مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 128


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهره نجفی گفته:
    مدت عضویت: 2206 روز

    سلام من ۵روزه وارد سایت شدم روزای اول اصلا حال خوبی نداشتم من از خداوند هدایت خواستم و من و به اینجا و آشنایی با شما خانواده بزرگ آشنا کرد اینجا اولین جایی هست که من واقعا احساس غریبی نمیکنم واقعا لذت میبرم از اینکه هروقت تشنه میشم میام تو سایت انگار سیرابم میکنید واقعا پر از شور و نشاطم کل اعضای بدنم در حال شور و شوق و شعف فراوانیه انگار ذوق زده شدم از اینهمه احساسات عالیی که الان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    اصغر پورحسن گفته:
    مدت عضویت: 2246 روز

    سلام استاد.از خدا بینهایت سپاسگزارم که مرا توسط شما هدایت میکند.از شما استاد بزرگوار و با سخاوت بینهایت تشکر میکنم که آگاهیهای ناب را در اختیار ما قرار میدهید.از خوشحالی تو پوست خودم نمی گنجم.نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم.من 42 سالمه .به کمک خدا و صحبتهای شما براحتی باورامو تغییر میدم.نتایج شگفت انگیزی در تمام زمینه ها میگیرم.خیلی ممنوننتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
    مدت عضویت: 2528 روز

    سلام خدمت گروه تحقیقاتی عزیز

    فایلهای رو گوش کردم, هرآنچه صحبت کردید، من نه تنها مقاومتی نداشتم، حتی دلیل برخی ترمزهام رو‌ پیدا کردم، از این بابت سپاسگزارم.

    سوالی که در طول این یکسال شاگردی شما دارم، و هنوز درک بهتری در این باره پیدا نکردم، و پرسیدن این سوالم هم رسیدن به اون درک و آگاهی هستش.

    و البته این سوال رو بیشتر مایلم خانم شایسته ی عزیز پاسخ بدن، یعنی به عنوان یک خانم، نظر ایشون برام مهمه. امیدوارم پاسخ سوالم رو در فایلهاتون یا نوشته هاتون پیدا کنم.

    اینگونه رابطه ای که استاد به شما دارن، همه چیش درست و قابل قبول. ولی توی ذهنم نتونستم بچه دار شدن در این رابطه رو درک کنم. احساس میکنم یا باید قید بچه دار شدن رو زد، یا اینگونه بپذیریم که در هر دوره ای شما و استاد جدا شدید و رابطه رو تموم کردید، بچه هر سنی داشت، بسپاریم بخدا… ولی اگر مثل پسر اول استاد، اون بچه باز ترجیح داد با پدرش بمونه، پس تکلیف مادر چی میشه؟ بازم باید بره ازدواج کنه و بچه دار بشه تا در کنار فرزندش باشه و عشق فرزند رو بچشه؟!

    و در کل این موضوع توی ذهنم گنگه. از دوستان از استاد و از خانم شایسته ممنون میشم پاسخ بدن.

    و در نهایت از استاد و عزیز دلشون ممنونم که آگاهی هاشون رو با ما به اشتراک میزارن. و باعث میشن مقاومت هایی توی ذهنموم بشکنه. و اصلا به موضوعاتی فکر کنیم که تا به حال عرف جامعه بوده و درواقع روند طبیعی جامعه به حساب می اومد و کمتر کسی مخالفش رو فکر یا تصور میکرده.

    و اینم اضافه کنم، چه در برنامه ی سفر به دور امریکا چه مصاحبه و چه فایلهای دیگه، که دوربین در زندگی خصوصی شما میچرخه، بی هیچ شکی بدونید که تمام اینا برای ما درسه و الگویی هستید برای هممون. بی نهایت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      شایان جهانگیر Sh_J گفته:
      مدت عضویت: 2497 روز

      سلام به زلیخای عزیزم

      _

      ببین :

      این زندگی با زندگی دیگه که تا قبل ای این می شناختیم چه فرقی داره ؟

      +

      مگه ادمایی که طلاق می گیرن بچه ها و مادر و پدر چکار می کنن ؟

      _

      در هر دو حالت مسئله یکسانه

      _

      فقط اینکه توی اون زندگی که می شناختیم خودمونو مجبور می کردیم که از حقمون بگذریم که مبادا زندگیمون خراب شه _

      این احمقانه ترین طرز فک بود

      _

      الآن اینو می فهمیم که :

      من تا هر موقع که با هر شخص و اشخاص توی مداری که باید باشیم ، هستیم ، خب با هم هستیم

      اگه مدارمون سوا شه :

      من زندگی خودمو می خوام داشته باشم نه زندگی که دیگران می خوان _

      _

      مادر بچه خودش خواسته که این زندگی رو برای خودش بسازه

      پسرش خودش خواسته زندگی که دلش می خواد رو خلق کنه _

      استاد هم خودش خواسته این زندگی که داره رو خلق کنه _

      _

      کدومشون خودشو محروم کرده ؟ هیچ کدام .

      _

      من جای کسی نیستم و من فقط جای خودمم _

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          شایان جهانگیر Sh_J گفته:
          مدت عضویت: 2497 روز

          اون بخش که می گی :

          مادر می خواد لذت عشق به فرزندش رو بچشه ،

          بستگی به باور داره که این عشق رو از چه دیدگاهی و با چه رفتاری ببینیم .

          مثلا :

          در یه خانواده مادر باید توی خونه بچه ها رو نگه می داشته و غذا می پخته و لباس می شسته و خونه رو مرتب و جارو می کرده .

          در یه خانوده دیگه ( مثلا خونواده من ) مادر بودن به ظرف و لباس شستن و غذا پختن و بچه نگه داشتن گفته نمی شه و حتی با جرات میگم اصلا مادر بودن به کارای خونه ربطی نداره .

          *

          با باورهای اون خانواده نگاه کنی ، مادر برای نشون دادن عشقش به بچه هاش باید براشون غذا بپزه و لباساشونو بشوره و اگه مدرسه میرن توی درسا بهشون دیکته بگه یا اگه بچه ها کوچیکن ، بچه ها رو ببره مدرسه و بیاره .

          این مادر اگه به هر دلیلی بخواد از شوهرش جدا بشه برای عشق دادن به بچه اش ، با سختی هایی مواجه می شه .

          چون اگه جدا بشه و بچه ها پیش پدرشون باشن باید یه راهی برای اینکه غذای دستپخت خودشو به بچه اش بده پیدا کنه یا اینکه لباساشو ازش بگیره ببره بشوره بیاره و مسائلی که ممکنه انجامش مقدور نباشه . پس این مادر در عشق دادن به بچه هاش پس از جدایی عاجز می شه و ممکنه حتی بچه هاش دلخور تر بشن و مادرشون رو یه ظالم ببینن که حقشونو ضایع کرده و خودخواه بوده .

          چون از غذا و شست و شو و جارو که اسمش عشق بوده خبری نیست .

          پس :

          این مادر در صورت مواجهه با سختی ها و یا مواجهه با مشکلاتی با شوهرش ، یا باید به زندگی ادامه بده و تحمل کنه و تحمل و تحمل تا جایی عادت کنه ،

          یا اینکه :

          جدا بشه و اینکه براش دیگه امکان غذا پختن و لباس شستن برای بچه هاش وجود نداره رو انتخاب کنه که باز هم براش سخته چون :

          باورهاشون ایناس که : عشق مادر به بچه توی لباس شستن و غذا و … ایناس .

          ـــــــ

          حالا یه مادر و خانواده اش با باورهایی که :

          مادر وظیفه ای برای لباس شستن و غذا پختن و ظرف شستن و جارو کردن خونه نداره ،

          و اگه مادر این کارها رو انجام نده :

          بابت نظافت منزل کارگر میارن و بابت غذا از رستوران یا مراکز تهیه غذا ، غذا می خرن و لباس ها و پرده و پتو رو به خشکشویی می دن تا بشوره و فرش و موکت و قالی و قالیچه رو به قالیشویی می دن بشوره ،

          توی این خانواده عشق مادر به بچه تعریفش فرق داره .

          توی این خانواده کسی به مادر نمی گه چرا لباسم هنو چرکه و کسی نمی گه چرا غذا شوره و ….

          توی این خانواده بچه ها عشق رو آغوش مادر و بوسیده شدن توسط مادر و صحبت کردن و ختی لبخند مادر می دونن نه ظرف و لباس و غذا .

          ـ

          مادر این خانواده ، مشکلاتش با مادر توی اون خانواده فرق داره ـ

          مشکل این زن و شوهر با اون زن و شوهر فرق داره ـ

          مشملاتی که این مادر با بچه هاش و اون مادر با بچه هاش داره فرق دان .

          نتیجه :

          عشقی بچه های این مادر فهمیدن با عشقی که بچه های اون مادر فهمیدن فرق داره .

          ـ

          این مادر اگه زمانی با مشکل ارتباطی با شوهرش مواجه بشه ، حتی اگه جدا بشن و بچه ها پیش پدرشون باشن ، بچه ها عشق مادرشون رو هر موقع مادرشون می بوسه احساس می کنن .

          بچه های اون خونواده حتما باید غذا و شستشو باشه تا مادرشونو احساس کنن که حتی اگه مادر شون بچه هارو ببوسه بچه ها بازهم توقع غذا و شستشو و جارو شدن خونه رو دارن و تا غذا و جارو و شستشو نباشه عشقی از مادر نمی بینن .

          بچه های خانواده ای که مادر وظیفه جارو و غذا پختن نداره عشق مادر رو با بوسه و آغوش و صحبت احساس می کنن حتی مادرشون اگه بهشون تلفن کنه و یا حتی اس ام اس هم بده عشق مادر رو احساس می کنن .

          ـ

          امیدوارم مقصودمو رسونده باشم .

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
          • -
            زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
            مدت عضویت: 2528 روز

            واقعا نمی‌دونم چی بگم دوست عزیز.

            بی نهایت براتون آرزوی ثروت و خوشبختی دارم🌹

            اتفاقا دو روز پیش بود، در مورد همین کامنت و این تفکر با خواهرم صحبت میکردیم. چقدر عالی بیان کردید.🙏🌹🌹

            با این دیدگاه نکاتی به ذهنم رسید که باید خیلی بهشون فکر کنم.

            به طرز تفکر عشق به فرزند. و عشق به فرزند چطور معنا میشه.

            در ذهن من، عشق به فرزند، بغل گرفتن و بوسیدن و آموزشش توسط خودم، صبح ها با ناز و نوازش بیدارش کردن و… هستش.

            اگه نحوه ی عشق ورزیدن در ذهن من تغییر کنه و به یک‌ نگرش کلی تر برسم، این مسأله هم حل شده حساب میشه.

            اگه فرزندی برای تحصیل از مادر دور بشه، یا ازدواج کنه از خونه ی والدین بره، آیا میتونیم بگیم مادر از عشق فرزندش محروم شد؟ قطعا خیر.

            اگه عشق ورزیدن به حضور دائمی فرزندش وابسته باشه، پس هیچ فرزندی نباید ازدواج کنه، یا مستقل بشه.

            بالاخره در هر دوره ای فرزند از حضور دائمی کنار مادرش جدا میشه. چه ازدواج، چه تحصیل چه کار چه مهاجرت و …ولی عشق در قلب مادر است.

            حتی تا جاییکه میدونم، فرزندان در کشورهای پیشرفته و گاهی ایران، به کمپ یا خوابگاه یا اردوها و .. میرن. همون طور که اون مواقع مادر با دوری فرزندش کنار میاد، در هنگام جدایی از همسرش هم می‌تونه کنار بیاد. اصلا قرار نیست کسی دائمی پیش کسی بمونه.

            اینارو نیاز دارم زیاد با خودم صحبت کنم. ممنونم واقعا.

            شاد و سلامت باشید🌹

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مریم صادقی فروغ گفته:
    مدت عضویت: 2471 روز

    سلام استاد عزیزم

    بارها و بارها جواب سوالاتم رو از داخل فایل های شما گرفتم و می دونم که خدا هر لحظه دهره منو هدایت می کنه

    خدایا شکرت که منو با استاد عباس منش آشنا کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سهیل کریمی گفته:
    مدت عضویت: 2486 روز

    به نام خدا

    عرض سلام دارم خدمت استاد بزرگ میدونم که بعد خوندن این‌ کامنت احساس خوبی پیدا میکنید

    استاد من حداقل ۷۰ درصد فیلم های رایگان شمارو دانلود کردم و دیدم

    و به کلی مسیرمو پیدا کردم و واس خودم برنامه چیدم

    و اوایل بیشتر اوقات نشانه های زیادی رو میدیدم حتی گاهی بعد از دیدن نشانه ها اشکم در میومد و احساس خوشحالی میکردم

    استاد من ۲۲ سالمه و دانشجو هستم

    و حتی باعث شدین من نماز خون بشم و بعد از مدت ها نماز بخونم

    بااینکه ۳ ماهه با شما اشنا شدم هفته میشع سخت در گیر کلیپ های شما و درگیر یادگیری زیاد هستم

    من میخوام فرکانس های بیشتری بفرستم

    و باور هامو قوی تر کنم ازونجا که میدونم که محصولات و دوره هاتونو تهیه کنم به کلی تغییر فراوانی خواهم کرد

    و هم اکنون درامد و منبع در امدی ندارم

    به دنبال راهی برای کسب درامد هستم که بتوانم موفق بشم و تمام دوره های مورد نیاز رو تقویت فرکانس و باور ها رو تهیه کنم

    خیلی دوستون به امید تغییرات و موفقیت های بزرگ در اینده ای نزدیک خواهم دید شمارو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      قاصدک الهی گفته:
      مدت عضویت: 2760 روز

      خداروشکر بابت موفقیتتون بینهایت خوشحال شدم ارزوی بینهایت نعمت وثروت و موفقیت روز افزون را دارم برای شما و از خدا بینهایت سپاسگزارم که جهانی با بینهایت فراوانی آفریده در همه موارد و شما را بابت ایمانتون به این مسیر تحسین میکنم و میخواهم بگویم من هم میتوانم خدارو شکر .☺💓

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 3492 روز

    سلام استاد عزیزم ♥️

    میخام در مورد کنکور بنویسم ..

    قبل از اینکه به این آگاهی (البته هنوز خیلی جا داره و اوایل تکامل من هست🥰) که تمــــامِ درخواست هایم رو چ بزرگ .. چ کوچیک .. باید فقط و فقط از خودِ خـدایِ مهـربونم که عاشقشم (و هر لحظه عشق من خالص تر و ناب تر و بیشتر میشه) درخواست کنم

    ناموفق بودم در این مسیر رسیدن به رتبه ی عالی

    اینجوری بگم که من فکر میکردم که موفقیت من فقط با فلان مشاور مطرح تضمین میشه

    میرفتم پیشش با ی برنامه برمیگشتم و فقط ۲.۳ روز عمل بهش و رها کردنش..

    حس خوبی نداشتم ..

    میترسیدم از نتیجه و نگاه خانواده و بقیه که مثلا تو تیزهوشانی هستی..

    احساس میکردم ی چیزی کمه که انقدر زود رها میشم و نمیتونم با حس خوب ادامه بدم ، ربطش میدادم به مشاور و ایراد برنامه ریزیش !!

    بازم ی مشاور مطرح جدید و تکرار همون چرخه..

    البته هیچوقت به هیچ کدومشون حتی اولش ایمان کامل نداشتم ، چون حرفایی میزدن که با درون من در تضاد بود

    تو حرفاشون باور کمبود(کمبود زمان و ‌‌‌‌‌‌…) بود و منو راضی نمیکرد

    بعد از عید ۹۷ کاملا رها کردم درس خوندن رو و توی کنکور ۹۷ رتبه ی ۴۰ هزار اوردم

    تو سال دوم به این باور رسیدم که مشاور و فلان آزمون هیچ تاثیری ندارن و من باید خودم بخوام ولی متاسفانه خیلی درگیر حاشیه ها شدم و بطور جدی از عید ۹۸ شروع کردم(البته این تقریبا ۳ ماه رو هم بازم همشو مطالعه نداشتم) فقط روی ی سری درسا که بیشتر دوست داشتم فوکوس کردم و موفق شدم مثلا درصد زیست۷۴ و ادبیات۷۰ و دینی ۸۴ و برای بقیه درسا با توجه به حجمی که ازشون خوندم خیلی راضی بودم عربی ۳۰ و زبان ۵😅 و شیمی ۳۵ و فیزیک با افتخار ۰ درصد😂

    رتبه ام شد ۱۲ هزار ، ابداااا ناراحت نبودم و خیلییی با دیدن نتیجه ذوق کردم و به خودم افتخار کردم که تونسم مسیر رو خودم پیش برم

    تازه راه و روش رو یاد گرفته بودم و واقعا لذت میبردم یعنی وقتی مثلا ب دوسم میگفتم من فلان کارو میکنم (البته کارِ خیلی خاصی هم نبود ) کلی تعجب میکرد و میگف چجوری اینا به ذهنت رسیده !!!

    دیگه استرس نداشتم ولی هنوز خدای درونم رو درست درک نکرده بودم..

    از مهر امسال تا ی ماه پیش چند بار کلی وقت گذاشتم و برنامه ریزی کردم ولی چند روز اجرا و بعدش دیگه رها میشد یا کامل اجرا نمیکردم

    دوباره هدایت شدم به سایت و تصمیم قوی گرفتم که حتماااا حتماااا ایندفعه ادامه بدم و به حرفای استاد عمل کنم

    خیلی به آرامش بیشتر رسیدم..

    خدای عزیزمو پیدا کردم🥰♥️

    ازش خواستم که کمکم کنه هدایتم کنه توی این مسیر کنکور

    و باورتون نمیشه ی شب حس کردم که فردا باید برنامه ریزی کنم و برخلاف همیشه که کلی وقت میزاشتم خیلی سریع هرچی توی ذهنم بود رو نوشتم

    برنامه ای که الان دارم طبق قانون تکامله و دارم قدم ب قدم پیش میرم و هربار با دیدنش که روی دیوارِ لذت میبرم و کاملا با حس عالی انجامش میدم

    و خداوند خودش به من وعده ش رو داده که موفق میشم…

    دیگه همه ی درخواستام از خودشه و احساس میکنم همش با لبخند نگاهم میکنه🥰

    خیلی طولانی شد😅 ولی تماما حرفای دلم بود که دوست داشتم اینجا بنویسم

    سپاااااس گذارم ازتون استادجان که وقت میزارین و برای ما صحبت میکنین🌹♥️

    سپااااس گذارم از شما دوست عزیزم که کامنت منو خوندی🌹♥️

    دوستتون داااااارم یه عااااالمه

    ان شالله که زندگیِ همتون سرااااااسر آرامش ، ثروت ، سلامتی و خوشبختی و شاااااادی باشه♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    زهرا ثروت آفرین گفته:
    مدت عضویت: 2290 روز

    سلام استاد عزیز و دوست داشتنی

    استاد سوالی که برای من به وجود اومده این هست که زمانی که ما به مشکلی برخوردیم،از کجا متوجه بشیم که مشکل نتیجه باور های اشتباه هستش یا اینکه تضاد هستش و باید دوره تکامل طی بشه؟

    دوستان ممنون میشم به سوالم پاسخ بدید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 3492 روز

      سلاااام دوستِ عزیز من

      توضیحی ک میدم نتیجه ی درک الان من از قانونه و هنوز کامل نیست و در تکاملم🥰

      ولی امیدوارم جمله ای از بین اینا بدردت بخوره

      زهراجان ما هر مشکلی که توی زندگیمون داریم ، در واقع تضاد ها هستن

      این تضاد ها که نتیجه ی باور های اشتباهمونه، میان که بگن عزیزدلم باورهات در این مورد ایراد داره و باور های خوبی نیست

      درستشون کن ، با باور های خوووب و قدرتمند جایگزینشون کن که نتیجه ای که میخای رو تو زندگیت ببینی

      مثلا اگه توی رابطه به مشکل میخوریم و اونجوری نیست که میخایم در واقع این تضاد داره میگه باورات در مورد روابط اشکال داره.. غلطه.. درستش کن

      حالا مایی که اول راهیم شاید خیلییی باورای غلط داشته باشیم ولی نباید نگران بشیم و بترسیم

      همینجوری این باور ها طی سالها ب وجود اومدن ، درست کردن اوناهم ی روندی داره و ب مرور اتفاق میوفته(تکامل) و بی نهاااایته و حدی نداره

      ما باید سپاااااس گذارِ خداوند عزیزمون باشیم که به این راه زیبا هدایت شدیم و فقط از خودش بخوایم که قدم ب قدم مارو کمک کنه و هدایت کنه و دونه ب دونه نشونمون بده باورای غلط رو

      زهراجان باور کن همینه ، نگاه به مدت عضویت من نکن من توی این ۱۲۲۲ روز توی این راه نبودم من شاید کلا ۳۰۰ روزشو اونم نه پیوسته ،بودم

      ولی الان یکی دوماهی هست که اراده کردم که ادامه بدم با آرامش ، قدم ب قدم با کمک خودِ خدای عزیزم ، قرار نیس من هیچ کار فوق العاده ای انجام بدم ، قراره من قدم ب قدم پیش برم و لذت ببرم

      دوست دارم بهت بگم ک توی مسیر بمون و اشتباه منو نکن ♥️

      با دیدن تضاد ها(چیزایی که دوسشون نداری و احساس خوبی بهت نمیدن ) ناراحت نشو و بگرد دنبال باورهات در اون مورد و با خوشحالی باور های درست رو تکرار کن که جایگزین بشن

      بخاطر این خوشحال باش که از لحظه ای که اینکارو کردی ، کم کم و ب تدریج با قوی تر شدن باورت اون تضاد از بین میره و خواسته ت جاشو میگیره😍

      با آرزوی آراااامش و شاااادی و ثروت و سلامتی و خوشبختی برای شما زهراجان و همهههه ی دوستان دیگه و استاد عزیز❤🌹❤🌹❤🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        زهرا ثروت آفرین گفته:
        مدت عضویت: 2290 روز

        سلام فاطمه عزیزم

        ممنون که وقت گذاشتی و از تجربیاتت برام نوشتی

        با حرفات کاملاموافقم

        دوست دارم مثه همه شما دوستای گلم روز به روز آگاهیام بیشتربشه و بتونم به تمام سوالات توی ذهنم پاسخ بدم

        منم دارم با آرامش کامل هر روزکلیپای استاد رو نگاه میکنم و لذت میبرم

        تو یکی از کلیپای استاد بود که میگفتن:محدودیت هایی که پدرشون واسشون ایجاد کرده بود و زندگی سختی رو داشتن تضاد زندگی استاد بوده،خوب مطمعنن باورهای استاد نقشی تو رفتار پدرشون نداشته،وتضاد زندگی استاد تلقی میشه که باید اونو پشت سر بزاره و به موفقیت برسه

        سوال اصلی من اینجاست از کجا بفهمیم که مشکلاتی که ما تو زندگی داریم تضاد تلقی میشه که باید اونو پشت سر بزاریم و از اون برای رشدمون استفاده کنیم یااینکه اون مشکل نتیجه باور اشتباهمونه وباید تلاش کنیم باور درست جایگزین کنیم تا اون مشکل رفع بشه

        فاطمه جون بازم ازت ممنونم

        ان شاالله که در پناه الله یکتا به موفقیت های بزرگ‌برسی…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سمیه عشق خدا گفته:
    مدت عضویت: 2345 روز

    سلام سلام عالی بود مرسی خداجون که استاد عزیز والهاماتش جزی از هدایت ما قرار دادی خیلی جالبه من امشب پرسیدم خدایا علت تاخیر من در رسیدن به ارض موعودم چیه وعلت تاخیر در دیدن طرح الهی زندگیم چیه جالبه خیلی جالبه دقیقا بیان شد که باور توحیدی قدرتمند باعث سرعت در خواستهامون میشه یعنی واقعا مدتی هس که تتوکلم کم رنگ شده یادم رفته بود باید همه چیز رو بسپارم به خودش وراضی وخوشحال باشم خدا همه جوری منتظرمون هس که ما رو وارد عرض موعود خودمون کنه فقط کافی ما بهش رجوع کنیم وبرگردیم ارجعی الی ربک راضیه مرضیه

    خدایا سپردم کامل به تو وارام میگیرم وکفی بالله وکیلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: