مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 121


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Ms Mohadese گفته:
    مدت عضویت: 2778 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز عباسمنشی

    به نام خدا

    نکات مهم گام چهارم

    همه ما یکسری ترس ها داریم و همه باید در عین اینکه می ترسیم عمل کنیم و با توکل حرکت کنیم و به دلشان برویم تا بر ترس غلبه کنیم .

    ما اگر هدفی داریم باید به سمت ترس‌هایمان حرکت کنیم و ایمانمان را نشان دهیم و به ایده ها و الهاماتمان عمل کنیم .

    خیلی از ترس ها توهم هستند و با حرکت کردن میفهمیم که چیز خاص و مهمی نبوده برای پیشرفت و رسیدن به هدفمان باید ب ترس هایمان غلبه کنیم .

    عزت نفس داشتن کمک می کند برای غلبه به ترس هایمان و کمک می کند که در مسیر پیشرفت قدم برداریم و در جهت بهبود زندگی تغییر کنیم .

    ترس از تغییر کردن ترسی که است تا قدم بر نداریم به آن چیز ی که می خواهیم هیچ وقت نمی رسیم اگر غلبه نکنیم. همواره باید مشتاق تغییر حتی در شرایط به ظاهر عالی باشیم .

    ترس ها پاشنه اشیل ما هستند که هر لحظه نیاز به بهبود و کار کردن دارند چون اگر کار نکنیم هر لحظه امکان بازگشت آنها هست .

    اگر در مسیر درست باشیم از تصمیمات اشتباه و ضرر های احتمالی هم به لطف خدا در امان خواهیم ماند اگر روی خودمان هر لحظه کار کنیم در تله نخواهیم افتاد.

    ترفند پونزی حالت های مختلفی دارد که شعار های یکشنبه پولداری یا سریع ترین راه هارا می دهد در حالی که ایده های پول ساز در مدار هر شخص طبق باورها و شرایط کنونی و تکامل هرشخص به ما الهام می شود و با شرایط اکنون ما قابل انجام می باشد.

    کسانی که از لحاظ مالی فقیر هستند گرفتار این تله می شوند و افراد ثروتمند فریب این ترفند را نمی خورند.

    به مثال هایی که گرفتار طمع و این ترفند ها شده اند سرمایه گذرای کل دارایی در ارز دیجیتال و بورس بوده که منجر به ورشکستگی شده و یا افرادی که با قرض زیاد و‌وام کسب و کاری رو شروع می کنند و در نهایت با بدهی زیاد و حال بد و شرایط بدی مواجه شده اند چون قانون را دور زده اند و تکامل را رعایت نکرده اند .

    درپناه حق باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    حسین عبادی گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    بنام خداونده بخشنده و مهربانم….

    إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْکًا ۚ إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْکُرُوا لَهُ ۖ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ(عنکبوت 17)

    شما، سواى خداى یکتا بتانى را مى‌پرستید و دروغهاى بزرگ مى‌پردازید. آنهایى که سواى خداى یکتا مى‌پرستید، نمى‌توانند شما را روزى دهند. از خداى یکتا روزى بجویید و او را عبادت کنید و سپاس گویید، زیرا به سوى او بازگردانیده مى‌شوید.

    سلام به استاد عزیزم ومریم بانو قشنگ

    سلام به بچه های پاک این منزل…

    خدایا شکرت شکرت سپاس تورا برای همچیز الهی شکرت خدایا شکرت که بعد از مدتها دوباره اومدم و کامنت دارم میزام الهی شکرت رب من شکرت بینهایت الهی شکرتتتت….

    چقدر دام براتون تنگ شده بود بچه ها …من رفت بودم به لطف الله به یک سفره هدایتی که خود رب هدایتم کرد الهی شکرت رب من برای این هدایت…

    استاد و مریم بانو که همسفر ما بودن با دوره دوازده قدم که تویه ماشین پلی بود الهی صد هزار بار شکررررر…

    اوفش چقد ردارم کیف میکنم که دارم مینویسم تویه سایت الهی شکرررررررررررررر…

    در مورد ترس میخوام حرف بزنم که تویه این سفر باعث شد قدم بردارم که دستان خدا و دلهای مهربان در مسیرم ظاهر شدن…

    الهی صد هزار بار شکررر…..

    حتما میام و مینویسم که خدا چطور هدایتتم کرد و راه رو برام باز کرد خدایااااااااااااااااا صد هزار بار شکرت بینهایت شکر…

    در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند باشید…

    با عشق حسین عبادی بنده خوب خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    حمیدرضا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4275 روز

    سلاااام پر انرژی در گام چهارم

    کامنت امروز رو با چند توجه به زیبایی ها از اول صبح شروع میکنم

    صبح زود زمانی که میخواستم بیدار شدم ، و با زیبایی ابرها و هوای صاف و منظره دور بسیار زیبای خط آبی پر رنگ دریای خزر شروع کردم با حس عالی ، بعد از یه دوش آب گرمی که کم کم رو به سرد بره و شکرگزاری برای این نعمت رفتم سراغ خوندن کامنت یکی از دوستان در کانال تلگرام گروه تحقیقاتی عباس منش ، شروع گام چهارم و خواند و گوش دادن و نوشتن نکات مهم ! حالا دیگه زمان کار بود

    بعد یه جلسه آنلاین خیلی خوب و با انرژی با همکارانم ، تشویق و تحسین من توسط همکارانم ، قهوه بسیار عالی که همسرم آماده کرد و بهم داد در حین اینکه توی جلسه بودم

    و پاداش مالی که صبح به حسابم واریز شد از سمت شرکتی که باهاشون همکاری میکنم که بسیار برام حس خوب و خوشحال کننده ای داشت که باعث شد دی ماه ( غیر از آذر ماه که بالاترین ورودی امسال تا به الان را داشتم ) ورودی مالی من از 8 ماه قبلی ام بیشتر باشه

    و در نهایت یه غذای عالی و نعمت خوشمزه که باعث شکرگزاری و انرژی بیشتر شد که الان بشینم برای بار دوم گام چهارم را گوش بدم و این کامنت را با احساس عالی و شکرگزاری بنویسم

    الهی شکر و هزاران بار شکر : )

    قبل از اینکه به سوالات و تجربیات برسیم ، یه جهش میکنم به آخر فایل ، جایی که استاد میگند :‌ به نظر من این باورها 5٪ نهادینه شدند و این نتایج را دارند !!

    چی استاد ؟ درست شنیدم 5٪ ؟ ، بااااباااا دمت گرررررم !!!! :‌)

    این مطلب دوتا نکته برامون داره اولیش را که استاد گفتند که اگر این باور ها بیشتر نهادینه بشه چی میشه ،‌ اما نکته دومش اینه که ما چقدر روی خودمون کار کردیم ؟

    یا موقع هایی که خسته میشیم و فکر میکنیم نتیجه نمیگیریم ، مشخصه که هنوز خیلی جای کار داریم ،‌ وقتی استاد ما اینو میگند یعنی صد در صد که نه ، هزار در هزار مطمعن باش که قانون جواب میده و همیشه جواب خواهد داد !! فقط بستگی به خودمون داره ، هر چقدر که بکاریم و حواسمون باشه محصولمون آفت نزنه ( کنترل ورودی های ذهن ) به همون اندازه هم برداشت میکنیم ،‌ البته من فکر میکنم بیش از اون برداشت میکنیم ِ، در اصل خداوند بیشتر بهمون میده :‌)‌ وقتی که باور توحیدی مون را تقویت کنیم ، خداوند بیش از تلاشمون بهمون میده ، نعمت های پایدار و پر برکت !!

    چه خدایی داریم که این بنده صالحش با 5٪ باورهای نهادینه شده اش اینقدر نتیجه گرفته :‌))

    در مورد ترفند پونزی ، خوشبختانه من قربانی اون نشدم و چه از تاثیر صبحت های استاد در سال های قبل و چه شنیده های اطراف و باور ذهنی خودم که از بچگی بود که یک شبه نمیشه به چیزی رسید ، و مخصوصا تجربه تلخ یکی از نزدیکان ، هر موقع حرفی شده و یا پیشنهادی بوده از این مورد ( هر چند کم ) سعی کردم به قول استاد از سمت مخالفش فرار کنم : )

    متاسفانه یکی از نزدیکان من ، حدود 12 سال پیش قربانی این ترفند شد ،‌ و در اون سال اگر اشتباه نکنم و عددی که شنیدم درست باشه حدود 800 میلیون بدهی براش اتفاق افتاد ،‌ توی این 12 سال سختی های مختلفی را گذروند بدهی ها را پرداخت کرد و حتی برند ساخت ،‌ رشد کرد و به جایگاه قابل قبولی رسیده بود

    اماااااااا

    متاسفانه تر اینکه ، در چند ماه اخیر امسال به دلایلی که کامل ازش خبر ندارم و یکیش پول نزول بوده !! ( به قول استاد وقتی که بیس کار حل نشه فرقی نمیکنه ) در حال حاضر تمام زحمتاش نه تنها به باد رفته و برندش هم خراب شد بلکه با بدهی 70 میلیاردی مواجه شده !! که برای همه اطرافیانی که میشناختنش به شدت شوکه کننده و تعجب آور بود ، که از صمبم قلبم براش دعای تغییر و هم فرکانس شدن با قانون جهان را میکنم تا بتونه برگرده و جبران کنه !!!

    در صورتی که یکسال پیش من قرار بود باهاشون همکاری شروع کنم و پیشنهاد نسبتا خوبی هم بهم دادند ، ولی از اون راهی که این موضوع را هم به دست هدایت و خدای خودم سپردم ، شروع همکاری و قرارداد عقب افتاد ، با اینکه من تایید اولیه را داده بودم اما کارها پیش نرفت و منم دقیقا در این فکر بودم که این روان پیش نرفتن کارها یه جور نشونست و هم زمان با عقب افتادن کارها تیم دیگه ای که از قبل باهاشون همکاری پروژه ای داشتم بهم پیشنهاد همکاری کامل دادند و برعکس اونطرف ، کارها به راحتی و سریع پیش رفت و الان یکساله که من در رضایت کامل باهاشون همکاری داشتم و دارم و واقعا لذت بردم ،‌ولی متاسفانه اون شخص و برند الان به شدت سقوط کرده و دیگه خبری ازش نیست !!! خدا را سپاس که در هر لحظه در حال هدایت ماست

    .

    الهی هزاران بار شکر ، دوستتون دارم :‌ )

    به امید حیات تا گام بعد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مهناز اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 2470 روز

    به نام خداوند رزاق

    گام 4 ، سلام استاد و خانم شایسته عزیز که این پروژه عالی رو برای ما به رایگان ران کردین واقعاً این فایل ها رایگان نیستند چون علاوه بر پیشرفت جلوی خیلی از ضررها رو میگیره که ممکنه برای ما بوجود بیاد و ما رو به زیر صفر برسونه .

    من و همسرم با هم در این مسیر هستیم ولی خب من بیشتر از همسرم به فایل ها گوش میکنم و ایشون بیشتر وقتشون سرگرم کار هستن و کمتر فایل ها رو گوش میدن.

    زمانی که ما به شهرستان رفتیم همسرم دسته چک داشت و برای چند نفری ضامن شد که یکیش داداش خودم بود و واقعاً ما رو اذیت کردن در صورتی که من به همسرم گفته بودم حتی برای داداش من هم ضامن نشو که الان هم خودش میگه که تو همیشه میگفتی برای کسی ضامن نشو حتی برای خانواده من .

    بعد از مدتی همسرم با توجه به فایل هایی که از استاد اون زمان گوش کرده بود دسته چکشو پاره کرد . تا چند روزه پیش ، یکی از همسایه های مغازه مون که ایشون هم مثل ما فروشنده دیجی کالا هست به همسرم گفته بود که دیجی کالا تا 2 میلیارد وام میده و اومده بود که کاراشو انجام بده . بعد که همسرم اومد خونه ، برای من جریان رو تعریف کرد و گفت چون که دسته چکشو پاره کرده اگر بخواد دوباره دسته چک بگیره باید کیفری بره و خلاصه که کلی دوندگی داره و گفت که می‌خوام برای تو دسته چک بگیرم ، منم فوراً گفتم که من نمی‌خوام دسته چک داشته باشم ، حتی فکر کردن به این که من دسته چک داشته باشم حالمو بد می‌کنه .

    همچنین چون ما سایت فروشگاهی داریم و سایتمون داخل ترب هم میاد اونجا هم برای اینکه ضمانت ترب داشته باشی تا مشتری ها بیشتر بهت اعتماد کنند باید یه چک به ترب بدی و از اونجایی که هم سایت و هم پنل دیجی کالا به اسم من ثبت شدن همسرم میخواد که من دسته چک بگیرم تا فروشمون بالاتر بره ولی خدا شاهده از روزی که جدی دارم روی خودم کار میکنم تعداد سفارش های بالای 1 میلیون از سایتمون بیشتر شده که قبلاً به ندرت اینجور سفارش ها از سایتمون میشد و همین دیشب دو تا سفارش 2 میلیونی در سایتمون ثبت شد و یک مشتری عمده داشتیم که چند میلیون نقد خرید کرد . خدا رو شکر اینها نشونه است که مسیرم درسته ، من فقط باید در این مسیر استمرار داشته باشم .

    خدا شاهده همون روزی که همسرم در مورد دسته چک باهام صحبت کرد از بانکی که من داخلش حساب دارم این پیامک برام اومد که کپی شو میزارم :

    مشتری گرامی؛

    بنا به اعلام بانک مرکزی، از تاریخ 30 دی ماه، درصورت عدم تطابق کدپستی و کدملی خود در شبکه بانکی با اطلاعات مندرج در سامانه ملی املاک و اسکان، امکان صدور دسته چک میسر نخواهد بود.

    و این برای من یک نشونه بود که خدا داره میگه که نباید دسته چک بگیرم .

    همسرم با توجه به گفته های اون فرد دچار طمع شده بود درصورتی که پس انداز الان ما ده درصد از اون پولیه که دیجی کالا میخواد وام بده و این نشون میده که ما هنوز به اون تکامل نرسیدیم. از اون روز به بعد هم دیگه همسرم با من در مورد گرفتن دسته چک صحبت نکرد .

    در مورد ترس ها منم ترس های زیادی دارم یکی از مهم ترین ترسها که واقعاً هر بار شیطان از اونجا وارد ذهنم میشه و منو میترسونه که این هم بیشتر به خاطر خانواده ام علی‌الخصوص خانواده ی مادریم و محیطی که درش بزرگ شدم و فیلم های که سال های قبل از آشنایی با استاد دیدم که همیشه میگم این فیلم ها و سریال ها مخرب ترین ورودی هستند که آدم رو واقعاً بدبخت میکنند من اینو با گوشت و پوست و استخوانم درک کردم :

    ترس از بیماری و ترس از مرگه ، که فکر میکنم با این دو تا دیگه همه چی تموم میشه البته دارم روشون کار میکنم و خوشحال میشم اگه باورهای مناسبی دارید برام بنویسید .

    ترس از رانندگی و تصادف که خدا رو شکر روی این ترسم تا حد خوبی کار کردم و در عین اینکه میترسیدم اقدام کردم .

    ترس از خیانت و از دست دادن روابط که این هم از وقتی که دارم روی دوره ها کار میکنم بهتر شدم و این روزا بهم گفته شد که تو خالق زندگیت هستی و تا زمانی که تو داری روی خودت در مسیر درست کار میکنی این اتفاقات برات نمی افته و این هم فهمیدم که باور عدم لیاقت باعث این ترس میشه که من خودمو لایق بهترین روابط نمی‌دونم و این هم باز تاثیر همون فیلم و سریال های مسخره است که قبلاً دیدم چون من کسی بودم که واقعاً خیلی تلویزیون نگاه میکردم هر فیلمی رو چند بار می‌دیدم و تمام صحنه هاشو توی ذهنم تصور میکردم ولی الان 8 ساله که من دیگه تلویزیون و فیلم و سریال نگاه نمیکنم و خدا رو شکر آرامشم بیشتر شده .

    ترس از اتفاقات ناخوشایندی که در آینده ممکنه برام بیفته که شامل سه تا ترس بالا میشه یعنی : بیماری ، مرگ ، تصادف ، از دست دادن روابط و آدمهای زندگیم مثل همسر و فرزندانم .

    ترس از تاریکی ، جن ، چشم زخم و ترس از حرف مردم اینها هم کمتر شده ولی هنوز هست ، من فکر میکردم که اصلاً به چشم زخم اعتقاد ندارم و حرف مردم برام مهم نیست ولی متوجه شدم نه هنوز یه رگه هایی ازش در درونم هست ، ما نسبت به خانواده خودم و همسرم مسافرت های زیادی میریم خب همسرم بعضی از عکسهای مسافرت مونو داخل اینستاگرام میزاره و من فهمیدم که وقتی همسرم عکس ها رو استوری می‌کنه حسم بد میشه ، ریشه یابی کردم که چرا حسم بد میشه فهمیدم هنوز ذهنم میگه که چشم میخوریم و یا مردم میگن نگاه کن چه تیپی زدن .

    ترس از تغییر محل زندگی ، ترس از تغییر کسب و کار خدارو شکر خیلی کم رنگ هستن و تا بحال دو بار هم کارمون و هم محل زندگی مون رو تغییر بزرگ دادیم که همه متعجبن که ما چطور این کارو کردیم ، حتی به من میگفتن که اگه همسرت میخواست از کارمندی بیاد بیرون تو چرا جلوشو نگرفتی .

    ترس از ارتباط برقرار کردن با آدم های جدید و موقعیت های جدید با اینکه آدم درونگرایی هستم ندارم چون روی خودم کار کردم و این درصورتیکه من قبلاً از دیدن افراد جدید ، موقعیت های جدید رنگم قرمز میشد ، تپش قلب می‌گرفتم و دست و پام می‌لرزید ، حالا درسته نمیتونم خیلی راحت توی یک جمع بزرگ برم روی سن و سخنرانی کنم ولی همین هم می‌دونم که اگر در موقعیتش قرار بگیرم یه راه حلی براش پیدا میکنم دیگه .

    ترس از دوری از خانواده و شهرم ندارم و اتفاقاً خیلی هم خوشحالم که دورم چون در این تنهایی بیشتر روی خودم میتونم کار کنم .

    می‌دونم که کامنتم طولانی شد ولی باید یه ردپا از خودم میزاشتم و این هم بگم که از زمانی که من بطور تمرکزی شروع کردم روی خودم کار کنم خداوند شرایط رو برام فراهم می‌کنه مثلاً دیشب همسرم خودش بچه ها رو خوابوند و من داخل اتاق داشتم فایل گوش میدادم و کامنت می‌خوندم و تمرین ستاره قطبی ام رو انجام میدادم این در صورتیه که قبلاً همسرم لجش می‌گرفت که من نیام بچه هارو بخوابونم یا بچه ها دیگه قبول کردن که زیاد به من کاری نداشته باشن و در کل یه تنهایی خوبی برام ایجاد شده تا بتونم روی خودم کار کنم ، بخدا وقتی تصمیم میگیریم روی خودمون کار کنیم شرایط و آدمهای اطرافمون هم تغییر می‌کنند .

    خدایا شکرت ، ازت می‌خوام که روز به روز در این مسیر پیشرفت کنم و استمرار داشته باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سید عبداله حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2240 روز

    به نام الله یکتا و مهربان.

    سلام به استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز.

    وقتی آدم قانون تکامل را بدونه سعی می‌کنه از زندگیش لذت می‌بره و اتفاقات خوب خودشون از راه می‌رسند نیازی نیست که زور بزنیم.

    من 15 ساله بودم یکی از دوستام اومد یه پیشنهاد بهم داد که من تو یه شرکتی کار می‌کنم پول خوبی هم بابت کارمون میده شرایطش هم خیلی عالیه

    ولی اولش باید یه مقدار پول به مبلغ 500000تومان

    پرداخت بکنی تا بتونی عضو بشی یه دو هفته ای رو مخ من داشت کار می‌کرد و منم دیگه خیلی وسوسه شدم که عضو بشم و از اونجایی من آدمیم

    که تو کارها با دیگران مشورت میکنم اومدم با پسر

    عموم مشورت بکنم ایشون گفت این کار را انجام نده من خودم، ازم 500000تومان بردند و دیگه

    نمی‌تونم بگیرم یعنی پیداشون نمیشه که بگیرم

    گفتم اصل قضیه چی هست، گفت این یه شرکتی هست به نام گلد کوئست جوون های مردم را

    با حقه بازی به طور میندازنشون و کلاهبرداری می‌کنند و پولاشون را می‌برند و من همون‌جا از پسر عموم تشکر کردم و کلا منصرف شدم.

    کسی که قوانین خداوند را بدونه هیچ جوره گول این ترفند ها را نمی‌خوره هر چی هم اون شرکت

    امنیت داشته باشه، من موقعی که تازه با این قوانین شدم این باور، خود باوری، باور به توانایی هام، اینکه یه خدایی هست، قوانینی هست،

    دیگه تا ته داستان همه چیز را خوندم و خیلی هم

    سپاسگذاری می‌کنم چقدر خوبه آدم دیگه زندگیش را خودش میتونه خلق کنه چه نیازی به این داستان‌ها هست.

    من چند وقتی هست که دارم دوره روانشناسی ثروت 1 را کار می‌کنم واقعا این دوره فوق العاده و بی نظیر هستش به قول استاد وقتی این دوره را یا دوره های دیگه را کار کنی کمترین اتفاقی که می‌افته اینه که گول این داستان‌ها را نمیخوری واقعا این دوره جوری ذهنم را تنظیم میکنه که دارم

    از همین سرمایه ای که دارم از همین شرایطی هستم کسب کارم را شروع کردم ترس‌هام کمتر شده و با احساس خوب دارم مسیرم با قانون تکامل سیر می‌کنم و بسیار هم برام راضی کننده هست

    استاد عزیزم از شما و خانم شایسته عزیز نهایت سپاسگذاری را دارم.

    در پناه حق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 754 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به همه و استاد عزیزم

    چقدر این فایلها آگاهی دهنده اند ، خداره صد هزار مرتبه شکر

    استاد در مورد ترس گفتید ، ترس از آینده یکی از نقاط ضعف من بود و حالا هم امکان داد که باشد اما تا حدی کنترولش کردم به وسیله باورهای توحیدی که در فایلهای توحیدی عملی شنیدم .

    یکی از ترس‌های خیلی شایع همین ترس از آینده است ، که اگر اندک از مسیر خارج شوم این ترس سراغم می‌آید و دوباره نجواها شروع می‌شود. اگر چه بار ها به خودم گفتم که خداییکه تا اینجای زنده گی با تو بوده بعد ازین هم با تو میباشد و کنترول می‌کند، مدیریت می‌کند.

    اما باید بیشتر رویش کار کنم و تنها راه حل ترس داخل شدن در ترس است . ببینم که تماما جز توهم چیزی دگه نیست .

    خواسته های ما باعث می‌شود که بر ترس‌های ناشی از مسیر که در آن استیم را داخل شویم . که. بهای آن وارد شدن به دل ترس‌های ماست .

    به اندازه که روی باورهای توحیدی و ایمانی ما کار کنیم ، به همان اندازه ترس های ما کم می‌شود.

    خداره صد هزار مرتبه شکر بابتی اینهمه آگاهی که درین فایل بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    محبوبه سما گفته:
    مدت عضویت: 1646 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جون و همه دوستان نازنینم

    صحبت از ترس شد و چقد این ترس توی زندگی من متاسفانه نقش پررنگی داره . ترس مساوی با شرک هست و شرک هم، چنان مخفی عمل میکنه و واقعا نمیشه براحتی متوجه شد . روزها گذشت و من فهمیدم که در رابطه با موضوعی دارم حسابی شرک میورزم در حالیکه اسمشو گذاشته بودم دست خدا برای کمک بمن

    ولی این در حالیه که تمام تمرکزم روی اون شخص بود که کمکم کنه و فک میکردم دارم درست عمل میکنم تازه متوجه شدم که این شرک هست که منتظر فقط اون شخص هستم و از روی ترس قدم دیگ ای برنمیدارم . ای داد بیداد

    امروز با خودم و خدا قرار گذاشتم که فردا برم و از نو شروع کنم اون داستان رو و دیگه منتظر اون شخص نباشم چون خداوند هزاران فرشته پی در پی رو واسه یاری من میفرسته اگه دوباره قدم بردارم با توکل بهش با ایمان به قدرتش و وهابیتش

    لازمه دوباره جسارت به خرج بدم شجاعت و ایمان داشته باشم تا پاداش هارو دریافت کنم . ترس ها از سمت شیطانه و اونه که چنددد روزه داره جولان میده و من هم بهش هی قدرت میدم و اون باز هم آینده رو برام ناجالب تر جلوه میده و من بازهم ترس و نگرانیم بیشتر میده

    باید قدرت رو به خدا بدم و با ایمان و توکل به خودش دوباره شروع کنم همه چی درست میشه قانون همینه من اگه در مسیر درست باشم راه ها باز میشه مورد های بهتر و گزینه های بهتر سر راهم قرار میگیره

    خداوند میفرماید

    سوگند به روز

    سوگند به شب هنگامیکه تاریک میشود

    خداوند هرگز تو رو رها نکرده و از دست تو ناراحت نیست

    خداوند نوید میده که روزهای آینده تو بهتر و درخشان تر از گذشته تو خواهد بود

    و خداوند اینقدر بهت نعمت عطا میکنه که راضی بشوی

    عاخ چقد این جملات زیبا و آرامش بخشه . خدا همه چی میشه برام همه چی . فقط باید سمت خودم رو ایمانم رو حفظ کنم و بهش به چیدمانش اعتماد کنم

    خداوند ایده ای بت نمیده که نتونی از پسش بربیای . فرمانروای کل هستی همیشه کارش درسته و از درون من آگاهه همون که صاحب آسمانها و زمینه. همون که وهابه، روزی دهنده ست، صاحب اختیاره . همونکه عاشق منه و مشتاق تر از منه که موفق بشم که رشد بکنم منبع پیشرفته عشقه نفسه دلبره

    خدایا شکرت که منو هدایت کردی و نذاشتی گمراه بمونم

    خدایا شکرت بخاطر اینهمه نعمتی که دارم سلامتی زیبایی بدن سالم خانواده بی نظیر خونه ماشین موبایلم و …

    ترس همه فقط توهم هستن و کار شیطانه. باید با ایمان و عزت نفس رفت توی دلش … خدا هم با ماست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    فریبرز کاوه گفته:
    مدت عضویت: 2167 روز

    درود بر استاد بزرگوارم جناب عباس‌منش گرامی و بانو شایسته‌ی عزیز و یکایک دست‌اندرکاران سایت الهی عباس‌منش و همه‌ی عزیزان همراه و هم‌فرکانسم

    در حدود سال 1381 بود که من دانشجوی دکتری بودم. همکاری در دانشگاه داشتم که در گُلد کوئست بود و همش تبلیغ می‌کرد. منم که مثل بسیاری از اعضای هیئت علمی و مانند بسیاری از مردم ساده دل و البته ضعیف از نظر مالی، آرزوی داشتن ثروت‌های نجومی را بدون طی کردن مراحل تکاملی‌ام داشتم، سرانجام اسیر این تبلیغات شدم. یادم میاد با پسر بزرگم که اون موقع حدود چهار سالش بود توی مترو در تهران نشسته بودم و از جلسه‌ی پرزنت ایشان داشتم به سوی خانه‌ای که برای سکونت برای گذراندن دوره‌ی دکتری اجاره کرده بودیم بازمی‌گشتم. وسط راه یک‌دفعه فکری به ذهنم رسید که با معاون امور مالی دانشگاه تماس بگیرم و درخواست وام کنم تا بتونم در گُلدکوئست ثبت‌نام کنم. ایشان گفتند که من حائز شرایط هستم و منم خوشحال شدم و وقتی به شهرم( که هر هفته می‌بایست برای تدریس می‌رفتم) بازگشتم، وام را دریافت کردم و ثبت‌نام را انجام دادم.

    الان یاد این حرف استاد در گفتگوی ایشان با استاد عرشیان‌فر افتادم که داشتند از قول قرآن می‌گفتند که خدا برای ما هیچ چیزی نمی‌خواد، خدا همان چیزی را به ما میده که ما ازش می‌خوایم و براش تلاش می‌کنیم.

    آره ثبت‌نام کردم و من که باید روی تحصیل دوره‌ی دکتری متمرکز می‌بودم، همش سرگرم گُلدکوئست شدم و تمرکزی بر درسهام نداشتم و به همین خاطر بسیار ضعیف پاس کردمشان.

    در گُلدکوئست که پیشرفتی نداشتم، درسهام را هم که ضعیف پاس کردم و از هر دو کار افتادن. تا این‌که همون همکارم که مثلا بالاسری من بود، یه روز بهم گفت: پسر یه کاری نو داریم که اصلا گُلدکوئست در برابرش هیچه! منم که تشنه‌ی پول بودم، پذیرفتم. اسم اون ترفند پونزی، سوئیس کش بود. شاید اسمش را شنیده باشید. تو اون ترفند پونزی به نام گول زننده‌ی سوییس کش، پول ورودی این‌بار یک میلیون تومان بود و این در حالی بود که دلار هزار تومان بود، یعنی هزار دلار. خوب می‌تونستی مجموعه بسازی و بعدش هر ماه بیست درصد از سرمایه‌گذاری طرف را به‌عنوان سود بهش برمیگردوندی. سود افراد را هم از پول ورودی‌های جدید بهشون می‌دادیم. من تو اون کار که البته چه کاری؟! همش حقه‌بازی بود و کلاه‌برداری، خوب پیشرفت کردم ولی پس از هشت ماه یک شبه اون پول‌ها با پاک شدن سایت شرکت مجازی رفت و دیگه پیداش نشد و من موندم کلی طلب‌کار.

    یادمه که درست یک شب پیش از پاک شدن سایت اون شرکت مجازی، ماها را برده بودن در یک سالنی نزدیک میدان تجریش که فکر کنم مال آموزش و پرورش بود و یه آقایی که مثلا استاد موفقیت بود داشت از اون کار تمجید می‌کرد. ما هم همه شارژ شده بودیم و می‌خواستیم از فرداش بترکونیم که یهو سایت رفت و دیگه نیومد. چه‌ها که نکشیدیم و چه بیچارگی‌ها که ندیدیم! خدا بهم رحم کرد و اگر رحم خدا نبود، شاید حالا هیچ هم نبودم! خدایا پروردگارا سپاس بیکران دارم که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت گذاشته‌ای و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم.

    پس از شش ماه که ازون ماجرا گذشت، شرکتی در رسته‌ی آب را با چند نفر دیگر تاسیس کردم و شروع کردیم به پیمان‌کاری با شرکت آب منطقه‌ای استان. اوائل کار همه چیز خوب بود چون ما لقمه‌های کوچک برمی‌داشتیم و از پسش برمیامدیم. ولی کم‌کم من که مدیر عامل بودم طمع کردم و خواستم با پارتی‌بازی پروژه‌ای را بگیرم که گرفتیم ولی از پسش برنیامدیم و ازش انصراف دادیم که همون سبب برهنه خوردن شرکت و انحلالش شد. بار دیگر هم مراحل تکاملی را رعایت نکردم و ضربه‌اش را خوردم.

    چند سالی دیگه فقط به کار تدریس و پژوهش در دانشگاه پرداختم ولی چهار ساله که نماینده‌ی یک شرکت آبرومند و‌ جهانی هستم که خدا را شکر درسته که اوضاع بد نیست ولی اگر در این‌ موقعیت هستم، بازم دلیلش رعایت نکردن قانون تکامل و پیوسته بودنه! و این‌که ظرف ذهنی من پر بود از دانایی‌هایی که در این‌کار هیچ کارایی ندارند. الان تازه کم‌کم دارم این ظرف را خالی می‌کنم تا درش مطالب سودمند برای آموزش کارم جای بگیره. حالا دیگه نباید شتابزدگی داشته باشم! باید اجازه بدم که تکامل کار خودش را بکنه! من تنها باید به خدا توکل کنم و ترس‌هام را کنار بگذارم. واقعا اگر اینجام، این یعنی که خدا خیلی دوستم داره که منو آورده تا از این آموزه‌ها( سخنان استاد بزرگوارم و کامنت های دوستان گرامی) استفاده کنم.

    خوب، هنوز هم می‌ترسم که به با برخی از آدما در مورد محصولاتم حرف بزنم. البته این همیشگی نیست و گاهی که فروشم پایین میاد این احساس ترس بیشتر میشه. به خودم میگم که ببین، تو ترسیدی ولی خدا که نمونه! اگه همون وقتا که فروشت خوب بود و تو شجاعت اینو داشتی که با هرکسی در مورد محصولات صحبت کنی، حالا هم همونه! خدا همونه و توکل بهش حالا و گذشته و آینده و وضع خوب و خراب نمی‌شناسه! تو تنها کاری باید بکنی اینه که بهش اعتماد کنی و راه را برای، چه هوا صاف و آفتابی و آبی باشه و چه توفانی و پر از ابرهای سیاه و رعد و برق! خدا همونه! و مزد را کسی می‌گیره که ایستادگی کنه و شجاع باشه و با این‌که می‌ترسه، دلش را به خدا گرم کنه، خودش را با هیچ کسی مقایسه نکنه و صبور باشه و پیوسته! ته این مسیر روشنیه! پس برو و برو برو!

    خدایا پروردگارا دوست دارم و از این‌که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم از تو سوتی بیکران دارم.

    ارادتمند شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    معصومه عرب دشتی گفته:
    مدت عضویت: 1578 روز

    سلام به همه دوستان عزیز

    چیزی که من از این فایل یاد گرفتم این بود که به عنوان طبیعت انسانی، ما ویژگی هایی مثل ترس داریم ولی زمانی که بیش از اندازه به اون ترس ها بال و پر بدیم غیر طبیعی میشه باید ترس و حرکت رو در یک ترانزی قرار بدیم که این ویژگی بهمون آسیب نزنه و مثل یه بلوک نچسبه به پامون که نزاره حرکت کنیم

    وقتی تلاش میکنی که این ویژگی طبیعی رو در یک ترانز قرار بدی از اونور میتونی روی خودت کار کنی ایمانتو بالا ببری روی عزت نفست کار کنی تا به یک اطمینان برسی

    وقتی به یک اطمینان در درون خودت رسیدی و ایمانتو تقویت کردی قانون تکامل رو درک میکنی و میفهمی که همه چی تکاملیه و برای رسیدن به خواسته باید استمرار داشته باشی و این یک قانون بدون تغییر، دقیقا مثل قانون جاذبه

    و زمانی به درک این موضوع پی میبری که روی عزت نفست کار کرده باشی و تا حد خوبی به خودباوری رسیده باشی که ویژگی شجاعت و جسارت و ایمان در تو بیدار شده باشه و تقویت بشه

    به قول استاد وقتی آدم یه خواسته ای داره باید بهای خواستشو بپردازه و به اینکه خدا توانایی حل مسائلشو در وجودش قرار داده ایمان داشته باشه

    قانون پونزی زمانی روی آدم تاثیر میزاره که ترس هایی داری که بیشتر تَوَهُم ترس از تغییر مثلاً این ترس از بی اعتمادی خودت نسبت به خودت میاد و چون همیشه این در وجود تو بوده همیشه در یک ریلی حرکت میکردی که مشکلاتت شبیه هم بودن و تو هیچ تلاشی برای بهتر شدن زندگیت نکردی و همیشه با آدم های سرکار داشتی که حرف از کمبود میزدن تو همونجا موندی و اون موقع یه آدمی اومده میگه این مشکلاتی که الان داشتی رو دیگه نخواهی داشت مفت و مجانی یچیز بزرگتر از تکاملت بهت میدم که نیازی هم نیست تو تلاش خاصی بکنی برای بدست آوردنش تو فقط امر کن من میگم چشم انگار که تو یک عمر به توانایی هات شک داشتی به خودت اعتماد نداشتی یه نفر از اون بیرون همه اینا ویژگی هایی که روح تو برای ادامه دادن نیاز داشته رو بهت داده و تو الان رو اَبرایی و تو از اون برای خودت یک بت میسازی و اعتمادی که باید به خودت می‌داشتی رو به کس دیگه ای بیرون از خودت داری و یجورایی افسارتو دادی دست اون آدم و بهش میگی هرجور راحتی ازم سواستفاده کن چون تو اون مسولیتی که وظیفه من بود برای ادامه زندگیم تو به عهده گرفتی و بیشتر از لیاقتم داری بهم پول میدی

    من همون آدمم با همون ترس ها تردید ها باورهای محدودکننده و باورکمبود و… وهمیشه هم حق بامن بوده چون تمام این مشکلات بخاطر وضع مملکته و…ولی تو قدر منو میدونی و میدونی که من لیاقت پول بیشتر از لیاقتمو دارم …

    سپاس فراوان از فایل پر مفهومتون که این چیزارو بهم یاد دادید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3061 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان

    سلام

    خدایا سپاسگزارت هستم برای بودن در این سایت توحیدی .

    خدایا سپاسگزارت هستم برای شنیدن و دیدن این آگاهی ها.

    استاد تمام این آگاهی ها که در این فایلهای رایگان گفتین از نظر کیفیت فرکانسی و نتایج هیچ فرقی با دوره ها نداره .

    خیلی این آگاهی ها ارزشمنده و درک و عمل به این آگاهی ها خیلی باعث رشد من میشه .

    اینجا هم باید از رفتارها و باورهای درست الگو برداری کنم . این سخاوتمندی شما در فایلهای ارزشمند رایگان . این شجاعت شما که هر طوری راحت هستین جلوی دوربین قرار می گیرین برای ضبط فایلها . این خشوع و تواضع شما . این تاثیر گذاری کلام شما که از عمل به آنچه می گویید ، می آید . این ثروتی که برای خودتان ساختین . مهاجرتی که داشتین . خانه های زیبا و موتورهای زیبا و امکانات عالی که برای خودتان ساختین . همه و همه نشان از ایمان 100% و شهامت و جسارت و

    احساس خوبی که در طول مسیر حفظ کردین و صداقت کلام شما واقعا جای تحسین دارد .

    به خودم افتخار می کنم که در مسیر درستی قرار دارم . به خودم افتخار میکنم که شما استاد من هستین .

    شادو سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشین .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: