مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته» - صفحه 53
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»95MB23 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»21MB23 دقیقه













به نام خدای مهربان
پله 16
خدارو شاکرم دارم احساس میکنم که مدارم در حال تغییر هست چون بعضی چیزهای خوب خوب در حال اتفاق افتادن هست
با همسرم یک سفر فوق العاده داشتم
کامنت نوشتنم دیر شد
داشتم در طول سفر به این آیه زندگی ساز یا بهتر هست بگم به این ایه پارگراف زندگی ساز فکر میکردم
آدم در طول سفر اون یاخته های ذهنش پاره پاره میشه من که به شخصه این شکلی هستم دوس دارم سفر به جاهای جدید داشته باشم
وقتی سفر میکنم ذهنم باز تر میشه بیشتر میتونم با خودم و خدای خودم ارتباط برقرار کنم
بیراه نیست که خداوند فرموده در زمین سیر کنید
با خودم میگم رویا جان تو سعی و تلاشت البته سعی و تلاش فیزیکیت در جهت خواسته هات هست
ولی از لحاظ ذهنی پراکنده هستی
یعنی اون تمرکز لیزری که ازت انتظار دارم بر روی اهدافت نداری
همون جا ازخداوند کمک خواستم
گفتم خدا جونم تو که میبینی تلاش منو من واقعا نمیدونم چیکار کنم تو کمکم کن
حریف این ذهنم بشم به چیزهای حاشیه و چرت و پرت فکر نکنم
از وقتی از خدای مهربانم کمک خواستم باور کنید وقتی ذهنم میره
زود از اون طرف ذهنم میگه قرار هست تمرکزت و تلاشت پراکنده نباشه پس زود حواستو جمع کن و این آیه واقعا زندگی سازهست
و از اون روز به بعد هم این آیه و هم خدای که این آیه رو فرستاده خیلی کمک کرده و در این چند روز وضعیت خوب بود
ممنونم استاد عزیزم
ممنونم مریم جونم
در پناه یکتا بی همتا عشق براتون
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان
سلام دوستان هم مسیر
گام شانزدهم
خدایا نمیدانم تو بگو
هدف و هم جهت شدن با خواسته
اگه در رودخانه شنا کرده باشیم متوجه شدیم که خلاف جریان آب نمیشه شنا کرد
یعنی انرژی زیادی ازت میگیره و در نهایت پیشرفتی هم به جلو نمیکنی.
وقتی من هدفی دارم و بهش نمیرسم خود من که تا قبل از شنیدن این فایل بیشتر تو در و دیوار بودم و به همه چی فکر میکردم الا به اینکه حتما با خواسته ام هم جهت نیستم
خدایا من نمیدونم چه جوری با خواسته ام هم جهت بشم
تو هدایتم کن .
خوب من باید از ناخواسته ها اعراض کنم
یعنی در مورد کمبود نشنوم و صحبت نکنم
خودم را قربانی ندانم
فکر نکنم خدا برای من نمیخواد. چون ما انسانها همه در مقابل خداوند یکی هستیم و بین ما فرقی نیست جز اینکه باورهامون فرق میکنه.
و تازه شم من که انسان خوبی هستم که اگه بد هم بودم و باورهام هم جهت با خواسته ام بودند خواسته ام بوجود می آمد.
و الان بیشترین چیزی که توی ذهن من هست
اینه که چرا برای من اتفاق نمیافتد
چرا دیگران به راحتی براشون اتفاق افتاده
و چرا و چرا
خدایا من به هر خیری که از تو بهم برسد فقیرم.
سلام و عرض ادب و احترام به سید حسین عباسمنش استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمام هم راهان عزیز در این خانه ی خدا
در ادامه تعهدم به بودن در مهاجرت به مدار بالات ر رسیدیم به جلسه ی (هم مدار شدن با خواسته)
.فقط خدا میدونه که اگر متعهد نمیشدم و این مهاجرت به مدار بالاتر رو گام به گام با شما نمیومدم الان چه بلاهایی سرم میومد و هزاران بار توبه شکسته بودم اما هر بار که ناامید یا خسته میشدم انگار خدا طبق نیازم در این مسیر فایل جدید رو میزاشت و دیشب در اوج نا امیدی که چراها داشت منو دیوانه میکرد که چرااااا نتایج مالی نمیاد چرااا هیچکس محصول منو نمیخره .اصلا نکنه خدا نمیخواد من تو این مسیر باشم /اصلا پاشو برگرد به شهرت و…..اومدم سراغ این فایل در اوج ناامیدی
ان سعیکم لشتی =استاد نمیدونم در مورد این ایه چی بگم شما توضیح دادید که یعنی اینکه تلاش شما پراکنده است
اما من اگر بخوام صادقانه صحبت کنم از صبح که چشمام رو باز میکنم تا شب که بخوابم تمااااام تمرکزم رو هدفم رو باورسازی رو کامنت خوندن رو فایل درست کردن و…کلا قانون رو مث ذره بین دنبال میکنم و به شیوه قانون سلامتی پیش میرم و دیشب وقتیکه به این موضوع فکر کردم چه کارهایی رو باید انجام بدم و چه کارهایی رو باید انجام ندم دیدم که حتی اگر خدا به من بگوید برو با دندان کوه را بکن هم میروم و در مورد کارهایی که نباید انجام بدم من هیچ کار نیست که نباید انجام بدم و گفتم که قبلا هم تمام زندگیم رو با چندیدن میلیارد سرمایه و خانه و موتور و ماشین و همه چیزم رو بخشیدم به خانواده و از شهرم اندیمشک که جای مناسبی نبود برای کنترل ورودی هام اومدم به بابلسر با جیب خالی (اما واقعا دا ره بهم خوش میگذره و فقط تمرکزم رو زیبایی های این شهره و خدا هم همه چیز رو برام چیده …..
اما کارهای که نباید انجام بدم -=اخه واقعا من هیچ کاری نیست که نباید انجامن بدم چون از صبح که بیدار میشم تمام تمرکزم حتی یک دقیقه نیست که رو قانون و سایت و سایت خودم نباشه اما هنوز نتالیج نیومده که اون هم مطمینم که خیری در ان نهفته است و حتما من هنوز اماده اش نیستم
.استاد همین که گفتی یه شب رفتی پیاده روی و به قانون فکر کردی منم بلند شدم لباس هام پوشیدم و رفتم دریا (اول اینو بگم که استاد حتما قدم زدن تو شب کنار دریا رو تجربه کردی و میدونی چقدر محشره )
.دیشب خیلی با خدا صحبت کردم
.اولین باره تو زندگیم یه هدفی رو میخوام که واسه این نیست که چشم دیگران رو کور کنم
.اولین باره تو زندگیم که هدفم رو واسه این میخوام که تشکیل خانواده بدم
اولین باره که هدفم رو واسه این میخوام که از خدا بگم چون وقتیکه از قوانین صحبت میکنم میگن پس پول خودت کو
اولین باره هدفم از ثروتمند شدن دیدن زیبایی های بیشتره تووه نه بریز و بپاش
کلا نیت ام اولین باره که اینقدر خوبه همه کار هم کردم در این مسیر .کارهایی که نباید انجام بدم و کارهایی که باید انجام بدم همه کارها انجام شده ولی حتی یک نفر هم محصول منو نخریده (البته قبلا 30نفری از اینستا خریدن و 100نفر هم از قبل اما من اون روند کمپین و دروغ و تبلیغات رو قطع کردم و دیگه نمیخوام شلوغش کنم )
خلاصه هیچ کاری نیست که انجام نداده باشم و هیچ عادت بدی نیست که کنار نگذاشته باشم میشینم و عمیقا با خدا صحبت میکنم اما تا میخوام لب باز کنم بگم خدایا نوکرتم .کوچیکتم تو بزرگی .من عبدتم .من بنده اتم.من اصلا در مقابل تو عقل و درک و شعوری ندارم .تو بزرگ منی .تو رییس منی .تو رهبر منی .تو پناه منی .تو حامی منی.تو هدایتگر منی و….تا میام اینارو بگم سریع میگه حامد صبررررررررر حامد عزیزم باید ادامه بدی و وبشر الصابرین تو که این همه صبر کردی یکم دیگه صبر کن و اگه چیزی تغییر نکرده چون هنوز باورهات کار داره یکم دیگه باید رو باورهات کار کنی
.همین دیشب وقتی خواستم بخوابم یه قلم و کاغذ برداشتم روش نوشتم این قلم و کاغذ رو میزارم بالای سرم بهم الهام کردی سریع بنویسمش ولی جوابی جز صبر نیومد اما چون صبر کردن برای منه عجول جوابه خوبی نیست میگم خدا با من صحبت نکرده و ممن میخوام اون چیزی که خودم میخوام رو بشنوم
.از خدا امروز عاجزانه میخوام ایده و الهاناتش رو تو همین روزها به من برسونه خدا خودش میدونه من یه ادم نترس هستم اگه بگه برو تو اتیش میرم مث ابراهیم اگه بگه برو تو دریا ذمث موسی میرم خدایاااااا تو شجاااااعت من رو میشناسی فقط بهم بگوووووو چکار کنم
اصلا تو بااااید به من بگی
تو کارت اجابته و من تسلیم توام من میخوام تومنو حمایت کنی تو منو هدایت کنی تو منو ببری و باااااید این کارو برام بکنی من عقلی ندارم من درکی ندارم از جهانت تو میخوام همه چیز رو بندازم گردن تومیخوام در مقابلت تسلیم باشم میخوام رکوع کنم سجده کنم در مقابلت و ضعیف بودنم رو در مقابل تو عنوان کنم تووووو باید منو هدایت کنی
رزق دست تووه
پول دسته تووه
روابط خوب دست توووه
ارامش دست تووه
سلامتی دست تووه و….
خودت گفتی درخواست کن تا بهت بدم و من با تسلیم بودن و عجزم در مقابل تو ازت درخواست میکنم و من در مقابل تو صفر هستم هیچ هستم و پشیزی هم نیستم من نمیخوام با عقل خودم برم جلو چون عقلی ندارم من نمیخوام خودم همه چیز ببرم جلو چون هر وقت خودم خواستم ببرم جلو کار رو حتی اگر خوب پیش بردم نتیجه بد شد و هر وقت تو کارها رو بردی جلو حتی اگر به زعم من راهش بد بود نتیجه عالی شد پس تو رییسی و من عبدت و این بنده ناچیزت رو خودت ببر جلووووو
/اقا من حامد میرچناری در همین سایت بهشتی اعلام میکنم هر اتفاقی تو زندگیم بیوفته میپذیرم و میخوام تو برام انتخاب کنی تو منو جلو ببری من خودم دارم میگم اجازه میدم تو منو ببری جلو من تسلیم توام
.کسی که تسلیم میشه چجوریه
من دستام بردم بالا من تسلیمم
هر بلایی میخوای سرم بیاری بیار
هر خیر و شری باشه من میپذیرم که البته از طرف تو شری نیست
خدایا من خودم رو سپردم بهت تو توی مرامت نیست پناهم رو بی پناه کنی
خدایا تمام امیدم تویی تو توی مرامت نیست امیدم را نا امید کنی
.میدونم خدا الان داره بهم میگه اقا حامد از قبل همه پ
چیز رو مسخر تو کردم و خوشبختی منتظره تووه و داره برات له له میزنه تو فقط کافیه باورهات رو دست کنی که باورهات هم فقط با صبر و استمرار درست میشه
دوستون دارم =حامدمیرچناری
به نام خدایی که مرا انسان آفرید.
این جمله ای بود که شما جلسات را باهاش شروع میکردید سال 1387، و من وقتی می خواستم تمرین هامو بنویسم این جمله را اول صفحه مینوشتم و عمیقا دوستش داشتم و دارم. استاد من با آموزشهای شما با جنبه های عمیقی از خودم آشنا شدم و درکم نسبت به زنده ماندنم بهتر شد. الان روزهایی را میگذرانم که خیلی عجیبند. هر بار عمیقتر روی خودم کار میکنم اتفاقات پیرامونم شگفت آورتر میشوند و من هر بار قوانینی که بهمون یاد داده اید را مرور میکنم و هی بهتر میفهمم که چقدر مهمه برای رشد شخصیتم وقت بذارم و آشغالها را زیر مبل پنهان نکنم.
تمرینات: مهمترین خواسته ی من در حال حاضر داشتن آرامش قلبیه. میخوام ذهنم آروم آروم باشه چون مدتیه بیش فعال شده. خخخ. بطوریکه به فاصله ی 2 هفته دوبار سرماخوردم البته خیلی خفیف. یعنی توانستم سرکار بروم. ولی طبق آموزشهاتون میدونم که اجازه دادم ناخودآگاهم بهم مسلط بشه. اما احساس پشیمانی ندارم با خودم مهربانم و گفتم عمیق این اتفاق به ظاهر ساده رو ببینم تا بفهمم کدام باورهام نیاز به بهبود و ترمیم بیشتر دارن. توی لیست دوم کارهایی که لازمه انجام بدهم خوب کار کردن روی باورهای مربوط به احساس امنیته. اینکه جهان مدیر داره مریم. تو سمت خودت رو درست انجام بده. نمی خواد دیگران رو اصلاح کنی،اگر خیلی اُرزه داری خودت رو درست کن. چقدر عالی میشه من فقط و فقط بخوام خودم رو بهتر کنم و به امورات اطرافیانم کاری نداشته باشم. بدونم من مسئول خودمم همین. به قول استاد نقطه سر خط. امروز هنگام خرید با یکی از بستگانم چالش هایی داشتم ولی گفتم این گوی و این میدان. ببینم چقدر میتونی عمل گرا باشی. تئوری رو همه بلدن. این تلاش های آگاهانه را خیلی خیلی ارج می نهم و خیلی بابتشان خرسندم. انگار هر بار باعث میشن یه نصفه مدار رشد کنم و همون نصفه برای من خیلیه.
ممنون که هستید.
بنام خداوند بشخنده مهربان خدایا شکرت که هم چون انسانی پاک ودرست سر راهم من گذاشتی خدایا شکرت به خاطر اشک های که به خاطر شنیدن این فایل از چشم هایم جاری شد بابت این اشک ها از خداوند سپاسگزلری میکنم خدایا شکرت شنیدن این حرف های که با خداوند زدی باعث شد که همیشه با خدای خودم با عشق صحبت کنم وقعا خدایا تو بگو از هر خیری از طرف خودت برای شناخت درونی از خودت که من ارامش عشق ثروت وشادی درونی برسد فقیرم وناتوانم چند وقته می خوام هم فرکانس بشم با انرژی خداونداون نگرش مثبت واون حد شادی وعشق که خداوند بهت بدهد خدایا شکرت دوست دارم انچان دلبسته به خداوند باشم که تنهاقدرت او در تصور خودم ببینم قدرتی که بهم ارامش بده قدرتی دوست دارم ارژوی درونی این صدای خداوند در درونم بشنونم وبهش عمل کنم چون مدتی بود ک6 صدای ذهنم رو جای الهمات خداوند می دونستم ولی الان فهمیدم که صدای خداوند باید بهم آرامش بده صدای خداوند مرا سعادت خوشبختی ثروت می رساند خدایا شکرت خدایا من نمی خواهم مثل برگی در باد بشم وبا هر حرفی ویا با هر بادی این اور بشم می خواهم تنها قدرت درونی تو باشی چقدر این مثال که استاد خوب یک زمانی وقتی تو یک کلاس های دیگه اموزش داشتم در مورد این چنین مثالی های منتظر بودم یکی بهم بگه همچون چیزی اشکالی نداره ومن انجام بدم با اینکه می دونستم این کار اشتباه بود و می خواستم از زبان کسی بشنونم وبه اون کار عمل کنم ولی خدایا شکرت امروز خداوند این علم اگاهی درونی رو بهم داده حتی به خودم اجازه نمی دم از سوال از کسی بپرسم برای منی در مسیر درک توحیدم که هم چیز رو از خداوند بشنوم دقتی به درک درونی رسیدم که می تونم صدای خداوند بشنوم می تونم تشخیص بدم که چه چیزی درست انجام بدم خدایا شکرت مرا هم مدار وفرکانس کرده با اگاهی استاد
1403/11/5 روز 202
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد و مریم عزیز و دوستان گل
خدایا شکرت که هدایت میشم به این آگاهی های ناب
درسهایی که داشت اینه که ما باید تسلیم باشیم و اینکه تمام اتفاقات زندگی ما بخاطر باورهای ماست
اگر من هدفی دارم باید ببینم چطور دارم در مسیرش حرکت میکنم
اینکه ما نمیتونیم همزمان تمرکزمون رو دوجا باشه
درکی که ازخودم پیدا کردم اینه که بعضی وقتا قشنگ خواسته و هدفمو نمیدونم و یا اگرم میدونم درست در مسیرش حرکت نمیکنم و تمرکز نمیزارم
و همش به چگونگی اش فکر میکنم و یا ترس ها میاد سراغم و باورهای نادرستی که از گذشته دارم
اینکه خیلی وقتا میدونم مسیرم اشتباهه اما همچنان دارم ادامه میدم و جرات تموم کردن و ادامه ندادن و ندارم
اینکه هم میخوام پام توی مدار پایینی باشه هم دستم توی مدار بالایی این وسط گیر میکنم
قدرت تصمیم گیری و عزت نفس خیلی مهمه اینجا
خداروشکر قانون رهایی و سعی میکنم اجرا کنم و به چیزی نچسبم و بسپارم به دستان خداوند
به نام خداوند مهربان بخشنده
خدایی که همه چیزم از آن اوست
سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته ی نازنین و دوستان هم فرکانسی ام
این فایل و آگاهی هایی که ازش گرفتم و متنی که برای این فایل نوشته بودید شرایط تقریبا دو ماه پیش من بود … که متاسفانه کارهایی که نباید انجام میشد انجام میدادم و کارهایی که باااید انجام میشد انجام نمیدادم … یعنی دقیقا خلاف قانونی که استاد توی فایل و متن فرمودند…عادت کرده بودم به یکسری رفتارهای به شدت غلط که بارها منو به زمین میزد ولی من همچنان ادامه میدادم به این رفتارها و باورهای اشتباهم که داشتم به فروپاشی روانی هم می رسیدم ….و قبول نمیکردم که دارم مسیرو اشتباه میرم ….نجواهای منفی ذهنم کنترل منو به دست گرفته بود و هر جایی دوست داشت منو می کشوند دیگه خسته شده بودم و تسلیم خدا شدم گفتم من میدونم دارم اشتباه میکنم من دیگه نمیتونم خسته شدم بیا کمکم کن که دارم نابود میشم چنان درمانده شده بودم که هیچ راهی نداشتم جز پناه بردن به خود خداا….. و اینجوری شد به صورت معجزه اسایی من وارد سایت استاد عباسمنش شدم … و کارم رو به صورت موقت رها کردم و توی این مدت چهل روز مدام فایلهای دانلودی استاد رو گوش میدادم و از استرس و نگرانی خودمو دور کردم و آرامش رو با کمک فایلها تقدیم قلبم کردم و دوره ی 12 قدم رو هدایت شدم به سمتش و خریدم و تمریناتم رو شروع کردم که تا به امروز به لطف الله به آرامش عجیبی رسیدم یه حس خوب که هیچوقت نداشتمش ….من یه تعهد داده بودم وکامنت هم کردم که تا آخر همین ماه از درامد صفر به درامد مثبت خواهم رسید اما احساس کردم هنوز زوده تا به کارم برگردم و الان که متن این فایل رو خوندم گفتم چقد به شرایط الانمم ربط داره و خب باید برم قبل شروع کارم یه لیست تهیه کنم که باید چه کارهایی انجام بدم در رابطه با کارم و چه کارهایی نباید انجام بدم و هر روز برای خودم تکرارشون کنم تا توی ذهنم تثبیت بشه و خدایی نکرده دوباره تخطی نکنم وقتی کارم رو شروع کردم … باید تمام تمرکزم رو بزارم رو نکات مثبت خودم و کارم و از باورهای غلط و منفی دوری کنم …..و مدام از خدا بخوام که هدایتم کنه و منو توی مسیر درست قرار بده…..و با خواسته ام هم مدار بشم و روی انجام عادتهای مثبت تمرکز کنم و از عادتهای مخرب و منفی دوری کنم …..خدایا هزاران بار شکرت که امروز آگاهی های نابی از سایت استاد عباسمنش دریافت کردم…..در پناه خدا شاد و ثروتمند و سلامت باشید …..
سلام استادجانم ومریم عزیزم و خانواده بزرگ عباسمنش دوست داشتنی
ردپای گام 16
ان سعیکم لشتی
همین یک کلمه روز منو ساخت وفهمیدم چه کارهایی رو باید بکنم وچه کارهایی رو نباید بکنم
منصفانه بخوام بگم استادجانم از گام 14 به بعد دارم بیشتر به انجام ندادن کارهایی که نبایدِ فکر میکنم وتمرکز میکنم
من به شخصه اکثرا سعی وتلاشم در انجام کارهایی بود که باید انجام بدم ولی به گفته شما پام رو ترمز بود گازمیدادم.
من فکر ودل ودست وزبانم وبهتر بگم ذهن واعمالم باهم هماهنگ نبود.واسه همین بود که به خواسته ام نمیرسیدم.
مثال حرکت به سمت غروب وطلوع بسیار عالی بود واصل مطلب رو می رسوند.
استادجان خیلی لذت میبرم از هم کلامی شما باخدا
اونجایی که میگید من فقیرم به هرآنچه ازتوبمن برسه،من هیچ فکری ندارم،توبگو قضیه چیه وکجای کارایرادداره؟تومنو آگاه کن.
اوج کوچیکی در مقابل خدا واتصال وتوکل هستش و همینه که جوابا تند وتند میاد وقتی که شخص به ناآگاهی خودش در مقابل خدا اعتراف میکنه سرشاراز آگاهی وهوش میشه.
شجاعتتون رو خیلی تحسین میکنم که هرجا متوجه شید راهو اشتباه رفتید،یاخواستتون چیز دیگه ایه بدون به توجه به کارهایی که انجام دادید مسیررفته رو سریع برمیگردید.
جمله سنگینی بود واقعا که وقتی تومسیری مهم نیست چقدر تلاش میکنی اگر فرکانست هم راستا بااون نباشه به هدفت نمیرسی
ومنی که میخواستم به خواستم برسم ولی ذهنم درگیر چیز دیگه ای بود حتی فیزیکال هم درگیر چیز دیگه ای بودم.
استادجانم این میزان ازتسلیم بودن شما پیش خداوند قابل تحسین وستایشه.رها وآزاد همه چیو میسپارید به خدا و به الخیرو فی ماوقع اعتقاد شدید دارید وحتی انتخاب مسیر رو هم به خدا میسپارید.
این ی کار رو خداوکیلی خیلی خوب ازتون یاد گرفتم وعمل میکنم و انصافا هم خیلی خیر وبرکت ازش دیدم.
درپناه خداباشید.آمین
سلام و درود بی پایان به استاد عزیزم و همینطور خانوم شایسته مهربان و دوست داشتنی
بریم ادامه آگاهی های ناب با آموزش های استاد بینظیرم
استاد عزیزم در مورد هدف صحبت کردین
چقدر مهمه که یکی دو تا هدف مهم داشته باشیم تا بتونیم به راحتی روی اون اهداف کار کنیم تمرکز کنیم . فکر میکنم وقتی بصورت فوکِس لیزری روی اهدافمون کار میکنیم اونجاست که مدام رصد میکنیم خوب الان کجای مسیر هستیم کجاها رو باید اصلاح کنیم کجاها رو باید پر قدرت برویم .
به قول استاد چه کارهایی رو باید انجام بدیم و چه کارهایی رو نباید انجام بدیم . اگر تمرکز نباشه چطور باید بفهمیم که کلی کار رو نباید انجام بدیم و همینجوری مسیر قبلی رو ادامه میدیم و هیچ نتیجه خاصی هم دریافت نمیشود .
وای چقدر دوست داشتم اون قسمتی که گفتین من از خدا مداوم سوال میکنم الان چه کارهایی رو باید انجام بدم و چه کارهایی رو نباید انجام بدم. و صبح تا شب به این موضوع اعتراف میکنین که من ناتوانم و هیچی نمیدونم ، تو به من بگو ، تو منو هدایت کن . من تسلیم تسلیمم .
و این قدرت سوال چقدر میتونه ذهن ما رو کنترل کنه . چقدر میتونه برای ما باور سازی کنه اگر درست از این ابزار استفاده کنیم . چقدر میتونه راحت تر مسئله ما رو حل کنه و کلی راهکار عملی خوب پیش روی ما بذاره و ما رو به مسیر درست هدایت کنه .
استاد خیلی تحسینتون کردم وقتی گفتین اگر متوجه بشین مسیر اشتباه رو میرین خیلی راحت تغییر مسیر میدهید و نگران نیستین .
منطق این نوع عملکرد و نگاه خیلی ساده است ولی در مقام عمل برای کسی که کلی سرمایه گذاری کرده و نتایج خوبی هم گرفته و فقط چون با هدف بعدیش سنخیت ندارد تغییر مسیر میدهد کار سختیه. البته که با تحلیل کامل موضوع و هزاران بار منطقی کردن اون و عمل کردن به اون راحت تر میشه . و در کل خیلی ها شاید قید هدف بعدی رو بزنن و با همون فرمان قبلی ادامه دهند و این شجاعت شما استاد عزیزم رو تحسین میکنم
باورهای خوب این موضوع :
من خیلی مهم هستم و اهداف منم خیلی مهمه پس هر کاری لازم باشه براش انجام میدهم حتی اگر تغییر مسیر لازم داشته باشه.
این جهان ، جهان فراوانیه . دوباره اینقدر پول میسازیم که این هزینه کردهای قبلی رو به راحتی جبران میکنیم .
ما اومدیم جهان و خودمون رو تجربه کنیم و بهتر بشناسیم و ممکنه توی مسیر اشتباه کنیم و اشتباه برویم . هیچ ایرادی ندارد . تغییر مسیر میدهیم . جالب اینکه توی اون مسیر هم کلی تجربه بدست آوردیم و لذت بردیم و اون هم قسمتی از مسیر رسیدنمون به هدف بوده
چون ایمان دارم و مطمئنم باورهای من خالق شرایط من هستن پس نگران نیستم و پر قدرت ادامه میدهم و به خدا توکل میکنم و یقین دارم میتونم به همه خواسته هام برسم .
استاد در ادامه فایل گفتین وقتی فرکانس ها از همه جهات تنظیم باشه اون خواسته شما باید به راحت ترین شکل ممکن اتفاق بیفته . همزمانی هایی رخ میدهد که شاید هیچ ایده ای راجع به اونها نداشته باشیم . یعنی قرار نیست اگر یک نفر راجع به موضوعی اذیت شده باشه شما هم الزاما باید اذیت شوید . چون فرکانس ها و باورها یکی نیست . پس اگر کسی تجربه اش رو برای شما تعریف کرد که در فلان جا یا فلان موضوع اذیت شده شما هم در رسیدن به اون خواسته باید این زجرها رو بکشین .
هر لحظه کسی اینجوری گفت شما توی ذهنتون تصحیح کنین که نه میشه این خواسته رو جوری دیگری که هم راحت باشه هم لذت بخش باشه و هم سریعتر باشه خلق کرد ، فقط باید جوری دیگری باور کنیم یا الگوی مناسب اون رو پیدا کنیم .
و در آخر به این باورهای کلیدی اشاره کردین که اولا من به مسیر چجوری به خواسته رسیدن اصلا کاری ندارم ( ترمز بسیار مهم و ناقلا) و در عوض تمرکزم روی این هست که چرا من این خواسته رو دارم و تمرکز روی اصل خواسته است
ثانیا به خدا توکل میکنم که خداوند اونجوری که راحت تر و ساده تره و به نفع من هست اتفاقات رو رقم بزنه . حالا اگر شد من خوشحال میشوم ولی اگر نشد ناراحت نمیشوم . و تسلیم تسلیمم .
و اینها همه به ما میگه بچه ها فقط روی خواسته ها و بهبود باورها و ارتقای مدارتون تمرکز کنین و نتیجه رو به خدا بسپارید و فقط توکل کنین و خوشحال باشید که خداوند به وعده اش عمل میکند و لاجرم خواسته های ما رو وارد زندگی ما میکند و اتفاقات مشابه با فرکانس های ما رو برای ما ایجاد میکند و این خیییبیلی عالیه
خدایا هزاران بار از تو سپاسگزارم برای هدایتمون به این دوره فوق العاده برای مهاجرت به مدار بالاتر.
و بینهایت از استاد عزیز و خانوم شایسته مهربان سپاسگزارم که با عشق کار میکنن و بهترین الگوهای ما هستن برای رسیدن ما به خواسته هامون .
بنام خدای بخشنده و مهربان
سلام بر اساتید عزیز و گرامی و دوست داشتنی و با دانش و و توحیدی
سلام بر دوستان هم سایتی و همدوره ای
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
گام شانزدهم : هم فرکانس شدن با خواسته ها
سوره لیل
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
وَٱلَّیۡلِ إِذَا یَغۡشَىٰ(1) سوگند به شب هنگامى که فرو پوشد
وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ (2) سوگند به روز هنگامى که آشکار شود
وَمَا خَلَقَ ٱلذَّکَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ (3) سوگند به آن که نر و ماده را آفرید
إِنَّ سَعۡیَکُمۡ لَشَتَّىٰ (4) همانا تلاشتان گوناگون و پراکنده است
فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ وَٱتَّقَىٰ(5) پس امّا کسى که بخشید و پرهیزگارى کرد
وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ (6) و وعده نیکوتر را باور کرد
فَسَنُیَسِّرُهُۥ لِلۡیُسۡرَىٰ(7) پس به زودى او را براى راه آسانی آماده مىکنیم
تلاش شما خیلی پراکنده است، برای رسیدن به خواسته:
1- یکسری کارها را باید انجام دهیم،(تمرکز)
2- یکسری کارها را نباید انجام دهیم (اعراض از ناخواسته)
برای رسیدن به خواسته، هدایت و الهام گرفتن از خداوند با خدای خود خلوت کنیم و باهاش صحبت کنیم و بهش بگیم خدایا من نمیدونم چکار کنم خودت بهم بگو چکار کنم؟
اینکه اگر مسیری رو انتخاب کردی و در میانه راه متوجه شدی راه بهتر برای رسیدن به خواسته مسیر دیگری است دیگر ادامه ندهم و در مسیر جدید قدم بزارم
وقتی یک هدفی دارم باید فرکانسهام در راستای اون هدف باشد
تمرکز روی هدف، هم راستا با فرکانس، هم راستا با خواسته
احساس خوب؛ توکل، ایمان، هم فرکانس با مدار، امید
هر وقت به خدا ایمان داشته باشی، و توکل کنی، و فرکانس مناسب با خواسته ارسال کنیم حتما به خواسته میرسم.
هر چقدر بیشتر روی تغییر باورها کار کنیم مدار تغییر میکند
هیچ خواسته ای آنقدرها بزرگ نیست که نتوانی به آن برسی
خداوندا خودت در این مسیر هدایتم کن و بهم بگو چکار کنم
خدایا بابت همه احساسهای خوبی که به من میبخشی بسیار سپاسگزارم
گام شانزدهم
2025/01/24