مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 73
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













به نام خداوند مهربانم، سلام استاد عزیزم
ازتون ممنونم وهمیشه ممنون خواهم بود برای مطالب فوق العاده ای که در اختیارمون قرار می دید
وهمینطور از زحمات شما هم خیلی ممنونم مریم جان🌹
همونطور که شما گفتید و من برداشت کردم از حرفاتون استاد این روشی که اون فرد استفاده کرد روشی پانزی بود، که توی ذهن من با وام و بورس و…. یکیه.
چون همونطور که گفتید افرادی که قانون رو درک نکرده باشند دنبال راهی هستن برای دور زدن تکامل و ثروت که فرد توی اون سیگنال از ثروت و پول نیست و تکاملی به دست نیومده و فرد آمادش نیست و حتی اون وام و پانزی هم سود بیاره که البته در واقعیت سود نیست
همه ی اون پول و.. از دست میده چون به باور هاش هم وابسته است که اون این باور رو داره که خودش توانایی پول در اوردن رو نداره و بی عرضه است و باید از بقیه وام و… بگیره تا بتونه پول دربیاره مثل همون ماجرای بورس
این برای من ثابت شدست چون توی زندگیم از این مثال ها خیلی دیدم چون به قول خودتون توی ایران این روش پانزی همیشه روی مردم موثره.
در نتیجه بجای تمرکز توی این نوع موارد که برخلاف قانون تکامل هستند رو بهتره کنار بزاریم (که البته اگر به این قانون باور داشته باشیم حتی بهش فکر هم نمیکنیم) .
بجاش تمرکز کنیم روی خودمون و باور هامون و توانایی هامون و تکاملی پیش بریم
که خداوند همیشه در کنارمون و مارو یاری میکنه
ازتون ممنونم استاد امید وارم من هم عضو شاگرد هایی باشم که بتونه مدار خودش رو بالاتر ببره و از مطالبتون سود بیشتری ببره
عاشقتونم♥️
به نام خداوندهدایت گر
این فایل نشونه من بود
خداروشکرمیکنم که هرلحظه داره ماروهدایت میکنه به سمت خوشبختی وسعادت وثروت
این که قبل ازتغییرشغل وکسب درامدبایدباورهاموتقویت کنم
مثل باوراحساس لیاقت باورفراوانی
باوراین که خدادوست داره ماثروتمندبشیم
واین که خداخوده ثروته وماوخدایکی هستیم
اول بایدمن باورهامودرست کنم بعدبه صورت طبیعی به راه کارهاوایده هاوشغلی که عاشق اونم هدایت میشم به لطف الله
واین ترفندپونزی هم خداروشکرمن که دردام این ترفندنیوفتادم امابرادرانم چراکه پولشونوتوشرکت های ارزی ازدست دادند
من کلاازبچکی نسبت به برادران شادتروخوشحال تربودم وهستم وهمین باعث شده که کارهام راحت ترانجام بشه ومن قانونونمیدونستم اماالان متوجه شدم که وقتی حالم خوب باشه واحساس خوب داشته باشم اتفاقات عالی برام رخ میده
درپناه الله یکتاشادوموفق باشید
احمدفردوسی❤❤
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت دوستان و استاد عباس منش عزیز
چه باور خوبی از اینکه وقتی ترسی در وجود ما شکل گرفت اینکه بیام اینو به خودمون بگیم خوب اشکال نداره این ترسه یه چیز عادیه حتی پیامبرها هم تو زندگیشون برای خیلی از کارها ترس داشتن
ولی با این حال به خدا توکل کردن و حرکت کردن و بعد کارها انجام شد
و باور دیگه اینکه اگر میخوای به ترست غلبه کنی مهم اینکه وارد دل ترسهات بشی و بقول استاد بهش حمله کنی
یادم میاد من قبلا تو تفریحاتم عاشق طبیعتگردی و جنگل و رودخانه که بودم البته هستم
و یه سری رفته بودم تو طبیعت ابشار زیبا و خوشگل تو استانمون رو ببینم و بعد از اینکه رفتم به خودم گفتم من باید تو این اب ابتنی کنم و تصمیم گرفتم از بالای اون ابشار که حدود ۹ متر ارتفاع داشت بپرم پایین ولی فوق العاده ترسناک و وحشناک بود وقتی از اون بالای ابشار به پایین نگاه میکردی ترس تمام وجود تو را فرا میگرفت
اون زمان اوایل اشنایی من با استاد بود و داشتم روی خودم و باورهام کار میکردم و به خودم گفتم اگر میخوای تو زندگیت پیشرفت کنی و بزرگ بشی و به تمام خواستههات برسی باید خودت رو انسان شجاع و نترس بار بیاری که تو هر کاری بتونی خیلی راحت وارد دل ترسهاش بشه
بنابراین باید از همین تمرین شروع کنی و باید از بالای این ابشار بپری پایین
خلاصه اون روز نتونستم ولی وقتی که رفتم خونه و تا مدتها و با خودم کلنجار رفتم دیگه به خودم گفتم نه من وارد این دنیا شدم که خودم رو تجربه کنم و کارهای بزرگ انجام بدم نه اینکه بذارم ترسهام رو من غلبه کنند و نذاره به خواستههام برسم
و هی تو دفترم مینویشتم که من میتونم و من باید بتونم
خلاصه بعد از یه هفته من دوباره رفتم ابشار و خداشکر به لطف هدایت خداوند اتفاقا دیدم بچهها و ادمهای دیگه خیلی راحت دارند میپرند بنابراین برای من باور پذیرتر شد که من هم میتونم
خلاصه با وجود اون همه ترس بالاخره تونستم این کار رو بکنم و وقتی که انجام دادم دیدم چیز خاصی نبود خیلی راحت و اسون برای من انجام شد
و جالبه بعدش تو همون لحظه دو بار دیگه از اون ابشار پریدم
و بعدش اینقدر به خودم افتخار کردم و اینقدر خودم رو تحسین کردم و کلی به خودم تبریک گفتم که حد و اندازه نداشت
بعدش خداشکر عزت نفس و اعتماد بنفسم خیلی بهتر شد
و همیشه اینو به خودم میگم که شروع پیشرفت و خود باوری و اعتماد به خود و خدای خودم و قویتر شدن ایمانم از اینجا شروع شد
و اتفاقا عکس پریدن از ابشار رو تو تصویر زمینه گوشی خودم گذاشتم که همیشه بیاد داشته باشم که من با توکل و ایمان به خدا میتونم مثل همین کار وارد دل ترسهام بشم و مسائل و مشکلات رو خیلی راحت حل کنم
که بعدش حتی با این خودباوری و اعتماد بنفس تونستم با دست خالی مهاجرت کنم به شهر دیگه که این هم خودش کلی ترس داشت ولی وقتی بهش حمله کردم و رفتم تو دلش دیدم چی خواستی نبود و بعد خداوند خودش یک به یک کارها رو برای من انجام داد
البته نمیگم وارد شدن تو دل ترسهام عالی شدم
چون بقول استاد این یکی از پاشنههای اشیل منه و نیازه همش روش کار بشه و هی توش بهتر بشم
عاشق همهتون هستم دوست داشتم در مورد ترس نظرم رو با شما عزیزان به اشتراک بذارم
عاشق همهتون هستم انشالله هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد ، سالم ، خوشبخت ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
فعلا
یا حق
🙏🌸
با سلام خدمت استاد عزیزم
خدا رو سپاسگزارم که هر روز دارم بهتر وبهتر میشم
رسیدم به فایل شماره ۱۷ مصاحبه با استاد
تا اینجا عاالی بوده اکثر نکات رو بصورت عملی انجام دادم
این فایلتون هم بینظیره
خیلی خوب درک کردم که دوره عزت نفس بهترین دوره است
در مورد ترفند پونزی خب سال ۸۴ بود که وارد گلد کوئست شدم
و کاملا میفهم که شما چی میگید
ممنونم از شما بابت این فایلهای رایگان و فوق العاده ای که تو سایت گذاشتید
بترتیب دارم دانلود میکنم و هر روز گوش میدم نکاتش رو یادداشت میکنم
فایلهای سفر به دور آمریکا رو هر روز میبینم کامنت میذارم
کامنت دوستان رو میخونم نکاتش رو یادداشت میکنم
باور های خوبی که شناسایی میکنم رو مدام با خودم تکرار میکنم
وقتی از خونه بیرون میرم همش فراوانی میبینم و شکرگزاری میکنم
و هر روز داره نشونه های جدیدی به من نمایان میشه
خدا را بابت این نشانه ها سپاسگذارم
امیدوارم خداوند هر چه سریعتر هدایتم کنه به سمت خرید دوره های این سایت
خیلی حالم خوبه ، خیلی ممنونم از شما استاد عزیز
با این حال خوبی که دارم و هر روز بهتر هم میشه
به این باور رسیدم که قانون جواب میده ، مهم اینه که هر روز تکرار کنم
هر روز خودم رو با افکار ،اتفاقات ، باورها و تجسم خلاق بمباران کنم
افراد مضر زندگیم هشت ماهه که حذف شدن
تلوزیون حذف شده
اخبار حذف شده
اینستاکرام و واتسآپ حذف شده و با این حال که نیاز دارم تا با اساتیدم در ارتباط باشم
ولی ترجیح دادم اینستا رو قطع کنم و حتی به فکر فیلتر شکن هم نیستم
وهر وقت نیاز داشته باشم باهاشون تماس میگیرم
از وقتی که این کارارا رو انجام دادم دیگه رهای رهام
و مدام با خدای خودم صحبت میکنم هر کاری که بخوام انجام بدم
هر جایی که بخوام برم ، میگم خدایا خودت تو این راه هدایتم کن که هر چی که خوبه برام اتفاق بیافته
احساس میکنم دارم میرم تو مسیر درست و جهان این کار رو برام انجام میده
با اون آدم چند سال پیش اصلا هیچ شباهتی ندارم
و اول از خدای خودم سپاسگزارم
و بعد از شما استاد گرانقدر وسایت بی نظیرتون سپاسگزارم
و البته از تمام دوستان خوب و پر انرژی که تو این سایت باهاشون هم مسیر شدم سپاسگزارم
حالم خوب بود گفتم اینجا به اشتراک بزارم
شاد و خوشبخت وثروتمند باشید
سلام براستادعزیزم وهمه دوستان گرامی منم ازترسی که پاشنه آشیلم بود بگم من رانندگی میکردم اما تو جاده خیلی ترس داشتم چهل روز با نوشتن با عبارت تاکیدی میخواهم میتوانم میشود بالاخره به امید الله رفتم تو دل ترس وتو جاده هاواتوبان هاا رانندگی میکنم وازخدای خودم واستاد عزیزم سپاس گذارم که این همه جسارت رو بهمون میدن که خیلی استوار محکم حرکت کنیم شادوموفق باشید
سلام به روی ماهتون
تجربه من درباره ترفند پانزی
البته قبل اینکه با استاد آشنا بشم بود،یکی از نزدیکترین فامیلهای همسرم یه شبه به قولی پولدار شد💰😉تو تمام فامیل پیچید که فلانی با یک حاجی آشنا شده اون گفته تو چه پسر خوبی هستی من میخوام بهت کمک کنم از اینجور داستانا که هر بارم برای هر کسی یه جور دیگه تعریف میکرد،هشت ماهی گذشت میدیم همه بهش پول دادن و دارن سود می گیرن،یک روز که همسرم اومد گفت:که فامیلشون اومده بهش گفته که بیا پول بده بهت سود بدم به همه دارم سود میدم من به تو مدیونم همیشه بهم حال دادیا این حرفا و زبون چربیها،من یادم میاد همسرم به من گفت حالا که چندماهی گذشته بیا ما هم پول بدیم اگه دروغ میگفت کل فامیل پول نمی دادن همه دارن تعریفش میکن و راضی هستن،حتی قبل اینکه زبونم حرف بزنه قیافم بهم ریخت یادم همسرم بهم گفت حالا نمیخواد قیافت رو اونطوری کنی بنده خدا میخواد خوبی های منو جبران کنه بعد من خیلی مقاومت کردم اما نشد که نشد ،کلی جر وبحث و مقاومت من و از طرفی پیشنهادهای وسوسه انگیز از طرف اون آقا بود و که اون قسمت طمع کار ما رو به وجد میاورد،من با قوانین هیچ آشنای نداشتم اما یه حسی درونم بود که میگفت این کار اشتباه حسم فوق العاده بد بود،فقط هم یک جمله تو قلبم بود اینکه (آسانسور موفقیت خیلی وقت خراب هست باید پله های گاماس گاماس بالا بری فریماه) اون موقع من کار خودم رو تازه راه اندازی کرده بودم بعد مقایسه میکردم خودم عدالت خدا رو کار کردنامو با عکسای که اون خانواده با فامیلا تو بهترین رستورانا و فروشگاها مسافراتها میزاشتن میگفتم خدایا من صبح تا شب کار میکنم و درست هست شغلم رو دوست دارم اما چطور اونا انقدر راحت به پول میرسن یه روز داستان موفقیت البته (به ظاهری )اون آقا را برای مادرم تعریف کردم و خواستم اون قضاوت کنه،مادرم گفت دخترم دستای تو و استعدادت حکم طلاس و پول میسازه برات و همیشه کنارت هست و ازت جدا نمیشه تو هرجا بری باهات میتونی کارت رو انجام بدی درسته کم کم اما همیشه هست،ما اون یک شبه امده اگه اون حاجی کمکش نمیکرد همون آدم قبلی بود…ولی خب شیطان دست از سر ما برنداشت بالاخره همسرم من را راضی کرد که به اون آقا پول بدیم و ما ١۴٠میلیون دادیم که اون آقا دو ماه به ما ۶٠میلیون پول بده،این اتفاق کی افتاد وقتی بورس تو ایران کشیده بود بالا به ما هم گفته بود پول من از راه بورس ما هم که گفتیم خب ما که بورس بلد نیستیم،این کلی اطلاعات از بورس میده ودقیق هم بود اطلاعاتش واقعا،بورسم که یک موضوع که دولت خودش اعلام کرده بالاخره دروغ نیست و کلکی در کار نیست،من گفتم باشه پول میدم اما چک میخوام همسرم گفت مگه میشه من روم نمیشه هیچکی چک نداده فامیل نزدیکمه ناراحت میشه من گفتم بابام باشه من چک میخوام اون طرفم گفت پول بریز من اومدم بهتون چک میدم چون تهران زندگی میکردن،و بالاخره چکم نداد ،دلم براتون بگه سر دوماه پیشنهاد وسوسه انگیز بیشتر داد و ما هم قبول کردیم گفتیم باشه بمونه،جالبه که هر بار اون آقا ماشین جدید میخرید یا جاهای لوکس میرفتن عکس میزاشتن اینستاشون من همیشه به همسرم میگفتم با پول ما دارن بخدا حال میکنن لباس میخرن رستوران میرن،همسرم گفت چرا اینو میگی میگفتم حسم میگه خودش هیچی نداره بخدا پول ما و فامیلاس،بعد بهمسرم میگفتم خودمون راه خرج کردن پولمون بلد نبودیم دادیم به این آقا بعد پز پول خودمون به ما بده،دیدم کم کم همسرم هم به دلش افتاد که پول پس بگیره گفت بیا طمعه نکنیم همنقدر سود قانع شیم پول بکشیم بیرون من دارم کم کم میترسم اون تمام دارایمه نکنه نده یه حسی بهم میگه ادامه ندم،منم گفتم باشه وای خدا چه روزای بود چقدر نفسمون رو کرد تو شیشه و پول امروز فردا کرد میگفت الان تو بانکم ما هم منتظر میگفت داره نوبتم میشه این نوبت شدنه هفت ماه طول کشید،همسرم گاهی واقعا عصبی میشد که زنگ بزنه هر چی نگفته رو بهش بگه یا بره تهران بگیرتش زیر مشت لگ منم خودم تپش قلب شدید گرفته بودن نمیدونستم اون رو آروم کنم که اوضاع رو بدتر نکنه یا خودمو دلداری بدم،فقط میونستم باید اوضاع رو از این بدتر نکنیم ،من و همسرم دیگه هر دو مقصر بودیم و زبونمون کوتاه روی هم و فقط دلداریش میدادم که میده پولمون رو ،یک روز یادمه شوهرم کم اورده بود دیگه من زنگ زدم به اون آقا چهار ساعت زبونش گرفتم داستانا بافتم که پولمون رو بده منی که اونا رو در حد رفت آمد خانوادگی نمی دیدم جهان مجبورم کرد چهار ساعت منتش رو بکشم اون آقا بهمون گفت بمونید بعد عید میام باهم مغازه باز میکنیم و دون میپاچیدااااا برامون،من همسرمون باز با وسوسه های شیطان رو به رو میشیدم اما بهم قول دادیم فقط به هدفمون فکر کنیم و پولمون رو بگیرم این تیکه رو خوب گوش کنید دوستان🥹ما به خدا تسلیم شدیم اونجا رو یادم نمیره به خدا گفتم منو ببخش تو بهم بهترین استعداد دادی اما من رفتم توکلم با فلانی شد منو بخاطر ندیدنات ببخش و نجاتمون بده دیگه از اینکارا نمیکنم،منو همسرم شدیم دست به دامن خدا و دیگه وسوسه های شیطان را نشنیدم وای خدا بهم فرصتی داد که هنوز هم وقتی یادم میاد فقط اشک میریزم ،منم به اون آقا گفتم باشه تو پول ما رو بده بزار فامیلای ما ببین ما چقدر پولدار شدیم و من ازبابامو فامیلام برات کلی پول شارژمیکنم قول میدم بزار ما ماشین زمینمون رو خرید کنیم (مثل خودش باهاش رفتار کردم وعدهای دروغین دادم) چون قرار بود اون آقا چهاربرابر بده دیگه اون همه چک و چونه زدن ما رو کشد به هفت ماه اون اقا بعد هفت ماه اصل پول ما رو داد با سود کم بعد قرار شد سودها رو ماه به ماه بده چون به قول خودش کلی پروژه برداشته پولش تو کاره،اقا دو روز بعد زنگ زد من صد تومن نیاز دارم امشب بریز من فردا با ٢١میلیون سود بهت میدم یعنی یک ماه رو مخ ما بود که از ما پول بگیره ما هم فقط میخندیدم و پیش خودمون میگفتیم ما دیگه گولت رو نمیخوریم تا دو ماه بعدش کلا خودش هم ترکید استاد یه جا خیلی عالی گفت ته این داستانا یا اعتیاد یا مرگ،خودش اعتیاد پیدا کرد شریکش هم که بازم فامیل نزدیک هم متاسفانه از طریق اون اعتیاد فوت شد ماشنشم نکنه کرایه ای بوده مال خودش نبود برای فریب ما عوض میکردن تو کل فامیل و دوستان فقط من و همسرم تونستیم پولمون رو زنده کنیم،و تا امروز که این پیام رو میدم همه فامیل باهاشون قهرن و شکایت کردن دارن همچنان پیگیری میکنن،چه زندگیها داغون شد سرش،راستی من و همسرم بعد گرفتن پولمون،با سایت و استاد آشنا شدم انگار باید اول ایمانمو نشون میدادم بعد وارد فرکانس شما میشدیم بعد که فایلها رو گوش دادم گفتم وای بر ما در اون لحظه و خدایا مرسی که هدایتمون کردی،الان همه فامیل که واقعا بخاطر کلاهبرداری خونه خراب شدن واقعا بعضهاشون میگن چطور شما پولتون رو گرفتین فقط یک جمله میگیم ما که نگرفتیم خدا گرفت خدایا واقعا شکرت که به ما فرصت دادی، خدا کمکمون کرد خوب جای تسلیمش شدیم ،الان برامون اون داستان فان شده گاهی یادش میکنم با همسر کلی میخندیم بخاطر اون روزا خدا رو شکر به خیر گذشت،استاد بعد آموزش های شما من فکر میکنم خدا بهمون شما رو هدیه داد بعد اون سختی که قانون جهان را بهمون آموزش بده خدا اندازه دل بزرگتون بهتون ببخشه که راهنمای ما شدین خیلی ازتون سپاسگزارم
سلام استادعزیزم،امروزبه این صفحه واین فایل هدایت شدم،عیسی به پیروانش گفت ای کم ایمان ازچه هراسانید،این جمله روسالهاپیش خونده بودم وحالاسلولی درکش میکنم،بعداینکه باشجاعت موانع خودموباکمک شمابرداشتم تایم پله به موفقیت رسیدم ترس منوبه عقب میکشم جالبه موضوعی که راجع به جدایی گفتین پیام خدابوداینکه مریم بروجلومیتونی توهمیشه تونستی تضادهاروپشت سربازی میخام بگم ذهن ماهرلحظه برامون بازی در میاره تامارومتوقف کنه،چقدسخته ادعاکنی میتونی همه چیزو رهاکنی واین مستلزم ایمانی بسیااااارقویه یعنی کسی میتونه اینوبگه که معجزات وببینه ومعجزه بعدتسلیم شدن وعجزمیادخداروبازهم شاکرم برای شنیدن این حرفها،چقدرضدضربه شدن سخته،مردبزرگ،توپیام آورعشقی ممنون بابت حرفای قشنگتون
درودبرشمااستادعزیزم
چقدراین عزت نفس پایه واساس ساختن یه انسان واقعی وستون های استواربنای زندگی درشادکامی است
عزت نفس یعنی عدم التماس به تاییددیگران وهمین یه نکته میدونیدکه چقدرآرامش وباخودش واردزندگی انسان میکنه؟
وقتی به دنبال تاییدشدن نباشی چه دردسرهاومشکلات وسختی هایی که ازتودورنمیشه
به دنبال تاییددیگران نباشی چقدرازاحساس بدی که بعدازانجام کارهایی که خودت وبه اجباربه انجام اونهاراغب کردی نجات میده
احساس لیاقت که ریشه زندگی درمسیرهدایت الهی است هم ازاحساس عزت نفس میاد
مگه میشه روابط عاشقانه روبدون عزت نفس تجربه کرد؟
عزت نفس یعنی همه چی ومن ازشماممنونم بخاطراین موضوع که بهش به خوبی میپردازید
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته غلبه بر ترس یکی از چیزهایی است که من باید روی آن زیاد کار کنم ترس از حرف مردم ترس از قضاوت دیگران
من هم باید مثل استاد تکاملم را طی کنم تا بتوانم بر این ترس ها غلبه کنم خدا را شکر که با تمرین کردن و گوش کردند به فایل های بی نظیر توانستم تا حدودی بر این ترس ها غلبه کنم البته که هنوز باید خیلی کار کنم چون این از پاشنه آشیل من است وآنها هیچ وقت از بین نمی روند
فقط باید هر روز کار کنیم وتکرار کنیم تا این جزی
از وجودمان شود
به قول قرآن ترس از طرف شیطان می آید ولی ایمان وتوکل از طرف خداوند است
وقتی از چیزی می ترسیم باید با اون رو به رو شویم تا ترس ها از بین برود
از تاریکی میترسیم باید در تاریکی ظاهر شویم وبدانیم که این ترس ها همه واهی هستند
ترس از بی ایمانی میآید وقتی که ایمان قوی داشته باشیم وتوکل کنیم به خداوندی که این جهان با عظمت را آفریده و ما را هر لحظه هدایت و حمایت میکند پس با نام و یاد او دست به کار می شویم و حرکت میکنیم و با خودمان تکرار میکنیم که خداوند با من است منو هدایت میکند منو تنها نمی گذارد خداوند همراه من است وبعد همه چیز به راحتی انجام می شود
فتبارک الله احسن الخالقین
تعد روز سی و یکم
بسلام خدمت استاد عزیز و تمامی هم فرکانسی ها ی عزیز
چیزی که من متوجه شدم اینه در هر صورت و برای هر هدفی باید باور قوی داشته باشیم و امیدو توکلمون به خدای واحد باشه و وسعت دیدمون رو زیاد کنیم برای دریافت هر چه بیشتر نعمت و برکات خداوند مهربون و بخشنده،اینکه در هر امری تکامل باید طی بشه و برای هر شخصی به تناسب باورش این تکامل متفاوت هست و صرفا گذشت زمان منجر به تکامل نمیشه و نیازمند باور قوی هست،من همچنان پر قدرت جلو میرم و توکلم بر خدای رحمان و رحیم هست
درپناه الله یکتا در ارامش و آسایش باشید