مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 77


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صالح گفته:
    مدت عضویت: 1518 روز

    سلام استاد

    من از بچگی در مورد توانایی های فیزیکی خودم

    از‌جمله

    یادگیری

    ورزش

    رهبری افراد

    کارهای هنر دستی

    خلاقیت

    خوب سخن گفتن

    و اینچیزا عزت نفس بسیار بالایی داشتم و هنوزم دارم

    دلیشل دو چیزه اول اینکه

    خب یه استعداد هایی

    خداوند لطف کرد و به این جسم و این مغزم عطا کرد

    دوم اینکه مادرم همیشه از توانایی هام هم پیش خودم هم پشت سرم تعریف میکرد و این قضیه باور هامو دوچندان قوی میکرد

    اما در زمینه فروش محصول

    یا موفقیت مالی

    یا ارتباط با افراد غریبه

    یا در کل پول ساختن از توانایی هام اعتماد به نفسم میلیون ها کیلومتر زیر صفر بود

    اینم بر میگرده به شرایط خانوادمون

    و تجربیاتم از کار و پول ساختن

    که چون باور خرابی داشتم هردفعه نتایج داغونی کسب میکردم و این نتایج دوباره باور های خرابم رو تصدیق میکرد

    که بله تو در زمینه پول ساختن افتضاحی

    و این کار توی خون تو نیست اصلا

    خلاصه گذشت تا ما با شما اشنا شدیم

    و بازی در حال عوض شدنه (:

    امروز من متوجه شدم که به هرانچه که میخوام تو زندگی برسم باید عزت نفس داشته باشم

    باید باور کنم که

    من بدون هیچ دلیلی لایق ثروت هستم

    لایق نعمت و

    لایق همه چیزهای خوب هستم

    اصلا همینکه جهان من رو خلق کرده یعنی منو لایق دونسته من چرا خودمو لایق ندونم؟

    بنابرین تصمیم گرفتم روی این داستان اساسی کار کنم

    قرلر شد هر ماه روی یک باور کار کنم و اگه درستش کردم برم سراغ باور بعدی و اگه درست نشد بازم ادامش بدم

    برای ماه اول عزت نفس و احساس لیاقت و احساس ارزشمندی رو انتخاب کردم

    و امروز اومدم توی سایت دکمه هدایت رو زدم

    هدایت الله منو اورد جایی که در مورد عزت نفس سخن گفتین استاد(:

    و این نشونه خوبیه

    دوروزه رو عزت نفسم دارم کار میکنم و تو همین دوروز انگار جهان گوش به فرمانتر شده (:

    تو این دوروز کار خاصی یا تمرین خاصی نکردما

    فعلا دارم به خودم یاداور میشم که ارزشمندم همین فقط دارم از درون زمزمه میکنم که تو ارزشمندی تو لایقی صالح دارم اینارو اروم از درون به خودم میگم تا ذهنم به شنیدنش عادت کنه

    چون اگه اون به شنیدنش عادت کنه اونوقت جهان از در و دیوار این جمله رو به شکل های مختلف بهش میگه که تو ارزشمندی

    فعلا از عبارت تاکیدی شروع کردم

    تا کم کم تمرین هایی که لازمه در راستای بالا بردن احساس ارزشمندی و لیاقت بهم الهام بشه و

    منم متعهد هستم به اجراشون

    میدونم به گدا چیز خوب داده نمیشه

    دیگه نمیخوام در برابر جهان نقش گدا رو بازی کنم

    میخوام برم تو نقش پادشاه

    و با حس پادشاهی از جهان درخواست کنم

    ولی اول باید حس پادشاه رو در خودم ایجاد کنم

    به صورت واقعی

    نه فقط گفتاری

    نه اینکه بگم‌من پادشهام ولی از درون احساس خجالت کنم از چیزی هستم یا احساس گناه یا احساس کنم به هر دری زدم شکست خوردم

    باید با کار کردن روی باور عزت نفس احساسم رو در این زمینه درست کنم نه فقط یک لحظه یا یک روز یا یک هفته بلکه برای همه ساعت های بیداریم احساس ارزشمندی کنم

    چون زبان جهان زبان احساسه

    زبان فرکانسه

    زبان ارتتعاشه

    و جهان فقط این زبان رو میشناسه و بهش پاسخ میده

    من باید واقعا احساس پادشاهی کنم

    باید از درون باور داشته باشم که ارزشمندم تا چیزهای ارزشمند بیان سمتم

    تمام موفقیت های تاریخ ازین دروازه عبور کرده

    یه شخصی

    یه جایی احساس قدرت کرده

    احساس توانایی

    احساس اعتماد به نفس

    احساس ارزش

    بعد با این احساسات ادامه دار…

    ادامه داده

    ادامه داده

    ادامه داده

    تا یک موفقیتی رقم زده

    هیچ موفقیت بزرگی شانسی به وجود نیامده

    حتی وقتی ارثیه یا سرمایه بزرگی به شخص ضعیفی که از عزت نفس پایینی برخورداره داده میشه

    در نهایت اون سرمایه از بین میره

    اما شما هزارتومن بده به کسی مثل عباسمنش

    سال بعد با یک میلیون دلار برمیگره

    چرا؟

    چون باور داره که میتونه

    و این باور باعث میشه راه ها بهش گفته بشه

    من دارم روی خودم کار میکنم

    و اوضاع تغییر میکنه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سحر منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1328 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته با محبت و مهربان و سلامی گرم به همه دوستانم

    استاد در این فایل از غلبه بر ترس صحبت کردند و یکی از ترس های من از زمانی که به صورت تمرکزی شروع کردم به شنیدن و کار کردن روی فایل های سایت،نوشتن کامنت هست بارها و بارها از عمل کردن به آموزه های استاد عزیزم نتیجه گرفتم و دوست داشتم با دوستانم به اشتراک بذارم اما این ترس اجازه نمیداد و امشب برای اولین بار دارم در مورد تمرینات فایل کامنت مینویسم و حقیقتش قلبم داره تند تند میزنه اما باید غلبه کرد و این کامنت نوشتنم در حال حاضر یعنی غلبه بر یکی از ترس هام،خدایا شکرت

    یکی دیگه از ترس های من عمل کردن به بعضی از تمرینات دوره عزت نفس هست در این دوره استاد تاکید می کنند که بر ترس هاتون غلبه کنید،منم بعد از شنیدن یکی از جلسات دوره عزت نفس مدام در طول روز به شناسایی ترس هام فکر میکردم.تا اینکه یه چیزی به ذهنم خطور کرد.من مدتی بود که با دوتا از خواهرام که اتفاقا عضو سایت هستن و برخلاف من حضور فعالی هم در سایت دارن به یکی از کافه های شهرمون (اهواز) می رفتیم و از رفتن به اون کافه واقعا لذت میبردیم یکی از پرسنل اون کافه که میومد و سفارش مارو میگرفت پسر جوون بسیاااار بسیاااار مهربان و خنده رو و محترم بودن و من همیییشه در گفت و گوی بین خودم و خواهرام تحسینش میکردم و حتی به دوستانم هم گفتم که همچین شخصی در فلان کافه هست که کارشو عالی انجام میده و وقتی در حال انجام کارش هست انگار فارغ از مسائل بیرون از اون کافه اس و همه تمرکزش روی کارشه و گفتم که دوست دارم حضوری و رودر رو بهش بگم که چقد کارشو عالی انجام میده و همیشه به خواهرام میگفتم یه روز بهش میگم و اونا میگفتن پ چی شد چرا نگفتی و من فهمیدم که ترس داشتم با اینکه من شاغل هستم و توی محل کارم اصلا آدم کم رویی نیستم و از صحبت در جمع هراسی تو خودم نمی دیدم فهمیدم چقد از این کار ترس دارم با خودم ک فکر کردم فهمیدم باورهای قدیمی من چقد دارن تاثیر میذارن اینکه من یه دختر جوونم و اونم یه پسر جوون و اینکه شاید درست نباشه طرف چی فکر میکنه در موردم مانع از این میشد که من صادقانه از روی هم نوع دوستی تحسینش کنم و با شناسایی این ترس من تصمیم گرفتم که تحسین رو در رو این شخص رو به عنوان تمرین غلبه بر ترس انجام بدم خلاصه تنهایی رفتم به اون کافه دفترو خودکارمو بردم که یکی دیگه از تمریناتمو اونجا بنویسم و بعدش تو فرصت مناسب باهاش صحبت کنم و بهش بگم که شما عالی هستی باور نمی کنید من دو ساعت نشستم و مترصد یه فرصت مناسب بودم مدااام فرصت مناسب پیش میومد اما من نتونستم قلبم هی میگف بگو بگو من میگفتم سخته بذار ی روز دیگ اما قلبم میگف تو امروز بها دادی وقت گذاشتی این همه راه اومدی برای انجام تمرینت پس پا رو ترست بذار دوستان من باورم نمیشد که من با اون همه ادعایی که در مورد اینکه من آدم کم رویی نیستم و فن بیانم خیلی خوبه حالا چقد ترس دارم و قلبم بهم گف بگو شاید امروز به شنیدن این تحسین این حرف مثبت نیاز داشته باشه الکی نیست ما بهت گفتیم امروز ببا اینجا(دوستان من بیشتر اوقات الهاماتی که بهم میشه با فعل جمع و ضمیر ما بهم گفته میشه)خلاصه من ایشون رو صدا زدم در این حین کافه خلوت شده بود تقریبا و من شروع کردم به صحبت کردن گفتم من یه دوره ایی رو خریدم و دارم تمریناتشو انجام میدم یکی از تمریناتش این هست که اگر توی دلمون یا پیش بقیه از یه نفر تعریف میکنیم و تحسین میکنیم بتونیم حضوری و رو در رو بهش بگیم و من همیشه تو جمع خودمو خواهرام و دوستانم از شما تعریف کردم و همیشه میگم که شما کارتون رو عالی انجام میدید و شما بسیار مهربون هستید و همیشه یه لبخندگرم رو لبتون هست و وقتی دارید کارتون رو انجام میدید مشخصه که هر اونچه مربوط به محیط بیرون از اینجاست رو فراموش میکنید و تمرکزتون روی کارتونه و من همیشه این کافه رو به دوستام معرفی میکنم به خاطر اینکه شما اینجا هستید و کارتون رو عالی انجام میدید و میگم یه پسرخیلی مهربونی اونجاست که با لبخند گرم و صمیمی سفارش شمارو میگیره و من از شما به خاطر اینکه کارتون رو درست انجام میدید سپاسگذارم؛ دوستان باورتون نمیشه که این شخص چقددد محترمانه به صحبت های من گوش داد و چشماش از شدت خوشحالی برق میزدن و گفت خانوم ازتون ممنونم که بهم گفتید باورتون نمیشه امروز چقد روز سخت و بدی داشتم و شما با این صحبتتون روز منو ساختید واقعا روزمو ساختید…و چقدر خوشحال شد و از من تشکر کرد و منم یه نفس راااحتی کشیدم که تمرینمو انجام دادم و خداحافظی کردم تو دلم گفتم خدایا من کار درست رو انجام دادم پاداشمو بده و رفتم طلافروشی برای خرید اون دستبندی که قبلا دیده بودم و تصمیم داشتم بخرم اولین بارم بود که میرفتم فروشنده گفت من فلان مقدار بهتون تخفیف میدم و من بشدت خوشحال شدم و خدارو شکر کردم و بعد از خرید گفتن خانوم این هم هدیه اخر سال ما به شما یه پاکت داد دستم پاکت رو باز کردم یه تقویم برای سال جدید و یه تخته وایت برد کوچیک آهن ربایی و یه ماژیک همراهش بود خوشحال شدم که خدا این هدیه و این تخفیف رو بعنوان پاداشم به من داد بعنوان اینکه عملکرد منو دیده و مهر تایید خودشو زد.

    خدارو بسییااار سپاسگذارم از اینکه با آموزه های استاد عزیزم و این سایت ارزشمند و کوه الماس آشنا شدم خدارو سپاسگذارم که دوستان عزیزم در این سایت چقدر سخاوتمندانه تجربیات خودشون رو به اشتراک میذارن و من هم برای اولین بار بر ترسم غلبه کردم و از تجربه ام تونستم براتون بنویسم از همممه شما دوستان عزیزم خالصانه و صادقانه سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      فهیمه پژوهنده گفته:
      مدت عضویت: 2437 روز

      سلام به شما سحرعزیز

      در این لحظات سحری

      تا اومدم سلام کنم و اسمت رو دیدم (چون من اکثر مواقع دوست دارم شما دوستان عزیزم رو با اسم زیباتون صدا بزنم حتی اگر اولین بار باشه که کامنت مینویسم. بعد دیدم صدای اذان هست و سحـــر… این همزمانی رو به فال نیک گرفتم و هدایتی فقط دست به قلم شدم.)

      خدایا شکرت برای این لحظه باشکوه

      خدایا شکرت برای وجود عزیزان پر عشق و با سخاوتی چون سخر منصوری عزیز

      خدایا شکرت برای وجود استاد سیدحسین عباسمنش

      خدایا شکرت برای امروز که اولین و سنگین ترین کار و پروژه رو ارسال کردم. با اینکه اصلا از خودم راضی نیستم و احساس شکست میکردم اما تمومش کردم، کار درست رو انجام دادم.

      کار درست ارسال پروژه نهایی طراحی سایت برای من بود هر چند که خیلی ناقص بود، هر چند که خیلی میتونستم وقت بذارم و بخاطر عدم مدیریت زمان و هزار تا بهونه ایی که میشد بیارم درست انجام ندادم، درست به معنای اون چیزی که خودم انتظار داشتم.

      خیلی وقته سعی کردم دست از کمال گرایی بردارم

      چند وقتی هست که متوجه شدم من ترس از شکست داشتمو و دارم و امروز با ارسال اون پروژه رفتم تو دل ترسم.

      واقعا احساس شکست میکردم بعد افطار حتی نمیخواستم برم پای لپ تاپ بشینم.

      خدایا شکرت که بهم نشون دادی که تـــرس ها چیز های پوچ و مانع های خودساخته من هستند.

      خدایا شکرت برای این نشانه ی من

      خدایا شکرت برای خوندن کامنت سحر عزیز

      خدایا شکرت برای همه چیز و همه کس

      خدایا شکرت برای قدرت نوشتن

      واقعا سحر جان از اول تا آخر کامنتت گفتم چقدر زیبا نوشتی، چقدر تحسین برانگیزی تو، چقدر عالیه با خواهرات هم مسیر هستین. چقدر خوبه که تمرین ها رو انجام میدی و موفق میشی و برامون از خودت ردپا کذاشتی

      چقدر ازت ممنونم که این حس سپاسگزاری رو در قلبم چنان بیدار کردی که دلم نمیخواد بخوام وفقط میخوام بگم خدایا شکرت

      خدایا شکرت

      خدایا شکرت

      خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      اصغر کاظمی گفته:
      مدت عضویت: 2643 روز

      سلام به خانم سحر شجاع ومستقل

      چقدر کامنت عالی وامونده بود برای من ویتامین دوستان دیگه هم از این دلنوشته درس می‌گیرند

      سپاسگزاری اساس آموزش‌های استاد واینکه باور داشته باشیم همه انسان ها محترمند واین شغل یا منسب و… نیست که قابل احترام وتشکر

      بلکه شخصیت وروحیه شاد واحترام متقابل که ارزش منده وجالب اینکه خداوند چه به موقع شما رو هدایت کرد گه سحر خانم یک بنده ی من امروز کمی ناراحت برو وباهاش صحبت حسنیاتش بهش بگو تا دلش شاد بشه غم ازش دور بشه

      وچه کاری بهتر ازاین که دل بنده ای روشادکنی وارا سپاسگزار خداوند کنی چرا که اوناخوداگاه رو به خدا میکنه میکنه میگه خدایا شکرت که این خانم فرستاد وتعاریفش خستگی وغم رو ازمن دور کرد وشادی رو به من هدیه کرد

      کارت عالی بود هم بنده ای رو شاد کردی هم برداشته آشیل که داشتی غلبه کردی

      شاد سالم وموفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      لی لی گفته:
      مدت عضویت: 2510 روز

      سلام سحر عزیز

      تحسینت میکنم به خاطر شجاعتت

      من یه خاطره مشابه شما دارم البته برعکسش

      من رئیس واحد نرم افزار شرکتمون هستم، جلوی راهرویی که منتهی میشد به اتاق ما یه کانتر گذاشته بودن و منشی قائم مقام شرکت اونجا می نشست

      هر وقت من میخواستم برم اتاقمون با این آقا پسر که یه جوون 24-25 ساله بود و فوق العاده محجوب بود یه خوش و بشی میکردم و اونم اونقدر خجالتی بود که تمام گونه هاش سرخ میشد

      چند وقت پیش این آقا پسر منتقل شد به واحد مالی و طبیعتا من دیگه نمی دیدمش و هر از گاهی برای کارهای مربوط به سخت افزار میومد واحدمون

      یه روز به من زنگ زد و گفت خانم زمانی ببخشید من میام اتاقتون بهتون سلام نمی کنم، آخه شما توی اتاقتون خیلی زیادید و من وقتی وارد میشم هول میشم

      خانم زمانی من خیلی شما رو دوست دارم و از وقتی اومدم اینجا خیلی دلم براتون تنگ میشه

      باورت نمیشه من اونقدر احساساتی شده بودم که اشک توی چشمام جمع شده بود، این پسر از لحاظ سنی خیلی از من کوچیکتره، مطمئنا من برداشت بدی نکردم ولی خیلی حس خوبی بهم دست داد

      به خصوص که چند روزی بود که داشتم روی بحث دوست داشتن خودم کار میکردم و این موضوع برام یه نشونه شد که هر احساسی به خودت داری، دیگران هم مثل آئینه همون رو منتقل میکنن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1151 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سی و یکمین روز سفر نامه من

    سلام به استاد عزیزم مریم جان و دوستان همسفر و هم فرکانس.

    خییلی از حرف های که استاد زد برای من ویرایش بسیاری از دست هایم آشناست وختی شما می خواهند وارد چیزی شوید که تکامل آنرا طی نکردین خییلی زود ورشکست می شویند و تمام چیزی که یک شبه به دستت آوردین را یک شبه از دست می‌دهند ما باید تکامل را طی کنیم و چندین بار خییلی دوست هایم فریب ترفند پونزی ره خوردن و نابود شدن و زمانی که به من این حرف ها را می‌زدند به گفته استاد. من فرار میکردم و اصلا این چیزا را دوست نداشتم از همون اوایل خدا را شکر از زمانی که به سایت آشنا شدم و خودم و خدای خودم را بهتر شناختم اصلا این کار را دگه نکردم و به فکر اش هم نیستم و من با لذت این مسیر را ادامه میدم و نگران هم نیستم و اصلا به دگه چیز هم فکر نمیکنم فقط تمرکزم روی باور های خودم است و روی نکات مثبت اطراف ام در این مدت که سفر نامه را ادامه دادم خیییلی تغییر کردم اصلا من سی روز پیش با الان کلا فرق کرده حالم خوب شده کمتر نگران شدم و ارتباطات من با بقیه خیلی خوب شده و یک معجزات هر روز در زندگی من اتفاق می‌افته خدارا شکر و دوست دارم این مسیر را بیشتر ادامه بدم و هر روز با گذاشتن رد پای دیروز ام را با امروزم مقایسه کنم. خدایا شکرت

    رد پای از من

    هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند سعادتمند در دنیا و آخرت باشید ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    ریحانه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1692 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربان و دوستان خوبم

    روز بیست و یکم

    الهی بی نهایت شکرت شکرت شکرت

    عزت نفس یعنی همان خدای درونمون . یعنی شنیدن صدای قلبمون، که راهنمای ماست .

    استاد شما اشاره کردید به ترفند پونزی که ما چوب این ترفند رو خوردیم . چیزی که بالاتر از سود بازار باشه اون جای شک داره چون قانون تکامل در اون رعایت نشده . قانون های الهی رو رعایت نکنی چوبش رو میخری بَدَم میخری .

    ولی این داستان خیریت برای من و همسرم داشت که باعث شد که ما از دایره ی امن مون خارج بشیم و مهاجرت کنیم به خارج از ایران . باعث شد که هر کدوم از ما بفهمییم که چقدر توانمندیهایی داشتیم و از آن آگاه نبودیم . بفهمییم که اصلا چی میخوایم و برای چی اومدیم . و این خواستنه هم داره ، در من و همسرم سیر تکاملی پیدا میکنه و با افراد جدیدی آشنا میشیم .

    استادخود من در دوره های خودشناسی زیادی شرکت کردم و یک سری تکاملی رو طی کردم تا اینکه رسیدم به شما ، رسیدم به قرآن ، رسیدم به توحید به به الله اکبر، چقدر زیباست

    رسیدم به یه آرامشی که جنسش فوق العاده است، و هر روزش با روز دیگه فرق داره یکنواخت نیست . همیشه نو و تازه ست .

    لحظه حالِ که همیشه نو و تازه است و خدا همیشه تو همین لحظه است .

    استاد، بودن در سایت شما باعث میشه که من همیشه تو لحظه حال باشم ، لحظه حال که باشم یعنی تو آغوش خدام و هیچ چیز نگران کننده ایی برام وجود نداره و همه چیز سر جای خودش هست و همه چیز داره به طور طبیعی خودش پیش میره . وای که چقدر لذت بخشه و شیرینه عین حال و هوای بهشت که در قران گفته شده .

    استاد ممنونم به خاطر این سایت ملکوتی

    دوستتون دارم آرامش من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    حسین و عباس گفته:
    مدت عضویت: 1654 روز

    سلام وقت بخیر امروز اتفاقات خوب زیادی برای من رخ داده صبح که از خواب بیدار شدم رفتم و یه دوش خیلی عالی گرفتم خیلی سبک شدم و بعد اومدم و روغن زیتون پوست سرم و دستانم رو چرب کردم بعد از یه کم شوخی با برادر و مادرم رفتم و کاملا خونه رو جاروبرقی کشیدم و خیلی خوشحال رفتم و کامنت دوره ام رو خوندم و هدایت شدم به این فایل و کامنت های قدرتمندش خیلی خوبین شما واقعا بعضی از کامنت هاتون انقدر عالی که حد حساب نداره و چندتا از کامنت های بینظیرتون رو خوندم و با دوستم تماس گرفتم ورفتم پا بار (اخه دوستم میوه فروشه) رفتیم انجا با کلی بگو بخند رفت ویه کیک بستنی عالی خرید و اورد خوردم خیلی خوشمزه بود لذت بردم وبه کمی حرف های خوب زدیم و موقع ناهار شد خلاصه رفتیم گفت مهمنون من منم کمش نزاشتم رفتم دوتا جوجه خریدم اومدم و داخل ماشین با یه موزیک عالی بختیاری و دهه شصتی گوش دادیم و خوردیم و من رو دعوتم کرد به بازی درتیم فوتسالشون خلاصه منم قبول کردم اومدم خونه بعدشم یه شام عالی عدسی ؛میوه و مخلفات خوردم یه چورت مشتی هم زدم بیدار شدم و دیدم پدر بزرگم اومده خونمون و من هم خیلی دوستش دارم کمی با هم صحبت کردیم و اماده شدم رفتم سالن برای بازی اولن چقدر با ادم های جدید اشنا شدم چقدر خوب وباحال بودم منم که اصلا بازی بلد نبودم رفتم و انقدر زیبا بازی کردم که خودم کف کردم خلاصه بعد از حدود 4 ماه دوباره ضربان بالای قلبم رو احساس کردم و این بی نظیر بود اینم از امرو و زیبایی های بی نظیرش……

    من خیلی میدوم دنبال پول و الان به خاطر عجله کردن نداشتن تعهد بی مسئولیتی و … الان واقعا حالم بد بود الان میخوام با تعهدی عالی با حس خوب وبا استفاده از قانون تکامول بترکونم

    شاد باشید و سلامت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    سکینه برجی گفته:
    مدت عضویت: 1304 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد و خانم شایسته مهربون و همه اعضای سایت عباسمنش

    خداروشکر میکنم که در این دریای آگاهی حضور دارمواز استاد و خانم شایسته نازنین بسیار ممنونم که دستان پر مهر خداوندشدند تا ما را در این مسیر راهنمایی کنند

    تو فصل گذشته سفرنامه، آگاهی های گرفتم که به لطف خداوند روز به روز حالمو بهتر میکنه و امیدوآرامشی پیدا کردم که حاضر نیستم با هیچ چیز عوضش کنم تغییرات رفتاری در خودم ایجاد کردم که فقط خودم خوب حسشون میکنم وبابتشون خداوند را سپاسگزارم

    در این سفرنامه 31 استاد از عزت نفس صحبت کردن که پایه و اساس هست ومن اینو کاملا قبول دارم چون به هر مشکلی توی زندگیم بر میخورم به خاطر کمبود عزت نفس هست واز خداوند میخواهم به زودی تکاملم طی شود و دوره عزت نفس را بخرم

    استاد در این فایل به ترفند پونزی اشاره کردن که هر ایده و راهکار ومعامله ای که سودی بیشتر از سود بازار بهتون داد ازش دوری کنید

    دوره های استاد نه تنها آدم رو بالا میبرن بلکه جلوی پایین اومدن را میگیرد

    تمام کسانی که گرفتار ترفندپونزی میشوندفقرا هستند و هیچ ثروتمندی دچار چنین ضررهای نمیشه چون در مدار ثروت فقط ایده ها و راهکارهای عالی و ثروت وجود دارد ولی درمدار فقرا چنین ترفندهای وجود دارد

    استمرار واستمرار،کنترل ذهن ،پذیرش بی قید وشرط باورهای مناسب ،ایجاد باورهای مناسب، حرف مردم را نشنیدن و مقاومت نداشتن ،کلید خوشبختی و سعادت و ثروت هست

    حرف لهو و چرت وپرت را نشنوید وتوی جمعی که این حرفا هست نمونید

    تکامل پیامبر از 20 تا40 سالگی سالی یک ماه به غار میرفتن وآرام آرام ظرفش بزرگتر شد وتونست الهامات الهی را بگیرد

    در پناه رب قدرتمندویگانه موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1448 روز

    سلام بر استاد عزیز

    سلام بر دوستان خوبم

    پاسخ به سوالات استاد بسیار عالی است

    چرا که دوستان سوالهایی که می پرسند تا توضیحات تکمیلی استاد واقعا برای آگاهی و دید من بسیار کارگشا است

    باز در این استاد از باورها صحبت کردند

    باور به احساس ارزشمندی خودم

    باور به احساس لیاقت

    باور به خدای مهربان

    همه اینها خود نشان از این را دارد که جهان من ساخته می شود بر اساس باورهای من

    جهان به باورهای من پاسخ می دهد

    در مورد ترفند پونزی این را یاد گرفتم که از طمع و حرص آدمها نشات می گیرد

    وقتیکه من از قانون این جهان خبر دارم دیگر هرگز من دچار چنین ترفندی نخواهم شد

    نکته را بیاد داشته باشم

    هر چیزی که بخواهد سود بیشتری را از بازار به من بدهد این یک کلاهبرداری بیش نیست

    ذهن فقیر دنبال این ترفند می رود

    کسانی که در مدار فقر هستند دچار اینگونه ترفند ها می شوند ولی افرادی که در مدار ثروت و فراوانی هستند هرگز دچار اینگونه مشکلات و ترفند ها نخواهند شد

    ممنونم استاد مهربان بخاطر تهیه این فایل پر از محتوا

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 3871 روز

    روز 31 سفرنامه

    سلام به دوستان عزیز

    عزت نفس مهم ترین دلیل برای حرکت کردن و موفقیت است.از روزی که سفرنامه را شروع کردم عزت نفس برایم مهم شد و‌هرروز بیشتر به آن توجه کردم.همسرمن عزت نفس بالایی داره و سعی میکنم به رفتارش دقت کنم

    یکی از کارهایی که خیلی انجام میده این هست که به خاطر کسی هیچ‌کاری انجام نمیده و اولویت اول خودش هست و‌من سعی کردم این کار رو انجام بدم و الان مهم نیست که دیگران از رفتار من ناراحت بشن یا نه ،منظورم این نیست که بهشون بی احترامی کنم فقط اولویت خودم هست واین شروع خوبی برای تمرین عزت نفس هست

    و با دیدن این فایل دوباره به خودم یادآوری میکنم که بیشتر از قبل برای خودم ارزش قائل باشم و‌خودم را دوست داشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    متین گفته:
    مدت عضویت: 1915 روز

    روز 31

    من امروز دوباره دوره کردم این فایل و درکم بهتر شده بود

    قبل از گوش دادن از خودم پرسیدم امروز چه درکی باید داشته باشم از صحبتهای استاد در این فایل و چه چیزی رو من باید یاد بگیرم و به من گفته میشه ؟

    ( چون من همیشه درکی که بقیه دارن رو میگم چقدر عالی و چه تمریناتی دارن انجام میدن که واقعا در توانایی و فرکانس من نیست من هرچیزی رو باید بخودم نسبت بدم حتی اگر دوستان تمریناتشونو میگن من باید ببینم آیا این تمرین هم در توانایی الان من هست یا نه ؟ من باید طبق الان خودم و شخصیت خودم برای خودم قانون رو قابل درک کنم و تمرین برای خودم درست کنم و نباید انتظار داشته باشم که مثل بقیه عمل کنم . چون اصلا درست نیست .)

    آگاهییهایی که از این فایل یاد گرفتم

    ترتیب دوره ها

    2تا دوره که پایه و اساس تمام این آموزشها هست

    1. عزت نفس

    2. راهنمای عملی دستیابی به رویاها

    چرا عزت نفس باید اساس و پایه باشه ؟

    همانطور که خود استاد هم دلیل موفقیتشون رو عزت نفس میدونن .

    چون عزت نفس باور به خدای خودم

    باور به توانایی های خودم

    باور به اینکه حتی ادن کارهایی رو هم که بلد نیستم میتونم راه حلشو پیدا کنم

    باور به ارزشمند بودن خودم

    باور به ارزشمند بودن دیگران

    این باورها بسیار قدرتمند کننده، تقویت کننده و راهگشا هست که مسرهای بعدی رو برام باز میکند .

    پس اولین قدم

    شناخت خودمون و پیدا کردن توانایی هایی که داریم و بتونم روشهای حل مسئله رو در وجود خودم درک کنم . بتونم احساس لیاقت را در خودم پیدا کنم که لایق چیزهای خوب هستم .

    و باقی دوره ها ثروت 1، 2، 3

    عشق و مودت که قبل از دوره باید حتما عزت نفس کار بشه .

    و تکمیل کننده تمام این آگاهی ها جهان بینی توحیدی است که درباره قانون تکامل بصورت کامل توضیح داده شده .

    در ک بعدی من

    من وقتی از دوره ها استفاده میکنم غیر از اینکه یه عالمه اتفاق خوب برای خودم رقم میزنم از یه عالمه ضرر هم جلوگیری میکنم .

    یکی از این ضررها ترفند پونزی هست .

    ترفندی که به ما میگه سودی بیشتر از سود بازار به ما میدهد .

    و تمام کسانی که گرفتار ترفند پونزی میشوند فقرا هستند‌.

    و هیچ ثروتمند درست و حسابی گرفتار این ترفند نمیشود .

    این ترفند در هر زمان و دوره ای انجام بشه جواب میدهد .

    بخاطر عجول بودن و طمع داشتن انسانها و چون انقدر عجله داریم و نمیخواهیم مدارها رو طی کنیم گرفتار این ترفند میشویم .

    مگر اینکه قانون جهان هستی رو بدونیم و جلوی ضرر رو هم بگیریم .

    و این قانون رو هم استاد بسیار عالی در تمام دوره ها و فایلهای رایگان به ما آموزش دادند .

    باید همیشه یادم بمونه که خود استاد چرا همش درحال رشد هستند و هیچکدوم از این اتفاقات براشون نیوفتاده

    چون به قانون عمل میکنند و همش در حال رشد و پیشرفت هستند .

    دوره ها به شکلی طراحی شده که مارو به سمت خوشبختی می برد و از اون طرف هم مراقبت میکند که ما پایین نیوفتیم .

    نه تنها بالا میبره بلکه از پایین افتادن هم جلوگیری میکند .

    کلیدهایی که در این فایل گفته شد

    استمرار ، استمرار ، استمرار

    ایجاد باورهای مناسب

    پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب

    مقاومت نداشتن

    کنترل ورودیهای ذهن

    حرفهای جامعه رو نشنیدن

    اینها کلید هستن (کلید خوشبختی ، ثروت ، سعادت )

    همانطور که بارها در قران گفته شده

    حرف لهو و چرت و پرت رو نشنوید و در اون جمع نباشید و جلوشو بگیرید .

    ما باید از قران و زندگی پیامبرانمون یاد بگیریم

    باید از پیامبر اسلام قانون تکامل رو یاد بگیریم

    از سن 20سالگی تا 40سالگی سالی یکماه به غار میرفتن و روی خودشناسی و خداشناسی کار کردن و آرام آرام تکاملشو طی کرد و توانست به جایی برسد که ظرفش جواب بده و بتونه الهامات رو از طرف خداوند دریافت کند .

    خدایا من را به راه راست هدایت کن به راه آنان که نعمت داده ای و نه گمراهان ‌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    هاشم داداشی گفته:
    مدت عضویت: 1644 روز

    به نام خداوند بخشنده هدایتگرم

    عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم

    روز شمار زندگی من روز 31

    دوره عزت نفس یه دوره فوق‌العاده ای هست و سپاسگزار خداوندم هستم که خرید دوره عزت نفس مصادف شده با روز شمار زندگی من

    و چقدر از این بابت خوشحالم ولی به گفته خانم شایسته که تو نشونها بهم گفت که دوره به صلح رسیدن با خود قبل از عزت نفس بخری بهتره و منم چون با نشانه رفته بودم گفتم چشم به دیده منت خریدم و چقدر از پاشنه آشیل منو تو این دوره

    متوجه شدم و آگاهیم بهتر شد و الان که دوره عزت نفس و نگاه میکنم میبینم چقدر خوب من هدایت شدم

    تو دوره عزت نفس من به خیلی از ترمزهای ذهنم رسیدم و دلیل این همه اتفاقات نا دلخواه و تو کسب و کارم دلیلش همین پاشنه آشیل هایی است که من تو خودم دارم و الان دارم یکی یکی بر طرف میکنم زندگی با داشتن عزت نفس چقدر لذت بخش که خدا می‌دونه ما وقتی خودمونو بشناسیم و به خودمون بها بدیم به مراتب جهان با همون فرکانسی که ارسال میکنیم با ما برخورد می‌کنه و من زندگیمو از اساس درست میکنم و با عزت نفسم پیش میرم استاد سپاسگزار شما هستم بابت این آگاهیها که چقدر خوب و عالی توضیح میدید

    الان به قلبم افتاده که روانشناسی ثروت یک بخرم اول دوست دارم با فایلای رایگان ثروت پیش برم وقتی که به امید الله یکتا نتیجه گرفتم ببینم نشانه چی میگه فعلا با عزت نفس دارم رو باورام کار میکنم تا بتونم اونجور که خودم می‌خوام کنترل ذهنمو تو دستای خودم بگیرم و عزت نفسمو خوب و روش کار کنم و نتیجشو تو زندگیم ببینم بعد که ندارم رفت بالاتر و خیلی راحت تونستم که مثل آب خوردن دوررو بخرم میخرم الان دارم با کنترل ذهنم و ماندن در احساس خوب تمرین میکنم که آروم آروم تکاملمو طی کنم و به استقلال مالی برسم طوری که اذیت نشم چون من تصمیم گرفتم که چک چک بازی رو گذاشتم کنار و حالا دارم برا پاس کردن اون چکاییکهدادم تمرکز کردم و فنی که به امید الله یکتا کل حسابام پاک شد و تونستم پس اندازمو شروع کنم در اولین فرصت دوره ثروتو می‌خرم

    استاد از ترفند پونزی که گفتند من سال 84 توسط یکی از دوستانم وارد گلد کوئست شدم و خیلی مشتاقانه دنبالش میکردم بعد چند مدت وقتی متوجه شدم که کلاه برداریه من کلا کشیدم بیرون ولی اصلا نگران نشدم چون من با عشق اون مسیرو دنبال میکردم به جنبه‌های مثبت اون خیلی توجه کردم و تو زندگیم اجرا کردم طوری که من با حقوقی که از شرکت می‌گرفتم با برنامه ریزی دقیق که انجام دادم تونستم تو عرض ده ماه من سه و نیم ملیون پس انداز کنم و با همون پس اندازم من یه زمین هفت و نیم ملیونی خریدم و الان اون زمینه بعد چند سال و دست به دست کردم برام یه سرمایه خوبی شده و اینو مدیون اون آگاهیهای اون دورم می‌دونم و تونستم ضررو زیانی که بهم زده بود و جبران کنم استاد واقعا تلاش کردما اگه بخوام توضیح بدم کلی زمان میبره من از اون موقع خیلی با دقت کارامو انجام میدادم و چون از قانون آگاهی نداشتم بعضی جاها قاف میدادم و کلی تو درو دیوار میرفتم و اینم من بازم به فال نیک میگیرم که خداوند برا بهتر حرکت کردن من شما رو در مسیر زندگیم قرار داد و پیش خودم میگم من که اون وقتا کلا تو این مسیر بودم چرا با استاد آشنا نشدم و کلی افسوس میخورم و بعد فکر میکنم میگم تو باید این مسیرو طی میکردی الان وقتش بوده که وارد بشی یکم رو خودت کار کنی تمام اون عقب موندن تو جبران میکنی اصلا نگران نباش و با این دیدگاه الان خدارو هزاران بار شکر میکنم که روز به روز بهتر میشم .فقط روز به روز دیگه عجله نمیکنم

    این درسی که من تو یک ماه گذشته آموختم آروم آروم.آروم آروم دارم پیش میرم و آموزهای شما تو عزت نفس رو با دقت انجام میدم و آنقدر انگیزه دارم که من میتونم موفق بشم فقط باید با شما باشم و از میسرم جدا نشم

    اینم آگاهی امروز من خدایا شکرت که هستی

    استاد عزیزم براتون بهترین ها رو آرزو دارم

    هر جا که هستید در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      طیبه گفته:
      مدت عضویت: 3871 روز

      سلام به شما.

      حس و حال شما دقیقا شبیه منه.

      من هم در این یک‌ماهه روی خودم خیلی کار کردم و خداروشکر هر اتفاقی که می افته مثل شما با خودم میگم حتما خیری در این اتفاق هست یا گاهی میگم این اتفاق باعث رشد من میشه ،باعث قوی تر بشم . گاهی میگم حتما فرکانسی با این اتفاق فرستادم پس اگر توجهم رو تغییر بدم ،این اتفاق هم دیگه رخ نمیده

      این تفکر باعث میشه آروم تر بشم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: