مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته» - صفحه 49


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    95MB
    23 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اجرای مفهوم «هم فرکانس شدن با خواسته»
    21MB
    23 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

880 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1767 روز

    به نام خدای ثروت ها

    نعمت ها

    خواسته ها

    توانایی ها

    و بینهایت ها.

    خدای من امروز دقیقا همون روزی بود که من طبق معمول واسه پیاده‌روی با آبجی م که اونم از بچه‌های عباس منش هست زدیم بیرون و رفتیم که بزنیم تو دل شادی ها ، لذت ها و عشق کردن، ،،،

    رها کردم و خودم و دست هدایت های ربم دادم که ایمان داشتم که امروز و این لحظه اتفاقی نیست.

    خدای من از قانون گفتیم در مسیر راه.

    از نتایج گفتیم.

    از موفقیت ها.

    از معجزات.

    از شادی های تو مسیر

    از روز خوب آفتابی و یخی زمستون.

    از فراوانی ها.

    خدای من اینققققققققدر حسم عالی بود که رو زمین نبودم ، آسمانی شده بودم تو دنیای خودم بودم.

    دنیایی بود پر از عشق

    دنیایی بود پر از پول، نعمت، ثروت، واااااااای خدای من نمیشه توصیف کنم فقط بگم اینجا نبودم.

    رسیدم به وسط یه باغ پر از زیبایی که طلوع خورشید ، طلابی ش، کرده بود مثل الماس می درخشید ،

    سکوت بود و آرامش.

    فقط صدای انواع پرندگان در وسط چمن که من و آبجی م بودیم .

    خدای من عجب حالی

    عجب صفایی

    فقط داشت روح م ، سیقل میداد هی هر بار شفاف ترش می کرد

    داشتیم دو تایی از خواسته هامون فقط می گفتیم.

    حتی کلیپ براشون ساخته بودیم که نشون همدیگه می دادیم.

    یه دفعه ، یه ماشین ون ، رسید دیدم یه عالمه دختر کوچولو های دبستانی رو پایین کرد.

    انگار یه دسته فرشته با لباس های رنگی رنگی وارد شدند، از بر و روشون فقط شادی ، خنده می بارید، تو حال و هوای خودشون بودند احساس کردم اونا هم زمینی نبودند.

    کمی اونور تر ، چهار خانم با یه کیک جشن تولد و بسته های کادویی و پاشیدن برف شادی رو کله هاشون بهم اعلام کردند ما هم زمینی نیستیم.

    خدای من عجب بهشتی واسم امروز طراحی کرده بودی.

    یه حسی بلندم کرد و گفت تبریک بگو جشن تولد این خانم رو.

    خیلی شاد بودم.

    کمی اونورتر ، چراغ های ماشینی چشم آبجی م ، جلب توجه کرد، رفتیم جلوتر توصیف چشم های آهو به زبانش جاری شد، انگار خدا بود داشت با ما حرف می‌زد و می‌گفت دوست دارید امروز خواسته تون و نشونتون بدم.

    دوست دارید یه عکس باهاشون بگیرید.

    رفتیم جلوتر یه سگ با بچه ش، و دیدیم از صاحب ش اجازه گرفتیم که نازش کنیم، دیدم طوله سگ با پدرش دوتایی اومدند جلو و شروع کردند به لیس زدن دستای من.

    خدای من اون لحظه حس کردم که این حیوون هم انرژی منو حس می کنه داره لذت میبره و تشکر از خدا می کنه.

    خدای من عجب بهشتی

    عجب تنوعی.

    عجب حالی

    خدای من شکرت که اینجام

    خدای من شکرت که قانون و می دونم.

    کنی جلوتر ماشینی چنان توجه م ، جلب خودش کرد که وقتی نگاهش کردم دیدم داره چشمک میزنه، و ازم دعوت می‌کنه که برم باهاش عکس بگیرم

    حسش کنم

    لمسش کنم

    لذت ببرم.

    دو تایی با آبجی م رفتیم به سمتش، هی از همدیگه گفتیم و هی عکس ها، و فیلم ها گرفتیم.

    واااااااای خدای من چقققققدر لذت بردیم

    خدا بود که داشت باهام حرف می زد و می گفت این خواسته رو دوست داری؟

    چشم با عشق تقدیم ت ، می کنم.

    خدای من وقتی یه خودم اومدم متوجه شدم که آقا من امروز واسه پیاده‌روی از خونه حرکت کردم، به کجاها که امروز هدایت نشدم.

    خدای من شکرت

    عجب فرکانس هایی

    عجب حال و هوایی.

    آره استاد عزیزم اینجا ست که می فهمم راه رسیدن به خواسته ها فقط باور های منه.

    هم فرکانس شدن من با اوناست.

    راه رسیدن به خواسته ها، اعراض کردن از نا زیبایی هاست.

    راه رسیدن به خواسته‌ها، شجاعت، ایمان، توکل می خواد

    تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس.

    خود راه می گویدت که چون باید کرد

    من رها کردم

    من سپردم دست خدا

    من آماده ی هر تغییر ی شدم.

    من پارو نزدم توی این دریا.

    باید پارو نزد وا داد

    باید دل رو به دریا داد

    خودش می بردت هر جا،دلش خواست

    به هر جا برد بدون ساحل همون جاست

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    استاد متشکرم

    مریم متشکرم

    عجب مداری بشه این مدار بالا و بالاتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 1995 روز

    درود بر شما استاد عزیزم.

    بینهایت خداروشکر میکنم بخاطر اینکه من با شما استاد عالی که کلام شیوا و آسان دارید و اینقدر این کلام شما شیوا هست، که آدم فقط میگه ببین قوانین را باور نکن. هر آنچه میخواهی رخ میدهد.

    چه درس بزرگی شخص من گرفتم.

    استاد من به شخصه دچار یک تضاد داخلی بودم.

    دقیقا مثل وقتی که شما میخواستید مهاجرت کنید و از طرفی هم کسب و کار خودتون را توی ایران داشتید گسترش میدادید.

    استاد به شخصه از 3 ماه پیش بیشتر از قبل به اهمیت ان سعیکم لشتی پی بردم و تقریبا توی این 3 ماه اخیر تلاش کردم که تمرکز خودم را روی اهدافم نگه دارم تا هر موضوع دیگری.

    و از طرفی هم تلاش کردم توی کارم متخصص بشم.

    و از طرف دیگری هم میتونم بگم الان میدونم چی میخوام.

    من علیرضا طاهرزاده عاشق تجربه کردن هستم استاد.

    البته میتونم بگم یکی از بزرگترین پاشنه های آشیل من، ترس از حرکت کردن بود. با اینکه عاشق تجربه کردن بودم و هستم.

    به لطف هدایت الله یکتا و آموزش های شما استاد عزیزم، مخصوصا آموزش های دوره روانشناسی ثروت 1 الان توی مسیری هستم که هر روز داره شرایط بهتر میشه و من خیلی با ایمان بیشتر و با احساس آرامش بیشتر به سمت خواسته هام پیش میرم.

    الان دقیقا میدونم چیو کی میخوام.

    چطوری بگم؟ الان دلم میخواد اول توی ایران نتایج مالی عالی بگیرم و بعد مهاجرت کنم.

    اینو بگم که من تا الان حتی یک سفر خارجی نرفتم و فکر میکنم این شروع تغیرات با شروع مسافرت رفتن ها آغاز میشه.

    یعنی دلم میخواد اول به نقطه ای برسم از لحاظ شخصیتی و فرکانسی که همه گونه آزادی زمانی، مالی، مکانی را تجربه کنم.

    چطورش رو نمیدونم، شاید این باشه که توی یک کشور خارجی شروع به کار کنم و یا هر مورد دیگه ای.

    ولی میدونم با مسیری شروع میشه که الان توش هستم.

    با همین دقتی که میخوام.

    الان کاملا میدونم چیو میخوام و چرا میخوام و میدونم چقدر ذوق دارم بهش برسم…

    در ادامه میخوام بگم درسی که این فایل برام داشت خیلی بزرگ تر از این حرف هاست.

    1. مسئولیت تمام جنبه های زندگی من با خودم هست.

    2. حتما باید لیستی داشته باشم از کارهایی که نباید انجام بدهم.

    3. حتما باید لیستی داشته باشم از کارهایی که باید انجام بدهم.

    این فایل خودش یک دوره است واسه من. یا تمرین عالی داره. بریم سراغ تمرین.

    خواسته: تاسیس شرکت بازرگانی و پیمانکاری ساختمانی خودم.

    لیست اول که البته مهم تر است: برای نزدیک تر شدن به این خواسته، انجام چه کارهایی را باید متوقف کنم؟

    1. خالی کردن تمام زمانی که برای شبکه های اجتماعی میگذارم.

    2. خالی کردن 90% زمانی که برای دیدن فیلم و سریال میگذارم.

    3. خالی کردن فضای تمرکزم از دیگران و رفتارهای ایشان.

    4. خالی کردن فضای تمرکزم از غیبت کردن.

    5. خالی کردن فضای تمرکزم از حاشیه های کار.

    6. پاک کردن همه بازی های روی موبایلم. (همین الان انجام شد.)

    7. برداشتن 100 درصد تمرکزم از روی اخبار بیرونی.

    8. برداشتن تمرکزم از روی شرکتی که مدیر عامل اون هستم.

    لیست دوم این سوال را از خودت بپرس که: برای تحقق این خواسته، چه کارهایی را باید انجام دهم؟

    1. تمرکز بر سایتم و شروع به تغییر دادن منابع سایت.

    2. کار کردن روی سئو سایت.

    3. انعقاد قرارداد با ارائه دهندگان متریال مورد نیاز من.

    4. انعقاد قرارداد با پیمانکاران جز و ذینفعان.

    5. تمرکز بر آموزش های اصول و مبانی بازاریابی و خرید رانشناسی ثروت 3.

    6. تمرکز بر آموزش های شما و حضور در این سایت الهی.

    7. برنامه ریزی و هدف گذاری جهت رشد سایتم.

    8. برنامه ریزی و هدف گذاری جهت تهیه نقشه دستگاه و قسمت بندی سایت.

    9. برنامه ریزی جهت استفاده آسان از سایت.

    10. تبلیغ خودم و سایتم در اماکن مختلف.

    11. تمرکز بر رشد احساس لیاقتم با متخصص شدن در مسیر علایقم.

    12. استخدام و استفاده از نیروهای متخصص و باایمان در سایتم.

    یه موردی را استاد بگم.

    به لطف الله یکتا آرام آرام دارم یاد میگیرم که:

    1. بازاریابی چیست؟

    2. نیروی خوب چیست؟

    عاشقتونم استاد عزیزم.

    خودم فکر میکنم لیستم خیلی بیشتر از این باشه. اما الان توی یک زمان کوتاه این لیست ها اولین مواردی بود که به ذهنم رسید. ان شالله با شروع مسیر و شروع به تغییر، قدم های بعدی به شرط ایمان داشتن من و حرکت در مسیر الهامات الهی به من قطعا گفته میشه.

    بینهایت از شما و مریم خانم عزیزم سپاسگزارم.

    ان شاءالله هر کجا هستید در پناه رب العالمین، شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1280 روز

    سلام استاد عزیزم

    خدایا شکرت که هرلحظه به درخواست های من جواب میدی من توی یه مساله گیر کرده بودم وازخدا خواستم هدایتم کنه واون جواب منو اززبان استاد عباس منش داد

    من به خدا گفتم من چطور میتونم به خواسته م برسم ؟

    چه کارهایی رو باید انجام بدم ؟

    این درحالی بود که یاد گرفتم به جای تمرکز روی مشکل بیام به راه حل فکر کنم وحالا قدم بعدی بعد ازکنترل ذهن واعراض ازناخواسته نمیدونستم باید چیکار کنم میخوام روند تکاملمو بگم

    خب حالا چند تا ایده اومد ولی ذهنم خیلی شلوغ بود ونمیتونستم تمرکز کنم و مطمئن نبودم که این راهکار درسته یانه ؟

    چون قبلاً هر فکری به ذهنم میومد انجام میدادم امروز که به این فایل هدایت شدم میخکوب شدم

    استاد گفت نشستم به خدا گفتم تومنو اگاه کن

    همون کاری که باید انجام میدادم

    افکار من ذهن من داشت پیشنهادهایی میداد که با توجه به قانون وصحبتهای استاد درست نبود

    دیدم استاد توی مسائل زندگی چقدر متفاوت عمل میکنه میشینه فکر میکنه وبعد از خدا هدایت میخواد خب معلومه که نتایج زمین تا آسمون متفاوته

    اینکه هرجا حس کنه داره اشتباه میکنه برمیگرده ومن واغلب افراد همون راه ادامه میدیم تا ابد ودلیل نوددرصد مشکلات من این بود که وقتی راه فهمیدم چون خیلی راه رفتم ذهنم مقاومت میکرد وچون با قانون جور در نمیومد پس ازنتبجه مسیر همیشه ضربه میخوردم

    یکی از بزرگترین تغییرات من این بود که شهامت کندن ازشرایط قبل داشتم زندگی قبلیم بود که وقتی باورامو تغییر داده بودم دیگه نمیتونستم ادامه بدم وفهمیدم اشتباه میکنم جداشدم سالها بود این اتفاق باید می افتاد ولی من شهامت نداشتم

    من تامدتها قبل هم ذهنم توی شرایط گذشته بود یه الهامی بهم گفت تو تا زمانی که این طرز فکر داری نمیتونی جلو بری همون جا تصمیم گرفتم دیگه حتی فکر هم نکنم وکنترل ذهن داشته باشم وفقط به جلو حرکت کنم ونزارم هیچ احساسی اتفاقی حرفی منو به قبل ببره

    خدایا شکرت برای این اکاهی ها

    این فایل اززبان خدا بهم گفت تمرکزنداری من برای دیدن این فایل بیش از پونزده بار فایل قطع کردم هزار عامل حواس پرتی اومد تا بهم ثابت بشه دلیل اینکه من نتونستم به نتیجه دلخواه برسم تمرکز نداشتن خدا انقدر زیبا وواضح باما صحبت میکنه

    چون تمرکزمو ازروی مسأله برداشتم چون ازخدا هدایت خواستم واون انقدر عالی بهم گفت

    خدایا شکرت نمیدونم چی بگم چقدر عالی جوابمو میدی

    اگر من هنوز به خواسته م نرسیدم دلیلش این نیست خدا حواسش بهم نیست یا نمیشنوه این یعنی حتما چیزی توی این مساله هست که من هنوز پیداش نکردم

    اینکه استاد داره میگه تجربه ش چیه ؟

    یک سری عمل انجام داده که ما یا نمیبینیم یا نمیخوایم انجام بدیم بعد به نتیجه که استاد رسیده نمیرسیم بعد میگیم چرا ؟؟؟

    من فهمیدم اگه بخوام هدایت بشم وتمرکز بزارم روی خواسته م نه مشکل جواب رو بهم میده وبا حل این مساله نه تنها به اون چیزی که میخام میرسم بلکه با حل اون اعتماد به نفس من بیشتر میشه تجربه میکنم دیگه اون مساله تکرار نمیشه ،هم اینکه باحس خوب ازش میگذرم نه با درد ورنج واشتباه وتجربه بد

    استاد عزیزم عاشقتم وازت ممنونم که انقدر عالی به تمام مسائل زندگیم با این اگاهی ها حل میشه

    طبق قانون بدون تغییر خداوند که برای همه یکسانه

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    مریم شریعت گفته:
    مدت عضویت: 1145 روز

    به نام خداوند مهربانم

    چند روزی است که به تضادی برخوردم و دیدم کلا حالم خراب شده در صورتی که خیلی وقته حال من تقریبا خوبه و اگر زمانی هم حالم خراب میشه سریع خودم رو از حالت ناراحتی بیرون میارم و احساسم رو خوب میکنم ولی این دو سه روز نتونستم آنطور که باید حالم رو خوب نگه دارم

    اسناد شما بینظرید که در هر شرایطی تونستید حالتون رو خوب نگه دارید

    من احساس میکنم مشکلی که من دارم این هست که هنوز نتونستم ترسهایی که دارم حالا در هر موردی از بین ببرم من نمیتونم وارد ترسهایم شوم البته در ذهن کلی باور میسازم ولی در عمل کم میارم و میدونم تا این ترسها هستند من چطور میتونم به خواسته هایم برسم

    از خدای مهربانم میخواهم یاریم کند تا بتوانم تو دل ترسهایم بروم تا بتوانم موانع پیشرفتم رو از میان بردارم

    این فایل کمک بزرگی به من کرد تا بتونم خواسته ام رو واضح بدونم و بتونم مسیر درست رو انتخاب کنم تا راحتر وارد ترسهایم شوم

    روزهای خوبی پیش رو است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1318 روز

    و خداوند پاسخ میدهد

    به شرط درخواست

    قدم 16

    اینجاام به لطف تو

    هستم به لطف تو

    میبینم میشنوم به لطف تو

    هدایت می شوم به لطف تو

    و تویی پناه هر بی پناهی

    و تویی که قبول داری مارو بدون قضاوت بدون پیش داوری

    چطوری عاشقت نشم ،،،،،،وقتی اتقدر حالمو هر لحظه خوب میکنی

    چطوری عاشقت نشم وقتی از راه میرسی دست میشی برای من …….

    خدای خوبم ،،،،،،سپاس

    سلاااااااام

    من اینجام تا بنویسم هرآنچه پرورگارم میگع

    این فایلو بارهاا دیدم داستان مهاجرت شمارو بارها شنیدم ،،،،،،اما انقدرررر برام شیرینه انقدر این داستان هدایت دوست دارم که نهایت نداره و هربارم که بشنوم انگار تازه شنیدم

    ………

    چی میخوایی؟؟؟؟؟

    خواستتو واضح بخدا بگو ،،،،نهایتشو بخواه

    باورهاتو درست کن و متمرکز شو ،،،،،ذربین اگه روی یه نقطه بزاری آتیش بپا میکنه ااگه مدام دستتو تکون بدی و مدام پرت این ور و اورش کنی هیج نتیجه ای نداره……

    دوره راهنمای عملی دقیقا همینو گفتید ،،اگه تا نصفه راهم رفتی اما علاقه نبود رهاش کن ……

    اگه دوست نداشتی و راه بهتری در نظرت بود باز رهاش کن

    *و اما تجربه خودم ،،،،کارشناسی توی رشته ای که علاقه نداشتم رفتم و بخاطره اینکه تحت تاثیر بقیه بودم ارشد شرکت کردم و باز تو همون رشته قبول شدم مدام همه میگفتن اره اره ادامه بده ،،،،اگه آگاهی الانو نداشتم باز ادامه میدم اما وقتی با شما و قوانین آشنا شدم تصمیم گرفتم رهاش کنم و برم دنبال کاری که عاشقشم…..

    و این کار نتیجه اش فوق العاده بود…….

    و حالمو خوب کرد شکر

    خواسته ها اجابت میشن بسپریم بخدا که اون بهترین هارو برای ما میخواد…..

    شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    fatemeh saeeidi گفته:
    مدت عضویت: 2031 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    من امروز از خداوند سوالی داشتم و در این فایل با آیه ای از قران جوابم داده شد

    خدایا شکرت

    خداوند میفرمایند

    إِنَّ سَعۡیَکُمۡ لَشَتَّىٰ

    تلاش شما پراکنده است

    بله خدا جونم تلاش من پراکنده هست که به هدفم نمیرسم

    من باید تمام تمرکزم و تلاش اصلی ام را روی یک هدف بزارم و در همان زمینه تلاش کنم.

    اتفاقا چند بار هم این موضوع را خداوند با نشانه های مختلف به من گفته ولی باز من فراموش کرده بودم

    و از امروز بیشترین تمرکز و تلاشم را میگذارم روی یک هدف اصلی ام و مطمئن هستم نتیجه میگیرم

    جون وقتی خداوند تلاش ما را ببینه هیچ چاره ای نداره جز تحقق خواسته مون، و این قانون جهانه

    استاد عزیزم بارها مهاجرتتون که چقدر هدایتی بوده را برامون تعریف کردین و من خیلی درس گرفتم

    من هم خیلی دوست دارم مهاجرت کنم ولی اگه تا حالا اتفاق نیوفتاده چون من باید در همین مکانی که هستم نتیجه بگیرم و واقعا آماده مهاجرت باشم که هنوز نشده ولی دارم تلاش همه جانبه میکنم و روی باورهام کار میکنم و امید وارم هدایت بشم به مهاجرت

    و میدونم هر کسی که این خواسته در وجودش میآید خداوند هم خوشحال میشه چون خداوند مهاجران را دوست دارد و هدایتشون میکند.

    و نکته ی مهمی که دوباره در این فایل از استاد یاد گرفتم و برام یادآوری شد اینکه خداوند با شجاعان هست

    استاد عباس منش واقعا ایمان و شجاعت را در عمل نشان داد و وقتی بهش الهام شد برای مهاجرت

    درآمدی که از تند خوانی داشت منظورم کلاسهای حضوریش و دفترهایی که در سه شهر ایران داشت همه را جمع کرد و رفت و اینها ایمان و شجاعت میخواهد و خداوند هم به شجاعان پاسخ میدهد

    پروردگارا ما هم از شما هدایتی میخواهیم که با ایمان و و عمل همراه باشد و از مهاجرانت باشیم اولین هجرتمان هم از ترسها و نگرانی ها هست که خیلی مهمه

    خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از خودت یاری میطلبیم خدایا ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه کسانی که مورد غضبت قرار گرفتند و نه راه گمراهان

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2038 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّهِ «7» سوره بینه

    بى شک کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند آنانند خود بهترین مخلوقات.

    جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ «8» سوره بینه

    پاداش آن گروه در نزد پروردگارشان، باغهاى جاودانه‌اى است که زیر آن نهرها جارى است. (آنان) براى همیشه در بهشت جاودانه‌اند، خدا از آنان راضى است و آنان نیز از او راضى. این مقام مخصوص کسى است که از پروردگارش خشیت دارد.

    ===============================

    سلام به دو استاد عزیزم و دوستان نازنینم در این سایت الهی

    الهی که حال دلتون عالی عالی باشه و هر روزتون بهتر از دیروز باشه

    سپاسگزار خداوندم برای تعهدم و حضورم در این گام

    إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّىٰ

    تلاش شما خیلی پراکنده است

    برای رسیدن به هدف، یه سری کارها رو باید انجام بدیم و همزمان یه سری کارها رو نباید انجام بدیم

    یعنی باید یه پامون رو گاز بشه و همزمان اون یکی پامون رو ترمز نباشه

    یه وقت هست که یه خواسته ای داریم و باورای خوبی براش ساختیم  و اقدامات عملی رو انجام دادیم، انتظارمون اینه که طبق قانون به اون خواسته برسیم ولی رخ نمیده، اینجا باید ببینیم ما چه ترمزی داریم، بریم سراغ پیدا کردن ترمزمون

    برای پیدا کردن ترمزامون رو عقل خودمون حساب نکنیم، از خداوند درخواست هدایت کنیم

    و وقتی که به عجز خودمون در برابر خداوند اعتراف کنیم هدایتها و الهامات خداوند به کمکمون میاد

    هر وقت بفهمیم داریم مسیر رو اشتباه میریم باید همونجا استاپ کنیم و برگردیم (جسارت پرداخت بها) اصلاً مهم نیست چقدر از مسیر رو رفتیم چقدر تلاش کردیم یا وقت صرفش کردیم، اگر همون مسیر رو ادامه بدیم از خواسته مون دورتر میشیم

    بحث اشتباه و درست نیست، بحث خواسته های ماست، مثلاً غروب خورشید رو می خواستیم ببینیم و داشتیم بسمت مغرب می رفتیم، حالا میخوایم طلوع خورشید رو ببینیم، خب باید برگردیم بسمت مشرق بریم

    فرکانس هامون باید هم جهت با هدفمون باشه تا بهش برسیم، اگر فرکانس هامون هم راستا با خواسته مون نیست مهم نیست که چقدر اونو میخوایم یا چقدر براش تلاش کردیم، ما به اون خوسته نمی رسیم، مثل همون بحث گاز و ترمزه

    یه وقت ما میخوایم به یه هدفی برسیم ولی ذهنمون درگیر مسئله متضاد با اون خواسته هست؛  نمیشود و نمی تونیم  به اون خواسته برسیم، باید ذهنمونو  از اون ناخواسته خالی کنیم

    وقتی تمرکزمونو از ناخواسته برمیداریم درها بصورت معجزه آسا باز میشه همزمانیها رخ میده دستان خداوند به یاری ما میان  و همه کارها خیلی راحت انجام میشه

    در مورد خواسته مون نگران نباشیم، اگر نگران باشیم یعنی در حقیقت داریم به نداشتن خواسته مون توجه می کنیم و فرکانس ارسال می کنیم و جهان هم طبق فرکانس هایی که ما می فرستیم بما پاسخ میده در نتیجه به اون خواسته نمیرسیم

      چیزی رو که میخوایم اتفاق بیوفته  قلباً بسپریم به خدا، ویژگی های خواسته مونو مشخص کنیم و چگونگی رسیدن به خواسته رو به خدا واگذار کنیم نسبت به خواسته مون رها باشیم

    و بگیم الخیر فیما وقع، اگر اتفاق بیوفته خوشحال میشم و اگر هم اتفاق نیوفته ناراحت نمیشم

    خداوند هم از ساده ترین و راحتترین و بهترین راه ما رو به خواسته مون میرسونه

    تمام اتفاقاتی که وارد زندگی ما میشه بخاطر باورهای ماست، و ما فقط باید باورهامونو درست کنیم، تغییر باورها زمان میبره ولی هرچقدر که بیشتر کار می کنیم هی مدارمون بیشتر تغییر می کنه، هرچقدر که مدارمون تغییر کنه هی به جاهای بهتر هدایت میشیم

    ——————

    چقدر جالب بود برام وقتی که استاد قضیه رفتن به سفارت امریکا و ویزا گرفتن رو توضیح میداد، و منو یاد دو باری انداخت که برای ویزای توریستی رفتم سفارت امریکا و شباهتهایی که با ماجرای استاد وجود داشت

    بار اول سفارت امریکا در کانادا رفتیم یه عالمه هم مدارک با خودمون برده بودیم(من و همسرم) هیچکدوم رو از من نخواستند، چه افسرهای مربوطه و چه مأمورهایی که تو صف راهنمایی می کردن اینقدر با خوشرویی با ما رفتار کردن که ما لذت بردیم،

    و منم واقعاً رها بودم نگرانی نداشتم، و چیزی که اتفاق افتاد این بود که درخواست ویزای من درجا پذیرفته شد، و بعد که همراه دخترم سمیه و نوه عزیزم تینای هشت ساله و دامادم با ماشین رفتیم امریکا در ایست بازرسی مرزی اصلاً ماشین رو بازرسی نکردن، و وقتی وارد سالن بازرسی شدیم سمیه جان تینا رو برد دستشویی و دامادم همراه من اومد و پاسپورتمو دادم به مأمور پشت میز، فقط دوتا سؤال از من پرسید: به چه منظور اومدی؟  و  چقدر میخوای بمونی و بلا فاصله اجازه ورود صادر کرد، بقیه اش مشغول گپ زدن با دامادم شد، تازه عوارض ورود هم از من نگرفت! یعنی گفت مأمور مسئول عوارض فعلاً نیستش شما هم نمیخواد عوارض پرداخت کنی

    در کل سه چهار دقیقه بیشتر طول نکشید و همون موقع سمیه و تینا از دستشویی اومدن بیرون، یعنی سمی جان اصلاً باورش نمیشد که اینقدر زود کار من انجام شده

    و بار دوم هم در ارمنستان به همون شکل با من رفتار شد و هیچ مدرکی نخواستند و درجا با درخواست ویزای من موافقت کردند

    خدایا منونم متشکرم میدونم که تو برام این کارها رو کردی

    چه حس خوبیه یاد آوری خاطرات شیرین

    و از اون شیرینتر اینکه من با تغییری که در باورهام ایجاد کردم  اینها برام رخ داد

    خدایا شکرت که دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها رو برام خریدی

    خدایا شکرت برای همه نعمتهام

    سپاسگزار استاد جان و استاد شایسته جان و دوستان جان هستم

    خدایا شکرت برای یه گام دیگه و یه کامنت دیگه

    در پناه خدای مهربان شاد باشید سلامت باشید ثروتمند و خوشبخت باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید      

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
  8. -
    نسیم زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1890 روز

    سلام به استادای عزیزم و دوستان هم کلاسی

    خدایا شکرت برای یه فایل دیگه

    شکرت برای هم مدار شدن با یه گام دیگه و توفیق کامنت نوشتن

    شکرت برای این چهارشنبه ی خیلی سرد ولی زیبا (اینجا دما -16 درجه ست ، feels like -21) ولی آسمون آبی و آفتابی و زیباست

    خدایا شکرت برای کار خوبم و مدیرا و همکارای خوب و حرفه ای و صمیمی

    خدایا شکرت برای تلاش و همت و اراده م و اینکه تو مسیر تحقق خواسته هایی که داشتم (چیزایی که دوست داشتم یاد بگیرم) قشنگ دارم پیشرفت میکنم.

    انگلیسی حرف زدنم محسوس بهتر شده، ینی بیشتر حرف میزنم، قبلا اصلا حرف نمیزدم، ازینکه کلمات مناسب تو ذهنم نمیومد یا زبونم میگرفت یه جورایی ناراحت یا embarrassed میشدم و ترجیح میدادم اصلا حرف نزنم، ولی تا حرف نزنی، تا تلاش نکنی، تا قدم برنداری هیچی بهتر نمیشه، درست نمیشه

    ice skating رو سه چهاربار تا الان تمرین کردم و کم کم میتونم سر بخورم و حرکاتم حداقل شبیه اسکیت کردن باشه

    رقص هم دارم کار میکنم و مطمئنم به زیبایی و راحتی و خیلی زود یاد میگیرم:)

    خدایا شکرت بابت رابطه ی قشنگی که دارم و تجربه های خییییلی زیبایی که داشتیم. خیلی کیف میده چیزایی رو تجربه کنی، ببینی بشنوی بگی انجام بدی که همیشه دوست داشتی، بعد وقتی داری تجربه میکنی یه حس شعف عجیب و دلنشینی داره این “درک” یا “realization” که خدایا این دقیقا همون چیزیه که من همیشه دوس داشتم، یا مثلا تو فیلما دیده بودم، یا تو داستان خونده بودم… الان داره برای خودم اتفاق میفته، الان من دارم انجامش میدم یا میشنومش یا میگم… تجربه ش میکنم

    خدایا بی نهایت شکرت برای همه نعمتهای زندگیمون که واقعا واقعا بی شمارن

    خودبخود تبدیل شد به کامنت شکرگزاری و ستاره قطبی:)

    پس خواسته های امروزم هم بنویسم

    میخوام یه روز خیلی قشنگ، پروداکتیو، در عین حال ریلکسینگ داشته باشم (بسازم) و برنامه هایی که نوشتم انجام بدم،

    یکی دوتا اتفاق قشنگ، خبر خوب، پیام قشنگ… نمیدونم خدایا خودت بهتر میدونی، به قول اینجایی ها surprise me :)

    چه اسم قشنگی داره این فایل: هم فرکانس شدن با خواسته

    نکته ای که من تو کامنت قبلیم، در حین نوشتن کامنت، متوجه شدم که چیزیه که من خیلی باید بهش دقت کنم و روش کار کنم:)

    خدایا شکرت برای این همزمانی ها و هم مداری ها

    کلا وقتی قدم برمیداری، هی نشانه ها و راهنماها نمایان میشن

    تو فایلایی که این دو سه روزه دارم گوش میدم خیلی اینطوری میشه، که یه فایلی از یه دوره ای گوش میدم، یه موضوعی رو از توش میگیرم که انگار داره به من یادآوری میشه، بعد فرداش یه فایل رایگان مثلا از نشانه ی امروز من گوش میدم، اونم یه مطلب مرتبط با همون نکته ی دیروزی میگه و تازه موضوع رو بیشتر هم توضیح میده

    چقد اینا قشنگن، چقد خدا دوسمون داره و هلمون میده تو مسیر پیشرفت، البته اگه خودمون اول بریم تو مسیر درست:)

    اما داستان این فایل

    من عاشق این داستان مهاجرت استادم

    -وقتی یه خواسته ای، یه هدفی داریم، باید ببینیم الزاماتش چیه، در اون جهت حرکت کنیم

    مثل همین خواسته ی مهاجرت که نمیشه هم بخوای مهاجرت کنی، هم هی ریشه هاتو کاراتو پایبندی هات رو تو کشور خودت بیشتر کنی

    -إنّ سعیکم لَشتّیٰ: توجه و تمرکز نباید پخش و پراکنده باشه، اگه یه هدفی تعیین میکنیم لیزر فوکس روش کار کنیم

    -اگر هرجای مسیر فهمیدیم اشتباه داریم میریم برگردیم، مسیرو عوض کنیم، به صِرف اینکه خب آخه اینهمه راه اومدم، همینطوری اون مسیر اشتباه رو ادامه ندیم (البته اگر مطمئن شدیم درباره خواسته مون و مسیر)

    -با خودمون خلوت کنیم، وقت بذاریم فکر کنیم راجع به خواسته هامون، باید اول در مورد خواسته به وضوح برسیم، بعد بشینیم ببینیم چه کارایی باید بکنیم، و چه کارایی باید نکنیم

    ———یه نکته بگم برای یادآوری به خودم———

    اینکه بشینیم فکر کنیم چیکار باید بکنیم و نکنیم،

    فرق میکنه با اون بحث که به چگونگی رسیدن به اون خواسته خیلی فکر نکنیم و نچسبیم

    مثل همین داستان مهاجرت استاد

    وقتی آدم هدف مهاجرت داره، نباید بشینه فکر کنه که خب قوانین مهاجرتی که محدوده، فلان بحث هم که اینجوریه و اونجوریه پس حالا من چجوری میتونم مهاجرت کنم. این قسمتهاش دست ما نیست و ما نباید به اونها فکر کنیم

    ولی یه کارایی دست ماست، ما سمت خودمون رو باید انجام بدیم، مثل همین مورد استاد که اومد گفت خب اگه میخوام مهاجرت کنم دیگه نباید تو کشور خودم هی کارمو گسترش بدم و کارایی بکنم که نیاز به حضور خودم تو این کشور داره

    این میشه فشار دادن هم زمان گاز و ترمز

    -بعد از انجام کارای سمت خودمون، دیگه رها باشیم، هی نشینیم با نگرانی و درواقع desperately فکر کنیم کاش این خواسته محقق بشه، اگر نشه من چیکار کنم، یا مثلا تا این اتفاق نیفته من هیچ لذتی نمیتونم ببرم و غیره

    این کار قطعا سخته، ولی وقتی رو باورامون کار کرده باشیم و تو مدار و فرکانس مثبت باشیم، باید باور داشته باشیم که من تو مسیر درست و مثبتم و تو مدار اتفاقای خوب، فقط اتفاقای خوب برای آدم میفته، پس هرچی بشه برای من خوب میشه، به نفع من میشه

    یا اگه نمیتونیم اینجوری فک کنیم بازم یه جوری فکرمون رو مشغول کنیم که هی نشینیم به اون خواسته فکر کنیم و همش تو فکر اون خواسته باشیم

    خود من بارها تجربه کردم که یه چیزی رو خیلی میخواستم، هی این باورها رو به خودم یادآوری کردم، تلاش کردم فکرمو مشغول نکنم و با کارایی که دوس دارم، حالمو و احساسمو خوب نگه دارم.. بعد اون خواسته محقق شده:)

    اصن اگه هی نگران باشیم دیگه درواقع هم فرکانس نیستیم با اون خواسته

    این قضیه ی هم مداری و هم فرکانسی خیلی مهمه

    یادم باشه، تو هر مدار و فرکانسی باشم، فقط و فقط، دسترسی به اتفاق‌ها و آدم‌ها و شرایط اون مدار و فرکانس دارم

    پیش به سوی مدارهای بالاتر

    مدارِ توحیدیِ سلامتی و آرامش و ثروت و راحتی و شادی و رضایت و روابط عالی و عاشقانه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  9. -
    سارا سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 2037 روز

    سلام به همگی

    لیست کارهایی که نباید انجام بدم؟

    من از طریق دو جلسه ی قبلی پروژه مهاجرت به مدار بالاتر فهمیدم که من به شدت روی یکی از اعضای خانوادم حساس هستم و منطق هایی که استاد داخل اون دو جلسه اورد خیلی کمک میکرد برای کنترل ذهن بیشتر

    وقتی این سوال رو پرسیدم از خودم فهمیدم من یک حجم زیادی از انرژی ذهنی که باز هم نسبت به قبلم کمتر شده دارم میزارم روی اینکه اون عضو خانوادم از من راضی باشه

    و بعد گشتم دنبال اینکه چرا باید این فرد ازم راضی باشه و رسیدم به این موضوع که من اونقدر خودم رو توانا نمیبینم که زندگی مستق مالی داشته باشم و اگر اون فرد راضی نباشه من این زندگی ای که الان دارم رو با دست خودم نابودش میکنم

    با توجه به نتیجه هایی که داخل 3 سال اخیر گرفتم اتفاقا من توانایی پول ساختن و به استقلال مالی رسیدن دارم فقط باید باورهام رو بهتر کنم تا نتایجم بزرگتر بشه

    اون کاری که من نباید انجام بدم اینه که تلاش ذهنی نکنم که اون فرد رو توی ذهنم راضی نگه دارم

    قبلن هم تو فیزیک بود و هم ذهن ، الان باز بهتر شده فقط ذهنی شده اغلب اوقات

    چه کاری رو باید انجام بدم برای تحقق خواستم؟

    همون روتین هر روزم اکی هست ولی باید یکم ساخت ایده های جدیدم رو اینقدر به تعویق نندازم

    به خاطر این ترس که نکنه خراب بشه

    که در واقعیت هم هیچ وقت این اتفاق نیافتاده یا اگر افتاده بعدش فهمیدم اتفاقا به نفعم شد اون اشتباهه

    آیات هدایت

    انعام:35

    و اگر رویگردانی آنها بر تو دشوار می‌آید، اگر می‌توانستی نقبی در زمین یا نردبانی به آسمان بیابی تا آیتی برای آنها بیاوری، اگر خدا می‌خواست، همه آنها را هدایت می‌کرد، پس از جاهلان مباش!

    خیلی جالبه که خدا حتی تو هدایت هم زور نمیکنه و انتخاب با ماعه که هدایتش رو بخوایم بشنویم

    باتوجه به این آیه کسی که خودش هدایت رو نمیخواد هیچ کاری نمیشه براش کرد و اون کسی که تلاش میکنه اون فرد رو نجات بده و هدایت کنه جاهله طبق قرآن

    انعام:56

    بگو: من از پرستش کسانی که شما می‌خوانید، نهی شده‌ام. بگو: من از نظریات شما پیروی نمی‌کنم، در اینصورت گمراه شده‌ام و از هدایت‌شدگان نخواهم بود.

    هدایت شده رو فردی میدونه که خدا رو بپرسته

    انعام:71

    آیا غیر از خدا چیزهائی را که سود و زیانی به ما نمی‌رساند بخوانیم و پس از آنکه خدا ما را هدایت کرده است به گذشته مان بازگردیم؟ همچون کسی شیاطین در سقوطش می‌کوشند و او حیران مانده است؛دوستانی دارد که به هدایت دعوتش می‌کنند نزد ما بیا! بگو: مسلماً هدایت الهی همان هدایت است و فرمان یافته‌ایم که تسلیم صاحب اختیار جهانیان باشیم.

    باز توی این آیه ویژگی کسایی که هدایت شدن رو این میدونه که فقط خدا رو بخونن و تسلیم خدا باشن ، پس اینکه من توحیدی عمل کنم یعنی هدایت شدم

    انعام:77

    پس ماه را تابان دید، گفت: این «ربّ» من است! پس افول کرد، گفت: اگر «ربّ» من هدایتم نکند، مسلماً از مردمان گمراه خواهم شد.

    انعام:80

    و قومش با او به احتجاج پرداختند؛ گفت: آیا درباره «الله» با من محاجّه می‌کنید؟ حال آنکه او هدایتم کرده است و من از آنچه شریک او می‌سازید نمی‌ترسم، مگر پروردگارم چیزی را خواسته باشد که علم او بر همه چیز احاطه دارد، پس آیا پند نمی‌گیرید؟

    باز اینجا توحیدی بودن و مشرک نبودن رو جزو هدایت شدن میدونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1733 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا منِ نقطه، هیچی نمی دونم تو دانای نهان و آشکاری

    تو رب العالمینی

    پس از خزائن علم و حکمتت بر علم و حکمتم بیفزای … علم و حکمتی از جنس علم و حکمت سلیمان

    خدایا از شر نجواهای ذهنم… از شر باورهای ناهماهنگم … از شر قل و زنجیرهای نامرئیِ باورهای محدودکننده ام، به تو پناه میبرم… خدایا من اماده ام… من محیا هستم… کمکم کن ظرفم بزرگ تر بشه و از سرراست ترین مسیر به مدارهای بالاتر مهاجرت کنم… چونکه تو بهترین هادی و حامی هستی ای رب العالمین

    ای خیر الرازقین… ای ارحم الراحمین… ای کریم… ای غنی… منو از عوامل بیرونی بی نیاز کن … منم می خوام غنی بودن رو در همه ابعاد از سرراست ترین و لذت بخش ترین مسیر، تجربه کنم

    آمین

    =================================

    هم مدار شدن با خواسته

    ++ به وضوح رسیدن در مورد خواسته و دلایل پشت خواسته

    ++ مفهوم «ان سعیکم لشتی تلاش شما پراکنده است» و تصحیح مسیر بوسیله این اخطار خداوند⬅️ “تمرکز 100% بر خواسته” از دل جواب هایی متولد می شود که به این 2 سوال می دهی: چه کارهایی را باید انجام دهم؟ و انجام چه کارهایی را باید متوقف کنم؟ زیرا لازمه تحقق خواسته، هم مدار شدن با خواسته ات و هم مدار شدن با خواسته ترکیبی است از: انجام یک سری کارها + توقف یک سری کارها⬅️ ایجاد یک سری عادت های قدرتمندکننده + ترک یک سری عادت های محدود کننده ….

    تغذیه ذهن بوسیله: تمرکز بر نکات مثبت، سپاسگزاری برای داشته ها + اعراض از نکات منفی و ناخواسته ها

    ++ وقتی به ناتوانی خودت اعتراف می کنی، هدایت های خداوند را برای ادامه مسیر دریافت می کنی؛ … تو بگو کجای قضیه ایراد داره؟… شاخک هات رو تیز کن برای پاسخ… وقتی پاسخ رو دریافت کردی بدون تعلل اقدام کن

    ++ به محض اینکه می فهمی مسیر اشتباهه یعنی با خواسته جدیدت هماهنگ نیست، مهم نیست چقدر از مسیر رو رفتی یا چقدر براش هزینه و عمرت رو خرج کردی، برگرد و مسیر رو عوض کن… این ره که می روی به تُرکستان است… مثال دفترهای استاد در شهرهای مختلف ایران و خواسته مهاجرت به آمریکا

    ++ اصلاً نگران از دست دادن چیزی نباش.. خداوند بی نهایت رزاقه و دوباره میسازی

    ++ “پدیده همزمانی” وقتی رخ می دهد که برای هم فرکانس شدن با خواسته مصمم می شوی؛… برای هم فرکانس شدن با خواسته ات متعهد شو تا همزمانی ها رخ دهد؛… آگاهانه فرکانس هات رو ببر به سمت خواسته ات… مثال استاد برای خواسته مهاجرتش دفترهاش رو جمع کرد و رفت سفرهای خارج از کشور تا اگاهانه ذهنش از ایران خارج بشه… درها معجزه آسا باز شد(همزمانی ها)…

    ++ به چگونگی رسیدن به خواسته کار نداشته باش بلکه فقط به خواسته فکر کن… هماهنگی های بیرونی و چگونگی، سهم خداست… تو فقط فرکانس هات رو تنظیم کن و الهامات دریافتی رو انجام بده…

    ++ دلایل پشت خواسته برات مهم باشه نه یک چیز خاص مثل کشور خاص، فرد خاص، شغل خاص… پس اگه بشه خوشحال میشم و اکه نشه ناراحت نمیشم چون اعتماد دارم به جریان هدایت و مدیریت خداوند…

    ++هیچ خواسته ای آنقدرها بزرگ نیست که نتوانی به آن برسی. زیرا اگر خواسته ای در قلب شما متولد می شود یعنی خداوند از قبل توانایی های لازم برای تحقق آن خواسته را در وجودت قرار داده است.

    ++ امکان پذیر بودن خواسته ات را با محدودیت های شرایط کنونی ات نسنج. زیرا شرایط فعلی چیزی نیست جز باورهای محدود کننده قبلی و شرایط فعلی تغییر می کند وقتی باورهای قبلی تغییر کند…. برای باور امکان پذیری خواسته، باید مقاومت هات رو حل کنی

    ++ به ذهنت یاد آور شو که قدرت خلق زندگی ات تماماً در دست خودته، نه شرایط بیرونی.

    ++ و ایمان داشته باش شرایط بیرونی تغییر می کنه وقتی نگاه شما به مسائل پیش رو تغییر می کنه. وقتی به جای فرار از مسائل و نا امید شدن، آن مسائل را فرصت شگفت انگیزی برای رشد می دانی و با توکل به خداوند برای حل آن مسائل مصمم می شوی.

    ++ باور کن که شما برگی در باد نیستی، بلکه خداوند در هر لحظه با شماست و شما را هدایت می کند.

    تمــــــــــــرین

    به خواسته ای که در حال حاضر، بیش از هر چیز آن را می خواهی فکر کن و آن را یادداشت کن.

    لیست کارهایی که باید متوقف کنم؟؟

    لیست کارهایی که باید انجام بدم ؟؟

    دارم تو دفترم می نویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: