مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 61
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه












بنام رب العالمین ❤️
🍃 برگ ۳۱ سفرنامه ام 🍃
باورم نمیشه که الان ۹ ماه میشه که هر روز و هر روز با دیدن شنیدن منظم و مرتب شما دارم زندگی میکنم
دیروز به این فکر کردم که من تو حالت عادی حرف های شما تو گوشم تکرار میشه ، قبلا صدای نجواها تکرارمیشد وچقد خوشحالم ❤️
خدا رو شکر دوره عزت نفس رو دارم و امروز انگیزه بیشتری گرفتم که اولا واقعا عزت نفس رو جدی بگیرم شاید دیده نشه نتیجش سریع ولی آدم وقتی گوش میده احساس میکنه یه چیزی مثل پایه تو ته وجودش قرص و محکم شده که جلو شکستنش رو میگیره جلو رفتن تو اعماق حس بد و گناه و سرزنش رو …..
از وقتی یادمه هر کس میگفت مثلا بریم تو این شرکت هرمی ، تو این سرمایه گذاری های بانکی من یه چیزی تو گوشم زنگ می خورد که خب آخر این سیستم یعنی چی ؟ این کار اصلیش چیه ؟ پول سازیش از طریق چه کار مفیدی هست ؟ اصلا اصلش درسته ؟ بعد سریع میگفتم از پایه اشتباهه پس حتما یه جایی یه روزی خراب میشه
خدا رو شکر ازین اگاهی که اینجا هم استاد گفتن که راهشون درست نیست و چقد خوشحالم که خدا همیشه هدایت گر ما بوده
یادم میاد تا این داستان ها رو میشنیدم میگفتم خب اون آدم چرا خودش پول خودش رو زباد نکنه !؟!؟ مگه خودش نمی تونه ؟
راستش همین امروز صبح یکی از شرکت های نت وورکی اومد تو دایرکتم وگفت که بهترین فرصت زندیگم رو بهم پیشنهاد داره میده ….
من اصلا به باقیش فکر نکردم
بعد این افراد رومیشناسم میبینم که چطور واسشون کلاس میزارن و اغواشون میکنن
البته به نظرم بد نیست ولی
جلو این رو میگیره که طرف خودش رویا و شغلشو دنبال کنه
شاید هم واسه شروع برای خیلی ها مفید باشه .که خودشون رو پیدا کنن …. ولی من احساس میکنم کلش یعنی افراد رو وابسته کنن زیر مجموعه ها رو به خودشون وابسته کنن ……
ولی من کسب و کار خودم رو دارم خدا رو شکر
درسته درآمد خاصی نداره الان ولی می دونم واسه مدار و عدم تمرکزم رو شغلم هست و واسه عزت نفسم
این رو متوجه شدم که کار کردن روباور ها اصله
باورهای اصل هم باور لیاقت – باور توحیدی که همه چیز از خداست – باور فراوانی که از همه چیز فراوان هست و باور اینکه ثروت معنویه
میدونم که تو همشون مشکل دارم
از همین امروز که شروع کردم احساس گشایش ❤️خاصی تو قلبم میکنم ❤️
خیلی هم دوستون دارم و ازتون سپاسگذارم 🌹🌹🌹
هیچ وقت فکر نمی کردم انقد مسیرم باهاتون ادامه دار باشه و الان میدونم تا آخر عمرم من تو این مسیر می مونم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
روز سی و یکم
اگر خداوند را باور کنی
اگر توانایی های خودت را باور کنی
اگر باور کنی که حتی اون کارهایی که الان فکر میکنی توانایی انجامشون رو نداری و هیچ ایده ای براشون نداری، هم میتونی راه حلش رو پیدا کنی
اگر ارزشمند بودن خودت و ارزشمند بودن دیگران را باور کنی
این باورها چنان قدرتی رو در تو ایجاد میکند که مسیرهای بعدی رو برات هموار میکنه.
اولین قدم برای رشد و تغییر اینه که خودتون رو به خوبی بشناسید
بتونید استعداد و توانایی های خودتون رو پیدا کنید
بتونید باور کنید که لیاقت داشتن تمام خوبیها رو دارید
و برای تمام اینا باید ورودیهای ذهنت رو کنترل کنی
به نام خدا
روز ۳۱ام سفرنامه
اصل اول هر موفقیت و مهمترین عامل موفقیت عزت نفس است و بس
استاد بعد مدت ها حالم گرفته است و نمیدونم دلیلش چیه این یعنی کمبود عزت نفس یعنی محمد باید روی عزت نفست کار کنی باید خودتو بپذیرید اما چجوری؟؟؟
سلام به دوستان همفرکانسیم …
31 امین روز از سفرنامه :
اگه بخوام از خودم و گذشته خودم صحبت کنم خب یک کتاب میتونم درباره خودم بگم چرا که 24 سالمه و 24 ساله که با خودم دارم زندگی میکنم و اتفاقات زیادی برام رخ داده …
اگه بخوام در حد یک رد پا براتون بیوگرافی خودم رو بگم باید خدمتتون ارض کنم که بنده سیده راضیه امینی متولد 21 اسفند سال 76 هستم و تحصیلاتم کاردانی نقشه کشی ساختمان است و سال 99 هم در شاخه دکوراسیون داخلی دوره هایی رو گذروندم …
بنده در خانواده ای بزرگ شدم که 5 نفری هستیم که اختلاف سنی من با برادرم 12 سال و با خواهرم 8 سال هست و کاملا دنیا و طرز فکرهای متفاوتی داریم …
مادر معلم است و پدرم در حال حاضر بازنشسته کارمند بانک است و از لحاظ مالی خانواده متوسط جامعه هستیم ولی بنده از نظر خودم تو پر قو بزرگ شدم چرا که هرچی میخواستم فراهم بود و سختی نکشیدم …
بخاطر شرایط خانواده من مستقل بزرگ شدم و هرکاری که میخواستم رو انجام میدادم و ناگفته نمونه که مستقل بودم برای خودم خط قرمز هایی رو تعریف کرده بودم و یه سبک شخصی زندگی داشتم مثلا میرم بیرون تا ساعت چند بیرون باشم ، دوستام کیا باشن ، با کی صحبت کنم ، با کی بازی کنم وو و و و
دختری خلاق و عاشق کارهای هنری و تو درس هایی که عملی داشت به شدت قوی عمل میکردم و بیشتر یادمیگرفتم بخاطر همین با پذیرفتن مسئولیت آیندم رشته نقشه کشی رو انتخاب کردم ک خب موفقیت های زیادی رو تو مدرسه و دانشگاه به دست آوردم …
ولی ولی ولی …
من تو خانواده ای بزرگ شدم که تنش زیاد داشت و اکثراوقات دعوا بود بخاطر همین من اعصاب خیلی ضعیفی داشتم و عصبی میشدم بعضی اوقات خودمو میزدم خب از لحاظ مادی تامین بودم ولی از لحاظ روحی خیلی ضربه میخوردم … وقتی که با همسرم آشنا شدم خیلی کنترل کردم خودمو و تمرین میکردم که بهتر از روز قبل بشم و طوری شد ک عصبی میشدم ولی خود زنی نمیکردم و آروم تر و بیخیال تر شدم …
تا اینکه ازدواج کردیم و و من تا 1سال اول افسردگی شدید گرفتم چون میخواستم که اون نیاز عاطفیم رو همسرم تامین کنه برام …
و خب من اونچیزی که انتظارشو داشتم دریافت نمیکردم و همون روند خانواده و بحث و جدال و بهونه ها تو زندگیم پیدا شد …
عزت نفسم به شدت از بین رفت و مورد تحقییر ها قرار گرفتم و گوشه گیر شدم و خود زنی نه ولی خود خوری میکردم ….
دنبال بهونه بودم …
تا اینکه ازخدا خواستم کمکم کنه …
بهمن سال 98 همسرم از طریق یکی از دوستاش فایل هایی که دوستش براش ریخته بود که از استاد بود و پولی هم بود گذاشت گوشدادیم من بعد از سری گوش دادن متوجه صحبت های اول شدم ک استاد راضی نیست و دگ گوش ندادم تا اینکه چند روز بعد گفت دوستم گفته که استاد سایت داره و از فایل های رایگانش شروع کردم به گوش دادن …
سال 99 از 13 فروردین من نت برداری کردم و فایل های استاد رو طبق دسته بندی هایی که داشت گوش میدادم و ادامه دادم ولی تو مدارش نبودم و یکمیحالم بهتر شد …
سال 99 همسرم محصول عزت نفس رو خرید و گوش داد ولی من تو مدارش نبودم و رها شدم تا اینکه قبل سال 1400 تصمیم گرفتیم باهم بدون وقفه تو بدترین شرایط هم فایل هارو گوش بدیم که معجززززززززززززززززززززززززززززه رخ داد ….
باورتون نمیشه که چقدر چقدر تغییر کردم چقدر به آر امش رسیدم چقدر حال و احساسم خوبه چقدر به خودشناسی رسیدم و خودمو پیدا کردم …
استاد هزاران بار ازت ممنونم بخاطر وقتی که برای تهیه فایل ها میزارید …
من خیلی از روند پیشرفت خودم راضی ام چرا که خود گذشتمو پیدا کردم فهمیدم که چی باعث شد خودمو رها کنم و یه راضیه ای بشم که اصلا نبوده و کسی دیگ دوستش نداره و دوست نداره بعد از یکبار ارتباط گیری دگ باهاش ارتباط نداشته باشه …کلی پاشنه آشیل هامو پیدا کردم کلی فهمیدم که چی باعث شد از مسیرم دور بشم …
عزت نفس پایه واساس هر چیزیه …
فنداسیون یک ساختمونه …
اگه میخوایی که برج بسازی باید فونداسیون برج رو قوی تر کنی …
که جزی تر بخوام بگم باید نمره میلگرد هارو بیشتر کنی …
برای عزت نفس باور ها میشه میلگرد های شناژبندی …
باید باور هاتو تقویت کنی …
استاد از وقتی که عزت نفسم رو کار میکنم محکم تر میشم ، با اعتماد به نفس تر قدم برمیدارم و صحبت میکنم ، آروم تر شدم ، زیاد عصبی نمیشم، رفتارهام تغییر کرده …
بله عزت نقس عزت بهت میده …
باید هم پایه وبیس همه چیز باشه …
.
.
.
.
.
دوستتون دارم … موفق باشید …
سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربان و دوستان هم فرکانسی
سفرنامه روز سی و یکم
خداروشکر که فصل دوم رو شروع کردم و تعهدم رو دارم اجرا میکنم.
چندسالیه با توجه به تجربه کاری ای که تو زمینه روانشناسی دارم متوجه شدم یکی از عواملی که میتونه به شدت تو هر زمینه ای کمک کنه عزت نفس و اعتماد بنفسه. برای هر انسانی تو هر سنی، هیچ فرقی نمیکنه.
عزت نفس واقعا معجزه میکنه. عزت نفس باعث میشه خودتو دوس داشته باشی، دیگران رو دوست داشته باشی، خودت رو لایق بدونی، خودت رو ارزشمند بدونی و…
به نظر من داشتن یه زندگی ایده آل صد در صد مستلزم عزت نفس و اعتمادبنفس بالاست.
این روزها دارم سعی میکنم تو هر زمینه ای تکاملم رو طی کنم و چه لذتبخشه وقتی مطمئنی در طی این تکامل قراره روز به روز بیشتر به خواسته هات نزدیک بشی.
چه حرف قشنگی که میگه عزت نفس یعنی مطمئنی وارد دنیایی شدی که قانونش ان مع العسر یسراست.
خدایا بخاطر آرامشی که دارم بی نهایت سپاسگزارم.
دوستتون دارم❤️
بنام الله یکتا
سلام استاد عزیزم،و هم خانواده و هم مسیرانم
روز ۳۱سفرنامه
خانم شایسته تو داری چیکار میکنی باماااا
یه متن چند پاراگرافی چقدمیتونه پربارباشه
(عزت نفس یعنی، همینکه جزئی از آن نیروی برتر هستی و ساختهی دست او که فقط ارزش میآفریند را، برای لایق بودن، کافی بدانی)
دیگه چی میمونه….اینکه بدونی خدایی که فقط ارزش می افرینه ماروهم افریده…
همچنین باخوندن متن اصلی فایل(17 گفتگوی استادبادوستان) باعث شد بیشتر مدار و طرز کار باورهارو درک کنم…فکرکنم چون مدارم رفته بالاتر ،بهتر مطالب رو درک میکنم…
سلام
به نام خدایی که ما را افرید و به ما قدرت خلق زندگی خودمان را داد این اولین کامنت من است هر روز که میگذرد بیشتر و بیشتر به قوانین جهان پی میبرم هر روز بهتر میفهمم که باید روی خودم کار کنم
هر روز بیشتر میفهمم که باور های ماست که زندگی مارا خلق میکند
در مورد اینکه ترس هایمان اتفاق های زندگی مانرا رقم میزنند وقتی من در رابطه عاشقانه ام ترس از دست دادن داشتم و مدام ارتعاش بد فرستادم بعد از دو ماه از دست دادم وقتی در مسابقه کاراته ترس شکست دادم کار به نوعی پیش رفت که سوم شدم ( من که اماده کامل برای اول شدن بودم)
همانطور که استاد میگویند من هنوز ترس دارم تنهایی سفر کنم
تنهایی شهرم را عوض کنم
تنها بمانم
ولی کم کم این باور رو دارم تغییر میدم
و نتایج فوق العاده هست روابطم با همه خوب شده
اعصابم آروم تر
حالم خوشتر
و امیدوارم بازم بتونم به ترس هام غلبه کنم و نتایجی فوق العاده تر بگیرم
مرسی استاد ممنون از فایل های رایگانی که میزارین
ممنون از حمایتی که میکنید
در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
سلام به همه همسفران و استاد عزیزم و مریم جان
روز 31 سفرنامه
خدا رو شاکرم که تا این روز از سفرنامه رو متعهدانه پیش آمدم و امیدوارم بتونم همین روند رو ادامه بدم چون تغییراتی که با نوشتن روزهای سفرنامه در من و روند زندگیم ایجاد شده و خواهد شد تغییرات بزرگی ست چون وقتی مینویسم و فکر میکنم و مقایسه میکنم درها بیشتری برام باز میشه هدایت های بیشتری رو دریافت میکنم و اگاهی هام بیشتر و بیشتر میشه، خدایاااا شکرت که همچنان در این مسیر سبز هدایت هستم خدااا رو هزااارااان بار شاکرم برای وجود تک تک اعضای سایت از استاد عزیزم گرفته تا مریم جونم با مقاله های فوق العاده ای که نوشتن و گردانندگان سایت و همسفران عزیزم که کامنت میذارن….
این فایل بی نظیر عزت نفس که بارها و بارها گوش کردم ونوشتم و هربار برای من پیام های جدیدی داشته باعث شده که من متعهد شم برای انجام تمرینهایی که بتونم عزت نفسم رو بالاتر ببرم. دیشب برای دوستم که خونه میخواست برای اجاره کردن، سعی کردم خودم با املاکی ها صحبت کنم که هم تمرینی برای عزت نفسم باشه و هم با ترسهام مقابله کنم. برای اینکار به چندتا بنگاه املاک رفتم و با عزت نفس ازشون درخواست دیدن خونه هایی در بهترین مناطق شهرم کردم البته اول از بنگاه های معمولی شروع کردیم بعد سمت املاک در مناطق لوکس رفتیم با اینکه دوستم میگف نه اینجاها دیگه خیلی لوکسه اینجا خونه 70 متری ندارن و اینا فقط معامله های بزرگ رو انجام میدن اما من گفتم نه باید بریم مطمعنم اینجا هم این خونه با این متراژ برای رهن و اجاره پیدا میشه با اینکه دوستم خیلی سختش بود که حتی همراه من بیاد داخل بنگاه املاک اما من رفتم و راحت درخواستی که داشتیم رو گفتیم و خیلی محترمانه هم راهنمایی کردن و اصلا اون تمسخری که دوستم ته ذهنش بود تو رفتارشون دیده نمیشد. امروز هم برای اینکه مدارم بالاتر بره میخوام تمرین دیگه ای رو انجام بدم و با ترس هام روبرو شم. من تقریبا دو ساله که رانندگی میکنم اما همیشه راننده هایی که سابقه رانندگیشون از من بیشتره یا سنشون از من بالاتره و موقع رانندگی سمت شاگرد میشینن، از رانندگی کردن کنارشون میترسم چون همیشه ی چیزی ته ذهنم میگه اونا رانندگیشون بهتر از تو، تو خوب رانندگی نمیکنی الان ماشین زیرپات خاموش میشه الان اونا پیش خودشون میگن چه راننده ی بدیه و همینجور شروع میکنه به ترسوندن من و همیشه در کنار این رانندها استرس میگیرم که البته این ترسهام بخاطر تجربه های گذشتم هست، زمانیکه در حال تمرین و اموزش رانندگی بودم و بقیه که سابقه طولانی تری داشتن به من استرس زیادی دادند و این تجربه ها ته ذهنم مونده. اما امروز تصمیم گرفتم برای بیرون رفتن با همکارهام که سنشون و هم سابقه رانندگیشون از من بیشتره، خودم دنبالشون برم و اینجوری کم کم عزت نفسم رو بالا ببرم و با ترسهام روبرو بشم. قراره مدارهای بالاتری رو تجربه کنم و این باعث تعهد و انگیزه بیشتری در من میشه که حتما تمرینم رو انجام بدم.
هر چه عزت نفسم بالاتر بره، توحیدی تر میشم و ترسهای بیرونیم کمتر و جسارتم برای تجربه ناشناخته ها بیشتر میشه. این جمله از مقاله مریم جون واااقعا باعث شد که من انگیزه بیشتری بگیرم برای اینکه عزت نفسم رو بهتر و بهتر کنم چون من میخوام مهاجرت کنم به یک کشور دیگه و مهاجرت کردن اونم به یک کشوری که تا حالا نرفتم برا منی که حتی سابقه مهاجرت از شهر خودم به شهر دیگه ای رو هم ندارم واقعا رفتن به دل ناشناخته هاست و من هر چه خودم رو اماده تر کنم و بتونم عزت نفسم رو بیشتر کنم میدونم که ارامش درونیم هم بیشتر و بیشتر میشه و وقتی ارامشم بیشتر بشه هدایت های خدا رو هم بهتر میبینم و میشنوم و انجام میدم و رفتن و مهاجرت کردن برام لذت بخش ترین کار دنیا میشه. امیدوارم مدارهای عزت نفسم رو پله به پله طی کنم و بالا بیام و روزی که مهاجرت کردم بیام و بازم بنویسم که تا چ حد عزت نفسم بالاتر رفته و با چه معجزات و هدایت هایی از جانب خدا روبرو شدم..
خداااایاااا شکرت برای آگاهی های امروزم
استاد عزیزم واااقعا ممنون و سپاسگزارم برای این آگاهی های نابی که هرروز میذارین واقعا سپاسگزارم از مریم جونم که اینقد زیبا و عالی و هدایتی مقاله ها رو مینویسین عااااشقااانه دوستتون دارم و امیدوارم بتونم روزی شما دو عزیز رو ببینم و محکم بغلتون کنم.
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان سایت عباسمنش
روز سی وششم
خدای را سپاس از این همه لطف ومطالب بجا والهام شده ومحبت خانم شایسته عزیز با کنار هم قرار دادن سوالی از عقل کل درکنار سفرنامه
امروز اولین روز کاری من در شرکت جدید با تغییر شغلی که از ساختن عزت نفس من به کاری که علاقه دارم وخارج شدن از نقطه امن
واقعا به این راحتی نبود بارها وسوسه شدم برگردم اما نشانه های خداوند همیشه من را به مسیر درست برمیگرداند الهی شکر امروز در شغل جدید شور وهیجانی دارم که میل به انجام کار بیشتر را میدهد امروز ۱۳ ساعت با علاقه کار کردم خدایا شکرت
بله دوستان برای انجام هر کاری ساختن باور به چه دلیل من میتوانم چرا باید انجامش دهم
وساختن باورهای درست همراه با تکامل وهدایت خداوند با برداشتن قدم اول بر من روشن شد الهی شکرت
امروز بهترین خودم بودم ذره از خواسته ام کوتاه نیامدم باورم را درست کردم نجواها را رد کردم وامروز حالم خوب است وخوشحالم که اموزه های استادم برایم دارد جواب میدهد استاد سپاسگزارم دوستان ممنونم حضور شما قوت قلبی است که تنها نیستم در این مسیر الهی.
موفق باشید
به نام مهربان پروردگار باسخاوتم که جهان هستی رو با قوانین ثابتش آفرید تامن خالق تجربیات خودم باشم
رد پای ۳۱👣💚
سپاسگزارمهربان پروردگار باسخاوتم هستم که منو به این مسیرتوحیدی هدایت کرد
سپاسگزار استاد عزیزم هستم که معنی شرک وتوحید رو بمن آموخت
سپاس گزارم که با ،باورهای قدرتمند کننده معنی عمیق عزت نفس واعتمادبنفس رو بمن آموخت،من امروز فهمیدم که اعتمادبنفس گفتگوهای درونی مارو مثبت وقدرتمند کننده میکنه ومن درک کردم که قوانین جهان ازاین قراره که ،جهان به احساست وباورهات پاسخ میده پس هرچه عزت نفس بالاتر ،گفتگو ها مثبت تر ودرامتداد اون باورها قدرتمند کننده تر و نتایج باشکوه تر
مهمه که من باچه باوری کسب وکارمو شروع کنم چون ،جهان کاری به اینکه من چه کاری انجام میدم نداره بلکه با چه احساسی اون کارو انجام میدم داره
مریم جون یجایی تویکی از مقاله های ابتدایی فایل نوشته بودن آدمها نه در جغرافیای متفاوت ودنیای فیزیکی متفاوت بلکه در مدارهای متفاوت ودنیای ذهنی متفاوتی زندگی میکنند واین خییییلی برام تکان دهنده بود
بله استاد درایران درزمان جنبش سبز،زمانی که تجمع درایران بیش از سه نفرممنوع بود سمینارهای ۵۰۰نفره درتهران درپایتخت برگزارمیکردن
این یعنی استاد درمدار متفاوتی بودن ،این عنی واقعا تنها وتنها دلیل تجربیات ما بادرهای ماست نه عوامل وشرایط بیرونی
خدایا سپاس که درایم مسیرهستم سپاس که با بزرگ مردی همچون استادعباسمنش عزیزم هم عصر هستم،سپاس که درزمان حیات پربرکشون زندگی میکنم واین آگاهی های توحیدی رومستقیم اززبان بابرکت ایشون میشنوم
مهربان پروردگار باسخاوتم سپاس که جهان هستی رو پراز فراوانی آفریدی
من بعداز آشنایی بااین سایت واین آگاهی ها دارم طعم دلچسب فراوانی که همیشه وجود داشت رو میچشم
من نمیدونستم که طبیعیِ که پراز عشق وپراز لذت ،پراز آدامش وپراز توحید باشم
مهربان پروردگارم سپاس که هرلحظه درحال هدایتم هستی ومن هرلحظه دارم بهت نزدیک ترمیشم
عاشقتم 💚💚خداروشکر که درمسیر شناختت هستم ،درمسیرشناخت خودم وقوانین جهان هستی هستم تا
خودم خوب زندگی کنم وکمک کنم جهان جای زیباتری برای زیستن باشه
سپاس که دارم قوانین رو درک میکنم