مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 116


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی قادری چاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2324 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلامی چو بوی خوش آشنایی

    بدان مردم دیده روشنایی

    درود و تحیت محضر استاد و خانم شایسته و همه عزیزان

    این بار هم مطالب کاملا جدیدی را در این فایل شنیدم که دفعات پیش نشنیدم

    از تغییر در زندگی استقبال کن.

    اینکه بخواهم از تغییرات زندگی استقبال کنم برایم تازگی دارد، چون اصولا اهل تغییر نبودم،سربازی برای من چالشی بود که می بایست برای انجامش تغییراتی را در زندگی می دادم که اول برایم سخت بود، اما وقتی که اجبار در کار باشد دیگر چاره ای جز تغییر نداری

    یاد یک لطیفه می افتم که خبرنگار از فردی پرسید؛ در چه صورت زیر بار زور و ظلم می روید؟ شخص گفت؛ ما به هیچ وجه زیر بار ظلم و زور نمی رویم، مگر سنبه پر زور باشد.!×! :( :)

    داستان بنده بود که مجبور شدم که بروم سربازی و تغییرات را بپذیرم، ترسها و وابستگی هایی داشتم که می بایست از آنها گذر می کردم و این اجبار، خیری عظیم را وارد زندگی ام کرد که بعدا بارها از سربازی به عنوان نقطه عطف زندگی یاد کردم.

    به عینه این مثال واضح در زندگی را دارم اما باز از تغییر فراری هستم، شاید آگاهانه تر از قبل و البته بیشتر از قبل دست به تغییر زده و می زنم، اما خوب می دانم که کافی نیست.

    این نگاه که باید از تغییر استقبال کنم برایم شگفت انگیز است،

    تغییر موجی است که همراه خود صدف و مروارید می آورد و کسی که این موج را بشناسد و مشتاق آن باشد می تواند از گوهر هایش بهره مند شود.

    نکته قابل تامل و یا تاسف برانگیز اینست که ترسها توهمی هستند. ترس ها واقعی و پایدار نیستند، ترس ها حباب های روی آب هستند که آنچنان توجه ما را به خود جلب می کنند که ما را از اصل داستان درون آب غافل می کنند.

    و اگر ورودیها را کنترل نکنی ترس ها تو را منجمد می کنند، توان حرکت را از تو می گیرند

    چه جالب که ابزار کار شیطان برای کاسبی همین ترس و طمع و نگرانی و … هست!!!

    و شیطان همیشه در کمین هست

    یک چنین مورد جالبی را در سایت دیوار برای کاریابی تجربه کردم

    آگهی زده بود با عنوان شغل آنلاین

    شرایط آن کار در منزل با گوشی و با دو تا چهار ساعت کار در روز، بالای پانزده میلیون درآمد ماهیانه، فقط باید در یک روز از طریق کانالی آموزش می دیدی و بعد شروع به کار می شد و ثبت سفارشات را در پنل کاربری می زدی، فقط همین، هر شب ساعت 9 حقوقت به حساب واریز می شد.

    دیگر کار بهتر و راحتتر از این مگر می شود.؟!

    بعد از این توضیحات می گفت که اگر خواهان این فرصت کاری فوق العاده هستی فقط مبلغ 90 هزار تومان را بابت هزینه آموزش و پشتیبانی به فلان شماره کارت واریز کن، وقتی که قوه طمع را قششششنگ فعال می کرد، دیگر این مبلغ عددی نبود که!!!

    بعد از ارسال فیش واریزی برایش دیگر پیامت را پاسخ نمی داد و بلاک می شدی!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :(

    تجربه ای ارزشمند با کمی درد برای بنده در گذشته

    پنیر مجانی همیشه در تله موش هست!

    بعدا که به سایت دیوار رفتم و از هشدار های قبل از معامله و شیواه های کلاهبرداری در قسمت ابتدایی سایت خواندم تازه فهمیدم که چقدر این عجله و طمع چشم انسان را کور می کند و خوش باوری احمقانه ای را به انسان می دهد تا فکر نکند و عقلش را به کار نیندازد و نشانه ها را نبیند.

    استاد دقیقا همینطور است که گفتی: این کسب و کار شیطان است.

    خدایا شکرت که قبل از اینکه به آخر خط برسم و اشتباه جبران ناپذیر را مرتکب بشوم گوشم را می کشی تا هوشیار باشم و خودم را با دست خود بیچاره نکنم.

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 971 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای گام 4 پروژه مهاجرت به مداربالاتر رو مینویسم در 18 دی ماه

    چقدر دقیق و همزمان بود با گوش دادن فایل جلسه یک و جلسه دو عزت نفس

    من دیروز از صبح تا شب مشغول نوشتن دوره بودم و مینوشتم

    و تصمیم گرفتم که تصمیمات به تعویق افتاده ام که کمی هم توشون ترس بود که نمیذاشت دست به عمل و اقدام بزنم ، سریع انجامش دادم دیروز و الان هم داشتم انجام میدادم تا تکمیل بشه امروز و قدم نهایی رو برای فروش محصول طراحی طلا و جواهراتم ،بردارم و ببرم برای فروشش

    میدونم که خدایی که این همه کمکم کرد و بهم ایده داد و دوره عزت نفس رو در گام دو و سه بهم هدیه داد

    صد در صد باقی کارهای من رو هم انجام میده

    الان که اومدم سایت و دیدم گام بعدی اومده

    من گام 4 رو ندیده بودم

    وقتی باز کردم دیدم چقدر همزمان بود با گوش دادن به دوره عزت نفس

    چقدر خوشحالم خدای من شکرت

    درآخر فایل که استاد گفتن

    استمرار

    استمرار

    استمرار و ایجاد باورهای مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب

    مقاومت نداشتن

    کنترل ورودی های ذهن

    حرفای جامعه رو نشنیدن

    کلید خوشبختی ،کلید سعادت ،کلید ثروت هست

    و چقدر حس خوبی داد بهم این جمله

    بی نهایت از مریم جان شایسته سپاسگزارم

    نور خدا به شکل بی نهایت عشق و ثروت و فراوانی و سلامتی و شادی و آرامش در زندگیتون جاری بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 905 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان

    بعد چند روز که دوباره اومدم گوش بدم بعد 4 روز که وقفه افتاد دیدم وسیع تر شد ….

    اگه کلی تر بخوام صبحت های استاد رو‌بگم

    اینه که هر چقد ما بتونیم درون خودمون رو درست کنیم بیرونمون رو‌می‌تونیم درست کنیم

    طبق این منطق و این جمله راحت میشه گفت که چرا بعضی افراد دچار حقه های مالی میشن و بعضی ها نمیشم

    چرا بعضی ها میشنون حتی با وجود اینکه نمیرن سمتش ولی شاید بهش فکر هم کنن

    بعضی ها اصلا حتی نمیشنون ….

    همه این ها ریشه در مدار اون ادم‌داره

    مدار همی یعنی درونت چقد با قانون یکی شده … چقد در مسیر الهی هستی چقد در صراط مستقیم هستی

    خداییش فرد با انگیزه ای رو تصور کنین که یه عالمه اشتیاق باور و‌ ایمان و حرکت به سمت اهداف‌مالیش داره و ته وجودشم حالا با تجربه های کوچیک تر یا آگاهی میدونه مسیر چطوریه …. اصلا همچین فردی یک‌لحظه همچین پیشنهادی بهش میشه ؟؟

    به خاطر همینه مرد امریکا اینا رو‌اصلا جذب نمیکنن

    چون مرد امریکا تاپ ترین مردم جهان هستن از نظر بیتشرین هماهنگی با قانون ‌‌از شیوه زندگی در جریان و رو به جلو و‌پیشرفتشون میشه فهمید

    اونی که گرفتار این مسائل میشه در مدارش بوده …. حتما احساس ضعف داشته که خودش نمی تونه ، اهل حرکت و پیشروی نبوده ، دنبال عوامل بیرونی بوده . در یک کلام نه خود باوری داشته نه خدا باوری شرک داشته …

    خب وقتی درونت اینطوری هست چه بخوای چه نخوای موقعیت های هم سنگ با درونت رو جذب میکنی

    احساس قربانی بودن ‌فقر میکنی و‌نتوانستن …. هی یه پیشنهاد هایی بهت میشه اینا تقویت شه …. هر چی هستی جهان هستی تقویتش میکنه …. یعنی سمت هر چیزی که در درونت داری تقویت میشه

    حالا چرا استاد میگن که آموزش هاش ما رو‌از این‌مسایل دور میکنه ؟ در واقع خود استاد یا حتی نحوه حرف زدن یا حرف خالیش که باعث نمیشه …. چون استاد قانون جهان هستی رو عالی درک کرده + عالی عمل کرده + عالی میتونه منتقل کنه + عالی میتونه تحت تاثیر قراربده ( به افراد آماده اش )

    در نتیجه ما بعد یه مدت ورودی های رو‌قطع می‌کنیم و ورودی های آستاد ( که همون قانون جهان هست ) رو میدیم به خودمون دیگه تمام چیزها باید از فیلتر قانون رد بشه تا ما اکسپت کنیم …. در نتیجه مسایل خلاف قانون دچار نمیشیم …. به همین راحتی

    ولی آخر فایل استاد گفت اگر ورودی ها رو کنترل نکنیم اگر دیگه کار نکنیم

    مدارمون افت پیدا میکنه ، درونمون دوباره میاد پایین ترس شک و … این بیماری های ذهنی متداول جامعه بهمون نفوذ ، بعد یه مدت قدرتمند و‌وقتی‌قدرتمند شد نتیجه های بیرونی کم کم طبق تکامل سر بر میارن

    هر چقد درون تمیز تر

    بیرون تمیز تر داری

    و من احساس میکنم اون حرفی که استاد اول فایل زد تو وجودم هست

    یک سری ترس هایی دارم با اینکه کلا دختر شجاعی هستم ولی احساس میکنم قدرت جسارتم کم‌شده یه سری ترس هایی دارم که بهش حمله نمیکنم ( به خاطر یه سری دلیل هایی …..) و درونم می خواد منفجرشون کنه

    بیتشر به اعضای خانواه ام مربوط میشه

    که من چند وقته کلا رهاشون کردم از نظر ذهنی و احساسی ولی از نظر فیزیکی کنارشون هستم

    من باید ترس هام و‌کم و ایمانم رو تقویت کنم‌

    واقعا وقتی ترس های تقویت بشن ایمان گم میشه

    ایمان کم بشه عمل کردن کم‌میشه و‌نتیجه کم‌میشه

    بیتشر آدم‌ تحمل میکنه تا خلق کنه

    توانایی تغییر دادن شرایطش میاد پایین

    خدایا خودت کمک‌کن ترس هام و شناسایی کنم + بهشون بتازم ‌نابودشون کنم ‌و آزاد بشم ….

    مهم‌ترین ترس هایی که الان دارم

    ترس از نتیجه نگرفتن و زحمت الکی کشیدن

    ترس از تمرکز گذاشتن و بد شدن حالم

    ترس از بیرون رفتن و منحرف شدن ذهنم ( این کنترل ورودی عای همیچین ترسی ایجاد کرده که احساس میکنم‌ از همه می ترسم‌نکنه روم اثر بزارن در حالی که قبلا باور داشتم هیچ کس مکی تونه تاثیری رو من داشته باشه و با خیال راحت ارتباط داشتم نمی دونم شاید این روش باعث ترس شده تو وجودم به هر حال هر چی هست نتیجه اش ترسو شدنم شده که دوست ندارم ، آدم باید جسور باشه ….)

    ترس از دست دادن

    ترس از دست دادن مشتری

    ترس درآمد نداشتن

    ترس اتفاق خارج از کنترلم افتادن

    ترس از مستقل شدنم

    ترس از اینکه خدا ترکم کنه

    خب این ترس ها در اثر مرور نکردن آگاهی های مربوطه میشه مثلا من میدونم ترس از اینکه خدا رهام کنه وقتی تو‌دوره عزت نفس بودم رفته بود مخصوصا اون جلسه که در مورد احساس گناه و ارتباط با خدا بود )

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    اردیبهشت گفته:
    مدت عضویت: 3145 روز

    سلام و درود بر استاد عباسمنش عزیز و مریم جان شایسته و دوستان همراه

    گام‌ چهارم در مهاجرت به مدار بالاتر

    خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»

    استاد در جریان سیدهای خوزستان متاسفانه خانواده ما هم جزء مالباختگان بودن. 8 میلیون تومن از پول ما رفت. پول کمی نبود اون زمان ولی خدارو شکر زندگی ما به اون پول بسته نبود. همون یکبار کافی بود و ما درسمون رو گرفتیم که وارد هیچ جریان مشابهی نشیم. دقیقا هر کجا تبلیغ سود آنچنانی میشه و ملت هجوم میبرن ما دوری میکنیم. من چندین سال در بورس سهام داشتم و خدارو شکر سود معقولی هم واسم داشت. زمانی که تبلیغات گسترده شد و همه هجوم اوردن به سمت بورس و هر جا میرفتم صحبت از سودهای رویایی میکردن یاد جریان سیدها افتادم و حقیقتا ترس ورم داشت. چون دقیقا همون جو و شرایط اون سال بین مردم به وجود اومده بود. به حسم اعتماد کردم و تمام سهام رو فروختم و چه کار درست و بجایی بود. هر وقت بهش فکر میکنم به خودم آفرین میگم.

    استاد گفتید تمام کسانی که طعمه طرفند پونزی میشوند فقرا هستند. از دیروز تا الان این جمله شما تو ذهنم میچرخه. منظور شما از فقیر فقط بحث پول نبود. فقیر و ندار در توکل، فقیر در دیدن نعمتها، فقیر در شکرگذاری، فقیر در نشکستن خط قرمزها، فقیر در کنترل احساس بد در شرایط سخت، فقیر در قناعت و طمع نورزیدن، فقیر در اعتماد به رحمت و وعده های خداوند و ترس از آینده( ترس ایمان وارونه هست) و در یک کلام انسان بی تقوا.

    ان اکرمکم عند الله اتقاکم ان الله علیم خبیر

    انگار این جمله سهم منه که بیشتر بهش فکر کنم

    لایق بهترینها هستید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فرزاد امان اله زاده گفته:
    مدت عضویت: 1873 روز

    بنام خدای مهربان

    درس امروز من و آگاهی که این جلسا برایم یاد آوری کرد

    تمام انسان ها ترس در وجود خودشان دارند

    آنهای موفق و جدا از دیگران هستند که با وجود ترس قدم بر می‌دارند

    هر پیشنهاد اغوا کننده ی که سرمایه من دست یکی دیگه باشه و فقط بگه که انقد سود کردی یک ترفند پونزی هستش

    عاقل و ثروتمند کسی هستش که مولد باشه بتونه با پول خودش سرمایه گذاری کنه و پیوسته به درامد برسه

    خود بورس ترفند پونزی بود من با پول کم وارد شدم و کلی سود کردم بعد که طمع کار خودش کرد کل سرمایه را وارد بورس کردم جالبش اینه که قسم میخورم از اون روزی که سرمایه وارد بورس کردم بازار منفی شد و تماما پولم پودر شد از اون به بعد من هیچ گونه سرمایه گذاری در جای که بگن انقد پول بده تا فلان قدر سود بدیم نکردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    فاطمه درویشی گفته:
    مدت عضویت: 820 روز

    خدایا هم باعث شدی مهاجرت کنم

    هم خودت یه خانه با شرایط بینظیر در قلب کوهستان چسبیده به کوهستان با محله بینظیر بهم دادی

    هم باعث شدی یک محیط کار درجه یک ، با قانون و ضابطه درست و صمیمی با فضای مثبت و پر انرژی پیدا کنم

    3 تا از خواسته های منو در 17 روزی که به این شهرت مهاجرت کردم اجابت کردی

    حالا لطفا بقیه خواسته هام رو هم اجابت کن

    1» یک نیرو خوب برای پشتیبانی کشاورز ها و انجام کار های خورد و ریز بهم بده

    قول میدم دغدغه‌ حقوق نگیرم چون حقوق این شخص تو میخوای بدی

    و به فکر جذب یک نیرو فوق ستاره باشم

    بیاد توی دم و دستگاه کسب و کارم

    خدایا یه نیرو که نیازی نباشه من بهش بگم چیکار کن خودش کار مهم تشخیص بده و کار انجام بده

    پشتیبان کشاورز بشه

    تلفن ها رو پاسخ بده

    ویدیو ها سایت ببینه و همون رو بنویسه

    لایو های منو هماهنگ کنه

    اونقدر بهم بده که بتونم راحت این خانه زیبا رو دیزاین کنم

    مبل بخرم

    ظرف فوق العاده برای آشپزخانه بخرم

    سرخ کن بخرم

    زندگی ام به سبک قانون سلامتی کنم

    اتاق کارم رو شیک و تر و تمیز کنم که برای تولید محتوا بتونم ازش استفاده کنم و دوره ضبط کنم

    تخته وایت برد بخرم

    لباس خوشگل کلی بخرم

    3» یک همراه خوب ، و شریک خوب

    4» طلا هام به 30 گرم برسه ( قدم اول گوشواره – بعدش تعویض تو گردنی – بعدش خرید یک النگو )

    5» سفر به استان های زعفران خیز کشور با بهترین شرایط رفاهی

    6» سفر به افغانستان با بهترین شرایط رفاهی

    7» حج عمره رو برام باز کن

    8» خرید آب چوقان یا آب ترنی یا آب بسری حدودا چیزی بین 400-500 میلیون لازم دارم خدایا

    می‌خوام زمین و ملک کشاورزی بخرم

    لطفاً این پول بهم برسون

    9» سفر به هندوستان با بهترین شرایط رفاهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فرحناز بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 2103 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم ومریم جانم

    و دوستان عزیزم درسایت

    همیشه و البته تواین فایل موضوع مهمی ک مطرحه مشخصا رعایت قانون تکامل است

    و بیماری طمع هم از رعایت نشدن این قانون مهم زندگی نشاءت میگیره

    ب قول شما اگ ما بعد کاشتن دانه انتظار نخواهیم داشت ک فرداش جوانه زده یا درختی شود

    برای خواسته هایمان نیز نباید ب این صورت عمل کنیم

    صبر ب معنای لذت بردن است از مسیر رسیدن ب خواسته ب نظر من اینجوری ک هرکاری ک لازمه برا رسیدن ب خواسته م چ کار کردن روی باورمون چ اون قسمت فیزیکیش ک بایدانجام بشه رو انجام بدیم

    و دیگ درین حین از همه ی تلاشمون استفاده کنیم تا کارهایی ک بهمون لذت واحساس خوب میده رو برای بودن در لحظه انجام بدیم هرکاری ک ماباانجامش عشق میکنیم فک میکنم این تمام چیزیه ک باید پرداخته بشه بهش مثل شما ک استاد زمانی ک تو دانشگاه همه داشتن برا آزمون میخوندن شمارفتین مسافرت و لذت بردید ولیی نمره ی عالی روگرفتید

    من خودم ازین قضیه مستثنی نیستم و خودم تاحدی رفتم تواین باتلاق و بهاهایی هم پرداخت کردم ک من ب قول آقای عطارروشن اونهارو بهای تغییر نامیدم و گذشتم ازشون

    چ برای دوره هایی ک میگفتن این فرصتو ازدست ندید و شده طلاتونو بفروشید و.. من قرض کردم و دوره خریدم و البته ک نتیجه ای صورت نگرفت

    یا برای نتورک هزینه هایی تراشیده شد برام و دیگ سمتش نرفتم و نمیرم چ حرفا ک نشنیدم چ تمسخر ها…

    همه ی اینها رو بهای تغییر گفتم و گذشتم بیخیالشون شدم و خودم رو سرزنش نکردم خداروشکر

    ولی برای دوره های شما استاد عزیزم با رعایت تکامل و درآمد خودم پول جمع کردم و دوازده قدم رو تا قدم 6 و دوره ی عالی عزت نفس رو خریداری کردم و تاالان دارم روز افزون نتایج میبینم ب هر صورتی

    خداوند رو سپاسگزارم

    و از شمااستاد عزیزم و مریم عزیزم هم کمال تشکر رو دارم ک این فایل های بی نظیر رو برامون آماده میکنید و تلاش میکنید ک ماهم درین مسیر قدم بگذاریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1149 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    سلام به استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    سلام به دوستان عزیز

    گام چهارم/ مهاجرت به مدار بالاتر

    مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نام‌های “ترس” و “طمع ”

    متاسفانه من هم چند سال پیش در این دام افتادم و طمع کردم .

    چند نفر از نزدیکان که از رمز ارز سود زیادی برده بودند به من و همسرم پیشنهاد دادند که ما هم سرمایه گذاری کنیم. ولی همسرم همیشه مخالف این کار بود و می‌گفت که ریسک زیادی داره و خلاصه سرمایه گذاری نکرد.

    ولی من چون اونا رو دیدم که خیلی سود بردن، طمع کردم و سرمایه گذاری کردم.

    من دچار شرک بودم و روی اون شخص خیلی حساب کردم و پول و بهش دادم. میگفتم سرمایم رو چند برابر میکنه، همون طور که خودش سود برده .

    ولی به مرور پولمو از دست دادم و کلی ضرر کردم.

    اینم نتیجه کسی که میخواد یک شبه ره صد ساله رو طی کنه.

    فکر می‌کردم به جای اینکه پولم تو بانک باشه، سرمایه گذاری کنم و سود ببرم بهتره.

    غافل از اینکه قانون تکامل رو نمیشه دور زد.

    یکی دیگه از نزدیکانمون هم مبلغ هنگفتی ضرر کرد ، خودش تنها به اندازه کل خاندانمون ضرر کرد.

    ولی الان یاد گرفتم که باید تکامل خودمو طی کنم. باید ظرف وجودمو بزرگ کنم تا آماده دریافت باشم. وفقط روی خودم و توانایی های خودم برای به دست آوردن درآمد حساب کنم.

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    جمال وفروزان دویار هم مسیر گفته:
    مدت عضویت: 1251 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و استاد شایسته گرامی وهمه همکلاسی های نازنین در دانشگاه عباس منش

    ترس ها بزرگترین موانع پیشرفت ورشد ما در تمام مراحل زندگی هستند

    من خودم با این که دارم روی خودم کار میکنم و میگم ایمان دارم به خداوند ولی بابت مساعل مالی ترس دارم که نکنه من بابت مخارجم بمونم وبا دوتا بچه بخوام از پس هزینه هام بر نیام

    به خاطر همین ترسهام چندتا موقعیت و هدایت هایی که داشتم رو انجام ندادم

    بهترین راهکار برای غلبه بر ترس ها اعتماد نفس وعزت نفس هست وباید به صورت ریشه ای حل بشه

    خوشبختانه برای من حرف مردم اصلا مهم نیست وکاملا این موضوع برام حل شده هست

    بسیار موقعیت هایی داشتم در زندگیم وزیاد شغل هایی که در اون شراکت کردم وتمام مشکلاتش رو حل کردم و موقع سود بردن ازش دیگه ترسیدم و اون کار رو رها کردم

    یکی دیگه از موضوعاتی که من به شخصه توی اون‌موضوع گیر ندارم بحث شرکت های هرمی هست ولی بابت شراکت کردن مشکل دارم ودر اکثر مواقع شراکت کردم و بعدهم به دلیل عدم احساس لیاقت دیدم که اون شرکا به من اهمیت نمیدن وزحمت های من رو نادیده میگیرن و نصف ونیمه رها کردم همه رو وکلی هم ضرر وزیان داشتم

    همین جا از خداوند میخام ایمانم را قوی تر واحساس لیاقت وعزت نفسم را عالی تر کنم تا بتوانم از ترسهام عبور کنم خدایا من را هدایت کن

    به قول داداش بزرگم میگه هر معامله ای که خیلی شیرینه اون شیرینی زیادش گلو را میزنه

    یعنی هر معامله یا پیشنهادی که خارج از عرف هست وسود زیاد توشه باید ازش فاصله گرفت و گرفتارش نشویم

    در پناه الله یکتا رحمان ورحیم ورزاق شاد وسلامت باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    فاطمه وطنی گفته:
    مدت عضویت: 1402 روز

    به نام خدای هدایتگر

    که هرچه داریم ازآن اوست .

    سلام به استاد بزرگ ،مریم جان وتمام دوستان هم مدارم …

    خدا را شکر و سپاس بابت این آگاهی های ناب

    ترس و طمع

    واقعا ترس چیز عجیبیه .

    وقتی انسان از چیزی می‌ترسه اون ترس بزرگ و بزرگتر میشه ولی وقتی پا روی ترس میذاریم میبینم چقدر به خاطر چیزهای مسخره میترسیدیم .

    ترس از تاریکی ،ترس از اینکه اگه این کار انجام بدم مردم چی میگن ،ترس از تغییر و….

    ولی وقتی پا روی ترس هام گذاشتم خیلی بهتر شدم ،یادم برای اولین باری که میخواستم برم برای مربی گری یوگا و یوگا تدریس کنم خیلی ترس داشتم ولی به امید خدا ،وقتی انجامش دادم ،بعد چند سال به خودم میخندم که چطور با تمام استرس وارد کلاس مربیگری شدم و…

    فقط پاشنه آشیل م قبلاً ترس از شوهرم بود که مدام از ترس دروغ میگفتم بهش ولی از وقتی پیش خودم گفتم من راستش و میگم میخواد هر چی بشه بشه فوقش چی میشه …عصبانی میشه دیگه از این بالاتر که نیست ودیگه به خودم قول دادم حتی در بدترین شرایط از ترس بهش دروغ نگم .با این کار خیلی عزت نفسم بالا رفت ،وهنوزم باید روی این پاشنه آشیلم کار کنم که حرف مردم برام مهم نباشه حتی اگه یک روزی هم من وشوهرم ازهم جدا شدیم .چون از این مورد میترسیدیم که اگه من وشوهرم جدا بشیم ،مردم در مورد من چی میگن والان برام خیلی کم اهمیت شده ترس از تنهایی ،ترس از حرف مردم

    با آگاهی های چند فایل ( عزت نفس رایگان )خیلی نتیجه گرفتم .

    حتما دوره عزت نفس میخرم .

    من تو این چند سال که با استاد عزیزم آشنا شدم خیلی تغییر کردم وکلی نتیجه گرفتم

    ومیخوام بیشتر روی خودم کار کنم.

    وخدا راشکر میکنم

    استمرار خیلی مهمه خیلی …

    جواب سوال 2 .

    واقعا این شرکت ها چیه

    من خودم یک دفعه تو این شرکت ها که اصلا معلوم نیست چیه شرکت کردم و نمی‌دونم چرا یک میلیون تومن سرمایه کردم و بعدش به من گفتن زیر مجموعه بگیر ،که خدا راشکر نگرفتم وبعد متلاشی شد شرکت ،بعدش به خودم گفتم دیگه از این کارها نمیکنم .

    واقعا درس بزرگی بود برام .

    فقط یک میلیون از دست دادم .

    خیلی حسرت خوردم ….ولی درس گرفتم و راه استاد در پیش گرفتم

    استاد چیزی های که میگید واقعا باید با طلا نوشت.

    وخدا راشکر که در مسیر آگاهی قرار گرفتم …

    تو گام سوم در مدار بالاتر

    خیلی حسم خوبه

    ممنون از شما

    در پناه خداوند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: