مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 98
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













ردپای 178
از سری فایل های دانلودی روزشمار تحول زندگی من
مصاحبه با استاد | قسمت 20
درود و وقت بخیر خدمت همه ی نوری چشمی های خداوند در این سایت بهشتی
مبحث این قسمت از مصاحبه مربوط به ترس ها و نگرانی ها دلهره ها و نجواهای ذهنی و توهماتی است که مهمترین اسلحه شیطان است
همه ی موهبت ها و برکت ها و نعمت های خداوند وقتی وارد زندگی مان می شود که اقدام کنیم و شجاعت بخرج دهیم و حرکت کنیم و با ایمان و توکل بخداوند اعتمادمون رو نشان دهیم..
در واقع من یهویی از اون بالا بالاها افتادم زمین .. یعنی با کله خوردم زمین و از ریشه زیر چک و لکد های جهان کوبیده شدم ..
من در تمام موارد و جنبه های زندگیم به ترس ها و دلهره ها و نگرانی ها و نجواهای ذهنی در تضاد بودم
و نجواهای ذهنی و ترس هام آنقدر زیاد شده بود که تضادها و آسیب های روحیم دو چندان شده بود
ترس از فقر
ترس از شروع یک مسیر جدید
ترس از اینکه چطوری دوباره شروع کنم
ترس از ازدست دادن ها
ترس از حرف مردم
ترس از جدایی ها که بچه هام پراکنده شده بودند
ترس دیگرم از روابط بود و افراد نامناسب
ترس اینکه من که دیگه زندگی مو از دست دادمم بچه هام چی ؟؟؟
ترس اینکه من دیگه زندگی مو از دست دادمم فامیل چی ؟؟
ترس از وررشکستگی های مالی
ترس از بی آبرویی و عدم لیاقت و عزت نفس و سرافکنی و خواری
ترس های مخرب مذهبی
ترس دیگه در مورد سلامتی ام بود و اینکه مزید بر علت تمام آن تضادها و ترس ها و دلهره ها و نگرانی هایم شده بود آنقدر اون زمان ها غصه و ترس و نگرانی و از آن چیزها غصه می خوردم که مریض هم شدم و سلامتیم بخطر افتاده بود
کلا باورهای درب و داغون مزخرفی در ذهنم داشتم که نیاز به یک جراحی اساسی داشت
واقعا الان بعد از چندین سال که فکرشو می کنم میبینم که چقدر من به چنین استادان توحیدی و فایل های گوهرباری نیاز داشتم تا خودمو بشناسم . تا خودمو پیدا کنم و با خودم به صلح و آشتی برسم
خودمو بسازم و خدای خودمو بشناسم و باورهای توحیدی درست و مناسب پیدا کنم
و بلطف خدای غفور و بخشنده و مهربانم و بلطف آموزه های گوهر بار استاد عباسمنش توحیدی ام و با کار کردن مداوم و مستمر و با تمرین های مداوم شبانه روزیم و با تغییر باورهای مخرب گذشته ام آنقدر شخصیتم تغییر کرده که اصلا هیچ ربطی به گذشته ام ندارم
و خدا رو شکر این فایل از آن فایل های بود که برام چکاب فرکانسی چند ساله بود
واقعا چقدر از خداوند ممنون و سپاسگذارم که با چک و لگدهای جهان هستی هدایت شدم به مسیرهای توحیدی و آگاهی بیداری ذهن خودشناسی و خود باوری خودسازی و خداشناسی و باورهای توحیدی و هدایت های الهیم.. خدایااا شکرت
و الان با چکاب های فرکانسی ام و نتایجم فهمیدم که این ترس ها خیلی خیلی کمتر شده و بر این باورم که باید همیشه و همیشه روی پاشنه های آشیل و ساختن عزت نفس و باورهای توحیدی و این آموزه های گوهر بار استاد عزیزم تا ابد. و تا وقتی که زنده ام کار کنم… چون اصلا به هیچ عنوان دوست ندارم حتی یک قدم به عقب و گذشته ام نگاه کنم خیلی مسیر پر چالشی برام بود ولی برای ساخت و ساز بنیادینم باید این مسیر طولانی رو طی می کردم تا به چنین نور و روشنایی و درخشش و درخشندگی برسم و همچون الماسی که صیقل داده شده بدرخشم و افتخار کنم خدایا به اندازه ی تمام وفور و فراوانی های این جهان هستی آت شکرگذارم خدایا سپاس سپاس و سپاس
نکته ی خیلی مهمی که شجاعت زیادی رو طلب می کنه این است که وقتی در حالیکه می ترسیم و دلهره و نگرانی و استرس و اضطراب داریم و نجواهای ذهنی بر ما غلبه کرد باید بتوانیم با اعتماد به این انرژی خداوند قدم برداریم و بر آن ترس ها بتازیم آنوقت است که شیطاان ذهنمان را خلاء سلاح می کنیم.
و نقطه ی عطف تغییرات درست و مناسب من زمانی شد که خداوند من را بسمت بهترین و خردمندترین استاد جهان هدایت کرد من وقتی با استاد عباسمنش عزیزم در تلگرام آشنا شدم در سال 97 در بدترین شرایط بظاهر نامناسبم در اعماق آن تاریکی ها بودم ولی بلطف خدای هدایتگرم ریسمان نجات استاد به دادم رسید .. اصلا در آن اعماق تاریکی ها به هیچ عنوان فکر نمی کردم روزی نجات پیدا کنم و رنگ خیر و خوشی و شادی و لذت دوباره ی زندگی رو بچشم !!!!
من به استاد اعتماد کردم
من به آموزه های استاد عزیزم اعتماد کردم
من به این سایت اعتماد کردم
من به خدای خودم اعتماد کردم
قوانین این جهان هستی رو درک کردم و آگاهانه اعتماد کردم
من به خداوند توکل کردم و ایمان یقین آوردم
من به تمام دوستان عزیزم در این سایت اعتماد کردم
من به این فضای روحانی و پاک و الهی این سایت الهی اعتماد کردم
من به تمام نشانه ها و هدایت های الهی باور کردم
تمام کارهایی که استاد در فایل ها گفتند اعتماد کردم و انجام دادم و نوشتم و تمرین و تکرار کردم…
اولین اتفاقی که افتاد قلبم روشن شد .. حالم خوب شد …
احساسم بهتر شد …
به آرامش واقعی رسیدم
ذهنم آرام شد
زیبایی ها رو دیدم
به نکات خوب توجه کردم …
به آهنگ های خوب و شاد توجه کردم ..
من به هر آنچه که نگاه می کردم شاد می شدم
به گل و بلبل و کوه و دشت و طبیعت توجه کردم ….
از دیدن روز و شب و ماه و خورشید و ستارگان و آسمان و زمین لذت می بردم و شاد شدم
خودم و دیگران را بخشیدم و سخت ترین قسمتش ببخشش خودم بود و ذهنمو پاکسازی کردم از خطاها و اشتباهات گذشته ام چون آنها معلمان من بودند و آمده بودن درس های زندگی به من بدن
و از همه مهمتر سپاسگذار بودنرو یاد گرفتم و در مدار و توفیق سپاسگذاری از تمام موهبت ها و نعمت های الهیم هدایت شدم
فهمیدم به هر آنچه توجه کنم از همون چیزی که بهش توجه کردم وارد تجربه و واقعیت زندگیم میشه ….
خلاصه بعد از چند ماه کار کردن روی ذهنم و تغییر باورهام دیدم من دیگه اون آدم قبلی نیستم … واقعا من چقدر در همون چند ماه اولیه تغییر کرده بودم.. یعنی کلا مدارم تغییر کرده بود در واقع فرکانسم تغییر کرده بود
.. و ترس هام کمتر شده بود …
یواش یواش زندگیم روی خوشش رو بهم نشون داد ..
فرکانس هام تغییر کرد …
سلامتی ام رو بدست آوردم و بهبودی حاصل شد
قرض ها و بدهی ها تسویه شد ..
پول و درآمد و حقوق بلوکه شده در تصرف بانک آزاد شد .
چک و چال هام جمع و جور شد
و خلاصه هزار تا از مسایلم بلطف راه حل های الهی حل شد… خدایاااا شکرت .
و اگر به هر دلیلی روی ورودی های ذهنم کار نکنم و ورودی های افکارمو کنترل نکنم مسلمن این ترس ها و نجواهای شیطانی ذهنی شروع میکنند به رشد کردن و قدرت انجام کارهای بزرگ را از من می گیرند..
خداایااا خودت کمکم کن که هر روز بیشتر از همیشه عضله های ایمانم را تقویت کنم تا این نجواهای ذهنی ساکت شوند و بر نجواها و
ترس ها و دلهره هام غلبه کنم …
البته همیشه این ترس ها و پاشنه های آشیل وجود دارند شاید کم رنگ شوند ولی هیچوقت از بین نمی روند ….
یعنی تا وقتی آدم روی خودش و افکارش کار می کنه و باورهای درست و مناسب توحیدی رو ایجاد می کنه ترس ها هم خیلی خیلی کم رنگ تر می شوند شک ها و تردیدها و دلهره ها و نجواهای ذهنی کمتر و کمتر می شود ولی از بین نمی روند و در پشت خاک ریزها کمین کردند و پنهان شدن
بقول استاد عزیزم
بدترین چیزی که از آن می ترسیم دقیقا همان ترسی است که با در گیری های ذهنی و نجواهای ذهنی است که در نبرد هستیم پس باید یک راهکاری پیدا کنیم تا از این نجواهای ذهنی رهایی پیدا کنیم ولی ما هم ابزارهایی در اختیار داریم که باید همیشه روی این باورهای توحیدی مان و تسلیم بودن در برابر خداوند بطور مداوم کار کنیم
و با اعتماد بخداوند و کنترل آگاهانه ورودی های ذهنی و توجه به نکات مثبت و تکرار و تکرار و تمرین های مدام و مستمر بتوانیم بر این ترس ها و نجواها غلبه کنیم
هر چقدر عزت نفس بیشتری پیدا کنیم و نگاه توحیدی تری را بسازیم قدرت غلبه بر ترس هایمان و سرعت تصمیم گیری هایمان بیشتر و بیشتر می شود و در نتیجه کمتر با ترس هایمان می مانیم
ترس مهمترین اسلحه شیطان و نجواها و باورهای منفی است
و اینها تمامش ابزار شیطان است..و در واقع کسب و کار شیطان با همین چیزها می گذرد
. خداایااا شکرت که فهمیدم ترس یک توهم ذهنی است و ترس ها همش زاییده ی توهم ذهن مان است
خدااایاااا شکرت که فهمیدم فقط باید به تو توکل کنم و بس و جهان فقط به شجاعان و صابرین پاداش و پاسخ میدهدهد
خدایااآاا شکرت که ما همگی از هدایت شدگانیم و از اینکه در این سایت الهی و در چنین فضای الهی حضور داریم یعنی خیلی خوششانس هستیم ..این که در مسیر خودشناسی و خودسازی و خداشناسی و توحیدی هستیم و خداوند نعمت شکرگذار بودن رو به ما عطا کرده یعنی خیلی خیلی خوش شانس هستیم اینکه نور الهی به مسیرمون تابیده و به مسیرهای هموار و صاف و لذت بخش وارد شدیم یعنی خیلی خیلی خوش شانسیمخدایاااا شکرت
خدایاااا شکرت که در این مسیر نورانی و الهی قدم گذاشتیم و هر روز بیشتر و بیشتر ما رو هدایت می کنی تا با نتایجمون بهترین نسخه و ورژن زندگی مون رو تجربه کنیم ممنون و سپاسگذارم خدایااا شکرت
خدایا. شکرت که امروزم با بهترین دیده ها شنیده ها زیبایی ها و آگاهی ها نعمت و برکت های الهی شروع شد و بلطف و همکاری خداوند با زیباترین ها هم به شب رسانده شده خدایااا شکرت . سپاس سپاس سپاس
خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم
و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت می خواهم
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز ودوستان همسفرم
سفرنامه روز سی ویکم
این باورهای من هستند که من را در مداری قرار میده که به سوی آدمهایی هدایت شوم که باعث ضرر و زیان به من میشوند چون قانون جهان را نمیدانم و درک نکردم به راحتی هر بار اعتماد می کنم و ما تا در مدار بالاتر قرار نگیریم و روی باورهای خودمان کار نکنیم این اتفاقات را دریافت می کنیم
مهم ترین عامل برای موفقیت در هر مواردی عزت نفس می باشد وقتی خودم را ارزشمند میبینم و رابطه ام را با خودم هماهنگ میکنم چیزهای باارزش هم به سوی من می آیند من ارزشمند هستم و این من هستم که به چیزها ارزش میدهم وجود من ، بودن من ارزشمندترین دارایی من میباشد نه چگونگی بودن من
سپاسگزارم از استاد و خانم شایسته عزیز ودوستان هم فرکانسم
به نام الله هدایتگر
سلام
ردپای من درفایل178سفرنامه
من باوردارم که تمام اتفاقات زندگی من به خاطرافکاروباورهاوفرکانس هایی هست که به جهان هستی ارسال میکنم الهی شکرت
ترس توهمی بیش نیست واسلحه شیطان ترسه
وقتی میریم تودل ترس هامون متوجه میشیم که هیچی نبود
خودمن هنوزترس های زیادی دارم که بایدبراون هاغلبه کنم
خداوندحامی وپشتیبان منه ومنوهدایت میکنه کافیه برم تودل ترس هام
بَلَىٰ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
ـــــــــــــــ
بله، کسی که از همه جهت تسلیم خدا بوده و او نیکوکار باشد، پس برای او در نزد پروردگارش اجرش محفوظ است و آنها نه ترسی دارند و نه آنها محزون می گردند
(سوره البقره، آیه 112)
شادوموفق باشید
به نام خداوندی که هرچه دارم از اوست
سلام به استاد جان و همه دوستان
روز 31و شروع فصل دوم از روزشمار
من دوره 12قدم رو تهیه کردم و بابت خریدیش نشانه های واضحی دریافت کردم و الان هم راضیم بزرگتر شدم و اصل رو از فرع تشخیص میدم
ولی خوب در گذشته دو بار گول پونزی رو خوردیم و پولمون هنوز برنگشته
ولی الان خوب درک میکنم
حتی از محل کارم یه خدماتی گرفتم که گفتن پولش ماه قبل از حسابت کم میشه و اشتباه کردم اینم مثل قرض و وامه که استاد گفتن انجامش ندید و روی پولی که هنوز در نیاوردید حساب نکنید و الان دارم درکش میکنم و چقدر درست بود
ولی کمبود عزت نفس رو بشدت احساس میکنم و قطعا دوره بعدی که میخرم عزت نفس خواهد بود به لطف خدا
سپاس از استاد عزیز و مریم بانو
به نام خدای معجزه ها
یادگار 178
سلام استاد عشق تر از عشق و سلام مریم زیبا و دوست داشتنی
سلام همه همراهان این مسیر مقدس که من با وجود تک تک شماها به خانواده الهی پیوستم
و از تمام عواملی که باعث شدن من اینجا باشم و بنویسم با سلول به سلول تنم سپاس گذارم
خدای وهاب سلیمان بی نهایت ازت سپاس گذارم که امروز بهم فرصت دادی بیام این مکتب و بنویسم
خدایا شکرت که امروز سهم زندگی کردن و لذت بردن و سپاس گذار بودن رو بهم دادی
امروز صبح بعد از بیدار شدن که اومدم سایت و این فایل گوش دادم انصافا دلم غش رفت واسه خودم
واسه تعهدم
واسه جهادی که کردم
واسه تغییری که داشتم
واسه ورژنی که ساختم
واسه عشقی که به خودم دارم
اصلا من خودم هنوزم هنگم از این تعهد
اینکه چی منو میخکوب کرد به این سایت و گفت هرچی که میخوای دقیقا اینجاست
همینجا همین صفحات
و هیچ جایی جز اینجا نرو
و من جز خوشبخت ترین ترین ها هستم که در زمان مناسب که در مکان مناسب به اینجا اومدم
و خدا عشق ترین عشق حی وحاضر که این لطف رو به من عطا کرد
و من اینقدر خوشبخت بودم که وقتی اومدم اینجا گوشی خوبی داشتم که بتونم سایت بمونم پولی داشتم که نت بخرم و عطشی که بخوام تغییر کنم و این فایل هارو قورت بدم
و خدا میدونه چقدر حتی همین لحظه که خیلی مسائل مادی دارم من عاشق تر از همیشه دارم تشنه وار این فایل هارو گوش میدم
و به والله حتی خیلی عاشق تر از اون روزهایی هستم که درامد حداقل 100 میلیونی در ماه داشتم
منم و خدایی که به وسعت اسمانش در قلبم پررنگه
و حس رضایت عجیبی که دارم و حال فوق العاده مقدسی که دارم
من همینو میخواستم
دقیق همین سیر شدن و لذت بردن از زندگی
یادمه زجه میزدم که خدایا فقط ارامش میخوام فقط تو قلب من وجودتو پررنگ کن تا از این همه ناملایمات دیگران دلخور نشم
و اون ها ناملایمات نبودن نعمت های مقدسی بودن که من بهشون بر بخورم و راه زندگی رو پیدا کنم
اونا باید می اومدن تا من بشم اینی که هستم و حتی هزاران برابر بهتر از این
یعنی هزاران برابر توحیدی تر از این
و استاد قشنگم و دوست داشتنی
من 187 بار نوشتم
187 بار شکرگزاری کردم
187 بار قلبمو اوردم وسط
187 بار به خودم یاداوری کردم کجا بودم و به کجا رسیدم
من 187 بار گفتم خدایا هستی و من هیچ ترسی ندارم
شاید شعار بوده اما انصافا امروز از هیچی هیچ ترسی ندارم
شایدم هنوزم شعار باشه ولی خدایی در قلبم هست که با توجه به شرایط فعلیم که اصلا جالب نیست اما من نگران نیستم
ترسی ندارم
همه این حس ها واهی هست
دقیقا پارسال همین ترسا اومد اما به دو ماه نکشید همه چی حل شد
الان که دیگه من خیلی خیلی با خدا رفیق ترم که
خیلی مسیرم هموار تر شده که
پس این سری خیلی فرق داره
بیچاره شیطون
که سمت من هیچی نصیبش نشده
بازم شکر که شیطون هست میخوری به در و دیوار و محکمتر برمیگردی
قاطع تر برمیگردی
مصمم تر
این بار توحیدی تر
این باز با ایمان تر
دقیقا حال و احوال این اواخر من
که قشنگ نزدیکای ضربه مغزی شدن رفتم و برگشتم
ولی برگشتم
فقط ی پام سرید
نزاشتم دوتاش هم بسره
چون اینور حال و هواش ی جوره دیگه جذاب بود ی جوره دیگه به جونت میشینه
ی جور دیگه حال میده
اصلا حال دادنش مقطعی نیس
همیشگیه
بین راه میزنی جاده خاکی ولی این طرف حالش انگاری میره تو تارو پود ادم
مزش زیر دندون میمونه
هر چقدرم غرق منجلاب و گرفتاری بشی باز مزه این طرف اون ته ته سلول ها قلقلک میکنه که برگرد
که بیا
بیا که بازم جات خیلی خالیه
گر هزار بار توبه شکستی باز آی
الله اکبر
چه آغوش امنی
برو دوراتو بزن
ولی گر هزار بار توبه شکستی باز آی
نمیترسم که فروش چی میشه
نمیترسم که بدهی ها چی میشه
نمیترسم که خواسته بعدیم چی میشه
نمیترسم که شب بخوابم ایا فردایی میبینم یا نه
نمیترسم که درامدم به چند میرسه
چون الان همه اون چیزایی که میخواستمو دارم
ی قلب بی نهایت شاد
خوشحال و سرشار از حضور همیشگی خدا
و من این لحظه در اوج این همه ارامش و رضایت عجیب چشام اشکی شدن
من خدایی دارم خدایی تر از همیشه
و من فقط عشق و حال و لذت
من در جایی در مسیری هستم که تمام گوشت و پوست و استخوان من راضی ان
دقیقا همون حرف قشنگ استاد
به والله اگه الان ا
عزرائیل بیاد بگه بریم
با جان و دل میگم من راهی تر از همیشه
دیگه هیچ تعلق مادی برام جذاب نیست
من راهی تر از همیشه
من این اواخر اینقدر خدا در وجودم رخنه کرده که هر کجا باشم عمیق تر از همیشه هست
این دنیا باشم
روی خاک باشم
زیر خاک باشم
یا اصلا برزخ و اون دنیا
اصلا هر اسمی که دوست دارن بزارن
فقط من باشم و خدایی که عاشقانه تر از همیشه در سلول های تنم خونه کرده
خدایا به اون وسعتی که تو میدانی و من نمیدانم سپاس گذارم و دوستت دارم
و تمام این حرفای عاشقانه وقتی برای تو صرف میشن معنا میگیرن که جز برای تو همگی پوچ و بی محتوا فقط هدر رفت انرژی
خدایا هزاران بار شکرت که هستی که دارمت که خواستی من باشم کنارت
و شما استاد استاد همه استادهای این طریق
شما معنوی ترین چراغ راه زندگی من
و شما دوست داشتنی ترین مردی که با افتخار دوسش دارم و مریمی که فقط نماد زیبایی و مهربانی و عشق هست
بهترین ها سهم این قلب بزرگتون
و خدا شریک لحظه هاتون
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
به نام خدا
روز شمار تحول زندگی من روز 178
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته
غلبه بر ترس و عزت نفس دو رکن اصلی این فایل براستی که ترس و نجواهای ذهنی و توهمات ذهنی هستن که حال مارو خراب میکن حتی سلامتی ما رو به خطر میندازن و ترس باعث خراب شدن همه چیز در درون انسان میشه و اثر اون در بیرون هم نمود پیدا میکنه و آدمی که ترس در چهره اون پیدا باشه مثلا در روابط حقیر میشه و دیگران چشم داشت و نگرشی نه چندان جالب نسبت به اون شخص پیدا میکنن . ترس عزت نفس و خراب میکنه برای اینکه ترس نداشته باشیم باید عزت نفس و باورهای توحیدی در این رابطه داشته باشیم و واقعا همینه من خیلی شده که وقتی جلو رفتم و کاری را درست انجام دادم دیدم که اون افکار و ترس هایی که قبل از انجام اون کار داشتم اصلا نیستن و فهمیدم که همشون فقط توهم و نجوای ذهن بوده و همونطور که استاد گفتن ذهن کارش همینه که نجوا کنه و مارو بترسونه ولی با توکل و غلبه بر ترس وقتی پیش رفتم دیدم که خیلی راحتتر از اون چیزی بوده که فکر میکردم و سختیش فقط کنار گزاشتن ترس و کنار گزاشتن غرور لجبازی و چیزهای دیگه که مانع حساب میشن و بعد پیش رفتن و البته توکل و کار درست و منطقی انجام دادن و بعد میبینیم که بیشتر اون سختی ها حل و برطرف شده و این پاداش غلبه بر ترسیه که انجام دادیم و پیش رفتیم .
خداروشکر میکنم که در این مسیر زیبا هستم.
از استاد عزیز و دوست داشتنی سپاسگزارم.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
روز 178 : سلااااااااااااااااام به استاد عزیزم و خانوم شایسته و دوستان ایشالا که حالتون عاااااااالی باشه و از این زندگی که خداوند در اختیارتون قرار داده بیشتر لذت ببرید ، خب ترس ها همیشه هستند ما در عین حال که میترسیم عمل میکنیم ، حتی تو قرآن هم میبینیم پیامبران هم ترس هایی داشتند اما توکا میکردند و انجامش میدادند ، وقتی آدم به خواسته ای داره و میخواد بش برسه باید بها شو بپردازه ، باید ایمانشو نشون بده ، یه عالمه از ترس ها واقعی نیستن و توهمن و باعث میشن ما حرکت نکنیم اگه کنترلشون نکنیم ، باز همه اینا برمیگرده به تسلیم بودن در برابر خداوند ، وقتی ما تسلیمیم در برابر خداوند و احساسه خوبی داریم ، دیگه هر ترسی هم که داشته باشیم میدونین که خداوند همیشه همراهه منه و اون منو به مسیر درست هدایت میکند . خدارو سپاسگذارم بخاطر اینکه تو این چند وقته که رو خودم کار میکنم خیییییلی خییییلی ترس هام کم شده چ وقتی ایمانمون رو در عمل نشون میدم نتایج می آیند.
به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده خودم
سلاااام
خداروشکر که پروردگارم دوباره من رو هدایت کرد
من شروع کرده بودم چله اگاهی میگرفتم چله اولم رو کم و بیش تمرین انجام میدادم نتیجه هم خوب بود
چله دوم تا نیمش اومدم چون خودم رو متعهد کردم که کامنت بذارم هرروز
نجواهای ذهنم یواش یواش شروع شد
که خب حالا کامنت نذاشتی هم عیبی نداره،به خودت فشار نیار خودتودرگیر این چیزا نکن
فایل تنها ببینی هم خوبه
خلاصش این شد که خیلی اروم و شیک دیدم عع کلا از مسیر کنار رفتم
دیگه فایلم گوش نمیدم
به سایتم سر نمیزنم
خلاصه خداوندخاست هدایت بشم باد صبا روداشتم میدیدم دیدمنوشته
90روز تا تولد شما
ازاونجایی که خیلییی حس خوب میگیرم از دیدن اعداد این شکلی و یه جورایی بهم انگیزه میده
گفتم فاطمه وقتشه که بازم شروع کنی
وقتشه که تواین 3ماهی که مونده تا تولدت یه ادم بهتر بسازی
و با توکل برخدا فصل دوم روزشمار تحول زندگی من رو شروع کردم،پر انگیزه و پر از حس خوب به امید رشد بیشتر و بیشتر و بیشتر
این چندوقته خیلی دقیق چک کردم زمانهایی که رو خودم کارمیکنم مخصوووصا از طریق نوشتن خداوند جواب میده قانون جهان پروردگارم جواب میده و وقتی حواب میگیرم میگم فاطمه منتظر اتفاقات زیبای دیگه ای که مینویسی و منتظرشونی هم باش
با امید به پروردگارم به الله یکتای خودم
ان شاالله که تا روز تولدم 30ابان 1403یه فاطمه بهتر یه زندگیزیباتر روابط عالیتر ارامش بیشتر عزت نفس بهتر ارامش بیشتر ارتباط با پروردگار بطور خیلی خیلی عمیقتر و بهتر درامد چندین وچندبرابری که اسان راحت شاد عزتمندانه و حلال بدست میاد دراند های دلاری حلال رو بدست بیارم
شروع اگاهی ها 1شهریور1403
سلام استاد نازنینم… سلام مریم عشق جان…
من میتونم بگم بزرگترین ترسی که تو 10سال گذشته داشتم. ترس از جدایی از همسرم بود. به هیچ عنوان باهاش حالم خوب نبود… اصلا برای هم نبودیم.خودش راضی به طلاق بود ولی من میترسیدم. مقاومت داشتم. ترس از طلاق، تنهایی، حرف مردم، اینکه پشیمون بشم و کلی باورهای داغون دیگه…
ولی چیزهای که فقط توهمات ذهنم بود… با کمک فایل های استاد از همسرم جدا شدم… اونم با فایل قدم دوم بود که تصمیم گرفتم رو ترسم پا بزارم. به همسرم گفتم هر موقع بگی من آماده ام حتی تاریخ مشخص کردیم.. و حوالی همون تاریخ توافقی جدا شدیم… وااای خدایا چرا من میترسیدم. چرا مشرک بودم با شخصی که حتی سر سوزن باهاش حالم خوب نبود فقط بخاطر ترس باهاش بودم. از همسرم زندگی میخاستم، از همسرم آرامش میخاستم…بخاطرهمین مشرک بودنم از طلاق میترسیدم…
الآن به خودم افتخار میکنم رو بزرگترین ترس زندگیم پا گذاشتم.. هیچ اتفاق عجیب غریبی نیفتاد… حالم خوبه خوشحالم.. فقط تو ذهنم بود وگرنه بیرون هیچ خبری، هیچ ترسی، هیچ حرف مردمی نبود.
ممنونم استاد عاشقتونم. مریم نازنین عاشقتونم. دوستان نازنینم عاشقتونم.
بنام خداوند که مرا هدایت کرد باعث شد روشنای در وجودم شد خدایا شکرت مدت ها بود که به خاطر یو تضاد شیطان به شیوه های خودش مر برترسون وبه شیوهای گذشته مرا به غرو افکند در مقابل خداوند که مرا هدایت کرد این تجزیه وتحیل های یی مورد باعث ابهامات بشه وهیچ وقت نیایم نگاهی واقع بینانه در خودم ایجاد کنم با خاطر عدم آگاهی بیام به شیوهای گذشته فکر کنم واصلن متوجه نشدم که ترس ها دارن مرا از مسیر خوشبختی دور میکنم ترس های وه دارن باعث متون من توانایی هایم رو نادیده بگیرم ترس های ترس های خیلی برایم ناآشنا نیستند وسال ها همین تر س ها مانع خوشبختی من شدند باعث شدن از زندگی هیچ لذتی نبرم اصلن نیام بع فکر کنم ببنم این ترس ها از کجا میان وخداوندچه توانایی به من داده اون موقع متوجه می شوی تفاوت بین اینکه خداوند چقدر عادل وشیطان باشیوه می خواسته دلیل بیماری بجه ام رو گردن خداوند بندازه و اصلن نیام به این فکر کنم دلیل بیماری بچه ام ترس بچه ام بوده یا اصلن ایقدر ایمانم قوی کنم که بگم خداوند خودش داد وقتی به خودم نگاه میکنم دلیل همه بیمار ها توی این جهان مادی ترس های بشیرت میدونم وخداوند از روی غرض کسی رو بیمار نمیکنه وقتی نگاه به خودم وهدایت خودم می کنم متوجه می شوم که خداوند عادل وازش می خواهم مرا عف وبخشش کنه من توانای خداوند بهم داده تا حل مسله کنم واینقدر خداوند بهم عزت نفس اعتماد بنفس داده همه فکرهای که در گذشته کردم در مورد خودم و خداوند کار شیطان بوده که مرا اینچنین در. مسیر خوشبختی دوره کرده وقتی خودم فکر میکنم به توانایی های پایکیم وبه صداقت درونی با خداوند با مهربانی وبا ایمان با شجاعت درونی وشیطان که می خواسته با احساس گناه مرا به ترسونه وخداوند کی چقدر خودش معرفی نشانه رحمانیت خداوند بوده خداوند که راحت گفته حضر کنید از احساحس،گناه که اطرف من نیست بنده ای که ایمان به خداوند داشته همواره در حال اینکه حال دلشو خوب نگهداری بعد متوجه می شوی دلیل اون همه حال خوب خداوند بوده اون میشه عدل خداوند واین باور اشتباه که سال در مورد خداوند بهمون دادند اشتباه بوده متوجه می شوی که خودت جزئ از خداوندی وخداوند توانایی های بهم داده که وقتی رجوع میکنی به اون توانایی ها اون وقت متوجه عادل بودن خداوند اون وقت هست هیچ چیز رو به شناس وسرنوشت واینکه خداوند برای من خواسته بر بچه ام نخواسته اون وقت هست اتفاقاتی که در. جهان مادی می افته ربطی به خداوند نداشته اون متوجه می شوی که نگاهی کهدخداوند داشتی خداوند به زور بیاد جلوی اتفاق رو بگیره رو نداری متوجه می شوی همان خداوند که برای نور بوده وعین نور بر وجودم دمیده شد همان نور هست اون وقت هست که وقتی انرژی خداوندرو دریافت میکنی اون وقت هست که اون نگاه غضب ناک رو دیگه به خداوند ناری چون اگر خداوند غضب نا بود قبل از این باید با اولین اشتباه تو نابوده می کرد اون وقت هست به خاطر سپاسگزاری ها به خاطر داشته ها توانایی روحی که تو وجودت هست شیطانی که می خواست دلیل نانوتی هایت رو گردن خداوند بیندازه واون وقت هست با برچسب های که خودت از دی به خاطر عدم آگاهی می رسی وآگاهی درستی از خودت وایمان درونت نسبت به خداوند سپاسگزاری می شوی وشجاعت درون افتخار میکنی اون وقت متوجه می شوی چقدر خداوند نکته مثبت در وجود گذاشته که ندی دیشون واز خداوند سپاسگزارم می شوی تا نیروی هدایتگر کار خودشو بکنه