مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    جواد سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 2890 روز

    بنام خدای مهربان

    آیا استاد سید حسین عباس منش نماز می‌خواند؟ آیا روزه میگیرد؟

    خداوند را سپاسگذارم ، از اینکه این فرصت را در اختیار من قرار داد و همچنین از شما استاد گرامی

    سوالی را که پرسیده ام یقین دارم که سوال خیلی از دوستان و همراهان نیز هست.

    خود من وقتی نماز میخوانم (با لفظ عربی) به خداوندی خدا قسم هیچ چیزی از آن نمیفهمم. چون باور دارم خداوند فقط عربی بلد نیست. و اصلا اون حسی که من رو به خدا نزدیک کنه و به آرامش برسم رو ندارم. و از طرفی در باورهایم چیزی به من میگوید (بهتر است بگویم آزارم میدهد): تمام قوانین و حرفهای عباس منش درست؛ ولی نماز چی؟

    اجازه بدین دلیل این سوال رو که چرا پرسیدم و توضیح مختصری از خودم بدم: من مدت یکسال پیش به صورت کاملا اتفاقی با سایت عباس منش آشنا شدم و از فایلهای رایگان شما استفاده کردم ودر عرض مدت سه ماه به نتایج بسیار بالایی دست پیدا کردم. نمیخوام زیاد در این مورد صحبت کنم چون قطعا هممون میدونیم که با عمل به آموزه های استاد چه نتایجی حاصل میشه. و من هم از این قاعده مستثنا نبودم.من هنوز با توجه به شرایط اقتصادی فعلی ام دوره‌هایی که قیمت بالاتری دارند رو تهیه نکردم و شاید شما تو اون دوره ها جواب سؤال منو داده باشین ولی من هنوز بهش نرسیدم. و تا الان از دوره هایی که قیمت پایین تری دارن استفاده کردم و نتایج شگرفی در زندگی ام حاصل شده که به وضوح شاهد آن هستم.

    از آنجایی که تمام سخنان شمارا قبول دارم و به آنها نیز به یقین رسیده ام و هیچگونه شک و تردیدی در صحت گفته هایتان نمی‌یابم و از آنجایی که شما همواره ذکر خداوند را بر زبان دارید و همیشه شکر گزار آن هستید و به عنوان شخصی که مرا به مسیر درست هدایت نمود (بعد از خدا) و قرار است از این پس نیز نفر اول ذهنم در مسیر سعادت بیشتر باشد و به گفته های آن با تمام وجود و بیشتر از قبل عمل نمایم می خواهم بدانم که آیا شخص سید حسین عباس منش نماز میخواند؟ روزه میگیرد؟

    مگر نه این است که نماز ، هم عبادت خداوند است و هم نمونه بارز شکر گذاری . ودر جای جای قرآن نیز صریحا اعلام نموده « و أقیمو الصلاه و أتوا زکاه » ( نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید) منظور من از خواندن نماز این است که: شما همانند سایر مردم روزی سه بار بعد از اذان (حال به افق ایران یا فلوریدا خخخخ) وضو گرفته ، سجاده ای پهن کنید و شیئ از جنس خاک ( مُهر) را برگزینید و با تمام شرایطی که علمای فقه بیان کرده اند (زمین پاک ، لباس پاک ،زمین غصبی نباشد و غیره و غیره و غیره و….) و بالفظ کاااااملا عربی مشغول خواندن نماز شوید؟ و به همین مصداق روزه؟

    استاد عزیز ؛ جوابی محکم و قرص در خور این سوال می خواهم چونکه «من و تو» خوب میدانیم که در این سوال هم باورهای قدرتمند کننده وجود دارد و هم باورهای محدود کننده.

    و من آنقدر به جواب دادن شما به این سوال یقین دارم که به «in god we trust» رسیده ام.

    با تشکر جواد سلیمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      امیر خان گفته:
      مدت عضویت: 4078 روز

      سلام دوست عزیز

      رنج ها قسمتی از رشد جهان و انسان ها است ، انسان توسط رنج هاش انگیزه حرکت پیدا میکنه ،

      شما فکر کنید اگه رنج ها نبود دنیا یه رنگ و بی تفاوت می شد و هیچکس تلاش نمیکرد و یه جورایی بی معنی بود ،

      مفهموم این ایه به نظر من اینکه روح و شخصیت و ظرفیت انسان در سختی ها افزایش پیدا میکنه ، ادم وقتی یه مسئله ای رو حل میکنه احساس میکنه که عزت نفس و اعتماد به نفسش بالا رفته و ارزشمندی خودشو میفهمه طبق خود قران همراه هر سختی گشایشی است .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      سید جواد مجیدی گفته:
      مدت عضویت: 3837 روز

      سلام

      البته من جسارت نمیکنم و باید استاد پاسخ بدن ولی:

      اینکه انسان در دل رنج و سختى آفریده شده، یعنى کامیابى‌هاى دنیوى آمیخته با رنج و زحمت ( رنج و زحمت = صبر و تکامل یا همون) است ، یعنی اینکه باید تکامل طی بشه یعنی یشبه ره صد ساله نداریم. جهان در حال تکامل و توسعه هست. :)

      امیدوارم درست گفته باشم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مهرداد مرادی نظیف گفته:
    مدت عضویت: 4097 روز

    گام اول از مهاجرت به مدار بالاتر

    سلام به استاد و خانم شایسته و همه دوستان عزیزم.

    ما توی دنیای هستیم که هرچیزی، به معنای واقعی هرچیزی میتونه تمرکز و نگاه و فکرای مارو جا به جا کنه، تغییر بده و حتی هدایت کنه.

    نه اینکه ما توانایی جلوگیری نداریم و هرکی بیاد میتونه مارو تغییر بده.

    نه

    منظورم اینه که ما با دیدن و توجه کردن و فکر کردن به همه چی باعث میشیم که همه چی باعث تغییر اتفاقات زندگی مون بشه.

    اینجا موضوع تمرکز بوجود میاد.

    تمرکز یعنی همین، یعنی اجازه ندی حواست به همه چی پرت بشه.

    چون با یه خصوصیاتی بزرگ شدیم و حاصل زندگمون شده چیزی که هست، باید به شناخت خودمون برسیم که ریشه مسائلمون چیه؟؟ اگر احساس لیاقت نمیکنی ولی ویدیوهای خونه و ماشین و تفریحات بقیه رو میبینی که باورهات بزرگتر بشه دقیقا داری بدتر میکنی چون در اخر خودتو در این حد نمیبنی که بتونی اینارو داشته باشی.

    پس باید دقت کنیم روی چیا داریم تمرکز میکنیم.

    شناخت قوانین جهان.

    همیشه استاد میگه تصویر بزرگ رو ببین، از بالا نگاه کن به زندگی به دنیا.

    این دنیا یه سری قوانین داره و ما یه سری خصوصیات که باید به شناخت خودمون برسیم. این دوتا بنظم هم جهت با هم هستن.

    تو وقتی قوانین بشناسی و شناخت از خودت پیدا کنی دنبال حاشیه و سوالات کوچیک و … نیستی.

    البته خب یه سری نمیخوان ما به شناخت خودمون و زندگی واقعی برسیم که خب اینا تلاش شون میکنن و جواب هم داده برای همین هم هست که خیلی هامون درگیر دین و مذهب هستیم، توی اون دین درگیر فرعیات و حواشی هستیم، توی کسب و کار وارد میشیم درگیر جزئیات میشیم، مثلا طرف فکر میکنه باید صداش قشنگ باشه؛، دندوناش سفید باشه که تاثیر بذاره روی جذب مشتری و ….یا تبلیغات بکنه.

    یعنی یه جوری به ذهن ما شکل دادن که درگیر جزئیات بشیم، فلسفه مثلا، یا هرچیز دیگه ایی

    برای همین نمیذاره بزرگ به دنیا نگاه کنیم ولی دقیقا وظیفه ما همینه که ورودی ذهن رو بگیریم خب وقتی ورودی بگیری، تمرکز میاد، از اونور تقوا ساخته میشه چون جلوی ورود هرچیزی رو گرفتن واقعا کار اسونی نیست و نیاز به تلاش و قدرت داره. وقتی تقوا داشته باشی داری توحیدی رفتار میکنی، داری روی یه چیز تمرکز میکنی؟؟ روی چی؟؟

    روی قدرت دادن به خدا …. یعنی چی این حرف؟

    یعنی وقتی تو شناخت پیدا میکنی از قوانین

    خودتو میشناسی

    جلوی ورودی هارو میگیری و ورودی که حال ت رو خوب میکنه بهت ایمان و قدرت میده بهش میدی.

    داری به صورت کلی به خدا قدرت میدی

    یعنی چی بازم؟

    یعنی وقتی تو میای فقط خوبیهارو میبنی، میای از حال خوب ت مراقبت میکنی، میای دست به عمل میزنی

    همه اینا یعنی تو قوانین حاکم برجهان هستی رو پذیرفتی

    پس پذیرفتی که ربی هست که فرمانروای ایناست حتی اگه بهش فکر نکرده باشی.

    پس تو داری تمام قدرت رو میدی به خدا.

    بنظرم وقتی اینطوری کار میکنی و رشد میکنی میتونی تصویر بزرگ به دنیا رو ببینی کم کم و دیگه برات حواشی خنده دار میشه دیگه از کنارشون میگذری حتی وقتت هم تلف نمیکنی که به افراد نزدیک ت و کسایی که حتی دوستشون داری بگی اینا اشتباه و داری اشتباه میفهمی چون میگی اینم قسمتی از این صحنه بازی دنیاست که باید اینطور کاراکتر ها باشن.

    و با نتایج ت باعث تغییر کاراکتر ها میشی.

    مهاجرت کردن و استفاده از باورهای مخصوص خب حواشیِ

    منطق بساز، منطقی کن برای خودت، مانع ذهنی با منطقی کردن ذهنت بردار میشه باور سازی.

    چون منطقی کردن نیازمند کار کردن زیاد روی اون منطق قبلی ست که با منطق جدید کنار بره پس نیاز به کار داره به این میگن باور سازی.

    این عجله ایی هم که همه مون داریم دقیقا بخاطر عدم شناخت قوانینِ، اینکه همش دنبال راههای سریعتر میگردیم دقیقا بخاطر عدم شناخت جهان و دقیقا همین کارا مارو به حاشیه میبره و دقیقا به عدم تمرکز میرسیم ولی انتظار داریم از فایل و دوره های استاد که چرا تغییر نکردیم.

    حافظا چون غم و شادی جهان برگذر است

    بهتر آن است که من، خاطر خود خوش دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    مهدی یونسی گفته:
    مدت عضویت: 3729 روز

    در رابطه با رابطه ی جنسی

    سلام استاد میخواستم بدونم که شما چطور در مورد رابطه ی جنسی با فرزندتون صحبت میکنید.

    در واقع برای تربیت فرزند در سنین بلوغ چطور عمل میکنید؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    vanoushe گفته:
    مدت عضویت: 3235 روز

    سلام استاد یه سوالی

    داشتم قرعه کشی برنامه خندوانه رو گذری نگاه میکردم جایزشون ماشین های 200 میلیونی و 500 میلیونیه.

    افرادی که برنده این قرعه کشی ها میشدن اکثرا براشون غیرقابل باور بود و شغل های سطح پایین جامعه رو داشتند یکیش میگفت من کارگرم اصلا باورش نمیشد که برنده شده فکر میکرد سرکارش گذاشتن.

    طبق قانون ما وقتی به اون حجم از ثروت بالا ( از نظر خودمون) میرسیم که برامون قابل باور باشه و اون رقم برامون عادی باشه و در مدار ثروت قرار گرفته باشیم پس این افراد چطور برنده این قرعه کشی ها میشن . از نظر قانون اینو چطور میشه برداشت کرد؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  5. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1205 روز

    به نام الله مهربان

    سلام به اساتید عزیزم

    سپاسگزار خداوندم ک مرا در اولین گام به سمت مدار بالاتر هدایت کرد.

    من اینجا هستم با عشق و اشتیاق برای اینکه جان تشنه ام رو از دریای آگاهی شما سیراب کنم.

    من لایق شنیدن سخن حق هستم .

    من لایق بودن در مکانهای توحیدی هستم.

    من لایق دیدن صورت پر مهر استاد هستم .

    من لایق رفتن به مدار بالاتر هستم.

    من لایق بودن در مدار ثروت و نعمت هستم.

    من اینجام چون باور دارم ک خالق زندگی ام هستم.

    من اینجام چون باور دارم در حال طی کردن تکاملم هستم.

    من اینجام چون از خواسته های من بوده ک در مسیر الهی باشم.

    من اینجام چون باور دارم قانون الهی یک قانون ثابت هست و من هر روز باید این قوانین رو به خودم گوش زد کنم تکرار کنم تا جزیی از عاداتم بشه تا دیگ ناخودآگاه بتونم انجام بدم.

    من اینجا هستم چون می‌خوام زیبایی های جهان رو ببینم.

    خدایا سپاسگزارم آنقدر ک شایسته توست.

    خدایا شکرت

    سپاسگزارم

    در پناه الله مهربان باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  6. -
    سمانه بابایی گفته:
    مدت عضویت: 493 روز

    به نام خداوند مرشد

    هیچ انسانی در این دنیا کامل نیست و نخواهد بود. چون خاصیت جهان رو به پیشرفت بودنش است. جهان رشد و ترقی را دوست دارد و در هیچ لحظه ای راکد و ساکن نمانده است و نخواهد ماند. در مورد انسان ها هم همین طور هست. ولی نکته مهم این جاست همین طور که جهان براساس روند تکاملی به این درجه از پیشرفت رسیده است، ما هم باید رشد و پیشرفت تکاملی رو از این جهان پیرامونمون یاد بگیریم و برامون درس بشه که هر لحظه باید طبق تکامل پیش بریم.

    دیشب تصمیم گرفتم دفتر شکرگزاری روزانه مو باز کنم و حدودا از 10 ماه پیش شروع کرده بودم به نوشتن اتفاقات روزمره، تصمیم گرفتم اونا رو از اول بخونم و همین طور که داشتم میخوندم و صفحه به صفحه جلوتر میرفتم متوجه این رشد و پیشرفت تکاملی خودم در زمینه نوشتن مطالب روزمره شدم. متوجه شدم نسبت به ماه های اول لحن کلام و نوشته های من خیلی بهتر و توحیدی تر شده. یعنی همین طور که شخصیت من طی این 10ماهی که از آشنایی من با سایت میگذره بهتر شده حتی نوع نوشتن من هم تغییر کرده و خداگونه تر شده و من به این درک رسیدم که توی این مدت داشتم پله به پله و مرحله به مرحله پیش میرفتم ولی خودم حس نمی کردم به خاطر همین این تغییرات توی این مدت انقدر خوب خودش رو نشون داد طوری که من حتی از نوشته هام هم این تغییرات رو فهمیدم.

    بنابراین مسئله ی طی کردن تکامل خیلی برام مهم شده و به این نتیجه رسیدم که تحت هیچ شرایطی نباید تقلا کنم تا کاری برام انجام بشه. باید اجازه بدم با آرامش و سپردن کارها به خداوند همه چیز برام آروم آروم و مرحله به مرحله و تکاملی پیش بره.

    نکته مهم دیگه مسئله ی قانون هست. من این حرف استاد رو خیلی قبول دارم که اگر قانون رو به درستی درک کنیم می توانیم از این قانون توی تمام جنبه های زندگی استفاده کنیم و توی تمام مباحث و مسئله هایی که برامون پیش میاد میشه ازش استفاده کرد. من این نگاه استاد رو خیلی دوست دارم از این که همیشه توی هر جایی دنبال قانون میگرده و میخواد بدونه که قانون چی میگه و طبق اون پیش میره.

    من خودم به شخصه از وقتی که نگاهم رو به جهان پیرامونم توحیدی کردم وتمام قدرت رو از تمام آدمیان برداشتم و به خدای خودم دادم، احساس کردم که انرژی درونی من بیشتر و بیشتر شد و ترس من از آینده کمتر شد. یکی از ترس های من این بود که وقتی تصمیم گرفتم که به مشتری هام بگم که دیگه نسیه بهشون بار نمیدم، اون ها چه عکس العملی نشون میدن؟

    یا این که ازم نارحت میشن؟

    یا این که مشتری هامو از دست میدم؟

    یا اینکه اون ها میرن سمت مغازه های دیگه؟

    یا اینکه من فروشم کم میشه؟ و کلی نجواهای دیگه.

    اما یه چیزی در درونم بهم میگفت که این پیشنهاد از خداونده پس عملیش کن چون از نسیه دادن دیگه خیلی داشتم اذیت میشدم و احساس خیلی بدی بهم دست میداد. از اون جایی که قانون رو درک کرده بودم که از احساسمون میتونیم بفهمیم که توی چه مدار و فرکانسی هستیم من هم به این درک رسیدم که نسیه دادن منو توی فرکانس بدی قرار میده(فرکانس فقر) بنابراین راحت تر تونستم تشخیص بدم که این ندا از طرف خداوند بوده و برای کمک به من اومده.(وقتی تو در مسیر درست و الهی قرار میگیری تمام جهان بسیج میشه تا به نفع تو کار کنه و تو رو به خواسته ات برسونه حتی اگه به ضرر دیگران تموم بشه).

    من این الهام رو عملی کردم اما بعدش دیدم که مدارم چجوری تغییر کرد و چجوری از مدار فروش نسیه به مدار فروش نقدی تغییر مکان دادم. من از همون موقع دیدم که فرآیند توحیدی چقدر سریع تر و روان تر کار منو پیش میبره و خداوند بلافاصله مشتری های دست به نقد جدید رو جایگزین مشتری های نسیه قبلی کرد و یا اینکه همون مشتری های قبلی بعدش میومدن ازم نقدی خرید میکردند. از طرفی هم کلی اعتماد به نفس من رفت بالا از این که بعد مدت ها جسارت به خرج دادم و یک نه قطعی گفتم و این ترسم برای همیشه از بین رفت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  7. -
    پیام ترابی نوید گفته:
    مدت عضویت: 4291 روز

    سلام برشماودوستان خوب استاد عزیزم

    براتون آرزوهای خوب دارم

    من این سوالات رو دارم از شما1-چطوری میشه ؟چه باوری رو باید ساخت تا وام نگیری .سرمایه نداشته باشی و زود پیشرفت کنی؟درصورتی که میبینی وام نگیری میبینی ( اون ملک یا خونه گرون میشه یا کار واجبی داری مثلا عمل عزیزی و پول نداری )صورت نمیگیره

    2-خط هوایی که گفتید دارید راه اندازی میکنید به کجا رسید؟و بجز ملک و آموزش چه منابع درآمدی دیگه ای دارید؟

    3-برامون دقیق بگید چطور باورسازی میکنید؟جملات تاکیدی مینویسیدو تکرار میکنید؟ویسش رو ضبط میکنید؟یا فکر میکند به باوری که میخواهید بسازید؟یا روشی دیگه؟

    4-قرار بود برگردید ایران دوره و یا همایش یا دورهمی داشته باشید کی محقق میشه ببینیمتون؟مشتاقانه منتظر اون روز هستم

    5-برامون توضیح بدید با جزییات چطوری و چه باور هایی برای مهاجرت داشتید؟و از چه طریق ویزاتون جور شدو به شما ویزای آمریکا دادند؟شهروند اونجا چطور؟از طریق کارتون؟ سرمایه گذاری؟تحصیلی؟…

    6-چه دوره هایی رو برای کسب و کار و پیشرفت و در حوزه مالی پیشنهاد میکنید که خودتان به هردلیلی تدریس نکردید و لازم میدونید این آموزش ها رو ببینیم ؟مثلا بارها گفتید فروش رو عالی یاد بگیریم خب از متد چه کسی؟و اینکه دیگه چه دوره هایی لازم هست آموزش ببینیم

    ممنونم از پاسختون

    منتظر پاسختون هستم …

    مطمئنمسوالات من پاسخ داده میشه

    خیلی دوستتون دارم استاد دوسداشتنی و همه شما خانواده صمیمی و بزرگ عباسمنش رو.

    در پناه یزدان پاک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    یه عاشق گفته:
    مدت عضویت: 3903 روز

    سلام بر استاد عزیز ، بزرگوار و مهربوووووووووون

    استاد از اینکه خودتون هستین و هر چیزی که قبلتون رو میگه رو میایید فیلم میگیرد و بیان میکنید واقعا حسی خوبی به من میده واقعا عباسمنشی ? اورجینال اصله اصل . ما با صدای قشنگتون هر روز داریم زندگی میکنیم. امیدوارم که همیشه این رسالت بی نظیرتون رو ادامه بدین

    من یه سری درخواست دارم

    درخواست یک :میشه داستان وار یه روز از زندگی قشنگتون رو از صبح بیدار شدنتون تا آخر شب که میخوابین رو برامون تعریف کنین ، خیلی دوست دارم که جزییات کارهایی که انجام میدین رو بدونم .

    درخواست دوم اینه که 10 تا از باورهایی که خیلی بهتون انرژی و انگیزه میده ، اون باورهایی که هر روز تکرار میکنین رو با اون حالتی که تو خلوت با خودتون تکرار میکنین رو جلوی دوربین بگین .

    درخواست سوم : وسایل سرگمی و بازی که استفاده میکنین تو خونتون چیه ، اواقت فراغتتون رو چه جوری پر میکنین

    درخواست چهارم : میخوام بدونم کارمند های شما تو شرکتتون چه جوری کار میکنند ، تایمشون ، حقوقشون و چه جوری شما باهاشون در ارتباط هستین ، از کارشون به چه شکل فید بک میگیرین و اگه امکان داره فیلمی از شرکتتون تو ایران رو هم بزارید ببینینم

    درخواست پنجم : تو این سالهایی که تغییر کردین تا حالا شده کسی یا چیزی حالتون رو خراب کنه ؟ تا حالا وسوسه یا ترغیب شدین که کاری نادرست انجام بدین ؟ اگه اینطوره ممنون میشم بگید ?

    درخواست ششم : استاد مهربونم شما که قومیت لر هستین ، چرا نباید با لباس لری قشنگ یه بار بیاید جلوی دوربین و از خودتون فیلم بگیرید و لری هم صحبت کنید ، من دوست دارم که لباس لری رو در تن شما ببینم ?

    درخواست هفتم : چرا خودتون یه ترجمه با تفسیر از قرآن نمیسازین ، البته مثل همین دوره ها به فروش بره و ما هم خیلی استقبال میکنیم. الان مرجع خوب و کامل و مورد اعتمادی برای قرآن کریم نیست و من خیلی دوست دارم که قرآنی که شما درک کردین رو مطالعه کنم !!

    درخواست هشتم : در این مدتی که آمریکا هستین پیش اومده که از چیزی بترسین ، اصلا ترسی تو شما هست جز ترس از الله یکتا .!؟

    یه پیشنهاد دارم برای بخش عقل کل ، میتونین کاری کنین که خود کسی که سئوال میکنه بتونه به پاسخ دهندگان امتیاز بده نه هر کسی که متن رو میخونه ، به نظرم بخش عقل کل باید یه بازنگری بشه ، تعداد پاسخ ها مهم نیست مهم کیفیت پاسخ هاست ، و میزان مفید بودن برای پرسش کننده و دوستانی که میان پرسش رو میخونن .

    البته اینو بگم این سئوالات همین الان به ذهنم نرسیده ، تو این چند سالی که با شما آشنایی دارم به ذهنم خطور کرده بودن و الان فرصتی شد که ازتون بپرسم . و میدونم که چند سئوال بنده رو حتما تو ویدیو پاسخ میدین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    ملیحه مهارتی گفته:
    مدت عضویت: 1021 روز

    گام اول از پروژه مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر

    به نام فرمانروای زمین و آسمانها

    سلام استاد عزیز و مریم جانم

    خداروشکر میکنم که با این پروژه از ابتدا همگام شدم.

    درک و دریافت خودم رو از این فایل اول از همه برای مرور این آگاهای ها برای خودم می نویسم و بعد به این امید که برای بقیه ی دوستانم هم مفید باشه :)

    مقدمه

    ————–

    استاد قبل از شروع به پاسخ دادن به سوالات یه جمله ای رو گفتن که روند پیشرفت ، انتهایی نداره

    باور کردن این جمله و اینکه بپذیریم آخر هیچ راهی هیچ خبری نیست ، به نظرم باعث میشه تو یکی از اصلی ترین تله های همیشگی شیطان که ایجاد عجله و به طبع اون بد شدن احساسمون و در نتیجه خارج شدن از مسیرمون هست ، وارد نشیم و ازش دوری و اجتناب کنیم.

    به نظرم پذیرفتن و باور این جمله باعث میشه به جای تخته گاز رفتن و لذت نبردن از مسیر ، با سرعت مطمئنه تو این مسیر آسفالت زیبا حرکت کنیم و بیشترین استفاده و لذت رو هم از مناظر اطراف ببریم و اینطوری میشه که اصلا نمیفهمیم کی به مسیر رسیدیم و خواسته هامون راحت و طبیعی وارد زندگیمون شدن.

    سوال اول-کار کردن روی باورهای توحیدی

    ————–

    به نظر من هرچقدر ما بتونیم روی باورهای توحیدی مون بیشتر کار کنیم و روی کسی غیر از خدا حساب نکنیم ، از نشتی انرژی ما در مسیر جلوگیری میکنه.

    چرا و چطوری؟

    چون این رو میدونیم که اگر باور کنیم هر لحظه خداوند ما رو هدایت میکنه و پاسخ سوالاتمون رو بهمون الهام میکنه ، اون وقت هدایت میشیم به سریع ترین و راحت ترین راهی که برای رسیدن به خواسته هامون وجود داره در حالیکه با حساب کردن روی غیر خدا و قدرت ذهن خودمون یا افراد دیگه ، اگه خیلی خوش شانس باشیم با کلی صرف انرژی و زمان به نتیجه میرسیم که تازه تضمینی هم برای پایداری اون نتیجه وجود نخواهد داشت.

    سوال دوم-مهاجرت به آمریکا

    ————–

    برای من نکته ی کلیدی در پاسخی که استاد به این سوال دادن نپذیرفتن باورهای محدود کننده ی القا شده از افراد و جامعه نسبت به خواسته های ماست.

    نه تنها نپذیرفتن این محدودیت ها بلکه تبدیل اونها به انگیزه های درونی و باورهای قدرتمند کننده که اجابت خواسته ی من شدنی و امکان پذیره (به شرط باورهای صحیح خودم)

    نکته ای که تو این مسیر به ما کمک میکنه اینه که حواسمون به قانون تکامل هم جمع باشه و بدونیم که باید قدم به قدم و با طی کردن تکاملمون به مسیر رسیدن به خواسته مون هدایت بشیم .

    و اینکه همواره در نظر داشته باشیم که ما با تغییر باورها ، به اقدامات مناسب در راستای رسیدن به خواسته مون هدایت میشیم نه اینکه مسیر بر عکس باشه.

    یعنی با تغییر محیط زندگی مون و شرایط بیرونی انتظار داشته باشیم نتایج زندگی ما تغییرات پایداری داشته باشن.

    سوال سوم-تاثیر استفاده از جملات تاکیدی

    ————–

    من همیشه سعی کردم فارق از صورت و ظاهر یک اقدام ، به علت انجامش پی ببرم تا برام منطقی بشه که چطور داره کار میکنه و قراره من رو به نتیجه برسونه.

    واسه همینم در مورد جملات تاکیدی این رو باور کردم که جادو و جمبلی در کار نیست و جملات تاکیدی هم به شرط حضور ذهن باعث تغییر کانون تمرکز و تنظیم فرکانس های ما میشه و در این صورت هست که تاثیر خودش رو در روند تغییر باورهای ما خواهد گذاشت.

    تو این مسیر نباید دنبال راه حل های فست فودی باشیم چون نتایج هم از همین جنس خواهد بود.

    سریع و گذرا

    و به تثبیت نخواهد رسید تا ما رو به یه مدار بالاتر هدایت کنه .

    ممنون از توجه تون به کامنت من دوستان

    امیدوارم آخر این پروژه در مدارهای بالاتر همدیگرو ملاقات کنیم :)

    در پناه الله یکتا باشیم همگی :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای: