مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 60
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













به نام خدای مهربانی ها استاد عزیزم ممنون بابت همه ی فایلهای زیبا و اموزندتون من چند روز نتونستم کامنت بزارم هم سرم شلوغ بود هم واقعا نمیدونستم چی بنویسم واقعا از این سی و یک روز سفرنامم خیلی چیز یاد گرفتم و از بودن با عزیزان این سایت لذت بردم ولی فعلا امکان تهیه این محصولات برام مقدور نیست توکل به خدا روی باورهام کار میکنم تا بزودی این امکان هم برام فراهم بشه
فعلا نیازه که باورهام تقویت بشن و روی عزت نفسم هم باید بیشتر کار کنم و خودم رو لایق بودن با خالق هستی بدونم و قدرتی که در وجود من قرار داده را با تمام وجود باور کنم و بدونم که خودم خالق زندگیمم و بهتر و بهتر اونو خلق کنم
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز وهمرهان گرامی سایت عباسمنش
روز سی ویکم
الهی شکرت که تونستم سی روز از تعهد سفرنامه رو اجرا کنم خانم شایسته واقعا ازشما سپاسگزارم که این تعهد رو در من عملی کردید با این ایده زیبا وسفرنامه نویسی و اون درک های عالی ونوشتار واشاره های زیبا در مورد قانون امروز من ارامترم مهربانتر با امیدتر ونیز خوشحالتر وبا هدفتر وشجاعتر از شما ممنونم.
بچه ها من مثال زنده این عدم تکاملم که کلا به اینجا هدایت شدم : حدود یک سال ونیم پیش با قانون جذب اشنا شدم برام جذاب بود وتنشه رشد من بارها در کارهای مختلف یک اچر فرانسه ویک انسان روبه رشد بودم چه برای شرکتی کار کنم یا ازاد، سریع رشد میکردم وقانون تکامل رو رعایت میکردم با عشق کار میکردم به بالای جایگاه شغلی چشم میدوختم کار میکردم وشب روز به کار فکر میکردم ودر چند جایی که مشغول بودم خیلی زود بهترین میشدم وحقوق ومزایای من زیاد میشد و من اصول سپاسگزاری رو واقعا رعایت میکردم وهمیشه از خدا ممنون بودم اما مشکل اونجا بود که من وقتی به جایگاه خوبی میرسیدم بعد ازاون جالب بود در همه جا به بحران شغلی میرسیدم واحساس میکردم دیگه قدرمو نمیدونن وخودم هم دیگه با هاشون حال نمیکردم وباور درستتر نمیساختم ومشکلات مال همچنان بودهمیشه روسای شرکت از من میخواستن بمونم ولی من قبول نمیکردم وشرکت یا کار بعدی رو با هیجان اغاز میکردم
حدود چند ماهی بود جسته وگریخته توی فضای مجازی مطالب قانون جذب استادان مختلف رو دنبال میکردم ولی در عین جذابیتش درست بهم معرفی نمیشد وتضاد پیدا میکرد با اعتقاداتم
ولی مصر بودم این قانون رو دنبال کنم چون حرف هاش برام هم تازگی داشت هم یک جور امیدی به من میداد اما یک خورده مدارم بالاتر امده بود واز شغل فعلی م راضی نبودم .مطلب رو داشته باشید ادامه ماجرا:
یکی از اقوام نزدیک از تهران با یکی از دوستانش به شهر ما کرمانشاه امد وازمن خواست چند روز مهمان ما باشه من هم موافقت کردم اینها صبح میزدن بیرون شب برمیگشتن ومن تا متوجه شدم که تو کار شبکه هستن شبکه های نتورکی از همین جا اعلام کنم نتورک یه مدل بازاریابیه با تعاریف خودش ولی مطمئنن نحوه کارش تو ایران خیلی متفاوته .من نه تاییدش میکنم نه ردش میکنم
میخوام اینو بگم این فامیل و دوستش کلی حدود یک هفته با ما صحبت کردن ومن درنهایت پذیرفتم که کار کنم و وعده های زیاد وبعد یکسال همه چیز تمومه واینها….
استارتشو زدیم شب روز کار پرزنت بیا برو وعده وعید به همه از سر کارم که داشتم لطمه میخوردم از خانواده واقوام همه از دست ما فراری.خانواده شاکی که داری چیکار میکنی تو اینجور شرایطی مقدمات خروج از سر کارم را چیدم که فول تایم کار کنم ودر نهایت در یک مجادله با صاحب کار اخراج شدم .
حالا خودم خوشحال از اینکه وقت بیشتری دارم ودر حال یک رشد مقطعی بودم وتمام پولها رو خورده بودم به امید اینده ای که من میسازمش و کلی قرض بالا اوردم چی بگم میگفتم من انجامش میدم ولی خوب شرکت پلنش تغییر کرد کار استپ قرض پشت قرض باورها خراب پلهای پشت سر خراب ومیخواستم تو زمان کم همه چیز رو درست کنم دوستان اینم بگم من شبانه روز فایل قانون جذبی گوش میدادم وروی خودم کار میکردم
ولی خوب مسیر اون احساس لذت رو نداشت چون باورهام درست نبود وتکاملی در کار نبود
این شد که با پایان پلن من هم دیگه کنار کشیدم ولی هم تجربه خوبی بود هم خدا میداند چقدر شکسته شدم .
کلا دیگه مونده بودم چیکار کنم نه دست ودلم به کارهای ساده میرفت نه کسی رو ادم حساب میکردم از خودمم ترس داشتم اصلا قدرت تصمیم گیری نداشتم با توصیه دوستان کار سبکی جور کردم ومقداری پول به سمت میامد ولی همچنان هم ناراحت بودم هم پیگیر که خدایا کمک کن وفایل هارو همچنان دنبال میکردم ومیدانستم اخرش راهو پیدا میکنم به لطف خدا امروز ۷۰ روزه با استاد وسایت همراهم وروز به روز دارم بهتر میشم
قانون تکامل واقعا باید رعایت بشه وباید اشتیاق داشت در هر کاری وبا احساس خوب پیش رفت مسیر خودش میاد امروز بار قرض هایم کمتر شده کار خوبی رو دارم از فردا شروع میکنم الهی شکرت دارم یاد میگیرم قانون چیه وچطور باید به اهدافت برسی
دوستان عزیز ببخشید طولانی شد من نمونه ادمی هستم که سالیان به دنبال موفقیت ورشد مالی وشخصیتی دویده ام وتکامل من را به اینجا رساند
با ایمان واعتماد میگویم استاد واموزه هایش انقدر ارام واهسته در ما رسوخ میکند که فکر میکنیم اتفاقی نیفتاده ولی ما خودمون رو به رودخانه ای سپرده ایم که هم جهت انیم نه خلاف ان
صبور باشید وفقط گوش کنید فایل فایل فایل
باور بساز باور بساز باور بساز فقط مطالب استاد نه هیچ کس دیگه حتی یک کلمه همه شو پاک کن تا درست هدایت بشی همه اساتید محترم هستن ومارو به استاد هدایت کردن اون هم تکاملی بود پس شکرگزار باشید
وموفق.
به نام خداوند مهربان بخشنده
سلام عرض ادب خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته و تمام دوستان هم فرکانسی خودم
سفر نامه روز ۳۱
چقدر قوانین شما تدریس میکنید الهی و فرکانسی هستند
چقدر مقدس ثروتمند شدن همیشه میتونی شاد باشی از خیلی گرفتاری که فقط خودت باعث هستی به دور میشی
استاد من این سفر بی نظیر شروع کردم این روز وقتی با کسی تو محیط کارم حرف میزنم سریع میخوام فرار کنم از جمله به جمله میگه فقط باور محدود کننده میاد تازه دارم بیشتر از قبل اهمیت این قوانین میفهم چقدر جامع درگیر چه مسایل هستند که خودش با رفتار و گفتارشون درک میکنند من خداروشکر دوره عزت نفس اولین دوره بود از سایت خریدم اما اینجا بگم یکسال من چون در مدارش نبودم نتونستم بشنوم خداروشکر از عید امسال که متعهد شدم هر روز یک قسمت میبینم به موضوعات فکر میکنم تا بعد گذشت ۸ماه فهمیدم با این آگاهی چه ضربات به خودم زدم خداروشکر با استاد آشنا شدم احساس ارامش و احساس خوب هر روز در وجودم بیشتر میشه
از خداوند خواسته دارم بتونم به زودی در مدار دوره ثروت هدایت بشم خیلی مطمئن با اون آگاهی ها جهش مالی خوبی به امید الله پیدا میکنم
خدایا شکرت این آگاهی ها رو روزی ام قرار دادی
ادامه دارد…
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون…
خدایا سپاسگزارم ک وارد فصل دوم این روز شمار شدم و متعهدانه رد پای سی ویکم سفرنامم رو می نویسم…
نکته جالب اینکه فصل اول این سفرنامه با موضوع عزت نفس شروع شد…و دوباره شروع فصل دوم هم با این موضوع هستش و این نشون دهنده ی اینه ک چقدر این موضوع برای استاد ارزشمنده و زیربنای تمام تعالیم هستش…
الان ک فک می کنم می بینم دلیل اینکه به خواسته هامون نمی رسیم و یا خیلی وقتا ک امکاناتی رو از دست میدیم چیه…احساس عدم لیاقت..و این احساس عدم لیاقت هم از نبود عزت نفس میاد…
اینکه من خودم رو لایق عشق و روابط عالی و احترام و ثروت و امکانات عالی نمی دونم چرا ؟چون عزت نفس ندارم
اما باورش برای هممون سخته و این عدم عزت نفس رو برای خودمون و یا دیگران توجیه می کنیم .
حالا این کمبود عزت نفس ممکنه به خاطر ورودی های مختلف از طرف جامعه و اطرافیان شکل گرفته باشه…ولی وقتی هم بقیه نباشن اون نجواهای درونی این موضوع رو به بدترین شکل با دادن احساس گناه عزت نفسمون رو زایل می کنه…
پس اولین کاری ک می کنیم اول باید خودمون رو تغییر بدیم و لااقل خودمون رو سرزنش نکنیم و خودمون رو ارزشمند بدونیم بی قید و شرط ارزشمند بدونیم…و بعد ورودی های ذهنمون رو کنترل کنیم..
هر بار ک در هر فایلی در مورد قانون تکامل مطلبی میشنوم امید به یکباره در وجودم زیاد میشه..
یه مدتی هست ک خیلی راغب شدم روی باورهای ثروت ساز کار کنم و ترمزهام رو پیدا کنم..
اولین باوری ک روش دارم کار می کنم و درکش برام راحته اینه ک این جهان ،جهان فراوانی هستش و خداوند از بی نهایت راه منو به خواسته هام میرسونه..
بعد خیلی ناباورانه دیشب همراه اول ۴٠ گیگ نت رایگان اون هم ١٨٠ روزه بهم داده..این خودش یکی از نشانه های فراوانی هستش…چرا قبلا این اتفاق برای من نیفتاده بود ؟…
فقط میدونم باید به حرف استاد عمل کنم..استمرار ..استمرار..کنترل ورودی هام و تمرکز بر نکات مثبت و اجازه بدم تکاملم طی بشه و صبور باشم…
خدایا سپاسگزارم
خدایا من رو در راه ساختن باورهای درست هدایت کن
خدایا سپاسگزارم ک منو در راه گرفتن تصمیمات درست هدایت می کنی
خدایا سپاسگزارم ک جهان را بر پایه فراوانی و نعمت قرار دادی
خدایا سپاسگزارم ک من رو از بی نهایت راه به خواسته هام می رسونی
بایاد و نام خدای مهربان و سلام و درود به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همه ی دوستان خوبم فصل دوم سفرنامه ی خودم رو شروع میکنم و باور دارم که تمام اتفاقات زندگی ما زائیده ی افکار و توجهات خودمونه که به مرور تبدیل میشن به باورهای ما و زندگیمون رو رقم میزنند و غیر از این هیچ چیز دیگری نیست
اولین و مهمترین عامل برای رشد و موفقیت ما تقویت عزت نفسمون هست
عزت نفس یعنی باور به خداوند
یعنی باور به توانایی خودمون حتی اگه کاری هم بلدم نباشیم میتونیم راه حلش رو پیدا کنیم باور به اینکه هرچیزی که بخواهیم میتوانیم داشته باشیم این قدرت رو خداوند درون ما قرار داده
عزت نفس یعنی باور به ارزشمند بودن خودمون و ارزشمندبودن دیگران
این باورها آنقدر قدرتمند کننده هستند که راه را برامون هموارمیکنند
عزت نفس یعنی خودمون رو خوب بشناسیم و به تواناییهای خودمون پی بببریم
بتوانیم مراحل حل مسئله رو در خودمون پیدا کنیم
بتوانیم احساس لیاقت رو در خودمون داشته باشیم
زمانی که ما عزت نفسمون تقویت شد راهها برای رشد و پیشرفتمون و رسیدن به خواسته هامون باز میشه و همینطور مرحله به مرحله جلو میریم
امیدوارم خدایی که ما رو به این راه هدایت کرد کمکمون کنه تا به این علومی که آموختیم عمل کنیم و الگوی خوبی باشیم برای عزیزانمون انشاالله
سلام به استاد و دوستای عزیزم❤️
دراین مورد به تازگی اتفاقی برام افتاده که گفتم اینجا بازگو کنم، هم بخاطر تثبیتش توو ذهن خودم و هم کمک به بقیه دوستان🌹
اول راجع به ترسی که میخوام ازش صحبت کنم بگم که من به شدت ترس از قضاوت داشتم و یه وقتایی رودروایسی با دیگران گیر میکردم برخلاف میلم کارهایی رو انجام میدادم فقط بخاطر ترس از اینکه دیگران چی میگن و چه قضاوتی میکنن و چه برخوردی باهام میکنن و ازاین قبیل افکار که تقریبا هممون داشتیم این مشکل رو!!!
و اما داستان ازاین قرار بود که :
چندوقت پیش مسئله ای توی زندگیم پیش اومد که باعث شد یکی از دوستانم که تقریبا میشه گفت صمیمی بودیم ورابطه ی خوبی داشتیم، بیاد و راجع به مشکل بامن صحبت کنه و بهم پیام داد که دیدگاهمو تغییر بده راجع به اون مسئله… ومن چون داشتم رو خودم کار میکردم این جرات رو به خودم دادم و خیلی صریح باهاش صحبت کردم و خیلی محترمانه گفتم باتمام احترامی که برات قائلم و دوستت دارم اما این زندگی خصوصیه خودمه و خودم بهتر از هرکسی صلاح زندگیمو میدونم و درآخر دیگه نتونست چیزی بهم بگه و ادامه نداد. بعد ازاین اتفاق یخورده نگران بودم که نکنه قضاوتم بکنه یا رفتارش باهام عوض شه یا مثلا ازمن ناراحت شده باشه!! اما خوب که فکر کردم دیدم من درست ترین کار ممکن رو انجام دادم و دیگه نگرانش نبودم تااینکه به صورت حضوری دوستم رو دیدم و دیدم علاوه براین که رفتارش بامن عوض نشده و ناراحت هم نشده بلکه عزت و احترامش بیش از قبل شده بود و در واقع ترس من کلا توهم ذهنم بود و هیچ اتفاق بدی نیفتاد و حتی به نفع من شد که اون طرفم حد و حدود خودش رو بدونه و اجازه ندادم که بخواد دیدگاهش رو به من تحمیل کنه.
این اتفاق مثبت برای من بود که این درس رو بهم داد که برای وجود خودم ارزش قائل بشم و روی عزت نفسم بیشتر کارکنم و بر ترس هام غلبه کنم…و بابتش خداروشکر میکنم که دارم این مسیر رو طی میکنم❤️
و درآخر مثل همیشه استاد، بی نهایت از شما سپاسگذارم که خیلی دوستانه به ما درس زندگی میدید چیزی که هیچ جا اینقد دقیق و درست به کسی یاد نمیدن شمادارید این کار رو انجام میدید و خوشحالم که خدا شمارو سر راه من قرار داد🌹🌹🙏
امیدوارم مثل همیشه عالی باشید و بدرخشید🌹❤️🌹
🥀سلام استاد عزیزوخانم شایسته مهربون🥀
💎مصاحبه بااستاد قسمت۲۰💎
🛑❓شما چه ترس هایی داشتین که تونستین ازش بگذرید. و توضیح بدید که چطور بر ترس هاتون غلبه کردید. و کدام دوره ها بیشتر غلبه میکنه بر ترس❓🛑
همه ما یکسری ترس هایی داریم و همیشه این ترس ها با ما هستن و هیچ وقت نیست که ترس ها از بین بره، ما در عین حال که میترسیم، عمل میکنیم و این ترسِ هست🤗🦋
توی داستان پیامبران، در قرآن هم که نگاه میکنید، میبینید که اون ترس ها بوده، ولی در حالی که میترسیدن، توکل کردن و حرکت کردن 🥰
ترس های زیادی بوده، مثلاً من توی زندگیم خیلی کارها رو کردم که نیاز به شجاعت داشت. یکی از دوستامون هست که خیلی ساله که میخواد مهاجرت کنه، بعد همش میگه من چیکار کنم؟؟ چه جوری باشه؟؟🤔
من بهش میگم تو یک سری ترسها داری، باید بر اونها غلبه کنی، مثلاً ترس داری که اونجا من چیکار کنم، بیزینسم چی میشه، خونوادم چی میشه، زندگیم، بچه هام چی میشه🥴😕
خیلی ترس ها رو داری، یعنی یک سری خواستهها داری، ولی یه عالمه ترمز هم داری
پاتو گذاشتی روی گاز از این ور
و از اون ور هم روی ترمزه🤨
باید بر ترسهات غلبه کنی، باید توکل کنی، بگی به امید خدا میام و شروع کنی🥰
یه حرفی به من زد که خیلی خنده دار بود. گفت همه که شجاعت تو رو ندارن که کاری رو که تو کردی انجام بدن. تو روشی بگو که به من بخوره
بعد بهش گفتم من روشی که به تو بخوره رو ندارم من روشی که جواب گرفتم ازش، رو دارم 🥰
روشی که نیاز داره به شجاعت، نیاز داره به ایمان و به من میگفت تو بلند شدی بی کله رفتی بندرعباس، از اون ور بی کله اومدی تهران، از اون ور بی کله رفتی آمریکا، من این جرأت رو ندارم من این شجاعت رو ندارم، خیلی جاها این ترسها میاد سراغ من🤨🥴
تو یه روشی بگو که مثلاً در این حال که این شجاعت رو نیاز نداره، من به هدفم برسم.🤔
واقعاً من بلد نیستم، من نمیدونم راه دیگه ای رو من اینو میدونم که آدم وقتی میخواد به خواسته ای برسه و واقعاً براش مهمه، باید بهایش رو بپردازه، باید ایمانش رو نشون بده،🥰🌺
من اون موقع که رفتم بندرعباس، من واقعاً هیچ گونه اطلاعی نداشتم که اونجا چه اتفاقی میخواد بیفته، فقط میدونستم که این تغییر باید رخ بده و میدونستم که خداوند به من کمک میکنه🥰🌺
همون بحث عزت نفس که میگم اینقدر مهمه میدونستم که توانایی حل مسئله رو دارم، میریم درستش میکنیم، میریم انجامش میدیم🥰🥳
یعنی با اینکه خیلی از این قوانین رو نمیدونستم اون موقع، به خاطر همین هم، یکسری بلاها سرم اومد تا تونستم رشد کنم 🥴
چون اگه قوانین رو میدونستم، خیلی راحت تر اتفاق میفتاد، ولی چون قوانین رو نمیدونستم، زجر هم کشیدم در عین حال که داشتم رشد میکردم🥀🪴
ولی بعد که قوانین رو دونستم،زجر نکشیدم و رشد کردم. این خیلی فرق میکنه🦋🪴
ولی این ایمان و این شجاعت تو وجود من بود که بریم حلش میکنیم. اون موقعی که اومدم تهران، من تمام زندگیم رو گذاشتم و اومدم از صفر شروع کردم.👏👏👏
میدونید من میگم درست میشه دیگه، یه راهی پیدا میشه دیگه، یه جوری حل میشه. یعنی اون عزتنفسه، اون ایمان به خداونده، اون توکله کمک میکنه که آدم بتونه بیکله بزنه همه چی رو رها کنه بره سراغ یه موقعیت جدید🥰🥳
من خیلی جاها این شجاعت رو به خرج دادم و خیلی جاها هم بالاخره این ترسها بوده، ولی خیلی کم گذاشتم که ترس ها بر من حکومت کنن به محض اینکه احساس میکردم یه تغییری باید ایجاد بشه، اون تغییر رو میدادم 👌🌸💐
ترس خاصی ندارم از تغییر، چون ترسها توَهُمَن ترس از تاریکی، ترس از جن، ترس از یک کسب و کار جدید، ترس از موقعیت جدید، ترس از آدم های جدید، ترس از مریض شدن، یه عالمه ترس ها واقعی نیستن، توهماتی هستن که افراد دارن و باعث میشه جلوی حرکتشون، جلوی پیشرفت شون گرفته بشه💖💎
من ترس خاصی ندارم، اگرم ترسی باشه، سعی میکنم سریع اقدام کنم، بهش حمله کنم، یه چیزی وقتی میبینم داره منو درگیر میکنه و میترسونه سعی میکنم با تمام وجود بهش حمله کنم و درگیر بشم👌🥳🥰👏
دوره عزت نفس و دوره جهان بینی توحیدی بسیار دوره های خوبی هستن برای غلبه بر ترس، وقتی شما کار کنید روی خودتون و اون باورها رو ایجاد کنید، واقعا هیچ ترسی وجود نداره و متوجه میشید که همه ترس ها توَهُمن، همه چیز غیر واقعیه،🥀🦋🪴
مثل یک فضای تاریکیه که الان فکر میکنید چی توشه، جن هست، یکسری صداها میشنوی، بعد لامپ رو میزنی، روشن میکنی میبینی هیچی نیست.🥰
یا مثلا فکر میکنی اگه شغلم رو ترک کنم برم توی کار جدید چی میشه، یا اگر برم وارد یه محیط جدید بشم، مهاجرت کنم چی میشه، بعد میری میبینی هیچ اتفاقی نمیفته و خیلی راحت همه چیز درست شد🙃👌🥳
یعنی همه چیز توهمه، این ترسها، این نگرانیها، این شک ها، این دودلی ها، اینها همش ابزار شیطانه، کسب و کار شیطان با همین چیزها میگذره🎀🤨🥴
ما هستیم که باید بر ترس ها غلبه کنیم و ایمان مون رو تقویت کنیم.🎀
مطمئن باشید دوره جهان بینی توحیدی ۱ و عزتنفس بسیار بسیار کمک میکنه به شما، برای غلبه بر ترس ها، بعد به جایی میرسید مثل الان من که هرچی فکر میکنم که جدیداً چه ترسی دارم توی این چندین ساله و چه ترسی بوده که منو درگیر خودش کرده میبینم که ترسی نیست
مثلاً یکی از ترس هایی که من داشتم، ترس از حرف مردم بود که من در مورد داستان جدایی گفتم. از آن ترسهایی بود که منو درگیر میکرد🥴
یکی از پاشنه های آشیلمه کلا حرف مردم، الان خیلی خیلی بهتر شده، پاشنه های آشیل رو هیچ وقت نباید بگید خوب شده، چون پاشنه آشیل هیچ وقت خوب نمیشه، میتونید بگید بهتر شده یا دارم روش کار میکنم، یا دارم بهتر میشم. اگر فکر کنی خوب شده دیگه کار نمیکنی روش🥳👌
دقیقاً نتایجی که به وجود اومد توی زندگیم، به خاطر اینه که این ترسها بهتر شد. یعنی خیلی راحت تونستم ازشون بگذرم، یعنی خیلی ترسها کمتر شد🥰
نمیتونم بگم ازشون گذشتم، قدرت شون رو از دست دادن و این نتایج به وجود اومد. ولی نمیتونم بگم از بین رفته، هست و باید همیشه روش کار کرد🥰🥳🥀🦋
ولی ترس دیگه ای غیر از این ترس، که الان توی ذهن من باشه، مثل ترسهایی که اغلب افراد دارن مخصوصاً ترس از تغییر، ترس از شروع یک مسیر جدید، اینو که اصلا،وبه هیچ عنوان پاشنه آشیل من نبوده🥰🥳
من خیلی خیلی راحت با تغییرات کنار میام استقبال میکنم از تغییرات، هر تغییری که باشه جدایی توی رابطه عاطفی باشه، کسب و کار باشه محل زندگی باشه، روابط باشه، هر تغییری که قرار باشه توی زندگیم رخ بده، من اصلاً نگرانش نیستم👏👏👏👌🎀💖
به خاطر همین مسئله، هیچ وقت توی زندگیم به موضوعات ایستا نگاه نمیکنم، مثلاً بگم من خوشبختیم به خاطر اینه که این چیزها رو دارم
مثلاً همین فردا هر اونچه که دارم توی زندگیم، از لحاظ مالی، اعتبار، شهرت، هرچه که هست، هرچه که به نام عباس منش هست، هرچی بحث پول و ثروت، ملک، املاک، دارایی، هرچی که هست ازم گرفته بشه، من ترس خاصی ندارم از اینکه این اتفاق بیفته👏👏👏👌👌🎀💖
این چیزهایی هست که روش کار شده که اینطوری فکر میکنم و قبلا اینطور نبوده، ولی الان با تغییرات اوکی هستم، میگم میسازم دوباره، پیش میرم، اتفاقات خوب میفته، خدا بهم کمک میکنه🤗🤗🦋
چون همه اینها موقعی به وجود اومد که حرکت کردم، اینها که قبلاً نبوده، دوباره خلقش میکنم خدا که عوض نشده، قانونش که عوض نشده همون سیستمه،💎🌷👌🎀💖
حالا اگه به هر دلیلی هم بره، باز هم خلقش میکنم. یعنی ترس هام توی این زمینه خیلی کمه دلیل پیشرفتم هم همینه که روی این ها کار شده و بهتر شده🌺🌹🌸🌻
بقیه ترسها هم که، جن رو که اصلاً اعتقادی ندارم که بترسم. یا ترس از چشم زخم، اصلاً کلا این چیزهایی که میره تو فضای متافیزیکی و داستانهایی که ربطهای متافیزیکی پیدا میکنه و ترس های متافیزیکی خیلی خوب روش کار کردم و اصلا نگران نیستم 🥳🥳🥰🥀
یا مثلاً ترس از پیری، ترس از بیماری، یا ترس از اینکه یکی ترکَم کنه و ترس ازتنهایی🙃🙃
اصلا اینها رو ندارم اینها خیلی خوب شده و قبلاً برام معضل بوده 🌷🎀💖
به اندازهای که ایمانتون قوی تر میشه، ترس هاتون کمتر میشه و نتایج بهتر میشه. نتایج وقتی میاد که این ترسها تغییر کرده باشه. باز هم نمیتونم بگم که ضد ضربه ام. اصلا اینطور نیست ممکنه اگر روی خودم کار نکنم، سریع نجواها شروع بشه، ترس ها قدرت بگیرن،🤨
ترس هایی که میگم روشون کار کردم و خیلی بهتر شدم، اگر روی خودم کار نکنم، اگه ایمانم رو تقویت نکنم، اگه ورودی هام رو کنترل نکنم، مسلماً این ترسها شروع میکنه به رشد کردن و ممکنه دوباره منو خفه کنه و قدرت انجام حرکتهای بزرگ رو از من بگیره. منو فریز کنه نتونم دیگه حرکتی بکنم🙄😲😲
ولی خداروشکر که دارم روی خودم کار میکنم خیلی خیلی ترس های کمی دارم و خیلی راحت خداوند لطف میکنه و اتفاقات خوب رو برای من رقم میزنه👌💎🌷🎀
ترس مهم ترین اسلحه شیطانه تا نتونی به خدا اعتماد کنی، که وعده هدایت ما رو به سمت نتایج دلخواهمون داده🥴
اما وقتی در حالی که میترسی، با اعتماد به این انرژی، قدمها رو برمیداری و به ترسهات حمله میکنی، شیطون ذهنت رو خلع سلاح میکنی
اونوقت جهان برای پاداش دادن به این جسارت درها رو برات باز میکنه. و نه تنها به خواسته هات میرسی، بلکه به خاطر این اعتماد و نگران نبودن به خاطر نتیجه نهایی، میتونی از مسیر تحقق خواستههات لذت ببری🥰🥳💐🥳
و این احساس خوب تو رو رشد میده و وارد مدار های بالاتری میکنه
مهمترین موفقیت های زندگی در لحظهای رقم میخوره که تصمیم میگیری با ترسی مواجه بشی که خودش رو به اساسی ترین موضوع زندگیت و تهدید برای از دست رفتن اون گره زده💖
هر چقدر که عزت نفست بیشتر میشه، هر چقدر نگاه توحیدی تری بسازی، قدرت غلبه بر ترسهات و سرعت تصمیم گیری برای حمله به ترس ها در تو بیشتر میشه 🥰🥀🎀
در نتیجه کمتر با ترسهات میمونی. چون بدتر از چیزی که از اون میترسی، درگیری های ذهنی که به خاطر آن ترس ها داری😲😲
غلبه بر ترس از مهمترین و بزرگترین لطفیه که میتونی در زندگی به خودت داشته باشی، چون رها میشی و برای یک ذهن رها، هیچ غیر ممکنی وجود نداره🥰🦋👌💎🥀🎀
پس اگه داشتن خواستهای در زندگی برات مهمه باید بهاش رو با نشان دادن جسارت و شجاعت در غلبه بر اون ترس بپردازی، اون وقته که جهان به خدمت تو میاد و هدایتت میکنه🥰🥰🥰🦋
خدایاشکرت🤗🤗🌺🌹
🎀سپاسگزارم استاد عزیز وخانم شایسته جان🎀
سلام و درود خدمت استاد عباسمنش عزیز
وقتی ما روی خودمون کار میکنیم و باورهای قدرتمندی رو برای خودمون میسازیم در حدی که تبدیل به منطق های ذهنیمون میشه خودبهخود جهان کاری میکنه که ما کسب و کارمون و روابطمون و سلامتیمون و آرامش و شادیمون و همه و همه روبه بهبودی میره حتی این قضیه اینقدر بدیهی هستش که ممکنه گاهی اوقات متوجه اش نباشی ولی داره همچین اتفاقی میوفته
در پناه خداوند یکتا
به نام خدای مهربان
روز ۳۱ سفرنامه و شروع فصل دوم
سلام خدمت دوستان
خدایا شکرت که به تعهدی که دادم عمل کردم و فصل اول سفررا به خوبی پشت سر گذاشتم و ادامشم به امید تو
نتیجه میگیرم که ریشه و اساس موفقیت ساختن عزت نفس و داشتن عزت نفس و باور کردن خود و خدا وتوانایی های که خدا بهمون داده است و ما باید توانایی حل مسائل را درون خودمون بسازیم که واقعا کمک خیلی زیادی تو کسب و کار میکنه .
کسانی که خیلی ثروتمند هستن کمتر و یا اصلا در دام کلاهبرداری و یا همین ترفند پنزی میفتند ولی افراد فقیر خیلی راحت تو این جور دام ها میفتن .
سلام خدمت استا د عباس منش عزیز ودوستان سایت . استاد من دوره عزت نفس رو تهیه نکردم اگرچه انشا الله که در آینده تهیه خواهم کرد امافرمودید که محتوا این دوره در مورد خود باوری است و این که راه حل تمام مسائل داخل خود ما ا ست که با همین جمله شما فهمیدم این دوره خیلی با ارزش است چون حقیقت مسئله مسئله همین است است که ما راه حل ها رو بیرون از خود ما دنبالشیم در صورتی که تما م راه حل ها تما م مشکلات همه وهمه به درون ما برمیگرده وتنها علتی هم که بنده صوت ها ی شما رو دارم دنبال می کنم فقط همین هست که مارو به درون خود مان ارجاع میده به جای این که از بیرون مسائل رو حل کنیم از درون حل می کنیم به جای این که روی مسائل بیرونی کار کنیم روی مسائل درونی کار می کنیم روی باور ها روی تفکرات روی ورودی ها کار میکنید که به نظر من اصلا راه درست همین است واز خداوند بابت راهنمایی من به سمت آموزه ها ی شما وآگاهی های ناب متشکرم