مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه













به نام خداوند هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار
من دانشجوی نتیجه گرفته پروژه خانه تکانی ذهن هستم
من درک کردم که تمرکز روزانه روی اصل چقدر مهم و حیاتیه ، اینکه کار کردن روی خودم بالاترین الویته و هیچ کاری مهم تر از این نیست ، هیچ کاری به اندازه خالص کردن فرکانس هام نمیتونه در بهبود نتایجم و از همه مهمتر حس خوبم تاثیر گذار باشه
میخوام قبل از شروع پروژه جدید از نتایجم از پروژه قبلی بگم که یه یادآوری بشه برای خودم
قبل از شروع پروژه خانه تکانی ذهن خیلی نگران بودم… میخواستم به خواسته ای که یکسال براش زمان میذاشتم برسم…درآمد دلاری از شغلی که بهش علاقه پیدا کرده بودم…درآمد دلاری از یوتیوب
نتیجه پروژه خانه تکانی ذهن برای من به درامد رسیدن دو کانال یوتیوبی شد…اونم در مدت زمان کوتاهی…2 تا کانال که زیر یک ماه نه تنها شرایط درامد زایی یوتیوب رو بدست آوردن که چندین برابر اون رو بدست آوردن
برای اینکه کانالی توی یوتیوب واجد شرایط کسب درامد بشه تا یوتیوب بررسی اش کنه و اگه مورد تاییدش بود بهش درامد بده 1000 نفر عضو و 4000 ساعت واچ تایمه
الان که مدت کوتاهی از پروژه خانه تکانی ذهن گذشته یکی از کانال های من نزدیک به 10هزار نفر عضو و 45هزار ساعت واچ تایم دارم و از کانال هام مبلغ زیادی به دلار درامد داشتم
کارها خیلی راحت انجام شد…من تمرکزم روی کارکردن روی خودم و رشد خودم بود نه اینکه چطور کسب و کارم رو رشد بدم خداروشکر کلی نتایج بی نظیر داشتم
چیزی که من رو آماده میکنه برای پروژه مهاجرت به مدار بالاتر گرایش وجودیم به رفتن به مدار بالاتره
من به نتایجی رسیدم در اون مدت که شاید از نظر خیلی از صاحبان نظر در حوزه شبکه های مجازی ممکن نباشه در طول 25 روز از 30 عضو برسم به 4هزار و خورده ای عضو…اینکه یک ادمی خودش بیاد و منو پیدا کنه و از من بخواد که درامد من رو برام توی ایران نقد کنه دغدغه ای که خیلی ها ماها در گیرشن
من نتیجه خیلی خوبی رو گرفتم البته تکاملش رو هم طی کرده بودم اما….چیزی که من رو تشنه رفتن به مدار های بالاتر میکنه رسیدن به یک نقطه خاص نیس…چرا که بعد از یه مدتی این حجم از دستاورد ها برای من عادی شد…رسیدن به هدف بمن احساس شادی و رضایت پایداری نمیده بلکه من به وضوح حس کردم که کارکردن روی خودم برای رشد ظرف وجودیم و درک بیشتر قوانین و حرکت کردنه که بمن احساس رضایت و خوشبختی پایداری میده…
من با تمرکز بی چون و چرای هر روزه روی بهبود و فایل های استاد کانون توجهم رو خالص میکنم ، افکارم رو حول محور فایل ها قرار میدم و باورهام رو تقویت میکنم و باعث ایجاد فرکانس های قدرتمندتری میشم ، فرکانس های من مثل پژواک صدای من توی کوه میمونه ، نتایج من در حد و اندازه فرکانس های منه و فرکانس های من هم افکاری هستن که بیشتر تکرار میشن که همون باور های من هستن…چه افکاری بیشتر در ذهنم تکرار میشن ؟ افکاری که ورودی بیشتری ازشون داشته باشم
شده که مثلا یه سریال طولانی رو توی یه مدت زمان کوتاهی نشستیم و دیدیم…ساعت ها…قسمت به قسمت…بیشترین ورودی ما قسمت های اون سریال بوده…بعد شده که وقتی خوابیدیم خواب اون سریال رو دیدیم …وقتی رفتیم دوش بگیریم یا کار دیگه ای انجام بدیم ناخوداگاه ذهنمون میره توی دنیای اون سریال و اتفاقاتش…این همون قدرت ورودی هاست…وقتی در مورد موضوعی ورودی زیادی دریافت میکنیم افکارمون و گفتگو های ذهنیمون بیشتر حول همون موضوع شکل میگیره…این افکار یه فرکانس ثابتی رو ارسال میکنن…فرکانسی از جنس اشتراک همه ی اون افکار تکرار شده…نقطه مشترکی در همه اون افکار که برای ذهنمون منطقی شده…باور…این باور هر چقدر زورش زیاد باشه مثل قدرت همون صدایی میمونه که به کوه تحویل میدیم هرچقدر قویتر باشه پژواک صدای خودمون هم به همون مقدار بلندتر و قویتره…
این قانون رسیدن من به خواسته هامه
هر چیزی در این این جهان از قوانین خاصی پیروی میکنه… خداوند یه سیستمه که طبق قوانین ثابتی هر چیزی رو مدیریت میکنه…
در کهکشان همه چیز بر طبق قوانین جاذبه و قوانین دیگه خیلی دقیق کار میکنه … مهم نیس چقدر مقیاس کوچیک یا بزرگه…همه چیز طبق قانونمندی خداوند عمل میکنه
من همیشه مثال ها و منطق های استاد رو تحسین میکنم…مثل قوانین ریاضی که استاد گفتن…وقتی قوانین مشتق و انتگرال رو درک کنی مهم نیس اعداد چقدر کوچیک یا بزرگ باشن هر مساله ریاضی که از قوانین مشتق پیروی کنن قابل حلن
من الان بهتر مدار هارو درک میکنم
هیچ عجله ای نیاز نیست هیچ عبارت تاکییدی خاصی هم نمیخواد هیچ هزار بار نوشتن هدف و نگاه کردن دریم بوردی هم نمیخواد
نه که اینها نمیتونه مفید باشه بحث سر اصل کارکرد قانونه
من وقتی ورودی هایی مثل پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو به خودم میدم…روی گفته ها تمرکز میکنم …میام کامنت میخونم…توی دفترم حرف های استاد رو برای خودم و اهدافم شخصی سازی میکنم….وقتی به تجربیاتم نگاه میکنم … وقتی سعی میکنم درک کنم و میام کامنت میذارم…با همه ی این کار ها به افکارم خوراک میدم در جهت رشدم…وقتی هر روز این کار تکرار میشه کم کم ایده هایی برای استفاده از همین صحبت ها بهم داده میشه …فرکانس ها قدرتمندتر و قدرتمند تر میشن……تا وارد مدار جدید میشم
حالا توی مدار جدید خیلی از خواسته های من وجود داره… برای من به راحتی رخ میدن در واقع من باهاشون برخورد میکنم …چون من در مدار دریافت اون خواسته ها هستم…
برای من که خیلی پیش اومده وقتی وارد مدار جدیدی شدم به خواسته هایی رسیدم که شاید جایی حتی ننوشته بودم میخوامشون
خداوند به بطن خواسته های ما اگاهه ما بایک خداوندی طرف هستیم که درون ماست و فرکانس خواسته های ما رو دریافت میکنه نه افعال جملات ما رو
مثلا من یه مدل خاصی از ماشین رو تجسم میکنم….وقتی روی خودم کار میکنم….(که این تنها راهشه هیچ معجزه و جادویی در این جهان وجود نداشته و نخواهد داشت)… وارد مدار جدیدی میشم که علت خواسته من برای اون ماشین توی اون مدار وجود داره ممکنه دقیق خود اون مدل ماشین نباشه….مثلا: من اون مدل ماشین رو انتخاب میکنم چون راحتیش و بزرگیش برام مهمه …خداوند ماشینی رو بمن میده که راحت و بزرگ باشه…کم پیش میاد که دقیقا خواسته ما دقیقا همونی باشه که نوشتیمش خواسته ما در واقع از یه نقطه ای که احساس رضایت به ما میده نشات میگیره خداوند به اون پاسخ میده
استاد من بهتر الان درک میکنم صحبت های شما رو درجلسه اول دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها وفایل های مشابه اش رو
رسیدن به خواسته ها باعث احساس رضایت من نمیشه و نشد
احساس رضایت و احساس خوب من در مسیر رشده که برای من پایداره
احساس بزرگ شدن ظرفم و فکر کردن به امکان پذیری خواسته های بزرگتره که برای من تجربه لذیذتریه تا رسیدن به یک نقطه خاص
– ریشه درک نکردن قانون تکامل بنظرم از چند چیز میتونه باشه
( من هم یاد گرفتم مثل شما و خانم شایسته با تقسیم بندی کردن و پرسیدن افکارم رو دسته بندی کنم تا به یک استدلال درست ومنطقی ختم بشه)
1: ما دوست نداریم مسولیت زندگی خودمون رو بپذیریم… دلمون میخواد همین ادمی که هستیم باشیم ولی خدا رئوف باشه…خدا معجزه گر باشه…دری به تخته ای بخوره…یه وردی یه جادویی باشه…انقدر دنبال راه حل های معجزه وار رفتیم که باورمون نمیشه میشه خیلی ساده هم به همه چیز رسید ….ساده توی ذهن ما اینجوری تعریف میشه : ما کاری نکنیم یه جمله تاکیدی خاص یه کاری بکنه … خدا یه لطفی بیش از لیاقت ما بهمون بکنه…دولت بهمون حال بده…یه موزیک یا فایل نمیدونم چی چی بیاد ذهنیت ما رو عوض کنه….دوست داریم جهانمون عوض بشه بدون اینکه خودمون عوض بشیم
خدا جهان رو مسخر ما کرده یعنی ابزار رو بما داده قانون رو بهمون داده شرایط رو محیا کرده…برداشت ما اینه از باور ساختن که چارچوب هایی رو بشکنیم و اراده کنیم یهویی به همه چی برسیم
یاد جمله شما میوفتم استاد توی قدم اول دوره 12 قدم جلسه سوم…که میگید ثروت بی انتهاست اما به کسانی داده میشه که لیاقتش رو کسب کردن…اگه ثروت بیشتری وارد زندگیت نمیشه به خاطر اینه که تو لیاقتش رو هنوز کسب نکردی
2: مقایسه و ریشه اون اهمیت نظر دیگران
ما میخوایم عجله کنیم که از بقیه جلو بزنیم…ما نمیخوایم تکاملون رو طی کنیم چون حس میکنیم موفقیت دیگران اونا رو با ارزش نشون نمیده ما رو بی ارزش نشون میده…میخوایم یه جایگاهی داشته باشیم برای موعظه کردن…میخوایم بگیم از پسش براومدیم و از خیلی های دیگه جلوتریم…نمیخوایم تکاملون رو طی کنیم برای اینکه خودمون مقایسه میکنیم با دیگری و میخوایم همین الان به خواسته هامون برسیم تا عقب نمونیم…. در واقع اگه خودمون رو در یک جزیره تنها تصور کنیم خیلی از خواسته هامون اصلا محو میشن
3: باور کمبود
نمیخوایم تکاملمون رو طی کنیم چون فکر میکنیم تکامل طی کردن به معنی طی کردن زمانه در صورتیکه طی کردن تکامل به معنی راحت شدن با نتایج الانمونه…وقتی که نتایجمون برامون طبیعی و بدیهی بشه و ظرفمون برای خواسته های کمی بزرگتر اماده بشه…نمیخوایم تکاملمون رو طی کنیم چون باور کمبود به ما میگه چه فایده اگه فلان موقع بهش برسم…درصورتیکه جهان روز به روز در حال رشده و همه چیز هر روز داره بهتر میشه… بطور مثال قطعا کسی که 10 سال آینده ثروتمند باشه کیفیت زندگیش هزاران برابر بیشتر از ثروتمند 10 سال پیشه
4:نگاه بزرگتر به زندگی
وقتی من به شخصه در حال طی کردن تکاملم در مورد مسائل مالی هستم…از وقتی درک کردم که باید مولد ثروت باشم یعنی چی؟!بیشتر و بهتر و راحتتر دارم ثروت میسازم تا وقتی که دنبال این بودم که ثروت بسازم تا فلان چیزو بخرم
وقتی تکاملم رو طی کردم به این گفته شما رسیدم که با رسیدن به خواسته ها به احساس خوب نمیرسم با احساس خوبه که به خواسته ها میرسم
و احساس خوب پایدار هم با تغییر باور ها و کارکردن دائمی روی خودمه که بوجود میاد
خداوند رو سپاسگذارم که فرصت این رو بمن داد که در این پروژه ارزشمند حضور داشته باشم تا به مدار بالاتر برم تا بفهمم کار مهم چیه…تا قلب و روحم در مسیر درست خودش باشه در مسیر علت اصلی خلقتش
سپاسگذارم استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار بسیار قدردان زحمات شما برای پروژه های زندگی سازتون هستم
بعد از 2 دقیقه که این فایل رو شروع کردم خداوند پول هم به حسابم واریز کرد برای ثبت رد پای خودش من هم گفتم بیام و رد پای خودم رو هم بگذارم
شاد و تندرست باشید
سلام به شما دوست عزیز چه کامنت قوی چه درک بالایی چقدر من تحت تاثیر کامنت شما قرار گرفتم
بهت افتخارمیکنم
میدونی چیه کامنت برام جذاب تر شد این که من قبل این فایل زده بودم رو نشانه ام واین جمله که( با رسیدن به هدف به احساس خوب نمیرسیم بااحساس خوبه که به هدف میرسم) ونوشته بودمش داخل نوت گوشی الان تو کامنت شماهم برام تکرار شد چون سردر گم شده بودم درمورد هدفام و به قول شما فهمیدم کار مهم چیه خدایا شکرت عاشق پیغام هاتم
سلام من که واقعا لذت برم وخداراشاکرهستم که چنین کامنت زیبا وپرباری رو خواندم
انشالله که همیشه به این زیبایی بدرخشی
واقعا به قدری رسا وواضح قوانین رو توضیح دادید که من از خواندنش لذت بردم واین باوردروجود من ایجاد شد که مسیری که درآمد قدم گذاشتم درسته وهروز خداوند نشانه هایی سر راه من قرامی دهد تا اصل را ازفرع تشخیص بدهم وبدانم همه چیز حس خوب ودیدن زیبایی ها وسپاسگزاری هست تشکرویژه دارم از شما که باعث قوی ترشدن این باور درذهنم شدید
بنام خالق جهان
سلام به شما دوست عزیز
آقا محمد
تشکر میکنم ازشما بابت کامنت زیباتون واقعا عالی بود
بی نهایت تحسینتون میکنم بابت درکتون ازقانون وخیلی مفید و کاربردی توضیح دادین
وقتی که به کامنت شما رسیدم یه هورا کشیدم وصورتتون رو بوسیدم چن بار گفتم اره خودشه
پارسال نزدیک همین موقها بود برج چهار یه کامنتی من ازشما خوندنم نمیدونم کامنتتو توکدوم فایل هاگذاشته بودی یادم رفته اما یه موضوعش درباره خداوند نوشتی
باشعر
کلا میخندیدم واشک میرختم چندین ساعت وبوستون میکردم که اینقدر قلمتون زیباست
سپاسگزارم ازشما ودوستتون دارم شدیدا
به نام خداوند مهربانم
سلام به حسین جان عزیزم
خدارو شکر میکنم برای کامنت شما
کامنت شما حسین جان بوسه ی خداوند بود برای من
چندروزی هست که دلم میخواد کامنت بذارم اما نمیدونستم کجا جای درستش هست
من در حال حاضر دانشجوی دوره هم جهت با جریان خداوند هستم
خدارو شکر میکنم برای عشقی که نسبت بمن داره
وقتی امروز صبح نوتیف کامنت شما از طریق سایت برام اومد در مسیر رفتن به ازمایشگاه بودم برای گرفتن چکاپ شروع دوره قانون سلامتی
خداوند لطفش بمن عظیمه سپاسگذارم از شما و دوستانی که کامنت گذاشتن و در واقع روح جست وجو گر خودشون رو تحسین کردن، کلمه ای از اون کامنت اعتبارش متعلق بمن نیست چرا که با خوندن دوباره اش به واسطه کامنت شما متوجه شدم که خداوند اگر قلم من رو در دست میگیره و بر کلام من جاری میشه خوشحال باشم به داشتن خدایی که حی هست همیشه در تمام لحظاتم
پیام خداوند برای من این بود که خوشنود باشم به فضلش و این عنایت رو فقط از جانب خودش بدونم
هر زیبایی که دیدم به خودم بگیرم، اگه توی خیابون شخصی پشت تلفن به کسی ابراز علاقه میکنه و من میشنوم اون ابراز علاقه خداونده که داره نثار من میشه،اگر فردی با روی خندان پذیرای من میشه اون خنده رو مظهری از رضایت و خوشنودی خداوند از خودم بدونم. اگه خداوند به بی نهایت طریق داره روزی من رو میرسونه پس به بی نهایت طریق داره عشقش رو هم به من میرسونه جوری که برای ذهن پر مقاومت اما پذیرای عشق خداوندی من هم قابل درک باشه.اگه من باور کنم که خداوند حی و حاضره در تمام لحظاتم
این کامنت رو دلی و با هدایت خداوند میذارم…سپاسگذارم از تو حسین عزیز بابت توجه قشنگت که باعث شد یه فضایی بازشه برای این کامنت
خداوندا شکرت
دیشب که شروع به شکر گذاری کردم شعری توی سرم تکرار میشد
“ابر و باد و مه خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری”
خدایا سپاسگذار تو هستیم بابت همزمانی هایی که رخ میده (و همه از جانب توعه، تویی که برگی بدون اذنت بر زمین نمی افته) تا نعمتی رو بمن بدی
خدایا سپاسگذار تو هستم بابت مسیری که طی شد فقط از تاریخ این کامنت تا به امروز
از مهاجرتم به یه شهر زیبا، از شغلی که بمن ازادی زمانی داده که هرچقدر که بخوام فایل گوش کنم از شغلی که درامد دلاری داره و دوستانی زمان میذارن تا گسترشش بدن و من حتی سوزنی هم برنمیدارم و همه اش هدایت خداونده ، از ترک یکباره سیگار تا شروع قانون سلامتی از خرید راحت دوره ها و کلی امکانات
خدایا اگر سپاسگذاری از تو طبق قوانین عادلانه و عاشقانه ات منجر به فراوانی و نعمت بیشتر نمیشد باز هم ترجیح میدادم زمانم رو به شکرگذاری سپری کنم و دفتر هایم رو با نوشتن نعمت هایم و فضل تو پر کنم تا نوشتن از خواسته هایی که ندارم
خداوندا عشق تو و درک حضور تو در تمام لحظاتم بالاترین لذتی است که تجربه کردم
عشقی بالاتر از عشق مادرم و شیرین تر از عشق به هر انسانی
نشانه هایی که به وضوح بازتاب تصویر تو هستند ومن با همین گوش و چشم زمینی محدود توان دیدن وشنیدن تو را درقالب تصویر و کلمات داشتم و دارم
خدایا شکرت
خواستن تو از سر حساب و کتاب ذهن منطقی من نیست؛ چون میدانم اگر به دنبال درک حقیقت و درک حضورت باشم و فی الواقع نه توهم و شعار به وضوح حضورت را از رگ گردنم نزدیک تر حس کنم تو همه چیز را بمن میدهی و نیازی به نوشتن ها و تکرار ها نیست
من تو را انتخاب میکنم نه برای 1 تیر و 2 نشان
نه برای هم خدا و هم خرما
که این هم هیچ منافاتی با فضل تو ندارد و اصلا اساس مهربانی توست چون اساس خدایی تو بر پادشاهی نیست بر بنده پروری است بر وهابیت است
خدایا من تورا انتخاب میکنم فقط برای خودت
برای احساس ارامشی که غنی تر از هر نعمتی است برای احساس خودخواهی ارزشمند وشیرینی که در درونم خلق کردی، که اگر خواسته های من شیرین است پس خالق و مالک خواسته های من چه گوهری است
خدایا حالا که درک حضور و عشق تو شیرین تر از رسیدن به هر خواسته ایه اگر تنها با یاد تو دلم ارام میگیره نه رسیدن به مقصدی خاص اگه ارامش پایدار و عشق در لحظه به لحظه زندگیم توی یکی شدن باتوعه اگه یه کلام همه چیز باهم خود تویی ، پس چرا خودمو محدود کنم چرا وقتمو برای هر غیر مهمی هدر بدم
چرا بدوم و با رسیدن به یسری خواسته ها تازه اگه زرنگ و شکرگذار باشم به بخشندگی تو به عشق تو پی ببرم؟
چرا همین الان فقط شکرگذار داشته هام نباشم داشته هایی که روزی (که همیشه درهر مرحله ای فراموشش خواهم کرد) آرزوی من بودن.
همیشه در رویاهام میبینم روز هایی رو که نعمات خداوند انقدر زیاد و بزرگ هستن که چشمان من گرم اشک شوق میشن ، سینه من از شادی هق هق میکنه و از سر شوق فقط سجده میکنم و شکرگذاری میکنم…آیا همین الان من اونقدری نعمت ندارم که به این شکل شکر گذار خداوند باشم؟
“این جمله استاد : شکرگذاری نزدیکترین فرکانس به فرکانس خداونده” و یونس 57 :”ای مردم اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و درمانی برای آنچه در سینه هاست درمانی برای دلهای شما و هدایت و رحمتی است برای مومنان : بگو به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند که این از تمام انچه گردآوری کرده اند بهتر است…”
راه رسیدن به خداوند و به همه چیز اینه که سپاسگذار فضل خداوند باشم…
خدایا بمن باوری بده که در هرلحظه هر فکری ، هر منظره ای ، هر پیام و الهامی پیغام تو برای من است و من با قلبی اکنده از عشق با گونه ای همیشه سرخ از شعف بگویم : هذا من فضل ربی و چاره ای جز سجده نداشته باشم تا تسکین اشک شوق من باشد
آمین
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم
1 . بنده 24 ساله و معلول جسمی – حرکتی هستم . بیماری های دیستروفی و میوپاتی دارم که هر دو بیماری ژنتیکی و از نظر علم پزشکی غیرقابل درمان است . بیماری هایم پیشرونده است و روز به روز شدتش بیشتر میشود . فایل تسلط ذهن بر جسم و کتابهای بسیاری در مورد شفا بارها و بارها مطالعه کرده ام ( از دیپاک چوپرا و کاترین پاندر وخوزه سیلوا و … ) اما هنوز نتونستم باور مناسب بسازم که بتوانم حتی اندکی بر بیماری غلبه و سلامتی خلق کنم . ممنون میشم در صورت امکان راهنمایی بفرمایید .
2 . من فارغ التحصیل رشته حسابداری هستم و به بازارهای مالی ( بورس و فارکس ) به شدت علاقه مندم به طوری که نزدیک یک سال است که هر روز بیشتر از 10 ساعت صرف آموزش و مطالعه و تمرین در این زمینه میکنم و با کمک خداوند به مهارت و توانایی و اعتماد به نفس خیلی خوبی در این زمینه رسیدم . ولی متاسفانه سرمایه ای برای این کار ندارم و با وجود معلولیت و پس از گذشت یک سال نتونستم کاری پیدا کنم و خانواده هم توانایی کمک کردن به من ندارند . ممنون میشم نظرتونو بفرمایید .
سپاس فراوان
باسلام خدمت استاد عباس منش عزیز
سپاس گزارم که نظر من رو می خونید استاد…
اول از همه تشکر میکنم بابت محصولات خوبتون و سال های زیادی که در کنار ما بودید و تجربه سالیان سال مطالعه و آزمون خطای باورهاتون رو در اختیار ما گشودید.شما بزرگترین قانون موفقیت در این زندگی مادی رو به ما نشون دادید.قانون آفرینش،یعنی همون قانون باور.قانون فکر،باور،و سپس واقعیت مادی.
شما در محصولاتتون تقریبا اغلب این سوالاتی که برای ما میتونه وجود داشته باشه رو دادید.من اعضای قدیمی سایت هستم و تقریبا خیلی از محصولات سایت و تقریبا همه فایل های رایگان از همون زمان که میشناختمتون تا به الان دیدم.
یک موردی که احساس ضعف کردم و میخوام بپرسم و ازتون خواهش میکنم که در این فایل که برای مصاحبه ضبط میکنید راجع بهش صحبت کنید و بهش اشاره کنید این هستش که من در مورد همون تمرکز که در مجموعه عزت نفس فرمودید بر روی یک کار تمرکز کنید ،حس کردم مشکل دارم و فهمیدم که وقتی میخوام روی یک کار تمرکز کنم به فکر انجام کار های دیگه در آینده هستم.یعنی ذهنم زیاد روی آینده بود تا زمان حال.و شاید به نوعی لذت بودن در لحظه حال رو نمیفهمیدم.همونطور که در جلسه اول دستیابی عملی کلی توضیح دادید که باید از لحظه حالتون لذت ببرید تا به بقیه خواسته هاتون در آینده برسید.
ببینید من می دونم که شما در آموزشاتون چرا سراغ باور رفتید و چرا در مورد موارد دیگه یا حاشیه ها هیچوقت صحبت نمی کنید.چون قانون باور کاملا عملی و practical هستش و زود نتیجه میده.و علت این که کتاب ها رو از سایت حذف کردید شاید همین باشه.که البته کتاب راهنمای درون هم گویای همین قانون بود.
اما یه چیزی که حس کردم که شما خودتون بهش رسیدید و در فایل ها شاید زیاد راجع بهش صحبت نمیکنید،(نمیدونم شاید هم من اشتباه میکنم)،از شما میخوام راجع بهش صحبت کنید در این فایل،این هست که شما خودتون چگونگی بودن در لحظه حال رو یاد گرفتید و لذت بردن از اون رو یادگرفتید.ولی این که چجوری بهش رسیدید رو خیلی توضیح ندادید.در مورد این که چجوری تسلیم لحظه حال باشیم ندیدم خیلی توضیحی بدید.یعنی یادمه در دوره پیشرفته قانون آفرینش یه اشاره ای کردید اما بازش نکردید.نمیدونم شما با روش های مراقبه و بی ذهنی یا فکر نکردن و مشاهده بدون قضاوت و این چیزا بهش رسیدید یا نه (که البته میدونم هیچوقت دوست نداشتید راجع به این بی ذهنی و ورای فکر و این چیزا صحبت کنید) اما من مدتی بود که که متوجه مشکلی در خودم شده بودم که حس میکردم کمتر بودن در لحظه حال رو تجربه میکنم و عمق حضورم در این لحظه کم شده،از لحظه حال کمتر استفاده و لذت میبرم و زمانی که باید در لحظه حال باشم به آینده و برنامه های آیندم فکر میکنم.باوجود این که من خیلی محدود و کم کتاب میخونم و سعی میکنم اگر کتابی میخونم یا خوتون قبلا معرفیش کرده باشید یا این که اون کتاب حرفای شما رو تایید کنه،حدود دو سال پیش با یه کتابی آشنا شدم که اسمش بود نیروی حال از اکهارت توله.(نمیدون.م این کتاب رو خوندید یا اسمش رو شنیدید؟)خب اون موقع من فکر کردم فقط یه کتاب روانشناسی موفقت سادست.اما چند وقت پیش که خیلی تو این فکر بودم که چجوری بتونم افسار افکارم رو در دست داشته باشم و به self control یا تقوای بیشتری برسم (چون خیلی اوقات احساسات و اعمالم هم از دستم خارج میشد.)،در یه اتفاق،دوباره به این کتاب برخوردم.اما این بار کاملا متفاوت بود.من مطمئن هستم که من اون کتاب رو جذبش کردم و اتفاقی نبود.چند صفحه از کتاب که خوندم متوجه شدم یه کتاب معمولی نیست، از دسته کتاب هایی نیست که حاصل تجزیه و تحلیل طرف باشه بلکه از یک سطح بالاتر به شخص الهام شده،مثل کتاب راهنمای درون یا گفتگو با خدا،یا کتاب رویا هایی که رویا نیستند .خب در این کتاب با یه قانون مواجه شدم که مسلما قانون باور و جذب رو نفی نمیکنه و قانون فکر و باور و احساسات زیر مجموعش میشه.و میشه گفت با اشعار مولوی و سهراب سپهری و این ها هم خیلی هماهنگی داره. خب احتمالا میدونید که در ارتباط با لحظه حال ،تسلیم لحظه حال بودن ،بی فکری و پذیرش لحظه حال بدون قضاوت و فکر و همچنین مشاهده اشیا و انسان ها بدون فکر و البته جابجایی بین فکر و بی فکری مداوم صحبت شده.این که انسان وقتی درگیر فکر و معتاد به فکر میشه اون ارتباطش با اون هوشیاری بی فرم و شکل که خدا باشه قطع میشه و نفس و ذهن مالک انسان میشه به جای این که انسان مالک اون ها باشه.یعنی در واقع ذهن و فکر و باور در این کتاب نیروی حال و سخنان مولانا نفی نمیشه،اما رفتن به ورای فکر و ورود به وادی بی فکری (حالا با هر روش و تمرینی میخواد مراقبه باشه،یا انجام کارهای روزمره با حضور ذهن یا ….) یک امر واحب برای بشر کنونی تلقی شده چون ورود به این وادی و تسلیم لحظه حال بودن و عشق بی چون چرا از نظر این نویسنده نتایج و خروجی هایی داره که اون خروجی ها این ها هستن:(البته یاد آور میشم که شما در محصولات متفاوت در مورد عشق بی قید و شرط و تسلیم بودن صحبت کردید.)
نتایجش خب این ها هستش که :1ـ کنترل بر نفست خواهی داشت و به تبع اون کنترل بر افکار و احساسات که خب طبق قانون باور ما رو به همون سرانجام باور و تاثیر باور ها در زندگی میرسونه 2ـ خلاقیت و فکر جدید در همین خلا و بی فکری به ذهن انسان ورود پیدا میکنه 3ـ عمق افکار و باورهات بیشتر میشه ،چون با فرکانس بیشتری در زمان فکر کردن در مورد یک خواسته میفرستی(به قول معروف تبرت رو تیز تر مینی) 4ـ در همه احوال احساس خوبی داری و احساست وابسته به شرایط نیست مثل خوتون که در زمانی که در بندر عباس بودید بازهم احساستون مثبت بود،البته در اینجا به خاطر این نیست که چون باور و ایمان داری به خواسته هات میرسی احساست مثبت باشه،اینجا در واقع به خاطر اتصال با اون بی ذهنی و هستی همیشگی و بی فرم و شکل شخص در هر حال تسلیم اون لحظه حال هستش و در عین حال برای رسیدن به خواسته هاش باید باور های جدید رو هم بسازه.5ـ و آخری این هست که در پس از رسیدن به این مرحله هدف از زندگی رو شخص میفهمه(که زندگی به دنبال هدفی نیست بلکه خودش هدفه،که البته خودتون هم قبلا اشاره کردید.)6ـ و در نهایت اون ارتباط با راهنمای درونت فعال میشه و ذکر شده در این کتاب که اگر انسان ها به این مرحله برسن به این جنگ و تخریب طبیعت و … که الان در کرده زمین هست دست نمیزدن.
خب یکی این که میخواستم نظرتون رو استاد راجع به این تمرین بی ذهنی و ورود به این وادی بدونم(البته میدونم که شما علاقه ای ندارین در مورد موضوعی خارج از قانون باور صحبت کنید،اما اگر این رو فکر میکنید که این لزوم وجود داره برای من و به من کمک میکنه ممنون میشم دربارش صحبت کنید)
دوم این که میخوام بدونم که در زمانی که شخص میخواد در لحظه باشه و کارش رو انجام بده که خب فکری نمیمونه.پس کی باید باور سازی کنه و کی باید تجسم کنه.
سوم این که خب شما برای این که افکار منفی به ذهن خطور نکنه ،میگید در مورد خواسته هات صحبت کن و حرف بزن یا حواست رو به چیز نامربوط منحرف کن.در این جا و زمانی که ما داریم یه کار خاص انجام میدیم که خب روی همون کار میخوایم تمرکز کنیم (مثلا کتاب خوندن )،نه به افکار مثبت،نه منفی و نه باور ها و هر فکر و احساس دیگری نمیخوایم توجه کنیم،در این جا چه نظری دارید و چجوری این موضوع رو تفسیرش میکنید استاد(شما خودتون موقعی که دارید در طبیعت قدم میزنید یا یه کار معمولی میکنید مثل ظرف شستن یا خرید یا هر چیز دیگری،آیا توجه به همون کار میکنید و به هیچ چیزی فکر نمی کنید؟یا این که روی نکات مثبت و باور ها و تایید باور هاتون فکر میکنید؟
کلا زمانی که میخوای بی فکر باشی،چطور (یا چه زمانی)روی تجسم خواسته ها فکر کنیم؟(باور و خلا فکری چجوری با هم جمع میشه)
و در پایان آیا خودتون هیچوقت برای بودن در لحظه حال تمرین خاصی انجام دادید؟
از این که این متن رو خوندید و وقت گذاشتید سپاس گزارم ،امیدوارم نظرتون رو بگید.ممنون.
سلام آقای کیان
من کتاب های اکهارت تله رو خوندم. اجازه میخوام نظرم رو اینجا بنویسم در مورد صحبتهای شما. ممکنه برداشت من درست نباشه اما شایدهم باشه
یا ممکنه نظر استاد چیز دیگه ای باشه
اما من فکر میکنم ما اونقدر دچار افکار محدود کننده و باورهای اشتباه هستیم که نمی تونیم به راحتی به اون “سکونی” که تله در کتابهاش میگه برسیم
ساختن باورهای درست، زندگی کردن براساس اونها و ملکه شدن اونها در ذهن ما رو به مدارهای بالاتری می رسونه که رهایی بیشتری حس میکنیم و با گذشت زمان و رها کردن افکار محدود کنندهء بیشتر، در مدار بالاتر و رها شدگی بیشتر قرار میگیریم و یواش یواش می رسیم به جایی که در لحظه بهمون الهام میشه که چه باید کرد
در لحظه با شهودمون قدم بعدی رو بر میداریم و در لحظه حال حاضر میشیم ممکنه قبل از اینکه به این مرحله برسیم و تمام مدت بتونیم در این لحظه حاضر باشیم آروم آروم در روز از تایم های کوتاه تا به مرور در زمان های بیشتری بتونیم خودمون رو در لحظه حفظ کنیم
برای رسیدن به این مرحله از زندگی لازم هست که قبلش باورهای محدود کننده رو از بین ببریم و اصلاحش کنیم لازم هست تصویر سازی و رویاپردازی کنیم برای اینکه سطح انرژیمون رو بالاتر ببریم
خب رسیدن به اون مرحله ای که تله در کتابهاش ذکر میکنه کار امروز و فردا نیست روند رو به تکاملش بسته به وابستگیهامون به افکار و باورهامون طولانی می تونه باشه
تمرینهایی که استاد میدن برای گذر از مراحل پایینی و رها شدن بیش از پیش هست تا بریم بالاتر و برسیم به جایی که تله میگه باید رسید . من فکر میکنم هرکدوم ما برسیم به اون مرحله که بتونیم در لحظه حال زندگی کنیم و با شهود و الهامات درونیمون زندگیمون رو سپری کنیم استاد بهمون میگه خیلی خب دیگه بلند شو برو دنبال زندگیت تو از آموزشهای من به سلامتی و با موفقیت گذر کردی
نمی دونم در مورد زندگینامه تله می دونید یا نه
ایشون به آخر خط رسید در زندگی و خودکشی کرد یعنی مرحله ای که تونست تمام ارتباطهاش با دنیای مادی رو ندید بگیره تمام وابستگیهاش رو قع کنه و چشمش رو رو همه چی ببنده
بعد که زنده موند رهای رها شده بود و تونست به درکی از لحظه حال برسه که حالا داره در موردش کتاب مینویسه
حالا لازم نیست ما به اون مرحله قطع ارتباط با پیرامونمون برسیم از همین راهی که استاد داره پله پله نشونمون میده هم میشه به اونجا رسید
به امید رسیدن به حضور قلبی کامل در لحظه
و خوش به حالتون که اکثر محصولات استاد رو دارین :)
از این که زمان گذاشتید،خوندید و پاسخ نظر من رو دادید صمیمانه از شما سپاس گزارم خانم نورافکن???
با عرض سلام خدمت استاد عزیز
من به تازگی با سایت شما آشنا شدم ، از قبل آشنایی دارم با قانون جذب و فایل های رایگان رو دیدم…
من به شخصه برای جذب همسر دلخواه ویژگی های دلخواهم رو نوشتم.. و سوالاتی ذهنمو مشغول کرده
سوالی که به این فایل ارتباط داره در مورد همسر اساتید جذب و خود شماست، عذر میخوام که سوالم انقدر شخصی هست ولی واقعا اگر انکانش هست دوست دارم جوابشو بدونم ، البته من از زندگی شخصی شما اطلاع دقیقی ندارم ولی چند جا خوندم که جدا شدین ( که البته این موضوع به نظرم به خاطر اختلافی بوده که در مدار شما و همسر سابقتون بوجود اومده) و حتی خیلی از اساتید دیگه هم مشابه شما یا اصلا ازدواج نکردن یا جدا شدن و فعلا مجرد هستن…
اما اصل سوالم این هست که چطور اساتید جذب که عشق و علاقه و جذب همسر دلخواه رو آموزش میدن خودشون گاها مجرد هستن؟ یعنی آیا خودشون مایل به ازدواج نیستن؟ یا فرکانسش رو فرستادن ولی زمان مناسبش نرسیده؟ یا چیز دیگه ای؟
بازم عذرخواهم که سوالم راجع به مسایل کاملا شخصی بود فقط چون راجع به این موضوع خیلی فکر کرده بودم و به نتیجه نرسیده بودم پرسیدم
چون کامنت های دوره ی عشق و مودت رو خوندم و لذت بردم کلیپ های شما و پسر گلتون هم عالی هستن اما اینکه چرا هیچ وقت از همسرتون صحبت نکردید باعث شد این سوالات به ذهنم برسه…
استاد عزیز ان شاالله همیشه حال دلتون عالی باشه
سلام دوست گرامی محصول عشق و مودت در روابط رو حتما تهیه کنید . استاد در جلسه سوم این محصول درباره رابطه رویایی صحبت کردند ، فقط بطور خلاصه وار بگم مهمترین رابطه ما رابطه با خداست نه با والدین نه همسر نه فرزند و اگر کسی در مدار ما نباشد جهان هستی او را از مدارمان خارج میکند وافرادی که در فرکانس ما هستن وارد زندگی ما میشود و اینکه چرا استاد درباره همسر جدیدش صحبت نمیکنه چون دلیلی نداره بگه حتی استاد در محصول عشق و مودت در روابط گفته واقعا میتونی با کسی که دوستش داری مثلا شش ماه توی جنگل باشی و نخوای رابطتو فریاد بزنی واقعا دلیلی نیست کسی داشته هاشو فریاد بزنه مخصوصا زندگی شخصیشو و اینکه در مورد مجرد بودن اساتید موفقیت و جذب دیگه باید بگم احتمالا اون اساتید باورهای محدود کننده ای دارن یا هنوز کسی در فرکانس اونا نیومده به همین راحتی.با امید موفقیت روز افزون شما دوست گرامی
سلاااام
ممنون استاد که این فرصت رو دادید تا بیشتر از وجودتون فیض ببریم…
سوال اول: فرق توکل و تسلیم چی هست؟ تو قرآن هست اگر تسلیم باشد هدایت میشید، چطور میشه تسلیم بود؟ لطفا بیشتر راجبش توضیح بدید.
سوال دوم: تا حالا شده که ناامید بشید از حل مشکلی یا یه باوری ساختین و جوابی نگرفتید یا کامل براتون کار نکنه ..اصلا شده نا امید بشید دلسرد بشید عاجز بشید از تغییر چیزی؟ با چه باوری انگیزه گرفتید و ادامه دادید؟ خدا تو مواقع دلسردی چطور دستتون رو گرفته؟ شده بهتون ارفاقی کرده باشه یا سوپرایزی؟ از اون لحظات و باوری که ساختید که راهتون باز شد برامون بگید.
سوال سوم: توی فایل بهترین باور در مورد خدا، گفتید که اون اوایل تو بندرعباس، اونقدر روی خودتون کار کردید که لبریز از عشق به خدا بودید قدم می زدید تو خیابونا و نکات مثبت رو می دیدید ماهها اشک می ریختید و بعد اینکه پر شدید از انرژی مثبت یا انرژی خدا وارد وجودتون شد ، بعد انرژی گرفتید برای اینکه خواسته هاتونو شکل بدید گفتین خدایا اینو میخوام اونو میخوام فلان خواسته رو…سوال من اینه که چه باوری داشتید که این استارت رو زد تا شما تو مسیر بیاد و تمرکزتون روی نکات مثبت باشه و با خدا به آرامش برسید..چون من تو همین اول کار مشکل دارم هنوز با خدا به آرامش نرسیدم و نمیتونم خواسته ای رو شکل بدم میخوام شکر کنم و تمرکزم رو روی نکات مثبت بزارم ذهنم بعد مدت کوتاهی مشوش میشه. با چه باوری با خیال راااحت مدیریت زندگیمو بسپرم دست خدا و فقط لذت ببرم تا برم به مدار مثبت و خواسته هام رو شکل بدم؟
سوال چهارم: میخوام راجب آیه 57 سوره احزاب بیشتر بدونم…
ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخرت و اعد لهم عذابا مهینا…
ترجمه: بی گمان کسانی که به خدا و پیامبر او آزار می رسانند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابی خفت آور آماده ساخته است.
چطور میشه به خدا آزار رساند؟ در فایل آفرینش گفتید که ما تو قرآن ظلم فرد به فرد به اون معنا که فکر میکنیم نداریم ظلم شخص به خودش هست.پس آزاری که پیامبر می دید ناشی از چی بود؟ خیلیها که راحت هر آدمی رو که به زعم خودشون بهشون ظلم کرده رو لعنت میکنن این آیه رو سند قرار میدن..واقعا لعنت به اون معنا وجود داره؟ تو بعضی ادعیه ها میخونیم که لعنت بر دشمنان دین بر دشمنان ائمه، در صورتی که طبق آموزشهایی که داشتیم دشمنی خارج از ما وجود نداره همه چیز تو درون ما هست فرکانسهای ماهست که نمود بیرونی پیدا میکنه پس لعنت چیه؟ مگر کسی میتونه تو زندگی ما تاثیری بزاره که بخوایم لعنتش کنیم؟
سلام دوست عزیز
به نظر من ما وقتی به خدا توکل میکنیم (توکل خالص) که تسلیم خدا هستیم تسلیم قدرتش هستیم تا اون کارامونو انجام بده ، تسلیم خدا بودن یعنی من به خدا ایمان دارم به قدرتش به عظمتش به نزدیک بودنش .
تسلیم بودن یعنی اطاعت خدا و قران اگه خدا در سوره شرح گفته که همانا با هر سختی گشایش است یعنی باید اینو باور کنیم و با تصاد ها مبارزه نکنیم و خدا رو شکر کنیم و اگه تسلیم حرف های خدا در قران باشیم زندگی مان همیشه عالی و رو به هدایت خواهد بود
سلام استاد عزیییزم…
بعد از گوش دادن به این فایل آگاهیهایی بمن الهام شد که باعث شد انقدر مثل قبل بخودم سخت نگیرم
من از اول مسیر تا الان هر چقدر در مورد ساخت باور میخوندم میشنیدم فکر میکردم اصلا نمیفهیدم همش ذهنم مقاومت داشت مثلا تویه یه کامنت یا محصول میخوندم که باید فلان کاررو برای ساخت باور انجام داد ذهنم میگف:(همین؟؟؟!)
(فک نکنماااا نه اینطوری نیست)
باز یه جایه دیگه میخوندم ذهنم میگف:(نبابا باید یه وردی بخونی باید یه راه ساده تر و کوتاه تر باشه!)
انقدررر ذهنم مقاومت داشت که نمیپذیرفت
بعد ازین فایل فهمیدم من همین الانشم دارم رو باور هام کار میکنم دیگ😐
ینی من این همه مدت داشتم رو باورام کار میکردم ولی چون فکر میکردم تغییر باور یه کاره عجیب غریبیه نمیتونستم قبول کنم!
حالا کلللیی نتیجه گرفتماااا ولی بازم ذهنم نمیپذیرفت میگفت نه اینا ربطی به تغییر باور نداره!!
حالا بهتر میتونم عبارت: احساس خوب=اتفاقات خوب رو درک کنم…
نکته اینجاس که ما در هر لحظه داریم به جهان فرکانس میفرستیم یعنی چی>>>یعنی باید ورودیهامون رو کنترل کنیم >>>کنترل ورودی ها باموضوعات مثبت >>>باعث ایجاد اتفاقات و رویداد های مثبت میشوند>>>اتفاقات و رویداد ها تجارب زندگی ما هستند(چه کوچیک چه بزرگ)>>>تجربه ها میشن فکت های زندگی >>>فکت ها هم میشن منطق برای ذهن ما>>>که منطق هایی که مارو به احساس بهتر در مورد موضوعات میرسونه باور میاره باور خوب و مناسب>>>باور خوب هم از همون لحظه که روش کار میشه در حال ایجاد یک تصویر مثبت درمورد یک موضوع خاص هست یعنی در حال فرستادن فرکانس خوب(نتایج از همان لحظه اول آشکار میشوند از درون تا بیرون)>>>باور یعنی چی؟؟ یعنی ساختن احساس خوب در مورد یک موضوع(مثلا مهاجرت)
که هر چی این احساس خوب در مورد موضوع مهاجرت بیشتر بشه فرکانس ها خالص تر میشه و به مرحله پذیرش میرسه و بعد احساس خوب بیشتر باعث ایجاد یک تصویر مثبت از موضوع مهاجرت میشه
بنابراین این احساس اطمینان قلبی که ایجاد میشه مارو عملگرا میکنه تا دست به عمل بزنیم و شجاعتمون رو نشون بدیم
و ازونجایی که انجامش میدیم(با احساس خوب) نتیجه نمیتونه منفی باشه
بنابراین احساس خوب ما،فکت زندگی ما و منطق ها با اطمینان بیشتری از ذهن ما عبور میکنن…
این هم میشه ساخت باور
باور یعنی احساس خوب بیشتر در مورد یک موضوع
حالا چرا باید همیشه اینکارو انجام بدیم به چند دلیل:
🌸اول اینکه هر لحظه فرکانس میفرستیم
🌸دوم اینکه ذهن همیشه دست بکاره تا منفی بسازه
🌸سوم اینکه در زندگی ما صددرصد تجارب و فکت های مثبت وجود نداشته پس ممکنه اون بک گراند گذشته رشد کنه و ذهن که همیشه در حال پردازشه به ما یاداوری کنه و ما ارتعاش و فرکانس اون رو میفرستیم…
ما با گوش دادن فایلهای استاد دیدگاهمون تغییر میکنه چون در فایلها مثال هست،فکت هست،منطق هست،تکرار هست،آگاهی و اطلاعات هست(اطلاعات باعث تغییر باور ها میشه،مثل وقتایی که میرفتیم در مورد موضوعات مختلف میخوندیم و همون اطلاعات کافی بود که ما دست به عمل بزنیم یا کلا بیخیال بشیم)
کل کار ما پررنگ نگه داشتن موضوعاتیست که به ما احساس بهتری میده
ما باید یاداور بشیم چون انسان فراموشکاره
ما باید حواسمون باشه چون انسان عجوله
این فایل برای من خیلییییییی اگاهی بخش بود و چقدر درکم رو بیشتر کررد
هر چی اومد رو نوشتم که هم به خودم کمک کنه هم به بقیه…
استاد عزیزم سپاسگزارم❤
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسیم.
من تو مدتی که با استاد آشنا شدم به اکثر جواب سوالاتم رسیدم. استاد عزیز تو فایلهای رایگان و محصولاتشون بخ قدری واضح و رسا صحبت میکنند که انسان با کمی تامل و تفکر و تمرین نتیجه میگیره من که به شخصه خیلی زندگیم تغییر کرده همیشه شکر گزار خداوند هستم و میدونم که چند سال دیگه در خیلی خیلی بهتر از این شرایط حالم خواهم بود.
استاد عزیزم من فقط در زمینه قرآن و احکام دینم سوالاتی تو ذهنم هست. و یادم تو چند جا اشاره به این کردید که محصولی در مورد قرآن میسازید که امیدوارم که مثمر ثمر باشه برای هممون. ولی چون فرمودید که سولاتتون رو بپرسید اینجا بهش اشاره میکنم.
احکام اصلی ما اعم از نماز، روزه، خمس،حجاب،که تو راس بقیه احکام است آیا فقط باید ببینیم قرآن چی گفته یا اینکه به سخنان پیامبر و ائمه و مراجع و علما هم عمل کنیم؟و چگونه عمل کنیم که توحیدی باشه؟
با تشکر از شما استاد عزیر در خالصانه راه توحید و یکتاپرستی رو به ما آموزش میدید
نماز، روزه، حجاب
مرسی دوستم ریحانه جان اینا دقیقا سوالات منم هستن مخصوصا برای ما خانوم ها خیلی مهمه که دراین مورد تکلیفمون با خودمون روشن بشه استاد توی محصول عزت نفس گفتن که سبک زندگی خودتو داشته باش و نگران نظرات دیگران نباش ولی آیا ما مجاز هستیم هر سبکی که دوس داریم زندگی کنیم یا نه باید عرف رو هم رعایت کنیم یا اینکه آیا احکام مشخص و دقیقی وجود داره که ما باید اونارو حتما ئر نظر بگیریم؟
واقعا امیدوارم استاد پاسخ بدن
سلام استاد
من چند تا سوال داشتم که به ترتیب می نویسم :
1- شما در خرید ملک چگونه اقدام می کنید ؟؟ بر چه اساس و ملاک های ملک خود را انتخاب می کنید تا بخرید ؟؟(لطفا توضیح دهید)
2- در خرید ملک چگونه می شود با اینکه وجه نقد و سرمایه کم داشت اقدام به خرید ملک نمود؟؟؟
3- استاد چگونه می توانید ناخواسته ها و آنچه مانع پیشرفت ما می شود را نادیده گرفت و شما چگونه در برابر ناخواسته ها توجه خودتان به انچه می خواهید معطوف می کنید .؟؟
4- ایا شما با نمایش ثروت و دارایی خود در ذهن دیگر افرادی گه به این جایگاه و خواسته و رهایی مالی نرسیده اند این حس را ایجاد نمی کنید که رسیدن به این جایگاه برایشان رویا و آرزو شده است و فکر می کنند با استفاده از محصولات شما به آن خواسته و رویاها می رسند ؟؟؟
5- چرا محصولات شما این همه گران هستند و افراد زیادی از محصولات شما استفاده می کنند و ایا دلیل ثروت بی حساب شما از دوره ها و محصولات شما هست یا سرمایه گذاری های شما در ملک و کارهای دیگر است؟؟
6-برای ثروتمند شدن چه مقدار از پول خود را پس انداز کنیم و با توجه به بی ارزش شدن ریال ایا پس انداز پول کار درستی می باشد یا خیر ؟؟؟
؟؟>
7- در مورد روابط شما چگونه عمل می کنید که همه دوست دارند با شما باشند و عاشق شما هستند.؟؟؟
8- چگونه می شود مشاور دریک حوزه خاص شد در حالی که خود فرد در این جنبه از مشکلات عدیده ای رنج می برد و در حال حل وفصل آن مشکلات هست ؟ و آن حوزه خاص را دوست دارد اما به نتایج مطلوب در آن حوزه خاص نرسیده است .
مثلا شما در بعد مالی به رهایی مالی رسیده اید و می توانید در این مورد حرف بزنید اما در اوایل کار که به این ازادی مالی نرسیده بودید چگونه می توانستید حرف ها و مشاوره های خود را به دیگران انتقال بدهید در حالی که خودتان هنوز به استقلال مالی نرسیده بودین .
9- استاد چگونه می شود به یک خواسته فکر کرد در حالی که در ذهن و ناخوداگاه به شما القا می کند این کار فعلا شدنی نیست با اینکه می خواهیم به آن هدف و نتیجه برسیم.؟؟ چگونه می شود این تضاد را حل کرد .
سپاس از استادگرامی
منتظر جواب کامل شما هستیم.
سلام دوست عزیز، احساسم گفت جواب سوال پنج شما را بدهم.
به نظر شما چرا گوشی اپل گران است؟؟؟
سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز و نازنینم.
استاد عباس منش عزیز سوال من اینه که همه ما در لحضاتی از زندگی به یک سری بن بست ها و یک سری مسائل برخورد میکنیم توی کارمون.میخوام بدونم تو یک همچین مواقعی بهترین و اثر گذارترین چیز هایی که با خودتون در ذهنتون تکرار میکنید چیه؟
2-سوال دومم اینه که به نظر شما چه موقع تلاش فیزیکی و ذهنی برای رسیدن به یک خواسته ادامه پیدا کنه و استفاده از قانون رهایی چه موقع توصیه میشه؟
3-سوال سوم من اینه که چه اعمال و رفتار هایی رو باید انجام بدیم و یا مراعات کنیم تا الهامات و راهنمایی های بیشتر و بهتری را جهت رسیدن به خواسته هایمان دریافت کنیم.
4-سوال چهارم اینکه بزرگترین جمله امید بخشی که به خودتون میگید چیه؟
5-سوال پنجم اینکه از اونجایی که علاقه مندی شما به برگذاری سمینار و راهنمایی مردم جهت رسیدن به موفقیت بوده.چی شد که به سمت ملک و املاک کشیده شدید و یا بین اینکه شخصی از یک کاری درامد خوب و عالی داشته باشه ولی عشقش نباشه.و مثلا علاقه و عشقش نگه داری از حیوانات باشه و این دو رو در کنار هم داشته باشه موردی داره؟یا باید کاری رو که عشقش هست انجام بده تا بالاخره پول و ثروت هم از انجام اون کار به سمتش بیاد؟
6-سوال آخرم اینه که کی متوجه بشیم چیزی که در درونمون داره گفته میشه الهام قلبیه یا هوس ها و بهانه هایی است که ضمیر ناخوداگاهمان و یا خو آگاهمان در حال القا به ما میباشد؟
با تشکر از وقتی که برای خواندن سوال بنده اختصاص دادین.امید وارم که سوالات بنده جزو سوالاتی باشه که جهت پاسخ بهش میپردازین.
با آرزوی توفیق بیش از پیش برای استاد عزیزم و شما دوست عزیزی که در حال خواندن این مطالب هستید.
دوست دار شما حسن آقازاده.
سوال 6شما سوال من هست،ممنون میشم پاسخ بدین استاد عزیز.
سلام استاد جونم .
(دسته اول :سوالات قر و قاطی )
1.وقتی که توی مسیر کار کردن روی باوراتون اوایل که شروع کرده بودین حستون بد میشد با چه دیدگاهی باچه باوری دوباره کنترل احساستون رو به دست می گرفتین ؟
2.نحوه کار کردن روی باوراتون اینکه فقط فایل صوتی گوش میداد ین (اخه توی فایل معرفی جهان بینی توحیدی گفتین اگر میخواید موفق بشید فقط با من باشین هیچ کتابی نخونید ) یعنی دیگه هیچ کتابی نخونیم فقط فایلای شما ؟
3. درشروع کار روی باوراتون فقط روی یک زمینه کار کردین یا همش با هم ؟(ثروت و سلامتی و روابط و باورای توحیدی )
4.استاد جون شما ب تمام الهاماتتون توجه می کردین ؟حتی اونایی که ذهن منطقیتون مقاومت میکرد ؟چیکار میکردین برای ساکت کردن ذهنتون عمل میکردین ؟
5.چطوری اون باور احساس لیاقت و ارزشمندی رو در هر زمینه ای برای خودتون به وجود اوردین ؟با چه باوری ؟این برمیگرده به همون احساس عزت نفس ؟
6. این باور رهایی و نچسبیدن به خواسته ارو چه جوری تقویت می کنین ؟با چه باور با چه دیدگاهی ؟
(دسته دوم :ثروت)
1.استاد جونم باورای اصلیتون در مورد ثروت چیه ؟!اونایی که می گفتین روزی دوازده ساعت توی بندرعباس گوش میکردین ؟(بیشتر برای اونایی که فعلا فایل رایگان گوش میدن )
2.اگر تمام دارایی تونو از دست بدین دوباره چیکار می کنین ؟
3.چه باوری برای ازادی مکانی ازادی زمانی دارین ؟
4.استادجونم چجوری تمام دارایی تونو رو مدیریت می کنید ؟اونایی که توی ایران یا هرجای دیگه اس ؟
5.درمورد مهاجرت و رفتن به کشورای مختلف چه دیدگاه و باوری داشتین ؟
(دسته سوم :روابط )
1.استاد جونن وقتی برخوردی از اطرافیان میدید که مطلوب نبود اعراض میکردید ؟
2.استاد جان شما همیشه میگید نباید وابسته بشید اگر وابسته بشید حالا ب هرکسی دوست همسر پدر و مادر از دستش میدید ب بدترین و جه ، حالا کسی که الان وابسته اس با چه دیدگاه و باوری باید از این احساس رها بشه ؟چه باوری ایجاد کنه؟
3.استاد ؟شما چیکار کردین که همه دوستتون دارن ؟برمیگرده به همون عزت نفس و ارزشمندی ؟لطفا باورتونو در مورد خودتون بگید .
(دسته سوم :سلامتی )
باور اصیلتون در مورد سلامتی چیه ؟
اگر دور از جون بیمار بشین چجوری برخورد میکنین با چه باوری ؟
(دسته چهارم :معنویت )
1.نظر تون در مورد نماز و روزه چیه ؟نمازو ب همین شکلی هست میخونین ؟یا مثلا الان که ماه رمضونه روزه میگیرن ؟
2.وقتی که شروع کردین ب قران خوندن گفتین قرانو ریشه ای خوندم چجوری ریشه ها پیدا میکردین با چه منبعی ؟استاد توی فایل معرفی دوره جهان بینی گفتین ایه 7سوره اسرا اصله کلیده استاد ما از کجا بدونیم کدوم ایه ها اصل هستن کدوم فرع ؟
3.نظرتون راجب حجاب چیه ؟اصلا باید چجوری باشه ؟ حجاب خانوما الان این وضعی که توی ایرانه واقعا حجاب یعنی این ؟تعریفتون از حجاب چیه ؟
4.باورتون در مورد خیریه زکات و خمس واینا که تویه قرانم ایه اش هست چیه ؟
5.استاد جونم ؟اینکه میگن توی شبای قدر تقدیر نوشته میشه و اینا مگه ما هر لحظه زندگیمونو خودمون ب وجود نمی اریم با فرکانسمون ؟دیدگاهتونو در این موردم بگین.
مرسی استاد جونم که این فرصتو دادین که سوالامونو بپرسیم . به قول خانم دنیای ارامش جاست استاد.
اسم پروفایل شما واقعا حس خوبی به من میده :)