مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 110
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه













به نام خدای مهربانم
سلام خدمت استاد و همراهان عزیز
واقعا عالیه که هر قدم همرمانی داره با اتفاقات اون روز من و ایده هایی که باید انجامشون بدم
در مورد موضوع ترس که هربار من دارم رو خودم بهتر کار میکنم هربار ترس هایی هست که باید باهاشون روبرو بشم و هربار سرعت روبرویی بیشتره از قبل و وااقعا واقعا ترس ها توهمن
ریشه ترس برمیگرده به احساس لیاقتی که تکیه ش به عوامل بیرونیه و راهکارش اینه که رو احساس لیاقت بی قید و شرط کار کنم در مورد موضوعات مختلف اینطوری میتونم با ترسام حرکت کنم
موضوع اینه که در حین ترسیدن حرکت بکنم و ایمانمو نشون بدم
واقعا خداروشکر برای آگاهی های ثروت بک برای این مسیر که با هییچ مقدار ثروتی نمیتونستم اینو بدست بیارم بخدا
چقدر خوب شد که این قدم برداشته شد و این فایلو گوش کردم چون یه ترسی بود که منو گرفته بود مه رفتم داخلش و الان احساس سبکی عالی ای دارم واقعا خداروشکرر برای هدایتاش
ممنونم ازتون استاد عزیزم
سلام
یکی از پاشنه های آشیل خودم همین عدم درک قانون تکامل هست که ضربه های زیادی خوردم
قبل از آشنایی با استاد یه دوستی داشتم که گفت یه شرکتی را پیدا کرده که اگه پولت را اونجا بزاری سود بالایی میده فکر کنم میگفت سرمایه ات در عرض یک سال 4 برابر میشه و من هم که قانون تکامل را نمیدونستم ماشینی که زیر پام بود را فروختم و ریختم تو این کار و چند ماه بعد کل اون سیستم ناپدید شد و دیگه هم نتونستم پولم را بگیرم و این درس بزرگی به من داد و دیگه وارد این شرکت ها نشدم تا اینکه با استاد آشنا شدم و وقتی فهمیدم قوانین چطور کار میکنن دیگه صددرصد به حرفهای استاد عمل کردم و از اون موقع ضرر نکردم یعنی پولم را با حرص و طمع سرمایه گذاری نکردم قبول کردم که باید آرام آرام رشد کنم از مسیر توانایی هام و ایجاد ارزش
یک بار هم چند سال پیش یه دوستی که به دفترم میومد گفت اگه پول داری یه کاری بهت میگم که میتونی خیلی زود سرمایه ات را بیشتر کنی و خودم هم تو این کار سرمایه گذاری کردم و شروع کرد به توضیح دادن یکی از همین شرکتهای هرمی بعد از اینکه حرفهاش تموم شد گفتم نه من اصلا دور این کارا نمیرم و دیگه توضیح اضافی ندادم یادمه با تمسخر بهم گفت من فکر میکردم تو آدم باسوادی هستی و فکر اقتصادی خوبی داری ولی الان فهمیدم هیچی نمیدونی و من هم با آرامش گفتم حالا شما این جور فکر کنید من هیچی نمیدونم
و گفت من خونم را فروختم گذاشتم تو این کار و یه مغازه داشت اون هم بعداً فروخت و گذاشت تو این شرکت و دو سالی شد من ازش خبر نداشتم ولی میشنیدم که کسانی دیگه هم ازشون پول گرفته بود و یکی بود خونه اش را فروخت و داد به این دوست ما که براش سرمایه گذاری کنه
حدود دو سال بعد تو دفترم نشسته بودم این دوست اقتصاددان ما اومد تو دفترم و گفت یه خونه دارم میخوام اون هم بفروشم گفتم باشه تو همین حین گفت تو خوب کاری کردی اون موقع که بهت گفتم بیای تو اون شرکت سرمایه گذاری کنی نیومدی کل پولم رفت شرکت ناپدید شد و یه خونه و مغازم رفت کلی هم به اطرافیان بدهکار شدم چون من گفتم که پولهاشون را تو این سیستم بزارن الان هم یه خونه دارم که باید بفروشم تا بتونم بدهی هام را بدم و همون موقع بود که تو ذهنم اون حرفاش را مرور کردم و یاد حرفهای استاد افتادم که چقدر دقیق قوانین را آموزش میدن و حتی یک کلمه هم در این موارد با این دوست عزیز حرف نزدم، گفتم اشکال نداره یه موقع اینجوری میشه دیگه و رفت
واقعا درک این قوانین و عمل به آنها نه تنها پول به حسابمون میاره بلکه جلو خیلی از ضررها را میگیره
چون به حرفهای استاد ایمان دارم خیلی زود قبول میکنم و هیچ موقع هم وسوسه نشدم که مثلاً با کسی شریک بشم یا ره صد ساله را بخوان یک شبه برم
خدایا شکرت به خاطر وجود استاد عباس منش بزرگوار
استاد شما لایق بهترینهایی چون بهترین آموزشها را به شاگردات انتقال میدی
درود بر خداوند و استاد عزیزم ،بانو شایسته و شما دوستان الهی
اولین ترس که بر اون غلبه کردم ترس از حرف مردم ،ترس از قضاوت شدن (همکاران و اقوامم و دوستان که این یه ورشکسته کامل هست )بود و مصمم شدم حرکت کنم و شهامت را در خود ایجاد کنم که باعث تغییر شود تا شجاعتی بدست آورم برای اهدافم چون هدف داشتم درمسیر بودن را نمینتونستم پایدار کنم که به لطف الله هدایت شدم و آغاز شروع تمام خلق هایم در زندگی ام با توکل به خدا شدم . بیشترین فکری که با من بود ایم بود و دقیقا این ترس ترمزی برای رشد من بود .
در اصل این ترس جزئی از نواقص اخلاقی ام بود و با شناسایی این ترس و توکل بر خدا و حرکت کردن آغاز و نوید بخش روزهای بهتر برایم بود و در ادامه با تمرین و شناسایی های بیشتر نواقص اخلاقی ام شروع به تمرینات و آموزهای استاد در تک تک فایلها کردم و اتفاقات کوچک روز به روز بزرگتر شد و بیگ بنگی در زندگیم رخ داد و ادامه دارد .
بدرود
به نام الله یکتا خدای رزاقم
سلام به همه دوستان عزیز و سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته
شکر وجودتون
استاد چقدر خوب به سوال جواب دادند
چقدر برای من وقتی که میخام برم تو دل مشکلی یا مسئله ی جدیدی رو باهاش رو برو بشم یا کار جدیدی رو انجام بدم همینطوره ترس هام هستند نجواهام هستند ولی ایمانم به خداوند و قانون باعث میشه که شجاعانه حرکت کنم همش فکر میکنم همونجوری که اینهمه تغییرات رو به وجود اوردم و مشکلات رو حل کردم و مسیرم پیشرفتم بهبود یافت این مسئله هم تمام شرایط ایده ها و افراد و راه حل های مناسبش در طول مسیر به من گفته می شود
خدایی رو دارم ک در حال هدایت من است و این همان ایمان منه برای انجام حرکت های بزرگتر
و تازگی به درک جدیدی رسیدم که هرچقدر کار های بزرگ تری رو انجام بدیم کار هایی که نیاز دارند به شجاعت بزرگ تر و ایمان بیشتر به قانون و خداوند البته با رعایت قانون تکامل این کارها باعث می شوند تا بیشتر و سریع تر تکاملم رو در درک قانون طی کنم بیشتر اتفاقاتی رو تجربه کنم که حاصل شجاعانه حرکت کردنم است و این انگیزه ای برای من بشه تا همش در حال حرکت کردن به سمت بهتر بهتر شدن و کشف کردن تمام ناشناخته هایم بشم و از جهان و نعمت هاش استفاده کنم الهی شکرت
و راجب ترفند پونزدی نظری که دارم اینه که اگر همیشه در اون حد از باور باشم که خودم میتونم خیلی زیادتر از این نوع پیشنهاد ها پول بسازم هیچوقت درگیر نخواهم شد
و همچین فردی با این باور ها اصلا در مقابل افرادی که این نوع کلاهبرداری هارو انجام میدن قرار نمیگیرن و در مدار اونها حرکت نمی کنند
و چقدر این عدالت جهان رو لذت میبرم ازش
الهی شکرت
چقدر قشنگ استاد اخر فایل تکرار میکنند که استمرار استمرار و ایجاد باور های مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط باور های مناسب
و مقاومت نداشتن و کنترل ورودی های ذهن
حرف های جامعه رو نشنیدن و …
این کلید کلید خوشبختی کلید ثروت و سعادت و راه طبیعی رسیدن به خواسته ها به راحت ترین شکل ممکن
فقط باید باور کنیم باید حرکت کنیم و تجربه کنیم و ایمانمون رو حفظ کنیم تا تکامل طی بشه
توی مسیر عجله داشتن باعث دور شدن ما از مسیر میشه
و وقتی که تعهد داری رو این باور ها و کلید ها ادامه میدیم نتایج میاد اتفاقات خوب میان لذت ها میان تجربه خلق کردن رو احساس میکنیم
معنویت ما بیشتر میشه
و این همان بزرگ شدن ظرف وجود ماست
اونقدر نعمت وارد زندگی میشه که فقط میتونیم ساعت ها بشینیم و شکرگزاری کنیم
باز هم الهی شکرت میکنم خدایا ک منو در این جهان با این قوانین افریدی با این نعمت ها افریدی و این قدرت رو در اختیار من قرار دادی
من با این اگاهی ها خودم رو لایق بهترین نعماتت میدونم و ازت میخام همه چیز رو از بهترین نوعش به من بدی الهی هزاران مرتبه شکرت
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
چقدر عالی که این زمان برای من مهیا شد تا بتوانم به راحتی و آرامش به این فایل گوش بدهم
همیشه من در زندگی خودم ترس داشتنم
همیشه نگران آینده بودم
همیشه درگیر عواقب و مشکلات کاری بودم که در اینده شاید برای من رخ خواهد داد
چقدر این ترس ها دست و پای من را می بست
سبب می شد که نتوانم به جلو حرکت کنم
سبب می شد که عقب گرد کنم و یا اینکه درجا بزنم
چقدر این حال من را خوب می کرد وقتی که به خدای خودم توکل می کردم و از او کمک می گرفتم
چقدر حال خوب داشتم زمانی که خداوند به کمک من می آید و من را به جلو می برد
آنوقت من مثل همیشه شاد و سرحال هستم
آنوقت من هستم که به راحتی و آسانی روند زندگی من هموار می شود
مثل الان که در مغازه خودم ایستاده ام و در حال گوش دادن به این فایل فوق العاده هستم
با وجودی که هنوز ترس دارم اما خوشحال هستم که در روند کسب و کار شخصی خودم موفق هستم
می دانم که در اینجا که هستم هنوز خیلی جای کار کردن و بهتر شدن دارم
اما
اما
هر بار خدا را شکر می کنم که راه و مسیر درست را به من نشان داده است
ممنون استاد عزیز خوب خودم هستم که راهنما و مشاور ما در این مسیر پر از حس و حال خوب هستند
وقتی که به گذشته خودم فکر می کنم می بینم که چقدر درگیر نجواهای ذهنی خودم بوده ام
چقدر حرف دیگران برای من مهم بوده است
گوش به اخبار و رسانه ها می دادم
همه اینها ترس را در وجود من به وجود می آوردند
سبب می شد که نتوانم به سمت جلو حرکت کنم
این سبب می شد که من نگران فردا باشم و در نهایت دچار ترس و استرس می دم
در نهایت گرفتار یاس و ناامیدی می شدم چرا که تمام سختی های کار به سراغ من می امد
ناامید می شدم و اگر هم می خواستم دست به کاری بزنم انتظار داشتم که یک شبه به موفقیت برسم
صبر نداشتم
تحمل نداشتم
چقدر سختی به من وارد می شد
چقدر حال من خراب می شد
چقدر من درگیر اما و اگرها می شدم
همه اینها از ترس برای من سرچشمه می گرفت
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
چقدر عالی که این زمان برای من مهیا شد تا بتوانم به راحتی و آرامش به این فایل گوش بدهم
همیشه من در زندگی خودم ترس داشتنم
همیشه نگران آینده بودم
همیشه درگیر عواقب و مشکلات کاری بودم که در اینده شاید برای من رخ خواهد داد
چقدر این ترس ها دست و پای من را می بست
سبب می شد که نتوانم به جلو حرکت کنم
سبب می شد که عقب گرد کنم و یا اینکه درجا بزنم
چقدر این حال من را خوب می کرد وقتی که به خدای خودم توکل می کردم و از او کمک می گرفتم
چقدر حال خوب داشتم زمانی که خداوند به کمک من می آید و من را به جلو می برد
آنوقت من مثل همیشه شاد و سرحال هستم
آنوقت من هستم که به راحتی و آسانی روند زندگی من هموار می شود
مثل الان که در مغازه خودم ایستاده ام و در حال گوش دادن به این فایل فوق العاده هستم
با وجودی که هنوز ترس دارم اما خوشحال هستم که در روند کسب و کار شخصی خودم موفق هستم
می دانم که در اینجا که هستم هنوز خیلی جای کار کردن و بهتر شدن دارم
اما
اما
هر بار خدا را شکر می کنم که راه و مسیر درست را به من نشان داده است
ممنون استاد عزیز خوب خودم هستم که راهنما و مشاور ما در این مسیر پر از حس و حال خوب هستند
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خدای بخشنده و مهربان
با سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی
گام چهارم پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
ترس و طمع:در مورد ترس که من خیلی پاشنه آشیل دارم،ترس از حرف مردم،ترس از تنهایی، ترس از اجنه که البته نسبت به بچگی هام،خیلی بهتر شده،که روی اینها باید کار کنم مخصوصا ترس از حرف مردم.
طمع که خداروشکر خیلی بهتر شدم ولی یکبار در سالی که کرم کمپوست مد شده بود گرفتارش شدم با این حال که خودمون سالن داشتیم،کارهای مربوط به رسیدگی به کرمها رو هم خودمون میکردیم به زور بعد یکسال یر به یر شدیم با این تفاسیر که کلی حمالی برامون موند و عذاب وجدانی که اونایی که از ما کرم خریدن اونا چیکار کردن،ولی همون کار هم چندتا نکته داشت که دیگه گرفتار همچین ترفندهایی نشم و نکته جالبتر اینکه اون بنده خدایی که برامون کود میآورد هم سالن داشت،کامیون و تراکتور بیل دار،هم گاوداری داشت یعنی اینکه کود لازم برای اینکار رایگان در میومد هم چندین گارگرداشت هم مایه دار بود یعنی هم امکانات برای راه اندازی تقریبا رایگان برای سالن کرم کمپوست رو داشت ولی اینکار رو نکرد،الان میفهم با اینکه اون بنده خدا بیسواد بود ولی ثروتمند بود و مدارش از ما بالاتر بود و به قول استاد آدمهای فقیر گرفتار ترفند پونزی میشن.
و در مورد جمله آخر که استاد گفتن مجالس حرفهای بیهوده،من همیشه به نزدیکان میگفتم و میگم کسانی که حرفهای چرت و پرت میگن و شوخی هایی میکنن با چاشنی فحش واقعا همیشه یه جای زندگیشون میلنگه.
خداوند بابت شنیدن این آگاهی ها از تو سپاسگزارم
ربنا،اهدنا صراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین
سلام ودرود بر استاد عزیزم…
وای استاد خیلی عالی بود
این ترفند پونزی که توضیح دادید قشنگ چندین نفر از اقوام اومدن تو ذهنم که دقیقا طبق چیزی که شما فرمودین بخاطر سود بیشتر بعد از چند ماه پولاشونو ازدست دادن و حالا برای برگشت پول هم میگن فعلا همشو نمیتونن برگردونن.
خیلی حرفاتون منطقی و فوق العادس بنظرم قشر ثروتمند تلاش میکنن خودشون پول بدست بیارن یا جاهای مطمئن سرمایه کذاری میکنن ولی افراد فقیر فقط میخوان بشینن خونه و سود پولشونو بگیرن
واقعا درسته…
من قبل از اشنایی با شما استاد، از چشم زخم و خیلی چیزاها میترسیدم و اینهارو خیلی بزرگ کرده بودم برای خودم اما حالا دیگه دارم تلاش میکنم نترسم
مثلا برای چشم زخم باوری که ساختم اینه که بدون اذن خداوند برگی از روی درخت نمیفته و کسی نمیتونه با چشم زدن من، مانع رشد و پیشرفتم بشه
چون میگم هنه ی اینها به اون فرکانس های من ربط داره
من اگه باور نداشته باشم به این اتفاق هیچ کسی نمیتونه منم چشم بزنه یا سحروجادو کنه پس دیگه بهش بال و پر نمیدم و دیگه باورش ندارم
و سعی میکنم فرکانسمو بالا نگهدارم و مدام باخودمبگم خداوند مراقب منه و هیچ قدرتی برتر از قدرت خدای عزیزم نیست
سلام درود استاد نازنینم واستاد شایسته عزیز.
ترس طمع دو اسلحه بزرگ شیطان هستند.
بارها و بارها ما توی زندگی این تجربه داشتیم .
وهربار هم سعی میکنیم مثلاً طمع نکنیم
اما به خاطر باور کمبود ویا عزت نفس پایین
یا عدم باور لیاقت در کسب درآمد راحت روان.
باز هم خیلی راحت در دام میافتدیم.
من بارها به خودم گوشزد میکردم که من خام این حرفها نمیشم .
اما چند وقت پیش یکی از دوستانم به من زنگ زد
پیشنهاد خرید دولار از دایی خودش که از آمریکا آمده بود داد با قیمت بسیار پایین.
اولش مقاومت داشتم برای اینکه چرا با این قیمت پایین وحس خوبی نداشتم.
اما شیطان خیلی راحت از طریق باور کمبود کار خودش کرد وچقدر قشنگ منو مجاب کرد که
تو الان پول خرید دروهارو نداری.
با این سود میتونی چند تا دوره راحت بخری.
و البته که من بعد از دوسال دوره هارو بصورت تکاملی خریدم وتا الان هیچ پولی دستم نگرفته
و اون بنده خدا هم تمام زندگشیو از دست داده.
اما در مورد ترس همینطوره شیطان مدام سعی میکنه از طرق مختلف ادمو نام امید کنه .
بطور مثال چند وقته مدام بیخ گوش من مدام از اوضاع بد اقتصادی وضعیت بی در پیکر دولار میگه
و اینکه تولید تو این مملکت فایدهای ندارد وبرودتو کار دلالی وچقدر قشنگ با دلایل منطقی صحبت میکنه و جالب ذهن هم خیلی راحت می پذیره
و بعد تیر خلاص از طریق ترسوندن می زنه
که اگه همینطور ادامه بدی ور شکست میشی
راه دیگری نیست ببین فلانی چطور بدبخت شد
و به نظر من تنها و تنها راه مقابله با این وضعیت
درک توحید واین احساس که خدا پشت پناه منه و با توکل. جفت پا پریدن بر روی ترسها ست .
چون واقعا اگه میدون بدیم بهش از کاه کوه میساز ه
و روزگار ادمو سیاه میکنه.
من همیشه این سوال از دوستانم می پرسم خدا رو قبول داری و همه میگن معلومه که قبول داریم این چه سوالی میپرسی.
من میگم حالا قدرت خدارو چقدر قبول داری .
میتونید توی مشکلات فقط به اون تکیه کنید .
و با آرامش راهتو ادامه بدی مثل ابراهیم در برابر آتش نمرود یا موسی در برابر فرعون نه اینها پیامبر بودن .
باشه مثل مادر موسی که فرزندشو در نیل خروشان با اون تمساحای چند متری معروفش.رها کرد.
من به شخصه برای رسیدن به یک زندگی سرشار از نعمت سلامتی ثروت تنها راه برای من توی این اوضاع احوال این جامعه فقط درک توحید و شناخت قوانین و سپردن صددرصد اموراتم به خداست.
اینکه شاخکها مو تیز کنم تا بتونم هدایتا های که از طرف خدا میاد بگیرم که این کار در آرامش و احساس خوب امکانپذیره
در پناه حق.
درود فراوان بر استاد عباس منش عزیز و سرکار خانم شایسته عزیز
گام چهارم ترس و طمع
استاد واقعا این مطلبی ک گفتین بیشترین افرادی ک درگیر طمع یا همون پونزی میشن افراد فقیر هستند خیلی واسم جالب بود چون من خودم چند ماه پیش با یک گروه تلگرام آشنا شدم ک وام میداد اونم وام مبلغ بالا با سود و بازپرداخت خوب ک بدون هیچ درنگی تو دام افتادم و همون قضیه ک بدون اینکه بخوام راه تکاملو طی کنم خواستم یک شبه راه چند ساله رو برم و با شکستم مواجه شدم اینجاست ترس و طمع مکمل هم میشن چون ترس داشتم با خودم میگفتم چجوری این مبلغ و میدن با این سود و این شرایط خودمو قانع میکردم ک یه جای کار میلنگه ولی باز از اون طرف طمع و نجواهای شیطانی بیشتر تو وجود من ریشه میکردن و منو درگیر میکردن ،البته از وقتی با استاد آشنا شدم روی خودم کار میکنم و به قول استاد تا حرف از اینجور چیزا میشه سریع فرار میکنم یا بحثو عوض میکنم
اما اگ بگیم ترسی نداریم ک دروغ گفتیم بلاخره ترس همیشه هست ترس از شکست
ترس از آینده، اما اون چیزی ک میتونه من خودمو آروم کنه و کمتر درگیر این ترس ها و نجواهای شیطانی بشم قطعا به قدرت مطلق خدواند هست قدرتی ک حتی به اجازه خودش حتی برگی از درخت نمی افته .و هر وقت ترسی میاد تو وجودم فقط به قدرت خداوند و توحید فکر میکنم ک بدون شک آرامش میگیرم خیلی وقت ها بوده کاری میخواستم انجام بدم نمیتونستم ولی وقتی به خودش عتقاد و ایمان آوردم سپردم به خودش اون کار خیلی راحت و بدون دغدغه و دردسر واسم درست شده خداروشکر میکنم ک از وقتی روی خودمکار میکنم ترس و طمعم کم شده چون هیچ وقت از بین ک نمیرن ولی میتونیم با کارکردن روی خودمون تا حدی به ترساندن غلبه کنیم
خداوندا سپاسگزارتم ک مرا به سمت نور و ایمان هدایت کردی
خداوندا شکرت ک در زمان مناسب و مکان مناسب هستم سپاسگزارم