مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته» - صفحه 50


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    95MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    21MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

880 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 2195 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلااااام به همه

    چقدر خوبه که پای این فایل ها تمرین گذاشته میشه خداروشکرررر

    گام 16: اجرای مفهوم هم فرکانس شدن با خواسته

    اگاهی ها:

    تمرکز صد درصد بر خواسته ، از دل جواب هایی متولد می شود که به این دو سوال میدهی:

    1) چه کارهایی را باید انجام دهم ؟

    2) انجام چه کارهایی را باید متوقف کنم ؟

    وقتی به بی عقلی خودت اعتراف میکنی ، هدایت های خداوند را برای ادامه مسیر دریافت میکنی

    تسلیم شدن در برابر خداوند یعنی : اعتراف به بی خردی خود در برابر خداوند ، در خواست هدایت و سپس تسلیم بودن در برابر هدایت هایی که دریافت میکنی

    پدیده همزمانی وقتی رخ میدهد که برای هم فرکانس شدن با خواسته ، مصمم می شوی

    برای هم فرکانس شدن با خواسته ات متعهد شو تا همزمانی ها رخ دهد

    مفهوم ایه ان سعیکم لشتی = تلاش شما خیلی پراکنده است

    پراکندگی عملکردی و ذهنی

    هر جا بفهمم مسیر ، مسیر خواستم نیست مهم نیست چقدر هزینه مالی و زمانی و انرژی کردم برمیگردم پامو از روی ترمز برمیدارم

    من اصلا به روش رسیدن به خواستم کار ندارم من به خود خواستم کار دارم و میسپارم به خدا تا از ساده ترین و راحت ترین و لذت بخش ترین راه ها برام انجام بده

    من نمیدونم اونه که میدونه هر اتفاقی بیفته خیره

    دستان پروردگار از بی نهایت طریق وارد زندگی مون میشه

    فقط باید پراکندگی ها رو جمعشون کنیم تمرکز کنیم

    تمرین :

    لیست کنم کارهایی که باید انجامشون رو متوقف کنم چه ذهنی چه فیزیکی تا فضا باز بشه برای انجام کارهایی که باید انجامشون بدم چه ذهنی چه فیزیکی و یه لیست هم بنویسم از کارهایی که میخوام انجام بدم

    لازمه تحقق خواسته و هم مدار شدن با خواسته اینه:

    انجام یه سری کارها +توقف یه سری کارها

    ( فرکانسی و فیزیکی )

    تا به هدفمون برسیم

    خدایاااااا شکرررررت کمکم کردی تا بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    سمیرا ذوالقدری گفته:
    مدت عضویت: 2549 روز

    بنام خالق هستی

    سلام به استادومریم جان

    سلام به دوستان عزیزم

    سپاسگزار خداوند هستم باوت این فایل که چقدر به جا بود.

    تلاش شما پراکنده است کنترل ذهن واقعآ وقتی یه موضوعی پیش میاد تمام ذهنم ووجودم رو درگیر خودش میکنه تمرکزم از اصل برداشته میشه واین مسئله ای هست که باید روی خودم خیلی کار کنم کنترل کنم ذهنم رو دقیقا الان تو همچین شرایطی هستم حتی نمی توانم ذهنم رو برای سپاسگزاری کامل متمرکز کنم اهرم رنج و لذت رو باید با قدرت بیشتر کار کنم.

    به قول استاد باید به بی عقلی خودم وناتوانی خودم اعتراف کنم تمرکز بر خواسته ای که دارم باشه واعتماد به خدا ارامش تا خداوند راه درست رو نشانم بده.

    سپاسگزارم استاد عزیزم باوت این فایل که خیلی مسیر درست رو بهم یادآوری کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3385 روز

    سلام وخسته نباشید خدمت استاد عباسمنش

    تشکر از زحمات گروه تحقیقاتی عباسمنش برای این فایل هدیه ای زیبا

    چقدر زیبا استاد عباسمنش بیان کردن که وقتی متوجه می‌شوند فلان مسیر اشتباه است مهم نیست که چقدر بها برای آن پرداخت کرده باشند،همان موقع مسیر خود را تغییر میدهند،استاد عباسمنش شبی در شهر زیبای دبی مشغول قدم زدن بودند و این الهام را دریافت کردن که دفاتر ایران را جمع کنند و مهاجرت کنند به یک کشور پیشرفته و دستان خداوند به کمک استاد عباسمنش آمد و شکر الله یکتا اکنون در کشور پیشرفته و زیبای امریکا مشغول زندگی کردن هستند.

    واقعاً مدیریت آن همه دفاتر در اصفهان و تهران و…نه تنها باعث موفقیت استاد نمیشد بلکه تمرکز استاد عباسمنش را آنقدر می‌گرفت که دیگر شاهد پروژه های مهاجرت به مدار بالاتر و… نبودیم و چقدر استاد عباسمنش شجاعانه آن همه دفاتر را در شهر های مختلف ایران جمع کردن.

    ما خودمان هستیم که تمام اتفاقات زندگی خود را رقم میزنیم و مسیر درست با پیروی از الهامات وجود ما به ما نشان داده خواهد شد و نباید استاد عباسمنش یا هر شخص دیگری را مسئول تصمیمات خود بدانیم.

    مثلاً رفتاری اهریمنی را انجام دهیم و از استاد عباسمنش بخواهیم که به ما بگویید چه کار کنیم و مسئولیت تصمیمات زندگی را بر استاد عباسمنش بگزاریم و آنقدر ایمیل به استاد بفرستیم که استاد عباسمنش مجبور شود بلاکمان کنند و اگر در مورد یک موضوع اصلی خواستیم ایمیل به استاد عباسمنش بفرستیم دیگر نتوانیم.

    درحالی که استاد عباسمنش به صورت کامل و جامع قانون خداوند را توضیح میدهد و این ما هستیم که میتوانیم عمل کنیم و نتیجه بگیریم و دنیایی سرشار از اتفاقات خوب را بسازیم.

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    عاطفه عباسی گفته:
    مدت عضویت: 982 روز

    به نام خدای نور

    برای هم مدار شدن با خواستم باید یسری کارهارو انجام بدم و انجام یسری کارهای دیگه که بعنوان ترمز عمل میکنن رو متوقف کنم.

    کاری که باید انجام بدم اینه که هرروز راجب خواستم بنویسم یعنی به محدودیت ها فکرنکنم و بجاش راجب وقتی که به خواستم رسیدم بنویسم و یا مثلا مزایای رسیدن به خواستم رو بنویسم این یه تمرین و حتما هرروز باید انجامش بدم اینطور تمرکزم بیشتر روی شدنه و با نوشتنم حسم خوبه و ازاونجایی هم که احساس خوب=اتفاقات خوب،باخواستم بهتر همدارمیشم.

    کارای فیزیکی هم ازجمله تمرین و کسب اطلاعات درمورد خواستمم مهمه و فقط نخوام با نوشتن خودمو گول بزنم.

    کارایی که نباید انجام بدم اینه که وقتی یکی داره خواستموزندگی میکنه خودمو باش مقایسه نکنم که حسم بدبشه و اگرم نمیتونم تحسین کنم فعلا نرم پیگیرشون بشم تا وقتی که بتونم با حس خوب تحسین کنم.

    درسته من برای خواستم باید پیج کاری داشته باشم ولی ازاین فضا اصلا کنترل شده استفاده نمیکنم و ازاین به بعد باید بیشتر حواسم باشه.

    استاد فردا ساعت 5 یه مصاحبه کاری دارم.همیشه فکر کردن به اینکه با همچین اشخاصی همکاری کنم کلی استرس و ترس به جونم مینداخت چون فکر میکردم مهارت من درحدی نیست بتونم با همچین اشخاص حرفه ای و همچین فضایی کارکنم ولی من به لطف آموزش های شما اعتمادبنفسم خییلی بیشتر شده خیبلی بیشتر احساس لیاقت میکنم و اصلا ترس و استرسی ندارم و به طرز عجیبی خیالم راحته.

    البته اینم بی تاثیر نیست چون چندین بارمصاحبه رفتم دیگه ترسی ندارم و کار راحتی برام ولی درکل بخوام بگم اینطورم که اگه مصاحبه فردارو قبول بشم خوشحال میشم و اگرم قبول نشم میگم الخیر فی ماوقع و هرچی بشه تجربه کسب کردم و کلی فرصت کاری دیگه برام هست.

    یسری محدودیت هایی رو ذهنم بهم میده ولی سعی میکنم بهشون توجه نکنم چون خدایی که تا اینجارسوندتم و مصاحبه فردارو جورکرده برام بقیشم پیش میبره و من یه دیدگاهی درست کردم برای خودم که خداروشریک کاری خودم میبینم و میگم خدا که شریک کاری منه همه چیزو برام مهیا میکنه اینطور بهتر میتونم احساسم رو خوب کنم و به محدویت ها فکرنکنم.

    استاد بخاطر یسری ترس های الکی و ارسال فرکانس های ناخواسته من الان حتی پول کرایه فردارو ندارم که میخوام برم مصاحبه ولی بازم ازاین بابت خیالم راحته میگم جورمیشه نمیدونم چطور ولی کلی راه هست خدا جورش کنه برام من نمیدونم اونه که میدونه…

    اینطورم که خدا هدایتم کرد به این مصاحبه خداهم همه چیو جور میکنه:)))))

    خدا جور میکنه پول خرید متریالمو خداجور میکنه مشتری هارو به جای جدیدی که باش همکاری میکنم چون رزاق من خداست و عوامل بیرونی تاثیر ندارن و خدا حتی جور میکنه پول کرایه فردامو:)))

    ولی استاد میدونم خودم این شرایط و خلق کردم چون افکار ناخواسته داشتم و ازاین بابت خوشحالم که جوری که قدرت خلقشو داشتم قدرت تغییرشم دارم چون همه چیز انرژی همه چیز فرکانس…

    خدایاشکرت بابت نعمت هایی که توی زندگیمه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1340 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    همه این نوشتن‌ها همه این فایل گوش دادن‌ها برای بالا بردن فرکانس است

    بحثِ فرکانس است بحثِ مدار است بحثِ باور است بحثِ احساس خوبه بحث امید بحث ایمانه بحث توکل است

    تمام اتفاقاتی که وارد زندگی ما می‌شود بحث باورهای مناسب است و ما باید باور را درست کنیم که زمان می‌برد خیلی مقاومت هست در ذهن ما خیلی حرف‌ها را شنیدیم خیلی چرت و پرت‌ها را توی مغزمان جا دادیم باید تغییرش بدهیم و هر چقدر بیشتر کار کنیم مدام مدارمان تغییر می‌کند هرچی مدارمان تغییر کند به جاهای بهتری هدایت می‌شویم به راه‌های بهتری هدایت می‌شویم.

    دو سه روزی افت فرکانسیم را احساس می‌کردم اما علتش را نمی‌فهمیدم تا اینکه استاد در این فایل گفتند: قدرت سوال

    گفتند وقتی مسئله آنطور که پیش بینی می‌کنند جلو نمی‌رود می نشینند و به خدا می‌گویند

    من به بی فکری خودم اعتراف می‌کنم

    به تسلیم بودن خودم اعتراف می‌کنم

    من هیچ فکری ندارم

    فقیرم به هر خیری که از تو بهم برسه

    تو بگو قضیه چیه

    تو بگو کجای کارم ایراد داره

    تو منو هدایت کن

    تو منو آگاه کن

    من قبلاً هم میدونستم باید سوال خوب بپرسیم و همه سوال های ما جواب داده می‌شود اما یادم رفته بود و با این تذکر به جا دوباره بادم اومد باید به خودش چنگ بزنم به ریسمان الهی

    پرسیدم وخدا بهم فهماند .

    مشکل همون مقایسه ریز همیشگی است که این بار اصلا ندیدمش ! یک جوری پنهان شده بود و کتمان می کرد که انگار نیست!!

    الان که فهمیدم حالم خیلی بهتر است

    چقدر خوبه خدا جون که تو رو داریم.

    خدایا خودت کمکم کن که من بدون تو هیچم تو همیشه در دسترسی. و همیشه جوابگو این منم که باید سوال‌های درست بپرسم. خودت کمکم کن سوال های درست درخواست های درست بکنم.

    وقتی فرکانس تغییر می‌کند ذهنیت از فضا برداشته می شود همزمانی ها اتفاق می افتند.

    وقتی هدفی داریم باید فرکانس‌ها هم راستای اون هدف باشه اگر می‌خواهیم بهش برسیم اگر ذهنت درگیر متضاد اون خواسته هست نمی‌شه به اون خواسته رسید. .

    یادم میاد اولین بار قانون خلأ رو از استاد عرشیانفر عزیز شنیدم اون زمان هنوز با استاد عباس منش آشنا نشده بودم استاد عرشیانفر عزیز در یک مثالی گفتن اگر می‌خواهید آدم‌های دور و برتون عوض بشوند از کانتکت موبایلتون شروع کنید از دفترچه تلفنتون و من این کار رو کردم چون هدفم مهاجرت بود و می‌خواستم شماره‌های خارجی توی گوشیم باشه ولی هیچ آشنایی خارج از کشور نداشتم. اما تمام شماره‌های گوشیم رو پاک کردم. چندین و چند ماه طول کشید ولی بالاخره اولین شماره خارج از کشور وارد گوشیم شد و بعد هم شماره‌های دیگه به مرور . و همسرم هم کاری رو استارت نزد.

    یعنی کارهایی که باید انجام ‌می دادیم و کارهایی رو که نباید انجام می‌دادیم تا به هدفمون برسیم درست بودند،هم راستا بودند در یک جهت بودند.

    الان هم به خودم یادآوری می‌کنم این مقایسه‌ای که چند روز فرکانسم رو پایین آورده بود درخواست خودم بود که می‌خواستم تمرکزم روی خودم باشه پس چرا ناراحتم چون لیست کارهایی که باید انجام بدهم و کارهایی که نباید انجام بدهم هم راستا نیستند. یادم بماند تمرکزم روی خودم باشه. باید بحث فرکانس و توجه را خوب درک کنم. باید هر روز قانون را به خودم یادآوری کنم باید هر روز از خدا بخوام که منو به راه راست هدایت کنه.

    خدایا ازت می‌خوام کمکم کنی بتونم شرک‌هام رو پاک کنم که خود ریشه این مقایسه از شرک است . خدایا کمکم کن هر روز توحیدی‌تر بشم هر روز پیش تو بمونم ، حواسم را به خودت جمع کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    علی حقی گفته:
    مدت عضویت: 2240 روز

    سلام به همگی

    با شنیدن این جمله :«باید به سری کار رو انجام بدیم ، یه سری کار رو هم انجام ندیم» یاد اون فایل «قربانی کردن برای هدف» افتادم

    استادجان اونجا توضیح میده که باید با خودمون تکلیفمون روشن باشه

    اگر واقعا هدف بزرگی داریم ، باید قربانی‌ای که بابتش پرداخت میکنیم هم به همون اندازه بزرگ باشه

    اگر هدف خیلی خیلی بزرگی داشته باشیم اما حاضر باشیم که براش قربانی بزرگی بپردازیم قطعا بهش میرسیم

    اینارو در مورد خودم میگم :

    من اگه می‌خوام تو مسائل مالی پیشرفت کنم باید به صورت جدی روش تمرکز بذارم ، هر روز و هرلحظت باید روی باورهای ثروت آفرین کار کنم ،فراوانی رو ببینم و …

    من اگه می‌خوام تو کار خودم(فروش گل و گیاه و مراقبت و نگهداری) پیشرفت کنم باید تمرکزم رو حسابی بذارم روی این کار »»» همش مطالعه کنم روی بیماری‌های گیاهان ، نحوه مراقبت صحیح از گیاهان ، نحوه کوددهی و …

    هر چقدر که در این زمینه متخصص‌تر بشم ، بهتر میتونم به مشتری‌های کمک کنم ، مشکلات بیشتری رو میتونم حل کنم و طبیعتاً پول بیشتری هم وارد زندگی من میشه!!!

    تمام تلاشم رو میکنم که از کارهای فرعی کم کنم و به قول استاد :«به اصل بپردازم»

    خدایا سعی میکنم که خودم رو به بی‌فکری برسونم و به الهامات تو گوش کنم و بهشون عمل‌کنم(اونایی که با من فاصله فرکانسی ندارن) ، تو هم تو این مسیر کمکم کن

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1863 روز

    به نام خدای مهربون و روزی دهنده بی حسابم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای امروزی ک کمکم کردی یا گام دیگه برای مهاجرتم ب مدارهای بالاتر آگاهی و پاک شدن ذهن و روح و قلبم از علف های هرز ک تو دنیا هست الهی شکرت

    استاد ب قول شما وقتی یه خاسته ای داری و از ته دل میسپاریش بخدا درست مثل قضیه رفتنتون به اون سفارتی ک نه زبونشون و میدونستین نه به حرفهای بقیه در مورد تنها رفتن یا خانوادگی اهمیت دادین و قدمتون رو برداشتین بدون اینکه فکر کنین ک چی میشه یا نمیشه اگ واقعاااااااا دلی باشه و از عمق وجود سپرده شه نتیجه ای ک حاصل میشه فرای اون چیزی هست ک خودت بخای درستش کنی اصلا تظاهر و اینا نباشه و نشونه بزرگش یه خیال راحتی هست ک هیچ قدرتی نمیتونه بهت بده اون لحظه ک میسپاری بخدا کارتو انجام بده یه رهااااایی و آرامشی داره ک قابل وصف نیس کار کوچیک و بزرگم نداره ها فک کنی برای اینکارم بخدا بگم خودم درستش میکنم نه هرکاری ک داری با همون ایمان و اعتماد بسپاری به تنها نیروی جهان میبینی ک چقدر سریع الجوابه بقول یکی از بچه ها تو یه کامنت منتخب برای یکی از فایلای زندگی در بهشت ک میگفت ماها اکثرا فک میکنیم ک زندگی همینه پر از غم و نگرانی و استرس اینا تو این بین یه کار ک خوب پیش بره میگیم کار خدا بود نه کل زندگی اگ بتونی ذهنتو کنترل کنی و تمرکزت فقط روی خاسته هات باشه ن ناخاسته ها همه چی راحت میشه و کل زندگیت همین میشه و مثل زندگی استاد هرروز دگ بین عالی و عالی‌تر، عالی تر میشه منم دارم میبینم تو لحظه ب لحظه زندگیم چطور کل وجودم و بهش دادم و وقتی تسلیمشم معجزه پشت معجزه و از جایی ک فکرشم نمیکنم کارهام ب طور شگفت انگیز درست میشه…

    چطور بگم ،چطور فریاااااد بزنم، چطور سپاسگذار باشم هرچیزی ک میخام فقط کافیه اراده کنم و درخاستمو با ایمان درونی و با جزئیات و واضح ازش بخام و در راستاش قدم بردارم بدون اینک ب چگونگی فک کنم ک چطور میشه ،نمیشه ….

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت برای راحتی و آسونی ک منو راحت و آسون کردی براش الهی شکرت برای بی نهایت دستانی ک برام میفرستی برای هرچیز قشنگی ک یه روز خاسته و هدف بود و الان تو زندگیم جریان دادیش الهی ازت سپاسگزارم

    استاد نتایجممممم واقعا بیشماره در قالب یه کامنت نمیگنجه هر سری یه تیکه مینویسم تا خانوادم همه بدونن خداااااا همه چیزهههههه فقط کافیه باورش کنی همین…

    استادم ازتون ممنونم و عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم برای دسته بندی این فایلای بی نظیر

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای مهربون و قشنگم عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    آقای نیکو گفته:
    مدت عضویت: 3350 روز

    بنام پرودگار مهربان

    سلام

    گام شانزدهم مهاجرت بسوی مدار بالاتر:

    ((هم فرکانس شدن با خواسته))

    ان سعیکم لشتی

    تلاش شما پراکنده است

    یه مثال از خودم بزنم:

    موقعی که تصمیم گرفتم که بطور لیزری رو باورهام کار کنم، باید یه وقتهایی رو برای خودم آزاد میکردم تا بتونم روزانه حداقل دو ساعت روی باورهام کار کنم

    اولین تصمیمی که گرفتم این بود که تایمی رو که به شغلم میپردازم رو کم کنم تا فرصت برای کار کردن روی باورهام بدست بیاد

    و کاری که کردم این بود

    صبحها تا ظهر سعی میکردم کارها رو جفت و جور کنم که بعد از ظهر نیاز نباشه برم سر ساختمان

    یه سری کارها رو به برادرم که در کار شریک من هست واگذار کردم

    و به این شکل اکثر روزها دیگه بعد از ناهار برای کار بیرون نمیرفتم و یا در خانه میماندم و فایل گوش میکردم و نکته برداری میکردم و کامنت برای فایلها و دوره ها میزاشتم یا میرفتم پیاده روی و در حین پیاده روی فایلها رو گوش میکردم و برای استراحت که جایی مینشستم کامنت هم مینوشتم

    خلاصه که به این شکل تونستم تمرکز بیشتری رو روی سایت استاد بزارم و خیلی خوب مدارم رشد کرد و کوچ کردم به مدارهای بالاتر و خیلی عالی هم نتیجه های زیادی از جمله نتایج مالی که در بعضی از کامنتها و همچنین در صفحه پروفایلم به بعضی از اونها اشاره کردم وارد زندگی من شدند.

    و مثال دیگه ای که دارم من چندین سال بود بخاطر علاقه ای که به بورس داشتم در اون بازار هم سرمایه‌گذاری میکردم و در این بازار هم سود کردم و هم ضرر،

    اما بازار بورس وقت زیادی رو از من میگرفت و تمرکزم رو از روی کار ساختمانی کم میکرد و نگرانی از دست دادن سرمایه هم خودش باعث از دست رفتن تمرکز میشد

    برای همین تصمیم گرفتم که این مورد رو هم انجام ندم و بقول قرآن سعیم پراکنده نشه

    و تمرکزم بیشتر اومده سمت کار ساخت و ساز و حرکت در مسیر ساختن باورهای توحیدی

    و اما مورد دیگه ای که استاد در این جلسه توضیح دادن

    این باور هست که با خدا صحبت کنیم و ازش سئوال کنیم

    در مقابل پرودگار تسلیم باشیم و بدونیم که ما هیچیم و همه چیز و همه کس اوست،

    از خدا بخوایم که ما رو راهنمایی کنه و مسیرهای درست رو به ما نشون بده

    و ایمان داشته باشیم که خواسته های ما خیلی زود به ما داده میشن بشرط اینکه ما آمادگی دریافت رو داشته باشیم.

    و اما مورد دیگه اگه فهمیدیم که مسیرمون اشتباهه و یا من دیگه از این مسیر لذت نمیبرم، تا هرجایی که مسیر رو رفتم مهم نیست، مهم اینه که اگه فهمیدیم این مسیر دیگه خواسته من نیست خیلی سریع برگردیم

    وقتی هدفی داریم باید فرکانس‌هامون هم در مسیر اهداف مون باشه.

    و وقتی در مسیر درست قرار بگیریم اتفاقات و همزمانی ها رخ میده و ما براحتی به اهدافمون میرسیم.

    بسپاریم به خداوند همه چیز به نفع ماست.

    خداوند از بهترین و سریعترین مسیر ما رو به خواسته هامون میرسونه.

    دستان خداوند از بی‌نهایت طریق به ما کمک میکنه و آسان میشیم برای آسانیها

    همه اتفاقات در زندگی ما بواسطه باورهای ماست

    با تشکر از استاد و خانم شایسته و دوستانی که با کلمنتهای عالی ما رو در این مسیر زیبا یاری میکنن

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    مهدی وثوق گفته:
    مدت عضویت: 2182 روز

    گام شونزدهم – پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    .

    سلام

    بخشی از پشت پرده مهاجرت استاد به آمریکا و کلی اگاهی دیگه شنیدم و کامنت من راجب فقط چن دقیقه ی ابتدایی این فایله.

    امیدوارم بتونم اون چیزی که فهمیدمو مکتوب ویه جمع بندی داشته باشم و به صورت کاربردی ازش استفاده کنم؛

    تا دیروز داشتم جلسه یکم از بخش هفت قانون آفرینش گوش میدادم که مثه این فایل اونجا هم استاد گفت اهداف و خواسته هایی داریم که به زعم خودمون تلاشمونو واسه تحققش انجام دادیم اما رخ نداده و توی این فایل با مثال مهاجرت، همون توضیحات تئوری رو به زبان ساده و عملی مجدد شنیدم که

    تو هر دوتا فایل؛ مهمترین عامل در تاخیر یا تعجیل تحقق هر خواسته ای رو تسلیم بودن، معرفی کرد.

    منم بارها به اهمیتش پی بردم و امیدوارم در گام های اینده راجب این موضوع اگاهی های بیشتری کسب کنم.

    در این راستا کلیدی ترین جمله ای که در این فایل بدست اوردم اونجایی بود که استاد گفت:

    شب تا صب قدم میزدمو به این فکر میکردم که چرا به هدفم نمیرسم. بلافاصله اصلاح کرد و گفت در واقع شب تا صبح روی تسلیم بودن و ناتوانی خودم، اعتراف به اینکه من نمیدونم و درخواست راهنمایی از خدا ، تمرکز داشتم و بعد بهش الهام شد که…

    خب

    خداروشکر تق ریبا واقف هستم، وقتی یه هدفی مشخص میکنم و در راستاش تلاش های ذهنی و عملی انجام میدم، طبق قانون، به صورت تکاملی باید رخ بده.

    باید رخ بده.

    باید

    رخ بده.

    اگه رخ نمیده حتما چیزی تو ذهنم جلوشو گرفته.

    این مرحله خیلی جالبه، بارها و بارها تجربه کردمش که یه چیزی که بعضا به حساب نمیاوردمش تو مغزم پیدا کردم که دلیل قفل شدن چرخ زندگیم میشده و با یه اقدام کوچولو بمب!

    خواستم خلق میشده و متحیر میشم ازینکه آیا کل بازی زندگی همینه… ؟؟!!!

    (لازم بذکر است این پروسه گاها ناهماهنگی هایی داشته و امیدوارم در اینده بتونم فیدبک های بهتری از جهان بگیرم و ظرف وجودیمو بزرگ تر کنم.)

    تا الان

    پی بردم تنها مشکلم پیدا کردن همین ناهماهنگی ها یا طبق توضیحات این فایل پاسخ به سوال 1.چه کارهایی را باید انجام دهم؟ 2.انجام چه کارهایی را باید متوقف کنم؟

    می باشد…

    ینی تو این زمینه ضعیفم.

    این در حالی هست که طبق تمرین این گام، ادعا میکنم راجب هدف فعلیم تلاشامو کردم، کارامو انجام دادم+ بعضی کارا رو هم متوقف کردم

    دیگه هییییچی به ذهنم نمیرسه.

    امااااااا

    بازم رخ نداده؟؟!!!

    چرا؟!

    اینجور وقتا باید چکار کنم؟

    ( جواب تسلیم بودنه که همین الان بهم گفته شد اما نمیدونم، نمیتونم انجامش بدم)

    خب

    تا همین چن وقت پیش، وقتی طبق قانون به هدفی نمیرسیدم ذهنم اگاهی هایی که موجب قوت قلب و ایمانم میشد معکوس میکردو حس و حالم حسابی خراب میکرد.

    البته هنوزم کما بیش درگیر نشتی های فرکانسی با عناوین : چرا حقم بهم داده نمیشه، چرا مشکلو پیدا نمیکنم، من قربانی شدم، تقلا و توجه به ناخواسته ها و… قرار میگریم که مجدد با استفاده از قانون تلاش میکنم ازین چاله/ چاهی که واسه خودم کندم درآم و… خلاصه بعضی اوقات تو یه سیکل معیوب میوفتم کع…

    اووووووم.

    چی بگم.

    خیلی رو خودم و قدرت ذهنم حساب کردم و همین باعث شد خدارو فراموش کنم و گمراه شدمو این همه راهو رفتم تا بفهمم که بگم باید :

    من نمیدونم، نمیتونم، ربنا بدون حمایت تو هییچم. تو بهم بگو، تو واسم انجام بده .

    همه چی تویی.

    فهمیدم باید به بی خردی خودم و ناتوانی خودم اعتراف کنم.

    ربنا با تمام وجود خواهش میکنم این فقر و وجه نیازمند بودن به خودتو واسم پررررررنگ کنی و در اجرای الهامت و دنبال کردن هدایت ها تقویتم کن…

    با تمام وجودم خواهش میکنم هدایتم کن تا قبل اینکه برم دورامو بزنم و سرم به سنگ بخوره، همون اول بگم تسلیمم…

    چی بگم واقعا.

    حیف که الان موقعیتش نیست وگرنه چشام پر اشک شد و خواستم به حال خودم زار زار گریه کنم.

    دیدم که این «مَنم، منم» ها و اتکا کردم به خودم چقد پدرمو دراورده…

    شدم مثه اون لحظه موسی(ع) که تو سایه درخت نشسته بود و گفت فقیرم به هر خیری از جانب تو…

    بگذریم .

    کامنتم احساسی نشه، فک کنم در کنار باگ تکامل گریزی،،، گردنکشی و فراموش کردن خدا ،، بزرگ ترین نشتی فرکانسی که تو وجودم شناسایی کردم و برای حلش از خدا تقاضای هدایت دارم.

    به عنوان جمع بندی، تو این گام فهمیدم؛

    – باید با شالوده و تِم تسلیم بودن، اقدامات اجرایی و موارد انهدامی ، مسیر رسیدن به هدفم طی کنم.

    – راجب تحقق خواسته بعد اینکه سهم و طرف خودم انجام دادم مجدد برگردم به طرف خدا و ازش بخام حمایتم کنه و سهم بیشتری از انجام کارا رو برعهده بگیره.

    – اقدامات و سهم من صرفا انجام یه کار عملی نیست، گاهی حتی آزاد کردن مشغله ذهنی میتونه باشه یا بیخیال شدن و حساب نکردن رو فضا و امکانات و شرایطی که هست.

    +1743

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    اسداله زرگوشی گفته:
    مدت عضویت: 1546 روز

    به نام یگانه فرمانروای هستی

    سلام و درود خداوند به استاد عباسمنش و همه عزیزانم

    این فایل های کوتاه ارتقا به مدار بالاتر که خانم شایسته بزرگوار تدوین کردند که جا داره مراتب سپاس و تشکر خودم رو از ایشون بابت این ابتکار جالب داشته باشم منو یاد دوره قانون آفرینش میندازه که مدت زمان جلساتش در همین حدود بود.

    خوبی و مزیت کوتاه بودن مدت زمان فایلها اینست که به تکرار قادر هستیم فایلها رو گوش بدیم و ببینیم و تمرکز بیشتری روی مطلب مطرح شده داشته باشیم. از طرف دیگه هر بار که به تکرار این فایلها رو گوش میدیم در مدار بالاتری قرار می گیریم و درک بهتری از مطالب پیدا می کنیم. و به نظرم این بهترین شیوه تدریس و انتقال آگاهی هاست.

    این فایل رو من قبلا هم گوش داده بودم اما درکی که الان از این فایل دارم خیلی متفاوت از درکی است که قبلا از آن داشتم و دلیلی که براش پیدا کردم این بود که اولا مدار من نسبت به قبل بالاتر رفته و ثانیآ تجربه خیلی از آگاهی ها در زندگی، درک بهتری از آن به ما می دهد. برای همینست که تغییر مدار و باورها یکشبه اتفاق نمی افتد و نیاز به گذر زمان و عمل کردن و بکار بردن آن آگاهی ها در زندگیمان دارد.

    مسئله مهاجرت استاد برای من این پیام رو داره که رفتن راه استاد یا هر کس دیگه ای خطای محض است! زیرا هر کسی در این دنیا منحصر بفرد خلق شده و هیچ کسی رو نمیشه با کس دیگه ای مقایسه کرد. بلکه استفاده درست از تجربیات و آگاهی هایی که استاد در اختیار ما قرار می دهند اینست که ما الگو بگیریم از این تجربیات و این باور را در خودمان بسازیم که اگه برای استاد یا دیگران شده؛ پس برای من هم می شود.

    همانطور که استاد خودشون در این فایل گفتند مسئله مهاجرت در فایلها و دوره های مختلفی بهش پرداخته شده و در هر کدام از آن فایلها استاد از یک زاویه ای به این موضوع پرداخته اند. و مثل قطعات پازل وقتی که در کنار هم قرار می گیرند آنوقت موضوع برایمان روشن میشه و ابهامات اش رفع میشه. اما اگه کسی بخواهد با گوش دادن به یه فایل بخواهد ادای استاد رو در بیاره، قطعآ به بیراهه میره و سر از ناکجا آباد در میاره!

    نکته ای که استاد همیشه گفتند و ما هم باید به خودمان دائمآ یادآوریش کنیم اینه که هر کاری که استاد انجام داده اند، اول باورش را در خودشان ساخته اند و این نکته کلیدی ای است که ما معمولا ازش غافل میشیم و بدون ساختن باورهایی شبیه استاد میخواهیم مثل استاد نتیجه بگیریم و اگه نگیریم نا امید می شویم.

    ⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕⁕

    إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى ﴿4/ الیل﴾

    همانا سعی شما پراکنده است

    در مورد اهمیت تمرکز در فایلهای قبلی صحبت شد. و خانم شایسته چقدر عالی گفتند که وقتی تمرکز مان نصف میشه، نتایجمان نصف نمیشه بلکه صفر میشه! همین جمله تلنگر خیلی خوبیه برای من که دائمآ به خودم یادآوریش کنم و اهرم رنج قوی ای ازش برای خودم بسازم.

    استاد گفتند وقتی که هدفی داریم یکسری کارها رو باید انجام بدیم و یکسری کارها رو نباید انجام بدیم. شاید تعجب کنید ولی کارهایی که نباید انجام بدیم خیلی خیلی مهمتر از کارهایی هستند که باید انجام دهیم! و اینو باید بخودم دائمآ یادآوری کنم که دلیل بزرگ نبودن نتایجم همین کارهایی است که نباید انجام دهم.

    ◀ فکر کردن به قانون و پیدا کردن راه هایی که بتونیم قوانین رو بهتر در زندگیمان اجرا کنیم. این کاریه دائمی که باید تا آخر عمر روش کار کنم و برای خودم شخصی سازیش کنم. وقتی که اینکار رو میکنم آنوقت اگه نتیجه مد نظرم حاصل نشه به وجود ترمز ها پی خواهم برد و راحتتر میتوانم ترمزهایم را شناسایی و رفع کنم. مثل ترمزهایی که استاد در مورد مهاجرت پیدا کردند و رفع کردند.

    ◀◀ دلیل اینکه استاد همواره می گویند که همه چیز توحید است. در اینست که وقتی توحید را درک کنی، راحتتر به منبع بیکران هستی وصل میشوی و الهامات و نشانه های خداوند را دریافت می کنید. توحید همواره راه میانبر رسیدن ما به خواسته هایمان است.

    ◀◀◀ وقتی که مسیری اشتباه است، بلافاصله باید از آن مسیر برگردیم. مهم نیست که چقدر آن مسیر را طی کرده ایم! این یه نکته کلیدی است که ایمان و باور قوی میخواهد. میدانم در این زمینه ضعف دارم و باید روی ایمان و توکلم به خداوند بیشتر کار کنم و مقاومت دارم و میدانم تا باورش را نسازم عمل نخواهم کرد.

    🟢هر بار گوش دادن این فایل خیلی بمن کمک میکنه مقاومتم کمتر و کمتر بشه و باید اینو تو برنامه روزانه ام قرار بدم

    به روش رسیدن به خواسته کاری نداشته باشیم بلکه هدفمان رسیدن به خواسته باشه. تمرکزمان را بگذاریم روی هدف و خواسته مان و به روش یا ابزار یا شیوه خاصی برای رسیدن به هدف تمرکز و اصرار نداشته باشیم. بقول استاد نخواهیم که در کویر برنج بکاریم.

    ممنون و سپاسگزارم از استاد عباسمنش گرانقدر و بانو شایسته گرامی بابت تهیه و تدوین فایلها. یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 43 رای: