مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 108


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1340 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته و شما عزیزم که عزیز خدایی که الان اینجا هستی .

    خوب بریم سر قرارمون ، پیدا کردن نکاتی که فعلا از فایل درک کردم نوشتنشون و در طول روز هر چقدر تونستم بشون فکر کردن و عمل کردن .

    _برای همه پیامبران و کارآفرین ها و انسان ها ی موفق ترس ها بوده فقط تونستن با وجود ترس ها توکل و حرکت کنند .

    هنگامی که از چیزی میترسی خود را در آن بیفکن زیرا گاهی ترسیدن از چیزی از خود آن سخت تر است

    امام علی(ع)،حکمت 175 نهج البلاغه

    امروز دو تا آپشن داشتم ،از خیابان همیشگی بروم که احساس امنیت و بلد بودن دارم یا از خیابان شلوغ تر و ناآشنا تر که ترسش برام بیشتر بود و من دومی را انتخاب کردم. وقتی خواسته داری و می خواهی که بهش برسی باید بهاش را بپردازی! ترس شک و دودلی ابزار شیطان هستند.

    علت عمده ترس ها ،ترس از دست دادن است .

    ترس از دست دادن عزیز

    ترس از دست دادن سلامتی

    ترس از دست دادت پول

    ترس از دست دادن جوانی

    ترس از دست آمدن امنیت

    ترس برای این است که می خواهی هر جور شده آنچه داری را حفظ کنی در ضمن اینکه بهش چسبیدی باور کمبود و تموم شدنش را هم. داری .

    چه بخش از آموزه های خود را برای غلبه بر ترس، پیشنهاد می کنید؟

    به اندازه ای که ایمانتان قوی تر بشود ترس ها تون کمتر می‌شود و نتایج می آید. وقتی نتایج پدید می آید که این ترس ها تغییر کرده باشد .و بگی اوکی هر اتفاقی بیفتد خیر است با اتفاقات پیش میروم خدا کمک می کند خدا که سیستمش عوض نشده ! قبلا که هیچکدوم را نداشتم به کمک سیستم خدا خلقش کردم پس دوباره هم خدا لطف می کند و اتفاقات خوب را رقم می‌زند و به هر دلیلی از بین برود بازم به دست می آورم. این دلیل کم شدن و از بین رفتن ترس هاست.

    اما هر زمانی روی خودت کار نکنی و ایمانت را تقویت نکنی ورودی ها را کنترل نکنی حواست به نجواهای ذهنیت نباشد ،مسلما همین ترس ها شروع به رشد می کنند و قدرت حرکت را ازت می گیرند.

    اگر قانون را درک کنی نه تنها ثروت وارد زندگیت می شود بلکه از کلی ضرر هم جلوگیری کردی با قانون تکامل خودت را دربرابر سودجوها ایمن و مسلح می کنی .تا اونجایی که می توانی به قانون عمل کن.

    کلید خوشبختی و سلامت و ثروت : استمرار استمرار استمرار، ایجاد باور های مناسب ، پذیرفتن بی قید و شرط باور های مناسب مقاومت نداشتند برابر باور های مناسب ، کنترل ورودی های ذهن ،نشنیدن حرف های جامعه‌ است. در قرآن آمده سخن لغو نشوید. نباشید توی اون جمع جلوش را بگیر که وارد ذهن تو نشود

    لَهْو (به فتح لام و سکون هاء) از واژگان قرآن کریم به معنای مشغول شدن توأم با غفلت است.

    راغب می‌گوید: لهو آن است که انسان را از آنچه مهمّ است و به دردش می‌خورد مشغول نماید.

    خدایا ما را جزو فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر قرار بده خداجونم میشه مارا به خودت مشغول کنی(:

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    الهه استادی گفته:
    مدت عضویت: 2778 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عملگرا و دوست داشتنیم، و خانم شایسته ی جسور و نازنینم. استاد جونم دورتون بگردم که ارزش پرداخت بها رو به این قشنگی برامون گفتین. استاد جونم وقتی من دوره های تخصصی کودک رو گذروندم، بارها و بارها مدیریت کلینیکمون بهم گفتن برات مراجع بزارم و من مداوم میترسیدم و میگفتم باشه حالا یکم دیگه رو خودم کار کنم، یکم دیگه مطالعه داشته باشم و… و استاد جونم دقیقا یه سال پیش یادمه داشتم روی جلسه ی دوم و سوم ثروت 3 کار میکردم و یهویی استادم تماس گرفتن و‌گفتن برات مراجع گذاشتم، دوشنبه زودتر بیای کلینیک که قبل از جلسه، پرونده رو مطالعه کنی! و من الان یکساله که دارم کار تخصصی کودک انجام میدم، و هر روز که گذشته مراجعینم بیشتر و بیشتر شدن و استاد جونم مدیرمون وقتی میخوان منو توی کلاس یا دوره ای معرفی کنن، میگن درمانگر من که خانواده ها براشون سرو دست میشکونن! خدایا هزاران هزار مرتبه شکرت../ استاد جونم قبل آشنایی با شما یه ساعتم نمی‌تونستم توی خونه تنها بمونم، ولی به لطف خداوند و دوره های ارزشمند شما، الان پتانسیل این رو دارم که تا شبم خونه تنها بمونم، و از جمله الگوهای فوق العاده ی من، عملکرد شما و جسارت خانم شایسته ی نازنینم بودین و هستین. امید که هر روز که میگذره بتونم بیشتر و بیشتر برم تو دل ترسام. استاد جونم توی سفر جنوبم به ترس از تاریکی و تنهایی، دریا و پرواز ، سوار اسب و شتر شدن و… غلبه کردم و انجامش دادم، بیشتر تلاش کردم به ترسهام غلبه کنم و استاد جونم ترکیب باورهای خوب و تکامل مثل معجون عمل می‌کنه! استاد جونم یکی از باورهای فوق العاده ای که توی ترس ارتباطات با جهان پیرامونم کمکم کرده آینه که گفته بودین: جهان سرشار از مردمان بینظیر ، فوق العاده، دوس داشتنی، مهربان، صادق و نازنینی است که از هرجهت به من کمک می کنند…

    استاد جونم چقدر این تکامل رو دوست دارم، قربونتون برم به برکت فایل های فوق العاده ی شما، ما هیچ قسط و قرضی نداریم، چون تلاش میکنیم تکاملمون رو بسازیم و زندگی دلخواهم رو خلق کنیم..

    خدایا من به هر خیری که از سمت تو به من برسه محتاجم، من تسلیمم تو به من بگو چیکار کنم، تو منو هدایت کن به مسیر راستی و درستی و پاکی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1772 روز

    به نام خدای مهربانم .

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته فوق العاده با این پروژه های تغییر مدار.

    خدایا شکرت برای یک روز زیبای دیگه فرصت زندگی بهم دادی و بتونم در مورد قوانین تو در بهترین سایت توحیدی کیهان

    درپا بزارم الهی شکرت .

    انقدر اگاهی ها زیادن نمیدونم از کدومش بنویسم هدایت اومد در مورد طمع و ترس بگم با دیدگاه خودم

    اسلحه شیطان ترس هست و همیشه وجود داره تا در این جهان مادی زنده هستیم با ما هست راه فرارش فقط

    میتونه قوی کردن توکل ایمان به خدا باشه که ترس ها کمتر بشن به قول استاد عزیزم که پیامبران هم ترس بوده

    باهاشون ولی با وجود ترس ایمانشون میچربیده به ترس هاشون و حرکت میکردن و پیروز میشدن با حرکت در ترس

    پیروزی میاد هر چی به زبان بگم که کاری نمیکنه باید در عمل نشون بدن نمیترسم زمانی که حرکت کردم تو دل

    اون ترس واهی رفتم یهو درها باز میشه با ایمان به خدای بزرگ همه چی درست میشه طمع هم اسلحه شیطانه

    که میخاد ما قانون تکامل را رعایت نکنیم و تو دام عجله با ترس قدم برداریم و مثل خود شیطان از مدار خداوند

    خارجمون کنه باید همیشه بریم تو دل ترسهامون وقتی تو وارد ترست شدی یعنی مهاجرت کردی به مدار بالاتر

    و شجاعت خودت را نشون دادی بهاش را با رفتن به دل ترس پرداخت کردی بها دادن یعنی همین رفتن تو دل ترس

    و حرکت کردن با وجود ترس که همشون از کنترل ذهن همون تقوا در قران میاد همه چی کنترل ذهن هست باید برای

    کنترل ذهنمون هم ورودی های ذهن تغذیه روحمون را حواسمون باشه چی به خوردشون میدیم همین نشنیدن

    حرفهای چرت و پرت گوش ندادن به اکثریت جامعه اگر دقت کرده باشیم اگر ما داریم رو خودمون کار میکنیم ورودی های

    خوبی به خودمون میدیم در این سایت یک نفر اگر بیاد حرفهای خارج از قوانین بزنه و اگر گوشش کنیم قشنگ

    میفهمیم احساسمون بد میشه فرکانسمون پایین میاد و ترس فرکانسش میخاد شروع کنه در ذهنت مرور کردن

    حرفهایی که باعث مشغولیت ذهنت شده خیلی مراقبت کنیم از روحمون مثل کودکمون ازش مراقبت کنیم

    مگه ما میزاریم بچمون حرفها و صحنه های بد نگاه کنه روحمون هم از این جدا نیست از کودک درونمون همون

    روح خداوند که در وجود ما امانت هست از زمان تولد با ما بوده تا پایان عمر زمینی با ما هست اگر باورش

    کنیم مثل فرزندمون ازش مراقبت میکنیم و تغذیه خوبی بهش میدیم

    بی نهایت سپاس از استادان عزیزم دوستون دارم بی نهایت .

    خدا نگهدارتون .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    معصومه مقدس گفته:
    مدت عضویت: 1969 روز

    بنام خالق هستی که همه چیزم هستی

    با سلام خدمت استاد عزیزم و همه همراهان گرامی

    گام 4: مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»

    1- همه ما ترس هایی داریم که با داشتن این ترس ها عمل میکنیم توکل میکنیم و حرکت میکنیم

    اخرین نمونه من این بود که هم از کار قبلی بیرون بیام که خب نیاز داشت بر این ترس و حاشیه امنیت واهی غلبه کنم

    و هم دومین کاری که باید میکردم اینکه کارهای دیگه رو هم قبول نکردم که بتونم بر روی خودم کار کنم وکار خودم شروع کنم

    و من دارم به خودم یاد میدم که اینکه من همیشه به دنبال ثبات هستم اصلا برای من خوب نیست

    چون کلا ماهیت وجودی ما حرکت داشتن هست و در جریان بودن هست و بارها و بارها به خودم میگم معصومه تو یک عمر درمسیر غلط بودی و الان باید انقدر تمرین کنی تا یادت بیاد که ذات وجودی تو با سکون که اسم ش گذاشتی ثبات همخوانی نداره

    این برای تو سم هست این مانع رشد تو هست

    اینکه ذهن تو ناشناخته ها رو پس میزنه حتی اگه برات خوب باشه و حس خوبی هم داشته باشه ذهن تو پس میزنه و دنبال یک چیز اشنا هست هر چند اون برات درداور باشه

    مثل بودن در محیط زندگی با خانواده ای که کلا مثل شمال و جنوب در دو قطب مخالفی هستیم که هی این فاصله داره بیشتر هم میشه ولی یک چیزی در درونت حتی با درست کردن کلنجار و بحث و دعوا داره کاری میکنه که تو در همین مدار بمونی و رشد نکنی و نمیزاره تو از این محیط به طور فیزیکی دور بشی چون ذهن تو اول این اجازه دور شدن نمیده وقتی اون بتونی کنترل کنی و افسارش به دست بگیری قطعا در دنیای مادی هم جهان این تغییر به وجود میاره

    این چالشی هست که این روزها دارم بهش میپردازم که درست بشه

    و جالبه در حین نوشتن این متن برام بیشتر موضوع واضح شد و بیان شد

    خدایا شکرت برای این اگاهی در لحظه

    این قدرت نوشتن هست و این همه استاد میگن کامنت بنویسید کامنت بخونید

    2- وقتی میخوای به یک خواسته برسی باید ایمانت نشون بدی باید بهاش بپردازی

    در مورد مستقل شدن اینکه بتونم برای خودم جدا زندگی کنم اون توکل نیاز داره که همه چیز رها کنم البته که ترس هایی دارم که محدودم کرده مثل اینکه من زن هستم

    اینکه اگه جایی پیدا نکنم

    اینکه نتونم از عهده مخارج زندگی بربیام و اینکه الان کار خاصی هم ندارم و در یک مکان هم شاغل نیستم و سیار دارم کار میکنم و کاری که از طریق یکسری اشناها داره برام مشتری میشن و کار میارن

    که البته همشون دارم بیان میکنم همشون محدودیتی هست که ذهن من داره که باید روی همه این ها کار کنم با یاداوری اینکه خداوند میتونه به هر شکلی برای من مشتری بیاره

    اینکه به هر شکلی برای من یک خونه برام مهیا کنه

    البته این ها رو الان چند روزه شروع کردم به خودم میگم و البته که تو این روزها با گفتن این جملات دلم گرم شده

    3 – استقبال از تغییر

    این یک نکته بسیار خوبی هست که اگه داشته باشیم خیلی میتونه ما رو رشد بده

    چون این یعنی ذهن امادگی داره واسه بهبود پیدا کردن و اینکه اصلا نگران نیست که به ناشناخته ها ورود کنه

    در این زمینه من یک اتفاقی در همین دیروز افتاد که من نگران وسایل و دارایی هام شدم که نکنه فلان فرد در زمانی که نیستم وسایلی که نیاز دارم یا دوست دارم خراب کنه

    بعد گفتم که هم اولا که خداوند محافظشون هست و بهش سپردم و دوم اینکه خداوند میتونه کمک کنه دوباره داشته باشم و مهیا کنم و بهترش برام بیاره

    البته که ترس هست ولی با تکرار و تکرار مداوم مجبور میشه که صداش بیاره پایین و بیشتر سکوت کنه

    ولی هست فقط صداش خفیف میشه

    4 – ترس های متافیزیکی من هم اصلا نداشتم کلا چیزی با خرافات درگیر باشه اصلا باوری نداشتم و نمیترسیدم هرگز و باوری چون نداشتم د رنتیجه ترسی هم نداشتم

    5- در گذشته ترس از طرد شدن در بچگی داشتم و این ترس وقتی بزرگ شدم در یک رابطه ای که برام خیلی مهم بود فرافکنی کرده بودم که واقعا برام خیلی درس داشت و بهم یاد داد که باید به خودم وابسته باشم و خودم دوست داشته باشم و من کمبود در عشق به خود دارم و روی این کار کردم و خدا رو شکر خیلی خیلی خیلی بهبود پیدا کردم و با وجود اینکه ترس داشتم ولی حرکت کردم و ایمان نشون دادم و الان میبینم که این ترس توهمی هست که بخاطر دوست نداشتن خودم وجود داشت و د راین شرایط اصلا کسی نمیتونست دوسم داشته باشه چون افرادی بودن که واقعا عاشقم بودن ولی میدیدم که حتی اون ادم ها هم عشقی که میدادن و من نمیپذیرفتم و باب میل من نبود و همش برمیگشت به درون خودم

    5- ترفند پونزی

    خوشبختانه من هرگز در این ترفند ها گیر نیفتادم البته به من همین چند مدت پیش یک کاری پیشنهاد شد ولی اصلا همون ابتدا ریجکت کردم طرف

    و من از ابتدا خدا رو شکر در این بخش مالی یکجوری درک داشتم که نمیشه با این روش های هرمی به پول رسید و کلا حس درونم میگفت همیشه کلاهبرداری و نباید گیر این افراد بیفتم و حتی من در شرکت های بیمه هم دوست نداشتم کار کنم با اینکه دوستانم صدها بار پیشنهاد دادن بهم ولی هرگز نپذیرفتم

    ولی جدای این حس درونی همیشگی

    استاد یک راه حل بی نهایت عالی بهم دادن که در تمام زمینه ها نه فقط مالی از اون استفاده میکنم

    و اون هم عجله هست!!!

    هرجا عجله باشه قطعا شیطان هست!!!!!

    این من به شدت خیلی خوب یادگرفتم

    چون کلا ادم عجولی بودم

    البته این عجول بودن درمورد مسایل مالی نبود بلکه رسیدن به خواسته یا مثلا حتی در درست کردن یک غذا عجول هستم و دوست دارم از زمانم بهتر استفاده کنم و در این زمینه یکم عجول بودم

    ولی حتی در مورد اون هم یادگرفتم عجله نکنم و از اشپزی لذت ببرم و عجله کردن در همین هم کار شیطان که من لذت اشپزی کردن از دست میدم

    دوستان در هرررررررررررررررررررررر چیزی این جواب میده

    هرجا بهت گفته میشه حتی اگه ذهنت میگه عجله کن فرصت از دست میره

    حتی در روابطم حتی در داشتن یک واکنش در عصبانیت در هر رررررررررر چیزی دارم ازش استفاده میکنم

    هرجا عجله بود بدون شیطان اونجاست!!!!!!

    این راه نجات من بوده در این سال ها

    درک درست تکامل هم میتونه کمک کنه که گول شیطان نخوریم و اینکه بی حوصله نشیم و درک کینم که تکامل به معنی طول کشیدن زمانی نیست!!!!

    چون خیلی ها فکر میکنن تکامل یعنی طی شدن زمان زیاد

    چرا؟

    چون درگذشته برای رسیدن به یک خواسته خیلی طول کشیده و سال ها طول کشیده

    ولی درک نکردن که اگه با قانون پیش برن قرار نیست انقدر طول بکشه و گذشته بخاطر اینکه درک درستی از قانون و مسیر درست نداشتن این همه طول کشیده ولی قرار نیست الان هم همون اندازه زمان ببره!!!!!

    ولی دوستانی داشتم که برای طی کردن مسیر موفقیت اومدن از راه های عجیبی برسن و به اسم قانون جذب کلی هزینه کردن و در دوره هایی مثل فنگشویی و باشگاه 5 صبحی و … شرکت کردن و نتیجه ای هم نداشته براشون

    اینکه بجای اینکه بیاد رو خودش کار کنه روی باورهاش وقت بزاره و خودش و تغییر بده

    میخواست با تغییر دادن جای وسایل منزل و این چیزها به ثروت برسه

    اصلا برام بی معنی بود این کاری که میکرد و خب نتیجه ش هم این بود که حتی باوری که به عملکرد درست قانون جهان با افکار ما داشت همون هم خراب شد و کلا برگشت به قبل

    یا دوستان زیادی داشتم که در این شرکت های بیزینسی هرمی فروش وسایل شرکت کردن که خیلی هم اصرار داشتن که من هم برم و خب هرگز نتونستن موفق بشن در راضی کردن من

    ولی همشون با کلی مشکلات اومدن بیرون که کمترین مشکلات میشه گفت هدر رفتن وقت و انرژی شون گفت

    ولی خب من خیلی به داستان های نتایج بد دوستان در سال های اخیر توجهی نداشتم که بخوام خیلی درجریان باشم

    و سعی میکنم به هر شکلی فاصله بگیرم از شنیدن ناکامی های ادم ها و از مدارشون دور بشم

    ولی باز هم به خودم یاداوری میکنم این کلید طلایی استاد که هر کجا عجله بود بدونید که اون فکر شیطانی هست

    که این عجله از باور کمبود میاد

    در هر چیزی

    من در کوچکترین چیزها هم از این استفاده میکنم و مبینیم که چقدر ذهن من نگرانه بخاطر کمبود هر چیزی هر چیزی

    حتی یک هدیه یک موقعیت حتی یک رفتار خوب و با هر بار اتفاقی که میفته به خودم میگم ببین تا کجا ذهنت باور کمبود داره بجای فراوانی و فرصت

    چون همیشه به ما گفتن فرصت یکبار درخونه ادم میزنه یکی از اون مثل های بسیار مزخرفی که بدجور گفته شده و متاسفانه هنوز هم تکرار میشه

    و به دلیل اینکه باورش کردیم خب قطعا فرصت های هی کم و کم تر شده و ادم ها با اطمینان بیشتری میان میگن دیدی گفتم فرصت همون یکبار بود

    کو دیگه فرصت نیست دیدی درست میگفتم

    در حالی که خودمون با ترسمون این ارتعاش فرستادیم که بابا بدو همین یک فرصت هست

    اینکه خدا رو یک موجودی تصور کردیم که همیشه در عجله هست و همیشه با عصبانیت و خشم میگه بیا بندم حالا که انقدرزجر کشیدی این یک فرصت برای تو ولی اگه از دست دادی دیگه نیستا دیگه خود دانی جنبیدی و چسبیدی که هیچ نچسبیدی تا ابد باید حسرتش بخوری

    همش ما رو ترسوندن

    و حالا تربیت کردن این ذهن با این فکر که همیشه فرصت هست همیشه بهبود هست

    همیشه اگه چیزی بره بهترش میاد

    این ها زمان نیاز داره که تکرار بشه و باور پذیر بشه برامون

    استاد عزیزم بی نهایت از تمام اگاهی هاتون سپاسگذارم و تلاش میکنم در زندگیم عملی استفاده کنم

    خانم شایسته عزیز خیلی از شما سپاسگذارم برای این پروژه

    خدایا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم

    مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به انها نعمت دادی

    در پناه خدای همیشه هدایتگر که وعده هاش حق باشیم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2005 روز

    بنام خدای مهربان

    کامنت دوم

    تمرین؛تمرین؛تمرین

    تجربیاتی را به یاد بیاورید که به خاطر عدم درک قانون، در دام ضررهایی با الگوی ترفند پونزی افتادید.

    تقریبا یک ماه پیش من با یه شرکتی آشنا شدم ک کارش بازاریابی شبکه ای بود فروش آنلاین محصولات پوست و مو و بدن

    کلاسها آنلاین برگزار می‌شد و روزی می‌شد چن جلسه هم برگزار می کردن

    من 3 تا پشتیبان داشتم و ک هرکدوم ب نحوی سعی می‌کرد منو تحت تاثیر قرار بده

    ک چقد عالیه

    چقد زود میتونی رشد کنی

    پول بسازی

    حامی بشی

    گروه بزنی

    و…

    و محصولات و معرفی میکردن و هرکدوم هم کلی از مزایاش میگفتن ک عالیه

    و آموزش ترفند فروش و تکنیک فروش و ..

    رو آموزش میگفتن ک تو باید زرنگ باشی با طرز حرف زدنت مشتری رو جذب کنی

    وگرنه مشتری تو میبرن و..

    خلاصه من هی داشتم از مسیر خودم دورتر میشدم و درونم میگفت ک ی چیزی ایراد داره

    چرا باید خودت با اکانت فیک پیام بدی ب خودت و از محصولات قدردانی کنی..

    و پست رضایت مشتری درست کنی و‌.

    خلاصه و چون من هنوز تازه آشنا شده بودم میگفتن خودت خرید بزن از محصولات استفاده کن بعد بده ب بقیه ب عنوان تستر

    آقا من کل پولی ک داشتم 1 ونیم بود ک همه شو خرید زدم

    و سفارشم بعد 10 روز ب دستم رسید ک تقریبا میشد یک ماه ک من با این گروه آشنا شده بودم

    وقتی از محصولات استفاده کردم دیدم اصن کیفیت ندارن اون چیزی ک میگفتن نبود

    همه ش قومپوز الکی بود

    چقد لایو الکی برگزار میکردن ک یکی شو 10 دقیقه نتونستم تحمل کنم

    چون قشنگ داشت بهت توهین می‌کرد

    قبلش چقد تعریف کرده بودم از محصولات پیش خواهرهام و آشناها

    حتی برای جذب مشتری ب کسایی زنگ زدم ک آگاهانه ارتباطم و باهاشون قط کرده بودم

    چون درمدار مناسبی نبودن

    واین درس بزرگی برای من داشت

    اولا ،تا از چیزی مطمئن نشدی دست ب اقدام نزن

    دوما، هرجا حس کردی ک مسیرت اشتباهه همونجا دست نگهدار و از اون مسیر خارج جو

    و قلبت بهت میگه چی درسته و جی غلط

    و ی چیزی ک امروز متوجه شدم این بود ک:

    من خییییلی عجله دارم ک از لحاظ مالی نتیجه بگیرم و خییلی هم زود میخوام این روند طی بشه و یهویی ب خواسته ام برسم

    چرا؟؟؟

    چون ب بقیه ثابت کنم ک مسیر من درست بود و شما اشتباه فکر می‌کردید

    چون بقیه تایید م کنن

    و ازم تعریف کنن

    نیاز ب تحسین و توجه

    و برای همین چند کارو عوض کردم

    چرااا چون فکر میکردم ی کار خاص میتونه منو ب ثروت برسونه

    از کار تو مرکز مو

    از کار تو مرکز پوست

    کارآموزی تو عکاسی اونم یک هفته خخخخخ

    بهم گفتن باید2 سال کارآموز باشی تا یاد بگیری و مسلط بشی

    خوب ک فکر کردم دیدم ارزش نداره این همه وقت بزارم اونم بدون دستمزد

    چون علاقه نداشتم دیگه نرفتم

    کار تو کارگاه خیاطی چون ساعت کاریش زیاد بود نرفتم

    و آخری هم همین شرکت بازاریابی

    امروز آجیم زنگ زد گفت زکیه ی دوره آموزش دوخت لباس زیر گرفتم خییلی راحته

    راحت میتونی بدوزی و بفروشی

    بعد ذهنم شروع کرد ب حرف زدن

    اررره راست میگه از این دوره ی مجلسی ک راحتتره و ساده اس

    و راحت هم میتونی بفروشی

    ی کم ذهنم درگیر شد ک ایده ی بدی نیست

    بعد ک رفتم تو غار حرای خودم اتاق مخصوصم

    ب خودم گفتم زکییییییی

    تو مگه نگفتی دیگه این شاخه اون شاخه نمیکنی

    مگه هرکاری تکامل خودشو نمیخواد

    مگه هرشغلی پتانسیل ثروت ساختن و نداره

    مگه تعهد ندادی ک قدم ب قدم پیش بری و دیگه تمرکزت رو یکجا بزاری لیزری

    حالا هم قبل هرکاری باید باورت و درست کنی

    و بعد خداوند بهت الهام میکنه تو مسیر ک چ قدمی برداری

    و چ ایده ای و عملی کنی

    در زمان مناسب ب خواسته ات میرسی

    درمورد قسمت دوم تمرین،

    موقعی ک دانشجو بودم سال 93

    یکی از استادهامون گفت ک تو ی موسسه سرمایگذاری کرده ، ک 100 میلیون ازش پول بردن

    گفت اول خوب سود پولها رو میدادن و برای همین اعتماد کردم و پول قرض کردم و بیشتر دادم بهشون ک یکباره نیست شدن

    سالن 97 هم صاحب سالنی ک توش کار می‌کردم 50 میلیون داد ب یکی از مشتری های ثابتش ک سرمایه گذاری کنه براش.

    خود ایشونم بنده خدا طعمه بود

    و سرکار گذاشته بودنش

    همسرش و دوست همسرس

    یادمه ب منشی سالن هم گفتن ک اونم ب شوهرش زنگ زد و 10 تومن ک کل دارایش بود و فرستاد براش

    ولی بعد یک ساعت شوهرمنشی زنگ زد پشیمون شد و گفت پولو پس بده نمیخوام

    و خداروشکر اون پولشو پس گرفت

    و حتی پسر دایی خودم دوسال پیش 50 تومن داده بود ب یکی از آشناهامون ک براش سرمایه گذاری کنه ک پولش رفت

    چرا تمام کسایی ک دچار ترفند پونزی میشن فقرا هستند

    و چرا همه جز جهان سوم هستن

    بخاطر مداری ک درش قرار دارن

    بخاطر باور کمبودی ک دارن

    چون میگن همین یک فرصته دیگه تکرار نمیشه

    بخاطر حرص و طمع و آز

    واقعا مثال های استاد وسوسه انگیز بود.

    اگه منم بودم گرفتار میشدم

    چرا تروتمندا اغوا نمیشن

    چون اینقدددد باور ب فراوانی دارن

    اینقد موقعیت های عالی و شرایط خوب دارن ک اینا اغوا شون نمیکنه

    و درمدارشون نیستن

    چون در مدار خداوند آن

    و خداوند منشا تمام ثروتها و نعمتها و خوشبختی و سعادت و امیده

    و ثروت چقددد معنویه

    چقد زیباست

    چقد الهیه

    جقددد آرامش بخشه

    خدایا هدایتم کن ب راه کسانی ک ب اونها نعمت دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1183 روز

    به نام خداوند مهربانم که هر چه دارم همه رو از او دارم من بی تو هیچم

    سلام بر استاد آگاهم و سلام به مریم بانو شایسته عزیزم

    ممنونم استاد عزیزم با این فایلهای بی نظیرتون که همه چیز درآن پیداست و ما هم راهنمایی میشویم و آگاهتر متشکرم

    ترس و طمع حیله شیطان است که خرابکار ذهن هستن و نمی‌ذارن که ذهن درست عمل کند و باروهای محدود کننده رو در ذهن میسازند

    وقتی ترس داری یعنی قدرت خدا رو باور نکردی و ترس نگرانی و ناامیدی رو به همراه داره و ما رو از مسیر رسیدن به خواسته ها دور می‌کند و باعث میشه لذت نبریم احساسه خوب نداشته باشیم و شکر گزار نباشیم کنترل ذهن نداریم و فرکانس خوب نفرستیم و بعد اتفاقات بد و شرایط بد رخ می‌دهد و خودمون مسؤل هستیم

    چطوری بر این ترس و طمع غلبه کنیم؟

    به نظر من باید بیشتر روی خودمون کار کنیم و با بدست آوردن هر نتیجه کوچک به خودمون یاد آوری کنیم که این اتفاق شانسی نبوده این کار رو خداوند با قدرتش برام انجام داده و قدرت خداوند رو کم کم بپذیریم و برای خودمون باور پذیرش کنیم و ایمانمون با این کار بالا میرود

    ما هیچ توانایی نداریم توانایی و قدرت از آن خداوند است خدایا شکرت سپاسگزارم

    استاد و مریم جانم ممنونتون هستم دوستتون دارم

    دوستان گلم از شما هم ممنونم که کامنت منو میخونین دوستتون دارم در پناه خداوند سالم و ساد و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1863 روز

    به نام خدای مهربون و هدایتگرم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای امروز شگفت انگیزم برای همزمانی ها و هدایت های فوق‌العاده ای ک هرلحظه نشونم میدی الهی شکرت

    گام 4 من مصادف شد با روز تعطیلم روز جمعه ها برای من روز ب خود رسیدن شدید هستش گفتم کارامو بکنم و با خیال راحت بشینم سر گامم ک اتفاق قشنگی خدا برام رقم زد یهو توسط یکی از دوستامون دعوت شدیم بریم ابگرم سرعین ما هم بدون فوت وقت شروع کردیم ب آماده شدن چون تایم کم بود یهو تصمیم گرفته بودن و ب ماهم گفتن واقعا ذوق بچه کوچیکارو داشتم ی هیجان انگار ک تا حالا نرفته بودم وسایلارو جمع کردیم و نیم ساعت نشده اومدن دنبالمون رفتیم و شروع کردیم ب اب تنی، ابدرمانی ک رفتیم از این سرسره آبی ها داره ولی من فوق‌العاده فوبیاشو داشتم و هیچ وقت نخاستم امتحانش کنم دیدم بچه ها رفتن ب منم گفتن توام بیا هی میگفتم بابا من میترسم و اینا میگفتن چیزی نیس ک بیا بریم ترس نداره با اکراه رفتم همشون رفتن سوار شدن من تا دمِش رفتم سوار نشدم از پله ها اومدم پایین ولی ی چیزی درونم قلقلکم میداد هی میگف مگ تو بخدا ایمان نداری هیچی نمیشه برو خلاصه رفتیم دوباره آب تنی من شنا بلد نبودم خیلی دلم میخاس ک یادش بگیرم جز برنامه هام هست البته فوق‌العاده دوس داشتم ک ب اون بی وزنی برسم و روی آب بمونم دوستم ک دید خیلی علاقه دارم گف بیا من کمکت کنم چیزی نیس یاد میگیری در عرض 10 دیقه من روی اب بودم یکی از هدف هام تیک خورد پا گذاشتم روی ترسم چون من فوبیای خفه شدن تو اب رو داشتم میگفتم هیچ وق یاد نمیگیرم ولی شد چون خودم خاستم بببببیییییین ینی یه حال عجیبی دااااااشت ک نمیتونم توصیفش کنم چقدددددددد ریلکسیشنی ک داشت مزه داد رهاااااا فارغ از همه چی میشی وای خدای من باورم نمیشد صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم دیدم اینو تونستم گفتم بچه ها بریم میخام سوار سرسره هم بشم پا گذاشتم رو ترس واهی ک داشتم و رفتم تووووووو دلش ینی دو تا ترس و واهمه ای ک توهمی بیش نبودن رو انجام دادم و چقد انرژی گرفتم و باز هم مثل بچه ها خوشحال بودم و راضی از خودم ب خودمون اومدیم دیدیم 3 ساعت و نیمه ک تو آبیم انقد ک خوش گذشت وقتی از ی جای گرم میای بیرون اون سرمای خوشگل میخوره ب صورتت یجوری حالمو جا آورد ی چایی زدیم و اومدیم خونه بلافاصله ک رسیدم کارام و انجام دادم ک گامم رو انجام بدم دیر نشه دفتر مشق و خودکارامو برداشتم شروع کردم ب نوشتن و استارت زدم و صدای استاد قشنگم پخش شد :

    ترس ها توهمن……

    الله و اکبر منی ک هدایت شدم ب اونجا و فایل امروزمو گوش نکرده بودم پا گذاشتم رو ترسهایی ک همیشه باهام بودن و تصمیم گرفته بودم هیچ وق اون سرسره رو امتحان نکنم شنا هم هرموقع فرصت شد برم یاد بگیرم شاید از نظر خیلی ها اینا چیزی نباشن خیلی سطحی ب نظر برسن ولی برای من خیلیییییی بزرگ شده بودن و تبدیل ب فوبیا شده بودن بعدم بیام ببینم ک کار خداااااا بود ینی حرف استاد مهر تاییدی شد برام ک آفرین همینه ب اندازه ای ک ترسم کم میشه ایمانم قوی تر میشه و میتونم کارای زیادتر و بزرگتری انجام بدم الهی صدهزار مرتبه شکرت

    هرروز در زمینه قانون تکامل هم سعی میکنم خوب عمل کنم و عجله نکنم قدم ب قدم پیش میرم و طمع ندارم از همون اولم نداشتم قبلا بخاطر کمبود عزت نفس بود الان بخاطر رعایت تکامل و داشتن عزت نفسه ک باور دارم در زمان و مکان مناسب و مشخصی ک من ظرفم بزرگتر شه ایمانم قوی تر شه داده میشه بهم من باید ب ایده هایی ک میان و هدایت میشم بهشون گوش کنم و بدون ترس و با ایمان بخدای خودم قدم بردارم و عمل کنمممم الهی شکرت

    استمرار

    استمرار

    استمرار

    ایجاد باورهای مناسب ،پذیرفتن بی قید و شرط همون باورها ،کنترل ورودی های ذهن ،نشنیدن حرف های جامعه…

    کلید ثروت و نعمته

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ک منو لایق این هدایت ها میدونی و کمکم میکنی بشنوم و عمل کنم

    اسناد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای مهربون و قشنگم بی نهایت عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مهدی وثوق گفته:
    مدت عضویت: 2182 روز

    گام چهارم – پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    .

    سلام

    همون اوایل اشناییم با استاد و شنیدن داستان آلفردو پونزی خدا هدایتم کردو فاصله فرکانسی زیادی با این قبیل پیشنهادها پیدا کردم. خداروشکر چیزی الان یادم نمیاد که بخام در راستای تمرین یادداشتش کنم.

    اما طمعی که وصل میشه به باور کمبود تو زندگیم مشهود هست.

    مثلا ذهنم میگه از فلان چیز الان که ارزونه و بعدا باز لازمت میشه بیشتر بخر، انبار کن.

    یا فلان چیز که جا داره و مشتری میخادش، پس بالاتر بفروشش و موارد دیگه ای که با همین ماهیت درگیرش هستم، که تا الان با عبارت »انصاف« داشته باش، تا حدودی تونستم جلوشو بگیرم اما متاسفانه عملکردم ضعیفه و دلم میخاد اگاهی بهم برسه و هدایت و رشد پیدا کنم.

    —————

    هر ترس و تشویشی که مربوط به :

    – مرگ، مُرده ها و قبرستون

    – تاریکی و جن.

    – ورد ، جادو یا دعانویسی.

    – تنهایی یا ترد شدن.

    – احتمال سرقت یا زورگیری

    – احتمال حمله هر گونه حیوانی در دریا یا صحرا

    – رفتن به هر مدل محیط جدید یا ناشناخته ای تو دنیا

    – هر گونه تغییر و هرگونه تجربه ی جدید

    زنجیر هایی بودن که خوب میدونم قبل آشناییم با استاد و اموزش هاشون ، حسابی محدودم کرده بودن اما خداروشکر تا حد خیلی زیادی بهشون غلبه کردم و میشه گفت دیگه نگرانی راجبشون ندارم.

    خیلی بی کله و سریع اقدام و استقبال میکنم ولی کماکان خودمو نیازمند به حمایت و هدایت خدا میبینم.

    کامنتم وارد حاشیه میشه وگرنه از حرکت های زیادی که در جنبه های مختلف انجام دادم ، در حالی که ادمای کمی بخاطر توهم ها و احتمالات احتمالی حاضر به انجامش نیستن، مینوشتم .

    میخام مستقیم برم سر اصل مطلبی که واسم موهبت ها و تجربه های دلپذیری به وجود اورده و خیلی ازین بابت راضیم.

    خونواده،، دوستا گه گاهی که در جریان یه سری پروژه ها یا حرکتام قرار میگیرن، ازم میپرسن چطور نترسیدی؟؟؟

    اعتراف میکنم هربار به اونا میگفتم کلید ترس تو مغزم تعبیه نشده و با دیالوگ های خفن، خودمو سوپرمن جلوه میدادم .

    اماااااااا راستشو بخام بگم :

    من واقعا میترسم، هر بار.

    اما به لطف خدا یادگرفتم در عین ترس اقدام کنم ، بهش غلبه کنم.

    چون به این باور رسیدم ؛ ترسیدن و فرار کردن از چیزی که میترسونت،

    رنج و ترس بیشتری از روبه رو شدن باهاش داره.

    .

    خداروشکر بخاطر باور به عبارت بالا، هر چیزی که بخاد منو وادار کنه که ازش بترسمو فرار کنم، باعث میشه معکوس عمل کنمو برم تو دلش تا ترس ترسیدنم از بین بره.

    ( چقد این فیدبک ذهنمو دوس دارم و چقد دلم میخاد وقتی بهم بگن نمیتونی انجامش بدی، مثه ماجرای ترسیدن،، انگیزه بگیرمو انجامش بدم. با تمام وجودم در این خصوص از خدا تقاضا حمایت و هدایت دارم. )

    در کل خوووب میدونم این توانایی غلبه بر ترس ها، که با کار کردن رو باورهام در من شکل گرفته ، بخاطر محدودیت هایی که تو مغزم از قدیم بود، به وجود اومده.

    رو این موضوع کار کردم و الان با قدرت، عناوین بالا رو یادداشت کردم و امیدوارم بلاخره بتونم به تنها ترسی که تو ذهنم مونده غلبه کنم…

    در واقع وقتی استاد تو این فایل راجب ترس ها و توهم ها صحبت کرد، فهمیدم الان از هیچ چیزی اندازه بی پولی نمیترسم.

    ترس ازینکه مبادا در اینده از پس هزینه هام برنیام.

    مبادا اتفاقی بیوفته که پول کم بیارم .

    مبادا نتونم پول بسازم.

    و چندین و چنتا ترسی که کاملا میدونم توهمه اما نمیدونم چجوری از استراتژی حمله کردن بهش، استفاده و مغلوبش کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    در این خصوص گیج و سرگمم …

    نمیدانم.

    تو این مرحله با مطرح کردنش ، سهم خودم رو تو این پروژه انجام میدم و امیدوارم خدا از فضل و رحمتش بر این سعی و تلاش های من بیفزاید و هدایتم کن به راه راست.

    راه کسانی که خیلی شیرین و راحت به نعمت ها و خواسته ها میرسن.

    نه راه کسانی که رو خودشون یا دیگران حساب میکنن و ناکام موندن.

    نه راه کسانی که حتی فکر میکنن هیچ راهی نیست برای رسیدن به نعمت ها و خواسته ها.

    الهی آمین .

    +1724

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 42 رای:
    • -
      سلیم صادقی گفته:
      مدت عضویت: 1279 روز

      به نام الله مهربان

      سلام دوست عزیز

      در پاسخ به این ترس ها و همه ترس ها پیشنهاد میکنم که هر خواسته ای و اتفاقی رو با قانون خداوند و طبق عملکرد و پاسخ دهی جهان هستی بررسی کنید

      منظورم اینه که دسترسی و امکان پذیر بودن هر اتفاقی رو چه خوب و چه بد رو اول در قالب قوانین خدا بررسی کنید و بنویسید تا نتیجه رو درک کنید

      منطق اصلی و اساسی که میتونه به این ترس ها که گفتید خیلی راحت غلبه کنه اینه که تا زمانیکه شما روی خواسته درامد بهتر و بیشتر تمرکز کنید و کار کنید و هماهنگ بشین با کار کردن ذهنی و جهت دهی آگاهانه افکارتون به سمت خواسته بهبود درامد و خلق ثروت و بیاد اوردن الگو و منطق های محکم و یومنون بالغیب بودن و باور کنید که شما هر روز میتونید فارغ از شرایطتون درامد و پول بیشتری رو اسانتر و بیشتر از قبل با کار کمتر و زمان کمتر و هزینه کمتر سود بیشتری رو بسازید طبق قاون خداوند شما به مسیرها راه حل ها راهکارها و اتفاقاتی هدایت میشین که نتیجهش تجربه اسان درامد بالاتر و اسونتر هست

      چون جنس افکار شما روی باور فراوانی و امکان پذیری درامد بیشتر به اسانی در شرایط فعلی هست و جهان راهی نداره جز اینکه به جنس افکار شما پاسخ بده

      و امکان نداره که بی پولی یا درامد کمتری رو تجربه کنید به هیچ وجه

      دلیلش این هست که تمرکز شما و کانون توجه شما روی خلق ثروت و درامد بیشتر بصورت آگاهانه هست

      و لاجرا درامدتون صددرصد یا اطمینان و یقین بیشتر و بهتر میشه و امکان نداره کمبود پول رو تجربه کنید

      در پناه الله مهربان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      امین حسینی گفته:
      مدت عضویت: 1708 روز

      درود بر تو مهدی جان

      خیلی جالبه که همین امروز داشتم در مورد این موضوع با خانمم صحبت می‌کردم. در مورد ترسی که مدت هاست برای شروع کسب و کار شخصیم دارم. ترس از اینکه ابتدای شروع کارم سخت مشتری و درامد بدست بیارم و ترس از هزینه های زندگی و… و جالب اینجاست که همونجا یک هدایتی درون قلبم گفت تو با ایمان به ما شروع کن و ترس هات رو به ما واگذار کن. ما برای تو کافی هستیم…

      این موضوع رو به همسرم گفتم و قرار شد ترس هامون رو کنار بزنیم و باهم شروع کنیم.

      جالب ترهم اینکه من از ابتدای این پروژه دارم فایل هارو گوش میکنم، و امروز که این هدایت رو داشتم به این آگاهی های فوق‌العاده هدایت شدم و بعد از اون کامنت شمارو خوندم که دقیقا ترس من رو داری و میخوای مثل من شروع کنی!! همه این هدایت ها پشت سر هم من رو مطمئن کرد به انتخابم..!

      از اعماق وجودم برات آرزوی موفقیت میکنم مهدی جان و ازت ممنونم که با کامنت زیبایی خودت هدایت من رو تکمیل کردی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سیداحمد میرابوالقاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2182 روز

    سلام بر استاد گرامی و بانو شایسته

    سلام بر دوستان هم سایتی و هم فرکانسی و همدوره ای

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر

    مدیریت 2خرابکار ذهنی بنام ترس و طمع

    همیشه ترس ها با ما هستند در حالی که ترس داری باید حرکت کنی و عمل کنی

    بر ترس ها باید غلبه کرد باید به دل ترس ها رفت

    شجاعت و ایمان برای حرکت

    برای رسیدن به خواسته ها باید بهاش رو پرداخت کرد

    عزت نفس، ایمان، توکل به خدا باعث شجاعت می شود

    ترس ها و نگرانی ها ابزار شیطان هستند

    به استقبال تغییرات باید رفت

    به اندازه ای که ایمان قوی تر می شود ترسها کمتر میشود

    اگر روی باورها کار نکنی ممکن است نجواها دوباره قدرت بگیرند و ترس ها هم قدرت بگیرند

    کسانی دچار ترفندهای پونزی میشوند که در مدار فقر باشند، کسانی که قانون کیهان را نمیدانند گرفتارش میشوند، ثروتمندان کسانی که از راه درست و طی کردن قانون تکامل به ثروت رسیدند به هیچ عنوان گرفتار این نوع ترفندها نمیشوند، تمام کسانی که گرفتار ترفند پونزی میشوند فقرا هستند

    من هم یکی از اون افرادی بودم که دچار این نوع ترفندها شدم، چون در مدار قانون نبودم، چون عجله داشتم، چون طمع داشتم، چون ترس از آینده و فقر در آینده داشتم، به خاطر همین خیلی راحت و آسون و ساده گرفتار این نوع ایده ها شدم و خیلی سرمایه و پول رو از دست دادم، برای اولین بار در همون سالهای 83و84 که شرکت گلدکوئست در ایران فعالیت خودش رو شروع منم توسط معرفی از طرف یکی از دوستان صمیمی وارد این شرکت شدم و هم خودم و هم خانواده و هم تعدادی زیادی از دوستان رو به این شرکت وارد کردم و کلی پول و سرمایه وارد شدیم و کلی پول و سرمایه از دست دادیم، و بعد از این همه ضرر گفتم دیگه دچار این نوع ترفندها نمیشوم ولی در سال 1400 مجدد وارد این نوع ایده ها شدم و با یک ترفند دیگر و به شکل دیگر وارد شدم و باز کلی پول از دست دادم چون به قول استاد در مدار فقر بودم، چون میخواستم ره چندساله رو یک شبه طی کنم، چون واقعا طمع و عجله و ترس داشتم، ولی خداوند منو خیلی دوست داره … به خاطر همین به این سایت بینظیر و این استاد بینظیر و این دانشجویان بینظیر هدایت شدم که این نوع طرز فکرم عوض شود، تا با یادگیری قوانین کیهان و ایجاد باورهای مناسب و کارکردن روی باورها و تمرین و استمرار، استمرار و استمرار بتونم قدمهای بعدی رو درست طی کنم و ایده های مناسب رو دریافت کنم، الهامات خدا رو درک کنم با کار کردن روی باروهای توحیدی، به هدایت خداوند دل بسپارم تا خدای عزیزم با هدایت هر ثانیه فکر و ذهن و قلب و روح و گفتار و رفتارم به خوشبختی و سعادت برسم

    گام چهارم

    2025/01/03

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  10. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1317 روز

    الهی به نام تو

    قدم 4

    قدم به قدم پیش میرم تا مهاجرت کنم به مدار بالاتر

    تعهد میدم به گفته سعی کنم عمل کنم

    -همه ما یک سری ترس ها داریم ،ترس ها همیشه با ما هستن این ماییم که نباید متوقف بشیم بخاطره ترسا،با اینکه میترسی قدم براری ،باید توکل کنیم و شروع کنیم ،وقتی یه خواسته داری و برات مهم باید بهاشو بدی ،باید ایمانتو نشون بدی ،

    باورهای خوبو مدام به خودت بگی ،من میدونم خداوند بهم کمک میکنه ،اتفاقات خوب میوفته و خداوند کمک میکنه،درست میشه خدا یه راهی پیدا میکنه.

    ترس ها توهم هستن واقعی نیستن ،با تمام وجود باید وارد ترس هات بشی

    ایمان قوی تر =ترس ها ضعیف تر

    صدای خداوند،صدای آرامشه،صدای امید ،صدای حال خوب

    صدای شیطان ،ترس،ناامیدی ،شک و دو دلی،صدای شیطان خشم .

    من روانشناسی 1 خریدم و با اینکه هنوز کامل روش کار نکردم اما اینو یا تمام وجودم حس کردم و نتایجشو دیدم ،،،روانشناسی ثروت 1 آروم آروم سوارخ های سطلو میبنده و از هزینه های الکی جلوگیری میکنه از ضرر جلوگیری میکنه و باعث میشه پولات اگه تا قبل برات نمیموند و برا هرچیز چرندی خرج میشد،دیگه اون خرجا از بین میره.

    نتیجه دوره های استاد اینکه میتونی به موفقیت برسی و بالا بری و مهم تر از همه اینکه پایین نمیایی…..

    خدایاشکرا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای: