مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته» - صفحه 60


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    95MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    21MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

880 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 762 روز

    خواسته ای که در حال حاضر، بیش از هر چیز آن را می خواهی فکر کن و آن را یادداشت کن.

    سپس 2 لیست را به ترتیب زیر آماده کن:

    برای نزدیک تر شدن به این خواسته، انجام چه کارهایی را باید متوقف کنم؟

    حالا که این تمرکز، زمان و انرژی را تا حد خوبی آزاد کردی، این سوال را از خودت بپرس که: برای تحقق این خواسته، چه کارهایی را باید انجام دهم؟

    سپس لیست دوم را به این ترتیب آماده کن و در برنامه روتین روزانه ات بگنجان

    با سلام به همگی

    در حال حاضر بزرگترین خواسته ی من پیدا کردن علاقه ام و کسب درآمد بیشتر و تغییر شرایط مالی ام هست . الان درآمد خوبی دارم ولی برای خواسته هام ناکافیه و همینطور متوجه شدم که اصلا محیط کار رشته م رو دوست ندارم . تمام همکارانم هرروز درحال غر زدن و شکایت کردند و در عین حال دنبال راه های مختلف برای کسب درامد از همین رشته اند . اخیرا کلی هم نشانه میبینم که باید با همین شرایطی که دارم اقدام کنم و وقتی اوضاع خوبه تغییرات رو رقم بزنم .

    اولین کاری که باید متوقفش کنم ، گشتن در شبکه های اجتماعیه ، واقعا پرداختن به مدیا مثل داستان قورباغه س که در آبه و به مرور دمای آب بالا میره و به علت آهسته بودن این روند متوجه نمیشه تا از آب بیرون بپره و به جایی میرسه که پاهاش فلج شده دقیقا همین طوریه به مرور هرنوع عادت بدی مثل مصرف گرایی، چشم و هم چشمی ، گدایی توجه دیگران ، مقایسه کردن خودت با دیگران، از این شاخه به اون شاخه پریدن، غر زدن وتمرکز بر نکات منفی و … در وجودت میسازه و تمرکز وانرژی و خواب راحت رو ازت میگیره پس اولین عادت محدودکننده ای که باید ترک کنم تباه کردن وقت در شبکه های اجتماعیه .

    دومین عادت محدودکننده گفتن ایده ها و نشانه هام به دیگرانه چون فقط و فقط دلسرد شدم در حالیکه اون ایده ی الهامی به منه قرار نیست بقیه باهاش موافق باشن و تاییدش کنن چون خداوند به من الهامش کرده پس دومین کار نگفتن الهامات به دیگران و تمرین سکوته

    عادت محدودکننده ی دیگه حرف زدن راجب دیگران و گفتگوهای ذهنی زیاد که کلا انرژی و تمرکزم رو میگیرن هست که سالهاست با این نجواها درگیرم و امسال هدفم رو گذاشتم که این عادت محدودکننده رو ترک کنم و سریعا گفتگوهای ذهنیم روقطع کنم و آگاهانه در مورد دیگران حرف نزنم این 3 مورد مهم ترین عادت های محدودکننده ی من هستن

    اولین عادت قدرتمند کننده برای من عملگرایی هست چون متوجه شدم که جدیدا فاصله ی بین تصمیم و عملم زیاد شده و اهمالگراییم بیشتر شده .همین موضوع باعث شده به ایده هام عمل نکنم و ناامید شم که نمیشه درحالیکه نشده چون من اقدام نکردم اگه اقدام و استمرار داشته باشم قطعا میشه .

    دومین عادت قدرتمندکننده الگویابی موثره به شخصه تاثیر این تمرین رو در زندگی عاطفیم دیدم که وقتی الگوهای درستی رو برای رابطه ی عاطفیم پیدا کردم و روی اونها تمرکز کردم و باپر کردم که منم لایقش هستم، به کل جنس رابطه ی عاطفی من عوض شد پس برای خلق ثروت هم میتونم الگوهایی رو پیدا کنم که به آسانی و لذت خلق ثروت کردن و ایده هاشون رو عملی کردن .

    سومین عادت قدرتمندکننده تحسینه ، تحسین هر فردی که به خواسته ای که من میخام رسیده اصلا تمرکز نکنم که از فلان طریق رسیده من به طریقش کاری ندارم من اون فرد رو تحسین میکنم چون اون خواسته رو داره زندگی میکنه و سعی کنم لذت ببرم و احساسم عالی باشه از اینکه یه نفرو دیدم که خواسته ی من رو داره

    الهی شکرت بابایی خدا که یه نقشه ی راه برای شروع بهم دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 762 روز

    به نام خدا

    با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته عزیزم و همه ی دوستانم

    خداروشکر میکنم که یه گام دیگه رو گوش کردم نکته برداری کردم و برای درک بهتر آگاهی ها دارم کامنت مینویسم

    واقعا داستان مهاجرت استاد مثل یه معجزه س مخصوصا برای منی که شاهد دوستانم بودم که با وجود بهترین مدارک تحصیلی و تسلط کامل بر زبان و سالها دوندگی هنوزم نتونستن مهاجرت کنن و این نشون دهنده ی اینکه چقدر باورها میتونه متفاوت باشه و چقدر در زندگی اثرگذاره . از خوندن کامنت های دوستانم چقدر لذت بردم و خدارو شکر میکنم که در مدار این اگاهی ها قرار گرفتم . خوندن کامنت پاکیزه ی عزیز قدرت خدارو برام یادآوری کرد خیلی سپاسگزارم ازشون .

    نکات فایل :

    مهاجرتتون رو به آمریکا توضیح بدید .

    دلایل مهاجرت من تقویت زبان انگلیسی و برخورد با تضادهایی بود که آزادی من رو محدود می‌کرد و خواسته ی زندگی در جایی با آزادی بیشتر رو در من به وجود آورد . وقتی مطمئن شدم که می‌خوام این خواستم محقق بشه، اومدم با استفاده از قانون بررسی کردم که چطور می‌تونم به آن برسم . یه آیه‌ای هست در قرآن “إِن‌َّ سَعیَکُم‌ لَشَتّی‌” یعنی تلاش شما خیلی پراکنده است و متمرکز نیست . وقتی یک هدفی رو تعیین می‌کنیم برای رسیدن به آن، یک سری کارها رو باید انجام بدیم و یه سری کارها رو نباید انجام بدیم یعنی فقط بحث انجام دادن یه سری کارهای درست نیست بلکه انجام ندادن یه سری کارهای نادرست هم مهمه و با خودم گفتم من چه کارهایی رو نباید انجام بدم . دیدم تا وقتی تمرکزم روی ایرانه و کاملاً ذهنم درگیر بیزینس‌هاییه که تو ایران دارم و هر روز پایه‌هام داره قوی‌تر می‌شه پس امکان مهاجرت هم از من گرفته می‌شه چون یه پام روی گازه و یه پام روی ترمز . یه شب تا صبح در خیابان‌های دبی راه می‌رفتم و فکر می‌کردم که چرا یه مدته می‌خوام مهاجرت کنم ولی اتفاق نمی‌افته . با توجه به شناختی که از قوانین دارم، می‌دونستم که طبق قانون باید مهاجرت رخ بده چون من اقدامات عملی رو انجام دادم و باورها رو ساختم و تکاملم رو طی کردم و وقتی نمی‌شه یعنی احتمالاً یه چیزهایی از زیر دستم در رفته . این مواقع می‌شینم و از خداوند می‌خوام بهم بگه که مشکل کجاست . در واقع به بی‌فکری و ناتوانی و تسلیم بودن خودم در برابر خداوند اعتراف می‌کنم و به خدا گفتم من هیچ فکری ندارم و به هر خیری که از طرف تو برسه فقیرم، تو بهم بگو کجا ایراد داره و هدایتم کن و از قدرت سوال استفاده کردم و به جای حساب کردن روی عقل، روی خدا و هدایتش حساب کردم . جوابی که اومد این بود که تو خواستت مهاجرته در حالی که هر روز کارت رو در ایران داری گسترش میدی و تلاش تو پراکنده است . من همون شب تصمیم گرفتم که تمام برنامه‌های کاریم رو با وجود همه هزینه‌هایی که کردم، کنسل کنم چون وقتی بفهمم یه مسیری اشتباهه مهم نیست که چقدر اون مسیر رو رفتم و هر کجا که باشه متوقفش می‌کنم . مثلاً بعضی‌ها هستند که میگن من چند ماه مونده مدرک دکترا رو در فلان رشته بگیرم ولی از این رشته و محیط کاری آن متنفرم و فقط به خاطر حقوق و اعتبار و … دارم ادامه میدم و به زمان و زحمتی که در این مسیر کشیدم فکر می‌کنم و دلم نمیاد آن را رها کنم . جوابی که من در مورد خودم میدم اینکه من به محض علم بر اشتباه بودن مسیرم، اصلاً مهم نیست که چقدر در آن پیش رفتم، براش زمان گذاشتم و هزینه کردم و از انرژی و جوانیم خرج کردم این مسیر اشتباهه پس باید مسیر رو عوض کنم و مقاومت کمی در این موارد دارم . البته من دارم راجع به خودم حرف می‌زنم و به کسی جوابی ندادم که بخوام مسئولیت زندگی اون‌ها رو بر عهده بگیرم . چون ممکنه مسیر فعلی رو رها کنه و دنبال علاقه‌اش بره و بعدها ادامه نده یا تحت تاثیر حرف دیگران از تغییر مسیرش پشیمون بشه لذا من نمی‌خوام مسئولیت تصمیمات شما رو بر عهده بگیرم . ( من هم خیلی وقته که به این نتیجه رسیدم به رشته م و محیط کاریش علاقه ای ندارم ولی قبلا حتی جرات فکر کردن به اینکه رهاش کنم رو هم نداشتم ولی الان دارم سعی میکنم باور فراوانی رو در خودم تقویت کنم که بی نهایت ایده وراه برای ساخت ثروت وجود داره و اینکه از این طریق برای من سخته به این معنی نیست که از هیچ طریق دیگه ای ممکن نیست و دارم چیزهای مختلف رو امتحان میکنم تا علاقه م رو پیدا کنم و از خداوند هر لحظه هدایت میخام)

    خیلی از سوال‌ها برای رفع مسئولیت از خود فرده چون غالباً افراد می‌دونن که کار نادرستی انجام میدن ولی می‌خوان یه چیزی از یه نفر بشنوند تا اون کار نادرست رو با مسئولیت اون فرد انجام بدن و کار غلط بر عهده دیگری بیفته.

    بحث این نبود که گسترش کسب و کارم در ایران اشتباهه نه ؛ در واقع خواسته ی من تغییر کرده و من می‌خواستم طلوع خورشید رو ببینم در حالی که به سمت غرب حرکت می‌کردم و حالا باید هرچه جلو رفته بودم، برمی‌گشتم و اصلاً نگران هزینه‌هایی که کرده بودم و از دست می‌رفت نبودم چون همیشه به فراوانی باور داشتم و باور داشتم که خداوند بی‌نهایت رزاقه و دوباره همه چیز رو می‌سازم . بعد از این به کشورهای مختلف سفر کردم و در نهایت به آمریکا هدایت شدم . پس وقتی ما یه هدفی داریم، باید فرکانس‌هامون در راستای اون هدف باشه و در غیر این صورت مهم نیست که چقدر اون هدف رو می‌خوایم ولی در نهایت بهش نمی‌رسیم . اگر بحث فرکانس و توجه رو درک کرده باشیم بهتر این موضوع رو می‌فهمیم . بعد از انجام این اقدامات عملی درها معجزه آسا برای من باز می‌شد مثلاً یکی از دوستانم رفته بود سفارت آمریکا در فرانسه و به من اطلاع داد که ایرانی‌ها هم می‌تونن از طریق اونجا برای ویزای امریکا اقدام کنند . ما هر سه با هم به سفارت رفتیم در حالی که گفته بودند تک تک برید وگرنه فکر میکنن میخواید اونجا زندگی کنید و ویزا نمیدن . من هیچ تسلطی روی زبان انگلیسی نداشتم ولی در سفارت یه خانمی بود که به زبان فارسی تسلط داشت، در واقع همزمانی‌ها با تغییر فرکانس من و تمرکز کردن روی خواسته ی مهاجرت خیلی خوب رخ داد و جهان همه کارهارو انجام داد . اون خانم به خواست خدا، آنقدر آماده بود که ویزا رو صادر کنه که اصلاً هیچ مدرکی از من نخواست در حالی که همه می‌گفتند باید کلی مدارک ببری و املاک و حساب بانکی زیادی داشته باشی ولی هیچ کدوم از مدارک رو حتی نگاه هم نکرد و تمام پروسه صدور ویزا چند دقیقه هم طول نکشید و همه آن به خاطر تفاوت در باورهای من بود .من قلباً همه چیز رو به خداوند سپرده بودم که هر اتفاقی بیفته به نفع منه . البته دوست داشتم که مهاجرت اتفاق بیفته ولی اینکه کجا و به چه طریق به خدا سپرده بودم و خدا برای من بهترین و ساده‌ترین روش رو انتخاب می‌کرد . چون من به روش رسیدن به خواستم کاری ندارم، من به خود خواسته ام کار دارم لذا اصلاً نگران نبودم که نشه یا بشه و می‌گفتم اگه بشه خوشحالم و اگر نشه ناراحت نیستم نه اینکه نشه خوشحال می‌شم .

    ویزا خیلی زودتر از موعد آماده شد و ما به آمریکا سفر کردیم و یکی از دوستان سایت همه ی کارها رو انجام داده بود و همه چیز از طریق دستان خداوند مهیا شده بود .

    با استفاده از قوانین رسیدن به خواسته‌ها خیلی راحت همه خواسته‌ها اتفاق می‌افته همه ش بحث فرکانسه، بحث باوره، بحث امیده، بحث احساس خوبه، بحث ایمان و توکله . تمام اتفاقاتی که وارد زندگی ما می‌شه به علت باورهای ماست و کار ما اصلاح باورهاست که زمانبره چون مقاومت‌هایی که در ذهنمون هست، زیاده ولی با کار کردن مداوم مدارمون تغییر می‌کنه و با تغییر مدار به جاهای بهتری هدایت می‌شویم .

    خیلی سپاسگزارم از همگی الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1179 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایا شکرت برای تمام داشته هایم خدایا شکرت برای سلامتی خودم و خانواده ام خدایا شکرت که به من آگاهی دادی تا در مسیر درست قدم بردارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو شایسته

    در مسیر رسیدن به خواسته و همفرکانس شدن با خواسته

    لازمه یه سری از کارها رو انجام بدیم و یه سری از کارها رو متوقف کنیم

    کارهایی که که انجام دادنشون به ما احساسه بد میدن مثل ناشکری و ناسپاسی مثل گلایه و شکایت و غر زدن مثل حسادت و مقایسه کردن باید از اینا اعراض کنیم

    و مدام شکرگزاری داشته ها رو داشته باشیم

    احساسه خوبی داشته باشیم

    فرکانس خوب بفرستیم به جهان

    برای رضای خدا قدم برداربم

    و من میتونم خلق کنم خواسته هایم را اتفاقات و شرایط زندگی و کسب و کارم را

    من توانایی دارم

    با ساختن و بهبود افکار و باور درست

    افکار و باوری که منو به خواسته هایم نزدیک کند

    من متفاوت از بقیه هستم افکار متفاوت رفتار متفاوت و نتایج متفاوت و زندگی متفاوت

    و خدا رو شکر میکنم که منو در ابن مسیر قرار داد

    تا بتونم لذت ببرم در لحظه حال

    من لایق نعمت و ثروت و فراوانی وشادی هستم

    باید تا جایی که میتونیم خودمون رو هم جهت با فرکانس خواسته قرار بدیم و سریع تر به خواسته ها میرسیم

    موندن در مومنتوم مثبت

    موندن در این سایت الهی

    استاد بی نهایت ممنونتم سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مونا گفته:
    مدت عضویت: 296 روز

    سلام استاد بزرگوار

    این فایل رو گوش کردم چقدر فایل خوبی بود

    خواستم از کاری که تا الان ازش میترسیدم که انجامش بدم و امروز انجامش دادم بنویسم

    این فایل دوتا تمرین داده که خواسته ای رو که بیشتر از همه میخوای مد نظر قرار بده وکارهایی که تو رو از خواسته ات دور می‌کنه رو متوقف کن و کاری که تو رو به خواسته ات نزدیک می‌کنه انجام بده

    استاد من امروز کاری کردم که خودم هم الان باورش نمیکنم اما انجامش دادم

    یک کاری رو میخواستم در زندگیم انجام بدم. با توجه به فایل هایی که این چند روز گوش دادم متوجه شدم که یک شرک پنهان در وجود من هست و اون هم اینه که من قدرت رو از دست خدا گرفتم و به بنده خدا دادم و همش ته قلبم می‌گفت اگر اون دو نفر برای تو کار انجام ندن تو موفق نمیشی رسیدن تو به خواسته ات در گرو اون دو نفره

    وای که چه شرکی این دو سال در وجود من بوده که من ازش آگاه نبودم و نمیدونستم و قدرت رو از دست خدا گرفته بودم و به دست بنده داده بودم

    میخواستم بهشون بگم که دستتون از زندگیم کوتاه بشه. با اینکه این چند روز اینو فهمیده بودم اما می‌خواستم بهشون بگم بازم میترسیدم و یک ترسی در وجود من بود که مونا اگه بهشون بگی دیگه برا من کاری انجام ندن پس تو میخوای چی کنی ؟

    هرچی ذهنم اینو می‌گفت قلبم سرکوبش میکرد و همش بهم دستور میداد که برو بگو

    تاااااااا اینکه امروز با قدرت و صلابت و ایمان قوی بهشون گفتم دیگه کاری نیازی نیست برای من انجام بدید ( درباره یک مسئله ای بود ) اصلا هم خودم شوکه بودم و هم اونا

    بهم گفتن واه مگه میشه اگه ما برات کار انجام ندیم پس تو میخوای چی کنی؟ فلان و بهمان و …….

    منم با قدرت که اصلاااا فکرشو نمی‌کردم که یک روزی این کار رو انجام بدم، بهشون گفتم که خدا خودش برام انجام میده و قلبم دیگه رضا نیست که شما برام کار انجام بدید ( قلبم همش می‌گفت که من خدا رو دارم و خدا خودش مراقبمه) حتی مامانم و خانواده ام هم میگفتن که چرا اینکارو کردی و منم همش میگفتم که قلبم بهم گفته و بعدشم من خدا رو دارم

    اصلا شوکه بودن هم اونا و هم بقیه حتی خودم شوکه بودم اما انجامش دادم

    بعداز اینکه این کارو کردم بازم نجوای شیطان توی سرم بود که مونا نکنه دیگه کار تو پیش نره و نشه

    بازم ترسه بود اما ندای قلبم بهم گفت که خودم هواتو دارم

    استاد شما که فرمودین که دفترم رو از شهرهای مختلف جمع کردم و به ندای قلبم گوش دادم و ‌…… که در این فایل توضیح دادین

    دقیقا کاری شبیه همین رو من امروز انجام دادم و بز خلاف تصور همه کاری کردم که حتی خودمم باور نمیکنم این شجاعت رو اما دلم گفت و ازم خواست و انجامش دادم.

    من به این شجاعتم افتخار میکنم و خداروشکر میکنم که قدرت رو از دست بنده هاش گرفتم

    یکی از دلایلی که این کارو انجام دادم این بود که ندای قلبم می‌گفت تو منبع و قدرت رو به دست اونا دادی اگر میخوای ایمانت رو ثابت کنی برو بهشون بگو از زندگیت برن و کاری دیگه برات انجام ندن ( جالب بود که یکیشون گفت اشکال نداره حالا بعدا هر وقت خواستی بگو تا باز برات کار کنیم

    منم تو دلم گفتم دیگه هیچ وقت نه به شما زنگ میزنم و نه می‌خوام که شما باشید و کاری برام انجام بدید و هیچ وقت دیگه کارم رو به دست شما نمی سپارم من خدا رو دارم )

    خداروشکر که امروز این قدرت رو پیدا کردم و بهشون گفتم.من نمی‌دونم بعدش چی میشه اما ایمان دارم که همون خدایی که چنین قدرتی رو در کلام و رفتار من قرار داد و این کارو کردم و به گفته اش عمل کردم و قدرت رو دادم به دست خودش همون خدا هم راه رو برای من باز می‌کنه چون ایمان دارم

    انقدرررررر الان خوشحالم و حالم خوبه که قابل توصیف نیست استاد

    یادمه دوسال پیش به اینا التماس میکردم که برام کار کنن

    بعد امروز التماس میکردم که خواهش میکنم از زندگیم برید و دیگه نیازی نیست برای من کاری کنید

    این یک تفاوت بزرگ و یک جهش بزرگ برای من هست

    اگر بخوام دستاورد بزرگ پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو توضیح بدم همین کار بزرگی بود که امروز انجام دادم و خدارو هزاران بار شاکرم که چنین قدرتی رو امروز به من داد

    الهی شکرت خدااااااااا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2683 روز

    «به نام خداوند بخشنده مهربان»

    باور اصلی در طول دوره:«من توانایی خلق خواسته‌های مدنظرم رو دارم.»

    من توانایی خلق خواسته‌های مدنظرم رو دارم چون:

    • هر روز دارم بیشتر از روز قبل خودم رو میشناسم و این خواسته درحال خلق شدنِ.

    • هر شب به زیبایی‌های روزم توجه میکنم.

    • برای خودم و احساسم ارزش قائلم.

    • هر روز خواسته‌های بیشتری در وجودم در حال شکل‌گیری هستند.

    • چون این یکی دو روز که همه خانواده‌م در تنش و فشار بودند من بسیار آرام بودم و ذهن و رفتارم رو اونطوری که میخواستم کنترل کردم.

    • چون اینجام، چیزی که همیشه می‌خواستم.

    • چون آرومم، چون خودم رو در مسیر تکامل میبینم.

    خدایا شکرت.

    و اما تمرین این فایل:

    سوال) به خواسته‌ای که در حال حاضر، بیش از هر چیز آن را می خواهی فکر کن و آن را یادداشت کن.

    پاسخ) استمرار در کارکردن روی آگاهی‌ها و خرید بخش اول از دوره قانون آفرینش.

    سوال) برای نزدیک‌تر شدن به این خواسته، انجام چه کارهایی را باید متوقف کنم؟

    پاسخ) گشت و گذارِ بی‌دلیل در سوشال مدیا، حذف اکانت‌های اضافی، کنترل تایم بازی‌های رایانه‌ای، کنترل گفتگوهای ذهنی، حفظ مومنتوم مثبت.

    سوال) برای تحقق این خواسته، چه کارهایی را باید انجام دهم؟

    پاسخ) تعهد برای اتمام پروژه مهاجرت به مدار بالاتر، گوش‌دادن به فایل‌های آگاهی‌های دوره قانون آفرینش برای بار دوم، خواندن نتایج دوستان از عمل به آموزه‌های دوره قانون آفرینش، تجسمِ داشتنِ آن، سپاسگزاری از داشتن آن، ایجاد مسیر درآمدی که در حال حاضر در ذهنم دارم، تمرکز روی کتاب رویاها.

    پی‌نوشت؛

    چه فایل خوبی بود. من این فایل رو یکی دو روز پیش گوش دادم و امروز دیدگاهم رو نوشتم. خودِ فایل یطرف، تاثیری که خوندن توضیحات فایل و نوشتن دیدگاه روی آدم میذاره یطرف.

    خوشحالم که این آپشن رو هم کشف و تجربه کردم.

    در پناه الله باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2084 روز

    سلام بر همه عزیزان

    لذت دارم میبرم از اینکه تو سایت با ذهن باز و وقت ازادی که دارم روی فایل ها کار میکنم و همشونم در جهت خواسته من هستن

    من با لب تاب مرورگرام کار نمیکنه و سایت باز نمیشه با گوشی باز میشه و دیشب گوشیم تو شارژ بود رفتم‌سراغ لب تاب و فایل های قدیمی رو پلی کردم که قبلا دانلود کرده بودم و اتفاقی هدایت شدم به فایل بینظیر مفهوم فرکانس و اجرای ان همون فایل بینظیری که هربار گوش بدی کمه و هزار سالم بگذره مفاهیمش تازگی داره

    و بعد از اون اومدم کلیدها م و تموم کنم برم سراغ کلید بعدی که این فایل اخرین کلید از شجاعت در اخذ تصمیمات اساسی بود و تقریبا ترکیب هردو فایل بینظیر کنار کار کردن روی دوره ثروت من و به پرواز در میاره

    دیشب قسمت 11 دوره ثروت و شروع کردم راجع به وضوح خواسته از طریق تضادها بود

    و مکملش هم این فایل و اصلا عشق دارم میکنم :)))

    نشستم اخر دفترم تمرین این بخش و نوشتم و کلی باگ دراوردم حالا باید بشینم روشون کار کنم و بیشتر لایه برداری کنم ریز به ریز

    ممنونم ازتون استاد نازنینم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1693 روز

    به نام خالق و فرمانروای کل جهان

    سلام استاد جانم

    امیدوارم که حالتون عالی باشه

    سلام به خانوم شایسته ی مهربان. دوستون دارم.

    درسی که من گرفتم ازین فایل

    تمرکز صددرصد برای رسیدن به خواسته هست

    که ن تنها یسری کارارو برای رسیدن بخواسته باید انجام بدم بلکه یسری کارارو نباید انجام بدم

    درحال حاضر هدفی بزرگ دارم که حدودا یک ماه تمرکزی دارم کار میکنم

    همه ی کارای دیگه رو قطع کردم.

    حتی بیزنس رو هم متوقف کردم ولی ورودی مالی رو برای خودم گذاشتم هرچند کم

    اما باید اعتماد به نفسم حفظ بشه توی این مدت

    وخداروشکر خیلی خوب پیش رفتم

    اما مشکلم سر چیزای کوچیکه ک خب همینا خودش چندین ساعت از انرژی من رو میخوره

    خب من باید برای این کار روزانه چندین ساعت مطالعه داشته باشم

    که موبایل برام یک عامل حواس پرتیه

    هرچند من توی هیچ نوع فضای مجازی نیستم

    اما بلاخره

    پیامای ک ازدوستان یا خانواده هست

    وسط درس خوندنم مثلا پامیشم میرم

    توی گوشی

    و اینطوری تمرکزم صددرصد روی کار نیست

    (البته میدونم کمالگرایی شاید باشه) ولی هدف من بسیار بزرگه و البته که عاشقشم

    و براش هرچقدر ک لازم باشه تمرکز میذارم

    تا همزمانی ها رخ بده.

    همزمانی هایی که الان هرگز فکرشم نمیکنم

    قراره رخ

    بده

    وقتی استاد توی فرانسه ذهنشون رو کنترل میکردن

    هیییچوقت فکر نمیکردن قراره یه خانومی باهاشون فارسی صحبت کنه

    اما

    اتفاق افتاد

    کاری که هیییچکس نمیتونست انجامش بده دراون لحظه بجز

    الله یکتا

    پس برای من هم انجام میشه.

    والله کاراروانجام میده

    مورد بعدی اینه که من یه برنامه ای چیده بودم واسه خودم که میخواستم طبق اون مثلا تا فلان تاریخ همممه درسارو تموم کنم و این‌طوری باعث میشد استرس بگیرم

    و هی بخوام عجله کنم و لذت نبرم از مسیر ولذت نبرم از یادگیری و این مسیرو نچشم باتموم وجودم.

    چون اصن دلیل اینک من دارم مطالعه میکنم چون این کار عشق منه و نباید تند تند باعجله دنبال رسیدن به مقصد باشم.

    و بقول یکی از فایلا موفقیت مسیر رسیدن به خواسته هست ن مقصد اون

    و وقتی شما در اخر فایل گفتید اگر میشد من خوشحال بودم نمیشدم ناراحت نبودم من نتیجه رو سپردم ب خدا

    احساس کردن منم باید همین کارو کنم

    منم باید بسپارم به الله و بذارم اون رقم بزنه

    مهم اینه ک من احساس خوبی داشته باشم

    یادمون باشه هر مسیریییی که حس کمبود و عجله بهمون میده فارغ ازینک نتیجه ظاهری چیه

    اون به نفعمون نیست

    ولی وقتی ارومیم داریم لذت میبریم مثلا تو این مثال درس خوندن وقتی با هر صفحه ای ک میخونیم عشق میکنیم و حس میکنیم چیز جدیدی رو یاد گرفتیم و چیزی بهمون اضافه شده که چسبیده به جونمون این نتیجه میده

    حاصلش همیشه اتفاق خوبه.

    ن اینک تند تند بخوایم ازرو رفع تکلیف یکاری انجام بدیم

    باخودم گفتم حتی اگر به فرض محالم به خواستم نرسم من لذت بردم

    من عشق کردم

    من یاد گرفتم درهر صورت این تمرکز یک ساله ی ک دارم میذارم برا بیزنسم و رشد شخصیتم و…. اعتماد به نفسم و…

    خوبه

    پس من فقط حال میکنم تا همزمانی هارو الله به وجود بیاره

    استاد جون

    اخه من عاشق شماهستم

    دورتون بگردم سپاس بابت فایلای عالیتون

    مریم جانم

    من عاشق شماهم هستم که بااین عشق

    این توضیحات رو آماده میکنید و با ما به اشتراک میذارید

    درپناه الله یکتا شاد وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1048 روز

    16مین گام مهاجرت به مداربالا تر

    به نام خدا وسلام به جهان برکت وشادی.

    سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.

    خداراسپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم.

    دیروزصبح بیدارشدم رفتم نانوایی خیلی سرحال بودم 7نفرتوی صف نون زیادی بودن.

    به آقاسید گفتم سسسسسللللااااامممممم صبح بخیر.

    گفتم آقا سیدبعداز7مین نفرمن اولین نفرم خندیدگفت برای فرداصبح خخخخخخخخخخخ.

    گفتم اگه نون نیست برم ؟؟؟؟؟؟!!!!

    خندیدگفت درخدمتم حاج خانم.

    الهی شکرت که درابعادبهترین شاطرهادرخدمت ماهستی دمت گرم خداجون درابعاد آقا سید بهترین برکت روباعشق به خانواده ی ماارائه میدهی.

    الهی آقاسیدخداتوفیق بده که نزداستادنامبروان من سیداستادعباسمنش شاگردی کنی که خودت به همه چی مادی ومعنوی دست پیداکنی دیگه نگی حاج خانم من پشت ندارم!!!!!! پدرپولداری ندارم!!!!!!

    وکاسه ی گدایی برداشته ای پشتت رابه قصرطلایی الهی پدرثروتمندوقدرتمندخودت کرده ای میگی من بیکسم وبه خورده نان‌های سرسفره ی ،دیگران محتاجی مثل4سال پیش خودم !!!!!!!

    واقعابعیده لیلا اینکارخیلی زشته تلاش کن باکارکردن صحیح روخودت، وردپای الهی روتوزندگی خودت پررنگ وپررنگترکن تا عزیزان خصوصی خداروبتونی دعوت کنی به قصر طلایی خدا البته بامدرک معتبربانتایج مادی ومعنوی سلامتی ،رابطه ی عالی باخودت ، خدا، طبیعت واطرافیان باشد.

    48سال به متانت تمام فرصتهای ناب الهیم رو هدر ،هدر ،هدر دادم!وتلف کردم والان برای هرکس دعامیکنم میگم (خدایا توی مسیرالهی صراط مستقیم قرارش بده سایت بهشتی خودمون) آمین.

    خدایا دعای خیربرای سیدشاطرتااولادخاتمش دارم به سیدآن ده که آن به آمین.

    نونهای سفارشی روتحویل گرفتم برگشتم خانه.

    رسیدم خانه بچه‌ها آماده ی رفتن به محل کارشون بودندگفتم منوتاایستگاه خط واحدبرسونین.

    رفتم سوارخط واحدشدم بعدازمدتی پیام بازرگانی رواجراکردم.

    خوب بعضیهاتوجه می‌کنند. بعضیهافکرمیکنند به کمکشون نیازمندی!!!!!!

    بالاخره دوتاخانم با اشاره ی سرشون تائیدمیکردندیکی شون باصدای خیلی تشکرکردخدایاشکرت مهم این بودکه من توی جمع ازپیشرفتم ودوستی باخداباصدای بلندصحبت کنم.بارهبریت خداباموفقیت عالی اجراکردم خدایاسپاسگذارم.

    آخرخط پیاده شدم پارک خورشید.

    حدود170تاپله رو رفتم بالا گفتم خدایا سمت راست برم تاخونه پیاده برگردم یاچپ برم مسیرجدیدروکه نرفتم برم

    گفت چپ بروازمامورین کمک گرفتم گفتندآسفالت روادامه بده یک درب کوچکی میبینی بروبیرون به خیابون ماشین رو میرسی(چهارچشمه نام دارد)

    ولی من ازاین درب خروجی ردشدم به مسیرادامه دادم تنهاازکنارکوه به مسیرادامه دادم البته باخداواستادبودم.

    رسیدم به خروجی دیگه کنارکوه راهی نبود.

    به پسرم تماس گرفتم ناهاراگه نمیاین خونه؟؟؟؟؟

    برم خونه ی خاله گفت: برو به دخترخواهرم تماس گرفتم یکی بیرون بودگفت خواهرم خونه هست به خونه تماس گرفتم گفت بیا چندروزی هست که خواهرم روبه خاطر توده سرش عمل کردن دوست دارندبرم کنارشون خلاصه هماهنگ کردم.

    وخواهرقبل خودم که هنوزنطقش بازنشده به خاطرواحدی که مشترک بودیم جداشدیم خانم ناراحت الهی شکرت بابت این ناراحتی برای ماخیلی خیروبرکت داره تماس گرفت شنبه شب (عیدغدیر)برادخترم بله برون داریم تشریف بیارین بهمن1403دختربزرگش روعقدکردحالاخرداد1404دخترکوچیکه روعقدمیکنه انشاءالله به سلامتی همه کارهاشوکرده حالابه من خبرمیده!!!! گفتم باشه تا ذهنم شروع کردبه نجواکردن سریع لبخندزدم وروبقبله کردم دستهامو بالاگرفتم برای اهل عالم دعای خیرکردم وبرای خوشبختی این دوعزیزدلم دعای خوشبختی کردم واحساسم روعالی کردم.

    به مسیرادامه دادم آمدم پائین هی به من گفته می‌شد ازاین پایین تر نیابروجلوترحتی ازمسیرخاکی ادامه بده ازدور دیدم یک خیابونی ماشین‌ها تقریبا زیادتردد دارندگفتم خب معلومه مسیربه آبادی ختم میشود!!!!!

    یعنی رفت وآمدوسایل نقلیه ی عمومی هم هست.

    قبل از رسیدن به خیابان رفت وآمد خط واحد ،گفتم برم ازاون اغدیه فروشی راهنمایی بگیرم که حالابرای برگشت به خانه ازکدام مسیربرم!!؟؟؟؟؟؟

    به معجزه ی الهی دیدم یک سواری استارت خوردیک جوان بوداشاره کردم نگه داشت پرسیدم پسرجان من ازپارک خورشیدپیاده اومدم به اینجارسیدم به این محل آشنایی ندارم اینجاکجاست اسم خیابونش صابربود. گفت آخرسرفرازان رسیدین!¡!!!!!!

    پرسیدکجا میخوای بری؟؟؟

    گفتم حاشیه ی وکیل آباد یا میدون پارک ملت.

    گفت سوارشومیرسونمت تومسیردعاش کردم وانرژی مثبت دادم.

    رسیدیم میدون پارک ملت گفت اینجاخوبه پیاده بشی گفتم بایدبرم اونطرف زیرگذر باخط واحدبرم خونه ی خواهرم.

    بنده خدارفت رفت تاپل هوایی رسیدگفت اینجاپیاده بشی راحتی نگاه کردم سریع پلن رسیدن به خط واحدرواز دومسیرکشیدم دیدم خیلی دورشدم باخودم گفتم چاره ای نیست بایدپیاده شم برم فلان خیابون یابرگردم پایانه خیلی مسیرم دورشد!!!!

    خودش گفت میرم سجاد.

    خداگفت بگوبرو منم اولین ایستگاه پیاده میشم فلان خط میره سرکوچه ی خانه خواهرت سرایستگاه پیاده شدم رفتم اونطرف خیابان خداخط واحد رو به خاطرمن بارسیدنم به ایستگاه آماده کردگفت ملکه ی ثروت بفرمایین خدادرتمام ابعاددرخدمت شماست.

    دوایستگاه مونده به خانه ی خواهرم یادم اومدای بابا چرامن اومدم خانه ی خواهرم نونهارو ، روی ملحفه پهن کردم که سردبشه کسی هم نیست جمع کنه!!!!!!!

    رسیدم ایستگاه خانه ی خواهرم پیاده شدم رسیدم خونه ی خواهرم خودم چایی بادمنوش دم کردم نمازخوندم دخترخواهرم ناهاروآماده کرد(سبزی پلوماهی خوشمزه) جای همه ی شما پرازصفابودآبسرد، چایی، میوه، پذیرایی شدم لحظه ی سفره پهن کردن پسرم تماس گرفت مامان ماداریم برمیگردیم گفتم بیادنبالم گفتندنه وقت ناهاره کجامیخوای بری ناهاربخور گفتم هنوز40دقیقه دیگه می‌رسند.

    چون غذای آماده نداریم خاله جان بایدبرم.

    براشون تعریف کردم اصلا قصدآمدن به خونه ی شمارونداشتم صبح پسرم گفت میری خونه ی خاله ببرمت گفتم نه ولی بعدازپیاده روی خدابرام ماشین شخص دربست به صورت هدیه گرفت ودربست خط واحدکولردار میخندیدن گفتم دربست چایی میوه آب سردنمازوسبزی پلو حالابچه هادربست میان دنبالم خیلی خندیدیم وخوش گذشت گفتم فقط این ماهی پلومنو به اینجاکشیدوسلام وگرنه من که ناهارنداشتم چرااومدم که الان دوباره برم برای بچه‌ها م غذادرست کنم الهی شکرت خیلی روزعالی داشتم.

    عاشقتونم که توی مسیرزندگی درس رهایی رو دارم کم کم متوجه میشم خدایادرآموزشهاوتمرینات وعمل کردن ونتیجه گرفتن یاریم ده بخدامن بچه م خانواده ام بچه ن توکه پیرفرزانه ای خدایی روبلدی به منم درس عشق وآزادگی ورهایی رو بیاموز تاازوجودوحضورم درمصیربازگشت ازبهشت تضادهابه بهشت ابدی با سربلندی گردنه ها وپیچ وخمهای زندگی هدفمندانه ام را طی کنم خدایااین تمرین و آزمون رابرما( وخانواده ی سایت بهشتی)واولادماتاخاتم وابدهامون آسون وساده برگذارکن آمین.

    خدایاتوفیقم داده ای که نماینده ت توی بهشت خاکی باشم وبعدازاسپانسری خودت سمت مدیریت کاروان کوچک خانواده ام رابه من واگذارکرده ای بامسئولیت ورهبریت الهی هرروزصبح بیدارمیشم بازهم ازتوکمک میخواهم چون به دستان پرقدرتت نیازمندم وامروزم رابهترازدیروز خلق میکنم یافتاح قلبم رابازکن.یاالله.

    ای که مراخوانده ای راه نشانم بده استاددمت گرم همین که قلبم آرام شده حال حتی 1٪ هم ازقبل بهترشده باشم وخودم رو سریع به احساس خوب هدایت می کنم بازهم1٪ باشه خوب خیلی خوبه دیگه ازمن که استرس به تمام معناازاعماق وجودم سرشاربودچه توقعی است!!!!؟؟؟؟؟

    بازهم خداراشاکرم ازاستادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم دربهشت سایت متشکرم.

    ازاذان صبح خدا توفیقم دادوکامنت نوشتن رو رزق وروزی ام قرارداددمت گرم خدابااین عشقت دختربابا یی.

    سرشونه های خدا توی بهشت زندگی لذت میبرم به داشته هام خداروشاکرم وهرچی برای خدمت رسانی به کاروان خانواده لازم دارم به خداسفارش میدم اینهارولازم دارم وبعدمیبینم خدامثل سربازدستش رو برد کنارگوشش وپاهاشو محکم به کوبید گفت بله قربان ،چشم قربان ،درخدمتم قربان ،امر وفرمایشهای بعدی همه چی روسریع انجام میده.

    دمت گرم خای خدمتکار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1514 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    تمرین برای دانشجویان پروژه “مهاجرت به مدار بالاتر”

    به خواسته ای که در حال حاضر، بیش از هر چیز آن را می خواهی فکر کن و آن را یادداشت کن.

    -پذیرفته شدن در آزمون و مصاحبه ی شغلی

    سپس 2 لیست را به ترتیب زیر آماده کن:

    لیست اول که البته مهم تر است این است که: برای نزدیک تر شدن به این خواسته، انجام چه کارهایی را باید متوقف کنم؟

    -حذف کامل ورودی های نامناسب

    -فکر نکردن به چگونگی و از چه طریقی

    -یادآوری نکردن تجربیات نامناسب گذشته

    -نشنیدن اخبار نامناسب

    -حذف افراد منفی که ناتوانایی ها را یاد آوری می کنند

    -تمرکز گذاشتن بر تحقق هدف

    -فکر نکردن به هیچ شغلی غیر از آن

    -نداشتن انتظارات منفی

    -به سختی و مشکلاتی که ممکن است در مسیر تحقق اهداف پیش آید فکر نکردن

    حالا که این تمرکز، زمان و انرژی را تا حد خوبی آزاد کردی، این سوال را از خودت بپرس که: برای تحقق این خواسته، چه کارهایی را باید انجام دهم؟

    -تمرکز کردن بر توانایی ها و نقاط قوت

    -تجسم موفقیت نهایی

    -صحبت کردن در مورد اتفاقات مثبتی که درآینده رخ می دهد

    -خواندن تجارب موفقیت امیز دیگران

    -به یاد آوردن موفقیت های گذشته

    -طلب هدایت از خداوند

    -به یاد آوردن این باور که خداوند همواره در حال هدایت ماست

    -رها و تسلیم بودن در درگاه خداوند

    -از تحقق آن خوشحال و از عدم تحقق آن ناراحت نشدن

    -خود را فقیر و محتاج خداوند دانستن

    -داشتن انتظارات مثبت

    -نوشتن درباره ی مزایایی که تحقق هدف برایمان به همراه دارد

    -صحبت کردن درباره ی اتفاقات مثبت آینده

    -تحسین موفقیت دیگران و به یاد آوردن این اصل که اگر آنها توانسته اند من هم می توانم

    -خود را لایق دستیابی به آن دانستن

    -نداشتن هیچ گونه احساس بد نسبت به تحقق اهداف

    -ایجاد انگیزه برای تحقق اهداف

    -علاقمند بودن یا ایجاد علاقه با استفاده از اهرم رنج و لذت

    -ایجاد باورهای هم جهت با خواسته

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1514 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    چگونه به آمریکا مهاجرت کردید؟

    دلایل مهاجرت:

    -یادگیری زبان انگلیسی

    -آزادی

    -سکونت در کشور خوش آب و هوا

    زمانی که به خواسته ی خود پی بردم تصمیم گرفتم با استفاده از قانون به آن دست یابم:

    -طبق آیه ی قرآن:

    إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّىٰ

    همانا تلاشتان گوناگون و پراکنده است

    -برای تحقق اهداف باید:

    +تمام تمرکز خود را بر روی تحقق هدفمان قرار دهیم

    +بررسی کنیم چه کارهایی را باید و چه کارهایی را نباید انجام دهیم

    +پای خود را از روی ترمز برداریم

    -برای تحقق اهدافمان همواره فکر کنیم با استفاده از قانون چگونه می توانیم به آن دست یابیم؟

    -طبق قانون خواسته های ما باید محقق شود اگر محقق نشده اند حتما ایرادی در باورهای ما وجود دارد

    -برای تحقق اهداف خود به خداوند اعتماد کرده تسلیم او باشیم و اجازه دهیم توسط او هدایت شویم

    -همواره خود را فقیر و محتاج هدایت های خداوند بدانیم

    -به محض درخواست از خداوند از هزاران طریق هدایت می شویم

    -هر زمان متوجه مسیر نادرست و ناهم جهت با خواسته های خود شدیم آن را رها کنیم

    -اصلا مهم نیست تا چه اندازه مسیر نادرست را پیموده و چه بهایی برای آن پرداخت کرده ایم آن را به سرعت رها کنیم

    -مسئولیت انتخاب های خود را بر عهده بگیریم

    -به هیچ وجه نگران از دست دادن نباشیم

    -همواره به سراغ تحقق اهداف خود برویم

    -برای تحقق اهداف لازم است فرکانس های ما با آن هماهنگ و هم جهت باشد

    -اگر فرکانس های ما با اهدافمان هماهنگ و هم جهت نیست به آنها دست نمیابیم

    -با داشتن باورهای متضاد با خواسته به آنها دست نمیابیم

    -با تغییر باورها و فرکانس هایمان خداوند افراد شرایط موقعیت ها ایده ها معجزات و هم زمانی ها را به سمت ما هدایت می کند

    -با داشتن باورهای متفاوت علی رغم یکسان بودن شرایط نتایج متفاوت می گیریم

    -قلبا نسبت به تحقق خواسته های خود آزاد رها و تسلیم خداوند باشیم

    -تنها خواسته های خود را از خداوند درخواست کرده و شیوه ی تحقق چگونگی و زمان آن را به خداوند بسپاریم

    -رها بودن نسبت به تحقق خواسته بدین معناست که:

    از تحقق خواسته های خود خوشحال شده و از عدم تحقق آن ناراحت نشویم

    -با داشتن احساس خوب اهداف ما محقق می شود

    -با استفاده از قانون تمام خواسته های ما محقق می شود

    -تنها راه تحقق اهداف: تغییر باورهاست

    -تغییر باورها نیاز به زمان و انرژی بسیار زیادی دارد

    -با تغییر مدارمان به راحتی به افراد شرایط موقعیت های بهتر هدایت می شویم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: