مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 117
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













فایل مصاحبه قسمت چهارم
راهای غلبه به ترس ها:
همه ما در زندگی ترس داشته ایم، ترس داریم و ترس خواهیم داشت، علی رغم ترس باید حرکت کنیم
-پیامبران هم علی رغم ترس حرکت کردن البته همواره ترس داشتند، در داستان حضرت موسی چندین بار از ترس موسی سخن گفته است.
کسی از استاد راهنمائی خواسته، استاد فقط با یک کلمه گفته باید شجاع باشی، علی رغم ترس باید قدم برداری،
• باور استاد به این است، زمانی که مصمم به حرکت کردن می شوند، باور اصلی ایشون ای است، که این مسئله حل می شود، مثل باور خانم من، آخر که راه حل را خداوند برای میگه، شبی در خیابون بدون وسیله جای دور از وسیله نقلیه جا مونده بودیم، خانم ام گفت که امشب در فلان ساعت بلآخره که خونه خواهیم رسید، و قضیه چنین هم شد.
این سخن استاد، خیلی بدلم نشست که گفتن، خداوند از یه طریقی برایم کمک می کند.
• زمانیکه استاد مصمم می شود که قدمی در راه ناشناخته بردارند، بدون کله و با کمک هدایت پیش می روند، که این موضوع خیلی برایم من منطقی است، یعنی نباید روی خود خیلی حساب و کتاب کنی، ذهنی و تجربه پوچی که، از هیچ چیز هیچی نمیدونی، چرا باید روی همچون چیزی حساب و کتاب کنی.
نباید، ترس از تغییر داشته باشیم، نباید ترس از مریض شدن داشته باشی، نباید از جن بترسی، که اصلا اکثرا این ترسها توهمات بیشی نیستند.
ترس داشتن، دو دله شدن، شک کردن و غیره ابزار مهم شیطان هستند، و شیطان با همین ابزارها سر راه مومنان می ایستد، البته نه اینکه هیچ ترسی نداشته باشی، اصل اش این است، غلی رغم اینکه ترس داری باید، حرکت کنی، قدمی برداری. یک کلمه، این ماهستیم که باید به ترس های خود غلبه کنیم، زمانیکه به ترس های غلبه می کنیم، آخرش به این باور می رسیم که چرا اینقدر وقت هدر داده ام، کاش وقتر انجام اش می دادم.
• از خداوند که به قلب و درون ما آگاه است پنهان نیست، شما هم در جریان باشید، قبلا ترس از آینده نامشخص در ذهنم شروع می کرد به سروصدا کردن، البتکه کدام برنامه ای خاصی هم براش نداشتم، درآخرش کوشش می کردم که فقط به یک چیزی دیگه ای فکر کنم، البته این را هم بگم که بقدری رویم تاثیر می گذاشت که عرق می کردم، خدا را شکر که به یاد گرفتن، تکنیک های خاص، که از دوره مبارکه 12 قدم یاد گرفتم، نه تنها که این ترس از من دور شده، اگرم زمانی سروکله اش پیدا شود، با چندین ابزار سخت و محکم جلوش را با همان ثانیه های اول می گیرم.
اوایل که استاد می گفتند که رسیدن به خواسته کار و تمرین ذهنی به کار دارد، اصلا متوجه نمی شدم، مفهوم غلبه به ترس علاوه به اینکه اقدامات عملی خاصی داره، بیشتر قضیه، یه بهتر بگم قسمت عمده این جدال بزرگ ذهنی است
برای خودم می گویم، اگر می خواهی که طعم موفقیت را مزه کنی، اگر می خواهی به مدار های بالاتر مهاجرت کنی، باید ترس از تغییر کردن نداشته باشی تغییر در تمام ابعاد، تغییر کردن همی است، نه اینکه اداء در بیاری، ایمان بدون عمل حرف پوچ و مفت است.
جمله طلائی استاد، به هر اندازه که ایمان شما قویتر شود، ترس های واهی شما ناپدیدتر می شود یعنی ایمان و ترس رابطه معکوس باهم دارند، اگر به ایمان تان افزون شود، ترس های تان کم می شود، اگر ترس های تان بیشتر شود، ایمان تان کم است.
این را بخاطر داشته باشید، که انسان ضد ضربه شده نمی تواند، فقط می تواند به جهت کمال حرکت کند، یعنی نه اینکه ایمان فردی همواره روی درجه 100 قرار داشته باشد، پس باید آگاه باشید، متوجه حربه های شیطان باشید، همینکه از دیروزتان ترس کمتری دارید، نشان دهنده ای است که به ایمان تان افزون شده است، و این روند می تواند تا قیامت ادامه داشته باشد.
• مخصوصا توجه داشته باشید، زمانیکه ورودی های خودرا کنترول نمی کنید، و هر غذای را به ذهن تان می دهید، توقع نداشته باشید که ترس تان کم شده بره، و ایمان تان افزون گردد، اصلا چنین نیست، به محضی اینکه کنترول ورودی ها را بردارید، سروکله شیطان و دارو دسته اش هم پیدا می شود
زمانیکه شما دارید روی خود کار می کنید، باور داشته باشید که فقط سود کرده اید، فایده های بعدش اکستراست، این به ای معنی است، زمانیکه شما روی ورودی های خود کار می کنید، از ضررهای متفرقه جلو گیری کرده اید.
• طمع باعث می شود، که شما خواسته باشید که راه صدساله خواسته باشی، بایک شب طی کنی، این را باور داشته که خداوند در خلقت همه چیز خودش قاونون تکامل مدنظر گرفته است. از زندگی لذت ببرید، به قوانین عمل کنید و یقین داشته باشید که به هر آنچه که آرزویش را کرده اید، مطمئمنا آن خواسته را دریافت خواهید.
ترفند فونزی، مربوط به کسانی است که در مدار فقر مستقر هستند، هیچ فرد ثروتمندی فریب این موضوع را نخورده است، و جالب اینکه این ترفند فقط مال کشورهای جهان سوم است.
استمرار و عمل کردن، شما را به خواسته های تان می رساند، خود را از بدنه جامعه دور کنید، ورودی های خودرا کنترول کنید، و به این موضوعات مصمم باشید، یقین داشته باشید که هدایت و الهامات الهی را دریافت خواهی کرد.
به نام خدا
سلام
ترس و طمع
ریشه تمام طمعهای ما بخاطر عجله داشتنه و فقط برای فقرا این بلاها بوجود میاد ، فقر مالی ، فقر روابطی ، فقر سلامتی و …
وقتی آدم در مدار پایین هست و فقیره دوست داره رشد کنه و نمیخواد واقعیت خودشو بپذیره و میخواد یکشبه پیشرفت کنه ، ازینکه بخواد ایین همه مسیر رو بره عذاب میکشه ، فکر میکنه عقب مونده ، زمانش داره میگذره ، حس میکنه بهش ظلم شده ، پشتوانه نداره ، خدا کمکش نمیکنه ،
برای همین دنبال راهی میگرده که اون رو سریع برسونه تا کمبودهاش جبران بشه تا اینطوری حس بهتری به خودش و زندگیش داشته باشه ، تا حرفی برا گفتن داشته باشه
برای همین این آدما خیلییی راحت گول میخورن ، اگر رابطه باشه به راحتی گول حرف یکی که به نظرشون یه کم شرایط بهتری داره میخورن و ممکنه ازشون سو استفاده بشه
اگر مالی باشه که استاد توضیح دادن به راحتی گول کلک های پونزی ، شرکتهای هرمی ، سود گرفتن ها ، کلکهای ترید کردن، شرکتهای نتورک و … و جدیدا هم توی اینستاگرام که همه رویا فروش شدن و وعده های سرخرمن میدن برای دوره هاشون که اینو بخر دو ماهه ثروتمند میشی
از نظر سلامتی هم که خیلیا بخاطر اینکه سریع لاغر بشن یا سریع چاق بشن ، گول قرصهایی رو میخورن که بهشون کلی آسیب میزنه ، یا میرن زیر تیغ جراحی های خطرناکه که حتی خطر مرگ رو براشون داره ، یا اینکه گول افرادی رو میخورن که میگن بیا فلان قرص رو بخور زیبا میشی ، پوستت خوب میشه ، معده ت شفا میگیره ..
همه اینا رشه در عجله داره و اینکه ما نمیخوایم شرایط خودمون رو بپذیریم ، و باهاش کنار بیایم و بعد آروم آروم رشد کنیم و درسهامون رو بگیریم ، ما میخوایم یکدفعه زندگیمون تغییر کنه چون تحمل وضع فعلی رو نداریم ولی متاسفانه همین عجله باعث میشه بارها و بارها به عقب برگردیم و هر بار کلی باورهای بد جدید به خودمون بگیریم انرژیمون هدر بره
واقعا آگاهی های این فایل عالی بود خدارو شکر میکنم که در مدار این آگاهی بودم
ممنونم استاد عزیزم و ممنونم مریم عزیز که این پروژه رو استارت زدی عالی بود
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست.
سلام به استاد عزیز
سلام دوستان
گام چهارم
در مورد ترفند پونزی
چند سال پیش یکی از دوستان دبیرستانم زنگ زد بعد از احوالپرسی و چکار میکنی
پیشنهاد یک کار خوب داد وقتی گفتم من که کار دارم گفت این کار پاره وقت است و سود خوبی هم داره
بالاخره بعد از چند بار زنگ زدن من رفتم
یک نفر شروع کرد به توضیح دادن و در آخر گفت باید 23 میلیون تومان بدی تا عضو بشی
و ما همین ماه اول به محضی که 23 میلیون و دادی ما 3 میلیون تومان بهت میدیم که این سودت هست و 1 میلیون تومان هم مالیات کم میشه
به هر حال من قبول نکردم اما وسوسه شده بودم منتها اون موقع پولی نداشتم که بهشون بدم. ولی اون دوستم بیخیال نشد ودوباره زنگ زد گفتم بابا من پول ندارم گفت اشکال نداره فقط بیا جلسه های ما رو شرکت کن و من بعد از این مکالمه به دوستم که میدونستم در مورد اینا اطلاعاتی داشت زنگ زدم و گفتم این میگه بدون پول هم اشکال نداره بیا و دوستم گفت خوب الان نقشه بعدی رو روت پیاده میکنن میگن چی داری که بتونی بفروشی و تبدیل به پول کنی و ……… تا به پولی برسن
ولی خوشبختانه من دیگه نرفتم
و اون دوستم و خانوادش که از طریق این رفته بودند همه دست از پا دراز تر با کلی ضرر و یک سری جنس بونجل که اونا میداند بفروشی البته با قوانینی که اونا میگن یعنی تبلیغات نکنی و سودی که اونا تعیین میکنند برگشتند.
بلی منم واقعا دوست دارم خیلی زود به تمام خواسته هام برسم و در چنین مواردی تا الان هم خداوند کمکم کرده
و البته از وقتی که با استاد آشنا شدم خوب دیگه به این شکل رسیدن به خواسته حتی فکر هم نکردم .
و امروز متوجه شده ام که کار کردن رو حوزه ای که دوست دارم و کسب مهارت و جسارت به خرج دادن و عمل به الهامات و همچنین با رعایت کردن قانون تکامل میتونم راحت و بی درد سر به تمام خواسته هام برسم.
خدایا مارا به راه راست و راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن.
کجا ضرر کردم؟
سال 1401 میگفتن اووو داره زعفران گرون میشه
از چندین نفر آدم معتمد شنیدم که زعفران 30 تومنی داره میشه 50 م و … رفتم زعفران خریدم اومد پایین طوری که ضرر میکردی
.
بعدش ثبت نام ماشین سایپا و ایران خودرو شده بود و میگفتن دیگه این آخرین ثبت نامی هست و حجم عظیمی داره خودرو وارد بازار میکنه
چندین بار برای ثبت نام ماشین اشتباه کردم و سکه فروختم و یک بار هم زعفران حتی به ضرر و اصلا هم اسمم در نیومد
.
بعدش به خودم گفتم چرا دست به هر کاری می زنم با مخ میاد پایین این چه کاریه
خلاصه
من سود نمی کردم که هیچ بلکه ضرر هم کردم
اما امسال که خدا منو هدایت کرد و با استاد آشنا شدم و هر روز قایل ها رو گوش میدم بدون هیچ تلاشی و سختی نتایجم کامل برعکس شده
بورس زعفران خریدم ، قبل فصل برداشت فروختم دو هفته بعد زعفران کیلویی 14 میلیون منفی شد
من توی اوج اوج فروختم بدون اینکه خبر داشته باشم این اوج قیمته کاملا اتفاقی فروختمش
یه روز رفتم بازار پول داشتم توی کارتم رفتم برای خودم یک گردنبند و دست بند خریدم مهر ماه بود طلا گرمی 4250 بود کاملا دلی اینکار کردم چون تولدم آبان بود گفتم برای تولد خودم حقمه که طلا بخرم برای خودم
الان از اون 17 گرم طلایی که برای خودم خریدم بالای 17 میلیون سود کردم و به نفعم شد چون طلا کشید بالا
تابستان اتفاقی توی دلم افتاد حج عمره برای خودم و مادر و پدرم بخرم خریدم و 15 میلیون به نفعم شد چون آخر همون هفته حج باز کردن و ثبت نامی ها شروع شد
توی صندوق بورسی پول خورد و ریز 500 هزار و … سهم کوچیک می خریدم توی یک سال شد 13.250 میلیون با یک کار ساده و کوچیک پیش پا افتاده و ته مانده حساب هام انتظار سود نداشتم ولی دو تا از صندوق هام بالای 41 درصد سود بهم دادن
چند وقت قبل یکی از دوستام 150 دلار داشت ازش دلی خریدم چون پول لازم بود ده روز بعد دلار کشید بالا و 1.5 میلیون سود شد
زمین های زعفران خوردم فوق العاده امسال گلدهی داشتن و اصلا نیازی به خرید زعفران پیدا نکردم
همه چیز امسال نقد می خریدم ، و اصلا وسوسه ای برای سرمایه گذاری نشدم که چیکار کنم که سودم چند برابر بشه و …
قبلا از مهاجرت می ترسیدم از اینکه از کجا قراره پول دربیارم ؟!
ولی امسال خدا رو شکر بدون ترس مهاجرت کردم
اینها رو مدیون هدایت الله مهربانم که منو وارد سایت استاد عباس منش کرد
و الان تقریبا یک سالی میشه توی این مدار هر روز روی شخصیت خودم کار میکنم و نتایج عالی گرفتم
سپاس از خدای مهربان بخاطر هدایتم به این مسیر زیبا و سرتاسر سعادت و خوشبختی
و سپاس از استاد عزیزم و خانم شایسته نازنینم بخاطر این آگاهی ها، دوره روانشناسی ثروت 1 نه تنها دوره بینظیری برای رشد مدار مالی هست بلکه، یک دوره توحیدی بینظیر هم هست.
به نام الله پاک
سلام به استادان عزیز و همکلاسی ها
مصاحبه با استاد قسمت چهارم:
ترس ها برای همه هست حتی پیامبران و مومنان واقعی و اونا با وجود ترس داشتن اقدام و حرکت میکردند و توکل میکردند و ایمان همین جا ها معنا میشود.
ایمان به غیب یعنی وقتی چیزی نمیبینی و مطمعن نیستی ولی اعتماد میکنی و حرکت میکنی.
ترس ها، شک ها ، دودلی ها، نگرانی ها این ها ابزار شیطان هستند برای متوقف کردن آدم ها که حرکت نکنند و توی حاشیه امنِ شون بمونند.
درک من از این فایل اینه وقتی ذهن ما رو از چیزی می ترسونه باید بهش حمله کنیم و بریم درگیر بشیم باهاش. و اجازه ندیم که ترس ها بر ما حکومت کنند و ما رو محدود کنند.
اون وقت میبینیم که ترس ِ واهی بود و اصلا چیز خاصی نبود و ذهن برای ما همه چیز رو ترسناک نشان میداد.
اگرم باهاش درگیر نشیم و با ترسمون روبه رو نشیم مدت زیادی تمرکز و کانون توجه مون رو میگیره و حس خوبمون کمرنگ میشه و توی مسیر رشد و تغییر یه نشتی انرژی میشه.
من خودم از اون دسته ادم هایی نیستم که اگاهانه برم تو دل ترس هام. وقتی ام ترسی منو درگیر کرده مدتی شده نشتی انرژی و بعد دیدم که بارها و بارها شرایط جوری پیش میره که من با ترسم مواجه میشم و میبینم که چقدر بی خودی ترسیدم و نگران بودم.
و باید توی مسیر خواسته هامون ایده ها رو اجرا کنیم با رعایت تکامل و با امید و توکل جلو بریم و راه های مختلف رو خطا و آزمون کنیم و حرکت کنیم.
پس باز میرسیم به حرکت کردن و اقدام کردن چون توی مسیر ترس میاد چالش میاد ازش رد میشیم و غلبه میکنیم بعد ایمان ما برای ادامه مسیر قوی میشه.
ضمن اینکه اعتماد به نفس مون همزمان داره رشد میکنه با حل کردن هر چالش و غلبه بر هر نجوا و ترسی به خود باوری میرسیم.
و اینکه فرد با اعتماد به نفس نگران نظر دیگران نیس که اگه موفق نشم بقیه چی میگن. و اینم باعث اقدام کردنه.
نکته مهمی که استاد گفتن اگر خواسته ما واقعا برامون مهم باشه حاضریم بهاشو بپردازیم و به دستش بیاریم.
و در مورد ترفند پونزی که افراد فقیر بهش دچار میشن که علتش اینه میخان یهویی پول دار بشن و طمع کار دست مون میده.
ویژگی هر ذهن فقیری طمع و حسرت و حسادت و……
چون ذهن ثروتمند میدونه که همچین سودهایی در یک بازه زمانی کوتاه معنا ندارد چون خودش پول ساخته و مسیر رشد رو می دونه پس توی این دام ها نمی افتد.
در مورد چند دقیقه اخر فایل استاد کلید خوشبختی، سعادت، ثروت رو بیان کردند :
_ استمرار در مسیر تغییر
_ساختن باورهای مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط
_کنترل ورودی ها و نشنیدن حرف های جامعه
فقط همین و از خودم پرسیدم که کدوم ها رو انجام دادم و دیدم توی مرحله باورسازی خوب عمل نمیکنم ولی بقیه از خودم نسبت به گذشته ام راضی ام.
کم بوده برای من ولی بوده وقت هایی که صدای قلبمو شنیدم و همزمانی واضح خدارو دیدم توی زندگیم و کل روزم ساخته شد.
حس بی نهایت عالی که اوایل از این بابت بود که:
خداوند هواسش به منم هست و منو هدایت میکنه
بعدها فهمیدم خدا همیشه داره هدایت میکنه کل کیهان رو و من ایراد دارم که همیشه نمیشنوم.
و خوشبختی واقعی اینه که در روز بارها و بارها صدای هدایت هاش رو بشنوی و نشونه هاشو ببینی و غرق نور حق بشی.
به امید اینکه همه مون اون روز رو زندگی کنیم.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته و دوستان عزیز
خداروشکر میکنم بابت اینکه توی این مسیر الهی و توحیدی هستم و قدم به قدم دارم جلو میرم و رشد میکنم
خیلی ترس ها در من وجود داره که به لطف الله از وقتی شروع به کارکردم روی خودم کردم خیلی خیلی بهتر شدن
ترس از ترد شدن:
یادمه قبلا که خیلی عزت نفس پایینی داشتم خیلی خیلی میترسیدم از اینکه آدما منو ترد کنن یا من رو توی جمع خودشون راه ندن برای همین هرکاری میکردم اونجوری که اونا میخواستن رفتار میکردم و تا اینکه جهان ضربه های بدی به من زد و من درس گرفتم و متوجه شدم که من اونقدر ارزشمند هستم که نباید از این برسم که آدما من رو ترد کنن و الان یه جورایی اصلا برام مهم نیست این موضوع و توی این زمینه خیلی خوب کار کردم رو خودم.
ترس از تموم شدن یک رابطه:
قبلا وقتی با کسی وارد رابطه میشدم از همون روز اول ترس این رو داشتم که نکنه ولم کنه نکنه این رابطه تموم بشه و برای اینکه رابطه پایدار بمونه خودمو به هر دری میزدم و شخصیت خودمو زیر سوال میبردم ولی تمام اون رابطه ها تموم شد تا اینکه باز هم متوجه شدم که من خیلی خیلی آدم ارزشمندی هستم و وقتی عزت نفس خودم رو بالابردم دیگه برام مهم نیست که رابطه ای چه دوستانه چه عاشقانه تموم بشه چون باور کردم که خداوند قطعا انسان بهتری رو سر راه من قرار میده که اونجوری هست که من میخوام و توی این زمینه ام خیلی خیلی خوب شدم به لطف خدای مهربان.
ترس از تغیر شغل و راه اندازی کسب و کار:
من حدود 6 سال کار تعمیرات ماشین انجام دادم و با اینکه اون جایی که شاگرد بودم خیلی حقوق خوبی داشت و شرایط خوبی داشتم اون شغل رو ول کردم البته اینم بگم تکامل رو رعایت کردم و روی باورهام کار کردم و تونستم کسب و کار خودم رو راه اندازی کنم و الان حدود یک ساله که کسب و کار خودم رو دارم و الان دارم روی بخش آنلاین کسب و کارم کار میکنمکه به لطف الله فروش آنلاین داشته باشم نمیگم خیلی خیلی خیلی توی این زمینه خوب شدم اما به اندازه ای که کار کردم و ترس هام رو گذاشتم کنار رشد کردم.
ترس از حرف مردم:
این ترسی هست که فکر کنم همیشه پس ذهنم باشه با ابنکه خیلی خیلی روی خودم کار کردم و خیلی خیلی بهتر شدم با این حال هنوز اول راهم و باید خیلی خیلی کارکنم منظورم از خیلی یعنی خیلییییییی و به لطف الله هدایت میشم و روز به روز بهتر میشم.
ترس از تنهایی:
من عاشق تنهایی ام تنهایی نمیتونه منو از خودش بترسونه من عاشقشم با اینکه الان توی رابطه هستم ولی باید در طول روز چنذ ساعتی رو تنها بگذرونم که بتونم به درون خودم رجوع کنم بتونم بهتر خودم و شرایط اطرافم رو درک کنم و بتونم با خدای خودم خلوت کنم اما بگم که قبلا از تنهایی میترسیدم ولی روی این زمینه اینقدر خدب شدم که الان عاشق تنهاییم.
ترس از جن و ترس های متافیزیکی:
توی این زمینه هنوز یه ریز ترس هایی دارم اما زمانی بهتر شدم که اومدم بک فیلم ترسناک ببینم و نصفش رو دیدم و شب خوابم نبرد از ترس فرداش گفتم میشینم تمامشو میبینم شبم میرم یه جای تاریک که بتونم غلبه کنم به این ترسه و همینکارو کردم و از اون شب به لطف الله خیلی خیلی بهتر شدم.
سوال دوم
تا حالا 3 بار گول این شرکت ها رو خوردم اما به لطف الله فقط یک میلیون ضرر دادم و بار آخر دیگه درسش رو گرفتم و متوجه شدم که این روش اصلا طبق قانون نیست و دیگه اصلا موقعیتشمپیش نیومد چون درسش رو گرفتم و کلا مسیر رو عوض کردم و الان به لطف الله کسب و کار خودم رو دارم و دارم روی باور های فراوانی و ثروت ساز کار میکنم تا بتونم به ثروت برسم
یه موضوع مهم اینکه استاد گفتن وقتی توی مدار باشین موقعیت های ثروا ساز براتون پیش میاد خواستم تجربه خودم رو بگم من توی کار لباس و مدلینگ هستم و از وقتی شروع کردم به کار کردن روی باورام از یه راه دیگه ام داره برامپول میرسه و اونم عکاسی کردنه و خواستم بگم نباید دست خدارو ببندیم و فقط بگیم از این طریق به من بده نه خدا از هر راهیی به ما پول و ثروت میده از راه هایی که جز علاقه ما باشه توی حوضه کاری ما باشه مثلا من هم لباس میفروشم هم عکاسی میکنم هم چون علم بدنسازی دارم برنامه بدنسازی میدم و شاگرد دارم یه جورایی خدا از راه هایی که من درش علم دارم درش مهارت کسب کردم داره واسم پول میرسونه حالا انکه چقدر میرسونه بستگی داره به اندازه ظرف من هرچی ظرفم بزرگتر باشه بیشتر میرسونه.
دوستتون دارم
بنام الله یکتا که هرانچه دارم از اوست
شروع داستان آشنایی من با استاد بخاطر درگیر شدن در یک شرکت پانزی بود و بدهکار شدن من تا خرخره ،از بین رفتن اعتبارم ،اون روزها خیلی سخت بود و خودمو داخل قهقرا میدیم و هیچ وقت فکر نمیکردم بتونم ازش بیرون بیام و حس میکردم آخر زندگیمه چون من کسی بودم که همیشه روی پای خودم وایساده بودم و هیچ وقت دستمو جلو کسی دراز نکرده بودم و شروع کار من واقعا توحیدی بود و خداوند هم توی کسب کارم چون با توکل به خودش حرکت کرده بودم درهایی از نعمت و اعتبار به روم باز کرده بود،ولی رفته رفته مغرور شدم و از مسیرم خارج شدم و بجای اینکه نعمت از خودش بخوام درگیر شرکت پانزی شدم ،یادمه وقتی که با استاد آشنا شدم این فایلها رو یعنی مصاحبه با استاد بارها و بارها گوش دادم و هر وقت میرسیدم به این فایل که راجب شرکت پانزی صحبت میکردن حالم از خودم بد میشد ،الان بعد از سه سال کار کردن روی خودم تازه میفهمم توی چه مدار درب و داغونی بودم که فکر میکردم من خودم وجود اینو نداشتم که ثروتی که خدا بهم داده رو با توانایی که خود خدا بهم داده و در کسب کار مورد علاقم بیشتر کنم و همین تفکر نه تنها کل سرمایه منو نابود کرد بلکه باعث کلی آدم درب و داغوتر از خودم به اعتبار من وارد این جریان بشن و همه این مشکلات گردن من بیافته ،چه روزهای سختی بود چقدر درگیر پاسگاه و دادگاه شدم ،چقدر تحقیرم کردن واقعا اون روزا خیلی سخت بود ،کل دارایی که داشتم همش رفت و الان بعد از سه سال و به لطف خدای مهربان و این سایت و استاد عباس منش همه چی رفته رفته بهتر شد ،بدهی هام کمتر شدن و الان اعتماد بنفسم برای اینکه دوباره همه چی از اول بسازم حتی بهتر از قبل میلیاردها برابر بیشتر شده ،هر وقت با دوستان بحث این موضوع پیش میاد من یه جمله رو به همشون میگم که اعتقاد قلبی منه و اون اینکه من توی این جریان تنها چیزی که از دست دادم پول و مال بود ولی بجاش همه چی بدست آوردم ،اعتماد بنفس ،ارتباط با خدا که توی زندگیم گمش کرده بودم ،غلبه بر ترسهام ،سلامتیم که سالها بود بخاطر ارتباطات با افراد گوناگون درگیر حواشی و قرص شده بود به لطف الله سه سال مثل یه بچه کم سن سرحال و پر انرژی شدم ،از لحاظ مالی درآمدم سه برابر شده ،
من الان خیلی خوب میفهمم که وقتی استاد میگه بچهای که از فایلها و دورها استفاده میکنن هم از لحاظ درامدی رشد میکنن و هم از کلی ضرر و زیان جلوگیری میکنن یعنی چی ،من تا الان که توی سایت هستم چون تصمیم داشتم تمام تمرکز خودمو بزارم روی تسویه بدهی هام پس عملا هر چی درآمد داشتم صرف پرداختشون میکردم نتونسته بودم دورهای زیادی از استاد تهیه کنم و فقط دوره 12 قدم اونم تا قدم هفتم تهیه کردم که البته دو سال طول کشید تا این قدمها بیام و بیشتر روی فایلهای رایگان کار میکردم و بیشتر نتایج من از شروع 12 قدم رخ داد ،این دوره بهم شجاعت در عمل نشون داد ،بهم اعتماد بنفس نشون داد و اینکه مرکز همه چیز خود ماییم ،الان نگام به خوشبختی داشتن فقط پول نیست بلکه داشتن همه چیز با همه .
نمیدونم چطور سپاسگزار خداوند و استاد باشم که باعث شدن توی این مسیر هر روز بهتر بشم و هر وقتم از مسیر خارج شدم به لطف استاد و این فایلها باز برگشتم توی مسیر صراط مستقیم
بی نهایت سپاسگزار شمام استاد عزیزم
به نام الله یکتا
برادر من توی کار خرید و فروش ماشین هست و منم گالری زیورآلات دارم،چند سال پیش به من گفت بیا من یه پولی بهت میدم برو جنس بیشتر بیار بریز توی مغازه ات و هر چی سودش شد نصف و نصف،من اصلا خوشم نمیومد شریک بشم اما چون اون اصرار میکرد و من روم نمیشد بگم نه قبول کردم،اون موقع پولی که گذاشت 35 میلیون بود و باهاش میشد یه پراید دست دو تمیز خرید
من اون پول رو تبدیل به جنس کردم و اینطور بگم که یکسال طول کشید که من با زجر و بدبختی تونستم بهش 50 میلیون پس بدم که 15 میلیون سود نصف کردن سود کلی بود
واقعا دهن من سرویس شد تا پولش رو بهش بدم و قشنگ یادمه اون 35 میلیون اون زمان اصلا هیچ خیر و برکتی رو در زندگیم نیاورد که هیچ بلکه یک تعهد و فشار مضاعفی رو وارد زندگی من کرد
بماند که برادرم هم از اینکه این بازپرداخت به یک سال رسیده بارها گله و شکایت میکرد و میگفت کاش بهت پول نداده بودم چون یادمه میگفت اگر با همون پولش اون موقع همون پراید رو خریده بود 3 برابر سود میکرد چون همون سال بود که ماشین چند برابر شد و همیشه به من میگفت هرچند کل پیشنهاد از طرف خودش بود
این کار رو میکنه ذهن فقیر با آدم هم با اون که پول میده هم با اون که پول میگیره….
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته ی عزیز
خدارا سپاسگزارم که من در این مسیر قرار گرفتم
و هروز به آگاهی های من اضافه میشه و با این آگاهی ها هروز باعث بهتر شدن زندگیم میشم.
استاد عزیزم چقدر زیبا راجب ترمزی به نام ترس صحبت میکنید برای ما، آنقدر زیبا که آدم با گوشت و خون درک و احساس میکنم.
ترمزی به نام ترس که خیلی وقتا باعث شده کاری رو انجام ندیم که حتی تو هدایت ما بوده حتی تو نشانه های ما بوده که اگر اون کارو انجام میدادیم قطعا اتفاقی که میوفتاد به نفع ما بوده. استاد عزیزم من خیلی قشنگ درک کردم که ترس فقط و فقط یک توهم ذهنی است و یاد گرفتم که هرجا از هر موضوعی ترسیدم مثل شیر برم تو دلش چون مطمئنم بعدش اتفاقای خوب پشت هم برای من میوفتاد.امروز یک درگیری ذهنی داشتم بابت انجام یک کاری که باعث شده بود کمی توش به شک و تردید برسم و ترس سراغم بیاد اما با گوش دادن این فایل مجدد بهم یادآوری شد که ترس فقط یک توهم ذهنی و قوی تر به سمت اون حرکت قدم برمیدارم.