مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 112


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2026 روز

    به نام خداوند بزرگ و روزی رسان

    سلامودرود به شمااستاد عزیز وگرامی

    گام چهارم:خرابکاری ذهن به نام ترس و طمع

    سپاسگزارم از سخاوتمندی شما که انقدر عالی دارید دانشجوهاتون رو راهنمایی میکنید که درتمامی جنبه ها به جای حساب بازکردن روی عوامل بیرونی خودشون رو ازدرون درست کنند روی خدای خودشون حساب باز کنند تااون خدای روزی دهنده ی بی منت ازجایی که فکرشم نکنیم روزی های بی حساب وارد زندگیمون کنه

    استادبااینکه این فایل حدود پنج شش سال پیش ضبط شده اما متأسفانه هنوز که هنوزه مردم جهان مخصوصا اکثر مردم ایران درگیر یهمچین موضوعی به نام حرص و طمع هستند

    استادنمیدونم به گوش شماهم جریان همستر خورد یانه،اما یکم از مردم ایران برات بگم که چقدر غوغا به پا شد باهمین همستری که توی تلگرام ایجادکردند و واقعا هنوز جریانشو دقیق نمیدونم چطوری بود اما یادمه یه مدتی از کوچیک فامیل گرفته تاپیرزن هفتاد ساله یه گوشی دستش بود و باانگشت دستش کلی روی یک گزینه ای میزدن و میگفتن اگه تعداد فلان ارز بالا بره چندملیاردی میتونیم ازش برداشت کنیم!

    یعنی خداوکیلی اگه تو یک جمعی ازفامیل میرفتیم این موبایل همراش تو دستش بود و باانگشتان دستش باسرعت بسیار بالا روی اون گزینه میزدن و انتظارداشتند تو هرخانواده ای صاحب چندملیارد تومن پول بشن!!!

    این موضوع رو دوست داشتم بگم چون خیلی به همین موضوع ربط داشت و باخودم فکر میکردم که چقدر مردم دارن هربار به یک شکل جدیدی گول میخورن و خیلی زود به اینجور موضوعات دل میدن و فکر میکنند یک شبه میتونن صاحب یه کیسه پول میلیاردی بشن!

    خیلی جریان همستر برام جالب بود وبیشتر صحبتهای شما برام روشن شد که چقدر افراد دنباله رو یک رفتار یا یک موضوع خاصی هستند که ته اون موضوع بسیار پوچ و بی نتیجه ست!

    همسرم هم دنباله رو همین موضوع بود و خدامیدونه چقدر وقتش رو باهمین کار تلف کرد،و تازه منم تشویق میکرد که توخونه بیکارم و این برنامه رو نصب کنم و یه پولی به جیب بزنم

    وقتی همسرم این پیشنهاد رو داد،در جوابش گفتم من حاضرم پول نداشته نباشم ولی ازین طریق هم پول تو حسابم واریز نشه..

    واتفاقی که افتاد این بود که بعداز یه مدت فهمیدم که گویا صاحب این جریان کلاهبردار بوده و واقعا آخرش نفهمیدم چطوری بود این جریان و خیلی خداروشکر کردم که دل به دل این کارا ندادم و میدونستم این هم تقریبا یاشاید دقیقا مثل همین گل کویست یا پونزی داره به یک شکل جدیدتری مردم جامعه رو وسوسه میکنه تا باانجام یک کار عجیب غریبی پولدار بشن!

    خیلی این موضوع همستر برای من درس داشت،و واقعا به چشم دیدم که چقدر اکثریت جامعه دنباله رو رفتارهای عجیب غریب همدیگه هستند و اون رو یک نوع بافرهنگی یا یک نوع کلاس فرض میکنند،و بااین خیال باطل که دنیا دنیایی شده که همه خیلی راحت پول میسازند فکر میکردند که ارز دیجیتالی همستر هم قراره یک معجزه درجهان به پا کنه و همه از این منجلاب فقر نجات پیدا میکنند!

    واقعا خیلی برام خنده داربود که هر کسی رو تو هر سنو سالی میدیدم باانگشت دستش انگار که داشت یه ذکری رو تو موبایلش میشمرد و کاملا متمرکزانه سعی میکرد باسرعت تمام صاحب سکه های فراوان بشه!!!

    خلاصه که استاد گرانقدرم خیلی خیلی ازتون ممنون و سپاسگزارم که این موضوع به این مهمی رو به رایگان دراختیارمون قرار دادید و من واقعا با گوش جان هزاران بار این صحبتهاتون رو گوش فرامیدم و درزندگیم اجرا میکنم،چون واقعا این دست ازآگاهیا برای خیلیا تمسخرآمیز به نظرمیاد و فکر میکنن اگه ما تواین موضوعات جواب نه بدیم،انگار که تو یک دنیای عقب افتاده ای داریم زندگی میکنیم

    اتفاقا یک موضوع دیگه هم یادم افتاد که جدیدا بازهم با درست کردن سندهای قلابی کلی از مردم پول میگیرن و اون مردم ساده لوح فکر میکنند بادادن این مقدار پول صاحب یک ملک در بهترین جای فلان شهر میشن،و بعداز یه مدتی میفهمن که نه خبری از اون ملک هست نه سندها واقعی هستند و در آخر پولشون رو هم ازدست دادند!

    این موضوع هم خیلی توی ایران رواج پیداکرده،و خداروشکر که بااین دست از اتفاقات دورواطرافم متوجه این موضوعات میشم و ازهمه مهمتر متوجه عدالت خدا میشم که چقدر دقیق داره به فرکانسهای ذهن فقیر جامعه جواب میده،اما متأسفانه اکثریت جامعه فکر میکنند با این اتفاقایی که سرشون میاد داره یک نفر ظالم به ناحق درحقشون ظلم میکنه،درصورتیکه دارن نتیجه ی ذهنیت فقیر خودشون رو میگیرن….

    خداروصدهزارمرتبه شکر بابت این فایل و این موضوعی که منو از ترفندهای نابجای آدمهای کلاهبردار باخبر کرد

    سپاسگزارم ازشمااستاد عزیز بابت سخاوتمندیتون و این همه آگاهی های گرانبها…‌

    هرکجاهستید به خدای بزرگ میسپارمتون…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    رعنا کرمانشاهیان گفته:
    مدت عضویت: 3441 روز

    مثل همیشه لذت بردم از آموزه هاتون.

    مدتی از سایت و فایل ها دور بودم اما نکاتی که در دوره آفرینش و روانشناسی ثروت گفته بودید همراهم بود و همیشه به خودم یاد اوری می کردم… توی یک سال در آمدم 2 برابر شد و الهامی درونی بمن گفت این امنیت شغلی که الان داری یک تله اس و تو باید تغییر کنی می دونستم اگه به حرفش گوش نکنم مثل تمام وقتایی که گوش ندادم، بعدش پشیمون میشم و حسرت میخورم. پس دلمو زدم به دریا و رفتم تو مسیری که فقط قدم اولش برام واضح بود و بعدش هیچ پشتوانه ای نبود و نمیدونستم قرار چی بشه!

    استاد عزیزم با کمال ناباوری دیدم که معجزه اتفاق افتاد و همه چیز عالی تر شد. نمیگم آسون بود چون سختی و استرس زیادی رو پشت سر گذاشتم، چند ماهی شبانه روز کار کردم و در سال بعدش در آمدم نسبت به سال قبل 5 برابر شد! در مدت این یک سال 2 تا سفر عالی رفتم و ماه گذشته هم ماشینمو عوض کردم که فرآیند ماشین خریدن هم خودش معجزه بود و طوری برای من فرصتش پیش اومد که طی 24 ساعت ما مبلغو جور کردیم و ماشینی که خدا برامون انتخاب کرد خیلی بهتر از اونی بود که خودمون قصد خریدشو داشتیم… هرچی ازین معجزات زندگیم بگم کم گفتم. فقط میتونم بگم قبل این اتفاقات حالم عالی بود از زندگیم لذت میبردم و سپاسگزار خدا بودم و به تضادها و مسایل نادلخواهم توجه نمیکردم. یادمه یک ماه قبل اینکه ماشینمونو عوض کنیم، هنوز مبلغ زیادی برای خرید ماشین کم داشتیم و یکسری مشکلات سرراه کار و زندگیم بود ولی با اینحال به همسرم گفتم من دارم از زندگیم لذت میبرم این روزها بهترین روزای عمرمه.. عاشق زندگیمم و خداروشکر میکنم. و ماه بعدش معجزه شد!

    می دونم این مسیر ادامه داره و من یاد گرفتم هر تضادی پیش اومد از دلش به راه حل برسم و با حلش یک پله بالاتر برم.

    ممنون از شما و مریم نازنین و خداوند مهربون که سالها قبل شمارو سرراه زندگیمون گذاشت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 1307 روز

    سلام استاد عزیزم

    از وقتی که فایلهای شمارو گوش دادم و قانون تکامل و نترسیدن و زیر بار زور نرفتن یاد گرفتم نه تنها خودم گیر این دامها نیفتادم بلکه جلوی گیر افتادن خونوادمم شدم

    البته کسی ک تو مدار باشه قابل تغییره نه همه

    چند‌روز پیش قرار بود ی ملکی خریداری بشه که قیمت بالایی داش از ی طرف ی فردی اومد گفت وای که شما. چرا دارین این ملک با این قیمت می‌خرید من ی شرکت میشناسم که

    دولتیه و با نصف این مبلغ براتون این کارو تحویل میده

    من بهش گفتم که کسی ک خرید داشته بهم نشون بدین جالبه استاد حتی یک نفر هم تو شهر خودمون نبود میگف ک شهرای دیگه کار کرده و من زود متوجه شدم که نباید ادامه بدم و جلوی کلی ضرر گرفتم

    اینک وام و بدهی هم زنگ خطر من بود از شروع کارم و فایلای سه برابر کردن درامد حتی وقتایی که نیاز داشتمم حتی به وام فکر نکردم

    و اینک ترسا که سراغم میومدن شده شب خوابم نمیبرده ک‌ چیکار میخوای بکنی الان چی میشه ذهن شروع میکرد ب نجوا

    من با خودم میگفتم من دانشجوی استادم پس میتونم ک موفق شم و خدا حمایت گر منه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1076 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد و مریم عزیزم و همه دوستان هم فرکانسم در این مسیر زیبا و سرشار از آگاهی و آرامش.

    غلبه بر ترس و نه گفتن به نجواهای منفی :

    وقتی میخواستم کسب و کار خانگیم را راه بندازم ترس زیادی داشتم و نجوا می اومد که اگه نتونستی چی! اگه مشتری نبود ! اگه ضرر کردی …

    ولی من به ترس هام غلبه کردم و به نجواها نه گفتم ، و کار براحتی انجام شد .

    پشت این غلبه بر ترس ها و ادامه دادن ها فرمانروای کل کیهان ، خداوند دانای توانای قدرتمند بود ، خدایی که رب ، بلند مرتبه و بخشنده مهربانه و این غلبه بر ترس همون ایمان هست که باعث قدم برداشتن من شد، خدایا شکرت.

    قانون تکامل و طمع !!!

    طمع و طی نکردن مسیر درست از ذهن فقیر میاد، از فقر و تکیه بر خود میاد و کسی که تکامل طی نکنه و خودش رو عقل کل بدونه نه خدا رو قطعا شکست میخوره .

    چند سال پیش که شرایط مالی بدی هم داشتم ، در شرکتی کار می‌کردم که میخواستم راه صد ساله رو یک شبه برم و با پول وام به حرف های مدیری گوش کردم و خریدهایی انجام دادم که کلی اذیت شدم و بخاطر شون ضرر کردم و بعد از اون یاد گرفتم طمع نکنم! روی خلق خدا حساب نکنم ! و دور وام -قرض و چک رو خط قرمز بکشم .

    بابت این آگاهی های ناب ازتون ممنونم

    به خودمون یادآوری کنیم : ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است. پس به این آگاهی ها بجز گوش دادن و نت برداری و کامنت گذاشتن عمل هم بکنیم .

    خدایا شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مریم دوستداشتنی گفته:
    مدت عضویت: 2191 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    خدایی که مهربانیش همیشگی و رحمتش بی پایان است

    قبل از اینکه شروع کنم به نوشتن کنم میخواستم این پیامو تو دوره عزت نفس بنویسم که یه حسی بهم گفت همینجا بنویس همون حسه بهم گفت این پیام رو اینجا بنویسم

    استاد من یه درخواستی از شما دارم من دلم میخواد از شما یه هدیه بگیرم اونم نه نصفه کامل

    من دلم میخواد دوره روانشناسی ثروت 3 رو به من هدیه بدین که باهاش بتونم کسب و کارمو رونق بدم

    من از دوره های شما دارم استفاده میکنم ولی دلم میخواد این هدیه رو از شما بگیرم

    مطمئنم اگه لیاقتشو داشته باشم شما این پیام رو میخونید منو خوشحال میکنید

    آخیششش اینم از درخواستم🫠

    حالا بریم سراغ این ترس لهنتی

    من یه چند ماهی هست که ایده ای خدا بهم داده که مرتبط به شغلم هست در کنار کارم این وسیله رو میفروشم که بزرگترین دغدغه همکارای منو حل میکنه

    این ایده رو خدا خیلی وقت پیش به من الهام کرده بود که بخاطر باورهای محدود یا ترس انجامش ندادم

    که یدفعه دیدم این ایده رو یکی از همکارام دارن انجام میدن خیلی برام جالب بود چون من هرموقع ایده ای به ذهنم میاد انجام نمیدم دقیقا یکسال یا چندسال بعد یکی دیگه میاد انجام میده

    فکرکنم بخاطر اینکه اون خانم یا آقا ترس رو گذاشته کنارو سریع تصمیم گرفته وتعلل نکرده نزاشته نجواها مثل من سراغش بیاد نزارن کار کنه

    به نظر من واقعا اگه ایده به شما الهام میشه میخواین انجامش بدین قبل شروع نجوا سریع اقدام کنید وقتی تعلل میکنید نجوا ها شروع میشن نمیزارن شما قدم از قدم بردارید و میبینید همون ایده ینفر دیگه داره بخوبی انجامش میده فقط حسرتش برای شما میمونه

    ولی درس خوبی که گرفتم هر زمان ایده ای به ذهنم میرسه سریع اقدام میکنم بدون ترس نجوا که هست ولی همیشه میگم من باتوکل به تو دارم این راهو میرم

    اتفاقا آقایی که ایده کارمو که براش توضیح دادم که دستگاه رو درست کنه بهم همیشه میگه بزار برات زیاد درست کنم ولی خب من چون تازه اول راه هستم گفتم نه فعلا باهمین تعداد کم شروع میکنم تا انشالله به امید حق بیشترش کنیم

    گاماس گاماس

    مسلما اگه بشینم حساب وکتاب کنم که مثلا صدتا سفارش بدم خب پول خوبی بدست میارم ولی عجله ای ندارم دارم روند کارمو تماشا میکنم چون هنوز خیلی از باورام مشکل داره

    اگه با این باورهای دربو داغون سفارش بالا بگیرم مطمئنم تمام پولم به فنا میره

    الان به خودم خیلی افتخار میکنم که تا ایده ای به ذهنم میاد و انجامش میدم حتی اگه نتیجه نده

    ولی این حرص وطمع همیشه هست مخصوصا برای ماهایی که هنوز باورامون مشکل داره نمیتونیم بگیم نه

    برای من پیش نمیاد

    یکی از همکارامون هرسری براش مشتری میاد با اینکه قیمت رو از قبل میگه به مشتری،به محض اینکه میبینه مشتری مشکل پرداخت نداره طمع میکنه قیمت رو میبره بالا همون یدونه مشتریشو از دست میده

    امان از ذهن فقیر

    حسبی الله ونعم الوکیل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    بازیار گفته:
    مدت عضویت: 1160 روز

    سلام به استاد عباس منش و سلام به استاد شایسته

    مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر

    گام چهارم: دو خرابکار ذهنی با نام‌های”ترس” و “طمع”

    استاد واقعا من خیلی از این دو مورد ضربه خورده ام هم ترس که باعث شده شهامت انجام ایده هایم را نداشته باشم و هم طمع که باعث شده نتوانم تکاملم را طی کنم و شما به درستی اشاره کردین که اینها ابزار شیطان هستن.

    ترس یک ویژگی مشترک بین همه انسانها حتی پیامبران بوده ولی آنها علیرغم ترسهایشان متوقف نشده اند و من هم اگر می‌خواهم به خواسته هایم برسم باید به ترسهایم حمله کنم.و برای این کار باید ایمانم را تقویت کنم.

    مثل استاد که میگن هیچ ترس و نگرانی ندارن که تمام داشته ها و شهرتشان را از دست بدهند و چون قانون جهان را فهمیده اند و اینها را توسط قانون بدست آوردن دوباره میتوانند خلق کنن.

    به نسبتی که ایمان قوی می‌شود ترس‌ها هم از قدرتشان کم می‌شود.

    در مورد طمع که توسط آن آدمها به دام ترفند پونزی میفتند که نمونه داخلی آن شرکت‌های هرمی و موسسات مالی و…

    استاد دائم در حال یادآوری و آگاهی دادن است که به این درک برسیم هیچ راهی غیر از اینکه قانون تکامل را طی کنیم وجود ندارد که بشود در هر زمینه ای رشد کنیم.

    اگر قانون را بفهمیم و به آن عمل کنیم از این ترفندها رکب نمی خوریم.

    و به هر ترتیبی که وعده سودهای اغوا کننده و خارج از منطق را شنیدیم باید پا به فرار بگذاریم.

    باید خیلی مواظب باشیم که ترفند پونزی می‌تواند حالت‌های مختلف برای فریب داشته باشد.

    ضمنا تمام کسانی که گرفتار ترفند پونزی می‌شوند فقرا هستند و هیچ ثروتمند درست حسابی گرفتار این ترفند نمی‌شود یعنی کسانی که در مدار فقر هستند در دام می‌گفتند.

    استمرار استمرار استمرار و پذیرفتن و ایجاد باورهای مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب و مقاومت نداشتن کنترل ورودی های ذهن حرفهای جامعه را نشنیدن کلید خوشبختی، سعادت و ثروت است

    و این مصداق آیه قرآن است که حرف لهو و بیهوده را نشنوید.

    و بهترین نمونه‌ی طی کردن قانون تکامل پیامبر هست که برای رسیدن به این جایگاه سالها روی خودشان کار کردن.

    *استاد خیلی سپاسگزارم بابت این آموزه ها و این آگاهی ها

    در پناه حق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2005 روز

    بنام فرمانروای کیهان قادر مطلق

    سلام ب همگی

    کامنت سوم من

    این گام خییلی برای من آگاهی های ارزشمندی داشت و همه ش خدا خدا میکردم

    ک امروز وقت بیشتری داشته باشم

    تا بیشتر کامنتهاشو بخونم

    مخصوصا کامنت بعضی از دوستان و ک میخوندم در مورد ترس هاشون ب راحتی نوشته بودن

    و با صداقت تمام

    و پیش خودم میگفتم چطور اینقد راحت میتونن بگن ترسها شون رو

    یا بهتر بگم چطور اینقدر خوب خودشون و ترسهاشون و میشناسن

    من خیلی فکر کردم امروز ک چ ترس هایی دارم

    حتی امروز ک مادرم تماس گرفت با پدر ک قرار خانواده ی داییم بیان خونه مون

    ذهنم شر‌وع کرد ب مرور خاطرات و قدرت دادن ب آدم ها و ضعیف و قربانی جلوه دادن خودم و ی دادگاهی تشکیل داده بود

    و همه رو مقصر می‌کرد الا خود لامصبش و

    اینقد ک دیگه کلافه شدم

    گفتم خدایا من خودمو ب تو میسپارم

    تو عالمی

    تو آگاهی

    تو ب اسرار همه ی قلبها آگاهی

    تو میدونی چی تو دلم داره میگذره

    و من جی میخوام

    خودت هدایتم کن

    و در زمان مناسب منو همدار کن با خواسته ام

    اعتراف میکنم ک من میترسم از تکرار تجربه ی شکستم تو بحث ازدواج

    بهم خوردن نامزدیم

    البته اون اتفاق بخاطر فرکانس داغون خودم و باورهای عدم ارزشمندی م تو گذشته بود.

    ک هنوز با قانون آشنا نشده بودم

    ولی الان ک میدونم خودم اون شرایط و خلق کردم ب واسطه افکارم

    والان با تغییر افکار ،مدار و فرکانسم هرگز اون اتفاق تکرار نمیشه تا زمانی ک دارم روی خودم کار میکنم ولی این ترسه هست

    ک خودش شرک محسوب میشه

    من ترس دارم از حرف مردم

    اینکه قضاوتم کنن

    من ترس دارم از بی پولی

    از نرسیدن ب خواسته هام

    ترس دارم از اینکه طرد بشم و دوستم نداشته باشن

    از مرگ میترسم هر چند ی کم بهتر شدم.

    از مار ب شدت میترسیدم ک خداروشکر ی ذره بهتر شدم

    از شب تنها بیرون رفتن میترسم

    از محیط های جدید

    از حرف زدن تو جمع

    ابراز وجود

    از مسخره شدن

    البته ی کوچولو بهتر شدم

    پلی خعععععلی جای کار دارم

    ولی دلم روشنه ب این مسیر

    چون همین ک اینجام و خداوند هدایتم کرده

    خودش 50٪قضیه اس

    بقیه اش سمت منه ک باید انجامش برم

    کلید خوشبختی،ثروت : استمرار استمرار،استمرار ساخت باورهای قدرتمند کننده، نداشتن مقاومت ،پذیرفتن بی قید وشرط باورهای مناسب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 1995 روز

    درود بر شما استادان عزیزم.

    خداروشکر میکنم با شما اساتید گرامی همراه و هم مسیر هستم.

    استاد به لطف الله از 2 ماه پیش شروع کردم و وارد ترس هایم شدم.

    این شروع ورود به ترس ها باعث شد من به خودم، به قوانین، به خداوند و هدایت الله بیشتر اعتماد کنم و این بهم کمک کرد که هر بار در دل همین کار 2 ماهه مسائل را بهتر و سریع تر حل کنم.

    از شک و تردید گذشتم و حرکت کردم.

    به لطف الله نتیجه برای ساختن عزت نفسم عالی بود.

    خداروشکر میکنم.

    استاد توی کامنت قبلی گفتم دچار توهم شده بودم.

    این توهم باعث شده بود حرکت نکنم.

    الان به لطف الله دارم حرکت میکنم.

    تلاش میکنم توی مسیر حرکتم یاد بگیرم و مطالعه داشته باشم.

    تلاش میکنم تمرکزم را بگذارم روی اهدافم.

    حتی وقتی بفهمم و درک کنم که یک کاری را دارم برای گرفتن تایید و نظر دیگران میکنم، دست از اون کار بر میدارم.

    استاد بینهایت از شما بخاطر دوره عالی روانشناسی ثروت 1 ممنونم.

    واقعا راه را نشان ما دادید. ماهیگیری را نشان دادید.

    بینهایت سپاسگزارم.

    استاد البته خداروشکر میکنم که تمام این هدایت ها اعتبارش به رب العالمین می‌رسد که نزدیک است.

    که قطعا هدایت می‌کند.

    ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    سمانه بابایی گفته:
    مدت عضویت: 478 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام بر تمامی اعضای سایت

    نکته اول: ترس

    تا 4 سال پیش بزرگترین و مهم ترین ترسم توی زندگی، ترس از جدایی و به دنبال آن ترس از تنهایی بوده، اما از خداوند خواستم تا جسارت انجام این کار رو در من قرار بده، چون نه توان ادامه دادن داشتم نه جرئت تموم کردن، ولی بعد از اینکه خودمو وارد این ترس و توهم کردم دیدم که نه تنها هیچ ترسی نداشت بلکه به خودشناسی رسیدم، یعنی تنهایی بعد جدایی فرصتی شد برای اینکه من روی خودم کار کنم، خودم رو ویژگی ها و توانمندی هامو بشناسم. چون توی اون زندگی از بس که تمرکزم رو گذاشته بودم روی تغییر دادن همسر سابقم، از خودم به طور کامل غافل شده بودم. بعد از گذشت 10 سال به خودم اومدم دیدم این همه سال از زندگیم گذشته ولی من هیچ تغییر سازنده ای نکردم، اصلا نفهمیدم چجوری گذروندم این 10 سال رو. البته ناگفته نماند که اگر آگاهی های الانم رو داشتم و اون موقع هم با سایت آشنا میشدم هیچ وقت حتی ذره ای از تمرکزم رو صرف تغییر پارتنرم نمیکردم و فقط روی تغییر خودم کار میکردم.

    خلاصه بگم که هیچ کدوم از ترس های ما به طور واقعی وجود ندارند. این ماهستیم که با جسارت به خرج دادنمون، میتونیم در جدیدی رو به روی خودمون باز کنیم و بعد میبینیم که چه دنیای ناشناخته ای پشت اون در ِِ همیشه بسته شده وجود داشت و ما ازش بی خبر بودیم. من بعد از اینکه دل بزرگترین ترس زندگیم رو شکافتم وارد فصل جدیدی از زندگیم و دنیایی از تجربه ها شدم که میدونم اگر توی اون زندگی محدود باقی میموندم هیچ کدوم از اینارو تجربه نمیکردم.

    نکته دوم: طمع

    در سال 1401 طمع کردم و از چندین موسسه بانکی وام هایی با بهره های بالا گرفتم، رفتم مغازه لوازم التحریر باز کردم. دیدم درآمدش جوابگو نیست، در همون حال چندتا تیکه طلا داشتم رفتم فروختم با خواهرم شراکتی مغازه پارچه فروشی باز کردیم، کلی قسط بانکی داشتم خریدهامونو چکی انجام میدادیم، درگیر چک شدم. دیگه اواخر واقعا کم آوردم افتادم دنبال جور کردن پول نزول، که خداوند کمکم کرد و نخواست که درگیر همچین داستانایی بشم شرایط رو برام جوری رقم زد که جور نشد، ولی عوضش کلی قرض کردم.

    (درحالی که باید تکامل رو طی میکردم اما متاسفانه در دام حرص و طمع افتادم، خودم رو توی قسط و قرض و چک انداختم که جنس مغازه پر بشه). بعد اون دیدم جواب نمیده سوپر مارکت زدم باز هم درگیری هام بیشتر شد تا اینکه از ابتدای سال 1403 با سایت آشنا شدم و به من الهام شد که کار پارچه و شراکت رو به طور کامل رها کن و من جسارت به خرج دادم و عملی کردم و تمام تمرکزم رو صددرصد گذاشتم روی کار سوپر مارکت. خداروشکر دونه دونه قسط هامو دارم پرداخت میکنم ولی به خاطر طمعی که 2سال پیش کرده بودم، چنان به زیر صفر رسیدم که باگذشت 2سال نه تنها سودی ندیدم بلکه کلی ضرر هم کردم و الان 2ساله که دارم تلاش میکنم به حالت روز اول برگردم هنوز که هنوزه نتونستم و احتمالا تا یک ساله دیگه هم طول میکشه که تازه به صفر برسم.

    طمع خیلی خطرناک و بسیار اغواکننده ست. اگر انسان درگیرش بشه تا بخواد به حالت قبل برگرده بسیار طول میکشه و کلی ضرر و زیان میبینه. بهترین و سریعترین راه طی کردن مسیر براساس روند تکامله.

    منی که هم اون مسیر حرص و طمع و یه شبه پول دار شدن رو رفتم و هم این مسیر تکامل رو دارم میرم واقعا فرق بین این دو راه رو میفهمم و الان خیلی خوب میتونم تشخیص بدم که کدوم مسیر سریعتر و راحتره وخداروشکر میکنم که خداوند منو با سایت آشنا کرد و آگاهی های استاد عزیز رو در اختیار من قرار داد تا من بتونم آروم آروم خودم رو از این چاهی که توش انداخته بودم بیرون بکشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    رستا بانو 717 گفته:
    مدت عضویت: 1050 روز

    سلام حضور دوستان عزیز استاد و مریم عزیز

    امیداورم سلامت شاد باشین

    ممنونم استاد جان

    کلی استفاده کردیم

    کلی کلی درس داشت کلی عشق بود

    خدارو شکر

    از خودم خیلی تشکر میکنم که وقت میزارم فایل گوش میدم کامنت میزارم لذت میبرم

    خدارو شکر

    استاد ممنونم که هی یاد آوری میکنید که تکامل باید طی بشه

    ظرف وجودمون باید آماده بشه

    عجله بی عجله

    بزاریم روند قانون طی بشه

    مثل همیشه عالی و بی نظر موفق باشین همه گی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: