این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدا جونم سلام خوبی، خوشحال م که تو همیشه حال خوب داری، مرسی که منو دوست داری، مرسی که حواست به من هست، مرسی که تو بیشتر از من و بهتر از من می خوای موفق بشم ثروتمند بشم،سعادتمند بشم.مرسی خدا مرسی خدا
چه درس خوبی بهم دادی،
چه درک ه خوبی کردم
چه حس ه عالی ای داشتم
عجب آرامش ی
خدا جونم من باید حالم خوب باشه باید تغییر کنم باید رشد ه خودمو ببینم، باید به قول استاد م به خودم ثابت کنم که می توانم،حتی اگه همه میگن تو نمی تونی، چون بلد نیستی…
من چندین وقت ه که با شما آشنا شدم و دارم ر روز دارم نتیجه می گیرم هر لحظه صدای ❤️ قلب م رو می شنوم شاید بعداً درک بکنم که چی بهم گفت ه اما صداش رو خوب می شنوم، خدا رو خوب می بینم نه اینکه بگم من فول و نه، من از قبل خییییییییلی عالی شدم درک می کنم که این الآن خدا چی می خواد به من بگه ، لذت می برم از صحبت اش، حال م عالی میشه، دل م ، قرص میشه.و با خیال راحت دارم زندگی میکنم چون موفقیت همین نزدیکی ه ….
سلام به استاد عزیزم و همهی دوستان این خانواده صمیمی یکتاپرستان
سلام به مریم بانو شایسته عزیز
استاد چه خوب و عالی درس ه ، امروز رو بهم دادین، وقتی که من از خدا بخوام که واسه انجام کاری کمک م کنه آره او کمک می کنه، و راه رو برام باز می کنه، اگه بهش اجازه بدم،او منو هدایت می کنه و بهترین مسیر ها رو برام باز می کنه،
من وقتی که تو او روستا داشتم زندگی می کردم، خییییییییلی ازش خواستم که کمک م، کنه، و همش می گفتم خدایا دوست دارم یه جای جدیدتر، یه جایی که امکانات ش، از اینجا بهتر باشه، هی خدا بهم می گفت که جمع کن و از اینجا برو ، ولی من متوجه نمی شدم، ، در آخر هم که وقتی متوجه شدم، ذهنم بهم اجازه نمی داد، یه دفعه که متوجه شدم گفتم، فاطمه مگه تو از خدا نخواستی که یه جای مناسب تر رو بهت بده پس این ندای ❤️ قلب همون خداست، بهش اجازه بده نترس، او خوب بلده کارش رو بکنه،منم تصمیم نهایی رو گرفتم و بلند شدم و تمام وسایل م رو جمع وجور کردم ، ولی بازم یه صدایی تو ❤️ قلب م بهم گفت، خییییلی مختصر وسیله همراه خودت ببر .منم چون آشنا بودم با این صدا، همین کار رو کردم و رفتم به شهر م ، ….
اما ذهنم از اونجایی که می خواست تو دلم ترس و نگرانی باشه، می گفت،تو که تو شهر خودت خونه نداری الآن پولش م نداری می خوای چه کنی ؟؟؟
من بهش محل ندادم، گفتم خدایا من از تو خواستم ، تو هم بهم گفتی برو ایمان دارم که توهستی ، توهستی تو هسسسسسستی….
این بود که ادامه دادم، آدم های دور و ورم همه مخالف بودن، همه بد بیراه می گفتن، ولی من ادامه دادم به راهم و اصلا نتر سیدم . وقتی اومدم خودش همه چی رو از قبل آماده کرده بود که من بعداً خبر دار شدم، خونه ای بهم داد که یه سال ه پیش از داداشم بود که خالی کرده بود، و به جایی دیگه رفته بود.یه خونهی مرتب،یه خونهی عالی ، یه خونهی بزرگ کابینت شده ، با سنگ و سرامیک ، دارای چندین اتاق که تو خواب م ندیده بودم ، تازه شم رایگان بدون هیچ هزینه ای ….
که داداشم با درخواست خودش بهم اصرار کرد که برو واسه زندگی خونه ی من بشین،….
آره استاد، دوستان عزیز … اگه ما به خدا اجازه بدیم خودش خوب و عالی بلده چکار کنه ، من دیدم که خدا برایم چه لطف بزرگی تو اون شرایط و اوضاع مالی من ، که فقط خدا بود، خدا بود خدا بود…
خداجونم متشکرم متشکرم متشکرم متشکرم متشکرم متشکرم متشکرم که درس امروز رو توسط رسول ت ، فرستاده است بهم آموختی.
استاد ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم که خوب بهم یاد میدی
درک این قانون یعنی تجربه آرامش وحرص نزدن و طرف خودت رو به نحو عالی انجام دادن ودخالت نکردن در طرف خداوند….یعنی یک مسیر رو با عشق ولذت طی کردن واطمینان داشتن به این که حتما نتیجه حاصل میشه وخداوند پاسخ می دهد….یعنی در مورر تمام خواسته ها و مسائل دیدگاه مناسب ایجاد کردن ونکرش مثبت داشتن وبعد هم در راستای این دیدگاه مناسب حرکت کردن واقدام کردن که وقتی دیدگاه مناسب باشد ودر واقع همان باور مناسب ایجاد شده باشد اقدامات عملی بسیار آسان ودلنشین انجام می شوند…الهامات ودستان خداوند به حرکت در می آیند و می شوند چراغ راه.
مثال مهاجرت خود استاد که گفتند به این شکل بود که ابتدا نگاه من هم نسبت به مهاجرت به این صورت بود که:
زبان یاد ندارم اذیت خواهم شد….از خانواده ام دور می شوم…..تنها خواهم شد ودوستانم را از دست خواهم داد….
وبعد به این صورت این باور ها تعییر یافت.
متعهد می شوم که در جهت یادگیری زبان حرکت میکنم وبا طی شدن روند تکامل وپله به پله زبانم تقویت خواهد شد….وابستگی به خانواده مرا از پیشرفت وتجربه های جدید دور میکند و اینکه با پیشرفت رسانه های امروزی و تکنولوژی دیگر دل تنگی و دوری معنایی ندارد……در آن کشور هم اگه نیازی باشد دوستان جدید پیدا خواهم کرد…..وبقیه باور های اشتباه هم به همین شکل تعییر یافتند..وبعد هم اینکه چطور الهامات ودستان خداوند به یاری امدند وکارها به آسان ترین طریق ممکن انجام شد.
خدای من چقدر عالی وزیبا گفتین استاد جانم اگر اجازه بدیم…….اگر اجازه بدیم……اگر ایمان نشون بدهیم اگر مشرک نباشیم اگر قدرت خدا رو باور داشته باشیم اگر تسلیم یاشیم اون برای ما همه چیز رو محیا ورهبری میکنه. وخداوند همه چیز می شود همه کس را به شرط ایمان به شرط پاکی دل.
خداااااوند به من نزدیک است.
من در مقابل او تسلیمم وبه هر خیری که از او به من برسد فقیر ومحتاجم.
اعتماد به خداوند= مدیریت زندگی به بهترین شکل.
گوش دادن به الهامات و اجرای بدون چون وچرای انها برابر است با آسانی و آسان شدن برای آسانی ها.
سلام بر همه استاد عزیزم خانم شایسته مهربان و همه شما زیبایان
خدا رو شکر که هستید میدونم خدا برای همهتون تندرستی شادی و بی نیازی میخواد و خدا رو بسیار سپاس
استاد نمیدونم چطور تشکر کنم به دلایل بی شمار
از اینکه به ما دانش و آگاهی میدید
از اینکه گنجینه ای بنام سایت عباسمنش بوجود اوردید
از اینکه همیشه در حال ارتقای مدار ما هستید
از ایده زیبای کامنتها که هی الگو بگیرم و باورای قدرتمند کننده بیشتری بسازم
به بی شمار دلیل ازتون سپاسگزارم
و بدون شک از تمام زیبایانی که درک دانش و آگاهیشون رو با من به اشتراک میذارن بی پایان سپاسگزارم
نمیدونم چطور سپاسگزاری و ذوق کردنمو بخاطر دکمهی «مرا به سوی نشانه ام هدایت کن» نشون بدم مگه میشه انقد عالی حالمو خوب کنه ایمانمو قوی کنه و هر بار منو نزدیکتر کنه در حالیکه هر بار فکر میکنم دیگه فاصلهای نیست بین من و من(خدا)
هر بار تلاش میکنم بهتر درک کنم خدا رو یه چیزی داد و هوار میکنه درونم که سایت عباسمنش و میام و دیگع چی بگم از حالم چون میدونم همتون تجربهشو دارید🥰
و هربار که به زیبای درونم میگم بازم میشه نزدیکترم کنی میگه اون دکمهی زیبا رو بزن تا بهت بگم و چه زیبا اول یه کلیپ مقدمه از استاد میاد(که به طرز شگفت انگیزی خصوصیسازی شده) و اینحا من هنوزم گیجم و نمیدونم ماجرا چیه یهو میشم یه بچه سه ساله که یه بزرگتر میاد دستشو میگیره میگه این آیات و نشانهها رو بخون و ببین(کامنتها) بعدش باز دستمو میگیره میگه بیا پایینتر هرچی تا اینجا نشونت دادم مقدمه بود که راحتتر بفهمی عزیزم و اما اون چه راجبش پرسیدی اون کلیپ پایینی است ،نه اون یکی نه اینو میگم(به همین حد دقیق و شفاف) بعد میگه خب حالا بشین و حواستو جمع کن تا تلویزیونو برات روشن کنم برنامهای که میخواستی رو ببینی و اینجاست که استاد میاد و شروع میکنه دلبری کردن و منی که همه جهان و باورام و جانم و دیدگاهم که از این رو به اون رو میشه عییییین ادمی که از کشوری به کشوری دیگه مهاجرت کرده و حالا فرهنگ و ایین و رسم و خلاصه همممممممه چیز براش تازگی داره بعدشم باز اون بزرگتر مهربونه میاد تلویزیونو خاموش میکنه میگه بیا ببین بقیه بهشون فیلمو نشون دادیم این بوده برداشتشون(یعنی بیا دیدگاه همه رو ببین)
حالا ایندفه منو اورده مصاحبهتونو ببینم که بهم بگه اگه بهم اعتماد کنی میذارم اینجوری کیف کنی و لذت ببری بدون اینکه سختی بکشی مثل عباسمنش(نمیدونم چرا با اینکه اعتقادی ندارم ولی اون خانم محترمی یادم اومد که همه عزیزاشو جلوش به فجیعترین شکل کشتن و چه سختی ها که بعدش نکشید دست اخرم بهشون گفتن چه بر شما گذشت گفتن که ما جز زیبایی چیزی ندیدیم)
استاد راستشو بخوای گاهی فکر میکنم که فایلهای مثل این مصاحبه چطور به رایگان گذاشته شده چون من خیلی گشتم که ادم موفقی پیدا کنم که انقدر روانشناسانه بیاد آیین بی نیازی رو به بقیه آموزش بده ولی تنها گزینه هایی پیدا کردم که فقط کتاباشون بود و یا کسایی بودن که به سختی میشد وقتی ازشون گرفت تا بشه باهاشون مصاحبه کرد و یا به کل در دسترس نبودن ولی خب بعدش به جواب رسیدم و بی پایان سپاسگزارم ازتون سایت عباسمنش عزیز و مهربون
استاد و خانم شایسته مهربان و تمام زیبایانی که دانش و آگاهیتون رو در کمال زیبایی در اختیار من میگذارید بسیار ازتون سپاسگزارم و خیلی دوستون دارم
هرچی سعی کردم اولش بگم به نام خدای زیبا و از خدا و شما زیبایان سپاسگزاری کنم دیدم همه چیز خداست و همه چیز زیباییست
وقتی خواستم با خدا مناجات کنم و درخواستهام رو بگم دیدم اونقدر نزدیکه که خودش میدونه دیدم همه چیز رو قبل از گفتن عطا کرده دیدم کار من درخواست کردن نیست کار من فقط سپاسگزاریه دیدم همه چیز محض عبادت و بندگی آفریده شده
دیدم
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
دیدم
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
دیدم من برای خدمت به جهان آفریده شدم و جهان برای خدمت به من
نمیدونم ولی یه چیزی بهم میگه تو نباید درخواست کنی چون فقط داری یاداوری میکنی در صورتیکه بهتر اینه که تو فقط بگی خدایا سپاس اخه مگه قبلتر که هنوز توان درخواست نداشتی بهت داده نشد؟اگه بهت داده نشده پس چطور الان اینجایی چطور هنوز زندهای اصلا کی بهت این قدرت رو داد که بخوای درخواستی کنی مگه اونموقه که بهت قدرتش داده شد تو درخواستی کردی مگه میدونستی درخواست کردن معنیش چیه
خدایا فقط و فقط شکرت که هستی
خدایا فقط و فقط شکرت که راهنمایی
خدایا فقط و فقط شکرت که مهربونی
خدایا فقط و فقط شکرت که قوانینت تغییر نمیکنه و حرفت حرفه
….
تا میخوام شکرش کنم اخرش به نتیجهای میرسم که خودش گفته که اگر دریاها مرکب بشن و درختان ورق بازم نمیتونم شکرگزاریش رو به جا بیارم
تاااازه اگه زمان و عمر مجال بده گرچه
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
استاد شما زیبایین ازتون سپاسگزارم بخاطر وجودتون
کم لطفی من رو از روی قصور هست
وفقط همین کم و ناچیز که بسیار سپاسگزار همه شما هستم بخاطر وجود ظریف و زیباتون خیلی دوستوندارم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته پرتلاش و همه اعضای خانواده عباسمنشی
این اولین شروع گذاشتن کامنت من هست به همین خاطر شاید به خوبی عزیزان دیگه ای که کامنت های زیادی منتشر کردن نباشه ولی مهم شروع کردن هست .
وقتی این فایل رو گوش دادم به نوعی یه جرقه در من زده شد که ببین چطور استاد میگه وقتی کارهاتو به خدا بسپاری بهترین نتیجه رومیگیری وقتی استاد گفتن که گوسفندهاشونو با خیال راحت به خدا میسپارن وخداوند بهتر از هرکسی دیگه با سودی فروان ازشون محافظت میکنه به خودم گفتم من بهعنوان کسی که ادعای مسلمانی دارم چطور اینجوری عمل نمیکنم وکارهامو واقعا وبدون اینکه به چگونگیش فکر کنم به خدا نمیسپارم.
تصمیم گرفتم که این کار رو شروع کنم وچقدر کنترل ذهن سخته ذهن من یه ذهن تحلیل گری هست و مرتب برای هر مسئله راه حل میده و خیلی درگیر اون مسئله میشه
همزمان با گوش دادن این فایل یه اتفاق ناخوشایند برام افتاد پدرم که خیلی برام عزیزه تو این شرایط بیماری دچار این بیماری شدن و ۸۵%ریه رو درگیر کردند ومن چون دور از خانواده در شهر دیگری زندگی میکنم هیچ کاری نمیتونستم انجام بدم و خیلی حالم بد بود در همین شرایط این فایل رو گوش میدادم و به خودم گفتم الان موقع عمل هست با خدای خودم صحبت کردم و بهش گفتم من کاری ندارم که پزشکان چی میگن من خوب شدن بابامو به خودت میسپارم واز خودت سلامتیشو میخام.
ولی مرتب ذهنم درگیر این ماجرا میشد و فوری به خودم میگفتم من سپردم به خدا وخیالم راحته که بابا سلامت برمیگرده خونه وسعی میکردم حسم رو خوب کنم باورم نمیشد بعد از چندبار این کارو انجام دادن دیگه حتی بهش فکرم نمیکردم و آرامش داشتم و حتی به دیگران هم میگفتم ناراحت نباشن بابا خوب میشه وخدا رو شکر بعد از چند روز بابا از icuبه بخش منتقل شد ومطمعنم به زودی با سلامت به خونه برمیگرده.
من فهمیدم واقعا اگه به تمام معنا به خدا توکل کنیم بهترین جوابها رو میگیریم و ممنونم از استاد عزیز بابت تمام این آگاهیهایی که در اختیار ما قرار میدن واقعا سپاسگزارم.
من فایلهای زیادی گوش داده بودم ولی این فایل وهمزمانیش با این چالش برام واقعا راه گشا بود که تونستم ازش استفاده کنم و نتیجه بگیرم مهر روز صبح به خدا میگم امروزم رو به خودت میسپارم و منتظر اتفاقات عالی هستم و چه خوب خدا جونم جواب میده ونشونه هاشو هر چند کوچیک داره به من نشون میده ومطمعنم هر چی باورهای واقعیتر بشه نتایج بزرگتری هم بدست میارم.
خدا جونم ممنونم که منو به این مسیر هدایت کردی که بیشتر به خودت نزدیک بشم.
سلام به همسر عزیزم و استاد بینظیر و خانم شایسته عزیز.
همسر عزیزم خیلی خوشحالم و از خدا سپاسگذارم و میگم که به جمع خانواده بهشتی سایت خوش اومدی .
👏👏🙏🙏
از خدا میخوام در کنار هم روزای لذت بخشی رو داشته باشیم .
عزیز دلم از وقتی که از استاد و همکلاسی هام یاد گرفتم که هر شخصی خودش باید تصمیم بگیره تغییر کنه و تصمیم گرفتم که قدم ها رو هر شخصی بهتره جداگانه
کار کنه ، همیشه آرزوم بوده که شما رو توی سایت ببینم و کامنت هات رو بخونم و لذت ببرم ..
اما الان متوجه که اگر توی سایت هم نمیومدی هم برای من عزیز بودی و تمام تصمیماتت برای من قابل احترامه و بقول استاد برای موفق شدن هزار راه هست که سایت استاد هم یکی از مسیرهای موفقیت هست .
.
مطمئنم هر جایی که باشی در کسب و کار و زندگی موفق هستی .
چون من دیدم که در چه بحرانهایی در زندگیمون موفق شدی به سلامت زندگیمون رو حفظ کنی و سربلند باشی.
عزیز دلم تحسینت میکنم و بهت افتخار میکنم و به هر شکلی روی خودت کار کنی بهت افتخار میکنم چه در سایت چه بیرون سایت و مطمئنم موفق میشی .
سلام به استاد بینظیر و عزیزم و مریم جان ، بانوی شایسته بهشت .
استاد عزیزم و دوستان همیشه محبوبم .
خدا یا شکرت که منو هدایت کردی به این سری فایل های بینظیر همونطور که استاد میگن ما درهرلحظه درهرلحظه درحال هدایت شدن هستیم بشرط اینکه ما باور کنیم که خداوند مدد میکنه و کمک میکنه و راه رو نشونمون میده ..
من این مصاحبه ها رو خیلی دوست دارم با اینکه تمام قسمت های این ها رو گوش کردم ولی امروز تصمیم گرفتم از قسمت اول شروع کنم و به ترتیب پیش برم و تصمیم هم گرفتم حتماً دیدگاه هامو در مورد هر قسمت بنویسم.
چون دقیقاً درک کردم استاد میگن نوشتن کانون توجه رو بدست خودش میگیره .
وکانون توجه باعث میشه اتفاقات عالی رقم بخوره
و نوشتن باعث میشه اون نوشته توی ذهنم موندگار بشه.
و اون نوشته باعث گسترش جهان بشه.
و باالطبع جهان لاجرم ، زندگی منو گسترش میده .
و نعمت و ثروت رو وارد زندگیم میکنه .
خدایا شکرت بابت این آگاهی.
استاد عزیز اولین نکته ای که یاد گرفتم اینه که اگر سوال میخوام بپرسم سوالی بپرسم که به من کمک بشه نه اینکه سوال هیچ کمکی به من نکنه
مثلا من گاهی میخوام بدونم فلانی چقدر آدم مذهبی هست یا اینکه فلان شخص دیر میره سر کار چرا دیر میره یا چرا فلان شخص شبانه روزی دنبال کمک به مردم هست . ………و استاد عزیز شما گفتین این سوالات حاشیه ای هست و کمکی نمی کنه و من یاد گرفتم سرم رو از توی زندگی شخصی دیگران بیارم بیرون .
یا اینکه بیام بپرسم دیگرانی که خداوند رو اینجوری معرفی کردند چرا معرفی کردند . و فهمیدم و یاد گرفتم همیشه دنبال اصل باشم دنبال چیزی که به من کمک کنه .
من دو هفته پیش رفته بودم روستا و در آن زمان ایام محرم بود و خانواده من هر شب مراسم داشتند و شام و پذیرایی چایی داشتند . گاهی نجواهای شیطان به من میگفت که به خانمت به مادرت به پدرت بگو مسیرتون اشتباهه . گاهی نجوا میگفت اینها مسیرشون درست نیست و فقط مسیر تو درسته . منم به نجوا میگفتم میتونی آروم بشینی اجازه بدی سرم توی زندگی خودم باشه .
و برای اینکه ساکتش کنم از علم ان ال پی کمک میگرفتم و میگفتم ساکت باش من به همه احترام میزارم و هر شخصی نقشه راه خودش رو برای رسیدن به موفقیت داره
اما از این طرف خانواده و فامیل به من اصرار داشتند که تو خجالت نمی کشی توی مراسم شرکت نمیکنی و ….. تو مگه از پوست و گوشت ما نیستی و ………
و از من انتظار داشتند که به مراسم کمک کنم
توی انداختن فرش ها توی حیاط
توی سینی چایی تعارف کردن
توی شرکت در مراسم .
منم چون از استاد یاد گرفته بودم در مقابل نظر دیگران مقاومت نکنم همیشه ساکت بودم و به حرفاشون لبخند میزدم و میگفتم درست میشه نگران نباشید .
اما من اینکار رو نکردم چون اخلاقا آدمی هستم که اشکم کنار مشکم هست و اگر مصیبتی را از هر کسی یا اتفاق ناگواری رو بشنوم امکان نداره که گریه نکنم و جوش نخورم .
ولی امروز یاد گرفتم
جمله دوستان سایت (خودمو بدون هیچ دستاوردی دوس داشته باشم ).
اگه قبلا بود میرفتم و انجامش میدادم .
اما من در مقابل حرف و حدیث های هر روزه فامیل و خانواده مقاومت کردم
ونرفتم مراسم در مقابل نجواها مقاومت کردم و نرفتم .
حتی در مقابل نجواهایی که به من میگفت بهشون بگو مسیرشون اشتباس و آره جهان اینجوری که شما فکر میکنین کار نمیکنه و…… اما لام تا کام حرف نزدم .
و اصلا کاری نداشتم که اونا انگ میچسبونن یا اینکه اصلا مسیرشون درسته یا اینکه نکنه مسیر من اشتباه باشه .
من از استاد یاد گرفتم از خودم و دیگران سولی رو بپرسم که به من کمک بشه .
راجع به سوال اول من اینو از استاد یاد گرفتم که خداوند چون عاشق ماست دوست داره ما همیشه پیشش باشیم مثل مادری که عاشق بچه اش هست و.
و فقط به خودش بگیم همه چیزمون رو . وما همه میدونیم که جمله قرآن همه از خدائیم و بسیوی خدا برمی گردیم رو استاد توی دوره قانون آفرینش به صورت مفصل توضیح دادند . و اینکه استاد متوجه شدند باورهای توحیدی زودتر ما رو به مقصد میرسونه بخاطر اینکه هروقت باورهای توحیدی رو درست میکنیم آرامشی که پیدا میکنیم قابل وصف نیست و ما میدونیم بعد از آرامش هست که اتفاقات خوب سریعتر رخ میده . .
راجع به اینکه چطور شما تکاملتون طی شد تا به امریکا رسیدید هزاران نکته و درس داشت .
یکی اینکه من یاد گرفتم که به استاد اعتماد کنم و حرف استاد رو باور کنم و دنبال جادو و راه میونبر که قبل از طی کردن تکامل باشه نباشم. دنبال راه میونبر نباشم . و یه شبه نمیشه اتفاقات خوب بیفته .
دوم یاد گرفتم باورها یه سری فرکانس های هایی هستند که وقتی بارها و بارها تکرار میشوند باورها بوجود می آیند.
پس : در آخر استاد توضیح دادند که اگر درخواستی دارم
۱ – اول من از اینجایی که هستم لذت میبرم
۲ – دوم خودمو لایق جاهای خوب میدونم
۳- سوم هیچ نگاه منفی نسبت به درخواستی که دارم نداشته باشم (حالا توی صحبت استاد نگاه منفی به مهاجرت )
۴ – چهارم باورهای مناسب اون درخواست رو درست کنیم .
استاد ممنونم بابت آگاهی هایی که توی این فایل بینظیر یاد گرفتم .
سلام به استاد بینظیر و عزیز و مریم جان ، بانوی شایسته بهشت .
استاد عزیزم و دوستان همیشه محبوبم .
من بعد از دیدن گفتگوی با دوستان قسمت ۴۰ که واقعاً میگم منو یه تکون اساسی داد و صحبت های جادوویی زهرای عزیز که کلام خدا رو به من انتقال داد و اینکه همیشه استاد میگن تو از خدا بخواه و خدا همیشه در حال اجابت کردنه …. انگار صحبت های زهرا تمامش پاسخ به سوالاتی بود که ماهها پیش تا الان داشتم از خودم و خدا میپرسیدم و بالاخره پاسخ گرفتم .
خدا یا شکرت .
من تصمیم گرفتم که متعهد باشم به استارت دوباره و از قسمت اول شروع کنم به دیدن مصاحبه هاو کامنت بزارم.
من این مصاحبه ها رو خیلی دوست دارم با اینکه تمام قسمت های این ها رو گوش کردم ولی امروز تصمیم گرفتم از قسمت اول شروع کنم و به ترتیب پیش برم و تصمیم هم گرفتم حتماً دیدگاه هامو در مورد هر قسمت بنویسم.
چون دقیقاً درک کردم استاد میگن نوشتن کانون توجه رو بدست خودش میگیره .
و نوشتن باعث میشه اون نوشته توی ذهنم موندگار بشه
و اون نوشته باعث گسترش جهان بشه
و باالطبع جهان لاجرم زندگی منو گسترش میده . و نعمت و ثروت رو وارد زندگیم میکنه .
خدایا شکرت بابت این آگاهی
این قسمت را هم خیلی دوست داشتم و خیلی لذت بردم از هوای عالی و اون منظره پارادیس که فوق العاده هست و با دیدنش واقعا حال و هوای آدم را عوض می کند.
زیبایی ها رو دیدم و تحسین کردم .
بعضی از زیبایی ها
شنا کردن توی آب چقدر لذت بخشه وای عاشقشم .
استاد گفتین دیروز ببیی زدین به بدن ، وای عاشق زدن بب یی به بدن هستم .
ما توی شهر خانمم گرگان ، به این کار میگیم مراسم گوشت خوری خخخخخخخ
اونم چه گوشتی الص الص پارادایس ، گوشت ارگانیک
چقدر خوب که گوسفند و گاوها چمن ها رو هرس میکنن
شما گفتین صاحب قبلی سالی 2500 دلار میده برای هرس
این ها همه فراوانیه نعمته.
در طبیعت انگار خدا به ما نزدیکتره . منم این احساس رو خیلی وقتا تجربه کردم و عادت دارم با دیدن زیبایی های طبیعت لبخند میزنم …..
این جنگل این درخت این ماهی ها این پرنده ها این سکوت . این رنگ سبز فسفری وای وای …… خدایم با چه قلم مویی اینقدر قشنگ کشیدیشون .
اما لذت بردن از سوالات :
چون میدونم این راهی هست که خدا میخواد جوابها رو بهم برسونه و مثل تقلب میمونه مثل راه میونبر میمونه خدا کمک میکنه زودتر برسیم اما نه زودتری که همراه ناراحتی و اضطراب و ترس باشه – زودتری که با آرامش و لذت هست .
دوستان میگن ببیی ها رو چطوری رها میکنید ؟.
استاد گفتین یعنی اعتماد به خداوند . منم بیشتر ضربه هایی که خوردم از همین ترس هام بوده .
مثلا من از خیلی از عادت هایی که اشتباهه و من بهشون عادت کردم از ترک کردنش میترسم مثل ترس از قضاوت نشدن . رفتارهامو جوری تنظیم میکنم که قضاوت نکنن منو .
اینکه گفتین صاحب قبلی با ایده ای که بخرج داده باعث ایجاد دریاچه شده و ….. اینجا رو اینهمه زیبا کرده و باعث اینهمه شادی و طراوت و زیبایی شده برام درس داشت که ما انسانها هستیم که باعث گسترش جهان میشیم .
.
گفتین خیلی خوب خداوند همه چیز رو برای زندگیمون مدیریت میکنه خیلی نکته و درس داشت .
اینکه گفتین بزها ،بزغاله بدنیا میارن و ………. باعث میشه که ما هر کدوممون توی زندگیمون پیدا کنیم ردپای خداوند رو که مدام داره چیزهایی رو به زندگی تک تک ماها اضافه میکنه . و خودش مدیریت میکنه سلامتی خانوادمون رو و همه چیز رو خودش مدیریت میکنه فقط باید اعتماد کنیم .
و یه نکته دیگه که درس داشت اینه که به خدا درخواست مدیریت رو دادین و گفتین خدایا من میخوام آزاد باشم خودت این برنامه رو مدیریت کن و خدا همیشه در حال پاسخ دادنه .
آهوویی معروف و داستان اینکه رییس قبیله گوسفندها شد خیلی جالب بود .
و اینکه گفتین من مدام توی گوشم بود و هدایتم میگفت که در قفس آهویی رو باز کنم و اجازه بدم خدا همه چیز رو هدایت کنه . واینکه آهویی اومد پیشت بجای اینکه فرار کنه و…………(گوش دادن به هدایت خداوند).
اینکه گفتین درخواست ها حتما توسط خداوند شنیده میشه و اجابت میشه بشرط اینکه به خداوند اعتماد کنی و اگر که اجازه بدید که هدایتتون کنه …..
الان روز ششمه که تمرکزمو بر نکات مثبت زندگیم میزارم.
اتفاقات خوبی خیلی زیادی میفته و من دیگه باید رو کاغذ بنویسم تا یادم نره.
برخلاف روز اول که کلا یه نکته پیدا کردم.
من مدتی که دارم رو علایقم کار می کنم و دنبال یه گروه بودم.
و طبق گفته استاد اگر شما تغییر کنی خدا شرایط شما رو تغییر میده و ادم های مناسبی رو سر راه شما قرار میده
یکی از دوستام پیام داد. و خیلی هم از صحبت باهاش خوشحال شدم و البته که داشت روی یه حرفه خاص کار میکرد که من دنبالش بودم و توش عالی بود واقعا (•ө•)♡
و اونم کلا از کار من خوشش اومد و بهم گفت کارم خیلی عالیه و کلی از صحبت با هم لذت بردیم.
برای شروع کارم هم دارم از شرایط موجود شروع میکنم و البته وضع مالیم هم داره هی بهتر میشه.
گوشیم دیگه هنگ نمیکنه. باتریش عالی کار میکنه.
انگار اصلا حافظش چند برابر شده و پر نمیشه.
دارم حال خوب و ارامش و اطمینانمو به الله بدست میارم و خودش داره کمکم میکنه .
حتی به دلم افتاد به یکی از دوستام فایلای عباسو معرفی کنم . و گفتم خدایا خودت بگو کدومو بفرستم و یکی رو انتخاب کردم بدون اینکه بدونم چیه و دیدم که اون فایل کلا از اول داره درباره ماهیت قانون جذب صحبت میکنه و بهترین فایلی بود که میشد به کسی داد تا با این فضا اشنا بشه و البته که بقیش با خودشه که پیگیر بشه یا نه.
حتی تازه متوجه شدم که عقل کل چه جای خوبیه و کلی از سوالات اساسیم اونحا جواب داده میشه 😆
این چند روز هم دو نفر بودن که زمانی که تو مغازه بودم پیش اوسا اذیتم میکردن و کلا باهاشون حال نمیکردم.
اعراض کردم و الان…
تا جاییکه خبر دارم.. یکیش ۱۴ روزه قرنطینس
اون یکی هم کلا نیستش تو اون حوالی .
دیروز هم بارون شدیدی اومد که از تو مغازه که نگاه میکردم نمای جالبی داش و البته که زمانی که خواستم برم خونه انگار بارون قط شد تا من برم و بعد دوباره شروع کنه😁
دیروز هم رفته بودم تا برای استادم خرید کنم و به مغازه موبایل فروشی رفتم .
خیلی قشنگ بود . گیم پد ، هدفون ،… همه چی بود . از همه رنگ و بهترین نوع.
همه در حال خرید بودن. حس خیلی خوبی داش.
کلا از خدا خواستم تا کمک کنه از لحظه لحظه زندگی لذت ببرم.
خدا جونم سلام خوبی، خوشحال م که تو همیشه حال خوب داری، مرسی که منو دوست داری، مرسی که حواست به من هست، مرسی که تو بیشتر از من و بهتر از من می خوای موفق بشم ثروتمند بشم،سعادتمند بشم.مرسی خدا مرسی خدا
چه درس خوبی بهم دادی،
چه درک ه خوبی کردم
چه حس ه عالی ای داشتم
عجب آرامش ی
خدا جونم من باید حالم خوب باشه باید تغییر کنم باید رشد ه خودمو ببینم، باید به قول استاد م به خودم ثابت کنم که می توانم،حتی اگه همه میگن تو نمی تونی، چون بلد نیستی…
من چندین وقت ه که با شما آشنا شدم و دارم ر روز دارم نتیجه می گیرم هر لحظه صدای ❤️ قلب م رو می شنوم شاید بعداً درک بکنم که چی بهم گفت ه اما صداش رو خوب می شنوم، خدا رو خوب می بینم نه اینکه بگم من فول و نه، من از قبل خییییییییلی عالی شدم درک می کنم که این الآن خدا چی می خواد به من بگه ، لذت می برم از صحبت اش، حال م عالی میشه، دل م ، قرص میشه.و با خیال راحت دارم زندگی میکنم چون موفقیت همین نزدیکی ه ….
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
استاد متشکرم متشکرم متشکرم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عزیزم و همهی دوستان این خانواده صمیمی یکتاپرستان
سلام به مریم بانو شایسته عزیز
استاد چه خوب و عالی درس ه ، امروز رو بهم دادین، وقتی که من از خدا بخوام که واسه انجام کاری کمک م کنه آره او کمک می کنه، و راه رو برام باز می کنه، اگه بهش اجازه بدم،او منو هدایت می کنه و بهترین مسیر ها رو برام باز می کنه،
من وقتی که تو او روستا داشتم زندگی می کردم، خییییییییلی ازش خواستم که کمک م، کنه، و همش می گفتم خدایا دوست دارم یه جای جدیدتر، یه جایی که امکانات ش، از اینجا بهتر باشه، هی خدا بهم می گفت که جمع کن و از اینجا برو ، ولی من متوجه نمی شدم، ، در آخر هم که وقتی متوجه شدم، ذهنم بهم اجازه نمی داد، یه دفعه که متوجه شدم گفتم، فاطمه مگه تو از خدا نخواستی که یه جای مناسب تر رو بهت بده پس این ندای ❤️ قلب همون خداست، بهش اجازه بده نترس، او خوب بلده کارش رو بکنه،منم تصمیم نهایی رو گرفتم و بلند شدم و تمام وسایل م رو جمع وجور کردم ، ولی بازم یه صدایی تو ❤️ قلب م بهم گفت، خییییلی مختصر وسیله همراه خودت ببر .منم چون آشنا بودم با این صدا، همین کار رو کردم و رفتم به شهر م ، ….
اما ذهنم از اونجایی که می خواست تو دلم ترس و نگرانی باشه، می گفت،تو که تو شهر خودت خونه نداری الآن پولش م نداری می خوای چه کنی ؟؟؟
من بهش محل ندادم، گفتم خدایا من از تو خواستم ، تو هم بهم گفتی برو ایمان دارم که توهستی ، توهستی تو هسسسسسستی….
این بود که ادامه دادم، آدم های دور و ورم همه مخالف بودن، همه بد بیراه می گفتن، ولی من ادامه دادم به راهم و اصلا نتر سیدم . وقتی اومدم خودش همه چی رو از قبل آماده کرده بود که من بعداً خبر دار شدم، خونه ای بهم داد که یه سال ه پیش از داداشم بود که خالی کرده بود، و به جایی دیگه رفته بود.یه خونهی مرتب،یه خونهی عالی ، یه خونهی بزرگ کابینت شده ، با سنگ و سرامیک ، دارای چندین اتاق که تو خواب م ندیده بودم ، تازه شم رایگان بدون هیچ هزینه ای ….
که داداشم با درخواست خودش بهم اصرار کرد که برو واسه زندگی خونه ی من بشین،….
آره استاد، دوستان عزیز … اگه ما به خدا اجازه بدیم خودش خوب و عالی بلده چکار کنه ، من دیدم که خدا برایم چه لطف بزرگی تو اون شرایط و اوضاع مالی من ، که فقط خدا بود، خدا بود خدا بود…
خداجونم متشکرم متشکرم متشکرم متشکرم متشکرم متشکرم متشکرم که درس امروز رو توسط رسول ت ، فرستاده است بهم آموختی.
استاد ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم که خوب بهم یاد میدی
در پناه حق پیروز و سعادت مند باشین
سلاااااممم به استاد خوبم ودوستان گلم.
قانون تکاااااامل
درک این قانون یعنی تجربه آرامش وحرص نزدن و طرف خودت رو به نحو عالی انجام دادن ودخالت نکردن در طرف خداوند….یعنی یک مسیر رو با عشق ولذت طی کردن واطمینان داشتن به این که حتما نتیجه حاصل میشه وخداوند پاسخ می دهد….یعنی در مورر تمام خواسته ها و مسائل دیدگاه مناسب ایجاد کردن ونکرش مثبت داشتن وبعد هم در راستای این دیدگاه مناسب حرکت کردن واقدام کردن که وقتی دیدگاه مناسب باشد ودر واقع همان باور مناسب ایجاد شده باشد اقدامات عملی بسیار آسان ودلنشین انجام می شوند…الهامات ودستان خداوند به حرکت در می آیند و می شوند چراغ راه.
مثال مهاجرت خود استاد که گفتند به این شکل بود که ابتدا نگاه من هم نسبت به مهاجرت به این صورت بود که:
زبان یاد ندارم اذیت خواهم شد….از خانواده ام دور می شوم…..تنها خواهم شد ودوستانم را از دست خواهم داد….
وبعد به این صورت این باور ها تعییر یافت.
متعهد می شوم که در جهت یادگیری زبان حرکت میکنم وبا طی شدن روند تکامل وپله به پله زبانم تقویت خواهد شد….وابستگی به خانواده مرا از پیشرفت وتجربه های جدید دور میکند و اینکه با پیشرفت رسانه های امروزی و تکنولوژی دیگر دل تنگی و دوری معنایی ندارد……در آن کشور هم اگه نیازی باشد دوستان جدید پیدا خواهم کرد…..وبقیه باور های اشتباه هم به همین شکل تعییر یافتند..وبعد هم اینکه چطور الهامات ودستان خداوند به یاری امدند وکارها به آسان ترین طریق ممکن انجام شد.
خدای من چقدر عالی وزیبا گفتین استاد جانم اگر اجازه بدیم…….اگر اجازه بدیم……اگر ایمان نشون بدهیم اگر مشرک نباشیم اگر قدرت خدا رو باور داشته باشیم اگر تسلیم یاشیم اون برای ما همه چیز رو محیا ورهبری میکنه. وخداوند همه چیز می شود همه کس را به شرط ایمان به شرط پاکی دل.
خداااااوند به من نزدیک است.
من در مقابل او تسلیمم وبه هر خیری که از او به من برسد فقیر ومحتاجم.
اعتماد به خداوند= مدیریت زندگی به بهترین شکل.
گوش دادن به الهامات و اجرای بدون چون وچرای انها برابر است با آسانی و آسان شدن برای آسانی ها.
سلام بر همه استاد عزیزم خانم شایسته مهربان و همه شما زیبایان
خدا رو شکر که هستید میدونم خدا برای همهتون تندرستی شادی و بی نیازی میخواد و خدا رو بسیار سپاس
استاد نمیدونم چطور تشکر کنم به دلایل بی شمار
از اینکه به ما دانش و آگاهی میدید
از اینکه گنجینه ای بنام سایت عباسمنش بوجود اوردید
از اینکه همیشه در حال ارتقای مدار ما هستید
از ایده زیبای کامنتها که هی الگو بگیرم و باورای قدرتمند کننده بیشتری بسازم
به بی شمار دلیل ازتون سپاسگزارم
و بدون شک از تمام زیبایانی که درک دانش و آگاهیشون رو با من به اشتراک میذارن بی پایان سپاسگزارم
نمیدونم چطور سپاسگزاری و ذوق کردنمو بخاطر دکمهی «مرا به سوی نشانه ام هدایت کن» نشون بدم مگه میشه انقد عالی حالمو خوب کنه ایمانمو قوی کنه و هر بار منو نزدیکتر کنه در حالیکه هر بار فکر میکنم دیگه فاصلهای نیست بین من و من(خدا)
هر بار تلاش میکنم بهتر درک کنم خدا رو یه چیزی داد و هوار میکنه درونم که سایت عباسمنش و میام و دیگع چی بگم از حالم چون میدونم همتون تجربهشو دارید🥰
و هربار که به زیبای درونم میگم بازم میشه نزدیکترم کنی میگه اون دکمهی زیبا رو بزن تا بهت بگم و چه زیبا اول یه کلیپ مقدمه از استاد میاد(که به طرز شگفت انگیزی خصوصیسازی شده) و اینحا من هنوزم گیجم و نمیدونم ماجرا چیه یهو میشم یه بچه سه ساله که یه بزرگتر میاد دستشو میگیره میگه این آیات و نشانهها رو بخون و ببین(کامنتها) بعدش باز دستمو میگیره میگه بیا پایینتر هرچی تا اینجا نشونت دادم مقدمه بود که راحتتر بفهمی عزیزم و اما اون چه راجبش پرسیدی اون کلیپ پایینی است ،نه اون یکی نه اینو میگم(به همین حد دقیق و شفاف) بعد میگه خب حالا بشین و حواستو جمع کن تا تلویزیونو برات روشن کنم برنامهای که میخواستی رو ببینی و اینجاست که استاد میاد و شروع میکنه دلبری کردن و منی که همه جهان و باورام و جانم و دیدگاهم که از این رو به اون رو میشه عییییین ادمی که از کشوری به کشوری دیگه مهاجرت کرده و حالا فرهنگ و ایین و رسم و خلاصه همممممممه چیز براش تازگی داره بعدشم باز اون بزرگتر مهربونه میاد تلویزیونو خاموش میکنه میگه بیا ببین بقیه بهشون فیلمو نشون دادیم این بوده برداشتشون(یعنی بیا دیدگاه همه رو ببین)
حالا ایندفه منو اورده مصاحبهتونو ببینم که بهم بگه اگه بهم اعتماد کنی میذارم اینجوری کیف کنی و لذت ببری بدون اینکه سختی بکشی مثل عباسمنش(نمیدونم چرا با اینکه اعتقادی ندارم ولی اون خانم محترمی یادم اومد که همه عزیزاشو جلوش به فجیعترین شکل کشتن و چه سختی ها که بعدش نکشید دست اخرم بهشون گفتن چه بر شما گذشت گفتن که ما جز زیبایی چیزی ندیدیم)
استاد راستشو بخوای گاهی فکر میکنم که فایلهای مثل این مصاحبه چطور به رایگان گذاشته شده چون من خیلی گشتم که ادم موفقی پیدا کنم که انقدر روانشناسانه بیاد آیین بی نیازی رو به بقیه آموزش بده ولی تنها گزینه هایی پیدا کردم که فقط کتاباشون بود و یا کسایی بودن که به سختی میشد وقتی ازشون گرفت تا بشه باهاشون مصاحبه کرد و یا به کل در دسترس نبودن ولی خب بعدش به جواب رسیدم و بی پایان سپاسگزارم ازتون سایت عباسمنش عزیز و مهربون
استاد و خانم شایسته مهربان و تمام زیبایانی که دانش و آگاهیتون رو در کمال زیبایی در اختیار من میگذارید بسیار ازتون سپاسگزارم و خیلی دوستون دارم
سلام
هرچی سعی کردم اولش بگم به نام خدای زیبا و از خدا و شما زیبایان سپاسگزاری کنم دیدم همه چیز خداست و همه چیز زیباییست
وقتی خواستم با خدا مناجات کنم و درخواستهام رو بگم دیدم اونقدر نزدیکه که خودش میدونه دیدم همه چیز رو قبل از گفتن عطا کرده دیدم کار من درخواست کردن نیست کار من فقط سپاسگزاریه دیدم همه چیز محض عبادت و بندگی آفریده شده
دیدم
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
دیدم
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
دیدم من برای خدمت به جهان آفریده شدم و جهان برای خدمت به من
نمیدونم ولی یه چیزی بهم میگه تو نباید درخواست کنی چون فقط داری یاداوری میکنی در صورتیکه بهتر اینه که تو فقط بگی خدایا سپاس اخه مگه قبلتر که هنوز توان درخواست نداشتی بهت داده نشد؟اگه بهت داده نشده پس چطور الان اینجایی چطور هنوز زندهای اصلا کی بهت این قدرت رو داد که بخوای درخواستی کنی مگه اونموقه که بهت قدرتش داده شد تو درخواستی کردی مگه میدونستی درخواست کردن معنیش چیه
خدایا فقط و فقط شکرت که هستی
خدایا فقط و فقط شکرت که راهنمایی
خدایا فقط و فقط شکرت که مهربونی
خدایا فقط و فقط شکرت که قوانینت تغییر نمیکنه و حرفت حرفه
….
تا میخوام شکرش کنم اخرش به نتیجهای میرسم که خودش گفته که اگر دریاها مرکب بشن و درختان ورق بازم نمیتونم شکرگزاریش رو به جا بیارم
تاااازه اگه زمان و عمر مجال بده گرچه
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
استاد شما زیبایین ازتون سپاسگزارم بخاطر وجودتون
کم لطفی من رو از روی قصور هست
وفقط همین کم و ناچیز که بسیار سپاسگزار همه شما هستم بخاطر وجود ظریف و زیباتون خیلی دوستوندارم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته پرتلاش و همه اعضای خانواده عباسمنشی
این اولین شروع گذاشتن کامنت من هست به همین خاطر شاید به خوبی عزیزان دیگه ای که کامنت های زیادی منتشر کردن نباشه ولی مهم شروع کردن هست .
وقتی این فایل رو گوش دادم به نوعی یه جرقه در من زده شد که ببین چطور استاد میگه وقتی کارهاتو به خدا بسپاری بهترین نتیجه رومیگیری وقتی استاد گفتن که گوسفندهاشونو با خیال راحت به خدا میسپارن وخداوند بهتر از هرکسی دیگه با سودی فروان ازشون محافظت میکنه به خودم گفتم من بهعنوان کسی که ادعای مسلمانی دارم چطور اینجوری عمل نمیکنم وکارهامو واقعا وبدون اینکه به چگونگیش فکر کنم به خدا نمیسپارم.
تصمیم گرفتم که این کار رو شروع کنم وچقدر کنترل ذهن سخته ذهن من یه ذهن تحلیل گری هست و مرتب برای هر مسئله راه حل میده و خیلی درگیر اون مسئله میشه
همزمان با گوش دادن این فایل یه اتفاق ناخوشایند برام افتاد پدرم که خیلی برام عزیزه تو این شرایط بیماری دچار این بیماری شدن و ۸۵%ریه رو درگیر کردند ومن چون دور از خانواده در شهر دیگری زندگی میکنم هیچ کاری نمیتونستم انجام بدم و خیلی حالم بد بود در همین شرایط این فایل رو گوش میدادم و به خودم گفتم الان موقع عمل هست با خدای خودم صحبت کردم و بهش گفتم من کاری ندارم که پزشکان چی میگن من خوب شدن بابامو به خودت میسپارم واز خودت سلامتیشو میخام.
ولی مرتب ذهنم درگیر این ماجرا میشد و فوری به خودم میگفتم من سپردم به خدا وخیالم راحته که بابا سلامت برمیگرده خونه وسعی میکردم حسم رو خوب کنم باورم نمیشد بعد از چندبار این کارو انجام دادن دیگه حتی بهش فکرم نمیکردم و آرامش داشتم و حتی به دیگران هم میگفتم ناراحت نباشن بابا خوب میشه وخدا رو شکر بعد از چند روز بابا از icuبه بخش منتقل شد ومطمعنم به زودی با سلامت به خونه برمیگرده.
من فهمیدم واقعا اگه به تمام معنا به خدا توکل کنیم بهترین جوابها رو میگیریم و ممنونم از استاد عزیز بابت تمام این آگاهیهایی که در اختیار ما قرار میدن واقعا سپاسگزارم.
من فایلهای زیادی گوش داده بودم ولی این فایل وهمزمانیش با این چالش برام واقعا راه گشا بود که تونستم ازش استفاده کنم و نتیجه بگیرم مهر روز صبح به خدا میگم امروزم رو به خودت میسپارم و منتظر اتفاقات عالی هستم و چه خوب خدا جونم جواب میده ونشونه هاشو هر چند کوچیک داره به من نشون میده ومطمعنم هر چی باورهای واقعیتر بشه نتایج بزرگتری هم بدست میارم.
خدا جونم ممنونم که منو به این مسیر هدایت کردی که بیشتر به خودت نزدیک بشم.
سلام به همسر عزیزم و استاد بینظیر و خانم شایسته عزیز.
همسر عزیزم خیلی خوشحالم و از خدا سپاسگذارم و میگم که به جمع خانواده بهشتی سایت خوش اومدی .
👏👏🙏🙏
از خدا میخوام در کنار هم روزای لذت بخشی رو داشته باشیم .
عزیز دلم از وقتی که از استاد و همکلاسی هام یاد گرفتم که هر شخصی خودش باید تصمیم بگیره تغییر کنه و تصمیم گرفتم که قدم ها رو هر شخصی بهتره جداگانه
کار کنه ، همیشه آرزوم بوده که شما رو توی سایت ببینم و کامنت هات رو بخونم و لذت ببرم ..
اما الان متوجه که اگر توی سایت هم نمیومدی هم برای من عزیز بودی و تمام تصمیماتت برای من قابل احترامه و بقول استاد برای موفق شدن هزار راه هست که سایت استاد هم یکی از مسیرهای موفقیت هست .
.
مطمئنم هر جایی که باشی در کسب و کار و زندگی موفق هستی .
چون من دیدم که در چه بحرانهایی در زندگیمون موفق شدی به سلامت زندگیمون رو حفظ کنی و سربلند باشی.
عزیز دلم تحسینت میکنم و بهت افتخار میکنم و به هر شکلی روی خودت کار کنی بهت افتخار میکنم چه در سایت چه بیرون سایت و مطمئنم موفق میشی .
خوش اومدی و خوشحالم
.
از استاد عزیز متشکرم بخاطر این امکانات بینظیر .
سلام به استاد بینظیر و عزیزم و مریم جان ، بانوی شایسته بهشت .
استاد عزیزم و دوستان همیشه محبوبم .
خدا یا شکرت که منو هدایت کردی به این سری فایل های بینظیر همونطور که استاد میگن ما درهرلحظه درهرلحظه درحال هدایت شدن هستیم بشرط اینکه ما باور کنیم که خداوند مدد میکنه و کمک میکنه و راه رو نشونمون میده ..
من این مصاحبه ها رو خیلی دوست دارم با اینکه تمام قسمت های این ها رو گوش کردم ولی امروز تصمیم گرفتم از قسمت اول شروع کنم و به ترتیب پیش برم و تصمیم هم گرفتم حتماً دیدگاه هامو در مورد هر قسمت بنویسم.
چون دقیقاً درک کردم استاد میگن نوشتن کانون توجه رو بدست خودش میگیره .
وکانون توجه باعث میشه اتفاقات عالی رقم بخوره
و نوشتن باعث میشه اون نوشته توی ذهنم موندگار بشه.
و اون نوشته باعث گسترش جهان بشه.
و باالطبع جهان لاجرم ، زندگی منو گسترش میده .
و نعمت و ثروت رو وارد زندگیم میکنه .
خدایا شکرت بابت این آگاهی.
استاد عزیز اولین نکته ای که یاد گرفتم اینه که اگر سوال میخوام بپرسم سوالی بپرسم که به من کمک بشه نه اینکه سوال هیچ کمکی به من نکنه
مثلا من گاهی میخوام بدونم فلانی چقدر آدم مذهبی هست یا اینکه فلان شخص دیر میره سر کار چرا دیر میره یا چرا فلان شخص شبانه روزی دنبال کمک به مردم هست . ………و استاد عزیز شما گفتین این سوالات حاشیه ای هست و کمکی نمی کنه و من یاد گرفتم سرم رو از توی زندگی شخصی دیگران بیارم بیرون .
یا اینکه بیام بپرسم دیگرانی که خداوند رو اینجوری معرفی کردند چرا معرفی کردند . و فهمیدم و یاد گرفتم همیشه دنبال اصل باشم دنبال چیزی که به من کمک کنه .
من دو هفته پیش رفته بودم روستا و در آن زمان ایام محرم بود و خانواده من هر شب مراسم داشتند و شام و پذیرایی چایی داشتند . گاهی نجواهای شیطان به من میگفت که به خانمت به مادرت به پدرت بگو مسیرتون اشتباهه . گاهی نجوا میگفت اینها مسیرشون درست نیست و فقط مسیر تو درسته . منم به نجوا میگفتم میتونی آروم بشینی اجازه بدی سرم توی زندگی خودم باشه .
و برای اینکه ساکتش کنم از علم ان ال پی کمک میگرفتم و میگفتم ساکت باش من به همه احترام میزارم و هر شخصی نقشه راه خودش رو برای رسیدن به موفقیت داره
اما از این طرف خانواده و فامیل به من اصرار داشتند که تو خجالت نمی کشی توی مراسم شرکت نمیکنی و ….. تو مگه از پوست و گوشت ما نیستی و ………
و از من انتظار داشتند که به مراسم کمک کنم
توی انداختن فرش ها توی حیاط
توی سینی چایی تعارف کردن
توی شرکت در مراسم .
منم چون از استاد یاد گرفته بودم در مقابل نظر دیگران مقاومت نکنم همیشه ساکت بودم و به حرفاشون لبخند میزدم و میگفتم درست میشه نگران نباشید .
اما من اینکار رو نکردم چون اخلاقا آدمی هستم که اشکم کنار مشکم هست و اگر مصیبتی را از هر کسی یا اتفاق ناگواری رو بشنوم امکان نداره که گریه نکنم و جوش نخورم .
ولی امروز یاد گرفتم
جمله دوستان سایت (خودمو بدون هیچ دستاوردی دوس داشته باشم ).
اگه قبلا بود میرفتم و انجامش میدادم .
اما من در مقابل حرف و حدیث های هر روزه فامیل و خانواده مقاومت کردم
ونرفتم مراسم در مقابل نجواها مقاومت کردم و نرفتم .
حتی در مقابل نجواهایی که به من میگفت بهشون بگو مسیرشون اشتباس و آره جهان اینجوری که شما فکر میکنین کار نمیکنه و…… اما لام تا کام حرف نزدم .
و اصلا کاری نداشتم که اونا انگ میچسبونن یا اینکه اصلا مسیرشون درسته یا اینکه نکنه مسیر من اشتباه باشه .
من از استاد یاد گرفتم از خودم و دیگران سولی رو بپرسم که به من کمک بشه .
راجع به سوال اول من اینو از استاد یاد گرفتم که خداوند چون عاشق ماست دوست داره ما همیشه پیشش باشیم مثل مادری که عاشق بچه اش هست و.
و فقط به خودش بگیم همه چیزمون رو . وما همه میدونیم که جمله قرآن همه از خدائیم و بسیوی خدا برمی گردیم رو استاد توی دوره قانون آفرینش به صورت مفصل توضیح دادند . و اینکه استاد متوجه شدند باورهای توحیدی زودتر ما رو به مقصد میرسونه بخاطر اینکه هروقت باورهای توحیدی رو درست میکنیم آرامشی که پیدا میکنیم قابل وصف نیست و ما میدونیم بعد از آرامش هست که اتفاقات خوب سریعتر رخ میده . .
راجع به اینکه چطور شما تکاملتون طی شد تا به امریکا رسیدید هزاران نکته و درس داشت .
یکی اینکه من یاد گرفتم که به استاد اعتماد کنم و حرف استاد رو باور کنم و دنبال جادو و راه میونبر که قبل از طی کردن تکامل باشه نباشم. دنبال راه میونبر نباشم . و یه شبه نمیشه اتفاقات خوب بیفته .
دوم یاد گرفتم باورها یه سری فرکانس های هایی هستند که وقتی بارها و بارها تکرار میشوند باورها بوجود می آیند.
پس : در آخر استاد توضیح دادند که اگر درخواستی دارم
۱ – اول من از اینجایی که هستم لذت میبرم
۲ – دوم خودمو لایق جاهای خوب میدونم
۳- سوم هیچ نگاه منفی نسبت به درخواستی که دارم نداشته باشم (حالا توی صحبت استاد نگاه منفی به مهاجرت )
۴ – چهارم باورهای مناسب اون درخواست رو درست کنیم .
استاد ممنونم بابت آگاهی هایی که توی این فایل بینظیر یاد گرفتم .
سلام به استاد بینظیر و عزیز و مریم جان ، بانوی شایسته بهشت .
استاد عزیزم و دوستان همیشه محبوبم .
من بعد از دیدن گفتگوی با دوستان قسمت ۴۰ که واقعاً میگم منو یه تکون اساسی داد و صحبت های جادوویی زهرای عزیز که کلام خدا رو به من انتقال داد و اینکه همیشه استاد میگن تو از خدا بخواه و خدا همیشه در حال اجابت کردنه …. انگار صحبت های زهرا تمامش پاسخ به سوالاتی بود که ماهها پیش تا الان داشتم از خودم و خدا میپرسیدم و بالاخره پاسخ گرفتم .
خدا یا شکرت .
من تصمیم گرفتم که متعهد باشم به استارت دوباره و از قسمت اول شروع کنم به دیدن مصاحبه هاو کامنت بزارم.
من این مصاحبه ها رو خیلی دوست دارم با اینکه تمام قسمت های این ها رو گوش کردم ولی امروز تصمیم گرفتم از قسمت اول شروع کنم و به ترتیب پیش برم و تصمیم هم گرفتم حتماً دیدگاه هامو در مورد هر قسمت بنویسم.
چون دقیقاً درک کردم استاد میگن نوشتن کانون توجه رو بدست خودش میگیره .
و نوشتن باعث میشه اون نوشته توی ذهنم موندگار بشه
و اون نوشته باعث گسترش جهان بشه
و باالطبع جهان لاجرم زندگی منو گسترش میده . و نعمت و ثروت رو وارد زندگیم میکنه .
خدایا شکرت بابت این آگاهی
این قسمت را هم خیلی دوست داشتم و خیلی لذت بردم از هوای عالی و اون منظره پارادیس که فوق العاده هست و با دیدنش واقعا حال و هوای آدم را عوض می کند.
زیبایی ها رو دیدم و تحسین کردم .
بعضی از زیبایی ها
شنا کردن توی آب چقدر لذت بخشه وای عاشقشم .
استاد گفتین دیروز ببیی زدین به بدن ، وای عاشق زدن بب یی به بدن هستم .
ما توی شهر خانمم گرگان ، به این کار میگیم مراسم گوشت خوری خخخخخخخ
اونم چه گوشتی الص الص پارادایس ، گوشت ارگانیک
چقدر خوب که گوسفند و گاوها چمن ها رو هرس میکنن
شما گفتین صاحب قبلی سالی 2500 دلار میده برای هرس
این ها همه فراوانیه نعمته.
در طبیعت انگار خدا به ما نزدیکتره . منم این احساس رو خیلی وقتا تجربه کردم و عادت دارم با دیدن زیبایی های طبیعت لبخند میزنم …..
این جنگل این درخت این ماهی ها این پرنده ها این سکوت . این رنگ سبز فسفری وای وای …… خدایم با چه قلم مویی اینقدر قشنگ کشیدیشون .
اما لذت بردن از سوالات :
چون میدونم این راهی هست که خدا میخواد جوابها رو بهم برسونه و مثل تقلب میمونه مثل راه میونبر میمونه خدا کمک میکنه زودتر برسیم اما نه زودتری که همراه ناراحتی و اضطراب و ترس باشه – زودتری که با آرامش و لذت هست .
دوستان میگن ببیی ها رو چطوری رها میکنید ؟.
استاد گفتین یعنی اعتماد به خداوند . منم بیشتر ضربه هایی که خوردم از همین ترس هام بوده .
مثلا من از خیلی از عادت هایی که اشتباهه و من بهشون عادت کردم از ترک کردنش میترسم مثل ترس از قضاوت نشدن . رفتارهامو جوری تنظیم میکنم که قضاوت نکنن منو .
اینکه گفتین صاحب قبلی با ایده ای که بخرج داده باعث ایجاد دریاچه شده و ….. اینجا رو اینهمه زیبا کرده و باعث اینهمه شادی و طراوت و زیبایی شده برام درس داشت که ما انسانها هستیم که باعث گسترش جهان میشیم .
.
گفتین خیلی خوب خداوند همه چیز رو برای زندگیمون مدیریت میکنه خیلی نکته و درس داشت .
اینکه گفتین بزها ،بزغاله بدنیا میارن و ………. باعث میشه که ما هر کدوممون توی زندگیمون پیدا کنیم ردپای خداوند رو که مدام داره چیزهایی رو به زندگی تک تک ماها اضافه میکنه . و خودش مدیریت میکنه سلامتی خانوادمون رو و همه چیز رو خودش مدیریت میکنه فقط باید اعتماد کنیم .
و یه نکته دیگه که درس داشت اینه که به خدا درخواست مدیریت رو دادین و گفتین خدایا من میخوام آزاد باشم خودت این برنامه رو مدیریت کن و خدا همیشه در حال پاسخ دادنه .
آهوویی معروف و داستان اینکه رییس قبیله گوسفندها شد خیلی جالب بود .
و اینکه گفتین من مدام توی گوشم بود و هدایتم میگفت که در قفس آهویی رو باز کنم و اجازه بدم خدا همه چیز رو هدایت کنه . واینکه آهویی اومد پیشت بجای اینکه فرار کنه و…………(گوش دادن به هدایت خداوند).
اینکه گفتین درخواست ها حتما توسط خداوند شنیده میشه و اجابت میشه بشرط اینکه به خداوند اعتماد کنی و اگر که اجازه بدید که هدایتتون کنه …..
خدایا ممنونم از این فایل بینظیر و عالی .
استاد عزیز بینهایت سپاسگذارم .
سلام دوستان (◍•ᴗ•◍)❤
الان روز ششمه که تمرکزمو بر نکات مثبت زندگیم میزارم.
اتفاقات خوبی خیلی زیادی میفته و من دیگه باید رو کاغذ بنویسم تا یادم نره.
برخلاف روز اول که کلا یه نکته پیدا کردم.
من مدتی که دارم رو علایقم کار می کنم و دنبال یه گروه بودم.
و طبق گفته استاد اگر شما تغییر کنی خدا شرایط شما رو تغییر میده و ادم های مناسبی رو سر راه شما قرار میده
یکی از دوستام پیام داد. و خیلی هم از صحبت باهاش خوشحال شدم و البته که داشت روی یه حرفه خاص کار میکرد که من دنبالش بودم و توش عالی بود واقعا (•ө•)♡
و اونم کلا از کار من خوشش اومد و بهم گفت کارم خیلی عالیه و کلی از صحبت با هم لذت بردیم.
برای شروع کارم هم دارم از شرایط موجود شروع میکنم و البته وضع مالیم هم داره هی بهتر میشه.
گوشیم دیگه هنگ نمیکنه. باتریش عالی کار میکنه.
انگار اصلا حافظش چند برابر شده و پر نمیشه.
دارم حال خوب و ارامش و اطمینانمو به الله بدست میارم و خودش داره کمکم میکنه .
حتی به دلم افتاد به یکی از دوستام فایلای عباسو معرفی کنم . و گفتم خدایا خودت بگو کدومو بفرستم و یکی رو انتخاب کردم بدون اینکه بدونم چیه و دیدم که اون فایل کلا از اول داره درباره ماهیت قانون جذب صحبت میکنه و بهترین فایلی بود که میشد به کسی داد تا با این فضا اشنا بشه و البته که بقیش با خودشه که پیگیر بشه یا نه.
حتی تازه متوجه شدم که عقل کل چه جای خوبیه و کلی از سوالات اساسیم اونحا جواب داده میشه 😆
این چند روز هم دو نفر بودن که زمانی که تو مغازه بودم پیش اوسا اذیتم میکردن و کلا باهاشون حال نمیکردم.
اعراض کردم و الان…
تا جاییکه خبر دارم.. یکیش ۱۴ روزه قرنطینس
اون یکی هم کلا نیستش تو اون حوالی .
دیروز هم بارون شدیدی اومد که از تو مغازه که نگاه میکردم نمای جالبی داش و البته که زمانی که خواستم برم خونه انگار بارون قط شد تا من برم و بعد دوباره شروع کنه😁
دیروز هم رفته بودم تا برای استادم خرید کنم و به مغازه موبایل فروشی رفتم .
خیلی قشنگ بود . گیم پد ، هدفون ،… همه چی بود . از همه رنگ و بهترین نوع.
همه در حال خرید بودن. حس خیلی خوبی داش.
کلا از خدا خواستم تا کمک کنه از لحظه لحظه زندگی لذت ببرم.
در پناه او
فعلا (◍•ᴗ•◍)❤