این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/06/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-12-30 01:22:062024-12-31 05:24:57مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به قول خانم شایسته عزیز هر چیزی در زمان و مکان مناسب خودش رخ میده… مدت ها بود که فرصت نمی کردم فایل ها را پیگیری کنم. اما خدارا شکر که این اواخر این فرصت ایجاد شد. ابتدا سفرهای دور امریکا را پیگیری کردم که عقب مونده بودم ازش…. و حالا دارم فایل های مصاحبه را میبینم. و دقیقا توی این اواخر دغدغه ذهنیم در خصوص مهاجرت و این چیزاست. و امروز دقیقا این فایل را دیدم و چه قدر به من آرامش داد و چه قدر خوب کائنات دست به دست هم میده تا به جوابت برسی…..
باسلام و احترام وآرزوی سلامتی برای جنابعالی و همه اعضای خانواده صمیمی استاد عباس منش ، شصت وچهارساله و بازنشسته شرکت فولادم، پر نشاط و پرانرژی و موفق تا این لحظه آنهم از نوع مثبتش ، فعال و هدفمند ودارای آرزوهای بزرگ و خیر خواهانه و همچنان در صنایع نفت وگاز و …..مشغول بکارم، اما تشنه تحولم و دنبال راهکار باموانع موجود وشرایط حاکم بر جامعه …. خدای بزرگ راشاکرم از بابت دو دیدار باشما استاد عباس منش ، اولی اتفاقی و خیلی کوتاه بود آنهم طی چند مرحله ولی ماندگار درسال 1385 در اسکله دلفین بندر شهیدرجایی بندرعباس ، وشناخت دقیقی از شما نداشتم ولی همیشه در ذهنم ماندگار بودید از بابت آن چند دیدار کوتاه،تا اینکه بعد از مدتی دیگر شما راندیدم وهمکار محترمی که جایگزین شما شده بودآشنا شدم و ……آن موقع بنده ماموریتی برای بازسازی مخازن نوزده گانه ای را داشتم که طی چهار سال با موفقیت انجام پذیرفت و همچنان در بخش دیگری از حوزه بندرعباس همچنان مشغول انجام وظیفه میباشم ولی از شما بی خبربودم تا اینکه از طریق تلگرام و دنیای مجازی که بتازگی آشنا شدم بعنوان دومین دیدار از تلاش ها وموفقیت های بزرگ شما باخبر شدم و مثل شما وبرای شما از خدای بزرگ شاکر شدم وهستم و از صمیم قلب هرچند به پاکی قلب شما نیست برای شما از اینکه با مردم مهربانید و آرزوی خوبی وخوشبختی و رفاه مردم را در آرزو دارید، ،آرزوی موفقیت دارم و الهی که عاقبت بخیر برای خودتان در مرحله اول و بعد برای مردمان سرزمینم باشید . انشاالله ….. امروز هم بصورت اتفاقی وارد سایت شما بعنوان یک شاگرد تازه وارد شدم افتخار میکنم و از اینکه با توجه به سن وسالم خیلی بلد نیستم چکار کنم شرمنده ام ولی خیلی خوشحالم ، امیدوارم خجالت زده نباشم ، اما موفق باشم وسعادت دیدار شما رو در بهترین جاهای این کره خاکی را داشته باشم ،بامید آنروز ….. شادباشید و تندرست ومهمتر از همه عاقبت بخیر
سلام جناب مستوفی، من هم مثل شما تازه وارد هستم، با استاد عباس منش عزیز خیلی وقته که آشنا هستم و بسیاری از فایلهای ایشون باعث تغییر در من شده ولی در سایت تازه عضو شدم، میخواستم بهتون بگم هرگز از خودتون شرمنده نباشید و خودتون رو انسانی با درجات بالا تلقی کنید، شما من و همه ما نظر کرده های خداوندی هستیم که از خلقت ما هدف و منظوری داشته و تک تک مارو با عشق آفریده و رسالتی برای ما قرار داده، پس فرقی نمیکنه شما یا استاد یا هر کس دیگری به خودتون ارزش بدید تا کائنات خداوند به شما ارزش بدهند، الهی همیشه در پناه الله یکتا سربلند و شاد و قدرتمند باشید
سلام ممنون استاد بزرگوار واقعا من خودم یقینا به حرف شما رسیدم که اتفاقاتی که در زندگی رخ می دهد نتیجه باورهای ما هست عملا در زندگی خودم این به من ثابت شده استاز خدا ممنونم که با شما آشنا شدم تا این روند اشتباه را در زندگی ادامه ندهم و با آشنایی با شما رویه قبلی در زندگی تعطیل و حرف های شما را مانند وحی منزل قبول دارم و امیدوارم و میدونم که موفق خواهم شد بازم ممنون استاد موفق و پیروز و خوشبخت و ثروتمند باشید.
سلام به خدای خوبم و استاد عزیزم و تمام دوستان هم فرکانسی در این محفل خدا گونه بعد از مدتها تقریبا یک سال که گوشی نداشتم به لطف خداگوشی عالی خریدم و دوباره درکنار شما عزیزانم هستم البته دراین یک سال آگاهی ها دقیقا درزمان خودش به طور معجزه آسا و به آسانی میرسید فایلهای رایگان رو دانلود کردم و با دوستان برام میریخت و من گوش میکردم خداروشکر که کلی تکاملموطی کردم و از جمله این فایل که میتونم بگم شاید صدبارگوش کردم اما امروز یه چیزهایی به گوشم خورد که یه چراغ بزرگ برام روشن شد یه زنگ بزرگ خدایا شکرت اول بگم راجب شعراول کامنتم دروصف استاد عزیزم که من وقتی خوندم گفتم حقاکه منظور شاعر استاد عباس منش بودن واما امروز صبح من قراردادمغازم تا دیروز بود و چند ماه هست که تجسم میکنم ذوق دارم و کلی تمرین راجب مکان جدیدمغازم و ازخدا یه مغازه شیک و باکلاس با کف سرامیک دیوارهای تمیزوحتی ویترین خوشگل خواستم و گفتم. مکانش با تو اماهمش امروز با خودم گفتم این قضیه تکامل چیه که من اینجا باید تکاملموطی. کنم و بعد به جای بهتری هدایت بشم ؟?واین سوال تو دفترم نوشتم شروع به جواب دادن کردم که چرا هرمغازه ای که میبینم و میپسندم باز جورنمیشه ؟?هنسفری تو گوشم بود یه دفعه استادگفتن میخای مهاجرت کنی ولی یه عالمه باورغلط. داری?چه باورهایی؟منکه آنقدر کارکردم رو باورام چی مونده؟??استاد گفتن اول از جایی که هستی لذت ببر دوماخودتو لایق جاهای خوب بدون سوما نگاه منفی به مهاجرت نداشته باش انگاراین حرفارو تازه داشتم میشنیدم و استاد داشت جواب سوال منکه که تو دفترم نوشتمو میدادچه باور منفی دارم ؟فایل رو استپ کردم و نوشتم پاخور ندار،کرایش زیاده ازکجا معلوم فروش داشته باشم ،اونجا کار سخته اونجاپاساژه،اونجازیرزمینه ،اونجا نقطه کوره?بازاستاد گفت به چیزهای جدیدوفرصتها جدیدمقاومت نداشته باش باذوق وشوق ازفرصت های جدید استقبال کن?بازنوشتم برای مهاجرت اول از جایی که هستی لذت ببر این یعنی تکامل خودتولایق جاهای خوب بدون این یعنی احساس لیاقت (من همیشه میگفتم من کجا فلان پاساژکجا?)ساختن باورهای مثبت یعنی به مهاجرت نگاه منفی نداشته باش استاد تویه فایلی گفتن من میرم خودم شرایطو خلق میکنم ولی من هرجا میرفتم مغازه ببینم میگفتم پاخورداره تو دیدهست کنارش چندتامغازی وشروع کردم به نوشتن عبارت تاکیدی که این به ذهنم رسید اولین پلی که باید خراب شود شرک به این معناس که زندگی من تحت کنترل شرایط بیرونی است وای خدا چه باورهای شرک آلود مکان مشخص می کنه من چقدر فروش دارم قیمتازیاده اونجاکرایش زیاده اونجا مث کارهای من چندتا دیگه هست اونجا زیر زمینه دید نداره وای خدا واقعا حق داشت کاعنات باابن باورهای شرک آلود من خالق شرایطم من مشتری خلق میکنم من در هر مکانی که باشم ثروت خلق میکنم به واسطه موجودیت فرکانسی خودم به قول استاد اگر تو مسیر بمونی و با قوانین هماهنگ بشی اعجاز این هماهنگی از بهترین رویاهاتم بیشتر ه پس چرامیترسم؟چون شرک خفی دارم چون باورهای آلوده به شرک هست که جایی که پاخور باشه باید بری کرایت باید کم باشه خدایا منو ببخش باابن همه شرکم تنهاقدرت خداست و خدایی که منو هدایت می کنه و عاشق منه و دوست داره من ثروتمند بشم محاله منو به جای بد هدایت کنه اگرمن به ترس هاو شرک و عجله اجازه تصمیم گیری ندم تنهاقدرت خداست و درپناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید و استاد عزیزم برای شما عزت و سلامتی و شادی بینهایت از خدا میخام که مارو راهنمایی میکنی به مسیر توحید و یکتا پرستی عاشقتونم??????
زمانی ک ما شروع میکنیم به تغییر باور هامون ذهن ما شروع میکنه اتفاقاتی رو به یادمون میاره که در گذشته اشتباهاتی رو مرتکب شدیم و حسمون رو بد میکنه در این جور شرایط من همیشه خدارو شکر میکنم وبا خودم میگم داره گردو خاک ها از ذهن من بلند میشه تا همه چیز در ذهنم تمیز و مرتب بشه یه مثال میزنم
همین امروز بود که داشتم با خودم تکرار میکردم که قدرت رو فقط و فقط و فقط به رب بده اگه قدرت خداوند رو باور کنی و بدانی که هیچ کس دیگه ای تاثیری در زندگی تو نداره تو خالق تک تک لحاظات زندگیت میشی همینجا بود که ذهنم شروع کرد اتقاقاتی رو به یام بیاره ک باعث شده بود من به برای خداوند کسی رو شریک قرار بدم وحرف مردم برام خیلی زیاد اهمیت داشته ٫٫٫اینجا بود ک حتی نذاشتم یک دقیقه هم حس و حالم بد بشه با خودم گفتم این فکرا داره از ته انباری ذهنم بیرون میاد و داره گردو خاکا بلند میشه تا همه جا تمیز و مرتب بشه و بعد ازاون دیگ محکم تر از قبل شروع کردم این باور رو تکرار کردن ٫٫٫ در صورتی ک اگ قبلا بود خودم رو برای گذشتم سرزنش میکردم
دیشب هم یه اتفاقی افتاد مادرم خیلی بد با من حرف زد و یه چیزی گفت ک قلب من شکست اگ من باور های گذشته رو داشتم شروع میکردم با مامانم دعوا کردن و یک هفته شایدم بیشتر باهاش قهر میکردم ولی خودم باورم نمیشه که من فقط در جواب حرفش لبخند زدم و سکوت کردم و تو دلم گفتم ذهن های عالی همیشه با مخالفت های شدید ذهن های متوسط روبه رو میشوند و هر اتفاقی برای من میوفته علتی داره پس این اتفاق رو من خودم جذب کردم و مسولیتش رو میپزیرم
اگ کسی ناراحتتون کرد با خودتون بگید من به خاطره اشتباه کسی خودم رو ناراحت نمیکنم هدف اصلی من در لحظه احساس شور و اشتیاق داشتن وپر انرری بودن و لذت بردن از زندگیه همین وبس٫به قول مولانا همه چیز را در راه عشق رها کن ٫ من میخوام به جایی برسم در تک تک لحاظاتم فقط لدت و عشق رو احساس کنم و این باوری که داره جدیدا در من شکل میگیره اینکه من فقط در برابر خداوند متواضع هستم دیدگاه هیچ کسی برام مهم نیس و در هر شرایط و در هر موقعیتی مهربان و ارام هستم ٫٫زیرا تک تک لحظاتم را خودم خلق میکنم
چرا منفق ؟ چون شما انفاق واقعی را در انتقال آموخته هاتون در قالب خیلی از این فایل ها ، و از بهترینهاتون را در اختیار همه قرار می دهید و از این کار خداگونه تون هم با مسرت و شعف یاد می کنید که واقعآ در ما حس بسیار شادی آفرین و رضایت متقابل بوجود می آورید ! مطمئن باشید دعای خیر من و همه خانواده عباس منش ها بدرقه راه و حال و حس زیبایتان می باشد و خواهد بود !
و اما سوال من : آیا اون کبابی رو که به سیخ کشیدید از همین بزهای خودتان بود ؟ اگر پاسختان مثبت است ، باید بپرسم که چطور دلتون اومد اون کباب رو از گوشت بزهای دست پرورده خودتون ، به سیخ بکشید ؟ نوش جونتون ! اما گستاخی منو ببخشید ، خواهش می کنم حتما ولو بطور خصوصی هم که شده پاسخم را بدهید ! متشکرم ٫
نعمت ها خداوند برا استفاده هستن نه نگاه کردن بدن انسان به گوشت احتیاج داره و خداوند فرض کرده سالی یه بار فرض برما کرده از گوسفند ها بخوریم واقعا خداوند به گوسفند ما احتیاج نداره اونو گفته چون بدن ما احتیاج داره به گوشت نمیشه نخوریم
خانم کهرازه درود بر شما از پاسخ شما بسیار سپاسگزارم . تا حدی حق با شماست ! ولی انسان از اول گیاهخوار بوده و زمان طولانی را با گیاهخواری سپری کرده و حتی سیستم و نظم دندانهای انسان برای خرد کردن و دریدن گوشت نبوده که لازم به توضیح زیادی نیست ! به هر حال پس از گذشت قرنها مسلما در تمام موجودات تغییرات فیزیولوژی فراوان و حتی متضاد با قبلشان ایجاد شده که این امر صحت ادعای شما را به اثبات میرساند . و بنده به شما حق می دهم .
دقیقا سوال من هم هست دوست عزیز. احساس میکنم بهتره با آرامش گوش بدیم فایل هارو و مهم احساس خوب هست و استاد هم بارها گفتند حتی فایل هارو تا جاییکه بهتون احساس خوب میده گوش بدین.
باید از حالت حرص برای تمام کردن فایل ها خراج بشیم و به کیفیت اهمیت بدیم. شاید گوش کردن مدام و درک یه فایل مثلا حتی تا یه ماه، بتونه جنبه ی مهم زندگیمون اثر بزاره تا
با حرص دیدن یک سوم فایلا.
و اینکه به جای اینکه با کمال گرایی فایل هارو ببینیم، با حس خوب، در کمال آرامش و از بین بردن حس کمبود وقت و جاماندن از فایل های خوب
گوش بدیم و ادامه بدیم.
شاید درک واقعی یه نکته، بتونه اثر شگفت انگیزی تو کل زندگیمون بزاره
با عرض سلام خدمت استاد عزیز خدارو شاکرم که به جمع خانواده عباسمنش پیوستم که میدونم و ایمان دارم خودش به بنده اش همه جوره عنایت داره اما باید بنده اش بخواد باید شروع کنه به تغییر تا الطاف بیکران معبودشو لمس کنه از شما استاد نازنین ممنونم که اینقدر خالصانه کار میکنین من که دارم خدارو خیلی نزدیکتر از قبل حسش میکنم امیدوارم خدا برات بسازه استاد همیشه سالم و تندرست و شاداب و کوک باشی تا همه ی مردم عزیزمون بتونن به خواسته هاشون برسن
سلام به همه اعضا وهمین طور استاد عزیز این فایل خیلی خیلی حالمو خوب کرد ازخدا ممنونم که من رو به این راه هدایت کرد
سلاااام
به قول خانم شایسته عزیز هر چیزی در زمان و مکان مناسب خودش رخ میده… مدت ها بود که فرصت نمی کردم فایل ها را پیگیری کنم. اما خدارا شکر که این اواخر این فرصت ایجاد شد. ابتدا سفرهای دور امریکا را پیگیری کردم که عقب مونده بودم ازش…. و حالا دارم فایل های مصاحبه را میبینم. و دقیقا توی این اواخر دغدغه ذهنیم در خصوص مهاجرت و این چیزاست. و امروز دقیقا این فایل را دیدم و چه قدر به من آرامش داد و چه قدر خوب کائنات دست به دست هم میده تا به جوابت برسی…..
با سلام و احترام
من تازه وارد دوره های شما شده ام و با توکل به خدا و راهنمایی شما تصمیم دارم زندگیمو اون طور که لایق خلیفه الهی است تغییر دهم
باسلام و احترام وآرزوی سلامتی برای جنابعالی و همه اعضای خانواده صمیمی استاد عباس منش ، شصت وچهارساله و بازنشسته شرکت فولادم، پر نشاط و پرانرژی و موفق تا این لحظه آنهم از نوع مثبتش ، فعال و هدفمند ودارای آرزوهای بزرگ و خیر خواهانه و همچنان در صنایع نفت وگاز و …..مشغول بکارم، اما تشنه تحولم و دنبال راهکار باموانع موجود وشرایط حاکم بر جامعه …. خدای بزرگ راشاکرم از بابت دو دیدار باشما استاد عباس منش ، اولی اتفاقی و خیلی کوتاه بود آنهم طی چند مرحله ولی ماندگار درسال 1385 در اسکله دلفین بندر شهیدرجایی بندرعباس ، وشناخت دقیقی از شما نداشتم ولی همیشه در ذهنم ماندگار بودید از بابت آن چند دیدار کوتاه،تا اینکه بعد از مدتی دیگر شما راندیدم وهمکار محترمی که جایگزین شما شده بودآشنا شدم و ……آن موقع بنده ماموریتی برای بازسازی مخازن نوزده گانه ای را داشتم که طی چهار سال با موفقیت انجام پذیرفت و همچنان در بخش دیگری از حوزه بندرعباس همچنان مشغول انجام وظیفه میباشم ولی از شما بی خبربودم تا اینکه از طریق تلگرام و دنیای مجازی که بتازگی آشنا شدم بعنوان دومین دیدار از تلاش ها وموفقیت های بزرگ شما باخبر شدم و مثل شما وبرای شما از خدای بزرگ شاکر شدم وهستم و از صمیم قلب هرچند به پاکی قلب شما نیست برای شما از اینکه با مردم مهربانید و آرزوی خوبی وخوشبختی و رفاه مردم را در آرزو دارید، ،آرزوی موفقیت دارم و الهی که عاقبت بخیر برای خودتان در مرحله اول و بعد برای مردمان سرزمینم باشید . انشاالله ….. امروز هم بصورت اتفاقی وارد سایت شما بعنوان یک شاگرد تازه وارد شدم افتخار میکنم و از اینکه با توجه به سن وسالم خیلی بلد نیستم چکار کنم شرمنده ام ولی خیلی خوشحالم ، امیدوارم خجالت زده نباشم ، اما موفق باشم وسعادت دیدار شما رو در بهترین جاهای این کره خاکی را داشته باشم ،بامید آنروز ….. شادباشید و تندرست ومهمتر از همه عاقبت بخیر
…….
سلام جناب مستوفی، من هم مثل شما تازه وارد هستم، با استاد عباس منش عزیز خیلی وقته که آشنا هستم و بسیاری از فایلهای ایشون باعث تغییر در من شده ولی در سایت تازه عضو شدم، میخواستم بهتون بگم هرگز از خودتون شرمنده نباشید و خودتون رو انسانی با درجات بالا تلقی کنید، شما من و همه ما نظر کرده های خداوندی هستیم که از خلقت ما هدف و منظوری داشته و تک تک مارو با عشق آفریده و رسالتی برای ما قرار داده، پس فرقی نمیکنه شما یا استاد یا هر کس دیگری به خودتون ارزش بدید تا کائنات خداوند به شما ارزش بدهند، الهی همیشه در پناه الله یکتا سربلند و شاد و قدرتمند باشید
سلام ممنون استاد بزرگوار واقعا من خودم یقینا به حرف شما رسیدم که اتفاقاتی که در زندگی رخ می دهد نتیجه باورهای ما هست عملا در زندگی خودم این به من ثابت شده استاز خدا ممنونم که با شما آشنا شدم تا این روند اشتباه را در زندگی ادامه ندهم و با آشنایی با شما رویه قبلی در زندگی تعطیل و حرف های شما را مانند وحی منزل قبول دارم و امیدوارم و میدونم که موفق خواهم شد بازم ممنون استاد موفق و پیروز و خوشبخت و ثروتمند باشید.
من که ره بردم به گنج حسن بی پایان دوست
صدگدای همچوخودرابعدازاین قارون کنم
سلام به خدای خوبم و استاد عزیزم و تمام دوستان هم فرکانسی در این محفل خدا گونه بعد از مدتها تقریبا یک سال که گوشی نداشتم به لطف خداگوشی عالی خریدم و دوباره درکنار شما عزیزانم هستم البته دراین یک سال آگاهی ها دقیقا درزمان خودش به طور معجزه آسا و به آسانی میرسید فایلهای رایگان رو دانلود کردم و با دوستان برام میریخت و من گوش میکردم خداروشکر که کلی تکاملموطی کردم و از جمله این فایل که میتونم بگم شاید صدبارگوش کردم اما امروز یه چیزهایی به گوشم خورد که یه چراغ بزرگ برام روشن شد یه زنگ بزرگ خدایا شکرت اول بگم راجب شعراول کامنتم دروصف استاد عزیزم که من وقتی خوندم گفتم حقاکه منظور شاعر استاد عباس منش بودن واما امروز صبح من قراردادمغازم تا دیروز بود و چند ماه هست که تجسم میکنم ذوق دارم و کلی تمرین راجب مکان جدیدمغازم و ازخدا یه مغازه شیک و باکلاس با کف سرامیک دیوارهای تمیزوحتی ویترین خوشگل خواستم و گفتم. مکانش با تو اماهمش امروز با خودم گفتم این قضیه تکامل چیه که من اینجا باید تکاملموطی. کنم و بعد به جای بهتری هدایت بشم ؟?واین سوال تو دفترم نوشتم شروع به جواب دادن کردم که چرا هرمغازه ای که میبینم و میپسندم باز جورنمیشه ؟?هنسفری تو گوشم بود یه دفعه استادگفتن میخای مهاجرت کنی ولی یه عالمه باورغلط. داری?چه باورهایی؟منکه آنقدر کارکردم رو باورام چی مونده؟??استاد گفتن اول از جایی که هستی لذت ببر دوماخودتو لایق جاهای خوب بدون سوما نگاه منفی به مهاجرت نداشته باش انگاراین حرفارو تازه داشتم میشنیدم و استاد داشت جواب سوال منکه که تو دفترم نوشتمو میدادچه باور منفی دارم ؟فایل رو استپ کردم و نوشتم پاخور ندار،کرایش زیاده ازکجا معلوم فروش داشته باشم ،اونجا کار سخته اونجاپاساژه،اونجازیرزمینه ،اونجا نقطه کوره?بازاستاد گفت به چیزهای جدیدوفرصتها جدیدمقاومت نداشته باش باذوق وشوق ازفرصت های جدید استقبال کن?بازنوشتم برای مهاجرت اول از جایی که هستی لذت ببر این یعنی تکامل خودتولایق جاهای خوب بدون این یعنی احساس لیاقت (من همیشه میگفتم من کجا فلان پاساژکجا?)ساختن باورهای مثبت یعنی به مهاجرت نگاه منفی نداشته باش استاد تویه فایلی گفتن من میرم خودم شرایطو خلق میکنم ولی من هرجا میرفتم مغازه ببینم میگفتم پاخورداره تو دیدهست کنارش چندتامغازی وشروع کردم به نوشتن عبارت تاکیدی که این به ذهنم رسید اولین پلی که باید خراب شود شرک به این معناس که زندگی من تحت کنترل شرایط بیرونی است وای خدا چه باورهای شرک آلود مکان مشخص می کنه من چقدر فروش دارم قیمتازیاده اونجاکرایش زیاده اونجا مث کارهای من چندتا دیگه هست اونجا زیر زمینه دید نداره وای خدا واقعا حق داشت کاعنات باابن باورهای شرک آلود من خالق شرایطم من مشتری خلق میکنم من در هر مکانی که باشم ثروت خلق میکنم به واسطه موجودیت فرکانسی خودم به قول استاد اگر تو مسیر بمونی و با قوانین هماهنگ بشی اعجاز این هماهنگی از بهترین رویاهاتم بیشتر ه پس چرامیترسم؟چون شرک خفی دارم چون باورهای آلوده به شرک هست که جایی که پاخور باشه باید بری کرایت باید کم باشه خدایا منو ببخش باابن همه شرکم تنهاقدرت خداست و خدایی که منو هدایت می کنه و عاشق منه و دوست داره من ثروتمند بشم محاله منو به جای بد هدایت کنه اگرمن به ترس هاو شرک و عجله اجازه تصمیم گیری ندم تنهاقدرت خداست و درپناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید و استاد عزیزم برای شما عزت و سلامتی و شادی بینهایت از خدا میخام که مارو راهنمایی میکنی به مسیر توحید و یکتا پرستی عاشقتونم??????
سلام ٫٫٫ نمیدونم تجربه کردبید یا نه َ؟
زمانی ک ما شروع میکنیم به تغییر باور هامون ذهن ما شروع میکنه اتفاقاتی رو به یادمون میاره که در گذشته اشتباهاتی رو مرتکب شدیم و حسمون رو بد میکنه در این جور شرایط من همیشه خدارو شکر میکنم وبا خودم میگم داره گردو خاک ها از ذهن من بلند میشه تا همه چیز در ذهنم تمیز و مرتب بشه یه مثال میزنم
همین امروز بود که داشتم با خودم تکرار میکردم که قدرت رو فقط و فقط و فقط به رب بده اگه قدرت خداوند رو باور کنی و بدانی که هیچ کس دیگه ای تاثیری در زندگی تو نداره تو خالق تک تک لحاظات زندگیت میشی همینجا بود که ذهنم شروع کرد اتقاقاتی رو به یام بیاره ک باعث شده بود من به برای خداوند کسی رو شریک قرار بدم وحرف مردم برام خیلی زیاد اهمیت داشته ٫٫٫اینجا بود ک حتی نذاشتم یک دقیقه هم حس و حالم بد بشه با خودم گفتم این فکرا داره از ته انباری ذهنم بیرون میاد و داره گردو خاکا بلند میشه تا همه جا تمیز و مرتب بشه و بعد ازاون دیگ محکم تر از قبل شروع کردم این باور رو تکرار کردن ٫٫٫ در صورتی ک اگ قبلا بود خودم رو برای گذشتم سرزنش میکردم
دیشب هم یه اتفاقی افتاد مادرم خیلی بد با من حرف زد و یه چیزی گفت ک قلب من شکست اگ من باور های گذشته رو داشتم شروع میکردم با مامانم دعوا کردن و یک هفته شایدم بیشتر باهاش قهر میکردم ولی خودم باورم نمیشه که من فقط در جواب حرفش لبخند زدم و سکوت کردم و تو دلم گفتم ذهن های عالی همیشه با مخالفت های شدید ذهن های متوسط روبه رو میشوند و هر اتفاقی برای من میوفته علتی داره پس این اتفاق رو من خودم جذب کردم و مسولیتش رو میپزیرم
اگ کسی ناراحتتون کرد با خودتون بگید من به خاطره اشتباه کسی خودم رو ناراحت نمیکنم هدف اصلی من در لحظه احساس شور و اشتیاق داشتن وپر انرری بودن و لذت بردن از زندگیه همین وبس٫به قول مولانا همه چیز را در راه عشق رها کن ٫ من میخوام به جایی برسم در تک تک لحاظاتم فقط لدت و عشق رو احساس کنم و این باوری که داره جدیدا در من شکل میگیره اینکه من فقط در برابر خداوند متواضع هستم دیدگاه هیچ کسی برام مهم نیس و در هر شرایط و در هر موقعیتی مهربان و ارام هستم ٫٫زیرا تک تک لحظاتم را خودم خلق میکنم
سلام بر شما جناب عباس منش منفق ،
چرا منفق ؟ چون شما انفاق واقعی را در انتقال آموخته هاتون در قالب خیلی از این فایل ها ، و از بهترینهاتون را در اختیار همه قرار می دهید و از این کار خداگونه تون هم با مسرت و شعف یاد می کنید که واقعآ در ما حس بسیار شادی آفرین و رضایت متقابل بوجود می آورید ! مطمئن باشید دعای خیر من و همه خانواده عباس منش ها بدرقه راه و حال و حس زیبایتان می باشد و خواهد بود !
و اما سوال من : آیا اون کبابی رو که به سیخ کشیدید از همین بزهای خودتان بود ؟ اگر پاسختان مثبت است ، باید بپرسم که چطور دلتون اومد اون کباب رو از گوشت بزهای دست پرورده خودتون ، به سیخ بکشید ؟ نوش جونتون ! اما گستاخی منو ببخشید ، خواهش می کنم حتما ولو بطور خصوصی هم که شده پاسخم را بدهید ! متشکرم ٫
دوستدارتون هستم ٫
نعمت ها خداوند برا استفاده هستن نه نگاه کردن بدن انسان به گوشت احتیاج داره و خداوند فرض کرده سالی یه بار فرض برما کرده از گوسفند ها بخوریم واقعا خداوند به گوسفند ما احتیاج نداره اونو گفته چون بدن ما احتیاج داره به گوشت نمیشه نخوریم
خانم کهرازه درود بر شما از پاسخ شما بسیار سپاسگزارم . تا حدی حق با شماست ! ولی انسان از اول گیاهخوار بوده و زمان طولانی را با گیاهخواری سپری کرده و حتی سیستم و نظم دندانهای انسان برای خرد کردن و دریدن گوشت نبوده که لازم به توضیح زیادی نیست ! به هر حال پس از گذشت قرنها مسلما در تمام موجودات تغییرات فیزیولوژی فراوان و حتی متضاد با قبلشان ایجاد شده که این امر صحت ادعای شما را به اثبات میرساند . و بنده به شما حق می دهم .
باز هم سپاسگزارم .
سلام استاد عزییییز
ایشالا روز به روز موفقیتاتون جهانی تر بشه
من سوالی داشتم که هرچقدر تو عقل کل گشتم جواب درست نگرفتم
راجب تمرکز…من هم باید درس بخونم هم رو فایلاتون کار کنم…یعنی روز من تقسیم بر 2 میشه…فایلای شما و درس
و میدونم باید بها داد برای هدف مثل همین درس خوندن
و میدونم تمرکز همه چیزه
و اینم میدونم راه رسیدن به هدف احساس خوبه
من وقتی فایلای شمارو کم گوش میدم احساسم بد میشه…از راه کم کم منحرف میشم…به همین دلیل درس و فایلای شمارو باهم دنبال میکنم
ولی حس میکنم واقعا تمرکز نیست رو هیچکدوم
شما خودتون هم حوزه کاریتون ، هم کتابایی که میخوندین ، هم هدفتون ، و تمام تمرکزتون رو بهترین چیز بود
یعنی قوانین الهی زندگی
اما منی که هم باید برای هدفم درس بخونم و هم باید فایلای شمارو دنبال کنم چکار کنم؟
خیلی گشتم تو عقل کل…یسری میگن دوتاشو دنبال کن…یسری میگن طبق اولویت برو جلو…نمیدونم چکار کنم
درحالی که شما تاکید دارین 100 درصد تمرکز باید رو یه موضوع باشه حتی 99 درصد هم بدرد نمیخوره
منم واااااقعا نمیتونم از این دو مورد یکیشو حذف کنم
این مشکل خیلیا هست لطفا بگین چکار کنم
ممنوون
دقیقا سوال من هم هست دوست عزیز. احساس میکنم بهتره با آرامش گوش بدیم فایل هارو و مهم احساس خوب هست و استاد هم بارها گفتند حتی فایل هارو تا جاییکه بهتون احساس خوب میده گوش بدین.
باید از حالت حرص برای تمام کردن فایل ها خراج بشیم و به کیفیت اهمیت بدیم. شاید گوش کردن مدام و درک یه فایل مثلا حتی تا یه ماه، بتونه جنبه ی مهم زندگیمون اثر بزاره تا
با حرص دیدن یک سوم فایلا.
و اینکه به جای اینکه با کمال گرایی فایل هارو ببینیم، با حس خوب، در کمال آرامش و از بین بردن حس کمبود وقت و جاماندن از فایل های خوب
گوش بدیم و ادامه بدیم.
شاید درک واقعی یه نکته، بتونه اثر شگفت انگیزی تو کل زندگیمون بزاره
با عرض سلام خدمت استاد عزیز خدارو شاکرم که به جمع خانواده عباسمنش پیوستم که میدونم و ایمان دارم خودش به بنده اش همه جوره عنایت داره اما باید بنده اش بخواد باید شروع کنه به تغییر تا الطاف بیکران معبودشو لمس کنه از شما استاد نازنین ممنونم که اینقدر خالصانه کار میکنین من که دارم خدارو خیلی نزدیکتر از قبل حسش میکنم امیدوارم خدا برات بسازه استاد همیشه سالم و تندرست و شاداب و کوک باشی تا همه ی مردم عزیزمون بتونن به خواسته هاشون برسن
عاشقتونم