسون میگید همه چیو پیچیده اش نمی کنید امیدوارم همیشه شاد وسرحال و موفقتر ببینمتون ممنون بابت همه زحمتهاتون دوستون دارم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان هم مدارم
من چند روزی هست که تصمیم گرفتم خیلی بیشتر روی خودم کار کنم و دیروز یک تعهد کتبی برای خودم نوشتم که هر روز به هر فایلی که هدایت بشم اونو گوش کنم و یادداشت برداری کنم و بعد کامنتش رو بنویسم و کامنت ها رو هم بخونم و دیروز نمیدونم چرا سایت اون صفحه مرا به سوی نشانه ام راهنمایی کن رو برام باز نکرد و من رفتم داخل گوشیم که بیشتر فایل های استاد رو دارم و پوشه بندی کردم نگاه کردم و پوشه مصاحبه با استاد برام چشمک زد و شروع کردم این قسمت رو گوش دادم.
دقیقا مطالبی که در این قسمت استاد توضیح دادن موضوعاتی هست که این دو سه روزه من همش بهش فکر میکردم و این دقیقا نشان دهنده قانون فرکانس هست : توحید و مهاجرت
همون طور که استاد گفتن مهمترین اصل همین اصل توحید هست. در زندگی افراد موفق فارغ از دین و مذهب اون ویژگی توحیدی بودن یعنی قدرت رو به عوامل بیرونی ندادن و قدرت رو دست خودشون نگه داشتن باعث شده که به موفقیت ها برسن و واقعا توحید سرعت موفقیت رو میتونه هزاران برابر بکنه.
در مورد انگیزه من بعضی مواقع برعکس شما بودم یعنی اگه کسی میگفت این کار نمیشه من هم نا امید میشدم مخصوصا وقتی که همسرم بگه و این یک پاشنه آشیل که من نباید بهش وابسته باشم ولی بعضی وقتا هم این طور نبوده مثل دوران مدرسه من همیشه جزو دانش آموزان ممتاز بودم و برام مهم نبود که این درس سخته یا آسون من همیشه تلاشم رو میکردم و نمره خوبی میگرفتم.
و این قسمت از حرفاتون قانون رو برام خیلی واضح کرد:
تکرار ورودی ها و دریافت و کانون توجه ای که هزاران هزار بار تکرار شده باور رو ایجاد میکنه و باور هم افکار و ایده ( این کلمه ایده بهم گفته شد نمیدونم درسته یا نه)رو ایجاد میکنه و که افکار هم باعث بوجود آمدن فرکانس میشه و در آخر این فرکانس هست که اتفاقات و شرایط زندگی ما رو رقم میزنه.
من برای اینکه بهتر درک کنم برای خودم قانون رو به صورت زیر نوشتم:
تکرار ورودی ها و دریافت و کانون توجه —–> باور ——-> افکار ——> فرکانس —–> اتفاقات و شرایط زندگی
به همین دلیل یک باور یک شبه تغییر نمیکنه و هیچ جادویی وجود نداره .
و این جمله خیلی برام بولد شد که:
تمام اتفاقات ما، بدون استثنا (با تاکید) بخاطر افکارمونه . افکارمون هم نتیجه باور های ماست.
امکان نداره امکان نداره اتفاقاتی وارد زندگی ما بشه که ربطی به باور های ما نداشته باشه.
و برای مهاجرت کردن اولا باید از همون جایی که هستیم لذت ببریم.
دوما خودمون رو لایق جاهای خوب و شرایط خوب بدونیم
سوما هیچ نگاه منفی به مهاجرت نداشته باشیم یعنی روی نکات مثبت تمرکز کنیم.
خواستم در اینجا برای خودم ردپا بزارم و انشالله روی تعهدی که دادم بمونم و فقط روی خودم کار کنم.
خدایا سپاسگزارم بخاطر این مکان مقدس و این سایت عالی و الهی
سلام خداوند به همه دوستان همفرکانسی عزیزم وسلام خداوند به استاد عزیزم که همواره در حال هدایت شدن به زیبایی های بیشتر هست چقدر استاد انسان توحیدی و سپاس گذار یه و همواره ظرف ایشان در حال بزرگ شدن برای دریافت نعمات بینهایت وفراوان خداونده که وقتی انسان مثل استاد در فرکانس سپاسگزاری قرار بگیره آماده دریافت بی نهایت نعمت میشه چون نعمت های خداوند فراوانه واین ظرف ما هست که کوچکه ولی وقتی که مثل استاد به نکات مثبت توجه کنیم مثل توجه به فراوانی درختا ماهی ها زیبایی آسمان جنگل ها وبابت وجودشون سپاس گزاری کنیم ما در مداری قرار میگیریم که فقط این نو اتفاقاتو تجربه میکنیم چقدر زیباست که استاد از هیچ نکته مثبتی گذر نمی کنه وبابت تکتکشون مثل هرس کردن چمنا توسط گوسفندان یا کود دادنشون بسیار سپاس گزاری میکنند
چقدر این دید گاه توحیدیو دوست دارم که استاد همیشه تا کید میکنند که فقط روی خداوند حساب کنیم واونو منشأ تمام نعمت ها و صاحب اختیار کل جهان ببینیم وروی هیچ عامل بیرونی حساب نکنیم و فقط وفقط به خداوند ایمان داشته باشیم استاد با مثال سپردن گوسفنداشون به خداوند اولا چقدر این موضوع رو خوب توضیح میدن که خداوند چقدر به ما نزدیکه که ما میتوانیم حتی ساده ترین کار هارو هم بهش بسپاریم و چقدر این مثالشون آیه اذا سالک عبادی را خوب توضیح میدهد که می گوید من نزدیکم واجابت میکنم درخواست کسی که به من ایمان آورده باشد استاد چقدر این آیه رو در عمل عالی اجرا کردن وباز چقدر خوب این موضوع رو توضیح دادن که خداوند همواره در حال هدایت ماست و خیر وشرمان را به ما الهام میکند که این مثال استاد مفهوم آیه فالهمها فجورها وتقواها را تکمیل میکند که خداوند مارا در مسیر مداری که هستیم و خواسته های که داریم هدایت میکند واقعا این سیستم چقدر خوب عمل میکند که ذره ای اشتباه نمیکند ومارو در همون فرکانسی که هستیم هدایت میکند و انشا الله که ما همگی در مسیر توحید قرار بگیریم و بیشتر به خداوند به این سیستم اعتماد کنیم و نتیجه اعتماد به الله سعادت دنیا و آخرت هست
نمیدونم چند باره دارم این فایل ارزشمن رو گوش میدم اما برای اولین بار بود فهمیدم کار کردن روی توحید و باور های توحید میتونه سرعت موفقیت رو چند برابر کنه و البته به لطف ودش و ساخت باور های ارزشمند توحیدی برای من میبینم که اتفاق افتاده
چرا میتونه ساخت باور های توحیدی و خداوند رو منشا خیر و خوشی و سلامتی و ثروت دونستن میتونه این روند رو کهکشانی افزایش بده
کاش استاد و خانم شایسته عزیز به جای چند برابر کردن مینوشتن میتونه ثرعت موفقیت رو به سرعت نور برسونه
من روزی که شروع کردم و با استاد اشنا شدم ی فرد بدهکار بودم که ی گوشی ساده و ی لب تاب و ی مغازه نسبتا خالی داشت و پذیرفته بود که دیگه درامدش همینه و پذیرفته بود که دیگه باید با این روند ادامه داد و زندگی رو سپری کرد
ولی با ورود به سایت و اون بحث هدایتی که ودش کلی میتونه به ایمانم اضافه کنه که این نیروی هدایتگر که تورو توی بهترین زمان ممکن به بهترین جای ممکن هدایت کرد و تو گوش کردی به حرفش میتونه به بینهایت ثروت نعمت ارامش سلامتی ارتباطات خوب برسونه
توکل کردم به خودش با احساس خوب شروع کردم و گفتم میشه خودت کمکم کن و وقتی ادامه دادم دیدم بابا همه جنسای مغازه به جای اینکه وقتی میفروشمشون کم بشن هی دارن اضافه میشن و هی داره از بدهی ها کمتر میشه و هی احساسم بهتر میشه اشک شوق میریختم و الان میبینم که این اجرای توحید و این حرف چقدر صحت داره
اون موقع شاید سرمایه من پونصد شیصد ملیون بود اما الان به نزدیک پنج شیش میلیارد رسیده و هی این روند داره بابلاتر میره به کمک الله مهربان
و شایذ خیلیا باشن الان بگن چطور میشه باباش بهش پول داده یا نمیدونم فلان کار رو میکنه
راستش اینه که اونا راست میگن من بابام بهم پول داده اما نه اون بابایی که اونا فکر میکنن بلکه بابایی که خودم میدونم کیه
اره اون خدایی که منو از هیچ خلق کرد اون خدایی که منو هدایت کرد به مسیری که بدهی نداشته باشم همه چیم نقد باشه همه چی رو به روال باشه و با توکل بهش این بیزینسم رو توری گسترش بدم که همه کله گنده های بازار و تولید کننده های موفق توی زمینه شغلی خودم منو بشناسن و وقتی باهاشون حرف میزنم حاضرن همه جوره باهام راه بیان بهم جنس بدن ولی من میگم نه من نقد میخرم وقتی اماده همکاری شدم و پول رو واریز کردم اون وقت همکاری ما ادامه پیدا میکنه و با هم کار میکنیم
طرف رو من دوسال پیش من ازش ی خرید کرده بودم زنگ زدم برای تعویض ی مقدار جنس میگفت من امار تو رو گرفتم میخوای پخش این جنس رو توی اون استان به تو بدم منی که اعتبار ی پیچ نداشتم اونقدر که باورام ایراد داشت حاظر بود هر جوری که شده باهام راه بیاد ولی گفتم الان خوب برای پیز دیگه ای زنگ زدم بعدا اگه خواستم کار کنم باهاتون نقدی کار میکنم
یا پدر من چند تا زمین کشاورزی داره که برنج میکاره توش به همه بچه ها برنج میده هر سال امسال گفت برنج ببر گفتم حاجی مرسی که اوردی به فکرم بودی ولی وقتی میبرم که پولشو داده باشم پولشو پرداخت کردم میام میبرم
با این باور ها با این با این ذهنیت با قدرت دادن فقط به یک نیروی واحد نه تنها سرعت رسیدن به واسته هام هر روز بیشتر میشه بلکه خیلی ها هم با استناد به موفقیت های من دارن زندگیشون رو رو به بالا رو به سلامتی وثروت طی میکنن
و اینها شاید کوچکترین مثال های باشه برای خودم که یاد اور باشم توحید موفقیتت رو سرعتش رو کهکشانی کرده و میکنه روش کار کن
امیدوارم دوستانم هر کجا هستند در پناه الله یکتا شاد ارام خوشحال خوشبخت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشن
استاد میگن که گوسفندان رو رها کردن و نگران نیستن و به خدا سپردن و نکته جالب اینه تا حالا هیچکدوم از گوسفندان گم نشدن و گوسفند چمن ها رو کوتاه میکنن و دیگه لازم نیست 2500 هزار دلار به شرکت اصلاح چمن بدن و قبلش گفتن که از خداوند هدایت خواستن و خدا هدایتشون کرده پرادایس
سوال من اینه استاد چه باوری در خودتون ایجاد کردین که تونستین اون موقع در ایران هر سهمی بخرین سود های خیلی عالی 10 برابر بکنین
گوسفندان و بره ها اگه گوشتشون خوردنی نبود و نباید کشته میشدن صد در صد خداوند اینکارو نمیکرد خداوند کلی قانون گزاشته که اگه بهشون پی ببریم خواهیم فهمید و درکشون راحت میشه مثلا اگه شخصی گیاه خوار باشه و بگه نباید گوشت گوسفند و مرق …بخوریم اینا همش داره نشون میده که شخص داره کفر ورزی میکنه به وجود خداوند انگار خدا بی هیچ نظم و عدالتی و بدون هیچ برنامه ای این جهان رو افریده
انسان خلی ارزشمنده چون کوه و خورشید و اب حیوانات همه وهمه …فقط ب خاتر انسان ها ب وجود اومده که ازشون استفاده کنند
من یک باوری هم که دارم اینه که هر وقت گوشتی میخورم یا هر چیزی با خودم میگم این گوشت حیوان داره انسان هارو ستایش میکنه بابت این که انسان ها ازش استفاده میکنند
حالا نه فقط حیوانات تمام اشیایی که ازش استفاده میکنیم همین طوره
چون ما جانشین خداوند بر روی زمین هستیم 🌸💓🙏😊
پس اگه حیوانات قابل خوردن یا کشتن نبودند خداوند اینکار را نمیکرد.
دختر خانواده:
سلام به استاد خوبم و خانم شایسته عزیز و دوستان
ساختن باورهای توحیدی و اصل گرایی و دوری از فرعیات و حاشیه ها:
دادن قدرت به دیگران و عوامل بیرونی نشتی های فرکانسی هستند و هرچقدر جلوی این نشتی ها رو بگیری قدرت و انرژی به درون خودت برمیگرده.
هرچقدر قدرت رو از عوامل بیرونی بگیری به خودت و خدای خودت پس اش بدی، یعنی داری منبع انرژی رو سرجای درست خودش خرج میکنی، پس این منبع اصلی قدرت چند برابری میگیره و سرعت رشد ات هم چندین برابر میشه.
در ابعاد کوچیک تر هم هرچقدر تمرکزت رو از روی پیدا کردن روش های جدید، تکنیک های جدید، اطلاعات جدید و راه های میانبر برداری و به نجواهای ذهنت که دنبال میانبر میگرده بها ندی و به حرف دلت گوش بدی، وقتی بهت میگه که اصل همین قوانین جهان هستی هستند، قطعا با سیستم جهان به هماهنگی بیشتری میرسی.
استاد میگن ایده های ساخته ی ذهن زرق و برق دارند اما معمولا پیچیده اند، نتیجه ی دلخواه رو هم نمیدن، چون ذهن چیزی نیست جز تجربیات محدود ما انسان ها.
ولی دل و روح ها که خدایی هست، به منبع متصل هست و اصول قوانین رو قبول داره و ایده هاش ساده و انجام شدنی است و نتیجه میده.
پس دنبال ذهنت و ایده های پیچیده اش، مثل گشتن دنبال رمز و راز و سحر و جادو و تکنیک های پیچیده نباش و به حرف دلت گوش بده که میگه هرچی هست همین اصول ساده است.
و تمرکزت رو بذار روی اصل و روی قوانین کار کن.
هرچقدر روی اصل تمرکز کنی نتیجه میگیری و ایمانت قوی تر میشه و اون ایده های پیچیده هم در نظرت کمرنگ تر میشن و معنا شون رو از دست میدن.
دختر خانواده:
سلام به استاد خوبم و خانم شایسته عزیز و دوستان
با جملات اخر استاد در این فایل متوجه شدم که
این ویژگی شخصیتیِ تمایل داشتن به تجربه ی ناشناخته ها به خودی خود میتونه خیلی از ترمزهای ذهنی و باورهای محدودکننده رو رد کنه و آدم رو جلو بندازه.
ذهنی که برنامه ریزی شده برای اینکه از تجربه های جدید استقبال کنه، میتونه فرصت های جدید رو ببینه و تشخیص شون بده و وارد شون بشه.
این ذهنیتی هست که برای خودشناسی لازمه.
چون آدم در موقعیت های جدید هست که میتونه ابعاد جدیدی از شخصیت خودش رو بشناسه و بسازه.
ذهنی که از ناشناخته ها استقبال میکنه خیلی از ورودی های منفی رو رد میکنه.
برای همین هم این سوال که چقدر توانایی ورود به ناشناخته هارو داری، در جلسه ی اول دوره ی عزت نفس اومده.
به خاطر تاثیر زیاد تجربه کردن در خودشناسی.
برعکسش، ویژگی شخصیتیِ تمایل داشتن به امنیت و چسبیدن به منطقه ی امن هست.
ذهنی که برنامه ریزی شده تا محیط امنی برای خودش بسازه و برای موندن توی اون محیط فکری و فیزیکی، تلاش زیادی میکنه، به طبع منطق های زیادی میسازه برای موندن.
همون منطق ها میشن باورهای محدودکننده و ترمزها، و آدم توانایی تشخیص فرصت ها رو از دست میده.
فرصت هایی که به خودشناسی میرسه و فرصت هایی که خواسته هارو با خودشون میارن.
هیچ چیز جدیدی توی منطقه ی امن نیست.
برای موندن و حرکت نکردن ذهن امنیت طلب، هزارتا منطق می سازه، و کلی تلاش و نشتی فرکانسی لازمه.
ولی برای شروع و حرکت و تغییر و رشد ساختن یک ویژگی شخصیتی لازمه.
اونم ویژگی ای که استاد گفتند: من از تجربه های جدید و ناشناخته ها با ذوق و شوق استقبال میکنم و مقاومتی ندارم.
اون مقاومت نشتی فرکانسی هست.
به نظرم رسید که من هم چقدر میتونم با ساختن این ویژگی در خودم جلو بیفتم، و وقتی اون نسخه ای از خودم رو که وارد ناشناخته ها میشه رو تصور میکنم چقدر احساس عزت نفس و قدرتمندی بهم دست میده.
باید روی ساختن این ویژگی کار کنم و به تعهدات ام اضافه اش کنم و اهمیت اش رو روی عزت نفس امروز درک کردم.
دختر خانواده:
سلام به استاد خوبم و خانم شایسته عزیز و دوستان
من هم مثل استاد حس میکنم توی طبیعت خیلی به خدا نزدیک تر هستم.
احساس میکنم همه چیز خیلی راحت اتفاق میافته.
ایجاد حس خوب تلاش کمتری میخواد، مثلا برای ایجاد حس سپاسگزاری من توی طبیعت یا نزدیک ترین حالت آدم به طبیعت، مثلا توی شمال حتی وقتی توی خونه و حیاط هستم، خیلی راحت تره.
چون موارد زیادی هست برای شکرگزاری و وقتی به قصد تمرکز به نکات مثبت و شکرگزاری میرم کنار پنجره یا توی حیاط، شروع به تمرکز که میکنم کم کم، انقدر زیبایی ها و موارد زیادی برای شکرگزاری به ذهنم میرسه که حتی وقت نمیکنم بنویسم شون.
اولین مورد شکرگزاری ام هم این هست که من از لحاظ فکری در جایگاهی باشم که ایجاد حس خوب برام راحت شده باشه. و از لحاظ فیزیکی هم جایی باشم که پر از فراوانی و نعمت و زیبایی هست.
قبلا هم از لحاظ فیزیکی به این زیبایی ها دسترسی داشتم ولی نمیتونستم ببینم شون و بین من و زیبایی ها فاصله فرکانسی زیادی بود ولی الان این فاصله دیگه نیست.
و فکر کردن به این نکته باعث میشه احساس امیدواری زیادی کنم و ذوق کنم و از خودم بپرسم دیگه چه زیبایی هایی روبروم بوده و تازه باید پیداشون کنم و ببینم شون؟
وقتی به قصد خودشناسی توی طبیعت هستم واقعا فکرکردن برام راحت میشه و عوامل مزاحم زیادی حذف و کمرنگ میشن.
و نظم رو میشه دید توی طبیعت.
قبلا فکر میکردم سازه های انسانی میتونن به آدم احساس بهتری بدن، و طبیعت حوصله سر بره!
بعدا فهمیدم این طرز فکر من دلیل اش در صلح نبودن من با خودم بوده.
وقتی با خودم در حد مناسبی به صلح رسیدم فهمیدم چقدر طبیعت زیباست و چقدر تنوع و فراوانی درش هست.
به خصوص نگاه کردن به آسمون رو خیلی دوست دارم چون هر لحظه در حال تغییره و میتونم ساعت ها آسمون رو تماشا کنم و فکر کنم بدون اینکه حوصله ام سر بره.
کلی هم عکس میندازم همیشه از آسمون و ابرها.
این که در طبیعت همه چیز سرجای خودش هست، و قانون و نظم وجود داره خیلی حس فوق العاده ای بهم میده و حس میکنم من هم در لحظه سرجای درست خودم هستم و خیلی چیزها محو میشن.
همه چیز به وضوح خیلی زنده هست و در همه چیز خدا هست.
خالص ترین لحظات روزهام زمانی هست که با طرز فکر درست در طبیعت هستم.🙏🏻
سلام و درود استاد عباس منش و همسر عزیزتون..تقریبا میتونم بگم با اختلاف خیلی زیاد از تمام اساتید موفقیت که حدود یک سال و نیمه دنبالشون کردم بالاترید استاد، خیلى حرفهاتون به دل میشینه چون بسیار خالص و صادقانه است فقط خیلى خلاصه میگم مساله اى که مدام ذهنم رو درگیر کرده. اینکه راحت یک بره رو که خودتون میگید باهاتون انس گرفته کشتید و خوردید برام قابل هضم نیست… لطفا من رو از این تضاد بیرون بیارید. خیلى دست انداز بدی شده برای ادامه دادن و پیگیری مباحثتون. من حتی ماهیگیری رو هم نمیتونم تحمل کنم.
سلام به شما استاد عزیزم
چقدر لذت میبرم وقتی فایل های شما رو میبینم خداروشکر که خداوند عزیزم منو هدایت کرد با سایت شما آشنا شدم من خیلی از حرفهای استاتید دیگر روشنیدم ولی حرفهای شما خیلی رساست خیلی آسون میگید همه چیو پیچیده اش نمی کنید امیدوارم همیشه شاد وسرحال و موفقتر ببینمتون ممنون بابت همه زحمتهاتون دوستون دارم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین و دوستان هم مدارم
من چند روزی هست که تصمیم گرفتم خیلی بیشتر روی خودم کار کنم و دیروز یک تعهد کتبی برای خودم نوشتم که هر روز به هر فایلی که هدایت بشم اونو گوش کنم و یادداشت برداری کنم و بعد کامنتش رو بنویسم و کامنت ها رو هم بخونم و دیروز نمیدونم چرا سایت اون صفحه مرا به سوی نشانه ام راهنمایی کن رو برام باز نکرد و من رفتم داخل گوشیم که بیشتر فایل های استاد رو دارم و پوشه بندی کردم نگاه کردم و پوشه مصاحبه با استاد برام چشمک زد و شروع کردم این قسمت رو گوش دادم.
دقیقا مطالبی که در این قسمت استاد توضیح دادن موضوعاتی هست که این دو سه روزه من همش بهش فکر میکردم و این دقیقا نشان دهنده قانون فرکانس هست : توحید و مهاجرت
همون طور که استاد گفتن مهمترین اصل همین اصل توحید هست. در زندگی افراد موفق فارغ از دین و مذهب اون ویژگی توحیدی بودن یعنی قدرت رو به عوامل بیرونی ندادن و قدرت رو دست خودشون نگه داشتن باعث شده که به موفقیت ها برسن و واقعا توحید سرعت موفقیت رو میتونه هزاران برابر بکنه.
در مورد انگیزه من بعضی مواقع برعکس شما بودم یعنی اگه کسی میگفت این کار نمیشه من هم نا امید میشدم مخصوصا وقتی که همسرم بگه و این یک پاشنه آشیل که من نباید بهش وابسته باشم ولی بعضی وقتا هم این طور نبوده مثل دوران مدرسه من همیشه جزو دانش آموزان ممتاز بودم و برام مهم نبود که این درس سخته یا آسون من همیشه تلاشم رو میکردم و نمره خوبی میگرفتم.
و این قسمت از حرفاتون قانون رو برام خیلی واضح کرد:
تکرار ورودی ها و دریافت و کانون توجه ای که هزاران هزار بار تکرار شده باور رو ایجاد میکنه و باور هم افکار و ایده ( این کلمه ایده بهم گفته شد نمیدونم درسته یا نه)رو ایجاد میکنه و که افکار هم باعث بوجود آمدن فرکانس میشه و در آخر این فرکانس هست که اتفاقات و شرایط زندگی ما رو رقم میزنه.
من برای اینکه بهتر درک کنم برای خودم قانون رو به صورت زیر نوشتم:
تکرار ورودی ها و دریافت و کانون توجه —–> باور ——-> افکار ——> فرکانس —–> اتفاقات و شرایط زندگی
به همین دلیل یک باور یک شبه تغییر نمیکنه و هیچ جادویی وجود نداره .
و این جمله خیلی برام بولد شد که:
تمام اتفاقات ما، بدون استثنا (با تاکید) بخاطر افکارمونه . افکارمون هم نتیجه باور های ماست.
امکان نداره امکان نداره اتفاقاتی وارد زندگی ما بشه که ربطی به باور های ما نداشته باشه.
و برای مهاجرت کردن اولا باید از همون جایی که هستیم لذت ببریم.
دوما خودمون رو لایق جاهای خوب و شرایط خوب بدونیم
سوما هیچ نگاه منفی به مهاجرت نداشته باشیم یعنی روی نکات مثبت تمرکز کنیم.
خواستم در اینجا برای خودم ردپا بزارم و انشالله روی تعهدی که دادم بمونم و فقط روی خودم کار کنم.
خدایا سپاسگزارم بخاطر این مکان مقدس و این سایت عالی و الهی
سلام خداوند به همه دوستان همفرکانسی عزیزم وسلام خداوند به استاد عزیزم که همواره در حال هدایت شدن به زیبایی های بیشتر هست چقدر استاد انسان توحیدی و سپاس گذار یه و همواره ظرف ایشان در حال بزرگ شدن برای دریافت نعمات بینهایت وفراوان خداونده که وقتی انسان مثل استاد در فرکانس سپاسگزاری قرار بگیره آماده دریافت بی نهایت نعمت میشه چون نعمت های خداوند فراوانه واین ظرف ما هست که کوچکه ولی وقتی که مثل استاد به نکات مثبت توجه کنیم مثل توجه به فراوانی درختا ماهی ها زیبایی آسمان جنگل ها وبابت وجودشون سپاس گزاری کنیم ما در مداری قرار میگیریم که فقط این نو اتفاقاتو تجربه میکنیم چقدر زیباست که استاد از هیچ نکته مثبتی گذر نمی کنه وبابت تکتکشون مثل هرس کردن چمنا توسط گوسفندان یا کود دادنشون بسیار سپاس گزاری میکنند
چقدر این دید گاه توحیدیو دوست دارم که استاد همیشه تا کید میکنند که فقط روی خداوند حساب کنیم واونو منشأ تمام نعمت ها و صاحب اختیار کل جهان ببینیم وروی هیچ عامل بیرونی حساب نکنیم و فقط وفقط به خداوند ایمان داشته باشیم استاد با مثال سپردن گوسفنداشون به خداوند اولا چقدر این موضوع رو خوب توضیح میدن که خداوند چقدر به ما نزدیکه که ما میتوانیم حتی ساده ترین کار هارو هم بهش بسپاریم و چقدر این مثالشون آیه اذا سالک عبادی را خوب توضیح میدهد که می گوید من نزدیکم واجابت میکنم درخواست کسی که به من ایمان آورده باشد استاد چقدر این آیه رو در عمل عالی اجرا کردن وباز چقدر خوب این موضوع رو توضیح دادن که خداوند همواره در حال هدایت ماست و خیر وشرمان را به ما الهام میکند که این مثال استاد مفهوم آیه فالهمها فجورها وتقواها را تکمیل میکند که خداوند مارا در مسیر مداری که هستیم و خواسته های که داریم هدایت میکند واقعا این سیستم چقدر خوب عمل میکند که ذره ای اشتباه نمیکند ومارو در همون فرکانسی که هستیم هدایت میکند و انشا الله که ما همگی در مسیر توحید قرار بگیریم و بیشتر به خداوند به این سیستم اعتماد کنیم و نتیجه اعتماد به الله سعادت دنیا و آخرت هست
به نام الله مهربان
سلام دوستان
نمیدونم چند باره دارم این فایل ارزشمن رو گوش میدم اما برای اولین بار بود فهمیدم کار کردن روی توحید و باور های توحید میتونه سرعت موفقیت رو چند برابر کنه و البته به لطف ودش و ساخت باور های ارزشمند توحیدی برای من میبینم که اتفاق افتاده
چرا میتونه ساخت باور های توحیدی و خداوند رو منشا خیر و خوشی و سلامتی و ثروت دونستن میتونه این روند رو کهکشانی افزایش بده
کاش استاد و خانم شایسته عزیز به جای چند برابر کردن مینوشتن میتونه ثرعت موفقیت رو به سرعت نور برسونه
من روزی که شروع کردم و با استاد اشنا شدم ی فرد بدهکار بودم که ی گوشی ساده و ی لب تاب و ی مغازه نسبتا خالی داشت و پذیرفته بود که دیگه درامدش همینه و پذیرفته بود که دیگه باید با این روند ادامه داد و زندگی رو سپری کرد
ولی با ورود به سایت و اون بحث هدایتی که ودش کلی میتونه به ایمانم اضافه کنه که این نیروی هدایتگر که تورو توی بهترین زمان ممکن به بهترین جای ممکن هدایت کرد و تو گوش کردی به حرفش میتونه به بینهایت ثروت نعمت ارامش سلامتی ارتباطات خوب برسونه
توکل کردم به خودش با احساس خوب شروع کردم و گفتم میشه خودت کمکم کن و وقتی ادامه دادم دیدم بابا همه جنسای مغازه به جای اینکه وقتی میفروشمشون کم بشن هی دارن اضافه میشن و هی داره از بدهی ها کمتر میشه و هی احساسم بهتر میشه اشک شوق میریختم و الان میبینم که این اجرای توحید و این حرف چقدر صحت داره
اون موقع شاید سرمایه من پونصد شیصد ملیون بود اما الان به نزدیک پنج شیش میلیارد رسیده و هی این روند داره بابلاتر میره به کمک الله مهربان
و شایذ خیلیا باشن الان بگن چطور میشه باباش بهش پول داده یا نمیدونم فلان کار رو میکنه
راستش اینه که اونا راست میگن من بابام بهم پول داده اما نه اون بابایی که اونا فکر میکنن بلکه بابایی که خودم میدونم کیه
اره اون خدایی که منو از هیچ خلق کرد اون خدایی که منو هدایت کرد به مسیری که بدهی نداشته باشم همه چیم نقد باشه همه چی رو به روال باشه و با توکل بهش این بیزینسم رو توری گسترش بدم که همه کله گنده های بازار و تولید کننده های موفق توی زمینه شغلی خودم منو بشناسن و وقتی باهاشون حرف میزنم حاضرن همه جوره باهام راه بیان بهم جنس بدن ولی من میگم نه من نقد میخرم وقتی اماده همکاری شدم و پول رو واریز کردم اون وقت همکاری ما ادامه پیدا میکنه و با هم کار میکنیم
طرف رو من دوسال پیش من ازش ی خرید کرده بودم زنگ زدم برای تعویض ی مقدار جنس میگفت من امار تو رو گرفتم میخوای پخش این جنس رو توی اون استان به تو بدم منی که اعتبار ی پیچ نداشتم اونقدر که باورام ایراد داشت حاظر بود هر جوری که شده باهام راه بیاد ولی گفتم الان خوب برای پیز دیگه ای زنگ زدم بعدا اگه خواستم کار کنم باهاتون نقدی کار میکنم
یا پدر من چند تا زمین کشاورزی داره که برنج میکاره توش به همه بچه ها برنج میده هر سال امسال گفت برنج ببر گفتم حاجی مرسی که اوردی به فکرم بودی ولی وقتی میبرم که پولشو داده باشم پولشو پرداخت کردم میام میبرم
با این باور ها با این با این ذهنیت با قدرت دادن فقط به یک نیروی واحد نه تنها سرعت رسیدن به واسته هام هر روز بیشتر میشه بلکه خیلی ها هم با استناد به موفقیت های من دارن زندگیشون رو رو به بالا رو به سلامتی وثروت طی میکنن
و اینها شاید کوچکترین مثال های باشه برای خودم که یاد اور باشم توحید موفقیتت رو سرعتش رو کهکشانی کرده و میکنه روش کار کن
امیدوارم دوستانم هر کجا هستند در پناه الله یکتا شاد ارام خوشحال خوشبخت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشن