این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد تکرار نشدنیم و همه عزیزان.من از طریق نشانه روزانه به این صفحه هدایت شدم .تقریبا اواخر سال گذشته بود ک عضو سایت شدم دوره هم خریدم اما از بس افسرده دل بودم منفی بودم نصفه نیمه رهاشون کردم ن دوره زیادروم تاثیر گذاشت نه فایل های رایگان چون اهل عمل نبودم .این جریان گذشت ولی با تموم وجودم دنبال حلش توی سایت استاد بودم چون می دونستم بالاخره از طریق استاد گمشده مو پیدا می کنم ک چطور بتونم از این وضعیت در بیام .تا اینکه ب طور اتفاقی توی شمال ی فایل از دوره ۱۲ قدم رو ک موضوعش هدایت بود رو جایی شنیدم نمی دونم چ طوری وصف کنم ک این فایل چ غوغایی در درونم ایجاد کرد تازه فهمیدم ک چطور باید از این وضعیت بدم در بیام وب خدانزدیک بشم با هدایت. شاید ۱۲ روز میشه ک شنیدمش ولی تو این دوازده روز کلی تغییر کردم امیدم زنده شد جون گرفتم و تموم هدفم اینه ک پولی دستم بیاد و کل قدمها رو تهیه کنم نمی دونید چ لذتی داره ک کوچکترین کار رو به خدا بسپارید ک هدایت کنه گاهی کارهایی برام انجام میشد ک ساعتها هنگ بودم مثلا یه نمونه کوچیکش جلسه ای بود ک میخواستن صداقت ما زیر سوال ببرن واقعا گفتم خدایا در تموم زندگیمون نون حروم نخوردیم خودت خدایا کمک کن تو جلسه طوری حرف بزنم ک طرف محکوم بشه و بیاد عذرخواهی ولی اولش استرسم رو از بین ببر نمی دونید ی هویی خدا می دونه انگار ن انگار سر تا پای من استرسی بود ک بخاطرش دست و پام خیس عرق شده بود من کلا ام وحشتناک استرسی هستم. استرسم محو شد چ جوری هنوز خودمم موندم بعد رفتم تو جلسه انگار اجازه کلمات دست من نبود یکی اینا رو بهم میگفت طوریکه ن تنها اونی ک قصد ازار داشت محکوم شد کلیم بعدا معذرت خواهی کرد و بعدش چهره خودش جلوی همه خراب شد چ خراب شدنی.و ی نمونه کوچیکش دیگه تخته ی وایت برد بزرگ لازم داشتم اما پول نداشتم اما فکر کمبود نبودم از خدا هدایت خواستم ک اینو بهم برسون چ جوری نمی دونم ب چند نفر رنگ زدم نداشتن تا یاد دوستم زهرا افتادم زنگ زدم دیدم گفت ندارم بعد ی ربع گفت از تو دیوار ی تخته وایت برات خریدم با مشخصاتی ک می خواستی گفتم چرا تو خریدی گفت عشق کردم برات بخرم هر وقت لازمش نداشتی پسش بده همین الان بیا ببرش الان فروشنده میارش در خونه .وقتی این چیزا رو می بینم دیونه میشم از فکر کردن ب اینکه هدایت چیا ک نمی کنه درسته هنوز ب اون ارامش واقعی نرسیدم ولی میدونم با هدایت می رسم.تو این مدت دارم کار خودمو راه می اندازم اینم البته هدایت خدا بود شرایط کاری ک می خواستم رو بخدا گفتم ک خدا از زبان شوهر خواهرم گفت ک این کار رو انجام بده ک دقیقا همون کاریه ک عاشقشم . همش نتیجه هدایته اونم از طریق ۱۲ قدم ک البته نمی دونم اون فایلی ک شنیدم مال کدوم قدم بود هر چند مهم نیست اما خدا بالاخره جوابمو داد خیلی خیلی سخته از حالت افسرده دل بودن بیرون بیای اما ثانیه ب ثانیه ب خودم میگم خدا هدایتم میکنه و ی دفتر درست کردم ب اسم هدایت های روزانه خدا و اول صبح میگم خدایا میخوام امروز این کارها انجام بشه و می بینم اکثرا انجام میشه هر چند خیلی استرس دارم ترس دارم ک اگر نشه چی ولی ذهنم رو منحرف می کنم میگم نگران نباش فقط هدایت بخواه انجام میشه وقتی امروز هدایت شدم ب این مصاحبه.دیدم دقیقا بیانگرهمون هدایتیه ک دنبالشم هدایت استاد ب سمت ازاد کردن گوسفندها ک بگه تو هم ازاد شو از قید با عقل خودت راه رفتن با عقل من راه برو ببین چی می بینی .مشکلاتت رو رها کن بده دست من ببین چی می بینی.گاهی فکر میکنم خدایا عجب موجودات قدرتمندی خلق کردی کافیه با تموم وجودمون بهت اعتماد کنیم بهشت می سازی واسمون .استاد عزیزم عاشقتم
خداروشکر میکنم بخاطر تغییرات مثبتت که کاملا مشهوده توی حرفات خواهر عزیزم و خداروشکر میکنم بخاطر حضور خدا تو زندگیمون و تک تک هدایتهای روزانه اش که برای منم دقیقا شده مایه آرامش تمام لحظه هام.. با همین حس خوب برو جلو مطمئنم موفق میشی ???
با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم.من مدتی بود میخاستم از شهر محل سکونتم به مرکز استان مهاجرت کنم.ولی ترس و بعضی وابستگیها این اجازه را به من نداد. تا اینکه جهان با ایجاد تضادی مرا مجبور کرد تا مهاجرت کنم.وقتی مهاجرت کردم مراحل مهاجرتم به طور معجزا اسایی انجام شد و دستان خداوند یکی پس از دیگری امدند و مهاجرتم و سکونتم را در شهر جدید راحت تر کردند.و در بهترین مکان و زمان ممکن سکونت پیدا کردم و از وقتیکه به شهر جدید امدم دارم طعم زندگی واقعی را میچشم.ای وای که چه معجزاتی رخ میداد اگر به فرامین قران بصورت عملی گوش میدادم بویژه در مورد مهاجرت.خدایا سپاسگذارم بخاطر اشنایی با این قوانین و دستی از دستان خودت استاد عباس منش عزیز.
الان حدود چند ماه است که باشما آشنا شدم و نتیجه هاشم نشستم فکر کردم دیدم بدهی هام نیستن توکسب وکارم پیشرفت کردم.سلامت تر شدم.روابطم با عزیزدلم وفرزندم بهتر شده.شخصیتم عوض شده تا حدودی اما خیلی فاصله دارم با بهتر شدن .دنیا آدم ها اتفاقات را دارم به یه چشم دیگه میبینم.اگر امروز به این فایل هدایت شدم یعنی خداوند را بیشتر باور کنم..من انسانی بودم که روی خودم وذهنم همش حساب میکردم اما چندروزه که فایل های در مورد هدایت دیدم فهمیدم که همین ذهن واین قوانین را خداوند ایجاد کرده من محتاجم به هرانچه که خداوند به من بده .بعد از دیدن این فایل به خودم گفتم اگه بعضی وقتها فروش پایینه اگه بعضی وقتها مشتری ناجالب میاد من باید بیشتر رو خودم کار کنم به خداوند به قوانینش اعتماد کنم من از یک ساعت بعد یه دقیقه بعد حتی از یه ثانیه دیگه هم خبر ندارم خدا هم خبر نداره من دارم با افکارم اتفاقات وشرایط راخلق میکنم وخداوند. جهان .بهترین راه را وبهترین اتفاق ها وشرایط را نسبت به افکار وباورهام ایجاد میکنه .این من هستم که باید کنترل افکار بهتری داشته باشم این وظیفه اصلی منه که توجه وتمرکزم را به چیزهای بزارم که به من احساس خوبی میده .خداوند کارش را خوب بلده اگه برا استاد عباس منش شده برا من وهزاران نفر دیگه هم میشه خداوند مسیرش را بهم نشون میده منو هدایت میکنه همنطور که تا حالا هدایت کرده وتو قرآن نیز گفته ما وظیفه خودمون میدونیم که هدایت کنیم اما نه به مسیر درست بلکه به مسیری که اغلب بهش فکر میکنی توجه میکنی…تنها کاری که من باید انجام بدم اینه که توجه وتمرکزم را به نعمتها وزیبایی ها بزارم تو هرشرایطی که هستم مهم نیست.. خداااااا هست خدا خوابش نمیبره من باید از درون تغییر کنم احساسم خوب باشه به همه چیز به موقعش همه چیز اوکی میشه همونجوری که تا حالا بهتر شده .خداراشکر
صفحه من هنوز همان نشانه ی دیروز هست ولی من از کامنت افشین عزیز که در تلگرام فرستاده شده یک نشانه گرفتم
مهاجرت یعنی ایمان بخدا?
این حرف استاد عباسمنش رو باید طلا گرفت
من زمانی که اومدم شیراز همه مخالف بودن ولی روی باورم کار کردم وسپردم بخدا به هرکس بگی باور نمیکنه پدرم باهام تماس گرفت گفت دخترم برو بسلامت حتی اگه تهران یا اصفهان هم بری دیگه بهتره این همون بابای بود که میگفت اصلا اگه تو رفتی ماهم باید بیایم تو ،تو شهر غریب میخوای با دوتا بچه چکار کنی ومن اومدم ومعجزهای خدارو به عینه دیدم الان هم قصدم مهاجرت به آلمان هست که از خدا نشانه خواستم
مهاجرت یعنی ایمان بخدا ?
این نشانه ی امروز من است گفته استاد که از زبان افشین عزیز شنیدم
چقد زیبا وجالب من از وقتی با استاد اشنا شدم خیلی تغییر کردم بزرگترین تغییر شهامت اینکه تقاضای طلاق دادم طلاقی که نه هیچ وقت شوهرم راضی میشد ونه دادگاه براحتی طلاق میداد تقاضاهم از شوهرم کردم نه دادگاه
وباورم این بود که براحتی انجام میپزیرد و در سریعترین زمان ممکن
هشت ماه تسلیم شده بودم وفقط رو خودم کار میکردم شوهرم براحتی حق طلاق حق حضات و وکالت بچه هارو بهم داد شروع به کاراهاش کردم که به طور باورنکردنی من طی چهل روز طلاق گرفتم به راحتی وزیبایی وعزتمندانه من یک بار در دادگاه حاضرشدم باید وکیل میگرفتم یک ریال پول نداشتم وقتی شروع کردم خداوند تمام کارهای من را انجام داد به بهترین شکل ممکن حتی یک ریال هم حق مشاوره ندادم نمیدونم چطور بگم ولی کل هزینه طلاقم شد هفتصد که اینم خورد خورد دادم این طور بگم که خانواده ی خودم هم باور نمیکردند الان نه ماه گذشته شوهرم با کمال ناباوری میگه من اصلا نمیدونم چطور اومدم وامضا کردم اینو گفتم که بگم استا شما محشرید فقط باور باور باور
قبلا خودم نیت میکردم ویکی از فایلهای استاد رو باز میکردم وجواب میگرفتم
خدا خیراستاد وخانم شایسته عزیز بده که این صحفه رو به عنوان صفحه نشانه ها درست کردند امروز نیت کردم و از خدا کمک خواستم که دراین صحفه با من حرف بزنه
چند وقته افتادم تو فکر اینکه برم آلمان برای زندگی من بعداز جدایی از همسرم از شهرستان به مرکز استان مهاجرت کردم که خداروشکر تا الان عالی بودم وخدا هر لحظه کنارم بوده
گفتم خدایا کمکم کن و زدم روی گزینه این فایل استاد اومد که چقد جالب چقدر جالب در رابطه با مهاجرت صحبت کردن ودر رابطه با باور که ما باید باور داشته باشیم که همه چی به عالیتربن شکل برامون اتفاق میوفته و من اینو به عینه تو کاری که همه گفتن محاله دیدم
فقط الان یه چیزی ذهن منو درگیر کرده منی که تکاملم رو طی نکردم چطور میتونم به آلمان برم البته که دلم میگه براحتی اب خوردن میری آلمان?
چون من در ایران یک زندگی بسیار ساده دارم وحتی هزینه ی سفرم رو ندارم. ولی وقتی قصد کردم برم گفتن باید مقدار پول تو حساب داشته باشی که به راحتی اب خوردن کسی مقدار قابل توجی البته برای من قابل توجه بهم داد بزارم تو حساب بد بهش بدم برام ردیف شد طی دوروز
الان ایا تکامل اینه که من باید از شهرستان بمرکز استان بعد به تهران بعد اوضاع مالی معمولی بعد خوب بعد عالی وبعد بتونم برم المان یا همون به باورها اکتفا کنم و به المان فکر کنم اینم بگم که کل تجسمم آلمانه ?
من ودوفرزندم سه نفر میشیم که کل دارایمون وسایل منزل هست و مقدار ده تومن پول رهن خونه
سپاسگزارم یکی منو راهنمایی کنه
به امید روزی که از آلمان نظرو دیدگاهم رو ارسال کنم ???
به نام مهربانترین مهربانان و به نام به وجود آورنده نجواهای مثبت و دگرگون کننده
سلام خدمت شما خانواده خوبم و همه عشقولیا
وای سید واااای سید وااااااااای سیدجان چی بگم الان بهت؟ چی بگم که اینقد با لطف خداوند میتونی حال مارو خوب کنی و شدی یکی از بهترین دستای خدا در این دنیا برامون، صبح که از خواب بیدار شدم ناخودآگاه حالم خوب نبود و همش افکار منفی تو ذهنم بود و ذهنمو درگیر کرده بود و یه حسی بهم گفت بیام سیستمو باز کنم و بعدش بیام تو سایت و وقتی اومدم تو سایت (که الانم 60 روز شده که از تولدم میگذره) و یکم داشتم میچرخیدم که بعد از چند دیقه یه حسی گفت بیام و فایلای مصاحبه رو از اول یکی یکی دانلود کنم و شروع کنم به دیدنشون (البته قبلا 3 قسمت 14 و 17 و 18 رو اتفاقی دانلود کرده بودم، موقعی که تازه اومده بود تو سایت) ولی اینبار گفتم بذار به این نجوا گوش بدم و هدایتی بیام و دانلود کنم و گوش بدم که اونم فهمیدم که چیکارا میکنه این خدای ناقلای من با این دلهایی که همش با اونه و میبینه اینطوری یکم ناراحتو درگیره یه حسی تو دلش میندازه که بیا قسمت اول مصاحبه رو دانلود کن و ببینش و بعدش حالت اینقد دگرگون بشه و یه چیز دیگه هم یاد بگیری که این یه چیز اساس زندگیمونه و خیلی باید بهش توجه کنیم و منم منم نکنیم و هی نگیم خودم باید کارارو انجام بدم بلکه یه شریکی تو دنیا داری که حتی بیشتر از خودت تورو دوست داره بشرط اینکه خودت خودتو دوست داشته باشی و سعی کنی این حال و افکار منفیو از خودت دور کنی، وای که چقد حالم بهتر شد، خدایا شکرت خدایا شکرت و از شما سید عزیز هم تشکر میکنم با گذاشتن این فایل و یاد دادن اینکه روی خدا حساب کنیم و بهش اعتماد داشته باشیم تا ببینی جواب اعتمادتو چطوری میده. خدای مهربونم، هم تورو دوستت دارم و هم این بنده های خوبت که همش میخوان احساس خوبشونو با ادم شریک کنن و حال کسایی که تو فرکانسش هستن رو بهتر کنن رو هم دوستشون دارم. ممنونم خدای مهربونم و همچنین از سید عزیزم
الان دو روز بعد از آخرین دیدگاهم تو سایت اومدم و دارم این دیدگاهو میذارم و تو این دو روز داشتم به سوال قسمت اول هدفگذاری فایل های دانلودی سید عزیز فکر میکردم و داشتم تو ذهنم هرچی میومد رو تو برگه مینوشتم که تا حدودی یه چیزایی هم نوشتم ولی اون حسی که بگه بیا و جوابشو تو قسمت دیدگاهها بذار هنوز نگفته و نیومده و یکم کلافه بودم یا بهتر بگم سردرگم بودم از اینکه دو روزه نتونستم هم دیدگاه بذارم و هم جواب اون سوال رو که تو اون فایل ازم پرسیدین رو هنوز کامل جواب بدم، که گوش دادم به حسم و اینجا هدایت شدم و به این نتیجه رسیدم که یکم ذهنمو آزاد بذارم تا خدا هم جوابارو تو ذهنم بیاره و بهشم اعتماد داشته باشم که بهترین جوابو تو ذهنم میاره و آپلود میکنه و میرم کنار تا خدا هم سمت خودشو برای من انجام بده که مطمئنم جذابترین و بهترین قسمت پاسخه منم همین سمت خدا هستش که تو قسمت دیدگاها میاد و فقط با انگشتان من تایپ میشه، دقیقا مثل همین دیدگاه.
دوستتون دارم و بهترین هارو براتون آرزو دارم توام با سلامتی و خوشبختی و آرامش و آسایش و ثروت و سعادت در دنیا و آخرت
من این فایل روتو نشانه های روزانه بهش برخورد کردم و سعادت دیدنش رو پیدا کردم…..واقعا بهت زده ام ،نمیدونم چه جوری بنویسم و عمق احساسی که بهم دست داد رو بیان کنم….من مدتی هست که با استاد عزیزو این راه اشنا شدم و مطالب رو بارها گوش دادم و خوندم …اما مدتی هست که خودم متوجه شدم الان شرایطی هست که باید بواقع در عمل آنچه خواندم و شنیدم باتمام وجودپیاده کنم….تو شرایطی قرار گرفتم که میبایست ایمان و اعتماد بی چون و چرا به خداوند رو نشون بدم اما واقعیت اینه که باوجود اینکه باتمام وجودم میدونم که قراره به چه نیرو و عظمت بیکرانی اعتماد کنم اما?هنوز با خودم درگیر بودم و میدونستم هنوز اعتمادم کامل نیست و جرات و جسارت و ایمان کافی ندارم،و از خودم بخاطر این تزلزلم ناراحت بودم و مدام از خودم میپرسیدم فهیمه چت شده چرا نمیتونی موضوع به این کوچیکی رو به این نیروی عظیم بسپری چرا هنوز نتونستی اجازه بدی بهش که وارد بشه …..وقتی امروز با همین چرا نیت کردم و نشانه امروزم این فایل اومد اولش میخواستم صفحه رو ببندم که چه ربطی به من داره ولی یاده پیش گفتار افتادم که استاد گفتند تا اخر ببینید و بخونید تا به جواب خودتون برسید….. وقتی ۴_۵دقیقه از فایل رو دیدم و به گفته های استاد در مورد نگهداری بزها در نبودشون شدم ،مو بهتنم راست شد و دستام میلرزید که چقد خدا میتونست واضح و بی واسطه و صریح به من جواب بده ….
خوشحالم از قرار گرفتن تو این گروه و مسیر و سپاسگزارم از خداوند بخاطر خلق استاد
خداروشکر ،استاد عزیزم،برای این امکان جدید که در سایت طراحی کردین،
استاد امروز که این صفحه ی جدید رو دیدم،هدایت شدم به این فایل،که دوباره برام تکرار شد واینکه قوانین و باید درست درک کنیم،وبعد بقیه ی مسیر به راحتی طی میشه.
و اینکه،از همین جایی که هستم با همین شرایطی که دارم از داشته هام لذت ببرم و شاکر باشم،و مراحل تکاملم رو طی کنم وبا خدای خودم قدم بردارم و پادشاهی کنم،
مهم احساس خوب هست که نتیجه اش اتفاقات خوب هست،
خدایا من از تو کمک میخوام،تویی که توانایی وقادر،خودت من و در مسیر هدایتم کن.
عالی است
استاد واقعا سپاسگزارم
استاد گرانقدر سپاسگزار خداوندم که با شما آشنا شدم.فراوان دوستتان دارم .
سلام خدمت استاد تکرار نشدنیم و همه عزیزان.من از طریق نشانه روزانه به این صفحه هدایت شدم .تقریبا اواخر سال گذشته بود ک عضو سایت شدم دوره هم خریدم اما از بس افسرده دل بودم منفی بودم نصفه نیمه رهاشون کردم ن دوره زیادروم تاثیر گذاشت نه فایل های رایگان چون اهل عمل نبودم .این جریان گذشت ولی با تموم وجودم دنبال حلش توی سایت استاد بودم چون می دونستم بالاخره از طریق استاد گمشده مو پیدا می کنم ک چطور بتونم از این وضعیت در بیام .تا اینکه ب طور اتفاقی توی شمال ی فایل از دوره ۱۲ قدم رو ک موضوعش هدایت بود رو جایی شنیدم نمی دونم چ طوری وصف کنم ک این فایل چ غوغایی در درونم ایجاد کرد تازه فهمیدم ک چطور باید از این وضعیت بدم در بیام وب خدانزدیک بشم با هدایت. شاید ۱۲ روز میشه ک شنیدمش ولی تو این دوازده روز کلی تغییر کردم امیدم زنده شد جون گرفتم و تموم هدفم اینه ک پولی دستم بیاد و کل قدمها رو تهیه کنم نمی دونید چ لذتی داره ک کوچکترین کار رو به خدا بسپارید ک هدایت کنه گاهی کارهایی برام انجام میشد ک ساعتها هنگ بودم مثلا یه نمونه کوچیکش جلسه ای بود ک میخواستن صداقت ما زیر سوال ببرن واقعا گفتم خدایا در تموم زندگیمون نون حروم نخوردیم خودت خدایا کمک کن تو جلسه طوری حرف بزنم ک طرف محکوم بشه و بیاد عذرخواهی ولی اولش استرسم رو از بین ببر نمی دونید ی هویی خدا می دونه انگار ن انگار سر تا پای من استرسی بود ک بخاطرش دست و پام خیس عرق شده بود من کلا ام وحشتناک استرسی هستم. استرسم محو شد چ جوری هنوز خودمم موندم بعد رفتم تو جلسه انگار اجازه کلمات دست من نبود یکی اینا رو بهم میگفت طوریکه ن تنها اونی ک قصد ازار داشت محکوم شد کلیم بعدا معذرت خواهی کرد و بعدش چهره خودش جلوی همه خراب شد چ خراب شدنی.و ی نمونه کوچیکش دیگه تخته ی وایت برد بزرگ لازم داشتم اما پول نداشتم اما فکر کمبود نبودم از خدا هدایت خواستم ک اینو بهم برسون چ جوری نمی دونم ب چند نفر رنگ زدم نداشتن تا یاد دوستم زهرا افتادم زنگ زدم دیدم گفت ندارم بعد ی ربع گفت از تو دیوار ی تخته وایت برات خریدم با مشخصاتی ک می خواستی گفتم چرا تو خریدی گفت عشق کردم برات بخرم هر وقت لازمش نداشتی پسش بده همین الان بیا ببرش الان فروشنده میارش در خونه .وقتی این چیزا رو می بینم دیونه میشم از فکر کردن ب اینکه هدایت چیا ک نمی کنه درسته هنوز ب اون ارامش واقعی نرسیدم ولی میدونم با هدایت می رسم.تو این مدت دارم کار خودمو راه می اندازم اینم البته هدایت خدا بود شرایط کاری ک می خواستم رو بخدا گفتم ک خدا از زبان شوهر خواهرم گفت ک این کار رو انجام بده ک دقیقا همون کاریه ک عاشقشم . همش نتیجه هدایته اونم از طریق ۱۲ قدم ک البته نمی دونم اون فایلی ک شنیدم مال کدوم قدم بود هر چند مهم نیست اما خدا بالاخره جوابمو داد خیلی خیلی سخته از حالت افسرده دل بودن بیرون بیای اما ثانیه ب ثانیه ب خودم میگم خدا هدایتم میکنه و ی دفتر درست کردم ب اسم هدایت های روزانه خدا و اول صبح میگم خدایا میخوام امروز این کارها انجام بشه و می بینم اکثرا انجام میشه هر چند خیلی استرس دارم ترس دارم ک اگر نشه چی ولی ذهنم رو منحرف می کنم میگم نگران نباش فقط هدایت بخواه انجام میشه وقتی امروز هدایت شدم ب این مصاحبه.دیدم دقیقا بیانگرهمون هدایتیه ک دنبالشم هدایت استاد ب سمت ازاد کردن گوسفندها ک بگه تو هم ازاد شو از قید با عقل خودت راه رفتن با عقل من راه برو ببین چی می بینی .مشکلاتت رو رها کن بده دست من ببین چی می بینی.گاهی فکر میکنم خدایا عجب موجودات قدرتمندی خلق کردی کافیه با تموم وجودمون بهت اعتماد کنیم بهشت می سازی واسمون .استاد عزیزم عاشقتم
خداروشکر میکنم بخاطر تغییرات مثبتت که کاملا مشهوده توی حرفات خواهر عزیزم و خداروشکر میکنم بخاطر حضور خدا تو زندگیمون و تک تک هدایتهای روزانه اش که برای منم دقیقا شده مایه آرامش تمام لحظه هام.. با همین حس خوب برو جلو مطمئنم موفق میشی ???
با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم.من مدتی بود میخاستم از شهر محل سکونتم به مرکز استان مهاجرت کنم.ولی ترس و بعضی وابستگیها این اجازه را به من نداد. تا اینکه جهان با ایجاد تضادی مرا مجبور کرد تا مهاجرت کنم.وقتی مهاجرت کردم مراحل مهاجرتم به طور معجزا اسایی انجام شد و دستان خداوند یکی پس از دیگری امدند و مهاجرتم و سکونتم را در شهر جدید راحت تر کردند.و در بهترین مکان و زمان ممکن سکونت پیدا کردم و از وقتیکه به شهر جدید امدم دارم طعم زندگی واقعی را میچشم.ای وای که چه معجزاتی رخ میداد اگر به فرامین قران بصورت عملی گوش میدادم بویژه در مورد مهاجرت.خدایا سپاسگذارم بخاطر اشنایی با این قوانین و دستی از دستان خودت استاد عباس منش عزیز.
سلام به استاد عزیزم
الان حدود چند ماه است که باشما آشنا شدم و نتیجه هاشم نشستم فکر کردم دیدم بدهی هام نیستن توکسب وکارم پیشرفت کردم.سلامت تر شدم.روابطم با عزیزدلم وفرزندم بهتر شده.شخصیتم عوض شده تا حدودی اما خیلی فاصله دارم با بهتر شدن .دنیا آدم ها اتفاقات را دارم به یه چشم دیگه میبینم.اگر امروز به این فایل هدایت شدم یعنی خداوند را بیشتر باور کنم..من انسانی بودم که روی خودم وذهنم همش حساب میکردم اما چندروزه که فایل های در مورد هدایت دیدم فهمیدم که همین ذهن واین قوانین را خداوند ایجاد کرده من محتاجم به هرانچه که خداوند به من بده .بعد از دیدن این فایل به خودم گفتم اگه بعضی وقتها فروش پایینه اگه بعضی وقتها مشتری ناجالب میاد من باید بیشتر رو خودم کار کنم به خداوند به قوانینش اعتماد کنم من از یک ساعت بعد یه دقیقه بعد حتی از یه ثانیه دیگه هم خبر ندارم خدا هم خبر نداره من دارم با افکارم اتفاقات وشرایط راخلق میکنم وخداوند. جهان .بهترین راه را وبهترین اتفاق ها وشرایط را نسبت به افکار وباورهام ایجاد میکنه .این من هستم که باید کنترل افکار بهتری داشته باشم این وظیفه اصلی منه که توجه وتمرکزم را به چیزهای بزارم که به من احساس خوبی میده .خداوند کارش را خوب بلده اگه برا استاد عباس منش شده برا من وهزاران نفر دیگه هم میشه خداوند مسیرش را بهم نشون میده منو هدایت میکنه همنطور که تا حالا هدایت کرده وتو قرآن نیز گفته ما وظیفه خودمون میدونیم که هدایت کنیم اما نه به مسیر درست بلکه به مسیری که اغلب بهش فکر میکنی توجه میکنی…تنها کاری که من باید انجام بدم اینه که توجه وتمرکزم را به نعمتها وزیبایی ها بزارم تو هرشرایطی که هستم مهم نیست.. خداااااا هست خدا خوابش نمیبره من باید از درون تغییر کنم احساسم خوب باشه به همه چیز به موقعش همه چیز اوکی میشه همونجوری که تا حالا بهتر شده .خداراشکر
سلام
صفحه من هنوز همان نشانه ی دیروز هست ولی من از کامنت افشین عزیز که در تلگرام فرستاده شده یک نشانه گرفتم
مهاجرت یعنی ایمان بخدا?
این حرف استاد عباسمنش رو باید طلا گرفت
من زمانی که اومدم شیراز همه مخالف بودن ولی روی باورم کار کردم وسپردم بخدا به هرکس بگی باور نمیکنه پدرم باهام تماس گرفت گفت دخترم برو بسلامت حتی اگه تهران یا اصفهان هم بری دیگه بهتره این همون بابای بود که میگفت اصلا اگه تو رفتی ماهم باید بیایم تو ،تو شهر غریب میخوای با دوتا بچه چکار کنی ومن اومدم ومعجزهای خدارو به عینه دیدم الان هم قصدم مهاجرت به آلمان هست که از خدا نشانه خواستم
مهاجرت یعنی ایمان بخدا ?
این نشانه ی امروز من است گفته استاد که از زبان افشین عزیز شنیدم
سپاسگزارم خدای مهربانم
سپاسگزارم استاد عزیزم
?????
به نام خالق فراوانی
سلام به خانواده استاد عباسمنش
چقد زیبا وجالب من از وقتی با استاد اشنا شدم خیلی تغییر کردم بزرگترین تغییر شهامت اینکه تقاضای طلاق دادم طلاقی که نه هیچ وقت شوهرم راضی میشد ونه دادگاه براحتی طلاق میداد تقاضاهم از شوهرم کردم نه دادگاه
وباورم این بود که براحتی انجام میپزیرد و در سریعترین زمان ممکن
هشت ماه تسلیم شده بودم وفقط رو خودم کار میکردم شوهرم براحتی حق طلاق حق حضات و وکالت بچه هارو بهم داد شروع به کاراهاش کردم که به طور باورنکردنی من طی چهل روز طلاق گرفتم به راحتی وزیبایی وعزتمندانه من یک بار در دادگاه حاضرشدم باید وکیل میگرفتم یک ریال پول نداشتم وقتی شروع کردم خداوند تمام کارهای من را انجام داد به بهترین شکل ممکن حتی یک ریال هم حق مشاوره ندادم نمیدونم چطور بگم ولی کل هزینه طلاقم شد هفتصد که اینم خورد خورد دادم این طور بگم که خانواده ی خودم هم باور نمیکردند الان نه ماه گذشته شوهرم با کمال ناباوری میگه من اصلا نمیدونم چطور اومدم وامضا کردم اینو گفتم که بگم استا شما محشرید فقط باور باور باور
قبلا خودم نیت میکردم ویکی از فایلهای استاد رو باز میکردم وجواب میگرفتم
خدا خیراستاد وخانم شایسته عزیز بده که این صحفه رو به عنوان صفحه نشانه ها درست کردند امروز نیت کردم و از خدا کمک خواستم که دراین صحفه با من حرف بزنه
چند وقته افتادم تو فکر اینکه برم آلمان برای زندگی من بعداز جدایی از همسرم از شهرستان به مرکز استان مهاجرت کردم که خداروشکر تا الان عالی بودم وخدا هر لحظه کنارم بوده
گفتم خدایا کمکم کن و زدم روی گزینه این فایل استاد اومد که چقد جالب چقدر جالب در رابطه با مهاجرت صحبت کردن ودر رابطه با باور که ما باید باور داشته باشیم که همه چی به عالیتربن شکل برامون اتفاق میوفته و من اینو به عینه تو کاری که همه گفتن محاله دیدم
فقط الان یه چیزی ذهن منو درگیر کرده منی که تکاملم رو طی نکردم چطور میتونم به آلمان برم البته که دلم میگه براحتی اب خوردن میری آلمان?
چون من در ایران یک زندگی بسیار ساده دارم وحتی هزینه ی سفرم رو ندارم. ولی وقتی قصد کردم برم گفتن باید مقدار پول تو حساب داشته باشی که به راحتی اب خوردن کسی مقدار قابل توجی البته برای من قابل توجه بهم داد بزارم تو حساب بد بهش بدم برام ردیف شد طی دوروز
الان ایا تکامل اینه که من باید از شهرستان بمرکز استان بعد به تهران بعد اوضاع مالی معمولی بعد خوب بعد عالی وبعد بتونم برم المان یا همون به باورها اکتفا کنم و به المان فکر کنم اینم بگم که کل تجسمم آلمانه ?
من ودوفرزندم سه نفر میشیم که کل دارایمون وسایل منزل هست و مقدار ده تومن پول رهن خونه
سپاسگزارم یکی منو راهنمایی کنه
به امید روزی که از آلمان نظرو دیدگاهم رو ارسال کنم ???
شاد وسلامت و پیروز وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید
استاد خیلی دوستون دارم ???
به نام مهربانترین مهربانان و به نام به وجود آورنده نجواهای مثبت و دگرگون کننده
سلام خدمت شما خانواده خوبم و همه عشقولیا
وای سید واااای سید وااااااااای سیدجان چی بگم الان بهت؟ چی بگم که اینقد با لطف خداوند میتونی حال مارو خوب کنی و شدی یکی از بهترین دستای خدا در این دنیا برامون، صبح که از خواب بیدار شدم ناخودآگاه حالم خوب نبود و همش افکار منفی تو ذهنم بود و ذهنمو درگیر کرده بود و یه حسی بهم گفت بیام سیستمو باز کنم و بعدش بیام تو سایت و وقتی اومدم تو سایت (که الانم 60 روز شده که از تولدم میگذره) و یکم داشتم میچرخیدم که بعد از چند دیقه یه حسی گفت بیام و فایلای مصاحبه رو از اول یکی یکی دانلود کنم و شروع کنم به دیدنشون (البته قبلا 3 قسمت 14 و 17 و 18 رو اتفاقی دانلود کرده بودم، موقعی که تازه اومده بود تو سایت) ولی اینبار گفتم بذار به این نجوا گوش بدم و هدایتی بیام و دانلود کنم و گوش بدم که اونم فهمیدم که چیکارا میکنه این خدای ناقلای من با این دلهایی که همش با اونه و میبینه اینطوری یکم ناراحتو درگیره یه حسی تو دلش میندازه که بیا قسمت اول مصاحبه رو دانلود کن و ببینش و بعدش حالت اینقد دگرگون بشه و یه چیز دیگه هم یاد بگیری که این یه چیز اساس زندگیمونه و خیلی باید بهش توجه کنیم و منم منم نکنیم و هی نگیم خودم باید کارارو انجام بدم بلکه یه شریکی تو دنیا داری که حتی بیشتر از خودت تورو دوست داره بشرط اینکه خودت خودتو دوست داشته باشی و سعی کنی این حال و افکار منفیو از خودت دور کنی، وای که چقد حالم بهتر شد، خدایا شکرت خدایا شکرت و از شما سید عزیز هم تشکر میکنم با گذاشتن این فایل و یاد دادن اینکه روی خدا حساب کنیم و بهش اعتماد داشته باشیم تا ببینی جواب اعتمادتو چطوری میده. خدای مهربونم، هم تورو دوستت دارم و هم این بنده های خوبت که همش میخوان احساس خوبشونو با ادم شریک کنن و حال کسایی که تو فرکانسش هستن رو بهتر کنن رو هم دوستشون دارم. ممنونم خدای مهربونم و همچنین از سید عزیزم
الان دو روز بعد از آخرین دیدگاهم تو سایت اومدم و دارم این دیدگاهو میذارم و تو این دو روز داشتم به سوال قسمت اول هدفگذاری فایل های دانلودی سید عزیز فکر میکردم و داشتم تو ذهنم هرچی میومد رو تو برگه مینوشتم که تا حدودی یه چیزایی هم نوشتم ولی اون حسی که بگه بیا و جوابشو تو قسمت دیدگاهها بذار هنوز نگفته و نیومده و یکم کلافه بودم یا بهتر بگم سردرگم بودم از اینکه دو روزه نتونستم هم دیدگاه بذارم و هم جواب اون سوال رو که تو اون فایل ازم پرسیدین رو هنوز کامل جواب بدم، که گوش دادم به حسم و اینجا هدایت شدم و به این نتیجه رسیدم که یکم ذهنمو آزاد بذارم تا خدا هم جوابارو تو ذهنم بیاره و بهشم اعتماد داشته باشم که بهترین جوابو تو ذهنم میاره و آپلود میکنه و میرم کنار تا خدا هم سمت خودشو برای من انجام بده که مطمئنم جذابترین و بهترین قسمت پاسخه منم همین سمت خدا هستش که تو قسمت دیدگاها میاد و فقط با انگشتان من تایپ میشه، دقیقا مثل همین دیدگاه.
دوستتون دارم و بهترین هارو براتون آرزو دارم توام با سلامتی و خوشبختی و آرامش و آسایش و ثروت و سعادت در دنیا و آخرت
یاحق
سلام به همه دوستان
من این فایل روتو نشانه های روزانه بهش برخورد کردم و سعادت دیدنش رو پیدا کردم…..واقعا بهت زده ام ،نمیدونم چه جوری بنویسم و عمق احساسی که بهم دست داد رو بیان کنم….من مدتی هست که با استاد عزیزو این راه اشنا شدم و مطالب رو بارها گوش دادم و خوندم …اما مدتی هست که خودم متوجه شدم الان شرایطی هست که باید بواقع در عمل آنچه خواندم و شنیدم باتمام وجودپیاده کنم….تو شرایطی قرار گرفتم که میبایست ایمان و اعتماد بی چون و چرا به خداوند رو نشون بدم اما واقعیت اینه که باوجود اینکه باتمام وجودم میدونم که قراره به چه نیرو و عظمت بیکرانی اعتماد کنم اما?هنوز با خودم درگیر بودم و میدونستم هنوز اعتمادم کامل نیست و جرات و جسارت و ایمان کافی ندارم،و از خودم بخاطر این تزلزلم ناراحت بودم و مدام از خودم میپرسیدم فهیمه چت شده چرا نمیتونی موضوع به این کوچیکی رو به این نیروی عظیم بسپری چرا هنوز نتونستی اجازه بدی بهش که وارد بشه …..وقتی امروز با همین چرا نیت کردم و نشانه امروزم این فایل اومد اولش میخواستم صفحه رو ببندم که چه ربطی به من داره ولی یاده پیش گفتار افتادم که استاد گفتند تا اخر ببینید و بخونید تا به جواب خودتون برسید….. وقتی ۴_۵دقیقه از فایل رو دیدم و به گفته های استاد در مورد نگهداری بزها در نبودشون شدم ،مو بهتنم راست شد و دستام میلرزید که چقد خدا میتونست واضح و بی واسطه و صریح به من جواب بده ….
خوشحالم از قرار گرفتن تو این گروه و مسیر و سپاسگزارم از خداوند بخاطر خلق استاد
به نام خداوند حی و القیوم
خداروشکر ،استاد عزیزم،برای این امکان جدید که در سایت طراحی کردین،
استاد امروز که این صفحه ی جدید رو دیدم،هدایت شدم به این فایل،که دوباره برام تکرار شد واینکه قوانین و باید درست درک کنیم،وبعد بقیه ی مسیر به راحتی طی میشه.
و اینکه،از همین جایی که هستم با همین شرایطی که دارم از داشته هام لذت ببرم و شاکر باشم،و مراحل تکاملم رو طی کنم وبا خدای خودم قدم بردارم و پادشاهی کنم،
مهم احساس خوب هست که نتیجه اش اتفاقات خوب هست،
خدایا من از تو کمک میخوام،تویی که توانایی وقادر،خودت من و در مسیر هدایتم کن.
شاد و سربلند باشید