مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 87


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محبوبه طاهری گفته:
    مدت عضویت: 1964 روز

    بنام خدای هدایت گرمن

    سلام ودرود فراوان خدمت استاد عزیزم ومریم شایسته گل

    محبوبه هستم دوستان عزیز هم فرکانسی میخوام براتون یه موضوع جالب تعریف کنم شاید براتون جالب باشه.من خیلی تو طول روز ذهنم درگیر کار کردن رو قانون بود ویا قانون چگونه عمل میکنه و همش سردرگم بودم .چرابا اینکه خیلی فایل گوش میدم و باور توحیدی میسازم چرا تغییر نمیکنه شرایط. چی درون من هست چه چیزی باید تغییر کنه من شبها موقع خواب فایل گوش میدم وکامنت میخونم یه شب خوابم برد وتو خواب استاد روبروی من نشسته بود و خطاب به من صحبت میکرد.به من میگفت تو خود باوری نداری عزت نفست کمه. رو عزت نفست کار کن صبح وقتی از خواب بیدار شدم حال عجیبی داشتم و جمله استاد تو ذهنم می چرخید که تو فایل هاشون میگفتندخداوند به هزاران طریق ما رو هدایت میکنه تو فقط باورش کن.من از این طریق خداوند هدایتگر جواب سوالمو داد

    در پناه خدای بزرگ سربلند و شاد وپیروز باشید

    یاحق……..دوستدار شما محبوب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    افلاطون نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عباسمنش که کامنت منو میخونه برای تاییدش و سلام به خانم شایسته و سلام به همه دوستانم در سایت فوق العاده و بی نظیره استاد عباسمنش

    هر چقدر سپاسگذار خداوند باشم بابت هدایت من به این مسیر الهی و پر از آگاهی بازم کمه من تو 2 سال تغییرات محسوس و چشم گیری داشتم و در کنارش نتایج شگفت انگیز و چشم گیری داشتم؛ من قبل ورود به سایتم اصلا نمیدوستم عزت نفس چی هست، اصلا نمیدونستم توحید چی هست؟ شرک چی هست؟ ترس از حرف مردم چی هست؟ من همش فکر میکردم آدم کاملی هستم اما وقتی وارد این سایت شدم دیدم چقدر ناکاملم و خدارو 100 هزار مرتبه شکر وقتی متوجه میشدم باید چیزی در درونم تغییر میکرد من زود اقدام میکردم به تغییر، من خیلی ضعف های شخصیتی خودمو تو این 2 سال شناسایی کردم و رفتم تو دلش و تغییرش دادم، مثلا من فکر میکردم با همکاری با اشخاص خاص میتونم به ثروت برسم و بعد متوجه شدم فقط خدا من نباید از کسی جز خدا بخوام؛ و این قضیه رو در درون خودم و بعد تو رفتارم تغییر دادم و رفتارم نسبت به همون اشخاص کاملا تغییر کرده و خدارو شکر چه نتایجی گرفتم

    منم مثل استاد پایه های زندگیم و رفتارم و لباس پوشیدنم کاملا بر اساس حرف مردم بوده و از وقتی متوجه این موضوع شدم تا تونستم برا دل خودم زندگی کردم و تا تونستم بی اهمیت شدم نسبت به حرف مردم و تغییرات چشم گیری در خودم به وجود آوردم؛ مثلا منی که اصلا لباس اسپرت نمی پوشیدم، همش لباس رسمی میپوشدم تا از نظر دیگران فرد موجه ایی بشم تو همون روزی که متوجه این داستان شدم رفتم برا خودم لباس اسپرت خریدم و با اون لباس ها رفتم بیرون

    خداروشکر منم از تغییرات استقبال میکنم منم از ورود به دل ترس ها استقبال میکنم؛ مثلا من از تاریکی میترسم و الان خیلی کمتر شده یکی از کارهایی که انجام دادم یک شب رفتم تو دل جنگل و 2 ساعت تو دل جنگل بودم جایی که اصلا هیچ آدمی نبود

    من این رشدهامو این پیشرفت هام بخاطر بودنم در این سایته بخاطر آموزش های بی نظیره استاد عباسمنش هست که از همین جا از صمیم قلبم ازشون سپاسگذارم؛ خداروشکر میکنم اینجام هر روز دارم رشد میکنم، هر روز دارم بزرگ میشم، هر روز دارم آگاه تر میشم، هر روز دیدم نسبت به این جهان، به این دنیا و ساز کارش داره وسیع تر میشه، هر روز دارم میپردازم به اون ریشه و اون ریشه هر روز داره اون زیر رشد میکنه من اینجا اومدم تا مثل استاد پکیج کاملی داشته باشم من هم خدارو میخوام، هم ثروت رو هم سلامتی هم روابط، هم استقلال و آزادی رو من همشو باهم میخوام و این جدیتی که دارم و دارم رو خودم کار میکنم با طی کردن تکاملم قطعا به این پکیج خواهم رسید

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 970 روز

    به نام ربّ

    سلام با بینهایت عشق

    31. سی و یکمین روز از فصل دوم روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    من یه بار نوشتم این دومین بار رد پای امروزم هست

    من امروز چند تا اتفاق خوب داشتم که دوست داشتم بنویسمش تا یاد آور باشم به خودم که ببین چقدر حست خوبه

    امروز من رفتم به هفتمین جلسه از کلاس طراحی طلا و جواهرات ،استادم گفت که لپ تاپ یا کامپیوتر با سی پی یو بالا تهیه کردی ؟؟؟

    من ازت تمرین میخوام دیگه سه جلسه مونده و بعدش باید تمرین کنی و بری امتحان بدی قبل عید

    اگر تمرین نکنی یاد نمیگیری

    هفته ای دوجلسه بیا آموزشگاه از کامپیوتر های اینجا یاد بگیر و طراحی کن از طرح های خودت رندر بگیر و عکس تکمیل شده طلا و جواهرات با ایده خودت رو برای من بیار

    من هم گفتم چشم هماهنگ میکنم و میام تو این هفته دوبار تمرین میکنم

    بعد تو راه گفتم خدا من وقتی داشتم به کلاس طراحی طلا و جواهرات ثبتنام میکردم اصلا به این چیزا فکر نکردم که لپ تاپ یا کامپیوتر قوی تر نیازه براش

    یا اینکه نصف هزینه کلاسو هنوز پرداخت نکردم و الان فقط سه جلسه مونده

    با وجود همه اینها من کلاس رنگ روغن ثبتنام کردم

    همینجور داشتم باهاش حرف میزدم گفتم ببین خدا من هیچی نمیدونم تو خودت بهم ایده دادی خودتم همه اینارو راهشو بلدی که چطوری به هدفم برسم خودت کمکم کن

    و داشتم تو راه باهتش حرف میزدم میگفتم من به خودت سپردم نمیدونم چطوری تو خدایی تو بلدی مشکل خودته چگونگیش با خودت من ازت اینارو میخوام و میدونم که میده همه رو

    و شروع کرده بودم با باور هایی که با صدای خودم ضبطش کردم گوش میدادم و احساسشون میکردم

    مادرم برام تخم مرغ و سیب زمین آب پز درست کرده بود و با نون داده بود

    برگشتنی تو راه رفتم از دکه یه چای هم گرفتم رفتم کنار اتوبان که یه تپه بود رو یه سنگ نشستم و تو هوای ابری که پرنده ها جفت جفت پرواز میکردن با لذت به سپاسگزاری و تکرار باورام با خدا حرف میزدم خیلی حس خوبی داشت

    همین حس خوب بزرگترین و بینهایت ترین ثروت زندگی منه و از خدا سپاسگزارشم

    من قبلا بیرون تنهایی نمیرفتم انقدر خجالتی بودم که چیزی نمیخوردم بیرون از خونه حتی اگه از گرسنگی حالم بد میشد ، یا حتی با آرامش بخوام راه برم و اطرافم برام مهم نباشه ، چه برسه که برم یه جا تنها بشینم و با یه حس عالی نون و سیبزمینی و تخم مرغ آب پز بخورم و چای هم باشه کنارش و پر از لذت و عشقی که داشتم بهترین حس بود

    و همه اینهارو بسیار بسیار از خدا ممنونم

    بعد من اومدم خونه تو راه میگفتم خدایا من چیکار کنم تو بگو من هیچی نمیدونم

    رسیدم خونه به مادرم گفتم که من باید تمرین کنم گفت دوچرخه تو بفروش کامپیوتر بگیر، گفتم نه من به خاطر چیزی چیزی رو نمیفروشم بعدشم من دوچرخه رو دوست دارم گرفتم برونم و حتی به خاطر گرفتن دوچرخه رفتم یاد گرفتم دوچرخه سواریو الان که بلد شدم میرونمش

    بعد گفت طلا که نیست گرون بشه بعدا میخری

    یهویی طلا گفت یاد یه گردنبند طلا افتادم که مادرم بهم داده بود که از زمان عروسیش داشت

    گفتم طلا دارم دیگه یهویی رفتم آوردم گفتم من که استفاده نمیکنم بفروشمش؟؟

    گفت آره بفروش خودت که طراح طلا جواهرات شدی یاد میگیری، طلاسازی رو هم یاد گرفتی خودت عین همینو میسازی

    ببر بفروشش

    اولش گفتم نه اینم مثل همونه به خاطر چیزی چیزی رو نمیفروشم ولی بعد گفتم من اینو سال هاست استفاده نمیکنم و همونجور تو کمد نگه داشتم ببرم بفروشم وقتی طلا ساز شدم خودم عین همینو درست میکنم

    بعد حاضر شدم رفتم قیمت کنم وزن کرد طلافروش گفت 11470 یازده میلیون و 470 هزار تمن

    برداشتم آوردم خونه داداشم یه دوست طلا فروش داره قراره بدیم بهش تا بفروشیم و برم یه کِیس کامپیوتر بخرم و به کامپیوتر داداشم وصل کنم و نرم افزار طراحی طلا رو نصب کنم و شروع کنم

    گفتم خدا هدایتم کن هرچی که خیره به همون محتاجم

    و بعد اومدم تا روز شمار تحول زندگیم رو ببینم و بخونم که دیدم موضوع امروز عزت نفس هست و ارزشمندی که باعث حرکت و قدم برداشتن میشه

    و دقیقا یاد این سه ماهم افتادم که باعث شد که حرکت کنم این حس ارزشمندی

    و خدارو هزاران بار سپاسگزارم و سعی میکنم از مسیر لذت ببرم و باز هم عملگراتر بشم درمورد ایده هایی که خدا بهم گفته

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 970 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق

    31. سی و یکمین روز از روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    خداروشکر میکنم که آغاز فصل دوم از این سفر نامه رو خدا دیشب ،اولش بهم یادآور کرد که :

    1. طیبه جهادی اکبر کن تا دیگه درمورد این قوانین ،هرچی فهمیدی به خانواده ات نگی و سعی در تغییر دادن یا در فکرت کمک‌کردن بهشون نباش هر کس خالق زندگی خودش هست تو نمیتونی زندگی کسی رو تغییر بدی مگر اینکه خودش بخواد

    2. هر کس هر حرفی زد سعی نکنی ایراد ازش بگیری یا نصیحت و قضاوتش کنی یا بگی شرک به حساب میاد و بلافاصله یادت بندازی که من خودم آیا بهش عمل میکنم و بعد سکوت کنی

    انقدر تمرین کنی آگاهانه تا حرفی نزنی

    3. اینکه فکر نکنی اگر یکی میخواد بهت کمک کنه تو نباید قبول کنی و اگرم قبول کردی شرک میشه

    تو مسیرت رو ادامه بده هر کس خواست کمکت کنه خدارو در دلت سپاسگزاری کن و در دلت باشه که خدا از طریق این آدم بهم کمک کرد

    ولی از طرف مقابل سپاسگزاری کنی از ته دل ، از ایده ای که بهت داده ،از کمکی که بهت کرده ،از هر چیزی که باعث رسیدن تو به اهدافت شده یادت باشه درست سپاسگزاری کنی

    و نگی بهش که ایده رو تو نگفتی خدا گفت و از این حرفا

    4 . یادت باشه که هر چقدر عاشق تر، مهربان تر، عشقت راستین تر ،و از اعماق وجودت حس شادی رو در خودت احساس کنی بیشتر به خدا نزدیک تری و راحت تر به همه اهدافت میرسی و خواسته هات به راحتی رخ میدن

    و سلامت تر ،شاداب تر و عاشق تر و ثروتمند تر هستی

    5 . یادت باشه که از مسیر لذت ببری و درمورد ساخت باور های قدرتمند کننده تلاشتو بکنی برای آگاهانه تکرار هر روزشون و احساستو با تکرار هر باوری که با صدای خودت ضبط کردی هماهنگ کنی و خیالت راحت خدا خودش ادامه شو کمکت میکنه

    6 . اینکه وقتی از هر کسی حرفی میشنوی ، یاد بگیری ازش و درسی که قراره بیاموزی رو عمل کنی بهش یا میخوای حرف بزنی فکر کنی اول

    7 . و در آخر تو باور های قدرتمند کننده درمورد خدا و اینکه خداست تنها رب جهانیان و صاحب اختیارت رو بساز و با هر قدمی که برمیداری خدا برای تو بینهایت قدم برمیداره

    مثل کل سه ماهی که قدم برداشتی

    تک تک روز های سه ماه رو به یادت بیار از 7 مهر ماه 1402 تا 21 دی ماه 1402 و تک تک این روز ها الهاماتی دریافت کردی ،هدایت هایی رو دیدی ،اتفاقات خاصی برات افتاد ،و همینطور اتفاقات به ظاهر بدی که بعد برات سبب خیر شد وقتی کنترل ذهنت رو در دست گرفتی و به خدا سپردی همه چیز رو تا جایی که سپردی همون اندازه بهت کمک کرد

    پس الان که دیدی جواب داده قدرتمند تر ادامه بده

    تو میتونی طیبه ،تو وقتی شروع کردی از خدا هدایت خواستی اجازه دادی هدایتت کنه و خدا دست به کار شد

    تو فقط عملگرا تر باش و سعیتو بکن خدا میبینه هر لحظه بهش وصلی هر لحظه با این نیروی همیشگی داری حرف میزنی تو ارزشمندی تو خدا رو رب و صاحب اختیارت رو داری که کافی هست برای تو

    حتی توی این سه ماه عزت نفست به حدی بالا رفت که به حرکت دراومدی و الان کلاس رنگ روغن میری دو جلسه هست که رفتی

    رفتی پفیلا فروختی الانم با ایده ای که کنار پفیلا جاکلیدی نقاشی بفروشی و بهش عمل میکنی

    کلاس طراحی طلا و جواهرات میری که امروز جلسه هفتم بود و سه جلسه دیگه مونده تا یاد بگیری و بری امتحانش رو بدی و مدرکش رو بگیری و شروع کنی به طراحی با نرم افزار و ورود به بازار کار و طرح های نابی که خدا بهت الهام کرده و باز هم با هر قدم تو بیشتر الهام میکنه

    توی این سه ماه آرامشی داد بهت که بی نظیره این آرامش

    توی نمایشگاه نقاشی اولین بار تابلوهاتو بردی به نمایش گذاشتی و در اون اتفاق به ظاهر بد که نقاشیت پاره شد ،باعث شد تابلوهاتو که قراره ببرن مسقط و ترکیه

    همه اینها هدایت های خداست و عزت نفسی که در وجودت به وجود آورد که با فهمیدن این که تو لایق و ارزشمندی سبب قدم برداشتنت شد توی این سه ماه و هر بار بیشتر مشتاق تر شدی تا بری تو دل ناشناخته ها

    و چقدر خوشحالم از اینکه در این مسیر با لذت دارم ادامه میدم

    و خدا دیروز که بهم ایرادای کارمو یادآور کرد ازش سپاسگزارم و سعی در تصیحشون میکنم

    و بینهایت از استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز سپاسگزارم که وقت گذتشتین و این آگاهی های ناب رو برای ما نوشتین و فیلم گرفتین

    بی نهایت ثروت و شادی و سلامتی و عشق باشه براتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ناصر لطفی گفته:
    مدت عضویت: 1483 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استادان گرانقدر و دوستان گلم

    روز سی و یکم از سفرنامه زندگی من

    عنوان فایل: مصاحبه با استاد قسمت17

    خدارو شکر میکنم برای آگاهی های فصل اول و خداروشکر میکنم برای ورود به فصل دوم

    نجواها همیشه هستن مثل الان من که میگفت بابا تازه فصل اول رو تموم کردی حالا یکی دو روز به خودت استراحت بده ولی قلبم میگه نه ادامه بده با عشق هم ادامه بده با شور و شوق هم ادامه بده چون مهم ترین کار زندگی من کار کردن روی باورهام بقول خانم شایسته عزیز قشنگ احساس کردم تغییر مدار رو در طی این فصل؛من هم مثل بعضی از دوستان برای تغییر مسائل مالی وارد سایت شدم و اولش فکر میکردم که عزت نفس فقط مسائل شخصیتیه و هیچ ربطی به مسائل مالی نداره ولی بعد از اینکه کلی از فایلهای رایگان استاد رو دیدم و مدارم به نسبت قبل بالاتر رفت درک کردم که من با احساس لیاقت و ارزشمندی و عزت نفس بالا خودم رو لایق داشتن پول و ثروت میدونم من با باور به رب به تنها منبع رزق و نعمت و ثروت و سلامتی میتونم نه تنها به پول به هرچیزی که میخوام برسم و از خداوند هدایت خواستم و اولین دوره بعد از خرید کتابهای الکترونیکی دوره فوق العاده عزت نفس رو خریدم و چقدرررر خوشحالم بابتش و همیشه باید به خودم یادآوری کنم که کلید رشد بیشتر در این مسیر استمرار و تداوم داشتن و لذت بردن از این مسیر توحیدی هست

    اونجایی که استاد میگفت اونایی که بخاطر درک نکردن قوانین و طمع کردن وارد چنین داستانی میشن که زود به پول برسن در مدار فقر هستن رو خیلی خوب فهمیدم چون خودم یکی از این افراد بودم ولی خدارو شکر میکنم بخاطر این تضاد با استاد آشنا شدم و تونستم خیلی خوب ذهنم و کنترل کنم احساسم و خوب نگه دارم و خداوند هم هدایت کرد به بهتر شدن شرایطم و الان که خودمو مقایسه میکنم با قبل خب خیلی تغییر کردم و نتایج خوبی گرفتم ولی تازه اول راه هستم و باید ادامه بدم و همیشه خودمو بهبود بدم و ایمانم رو به این مسیر زیبا قوی تر کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    م امیری گفته:
    مدت عضویت: 2713 روز

    سلام و درود خدا به استاد عزیز ، مریم جان و همه دوستان خوب این سایت

    بعد از کلییییی موندن در این وضعیت امروز هدایت شدم به سایت و به این فایل و اومدم از این وضعیت خودم بنویسم

    من ترس دارم یعنی ترس ها دارم

    ترس از تاریکی، ترس از سگ ، ترس از گربه، ترس از بحث و دعوا، ترس از حرف مردم، ترس از دست دادن، ترس از تغیر

    دیروز خانم همسایه رو مشاوره سلامت دادم و قرار شد یکسری مراقبت انجام بده، وقتی دیشب محصولات رو بردم بهش بدم فاکتور و مبلغ هم توش نوشته بود

    وقتی تحویلش دادم گفت هزینه اش چی؟ گفتم توش نوشتم. گفت شماره حساب چی ؟گفتم توش نوشتم

    و این جمله رو اضافه کردم بابا قابل دار نیس، عجله ای ندارم برای پرداختش.

    این جمله آخری 100٪ دروغ بود

    1.بدلیل اینکه روم نمیشد

    2. اگه بگه نمیخوام و یا چون ندارم همین حالا پولش رو بدم بیا من الان محصول نمیخوامش

    اینو گفتم

    اومدم خونه درونم غوغا بود، داد و بیداد. چرا اینو گفتی ؟چرا …؟چرا جسارت نداری بگی تا 24 ساعت واریز کن ؟

    و….

    حالا بماند من چون ترس از حرف مردم و ترس از قضاوت دارم اصلا روم نمیشه به طرف بصورت قاطع بگم بله این محصولات برات مناسبه.

    یا وقتی خودش میگه چی برای من مناسبه روم نمیشه یا ترس دارم که نخره سریع میگم تستر میدم برو استفاده کن بعد بیا بخره و من خدددددا تومن بعنوان تستر میدم که آیا طرف بخره یا نه

    در حالیکه همون فرد باید بره داروخونه تو شلوغی هم وایسه ، احیانا یه دوبار هم به متصدی بگه خانم اینور هم بیا، خانم من یه کرم با این ویژگی میخوام آخرشم خانمه یکی دو محصول موجود تو داروخانه رو بذار جلوش و بی هیچ توضیحی بگم ما همینا رو داریم و بره سراغ کارش و مشتری یکی رو برداره و دنبال قسمتی برگرده که کارت بکشه.

    من از جیب و با 0 تومن هزینه از طرف مشتری براش تستر میفرستم که بخره ازم، که اگه نخره بدبخت میشم وای نمیدونم چیکار کنم، به کی بفروشم، از کجا مشتری بیارم.

    من به مشتری جنس میدم بعدها پولش رو میده، روم نمیشه مستقیم بگم، روم نمیشه قاطع باشم چون میترسم دیگه ازم نخره.

    برای افراد با 100٪ هزینه خودم تستر ارسال میکنم، حسم بد میشه، از کارم بدم میاد چون نه از روی لطف و محبته، نه از روی انسانیته، از روی ترس و نگرانیه و این حالمو بد می‌کنه.

    میترسم، میترسم، وقتی با افراد حرف میزنم مشاورشون میکنم و کار به فروش میرسه فرکانس ترس جلوتر از خودم براش فرستاده میشه

    من توی تیممون تقریبا جز تنها کسایی هستم که تعداد مشاوره هاش خوبه و‌مطلقا فروشش بسیارررررررر‌ پایینه

    فقط به 1 دلیل

    ترس از نخریدن

    من بی نهایت از اینکه یه جمع وایساده باشه و من برم وسطشون و محصولم رو معرفی کنم ترس دارم، خجالت میکشم و بهش فکر میکنم نفسم بند میاد

    اینها رو اینجا ثبت کردم که هر بار بیام و بخونم و متوجه بشم کجا بودم و چقد هر بار رشد کردم و بر ترس هام غلبه کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    افلاطون نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    بینهایت سپاسگذار خداوندم که منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده؛ الان اونقدر حالم خوبه، اونقدر احساس آرامش دارم که اصلا ریتم ضربان قلبم تغییر کرده؛ به یک آگاهی رسیدم که میتونم بگم یافتم کل بازی رو؛ اون تضادی که ماه ها قبل برام به وجود آورده منو به این آگاهی و آرامش رسونده؛ خیلی حالم خوبه، خیلی زیاد، خیلی دارم از تک تک لحظاتم لذت میبرم و آرامش تموم وجودمو فرا گرفته

    استاد عزیزم، نمیدونم واقعا چجوری تشکر کنم از شما بابت این آگاهی های ناب و بی نظیری که در اختیار ما قرار میدی؛ این آگاهی های خالص خالص و ناب؛ اصل داستان، اصلا بنظر من این مفاهیم دقیق ترین و اصولی ترین و درست ترینه؛ اینجا من دارم درست ترین شکل ممکن زندگی کردن رو آموزش میبینم؛ از صمیم قلبم ازتون سپاسگذارم؛ و اینکه من عاشق اون رنگ کابینت ها و اون مدل خوشگل کابینت ها هستم با اون جزیزه خوشگل؛ اون موتور فوق العاده و اون فرش زیبا و سفید و تمیز چشم هر بیننده ایی رو خیره میکنه، استاد عزیزم تحسینتون میکنم بخاطر داشتن این همه نعمت و ثروتی که تو زندگیتون جاریه و این همه آگاهی که در طی این سال ها کسب کردین و خداروشکر میکنم منم خدایت شدم دارم به چشم این نعمت ها، این ثروت ها و این فراوانی ها رو میبینم

    من وقتی رو دوره ها کار میکنم وقتی رو سایت فعالم، کامنت مینوسم؛ و نتایج فوق العاده ایی میگرم؛ اولین درکی که بهش میرسم اینه که باید بیشتر رو خودم کار کنم، باید بیشتر وقت بذارم، اونم با لذت ها، با عشقا، دوس دارم بیشتر تو سایت فعال باشم تا آرامشم بیشتر باشه، تا بیشتر مفهوم در لحظه بودن رو درک کنم، سپاسگذار تر باشم، حال دلم خوب تر بشه، امیدم به خداوند بیشتر بشه، و از تک تک لحظاتم لذت ببرم؛ اینا به عهده منه؛ پول و ثروت و روزی و قرارداد انجام بقیه امور با خداست؛ من الان میخام بیشتر لذت ببرم؛ من آرامش الانمو با هیچ چیز عوض نمیکنم انگار به تک تک خواسته هام رسیدم؛ میخام فقط آرامش داشته باشم

    آره استاد با آموزش های شما میشه به همه چی رسید؛ میشه به نعمت رسید، میشه به ثروت رسید، میشه به موفقیت رسید، میشه به عزت نفس رسید، میشه به خدا رسید، میشه به سلامتی رسید، میشه به ارامش و حال و خوب و لذت بردن رسید

    من الان دارم رو دوره قانون سلامتی کار میکنم اونم با لذت تموم، بعدش قراره رو عزت نفس کار کنم، بعدش حل مسائل و بعدش دوره فوق العاده روانشناسی ثروت 1

    آره استاد من از وقتی با این قوانین آشنا شدم کلی بهم پیشنها شد در خصوص همین ترفند های پونزی ولی من بدون ذره ایی تردید رد کردم؛ گفتم من فقط پول نمیخام؛ من پکیج کاملو میخام؛ پول، نعمت، ثروت، روابط، سلامتی، خدا، آرامش، آزادی که فقط میتونم با درک این قوانین به کل این پکیج برسم؛ که باید تو حوزه مورد علاقت فعالیت کنی؛ لذت ببری، وقتی داری تحقیق میکنی وقتی داری کار میکنی تو حوزه مورد علاقت عشق کنی لذت ببری به همه اون خواسته ها میشه رسید پول کمترین چیزیه که آدم تو حوزه مورد علاقش میتونه بسازه

    آره استاد من پکیج کاملو میخام اما میخام مسیر رسیدن به خواسته هام لذت بخش باشه؛ مثل الان که قلبم داره از دهنم در میاد انقدر حالم خوبه؛ انقدر احساس شورو شعف دارم؛ خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا هزاران بار شکرت با تموم وجودم با تک تک سلول های بدنم سپاسگذارتم، عاشقتم خدای وهابم، خدای مهربانم، خدای بخشنده ام، خدای رزاقم، خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد دوست دارم، خدایا شکرت بابت این بارون زیبایی که میباره، انگار اومدم بهشت الان، خدا پیشمه، کنارمه، دارم باهاش عشق بازی میکنم خدایا بابت این آرامش از صمیم قلبم ازت سپاسگذارم؛ خدایا بابت هدایتم به این مسیر با تموم وجودم ازت سپاسگذارم، خیلی ازت سپاسگذارم

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    جانا گفته:
    مدت عضویت: 872 روز

    به نام خداوند بخشاینده ی مهربان

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز

    سی و یکمین روز از تحول زندگی من

    عزت نفس ….

    بار ها این واژه رو شنیده بودم اما درک واقعی ازش نداشتم اما هر بار مشتاق درک عزت نفس بودم…

    امروز بعد از گوش دادن به این فایل شروع کردم با خودم حرف زدن که عزت نفس رو چطوری درک کنم ؟ عزت نفس رو متوجه هستم که یعنی چی اما چطور بپذیرم و باورش کنم ؟ کلی سوال توی سرم اومدم و کلی فکر کردم

    یک آن به خداوند گفتم ، خدااایاا من از تو درخواست کمک دارم که به هرشکل که شده من می‌خواهم قوانین رو واقعا درک کنم و با پوست و استخوان بفهممشون ….

    بعد شروع کردم در مورد یکی از خواسته هام که خیلی وقته ذهنم رو درگیر کرده بود فکرکردم که چرا تا الان هیچ اتفاقی نیوفتاده

    یک نفر از درون شروع کردن به حرف زدن و آنقدر درست و صحیح جواب سوالامو داد که خودم تعجب کرده بودم انگار داشتم خودم با خودم حرف میزدم اما این من نبودم صدایی از درون جواب من رو داد

    رسیدم خانه و به خودم گفتم عزت نفس یعنی چی ؟

    سایت رو باز کردم و نوشته های مریم شایسته ی عزیز رو که در مورد عزت نفس در ارتباط با همین فایل یادداشت کرده بودن رو خوندم

    ایشون درمورد عزت نفس چنان موشکافانه توضیح داده بودن که من کاملا صدای خدارو شنیدم که به درخواست کمکم جواب داد …

    در یک جمله از یادداشت ایشون که :

    عزت نفس یعنی ،همینکه جزئی از آن نیروی برتر هستی و ساخته ی دست او که فقط ارزش می آفریند را ، برای لایق بودن ، کافی بدانی

    و من در این جمله عزت نفس رو با پوست و استخونم درک کردم و از این درک آنقدر گریه و خوشحالی کردم که امکان نداره این روز رو و درک این قانون رو فراموش کنم

    امروز من روح درونم را که خداوند است درک کردم و با این گمشده ای که مدتها بود به دنبالش بودم آشنا شدم و پیدایش کردم

    خدااااا تو شاهد حال زیبای امروزم بودی و من سپاسگذارم از تو که من خواستم و تو به من هدیه کردی

    من از تو درخواست کمک کردم برای درک قوانین و امروز من یکی از قوانین ها رو درک کردم و مشتاق آنم که هر لحظه بیشتر درمورد عزت نفس بدانم و هر لحظه روی عزت نفسم کار کنم

    خدایا کمکم کن بتونم دوره ی عزت نفس استاد رو در عالی‌ترین زمانیکه تو صلاح میدانی تهیه کنم تا باورهام رو بسازم ، تا با خودم آشنا بشم

    خدایا دوستت دارم

    استاد عزیز و مریم جانننم ممنونم از بابت این فایل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سحر احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2850 روز

    سلام. امروز به طور اتفاقی به صفحه تحول شخصی هدایت شدم و اولین فایل گوش کردم.

    استاد میگویید دو دوره عزت نفس و راهنمایی عملی دستیابی به رویاها اصل و پایه دوره ها است.

    باور به خدای خودت، باور به توانایی خود، باور به ارزشمند بودن خودت و دیگران. باور به اینکه حتی اگر راه حل نمیدونی میتونی پیدا کنی اصل و اساس است.این باورها انقد قدرتمند کننده است که راه را برای رسیدن به مسیرهای بعدی باز میکند. اولین قدم شناخت خودم. شناخت توانایی خودتان. روش حل مسله در وجود خودت . احساس لیاقت بهترین ها.

    چقد این جملات جادو میکنند .

    من تو همین اول کار گیر دارم. خودم را توانا نمیدونم خودم را لایق نمیدونم از شروع کار میترسم. اما دارم سعی میکنم باور کنم خدای دارم که کمک میکند من فقط باید شروع کنم. اصلا مگه توکل همین نیست؟برو شروع کن خدا کمکت میکند. من خیلی وقت تو سایت هستم اما تازه دارم حرف استاد میفهمم یعنی هر بار فایل گوش میدم بعد مدتها گوش میدم تازه میفهم من فایل بارها گوش کردم اما الان تازه دارم میفهم کجا ایراد داشتم ودارم.

    استمرار استمرار استمرار .ساختن باور مناسب.پذیرفتن باور درست بی قید وشرط .مقاومت نداشتن در برابر قانون و کنترل ورودی . نشنیدن حرف مردم و جامعه. اینها کلید خوشبختی سعادت ثروت سلامت است.

    خدایا شکرت بابت این استاد بی نظیر و این سایت فوق العاده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سید امیر عریضی گفته:
    مدت عضویت: 2676 روز

    الهی وربی من لی غیرک

    روز 31 سفرنامه

    نمیدونم هر فایلی که استاد میزاره،مهم نیس موضوعش چیه،در مورد ثروتِ،در مورد سلامتیهِ،درمورد روابطِ، درمورد بیزینسِ،عزت نفس…هرچی فرقی نداره، آخرش،یا اینجور بگم ریشه اش میرسه به توحید به شرک نورزیدن

    یعنی اینکه توی هرکجایی از زندگیت هستی یا توی هر مرحله ای که هستی ،فقط کافیه یادت بیاد ،خدا از روح خودش توی تو دمیده، یعنی اینکه هر ویژگی و خصلتی که اون داره، داخل تو هم هست، یعنی اینکه تو هم خالقی ، و تموم قدرت ها در اختیار توئه ، فقط کافیه به یاد بیاری وقتی خداوند از روح خودش در تو دمیده ، بعدش هم میگه من آسمان ها و زمین و هرآنچه که بین آن هست را مسخر تو کردم

    بعدش میگه انا علینا الهدی ، هدایت شما بر ماست

    بعد میگه اذا سالک عباد عنی فانی قریب، اجیب دعوه دعا اذا دعان

    چرا میگه من نزدیکم ،چون اون همون روح است که در تو دمیده شده، بعد میگه کار من اجابت کردنه، و کار تو درخواست کردن

    بعد میگه من حیث لا یحتسب یعنی از جایی که فکرشا نمیکنی بهت میدم

    بعد هم میگه کی از خداوند به عهد خودش وفادار تر است

    اما همه اینها به شرطی که تو خودش را باور کنی، بشرط اینه که تو قبول کنی اون رب جهانه، اون صاحب تموم قدرت ها است، اون قدرت برتره، بدون اجازه اون برگی از درخت نمیفته

    حالا اگه این باور باشه میتونی این قدرت را این نیرو را در جهت خلق زندگیت استفاده کنی

    چون اون مثل یک آب هست که تو توی هر ظرفی بریزی همون شکل میشه.

    حالا اگه این باور را داشته باشی من از روح اون هستم، من از جنس اون هستم پس:

    من با محمد یا موسی یا ابراهیم یا هرکس دیگه ای فرقی ندارم، به همون اندازه ای که اونها به خدا دسترسی داشتن، من هم دارم

    فقط تفاوت من با انها اینه که وقتی به ابراهیم گفته میشه هاجر و طفل چند روزه ات را در بیابان رها کن ، بی درنگ و بدون تحلیل میگه چشم

    وقتی بهش گفته میشه برگرد و سر پسرت را ببر ، میگه چشم

    یا

    وقتی موسی داشته از دست فرعونیان فرار میکرده، بهش گفته میشه برو سمت دریا، اون با خودش نمیگه که ، من میخوام فرار کنم، آخه دریا که تهش بن بسته، این منطقی نیس یا هزارتا فکر دیگه. اون فقط میگه چشم

    فرق ابراهیم یا موسی با من فقط در میزان تسلیم بودن در مقابل رب است

    رب ای که تموم قدرت ها در اختیار اون هستند

    حالا اگه من این باورها را داشته باشم که من به این قدرت الهی همیشه و در هر لحظه وصلم ،چون اون در من دمیده شده و در وجودمه پس:

    دلیلی برای ترس و نگرانی نمیمونه

    دلیلی برای اثبات خودم به دیگران نمیمونه

    دلیلی برای ترسیدن نمیمونه

    دلیلی برای نگران بودن برای از دست دان یا بدست آوردن نمیمونه

    دلیلی برای احساس کم بودن،کوچک بودن یا ضعیف بودن نمیمونه

    فقط کافیه یادت بیاد که تو اشرف مخلوقاتشی

    همین

    عزت نفس و توحید این 2تا باعث بوجود اوردن هم دیگه هستن

    یعنی عزن نفس توحید میاره و توحید هم عزت نفس

    حالا میفهم چرا استاد تمرکز اصلیش از زمان شروعش تا الان روی توحید ، و عزت نفس است

    چون داشتن این 2 مثل داشتن 1 ابزاری هست که تو را از داشتن بقیه ابزارها بینیاز میکنه

    انگار که اگه این 2 تا را داری ، تموم ابزارهای دنیارا داری

    خدیا بابت این آگاهی ها ممنونم

    بابت اینکه داره یادم میاد من کی بودم و کی هستم ممنونم

    و ممنونم از شما استاد و مریم شایسته عزیز و کامنت های دوستای عزیزم که باعث میشن ، آدم بشینه فکر کنه که ،کی بوده و کی هست؟؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: